کتاب پیک صفحه (مجموعه پیام‌های صفحه فیس‌بوک سید احمد الحسن)

مطالبه‌ی مظلومیت شیخ رحیم شکری

سلام و رحمت و برکات خداوند بر شما.
ما محکوم می‌کنیم و آنچه را که شیخ بزرگوار رحیم شکری (خدا حفظش کند) درخواست کرده است مطالبه می‌کنیم؛ چرا که ایشان شخصی است که در معرض ظلمی بزرگ قرار گرفته است.

آنچه موجب شد تا ما این مطالبه را مطرح کنیم مطالبی است که از مکانی که شیخ رحیم شکری (خدا حفظش کند‌) در آنجا در بازداشت بوده به من رسیده است. جایی که ایشان در کنار خود تعدادی از مردم ربوده‌ شده را می‌بیند که از شدیدترین شکنجه‌های جسمی رنج می‌برند.

شیخ رحیم از آن مکان خارج شده است اما آن اشخاص ربوده‌ شده همچنان در آنجا باقی مانده‌اند (کسانی که شیخ رحیم شکری تشخیص نداده است که آیا از فعالان مدنی هستند یا از صدری‌ها یا اهل‌ سنت یا دیگر فرزندان مردم مظلوم عراق و فقط توانسته است هویت یک شخص سنی ربوده‌ شده را که همراه وی در همان سلول بازداشت شده بود شناسایی کند).

شیخ رحیم شکری میانجی‌گری‌های عشایری را نپذیرفته، اصرار کرده است که قانون و سیستم قضایی مسیر خود را برای نجات این ربوده‌شدگان طی کند؛ پس لازم است جناب آقای وزیر کشور به اجرایی‌ کردن دستورات قضایی برای دستگیری و بازخواست این باند و حامیان‌شان مبادرت نماید و مقری که در آن افراد ربوده‌ شده را زندانی کرده‌اند جست‌ و جو کند مردم را نجات دهد و اسیران آن‌ها را (اگر زنده هستند‌) آزاد کند.

چرا‌ که اینکه این کار بر او واجب است؛ زیرا او وزیر کشور همه‌ی عراقی‌هاست نه رهبران سازش‌کار بدر یا مجلس؛ بنابراین اگر او فرد فاسد یا مجرمی را در رهبران بدر یا مجلس یا وابستگان‌شان ببیند لازم است این شخص از اولین کسانی باشد که اقدام به بازخواست از او می‌شود به خصوص هنگامی که تأخیری در اجرای دستورات قضایی به وجود آمده باشد.

برخی از این افراد متأسفانه به‌ جای اجرایی‌ شدن دستورات صادر‌ شده برای دستگیری‌شان تا هم‌ اکنون آزاد گذاشته شده‌اند تا به جرایم خود ادامه دهند و کار به جایی رسیده است که شاهدان را تهدید می‌کنند تا از شهادت‌ دادن دست بردارند و چون شاهدان به این تهدید بی‌اعتنایی کرده‌اند اقدام به تهمت‌ زدن به شهود و دستگیری آن‌ها کرده‌اند.

ما همچنین از سید عمار حکیم انتظار داریم که این باند را بازخواست کند و از آن برائت بجوید؛ چرا که این افراد از پیروان او هستند. اگر اقدامات فوری برای مهار این گروه و بازخواست از آنان صورت نگیرد مردم مظلوم عراق باید بدانند (و شکی در آن نیست‌) که چه کسانی این باندهای آدم‌ربایی و ترور را تشکیل می‌دهند.

و چه کسانی از آن‌ها پشتیبانی می‌کنند و به‌ خصوص نامه‌های پیوست‌ شده (حکم‌های بازداشت) روشن می‌سازد که این باند آدم‌ربایی چه کسانی هستند و هر عراقی می‌تواند وابستگی آن‌ها را دنبال کند و اینکه آن‌ها چگونه سعی می‌کنند خودشان را به‌ وسیله‌ی این وابستگی از مسائل قانونی در امان بدارند و حتی تا آنجا پیش بروند که بی‌دلیل به حریم شاهدان تجاوز کرده به دستگیری آن‌ها ادامه بدهند.

