• يماني آل محمد (عليه السلام) فرمود : در کلامم تدبر کنيد ، اي کساني که ادعاي طلب و جستجوي حق را مي‌ کنيد . آمده‌ ام تا بر حق شهادت دهم . و حق را روشن کنم . هرگز نيامده ام تا مردم از من تبعيت کنند . هدفم روشن کردن حق ، و جدا کردن باطل است . پس به همين خاطر مي‌ گويم : کسي از من توقع سازش و چاپلوسي نداشته باشد . هيهات که ما حتي مقداري از حق را فروگذاريم ، و قسمتي از باطل را رها سازيم ، براي آن که کسي ما را بخواهد ، يا کسي را راضي کنيم ، که براي ابرار هيچ چيزي بهتر از آنچه نزد خداوند است نمي باشد

مناظره بین شیخ شیعی، ناظم عقیلی و شیخ وهابی، خالد وصابی ـ قسمت چهارم

  • شروع کننده موضوع zamane13
  • تاریخ شروع

zamane13

Guest
گوشه‌ای از بخش چهارم مناظرۀ شیخ ناظم عُقیلی و شیخ خالد وصابی.

شیخ خالد در جواب شیخ ناظم عقیلی می‌گوید:

گفتم اگر این آیه (بزرگوار و خجسته است، آنکه فرمانروایی به‌دست اوست. ملک،۱) ‌معنای عدم امکان مالک‌بودن افراد مگر با نص را می‌دهد، پس شخص نه می‌تواند به انتخاب خود چیزی از اموال خود را تصاحب کند و نه حتی می‌تواند صاحب ماشینی شود؛

همان ‌طور که خودش اشاره کرد؛ مالک‌شدن چیزی در دنیا جایز نیست، مگر با نص.

همچنین او مثال شرکت را گفت که آیا می‌تواند مدیری را برگزیند؟

برای مثال آیا حتماً باید کتاب آسمانی نازل شود تا به شخص بگوید می‌توانی این ماشین را بخری.

می‌توانی این خانه را بخری.

منظور شما مالکیت عمومی است.

خداوند عزوجل خطوطی را رسم کرده. این حلال و آن حرام؛ و به غیر از این‌ها که گفته است، شما نباید از پیش خود به‌دروغ چیزی را حلال و چیزی را حرام کنید و به خدا نسبت دهید تا بر خدا دروغ ببندید. آنان که بر خدا دروغ بندند هرگز روی رستگاری را نخواهند دید.


همچنین خط دیگری را رسم کرد و فرمود:

(بگو: به من بگویید آیا رزقی که خدا برای شما فرستاده و شما از پیش خود بعضی را حرام و بعضی

را حلال می‌کنید. آیا این به دستور خداست یا بر خدا افترا می‌بندید؟) (یونس، ۵۹)

اصل در چیزهایی که حرام نباشد حلال است، مباح است، مگر اینکه بگوید اصل در مالکیت برعکس است.

یعنی دایرۀ شرع را تنگ می‌کند، سپس با دلیل وسعت می‌دهد.

در حالی ‌که اصل، وسیع‌بودن است؛ بعداً با دلایلی دایرۀ شرایع را تنگ می‌کنی.

اصل حرام‌ها کم هستند.

(بگو: در آنچه به من وحى شده است غذایى نمی‌یابم که بر خورنده‌ای که آن را می‌خورد حرام باشد، مگر آنکه مردار یا خون ریخته‌شده یا گوشت خوک باشد که آن پلید است یا حیوانى باشد که [وقت ذبح] از روی نافرمانی نام غیر خدا بر آن برده شده باشد). (انعام، ۱۴۵)

این در خصوص آیۀ اول.

(و خداوند، او سرپرست است). (شوری، ۹)


من در این رابطه چهار پاسخ نقضی خواهم داد، برای همۀ موضوعاتی که ارائه کرد.

اول از همه او مخلوق را بر خالق قیاس کرد؛ یعنی خداوند سرپرست است؛ پس فردی می‌خواهیم که مانند خداوند سرپرستی داشته باشد.

ما معبودی را منصوب نکرده‌ایم تا بخواهیم با او مقایسه کنیم؛ بلکه ما فردی را انتخاب می‌کنیم که کار او فقط انجام امور دنیوی ماست؛ اما امور دین جای خود دارد.

همچنین او به مسئله‌ای توجه نمی‌کند که دلیل از موضوع مورد استدلال خاص‌تر است.

در حال حاضر سرپرستی خدا جای بحث ندارد و من به تو گفتم شیخ ناظم، خدا حفظت کند، ما درخصوص سرپرستی خدا و پیامبر بحث نداریم.

دلیل تو الآن خاص است و می‌خواهی غیر از خدا و پیامبرانش را شامل کنی.


در این حالت می‌گوییم دلیل بر موضوع مورد استدلال خاص‌تر است.

همان مثال جوان سیاه که در جلسه قبل گفتی؛

همچنین ویژگی‌های مخلوق را به خالق نسبت می‌دهد (خداوند، او سرپرست است). (شوری، ۹)

و اگر بخواهیم سرپرستی خالق را به مخلوق نسبت دهیم، به دلیل نیاز داریم.

آیا به رئیس‌جمهور صفات سرپرستی همانند سرپرستی خداوند را می‌دهیم؟

خداوند بر انفس و اموال و هستی، سرپرست مطلق است.

آیا مخلوقی که سرپرستی او موردبحث ماست، تماماً مانند سرپرستی خداوند است؟

همچنین اشکال کار او، نسبت‌دادن ویژگی‌های رسول به امام است؛ مانند واجب‌الاطاعه ‌بودن؛ آیۀ (خداوند، او سرپرست است) به این معنا نیست که غیر از او سرپرستی نیست؛ مگر اینکه دلیلی داشته باشد؛ همچنین (هر امتی را بیم‌دهنده‌ای هست…).

شیخ ناظم عقیلی پاسخ می‌دهد:


خیلی خوب. شیخ خالد خدا خیرش دهد. دو پاسخ نقضی داد. خوب است در خصوص نقض‌هایی که مطرح کرد بحث کنم، تا مردم دو پاسخ را ارزیابی کنند و متوجه شوند و به نتیجه‌ای برسیم ان‌شاء‌الله.

در خصوص آیۀ (بزرگوار [و خجسته] است آن‌که فرمانروایى به دست اوست و او بر هرچیزى تواناست).(ملک، ۱)

گفت که این آیه بر این دلالت می‌کند که افراد نباید خانه یا ماشینی برای خود بخرند.

در حقیقت نمی‌دانم شیخ وصابی این را از کجا آورد!

شرایع و سنت‌های خداوند اجازۀ مالکیت بر اشیا را داده است؛ بنابراین اجازۀ مالکیت بر مزرعه یا کارخانه یا ماشین یا خانه را خداوند بر زبان پیامبرانش داده است؛ بنابراین اصل «عدم ملکیت چیزی مگر با نص» این امر را شامل نمی‌شود.

بنابراین این ملکیت، ملکیت با اجازه است.

خدا خیرت دهد. امیدوارم متوجه شوی.

من در ملکیت عام بحثی ندارم. بحث من در خصوص مالک‌شدن چیزی است که به خداوند مختص است و نباید آن را از او بگیریم، مگر با اجازۀ او.

و تأکید می‌کنم که مالکیت مردم و انبیای الهی مانند مالکیت خداوند سبحان نیست.


مالکیت خداوند، مطلق است.

مالکیت پیامبران به اجازۀ خداوند است.

این موضوع روشن است.

نقضی که شیخ خالد وصابی وارد کرد از ایشان عجیب بود.

هر آیه‌ای که مباح‌بودن چیزی را بیان می‌کند در واقع اجازۀ آن از خداوند صادر شده است؛ بنابراین این خود نص و اجازه از جانب خداوند است.

بحث ما در خصوص چیزهایی است که از جانب خدا اجازه نداشته باشد.

(بزرگوار [و خجسته] است آن‌که فرمانروایى به دست اوست و او بر هرچیزى تواناست).(ملک، ۱)

بنابراین فرمانروایی از آنِ خداست و مسئله مالکیت از فروع حاکمیت خداوند است؛ زیرا به‌اجازۀ خداوند است؛ اما آیه‌ای که شیخ خالد وصابی خدا توفیقش دهد آن را موردبحث قرار داد؛


(غیر خدا را یار و دوستدار خود برگرفتند و حال‌آنکه خدا، او سرپرست است).

می‌گوید نیازی به سرپرستی غیر از خداوند نیست.

آری، به غیر از خداوند نیازی به سرپرست مطلق دیگری نیست.

چه‌کسی به شما گفته که سرپرستی محمد(ص) مانند سرپرستی خداوند است؟

یا کدام‌یک از پیامبران سرپرستی آن‌ها مانند سرپرستی خداوند است؟

سرپرستی پیامبران فرعی از سرپرستی خداوند است.

شما می‌خواهید این سرپرستی را که مختص پیامبران است، به افرادی بدهید که اجازه‌ای از خداوند ندارند.

پس خداوند سرپرست است.

سرپرستی مطلق در دنیا و آخرت از آنِ اوست.

حتی پیامبر، سرپرستی و شفاعت او در دنیا و آخرت به نص نیاز دارد.


این دو نکته بود که شیخ خالد وصابی خدا توفیقش دهد آن‌ها را ذکر کرد که پاسخ آن‌ها را دادم.

امیدوارم نقض‌های خود را کامل کند یا بتواند پاسخ‌گوی جوابم باشد.

از شیخ خالد وصابی می‌خواهم نمونه‌ای را در طول تاریخ ذکر کند که آیا فردی بدون اجازۀ خداوند حکومتی مورد‌رضایت خداوند داشته است؟

وجود ندارد!

اما در طرف مقابل، هرکس با نص حاکم شده است، حکومتی مورد‌رضایت خداوند داشته؛ حتی در حکومت پیامبران(ع).

نوشته مناظره بین شیخ شیعی، ناظم عقیلی و شیخ وهابی، خالد وصابی ـ قسمت چهارم اولین بار در یمانی موعود سید احمدالحسن (ع). پدیدار شد.

ادامه مطلب...
 

کانال تلگرام

بالا