• يماني آل محمد (عليه السلام) فرمود : در کلامم تدبر کنيد ، اي کساني که ادعاي طلب و جستجوي حق را مي‌ کنيد . آمده‌ ام تا بر حق شهادت دهم . و حق را روشن کنم . هرگز نيامده ام تا مردم از من تبعيت کنند . هدفم روشن کردن حق ، و جدا کردن باطل است . پس به همين خاطر مي‌ گويم : کسي از من توقع سازش و چاپلوسي نداشته باشد . هيهات که ما حتي مقداري از حق را فروگذاريم ، و قسمتي از باطل را رها سازيم ، براي آن که کسي ما را بخواهد ، يا کسي را راضي کنيم ، که براي ابرار هيچ چيزي بهتر از آنچه نزد خداوند است نمي باشد

قتل النّفس الزّكيّة من المحتوم

بسم الله الرحمن الرحیم
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین وسلم تسلیماً


ز- نفس زكيّه‏: روزگار رهايى ؛ ج‏2 ؛ ص1067 (همراه با اصلاحات)

- «و قتل النّفس الزّكيّة من المحتوم». «قتل نفس زكيّه از نشانه‏هاى قطعى است».
پيرامون ذبح نفس زكيّه احاديث فراوانى از خاندان نبوّت به ما رسيده است كه به برخى از آنها در اين بخش اشاره مى‏كنيم:


رسول اكرم (ص) مى‏فرمايد:
1655- «إنّ المهدىّ لا يخرج حتّى تقتل النّفس الزكيّة. فإذا قتلت النّفس الزّكيّة غضب عليهم من فى السّماء و من فى الأرض، فأتى النّاس المهدىّ فزفوّه كما تزفّ العروس إلى زوجها ليلة عرسها!».
«مهدى (ع) خارج نمى‏شود تا نفس زكيّه كشته شود. چون نفس زكيّه كشته شود، ساكنان آسمان و زمين بر آنها غضبناك مى‏شوند آنگاه مهدى (ع) ظهور مى‏كنند و مردم در اطراف شمع وجودش گرد آيند آن‏سان كه در شب زفاف در اطراف عروس گرد آيند».
(1)- الحاوى للفتاوى جلد 2 صفحه 135، بشارة الاسلام صفحه 183 و الملاحم و الفتن صفحه 113 و 148.




نفس زكيّه لقب يك جوان هاشمى است از آل محمّد (ص) كه در ميان قوم خود صاحب مقامى بس رفيع است، در آغاز جنبش سفيانى به مدينه منوّره پناهنده مى‏شود و دوّمين گروه از لشكر سفيانى كه براى مقابله با دعوت حق و روياروئى با سپاه حضرت بقيّة اللّه روحى فداه به سوى مدينه گسيل مى‏شوند او را به شهادت مى‏رسانند.
هنگامى كه سپاه سفيانى مردم حجاز را طعمه شمشير مى‏سازند و خانه‏هايشان را ويران مى‏كنند و به حريم نواميس مردم و به حريم حرم تجاوز مى‏كنند، نفس زكيّه به مكّه مى‏رود و در آنجا بانگ دادخواهى و دعوت به سوى آل محمّد (ص) را بلند مى‏كند. روز 25 ذيحجّة الحرام او را بدون هيچ گناهى در ميان ركن و مقام مظلومانه ذبح مى‏كنند. خداوند ديگر ستمكاران را مهلت نمى‏دهد كه در شهر حرام و در ماه حرام و در بيت اللّه الحرام، خون حرام ريخته‏اند. پس به فاصله 15 روز قيام جهانى حضرت بقيّة اللّه روحى فداه آغاز مى‏شود، در مورد سبب ذبح نفس زكيّه از امير مؤمنان (ع) چنين نقل شده است كه او در مدينه به سوى حق و حقيقت دعوت مى‏كند، چون آنجا نيز ناامن مى‏شود به مكّه مى‏گريزد كه آنجا نيز صداى خود را براى دعوت به سوى حق و حقيقت بلند مى‏كند و از اين حديث استفاده مى‏شود كه نفس زكيّه به فرمان حضرت بقيّة اللّه رهسپار مكّه مى‏شود و اينك متن حديث:


1656- «القائم (ع) يقول لأصحابه: يا قوم، إنّ أهل مكّة لا يريدوننى، و لكنّنى مرسل إليهم لأحتجّ عليهم بما ينبغى لمثلى أن يحتجّ عليهم».
«قائم (ع) به اصحاب خود مى‏فرمايد: اهل مكّه مرا نمى‏خواهند ولى من كسى را به سوى آنها مى‏فرستم تا حجّت را بر آنها تمام كنم، آنچنانكه براى مثل من شايسته است».
آنگاه يكى از كسان خود را فرامى‏خواند و به او مى‏فرمايد: به سوى مكّه برو و به اهل مكّه بگو: اى اهل مكّه من فرستاده فلانى هستم به سوى شما، او به شما مى‏فرمايد:
1657- «إنّا أهل بيت النّبوّة، و معدن الرّسالة و الخلافة. و نحن ذريّة محمّد (ص) و سلالة النّبيّين. و إنّا قد ظلمنا و اضطهدنا، و قهرنا و ابتزّ حقّنا مذ قبض نبيّنا إلى وقتنا هذا .. و نحن نستنصركم فانصرونا .. فإذا تكلّم بهذا الكلام اتوا إليه فذبحوه بين الرّكن و المقام، و هو النّفس الزّكيّة».
«ما اهلبيت نبوّت و معدن رسالت و خلافت هستيم، ما عترت پيامبر و سلاله پيامبرانيم. ما مظلوم شديم، به ما ستم كردند و از روزيكه پيامبر رحلت كرد، حقّ ما را غصب كردند و تا به امروز در دست غاصبان است. ما از شما يارى مى‏طلبيم، ما را يارى كنيد. چون پيام آنحضرت را ابلاغ مى‏كند او را مى‏گيرند و در ميان ركن و مقام او را ذبح مى‏كنند، كه او همان نفس زكيّه است».
(2)- بحار الانوار جلد 52 صفحه 207، الزام النّاصب صفحه 226، بشارة الاسلام صفحه 224 و المهدى صفحه 199.




پس از ارتكاب اين جرم تاريخى، وجدان ها بيدار مى‏شود و به دنبال حضرت مهدى (ع) مى‏گردند كه با او بيعت كنند و اين جنايت را محكوم نمايند. بين ذبح نفس زكيه و آغاز قيام شكوهمند حضرت مهدى (ع) فقط 15 روز فاصله است كه او در 25 ذيحجّه به شهادت مى‏رسد و قيام آنحضرت در دهم محرّم اتّفاق مى‏افتد.
يكبار ديگر بانگ جبرئيل در فضا طنين‏انداز مى‏شود كه جهانيان را به بيعت آنحضرت دعوت كرده مى‏فرمايد: «البيعة للّه».
اين بانگ به دنبال بانگ اوّلى كه در ماه رمضان بلند شده و گوش جهانيان را نوازش داده، هرگونه شكّ و ترديد را از بين مى‏برد و دلها را به سوى آن كعبه موعود جلب مى‏كند. و طومار جنايتها و خيانتها براى هميشه درهم پيچيده مى‏شود.


***


امير مؤمنان (ع) مى‏فرمايد:
1658- «المذبوح بين الرّكن و المقام».
«از نشانه‏هاى ظهور، ذبح شدن او (نفس زكيّه) در ميان ركن و مقام است».
(3)- الزام النّاصب صفحه 176.


1659- «لا يطهّر اللّه الأرض من الظّالمين حتّى يسفك الدّم الحرام!».
«خداوند روى زمين را از لوث ستمگران پاكيزه نمى‏سازد جز هنگامى كه خون حرام ريخته شود».
(4)- غيبت نعمانى صفحه 146، بحار الانوار جلد 52 صفحه 236 و بشارة الاسلام صفحه 49.


1660- «ألا اخبركم بآخر ملك بنى فلان؟ قيل: بلى. قال: قتل نفس حرام، فى يوم حرام، فى بلد حرام، عن قوم من قريش. و الّذى فلق الحبّة و برأ النّسمة، ما لهم من ملك بعده غير خمس عشرة ليلة!».
«آيا به شما از پايان حكومت بنى فلان (بنى اميّه) سخن بگويم؟
گفتند: آرى. فرمود: ريختن خون حرام، در روز حرام، در شهر حرام، از تيره‏اى از قريش. سوگند به خداونديكه دانه را شكافت و انسان را آفريد، بعد از آن بيش از 15 روز حكومت نخواهند كرد».
(5)- غيبت نعمانى صفحه 146، بحار الانوار جلد 52 صفحه 234، بشارة الاسلام صفحه 48 و 104 و الزام النّاصب صفحه 177.