هر خانواده‌ی عراقی که عضوی ربوده‌ شده دارد باید این باند را پیگیری و فرزندان خود را مطالبه کند، به‌ خصوص اهالی استان بابل، الاقضیه و نواحی تابع آن و بغداد و نواحی تابع آن.

جزئیات این ماجرا در ادامه طی آنچه شیخ بزرگوار رحیم شکری (خدا حفظش کند‌) نوشته است خواهد آمد. بعد از اینکه این باند اقدام به ربودن او و چهل روز شکنجه‌اش کردند خداوند نجاتش داد:

«بسم الله الرحمن الرحیم
سلام و رحمت و برکات خداوند بر شما
(دادخواست و درخواست محکومیت)
به نخست‌وزیر، دکتر حیدر العبادی
به وزیر کشور، آقای قاسم الاعرجی
به استاندار بابل، آقای صادق مدلول سلطانی
به سازمان‌های جامعه‌ی مدنی و حقوق بشر
به همه‌ی عراقی‌های شریف
و به همه‌ی انسان‌های غیور استان بابل

برای توقف این نمایش مسخره‌ای که در استان بابل روی صحنه آمده است ورود کنید!
یک باند تروریستی ذی‌ نفوذ وجود دارد که اسم و پوشش مقامات امنیتی را به کار می‌گیرد تا آدم‌ربایی‌ها و شکنجه‌ی هم‌وطنان را به‌شکلی وحشیانه و پست اجرا کند و با کمال تأسف افرادی وجود دارند که شرافت شغلی‌شان را فروخته با آن‌ها همکاری می‌کنند و آن‌ها را پوشش می‌دهند!

ماجرایی که حیثیت و آبروی مقامات امنیتی و قضایی را در استان بابل به‌ سبب وجود برخی اشخاص روانی که بی‌هیچ مانع و وجدانی دیوانه‌ی شکنجه‌ کردن هم‌وطنان عراقی و ایجاد رعب و وحشت برای آن‌ها و خانواده‌هایشان هستند زیر سؤال می‌برد!

من شیخ رحیم کاظم حمد شکری (خطیب حسینی و استاد حوزه‌ی علمیه در نجف اشرف‌) با مدرک کارشناسی ارشد در علوم اسلامی از دانشگاه المصطفی در استان بابل، در اطراف خیابان قاسم بن امام موسی بن جعفر(ع) بعد از خروج از مراسم عزاداری امام کاظم(ع) توسط یک باند مسلح مجرم ربوده شدم.

آن‌ها در خیابان به‌طرز بی‌مانندی اقدام به ضرب‌ و‌ شتم بنده کردند، به نحوی که تمام بدنم خون‌آلود شد.
آن‌ها مرا به مقر خود بردند و شدیدترین و بی‌رحمانه‌ترین شکنجه‌های بدنی و روانی را بر من روا داشتند طوری که در بدنم عضو سالمی باقی نماند. آن‌ها مرا به‌ مدت چهل روز چشم‌ بسته نگه داشتند؛ به‌طوری که حتی شب و روزم را هم متوجه نمی‌شدم و این بر بینایی بنده نیز اثر گذاشت!

آن‌ها خودروی شخصی بنده از نوع BMW با پلاک (34692) و تلفن همراه و بعضی از وسایل شخصی‌ام را نیز از من گرفتند. بعد از اینکه خانواده و برادرانم ربایندگان را شناسایی و از آن‌ها به مقامات امنیتی و قضایی بابل شکایت کردند و بعد از صدور دستورات قضایی برای دستگیری بعضی از آن‌ها، آن‌ها مرا آزاد کردند به این شرط که از شکایت صرف‌نظر کنم و چیزی نگویم وگرنه مرا به قتل خواهند رساند.

پس از آزاد‌شدن، شکایتم را پیگیری کردم و شکایت خود را به «حسن فدعم» وابسته‌ی مجلس اعلای اسلامی ارائه کردم؛ چرا که مالکان خودرو و ربایندگان و مقر شکنجه‌ی آنان شناسایی شده بودند.

بنده خودم هم آن‌ها را شناسایی کردم و توسط شاهدان و دوربین‌های امنیتی (که توانستیم به آن‌ها دست یابیم و به‌ عنوان مدرک به دادگاه و دستگاه‌های امنیتی تحویل دادیم‌) نیز شناسایی شدند. بنده انتظار داشتم حق خود را از این تروریست‌های مجرم بگیرم.

ولی جای شگفتی و تأسف دارد: اینکه این باند همچنان به حملات خود ادامه می‌دهند و برای خود جولان می‌دهند و قرار بازداشت آن‌ها اجرایی نشده است. آن‌ها در قالب گروه‌هایی که لباس نظامی به تن داشتند به خانه‌های شاهدان و از جمله پسر‌عموی خودم و شوهر دخترم عرفان صبار شکری (ربوده‌ شده) هجوم بردند و او را تهدید کردند که اگر از شهادت‌دادن دست برندارد به او تهمت دسیسه‌ چینی خواهند زد؛ طوری که به‌ هیچ‌وجه نتواند از آن خلاص شود.

ما این واقعه را به دادگاه منطقه‌ی هاشمیه اطلاع دادیم و آن‌ها بعد از چند روز تهدید خود را عملی کردند، گروهی مسلح آمدند که بعضی از آن‌ها لباس مأموران امنیتی بر تن کرده بودند و همراه خود وسایل اتهام‌ زدن به دسیسه‌ چینی را به خانه‌ی عرفان صبار شکری آوردند، او را از خانه‌اش دزدیدند و از او تصاویری منتشر کردند مبنی بر اینکه او تروریست است و می‌خواهد عملیات تروریستی انجام دهد و این کار در برابر دیدگان دادگاه و دستگاه‌های امنیتی صورت پذیرفت!

در نتیجه به‌ جای اینکه تروریست‌ها و ربایندگان دستگیر و مجازات شوند و حق و کرامت مرا برگردانند، این عملیات مجرمانه را با ربودن شاهد «عرفان شکری» با اتهام دسیسه‌ چینی تکمیل کردند و ما در حال حاضر از سرنوشت او هیچ اطلاعی در دست نداریم!

این تبهکاران همواره با تهمت‌زدن به شاهدان ماجرای ربوده‌ شدن بنده، برای فشار‌آوردن بر آن‌ها تلاش می‌کنند تا آن‌ها از شهادت‌ دادن کوتاه بیایند و شکایت بنده و انتقام‌جویی از آنان باطل شود!

بنابراین به هرکسی که عزت و آبروی عراق، دستگاه قضایی و نیروهای امنیتی عراق به‌طور کلی و به‌ خصوص بابل برایش مهم است می‌گویم: آیا عاقلانه است این باند، آزادانه رها شوند در حالی که در استان بابل به ربودن، اخاذی و شکنجه‌ی هم‌وطنان با برق و وسایل شکنجه به‌روشی وحشیانه اقدام می‌کنند؟!

آیا عاقلانه است این باند عنان‌ بریده، رها شوند و در استان بابل حمله کنند و جولان دهند بی هیچ بازخواست یا نظارتی؟ چرا که این باند نفوذ دارد و عناوین رسمی حکومت را به کار می‌گیرد؟!

آیا عاقلانه است وضعیت به‌طور کامل واژگونه شود و شخص قربانی و خانواده‌ی او با تهمت‌های ناروای حیله‌ آمیزی مجازات شوند؟!

آیا عاقلانه است این عده در زمانی که کشور در شرایط سخت با تروریسم وهابی داعشی روبه‌روست آزادانه رها شوند تا فتنه و آشوب به پا کنند؟! به چه حق یا قانون یا دینی به این افراد اجازه داده می‌شود که بر هم‌وطنان مسلط شوند به آن‌ها اهانت و آن‌ها را شکنجه و هتک‌ حرمت کنند؟!

