• يماني آل محمد (عليه السلام) فرمود : در کلامم تدبر کنيد ، اي کساني که ادعاي طلب و جستجوي حق را مي‌ کنيد . آمده‌ ام تا بر حق شهادت دهم . و حق را روشن کنم . هرگز نيامده ام تا مردم از من تبعيت کنند . هدفم روشن کردن حق ، و جدا کردن باطل است . پس به همين خاطر مي‌ گويم : کسي از من توقع سازش و چاپلوسي نداشته باشد . هيهات که ما حتي مقداري از حق را فروگذاريم ، و قسمتي از باطل را رها سازيم ، براي آن که کسي ما را بخواهد ، يا کسي را راضي کنيم ، که براي ابرار هيچ چيزي بهتر از آنچه نزد خداوند است نمي باشد

عهدنامه ماندگار مالک اشتر

  • شروع کننده موضوع fadak
  • تاریخ شروع

fadak

Guest
تشویق و ترغیب احمدالحسن (ع) به تدبر و تفکر عمیق در خصوص عهدنامۀ ماندگار مالک اشتر پاره‌هایی از عهدنامۀ ماندگار، به‌قلم شهید شیخ انمار حمزه

سید احمدالحسن(ع) همواره انصار را تشویق و ترغیب می‌فرمودند به تدبر و تفکر عمیق در خصوص عهدنامۀ ماندگاری که امیرالمؤمنین(ع) برای مالک اشتر نگاشتند در زمان حکمرانی‌اش بر مصر و نیز ایشان(ع) به نگاشتن و تحقیق دربارۀ این عهدنامه بزرگ که حاوی دستورات الهی برای تمام بشریّت بوده و دربردارندۀ نکات اخلاقی و پند و اندرزهاست که از دروازۀ شهر علم، علی بن ابی‌طالب(ع) خارج شده است و از جمله کسانی که پاسخ‌گوی این حکمت متعالی بوده، شهید رستگار، شیخ انمار حمزه المهدی(ره) است.

این بحث، هرچند اندک و کم حجم است؛ اما به مثابۀ رحمتی است که از آن قلب پاک صادر شده است. آری قلب شهید رستگار، انمار المهدی(ره) است که صاحب اخلاق متعالی و خشوع و وقار و محاسن کریمه اخلاقی بوده، که من نیز به شخصیّت والایش غبطه می‌خوردم. او در زمینۀ فقه بسیار اهتمام می‌ورزید و در مدرسۀ انصار امام مهدی(ع)، استاد فقه و احکام شرعی بود.

هرگز موضع دلیرانه و جاودان او، در روز شهادتش را فراموش نمی‌کنیم، برخی از برادران نقل می‌کردند هنگامی که با شلیک گلولۀ خیانت و نیرنگ، به‌شدت زخمی شد، برخی از انصار به‌سوی او شتافتند و خواستند او را برای مداوا بلند کنند؛ در حالى ‌که واپسین لحظات عمر را سپری می‌کرد و با نفس‌های به شماره افتادۀ خود به آنان خطاب کرد: «مرا رها کنید، ولی احمدالحسن را هرگز رها نکنید، شما را به احمدالحسن سفارش می‌کنم، او حق است؛ پس در یاری‌اش کوتاهی نکنید». سپس سه مرتبه فریاد زد: (بهشت… بهشت… بهشت) و به رحمت الهی پیوست؛ در حالی ‌که در خون خود غلتیده بود و این رفتار، شباهت بسیاری به رفتار مسلم بن عوسجه یکی از اصحاب امام حسین(ع) داشت؛ آنجا که در آخرین لحظات عمر خویش، به یاری و نصرت حسین(ع) وصیّت می‌کرد.

تشویق و ترغیب احمدالحسن (ع) به تدبر و تفکر عمیق در خصوص عهدنامۀ ماندگار مالک اشتر


در بحار الأنوار آمده است: «… بر زمین افتاد؛ در حالی‌ که هنوز رمقی در بدن او بود، حسین(ع) به‌سوی او شتافت و همراه ایشان حبیب بن مظاهر نیز بود؛ پس حسین(ع) بدو فرمود: خداوند تو را رحمت کند ای مسلم «مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا»۱ «از میان مؤمنان مردانى‏اند که به آنچه با خدا عهد بستند صادقانه وفا کردند برخى از آنان به شهادت رسیدند و برخى از آن‌ها در انتظارند و [هرگز عقیدۀ خود را] تبدیل نکردند».

سپس حبیب نزدیک او آمد و بدو گفت: جدایی از تو برایم ناگوار است ای مسلم، تو را به بهشت بشارت می‌دهم. پس مسلم با صدایی ضعیف بدو گفت: خداوند تو را بشارت خیر دهد. حبیب گفت: اگر می‌دانستم که به دنبال شما رهسپار نیستم، دوست داشتم مرا به آنچه برایم اهمیّت دارد، وصیّت کنی. پس مسلم گفت: تو را به این وصیّت می‌کنم – و به حسین(ع) اشاره کرد- در رکاب او بجنگ تا مرگ تو را در یابد. حبیب گفت: به روی چشم. سپس خدایش از او خشنود باد، وفات یافت).۲

پس سلام بر او و بهشت و همسایگی با محمد و آل محمد(ع) گوارای وجودش باد.

و سلام بر تمام شهیدان رستگار و سعادتمند، کسانی که نصرت و یاری حق را در بهترین شکل ممکن، مجسم کردند. در حالی‌ که آن فداکاری‌ها و ایثار عظیم را بدون هراس از زیادی تجهیزات و تعداد لشکر منافق بنی‌عباس، تقدیم کردند.


پس حمد و سپاس بر بلایش و بزرگی نعمت‌هایش، و از خداوند مسئلت می‌داریم که صبر بر فراقشان را روزی ما قرار دهد و در روزی که نه مال سود می‌بخشد و نه فرزندان، جز آن کس که با قلب تسلیم شده، به‌سوی خداوند آمده باشد، شفاعتشان را روزی ما فرماید و ما را بر مرکب یقین حقیقی سوار کرده و به آنان ملحق سازد.

کتاب پاره‌هایی از عهد ماندگار، شیخ شهید انمارالمهدی، مقدمۀ شیخ ناظم عُقیلی حفظه الله

ادامه دارد…

۱٫ احزاب، ۲۳٫

۲٫ بحار الأنوار، ج۴۵، ص‌۲۰٫

نوشته عهدنامه ماندگار مالک اشتر اولین بار در یمانی موعود سید احمدالحسن (ع). پدیدار شد.

ادامه مطلب...
 
کانال تلگرام

بالا