• يماني آل محمد (عليه السلام) فرمود : در کلامم تدبر کنيد ، اي کساني که ادعاي طلب و جستجوي حق را مي‌ کنيد . آمده‌ ام تا بر حق شهادت دهم . و حق را روشن کنم . هرگز نيامده ام تا مردم از من تبعيت کنند . هدفم روشن کردن حق ، و جدا کردن باطل است . پس به همين خاطر مي‌ گويم : کسي از من توقع سازش و چاپلوسي نداشته باشد . هيهات که ما حتي مقداري از حق را فروگذاريم ، و قسمتي از باطل را رها سازيم ، براي آن که کسي ما را بخواهد ، يا کسي را راضي کنيم ، که براي ابرار هيچ چيزي بهتر از آنچه نزد خداوند است نمي باشد

مولاعلی (ع) - 562....563

زیارت

New Member
پاسخ : مولاعلی (ع) - 766...769

مولاعلی (ع) - 769


شَتّانَ مابَینَ عَمَلَینِ ؛ عَمَلُ تَذهَبُ لِذّتُهُ وَتَبقی


تَبعَتُهُ وَعَمَلُ تَذهَبُ مَونَتُهُ وَیَبقی اَجرُهُ .



بین دوکارفرق بسیاراست ؛ کاری که خوشی
آن بگذرد ورنج وزحمتش بماند وکاری که رنج آن
بگذرد واجرومزدش باقی ماند.



There is much difference between



an affair that its pleasure soon goes but



its pain remains and one that its reward



remains but its pain soon goes.



آن کارمکن که یکدمت خوش دارد



لیکن پس ازآن دوصدغمت پیش آرد



کاری بگزین که رنج دارد لیکن



آن بگذردوگنج بجا بگذارد



=
ترجمه شعری وانگلیسی



ابوالقاسم حالت



=



گردآوری : م.الف زائر


==



مولاعلی (ع) - 768

شاوِرقَبلَ اَن تَعزِمَ وَ فَکِّرقَبلَ اَن تُقدِمَ .



قبل ازآن که درراهی گام نهی به مشورت پرداز



وپیش ازاقدام به کاری فکر کن .



Before treading on a way you better

consult and before doijng some thing

you better think




درراه ازآن پیش که برداری گام



کن شور که ازچه ره رسی زود به کام



زان پیش که آغازبه کاری بکنی



کن فکرکه آن چگونه یابد انجام



=



ترجمه شعری وانگلیسی



ابوالقاسم حالت



=





گردآوری : م.الف زائر




=



مولاعلی (ع) - 767

شاوِر ذَوِی العُقولِ تَامَنِ اللّومَ وَالنّدَمَ .



بااهل خرد مشورت کن تاازملامت و ندامت در امان باشی .



Consult wise men to avoid blame



and repentance.



بی فکر کسی دست بکارچو برد



ای بس که زیان بیند وافسوس خورد



باشی زملامت وندامت به امان



گرشورکنی به کاربااهل خرد.




=



ترجمه شعری وانگلیسی



ابوالقاسم حالت




=



گردآوری : م.الف زائر





==



مولاعلی (ع) - 766


شافِعُ المُذنِبِ اِقرارُهُ وَتَوبَتُهُ اِعتِذارُهُ .



شفیع گناهکار,اقراراو ؛ و توبه او , پوزش اوست .



A sinner,s intercessor is his confession



and a sinner,s apology is his repentance.



اقراربه جرم اگر کندمجرم زار



گوئی که شفیع او شودآن اقرار



وزکارخطای خودچو پوزش خواهد



گوئی که دگر توبه کند ازآن کار




=






ترجمه شعری وانگلیسی



ابوالقاسم حالت




=





گردآوری: م.الف زائر

 
آخرین ویرایش:

زیارت

New Member
پاسخ : مولاعلی (ع) - 770...773


مولاعلی (ع) - 773

شَرّالاِخوانِ اَلمواصِلُ عِندالرّخاءِ وَالمَفاصِلُ عِندَالبَلاءِ .

بدترین دوستان تو آن است که هنگام آسایش باتوپیوسته

وروز سختی ازتو گسسته است .


The worst friend is one who is attached to you in prosperity ; but , descries you in adversity.

آن کس که به دوستی تراتکیه بدوست

گرباتو پی مال تو یاراست عدوست

دشمن به ازآن دوست که نیک ارنگری

درسوگ چو دشمن است ودرسورچو دوست
=
ترجمه شعری وانگلیسی
ابوالقاسم حالت


=
گردآوری : م. الف زائر





=
ترجمه شعری وانگلیسی
ابوالقاسم حالت


=
گردآوری : م.الف زائر





==



مولاعلی (ع) - 772

شَرّاِخوانِکَ مَن داهِنَکَ فی نَفسِکَ وَساتَرَکَ عَیبَکَ .


بدترین یارتوکسی است که مدح تراگویدوعیب تراازتو پنهان دارد.

The worst of your friends is the one who flatters you
and does not let you know your defects.

هرگاه که عیب درتو می بیند دوست
گرباخبرت کند ازآن عیب نکوست

گرمدح توگفت و عیب تو ازتونهفت

بگریز ازاو که بدترین یارتو اوست

=


ترجمه شعری وانگلیسی

ابوالقاسم حالت

=

گردآوری : م.الف زائر



==




مولاعلی (ع)- 771
شَرّاِخوانِکَ مَن اَرضاکَ بِالباطِل .
بدترین دوست تو آن است که ترابه کاربدخرسند بدارد.


Your worst friend is the one who satisfies you with absurdities.


زان کس که به خوی , بدترازدیو ودداست

پرهیزکند هرانکه اهل خرداست
آن ازهمه یاران توبدتر باشد

کوشادبداردت به کاری که بداست


=

ترجمه شعری وانگلیسی

ابوالقاسم حالت

=

گردآوری : م.الف زائر



=




مولاعلی (ع) - 770
شِدّهُ الحِقد مِن شِدّهِ الحَسَدِ.
بسیاری کینه ازبسیاری رشک است.

Intense rancor comes from intense jealousy.

آن کس که حسد برتوبرد رهزن تست
زنهاربترس ازاوکه اهریمن تست

بسیاری کینه ست زبسیاری رشک

گروست برد رشک به تو دشمن تست

=
ترجمه شعری وانگلیسی

ابوالقاسم حالت
=

گردآوری: م. الف زائر



 

زیارت

New Member
پاسخ : مولاعلی (ع) - 774....777

مولاعلی (ع) - 777

شَرّ النّاسِ مَن کانَ مُتَتَبّعاََ لِعیوبِ النّاسِ وَعَمیَاََعَن مَعایبِهِ .


بدترین مردم کسی است که به عیوب خود کور


و به عیوب دیگران بینا باشد.


The worst man is he who sees the


defects of otheres and does not see


those of his own.


بی شرم آنکاو به عیب خود پرده کشید


وانگاه زعیب دیگران پرده درید


چون مردم چشم کاوبدان بدان تیره دلی


عیب همه دیدوعیب خود هیچ ندید


=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گردآوری : م.الف زائر



==



مولاعلی (ع) - 776

شَرّالنّاس مَن کافی عَلیَ الجَمیلِ بِالقَبیحِ وَخَیرُالنّاسِ


مَن کافی عَلی َالقَبیحِ بِالجَمیلِ .


بدترین مردم کسی است که دربرابر نیکی


بدی کند و بهترین مردم کسی است که


چون بدی بیند نیکی کند.


The worst of all people is one who


repays a good deed with misdeed ; and



the best of them is one who


does good in return for misdeed.

شادآن که فشاند ازرخ نیکی گرد


بیچاره کسی که روبه زشتی آورد


دون طبع بدی کرد چو نیکوئی دید


خوشخوی بدی چودید نیکوئی کرد


=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گردآوری : م.الف زائر



=


مولاعلی (ع) - 775

شَرُّالبِلادبَلَدُُلااَمنَ فیهِ وَلاخَصبَ .


بدترین شهرها شهری است که درآن امن


و ارزانی نباشد.


The worst city is the one in which there


is neither security nor low price goods .


چائی که درآن امن وفراوانی نیست


شایسته زندگی انسانی نیست


درعرضه خاک , بدترین شهر آن است


کانجا اثری زامن وارزانی نیست


=



ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گردآوری : م.الف زائر


=




مولاعلی(ع) - 774


شَرّالاوطانِ مالایَامَنُ فیهِ القُطّانُ .



بدترین وطنهاجائی است که مردم آن درامان نباشند.



The worst country is where there is


no security for the citizens.


