• يماني آل محمد (عليه السلام) فرمود : در کلامم تدبر کنيد ، اي کساني که ادعاي طلب و جستجوي حق را مي‌ کنيد . آمده‌ ام تا بر حق شهادت دهم . و حق را روشن کنم . هرگز نيامده ام تا مردم از من تبعيت کنند . هدفم روشن کردن حق ، و جدا کردن باطل است . پس به همين خاطر مي‌ گويم : کسي از من توقع سازش و چاپلوسي نداشته باشد . هيهات که ما حتي مقداري از حق را فروگذاريم ، و قسمتي از باطل را رها سازيم ، براي آن که کسي ما را بخواهد ، يا کسي را راضي کنيم ، که براي ابرار هيچ چيزي بهتر از آنچه نزد خداوند است نمي باشد

عالم ذر وامتحان خلق

[SWF][کادر متحرک][کادر متحرک][کادر متحرک][کادر متحرک]بسم الله الرحمن الرحیم ولا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم اللهم صل علی محمد وال محمد الائمه والمهدیین وسلم تسلیما کثیرا
خطبه اول/خدای متعال می فرماید: (( وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولَى فَلَوْلَا تَذكَّرُون )) ( و شما خلقت اول را شناخته اید پس چرا به یاد نمی آورید؟
یعنی این‌که شما در عالم ذر آفریده شده بودید و خداوند شما را مورد آزمایش قرار داد.
وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُواْ بَلَى شَهِدْنَا أَن تَقُولُواْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ* أَوْ تَقُولُواْ إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِّن بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ )).( ) ( و آن‌گاه که پروردگارت از فرزندان آدم از پشتشان فرزندانشان را برگزید و آنان را بر نفس خودشان شاهد گرداند، گفت: آیا من پروردگار شما نیستم؟ گقتند بله. تا این‌که روز قیامت نگویند ما از این غافل بودیم * یا نگویند همانا پدرانمان در گذشت شرک ورزیدند و ما فرزندان آنان بودیم که به دنبال آن‌ها امدیم پس آیا ما را با کردار باطلان هلاک می‌سازی؟ ). و در این آیه جوابی است برای کسی که می‌گوید گناه آن کس که اسلام و رسالتهای آسمانی به او نرسیده، مانند کسی که در میان بومیان آفریقا یا در اقصا نقاط زمین یا در مکانی دور از سرزمین مرسلین (ع) زندگی می‌کند چیست؟ و پاسخ این است که آیه اول این‌که مردم امتحان خود را پس داده‌اند و جایگاه و مقام و استحقاق هر کس مشخص شده است را اثبات می کند.
و آیه دوم گویای این است که آنان عذری در پیروی از گمراهی آباء و اجداد خود ندارند و این‌که در سرزمینی زیستند که پیامبری به آن‌جا پای ننهاده و حق به آنجا نرسیده و کسی آن‌ها را تبلیغ نکرده است عذری قابل قبول برای آن‌ها نخواهد بود؛ زیرا خداوند به آن‌ها می‌گوید که من شما را در عالم ذر امتحان کردم و درجه و استحقاقتان را دانستم پس نگویید: ( إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِّن بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ ) ( همانا پدرانمان در گذشت شرک ورزیدند و ما فرزندان آنان بودیم که به دنبال آن‌ها امدیم پس آیا ما را با کردار باطلان هلاک می‌سازی؟ ).
یعنی این‌که خداوند به آن‌ها می‌گویید من میدانم که اگر انبیاء و اوصیاء و مرسلین به سوی شما می‌آمدند، و مبلغان الهی رسالت‌های آسمانی را به شما می‌رساندند، ایمان نمی آوردید و آن‌ها را تصدیق نمی‌کردید.
وَلَوْ عَلِمَ اللّهُ فِيهِمْ خَيْراً لَّأسْمَعَهُمْ وَلَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّواْ وَّهُم مُّعْرِضُونَ و اگر خدا در آن‌ها خیری می‌دید، شنوایشان می‌کرد و اگر شنوایشان می‌کرد باز رو می‌گرداندند و اعراض می‌کردند
اما جواب این‌که گفته شود چرا این افراد با کنار سرزمین‌های رسالات الهی، برابر نشدند و مانند آن‌ها رسالت به ایشان نرسید، این است که همانا رساندن حق به اینها فضلی است بر انکه فضل را نمی‌پذیرد و شایسته آن نیست و شما با علم قبلی می‌دانید که یقینا آن را نمی‌پذیرد پس عرض آن به او، نتیجه‌اش پیشاپیش مشخص است منتهی باید دعوت حق به بعضی از آنان برسد تا تبیین شود که بقیه آن‌ها مانند کسانی هستند که حق به آن‌ها عرضه شد و آن را نپذیرفتند.
پس عرضه حق بر بعضی افراد، برای اتمام حجت است که عذری برای کسی باقی نماند تا بگویید: (( إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِّن بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ )) ( همانا پدرانمان در گذشت شرک ورزیدند و ما فرزندان آنان بودیم که به دنبال آن‌ها امدیم پس آیا ما را با کردار باطلان هلاک میسازی؟ )
چرا که حق بر همتایان آن‌ها عرضه شد و گمراهی پدرانشان را بر هدایت رسولان بر گزیدند (( وَكَذَلِكَ مَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ فِي قَرْيَةٍ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِم مُّقْتَدُونَ ))( ) ( وبه این ترتیب قبل از تو در شهری هشدار دهنده ای نفرستادیم جز انکه اسرافگران آن گفتند همانا ما پدرانمان را بر امتی یافتیم و ما به مسیر آن‌ها اقتدا میکنیم
بلکه گمراهی پدرانشان را حق و هدایتی آشکار دانستند: (( بَلْ قَالُوا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِم مُّهْتَدُونَ ))( ) ( باکه گفتند همانا ما پدرانمان را بر امتی یافتیم و همانا ما بر مسیر آن‌ها و در راه آن‌ها هدایت را یافته‌ایم
باید معنی عذاب را بدانی سپس می‌توانی بر لزوم عدم عذاب اعتراض کنی!این آیه را بخوان: (( لَقَدْ كُنتَ فِي غَفْلَةٍ مِّنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَاءكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ
به او مى‏گويند واقعا كه از اين [حال] سخت در غفلت بودى و[لى] ما پرده‏ات را [از جلوى چشمانت] برداشتيم و ديده‏ات امروز تيز است ). وبدان که عذاب جز کشف حقیقت برای انسان و ترک او با حقیقتی که برای خود برگزیده نیست پس انکس که تنها این دنیا را برگزیده، فقط اختیار اوست که برایش نمایان خواهد شد، و حجاب از جلوی او برداشته می‌شود که حقایق را آنگونه که هست ببیند.
آری تا ببیند هر حسودی را که در کنارش همچون عقربی او را احاطه کرده است و هر شهوت حرام را، که انجام داده، همچون چکش و آلتی آهنین می باشد که خودش و نه کسی دیگر خود را بدان گرفتار کرده که ضربه به جانش می زند بدانید که این زمین، پاره ای از دوزخ است ولی شما نمی‌دانید. بلکه معتقدید که بهشتی جاودانه است و به همین دلیل است که برای ملک و مقام آن و بدست آوردن بیشترین چیزی که ممکن است از این دنیا بدست آید حرص می‌ورزید.
بنابرین آیا عدلی بالاتر و برتر از عدل خدای تبارک و تعالی سراغ دارید؟ آری! او هرگز ذره‌ای شر به شما نمی‌رساند بلکه تنها آنچه را که شما بر می گزینید محقق می سازد.
پس آنکس که این دنیا یا چیزی مادی تر از آن را برگزیند، در آن یا به طبقات پایینتر از آن در جهنم انتقال می‌یابد و این اختیار اوست و تنها کاری که خداوند انجام می‌دهد این است که پرده حجاب را از جلوی دیدگان انسان بر می‌دارد تا حقیقت انتخاب خود را ببیند.همچنین برداشتن حجاب از لازمات حرکت فلک اعظم به سوی آخرت می باشد.
بنابرین عذاب در حقیقت، چیزی جز انتخاب و اختیار خود انسان نمی‌باشد و خداوند انسان را از این انتخاب بر حذر داشته است اما افسوس که انسان نصیحت کنندگان را دوست ندارد.
///////////////////////////------------------------///////////////////////----------------////////////////////////------------------//////////////////////
بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی محمد وال محمد الفلک الجاریه فی اللجج الغامره یامن من رکبها ویغرق من ترکها المتقدم لهم مارق والمتاخر عنهم زاهق اللازم لهم لاحق:
خطبه دوم/ سؤال 232(جوابهاب روشن 3)- بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صلی علی سیدنا محمد و آل الطیبین الطاهرین الائمه و المهدیین وسلم تسلیما.
سلام بر تو ای مولای من و فرستادهٌ امام مهدی(ع)! سلام بر تو ای پیام آور خداوند! سلام برتو که به فضلت رزق مردم جاریست! سلام بر تو که اگر نبودی زمین و اهلش ویران می‌شد! سلام بر تو ای فدائی حضرت عیسی(ع)! سلام بر تو ای فرزند نبی مصطفی(ص)! و فرزند علی مرتضی(ع)! و فرزند فاطمه زهرا(س) من به درگه خدا استغفار می‌کنم از گناهانی که چهره‌ام را در نزد تو سیاه کرده است،به سوی خدا باز می‌گردم. ای مولای من! و....چه کناهی بالاتر از کوتاهی در حق تو! پس مرا ببخشای.
سرورم! ای یوسف آل محمد(ع)! در عالم رؤیا دیدم که شما مرا مورد خطاب قرار داده و فرمودید: ( با نعمتهایی بر تو منت نهادیم! و به تو رؤیایی نشان دادیم همانگونه که به مؤمنین نشان داده‌ایم. از خودخواهی و غرور رها شو.سرور و مولای من، می‌دانم که هیچکس روی زمین بیشتر از من به شما جفا نکرده و گنهکارتر از من نیست و من حتی شایسته این نیستم که با شما سخن بگویم. و امید دارم که مرا ببخشید و از خداوند می‌خواهم که به این بندهُ گناهکار قلبی سلیم عطا فرموده و بندهُ حقیر را از یاران مخلص و خادمان مطیع شما قرار دهد.از شما تقاضا دارم به من بگوئید چگونه می‌توانم از خود بینی و خود خواهی و تکبر رهایی یابم؟
جواب :بسم الله الرحمن الرحیم، والحمدلله رب العالمین، وصلی الله علی محمد وآل محمد الائمه و المهدیین وسلم تسلیمًا.
انسان هنگامی از خود بینی و خود خواهی خلاص می‌شود که به خود نگاه نکند و قبل از هر چیز و همراه هر چیز و بعد از هر چیزی جز خدای تبارک و تعالی را نبیند و باید دائماٌ به شیطان و شری مه در درون ماست توجه داشته باشیم و برای نابود کردن آن تمام قوای خود را بکار بندیم.
پس بزرگترین و بدترین دشمن ما، نفس ماست نفسی که با بی حیایی و وقاحت تمام در مقابل خدای خود ایستاده است که وجود خود را در مقابل خداوند ثابت کندوانسان اگر به سمت و سویی حرکت کند که نتیجهُ آن مراقبت و جنگیدن با بدترین دشمن خود یعنی نفس خود است شاید به شناخت و معرفتی که خدای تبارک و تعالی برای او می‌خواهد برسند.اما اگر طالب همه حق هستید، به حق به شما می‌گویم : که باید از وضعیت خود، خجالت زده باشیم ببینید در واقع ما چه می‌خواهیم؟ آخرت را می‌خواهیم، بهشت را می‌خواهیم، بقا و جاودانگی و کمال و.... و..... را می‌خواهیم . ولی کیست که از کرم خدا حیا کند؟ و آنگاه که به وجود خود می‌نگرد، نخواهد و راضی نباشد که در برابر خدای سبحان، وجود داشته باشد؟ و جز جفا و جاودانگی را نطلبد و حتی به دنبال آخرت و بهشت هم نباشد؟ بلکه در مقابل خدای تبارک و تعالی از شدت شرم و حیاء طالب فناء باشد..

[/کادر متحرک][/کادر متحرک][/کادر متحرک][/کادر متحرک][/SWF]
 

Mellate Ebrahim

New Member
پاسخ : عالم ذر وامتحان خلق

وبدان که عذاب جز کشف حقیقت برای انسان و ترک او با حقیقتی که برای خود برگزیده نیست پس انکس که تنها این دنیا را برگزیده، فقط اختیار اوست که برایش نمایان خواهد شد، و حجاب از جلوی او برداشته می‌شود که حقایق را آنگونه که هست ببیند. آری تا ببیند هر حسودی را که در کنارش همچون عقربی او را احاطه کرده است و هر شهوت حرام را، که انجام داده، همچون چکش و آلتی آهنین می باشد که خودش و نه کسی دیگر خود را بدان گرفتار کرده که ضربه به جانش می زند.

<<<<<بدانید که این زمین پاره ای از دوزخ است ولی شما نمی‌دانید.>>>>>

بلکه معتقدید که بهشتی جاودانه است و به همین دلیل است که برای ملک و مقام آن و بدست آوردن بیشترین چیزی که ممکن است از این دنیا بدست آید حرص می‌ورزید.
خدا به شما خیر کثیر دهد برادر بزرگوار از اینکه علوم امام علیه السلام را نشر می دهید.
-------------------------------

واقعا چقدر تکان دهنده هست این بیانات امام علیه السلام. اگر انشاالله بدانیم. که البته نمی توانیم خوب بدانیم و درک کنیم.

اینکه درک کنیم واقعا الان در قسمتی از جهنم هستیم. اطراف ما پُر هست از اعمال بدِ ما. همه شبیه عقرب و مار و گرزهای آهنی که همه نگاهشون به سمت ماست و
آماده هستند که پرده کنار بره و همه به ما حمله کنند.
از کی می تونیم کمک بگیریم و کمک بخوایم ؟ توی صحنه ای که اونا دارند اطاعت امر خدا رو می کنند و اعمال خود ما هستند و ما راضی هستیم به بودن اونا. از چی فرار کنیم و کمک بخوایم ؟

کافیه یک مار توی اتاق باشه. دیگه اون اتاق هیچ امنیتی نداره و فقط میشه ترس و مرگ. حالا اگر هزار تا باشه یا اصلا جز ما رو عقرب در اون فضا چیزی دیده نشه چی میشه؟
و ائمه علیهم السلام در دعاهاشون عرضه میداشتند که از عذاب های جهنم مار و عقرب هست.

نمیدانیم... اگر خیلی خیلی خیلی امیدوار باشیم و خیلی خیلی خیلی لطف خدا شامل حالمان شود , از اصحاب یمین شویم(البته شما انصارالله انشاالله از مقربین می شوید و بنده خودم را می گویم و امثال من)که باز به جز مقربین , بعد از مرگ عذاب هایی داریم.
هیچ راه نجاتی از عذاب بعد از مرگ و مردن نیست مگر از مقربین باشیم.
و مقربین هم کسانی هستند که یک قطره آب هم از این دنیا نخوردند , اصحاب یمین هم به اندازه کف دست خوردن.
بنده هم که سیراب شدم از این دنیا.
با این حالِ من , ای کاش آخرتی وجود نداشت.
وای اگر از پس امروز بُود فردایی.

به گرد پای انصار و مقربین که نمیرسم به گرد پای اصحاب یمین نمیرسم بی تعارف به گرد مکذبینم با این اعمالی که دارم نمیرسم.
وقتی پیامبر ص شب به قدری عجیب گریه میکنند, دیگه هیچی.
ما کجاییم در این بَحر تفکر تو کجایی.
___________________________________
عزیزان انصار خدا به همتون قدرت و قوت بده و در خیر و عافیت و سلامت باشید.
التماس دعا از همگی دارم حقیقتا.
خدا خیرتون بده. موفق باشید.
 

يـوسف الأنصار

Guest
پاسخ : عالم ذر وامتحان خلق

<<<<<بدانید که این زمین پاره ای از دوزخ است ولی شما نمی‌دانید.>>>>>

بلکه معتقدید که بهشتی جاودانه است و به همین دلیل است که برای ملک و مقام آن و بدست آوردن بیشترین چیزی که ممکن است از این دنیا بدست آید حرص می‌ورزید.


بیان مفصلی در مورد اصل انسان در کتاب توهم الحاد آمده است که قبلا در این تالار مبارک قرار داده شده که پاره ای از آن را نقل می کنم.

ما آسمانی هستیم، اصل‌مان آسمانی است، و در آسمان اول آفریده شدیم و امتحان اول ما در آن بود و این امتحان، امتحان ذر بود که در قرآن آمده است. آری ما نفس‌هائی هستیم و فقط اجساد زمینی نیستیم. پدر ما آدم (ع) از گِلی آفریده شد که به آسمان اول بالا برده شد و در دروازه بهشت قرار داده شد از امام صادق (ع) روایت است که فرمودند: (كانت الملائكة تمر بآدم (عليه السلام) أي بصورته وهو ملقى في الجنة من طين فتقول لأمر ما خلقت)، (آدم به صورتی از گل درست شده بود و در بهشت افتاده بود. ملائکه به او مرور می‌کردند و می‌گفتند: برای چه کار خلق شده است؟). منبع: الراوندي – قصص الأنبياء / ص41.

..............

وجود زمینی ما وجودی گذرا و مؤقتی است و دائمی و ابدی نیست، و نه حتی برای ما بازگشتی به همین زمین برای زندگی پس از مرگ وجود دارد اگر از کسانی باشیم که انسانیت خود را برگزیدند و از کسانی باشیم که حیوانیت زمینی‌ای را که با آن متصل شدیم تا خدای سبحان امتحان‌مان کند، به دور انداخته باشیم.
و حال که این‌گونه است چگونه ممکن باشد که انسان آسمانی به حیوانیت زمینی منسوب گردد؛ آن حیوانیتی که برای اجرای امتحان دوم به آن متصل شدیم؛ پس مسئله اصل اجسام ما و فرگشت (تکامل) آن از موجود دیگری در زمین، در این حقیقت که اصل ما آسمانی است تغییری ایجاد نمی‌کند، اضافه بر آن، نسبت دادن مستقیم جسم انسان در جریان فرگشت به میمون‌های فعلی امری اشتباه است و هر که آن را بگوید اشتباه کرده است؛ پس اگر جسم انسان مانند دیگر موجودات زنده، فرگشت شده باشد، جز به بذر اولیه نمی‌توان آن را نسبت داد همان‌گونه که خدای متعال فرمود:
(وَاللَّهُ أَنْبَتَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ نَبَاتًا)، (و خدا شما را مانند گیاهی از زمین رویاند) و درست نیست که در جریان فرگشتش همراه با بقیه موجودات، به حالات میانی نسبت داده شود.

 
ارسال کننده موضوعات مشابه انجمن پاسخ ها تاریخ ارسال
نماز و خطبه های روز جمعه، و اعیاد 1

کانال تلگرام

بالا