• يماني آل محمد (عليه السلام) فرمود : در کلامم تدبر کنيد ، اي کساني که ادعاي طلب و جستجوي حق را مي‌ کنيد . آمده‌ ام تا بر حق شهادت دهم . و حق را روشن کنم . هرگز نيامده ام تا مردم از من تبعيت کنند . هدفم روشن کردن حق ، و جدا کردن باطل است . پس به همين خاطر مي‌ گويم : کسي از من توقع سازش و چاپلوسي نداشته باشد . هيهات که ما حتي مقداري از حق را فروگذاريم ، و قسمتي از باطل را رها سازيم ، براي آن که کسي ما را بخواهد ، يا کسي را راضي کنيم ، که براي ابرار هيچ چيزي بهتر از آنچه نزد خداوند است نمي باشد

خطبه جمعه 93/1/8

معلم موسی

مدیر بخش
بسم الله الرحمن الرحیم والحمدلله رب العالیمن وصلی الله علی محمد وال محمد الائمه والمهدیین وسلم تسلیما کثیرا

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (1) اللَّهُ الصَّمَدُ (2) لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ (3) وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُواً أَحَدٌ (4)

نكته ای بين جهاد با شمشير وجهاد با كلمه(کتاب جهاد درب بهشت) خطبه اول

دعوت برای خداوند سبحان ودين حق او, وبرای اطاعت وپيروی از خليفه الله در زمين با كلام وكلمه شروع می شود, خداوند تعالی می فرمايد(ادْعُ إِلِى سَبِيلِ رَبِّكَ
بِالْحِكْمَة ِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ
[النحل 125]ای رسول, خلق را به حكمت وبرهان وموعظه نيكو به راه خدا دعوت كن وبا بهترين طريق مناظره نما كه البته خدا كسی را كه از راه او گمراه شده وآنكه هدايت يافته بهتر ميداند.
سلیمان (ع)با كلمه شروع كرد:
(اذْهَب بِّكِتَابِي هَذَا فَأَلْقِهْ إِلَيْهِمْ ثُمَّ تَوَلَّ عَنْهُمْ فَانظُرْ مَاذَا يَرْجِعُونَ
[النمل : 28] اينک نامه مرا به جانب آنان ببر وبازگرد تا بنگری پاسخ چه ميدهند

ونامه ای كريم وحكيم ورحيم بود(قَالَتْ يَا أَيُّهَا المَلَأُ إِنِّي أُلْقِيَ إِلَيَّ كِتَابٌ كَرِيمٌ *إِنَّهُ مِن سُلَيْمَانَ وَإِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ [النمل : 30.29] چون هدهد نامه را از منقار در بر بلقيس افكند به شگفت آمد ومُهر نامه را بر گرفت ومطالعه كرد وآنرا بسيار مهم يافت و رو به رجال در بارش كرده وگفت : نامه بزرگی به من رسيده. يعنی اينكه با رحمت همراه است
سپس به مجادله منتقل می شوی به آنچه كه بهتر است

ادْعُ إِلِى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَة ِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ [النحل 125]ای رسول, خلق را به حكمت وبرهان وموعظه نيكو به راه خدا دعوت كن وبا بهترين طريق مناظره نما كه البته خدا كسی را كه از راه او گمراه شده وآنكه هدايت يافته بهتر ميداند.
سپس به قول شديد منتقل می شوی
(يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ [التوبة : 73] ای پيغمبر با كافران ومنافقان جهاد ومبارزه كن وبر آنها بسيار سخت بگير (بيش از اين مدارا مكن) مسكن آنها دوزخ وبسيار بد منزلگاهی است.
واين چيزی است كه حضرت سليمان در آخر امر انجام داد
(ارْجِعْ إِلَيْهِمْ فَلَنَأْتِيَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لَّا قِبَلَ لَهُم بِهَا وَلَنُخْرِجَنَّهُم مِّنْهَا أَذِلَّةً وَهُمْ صَاغِرُونَ [النمل : 37] ای فرستاده بلقيسيان با هدايا بسوی آنان باز گرديد كه من لشكری بيشمار كه هيچ بآن مقاومت نتوانند كرد بر آنها می فرستم و آنها را با ذلت و خواری از آن ملک بيرون ميكنيم
واگر كلمه سودی نبخشد اين شمشير است كه فاصل بين حق وباطل برای اعلای كلمه الله واظهار اطاعت وپيروی از او در رزمين است. پس انتقال به مبارزه با شمشير امری ايست حتمی وقتيكه كلمه سودی نبخشد بلكه در تمام اديان الهی امری يست واجب وبه اين دليل است كه انبياء خدا ورسولانش شمشير بلند كردند ودر راه خدا برای اعلای كلمه الله جهاد و مبارزه نمودند بنابر اين انتقال مستقيم به شمشيرعجله است كه عجله كنند گان به هلاكت می رسند , وترک انتقال به شمشير
بعد از اتمام كلمه خذلان است وخذلان شدگان به هلاكت می رسند.

إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ (1) وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجاً (2) فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّاباً (3)
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

معلم موسی

مدیر بخش
پاسخ : خطبه جمعه 93/1//8



بسم الله الرحمن الرحیم صلوات ودرود برسروران خلق محمد وآل محمد،کشتی های نجات در امواج خروشان که هرکس در آنها سوار شود درامان بوده وهرکس آنها را ترک گوید غرق وهلاک خواهد شد وهرکه از آنها پیش گیرد از حق دور شده وآنکه ازرکاب آنها جا بماند هلاک شده وتنها کسی که ملازم آنها باشد به سر منزل مقصود خواهد رسیذ
خطبه دوم (سؤال 150 کتاب متشابهات جلد 4)

خداوند میفرماید : ﴿قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ﴾ (بگو اى بندگان من كه بر خويشتن زياده‏روى روا داشته‏ايد از رحمت‏خدا نوميد مشويد در حقيقت‏خدا همه گناهان را مى‏آمرزد كه او خود آمرزنده مهربان است) (الزمر:53) و نیز میفرماید: ﴿يَا قَوْمَنَا أَجِيبُوا دَاعِيَ اللَّهِ وَآمِنُوا بِهِ يَغْفِرْ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَيُجِرْكُمْ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ﴾ (اى قوم ما دعوت‏كننده خدا را پاسخ دهيد و به او ايمان آوريد تا برخى از گناهانتان را بر شما ببخشايد و از عذابى پر درد پناهتان دهد)(الاحقاف :31) آیه اول تمام گناهان را می بخشد اما در آیه ی دوم قسمتی از گناهان را می بخشد چگونه میتوان تناقض این دو آیه را دفع کرد؟

جواب:
بسم الله الرحمن الرحیم
حمد و سپاس خداوند عالمیان و درود و صلوات بر محمد(ص) و خاندان پاک او ائمه و مهدیین(ع)
گناهان بین شما و بندگان مگر با اعاده حیثیت یا حقوق به صاحبش و درخواست و طلب رضایت از آن شخص، آمرزیده نمی شود . این یک قانون همگانی است :( از گناهانتان را بر شما ببخشايد) یعنی خداوند گناهان بین شما و بین خود را می آمرزد. اما بخشیدن گناهان بین شما و بندگان در گرو طلب آمرزش و رضایت و ادای حقوق آنان است.
و امام زین العابدین(ع) در دعای روز دوشنبه میفرمایند: (… وأسألك في مظالم عبادك عندي، فأيما عبد من عبيدك، أو أمَة من إمائك كانت له قبلي مظلمة ظلمتها إياه في نفسه أو في عرضه أو في ماله أو في أهله وولده، أو غيبة اغتبته بها، أو تحامل عليه بميل أو هوى، أو أنفة أو حمية أو رياء أو عصبية غائباً كان أو شاهداً، وحياً كان أو ميتاً، فقصرت يدي، وضاق وسعي عن ردها إليه، والتحلل منه. فأسألك يا من يملك الحاجات وهي مستجيبة لمشيئته، ومسرعة إلى إرادته أن تصلي على محمد وآل محمد، وأن ترضيه عني بما شئت، وتهب لي من عندك رحمة إنه لا تنقصك المغفرة، ولا تضرك الموهبة يا أرحم الراحمين)
یعنی گناهان بین شما بندگان بواسطه دعا و توسل به خد اوند آمرزیده میشود تا خداوند خود بازگردانده ی حقوق به صاحبش باشد ( اگر وسعم تنگ گردد ) و این همان قانون خاص است ( و با آن تمام گناهان بخشیده میشود) و در آنجا یک راه آسان برای بخشش همه گناهان است.

خداوند میفرماید: ﴿مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافاً كَثِيرَةً وَاللَّهُ يَقْبِضُ وَيَبْسُطُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ( هر کس به خدا وام نیکو دهد خداوند ...)(بقره:245)
و از اهل بیت نقل شده که (در مورد صله امام است) و همچنین فرمودند:در موردصله ی رحم است و رحم ،آل محمد(ع)هستند . پس خداوند صله ی رحم به امام (ع) را به عنوان وامی نیکو یاد میکند که جزای آن را خود می پردازد .صله ی امام از چند جهت میباشد از جمله : صله با مال، صله با عمل همراه ایشان ، و جهاد با زبان و شمشیر در رکاب امام برای اثبات حق ایشان است و اکیدا عمل همراه ایشان از اعطاء مال والاتر است؛ زیرا عمل باعث رنجش جسد انسان میشود. چه بسا که جهاد با زبان و شمشیر ،هلاک جسد او را در پی داشته باشد.
چه رحمت بزرگی است، هنگامی که حجت خدا در میان مردم باشد و هنگامی که این دروازه عظیم گشوده شود و انسان با صله به امام خود، وامی نیکو به پروردگار قرض میکند. چقدر لذت بخش است هنگام قیامت، در برابر پروردگار خویش قرار می گیرد و جزا و پاداش خود را از خدای خود میگیرد. چه بسا با گناهانی به اندازه شنهای صحرا آمده باشدو مورد آمرزش قرار میگیرد .زیرا او وامی به خداوند قرض کرده (و خداوند وام دار دین است) و او حسنه کوچک را با جزای فراوان پس میدهد و تمام قرضهای این بنده و گناهانش در حق بندگان دیگر را عطا میکند و بدون حساب او را وارد بهشت میکند


إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ (1) فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ (2) إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ (3)
 

کانال تلگرام

بالا