آنجای که ایمن ازبلانتوان زیست


آن مردکه پای بند آن باشد کیست


ازهروطنی وهردیاری بدتر


آنجاست که هیچ کس درآن ایمن نیست


=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گردآوری : م.الف زائر

 

زیارت

New Member
پاسخ : مولاعلی (ع) - 778.....781


مولاعلی (ع) - 781


شَرّالنّاس مَن یَری اِنّهُ خَیرُهُم .


بدترین مردم کسی است که خودرابهترین آنان ببیند.


The worst man is the one who


deems himself the best.


آن کس که به دام خودستائی مانده ست


ازخوبی خویشتن سخن ها رانده ست


دردیده عقل بدتر است ازهمه کس


آن گزهمه خویش رانکوتر خوانده ست


=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گردآور ی: م.الف زائر

==


مولاعلی (ع) - 780

شَرّالنّاسِ مَن یَخشیَ النّاسَ فی رَبِّهِ


وَلایَخشی رَبَّهُ فیِ النّاسِ .


بدترین مردم کسی است که درپرستش خداوند


ازخلق بترسد اما درگرایش به خلق ازخدانترسد.



The worst of all men is the one who


avoids worshiping God for fear of


people , but does not avoid people


for fear of God.


آن ازهمه بدتراست کاندرهمه جا


ازترس خلایق نرودسوی خدا


اما به ره هوس رود ازپی خلق


وزقهرخدانباشدش هیچ ابا


=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=




گردآوری : م.الف زائر




==




مولاعلی (ع) - 779



شَرّالنّاسِ مَن لایَقبَلُ العُذرَ وَ لایَغفِرَ الذّنبَ .


بدترین مردم کسی است که عذرنمی پذیرد


و گناه نمی بخشاید.


The worst of all people is the person


who does not accept anyone,s excuse


and does not forgive.


حیوان درنده بهتر از دلسیهی


کاندردل اورحم نجسته است رهی


آن ازهمه پست تربود کاوهرگز


عذری نپذیرد و نبخشد گنهی


=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گردآوری : م.الف زائر



==





مولاعلی (ع) 778


شَرُّالنّاسِ مَن لایُبالیَ اَن یَراهُ النّاسُ مُسیئاََ.



بدترین مردم کسی است که پروانکند ازاین که


اوراسرگرم بدکاری به ببینند.



The worst of all people is the one


whose evil acts when observed, remains


disconcerned.



آنکاوزگناه فاش ناید شرمش


ماناکه نه آبروست نه آزرمش


رسواترازآن نیست که پروانکند


بینند اگر به کاربدسرگرمش


=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=



گردآوری : م.الف زائر






 

زیارت

New Member
پاسخ : مولاعلی (ع) - 782....785

مولاعلی (ع) - 785

صُمتُ الجاهِلِ سِترُهُ .


خاموشی نادان پرده پوش نادانی اوست .


Reticence on the part of an ignorant


man hides his ignorance.


هرنکته که درثبوت آن درمانی


ازدل به زبان میاراگر بتوانی


خاموش نشین درآنچه نادان هستی


چون خاموشی است پرده نادانی


=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گردآوری : م.الف زائر




=


مولاعلی (ع) - 784


شَیئان لایُعرَفُ مَحلّهُمااِلّامِن فَقدِهُما,اَلشّبابِ وَالعافیَهُ .


دوچیزاست که قداروجاه آن شناخته نشود مگر


هنگامی که ازدست رفته باشد یکی


جوانی ودیگر تندرستی .





There are two tghings which are not


appreciated until they are lost; youth


and health.



دردهربود دونعمت بی مانند


کش خلق سلامت وجوانی خوانند


تاهست بدست قدرآن مجهول است


چون رفت زدست قدرآن می دانند


=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گرداوری: م.الف زائر


==


مولاعلی (ع) - 783


شَیئانِ لایُبلَغُ غایَتُهُما؛ اَلعِلمُ وَالعَقلُ .



دانش وخرد دوچیزاست که به پایان آن نتوان رسید.


There are two things to which there


are no limits ; knowledge


and wisdom.


ازعلم کدام دردرادرمان نیست؟


وزعقل کدام مشکلی آسان نیست


درهرچه شوی دقیق پایان دارد


جزعلم وخردکه این دوراپایان نیست


=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گردآوری : م.الف زائر






==





مولاعلی (ع) - 782


شَرُالولاهِ مَن یَخافُهُ البَریءُ


بدترین امیرکسی است که بی گناه از او ترسان باشد.


The worst ruler is the one that an


innocent person is afraid of .


مردی که بقای عقل رابنیان است


گوئی که تن جامعه راچون جان است


منفورترین امیر برمسند حکم


آن است که بی گناه ازاوترسان است



=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گردآوری : م.الف زائر






 

زیارت

New Member
پاسخ : مولاعلی (ع) - 786..... 795



مولاعلی (ع) - 795


ظَلَمَ الحَقّ مَن نَصَرَالباطِلَ .


آن کس که باطل را مددکند درباره حق ظلم کرده است .


One who supports wrong


deeds suppresses rightfulness
.

آن کس که زکجروی کند استقبال


باراستروان فتاده گوئی به جدال


آنکس که مددکارشود باطل را


کرده است بپای ظلم حق راپامال



=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت

=


گردآوری : م.الف زائر
=

مولاعلی (ع) - 794

طوبی لِمَن اَطاعَ ناصِحاََ یَهدیهِ وَ تَجَنّبَ غاویاََ یُردیهِ .


خوشاکسی که اطاعت کند ا زکسی که پندش دهد


ورهبریش نماید ودوری جوید ازصحبت کسی


که گمراهش کندوهلاکش سازد.


Happy is he who obeys advises and


leads ; but avoids one who misleads


and destroys
.



شادآن که نهد سراطاعت درپیش


پندش چو دهد راهبری خیراندیش


دوری کند ازصحبت آنکس کاورا


گمراه کننده یابدو رهزن خویش


=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گردآوری : م.الف زائر




==

مولاعلی (ع) - 793

طالِبِ الخَیرِمِن اللّئامِ مَحرومُ .



کسی که ازبدمنشان نیکی خواهد نومید شود.



One who expects goodness from


bad people will be disappointed.



نیکی نکند باتو بداندیش آخر


کزمارکسی ندیدجزنیش آخر


ازبدمنشان هرانکه خواهد نیکی


نومید شود زخواهش خویش آخر


=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گردآوری : م.الف زائر


==


مولاعلی (ع) - 792

طاعَهُ الجَهولِ تَدُلّ عَلیَ الجَهل .


فرمانبری ازنادان نشانه نادانی است .


Obedience to the ignorant is a


sign of ignorance.


آن مرد که پیروره یزدانی است


بگریزدازآن که رسم او شیطانی است


فرمانبری ازمردم نادان کردن


نیک ارنگری نشانه نادانی است


=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت



=
گردآوری : م.الف زائر




==

مولاعلی (ع) - 791

ضِیاعُ العُقولِ فی طَلَبِ الفُضولِ .


تباهی عقل ها در افزون طلبی است .


Avidity corrupts the mind.


آن کس که اسیرآزوافزون خواهی است


پیوسته دوان پی خیالی واهی است


بس عاقل وداناکه زافزون طلبی


درورطه نابخردی وگمراهی است


=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گردآوری : م.الف زائر


==



مولاعلی (ع) - 790

ضَروراتُ الاَحوالِ تُذِّلُ رِقابَ الرّجالِ .


ضرورت و ناچاری گردن مردان را به خواری خم می کند.


Necessity forces men to be humble.


بدبختی وبیچارگی ودشواری


دردی است کنشده ترزتیغی کاری


چون گردن مردخم شود باخواری


آنجا که بود ضرورت وناچاری


=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گردآوری : م.الف زائر



==

مولاعلی (ع) - 789


ضادّواالهَوی بِالعَقلِ .


به نیروی خردبا خواهش نفس بستیزید.


Overcome your desires by


force of wisdom.



ازهرچه که پستی آورد کن پرهیز


وزهرچه خلاف عقل باشد بگریز


درعرصه زندگی به نیروی خرد


باخواهش نفس تاتوانی بستیز



=



ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=



گردآوری : م.الف زائر


==


مولاعلی (ع) - 788


ضادّو القَسَوهَ بِالرِقَّه .


ازراه نرمی و مدارا با سخت دلی بستیزید.


Challenge hardheartedness with


you mildnness.


باخلق درشتی مکن وتندمگوی


پرخاش مکن , خشن مشو , جنگ مجوی


خواهی که بیارند خلایق به توروی


نرمی کن وازسخت دلی دست بشوی


=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گردآوری : م.الف زائر

==



مولاعلی (ع) - 787


صَوابُ الجاهِل کَالزّلّهِ مِن العاقِل .


کارصوابی که ازدست جاهل برآید همانقدر


عجیب است که کارخطائی ازعاقلی سرزند.


A right action from an ignorant


man is as much astonishing as


a wrong one from a wise.


تاعقل کسی به سرنباشدکامل


حق راندهدنیک تمیزازباطل


بسیارعجیب است صواب ازجاهل


آنسان که عجیب است خطاازعاقل



=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت




=



گردآوری : م.الف زائر



==



مولاعلی (ع) - 786

صُمتُکَ حَتّی تَستَنطَقُ خَیرُمِن نُطقِکَ حَتّی تَسکُت .



اگرخاموش نشینی تاازتوسخن طلب کنند


بهترازآن است که سخن بگوئی تاازتوبخواهندکه


خاموش شوی .


You better choose silence until you are


asked to speak than to keep talking


until you are made silent

.



خاموش اگرنشینی ازروی ادب


تاخودهمه کس سخن کند ازتوطلب


زان به که دهن پی سخن بگشائی


آنقدرکه خواهندفروبندی لب



=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت



=


گردآوری : م.الف زائر


 

زیارت

New Member
پاسخ : مولاعلی (ع) - 796.....809


مولاعلی (ع) - 809


عَلی قَدرِالمونَهِ تَکونُ مِن اللهِ المَعونَهُ .


به اندازه احتیاج ازخدایاری می رسد.


God helps us to the extent of our needs

.

گرطبع تو دور ازطمع باشد وآز


گردد به رخ تو باب آسایش باز


باشدهمه راخدا مدگار, ولیک


مقدارمدد, بودبه مقدارنیاز




=



ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


-
گردآوری : م.الف زائر


==


مولاعلی (ع)- 808

عَلی قَدرِالحَمیَّهِ تَکونُ الشّجاعَه .


شجاعت بقدرغیرت است .


One,s bravery is as much as one,s zeal
.

بی غیرت اگر خورده بهر دم صدنیش


شایدنکند بلند هرگز سرخویش


هرچندکه غیرت کسی باشد بیش


خود پیش نهد پای شجاعت درپیش



=



ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گردآوری : م.الف زائر


=

مولاعلی (ع) - 807


عَلی قَدرِالحَیاءِ تکونُ العِفّهُ .


عفت وپاکی به اندازه شرم است .


One,s chadstity is as


much as one,s modesty
.


آن راکه نه ازخلق حیا, نه زخداست


این نیست عجب گربه گنه بی پرواست

چون عفت وپاکی است به اندازه شرم


فریاد ازآن کسی که بی شرم وحیاست



=


ترجمه شعری وانگلیسی



ابوالقاسم حالت


=

گردآوری : م.الف زائر
.

==

مولاعلی (ع) - 806


عِلمُُ لایُصلِحُکَ ضَلالُُ .


دانشی که تورااصلاح نکند گمراهی است .


Knowledge which does not


correct you is misleading

.

در سایه فضل ودانش وآگاهی


بایدبرهی زنخوت وخودخواهی


علمی که ترانیاورد درره راست


نیک ارنگری نیست بجزگمراهی


=



ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت



=




گرد آوری : م.الف زائر


==




عُقولُ الفُضَلاءِ فی اَطرافِ اَقلامِهِم .


خرددانشمندان دراطراف قلم آنهاست .


A literacy mam,s mind appears


around his pen

.

ازرهرو وراههای پرپیچ وخمش


برخاک نهد نشانه نقش قدمش


ازعقل وکمال مرد دانشور نیز


بسیاراثربجاگذارد قلمش



=



ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت




=



گردآور ی: م.الف زائر




==

مولاعلی (ع ) - 804

عَداوَهُ الاقارِب اَمَضَّ مِن لَسعِ العَقاربِ .


دشمنی خویشاوندان ازنیش کژدم ها دردناک تراست .


Kinsmen,s enmity is more painful


than the sting of scorpion
.


هرجای که سیل رافزون ترگذراست


ازفتنه سیل , جان فزون درخطراست


خویشاوندی که باتو دشمن باشد


زخمی که زند زنیش کژدم بتراست



=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گردآوری : م.الف زائر



==

مولاعلی (ع) - 803

عَجِبتُ لِمَن یَقنُطُ وَمَعَهُ النَّجاهُ وَهُوَ الاِستغفارُ.


عجب دارم ازگنهکاری که ازرحمت خداناامید است


بااینکه راه نجاتی درپیش داردو آن استغفاراست .


I am surprised of a sinner who has no hope


of God,s mercy while he has a way to salvation


and that is to ask His forgiveness



.

دارم عجب ازاین که گنهکارفکار


نومید شود زرحمت حق یکبار


باآن که ره نجات دارد درپیش


وان این که زجرم خودکند استغفار



=



ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت



=



گردآوری : م.الف زائر

==


مولاعلی (ع ) - 802

عَجِبتُ لِمَن یَتَکَلّمَ فی مااِن حُکِیَ عَنهُ ضَرّهُ وَ اِن


لَم یُحکَ عَنهَ لَم یَنفَعهُ .

تعجب می کنم ازکسی که سخن کند ازآنچه


اگربارگفته شود زیان بیند واگر گفته نشود


اوراسودی نبخشد.



I am amaz of one who talks of


somethingwhich , when rtold , will


be harmful to him , if


concealed , will have no benefit for him


.

دارم عجب ازآنکه بود اهل خرد


وانگه سخنی بردهن او گذرد


گان فاش اگرگشت زیانی بیند


وزماند نهفته نیزسودی نبرد


=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت



=



گردآوری : م.الف زائر



مولا علی (ع) - 801


عَجِبتُ لِمَن نَسِی المَوتَ وَهُوَیَری مَن یَموتُ .


عجب دارم ازکسی که مرگ راازیاد می برد بااین که


به مرگ دیگری می نگرد.



I am amazed to see men who forget death


while witnessing other, s die

.

آن زنده که روز مرگ ازیادبرد


گوئی که بسر نه عقل دارد نه خرد


مردن عجبا !چرا زیادش رفته است


آن کس که به مرگ دیگری می نگرد



=



ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت



=


گردآوری : م.الف زائر


=


مولاعلی (ع) - 800



عَجِبتُ لِمَن عَرَفَ نَفسَهُ کَیفَ یَانِسُ بِدارِالفَناءِ . عَجِبتُ


لِمَن عَرَفَ رَبّهُ کَیفَ لایَسعی بِدارِالبَقاءِ .


در شگفتم که هرکه خودراشناخته چگونه باعالم فانی انس


می گیرد وهرکه خداراشناخته چراخودرابرای عالم باقی


آماده نمی کند .


I am amazed how can a man who has



recognized himself be attached in the transient


world ; and why does a man who has


known God fail to prepare himself


for the eternal world
.


***


بس درعجبم که آنکه خودرابشناخت
بهرچه بدین عالم فانی دل باخت
وانکس که خداشناخت خودرازچه روی
ازبهر سرای باقی آماده نساخت
=
ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=
گردآوری : م .الف زائر






==

مولاعلی (ع) - 799


عَحِبتُ لِلبَخیلِ یَستَعجِلُ بِالفَقرالذّی مِنهُ هَروبُُ وَیَفوتُهُ الغِنیَ



الذّی اِیاهُ طَلَبَ فَیُعیشُ فی الدّنیا عَیشَ الُفقراءِ وَ یُحاسِبُ


فیِ الاخِرَهِ حِسابَ الاَغنیاءِ.



درشگفتم ازبخیل که بادارائی خودبه سوی فقری که ازآن گریزان

است می شتابد وآن دارائی راکه خواهان است ازدست


می دهد , دردنیا زندگی فقرارادارد ودرآخرت حساب اغنیا


راازاو می خواهند.




I am surprised of an avaricious man who , despite


his wealth , lives in poverty of which he is afraid


and loses a luxurious like for which he is eager. He


is like a poor man in this world and will be


judged as a rich man in the other
.

دارم عجب ازلئیم بدبخت که خواست


داراباشد ولیک مانندگداست


درحشرحساب اغنیارو خواهند


هرچندکه اندرین جهان چو ن فقراست



=



ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت



=


گردآوری : م.الف زائر

==

مولاعلی (ع) - 798

عَجِبتُ لِغافلِِ وَالمَوتُ حَیثُ فی طَلَبِهِ .


عجب دارم ازکسی که غافل مانده است بااین


که مرگ به جستجویش می شتابد.



I am surprised of he who is neglectful of death


though it is in search of him hurriedly

.

آن پیرکهن که مانده بی تاب وتوان


غرق هوس ازچه روست چون تازه جوان ؟

دارم عتجب ازکسی که غافل مانده ست


بااین که فتاده ازپی اش مرگ دوان


=
ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت



=


گردآوری : م.الف زائر



==

مولاعلی (ع ) - 797

ظَنّ العاقِلِ اَصَحَّ مِن یَقینِ الجاهِل .



شک و گمان خردمند از یقین نادان بهتراست .



The doubt of a wise man is better


than the certainty
.

پیش خردآن سخن که بی برهان است


همچون سربی مغزوتن بی جان است



آن ظن وگمان که مردم داناراست


بهترزیقین مردم نادان است

=


ترجمه شعری وانگلیسی



ابوالقاسم حالت
=
گردآوری : م.الف زائر


==

مولاعلی (ع) - 796

ظَنَّ الاِنسانِ میزانُ عَقلِهِ وَ فِعلُهُ شاهِدُعَلی اَصلِهِ .


اندیشه هرکسی نشانه سنجش خراو وکردارش


نیزگواه گوهراوست .


Every man,s thinking shows his


mind . every one,s action


testifies his nature
.

فکرتوشود راهبرت درهرراه


کارت همه راکند زحالت آگاه


اندیشه هرکس خردش راست نشان


کردارش نیز گوهرش راست گواه

=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت



=


گردآوری : م.الف زائر




 

زیارت

New Member
پاسخ : مولاعلی (ع) - 810....813


مولاعلی (ع) - 813


عَلَیکُم بِالقَصد فِی المَطاعِم فَاِنّهُ اَبعَدُمِن السّرف


وَاَصَحُّ لِلبَدَنِ وَاَعونُ عَلی العِبادَهِ .



بایددرخوراک میانه روی پیش گیرید, چون این


شیوه ازاسراف دورترو برای سلامت بدن درست تر


وبرای عبادت کمک بیشتری است.

You have to be moderate in eating ; for


it is far from extravagance, better for


your health and more helpful


in God worshiping.


پرهیزکن اززیادخوردن ای یار


تاآن که زاسراف بمانی بکنار


باشی زسلامت بدن برخوردار



نیروی عبادت تو گردد بسیار



=



ترجمه شعر ی وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گردآوری : م.الف زائر


==


مولاعلی (ع) - 812


عَلَیکُم بِالتّواصُل وَالموافَقَه وَایّاکُم المُقاطِعَهَ وَالمُهاجِرَه .


بایدباهم بپیوندیدوسازگارباشیدوازگسستگی


وجدائی بپرهیزید.



Be united and agreeable to one


another, and avoid disconnection


and separation.


پرهیز زجور وبی وفائی باید


یکرنگی ومهر وبی یریائی باید


پیوند وفاق و آشنائی باید


دوری زگسستن وجدائی باید


=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=

گردآوری : م.الف زائر



==





مولاعلی (ع) - 811


عَلَیکَ بِالصّبرِفی الضّیقِ وَالبَلاءِ .


برتست که درتنگدستی ومصیبت صبرپیشه کنی.



You have to be patient in indigence


and calamity.


ای آنکه زغم کارتوگریه ست چو ابر


وزرنج چوبره ای به چنگال هژبر


هشدارکه دردهرکسی رادرمان


صبرآمدوصبرآمدوصبرآمد وصبر






=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت




=



گردآوری : م.الف زائر



==





مولاعلی (ع) - 810


علی قَدرِالمُرُوّهِ تَکونُ السّخاوَه .



بخشندگی بقدرمردانگی است .


Generosity is according to manliness.



آن مردکه رادو پاک گوهر باشد


کی بسته قیدسیم یازرباشد؟


احسان وکرم بقدرمردانگی است


آن مردتراست کوسخی تر باشد


=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گردآوری: م.الف زائر





 

زیارت

New Member
پاسخ : مولاعلی (ع) - 814....817


مولاعلی (ع) - 817


عِندَزَوالِ النّعَمِ یُعرَفُ الصّدیقِ مِن العَدوِ .


وقتی که دارائی ازدست می رود دوست


ازدشمن شناخته می شود.


It is in adversity that one can recognize


his friends from his foes.


آن دوست که باتست چو یک جان به دوتن


ای بس که شود به دوستی عهد شکن


تاکی نشد ازفقرگرفتارمحن


هرگز نشناخت دوست راازدشمن


=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گردآوری : م.الف زائر


=

مولاعلی (ع)- 816


عِندَزَوالِ القُدرَهِ یَتَبیّنُ الصّدیقُ مِن العَدو.


هنگامی که توانائی وقدرت ازدست رفت دوست


ازدشمن تمیز داده می شود.


You can realize your friends from our


foes when your power is lost.


برمسند اقتدار تاخواهی زیست


درظاهر امر باتوکس دشمن نیست


چورفت توانائی وقدر ت ازدست


معلوم شود دوست که و دشمن کیست


=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت



=


گردآوری : م.الف زائر
=


مولاعلی (ع ) - 815



عِندَاِنسِدادِالفُرَجِ تبدوامَطالِعُ الفَرَجِ .


هنگامی که راهها بسته می شود گشایش هائی


نیز پدیدارمی گردد.


When all the ways are closed some


openings appear.


آنگاه که روز تو چوشب تارشود


دستت رچه روی سست درکارشود


هردرچو فروبسته به یکبارشود


تاگاه گشایشی پدیدارشود


=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گردآوری : م.الف زائر


==



مولاعلی (ع) - 814

عِندَالاِمتِحانِ یُکرَمُ الرّجُلُ اَویُهان .


مرددرامتحان عزیزویاخوارمی شود.


In the course of examination a man is


either endeared of humiliated
.


چون لاف زند مدعی ازعقل وتمیز


برجای خموش باش وبیجامستیز


زیراکه چو پای امتحان بپیش آید


یاخوارشود پیش کسان یاکه عزیز


=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت

=


کردآوری : م.الف زائر






 

زیارت

New Member
پاسخ : مولاعلی (ع) - 818....821


مولاعلی (ع ) - 821


عَیبُکَ مَستورُمااَسعَدَکَ جَدُّکَ .



تابخت یارتست عیب تودر پرده می ماند.


Your defects are hidden as long


as you enjoy prosperity.


بدبخت همیشه خوارخواهد بودن


عیبش همه آشکارخواهد بودن


تابخت توباتویارخواهد بودن


برعیب تو پرده دارخواهد بودن


=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گردآور ی: م.الف زائر




=




مولاعلی (ع ) - 820

عَوِدلِسانَکَ لَینَ الکَلامِ وَبَذلَ السّلام یَکثِرُ


مُحبّوکَ وَیَقِلُّ مُبغِضوکَ .


زبان خودرابه خوشگوئی وسلام عادت ده چون


این شیوه دشمنت راکم ودوستت رازیاد می کند.


Get your tongue to speak decently ; for


in this way you can increase your friends


and decrease you enemies.


آن کس که شکربیان وخوشخوی افتاد


بس دل که به شیرین دهنی دارد شاد


باخوشگوئی زبان خود عادت ده


تادشمن توکم شود ودوست زیاد


=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=
گردآوری : م.الف زائر


=





مولاعلی (ع) - 819

عودَالفُرصَهِ بَعیدُمرامُها.


فرصت ازدست رفته , دیربدست می آید.


Opportunity , when lost , can not


be found again very soon.


فرصت اگرت هست غنیمت بشمار


کزدست اگربداررو د فرصت کار


یاان که بسی دیربدستت آید


یا هیچ بدست نایدت دیگر بار


=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گردآوری : م.الف زائر




=




مولاعلی (ع) - 818


عِندَزَوالِ الشّدایِدِ تَظهَرُفَضائِلُ الاِنسانِ .


درهنگام سختی برتری مرد آشکارمی شود.


Man,s superiority will be realized


in heard days.


افتدچوبدست گنج بادآوردی


سهل است اگر خوشی کندهرفردی


ازدیدن هرمصیبت وهردردی


معلوم شود تحمل هرفردی


=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گردآوری : م.الف زائر





 

زیارت

New Member
پاسخ : مولاعلی (ع) - 822....825


مولاعلی (ع) - 825


غایَهُ الجودِبَذلُ الموجود.


نهایت بخشش , بخشیدن چیزی است که موجود است .


The highest point of generosity is to give


whatever you have.


چون یافت توانگری دوصدگنج گهر


زان هرچه کندبذل , نیاید به نظر


بخشنده ترازتوانگرآن مسکینی ست


کاوآنچه که یافته ست بخشد یکسر


=
ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت



=

گردآوری : م.الف زائر


==

مولاعلی (ع) - 824


غافِضِ الفُرصهَ عِندَاِمکانِهافَاِنّکَ غَیرُمُدرِکِها عِندَ فَوتِها.



همین که فرصتی بدستت افتاد آنراغنیمت بشمار


که اگر ازدست رفت دیگر آن را بدست نمی آوری .


When you seize an opportunity , take


advantage of it ; for , you will never find it


again if you let it slip
.


دررفته وآینده نشاید دل بست


دل بند به فرصتی که دردستت هست


فرصت مده ازدست که فرصت ای دوست


ازدست چوشددگرنیاید دردست



=




ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت



=

گردآوری : م.الف زائر




==





مولاعلی (ع) - 823




غاضَ الصّدقُ فی النّاسِ وَفاضَ الکِذبَ وَاستَعمِلَتِ المَودّهُ


بِاللّسانِ وَ تشاحَنوابِالقُلوبِ .


درمیان مردم راستی کم وردروغگوئی بسیار


شد , دوستی ها به زبان شد


ودلها پرازکینه گردید.




Among the people, truthfulness has


increased and falsehood decreased , friendship


is only in words and the hearts are


full of hatred

.


دیگرهمه کس زراستی بگریزد


وزمکرودروغ کس نمی پرهیزد


گریاری ودوستی است باشد به زبان


گرکینه ودشمنی است ازدل خیزد




=



ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت



=


گردآوری : م.الف زائر






==




مولاعلی (ع) - 822




غارِسُ شَجَرَهِ الخَیرِ یَجتَنیهااَحلی ثَمَرَهِ .




آنکس که درخت نیکی می کاردشیرین ترین



میوه اش راخود می چیند.



He who cultivates goodness will benefit



by its sweetest fruit

.



هرکس که جهان زارکند کارش را


چون صبح کن ازلطف شب تارش را


انکس که درخت خیرونیکی کارد

خود می چیند خوب ترین بارش را



=



ترجمه شعری وانگلیسی



ابوالقاسم حالت


=

گردآوری : م.الف زائر





 

زیارت

New Member
پاسخ : مولاعلی (ع) - 826....831



مولاعلی (ع) - 831


فَرّواکُلَّ الفِرارِمِنَ الفاجِرِالفاسِقِ .


باکمال شدت ازمردم فاسق وفاجر بگریزید.


Flee with all your power from those


who are libertine and debauchee.


درباغ جهان زدست هرخس بگریز


ازآنکه چو میوه ای نارس بگریز


تاآنکه به ورطه فسادت نکشند


ازفاسق و زشتخوی وناکس بگریز


=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گردآوری : م.الف زائر





==




مولاعلی (ع) - 830


فَخرِالمَرءِبِفَضلِهِ لابِاصلِهِ .


مایه فخرمرد فضل وادب اوست نه اصل ونسبش .


Honor lies in virtues not


in family origin.


بیمایه به لاف گشته آلوده لبش


کاو جدش کیست یاچه بوده لقبش


آن چیز که مرد رابود مایه فخر


فضل وادب اوست نه اصل ونسبش



=



ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گردآوری : م.الف زائر




==



مولاعلی (ع) - 829


فازَمَن اَصلَحَ عَمَلَ یَومِهِ وَاستَدرَکَ فوارِطَ اَمسِهِ .


کسی رستگارشدکه کارامروز رادرست کرد


وهرچه دیروز تلف کرده بود بدست آورد.


A man is saved if he arranges his affairs


just today and regains whatever he


has lost yesterday.


آن مرد برافراشت سرفخروشرف


وزرنج نجات یافت وزآه واسف


کامروز بکوشید وبیاورد به کف


هرچیز که کرده بود دیروز تلف


=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گرداوری: م.الف زائر


==


مولاعلی (ع) - 828


غِنَاالعاقِلِ بِعِلمِهِ , غِنَا الجاهِلِ بِمالِهِ .



دارائی خردمند به دانش اوست ودارائی نادان به مال او .


An intelligent man is rich because


of his knowledge , an ignorant , because


of his properties
.

سرمایه دانا همه علم است وکمال


یعنی که ثبات دارد اندرهرحال



دارائی نادان همه زر باشد ومال


یعنی که بود د ستخوش وزرووبال



=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت



=


گردآوری : م.الف زائر


==


مولاعلی (ع) - 827

غایَهُ العَقلِ اَلاِعتِرافُ بِالجَهلِ .



نهایت خردمندی اقراربه نادانی است .


The highest degree of wisdom is


confession of ignorance

.

نادان که فتاده است درگمراهی


خودرادانا شماردازخودخواهی


آگاه زنادانی خود گردیدن


خودغایت عقل باشد وآگاهی


=



ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت

=



گردآوری : م.الف زائر



==



مولاعلی (ع) - 826

غایَهُ الحَیاءِ اَن یَستَحییِ المَرهُ مِن نَفسِهِ .


منتهای حیاآن است که مردازخودنیزشرم داشته باشد.


The highest degree of modesty is


to be ashamed even of


one,s own self
.


آنجاکه ترازدیگران آزرم است مجبوری





اگر که باادب باشی ونرم



نیک ارنگری نهایت شرم وحیا



آن است که کس زخویش هم دارد شرم



=


ترجمه شعری وانگلیسی



ابوالقاسم حالت




=


گردآوری : م.. الف زائر









 

زیارت

New Member
پاسخ : مولاعلی (ع) - 832....837












مولاعلی (ع) - 837


قُدرَتُکَ عَلی نَفسِکَ اَفضَلُ القُدرَهِ وَامرَتُکَ عَلَیهاخَیرُالاَمرَه .




توانائی تو برنفس خودبالاترین توانائی وفرماندهی



توبرآن بهترین فرماندهی است .



You can have the highest power and the



best command upon your own self
.



آنکس که دل توبازدارد زهوس



گردرنگری نیک , توخودباشی وبس



خودخیزوبه راهنمائی خویش برس



زیرابتو فرمان ندهد به زتوکس



=



ترجمه شعری وانگلیسی




ابوالقاسم حالت




=




گردآوری : م.الف زائر





==


مولاعلی (ع) - 836




فی سِعَهِ الاَخلاقِ کُنوزُ الاَرزاقِ .




گنج های روزی درگشاده روئی است .




The treasures of livelihood lies




behind smiling face.





ازخوشخوئی بسی توان بردن سود



شادآنکه بسود خویش ازاین راه افزود



باروی گشاده می توان درهمه جا



بررخ درگنج های روزی بگشود



=



ترجمه شعری وانگلیسی



ابوالقاسم حالت




=




گردآوری : م.الف زائر





==




مولاعلی (ع) - 835




فی تَصاریفِ الاَحوالِ یُعرَفُ جواهِرِالرِّجالِ .




ازگردش روزگار , گوهرمردان آشکار می شود.




In vicissitude the true nature






of men will be revealed
.



پولادبه پنجه قضاموم شود



موجود به یک حادثه معدوم شود



نامردی ومردانگی اهل جهان



ازگردش روزگارمعلوم شود



=



ترجمه شعری وانگلیسی



ابوالقاسم حالت



=



گردآوری : م.الف زائر



==





مولاعلی (ع) - 834



فَکِّرثُمّ تَکَلّمَ تَسلِم مِن الزّلَلِِ .



اندیشه کن , آنگاه سخن گوی تاازلغزش



زبان دورباشی .




Think and then speak ; so that you may be



guarded against the slips of tongue.



درپیش کسی که اهل فهم است وفطن



تافکرنکرده ای , مکن بازدهن



خواهی که زلغزش زبان باشی دور



اندیشه نکرده وامکن لب به سخن



=



ترجمه شعری وانگلیسی



ابوالقاسم حالت



=



گردآوری : م.الف زائر



=




مولاعلی (ع) - 833



فِکرُ المَرءِ مِرآهُ تُریهِ حُسنَ عَمَلِهِ مِن قُبحِهِ .




اندیشه مرد آیینه ای است که خوب وبد



اعمال اورامی نماید.




Man,s thought is a mirror which reflects




his right and wrong deeds
.



اندیشه هرکسی تراازحالش



آگاه کند که چون بود افعالش




اندیشه مردچون یکی آینه است



پیداست درآن خوب وبداعمالش



=




ترجمه شعری وانگلیسی



ابوالقاسم حالت



=



گردآوری : م.الف زائر




==



مولاعلی (ع) - 832


فَضلُ الرّجُلِ یُعرَفُ مِن قولِهِ .




ازگفتارمرد ,فضل و کمال او شناخته می شود.





Man,s virtues are revealed by his speech.





تامردرمعرفت نباشد محروم



بی مغزسخن نگوید ونامفهوم



ازطرز سخن گونی هرکس , گردد



میزان کمال ودانش او معلوم



=



ترجمه شعری وانگلیسی



ابوالقاسم حالت





=



گردآوری : م.الف زائر



 

زیارت

New Member
پاسخ : مولاعلی (ع) - 838....841




مولاعلی (ع) - 841


قُلوبُ الرّعیّهِ خَزائِنُ مَلِکِهافَما اَودَعَها مِن عَدلِِ اَو جَورِ وَجَدَهُ .





دلهای مردم خزانه سلطان است وازعدل وظلم




هرچه درآن بگذرد همان رابازیابد.



People,s hearts are the king,s treasures ; he


receives whatever he has desposited in them of


justice or unjustice.


دلهای کسان کاینه رخشان است


نیک ارنگری خزانه سلطان است


ازعدل وستم هرچه درآن بگذارند



درعاقبت کارنصیبش آن است



=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت



=


گردآوری : م.الف زائر




==






مولاعلی (ع) - 840



قَدیَکبوَالجَوادُ .


اسب تیزرو چه بساکه به سردرغلطید.


A running horse may stumble.


پرهیزکن ازشتاب زیراناگاه



رهروزشتاب می نهد پادرچاه


ای بس که به ناگاه بسر درغلطد


آن اسب که بس تیزروان است به راه



=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گردآوری : م.الف زائر



==




مولاعلی (ع) - 839

قَدیُزِلّ الحَکیمُ , قَدیَزهَقُ الحَلیمُ .




دانشمند نیزگاهی دچارلغزش می شود


وبردبارنیزگاهی صبروقرارازدست می دهد.


Even learned man may make an error


and a tolerant person may


lose patience.


آنهم که زفضل است وخرد برخوردار


گاهی گردد به لغزش سخت دچار



زانهم که صبور وبردباراست به کار


گاهی زکفش برون رود صبرو قرار


-


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


==



گردآوری : م.الف زائر





==




مولاعلی (ع) - 838


قَدکانَ صاحَبَکَم هذایُسافِرُفَاِنّ قَدِمَ عَلَیکُم


فَعُدوهُ فی بَعضِ سَفراتِهِ وَ اِلّافَقَدِمتُم اِلیَهِ .


این دوست شما بودکه ازجهان سفرکرد , اگربسوی


شما بازگشت این سفررانیزمانند سفرهای دیگرش


بشمارید وگرنه شمابسوی او می روید.





It was your friend who journeyed to the other


world; if he ever returns to you , you may consider


it as one of his ordinary travels , and , if he


does not , surely you will go to him.


برگشت گرآنکه زین جهان کرده سفر


این راسفری شمر جو اسفار دگر


ورزانکه دگر بازنیامد سویت


یکروز تومی روی بسویش آخر


=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت




=


گردآوری : م.الف زائر



 

زیارت

New Member
پاسخ : مولاعلی (ع) - 842....845


مولاعلی (ع) - 845


کَثرَهُ الهَذرِتُمِلُّ الجَلیسَ .


پرگوئی , حریف راافسرده خاطرمی کند.


Prolixity upsets your companion.


هرچند تراست بهره ازخوشروئی


اخلاق تو آیتی است ازخوشخوئی


هنگام سخن حذرزپرگوئی کن


کافسرده کند حریف راپرگوئی


=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گردآوری : م.الف زائر





==


مولاعلی (ع) - 844


کَثرَه ُالمالِ تُفسدُالقُلوبَ وَ تُنشِیِءُ الذّنوبَ .


بسیاری مال دل هاراتباه سازد وگناه بارآورد.


Opulence vitiates hearts and


produces sins.



آن کس که زیاد مال می خواهدوجاه


اوراپی این دونیست پروازگناه


جان می شود اندرهوس مال تباه


دل می شود اندرطلب جاه سیاه


=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گردآوری : م.الف زائر




=




مولاعلی (ع) - 843



کَثرَهُ الدّینِ یُصَیِّرُالصّادِقَ کاذِباََ.



بسیاری وام راستگو رادروغگو می کند.


Heavy inedeptedness coneverts a truthful



man to a liar.



قرض است مصیبتی که چون یافت دوام


هم مایه ننگ گشت وهم آفت نام


بس مردم راستگو که درآخرکار


گشتند دروغگو زبسیاری وام


=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گردآوری : م.الف زائر



=




مولاعلی (ع) - 842



قَلیلُ الحَقّ یَدفَعُ کَثیرَالباطِلِ کَمااَنّ القَلیلَ مِن النّارِ



یُحرِقُ کَثیرَالحطَبِ .




اندکی حق نیروی کثیرباطل رادرهم می شکند


چنان که اندکی آتش توده بزرگی


ازهیزم رامی سوزاند.


A little truth overcomes a lot


of falsehood as a flame of fire burns


a pile of wood .


حق گرچه قلیل است به باطل چو زند


نیروی کثیراوبهم درشکند



چونانکه به توده ای بزرگ ازهیزم



یک شعله خرد,آتش اندرفکند


=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گردآوری : م.الف زائر





 

زیارت

New Member
پاسخ : مولاعلی (ع) - 846.....853



مولاعلی (ع ) - 853


کُلّماخُزّانُ الاَسرارِکَثُرَ ضِیاعُها.


هرچه دانندگان رازی افزون شوند آن راززودتر


ازپرده بیرون می افتد.

As much as a secret is known to more


people there will be more chance for its


being divulged.


چون خلق به بستن زبانند زبون



رازهمه کس نهان کن وباش مصون


داننده رازهرچه گردد افزون


آن رازفتدازودترازپرده برون


=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=
گردآوری : م.الف زائر

==
مولاعلی (ع)- 852



کُلّماقارُبتَ اَجَلاََفَاَحسِن عَمَلاََ.


هرچندبه مرگ نزدیکترمی شوی عمل خودرانکوترکن .


As you get nearer to your death


make better you conduct
.

آن گزپیری خمیده پیکر باشد


بایدکه دگربفکرمحشرباشد


چندانکه به مرگ خویش نزدیک تری


بایدعملت نیز نکوتر باشد



=

ترجمه شعری وانگلیسی



ابوالقاسم حالت

=



گردآوری : م.الف زائر


==


مولاعلی(ع) - 851


کُلُّ ماضِِِِ فَکَاَنَّ لَم یَکُن ,کُلُّ آتِِ فَکَاَنَّ قَدکانَ .


انگارکه گذشته هرگزنبوده وآینده هم آمده است .


Think of your past as if it has not


existed and of your future


if it has come.


تاکی گوئی گذشته رفته است زدست


تاکی باید به فکر آینده نشست


انگارگذشته ای نبوده است ترا


پندارکه آینده کنون آمده است



=

ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گردآوری : م. الف زائر



==


مولا علی (ع) - 850


کُلُّ عاقِلِِ مَغمومُ ,کُلُّ عارِفِِ مَهمومُ .


هرخردمندی غمناک وهرعارفی اندوهگین است .


Every wise person grieves and every


mystic man feels sad
.

آنکاوغافل زگردش عالم نیست


رنج دل وتشویش درونش کم نیست


آنکس که خردمند بودبی غم نیست


وان مرد که عارف است بی ماتم نیست



=



ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت



=



گردآوری : م.الف زائر


==



مولاعلی (ع) - 849



کُلُّ شَی ءِِ یَعِزّحینَ یَنزُرُاِلّاالعِلمَ فَاِنّهُ یَعِزُّ حینَ یَغزُرُ.


هرجیز هنگامی که کم است قدروبهادار جزعلم


که وقتی بسیارمی شود قدروقیمت می یابد.


Evertything becomes dear when it is scarce; except


knowledge which becomes valuable when


it is in abundance
.

فرخنده کسی که علم رادارد دوست


وندرپی علم روزوشب درتک وپوست


هرچیز چو کم شود ,شود قدرش بیش


جرعلم که قدراو به بسیاری اوست


=


نرجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گردآوری : م.الف زائر


==



مولاعلی (ع) - 848


کُلُّ شَی ءِِ یَحتاجَ اِلیَ العَقلِ وَالعَقلُ یَحتاجُ اِلیَ الاَدبِ .


هرکسی نیازمند عقل و عقل محتاح دانش است .


Every man needs mind and


mind needs knowledge
.


چون علم , کمال آدمی راسبب است


آن است خردمند که دانش طلب است


مخلوق نیازمند عقل وخردند


خودعقل نیازمند علم وادب است



=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت



=



گردآوری : م.الف زائر



==



مولاعلی (ع) - 847


کَفی بّالمرَءِ کَیِّساََ اَن یَعرِفَ مَعائِبَهُ .


همین قدرکه مرد زیرک باشدکافی است که عیب خودرابشناسد.


Sagacity sufieces a man to recognize his defects
.

آن کس که به عیب خویشتن پی نبرد


شایدکه نه منفصف است نه اهل خرد


زیراکه دوچشم عقل وانصاف بس است


تاخود همه کس به عیب خود درنگرد



=



ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت



=


گردآوری : م.الف زائر



=




مولاعلی (ع) - 846




کَثرَهُ ضَحکِ الرّجُلِ تَذهَبُ وَقارُهُ .


خنده زیادمرد, وقاراوراازبین می برد.


Too much laugheter destroys man,s dignity

.

آن کارمکن که ننگ خواهد آورد


دردیده خلق کوچکت خواهد کرد


ازخنده بیحدکه نشان سبکی است


ازبین رود وقاروسنگینی مرد



=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت



=




گردآوری : م.الف زائر







 

زیارت

New Member
پاسخ : مولاعلی (ع) - 854....857



مولاعلی (ع) - 857



کَماتَدینُ تَدانُ , کَماتُعینُ تَعانُ .



آن گونه که جزامی دهی جزا داده می شوی



وآن گونه که مددکاری می کنی



باتو مدد می کنند.



You wil be rewarded as you reward



and helped as you help
.


باخلق بدی مکن که بدباتو کنند



صدره چوبدی کنی دوصد باتو کنند



آنسان که جزادهی جزاداده شوی



وانسان که مدد کنی مدد باتو کنند




=



ترجمه شعری وانگلیسی



ابوالقاسم حالت




=



گردآوری : م.الف زائر



==





مولاعلی (ع) - 856




کَما اَنَ الصّدایا یَاکُلُ الحَدیدَحَتّی یَفنیهِ کَذلِکَ



الحَسَد یَکمِدُ الجَسَد.



همانگونه که زنگ آهن را می خورد تا او را از میان



می برد حسد نیز تن را شکسته



و نحیف می سازد .



Jealosy weakens the body as rust



corrodes the iron
.


چون تیره کند حسددل روشن را



گوئی چوبلاست جان مردوزن را



نیروی حسد شکسته سازد تن را



آنگونه که زنگ می خورد آهن را




=



ترجمه شعری وانگلیسی



ابوالقاسم حالت




=



گردآوری : م.الف زائر


==


مولاعلی(ع) - 855

کُلُّ ما یَحصُدُ مازَرَعَ وَ یُجزی بِما صَنَعَ .



هرکس می درود آنچه راکه می کارد وجزامی بیند



به آنچه عمل می کند .



One repass acording to what one sows; and



is rewarded according to how



one behaves
.


زشتی بینی اگر به زشتی گروی



نیکی بینی چو راه نیکی بروی



درمزرعه عمل توچو ن برزگری



هرتخم که کشته ای همان می دروی




=



ترجمه شعری وانگلیسی



ابوالقاسم حالت




=



گردآوری : م.الف زائر







==





مولاعلی (ع ) - 854




کُلَّمالایَنفَعُ یَضّرُوَ الدّنیامَعَ حَلاوَتِهاتَمُرّ.




هرچه سودی ندارد زیان می بخشد ودنیاباهمه



شیرینی اش تلخی می آورد.



Whatever is not profitable brings loss.The



world , though sweet , makes life bitter
.




هرچیز دراین جهان فانی ای یار



گرسود نیاورد زیان آرد بار



این ساقی عمر باهمه شیرینی



بس جام دهد که تلخی آرد بسیار




=



ترجمه شعری وانگلیسی



ابوالقاسم حالت





=





گردآوری : م.الف زائر






 

زیارت

New Member
پاسخ : مولاعلی (ع) - 858....861


مولاعلی (ع) - 861


کَم مِن غَنیِِ یَستَغنی عَنهُ , کَم مِن فَقیرِِ یُفتَقِرُِِ اِلَیهِ .


بساتوانگرکه به اونیازی نیست وبساتهیدست


که براو نیازمندند.


Many a rich man upon whom no one


depends many a poor man upon


whom every one depends
.

بس مرد توانگر که نبودش چون سود

کس روی نیازبردراو ننمود


بس مرد تهیدست که شد سود رسان


زینروی نیازمند او باید بود



=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت



=



گردآور ی: م.الف زائر



==



مولاعلی(ع) - 860



کَم مِن عَقلِِ اسیرُُعِندَهَوی اَمیرِِ.


بساعقل که دربندهوس اسیرمانده زیراهوس


براو فرمانرواست .


Many minds are captivated by a


capricious desire which


command them.


خاری است هوس که چون شود دامنگیر


درزخم زدن سخت تراست ازهر تیر


بس عقل که دربندهوس مانده اسیر


چون گشته براو هوس ازآغازامیر



=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گردآوری : م.الف زائر




==


مولاعلی (ع) - 859


کَم مِن ذَلیلِِ اَعَزّهُ عَقلُهُ , کَم مِن عَزیزِِاَذَلّهُ جَهلُهُ .


بساذلیل وخوارکه عقل وخردش اوراعزیزکرده


وبساعزیزکه نادانیش اوراذلیل ساخته است .


How often an honorable man is


debased by his ignorance ; and a baseman


is honored by his intelligence
.


بس خواروسرافکنده که عقل وخردش


آخرسوی افتخاروعزت بردش



بس مرد سرافراز که خود بی خردی


درورطه سرفکندگی آوردش



=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت



=



گردآوری : م.الف زائر





مولاعلی (ع) - 858


کَم مِن اِنسانِ اَهلَکَهُ لِسانُ .



چه بسیارآدمی که زبان اوسرش رابرباد داده است .


How often a man is slain by his tongue
.

بی باک هرانکه درسخن پردازد


ای بس که به خیره جان وسرمی بازد


ماهی جو دهان بازکند بی پروا


سررابه کمندمرگ می اندازد



=



ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گردآوری : م.الف زائر



 

زیارت

New Member
پاسخ : مولاعلی (ع) - 862....871



مولاعلی (ع ) - 871


کُن لَیّناََ مِن غَیرِضَعفِِ ,شَدیداََمِن غَیرِعَنفِِ .


نرم باشولی سست وزبون مباش ؛سخت باش


ولی درشتی مکن .


Be mild but not weak ; be firm


but not harsh
.

باخلق به لطف ومهربانی پرداز


لیکن خودرازبون وافتاده مساز


شونرم ولی مباش سست اندرکار


شو سخت ولی مکن درشتی آغاز



=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گردآوری : م.الف زائر



==


مولاعلی (ع ) - 870


کُن لِدُنیاکَ کَاِنّکَ تَعیشُ اَبَداََ وَکُن لِاخِرَتِکَ کَاَنّکَ تَموتُ غَداََ.


درکاردنیا چنان باش که گوئی جاودان خواهی زیست


ودرکارآخرت جنان کن که گوئی فرداخواهی مرد.


Arrange the affairs of this world in such a


way as if you will live eternally; and


work for the next world in such a way as if


you will die tomorrow
.

کن کارجهان چنانکه هرکس نگریست


گویدکه مگر تو جاودان خواهی زیست



وانسان پی آخرت برو کزعمرت


گوئی یکروز بیشتر باقی نیست


=



ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت



=


گردآوری : م.الف زائر



==



مولاعلی (ع ) - 869


کُن کَالنّحلِ اِن اَکَلَت اَکَلَت طَیّباََ وَاِن وَضَعَت وَضَعَت


طَیّباََ وَ اِن وَقَعَت عَلی عودِِ لَم تَکسِرهُ .


مانند زنبورعسل باش که هرچه خورد پاک است


وهرچه برجای نهد شیرین است وهرشاخی


راکه به رویش بنشیند نشکند.


Be like a bee; anything he eats is clean, anything


he leaves is sweet and any branch he sits


upon does not break
.


می باش چو زنبور عسل کاوتاهست


برلقمه ناپاک نخواهد دل بست


هربارکه بگذاست بجا شیرین بود


هرشاخ که بنشست به رویش نشکست


=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=
گردآوری : م.الف زائر

==




مولاعلی (ع) - 868



کُن فِی الشّدائِدِصَبوراََ وَ فیِ الزّلازِلِ وَقورا.


درسختیها به صبر کوش ودرحوادث بزرگ سنگین باش .


Be patient in hard days and grave


in calamities
.

آنجاکه تراسخت شود کارمعاش


درصبربکوش وسینه خود مخراش


وآنحای که طوفان حوادث خیزد


چون کوه بجای خویشتن سنگین باش



=



ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گردآوری : م.الف زائر


==





مولاعلی (ع) - 867

کُن سَمِحاََوَ لاتَکُن مُبذِرا.


بخشنده باش لیکن زیاده روی مکن .


Be charitable but not extravagant
.

دوری زطریق عدل وانصاف مکن


هم باخود وهم به خلق اجحاف مکن


اندازه به هیچ کارازدست مده


بخشش کن وهیچ گاه اسراف مکن


=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گردآوری : م.الف زائر


==



مولاعلی (ع ) - 866

کُن زاهِداََ فیما یَرغَبُ فیهِ الجُهولُ .


ازآنچه نادان بدان دل بسته است دوری کن .


Avoid whatever an ignorant


man is fond of
.

ای بس که به هرچه جاهلی پیوندد


عاقل چونظربدان کند می خندد


گرهست ترابه سرخرد ,دل بردار


ازآنچه بدان بی خردی دل بندد
=
ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گردآوری : م.الف زائر

==



مولاعلی (ع ) - 865

کُن حُلوَالصّبرِ عِندَ مُرِّالاَمر.


باشیرینی صبروبردباری وتلخی کارراچاره کن .


Overcome the bitterness of your


difficulty by sweetness of tolerance
.

بی تاب مشو چو گشت کارت دشوار


کزبی تابی تو بیش بینی آزار



شرینی صبروبردباری پیش آر


تاآنکه بدان بکاهی ازتلخی کار


=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گردآوری : م.الف زائر


==




مولاعلی(ع ) - 864


کُن جَواداََ مُوثّراََ اَو مُقتَصِداََ مُقَدّراََ وَ اِیاکَّ اَن تَکونَ الثّالِث .



یابخشنده ای موثر باش یامیانه روی پیش گیرولی


به اندازه , اما راه سوم درپیش مگیر.


Be generous but efficient or be economical


but within limits ; and never choose


a third way
.

بخشنده شو آنجاکه اثر د ارد بیش


یاباش میانه رو به اندازه خویش


آن به که ازاین راه روی یاکه ازآن


لیکن ره سومین نگیری درپیش



=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=

گردآوری : م.الف زائر



==

مولاعلی (ع ) - 863


کُن بِالمَعروفِ آمِراََوَعَنِ المُنکَرِناهیاََ.



مردم رابه نیکی وخوشرفتاری امروازبدکاری نهی کن .



Urge people to do good and prohibit


them from doing evil
.

میکوش دلادراین که تاهشیاری


مستان راباز برسرهوش آری


تشویق به نیکی کن وخوشرفتاری


تقبیح زناکسی کن وبدکاری



=



ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=



گردآوری : م.الف زائر



==






مولاعلی (ع ) - 862



کَم مِن وَضیعِ رَفَعَهُ حُسنُ خَلقِهِ , کَم مِن رَفیعِِ


وَضَعَهُ قُبحُ خَرقِهِ .


بسامردی که پایه اش پست است وبانیکخوئی


ببلندی می رسد و بسامرد بلند پایه ازبدخوئی


پست می شود.


Many a low graded man whose good


behavior promotes him to a high rank ; and


many a man of high position whose


ill temper degrades him.


بس عاقل پست پایه کزنیکی خو


کم کم به بلندی مقام آردرو


بس مرد بلند پایه کزبدخویئ


بیند ضرر و پست شود پایه او



=


ترجمه شعری وانگلیسی



ابوالقاسم حالت


=



گردآوری : م.الف زائر




 

زیارت

New Member
پاسخ : مولاعلی (ع) - 872.....881



مولا علی (ع) - 881



لاتَامَنُ مَجالِسَ الاَشرارِغَوایِلَ البَلاءِ .


مجالس بدکاران ازگزند بلاها ایمن نیست .


Gatherings of the debauchees



are not safe from mishaps
.

هرجای که آتشی ومشتی خاراست


افروختن وسوختنی درکاراست


زانخانه که جای مردمی بدکاراست


بگریزکه اندرآن بلا بسیاراست


=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت



==


گردآوری : م.الف زائر


=
مولاعلی (ع) - 880

لاتَاسَ عَلی مافاتَ وَلاتَفرَح بِما هُواتِِ .


برآن جیزی که گذشته افسوس مخور


وبخاطرچیزی که نیامده دلشادمباش .


Do not grieve for any thing which is gone ; and


do not be glad for anything which has not


come yet
.

پابند جهان سست بنیاد مباش


وزبهرکم وبیش به فریاد مباش


برهرچه گذشته است افسوس مخور


وزهرچه نیامده است دلشادمباش



=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گردآوری : م.الف زائر


==


مولا علی (ع ) - 879

لااَشجَعَ مِن بَریءِِ.


هیچ کس ازبی گناه دلیرترنیست .


No one is more brave than an innocent person
.

باکش زگناه نیست لوح سیهی


هرگزبه دل او نبرد ترس رهی


گستاخ ترودلیرترنتوان یافت


رانکس که نکرده هیچ جرم وگنهی


=



ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گردآوری : م .الف زائر



==



مولاعلی (ع ) - 878

کَیفَ یَهدی غَیرَهُ مَن یَضِلُّ نَفسَهُ .


کسی که خودگمراه است چگونه دیگری رارهبری کند.


How can be who is misled himself lead others
.

آن مرد که خودروانه درراه خطاست


گردم زصواب می زند روی ریاست


آن کچروشی که خود زگمراهان است


کی راهبری تواند اندرره راست



=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گردآوری : م.الف زائر



==



مولاعلی (ع ) - 877

کَیف یَهتَدیِ الضّلیلُ مَعَ غَفلَهِ الدّلیلِ ؟.


آنجاکه راهنما غافل باشد گمراه چگونه راه راست رابازیابد؟


How can a lost man find the right way


when his leader is neglectful
.

بیدادکند چوپیشوا ازآغاز


دست همه پیروان شودنیز دراز


آنجای که رهبراست غافل ازراه


گمراه چگونه راه خودیابد باز؟



=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گردآوری : م .الف زائر



- ==

مولاعلی (ع) - 876

کَیفَ یَعرِفُ غَیرُهُ مَن یَجهَلُ نَفسَهُ .


کسی که خودرانمی شناسد دیگری راچگونه بشناسد.



One who does not know himself how


can he know others
.

آزآن که بحال خود نپرداخته است


اگاهی حال غیرکی ساخته است


خوی دگری چگونه بشناسد نیک



آنکاو خودراهنوز نشناخته است ؟


=



ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت



=



گردآوری : م . الف زائر

==


مولاعلی (ع ) - 875

کَیفَ یَانِسُ بِاللهِ مَن لایَستوحِشُ مِنَ الخَلقِ ؟.


کسی که ازصحبت خلق رمیده نیست چگونه


بادوستی خداخوی گیرد.


How can a man become attached to God


while he is not detached from people.


آنکاو پی دنیاست دوان ازهمه سوی


بردرگه دادارکجاآرد روی


آن کس که رمیده نیست ازصحبت خلق


بادوستی خدا چسان گیرد خوی؟



=



ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گردآوری : م.الف زائر



==


مولاعلی (ع) - 874

کَیفَ تَفرَحُ بِعُمرِِ تَنقُصُهُ الساعاتُ .


چگونه دلشادهستی بعمری که هرساعتی بگذرد


ازآن کم می شود .

How can you be happy in this life that


grows shorter which the passage


of every hour
.

جاوید توچون نمانی اندرعالم


چند ازپی عیش خودکنی جوروستم ؟


دلشادچگونه ای به عمری که شود


هرساعت ازان بقدریک ساعت کم


=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گردآوری : م.الف زائر

==


مولاعلی (ع ) - 873


کَیفَ تَبقی فی حالَتِکَ وَالدّهرُ مُسرِعُ فی اِحالَتِکَ .


توبحال خود چگونه مانی درحالی که گیتی می کوشد


تادیگرگونت کند.


How can you remain in the same position


while the world tries to change you
.

روزی رود این جوانی ازدست برون


وین تن که تواناست شود پیروزبون


توکی مانی بحال خودچون گردون


کوشد که به تندی کندت دیگرگون


=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت


=


گردآوری : م.الف زائر




==




مولاعلی (ع ) - 872

کُن وَصیَ نَفسِکَ وَافعَل فی مالِکَ ماتُحِبُّ اَن


یَفعَلُهُ فیهِ غَیرُکَ .


وصی نفس خودباشوبامال چنا ن کن که


دوست داری دیگری باآن کند.


Be self executor of your will and spend your


wealth for salvation as you wish your


heirs do .


خودباش وصی خویش ازهرنظری


وردرکفت امروز بود سیم وزری


بخشش کن ازآن چنانکه خواهی فردا


بخشد پی آمرزش روحت دگری


=


ترجمه شعری وانگلیسی


ابوالقاسم حالت



=


گردآوری : م.الف زائر








 
ارسال کننده موضوعات مشابه انجمن پاسخ ها تاریخ ارسال
پیروان اهل بیت علیهم السلام 6
موضوعات مشابه
مولاعلی (ع) - آموختن

کانال تلگرام

بالا