• يماني آل محمد (عليه السلام) فرمود : در کلامم تدبر کنيد ، اي کساني که ادعاي طلب و جستجوي حق را مي‌ کنيد . آمده‌ ام تا بر حق شهادت دهم . و حق را روشن کنم . هرگز نيامده ام تا مردم از من تبعيت کنند . هدفم روشن کردن حق ، و جدا کردن باطل است . پس به همين خاطر مي‌ گويم : کسي از من توقع سازش و چاپلوسي نداشته باشد . هيهات که ما حتي مقداري از حق را فروگذاريم ، و قسمتي از باطل را رها سازيم ، براي آن که کسي ما را بخواهد ، يا کسي را راضي کنيم ، که براي ابرار هيچ چيزي بهتر از آنچه نزد خداوند است نمي باشد

صفحه شخصی سيد احمد الحسن (ع) در فيس بوك

  • شروع کننده موضوع يـوسف الأنصار
  • تاریخ شروع

يـوسف الأنصار

Guest
بسم الله الرحمن الرحیم
و الحمد لله رب العالمین
و صلی الله علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما


هدر صفحه



1391/09/24
۱۲/۱۲/۱۲




افتتاح صفحه امام احمد الحسن ع در فيس بوك


همزمان با ۱۲/۱۲/۱۲ صفحه امام احمد الحسن ع توسط خود ايشان در فيس بوك افتتاح گردد



امام احمد الحسن ع در فيس بوك
همزمان با ۱۲/۱۲/۱۲ صفحه امام احمد الحسن ع توسط خود ايشان در فيس بوك افتتاح گردد.
آخرین نوشته های امام در این صفحه همراه با متن و ترجمه گذاشته خواهند شد.


علاقمندان مي‌توانند از لينك ذيل صفحه ايشان را مشاهده فرمايند.


https://www.facebook.com/Ahmed.Alhasan.10313
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

کوثر الأنصار

اللهم إلحقنا بالصالحین.
پاسخ : افتتاح صفحه شخصی امام احمد الحسن (ع) در فيس بوك


السلام علیک یا بن رسول الله

السلام علیک یا من عرفتنا بنور العرفان


 

M3AJNUN

New Member
بسم الله الرحمن الرحیم
و الحمد ء الله رب العالمین
و اللهم صل علی سیدنا محمد و آل سیدنا محمد الائمه و المهدیین و سلم تسلیما کثیرا

خدا شما را به خاطر اطلاع رسانی این خبر خیر فراوان دهد

و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته
 
آخرین ویرایش:

يـوسف الأنصار

Guest
اولين ارسال امام عليه السلام در فیسبوک: تسلیت به مناسب در گذشت برادر انصاری شیخ ابراهیم مغربی (از مراکش).

چهارشنبه: 22/ آذر ماه/ 1391 هجری شمسی
12/دسامبر/ 2012 م

بسم الله الرحمن الرحيم
و الحمد لله رب العالمين
و صلى الله على محمد و آل محمد الأئمة و المهديين و سلم تسليما
به مناسب درگذشت عالم فاضل شیخ ابراهیم مغربی تسليت عرض می گویم.
به راستی که مانند حضرت ابراهیم (ع) حق طلب و حقیقت جو بود.
مذاهب اهل سنت و ادیان را بررسی و مورد مطالعه قرار داد، سپس تصوف را مطالعه و صوفی شد، سپس خداوند خواست تا مذهب تشیع و پیروی از محمد و آل محمد (ع) را بشناسد پس شیعه شد و به دوازده امام (ع) از آل محمد (ع) ایمان آورد، سپس خداوند خواست تا عملش را که از زمان ولادتش به آن بشارت داده شده بود، به خیر خاتمه دهد، پس خداوند حق ما را به او شناساند و به دعوت حق مهدویت ایمان آورد.
خداوند رحمتت کند ای شیخ ابراهیم. از طلب علم و شناخت و حق و یاری حق تا آخرین لحظه از زندگی ات باز نایستادی، حتی بیماری که به آن مبتلا بودی و در طول عمر مبارکت تو را همراهی می کرد مانع فراگیری و جستجو از حق نشد تا اینکه به امن و امان دست یافتی.
پس درود بر تو، روزی که مادرت تو را به دنیا آورد و با وحی الهی (رؤیا) تو را ابراهیم نامید.
و درورد بر تو روزی که بر حق مُردی و خدا عملت را به خیر خاتمه داد.
و درود بر تو روزی که برانگیخته می شوی.


متن عربی

بسم الله الرحمن الرحيم
و الحمد لله رب العالمين
و صلى الله على محمد و آل محمد الأئمة و المهديين وسلم تسليما
عظم الله أجوركم بوفاة العالم الفاضل الشيخ إبراهيم المغربي.
كان حقاً باحثاً عن الحق كنبي الله إبراهيم (ع).
درس المذاهب السنية، درس الأديان ثم درس التصوف و تصوف ثم شاء الله له أن يعرف التشيع لمحمد و آل محمد (ع) فتشيع و آمن بالأئمة الاثني عشر (ع) من آل محمد (ع) ثم شاء الله أن يختم له بالخير الذي كان مُبشراً به منذ ولادته فعرفه الله بحقنا فآمن بدعوة الحق المهدوية.
رحمك الله يا شيخ إبراهيم لم تكف عن طلب العلم و المعرفة و الحق و نصرة الحق حتى آخر لحظات حياتك، لم يمنعك المرض الذي لازمك طيلة عمرك الكريم عن التعلم و البحث عن الحق حتى وصلت إلى الأمن و الأمان.
فسلامٌ عليك يوم ولدتك أمك و سمتك إبراهيم بوحي إلهي.
و سلامٌ عليك يوم مت على الحق و ختم الله لك بخير.
و سلام عليك يوم تبعث حياً.


 

يـوسف الأنصار

Guest
دعایی با دست خط مبارک امام احمد الحسن علیه السلام

جمعه: 24/ آذر ماه/ 1391 هجرى شمسى
14/ دسامبر/ 2012 م



اى فرزند آدم ! مرا در هنگام خشمت ياد كن تا من نيز تو را در هنگام خشمم ياد كنم، و تو را در زمره ى كسانى كه نابودشان مى سازم نابود نگردانم، و به اينكه من انتقامت را از دشمنت بستانم راضى و خوشنود باش، زيرا انتقام گيرى من براى تو بهتر است از اينكه خودت دست بكار شوى و انتقام خود از وى بستانى.
 

يـوسف الأنصار

Guest
جمعه: 24/ آذر ماه/ 1391 هجرى شمسى
14/ دسامبر/ 2012 م


دعوت مجدد علني از مراجع براي مناظره كتبي در خصوص وجوب تقليد از غير معصوم توسط امام احمد الحسن (ع) این بار در فیسبوک.




منتظر پاسخ مراجع و دفاع آنان از عقيده وجوب تقليد از غير معصوم هستم يا آنكه آنان علناً اعلام كنند كه عقيده آنان غير صحيح است و آنها در بيان قبليشان خطا كرده‌ اند.







ما دليلمان را با حجت شرعي و عقلي اثبات كرديم و آن در كتاب‌ هاي گوناگون منتشر شده است، و آخرين آن، كتاب «وصيت مقدس» است در حاليكه نزد آنان هيچ رديه‌ ای (پاسخی) جز دروغ و امر ناشيانه و از سر عجز وجود ندارد، جز بدگوئی در سند وصيتی با سند متواتر همراه با قرائن فراوان؛ و بالاتر از آن، اين است كه صحت سند وصيت را شيخ طوسی با اين بيان كه رجال آن از ناحيه خاصه هستند، تأييد كرده است و آنها و همه علمای متأخر، خود را وامدار رجالی می دانند كه (شيخ) طوسی نقل كرده و نزد آنان هيچ ردی بر رجال شيخ طوسی بنا بر قول متأخرين وجود ندارد، در غير اين صورت، ما بسياری از مطالبی را كه در نزد آنها است و آن را علم رجال می خوانند، به چالش می كشيم. پس حقيقتاً قول متأخرين در زمينه رجال همان است كه عرض شد و غير از آن صرفاً كلامی است كه خالی از هرگونه دليل شرعی است.

آنان از آوردن دليل شرعی و عقلی بر عقيده‌ ی تقليد عاجزند و برای آنچه آنان بر مبنای مرجعيت دينی خود بنا كرده‌اند،هيچ آيه ی قرانی با دلالت محكم و هيچ روايت كه صدور قطعی و دلالت قطعی داشته باشد، وجود ندارد. و هيچ دليل عقلی تامی نيز براي آن موجود نيست.
پس قاعده‌ ی واجب بودن رجوع به عالم كه آنان پيش می كشند، در بيشتر حالات بر آنان منطبق نمی شود، زيرا آنان در بهترين حالاتشان، تصور و گمان خودشان را عرضه می كنند و حقيقت آن است كه اينان در بعضی وقت‌ ها، جز گمان و تصور چيزی عرضه نمی كنند ، مانند احكام نماز در مناطق نزديك به قطب.
بلكه بعضی از اين‌ ها كه خود را مرجع می دانند، توان درك آن چه را كه در موردشان گفته می شود ندارند، پس ما از آنان می خواهيم كه دليلی بر عقيده‌ شان مبنی بر وجوب تقليد غير معصوم ارائه دهند.
پس هنگاميكه از آنها دليلی براي تقليد از فرد غير معصوم درخواست می نمائيم، آنان دليل می آورند كه دليل اين مطلب، از حيث (قاعده وجوب) مراجعه به متخصص است و اين سخن در بهترين حالاتش به معناي اجازه اين كاراست نه اين كه اين كار واجب است. و البته حتی در اجازه اين كار نيز مناقشه وجود دارد و معنی اين كه اين سخن را به عنوان دليل عقلی پيش می كشند، آن است كه يا آن چه را ما به آنها می گوييم نمی فهمند، و يا آن كه خود اقراری است بر باطل بودن عقيده‌ شان و بدعت بودن آن، و نداشتن هيچ دليلی (بر آن).
و پس از آنكه بطلان عقيده‌ شان را بيان كرديم، از عقيده‌ ی اولشان مبنی بر وجوب تقليد به مجاز بودن تقليد و مستحب بودن آن پايين می آيند و آن گاه كه چنين باشد، پس بايد عقيده خود را در پايين آمدن از عقيده‌ ی باطل و تغيير رأی و نظر از واجب بودن تقليد به مجاز بودن آن، علنی كنند تا با آنان در اين مقام و با اين عقيده‌ ی جديدشان مناقشه كنيم.
منتظر پاسخ مراجع و دفاع آنان از عقيده وجوب تقليد از غير معصوم هستم يا آنكه آنان علناً اعلام كنند كه عقيده آنان غير صحيح است و آنها در بيان قبليشان خطا كرده‌اند.



متن عربي پيام ايشان چنين است:
((نحن: اثبتنا حجتنا بالدليل الشرعي و العقلي و هي منشورة في الكتب و آخرها كتاب الوصية المقدسة و لا يوجد عندهم رد غير الكذب و غير حرفة العاجز و هي الطعن في سند الوصية المتواترة و المقرونة و فوق هذا فان سندها قد صححه الطوسي بوصفه رجالها بانهم خاصة و هم و كل العلماء المتأخرين عيال على اقوال الطوسي في الرجال و ليس لهم رد قول الطوسي في الرجال بناءً على قول المتأخرين و إلا لنسف حتى الفتات الذي بين ايديهم و يسمونه علم رجال فحقيقة قول المتأخرين في الرجال انه و العدم سواء طالما انه مجرد قول خال من الدليل الشرعي.
هم: عاجزون عن اعطاء دليل شرعي أو عقلي على عقيدة التقليد عندهم و التي يبنون عليها دينهم المرجعي فلا توجد عندهم آية قرآنية محكمة الدلالة و لا رواية قطعية الصدور قطعية الدلالة و لا يوجد عندهم دليل عقلي تام فقاعدة وجوب الرجوع الى العالم التي يقدمونها لا تنطبق عليهم لانهم في أحسن أحوالهم يقدمون ظناً فهم ظانون و الحقيقة انهم في بعض الأحيان لا يقدمون غير أوهام مثل أحكام الصلاة في المناطق القريبة من القطب. بل ان بعض هؤلاء الذين يسمون أنفسهم مراجع لا يفهمون ما يقال لهم ففي حين اننا نطالبهم بدليل على عقيدتهم في وجوب تقليد غير المعصوم نجدهم يقدمون دليلهم على انه الرجوع الى المتخصص و هذا القول في احسن احواله يعني الجواز و ليس الوجوب و حتى الجواز فيه نقاش و معنى تقديمهم هذا القول كدليل عقلي انهم اما لا يفهمون ما نقول لهم او انهم يقرون بان عقيدتهم بدعة و باطلة و بلا دليل و تنازلوا عن عقيدة الوجوب بعد ان بينا بطلانها لهم الى عقيدة الجواز او الاستحباب و إذا كان الأمر كذلك فعليهم ان يعلنوا تنازلهم عن عقيدتهم الباطلة و انتقالهم من الوجوب الى الجواز لكي ننقل نقاشنا معهم الى هذا المقام و نناقش عقيدتهم الجديدة)).
انتظر رد المراجع ودفاعهم عن عقيدة وجوب تقليد غير المعصوم أو أنهم يعلنون للناس انها عقيدة غير صحيحة وانهم أخطأوا بتبنيها.
 

يـوسف الأنصار

Guest
جمعه: 24/ آذر ماه/ 1391 هجرى شمسى
14/ دسامبر/ 2012 م


بسم الله الرحمن الرحيم
و الحمد لله
السلام عليكم و رحمة الله و بركاته
خداوند به شما جزای خیر دهد بابت هر کلمه ی طیبه ای که انگشتان مبارک شما آن را نوشت.
الله تعالی فرمود:
(بگو من هم مثل شما بشرى هستم و[لى] به من وحى مى‏شود كه خداى شما خدايى يگانه است پس هر كس به لقاى پروردگار خود اميد دارد بايد به كار شايسته بپردازد و هيچ كس را در پرستش پروردگارش شريك نسازد). الکهف: 110
احمد الحسن بشری مانند شماست، که خداوند خواست حقیقت را بشناسد سپس ایشان را فرستاد تا حق را به مردم بشناساند، و آنچه برای همه ی مردان و زنان با ایمان آرزو دارم این است که بهتر از من شوند، و درب برای همه ی مردان و زنان با ایمان باز است تا به علیین برسید و مانند پیامبران و فرستادگان باشید.
پس خواهشمندم مدح و ثنای فراوان را ترک گویید، و کسی از شما گمان نکند که این مدح و ثناء مرا خوشحال می کند، بلکه آن مرا از ادامه ی مطالعه ی آنچه می نویسید روی گردان می کند.

آمده ام تا هیکل باطل و شیطان را ویران کنم، لهذا تمامی اعمال و افعال طغیانگران و متکبران که شیعیان امام علی (ع) را ربودند را کاملاً رد می کنم، پس چگونه از من توقع دارید آن را برای خود بپذیرم، و آیا تصور می کنید که دستم را برعکس تقدیم می کنم تا آن را ببوسند؟ یا تصور می کنید که عکس های خود را در خیابانها و بزرگراه ها مانند آن متکبرانی که شیعیان امام علی (ع) را ربودند را منتشر کنم؟ هیهات به خدا قسم؛ مقتدا، پیشوا و معلم من جدم رسول الله محمد (ص) است، هنگامی که به طرف یارانش اقبال می کند و به احترام ایشان می ایستند و آثار خشم و غضب بر روی ایشان نمایان می شود؛ و مقتدا و پیشوای من پدرم علی بن ابی طالب (ع) است که بر روی زمین با یارانش می نشست و دستش را هیچ وقت برای یارانش و شیعیانش برعکس تقدیم نکرد تا آن را ببوسند همانطور که این مراجع و نمایندگان متکبرشان امروز انجام می دهند.

خداوندا، من از هر متکبری که به روز حساب ایمان ندارد به تو پناه می برم.

عزیزان من، مایه ی شرف و افتخار من است تا آنچه را بنویسید بخوانم، و ان شاء الله سعی و تلاش می کنم نوشته های شما را بخوانم ولیکن از پاسخ به آنها بدلیل کمی وقت پوزش می طلبم و بلکه برخی نوشته های شما، از آنچه که مطرح خواهم ساخت را به فال نیک می گیرم. خداوند به شما جزای خیر عطاء کند، و از خداوند خواستارم که عمل شما و من را به خیر و بر دینش که به آن خشنود است ختم کند، او ولی ماست و او دوستدار شایستگان است.



متن عربی

بسم الله الرحمن الرحيم
و الحمد لله
السلام عليكم و رحمة الله و بركاته
و جزاكم الله خيرا على كل كلمة طيبة كتبتها أناملكم المباركة.
قال تعالى:
(قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صَالِحاً وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَداً).
احمد الحسن بشرٌ مثلكم شاء الله أن يعرف الحقيقة ثم أرسله ليُعرِف الناس بالحق، و ما أتمناه للمؤمنين و المؤمنات جميعا هو ان يكونوا أفضل مني، و الباب مفتوح لكم جميعاً مؤمنين و مؤمنات لتصلوا الى عليين و تكونوا كالأنبياء و المرسلين.
فأرجو منكم ترك الاطراء و المدح الزائد فلا يظن أحد منكم ان هذا الاطراء او المدح يفرحني بل هو يجعلني اعرض عن اكمال قراءة ما تكتبون.
أتيت لأهدم هيكل الباطل و الشيطان لهذا فكل أفعال الطواغيت و المتكبرين مرفوضة عندي تماماً، فكيف تتوقعون مني ان أرضاها لنفسي هل تتصورون اني سأقدم يدي مقلوبة للتقبيل ام تتصورون اني سأنشر صوري في الشوارع و الطرقات كما يفعل هؤلاء المتكبرون الذين خطفوا شيعة علي ع، هيهات والله، انا قدوتي و امامي و معلمي جدي رسول الله محمد ص الذي كان يُرى في وجهه الغضب عندما يقوم له أصحابه اذا قدم عليهم و قدوتي أبي علي ابن ابي طالب ع الذي كان يجلس على الأرض مع أصحابه و شيعته و لم يكن يقدم يده مقلوبة لأصحابه و شيعته ليقبلوها كما يفعل بعض هؤلاء المراجع و وكلائهم المتكبرون اليوم.
اللهم أني اعوذ بك من كل متكبر لا يؤمن بيوم الحساب.
أحبتي أنا أتشرف أن أقرا ما تكتبون و إن شاء الله أحاول قراءة تعليقاتكم و لكن اعتذر عن الرد عليها لضيق الوقت بل سأكتفي بالتفاعل مع بعض تعليقاتكم من خلال المواضيع التي سأطرحها جزاكم الله خيراً و أسأل الله ان يختم لكم و لي بخير و على دينه الحق الذي يرضاه سبحانه و تعالى هو وليي و هو يتولى الصالحين.

 

يـوسف الأنصار

Guest
شنبه: 25/ آذر ماه/ 1391 هجری شمسی، ساعت بیست و سه به وقت ایران
15/ دسامبر/ 2012 م


به مناسبت:
ورود اسیران آل محمد به شام.
آنچه امروز در سوریا انجام می شود.
مجدداً دعوت خود را تکرار کرده و آن را به مسلمانان در تمامی زمین و به ویژه در عراق توجیه می کنم تا بر پرچم حق مهدویت جهت ایستادگی در برابر قاتلان قاعده سفیانی ها که در سوریا جمع شدند و حکومت آمریکا و یاورانش آنها را پشتیبانی می کنند و رفتن به عراق را گام بعدی می دانند، گرد آیند.


متن عربی
بمناسبة:
معركة صفين
دخول سبايا آل محمد الى الشام
مايحدث اليوم في سوريا
أكرر دعوتي مرة أخرى وأوجهها للمسلميين في كل مكان وبالخصوص في العراق للالتفاف حول راية الحق المهدوية لمواجهة ذباحي القاعدة السفيانيين الذين تجمعوا في سوريا و بدعم من الحكومة الامريكية وأذنابها ويعتبرون العراق خطوتهم الثانية.
 

يـوسف الأنصار

Guest
شنبه: 25/ آذر ماه/ 1391 هجری شمسی، ساعت بیست و سه به وقت ایران
15/ دسامبر/ 2012 م

امروز شنبه اولین روز از ماه صفر واقعه ی صفين و وارد شدن دختران اسیر محمد (ص) به شام را یادآور مى شويم.
1/ صفر ـ سال 37 هجری: جنگ صفین بین سپاه مسلمانان به رهبری امام علی ابن ابی طالب (ع) و لشگر پرستندگان و بندگان هُبَل به رهبری معاویه بن ابی سفیان لعنه الله.
1/ صفر ـ سال 61 هجری: ورود قافله اسیران از خاندان محمد (ص) پیامبر اسلام به شام بر یزید ابن معاویه ابن ابی سفیان رهبر لشگر
هُبَل لعنت خداوند بر آنها باد.
و امروز همان صورتهای بدخیم و خبیثی که با امام علی (ع) جنگیدند و خاندان محمد (ص) را اسیر نمودند را می ‌بینیم که شیطان آنها را در سرزمین شام جمع کرد، مجرمان خونخوار و قاتلانی که در سوریه فساد و قتل و خواری را بر علیه شیعه و سنی ها انجام می ‌دهند، مساجد و حسینیه ها را ویران ساخته و جوانان را با خنجر بدون رحمت ذبح کرده و ادعای اسلام را می ‌کنند.

غیرت و شرف و رحمت و انسانیت از آن ‌ها برداشته شده است، دقیقاً همانند گذشتگانشان قاتلان امام حسین (ع) سرور جوانان اهل بهشت و عزیز رسول الله محمد (ص)، و به او می‌ گفتند که آب را نخواهی چشید تا که به جهنم وارد شوی در حالیکه ادعای اسلام و پیروی از محمد (ص) می کردند و ندای محمد (ص) سر می دادند.

اینها را آمریکا و کشورهای غربی امروز پشتیبانی می کند، همانطور که در گذشته از بن لادن در افغانستان در زمان اشغال سوویتی دفاع و پشتیبانی کردند.
چه کسی مسؤلیت رسیدن موشکهای ضد هوایی را به این وحشی ها بر عهده می‌ گیرد؟
آیا آمریکا نمی‌ داند که این موشکها را چه کسی به آنان رسانده است؟
و آیا واقعاً آمریکا نمی ‌داند که رسیدن این موشکها به دستان این جمع به معنای تهدید هواپیماهای غیر نظامی سوریه و عراق و لبنان و حتی اردن می ‌باشند؟
و آیا آمریکا که از این‌ جلادان قاعده که به نامهای مختلف نقاب زده‌ اند دفاع و پشتیبانی می کند نمی‌ داند که اگر اینها توانستند نظام سوریه را با قدرت سلاح و قتل با شمشیر سرنگون کنند پس از آن به سوی عراق و لبنان برای قتل و کشتار اهل سنت و شیعیان خواهند رفت؟


متن عربى
نستذكر اليوم السبت أول أيام شهر صفر واقعة صفين و دخول بنات محمد ص مسبيات الى الشام:
1/ صفر - عام 37 للهجرة: بدأت معركة صفين بين جيش المسلمين بقيادة الامام علي ابن ابي طالب ع و جيش عبدة هبل بقيادة معاوية بن ابي سفيان لعنه الله.
1/ صفر - عام 61 للهجرة: دخول قافلة السبايا من عائلة محمد ص رسول الإسلام الى الشام على يزيد ابن معاوية ابن ابي سفيان لعنهم الله جميعا قائد عبدة هبل.
و اليوم نرى نفس تلك الوجوه الكالحة الخبيثة التي قاتلت عليا ع و سبت ذرية محمد ص قد جمعها الشيطان في بلاد الشام، مجرمين ذباحين و قتلة عاثوا في سوريا فساداً و قتلاً و تنكيلاً بالسنة و الشيعة.
يهدمون المساجد و الحسينيات يذبحون الشباب بالسكاكين دون رحمة و يدعون الإسلام، منزوعي الغيرة و الشرف و الرحمة و الإنسانية، تماماً كأسلافهم قتلة الحسين ع ذبحوا سيد شباب اهل الجنة و حبيب رسول الله محمد ص و يقولون له لا تذوق الماء حتى ترد جهنم و هم يدعون الإسلام و اتباع محمد ص و ينادون باسم محمد ص.
هؤلاء هم من تدعمهم أمريكا و يدعمهم الغرب اليوم كما دعموا القاعدة و بن لادن سابقاً في أفغانستان ابان الاحتلال السوفيتي.
من يتحمل مسؤولية وصول صواريخ مضادة للطائرات لهؤلاء الهمج؟
هل أمريكا حقاً لا تعلم من أوصل صواريخ مضادة للطائرات لهؤلاء؟
و هل أمريكا حقاً لا تعلم ان وصول مثل هذه الصواريخ لأيدي هؤلاء يعني تهديداً للطائرات المدنية في سوريا و العراق و لبنان و حتى الاردن؟
و هل أمريكا التي تدعم هؤلاء ذباحي القاعدة المُقنعين بتسميات مختلفة لا تعلم انهم ان نجحوا في إسقاط نظام الحكم في سوريا بقوة السلاح و الذبح بالسكاكين فسيتوجهون لتخريب العراق و لبنان و الأردن و ذبح السنة و الشيعة فيها؟
 

يـوسف الأنصار

Guest
شنبه: 25/ آذر ماه/ 1391 هجری شمسی، ساعت بیست و سه به وقت ایران
15/ دسامبر/ 2012 م

یادآوری به مناسبت ورود زینب دُخت فاطمه دخت محمد (ص) اسیر به شام:
یادآوری می كنیم كه یزید بن معاویه بن ابی سفیان - لعنت خدا بر همه آنها باد- سر حسین را برید و دختران محمد (ص) را به اسم اسلام و به اسم محمد اسیر كرد و هدف شیطان از این كار، بازگشت عبادت «هبل» است كه معاویه و ابو سفیان - كه لعنت خدا بر آنان باد – بخاطر آن در گذشته جنگیدند، ولیكن این بار بازگشت عبادت «هبل» به صورتی دیگر.
و امروز، وارثان روش یزیدی، همان وهابیون سفیانی‌ تبار قاتل و ذبح‌ كننده هستند، همان كسانی كه خون مسلمانان را حلال كردند، و ما امروز وهابیون سفیانی ‌تبار عقل ربوده شده را می ‌یابیم كه «هبل» را عبادت كرده و به صورت كاملاً آشكار عبادتشان را به اسم اسلام ترویج می ‌دهند.
علمای آنها می‌ گویند كه پروردگارشان فقط دو چشم و دو دست دارد و در هر دست پنج انگشت و بیش از این نیازی به توصیف پروردگار آنها یعنی هبلی كه از غیر خدا عبادت می‌ نمایند، نیست.
امام آنها «ابن عثیمین» گوید: (ما به خدای متعالی كه حقیقتاً فقط دو چشم دارد، ایمان داریم). و همچینین گفت: (خداوند دو چشم دارد كه حقیقتاً با آن دو چشم نگاه می ‌كند). مجموعه فتواهای ابن عثیمین.
امام آنها «ابن عثیمین» گفت: «‌انگشتان در دست وجود دارد و لكن با این حال لازم نیست كه آن، مانند بند انگشتان مخلوقاتش در طول آن و غیره باشد، بلكه همین كه دست را اثبات كردیم، انگشتتان را نیز برای آن دست اثبات كرده‌ ایم. (پیوست شرحی بر كتاب «لمعة الاعتقاد» اثر ابن قدامه).

