• يماني آل محمد (عليه السلام) فرمود : در کلامم تدبر کنيد ، اي کساني که ادعاي طلب و جستجوي حق را مي‌ کنيد . آمده‌ ام تا بر حق شهادت دهم . و حق را روشن کنم . هرگز نيامده ام تا مردم از من تبعيت کنند . هدفم روشن کردن حق ، و جدا کردن باطل است . پس به همين خاطر مي‌ گويم : کسي از من توقع سازش و چاپلوسي نداشته باشد . هيهات که ما حتي مقداري از حق را فروگذاريم ، و قسمتي از باطل را رها سازيم ، براي آن که کسي ما را بخواهد ، يا کسي را راضي کنيم ، که براي ابرار هيچ چيزي بهتر از آنچه نزد خداوند است نمي باشد

نکاتی در اثبات گمراهی دشمنان فرستادگان الهی

  • شروع کننده موضوع zamane13
  • تاریخ شروع

zamane13

Guest
سید احمدالحسن ع در کتاب «حاکمیت خدا، نه حاکمیت مردم» می‌نویسد:

کسی که قانون را وضع می‌کند خداوند سبحان‌و متعال است. اوست آفرینندۀ این زمین و ساکنانش و آنچه را که به صلاح اهل زمین و ساکنانش است می‌داند؛ ‌از جمله صلاح انسان‌ها، جنیان، حیوانات، گیاهان و موجودات دیگری که از آن‌ها آگاهی داریم یا از آن‌ها بی‌اطلاع هستیم‌.

 با اینکه اساساً امکان ندارد کسی قائل به حاکمیت خدا در سطح قانون‌گذاری، بدون حاکمیت در سطح اجرا و حکومت باشد

او گذشته، حال و آینده را می‌داند و از آنچه به صلاح جسم و نفْس انسانی و از آنچه به‌طور کلی به صلاح نوع انسانی است آگاهی دارد.


قانون باید گذشته، حال، آینده، جسم و نفس انسانی، مصلحت فردی و اجتماعی و مصلحت سایر مخلوقات حتی مصلحت جمادات همچون زمین، آب، محیط‌زیست و… را در نظر بگیرد. حال از چه منبعی غیر از خداوند سبحان‌و‌متعال تفاصیل و جزئیات تمامی این موارد می‌تواند شناخته شود؛ با توجه به اینکه بسیاری از آن‌ها قابل درک و یادگیری نیستند یعنی نمی‌شود به آن‌ها و خصوصیاتشان علم پیدا کرد و …؟!

به علاوه اگر فرض کنیم کسی همۀ این جزئیات را بشناسد از کجا می‌تواند قانونی وضع کند که تمام این تفاصیل و جزئیات را در نظر گرفته باشد؟! با توجه به اینکه در عمل برخی از این جزئیات با برخی دیگر در تناقض‌اند؛ پس مصلحت در چیست و در کدام قانون می‌گنجد؟

مطمئناً مصلحت در جایی غیر از قانون الهی و شریعت آسمانی نخواهد بود؛ چراکه وضع‌کننده‌اش آفریدگار مخلوقات است و او امور پیدا و پنهان را می‌داند و او می‌تواند کارها را هرطور که بخواهد به جریان بیندازد؛ پاک و منزه است او و بسی والاتر است از آنچه شریکش می‌دارند!

و در جایی دیگر در کتاب (در محضر عبد صالح) می‌نویسد:

«… آیا در قوانین وضعی، حقوق جامعه محفوظ است یا خیر؟ چگونه بین قوانین وضعی و حقوق فرد توازن ایجاد شده است؟ آیا (در این بین) حقوق خداوند لحاظ شده است؟ آیا حقوق محیط‌زیست لحاظ شده است؟ حقوق حیوانات و گیاهان چطور؟ و نظایر آن … .


وانگهی در قوانین وضعی، نحوۀ ایجاد تعادل بین حقوق به چه صورت است؟ و آیا آن‌ها این نوع تعادل را ایدئال و عادلانه می‌دانند؟ چگونه حکم می‌رانند و مبنای آن‌ها در حکم کردن چیست؟!

در حال حاضر قوانین وضعی بزرگ‌ترین جنایت تاریخ در حق کل افراد بشر را مرتکب شده و این همان پیامدی است که زمین به آن رسیده؛ یعنی اثر گلخانه‌ای که تهدیدی برای نابودی نوع بشر محسوب می‌شود!» در محضر عبد صالح، ج۲ ص۲۸

و در جایی دیگر در کتاب عقاید اسلام می‌فرمایند:


«مقصود از حاکمیت خدا، تنها در حد قانون‌گذاری نیست؛ بلکه در سطح اجرا و حکومت نیز هست؛ با اینکه اساساً امکان ندارد کسی قائل به حاکمیت خدا در سطح قانون‌گذاری، بدون حاکمیت در سطح اجرا و حکومت باشد؛ چون قانون‌گذاری امری متجدد و به‌روز است، پس ناچار باید دریچه‌ای متصل به خدا باشد تا حکم هر مسئلۀ جدید و حادثی را خداوند به او برساند؛ و لازم نیست که خلیفۀ خدا مستقیماً خودش متولّی حکومت شود؛ بلکه لازم است که بر نظام حکومت و به‌خصوص بر جان مردم مسلط باشد؛ مانند مسائل ویژۀ مربوط به تصمیمات جنگ و صلح یا قصاص، یعنی احکام اعدام.

آنچه به‌اختصار از عبارات فوق می‌فهمیم این است که:


– در قوانین وضع‌شده توسط انسان‌ها، حقوق تمامی موجودات مراعات نشده است؛

– در قانون الهی حق تمامی موجودات لحاظ می‌شود؛

– حاکمیت ـ‌چه در عرصه قانون‌گذاری و چه اجراـ مختص خداوند است؛ چون تنها خداوند است که علم مطلق او مصالح و حقوق تمامی موجودات را دربرمی‌گیرد و باید در هر زمان یک مجری برای قوانین الهی وجود داشته باشد تا از به‌روز‌رسانی قوانین الهی آگاه شود و آن‌ها را به‌درستی اجرا کند.

هفته نامه شماره 101 را در اینجا بخوانید

ادامه مطلب...
 
کانال تلگرام

بالا