و در پایان، خطاب به همه‌ی مقاماتی که نگران هستند به تمامی انسان‌های شریف و هر کسی که حیثیت و آبروی عراق و آبروی استان بابل برایش مهم است تکرار می‌کنم و درخواست می‌کنم:

با قدرت و در اسرع وقت برای توقف این فاجعه‌ی زشت ورود کنید و این باندی را که در استان بابل فتنه و فساد و ترس ایجاد می‌کنند متوقف کنید؛ زیرا ظلم (چه در دنیا و چه در آخرت‌) ظلمات و تاریکی است.

رونوشت به:
ـ نخست‌وزیر، دکتر حیدر العبادی.
ـ وزیر کشور، قاسم اعرجی.
ـ استاندار بابل، آقای صادق مدلول سلطانی.
ـ سید عمار حکیم.

پیوست:[1]
ـ تصاویر قرار قضایی برای دستگیری برخی افراد این باند تبهکار.
ـ تصاویر کسانی که به دادگاه فراخوانده شدند و از آن‌ها شکایت شده است
».

  • تاریخ انتشار پیام در صفحه فیس‌بوک سید احمد الحسن(ع): 27 ژوئن 2017

Ahmed Alhasan احمدالحسن:
خواهش می‌کنم در موضوع آدم‌ربایی، نام عشیره‌های محترم آن جنابان قرار داده نشود.[2] همه‌ی عشیره‌های عراقی، محترم و برای ما گرامی هستند و در این عشیره نیز (مثل دیگر عشیره‌های محترم عراقی‌) افراد مؤمن و صالح بسیار هستند. اگر یک یا دو نفر از این عشیره دست به کاری پلید بزنند تبعات اخلاقی آن بر آن عشیره تحمیل نمی‌شود.


سید عبدالله الغالبی:
مولای عزیزم، درباره‌ی مؤيد ابومحمد حسناوی امروز بر او وارد شدیم. از شما دعایی می‌خواهم تا او شاد گردد و روحیه‌اش بهتر شود.
آری، به خدا قسم (سرورم‌) فدای چشمای شما شوم.

Ahmed Alhasan احمدالحسن:
از خدا می‌خواهم با شفا و صحت و عافیت بر او منت بگذارد و شکر خدا برای سلامتی‌اش.


علی علی الانصاری:
بسم الله الرحمن الرحیم

«وَ لَاتَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى‏» (هیچ بردارنده‌ای بار دیگری را بر دوش نمی‌کشد).

نامه‌ای به سید احمدالحسن الیمانی
پیش از وارد‌ شدنم به جزئیات می‌خواهم به سید احمدالحسن بگویم اگر تو امام و از نسل علی(ع) هستی باید با مردم انصاف داشته باشی و از هر دو طرف «منازعه» بشنوی و تنها به یک طرف بسنده نکنی! امام ما علی(ع) حتی به یهودی هم انصاف روا می‌داشت.

آنچه خواهم گفت فقط برای تبرئه‌ی خودم نیست؛ بلکه می‌خواهم تو و پیروانت را در پیشگاه خدا به قضاوت بکشانم. من و برادرانم از شیخ رحیم شکری می‌خواهیم در برابر دادگاه و قضاوت کوتاه نیایند (حتی اگر در معرض فشار واقعی از طرف ربایندگان قرار گرفته باشد) تا کار آن‌ها در برابر خدا و مردم رسوا شود. آن‌ها تلاش کردند تا با روش‌های خبیثانه به ما اتهام بزنند، همان چیزی که برای شما هم شناخته‌ شده است.

داستان کامل به‌ قرار زیر است و خداوند به آنچه می‌گویم گواه است:
پس از دو روز از این اتفاق، عمویم با من تماس گرفت. او شیخ عشیره‌ی من و در شهر «القاسم» به عدالت و ایمان شهره است، همان شیخ مهدی حمد (ابوصلاح) معروف. او فقط یک کلمه به من گفت: آیا روز وفات امام کاظم(ع) به کوی عسکری رفتی؟ گفتم بله.

به من گفت: آیا تو شاهد حالت عجیب‌ و‌ غریب او در حین رفتن بوده‌ای؟ گفتم: هرگز.
به من گفت: ‌شیخ رحیم طبق ادعای خانواده‌اش ربوده شده است و اتومبیل تو در هنگام حادثه در همان خیابان بوده و خانواده‌ی او تو را متهم می‌کنند. به او گفتم: شوخی می‌کنید؟! به من گفت: من جدی هستم، من و برادر بزرگم (که در دادگاه شهر القاسم مفتش و بازرس است و در نظر همه‌ی مردم القاسم به پاکی معروف‌) رفتیم.

پس از دیدار با نزدیکان شیخ آن‌ها به من گفتند: ما تو را به ربودن شیخ متهم می‌کنیم. ولی من اتهام را به‌طور کلی و جزئی انکار کرده به آنان گفتم: اگر به کوی عسکری آمدم به این خاطر بود که مسابقه‌ی رئال را ببینم و به خاطر اینکه هوا بسیار بد و غبارآلود بود نتوانستم بروم.

مقدار دید تقریباً در حد صفر بود. آن‌ها این موضوع را می‌دانند. نشستیم و گفت‌وگو ادامه یافت و برادر بزرگم همه‌ی گفت‌وگوهایی را که بین ما انجام شد ثبت و ضبط نمود و فایل ضبط‌ شده موجود است و آمادگی این را دارم که آن را برای شما منتشر کنم. پس از آن ما به آنان گفتیم: ما برای هر چیزی آماده‌ایم و اگر هر گونه دلیلی دارید ما مدیون شما خواهیم بود.

نمی‌خواهم مطلب را برای شما به درازا بکشم. پس از آن شخصی از صدری‌ها را متهم کردند که نامش سجاد است، آن‌ها گروه‌ها را متهم کردند و بنده و برادرانم را متهم کردند؛ در حالی که ما بی‌گناه هستیم؛ همان ‌طور که گرگ در خصوص پسر یعقوب مبرا بود.

آن‌ها مرا به یک حزب سیاسی نسبت دادند ولی من به هیچ گروهی وابستگی ندارم. پس از گذشت بیش از ده روز حقی که از شما و از انصار شما پنهان می‌کردند آشکار شد. فامیل نزدیکشان با آنان به توافق رسید؛ همان طور که خودشان در دادگاه مدعی شدند «فاضل دمک».

بشارت خوبی به ما رسید؛ چرا که آدم‌ربایان حقیقی را می‌شناسند ولی پیروز شدن با گناه آن‌ها را گرفت؛ در حالی که همچنان بر شکایت خود مصرانه باقی مانده‌اند و پس از گذشت 30 روز دستور بازداشت ما صادر شد و شاهدان دروغینی حاضر شدند، یعنی همان فلاح و عرفان که عرفان در حال حاضر ربوده شده است. پس از آن، آدم‌ربایان شیخ را آزاد کردند و ما خدا را سپاس گفتیم و شکر کردیم که او آدم‌ربایان حقیقی را می‌شناسد.

ولی پس از آنکه او نزد خانواده‌ی خود بازگشت به او گفتند: ما عشیره‌ی «مراکصین» را متهم نمودیم و اگر تو آنان را بی‌گناه اعلام کنی علیه ما حق‌دار می‌شوند. پس از این مسئله او بر شکایت خود علیه ما تأکید کرد؛ ولی ما در این اتهام بی‌گناه هستیم. پیش از رفتنمان به دادگاه به سید احمدالحسن می‌گویم: می‌خواهم خود شما حکم کنی. اگر آن‌ها یک دلیل قطعی نزد تو بیاورند ما در مقابل خداوند و شما و همه‌ی مردم مدیون خواهیم بود.

آنان می‌گویند: تصویری از دوربین‌های کنترلی دارند. باید آن را مقابل همه‌ی مردم ارائه و ما را آشکارا بی‌آبرو کنند و اگر دلیل قانع‌ کننده‌ای نداشته باشند پس از تمامی این مطالبی که درباره‌ی من و برادرم منتشر نموده‌اند من (پس از خداوند‌) قانون را قاضی ایشان قرار می‌دهم.

امیدوارم به این نامه‌ی من بی‌توجهی نکنی و گرفتار پیروزی با گناه نشوی به همان صورتی که شیخ رحیم انجام داد.

اطلاعات مهم:
1. کسی که مبلغ فدیه را با آنان به توافق رسید یکی از نزدیکان شیخ است؛ از نزدیکان برادر بزرگ آن‌ها.
2. هنگام بیرون‌آمدن، شیخ گفت: افرادی که او را ربودند اتومبیل‌هایی از نوع تویوتا بی آب سفید بودند.
3. اتومبیل من، رنجرور است که 5 سال است آن را دارم.
4. برادرم که متهم دوم است، در حین حادثه به شهادت بیش از 150 فرد مشخص در موصل بود.
5. برادر بازجوی من در حین حادثه به‌ مناسبت یادبود وفات امام و با حضور بیش از 14 کارمند همراهش در مجلسی حضور داشت.
6. این صفحه، خیالی است و هدف نهایی من از آن همین نامه است.

Ahmed Alhasan احمدالحسن:
پاسخ: خداوند تو را زنده بدارد.
ان‌شاء‌الله بنده از گناه به‌دور هستم؛ نه اینکه فقط مبتلا به پیروزی با گناه نباشم و ان‌شاء‌الله احساسات و هواهای نفسانی بر من حاکم نیست. بنده فقط خواهان حق و برپایی حق هستم؛ هر چند علیه من و نزدیک‌ترین شخص به من بوده باشد!

پس از اینکه برخی از مؤمنان تهدید‌ شدن شیخ رحیم شکری توسط یکی از همکاران نزدیک «حسن فدعم» نسبت به قتل او را در صفحه‌اش به من نقل کردند، بنده پیام بالا را منتشر کردم و مطالب را از صفحه‌ی شیخ رحیم (خدا حفظش کند‌) نقل نمودم. این تهدید به‌ خودی خود جرم دیگری محسوب می‌شود؛ علاوه بر اینکه این تهدید با درجه‌ای بالا بر اتهام مطرح‌ شده علیه حسن فدعم و افرادی که او از آنان کمک می‌گیرد تأکید دارد. (این امکان وجود دارد که برخی از مؤمنان تصویر این تهدید را در پی‌نوشت‌ها منتشر کنند تا کسی که به این مسئله توجه دارد از آن مطلع شود).

به‌علاوه: پس از اینکه شیخ رحیم شکری پیام خود را منتشر کرد، آدم‌ربایانی که موبایل شیخ را در دست داشتند پیام او را از صفحه‌اش حذف کردند. این نیز بر وارد‌ آمدن اتهام دست‌کم نسبت به برخی از متهم‌ها تأکید می‌نماید. بنده شخصاً از این دو مسئله اطلاع حاصل کردم.

اما درباره‌ی مسئله‌ای که جناب‌عالی در اینجا نوشتی، من با دکتر علاء سالم (خدا حفظش کند‌) صحبت کردم تا با شیخ رحیم شکری تماس بگیرد و از او همه‌ی اتفاقات و جزئیات مربوط به نامه‌ی شما را جویا شود و منتظر پاسخ شیخ رحیم (خدا حفظش کند‌) هستم. به‌ طور کلی فکر نمی‌کنم شیخ رحیم بخواهد کسی را آزار و اذیت کند یا مجازات نماید؛ ولی کسانی وجود دارند که از نفوذ حزب خود در دستگاه‌های امنیتی و حشد‌الشعبی سوء‌ استفاده کرده نسبت به شیخ رحیم و افراد دیگری تجاوز کرده، حقوقشان را از آنان سلب نموده‌اند.

به همین جهت کسی که می‌خواهد مسائل را روشن کند (دست‌کم‌) گام اولش توبه و پشیمانی و آزاد‌ کردن ستمدیدگان و بازگرداندن دارایی‌های گرفته‌شده‌ی مردم است و پس از آن می‌تواند درخواست کوتاه‌ آمدن از ادعای قضایی را مطرح کند.

