کتاب پیک صفحه (مجموعه پیام‌های صفحه فیس‌بوک سید احمد الحسن)

زندان‌های نظام دموکراسی

Ahmed Alhasan احمدالحسن:
آیا این‌ها زندان‌های نظام دموکراسی زیر سایه‌ی بنیانی دینی است که آن را مبارک شمرده است؟!


 Snaa Ahmedنوشته است:
«#نامه‌ای_از_زندانیان_زندان_مرکزی_ناصریه_الحوت
#به_هر_کسی_که_غیرت_و_شرافت_داردـاین‌ـ‌نامه‌ـ‌را_در_همه‌ی_رسانه‌های_ارتباطات_جمعی_منتشر_کند

#به_داد_مستضعفان_برسید

واقعیت زندان‌های مصیبت‌بار و آنچه زندانیان در زندان ناصریه در معرضش قرار دارند روشن شده است و بدترین شکل‌های شکنجه، اهانت‌ها و از‌ بین‌ بردن کرامت‌ها بر هیچ‌کس پوشیده نیست.
زندان‌هایی که برای آنان همچون قبرهایی است که در آن دفن شده‌اند. سکوت آن‌ها را می‌بلعد و رسانه‌ها و سازمان‌های حقوق بشر به‌ شکلی ننگ‌آور و خفت‌آور نسبت به آن‌ها خود را به نادانی می‌زنند.

با توجه به اینکه بیشتر زندانیان در اثر ادعاهای فریب‌کارانه، جاسوس‌های مخفی و اتهامات ساختگی بازداشت شده و زیر شکنجه به جنایت‌هایی اعتراف کرده و ظالمانه محکوم شده‌اند. امروز ما در زندان ناصریه هستیم و احکام به زندان ابد و اعدام علیه ما صادر شده است و به‌ دنبال رنج و سختی که از آزارهای شکنجه و اهانت‌های روانی و جسمانی متحمل می‌شویم همین امروز (قبل از فردا‌) آروزی مرگ می‌کنیم.

برای اینکه سخن را به درازا نکشم کمترین رنج‌هایی را که در این زندان لعنت‌ شده تحمل می‌کنیم برای شما بازگو می‌کنم:
اول: بیماران را برای معالجه به خارج از زندان نمی‌فرستند با توجه به اینکه بیشتر آنان از بیماری‌های مزمن رنج می‌برند.

دوم: همیشه غل و زنجیر بر دستان ما قرار می‌دهند؛ حتی وقتی درون سلول زندان هستیم.

سوم: آبی برای حمام‌ کردن وجود ندارد. برخی از ما بیش از یک ماه است که در این هوای بسیار گرم حمام نکرده‌ایم.

چهارم: هر چند‌‌ وقت یک‌بار اقدام به شکنجه‌ی جسمی و روانی ما می‌کنند. آن‌ها سگ‌های پلیس را به سراغ ما می‌آورند یا به ما خبر می‌دهند که حکم‌های اجرای اعدام به زندان رسیده است؛ در حالی که اخبار دروغینی هستند که ما را از نظر روانی آزار و اذیت می‌کنند.

پنجم: ازدحام زندانیان در زندان به‌ حدی که خوابیدن و نماز خواندن ما نوبتی است.

ششم: غذایی که برای ما آورده می‌شود نکبت‌بار است و قابل‌ خوردن نیست.

هفتم: هوای زندان بسیار گرم است؛ زیرا در کولرها آب نمی‌ریزند.

هشتم: مغازه‌ی زندان نیز از ما سوء‌ استفاده می‌کند و با ده‌ها برابر قیمت متعارف به ما جنس می‌فروشد؛ مثلاً قیمت پیراهن مردانه، ده‌هزار دینار عراقی است و وضعیت شیرینی و میوه نیز به همین صورت است.

نهم: مبالغی را که خانواده‌ی ما برایمان می‌فرستند به ما نمی‌دهند و ما را مجبور می‌کنند از مغازه‌ی زندان خرید کنیم.

دهم: آفتاب‌ گرفتن و هوا خوری سه ساعت در روز بود؛ ولی الآن فقط پنج یا ده دقیقه شده است. آن‌ها دست و پاهای ما را غل و زنجیر می‌کنند و از ما می‌خواهند بدویم و ما را می‌زنند تا جایی که بیشتر ما روی زمین می‌افتیم گویی این عقوبت ماست.

امیدوارم کسی که پیام ما را می‌خواند آن را در حد امکان در معرض دید عموم قرار دهد».

Ahmed Alhasan احمدالحسن:
لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.

  • تاریخ انتشار پیام در صفحه فیس‌بوک سید احمد الحسن(ع): 1 جولای 2017

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا