• يماني آل محمد (عليه السلام) فرمود : در کلامم تدبر کنيد ، اي کساني که ادعاي طلب و جستجوي حق را مي‌ کنيد . آمده‌ ام تا بر حق شهادت دهم . و حق را روشن کنم . هرگز نيامده ام تا مردم از من تبعيت کنند . هدفم روشن کردن حق ، و جدا کردن باطل است . پس به همين خاطر مي‌ گويم : کسي از من توقع سازش و چاپلوسي نداشته باشد . هيهات که ما حتي مقداري از حق را فروگذاريم ، و قسمتي از باطل را رها سازيم ، براي آن که کسي ما را بخواهد ، يا کسي را راضي کنيم ، که براي ابرار هيچ چيزي بهتر از آنچه نزد خداوند است نمي باشد

خطبه چهارم: خطبه حج 23 ذوالـقـعـدة 1427 هـ . ق.... برابر با سال 1385 هـ . ش

  • شروع کننده موضوع يـوسف الأنصار
  • تاریخ شروع

يـوسف الأنصار

Guest
خطبه صوتی حج با صدای ملکوتی امام احمد الحسن (ع).

دانلود خطبه با دو فرمت Word & PDF



انتشارات انصار امام مهدی (ع)




خطبه ی حج

سيد احمد الحسن (ع)



بسم الله الرحمن الرحیم


و الحمد لله رب العالمين

و صلى الله على محمد و آلِ محمد الأئمة و المهديين و سلم تسليما

خداوند متعال می فرماید:﴿وَكذَلك مَكنا لِيُوسُفَ في الأَرْضِ يَتبوأُ منهَا حَيْثُ يَشَاءُ نصِيبُ برحْمَتِنا مَن نشَاء وَلاَ نضِيع أَجْرَ المحْسِنين* وَلَأَجْرُ الآخِرَةِ خَير لِّلَّذِين آمنواْ وَ كآنواْ يَتقُون.[SUB]يوسف: 57- [/SUB][SUB]56[/SUB]
(و اينگونه ما به يوسف در سرزمين قدرت داديم، كه هر جا مى‏ خواست در آن منزل
مى گزيد ما رحمت خود را به هر كس بخواهيم مى بخشيم و پاداش نيكوكاران را ضايع نمى كنيم * اما پاداش آخرت، براى كسانى كه ايمان آورده وپرهيزگارى داشتند بهتر است).


اى مؤمنان، از خداوندى كه بر همه
چيز قادر و تواناست بترسيد و از كسى كه بر هيچ چيزى قادر و توانا نيست، نترسيد،زیرا او بر هيچ چيزى توانا نيست مگر به حول و قدرت و اراده ى خداوند سبحان.
شما در اين دنيا رهگذر هستيد، و هر رهگذرى را ناگزیر از مقصد و پايانى ست. پس برحذر باشيد که مقصد و پايان کار شما آتش نباشد، و تلاش كنيد كه عاقبت کار شما ورود به بهشت باشد.
و بر هر عاقلى واجب است كه راهی را
پيدا كند كه او را به سلامتى به سر منزل مقصود سوق دهد؛ زیرا بعد از تمام شدن زمان و ره توشه، دیگر پشيمانى سودى ندارد.
و شما اى مؤمنانِ حقيقى، بعد از آنكه از خداوند دانستید و نه از احمد الحسن، كه شما بر صراط مستقيم و راه راست در حركت هستيد و متدين به دين حقّى هستيد كه خداوندِ سبحان آنرا مى خواهد و شما را براى آن خلق كرده؛ براى آن حقى كه شما آنرا شناخته ايد، عمل كنيد و عمل كنيد و عمل كنيد تا وقتی كه نفس قطع شود، زيرا كه نجات شما در عمل كردن است و هيچ خيرى در كسى كه علم دارد ولى عمل نمى كند نیست.
و حقّ این است
و حقّ را به شما مى
گويم: كه ابليس ( لع) علم داشت ولى عمل نمى كرد، پس او از علماى بى عمل بود. پس به آن چيزى كه ياد گرفته ايد و از خداوند سبحان آموخته ايد بدون ترس و هر گونه حسابی از غیر خدا، هر چند در نظر مردمی كه به دنيا و ماديات نظر مى کنند و به خداوند هيچ نظرى نمى کنند بزرگباشد، عمل كنيد.

و حقّ را به شما مى
گويم: مطمئن باشيد اى مؤمنان، سلام خداوند رحيم بر شما باد. خداوند سبحان شما را نجات خواهد داد زيرا كه او نیکو و غيوری است كه به ملت مؤمن انتخاب شده خود در هر زمان كمک مى كند.
و حقّ را به شما مى گويم:پدر غيور، از فرزندان و خانواده اش دفاع مى كند، پس چگونه خداوند سبحان از امتى كه آن را انتخاب كرده است، دفاع نکند؟ آری، شما خواستید كه خداوند سبحان را يارى کنید و او نیز شما را براى نصرت و يارى دين خود قبول كرد؛ زيرا كه او نیکو است كه جزای بسيار را براى عمل اندک عطاء مى كند، پس عمل كنيد و عمل كنيد و عمل كنيد زیرا عمل مسابقه اى به سوى بهشت است و خوشا به حال برندگان، كسانى كه نامشان در صفحه ی زندگى ابدى درج خواهد شد. هميشه و از ابتدا مى گفتم كه، هدايت از خداوند است و نه از احمد الحسن. پس هر كسى كه خداوند سبحان او را هدايت کند، كوه‌ها به لرزش مى اُفتند ولیاو استوار باقى خواهد ماند، زيرا كه حق را از حق طلب كرده است و خدا را با خدا شناخته است، و از ولى خدا به خاطر خدا پيروى كرده است.
وليكن، حال بعد از اين‌كه حق را شناختيد به شما مى
گويم: كه انصار و یاران احمد الحسن نباشيد، این بنده اى كه مى ميرد و بر هيچ چيزى توانایی ندارد، بلكه انصار آن زنده اى باشيد كه نمى ميرد و بر انجام همه چيز قادر است، انصار خدا باشيد زيرا كه او نیکویی است كه خود را جزای كسى كه او را به حق يارى مى كند قرار مى دهد.
مردم مى
گويند: ما انصار فلان و یاران فلان هستيم ولى شما بگوئيد: كه ما یاری دهندگان خدا هستيم.
من بنده ىبینوا همه ى شما را بهتر و برتر از خود مى بينم، و اما كسانى كه به كلمات خداوند ايمان آورده اند و به آن عمل می كنند و بر آزار و اذیت دشمنان صبر و به خاطر خدا و در راه او تکذیب می شوند من خود را حتى در مقام خادم آنها نیز نمى بينم و من تشرف و تبرک پیدا می کنم به خاک زير پاى یاران حقیقی خداوند.
من خود و خانواده ام را متاع بسيار نا
چيزی مى بينم كه در مقابل محبوب منزه و بلند مرتبه ام تقديم كنم. و اما مال را که اصلاً چيزدارای ارزش و با قيمت نمى بينم كه حتى بگويم متاع ناچيزى است كه در برابر پروردگار سبحان تقديم كنم.
شبانه روز منتظر مرگبوده و هستم زيرا كه نتیجه ى آن، دورى از دشمنان خدا و ديدار دوستداران خدا، محمد و آل محمد و انبياء و اوصياء است. ولی سبحان الله، مرگ را فرارى ديدم از كسانى كه او را طلب مى كنند و او را ديدم که به شدت در پی آنانى است كه از او فرار مى كنند. هميشه و تا به حال تنهائى را دوست می دارم و از مردم کناره مى گرفتم و با خداوند سبحان اُنس مى گرفتم، و خداوند مى داند كه چقدر آمدنم در بين مردم بر من سنگينى مى كند، مگر اينكه براى امر به معروف و نهى از منكر و يا ارشاد و توجه دادنشان بسوى خداوند و تفكرشان به او سبحانه و بشارتشان به بهشت و هشدارشان از آتش باشد. بلكه حضورم بخصوص در بين مؤمنین بر من سنگينى مى كند، زیرا آنها برايم ارزش و احترام خاصى در نزدشان قائل می شوند و من خود را لایق آن نمى بينم همانگونه كه به شدت از خداوند سبحان مى ترسم كه مرا بخاطر این ارزش و احترام خاصى كه برايم قائل هستند محاسبه يا مؤاخذه كند.
و حق را به شما مى
گويم: من در ابتدا، بيعت را براى خود نخواستم بلكه در زمان صدام طغيانگر گروهى از افراد در حوزه علميه نجف اشرف براى بيعت با من بعنوان اینکه من فرستاده ای از طرف حضرت مهدی (ع) هستم عزم خود را جزم کردند؛ بعد از آنكه آنها رؤيا و مكاشفه و معجزه دیدند. سپس آنها براى طلب بيعت با من از بقيه طلبه هاى حوزه علميه در نجف برخاستند. خداوند مى داند و آنها نيز مى دانند و اين اولين بيعت بود. سپس بیعت را شکستند مگر اندكى از آنها كه به عهد خداوند سبحان وفا كردند. و آنانى كه عهد را شکستند مى گفتند: رؤيا و مكاشفه از جن است و معجزه سحر است. و تا دیروز مرا راستگوی امانتدار می خواندند و امروز مرا ساحر و دروغگو می خوانند. پس به خانه ى خويش باز گشتم و امر خود را به خداوند سپردم؛ و به محبوبم خداوند سبحان پناه بردم. راضى به قضا و تقدیر او، و صبور و مطمئن از اينكه خداوند پاداش نيکوکاران را ضايع نمى كند. سپس خداوند خواست كه بعد از سقوط صدام طغيانگر اندک افرادى كه به عهد خداوند وفا كرده بودند مردم را به بیعت با من دعوت کنند، بدون هيچ گونه ارشاد يا دعوتى از طرف من، بلكه من اصلاً آنها را نديده بودم. سپس آمدند و با من تجديد بيعت كردند، و مرا از خانه ام خارج ساختند و اين دومين بيعت بود. و اين دعوت توسعه يافت و منتشر شد و تعداد مؤمنین افزايش يافت. سپس ارتداد حيدر مشتت و افرادش حاصل شد و به جز عده ی اندكى كه بر عهد خداوند وفادار بودند، کسی باقى نماند. و سپس به خانه ام بازگشتم و به محبوبم پناه بردم و بر بلاء صبر كردم و كسى براى بيعت به خويش را دعوت نكردم و ليكن خداوند خواست، آنهائى كه خداوند به ولاى آل محمد پاکیزشان كرده و آنها را براى يارى قائم آل محمد (ع) قبل از اينكه دنيا خلق شود انتخاب كرده است بيایند و تجديد بيعت كنند، و اين سومين بيعت بود. بعد از اينكه مرا دو بار بر فرق سرم کوبیدند، پس خدا را شكر كه در من شباهتی از ذو القرنين و على بن ابی طالب امير مؤمنان (ع) قرار داد. و خدا را شكر كه نخواست من امامت را طلب كنم، بلكه خواست كه امامت مرا طلب كند. و خدا را شكر كه مرا در طلب دنيا قرار نداد، بلكه خواست كه دنيا مرا طلب كند. پس به خدا سوگند که مُلك و حكومت و مقام و جایگاه و اطاعت کردن مردم از من و گوش به فرمانی آنها از خود را طلب نکردم، مگر به امر خداوند سبحان و امر امام مهدى (ع). و اگر به خاطر اقامه حجت بر حضور انصار و یارانم نبود، طناب آنرا به كشتی اش مى انداختم. پس به خدا كه دنيا نزد من همانگونه که خداوند متعال آن را به من نشان داده است و همانگونه كه پدرم على ابن ابى طالب (ع) آن را وصف كرده: آن‌را عرق خوكى در دست بیمار جذامى می بينم.
خوشا به حالتان اى مؤمنان، اى كسانى كه به حاكميت خدا و مُلك و عزل و نصبش اقرار دارید.
و اما آنهائى كه دين خدا و حاكميت و عزل و نصب او را انكار كردند، اعم از علماى بی عمل و كسانى كه از آنها
پيروى می کنند، پس به آنها مى گويم: هر كارى كه دوست دارید انجام دهيد بدرستیکه برای وارث زمینه سازی می کنید، بخواهید یا نخواهید، و دنيا و آخرت را از دست خواهيد داد و این است خسارت و شكست آشكار. و شما شكست خود را در دنيا و بدی حساب و تقدیرتان را پی در پی لمس خواهید کرد، این امر را به شما تأكيد مى كنم از آنجایی كه همه چيز را حساب كرديد مگر خداوند متعال را، پس چقدر حق خداوند در ميزان و حساب شما بى ارزش است:
﴿وَمَا قَدَرُواْ اللّهَ حَقَّ قَدْرِهِ....[SUB]الأنعام:91 [/SUB]
(خدا را آن گونه که باید بشناسند، نشناختند...)
.