***


امام باقر (ع) مى‏فرمايد:
1662- «و قتل غلام من آل محمّد بين الرّكن و المقام، اسمه‏ محمّد بن الحسن، النّفس الزّكيّة».
«جوانى از آل محمّد (ص) در ميان ركن و مقام كشته مى‏شود كه نامش محمّد فرزند حسن نفس زكيّه است».
(7)- الامام المهدى صفحه 227، بشارة الاسلام صفحه 100 و مثير الاحزان صفحه 298.


1663- «لا يزال القوم فى فسحة من ملكهم، ما لم يصيبوا منّا دما حراما فإذا أصابوا ذلك الدّم، فبطن الأرض خير لهم من ظهرها. فيومئذ لا يكون لهم فى الأرض ناصر، و لا فى السّماء عاذر!. و إذا أصابوا منّا الدّم الحرام، سلّط اللّه عليهم عبدا من عبيده أعور و ليس بأعور، يكون استئصالهم على يده و يد أصحابه».
«اين مردم تا خون حرامى از ما نريخته‏اند بر تخت قدرت تكيه مى‏دهند، هنگامى كه آن خون حرام را ريختند ديگر زيرزمين براى آنها بهتر از روى زمين است. آنروز در روى زمين ياورى ندارند و در آسمان عذرى از آنها پذيرفته نيست. چون خون حرامى از ما بريزند خداوند بنده بى‏نام و نشان و نفوذناپذيرى را بر آنها مسلّط مى‏كند كه همه آنها به دست او ريشه‏كن مى‏شوند».
(8)- منتخب الاثر صفحه 455، بحار الانوار جلد 52 صفحه 217 و بشارة الاسلام صفحه 105.


امام باقر عليه السّلام با بيان نشانه‏هائى، شيعيان را از گم شدن در پيچ و خمهاى حوادث خانمان‏برانداز برحذر مى‏دارد و مى‏فرمايد:
1664- «ما أشكل عليكم، فلم يشكل عليكم عهد نبىّ اللّه (ص) و رايته و سلاحه، و النّفس الزّكيّة من ولد الحسين».
«اگر هر چيزى بر شما مشتبه شود، پيمان پيامبر (ص)، پرچم پيامبر (ص)، شمشير پيامبر (ص) و نفس زكيّه از تبار سالار شهيدان بر شما پوشيده نخواهد بود».
(9)- غيبت نعمانى صفحه 151، بحار الانوار جلد 52 صفحه 223 و بشارة الاسلام صفحه 103.


در اينجا نفس زكيّه در رديف شمشير و پرچم پيامبر (ص) به عنوان نشانه روشنى بيان شده كه هرگز با ديگر قتلها اشتباه نمى‏شود، زيرا او نامش محمّد است، منسوب به حسن است خودش از تبار سالار شهيدان (ع) است و در ميان ركن و مقام سربريده مى‏شود، كه اگر افراد ديگرى هم در مسجد الحرام كشته شوند، نام و نشانش با او فرق دارد و يا در نقطه ديگرى غير از ركن و مقام خواهد داشت و يا به صورت ديگرى غير از ذبح كشته خواهد شد.


در حديث ديگرى اضافه شده كه همزمان با ذبح نفس زكيّه در مكّه برادرش یا برادر دینیش نيز در مدينه به شهادت خواهد رسيد:
1665- «و عند ذلك تقتل النّفس الزّكيّة فى مكّة، و أخوه فى المدينة ضيعة!».
«در آن هنگام نفس زكيّه در مكّه و برادرش در مدينه كشته مى‏شوند».
(10)- بحار الانوار جلد 52 صفحه 208، غيبت شيخ طوسى صفحه 279 و الحاوى للفتاوى جلد 2 صفحه 151.


آرى سفيانى با هر كسيكه به نامهاى محمد و على و حسن و حسين و امثال آنها ناميده شود دشمنى دارد، به خصوص كه از آل محمّد (ص) و از ياوران مهدى آل محمّد (عج) باشد.
1666- «ثمّ يكتب السّفيانىّ إلى الّذى دخل الكوفة بخيله، بعدما يعركها عرك الأديم يامره بالمسير إلى الحجاز، فيسير إلى المدينة فيضع السّيف فى قريش، فيقتل منهم و من الأنصار أربعمئة رجل، و يبقر البطون، و يذبح الولدان، و يقتل أخوين من قريش: رجلا و أخته، يقال لهما: محمّد و فاطمة، و يصلبهما على باب المسجد بالمدينة. فعند ذلك يهرب المهدىّ و المستنصر من المدينة إلى مكّة، فيبعث بطلبهما و قد لحقا بحرم اللّه و أمنه».
«آنگاه سفيانى به فرمانده سپاه كوفه مى‏نويسد كه به سوى حجاز حركت كند. وى پس از آنكه خاك كوفه را از خون مردمانش رنگين ساخت به سوى مدينه حركت مى‏كند و قريش را از دم شمشير مى‏گذراند و چهارصد نفر از قريش و انصار را مى‏كشد و شكمها را پاره مى‏كند و كودكان را سر مى‏برد و مردى را از قريش به نام محمّد و خواهرش را به نام فاطمه مى‏كشد و در بيرون مسجد مدينه آنها را به دار مى‏آويزد. در آن هنگام مهدى (عج) و مستنصر از مدينه مى‏گريزند و به سوى مكّه عزيمت‏ مى‏كنند. فرمانده سپاه سفيانى آنها را دنبال مى‏كند ولى پيش از آنكه به آنها برسد آنها وارد حرم امن الهى مى‏شوند».
(11)- الملاحم و الفتن صفحه 45 و بشارة الاسلام صفحه 39.


در اينجا منظور از «عرك الاديم» اينست كه بقدرى خون مى‏ريزد كه خاك كوفه با آن آغشته مى‏شود و در زير پاى سربازان سفيانى چون گل و خمير درهم نورديده مى‏شود. و احتمالا منظور از «مستنصر» نفس زكيّه است كه در آخرين سخنرانى خود مردم را به يارى آل محمّد (ص) فرامى‏خواند و به همين سبب «مستنصر» ناميده مى‏شود.


1667- «و يبعث بعثا إلى المدينة فيقتل بها رجلا، و يهرب المهدىّ و المستنصر و يؤخذ آل محمّد صغيرهم و كبيرهم لا يترك أحد منهم إلّا حبس. و يخرج الجيش فى طلب الرّجلين بالرّغم من انّهما فى حرم اللّه و أمنه، و انّه من دخله كان آمنا. و يفرّ أهل المدينة فى البرارى خوفا و ذعرا و طلبا للمهدىّ».
«سپاهى را به سوى مدينه مى‏فرستد كه در آنجا مردى را مى‏كشند و آنگاه حضرت مهدى و مستنصر به مكّه مى‏گريزند و همه آل محمّد از خرد و كلان دستگير و زندانى مى‏شوند، آنگاه سپاه سفيانى به دنبال مهدى و مستنصر به راه مى‏افتند و به جستجوى آنها مى‏پردازند، درحاليكه آنها در حرم امن الهى هستند و هركس وارد حرم شود بايد در امان باشد. مردم مدينه از ترس و وحشت به صحرا و بيابان مى‏گريزند و به جستجوى حضرت مهدى (ع) مى‏پردازند».
(12)- بحار الانوار جلد 52 صفحه 371 و الملاحم و الفتن صفحه 45.


***


امام صادق (ع) مى‏فرمايد:
1674- «ليس بين القائم و قتل النّفس الزّكيّة سوى خمس عشرة ليلة!».
«بين قائم (عج) و قتل نفس زكيّه جز پانزده روز فاصله نيست».
(19)- ارشاد مفيد صفحه 339، غيبت شيخ طوسى صفحه 271


1675- «فإذا كان اليوم الخامس و العشرون من ذى الحجّة، يقتل النّفس الزّكيّة بين الرّكن و المقام ظلما. و فى اليوم العاشر من المحرّم يخرج الحجّة (ع)».
«چون روز بيست و پنجم ذيحجّه فرا رسد نفس زكيّه در ميان ركن‏ مقام به ستم كشته مى‏شود و در روز دهم محرّم حضرت حجّت (عج) قيام مى‏كند».
(20)- الزام النّاصب صفحه 190.


بعد از چنين جنايت بزرگ كه خون حرامى در مسجد الحرام و در ماه حرام و در شهر حرام ريخته شود، غضب خدا بر قاتلينش تعلّق مى‏يابد و به فاصله 15 روز منتقم الهى را براى گرفتن خون مظلومان در راستاى تاريخ، برمى‏انگيزد.




1670- «لابدّ من قتل غلام بالمدينة ... فعند ذلك توقّع الفرج ان شاء اللّه».
«بى‏گمان مردى در مدينه كشته مى‏شود. پرسيدند: آيا سپاه سفيانى او را مى‏كشد؟ فرمود: نه، بلكه سپاهيان فلانى (بنى عبّاس) او را مى‏كشند. چون او را بدون هيچ تقصيرى به قتل مى‏رسانند خداوند ديگر به آنها مهلت نمى‏دهد. سپس فرمود: در آن هنگام منتظر فرج باشيد انشاء اللّه».
(15)- كافى جلد 1 صفحه 337، بحار جلد 52 صفحه 147، غيبت نعمانى صفحه 86


اين غلام و خادم كه در مدينه بدون گناه كشته مى‏شود پسر عموى نسبی نفس زكيّه است كه در مدینه كشته مى‏شود. چنانكه پيشواى ششم در حديث ديگرى مى‏فرمايد:
1671- «يقتل المظلوم بيثرب، و يقتل ابن عمّه فى الحرم بمكّة».
«آن مرد مظلوم در مدينه كشته مى‏شود و پسر عمويش در مكّه و در حرم امن خدا كشته مى‏شود».
(16)- بشارة الاسلام صفحه 187.


1673- «... إذا ظهر الشّامىّ و تحرّك الحسنىّ و خرج صاحب هذا الأمر من المدينة إلى مكّة بتراث رسول اللّه (ص) حتّى ينزل مكّة .. فيطّلع على ذلك بعض مواليه فيأتى الحسنىّ فيخبره الخبر، فيتبدر الحسنىّ‏ إلى الخروج فيثب عليه أهل مكّة فيقتلونه و يبعثون برأسه إلى الشّام، فيظهر عند ذلك صاحب هذا الأمر فيبايعه النّاس».
«هنگامى كه سفيانى خروج كند و سيّد حسنى قيام كند و حضرت صاحب الامر (ع) با ودايع رسول اكرم (ص) از مدينه به سوى مكه تشريف ببرد و در حرم الهى فرود آيد، برخى از يارانش مطّلع مى‏شوند و به سوى سيّد حسنى مى‏شتابند و او را آگاه مى‏سازند و سيّد حسنى تصميم مى‏گيرد كه قيام كند، آنگاه مردم مكّه به او حمله مى‏كنند و او را مى‏كشند و سرش را به شام مى‏فرستند. در آن هنگام صاحب اين امر ظاهر مى‏شود و مردم با او بيعت مى‏كنند».
(18)- غيبت نعمانى صفحه 144، بشارة الاسلام صفحه 139 و بحار الانوار جلد 52 صفحه 38 و 241 و 301.


در اينجا منظور از سيّد حسنى، ابن عمّ نفس زکیه است كه در پيشقدم ظهور كشته مى‏شود و امّا آن سيّد حسنى كه با سپاهيانش به محضر آن مهر تابان مى‏رسند و بيعت مى‏كنند و بعد از ظهور مقام والائى پيدا مى‏كنند جز اينست. و پيشتر گفتيم كه او از تبار سالار شهيدانست.


***


حضرت بقيّة اللّه (ع) مى‏فرمايد:
حضرت ولىّ عصر (عج) در توقيعى كه به افتخار شيخ مفيد صادر فرموده است، در اين زمينه چنين مى‏فرمايد:
1676- «و آية حركتنا من هذه اللّوثة حادثة بالحرم المعظّم من رجس منافق مذمّم، مستحلّ للدّم المحرّم!. يعمد بكيده أهل الإيمان، و لا يبلغ غرضه من الظلم لهم و العدوان، لانّنا من وراء حفظهم بالدّعاء الّذى لا يحجب عن ملك السّماء، فليطمئنّ بذلك من أوليائنا القلوب، و ليثقوا بالكفاية منه و إن راعتهم بهم الخطوب، و العاقبة لجميل صنع اللّه تكون حميدة ما اجتنبوا المنهىّ عنه من الذّنوب».
«در اين فتنه و آشوب، نشانه‏اى از جنبش و حركت ما وجود دارد و آن عبارت از رويدادى است كه در حرم امن الهى به دست منافقى پليد و تبهكار روى مى‏دهد، خون حرام را مى‏ريزد و بر مؤمنان حيله مى‏ورزد ولى به هدف اصلى خود نمى‏رسد، زيرا پشت آنها با دعاى ما گرم است كه هرگز از درگاه خداى آسمان برنمى‏گردد، دلهاى دوستان ما با آن گرم و مطمئن باشد، اگرچه حوادث جانگدازى روى خواهد داد ولى فرجام كار با لطف خداى منّان به نيكى پايان خواهد يافت، تا هنگامى كه مؤمنان از گناهان پرهيز نمايند».
(21)- احتجاج طبرسى جلد 2 صفحه 499، بحار الانوار جلد 53 صفحه 176، الزام النّاصب صفحه 136


***
والحمد الله رب العالمین
 
کانال تلگرام

بالا