• يماني آل محمد (عليه السلام) فرمود : در کلامم تدبر کنيد ، اي کساني که ادعاي طلب و جستجوي حق را مي‌ کنيد . آمده‌ ام تا بر حق شهادت دهم . و حق را روشن کنم . هرگز نيامده ام تا مردم از من تبعيت کنند . هدفم روشن کردن حق ، و جدا کردن باطل است . پس به همين خاطر مي‌ گويم : کسي از من توقع سازش و چاپلوسي نداشته باشد . هيهات که ما حتي مقداري از حق را فروگذاريم ، و قسمتي از باطل را رها سازيم ، براي آن که کسي ما را بخواهد ، يا کسي را راضي کنيم ، که براي ابرار هيچ چيزي بهتر از آنچه نزد خداوند است نمي باشد

خطبه پنجم: خطبه موحده (یگانه) 21/3/2008.... برابر با سال 1387 هـ . ش

  • شروع کننده موضوع يـوسف الأنصار
  • تاریخ شروع

يـوسف الأنصار

Guest


بسم الله الرحمن الرحیم
و الحمد لله رب العالمين

و صلى الله على محمدٍ و آلِ محمد الائمة و المهديين و سلم تسليما





بـسـم الله الـرحـمـن الـرحـیـم

خـطـبـه مـوحـده(يـگانـه) انـصار امـام مـهـدی(ع) نـوشـتـه سـیـد احـمـد الـحـسـن یـمـانـی، وصی و فـرسـتـاده امـام مـهـدی(ع).
ایـن خـطـبـه تـوسـط ائـمـه جـمـعـه در تـمـام نـقـاط جـهـان خـوانـده شـد، بـاشـد کـه مـردم در آن تـأمل کـرده و از مـحـتـویـات آن مـوعـظـه عـبـرت گـیـرنـد تـا راه بـر طـالـب حـق آشـکار گـردد.
از خـداوند متـعـال مـوفـقـیت را مسألت داریـم
بـه تـاریـخ: 21/3/2008

خـطـبـه اول:
بـسـم الله الـرحـمـن الـرحـیـم
الـحـمـد لله رب الـعـالـمـیـن

الـلـهـم صل عـلی مـحـمد و آل مـحـمد الأئـمـة و الـمـهـدیـیـن و سلـم تـسـلـیـمـا.
خـداونـدا بـر دشـمـنـان مـحـمد و آل مـحـمد از اولـیـن تـا آخـریـن آنـهـا لـعـنـت فـرست.

ايـام سـوگـواری و شـهـادت امـام حـسـن عـسکـری(ع) چـنـد روز پـیـش گـذشت.
خـداونـد اجـرتـان دهـد.
بـر شـرف نـبـی اعـظـم و ائـمه(ع)، و بـخـصـوص امـام حـسـن عـسکـری(ع)، خـداونـد رحـمـت كـنـد کـسی کـه قـبل از فـاتـحـه، صلوات خـتـم كـنـد.
خـداونـدا لعـنت فـرست بـر كـسی کـه امـام مظلوم ستـم دیـده، حـسن بـن عـلی عسکری(ع)، امـام مسلـمـیـن و حـجـتـت بـر جـهـانـیـان و فـرزنـد دخـتـر پـیـامبـرت مـحـمد(ص) را بـه قـتـل رسانـد.
خـداونـدا لعـنـت فرست بـر کـسی کـه بـا واژگون کـردن ضریـح آن حـضـرت و اهـانت بـه حرمتش، آن مصیـبت را هـمـانـند روز اول بـر مـا تـجـدیـد کـرد. خـداونـدا، انـجـام دهـنـده ایـن کار و یـاری كـنـنـده اش و کـسی کـه بـه ایـن جـرم عـظـیـم راضی بـود را لعـنـت كـن.
خـداونـدا، بـا حـول و قوت، تـعـداد و تـجـهـیـزات و پـیـروزی، تـوفـیق و فـضل عـنـایـت بـفرمـا، تـا انـتـقـام ایـن امـام پـاک و مـظـلـوم و انـتـقـام جـمـیـع انـبـیـاء و اوصـیـاء(ع) را از كـسانی كه بـه آنـهـا ظلـم کـردنـد بـر مـا مـمكـن گردد، کـسانی کـه بـه فـعـل و کـردار گـذشتگان و پـدرانـشان راضی بـودنـد و در مسیـر آنـهـا حرکـت کـردنـد. چـه کـسانی کـه جـسم او را بـه قـتـل رسانـدنـد و ضریـح او را واژگون کـردنـد و یـا کـسانی کـه مـسـیـر و خـواسـتـه اهـل بـیـت و ویـران کـردن هـیکل حـق را بـا ابـداع و نـوآوری و رأی بـاطـل خـودشان از بـیـن بـردنـد. و یـا کـسانی کـه از آنـهـا تـبعـیـت نـمـوده انـد.
خـداونـدا مـا را از وارثـان ایـن امـام طـاهـر مـظـلـوم و از کـسانی کـه از سـنـت او پـیـروی می كـنـنـد قـرار بـده، و مـا را در احـیــاء کـردن دیـنـش و دیـن جـدش مـحـمد مـصـطـفی(ص) مـوفـق بـگـردان، تـا ایـن بـدعـت و رأی بـاطـل را از ایـن دیـن حـق کـه بـرای مـا تـعـیـیـن کـردی نـفـی گـردانـیـم.

﴿آمـَنَ الرَّسُولُ بِـمـا أُنْـزِلَ إِلَـیـهِ مِـنْ رَبـه وَ الْـمُـؤْمِـنُـونَ كُلٌّ آمَـنَ بـاللَّهِ وَ مَـلائِـكـَتِـهِ وَكُـتـُبـه وَ رُسُـلِـهِ لا نُـفَـرِّقُ بـیـن أَحَـدٍ مِـنْ رُسُـلِـهِ وَ قَـالُـوا سَـمِـعْـنَـا وَ أَطَـعْـنَـا غُـفـْرَانَـكَ رَبَّـنَـا وَ إِلَـیـكَ الْـمَـصـِیـرُ* لا یُـكَلِّـفُ اللَّهُ نَـفـْسـاً إِلَّا وُسْـعَـهَـا لَـهـَا مـا كَسَبَـتْ وَعَـلَـیـهـَـا مـا اكْـتَـسَـبـَتْ رَبَّـنَـا لا تُـؤَاخِـذْنـَا إِنْ نَـسِیـنَـا أَوْ أَخْـطَـأْنَـا رَبَّـنـَا وَلا تـَحـْمِلْ عَـلـَیـنـَا إِصْـراً كَـمـا حَـمَـلْـتَـهُ عَـلَى الـَّذِیـنَ مِـنْ قَـبـْلِـنَـا رَبَّـنَـا وَلا تُـحـَمِّـلْـنـَا مـا لا طَـاقَـةَ لَـنـَا بـه وَ اعْـفُ عَـنَّـا وَ اغْـفِـرْ لَـنـَا وَ ارْحَـمـْنـَـا أَنْـتَ مَـوْلانـَا فَـانْـصُـرْنـَا عَـلـَى الْـقـَوْمِ الْـكَافِـرِیـنَ.
(الـبـقـرة:286- 285).
﴿رسـول بـه آنـچـه از طـرف پـروردگارش بـر او نـازل شـده ایـمــان دارد و مـؤمـنـان نـیـز هـمـه بـه خـدا و فـرشـتـگان و کـتـب و پـیـغـمـبـران خـدا ایـمـان آوردنـد و گـفـتـنـد مـا میـان هـیـچ یـک از پـیـغـمـبـران خـدا فـرقـی نـمی گــذاریـم و(هـمـه یـک زبـان و یـک دل در قـول و عـمل) اظـهـار کـردنـد فـرمـان خـدا را شـنـیـدیـم و اطـاعـت کـردیـم. پـروردگارا مـا آمـرزش تـو را می خـواهـیـم و می دانـیـم کـه بــازگـشـت هـمـه بـه سـوی تـوست * خـدا هـیـچـکس را مگـر بـه قـدر تـوانـایی او تـکلـیـف نـكـنـد در روز جـزا نـیـکی های هـر شـخـصی بـه سـود خـود او، بـدی هـایـش نـیـز بـه زیـان خـود اوست. پـروردگارا اگـر چـیـزی را فـرامـوش کـردیـم یـا بـه خـطـا راه رفـتـیـم مـا را بـر آن مـواخـذه مكـن. پـروردگارا هـیـچ تـکلـیـف گـران و طـاقـت فـرسـایی بـر مـا نـگـذار چـنـان کـه بـر پـیـشـیـنـیـان مـا نـهـادی. پـروردگارا و آن بـار(تـکلـیـفـی) را کـه فـوق طـاقت مـاسـت بـر دوش مـا قـرار مـده و مـا را بـیـامرز و گـنـاه مـا را بـبخـش و بـر مـا رحـمـت فـرمـا تـنـهـا تـو سـلـطـان مـا و یــار و یـاور مـایی پـس مـا را بـر گـروه کافـران یـاری فرمـا. (بـقـره :286- 285).

خـطـبـه دوم:

بـسـم الله الـرحـمـن الـرحـیـم
الـلـهـم صل عـلی مـحـمد و آل مـحـمد الأئـمـة و الـمـهـدیـیـن و سلـم تـسـلـیـمـا.

﴿وَ الـَّذِینَ آمـَنُـوا وَعـملوا الصَّالـِحَـاتِ وَ آمَـنُـوا بِـمـا نُـزِّلَ عَـلَى مُـحـَمَـد وَ هُوَ الْحَـق مِنْ رَبـهـم، كَــفّـَرَ عَـنـْهُـم سَیـئَـاتـِهـم وَ أَصْلَحَ بـالَهُـم. (مـحـمد:2). . .
﴿و آنـان کـه ایـمـان آوردنـد و کارهـای شایـستـه انـجـام دادنـد و بـه آنـچـه بـر مـحـمد(ص) نـازل شد کـه هـمه حـق از جـانب پـروردگارشان اسـت ایـمـان آوردنـد خـدا از گـنـاهـانـشان در می گـذرد و خـاطـرشان را اصلاح می كـنـد.(مـحـمد:2).
ایـن است حـال مـؤمـنـان بـه حـجـت خـدا.
پـس آنـهـا در ابـتـدا بـه کلمـات خـدوانـد ایـمـان آوردنـد و آنـهـا را بـاور کـردنـد، سپـس بـه آن عـمـل کـردنـد و خـلـیـفـه خـداونـد را بـاور کـردنـد کـه او حـق اسـت از جـانـب خـدا، پـس پـاداش آنـهـا از پـروردگارشان چـه بـود.﴿كَـفَّـرَ عَـنـْهـم سَیـئَـاتـِهـم وَ أَصْلَـحَ بـالَهُـم.(مـحـمد:2)
﴿خـدا از گـنـاهـانـشان در می گـذرد و خــاطـرشان را اصلاح می كـنـد. (مـحـمد:2).
حـال از خـودمـان سؤال می كـنـیـم، آیـا مـا بـه قـول خـداونـد متـعـال عـمـل می كـنـیـم﴿خـدا از گـنـاهـانـشان در می گـذرد.
بـرادر مؤمنـت، خـداونـد او را بـه شـخـصی پـاک و طـاهر و بـا اخـلاص وصف می كـنـد کـه خـداونـد از گـناهـانـش در گـذشت, نـه ایـنـکـه فـقـط آنـهـا را بـخـشید بـلکـه، ﴿كَـفَّـرَ عَـنْـهُـم سَیـئَـاتـِهـم ﴿خـدا از گـنـاهانـشان در می گـذرد در گـذشـتـن یـعـنی مستـور کـرد و پـوشانـید. آری، نـه فـقـط آنـهـا را بـخـشید بـلکـه آنـهـا را پـوشانـد و مستور ساخـت و آیـا می دانـی آنـهـا را از چـه کـسی پـوشانـد؟ آنـهـا را از فـرشتـگان پـوشانـد. آری، و از زمـیـن و از هر چـیـزی کـه شـاهـد آن معـصـیـت یـا گـنـاه بـود، پـوشانـید، و هـیـچ وجـود و هـیـچ اثـری بـرای آن بـاقی نـمـانـد، گویی کـه چـیـزی نـبـوده، فـرشته ای کـه آن گـنـاه را نـوشت، بـه امـر خـدا او را فـراموش کـرد، آری، زمـیـن و هر چـیـزی دیـگر.
کـسانی کـه نسبـت بـه حـقـیـقـت جـاهـلـند می گویـند، گـنـاهـان را خـدا می بـخـشد ولیكـن آثـارشان بـاقی می مـانـنـد و نـفـس را بـه تـخـتـه تـشـبـیـه کـرده و گـنـاهـان را بـه مـیـخ هایی کـه در آن کوبـیده شده انـد را مـثـال می زنـند، و می گویـند مـیـخ هـا کـه بـرداشته شود اثـرشان بـاقی خـواهـد مـانـد، آنـهـا می بـیـنـند کـه اگر گـنـاهـان بـخـشیده شونـد، اثـرشان بـاقی خـواهـد مـانـد، آنـهـا ایـنگونه می گویـند.
می گویـم، و حـق را بـه شـمـا می گویـم، شـمـا سـخـت در اشـتـبـاه ایـد، چـرا دربـاره چـیـزی کـه نـسبـت بـه آن شنـاخـت نـداریـد صـحـبت می كـنـید؟ چـرا درِ ملکوت را بـه روی تـوبـه كـنـنـدگان می بـنـدیـد؟ کـسی کـه مـیخ ها را روی تـخـتـه کوبـید او هـمـان خـالق تـخـتـه نـیـست، کـه بـتـوانـد آن را هـمـانـگونـه کـه بـود بـه حـالت اول بـرگردانـد. امـا
کـسی کـه گـنـاهـان را می بـخـشد خـداونـدِ هستی اسـت کـه نـفـس را آفـریـد و او قـادر بـه هـمه چـیـز اسـت. قـادر اسـت نـفـس را هـمـانـگونـه کـه بـود بـه حـالت اول بـرگردانـد، اگر بـنده ای بـه درگاه خـدا توبـه كـنـد، پـس خـداونـد فـرشتـگـانی را کـه آن گـنـاهـان را نـوشتـه انـد را فـراموشی می دهـد و زمـیـن کـه شاهـد معـصیـت بـنده خـدا بـود را فراموشی می دهـد و اثـر هـر گـنـاهی را از نـفـس آن بـنده مؤمن مـخـلـص و تـوبـه كـنـنـده بـر می دارد.
آری، آن را مـانـند روزی کـه بـه دنـیـا آمد بـر می گردانـد.


دانلود اين خطبه با فرمت (PDF)







 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

Mellate Ebrahim

New Member
ممنون

لطفا صوتی این خطبه با صدای جناب یمانی علیه السلام را برای دانلود قرار دهید.

با تشکر
 

يـوسف الأنصار

Guest
بسم الله الرحمن الرحیم


این خطبه فقط با دست مبارک سید یمانی علیه السلام بـه تـاریـخ:
21/3/2008 نگاشته و در سراسر دنیا توسط انصار خوانده شد.