همچنین مجلس و سید عمار حکیم را نصیحت می‌کنم از کسی که با اتهامات آدم‌ربایی و آزار و اذیت دیگر مردم احاطه شده است کمک نگیرند؛ حتی اگر این افراد در دین و اعتقادات یا سیاست با آنان اختلاف داشته باشند.

و وزیر کشور و رئیس پلیس بابل را نصیحت می‌کنم اشخاصی را که وابسته به دستگاه‌های امنیتی در بابل هستند و افرادی را که اقدام به بازداشت شاهد در هاشمیه[1] کرده‌اند و نیز به دو شیعه در «المسیب» اتهام داشتن کمربند انفجاری زده‌اند بازخواست کند.

گویا مردم نمی‌دانند که ایمان‌ آورندگان به این دعوت (یا آن‌گونه که خودشان، پیروان یمانی می‌نامند) شیعه هستند و هرساله به موکب‌های حسینی خدمت می‌کنند؛ به علاوه شما کی چند تن وسایل انفجاری را کشف کرده‌اید که به قلب استان بابل و به مرکز پایتخت رسیده و ارواح بی‌گناهان را ربوده باشد تا اینکه کار شما به آنجا برسد که نارنجک دستی و کمربند انفجاری را (که یکی از پیروان یمانی آن‌طور که شما می‌گویید در پشت بام مخفی کرده باشد‌) کشف و ضبط کنید؟!

این چه نمایش مسخره و بازی بی‌ارزشی است که شما اجرا می‌کنید که حتی بزرگان نظام قبلی نیز آن را انجام نداده‌اند!

  • تاریخ انتشار پیام در صفحه فیس‌بوک سید احمد الحسن(ع): 29 ژوئن 2017

Ahmed Alhasan احمدالحسن:
سلام و رحمت و برکات خداوند بر شما.
هدف از این بیانیه فقط رساندن مطلب به کسانی است که به موضوع رفتار و انصاف با ستمدیده اهمیت می‌دهند. لذا پس از آنکه مطلب را به دیگران رساندیم پیام را حذف خواهم کرد.


Ahmed Alhasan احمدالحسن

#موصل‌ـ‌آزادـ‌شد
الحمد لله.
اما هزینه‌اش واقعاً گزاف بود.
امروز سیاسیون و دیگران برای آزادسازی موصل به یکدیگر تبریک و تهنیت می‌گویند در حالی که:

ـ مادران فرزند از‌دست‌ داده نام‌های جوانانی را صدا می‌زنند که در طول مسیر به‌ سوی موصل بر زمین افتاده‌اند.

ـ پدران برای بهره‌ی تباه‌ شده‌ی خود نوحه سر می‌دهند؛ چرا که فخر و گران‌ترین مایملک خود را از دست دادند تا موصل آزاد شود.

ـ یتیمان پناه‌های شکوهمند خود را از دست دادند و یتیم شدند تا موصل آزاد شود.

آیا کسانی که مسبب تمامی این خرابی‌ها، تباهی‌ها و آلام هستند بازخواست خواهند شد؟!

  • تاریخ انتشار پیام در صفحه فیس‌بوک سید احمد الحسن(ع): 30 ژوئن 2017

پی‌نوشت‌ها:
[1] – محلی که باند مذکور از شاهد خواستند از شهادتش (که ربایندگان را مدیون می‌کند‌) دست بردارند و چون او از این کار سر باز زد اتهام حمل کمربند انفجاری به او زدند و در نتیجه او بازداشت شد. آن‌ها همین کار را با دو مؤمن در منطقۀ المسیب کردند و این را اهرم فشاری برای شیخ شکری قرار دادند تا از شکایت خود علیه آن‌ها چشم‌پوشی کند.


[1] – پیوست‌ها در اینجا درج نشده‌اند و در بیانیه‌ی شیخ رحیم شکری در صفحه‌اش وجود دارد.
[2] – این پی‌نوشت در نتیجه‌ی شرکت‌ داشتن یکی از افراد منتسب به این عشیره در ماجرای آدم‌ربایی شیخ رحیم شکری درج شده است.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا