• يماني آل محمد (عليه السلام) فرمود : در کلامم تدبر کنيد ، اي کساني که ادعاي طلب و جستجوي حق را مي‌ کنيد . آمده‌ ام تا بر حق شهادت دهم . و حق را روشن کنم . هرگز نيامده ام تا مردم از من تبعيت کنند . هدفم روشن کردن حق ، و جدا کردن باطل است . پس به همين خاطر مي‌ گويم : کسي از من توقع سازش و چاپلوسي نداشته باشد . هيهات که ما حتي مقداري از حق را فروگذاريم ، و قسمتي از باطل را رها سازيم ، براي آن که کسي ما را بخواهد ، يا کسي را راضي کنيم ، که براي ابرار هيچ چيزي بهتر از آنچه نزد خداوند است نمي باشد

مکان ظهور

کوثر الأنصار

اللهم إلحقنا بالصالحین.

مکان ظهور:

در علامات ظهور بيان شد که سفياني از بيابان يابس به سوي فلسطين هجوم مي آورد ودمشق، فلسطين، اردن، حمص، حلب وقنسرين را فتح مي سازد. در مقابل او، اصهب وابقع در شام به قصد دست يابي به حکومت با وي به پيکار مي پردازند، اما با شکست مواجه شده وکشته مي گردند. سپس سفياني همتي ندارد جز تسلط بر آل محمد عليهم السلام وشيعيانشان. براي نيل به اين مقصود، دو سپاه يکي به مدينه وديگري به عراق گسيل مي دارد. سپاهي که عازم مدينه شده، خود را که به آنجا مي رساند، سه روزه آنجا را غارت مي کند. مهدي عليه السلام که در مدينه است، به سوي مکه رهسپار مي شود. فرمانده لشکر سفياني، گروهي به دنبال ايشان مي فرستد که در بيداء به زمين فرو مي روند. اما سپاهي که متوجه عراق گشته، در کوفه فرود مي آيد وشيعيان آل محمد را يا از دم تيغ مي گذارند، يا به دار مي آويزد ويا اسير مي سازد. آنها سپس از کوفه عازم شام مي شوند. اما سپاه حق جويان از کوفه به سوي آنان شتافته وهمگيشان را به خاک وخون مي کشند واسيران وغنائم را از ايشان باز پس مي ستانند. اما مهدي عليه السلام بعد از آنکه به مکه رسيد، اصحابش گرد وي را مي گيرند. آنان سيصد وسيزده تن به شمار رزم آوران بدر هستند. چون اين تعداد نزد او جمع مي شوند، امرش را آشکار مي سازد وآنان را در ذي طوي در انتظار خود باقي مي گذارد. سپس مردي از اصحاب خود را به سوي اهل مکه مي فرستد وايشان را به ياري خويش فرا مي خواند. اما آنها اورا بين رکن ومقام به قتل مي رسانند. او همان نفس زکيه است. اين خبر به مهدي عليه السلام مي رسد. پس با اصحاب خود از طريق عقبه ذي طول به سوي مکه ره مي سپرد تا به مسجد الحرام مي رسد وآنجا در جنب مقام ابراهيم چهار رکعت نماز مي گزارد. سپس پشت خود را به حجر الاسود تکيه داده وبراي مردم چنان خطبه اي مي خواند که هيچ کس نظيرش را نشنيده باشد. روايت شده که اولين سخن او اين آيه است: (بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ) باقي مانده (حجج الهي) براي شما بهتر است اگر باور داريد. سپس مي گويد: (أنا بقية الله في أرضه) من باقي مانده خدا در زمين اش مي باشم. روايت ديگر بيانگر آن است که او بين رکن ومقام به نماز مي ايستد، وبعد از آن باز مي گردد، وهمراه او وزيرش مي باشد. او پشت به خانه کعبه مي دهد وچنين نداي ياري خواهي بلند مي سازد: (يا أيّها الناس إنّا نستنصر الله ومن أجابنا من الناس أو وکلّ مسلم على من ظلمنا وإنّا أهل بيت نبيّکم محمّد ونحن أولى الناس بالله وبمحمّد صلَّى الله عليه وآله، فمن حاجّني في آدم فأنا أولى الناس بآدم، ومن حاجّني في نوح فأنا أولى الناس بنوح، ومن حاجّني في إبراهيم فأنا أولى الناس بإبراهيم، ومن حاجّني في محمّد فأنا أولى الناس بمحمّد، ومن حاجّني في النبيّين فأنا أولى الناس بالنبيّين، أليس الله يقول في محکم کتابه: (إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَنُوحاً وَآلَ إِبْراهِيمَ وَآلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِينَ * ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ). ألا ومن حاجّني في کتاب الله فأنا أولى الناس بکتاب الله، ألا ومن حاجّني في سُنّة رسول الله فأنا أولى الناس بسُنّة رسول الله) اي مردم، ما وهر که ما را اجابت کند يا هر مسلماني از خدا بر کساني که بر ما ستم کنند ياري مي طلبيم. ما خاندان پيامبرتان محمد صلى الله عليه وآله هستيم. ما شايسته ترين خلق به خدا ومحمد صلى الله عليه وآله هستيم. هر که درباره آدم با من محاجه دارد، من سزاوارترين مردم به آدم هستم. هر که درباره نوح با من محاجه دارد، من سزاوارترين مردم به نوح هستم. هر که در باره ابراهيم با من محاجه دارد، من سزاوارترين مردم به ابراهيم هستم. هر که در باره محمد صلى الله عليه وآله با من محاجه دارد، من سزاوارترين مردم به محمد هستم. هر که درباره پيامبران با من محاجه دارد، من سزاوارترين مردم به پيامبران هستم. آيا اين سخن خداي متعالى نيست که در کتاب محکم خود مي فرمايد: خداوند آدم ونوح وآل ابراهيم وآل عمران را بر جهانيان برگزيد. اينان خانداني مي باشند که برخي از (نسل) برخي ديگرند، وخداوند شنواي داناست هان هر که از کتاب خدا، از من دليل مي خواهد، من سزاوارترين خلق به کتاب خدا هستم. هان، هر کس در سنت رسول خدا با من محاجه دارد، من سزاوارترين مردم به سنت رسول خدا صلى الله عليه وآله هستم. بعد از اين سخنان، اصحابش که سيصد وسيزده نفرند، بين رکن ومقام با او بيعت مي کنند. چون سپاه او تکميل شده وبه ده هزار نفر برسد، از مکه قيام جهاني خود را آغاز مي کند. روايت شده که چون قيام نمايد، هيچ معبودي غير خداوند عزَّ وجلَّ باقي نمي ماند مگر آنکه آتشي بر آن فرود مي آيد وآن را مي سوزاند. وآن قيام نخواهد بود مگر بعد از غيبتي طولاني، تا خداوند بداند چه کسي در غيبت او را اطاعت مي کند وبه وي ايمان مي آورد.
 

کانال تلگرام

بالا