و الحمد لله اولاً و آخرا و ظاهراً و باطنا

 

amirfahimi110

Moderator
عضو کادر مدیریت
پاسخ : خطبه پنجم: خطبه موحده (یگانه) 21/3/2008.... برابر با سال 1387 هـ . ش



باقيماندهء خطبهء اول كه ترجمه اش نيامده :

يحق لنا العجب ونحن في هذا الوقت حيث لم يعد من الصعب على أي شخص البحث والتقصي عن حوادث التاريخ واستقراءها واستظهار الحق منها
لمَّا نجد من يدعي الإسلام والإيمان بالقرآن وهو يقرأ قوله تعالى (( قُلْ لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْناً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ) (الشورى: 23)

ومع هذايحب ويوالي ويولي من حاربوا ال محمد اولي قربى محمد (ص) الذين امر الله بمودتهم ، ويعمد إلى إعفاء آثارهم(ع) وهدم قبورهم(ع)وهل بغضهم بل وأقصى ما يصل اليه الإنسان من الحقد عليهم إلا مودة من قتلهم واستهان بحرمتهم؟! ،
وهل توجد استهانه بالقرآن أعظم من تفضيل غيرهم عليهم او تسويتهم بهم (ع) او مودة من عاداهم ؟!،
وكيف يمكن ان يعبر انسان عن حقده عليهم بأعظم من درس آثارهم وهدم قبورهم ؟! ،
كيف هذا ياقوم ؟!!،مالكم كيف تحكمون وما جعل الله اجر الرسالة إلا مودتهم (ع) .

الود ليس الحب فحسب بل هو مع الميل والانحناء والخضوع وقبول القول من الاخر اي ان الله طلب من المسلمين حب ال محمد (ع) وقبول قولهم هذا هو معنى مودتهم اي حب وتسليم لهم لانهم حجج الله على خلقه وأئمة المسلمين
ولتتبين المودة اكثر التفتوا الى قوله تعالى ((َوَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِي ذلِكَ لآَياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ) الروم (21) اي جعل بين (الزوجين) الرجل والمرأة مودة ورحمة فالمودة من المرأة اي حب وطاعة وخضوع للرجل لانه قيم عليها (الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ ...) النساء (34)، اما الرحمة فمن الرجل لانه حب موجه من القوي للأضعف ( المرأة )، والقوي يرحم الضعيف
فلينظر كل من يدعي الاسلام الى موقفه من ال محمد (ع) وليهيأ لآخرته موقفاً يتشرف به بين يدي الله سبحانه الذي اوجب حب ال محمد (ع) والتسليم لقولهم (( قُلْ لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى )) .

ولكي لا تبقى خدعة الشورى قائمة اريد في هذا القليل بيان حق علي بن ابي طالب (ع) وانه وال محمد (ع) الائمة حجج الله على خلقه ، وان مبدأ الشورى في اختيار خليفة الله او الحاكم بامر الله باطل واظن يكفي في بطلانه قصة موسى مع قومه فقد اختار سبعين رجلا لميقات الله فكفروا باجمعهم ولم يكن في اختيار موسى (ع) صالحاً واحداً من بين سبعين اختيار فكيف يختار ( اهل الشورى ) وهم دون موسى (ع) شخصاً واحداً فيكون من الصالحين .تدبروا كلامي يا من تدعون طلب الحق

أتيت لأشهد للحق وأبين الحق لم آتِ ليتبعني الناس غايتي أن أبين الحق وأميز الباطل ولهذا اقول لا يتوقع احد مني المداهنة هيهات منا ترك شيء من الحق او غض النظر عن شيء من الباطل طلبا لمودة هذا او رضا ذاك فما عند الله خير للابرار وفصل الخطاب في بيان حق علي (ع) والائمة والمهديين من ولده (ع) وباختصار شديد لو كان انسان يملك سفينة او مصنع او اي شيء يعمل فيه مجموعة من الناس اليس من المفروض ان يعين رباناً للسفينة او مديراً للمصنع او قائداً لهؤلاء الناس ثم ان ترك هذا وغرقت السفينة او تلف المصنع او حدث ضرر ما الا يوصف عمله هذا بالسفه او عدم الحكمة

ثم ان عين رباناً للسفينة او مديراً للمصنع او قائداً لهؤلاء الناس ولكنه لم يكن اعلمهم في قيادة السفينة او ادارة المصنع او قيادة هؤلاء الناس وحصل نقص في انتاج المصنع اوحدث طارئ ما تسبب في ضرر معين كغرق السفينة بسبب جهل هذا القائد بقانون تشغيل المصنع او معالجة الطارئ الا يوصف عمله هذا بالسفه او مجانبة الحكمة اليس من المفروض ومقتضى الحكمة اختيار اعلم الموجودين او تزويد المختار بالعلم اللازم ليكون الاكفأ والاقدر على قيادة السفينة وايصالها الى بر الامان وادارة المصنع وتحقيق افضل انتاج .ولو فرضنا ان هذا الانسان عين رباناً للسفينة او مديراً للمصنع او قائداً لهؤلاء الناس وكان اعلمهم واقدرهم على قيادة السفينة وادارة المصنع ولكنه لم يأمر الناس بطاعة هذا الربان او المدير او القائد وتصرف الناس كل بحسب هواه ورغبته لانهم غير مأمورين بطاعة القائد المعين وحصلت فوضى او اضرار بسبب عدم أمره للناس بطاعة الربان او القائد الا يوصف بانه جانب الحكمة الى السفه ثم ما فائدة تعيينه للقائد الاقدر ان لم يأمر الناس بطاعته لا اظن ان عاقلاً حكيماً سيقول غير هذا ( يجب تعيين قائد ويجب ان يكون لديه او ان يزود بكل ما يحتاج من العلم ويجب ان يُأمر الذين يقودهم بطاعته ).

وهذا موجود في القرآن فمع اول خليفة لله سبحانه في ارضه وضع هذا القانون وهو قانون معرفة خليفة الله وحجته على عباده بل هو قانون معرفة الله لان بمعرفة خليفة الله يعرف اللهفتعيين الامام والقائد وخليفة الله في قوله تعالى :(وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لا تَعْلَمُونَ) (البقرة:30)
وكون هذا الخليفة هو الاعلم في قوله تعالى: (وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ فَقَالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ) (البقرة:31)
والامر بطاعة هذا الخليفة في قوله تعالى : (فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ) (الحجر:29)
بل ومن يرجع للتوراة والانجيل سيجد نصوصاً كثيرة تنطبق تماما مع النص القرآني في بيان ان قانون معرفة خليفة الله او قانون معرفة الله هو هذه الامور الثلاثة التي بينتها .

فمن هو وصي رسول الله ومن هو اعلم الناس بعد رسول الله ومن الذي أمرَ رسول الله بأمرِ الله الناس بطاعته ، يجب ان يكون هناك شخصاً فيه هذه الامور الثلاثة والا فمن يقول بعدمه يتهم الله سبحانه وتعالى بمجانبة الحكمة اقول مَنْ ؟ وادع الجواب لمن أسألهم وعسى ان ينصف الناس انفسهم بالجواب الحق

وجدير بنا الالتفات الى ان هناك ومنذ البداية من رفض الانصياع لأمر الله سبحانه وتعالى ورفض ان يكون بينه وبين الله واسطه ورفض ان يكون قبلته الى الله آدم (ع) وهذا الرافض الخبيث هو ابليس لعنه الله (طاووس الملائكة) نعم أؤكد هذا كان من رفض السجود لادم (ع) طاووس الملائكة في حينها ارجو ان يستحضر هذا المعنى كل من يريد الاجابة على السؤال المتقدم قال تعالى (وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلاً) (الكهف:50).

ولعل اشد من تابعوا ابليس في خطاه ورفضوا ان يكون بينهم وبين الله واسطة كما اراد الله ورفضوا ان يكون خليفة الله وحجته على عباده قبلتهم الى الله هم الوهابيون بل انهم تجاوزوا ابليس لعنه الله امامهم وقدوتهم في رفض السجود لخليفة الله حيث لم يكتفوا باقتفاء اثر ابليس بل زادوا عليه في بيان بغضهم وحقدهم على خلفاء الله في ارضه ال محمد (ع) فقاموا بهدم اضرحتهم في البقيع في المدينة المنورة ( وما نورها الا لان محمد وال محمد (ع) دفنوا فيها ) واتموا حقدهم في سامراء ويدعون بهذا انهم يريدون التوحيد ونبذ الشرك انظروا ايها المنصفون بعين الحق وليكن القرآن ميزانكم ستجدون ان الشرك الذي يدعي هؤلاء نبذه هو سجود الملائكة لآدم (ع) وستجدون ان التوحيد الذي يدعي هؤلاء طلبه هو رفض ابليس لعنه الله السجود لآدم (ع) .هكذا هم بحسب عقيدتهم ابليس لعنه الله سيد الموحدين لانه رفض السجود لغير الله ، بل وبحسب عقيدتهم الفاسدة فإن الملائكة مشركون لانهم سجدوا لغير الله

ولكن ايضا ليس الوهابيون هم متفردون بهذا المنهج من الجهل وانكار حجة الله ونصب العداء والبغض لآل محمد (ع) فقد سبقهم في هذه الامة كثير كالامويين والعباسيين وغيرهم و قتلوا ال محمد (ع) باسمهم وبسيفهم، فيزيد لعنة الله يدعي انه خليفة الرسول محمد (ص) ويقتل الحسين(ع) باسم الرسول (ص) وهكذا فعل بنو العباس رغم ان الائمة (ع) حجج الله قد جاءوا بالامور الثلاثة المتقدمة التي مثلت قانوناً الهياً لمعرفة حجة الله .

واليوم تعاد نفس الفصول وبأخبث السبل فمنهج الهدم والحرق والقتل والتمثيل وكل سبل النواصب الخبيثة قد مارسها ورثتهم اليوم من يسمون انفسهم جند المرجعية نعم المرجعية النائبة عن الامام المهدي (ع) تماما كخلافة يزيد لعنه الله للرسول محمد (ص) ، نفس الفصول ونفس الجرائم ونفس الادعاءات ونفس الطرق فالحسين ابن رسول الله (ص) كان بالامس عدو الاسلام عند اهل العراق وقد خرجوا بأجمعهم لقتاله نعم لانه في نظرهم خارج على خليفة الرسول محمد(ص) يزيد ابن معاوية لعنه الله

واليوم نفس الشيء والله الذي لا اله الا هو لم يتغير شيء اللهم الا ان يكون اليوم الامر اوضح لان لهم سنة بمن سبقهم فكان المفروض ان ينتفع بها الناس ويعتبروا بها فلا يعيدوا نفس الكرة ولكن هيهات الا ان يعيدوا سنة ابائهم ويقتفوا اثارهم فيكونوا مصداقا لقول الامام (ع) ( لانهم رضوا بفعل ابائهم في قتلهم الحسين (ع)) .

الحسين (ع) ليس اسماً قتل قبل اكثر من الف عام ليكون اولياءه وشيعته من يبكون ويلطمون على ما حدث له، هيهات فالحسين (ع) خرج لبيان حاكمية الله وان الاعتراف بها هو مايريده الله ونقضها لا يرضي الله فبالأمس واليوم وغدا قتلة الحسين هم من نقضوا وينقضون الهدف الذي ضحى من اجله الحسين (ع) ولا يمكن ان نرى مصداقاً اوضح من فقهاء اخر الزمان ومن تبعهم في العراق فهم لم ينقضوا هدف الحسين (ع) فحسب بل نقضوه لارضاء امريكا انهم قتلة الحسين (ع) في هذا الزمان فماذا يمكن ان ننتظر منهم ومن الذين يتبعونهم نعم لا ننتظر منهم الا ما فعلوا بنا قتل وهدم وحرق وتمثيل وجرائم فضحتهم وعرتهم على رؤوس الاشهاد انهم شرار خلق الله فلا ننتظر منهم الا هذا الشر الذي صدر ويصدر عنهم، اذا كان يزيد لعنه الله قتل رضيعا واحدا للحسين (ع) فإن هؤلاء قد قتلوا اكثر من رضيع وهم على استعداد لقتل المئات ان هؤلاء القتلة عملاء امريكا القابعون في الدهاليز المظلمة قد اتعبوا يزيد واشباهه عن اللحاق بهم في تسافلهم الى اسفل السافلين اللهم العن الاصنام الاربعة هبل وعزى ولاة ومناة في هذا الزمان ومن هم على شاكلتهم ومن يتبعهم اللهم العنهم لعنا وبيلا اللهم العنهم والعن ربهم الاعلى امريكا لعنا وبيلا .

ايها المؤمنون لقد انتصرتم في العاشر من المحرم لقد هزمتم ابليس وجنده شر هزيمة لقد سودتم وجه ابليس لعنه الله بسجودكم وتسليمكم لله سبحانه، لم تثنكم قلة العدد والعدة وكثرة عدوكم وضخامة عدته لقد هزمتم المرجعية الشيطانية اليزيدية شر هزيمة، نعم والله لقد هزمتموهم حتى وقبل الاحداث بالعلم الذي تفضل الله به عليكم فبانت عورتهم العلمية وجهلهم امامكم حتى اضطررتموهم الى ان يستخدموا حيلة العاجز الجاهل وهي القتل والقتال في مواجهة العقيدة الحق تماما كما استخدمها اسلافهم من علماء الضلالة ضد دعوات الانبياء والاوصياء (ع)، وحتى عندما لجأوا الى القتل والقتال فمن هو المنتصر الذي خرج وضحى بدمه لاحياء مبدأ الحسين (ع) (حاكمية الله ) بعد ان منع ان ينشر مبدأ الحسين وهدفه بالكلمة ام اؤلئك القتلة جند المرجعية الشيطانية اليزيدية لعنهم الله الذين قاتلوا ضد مبدأ الحسين وهدفه (حاكمية الله) لقد انتصرت دمائكم ولازالت تحقق الانتصارات ، ولازالوا يتقهقرون ويتراجعون ويهزمون بفضل الله وبفضل دمائكم التي سالت فاصبحت حراب غرست وتغرس في قلب الشيطان وصواعق من نور هدمت وتهدم هيكل الباطل لقد والله ايها المؤمنون انتصرتم على الهوى والانا والشيطان والدنيا وزخرفها وإياكم والجزع والشكوى وترك الصبر فإن الصبر مفتاح الفرج وهو فرجكم ولقد صبرتم فيما مضى وصبركم الآن اولى واحجى فلم يبقَ الا القليل وإن تكونوا تألمون فإنهم يألمون وترجون من الله ما لا يرجون وستكون نهايتهم بعد حين كنهاية يزيد لعنه الله وجنده وللاخرة اشد عذابا واشد تنكيلا ولن تنفعهم معذرتهم يوم ينادي المنادي الا لعنة الله على الظالمين .


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ
لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ
وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ
وَ لا أَنا عابِدٌ ما عَبَدْتُّمْ
وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ
لَكُمْ دِينُكُمْ وَ لِيَ دِينِ
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

tolooemashregh

New Member
پاسخ : خطبه پنجم: خطبه موحده (یگانه) 21/3/2008.... برابر با سال 1387 هـ . ش

ولقد صبرتم فيما مضى وصبركم الآن اولى واحجى فلم يبقَ الا القليل وإن تكونوا تألمون فإنهم يألمون وترجون من الله ما لا يرجون وستكون نهايتهم بعد حين كنهاية يزيد لعنه الله وجنده وللاخرة اشد عذابا واشد تنكيلا ولن تنفعهم معذرتهم يوم ينادي المنادي الا لعنة الله على الظالمين .
 

کوثر الأنصار

اللهم إلحقنا بالصالحین.
پاسخ : خطبه پنجم: خطبه موحده (یگانه) 21/3/2008.... برابر با سال 1387 هـ . ش

السلام علیکم و رحمة الله.

برادر بزرگوار لینک دانلود فایل پی دی اف که در قسمت اول این تاپیک درج شده (زیر خطبه) غیر فعال هست، لطفاً بررسی شود. که غیر فعال هست یا مشکل از نت بنده می باشد.

موفق و مؤيد باشید.
 

کانال تلگرام

بالا