پیروان علماى بى عمل کم کم دارند این موضوع را درکمی كنند كه علماء، آنها را در دره اى تنگ و تاریک داخل كرده اند که نه غذائى و نه آبى و نه نورى در آن یافت می شود، پس این همان مرگ حتمى در تاريكى است. و این علماى بى عمل شروع به پس گرفتن افعال وگفته هاى خود كردند. پس چوپانی که کار خود را بلد نیست گوسفندان خود را براى گرگها رها مى كند. و به پيروان آنها مى گويم: آنها (علمای بی عمل) را رها كنيد و از حق تلخ و سنگين پيروى كنيد، زيرا كه نجات شما در آن است. آيا نمى بينيد كه شما را مانند طعمه اى براى گرگها رها کرده اند؟ آيا عاقلى هست كه خود را از مرگ حتمى در دنيا و آخرت نجات دهد؟ از خداوند بترسيد، از كسى كه مى تواند روح و جسم را با هم در جهنم به هلاكت رساند. اى مردم؛ بدرستيكه این علماى بى عمل شما را فریفته اند، و باطل را به حق شبيه كرده اند، پس به درستی شُبهه برای آن شُبهه نامیده شده است که شبیه به حق است.
امير مؤمنان (ع) فرمود: (شُبهه برای آن شُبهه نامیده شده است که شَبيه به حق مى باشد. اما اوليای خدا چراغ آنها در آن يقين است؛ و راهنمایی شان سمت هدایت. و اما دشمنان خدا دعاهايشان جز به گمراهى ختم نمی شود و راهنماى آنها نابينائی است ).[SUB]نهج البلاغه ج 1 ص 89.
[/SUB]
شما را به شوراى كوچک دعوت كردند، احكام خدا را تغيير دادند همانگونه كه اهل سقيفه اين عمل را در شوراى بزرگ انجام دادند. پس ديروز اين عمل را با على ابن ابی طالب (ع) در مدينه انجام دادند و امروز آنرا با امام مهدى (ع) در عراق پايتخت دولت مهدويت انجام می دهند.
از حُذيفه يمانى و جابر ابن عبدالله انصارى از رسول الله
نقل است كه ايشان فرمود: (وای بر امتم وای بر امتم از شوراى بزرگ و شورای كوچک.از ایشان سؤال شد: شورای بزرگ و کوچک کدام است؟ ايشان فرمودند: اما شوراى بزرگبعد از وفاتم در شهر خودم و براى غصب خلافت برادرم و غصب حق دخترم منعقد مى شود و اما شوراى كوچکدر غيبت كبرى در زوراء (بغداد) براى تغيير سنت و تبديل احكامم منعقد خواهد شد).[SUB]مائتان و خمسون علامة ص 130[/SUB]

و اميرمؤمنان على ابن ابی طالب (ع)
در حديثى طولانى فرمود: (مرکز حكومت به زوراء (بغداد) باز مى گردد و امور مردم با شورا (انتخابات) انجام مى شود، هر كسى بر چيزى غلبه كند آنرا انجام مى دهد. پس در آن هنگام خروج سفيانى انجام مى شود و به مدت نه ماه در زمين حاكم مى شود كه در آن بدترين عذابها نازل مى شوند. تا اينكه باز فرمود: سپس مهدى هدايت كننده خروج مى کند كسى كه پرچم را از دست عيسى ابن مريم مى گيرد).[SUB]الملاحم واالفتن: ص 266[/SUB]

اى مردم، من شما را به نجات دادن خود، از فتنه هاى این علماى بى عمل و
گمراه و گمراه كننده دعوت مى كنم، پس به سرگذشت امت‌هاى پیش از خود بنگريد! آيا هيچ عالم بى عملی را مى يابيد كه پیامبری از پیامبران یا وصیی از اوصیاء را يارى كرده باشد؟ پس تاریخ را دوباره با پیروی تان از علماى بى عمل، و مبارزه با وصى امام مهدی (ع) تكرار نكنيد. همانگونه كه امت‌هاى پيش از شما، از علماى بى عمل پيروى كردند و با اوصياء و انبياى فرستاده شده خود به جنگ برخاستند.
برای یک‌بار هم که شده با خود منصف شوید، و اين سؤال را از خود بپرسيد: آيا قبل از اينكه از علماى آخر الزمان درباره ى وصى امام مهدى
(ع) سؤال کنید، از رسول خدا و ائمه درباره علماى آخر الزمان سؤال کرده ايد؟ آيا از قرآن درباره موضع گیری علماء پرسیده اید، که موضع تغییر ناپذیر آنها درهنگام مبعوث شدن انبياء و اوصیاء چیست؟ آيا از قرآن کریم پرسيده ايد، كه چه كسى آتش ابراهيم (ع) را شعله ور كرد؟ و چه كسى خواستار قتل عيسى (ع) شد؟ و چه کسانی با نوح و هود و صالح و شعيب و موسى و يونس و تمامى انبياء و اوصياء جن
گيد؟ اگر با خودتان منصف نباشيد و حالا به اين سؤال پاسخ ندهيد، پس به زودی در آتش جهنم حتماً با اين پاسخ، جواب خواهيد داد:﴿...رَبَّنا إنَاَ أَطَعنا سَادَتَنا وَكبراءنا فَأَضَلُّونا السَّبِيلَا﴾.[SUB]الأحزاب: 67[/SUB](...پروردگارا ما از سران و بزرگان خود اطاعت كرديم پس ما را گمراه ساختند).
و اگر از خداوند در حديث معراج سؤال کنید، جواب را خواهيد يافت. پس بدرستيكه رسول خدا در شب معراج از خداوند سبحان و بلند مرتبه پرسید: (... خداوندا پس آن چه وقت خواهد بود (قيام قائم)؟ خداوند عز و جل وحى فرمود: آن زمانی خواهد بود كه علم برداشته شود و جهل ظاهر شود و قرائت كنندگان (قرآن و احادیث) زياد شوند و عمل كنندگان كم گردند و فقر زياد شود و علماى هدايت كننده كم و فقهاى گمراه كننده خيانت كار زياد گردند).[SUB]بحارالأنوار: ج 52 [/SUB]و رسول خدا (ص)فرمودند: (زمانى بر امتم خواهد آمد كه از قرآن باقی نمى ماند مگر نوشته هایش، و از اسلام باقی نمی ماند، مگر نامش. مسلمان نامیده می شوند در حاليكه دورترين افراد نسبت به آن هستند. مساجدشان زيبا و آراسته است، وليكن خبری از هدايت در آن نیست، فقهاى آن زمان شرورترين فقهايی هستند که آسمان بر آنها سايه افکنده است، فتنه از آنها خارج می شود و به خودشان نیز باز می گردد).[SUB]بحارالأنوار ج 52 ص 190[/SUB]
اى مردم، من شما را به ترک عبادت این بتها دعوت مى كنم، پس به تحقیق که آنها حلال خدا را برای شما حرام، و حرام را برايتان حلال كردند، و شما نیز از آنها اطاعت كرديد، پس آن‌ها را عبادت نمودید.
از ابى بصير از امام صادق (ع)، گوید از آیه ی: ﴿اتَّخَذُواْ أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبآنهُمْ أَرْباباً مِن دُونِ اَللّه[SUB]التوبة:31[/SUB]
سؤال
کردم. ایشان (ع) فرمودند: به خدا سوگند که آنها (احبار و راهبان)، مردم را به عبادت خویش دعوت نكردند، و اگر این کار را می کردند هیچ کس نمی پذیرفت. بلكه آنها حلال را حرام، و حرام را حلال كردند، پس (مردم) از آنجایی که خودشان هم نفهمیدند آنها را عبادت كردند).
[SUB]اصول کافی: ج1 ص73[/SUB]


شما را به اقرار حاكميت خداوند در زمین و انكار حاكميت مردم دعوت مى كنم. شما را به اطاعت از خداوند و كنار گذاشتن اطاعت از شيطان و هر كسى كه اطاعتش مانند اطاعت از شیطان است مانند علماى بى عمل، دعوت مى كنم. شما را به ترس از خداوند و اقرار به حاكميتش و اعتراف به آن و كنار گذاشتن سایر حاکمیت ها بدون نظر افکندن به واقعيتهاى سياسى موجودى که آمريكا آن را تحمیل کرده است دعوت مى كنم. شما را به كنار زدن باطل ا
گر چه آن باطل موافق هواى نفستان باشد دعوت مى كنم. شما را به اقرار به حق و پيروى از حق هر چند که خالی از منافع مادی باشد دعوت مى كنم.
به حق تلخ روی آورید زیرا در دواى تلخ شفاى بيمارى هاى بی علاج است. به حقى روی آورید كه برایتان هیچ دوستی باقی نمی گذارد. به حق و نور روی آورید، در حالی که نیت تان چيزى جز رضایت خداوند سبحان و بلند مرتبه و به دست آوردن آخرت و دوری جستن از تجملات دنيا و تاريكى آن نباشد. ابوذر علیه الرحمه گوید: (حبيبم رسول الله به من فرمود: اى ابوذر، حق را بگو، و بدرستی كه من حق را گفتم و حق هیچ دوستی برايم باقى نگذاشت).
همان
گو
نه كه در قرآن کریم مى خوانيد: ﴿قُلِ اللَّهُمَّ مَالِك المُلك تُؤْتِي المُلَكَ مَن تَشَاء...﴾.[SUB]آل عمران: 26[/SUB][SUB].[/SUB]

(بگو خداوندا ای مالک حکومتها به هر کس که بخواهی حکومت می بخشی ...).

و همان
گونه كه در حج لبيک مى گوئيد: (لبيك اللهم لبيك، لبيك لا شريك لك لبيك، ان الحمد و النعمة لك، و الملك لك، لا شريك لك).

به اين آيه و اين تلبیه عمل كنيد، آن وقت مى يابيد كه تعيين خليفه به دست خداوند است و نه بدست مردم
؛پس شما را چه شده است چگونه حكم مى كنيد؟
لبيك اللهم لبيك، حکومت از آن توست، و بر خلاف میل كافران به حکومتت در اول الزمان و آخر الزمان، هیچ شريكی در حکم نداری. و كافران به تعيين الهی و كسانى كه از آنها پيروى کردند و پیروی مى كنند خواهند دانست كه بازگشتشان به کجاست، و عاقبت از آن متقين است؛ همان کسانی كه به تعيينی جز تعيين الهی راضى نمی شوند و براى خداوند در مُلكش شريكى قائل نمى شوند. و این تلبيه ننگی است، بر کسانی که آنرا می گویند و به آن عمل نمی کنند، و به تعيين و مُلك الهی اعتراف ندارند. گویی چهار پايانى هستند که چيزى را می گویند كه نمى فهمند بلكه آنها گمراه تر از چهار پایانند. زيرا آن‌ها خلق شده اند تا چیزی را که می گویند بفهمند و لیكن اینان خود را خوار کرده اند: ﴿وَأَذَآن مِنَ اللّهِ وَرَسُولهِ إِلَى الناسِ يَوْمَ الْحَجِّ الأَكبر إنَ اَللّهَ بريءٌ مِنَ اَلمشْرِكين وَرَسُولهُ فَان تُبتمْ فَهُوَ خَيرٌ لَّكمْ وَإن تَوَلّيتمْ فاعلمواْ انكمْ غَيرَ مُعجِزِي اللّهِ وَبَشِّرِ الذِينَ كفَرُواْ بِعذَابٍ أَليم﴾.[SUB]التوبة: 3
(اين ندائى است از طرف خداوند و فرستاده اش به مردم در روز حج اكبر: خداوند و فرستاده اش از مشركين بیزارند پس اگر توبه كنيد خيرى است براى شما، و اگر رویگردان شوید بدانید که شما نمی توانید خدا را عاجز کنید و آنان كه كُفر ورزیدند را به عذابی دردناک بشارت بده).[/SUB]
و حق را به شما می گویم:
اى مؤمنان، يزيد ( لع) نتوانست حسين (ع) را بکُشد، زيرا كه حسين(ع) براى اثبات حاكميت خدا كه در سقيفه نقض شده بود، قيام كرد و حسين (ع) در اثبات حاكميت خداوند در زمین پيروز شد. و بدرستى كه مُلك و تعيين از آن خداوند و بدست اوست نه از برای مردم و بدست مردم.
نتيجه ثمره خون حسين (ع) و اهل بيت و يارانش، بوجود آمدن امت مؤمنى بود كه در مقابل طغیانگرانی كه بر اين امت مسلط شده بودند، بود. و اين امت مؤمن جز به تعیین الهی راضى نشدند، و بيش از هزار سال است که این نهضت ادامه دارد ولیكن علماى بى عمل آخر الزمان آمدند تا آن چيزى را كه حسين (ع) با خون پاک و مقدسش بنا كرده بود را ويران کنند، آمدند تا حاكميت مردم را اثبات و حاكميت خداوند را نقض کنند. و به خاطر حسابهاى دنيوى و بى ارزش، دين خدا را فروختند و پيش خود گمان كردند كه عقلهاى ناقصشان قادر به تشخيص مصلحتهاى دنيوى مردم مى باشند و این در حالی است که به مصلحتهای اُخروى مردم بطور مطلق نظر نكردند.
و حق را به شما مى
گويم: اى مؤمنان، آنها نتوانستند حسين (ع) را از بین ببرند زيرا كه حسين (ع) و انقلاب الهى اش كه بر پایه ى تعيين الهى شکل گرفت به واسطه ى شما پا برجاست.
اما آنها، زمانى كه ادعا مى كنند كه بر حسين (ع) گريه مى كنند يا ايشان را زيارت مى كنند بدرستیکه حسين (ع) آنها را لعنت مى كند، زيرا آنها قاتلان امام حسين (ع) در این زمانند. به تحقیق، آنها تلاش می كنند كه نهضت حسينى را ويران كنند و هدفش را ضايع كنند، ولى آنها شكست خوردند و شيطان مأيوس بازگشت؛ زیرا كه دست‌هاى پاک شما شعله ى این نهضت را به دست گرفت و تصميم گرفتيد كه با خونهاى پاکتان از هدف مباركش یعنی حاكميت خدا در زمين محافظت كنيد. احمد الحسن بنده اى ضعيف است كه هیچ چیزی ندارد مگر يقينش به اینكه: هيچ قدرتى نیست مگر به قدرت خداوند. و يقينش به اینكه: اگر با این یقین با كوه‌ها به مواجهه بپردازد آنها را ويران خواهد كرد.و من مى دانم كه آنها (مخالفین) اموال زيادى دارند که آنرا در اختیار کسانى قرار می دهند كه از ایشان اطاعت مطلق مى كنند، و رسانه های جمعی فراوان و دولت و سلطه بزرگی که برایشان طبل و شیپور می زنند را در دست دارند. و همچنین آمريكا را در کنار خود دارند كه آن را راضى مى كنند و آن هم آنها را راضى مى كند و من مى دانم كه آنها چیزهای زیادی در اين عالم جسمانى دارند، و ليكن با آنها با اين يقين و اين كلمه روبرو مى شوم:
[لا قوة الا بالله ]

[هيچ قدرتى نيست مگر به قدرت خداوند]
با آن‌ها روبرو مى شوم همانگونه كه حسين (ع) با اجدادشان روبرو شد، و تمام عالم، كربلاى جديدى را بر اين زمين خواهد ديد؛كربلائى كه در آن حسين (ع) و ياران اندكش وجود دارند كه به حق و حاكميت خدا دعوت مى كنند، و حاكميت مردم، دموكراسى آمريكا و سقيفه ى علماى بى عمل را انكار مى كنند. كربلائى كه در آن شريح قاضى و شمر بن ذى الجوشن و شبث بن ربعى علماى بى عمل، که فتوای قتل امام حسین را دادند، وجود دارد، كربلائى كه در آن يزيد و ابن زياد و سرجون حضور دارند و رُوم (آمريكا) پشتیبان آنهاست. و تمام عالم، حوادث و مصیبت هایی كه در رسالت جدید عيسى بن مريم در سرزمين مقدس رخ خواهد داد، را خواهد دید. و سرزمينی مقدس و عيسایی دیگر به همراه حواريون اندک و مستضعفش كه مى ترسند مردم آنها را بكشند، خواهد بود. و سرزمينی مقدس که در آن علماى يهود كه خواستار قتل عيسى (ع) می باشند و روم (آمريكا) كه خواسته هاى آنها را عملی مى كند و سعی در قتل عيسى (ع) دارد، خواهد بود.
عيسى
(ع)
فرمود: (اى علماى بد کردار، امر خداوند همانگونه كه شما آرزو داريد و انتخاب مى كنيد نيست، بلكه این‌گونه است که: خانه را مى‌سازيد براى مرگ، و بنا مى‌سازيد و عمران می‌کنید براى خراب شدن، و براى بهره برداری وارثان تلاش می کنید).[SUB]قصص الانبیاء.[/SUB]

و تمام حوادث و مصیبت‌ها تکرار خواهند شد؛ خداوند اين
گونه اراده فرموده است و اراده پروردگاری كه اولياء و انبياء و فرستادگانش را یاری می کند اینگونه می باشد:
﴿لَقَدْ سَبَقَتْ كلمتُنا لِعَبَادِنَا المُرْسَلِين * اِنهمْ لَهُمُ المنصُورُون* وَاِنَ جُندَنَا لَهُمُ الْغَالِبون﴾.[SUB]الصافات: 173- 171[/SUB]
(وعده ى قطعىِ ما براى بندگان فرستاده مان از پيش مُسَلم
شده، كه آنان قطعاً يارى شدگانند، و بدرستیکه لشكر ما همان پيروز شوندگان هستند).

به زودی پروردگار محمد بر ظالمينِ بر روی زمين پيروز خواهد شد، و از فرزندان قاتلان امام حسين (ع) انتقام خواهد گرفت، زيرا كه آنها راضى به اعمال پدرانشان شدند. هر كس از شما كه مى خواهد ايمان بياورد، ايمان بیاورد و پاکان خود را پاکتر کنند و مقدسان خود را مقدس تر کنند. و هر كس از شما كه خواست كافر شود، كافر شود و گناهكارتر و نجس تر شود. علماى بى عملتان را پيروى كنيد هيزمها را فراهم كنيد و آتش را براى ابراهيم (ع) شعله ور سازيد و نوح (ع) را به مسخره بگيريد و شمشير زهر آلود را براى شکافتن فرق سر على (ع)، و اسبهاى خود را براى له كردن سينه ى امام حسين (ع) مهيا سازيد. وليكن هرگز سازش نمی کنم، هرگز کنار نمی آیم، هرگز از مواجهه ى با عثمان زمان خود و به رسوا ساختن او در مقابل دیدگان همه دست بر نمی دارم. آری، اين روبرو شدن من، سخت تر از روبرو شدن جدم رسول خدا با بتهاى قريش است، زيرا كه آن بتها از سنگبودند، وليكن این بتهائى كه من امروز با آنها روبرو مى شوم بتهائى هستند كه لباس رسول خدا را پوشيده اند و خود را شبیه به حاملان قرآن کرده اند، و ادعاى نيابت عام از امام (ع) را دارند، بتهائى كه وارثان دشمنان انبياء و مرسلين هستند، و مى دانند كه چگونه قرآنها را بالاى نيزه ها سر کنندتا لشكر على (ع)را شکست دهند، ولى نمی دانند كه هيچ قدرتى نيست مگر به قدرت خداوند.
و خدا را شكر كه تنها نيستم، بلكه عده ای از مؤمنین با من هستند. براى من افتخار و شرفى است كه خادم آنها باشم، حق را در سينه ى خود حمل كردند و به سوى خدا و به سوى نور رفتند، و راضى نمى شوند مگر به نورى كه ذره ای تاريكى در آن نباشد.﴿وَاتْلُ علَيْهِمْ نَبأ نوحٍ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ يا قَوْمِ اِن كانَ كبر علَيْكُم مّقَامِي وَتذْكيري بآياتِ اللّهِ فَعَلَى اللّهِ تَوَكلْتُ فَأَجْمَعواْ أَمْرَكمْ وَشُرَكاءكمْ ثُمَّ لاَ يَكُن أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمةً ثُمَّ اقْضُواْ إِلَيَّ وَلاَ تُنظِرُون﴾. [SUB]يونس: 71[/SUB]
(سرگذشت نوح را بر آنها بخوان در آن هنگام كه به قوم
خود گفت: اى قوم من، اگر تذكرات من نسبت به آيات الهى، بر شما سنگين و غير قابلتحمل است، هر كار از دستتان ساخته است بكنيد. من بر خدا توكل كرده ‏ام. فكر خود،و قدرت معبودهايتان را جمع كنيد، سپس هيچ چيز بر شما پوشيده نماند (تمام جوانبكارتان را بنگريد) سپس به حيات من پايان دهيد، و لحظه‏ اى مهلتم ندهيد اماتوانايى نداريد).

پس اراده ى خداوند اينگونه خواهد بود، همانطور كه همیشه بوده است: طغيا
نگران پيروز گردند، و رسولان و فرستادگان و مؤمنان به قتل برسند. پس ما براى دنيا خلق نشده ايم بلكه براى آخرت خلق شده ايم. پروردگارا اگر اين تو را راضى مى كند پس بگير تا راضى شوى.
یا اینکه اراده ى خداوند اين بار تغيير کرده است تا تمام عالم ببينند، گروهی مستضعف كه چيزى در دست ندارند بجز يقينشان كه هيچ قدرتى نيست مگر به قدرت خداوند، پيروز می شوند، و شرورترين طغیانگرانی كه زمين تا به حال مثل آنها را به خود ندیده است را شكست می دهند. به زودی این علماى بى عمل خواهند گفت، بلكه بعضى از آنها گفتند: سيد احمد الحسن را بكشيد، زیرا كه او عليه علماء سخن مى گويد. بله، عليه علماء سخن مى گويد، زيرا كه مى خواهد سنت رسول خدا را به صورت اول بازگرداند، و اصلاً کدام عالم؟ آنها با كسى كه اندکی از حق را بیاورد مى جنگند، چه رسد به من که امروز تمام حق را آورده ام. سيره ى انبياء و فرستاده گان و سيره ى ائمه و اوصياء، سيره محمد و على(ع)، سيره حسين (ع) و سيره امام مهدى (ع).
سيرتِ عيسى
(ع)
كه مى گويد: (خادمم دستانم است و مرکبم پاهايم، زیر اندازم زمين و متکایم سنگ است، و گرمايم در زمستان، مشرق زمين است. و چراغم در شب، ماه است. و خورشتم گرسنكى و شعارم ترس است. و لباسم از پشم است. و ميوه و ريحانه ام گیاهانی است كه زمين براى وحشى ها و چهارپايان می رویاند. شب هنگام می خوابم در حالیکه چيزى ندارم، و صبح هنگام بیدار مى شوم در حالیکه چيزى ندارم. و هيچ كسى بر زمين ثروتمندتر از من نيست).[SUB]قصص الأنبیاء[/SUB]


و نيامده ام كه بدون مقدمه سازی و آماده سازی الهی شما را به تمام حق، و به حق مطلق دعوت کنم. بدرستی‌كه خداوند، حقيقت اين علماى بى عمل را به شما نشان داد، آن زمانی که علمای با عمل را مبعوث کرد که ایشان را به اندکی از حق فرا خواندند، پس، علماى بى عمل با قتل و فراری دادن، با آنها مقابله کردند، شخصيتشان را ترور کردند، و اینگونه برای طغيا
نگران، زمینه ى قتل بدنی و تبعید کردن آنها را فراهم نمودند. و نمونه های بارز علمای هدایتگر زمان معاصر، سيد روح الله خمينى و سيد محمد باقر صدر و سيد محمد محمد صادق صدر می باشند.
كور شود چشمانى كه حقيقت را نمى بينند و يا از آن چشم پوشى مى كنند.
اى مردم، اين چه دامی است كه شما را در آن انداخته اند؟ آيا عاقلانه است كه هر دفعه به کشتن پیامبر یا امام و یا عالِمی با عمل کشیده شوید، و با علماى بى عمل و گمراه همراه شوید تا زمانی که کار از کار گذشته بر سر و سينه می زنيد و اشک خون می ریزيد و بر عمل زشت خود اظهار پشیمانی می کنید، سپس هر بار آنرا تكرار مى كنيد و علماى گمراه بى عمل را پيروى مى كنيد و دوباره همان مار از همان سوراخ شما را نیش می زند.
بيدار شويد اى خفتگان...

بيدار شويد اى مردگان...

آيا مى دانيد حال من و حال اين علماى بى عمل بر زبان عيسى (ع) چگونه است؟ پس اين داستان را از عيسى (ع) بشنويد: صاحب يك مزرعه انگور، مزرعه را در دست كارگران خويش گذاشت و به جای دوری سفر كرد. سپس تصمیم گرفت مزرعه را باز ستاند برای همین وكلاى خود را فرستاد، تا مزرعه و محصولات آن را پس بگیرند ولی كارگران ،وكلايش را به قتل رساندند، سپس فرزند خود را فرستاد و با خود گفت: احترام پسرم را نگه می دارند و مزرعه و محصولات را به او می دهند. و ليكن آن‌ها وقتى كه فرزندش را ديدند گفتند: اين تنها پسر و وارث اوست، او را مى كشيم تا مزرعه و محصولاتش براى ما بماند).[SUB]انجیل متی: اصحاح 21[/SUB]
کسانی که مزرعه را پس نمی دادند همان علمای بى عمل بودند و صاحب آن مزرعه امام مهدى
(ع) بود، و وكلايى را كه فرستاده بود، همان علماى با عملى بودند كه كشته و شهيد شدند، وليكن پسرش همان كسى است كه بین شما فرياد مى زند:
بيدار شويد اى خفتگان...

بيدار شويد اى مردگان... بيدار شويد

﴿وَمَا يَسْتَوِي الْأَحْياء وَلَا الْأَمْوَاتُ انَ اللَّهَ يُسْمِع من يَشَاءُ وَمَا اَنتَ بِمُسْمِعٍ مَن فِي الْقُبورِ﴾.
[SUB]فاطر: 22[/SUB]

(مردگان و زندگان با هم برابر نیستند، خداوند پيام خود را به گوش هر كس که بخواهد مى ‏رساند و تو نمى‏توانى سخن خود را به
گوش آنان كه در گور خفته ‏اند برسانى).
بيدار شويد اى خفتگان...
بيدار شويد اى مردگان...

این علماى بى عمل بخاطر دنياى خويش، به خاطر دنياى هارون الرشید مى خواهند، موسى بن جعفر (ع) را زندانى و يا بكشند.
بيدار شويد اى خفتگان...

بيدار شويد اى مردگان...
و آن‌ها (علمای بی عمل) را تبعيت نكنيد، و با آنها در اعماق جهنم نرويد. به سوى خداوند باز گرديد زیرا ذات منزهش هر كارى را كه در عراق و در تمام عالم انجام می دهد به خاطر این است که اهل زمين به خود بیایند، و شايد كه به سوى حق هدايت شوند خداوند متعال می فرماید: ﴿ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِ وَالْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيدي النَاسِ ليُذِيقَهُم بَعضَ الذِي عَمِلوا لَعَلَّهُمْ يرجِعون.[SUB]الروم: 41
[/SUB](فساد، در خشكى و دريا بخاطر كارهايى كه مردم انجامداده‏ اند آشكار شده است; خدا مى‏ خواهد نتيجه بعضى از اعمالشان را به آنان بچشاند،شايد بازگردند).

و همچنین می فرماید:
﴿وَلَنذِيقنهُمْ من الْعذَابِ الْأَدْنى دُونَ الْعذَابِ الْأَكبر لَعلَّهُمْ يرجِعون﴾.
[SUB]السجدة: 21[/SUB]
(به
آنان از عذاب نزديک (عذاب دنيا) پيش از عذاب بزرگ (آخرت) مى‏ چشانيم، شايدبازگردند).

و همچنین می فرماید:
﴿وَمَا نرِيهم من آيَةٍ إِلَّا هِيَ أَكبر من أُخْتهَا وَأَخَذْناهم بالْعذَابِ لَعلَّهُمْ يرجِعون﴾.
[SUB]الزخرف: 48
[/SUB](ماهيچ آيه به آنان نشان نمى‏داديم مگر اينكه از ديگرى بزرگتر بود و آنها را به انواع عذاب گرفتار كرديم شايد باز گردند).

و همچنین می فرماید:
﴿وَلقَدْ أَهْلَكنا مَا حَوْلَكُم من الْقُرَى وَصَرَّفْنا الْآياتِ لَعلّهُمْ يرجِعون﴾.
[SUB]الأحقاف: 27 [/SUB]
(ما
آباديهايى را كه پيرامون شما بودند نابود ساختيم، و نشانه های خود را بصورتهاى گوناگون بیان کردیم شاید بازگردند).

به سوی خدا باز گردید.....
به سوى حق باز گرديد.....
به سوی كتاب خدا و صاحبش باز گرديد.....


