• يماني آل محمد (عليه السلام) فرمود : در کلامم تدبر کنيد ، اي کساني که ادعاي طلب و جستجوي حق را مي‌ کنيد . آمده‌ ام تا بر حق شهادت دهم . و حق را روشن کنم . هرگز نيامده ام تا مردم از من تبعيت کنند . هدفم روشن کردن حق ، و جدا کردن باطل است . پس به همين خاطر مي‌ گويم : کسي از من توقع سازش و چاپلوسي نداشته باشد . هيهات که ما حتي مقداري از حق را فروگذاريم ، و قسمتي از باطل را رها سازيم ، براي آن که کسي ما را بخواهد ، يا کسي را راضي کنيم ، که براي ابرار هيچ چيزي بهتر از آنچه نزد خداوند است نمي باشد

مناظره (۱)بین الشیخ خالد الوصابی والشیعی ناظم العقیلی – ترجمه

  • شروع کننده موضوع زمان ظهور
  • تاریخ شروع

زمان ظهور

Guest
بینندگان گرامی سلام علیکم و رحمه الله و برکاته

درود بر شما. با اولین قسمت برنامۀ کلمه سواء (سخن مشترک) در ماه مبارک رمضان در خدمت شما هستیم.

مناظره (۱)بین الشیخ خالد الوصابی والشیعی ناظم العقیلی
حلقات برنامج -کلمه سواء – مناظره بین الشیخ خالد الوصابی والشیعی ناظم العقیلی – رمضان ۱۴۳۳



خداوند این ماه را بر ما و بر امت اسلامی به خیر و خوبی و سعادت و گشایش و برکت

و عزت بگرداند. عزتی برای امت اهل سنت

همیشه و تا ابد. همچنین برای امت اسلامی

بینندگان گرامی در این قسمت‌ها، دو مناظره‌کننده ما را همراهی خواهند کرد. یکی از آن‌ها مصری و دیگری عراقی

بندهای قرارداد را که دو طرف، هم ادارۀ شبکۀ صفا و هم طرف دیگر مناظره‌کننده

با آن‌ها موافقت کرده‌اند، خدمت شما قرائت می‌کنم

از مصر یا عراق

قبل از خواندن بندهای قرارداد خیرمقدم می‌گویم به مهمان برنامه که افتخار داد تا ما را در استودیو همراهی کند

تا پایان مناظرات در این ماه مبارک رمضان

شیخ خالد الوصابی محقق در فرقه‌ها و مذاهب

خوش ‌آمدید

زنده باشید

امیدوارم شما و همۀ بینندگان گرامی همیشه در خیروخوشی باشید

بینندگان گرامی بعضی از بندهای قرارداد را خواهم خواند و نه همه؛ چراکه جزییات دیگری نیز دارد

همچنین شیخ ناظم عقیلی همراه ما هستند

از علمای عراق هستند و از اسکایپ همراه ما خواهند بود

در ابتدای این قسمت به او خوشامد می‌گوییم

شیخ ناظم سلام علیکم و رحمه الله

و علیکم السلام و رحمه ‌الله. زنده باشید

زنده باشید

اجازه دهید تا بعضی از بندهای قراردادی که بین شبکۀ صفا و نمایندۀ شما موافقت شد را بخوانم

بسم الله الرحمن الرحیم

در روز چهارشنبه موافق با ۱۸ ماه جولای سال ۲۰۱۲ موافقت‌نامه‌ای

بین آقای نواف بن سلیمان نمایندۀ ادارۀ شبکۀ صفا

و آقای شیخ عبدالعال سلیمه نمایندۀ آقای شیخ ناظم فلیح عبدالسید العقیلی

که با اسکایپ یا در صورت قطع‌شدن، با تلفن ما را همراهی می‌کنند خواهد بود

بعد از اینکه دو طرف پتانسیل پذیرش را در خود دیدند با بندهایی که در زیر آمده موافقت کردند

یک: شبکۀ صفا در طول سی روز ماه رمضان در برنامۀ «سخن مشترک» از یک طرف مناظره پذیرایی می‌کند

مناظره با اشخاص دوم رودررو یا هر فرد در جایی برگزار می‌شود

دو: طرف دوم مناظره با آقای خالد وصابی از علمای یمن به‌عنوان شخص ثابت مناظره می‌کند

در برنامۀ «سخن مشترک» همچنین استاد نورالدین الجزایری به‌عنوان یار دوم نمایندۀ طرف اول مناظره است

در صورتی که طرف دوم مناظره، فرد دومی همراه داشته باشد

تقسیم زمان برای همه نیز به شرح زیر خواهد بود

ده دقیقه که پنج دقیقۀ آن را مجری در اختیار می‌گیرد تا موضوع برنامه را بیان کند

و پنج دقیقۀ دیگر را نیز جمع‌بندی و نتیجه‌گیری می‌کند

و مابقی زمان برنامه به دو طرف مناظره کننده اختصاص داده می‌شود

و زمان نیز با کرنومتر محاسبه می‌شود که بر صفحۀ تلویزیون نیز مشاهده خواهد شد

و دو طرف باید به این زمان التزام داشته باشند

سه: مجری برنامه این حق را دارد که

در صورت خروج از موضوع برنامه، صحبت هر شخص مناظره کننده را قطع کند

و در صورت ناسزا‌گفتن

و خروج از قوانین مناظره؛ که در اولین قسمت، قوانین را شرح خواهیم داد

و دو طرف باید به‌صورت زنده موافقت خود را اعلام کنند

همچنین دو طرف باید به موضوع مناظره ملتزم باشند

و از موضوع برنامه خارج نشوند مگر در صورت توافق نظر

همچنین دو طرف ملزم هستند منابع روایات را تا حداکثر یک قسمت بعد ارائه کنند

اجازۀ قطع‌کردن حرف یکدیگر را ندارند

اجازۀ ادامه یا منع کلام فقط توسط مجری قابل‌اجراست

[مجری] حق قطع کلام را ندارد مگر در صورتی که طرفی

به‌طرف دیگر ناسزا گوید یا از موضوع برنامه خارج شود

چهار: در صورت اختلاف بین دو مناظره‌کننده، مرجع

قرآن کریم و سنت محکم پیامبر است

پنج: هر زمان مجری احساس کرد که ممکن است به ذهن مردم

سؤالی خطور کرده باشد، می‌تواند سؤال استفهامی یا توضیحی بپرسد

همچنین حق دارد پیام‌هایی که از مردم به او می‌رسد

که در زمان خود باشد را بخواند

همچنین دو طرف می‌توانند پاسخگوی تلفن‌های مردمی باشند

و تنظیم این کار به‌واسطۀ مجری صورت می‌پذیرد

شش: طرف دوم مناظره خواستار درج این شروط

به‌عنوان بندهای قرارداد شد

اما موضوعات مناظره که با آن‌ها موافقت شد

یک: امامت یا خلافت یا حجیت بر مردم به‌طور کلی

دو: امامت و خلافت و حجیت بعد از پیامبر (ص)

سه: امامت و خلافت و حجیت مهدی

چهار: دعوت سید احمدالحسن

همچنین باید در اولین قسمت قوانین مناظره به‌طور زنده قرائت شود

و نیز نباید از موضوعات مناظره خارج شوند

و نباید صحبت‌های تکفیری یا هر نوع کلام تفرقه‌افکن

بین مسلمانان مطرح شود

بینندگان گرامی

این بعضی از بندهای قانون مناظره است که

دانستن آن‌ها برای شما نیز مهم است

بد نیست توضیح مختصری راجع به این قوانین بدهیم

حال که می‌خواهیم در قسمت اول دربارۀ امامت و خلافت

به‌طور کلی صحبت کنیم و هنگامی که این موضوع را به پایان رساندیم

سراغ بندهای دیگری که موردتوافق باشند می‌رویم

منتها شیخ خالد وصابی

صحبت‌هایی اضافه کردند که جا دارد

در ابتدای برنامه خدمت شیخ ناظم العقیلی بخوانیم تا بداند

شیخ ناظم آنچه شیخ خالد وصابی گفت این است که

توضیح مفصلی در مورد امامت عرض کنید

حال که موافقت شد آغاز مناظره با موضوع امامت و خلافت باشد

شیخ خالد خواستار این چیزهاست

یک: تعریف امامت؛ تعریف امامت در لغت؛ تعریف امامت در اصطلاح

دو: حکم امام

سه: حکم زمانی که امام نباشد

چهار: امامت و جایگاه اهمیت آن

پنجم: اهداف امام

شش: انواع امامت

هفت: تاریخ امامت

هشت: حکم منکر امامت

نه: تعداد امامان

ده: معرفی امامان شیعه

یازده: طریقۀ اثبات امام

دوازده: شروط امام

سیزده: ویژگی‌های امام

چهارده: ادلۀ امامت

پانزده: حکم کوتاهی از امامت

شانزده: حکم مدعی امامت

هفده: آیا ممکن است امامان بیشتر شوند

هجده: تفاوت در امامت شیعیان و اهل سنت

نوزده: نواقص امامت

شیخ ناظم با این تفصیل موافق هستی؟

شیخ ناظم

بله می‌شنوم

با این تفصیلی که شیخ خالد وصابی ذکر کرد موافقید؟

از امامت شروع کنیم

حرف بزنم ان‌شاءالله

بفرمایید

زنده باشی دکتر محمد و مهمانت

شیخ خالد وصابی

و همۀ بینندگان. این ماه پربرکت بر شما مبارک

و خداوند به حق محمد و آل محمد مسئلت دارم تا امت را بر خیروبرکت

و خدادوستی و دوست‌داشتن پیامبر و خاندان پاک و مطهرش جمع گردانَد

اول از همه با موضوع خلافت

و امامت و حجیت

سرپرستی خداوند بر مخلوقات

شروع می‌کنیم و نه اینکه شیخ خالد وصابی بخواهد ۱۲ یا ۱۴ یا ۲۰ سؤال بپرسد

این‌گونه قابل‌قبول نیست

هریک از ما حرف‌های خود را در زمانی که به او مختص است می‌گوید

و در خصوص آن‌ها بحث و گفت‌وگو می‌کنیم

اما اینکه من بخواهم ۲۰ سؤال مطرح کنم یا شیخ خالد بخواهد ۲۰ سؤال طرح کند، قبول نیست

نه. این منظور ما نیست. فقط از جهت ادای امانت علمی که شبکه به آن پایبند است

اینکه شیخ خواهان بحث بر این موضوعات است

شیخ ناظم، ملزم به پاسخ‌دادن نیستید

در خلال مناظره به این موضوعات می‌پردازیم

روزهای مناظره زیاد هستند و این موضوع وسیعی است

دقیقاً

سراغ این جزئیات خواهیم رفت. برای شروع، با این اصل آغاز می‌کنیم

شروع می‌کنید یا اجازه می‌دهید که شروع کنم

شروع می‌کنی و زمان شما آغاز می‌شود و من با اجازۀ شما فقط به بینندگان یادآوری می‌کنم

و در طول قسمت‌ها این را گوشزد می‌کنیم که درخواست مناظره از شیعیان اثنی‌عشری داده شد

از جمله در رأس آن‌ها

آقای سید کمال حیدری

آقای محمد باقر المهری

شیخ عبدالحمید مهاجر

آقای یاسر الحبیب

شیخ رضوان درویش

و در آخر

شیخ محسن آل عصفور

که همۀ آن‌ها

از مناظره با شیخ خالد و در شبکۀ صفا فرار کرده یا سر باز زدند

و این مطلب را می‌توانید در نت بیابید

و شاید آخرین آن‌ها آقای محمد باقر المهری باشد

که همکار بنده آقای اسامه خضری هنگامی که با او تماس گرفت، تلفن را قطع کرد

و در برنامه پیشین «سخن مشترک» در نظرسنجی خواسته بودیم

که حدس بزنید، از عمد تلفن را قطع کرد یا ناخواسته قطع شد

آنچه را که اتفاق افتاد یادآوری کردم و به مهمان گرامی برنامه

شیخ ناظم عقیلی از علمای عراق خوشامد می‌گویم

و همچنین همان برنامۀ شیخ خالد وصابی را آغاز می‌کنیم. مناظره بزرگ از شبکۀ صفا

بسم الله الرحمن الرحیم

با شیخ ناظم عقیلی آغاز می‌کنیم

زیرا آن‌ها ادعای وجود امامت را دارند

شیخ ناظم

بسم الله الرحمن الرحیم

سه دقیقه زمان داری تا امامت را در معنی و اصطلاح تعریف کنی

بفرما

قبل از اینکه امامت را در دو معنای اصطلاح و لغوی تبیین کنم

امامت را به‌طور کلی و آن‌گونه که هر انسان آن را بفهمد توضیح می‌دهم

و آن، آیا مخلوقی بر مخلوق دیگر تسلطی دارد

آیا خداوند اطاعت مخلوقی را بر دیگر انسان‌ها واجب کرده است؟

اصلی پایه‌گذاری‌شده فقط برای خداوند بر همۀ انسان‌هاست؟

این اصلی

ثابت است که همۀ موحدین به آن اعتقاد دارند

بله

به اینکه حجیت و واجب‌الاطاعه‌بودن برای خداست

بله

خارج‌شدن از این اصل

و پیروی و فرمان‌بردن و اطاعت از پیامبران

با نص شرعی و قطعی‌الدلاله و قطعی‌الصدور

بله

و این ثابت‌کنندۀ این است که خداوند می‌فرماید

بسم الله الرحمن الرحیم

خداوند از میان فرشتگان و مردم، فرستادگانی را برمی‌گزیند؛ زیرا خداوند دانای شنواست

و دیگر آیات

که اطاعت از پیامبران را واجب کرده است و اینکه هیچ پیامبری را نفرستاده‌ایم

مگر برای اطاعت از او

بله

پس این اصل ابتدا باید گره‌گشایی شود

تا مردم، اعتقاد اهل سنت و اعتقاد شیعیان اهل‌بیت

و اینکه کدام تابع قرآن کریم و

سنت پیامبر (ص) هستند و کدام مخالف‌اند

در نتیجه، اصل این است که هیچ طاعتی جز برای خدا نیست، سخنی است یکسان میان ما و شما که پذیرفته‌شده است

هیچ طاعتی نیست مگر برای خدا. اطاعت از پیامبران را نیز با نص ثابت کردیم

در صورت خروج از این اصل

و امامت یا حکمرانی یا تسلط هر شخصی به غیر از پیامبران باید دلیل قطعی‌الصدور

و قطعی‌الدلاله داشته باشیم تا بتوان از این اصلی که درباره‌اش صحبت کردم که استوار و ثابت است با

دلایل شرعی قطعی‌الصدور و الدلاله

بله

این نکتۀ اول است که از اینجا باید آغاز کنیم

این اصل اصیلی است باید برای آن پایه‌ریزی کنیم

تا مردم بدانند و چه مراحلی را پشت سر خواهیم گذاشت تا امامت را تعریف کنیم

این به‌صورت جزئی و مختصر بود

تشکر وقت شما به پایان رسید. در سه دقیقۀ بعدی ان‌شاءالله ادامه خواهیم داد

اما همان‌طور که در مصر و کشورهای عربی گفته می‌شود

جواب از تیترش مشخص می‌شود

مایل بودیم امامت را در دو معنای لغوی و اصطلاحی تعریف کنی

تا آن را به‌عنوان تیتری برای شروع بحث آغاز کنیم

که آیا خداوند طاعت مخلوقی بر مخلوق دیگر را واجب کرده است؟

و دیگر جزئیات

و اگر خداوند عمری داد

در طول ماه رمضان آن را بررسی می‌کنیم

شیخ خالد سه دقیقه برای شما شروع شد

خب

بسم الله و الصلوات و السلام بر رسول خدا و آل پیامبر

و صحابه پیامبر، فزونی و برکت تا روز قیامت

و اما بعد، برادر محمد خدا خیرتان بدهد

و همچنین مهمان شما و بینندگان، خداوند خیرشان دهد

در حقیقت

قبل از ورود به اصل بحث دوست داشتم اصل‌هایی را پایه‌ریزی کنم

که در صورت اختلاف باید به آن‌ها مراجعه شود

چون اگر در ابتدا اصل‌گذاری نشود در قسمت‌های بعدی باز خواهیم گشت

از شیخ ناظم می‌خواهیم منابعی را که به آن‌ها التزام دارد بگوید که با آن‌ها موافقت خواهیم کرد

اول از همه

باید بدانم این قرآنی که در دستم است تماماً صحیح است؟

به اتفاق؟

یا اینکه قرآن دیگری است غیر از این قرآن؟

این یک مسئله است

مسئلۀ دوم، آیا این قرآن اجازۀ تفسیر به همه داده است

یا بر عهدۀ عدۀ معدودی است و آن‌ها خاندان پیامبر هستند؟

ائمۀ دوازده یا بیست‌وچهار امام در نزد شیخ ناظم و هم‌کیشانش

چون که مهدوی است و به وجود بیست‌وچهار امام ایمان دارد

و تنها به دوازده امام ایمان ندارد

امر دیگر

آیا سنت پیامبر، حجت است؟

و او اصولی است یا اخباری؟

این‌ها سؤالاتی است که باید پاسخ داده شود. پس قبل از ورود به بحث اطاعت و حجیت،

نظیر این سؤالات را باید پاسخ دهد

شیخ ناظم

زمان را نگه می‌داریم می‌دانم

برادر عمر کارگردان می‌گوید یک دقیقه و نیم باقی است

من می‌دانم که هنوز یک و نیم دقیقه برای شیخ خالد باقی مانده؛ ولی برای توافق بین دو طرف نیاز است

وقت را قطع کنم

شیخ ناظم

یک دقیقه و نیم برای شما از زمان باقی‌ماندۀ شیخ خالد

آیا تمام قرآن صحیح است یا اینکه به قرآن دیگری اعتقاد دارند

برادران شیعه بفرما

کامل کند و من در زمان خودم صحبت می‌کنم. من در زمان خودم پاسخ می‌دهم

نه این‌ها دو سؤال هستند

خیلی خب زمان شیخ خالد تمام شد

گوش بده. خدا خیرت دهد. من صحبت کردم و زمانم را به پایان بردم

زمانم را اهدا می‌کنم

صبر کن صبر کن طرف مناظر من باید از زمانش استفاده کند و به سؤالم جواب دهد

و نه اینکه سؤالات زیادی بپرسد که ربطی به اصل موضوع ندارد

چه سؤالی پرسیدی شیخ ناظم

شما سؤالات زیادی کردید

مسئله قرآن و باقی امور

من سؤالی کردم

سؤالی برای اصل موضوع و آن این بود

که طاعت و حجیت برای خدا از آن خلق است و برای پیامبران دلیل قطعی‌الصدور

و الدلاله عرضه کردیم

و اگر بخواهیم از این اصل خارج شویم

و طاعت یا امامت یا حجیت انسانی را واجب کنیم

باید دلیل قطعی‌الصدور و الدلاله داشته باشیم

بله

بر این اصل موافقت می‌کنید یا نه؟ تا قدمی جلو بگذاریم

موافقت می‌کنی شیخ خالد؟

او برای ما دلیلی بر گفته‌هایش نمی‌آورد

قرآن کریم در حال حاضر موضوع بحث نیست

و اگر می‌خواهید در این رابطه صحبت می‌کنیم، با هم موافقت کنیم

نه، ما موضوعمان امامت است شیخ ناظم

با چه چیز بر امامت احتجاج کنم؟ با کدام دلیل؟ با لیلی و مجنون؟

آقای شیخ ناظم قرارداد جلوی من است

و نوشته شده که مرجع ما و شما قرآن کریم

و سنت محکم است. موافقید؟

بله

بنابراین در مورد قرآن شیخ خالد چیزی نپرسید

نه نه با اجازۀ شما در قرارداد توافقی نوشته شده

نمایندۀ این شخص قرارداد را امضا کرده

صبر کن. من طرف مناظره‌کننده‌ام

من می‌خواهم نظرشان را بدانم

نظرشان را نخواه

در قرارداد موافقت کرده

بنده خدا گفت: در صورت اختلاف، مرجع، قرآن است

سؤالم واضح است

بار دیگر سؤالتان را بپرسید

این اصل در قرآن و سنت ثابت شده است. سخن یکسان میان من و شماست

آیا با من در این مورد موافقید؟

یا اینکه مورد دیگری دارید یا اجازۀ اطاعت از اشخاصی را دارید که خداوند

امر به اطاعت آن‌ها نکرده؟

از این اصل چطور خارج می‌شوید؟ با ما موافقید یا خیر؟ ما پیروان اهل‌بیت این شعار و پوشش ماست

و از قرآن خارج نمی‌شویم مگر با دلیل قطعی‌الصدور و الدلاله

شیخ خالد، موافقی؟

سؤال چیست؟

شیخ ناظم اگر سؤال را اشتباه فهمیدم بگو. می‌گوید طاعت برای خداست.

در این، اختلافی نیست. اختلاف اینجا نیست

اجازه بده کامل کنم، عجله نکن

می‌گوید طاعت برای خداست سپس برای انبیا؛ زیرا که قرآن طاعت آن‌ها را بیان کرده است.

بعد از او هرکس بخواهد طاعت مخلوق یا امامی به قول برادران شیعه ما را واجب کند

باید از قرآن دلیلی بیاورد

موافقی با این حرف؟

طاعت خداوند و پیامبران در قرآن ذکر شده و در آن بحثی نیست

اضافه بر آن به نص احتیاج داریم

بنابراین شما با گفتۀ شیخ ناظم موافقید؟

بدون شک

با صحبت شما موافقت می‌کند. بفرما امامت را تعریف کن.

گفته‌ام را تکرار می‌کنم

تا مشخص شود. چون این حرف با اینکه به نظر ساده و بدیهی است

ولی در مناظرت بعدی به آن نیاز خواهیم داشت

و بعد معلوم می‌شود اهمیت این کلام چقدر بوده است

بفرما

اصل بر این است که اطاعت مخصوص خداست

برای خارج‌شدن از این اصل و اثبات آن برای پیامبران، به قرآن و نص شرعی که در قرآن ذکر شده، رجوع کردیم

و هنگامی که بخواهیم خلافت، اطاعت، ولایت، پیروی و حجیت غیر پیامبران را ثابت کنیم

نمی‌توانیم از این اصل خارج شویم

مگر اینکه دلیل قطعی الصدور و الدلاله داشته باشیم

آیا با این اصل موافقید

این اصل امامت است

و جزئیات ان‌شاءالله گفته خواهد شد

خیلی خب

شیخ خالد موافق شماست

به‌شرط اینکه هرکس خواستار واجب‌کردن [اطاعت] غیر از خدا و پیامبر

و اطاعت فردی بر فرد دیگر باشد

باید متن آشکار از کتاب خداوند

قطعی‌الصدور و الدلاله داشته باشد

همان‌طور که گفتید

از شیخ خالد می‌شنوم

بله؛ ولی آیا منابع حجیت ما فقط کتاب‌های شماست؟

یا کتاب‌های ما هم هست؟

حجیت سخن پیامبر را از چه کسی می‌گیرید؟

آیا به هرچیز که در کافی وجود دارد ایمان داری

یا بخاری نزد ما؟

هرکس از ما طرف مقابلش را به آنچه ملتزم است الزام می‌کند؛ خدا خیرت دهد

یک چیز واضحی است در مناظرات

هرکس از ما طرف مقابلش را به آنچه ملتزم است الزام می‌کند

با اجازه‌ات شیخ ناظم

هنوز به سُنت نرسیده

حجیت از کجا گرفته می‌شود؟

اجازه بده

شیخ ناظم می‌گوید هرکس بخواهد طاعت غیر از خدا و فرستادگانش را واجب کند

این به‌طور کلی است

با اجازه‌ات

باید دلیل قطعی‌الصدور و الدلاله از قرآن داشته باشد

هنوز به سُنت نرسیده‌ایم

مشکلی نیست

موافقت کردند شیخ خالد

ثقلین، آن دو چیز گران بها که پیامبر آن‌ها را در میان ما ترک کرد

شما سُنت را نیز اضافه کردید

نه، او همۀ خاندان را که بحث در مورد آن‌هاست اضافه کرد

و بیست‌وچهار امام خودش را اضافه کرد

یک بار دیگر سؤال را بازگو کن

شیخ خالد گوش می‌دهد شما یک‌بار دیگر سؤالتان را تکرار کنید

بفرمایید

بله

چرا من این اصل را پایه‌ریزی کردم؛ چون در ادامه به آن نیاز خواهیم داشت

چراکه هریک از ما به خلافت اشخاصی اعتقاد دارد

به پیروی‌کردن از اشخاصی اعتقاد دارد و به امامت اشخاصی اعتقاد دارد

و الی‌آخر؛ ازاین‌گونه اسم‌ها و مصطلحات

مهم این است که اشخاصی هستند که پیرو دارند

اهل سنت از اشخاصی پیروی می‌کنند

و پیروان اهل‌بیت نیز از اشخاصی

به این موضوع خواهیم رسید. سؤالت را یک‌بار دیگر بگو

بله، بله، کلامم را قطع نکن

سؤالت را یک بار دیگر تکرار کن تا آغاز کنی

جوابشان را دادم. گوش بده فقط به خاطر بینندگان

شیخ محمد و بینندگان می‌شنوند ما به حجیت گفتۀ خدا و حجیت گفتۀ پیامبر

و اینکه اطاعت از خدا و پیامبر واجب است ایمان داریم

در این اختلافی نیست

آیا در امور توافقی صحبت کنیم یا اختلاف‌ها؟

با اجازه‌ات شیخ ناظم، ببخشید به خاطر قطع کلام

خلافت آیا امر الهی است یا اینکه امر مردمی است؟

در مورد کدام امامت صحبت می‌کنی؟

هنوز به اینجا نرسیدیم شیخ ناظم، با اجازۀ شما

چیزی که من از شما می‌خواهم این است که سؤالی که برای من گفتید به شیخ خالد نرسید

من سؤالم را بازگو می‌کنم اگر اشتباه بود بگو

با بله یا خیر جواب می‌دهد تا مناظره را شروع کنیم

سؤالی که از شما برداشت کردم

اطاعت برای خدا و پیامبر است. هرکس بخواهد طاعت امام یا خلیفه یا هر شخص مجهولی را واجب کند

باید از قرآن دلیل قطعی الثبوت و الدلاله برای اطاعت از آن شخص ارائه کند

این سؤال شماست؟

دلیل قطعی الصدور و الدلاله

از قرآن کریم

قطعی‌الصدور و الدلاله فقط قرآن نیست

این چیزی است که شیخ خالد درباره‌اش صحبت می‌کرد

قرآن و… یا قرآن به‌تنهایی قبول نیست

بفرما

ببخشید سؤال کردید از من؟

چیزی که از شما فهمیدم این بود که هرکس بخواهد طاعت غیر از خدا و فرستادگانش را واجب کند باید از قرآن دلیل بیاورد

شما «قرآن به‌تنهایی شرط نیست» را اکنون اضافه کردی

نه، من گفتم دلیل قطعی‌الصدور و الدلاله ارائه کند

از کدام مصادر؟

صبر کن. اهل علم می‌دانند منظورم چیست؛ یعنی دلیل شرعی

خواه از قرآن کریم باشد، قرآن قطعی‌الصدور است؛ اما باید دلالتش قطعی باشد

از سنت پیامبر هم باید قطعی‌الصدور و الدلاله باشد

پس قطعی الصدور و الدلاله فقط بر قرآن مختصر نمی‌شود

در این کلام بحثی نیست

ولی او می‌خواهد اطاعت از امامانی را که در موردشان بحث داریم بر ما واجب کند

پس در نتیجه می‌خواهد به گفتۀ اشخاصی را که در موردشان بحث هست ایمان بیاوریم

در نتیجه سخنشان را بر ما حجت کند، قبل از اینکه به خود آن‌ها اعتراف کنیم

نه، نه، این را نگفتم! چیزی که من نگفتم را به من نسبت نده!

شما گفتی اهل‌بیت. آیا اهل‌بیت از ثقلین نیستند؟

عزیز من

دلیل قطعی‌الصدور و الدلاله

چه از قرآن یا سنت پیامبر

در این، بحثی نیست

وقتی بخواهم شما را ملزم کنم، شما را به چیزی ملزم می‌کنم که به آن التزام داری

نه به چیزهایی که من به آن‌ها التزام دارم

در مورد قرآن که توافق هست شیخ ناظم

روی سُنت می‌آییم که شیخ خالد در مورد آن از شما سؤال داشتند

بفرما شیخ خالد

چه‌چیزی شما را از کمک‌گرفتن از سنت می‌هراساند

سنت ما یا سنت آن‌ها؟

چون من در این ربع ساعت یک سؤال از ایشان داشتم آیا قرآن تماماً صحیح است

چه چیزی او را می‌هراساند بگوید آری یا خیر

بحث ما نیز در این نیست. فقط می‌خواهم نظرشان را بدانم

بفرما شیخ ناظم

دکتر محمد، خدا توفیقت دهد. موضوع ما قرآن نیست

شیخ ناظم، اولین مرجع ما قرآن است

صبر کن، من با این قرآن به خدا تقرب می‌جویم و این قرآن را تقدیس می‌کنم و با قرآن خدا را عبادت می‌کنم

و قرآن دیگری نیست؟

و قرآن دیگری نیست؟

و قرآن دیگری نیست؟

این کتاب نزد تمام مسلمانان است و کتاب دیگری نیست

نزد شیعیان و در مساجدشان و نزد اهل سنت و در مساجدشان

در حسینیه‌های شیعیان و خانه‌هایشان و در خانه‌های اهل سنت

یک کتاب است

اما آن‌ها که می‌گویند شیعیان کتاب دیگری دارند این دروغ است

آن‌ها گفتند. ما نگفتیم. آن‌ها گفتند که قرآنی هست که امام علی گردآوری کرد

ما نگفتیم

اجازه بده شیخ خالد. او چنین چیزی نگفته؛ پس چیزی را که نگفته، به او نسبت نده

من ملزم نکردم

ولی او منکر چیزی است که شیعیان می‌گویند

نه، مادامی‌که چیزی نگفته، ملزم نکن

باشد. تمام.

آن‌ها می‌گویند شیخ ناظم چیزی نگفته

شیخ ناظم، آیا اصلی از اصول دین داریم که در قرآن یاد نشده

اما در سنت پیامبر ذکر شده؟

بفرما

بفرما سؤال را یک ‌بار دیگر بگو

امامت نزد شما از اصول دین است. درست؟

بفرما

حتماً باید این اصل در قرآن به‌طور محکم ذکر شده باشد. درست است؟

وقتی یک سری موضوعات خاص برای مناظره قرار می‌دهیم با آن‌ها موافقت می‌کنیم.

موضوع امامت یا خلافت یا حجیت به‌طور کلی نگاه می‌شود

چه قبل از پیامبر (ص) و چه بعد از او

شما الآن می‌خواهید موضوع را زود تمام کنید و بروید سراغ امامت بعد از پیامبر

اول این نکته را باید متوجه شویم و آن امامت به‌طور عام

و حجیت به‌طور عام، خلافت به‌طور عام

خلافت و حجیت خداوند سبحان در زمین

پیروی از هرکس که خداوند از پیروی‌کردنش رضایت دارد

این فرد چطور می‌تواند خودش را ثابت کند. دراین‌باره توافق نظر کنیم

تا در قسمت‌های بعدی هریک از ما این توافق‌نامه را نادیده نگیرد

تا از موضوع اول به موضوع بعد منتقل شویم. تا مثلاً شیخ خالد وصابی

نگوید خلافت خدا با غیر از نص الهی ثابت‌شدنی است

یا مثلاً بگوید با رأی مردم یا سخن آن‌ها قابل‌اثبات است

نصیحت از من به شما، خدا خیرتان دهد. باهوش باشید! خدا خیرتان دهد.

اجر برای شما نیز

ولی مصیبت وارده بعد از وفات پیامبر بر امت صورت گرفت

پس با اجازه‌ات کاری به قبل از پیامبر نخواهیم داشت

بلکه حدیثمان بعد از پیامبر خواهد بود

و بر خلافت نشستن علی و عمر و ابوبکر و تفرقه‌ها و خون‌ها ریخته نشد، مگر بعد از وفات حبیب خدا محمد (ص)

و اختلاف در خلافت امام علی و امام ابوبکر و امام عمر و امام عثمان

این موضوع موردبحث ماست

خواهش می‌کنم در مورد قبل از پیامبر چیزی نگویید؛ چون قبل از پیامبر در قرآن ذکر شده و همه بر آن توافق داریم

و شما گفتی که کتاب صحیح است و به‌وسیلۀ آن خدا را عبادت می‌کنی؛ پس بحث امامت بعد از پیامبر را شروع می‌کنیم

چون محل اختلاف بین اهل سنت و شیعیان است

شروع می‌کنیم شیخ ناظم

دکتر محمد

بفرما

قبل از خروج از این بحث، شما گفتید بعد از پیامبر (ص) به‌سبب اختلاف در امامت خون‌ها ریخته شد

چرا این خون‌ها ریخته شد؟

خداوند وقتی مخلوقات را آفرید آن‌ها را به‌هیچ‌وجه به حال خودشان

و برای خونریزی و اختلاف وا نگذاشت. باید قانونی می‌گذاشت.

هرکس از ما که بخواهد شرکتی را تأسیس کند هرقدر هم آن شرکت کوچک باشد

باید قانونی برای آن بگذارد؛ باید برای آن دستور یا مدیر و مسئولی قرار دهد

و برای خداوند، مثال بالاتر است

چه می‌خواهی بگویی شیخ ناظم؟ سه دقیقه زمان داری و هر سؤالی داری از شیخ خالد بپرس

سه دقیقۀ شما شروع شد

باید این نکته را برای شما مشخص کنم که نمی‌توانیم به موضوع جدیدی پا بگذاریم

قبل از اینکه این بحث را به سرانجام برسانیم

آیا قانونی وجود دارد که اگر مردم به آن چنگ می‌زدند

با هم جنگ نمی‌کردند و از خونریزی و درگیری جلوگیری می‌شد یا خیر؟

ما با شما هستیم شیخ ناظم

بعد از میان‌برنامه با شما خواهیم بود بینندگان محترم. بلافاصله وارد مناظره خواهیم شد

ما با شما هستیم شیخ ناظم

و با همۀ مطالب او موافقت خواهیم کرد

شیخ خالد جوابگو خواهند بود

و هر سؤالی که برادران مهدوی دربارۀ خلافت یا امامت مدنظرشان باشد ان‌شاءالله

میان‌برنامه‌ای ببینید و با ما باشید از شبکۀ صفا، برنامۀ سخن مشترک

مجدداً خوشامد می‌گویم خدمت بینندگان گرامی. با ما هستید با اولین قسمت از برنامۀ سخن مشترک در ماه مبارک رمضان

خوشامد می‌گویم خدمت دو مهمان برنامه، شیخ خالد الوصابی محقق در فرقه‌های اسلامی

مجدداً خوش ‌آمدید

همچنین شما خوش‌آمدید و بینندگان گرامی

همچنین مجدداً خوشامد می‌گوییم خدمت شیخ ناظم افلیح عبد السید العقیلی از علمای عراق که با ما هستند

در این قسمت از طریق اسکایپ

شیخ ناظم مجدداً خوش ‌آمدید

زنده باشید

آغاز می‌کنیم سه دقیقه برای شما هرچه می‌خواهی بگو، بفرما

آنچه را گفتم به نحوی دیگر تکرار خواهم کرد

صدا واضح است

دکتر محمد

ما هیچ‌کس را نیافتیم که اطاعتش

از جانب خدا بدون نص شرعی واجب باشد

چه پیامبر

چه وصی

چه ملک

چه امام

حتماً باید خداوند او را با نص تأیید کند

این اصل قرآنی، بر اساس سنت و پذیرفته‌شده‌ است

میان ما و شما و همان‌گونه که عنوان برنامۀ شما هم هست سخنی مشترک است

این اصل امامت است

امامت یعنی حاکمیت خداوند سبحان

امامت یعنی خلافت خدا

امامت، حجیت خداوند سبحان است

پس این اصل که همان اطاعت از خداست

آن را به برگزیدگان از مخلوقات خود داده که همان پیامبران و اوصیا آنان‌ است

از این اصل نمی‌شود خارج شد مگر با دلیل شرعی؛ زیرا که نمی‌شود خلاف اصل اعتقاد داشت، مگر با دلیل شرعی

خروج از دلیل قطعی‌الصدور و الدلاله نیازمند دلیل قطعی‌الصدور و الدلاله است

نمی‌توانیم امامت یا خلافت یا پیروی‌کردن از فردی یا حجیت شخصی را واجب بدانیم،

مگر اینکه دلیل قطعی‌الصدور و الدلاله داشته باشیم

همان‌طور که این نص شرعی بر پیامبران و بر اعلم‌بودن آن‌ها ذکر شده

منظورتان را فهمیدم شیخ ناظم

شما قائل به امامت دوازده امام هستید

از علی تا امام حسن عسگری و دوازده مهدی بعد از آن‌ها

زمانم تمام شد؟

بفرما دلیلت بر این‌ها را بگو

زمانم تمام شد؟

نه، زمانت پابرجاست

صحبت‌هایم را قطع نکن، خدا خیرت دهد

این شرط ماست

صحبت‌هایم را قطع نکن، خدا خیرت دهد

بنابراین اکنون نمی‌شود از این اصل خارج شد

مگر با دلیل قطعی‌الصدور و الدلاله

قسمت‌های ماه رمضان چهار عنوان دارد

امامت به‌طور کلی

امامت بعد از پیامبر

و امامت اهل‌بیت

و دعوت سید احمدالحسن (ع)

و یمانی موعود وصی و فرستادۀ امام مهدی (ع)

می‌خواهید در نصف مناظره از موضوع اول به موضوع بعدی برویم

هنوز به توافق نرسیدیم

هنوز شیخ خالد خیالم را آسوده نکرده که بگوید آری

نمی‌توان از امامی یا خلیفه‌ای تبعیت یا پیروی کرد

مگر در موردش نص شرعی قطعی‌الصدور و الدلاله ذکر شده باشد

دراین‌باره اگر به توافق رسیدیم

به موضوع بعدی خواهیم رسید

بپرسید سؤالتان را از شیخ خالد تا پاسخ‌گو باشد

جواب خاکستری ندهید! یا سفید یا سیاه!

پس سؤالت را به شیخ خالد بازگو کن تا جواب بدهد

بگو من می‌نویسم

زمان برای من است یا شیخ خالد؟

سه دقیقه برای شیخ خالد. زمان شما تمام شد.

بسم الله و بالله وصلی الله علی رسول‌الله و بر خاندانش و صحابۀ او فزونی و برکت تا روز قیامت

در حقیقت

شیخ ناظم می‌خواهد در یک قسمت کل قضیه را به‌اختصار این‌گونه جلوه بدهد

که نزد ما خلیفه به معنای حاکم قابل‌قبول نیست، مگر با نص؛

و باید پیرو ما شوید و شما نیز به این اعتقاد پیدا کنید که خلیفه به‌معنای حاکم، فقط با نص، حکومتش شرعی است

و این‌گونه مناظره به پایان برسد

و همۀ ما شیعه شویم

به همین راحتی و بدون ذکر دلیل

و تنها با استناد به سخنانش ایمان بیاوریم

اما

بحث ما الآن در حجیت پیامبران نیست.

نه در خلافت آدم

و نه خلافت خدا

او می‌گوید حاکمیت خدا.

آیا مسلمانی پیدا می‌شود که با تو در حاکمیت خدا مخالفت کند؟

مسلمانی هست که در خلافت آدم مخالف باشد؟

شیخ ناظم، بحث ما دربارۀ آدم و جانشین‌بودنش نیست

بحث ما دربارۀ ابراهیم و امامتش نیست

می‌خواهی ورق‌ها را بر هم بزنی و بگویی

پس مادامی‌که آدم خلیفه است، محمد بن الحسن عسگری نیز خلیفه است؟

این قیاسی که امامیه آن را رد می‌کنند، شما می‌خواهی ما را به آن ملزم کنی

خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:

اوست که شما را در زمین خلیفه قرار داد

این خطاب برای همۀ مردم است

پس آیا خلیفه بر روی زمین

به‌معنای حاکم است که طاعت آن‌ها واجب است؟

همچنین خداوند سبحان فرمود:

کیست آن کس که درمانده را چون وی را بخواند اجابت می‌کند و گرفتاری را برطرف می‌سازد

و شما را جانشینان این زمین قرار می‌دهند

آیا شما را بر بندگان حجت می‌کند و اطاعتتان را واجب می‌کند؟

و همچنین سبحانه فرمود:

و شما را بعد از نوح جانشین قرار داد

خطاب به قوم عاد

آیا منظور از جانشین به‌معنای حاکم است و آن‌ها را واجب‌الاطاعه کرد و حجت خداوند می‌شوند؟

همچنین در خطاب به قوم هود گفت:

شما را بعد از قوم عاد جانشین قرار داد

آیا به این معناست که آن‌ها را حجت واجب‌الاطاعه قرار داد؟

سؤال از شماست

منظورتان از خلافت که می‌خواهی دربارۀ آن صحبت کنی چیست؟

ممکن است آن را برایمان تعریف کنی؟

منظورتان از خلافت خدا چیست؟

خداوند جانشین چه کسی است؟ آیا خداوند نایب شخص دیگری است؟

نعوذبالله

یا اینکه منظورتان از جانشینی خداوند

پیامبران جانشینان خدا هستند؟

در این، جای بحثی نیست

منظورتان از خلافت چیست؟

خلافت یعنی حاکم‌بودن؟

اگر منظورت خلافت یعنی حاکم بودن است

در این بحث داریم

و سخن ما دراین‌باره است

و تا الآن به دلیلی نرسیدیم

من از تو سؤالی دارم

دلیلی از قرآن یا گفتۀ پیامبر ارائه کن که حاکم فقط با نص خداوند شناخته می‌شود

شما را تحدی می‌کنم

دلیلی ارائه کن

که حاکم، اگر خلیفه را حاکم نام‌گذاری کنی، تنها با نص شناخته می‌شود

دلیلی ارائه کن

بر اینکه تنها با نص شناخته می‌شود

شما از تعریف‌کردن خلافت به‌معنای امامت فرار کردی

چون اگر خلافت را تعریف می‌کردی

امرت برملا می‌شد

اینکه تو معنی خلافت را نمی‌دانی

خلافت به‌معنای پیامبری و برگزیده‌شدن، جای بحثی ندارد

تو گفتی بحث ما در دو بخش است

امامت به‌طور کلی

و امامت به‌طور خاص

از چه امامت عامی می‌خواهی صحبت کنیم در ماه رمضان

آیا می‌خواهی دربارۀ امامت ابراهیم صحبت کنیم

به این معنا که ابراهیم پیامبر بود و فرمانروای امتی بود

آیا کسی از مسلمانان با این امر مخالفت می‌کند؟

ما در خلافت ابراهیم بحثی نداریم

تشکر

شیخ ناظم

سؤالات واضح بودند یا یادآوری کنم؟

واضح بودند ان‌شاءالله

بله بفرما

در ابتدا

من نه در مورد حجیت امام محمد بن الحسن عسکری (ع) حرفی زدم

و نه امامت امام علی (ع)

پس پریدن از موضوع امامت عام

به امامت خاص فرار از موضوع اول است که باید موردبحث قرار بگیرد

اکنون در مورد امامت عام صحبت می‌کنیم

خواه پیامبر باشد یا وصی یا پادشاهی-مَلِک- که از جانب خداوند تنصیب شده باشد

یا خلیفه‌ای از خلفای خدا و جانشینان پیامبران

خلافتی که درباره‌اش حرف می‌زنم، شیخ خالد وصابی آیه‌هایی را خواند که در آن، ذکر خلیفه یا خلفا بود

که به‌حسب تفسیرش، یعنی مردمی که جانشین همدیگر می‌شدند

در وجود این آیات جای شک و بحثی نیست

اما آیا خلافت فقط در این، معنا می‌شود

در ادای امانت علمی باید توجه کرد و مردم را متوجه کرد

خداوند سبحان در قرآن کریم هر دو معنا را ایراد کرد

یک نمونه‌اش به این معنی که قومی بعد از قومی یا شخصی به‌جای شخص دیگری جانشین می‌شود

و معنای دیگر آن نمایندگی خداوند است در اجرا‌کردن احکام خداوند بر زمین و هدایت مردم به رضای خدا

پس جانشینی به‌معنای پیروی و امامت و سرپرستی در قرآن ذکر شده، شیخ خالد وصابی

بسم الله الرحمن الرحیم

و در آن هنگام که خداوند به فرشتگان وحی کرد من در زمین جانشینی قرار خواهم داد

گفتند آیا کسی را جانشین می‌کنی که فساد و خونریزی می‌کند؟

درحالی‌که ما تو را تنزیه و سپاس می‌داریم و تو را تقدیس می‌کنیم

گفت من چیزی را می‌دانم که شما نمی‌دانید

باز هم

خداوند سبحان می‌فرماید

ای داود، ما تو را در زمین جانشین قرار دادیم؛ پس میان مردم به‌حق داورى کن.

ملاحظه کنید ما تو را در زمین جانشین قرار دادیم

پس از روی حق قضاوت کن و از هوای خود پیروی نکن

بنابراین

مسئلۀ جانشینی

می‌تواند به این معنا باشد که امتی جانشین امتی شود

یعنی امتی نابود شود و امتی دیگر جای آن را بگیرد

و معنای دیگر جانشینی و پیروی‌کردن، به معنای حجیت و امامت و پیروی می‌آید

و معنای دیگر نمایندگی خدا

نه به دلیل نقصی در خدا؛ بلکه خداوند والاتر از این است که به با بندگان خود رودررو شود

یا اینکه او را ببینند یا اینکه با همه صحبت کند. باید نمایندگانی در بین آفریده‌های خود داشته باشد

و این نمایندگان حجج خدا و خلفای او هستند

این معنای خلافت است که در مورد آن صحبت می‌کنم

این معنای امامت و پیرو‌شدن. این معنای حجیت است

با وجود اختلاف در اسم‌ها یا اشخاص

پس وقتی که در مورد امامت شخصی صحبت می‌کنیم این اصل کلی است

نه اینکه بخواهم مناظره را در یک قسمت تمام کنیم

بلکه من از شما یک حرف می‌خواهم آیا با من در مورد این اصل موافقید یا خیر؟

اگر موافق نیستید، قاضی میان ما و شما قرآن کریم است

در زمان بعدی‌ات

دیگر دوست ندارم به این موضوع برگردیم

در زمان بعدی‌ات

اجازه نمی‌دهم در قسمت‌های بعدی بگویید امام توسط مردم انتخاب می‌شود

خیلی خب

اصل

تشکر. در زمان بعدی‌ات

فقط یک نکته را بگویم

زمانم تمام شد

نیم دقیقه است که زمانت تمام شده

زمانم تمام شد

بله تمام شد. در زمان بعدی‌ات بگو

او موضوع را به‌اختصار می‌گوید. بعد می‌گوید به کسی اجازه نمی‌دهد بگوید خلافت با رأی مردم است

شما برای بینندگان توضیح دهید

مختصر توضیح ندهید

شیخ ناظم

برای شما توضیح خواهم داد

او مسئله را به‌صورت خلاصه بیان می‌کند

و در آخر می‌گوید

به شخصی اجازه نمی‌دهم که بگوید امامت به‌وسیلۀ مردم مشخص می‌شود

ما در آغاز مناظره هستیم و دلیلی بر سخن خود ارائه نمی‌کند

من او را تحدی کردم یک دلیل بیاورد که امامت به‌معنای حاکم‌بودن

و خلافت به‌معنای حاکم‌بودن، فقط با نص شناخته می‌شود

اینجا دو مسئله مطرح است

نفی و اثبات

برای اثبات جزئیات، با مثال می‌گویم خداوند طالوت را به‌عنوان حاکم نصب کرد

این جزء هست

آیا از این جزء الزاماً باید همۀ حاکمان نص داشته باشند؟

این‌گونه نیست

اگر ثابت شد که خداوند حاکمی را تنصیب کرد آیا همۀ حاکمان را باید خداوند تنصیب کند؟

نه، اصلاً شرط نیست

دلیل چیست که همۀ حاکمان باید با نص حکم کنند

حاکم نه به آن معنا که سخنش حجت است

و نه به معنای پیامبر

و نه واجب‌الاطاعه در همۀ امور؛

بلکه اطاعتش فقط در چارچوب حکمش است

و اما گفتۀ او

من در زمین جانشینی قرار دادم

دو تفسیر دارد

اول اینکه آدم جانشین خداوند باشد و حکمرانی کند و پیامبر راهنما باشد

که در این حالت دو خصلت بر او منطبق شد. حاکمیت و پیامبری و بحثی در آن نیست

معنای دوم اینکه بنی‌آدم جانشین همدیگر شوند؛ همان‌گونه که خداوند فرمود

اوست که شما را جانشین قرار داد

سلسله‌وار پشت سر یکدیگر می‌آیند

او به این چیز اشاره کرد

اما

ای داوود ما تو را در زمین جانشین قرار دادیم

داوود (ع) پیامبری و حکم را هم‌زمان داشت

و در این بحثی نیست

آیا بر روی زمین مسلمانی وجود دارد که بگوید داوود جانشین نبود

اگر این‌چنین بگوید کفر گفته است

شیخ ناظم، فکر می‌کنی ما منکر خلافت داوود هستیم؟

اگر این‌چنین بگویی قطعاً ما را کافر می‌دانی و تو در قرارداد ذکر کردی که از تکفیرِ هم دوری کنیم

آیا بر روی زمین مسلمانی وجود دارد که بگوید آدم خلیفه نبود

اگر چنین بگوید با توجه به تفسیر دوم قطعاً در کارش باید شک کرد

اما بحث ما در این نیست

چرا از موضوع خلافتی که موردبحث است فرار می‌کند

جانشینیِ پیامبران جای بحثی ندارد

ما دربارۀ جانشینیِ غیر از پیامبران صحبت می‌کنیم

که آن‌ها آن را واجب کردند

این جای بحث است

ولی او از موضوع خارج می‌شود

موضوعی که به توافق رسیده است

خب سؤال شما این بود که

حاکم باید حکومت‌داری خود را با نص اداره کند

این دلیل را بدهد

قیاس نمی‌خواهم

چون داوود جانشین است؛ پس اشخاص غیر از داوود نمی‌توانند بدون نص حکم کنند

این قیاس است. او اصلاً به قیاس اعتقاد ندارد

شیعیان به قیاس اعتقاد ندارند

دلیلی نشان کند که هر حاکمی نه به‌معنای پیامبر

و نه به‌معنای جانشین، باید نص داشته باشد

خداوند در کتاب کریم خود می‌فرماید

همانا خداوند طالوت را برای شما به‌عنوان پادشاه فرستاد

تشکر. وقت شما تمام شد

شیخ ناظم

شیخ خالد می‌گوید دلیلی از کلام خداوند بفرما

که بگوید حاکم برای حکم خود حتماً باید نص داشته باشد

بفرما

به نظر می‌آید که شیخ خالد، خدا توفیقش دهد در گفته‌های من تأمل نمی‌کند

وقتی که به‌صراحت در مورد اصل تأکید کردم و آن این بود که

اثبات طاعت و حاکمیت برای خداوند

حق مشروعی است برای خدا

این لباسی که من می‌پوشم حق ثابت من است. کسی حق ندارد آن را از من بگیرد

مگر با اجازۀ من؛ در غیر این صورت لباسم را غصب کرده است

حکم از آن خداست

آن‌که مخالف این اصل باشد باید دلیل بیاورد

شما دربارۀ چیزی بحث می‌کنید که در مناظرات علمی جای بحثی ندارند

دلیل را چه کسی باید رو کند؟ آن‌که موافق اصل است یا آن‌که خلاف اصل صحبت کند؟

به‌صورت جزئی با هم دربارۀ اصل موافق بودیم

و اینکه طاعت و حجیت از آنِ خداست

آیا بدون اجازۀ او می‌توان این طاعت و حجیت را غصب کرد؟

آیا این طاعت و حجیت بدون اجازۀ خداوند قابل‌انتقال است؟

آن کسی که می‌گوید «بله، می‌شود غصب کرد» باید دلیل داشته باشد، نه آن کسی که موافق اصل است

صحبت‌های بنده الآن با قرآن و اصل هم‌خوانی دارد

خداوند طاعت پیامبران و ملوک خود را واجب کرده

وقتی می‌گویی می‌توان کسی را بدون اجازۀ خداوند حاکم کرد، می‌گویم این حاکم با رضایت خداوند حکم می‌کند

یا خداوند از او راضی نیست؟

این لباسی که می‌پوشم، هرکس بدون اجازۀ من بردارد از دو حالت خارج نیست

یا از او راضی‌ام یا ناراضی اگر بدون اجازۀ من آن را برداشته است.

این مثال ساده در لباس بود.

وای به حال وقتی که حاکمی بر اموال و خون مردم تسلط داشته باشد و بر مردم و کشور.

وقتی حاکمی را بر حکم می‌گماریم و می‌گوییم اطاعت از او واجب است و از حکمش نباید سرپیچی کرد

و حتی اگر فسق کند مادامی‌که مسلمان است و نماز می‌خواند و روزه می‌گیرد؛

این طاعتی که برای بعضی‌ها واجب کردید، تاریخ، فسقشان را ثابت کرد

که هیچ‌وقت برای پیامبران این‌گونه نبوده است.

یعنی مردم اطاعت از طواغیت را واجب کردند و پیامبران و اوصیای خدا را که خداوند آن‌ها را منصوب کرده، رها می‌کنند

پس مسئلۀ امامت و خلافت در گرو (متوقف به) رأی و پیروی مردم نیست

چون امامت و انتخاب آن جزو وظایف و مسئولیت‌های مردم نیست تا به امامت امام یا وصی اعتراف کنند

سؤال شیخ خالد این‌ است که برای همین گفته‌ات دلیل بیاور

بر مردم واجب است اطاعت کنند

تشکر. در زمان بعدی‌ات

شیخ خالد

دلیلی برای تنصیب حاکم از جانب خدا نگفت

او گفت شما مخالف اصل هستید و تهمت را از خود مبرا کرد

آن‌ها می‌گویند که حاکم حتماً باید از جانب خدا منصوب شده باشد

او باز هم برمی‌گردد سر قیاس و قاعدۀ اول و گفته‌ای همانند گفتۀ خوارج گفت

وقتی خوارج نزد علی ابن ابی‌طالب آمدند گفتند هیچ حکمی غیر از حکم خدا نیست

گفت این کلمۀ حقی است که باطل از آن اراده شده است.

این‌ها تفاوتی میان حکم و فرمانروایی قائل نیستند

این فرمانروایی است، نه حکم

دو نوع حکم وجود دارد

اولی اینکه آیا وقتی بگوییم هیچ حکمی غیر از حکم خدا نیست، اینکه خود خدا مثلاً بیاید و حکم کند؟

یا اینکه نمایندۀ خدا می‌آید خدا را مجسم می‌کند؟

نه، نه.

وقتی می‌گوییم هیچ حکمی غیر از حکم خدا نیست، یعنی حاکم، شرایع و احکام خدا را اجرا می‌کند.

و «هیچ حکمی غیر از حکم خدا» به این معنا نیست که خدا خودش حکم کند.

نعوذبالله هیچ‌کس این را نمی‌گوید.

ولی شرط ما برای حاکم حتی اگر از جانب خدا تنصیب نباشد این است که فرموده‌های خدا را اجرا کند

«هیچ حکمی غیر از حکم خدا نیست» معنایش این است؛

یعنی احکامی که بین مردم در حال اجراست باید مطابق اوامر خداوند باشد

و «هیچ حکمی غیر از حکم خدا نیست» به این معنا نیست که خدا خودش در زمین حکم کند.

و اینکه می‌گوید طاعت برای خداوند است، من از او سؤال دارم

آیا اطاعت از والدین واجب نیست؟

جایز است یا نه؟

آیا گفته‌های پدرم الزاماً بر من حجیت دارد؟

من در حدود تعیین‌شده‌ای از اوامر او اطاعت می‌کنم

اما به هیچ وجه گفته‌های او شرع نیستند

همسر

خداوند فرمود

اگر شما را اطاعت کردند

بر آن‌ها هیچ راهی مجویید

آیا اگر همسرم از من اطاعت کرد گفته‌های من شرع به‌حساب می‌آید؟

آیا من بر او حجیت پیدا کردم و پیروی از گفته‌هایم بر او واجب است؟

این مرد می‌گوید

این آقا فرق بین طاعت و عبادت را متوجه نیست

در کتاب خودش می‌گوید

امروز فرمانروایی برای کیست

برای خدا یا برای شیطان یا برای مهدی یا برای آمریکا

و می‌گوید عبادت انواعی دارد

نوعی عبادت که طاعت و بندگی است

پس هرکس از چیزی اطاعت کرد آن را عبادت کرد

اینجا روشن می‌شود که این شخص فرق بین بندگی و عبادت را نمی‌داند

وقتی خداوند متعال در کتاب کریم خود می‌فرماید

از خداوند و فرستاده‌اش و اولی‌الامر از شما اطاعت کنید،

آیا به این معناست که خداوند و فرستاده‌اش و اولی‌الامر را عبادت کنید؟

یعنی خدا از ما می‌خواهد که اولی‌الامر را عبادت کنیم؟

او می‌گوید هرکس از چیزی اطاعت کند او را عبادت کرده است.

فرق بین طاعت و عبادت و حکم و چیزهای دیگر را متوجه نمی‌شود.

باید به این چیزها جواب دهد.

مورد دیگر اینکه وقتی مثال لباس‌هایش را می‌زند.

وقتی ما می‌گوییم حکم از آن خداست این به چه معناست؟

گفتیم اینکه احکام خداوند تنفیذ و اجرایی شوند

منظور ما این است

ولی او فکر می‌کند وقتی ما می‌گوییم فلان حاکم باید اطاعت شود، آن‌هایی که بر آن‌ها نص وجود ندارد،

او تماماً دنبال تنصیب‌شده‌هاست

ما می‌گوییم در اوامر که ما را به گناه می‌کشاند طاعتی برای او نزد ما نیست.

سخنی هست که می‌گوید در معصیت خداوند هیچ طاعتی برای مخلوقی نیست

و این با فرمودۀ خداوند همخوانی دارد

اگر در خصوص چیزی نزاع کردید آن را به خدا و فرستاده‌اش بازگردانید

و اولی‌‌الامر را در این قاعده قرار نداد؛ چون اگر گفتۀ آن‌ها حجیت داشت قطعاً به آن‌ها نیز امر می‌کرد

و ما اگر نزاع می‌کردیم گفتۀ آن‌ها سندیت داشت

تشکر

تشکر شیخ خالد

شیخ ناظم، حرف‌های شیخ خالد را شنیدی و همچنان سؤال پابرجاست

دلیلی از کلام خداوند که حاکم حتماً باید دارای نص باشد

بفرما

و خداوند آنچه بخواهد می‌آفریند و برمی‌گزیند و آن‌ها حق انتخاب ندارند. منزه است خدا و برتر است از شریکانی که برایش قائل می‌شوند. (قصص، ۶۸)

اصلاً من فکر کنم

موضوع روشن شد

و شیخ خالد وصابی دوست ندارد همراه ما باشد تا به نتیجه‌ای برسیم و مردم نیز بفهمند در چه موردی صحبت می‌کنیم

ما در مورد حکمی صحبت می‌کنیم که از جانب خدا قابل‌قبول و راضی‌کننده است

آری، من مثال لباس و عبای خودم را زدم و شما می‌گویید آری می‌توان حاکمی را اختیار کرد، به‌شرط اینکه احکام خدا را اجرا کند

تو را به خدا از تو می‌پرسم

اگر چیز گم‌شده‌ای داری، شتری یا گوسفندان یا اموالی یا شرکتی یا هر چیز دیگر،

آیا اجازه می‌دهی برای آن مسئول یا مدیری بدون اجازۀ تو اختیار کنند

قطعاً هیچ‌کس این را نمی‌پسندد

همۀ عقلا بر این امر متفق هستند

نه، نه، نه، من موافق نیستم

اجازه بده تمام کنم

نیم دقیقه برایت اضافه می‌کنم

من از عقلا هستم؛ ولی موافق کلامت نیستم. چون تو می‌گویی همۀ عقلا با من موافق‌اند.

زیرا شما خالق را با بنده مقایسه می‌کنی

حرف‌هایم را قطع نکن

خالق علم لدنی دارد، علم ازلی دارد.

همه‌چیز را در کتابی آشکار گردآوری کرده است.

به هر چیز بگوید انجام شو، انجام می‌شود.

پس لطفاً مالک شرکت را که نمی‌داند پشت پرده چیست مقایسه نکن.

همان‌طور که امام صادق می‌گوید به خدا اگر جاریۀ من در یکی از اتاق‌ها پنهان شود نمی‌دانم او کجاست

شما همۀ عقلا را در نظر گرفتی. من از عقلا هستم و این قاعده را رد می‌کنم.

اگر اف گفتن جایز نباشد؛ پس کتک‌زدن نیز از باب اولویت جایز نیست.

از باب اولویت این چیز بدیهی است. همه به آن اقرار دارند. بار دیگر وسط صحبت‌هایم نپر، خدا خیرت دهد.

اگر کلامم را قطع کردی، زمان را نگه دارید. خدا خیرتان دهد

بله

شیخ خالد وصابی می‌گوید شیخ ناظم العقیلی باید دلیلی به من بدهد که ثابت کند

حاکم حتماً باید از جانب خدا تنصیب شود

آیا از زمان آدم تا خاتم کسی را سراغ داریم که خداوند از حکمش راضی بوده باشد، ولی از جانب خداوند تنصیب نشده باشد؟

به من معرفی کن.

اگر یافت نشد پس این اصل است.

این اصل است که هیچ شخصی واجب‌‌الاطاعه نیست، هیچ پیامبری نیست، هیچ حجتی از حجج خداوند نیست،

مگر اینکه از جانب خداوند تنصیب شده باشد،

مگر اینکه مورد رضایت خدا باشد؛ چون مردم عیال خداوند هستند

و زمین مملکت خداوند است.

و ما باعقل‌ها و فکرهای خود کسی را انتخاب می‌کنیم

و مسئولیت زمین را بر عهده می‌گیرد

آیا خداوند عاجز است از اینکه کسی از برگزیدگانش را انتخاب کند

تا مردم را به‌سوی خیر و رستگاری دنیا و آخرت هدایت کند؟

این مسیری که شما تعیین کردید، مردم را به‌سوی خیر و رستگاری هدایت نکرد؛

بنابراین این مسیر شکست‌خورده‌ای است.

پس باید راه و روش خدایی باشد تا مردم را به‌ خیر و رستگاری برساند

زیرا خداوند با عدالت و حکیم و عالم است؛ محال است مسیری را تعیین کند

و آن‌ها را به مسیر تفرقه و گمراهی و نابودی برساند؛

پس این مسیر یا کسی که فرمانروای این مسیر بود شایستگی فرمانروایی مردم را ندارد

بنابراین به اصل بازمی‌گردیم

هیچ شخصی وجود ندارد

تشکر. یک دقیقه به‌خاطر اینکه من ۱۵ ثانیه وسط حرفتان پریدم به شما اضافه کردیم

بینندگان عزیز

چیزی که می‌خواستم در گفته‌های شیخ ناظم بگویم این است که او

کسی را که صاحب شرکت و قصد تعیین مدیر دارد مثال می‌زند.

می‌گوید تمامی عقلا با آن موافق‌اند.

و من خودم را از عقلا می‌دانم و فکر کنم که شیخ ناظم نیز چنین چیزی را می‌داند.

و او خداوند سبحان که دانای همه‌چیز است،

و آگاه بر نیت‌ها و درون،

کسی که دارای کتابی است که تمام امور را در آن جای داده،

با یک مدیر شرکتی مقایسه می‌کند که اگر کسی در اتاق دیگری از کارش سوءاستفاده کند یا پاپوش برایش درست کند خبر ندارد را

پس چگونه خداوند را با این شخص مقایسه می‌کنی؟ این یک بحث،

بحث دیگر

شیخ خالد سؤالی کردند از شیخ ناظم که چهار مرتبه آن را تکرار کرد؛ ولی ما را در بحث‌های سفسطه‌ای وارد می‌کند

که اگر آیۀ محکمی در جواب شیخ خالد داشت حتماً رو می‌کرد

بفرما

شیخ خالد زمان شماست

خیلی خب

آیه‌ای از کتاب خداوند را ذکر کرد

و خداوند آنچه‌ را بخواهد می‌آفریند و انتخاب می‌کند

منظورش از «و انتخاب می‌کند» چیست

آیا منظورش انتخاب تکوینی یا شرعی است؟ به پاسخی نیاز داریم.

آیا شیعۀ امامیه اعتقاد دارند

اعمال آن‌ها به خواست خداست؟ خیر و شر آن و حتی معصیت؛ یا اینکه قدری هستند

و خداوند آنچه را بخواهد می‌آفریند و انتخاب می‌کند

آیا آن‌ها را امام از بدو تولد انتخاب می‌کند؟ دقیقاً چه چیز را انتخاب می‌کند؟

بنابراین من با این آیۀ کریمه علیه او استدلال می‌کنم

که خداوند ابابکر را انتخاب کرد و راضی بود که او حاکم باشد

چون اگر واقعاً خداوند نمی‌خواست

ابابکر حکم کند او را انتخاب نمی‌کرد

بنابراین این آیه علیه توست و ابابکر را انتخاب کرد و از حکم او راضی بود

و من این‌گونه خواهم گفت که خداوند آنچه را بخواهد می‌آفریند و انتخاب می‌کند؛ چه کسی قهراً خواستار حکومت ابوبکر بود غیر از خدا؟

اوست که او را انتخاب کرد، نه تو. حتی اگر از من ناراحت شوی. حتی اگر در یکی از کتاب‌هایت بگویی

خداوندا اولین ظالمان را لعنت کن؛

که اگر منظورت ابابکر بوده، این بحث دیگری است

بله

و اما اینکه می‌گوید نباید وارد منزل شد، مگر با اجازه

منظورت از اجازه چیست؟

چون دو نوع اجازه است

اجازۀ تکوینی

و اجازۀ شرعی

اجازۀ تکوینی، فرمودۀ خداوند است

و آن،‌ ضرری به کسی نمی‌رساند، مگر به‌اذن پروردگار

پس خداوند به مردم اجازه داده، اجازهٔ تکوینی؛ که به معنای قضا و قدر است

و پاداش و عقاب براساس این اجازه است

و اما اذن شرعی، فرمودۀ خداوند

کیست آنکه به‌جز اذن او در پیشگاهش شفاعت کند

حرف‌هایت را بخش‌بخش کن. عامیانه صحبت نکن.

اختیار دو نوع است شرعی و تکوینی

اذن دو نوع است شرعی و تکوینی

منظورت از این انتخاب چیست؟

همچنین

می‌گوید دلیلی به ما بده که کسی در طول تاریخ بدون نص حکومت کرد

اولاً که شما به عدم استدلال می‌کنی

و ذکر‌نشدن وجود چیزی به‌معنای وجود‌نداشتن آن نیست.

این یک قاعدۀ اصولی و منطقی است

برای مثال، اگر من چیزی را ندانم

این به معنای وجود‌نداشتن آن نیست

وجود نداشتن -ذکر نشدن- دلیلی بر نبودن آن نیست

شما باید دلیل بیاورید؛ زیرا ادعا می‌کنید که حاکم نمی‌تواند بدون تنصیب حکم کند

و شما گفتی که ابابکر و عمر و عثمان خلافت را غصب کردند.

الآن شما برخلاف اصل صحبت می‌کنی که کلاً راجع به اصل صحبت می‌کنی.

ابوبکر و عمر و عثمان و صحاب رضی‌الله‌عنهم آن‌ها اصل و حاکم بودند.

الآن شما خلاف اصل صحبت می‌کنی

دلیل شما بر اینکه آن‌ها خلافت را غصب کردند چیست؟

دلیلت بر خلافت علی ابن ابی‌طالب را بگو تا خلاف آن را ثابت کنم

اما مسئلۀ عجز خدا؛ این در بحث حجیت جایی ندارد

شما می‌گویی آیا خداوند عاجز است

من هم می‌گویم آیا خداوند عاجز است از اینکه ائمۀ شما را تنصیب کند؟

می‌تواند تمام جهان را حکم کند

و اگر بخواهد پیروزشان می‌کند، بدون نیاز به ائمه

تشکر تشکر

بفرما شیخ ناظم بفرما

اولاً من حرفی از امامت ابوبکر و عمر و علی نزدم

من به‌طور کلی در مورد امامت صحبت می‌کنم

و الآن شیخ خالد وصابی می‌خواهد

ما را جایی ببرد که احتمالاً آن را می‌پسندد

خداوند او را توفیق دهد

خداوند سبحان می‌فرماید

خداوند از میان فرشتگان فرستادگانی را برمی‌گزیند و از مردم، خدا شنوا و بیناست. (حج، ۷۵)

همانا خداوند بینای شنواست

انتخاب

برگزیدن

و فرستاده از فرشتگان

و از مردم و به‌خواست خداوند

و خداوند سبحان می‌فرماید

و ما هیچ فرستاده‌ای را نفرستادیم مگر برای اطاعت به اذن خدا

بنابراین این فرستادگانی را که خداوند اطاعت از آن‌ها را واجب کرده آن‌ها از جانب خداوند برگزیده شدند

شیخ خالد وصابی می‌گوید که شیخ ناظم العقیلی می‌گوید هیچ حاکمی که خداوند حکم او را قبول کند، بدون نص حکم نکرده

و نیافتن چیزی، دلیلی بر عدم وجود آن نیست. درست است؟

آری

آری

تو باید ثابت کنی. تو نفی کردی.

وسط حرفم نپر

تو از من سؤال کردی و جوابت را دادم.

صحبت‌هایم را قطع نکن.

من به میل خودم و در زمان خودم صحبت می‌کنم.

تو می‌گویی ممکن است شخصی وجود داشته باشد که حکومت کند

و حکمش خداپسند باشد ولی خدا او را منصوب نکرده است؛ بنابراین تو باید این امر را ثابت کنی.

اصل، عدم وجود چنین چیزی است

ما در مورد حکومت خداپسندانه پیامبران و اوصیا صحبت کردیم؛

چون دارای نص بودند

و بدون نص را خداپسندانه نمی‌شماریم و حجیت برای خداوند متعال است.

شما می‌گویی نه! ممکن است شخصی بدون نص حکومت کند،

و حکومتش خداپسندانه است. خیلی خوب، باید این امر را ثابت کنی؛ زیرا مخالف اصل هستی.

زیرا شما یک چیز عدم را ثابت کردی

و هرکس بخواهد یک چیز عدم را به میدان وجود منتقل کند باید آن را با برهان ثابت کند؛

بنابراین شما باید دلیل داشته باشی. شما می‌خواهی حکومتی را که از جانب خدا اجازه ندارد، حکومتی خداپسندانه قلمداد کنی؛

بدون ارائۀ دلیل!

آن را از عدم به وجود بکشانی بدون دلیل!

پس حرف‌های من کاملاً درست است.

بله، من می‌گویم موضوع عدم است و هرکس بخواهد یک موضوع عدمی را به میدان وجود درآورد،

باید دلیل قطعی و آشکار داشته باشد.

من می‌گویم

بله

بفرما ده ثانیۀ دیگر داری

خیر است ان‌شاءالله. ده ثانیه برای ‌شما

زمان شماست

بینندگان محترم

شیخ خالد سؤالی از ‌شیخ ناظم داشتند. اینکه اختیار تکوینی است یا شرعی که شیخ ناظم پاسخ نداد

و خداوند آنچه‌ را بخواهد می‌آفریند و انتخاب می‌کند

دقیقاً چه چیز را انتخاب می‌کند

هرچه را در دنیا باشد ممکن است انتخاب کند

همچنین شیخ خالد گفت که ابوبکر حکومت کرد، آیا خلاف میل خداوند حکومت کرد؟

آیا برخلاف ارادۀ خداوند حکومت کرد؟ که شیخ ناظم جوابی نداشت.

آری، حکومتش بر میل خدا بود یا خلاف رضایت خداوند؟

شیخ ناظم پاسخی نداشت.

فقط یادآوری می‌کنم و من می‌نویسم این‌ها را تا در قسمت بعدی جواب دهد.

یک دقیقه در نهایت به شما اختصاص می‌یابد.

دو دقیقه

بفرمایید

اما چیزی که در مورد برگزیدن بیان کرد

خداوند از میان فرشتگان و مردم فرستاده‌هایی را برمی‌گزیند.

گزینش دو نوع است.

این افراد عمداً از کلمات مبهم کش‌دار استفاده می‌کنند

گزینش دو نوع است

گزینش برای پیامبری و گزینش برای چیزهای دیگر.

من و تو و آن‌ها و ایشان برگزیده شدیم.

خداوند می‌فرماید

و ما کتاب را به بنده‌های برگزیده‌شده نازل کردیم که برخی از آن‌ها بر خود ظلم کردند.

آیا امامی که نزد تو حجت است و بر خود ظلم کرده، اطاعتش واجب است؟

ظالم اطاعتش واجب است؟

با اینکه خداوند او را برگزید و انتخاب کرد.

و ما کتاب را به بنده‌های برگزیده‌شده نازل کردیم که برخی از آن‌ها بر خود ظلم کردند.

و خداوند با این بنده‌ها آغاز کرد.

آیا کسی که به خود ظلم کند حجت است؟ خداوند او را انتخاب کرده!

و اطاعتش واجب است و حکومتش مورد رضایت خداست؟!

و همۀ مسلمانان را خداوند برگزیده و انتخاب کرده است

خداوند می‌فرماید:

او شما را برگزیده و در مقام تکلیف، بر شما مشقت و رنج ننهاده است

و آیین اسلام مانند آیین پدر شما ابراهیم است

او شما را برگزید انتخاب کرد برگزید

اما اینکه می‌گوید

اگر بدون نص حکم می‌کند خداپسندانه نیست،

عکس کلام علی ابن ابی‌طالب است که می‌گوید

همانا انتخابات برای مهاجرین و انصار است

و اگر بر مردی توافق کنند

و او را امام خطاب کنند رضایت خداوند نیز در آن است.

مهاجرین و انصار طبق کلام امام علی بر عمر و ابوبکر به توافق رسیدند.

پس خداوند حکومت آن‌ها را می‌پسندد، حتی اگر دل‌های حسودان نپسندد.

ممنون

بینندگان گرامی

این قسمت به پایان رسید و اگر عمری باقی ماند با دو مهمان گرامی همچنان باقی خواهیم ماند.

شیخ خالد وصابی محقق در فرقه‌های معاصر، تشکر از شما

تشکر برای شما و بینندگان گرامی

همچنین تشکر می‌کنیم از آقای شیخ ناظم العقیلی

از علمای عراق. تشکر از شما شیخ ناظم

با ما بودید از طریق اسکایپ. فردا ان‌شاء‌الله باهم خواهیم بود

ان‌شاءالله آنچه در این قسمت موردبحث بود، مقدمه‌ای باشد

برای بحث در قسمت‌های بعدی از برنامۀ سخن مشترک

تا ان‌شاء‌الله به نتیجه‌ای برسیم

و از دست دشمنان اسلام، آمریکا و یهودی‌ها خلاص شویم

تشکر از شما و به امید دیدار

نوشته مناظره (۱)بین الشیخ خالد الوصابی والشیعی ناظم العقیلی – ترجمه اولین بار در یمانی موعود سید احمدالحسن (ع). پدیدار شد.

ادامه مطلب...
 

کانال تلگرام

بالا