و هر كس خواستار جزئیات بیشتری از «هبل» آنها باشد، كافی است كه فقط به آنچه «ابن باز» و «ابن عثیمین» و «ابن جبرین» و بزرگان علمای آنها گفته‌ اند، مراجعه كند تا یقین حاصل كند كه وقتی شیطان از مواجهه با اسلامی كه محمد بن عبدالله (ص) آورد، عاجز شد، بتی را با دست خودش تراشید و آن همان بتی است كه در عقلهای سفیانی‌ تباران وهابی مجسم شده، در حالیكه آنها سعی در ترویج عبادت «هبل» خود به اسم اسلام را دارند.
این همان وسیله ى شیطان برای از بین بردن اسلام به اسم اسلام و از بین بردن توحید به اسم توحید است. پس اینها به توحید فرا می‌ خوانند در حالیكه خود بت هایی را كه دو «دست» داشته و در هر «دست»، پنج «انگشت» و دو «چشم» و غیره را عبادت می‌ كنند.
شما را به پروردگارتان قسم این چه كسی است؟
آیا این خودِ «هبل» نیست؟
آیا این، همان عبادت شخصِ «هبل» نیست كه فقط با پرده‌ ی اسم اسلام و قران و محمد (ص) پوشانده شده است؟
بدرستیكه میدان جنگ بندگان «هبل»، یا خدایی كه محمد (ص) آن را آغاز نمود، تاكنون تمام نشده، و «‌صفین‌» نبود جز جزئى از این نبرد و «‌كربلا‌» و اسارت خاندان پیامبر، محمد( ص) به شام نیز نبود مگر جزئى دیگر از آن میدان، و ما امروز نیز همچنان در جزئى دیگر از آن به سر می‌ بریم.



متن عربی

في ذكرى دخول زینب بنت فاطمة بنت محمد ص مسبیة الى الشام:
نستذكر ان یزید بن معاویة بن ابی سفیان لعنهم الله جمیعا ذبح الحسین، سبى بنات محمد ص بإسم الإسلام و بإسم محمد و هدف الشیطان من هذا هو إعادة عبادة هبل التي قاتل علیها معاویة و أبو سفیان لعنهم الله من قبل، و لكن إعادة عبادة هبل بصورة أخرى.
و ورثة المنهج الیزیدي الیوم هم الوهابیون السفیانییون القتلة و الذباحون الذین یستحلون دماء المسلمین، الوهابیون السفیانییون منزوعي العقول نجدهم الیوم یعبدون هبل و بوضوح تام و ینشرون عبادته باسم الإسلام.
علمائهم یقولون ان ربهم له عینین اثنین فقط و له یدین اثنین فقط و فی كل ید خمس أصابع و لا داعی ان اكمل اوصاف ربهم هبل الذی یعبدونه من دون الله.
قال امامهم ابن عثیمین ((و نؤمن بأن لله تعالى عینین اثنتین حقیقیتین)) و قال أیضاً ((أن لله عینین اثنتین، ینظر بهما حقیقة)) مجموع فتاوى ابن عثیمین.
قال امامهم ابن جبرین ((الأصابع فی الید، ولكن مع ذلك لا یلزم أن تكون مثل أصابع المخلوقین فی أناملها وفی طولها وفی كذا وكذا، بل إنما فیه إثبات الید وفیه إثبات الأصابع فیها)) فی ملحق تعلیقه على كتاب لمعة الاعتقاد لأبن قدامه
ومن یرید تفصیل اوصاف هبلهم فقط یراجع ماقاله ابن باز وابن عثیمین وابن جبرین وكبار علمائهم لیتیقن ان الشیطان لما عجز ان یواجه الإسلام الذی جاء به محمد ابن عبد الله ص بصنم ینحث بالید واجهه بصنم مجسم فی عقول السفیانیین و الوهابیین و هم یحاولون نشر عبادة هبلهم و بأسم الإسلام.
هذه هی وسیلة الشیطان لهدم الإسلام باسم الإسلام وهدم التوحید باسم التوحید فهؤلاء یدعون التوحید وهم یعبدون صنماً له یدین اثنتین و فی كل ید خمس أصابع و عینین اثنتین ....
بربكم من هذا؟!
هل هذا هبل نفسه ؟!
هل هذه هی عبادة هبل نفسها مغطاة بغطاء أسم الإسلام و القرآن و محمد ص؟!
ان معركة عبادة هبل او الله التی بدأها محمد ص لم تنتهی بعد و ما صفین الا حلقة من حلقاتها و ما كربلاء و سبی عائلة النبی محمد ص الى الشام الا حلقة من حلقاتها و نحن الیوم نعیش حلقة من حلقاتها ایضاً.

 

کوثر الأنصار

اللهم إلحقنا بالصالحین.
پاسخ : افتتاح صفحه شخصی امام احمد الحسن (ع) در فيس بوك



السلام علیکم ورحمه الله و برکاته


خیلی ممنون از شما برادر گرامی

که لحظه به لحظه کلام امام(ع) را برای ما نقل می کنید

خداوند این عمل شما را در میزان حسناتتان، ثقیل گرداند

اجرتان با الله


 

کوثر الأنصار

اللهم إلحقنا بالصالحین.
پاسخ : افتتاح صفحه شخصی امام احمد الحسن (ع) در فيس بوك





الله اكبر الله اكبر هم ااااااااااکنون،،، : امام احمد الحسن (ع) در صفحه شخصی خود در فیس بوک نوشتند : این مباهله من برای مدعی ((ناصر محمد)) که خودم شخصاً آن را می نویسم و در صفحه شخصی خود منتشر می کنم و همچنین در سایتش همانگونه که او طلب کرد تا ثابت کنم من راستگو هستم و اینکه ناصر محمد دروغگوئی متکبر است و بر حسب شروط او..



متن عربی اعلان:

:"هذه مباهلتي للمدعو (( ناصر محمد )) أكتبها بنفسي وانشرها في صفحتي وفي موقعه كما طلب لاثبت اني صادق وان ناصر محمد كذاب اشر وبحسب شروطه هو.

http://www.facebook.com/Ahmed.Alhasan.10313





 

کوثر الأنصار

اللهم إلحقنا بالصالحین.
پاسخ : افتتاح صفحه شخصی امام احمد الحسن (ع) در فيس بوك


بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمدلله رب العالمین

و صل الله علی محمد و آل محمد الائمه و المهدیین​

امام احمد الحسن(ع) در صفحۀ شخصی خود در فیس بوک، سفارش می کنند که این دعا در روزهای ماه صفر، روزی ده بار خوانده شود

يا شَديدَ الْقُوى وَيا شَديدَ الْمِحالِ يا عَزيزُ يا عَزيزُ يا عَزيزُ ذَلَّتْ بِعَظَمَتِكَ جَميعُ خَلْقِكَ فَاكْفِنى شَرَّ خَلْقِكَ يا مُحْسِنُ يا مُجْمِلُ يا مُنْعِمُ يا مُفْضِلُ يا لا اِلـهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَكَ اِنّى كُنْتُ

مِنَ الظّالِمينَ فَاسْتَجَبْناهُ لَهُ وَنَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذلِكَ نُنْجِى الْمُؤْمِنينَ وَصَلَّى اللهُ عَلى مُحَمَّد وَآلِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ





 

يـوسف الأنصار

Guest
تاریخ انتشار: دوشنبه 27/ آذر ماه/ 1391 هجری شمسی ساعت 17:30 به وقت ایران


سعی می کنم که موضوعاتی مرتبط با خلق و اثبات وجود الله یا عدم او را مطرح سازم.
این موضوعات علمی بسیار مهم می باشند و آنچه در میدان علمی می بینم این است که الحاد از لحاظ علمی پیروز است و آن هم با معدل بسیار بالا در برابر کسانی که ادعای نمایندگی ادیان را می کنند. پس اینها که خود را علماء می نامند چه مسلمانان شیعه و سنی و وهابیت یا مسیحیان و یا یهود به مسائل علمای بیولوژی تکاملی و غیر آنها که مطرح می سازند اصلاً بدون هوشیاری پاسخ می دهند، پس آنها مانند کسی هستند که مسئله ای را به اشتباه شنید و متوجه شد پس به اشتباه پاسخ گفت، و لهذا کتابی در این باب نوشتم که الان تقریباً کامل است، و در آن مهمترین نظریات علمی تجریبی ثابت و یا ریاضی و نظری را مورد مناقشه قرار دادم، و ان شاء الله آن را منتشر خواهم کرد هنگامی که ببینم اشخاصی از لحاظ شناخت شایسته ی آن را داشته باشند تا آنچه را نوشتم متوجه شوند، زیرا که نیاز به اطلاع در مورد علومی مانند زمین شناسی تاریخی (یا تاریخ زمین)، و تاریخ قدیم و آرکئولوژی (علم آثار) و علم بیولوژی تکاملی و فیزیک نظری و کیهان شناسی (علم حیات) و مردم شناسی و علم مهندسی ژنتیک و پزشکی و فلسفه و غیر آنها است.


سؤالاتی برای مناقشه:
رأی و نظرات علمای شیعه، سنی، وهابیت و مسیحیان در مورد نظریه ی تکامل داروین چیست؟
و پاسخ منکر علمی به آن چیست؟
راه اثبات وجود الله ضمن حدود زندگی زمینی برای کسانی که نظریه ی تکامل را می پذیرند چیست؟
رأی و نظر آنها در مورد نظریه ی ژن خودخواه چیست؟
رأی و نظر آنها در مورد هیگز یا بوزون هیگز که مسؤل تکوین ذرات ماده در این جهان است که اخیراً با تجربه ی برخورد دهنده ی هادرونی بزرگ کشف شده است، چیست؟
رأی و نظر آنها در مورد نظریه ی ممبران (غشاء) یا ام تئوری و وجود بیش از چهار بُعد در این جهان، و یازده بُعد تا الان، چیست؟
رأی و نظر آنها در مورد آنچه اخیراً پروفسور استیون هاوکینگ در مورد اصل جهان و آغازش مطرح ساخت و اینکه ام و کوانتوم تئوری برای تفسیر ظهور جهان از عدم کافی هستند و اینکه آن نیاز به ظهور جهان از عدم به غیر از وجود قانون جاذبیت موجود از ابتدا بر حسب نظریه ی همه چیز یا نظریه ی ام ندارد، و اینکه جهان ممکن است بدون نیاز به فرضیه ی وجود خدا ظاهر گردد، چیست؟
رأی و نظر آنها در مورد آنچه علمای فیزیک می گویند که مجموع انرژی مثبت و ماده با انرژی منفی و ماده تاریک (یا ضد ماده) در جهان مادی مساوی با صفر است، چیست؟
آدم بر روی این زمین چه موقع شروع به زندگی کرد، و از آنها تاریخ دقیق نمی خواهم بلکه کلی بیان کنند، یعنی مثلاً بگویند ده ها هزار سال یا صدها هزار یا میلیون ها سال پیش.
طوفان نوح (ع) در کجا واقع شد؟
طوفان نوح (ع) چه موقع واقع شد و از آنها تاریخ دقیق نمی خواهم بلکه کلی بیان کنند، یعنی مثلاً بگویند ده ها هزار سال یا صدها هزار یا میلیون ها سال پیش.
طوفان نوح چگونه واقع شد و چگونه امواج مانند کوه ها بودند همانگونه که در قرآن ذکر شد؟
آیا طوفان شامل کل نقاط زمین شد؟
آیا با طوفان نوح تمامی جانداران زمین به هلاکت رسیدند؟
و اگر پاسخ آنها این بود که شامل تمامی زمین و تمامی جانداران یا حداقل حیوانات بر روی زمین شد، پس تعلیل آنها بر وجود حیوانات در جزیره های دور دست مانند حیوانات کیسه دار و حیوان فوسا FOSSA در استرالیا در ماداگاسکار
و غیره چیست؟

این سؤالات علمی مرتبط به اثبات یا انکار وجود خداست، و لهذا بر کسانی که مدعی نمایندگی ادیان هستند آنها را با جوابهایی که موافق با علم حدیث و نه جوابهای روائی یا متن های دینی گمانی الصدور یا دلالت و متعارض با واقع علمی ثابت شده به شکل قطعی، پاسخ دهند؛ مانند حقائق تاریخی جیولوژی زمین و محتویات طبقات آن، پس مانند این متن های دینی یا غیر صحیح می باشند یا اینکه تأویل می شوند زیرا که با حقائق علمی به اثبات رسیده در تعارض اند.

بنابراین آنچه از فقهای ادیان خواهانیم پاسخ های علمی بر سؤالات بالا می باشند، و گمان می کنم که آنها کاملاً از پاسخگوئی به آنها بصورت علمی معتبر عاجزند، بلکه به هر آنچه نوشته شد مطلع شدم و دیدم که فهم و درک اشتباه از مسائل علمی است و پاسخگوئی بر اساس فهم و درک اشتباه خودشان، یعنی اینکه مثلاً نظریه ی تکامل را بر اساس فهم و درکشان به گونه ای می پندارند سپس بر اساس همان فهم و درک اشتباه از مسئله، پاسخ اشتباه می دهند، و گمان می کنند که بر نظریه ی تکامل پاسخ دادند در حالیکه آنها به قول و فهم اشتباهشان از نظریه ی تکامل پاسخ می دهند و نه پاسخ به آنچه در حقیقت نظریه ی تکامل داروین می گوید.

آنچه معتقدم این است که در این مرحله ای که امروز در آن زندگی می کنیم و آنچه در این موضوعات علمی مرتبط بطور مستقیم با دین و اثبات وجود الله سبحانه است بسیار بزرگتر از آنهایی که مدعی هستند علمای ادیانند، می باشد. و کتابها و سخنان فقهای شیعه و سنی و مسیحیانی که آنها را مطالعه کردم کتابها و سخنان ساده که فقط برای عرضه در بازار محلی ارزش دارند و برای فریبکاری برخی پیروان بی هوش و راضی به جهل نه بیشتر نوشته شده اند، و ممکن نیست پاسخ های آنها شخصی را که اطلاعات بسیار خوبی از علم زیست شناسی تکاملی و علم ژنتیک و فیزیک مثلاً داشته باشد را قانع و متقاعد سازد، بلکه به آنها بر اساس اینکه آنها ساده لوح و نادان و دروغگو و نه بیشتر، هستند، نظر می کند.


و ان شاء الله با شما بعضی از سخنان و نوشته های آنها در این صفحه را مورد مناقشه قرار می دهم تا شما به شخصه سطح علمی آنها و آنچه در نزد خود دارند را ببینید، و خواهید دانست چرا آنها راه علمی جهت مواجهه با احمد الحسن را ندارند لذا به کذب و افتراء یا کمک و یاری از نیروهای مسلحی که دست در دست هم دادند پناه می برند تا به دفتر احمد الحسن در نجف یا به منزل احمد الحسن با نیروهای مسلح بزرگ هجوم می کنند، پس علت آن الان برای شما به وضوح نمایان می شود و آن اینکه وجود احمد الحسن بطور علنی بین مردم آنها را رسوا می کند و جهلشان را آشکار می سازد.
و به شما ان شاء الله تهی و خالی بودن علمی و فکری آنها را در این صفحه نشان خواهم داد.

و آنچه از فرهیختگان آرزو دارم این است که همراه با من به خود مقداری زحمت دهند و یاد بگیرند و مطالعه کنند، و به والله قسم وقوع آنها در دست حیله گری که از جهل و نادانیشان در مسأله ای علمی یا دینی معین سوء استفاده می کند و آنها را از حق دور می سازد همانگونه که امروز اتفاق می افتد وقتی که فقهای گمراهی آنها را با دروغ وجوب تقلید غیر معصوم گمراه ساخت، ما را رنج و آزار می دهد.

و هر کس رأی و نظری از رأی و نظرات آنها دارد بیاید و اینجا مطرح سازد، و ان شاء الله آن را مطالعه کرده و به آن پاسخ خواهم داد.

اما در مورد خودم، بنده به این سؤالات و بیشتر از آنها را در کتاب
(توهم الحاد) پاسخ دادم، و ان شاء الله به زودی آن را منتشر خواهم کرد، و همچنین آن حاوی آنچه که ممکن است مناظره ی علمی با پروفسور ریچارد داکنز که از برجسته ترین علمای معاصر زیست شناسی تکاملی شمرده می شود، و پروفسور استیون هاوکینگ که ایشان از برجسته ترین علمای فیزیک نظری و ریاضیات تطبیقی و متخصص در علم حیات است و برای ایشان نظریه ی ثابت شده در اشعاع سیاه چاله ها است، نامیده شود، می باشد.

منتظر پاسخ مراجع به تمامی این سؤالات می باشم تا مناظره بین من و آنها آغاز شود، چنانچه موضوعات سابقی را که مطرح کردم را رد می کنند. و پیشنهاد می دهم که از اساتید دانشگاه ها جهت فهم و درک این موضوعات و اصطلاحات کمک و یاری گیرند تا مرا در مناظره خسته نکنند.




متن عربی

سأحاول ان اطرح مواضيع علمية مرتبطة بالخلق و بإثبات وجود اله أو عدمه.
الشيعة و السنة و الوهابية ام المسيحيين أم اليهود يردون على مواضيع علمية دون فهم ما يطرحه علماء علم الأحياء التطوري و غيرهم أصلا، فهم كمن أساء سمعا فأساء إجابة و لهذا فقد كتبت كتابا هو مكتمل الان تقريبا و ناقشت فيه أهم النظريات العلمية المثبتة تجريبياً أو رياضياً و نظرياً و ان شاء الله سوف أنشره عندما أجد ان هناك من هم مؤهلين معرفيا لفهم ما كتبت لانه يحتاج اطلاعا لابأس به على علوم مثل الجيولوجيا التاريخية (او تاريخ الأرض) والتاريخ القديم و الاركيولوجي (علم الاثار) و علم الاحياء التطوري والفيزياء النظرية و الكوزمولوجي (علم الكون) و الانثروبولوجي و علم الهندسة الجينية و الطب و الفلسفة و غيرها.

أسئلة للنقاش:
ما هي آراء علماء الشيعة، السنة، الوهابية والمسيحيين بنظريتي النشوء و الارتقاء او كما يعرفها عامة الناس بنظرية التطور او نظرية دارون؟
و ما هو رد منكرها العلمي عليها ؟
و ما هو طريق اثبات وجود اله ضمن حدود الحياة الأرضية لمن يقبلون نظرية التطور؟
ما هو رأيهم بنظرية الجينة الانانية؟
ما هو رأيهم بمجال هيغز و بوزون هيغز و الذي يعتبر مسؤولاً عن اكتساب جسيمات المادة في هذا الكون كتلتها المادية و الذي أكتشف أخيرا بتجربة مصادم الهادرونات الكبير؟
ما هو رأيهم بنظرية الاغشية او نظرية ام و وجود اكثر من أربعة ابعاد في هذا الكون، احد عشر بعدا حتى الان؟
ما هو رأيهم بما طرحه بروفسور ستيفن هوكنج أخيرا عن أصل الكون وبدايته وان نظرية ام ونظرية الكم كافيتين لتفسير ظهور الكون من العدم و انه لا يحتاج ظهور الكون من العدم غير وجود قانون الجاذبية فقط المتوفر منذ البداية حسب نظرية كل شيء او نظرية ام وان الكون ممكن ان يظهر دون حاجة لفرض وجود اله؟
ما هو رأيهم بما يقوله علماء الفيزياء بأن مجموع الطاقة الموجبة و المادة مع الطاقة السالبة و المادة المظلمة (او المادة المضادة) في الكون المادي يساوي صفر؟
متى عاش آدم في هذه الأرض و لا اريد منهم تاريخاً دقيقاً بل اجمالياً أي مثلاً يقولون عشرات آلاف او مئات آلاف او ملايين السنين!
اين وقع طوفان نوح؟
متى وقع طوفان نوح ولا اريد منهم تاريخا دقيقا بل اجماليا أي مثلا يقولون عشرات آلاف او مئات آلاف او ملايين السنين.
و كيف وقع وكيف كان الموج كالجبال كما ذكر في القرآن؟
هل شمل الطوفان كل الأرض؟
هل هلك كل الاحياء على الأرض بطوفان نوح؟
و اذا كان جوابهم انه شمل كل الأرض وهلكت كل الكائنات الحية او على الأقل الحيوانات على الأرض فما هو تعليلهم لوجود حيوانات الجزر المعزولة فيها فقط مثل جرابيات استراليا وحيوان الفوساfossa في مدغشقر وكثير غيرها؟
هذه الأسئلة العلمية مرتبطة باثبات او انكار وجود الله ولهذا فعلى من يدعون تمثيل الأديان اجابتها كلها بأجوبة متوافقة مع العلم الحديث وليس أجوبة روائية او نصوص دينية ظنية الصدور أو الدلالة ومتعارضة مع الواقع المثبت علميا بشكل قاطع، كحقائق التاريخ الجيولوجي للأرض وماتحتويه طبقاتها، فهكذا نصوص دينية اما انها غير صحيحة او ان تؤول لأنها تعارض حقائق علمية ثابتة.

إذن المطلوب من فقهاء الأديان إجابات علمية على الأسئلة أعلاه وأعتقد انهم عاجزون تماما عن طرح أي إجابة علمية ذات قيمة، بل كل ما اطلعت عليه وجدته عبارة عن فهم خاطئ للمسائل العلمية و ردهم على فهمهم الخاطئ أي انهم مثلا يفرضون ان نظرية التطور تقول كذا و يردون على هذا القول و يعتبرون انفسهم قد ردوا على نظرية التطور في حين انهم يردون على قولهم وفهمهم الخاطئ لنظرية التطور وليس على ما تقوله نظرية التطور حقيقة.
ما أعتقده ان هذه المرحلة التي نعيشها اليوم و ما هو مطروح في هذه المواضيع العلمية المرتبطة ارتباطا مباشرا بالدين و بإثبات وجود الله سبحانه أكبر بكثير من هؤلاء الذين يدعون انهم علماء الأديان، و كتابات و اقوال فقهاء الشيعة والسنة والمسيحيين التي اطلعت عليها هي كتابات و أقوال ساذجة صالحة للتسويق المحلي فقط و لخداع بعض اتباعهم المخدرين و الراضين بالجهل لا اكثر ولا يمكن ان تقنع ردودهم شخصا مطلعا بشكل جيد على علم الاحياء التطويري و علم الجينات و الفيزياء مثلا بل سينظر لهم على انهم سذج و جهال و كذابون لا اكثر.
و ان شاء الله سأناقش لكم بعض أقوالهم و كتاباتهم في هذه الصفحة لتطلعوا بأنفسكم على مستواهم العلمي و ما يحسنون و ستعلمون لماذا هم لا يجدون طريقاً علمياً لمواجهة احمد الحسن فيلجئون الى الكذب و الافتراء أو الاستعانة بقوات عسكرية موالية لهم للهجوم على مكتب احمد الحسن في النجف او الهجوم على بيت احمد الحسن بقوات عسكرية ضخمة فالسبب الان سيتوضح لكم بجلاء و هو ان وجود احمد الحسن ظاهرا بين الناس يفضحهم و يبين جهلهم.
و سأريكم أن شاء الله في هذه الصفحة خوائهم العلمي و الفكري.

و ما اتمناه من المتعلمين هو ان يتعبوا انفسهم قليلا معي ويتعلموا ويقرؤوا، فوالله انه يؤلمنا ان يقعوا ضحية لماكر يستغل جهلهم بمسألة علمية أو دينية معينة فيبعدهم عن الحق كما هو حاصل اليوم عندما خدعهم فقهاء الضلال بكذبة وجوب تقليد غير المعصوم.

و من يتبنى رأيا معينا من آراءهم فليأتي به هنا و إن شاء الله سأطلع على ما يكتب واتفاعل معه في كتاباتي.

و فيما يخصني فهذه الأسئلة و اكثر منها بكثير أجبتها في كتاب "وهم الالحاد" و إن شاء الله سأقوم بنشره قريبا و الذي يحوي أيضا على ما يمكن ان يسمى مناظرة علمية مع بروفسور ريتشارد دوكنز الذي يعتبر من أكبر علماء الاحياء التطويرية المعاصرين و بروفسور ستيفن هوكنج و هو من اكبر علماء الفيزياء النظرية و الرياضيات التطبيقية و متخصص في علم الكون و له نظرية مثبتة في اشعاع الثقوب السوداء.
أنتظر رد المراجع على هذه الأسئلة كلها لتبدأ مناظرة بيني و بينهم فيها اذا كانوا رافضين للمواضيع التي طرحتها عليهم سابقا و أقترح عليهم ان يستعينوا بأساتذة جامعيين لفهم هذه المواضيع و المصطلحات لكي لايتعبوني في المناظرة.
 

blissful

New Member
بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد الائمة والمهدیین و سلم تسلیما

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
با تشکر از شما مدیریت تالار برادر گرامی

خدا به شما اجر کثیر دهد. ان شاء الله برای خواندن ترجمه بقیه پیامهای امام علیه السلام منتظر هستیم. الله یوفقکم
 

يـوسف الأنصار

Guest
و عليكم السلام و رحمة الله و بركاته


و خدا به شما اجر اکثر بدهد تا در راه حق خلیفه ی خدا را یاری کنید.


حتماً خواهر گرامی، ان شاء الله تا فردا آخرین پیام امام علیه السلام که مباهله با مدعی ناصر محمد یمانی از عربستان است، خواهد بود.
 

يـوسف الأنصار

Guest
تاریخ انتشار: دوشنبه 27/ آذر ماه/ 1391 هجری شمسی ساعت 17:30 به وقت ایران

بر روی این صفحه نوشته ی شخصی را دیدم که پیغامی از طرف شخصی بنام ناصر محمد، مدعی مهدویت به دروغ و زور و بدون هیچ دلیل شرعی، به من توجیه کرده است. و او مانند مسیلمه و سُجاح و امثال آنها از دروغگویان در زمان رسول الله محمد (ص) می باشد، و این دروغگو ناصر محمد در بیانیه ای، مباهله ی من را طلب کرده است. در بیانیه اش، مباهله را با صیغه ای دیگر، غیر از صیغه ی شرعی از روی جهل و نادانی و عدم اطلاع از صیغه ی شرعی مباهله منتشر ساخت، و به هر حال راه را برای ما با مباهله اش میسرتر کرد و با آنچه که بر خود از شروط در اثبات حقمان برای ایشان و دیگران که صدق او را متوهم شدند بنیان نهاد، و راه را برای اثبات باطل و دروغش به آنها را میسر ساخت.

همانا ناصر محمد در طی بیانیه ای گفت: (و بعد از اینکه مباهله کنیم در ظرف مدت یک ثانیه بعد از مباهله اگر الله تو را به خوک مسخ نکرد، من مهدی منتظر حق نیستم).
و همچنین گفت: (و الله هیچ برهان قطعی نه در شأن محمد الحسن عسگری و نه احمد الحسن عراقی که خود را یمانی می نامد نازل نکرده است، و اگر احمد الحسن عراقی به مباهله در این سایت یا سایتم سایت امام ناصر یمانی حاضر شود و بعد از حضور و اتمام مباهله در ظرف مدت ثانیه ی اول اگر احمد الحسن یمانی به خوک مسخ نشد، به راستی که ناصر محمد یمانی، دروغگویی متکبر خواهد بود و همان امام مهدی منتظر نیست).
و همچنین گفت: (ببینید که ناصر محمد یمانی یا احمد الحسن یمانی دروغگو و متکبر است، و او هرگز و هرگز و هرگز حاضر نخواهد شد).

و من به مباهله حاضر شدم بعد از اینکه بیانیه ی ناصر محمد به دستم رسید و با حضورم آشکار شد که او دروغگو است. او سه بار واژه ی هرگز را تکرار کرد و همانگونه که در زبان عربی گفته می شود برای ابدی بکار می رود یعنی گوینده ی آن در انجام کاری، که انجام شدنی نیست یا انجام نخواهد شد هر چقدر که وقت و زمان بگذرد از آن استفاده می کند، پس ناصر محمد گفت هرگز و هرگز و هرگز حاضر نخواهد شد، و من الان حاضر شدم و با او مباهله کردم ، و دروغ ناصر محمد آشکار شد.
و این مباهله ی من با مدعی (ناصر محمد) است که آن را خودم به شخصه نوشته و در صفحه ام و در سایتش همانگونه که خواست منتشر می کنم تا ثابت شود که
بر اساس شرطهای او من راستگو و ناصر محمد دروغگوئی متکبر است.

(اللهم رب السماوات السبع و رب الارضين السبع، عالم الغيب و الشهادة الرحمن الرحيم، إن كان أحمد الحسن جحد حقاً و ادعى باطلاً فأنزل عليه حسبانا من السماء أو عذاباً أليما، و إن كان ناصر محمد جحد حقاً و ادعى باطلاً فأنزل عليه حسبانا من السماء أو عذاباً أليما).
(
خدایا، ای پروردگار هفت آسمان، و پروردگار هفت زمین، داننده غيب و شهادت و رحمتگر مهربان، اگر احمد الحسن حقی را انکار و به باطل مدعی شد مجازات حساب شده از آسمان یا عذابی دردناک بر او نازل کن، و اگر ناصر محمد
حقی را انکار و به باطل مدعی شد مجازات حساب شده از آسمان یا عذابی دردناک بر او نازل کن).
و این مباهله موافق با آیه ی قرآنی است، الله تعالی فرمود:
(پس هر کس بعد از علمی که برای تو حاصل شده است درباره عیسی با تو محاجّه کرد بگو: بیائید تا پسرانمان و پسرانتان، و زنانمان و زنانتان، و خودی هایمان و خودی هایتان را فرا خوانیم، سپس مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم). [SUB]آل عمران: 61[/SUB]

بعد از اینکه مباهله را با صیغه و راه و روش شرعی نوشته و آن را منتشر کردم برای من جز خیر حاصل نشد و من الان بعد از مباهله ی این دروغگو در نعمت خدا به سر می برم، و الان تبیین شد که محمد و پیروانش که آنها را با نیرنگ پیرو خود ساخت من حق هستم و ناصر محمد دروغگویی متکبر بر اساس شرط هایی که بر خود گذاشت، است. ناصر محمد گفت: (نباید کسی جز احمد الحسن که می گوید فرستاده ی امام مهدی است و خدا را گواه می دارم که او فرستاده ی شیطان ملعون است، با من مباهله کند؛ پس اگر به مباهله با من پرداخت و الله او را در ثانیه ی اول به خوک مسخ نکرد به راستی ثابت کرد که او فرستاده ی امام مهدی محمد بن الحسن عسگری است، و وجود او را در سرداب سامرا به اثبات رساند، و ثابت کرد که ناصر محمد یمانی دروغگویی متکبر است).

و من با ناصر محمد مباهله کردم و با این مباهله برای ناصر محمد و پیروانش ثابت کردم که حق هستم و پدرم محمد بن الحسن حق و موجود است، و ناصر محمد بر اساس شرط هایی که بر خودش گذاشت ثابت کرد که دروغگویی متکبر است، و با این حال دعوتش با تمامی جزئیاتش باطل شد و بعد از این روز برای پیروانش حجتی در نزد پروردگارشان نخواهد بود بعد از اینکه با دلیل قطعی ثابت شد، و بر اساس شرط هایی که بر خودش نهاد دروغگویی متکبر است.
و اما دروغ وهابیت و ابن تیمیه که این دروغگو محمد ناصر آن را تکرار می کند که شیعیان می گویند امام محمد بن الحسن عسگری (ع) در سرداب است؛ این گفته باعث می شود که مردم بصیرت بیشتری بدست آورده و دروغ و انحراف این شخص از حق را بهتر بشناسند. و این زمان اینترنت است و هر شخص می تواند هر اطلاعاتی را به آسانی دریافت کند و کتابهای شیعیان موجود است و می توانند به آنها رجوع و مطالعه کنند که شیعیان این را نمی گویند که امام محمد بن الحسن (ع) در سرداب است، و این دروغ را وهابی ها و این دروغگو ناصر محمد خدا رسوا و خوارش گرداند، تکرار می کنند.
و در نهایت ناصر محمد را دعوت به توبه و دوری از دعوت شیطانی باطلش می کنم که عاقبتش بدتر از عاقبت دروغگویانی که ادعای نبوت در زمان جدم رسول الله محمد (ص) کردند خواهد بود، و الله او را در دنیا و آخرت خوار و ذلیل خواهد کرد، الله تعالی فرمود:
(و چون آيتى برايشان بيايد مى‏ گويند هرگز ايمان نمى‏ آوريم تا اين كه نظير آنچه به فرستادگان خدا داده شده است به ما [نيز] داده شود، خدا بهتر مى ‏داند رسالتش را كجا قرار دهد به زودى كسانى را كه مرتكب گناه شدند به [سزاى] آن كه نيرنگ مى‏ كردند در پيشگاه خدا خوارى و شكنجه‏اى سخت ‏خواهد رسيد).
[SUB]الأنعام: 124[/SUB]



متن عربى

وجدت على هذه الصفحة ان احدهم نسخ رسالة موجهة لي من شخص اسمه ناصر محمد يدعي المهدوية كذباً و زوراً و بدون أي دليل شرعي فهو كمسيلمة و سجاح و غيرهم من الكذابين في زمن رسول الله محمد ص و يطلب هذا الكاذب ناصر محمد في بيانه مباهلتي و قد كتب في بيانه مباهلة بصيغة غير الصيغة الشرعية عن جهل منه بالصيغة الشرعية للمباهلة و عموماً هو قد يسر لنا بمباهلته و بما اشترطه على نفسه اثبات حقنا له و لغيره ممن توهم صدقه و يسر لنا اثبات باطله و كذبه لهم.
فقد قال ناصر محمد في بيانه:
((و من بعد أن نتباهل في ظرف ثانية واحدة من بعد المباهلة إذا لم يمسخك الله إلى خنزير فأنا لست المهدي المنتظر الحق)).
و قال أيضاً ((و لم ينزل الله بشأن محمد الحسن العسكري من سلطان و لا بأحمد الحسن العراقي و الذي يسمي نفسه باليماني من سلطان و إذا حظر أحمد الحسن العراقي للمباهلة في هذا الموقع أو موقعي موقع الإمام ناصر اليماني و بعد الحظور و نهاية المباهلة في خلال الثانية الأولى إذا لم يتحول أحمد الحسن اليماني إلى خنزير فقد أصبح ناصر محمد اليماني هو الكذاب الإشر و ليس المهدي المنتظر الإمام)).
و قال أيضاً: ((و ذروا ناصر محمد اليماني و أحمد الحسن اليماني للنظر أينا الكذاب الإشر فهو لن و لن و لن يحظر)).

فها انا قد حضرت للمباهلة بعد أن وصل لي بيان ناصر محمد:
و تبين بحضوري انه كذاب.
فقد كرر لن ثلاث مرات و التي كما يقول بعضهم أنها في العربية تفيد التأبيد أي ان قائلها يقول ان الحدث الوارد بعدها لن يكون أبداً مهما مرت الأزمان و الأوقات فناصر محمد قال لن و لن و لن يحضر و ها انا قد حضرت و باهلته فقد تبين ان ناصر محمد كذاب.
و هذه مباهلتي للمدعو (( ناصر محمد )) أكتبها بنفسي و انشرها في صفحتي و في موقعه كما طلب لاثبت اني صادق و ان ناصر محمد كذاب اشر و بحسب شروطه هو:
(( اللهم رب السماوات السبع و رب الارضين السبع، عالم الغيب و الشهادة الرحمن الرحيم، إن كان أحمد الحسن جحد حقاً و ادعى باطلاً فأنزل عليه حسبانا من السماء أو عذاباً أليما، و إن كان ناصر محمد جحد حقاً و ادعى باطلاً فأنزل عليه حسبانا من السماء أو عذاباً أليما )).

و هذه المباهلة موافقة للنص القرآني قال تعالى:
((فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَ أَبْنَاءكُمْ وَ نِسَاءنَا وَ نِسَاءكُمْ وَ أَنفُسَنَا و أَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةَ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ)).
و بعد ان كتبت المباهلة بالصيغة الشرعية و نشرتها لم يحصل لي الا الخير و ها انا بعد مباهلة هذا الكذاب ارتع في نعمة الله و نعيمه فالان قد تبين لناصر محمد و من خدعهم اني حق و أن ناصر محمد كذاب اشر بحسب شرطه هو على نفسه حيث قال ناصر محمد:
((فلا ينبغي أن يباهلني إلا أحمد الحسن اليماني و الذي يقول أنه رسول الإمام المهدي و إشهد الله أنه رسول شيطان رجيم فإذا تقدم للمباهلة و لم يمصخه الله إلى خنزير و في الثانية الأولى من بعد المُباهلة فقد أثبت أنه حقً رسول الإمام المهدي محمد الحسن العسكري و أثبت وجوده في سرداب سامرى و أثبت أن ناصر محمد اليماني هو الكذاب الإشر)).
فها أنا قد باهلت ناصر محمد و بهذا فقد أثبتُ لناصر محمد و من خدعهم اني حق و ان ابي محمد بن الحسن حق و موجود و اثبتُ ان ناصر محمد كذاب أشر بحسب ما أشترط هو على نفسه و هكذا فقد بطلت دعوته جملة و تفصيلا و لا حجة أمام الله لمن يتبعه او يصدقه بعد هذا اليوم و بعد ان أثبتُ بالدليل القطعي انه كذاب أشر و بحسب شروطه هو.
و اما ترديد هذا الكذاب محمد ناصر لكذبة الوهابية و ابن تيمية بأن الشيعة يقولون ان الامام محمد بن الحسن العسكري ع موجود في السرداب فهي تزيد الناس بصيرة بكذبه و انحرافه عن الحق فهذا زمن الانترنت و اي شخص يمكنه ان يحصل على أي معلومة بسهولة و كتب الشيعة موجودة و يمكن الرجوع لها لمعرفة انهم لا يقولون ان الامام محمد بن الحسن في السرداب و ان هذه كذبة يرددها الوهابيون و هذا الكذاب ناصر محمد اخزاه الله.
و أخيراً أدعو ناصر محمد الى التوبة و الرجوع عن دعواه الشيطانية الباطلة فإن عاقبته ستكون أسوء من عاقبة الكذابين الذين أدعوا النبوة في زمن جدي رسول الله محمد ص و سيخزيه الله في الدنيا و الاخرة قال تعالى:
((وَ إِذَا جَاءتْهُمْ آيَةٌ قَالُواْ لَن نُّؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتَى مِثْلَ مَا أُوتِيَ رُسُلُ اللّهِ اللّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ سَيُصِيبُ الَّذِينَ أَجْرَمُواْ صَغَارٌ عِندَ اللّهِ وَ عَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا كَانُواْ يَمْكُرُونَ)).
 

يـوسف الأنصار

Guest
تصویری از دعائی که توسط امام أحمد الحسن علیه السلام در صفحه ی فیسبوک شخصی شان منتشر شد. به تاریخ: دوشنبه 27/ آذر ماه/ 1391 هجری شمسی ساعت 21:45 به وقت ایران


(یا شَدیدَ الْقُوى وَ یا شَدیدَ الْمِحالِ یا عَزیزُ یا عَزیزُ یا عَزیزُ ذَلَّتْ بِعَظَمَتِکَ جَمیعُ خَلْقِکَ فَاکْفِنى شَرَّ خَلْقِکَ یا مُحْسِنُ یا مُجْمِلُ یا مُنْعِمُ یا مُفْضِلُ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّي کُنْتُ مِنَ الظّالِمینَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّیْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ کَذلِکَ نُنْجِى الْمُؤْمِنینَ وَ صَلَّى اللّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ).

[h=3](اى سخت نيرو و اى سخت عقوبت اى عزيز اى عزيز اى عزيز، خوار شد در برابر عظمتت همه آفريدگانت، پس كفايت كن از من شر خلقت را اى نيكوده اى زيبايى بخش اى نعمت بخش اى فزون بخش اى كه نيست معبودى جز تو منزهى تو و من هستم از ستمكاران، پس اجابت كرديم دعايش (يعنى يونس) را و نجاتش داديم از اندوه و اين چنين نجات دهيم مؤمنان را و درود خدا بر محمد و آل پاك و پاكيزه اش).[/h]

 

يـوسف الأنصار

Guest
تاریخ انتشار: دوشنبه 27/ آذر ماه/ 1391 هجری شمسی ساعت 21:45 به وقت ایران

بسم الله الرحمن الرحيم
و الحمد لله رب العالمين
السلام عليكم و رحمة الله و بركاته
دوست دارم قصه ای را برای شما تعریف کنم که روزی با من اتفاق افتاد:
در یکی از روزها شیخ حیدر زیادی خدا حفظش کند را دیدم که بی حال و خسته به نظر می رسید، از ایشان دلیلش را سؤال کردم . گفت: از آنچه می بینم که بر شما واقع می شود در حالیکه بین این نادانانی هستی که مردم را فریب دادند همانگونه که ملا ابو حیه (حیه یعنی مار) آنها را فریب داد. گفتم: قصه ی این شخص چیست؟ پس شیخ حیدر خدا حفظش کند گفت: در روستایی ملایی بود که در مسجد بالای منبر می رفت و به مردم گاهی وقتها دروغ می بست، و وقتی که آموزش پیشرفت کرد، دولت یک معلم را برای آنها فرستاد تا به آنها خواندن و نوشتن یاد دهد، پس وقتی که ملا از این موضوع مطلع شد با خود گفت: اگر اینها خواندن و نوشتن را یاد گرفتند، کتابها را خواهند خواند و خواهند دانست که به آنها دروغ می گفتم و شاید دیگر به من احترام نخواهند گذاشت و عملم به پایان خواهد رسید. تصمیم گرفت مردم را فریب دهد، پس آنها و معلمی را که فرستادند را جمع کرد و به مردم گفت که ای مردم این معلم خواندن و نوشتن بلد نیست پس چگونه به شما و فرزندانت آموزش دهد؟ معلم به او گفت: چگونه بلد نیستم در صورتی که مدرک تحصیلی بالایی دارم! ملا به او گفت الان می بینیم و مردم حکم می کنند. پس ملا به معلم خودکار و ورقه ای داد و به او گفت بنویس (مار)، پس معلم این عبارت که از سه حرف است را صحیح نوشت، سپس ملا ماری را در یک ورقه ی دیگر نقاشی کرد و دو ورقه را به مردم که خواندن و نوشتن بلد نیستند نشان داد و به آنها گفت: ای مردم خود حکم کنید، آیا در ورقه ی من (مار) نوشته شده یا در ورقه ی معلم؟ پس همه جواب دادند: در ورقه ی تو. ملا به آنها گفت: مگر به شما نگفتم که این معلم خواندن و نوشتن بلد نیست، اکنون بلند شوید و او را برانید زیرا که وجود او در بین ما سودی ندارد، پس مردم او را راندند.
و اميدوارم، کسانی که خود را "مراجع" یا " ملا ابو حیه (مار)" می نامند این بار با من به پیشرفت و موفقیت دست پیدا نکنند و فریب خود را بر مردم نگسترانند و مردم را در جهل و نادانی باقی نگذارند.



متن عربى

بسم الله الرحمن الرحيم
و الحمد لله رب العالمين
السلام عليكم و رحمة الله و بركاته
أحببت أن أقص لكم ما حصل معي يوما :
في يوم من الأيام رأيت الشيخ حيدر الزيادي حفظه الله بادياً عليه الألم و الانزعاج فقلت له مابك فقال مما أراه يجري عليك وانت بين هؤلاء الجهال الذين خدعوا الناس كما خدعهم الملة أبو حية ( حية تعني افعى) فقلت له ما قصته فقال شيخ حيدر حفظه الله : (( كان في قرية في الريف ملة (أي رجل دين) يقرأ للناس في المسجد و يكذب عليهم في بعض الأحيان و لما بدأ التعليم يتطور أرسلت الدولة للقرية معلماً ليعلم أهلها القراءة و الكتابة فلما سمع الملة بذلك قال ان تعلم هؤلاء القراءة و الكتابة فسيقرؤون الكتب و يعرفون اني كنت اكذب عليهم و ربما لن يحترموني و سينتهي عملي، فقرر خداع الناس فقام بجمع الناس و المعلم الذي ارسلته الدولة لتعليمهم القراءة و الكتابة و قال للناس يا ناس ان هذا المعلم لا يعرف القراءة و الكتابة فكيف سيعلمكم و يعلم ابناءكم، فقال له المعلم كيف لا اعرف و انا خريج معهد معلمين، فقال له الملة الان سنرى و الناس تحكم فقام الملة باعطاء ورقة و قلم للمعلم و قال له أكتب حية فكتب المعلم كلمة حية من ثلاثة حروف بصورة صحيحة ثم قام الملة برسم صورة حية في ورقة أخرى و عرض الورقتين امام الناس الذين لا يعرفون القراءة و الكتابة و قال لهم أيها الناس احكموا هل المكتوب في ورقتي حية ام الذي في ورقة المعلم، فقالوا بل في ورقتك يا ملة فقال لهم الم اقل لكم ان هذا المعلم لا يعرف القراءة و الكتابة فقوموا و اطردوه فلا فائدة منه فقاموا و طردوا المعلم))
أتمنى ان لا ينجح من يسمون انفسهم"مراجع" أو "الملة أبو حية" معي هذه المرة و يمررون خدعتهم على الناس و يبقون الناس في الجهل.
 

يـوسف الأنصار

Guest
افتتاح صفحه ی رسمی فارسی انصار امام مهدی علیه السلام بنام امام احمد الحسن علیه السلام.


در این صفحه تنها نوشته های امام احمد الحسن علیه السلام که در صفحه ی شخصی شان بدست مبارکشان نوشته می شوند ترجمه و منتشر می شوند.


خواهشمندیم لایک و کنید.

https://www.facebook.com/ahmed.alhasan.farsi

 
ارسال کننده موضوعات مشابه انجمن پاسخ ها تاریخ ارسال
پیام ها و پست های امام احمدالحسن علیه السلام 22

کانال تلگرام

بالا