زيرا در بازگشتتان به حق، خير دنيا و آخرت وجود دارد، و نجات شما از عذاب در دنيا و آخرت مى باشد و هيچ راه ديگرى براى رهائى وجود نداردو پس اين همان روز الهى است كه اولياء و يارانش را در آن پيروز مي گرداند:
﴿وَجَعَلَهَا كلِمةً باقِيَةً فِي عَقِبِهِ لَعلَّهُمْ يرجِعون﴾.[SUB]الزخرف: 28
[/SUB](اوكلمه توحيد را كلمه پاينده‏اى در نسلهاى بعد از خود قرار داد، شايد به سوى خدا بازگردند).
امير مؤمنان (ع) فرمود: (و بعد از من بر شما زمانى خواهد آمد كه در آن هيچ چيزى پنهان تر از حق، و آشكارتر از باطل، و بیشتر از دروغ بستن بر خدا و رسولش نخواهد بود. و در نزد اهل آن زمان، متاعی بی ارزش تر از قران اگر تلاوت شود آنگونه که باید تلاوت شود، و پر مشتری تر از آن، اگر تحریف شود نخواهی یافت. و در سرزمينها چيزى نا مأنوس تر از معروف (خوبى)، و مأنوس تر از منكر (بدی)، نخواهی یافت. حاملان کتاب، کتاب را پشت سر خود انداختند، و حافظان کتاب آنرا فراموش کردند. پس در آن زمان ، قرآن و اهلش رانده و کنار گذاشته می شوند و دو رفیقند که در یک راه با هم مسیرند، و هیچ پناهگاهی آنها را پناه نمی دهد. پس در آن زمان قرآن و اهلش در میان مردم هستند ولی نه در بین جمعشان و همراهشان، زيرا كه گمراهى و هدايت یکجا جمع نمی شوند، مردم بر فرقه فرقه شدن و کنار گذاشتن جماعت با هم توافق کردند، گویی كه آنها امامان كتاب (قرآن) هستند و نه كتاب امامشان. پس در نزدشان باقى نخواهد ماند از آن (قرآن) جز اسمش، و نمى شناسند از آن جز خط و حرکاتش را، و از قبل چه بلاهایی که سر بنده های صالح خدا نیاوردند. و راستگویی آنها را دروغ بستن بر خدا نامیدند و جزای کار خیر را شر قرار دادند).[SUB]نهج البلاغه ج 2 ص 41.
[/SUB]
اى مؤمنان، اين روزها، روزهاى حج است. حجتان بر شما مبارک باشد. فرقی نمی کند كه به كعبه رفته باشید يا اينكه در خانه هايتان هستيد و از شما جلوگیری شده باشد، بدرستیکه حج گذاران حقیقی شما هستيد، هر چند كه در خانه ى خود باشيد، زيرا كه خانه خدا در قلبهاى شماست، و بدرستيكه خدا، حج را بر مردم واجب کرد تا ولايت و يارى شان را به قائم آل محمد (ع) عرضه کنند، پس رویگردانان از قائم آل محمد (ع)، ولايت و يارى شان را به چه کسی عرضه خواهند كرد؟
و حق را به شما مى گويم:
﴿أَمْواتٌ غَير أَحْياء وَمَا يَشْعرُون أَيانَ يُبعثُون﴾.[SUB]النحل:
21
[/SUB]
(آنها مردگان بى جانى هستند كه نمى دانند چه زمانی مبعوث خواهند شد).
اهل جاهليت نيز حج به جا می آوردند: ﴿وَمَا كان صَلاَتُهمْ عندَ الْبَيتِ إِلاَّ مُكاء وَتَصْدِيَةً فَذُوقُواْ الْعذَابَ بِمَا كنتُمْ تَكفُرُون﴾.[SUB]الانفال: 35[/SUB]
(نمازشان نزد خانه خدا، چيزى جز سوت
كشيدن و كف زدن نبود، پس بچشيد عذاب الهى را بخاطر كفرتان).

حال امروزی‌ها نیز مانند ديروزی‌هاست:
﴿فَان لِلّذِين ظَلَمَوا ذَنوباً مِّثلَ ذَنوبِ أَصحابهمْ فَلَا يَسْتَعجِلُون).[SUB]الذاريات: 59[/SUB]
(و براى كسانى كه ستم كردند، سهم بزرگى از عذاب مانند سهم يارانشان از اقوام
ستمگر پيشين می باشد، بنابراين عجله نكنند).
بدرستيكه خداوند رویگردانان از حق را به عذاب هشدار داده است: ﴿وَلَئن أَخَّرْنا عنهُمُ الْعذَابَ إِلَى أُمَّةٍ مَّعدُودَةٍ لَّيَقُولُن مَا يحْبِسُهُ أَلاَ يَوْمَ ياتِيهِمْ لَيْسَ مَصْرُوفاً عَنهُمْ وَحَاقَ بِهِم مَّا كآنواْ بِهِ يَسْتَهزِئُون.[SUB]هود: 8[/SUB]
(و اگر
مجازات را تا زمان آمدن امت معدود (313نفر اصحاب امام زمان) به تأخير اندازيم، از روى استهزا مى ‏گويند: چه چيز مانع آن شده است؟ آگاه باشيد، آن روز كه عذاب به سراغشان آيد از آنهابازگردانده نخواهد شد، و هيچ قدرتى مانع آن نخواهد بود، و آنچه را که مسخرهمى‏كردند دامانشان را مى‏‌گيرد).

و سپاس خداوند یگانه
.
خداوندا، تو را سپاس می گویم و تو صاحب منت بر من می باشی، خداوندا من نمی دانستم کتاب و ایمان چیست و تو آن را به من آموختی، و گمراه بودم پس هدایتم کردی، خداوندا من سر در گم بودم و تو مرا راهنمایی کردی، خدایا من مریض بودم و تو مرا شفا عنایت کردی، خدایا من عریان بودم و تو مرا پوشاندی، خدایا من گرسنه بودم و تو مرا سیر کردی، خدایا من تشنه بودم و تو مرا سیراب کردی، خدایا من فقیر بودم و تو مرا غنی ساختى، خدایا من یتیم بودم و تو مرا پناه دادی. طاقت شکر تو را ندارم، زیرا من به هیچ خیری نرسیدم مگر بواسطه منت تو بر من، و هیچ کس از من بدی را دفع نکرد مگر تو، پس سپاس تو را همانگونه که شایسته کرم و عزت و جلالت است.خداوندا بر محمد و آل او درود فرست، و بصيرتم را برای شنیدن ذکرت باز کن، تا زمانیکه وحی تو را درک کنم، و اوامرت را انجام، و نهی هایت را ترک کنم.خداوندا، بر محمد و آل او درود فرست، و نظر رحمتت را از من برنگردان، و فضل و بخشش خود را از من دریغ مکن، و به من توفیق دوستی با دوستانت و دشمنی با دشمنانت را عطا بفرما، و ترس از خود، و رغبت به سویت، و تسلیم شدن در برابر اوامرت، و تصدیق کتابت، و پیروی از سنت پیغمبرت را، روزی من قرار بده.خداوندا حرکت کردن مرا سراسر عبرت گرفتن، و سکوتم را اندیشه، و کلامم را ذکر گفتن قرار ده. و گناه بزرگم را بر من ببخشای، و مرا به پدران صالحم ملحق کن. و سپاس تو را اول و آخر، و ظاهر و باطن. خدایا، سلام مرا به بنده ى فرستاده ات، جمع کننده و بلند کننده (مردم برای حساب)، و همچنین مؤید و پیروز برسان، و عذر مى خواهم و استغفار و توبه مى كنم از تو و از او، بدليل كوتاهى ام در تبليغ رسالت ولی ات حضرت محمد و پسر مظلومش محمد بن الحسن (ع) که درود و صلواتت بر او و بر پدران مطهرش باد.
و سلام و رحمت و بركات خداوند بر مؤمنان در مشرق و مغرب زمين.



سيد احمد الحسن (ع)

وصی و فرستاده ی امام مهدی (ع)

(خداوند در زمين تمكينش دهد)

23 ذوالقعدة 1427 هـ . ق

1384 هـ. ش
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

کانال تلگرام

بالا