• يماني آل محمد (عليه السلام) فرمود : در کلامم تدبر کنيد ، اي کساني که ادعاي طلب و جستجوي حق را مي‌ کنيد . آمده‌ ام تا بر حق شهادت دهم . و حق را روشن کنم . هرگز نيامده ام تا مردم از من تبعيت کنند . هدفم روشن کردن حق ، و جدا کردن باطل است . پس به همين خاطر مي‌ گويم : کسي از من توقع سازش و چاپلوسي نداشته باشد . هيهات که ما حتي مقداري از حق را فروگذاريم ، و قسمتي از باطل را رها سازيم ، براي آن که کسي ما را بخواهد ، يا کسي را راضي کنيم ، که براي ابرار هيچ چيزي بهتر از آنچه نزد خداوند است نمي باشد

خطبه جمعه 2/26/ 93

معلم موسی

مدیر بخش
خطبه اول ( جوابهای رشن کننده ج 2 )
مقصود ار سورة النبا چیست ؟ قول تعالی
: عمَّ يَتَسَاءَلُونَ ﴿١﴾ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ ﴿٢﴾ الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ ﴿٣﴾ كَلَّا سَيَعْلَمُونَ ﴿٤﴾ ثُمَّ كَلَّا سَيَعْلَمُون (درباره چه چیزی از یکدیگر می پرسند* ازآن خبر بزرگ* که در باره آن با هم اختلاف دارند* نه چنان است به زودی خواهند دانست * بازهم نه چنان است بزودی خواهند دانست ) صدق الله العظیم ( النبأ 1-5)
مقصود از قول تعالی ( کلا سیعلمون ثم کلا سیعلمون ) چیست ؟؟

ج بسم الله الرحمن الرحیم والحمدلله رب العالمین وصلی الله علی محمد و آل محمد ،الائمه والمهدیین وسلم تسلیماً

عم يَتَسَاءَلُونَ ﴿١﴾ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ ﴿٢﴾ الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ ﴿٣﴾ كَلَّا سَيَعْلَمُونَ ﴿٤﴾ ثُمَّ كَلَّا سَيَعْلَمُون
اینت داستان در هر زمان که خلیفه ای از خلفای خداوند متعال برای اهل زمین وآسمان فرستاده شود تکرار می گردد واین قضیه همان اختلاف نسبت به خلیفه خداوند ( انبیاء واوصیاء ومرسلین) است یا همانگونه که خداوند آنرا به ( النبأ العظیم) نامیده است(1) واولین خلیفه خداوند متعال حضرت آدم (ع)بود که نسبت به امر سجود واطاعت امر خدادر قبول خلیفه اش وسجود برای او بین ملائکه اختلاف بوجود آمد ودر حالیکه بعضی از آنها مطیع امر شده وآنها ملائکه هستند واز میان آن ابلیس سرپیچی وتکبر کرد وامر ایشان را نپذیرفت (2)که ابلیس (لع) به علت اطاعت وعبادت قبلی خود ار ملائکه به حساب می آمد اما اصالت او از جن بود(3)وابلیس وعده گمراه کردن وتکبر بنی آدم بر خلیفه خدا در هر زمان داده است وتبعیت آنها از خود را داد وهمین گونه مردم در هر زمان به دو قسمت تقسیم می شوند که عده ای ازآنها پیروملائکه در اطاعت ازخلیفه خدا وعده ای دیگر تابع ابلیس در تکبر برخلیفه خدا می شوند وآنان که تابع ابلیس می شوند خواهند دید که واژگون خواهند شد (وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ)(وکسانی که ستم کرده اند به زودی خواهند دانست به کدام بازگشتگاه برخواهند گشت) [الشعراء : 227
(کلا سیعلمون ) یعنی در قیامت صغری ( قیام قائم ) خواهند فهمید.
( ثم کلا سیعلمون) یعنی در قیامت کبری خواهند فهمید وعاقبت نیک از آن تقوی پیشگان است.
( ان للمتقین مفاز) النبا31 آنان که به خلفای خداوند ایمان آوردند ومطیع آنان بودند و در مسی مستقیم آنها حرکت کردند، همان کسانی که خدا را به وسیله خلفای او شناختند. چگونه خلیفه خدا همان ( النبأ العظیم) نباشد؟ وهمانا او دروازه شناخت خداوند متعال است وخلافت خدا همان اخبار عظیم ( النبأ العظیم) است والگوی آنها ( خلیفه) درمحمد وآل محمد(ع) نمایان گشت وآنها چهره خدا ( وجه الله) ونامهای نیک او وظهور خدا در فارات (مکه ) هستند) وبا آنها خدا شناخته شد، پس کدامین خبر لازم تر است که النبأ العظیم نامیده شود؟ از نبأ وخبر تشکیل قانون معرفت خدا وقانون معرفت خلیفه خداوند است خلافتی که در وجود محمد وآل محمد (ع) بیان شد ( ظهور خدا در فاردان (مکه ) ) ، یا خدا در بین خلق ویا چهره و صورت خداوند متعال در میان خلق است ؟
ودر قرآن این نبأ عظیم عبرت ودرسی برای عبرت جویان ویادی برای یاد آوران است تا شاید بتواند درک کنند وباشند از کسانی که بدانند وسجود کنند تا اینکه از جهل وتکبر خارج شوند واز کسانی که قرآن فرموئ
( کلا سیعلمون* ثم کلا سیعلمون ) نباشد
وقول تعالی (قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ أَنتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ..... وَلَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِينٍ )( 68- 88) ( یا رسول الله به آنها بگو این خبر عظیم که شما از آن روی گردانید ودر آینده نزدیک آنرا خواهید فهمیده)
اـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

از علی بن ابی طالب (ع) فرمودند : ( صخر فرزند حرب آمد ونزد ورسول الله (ص) نشست و گفت : یا محمد این امر (خلافت) بعد از شما برای ماست یا برای کسانی دیگر است ؟ رسول الله ( ص) فرمود: از من از آن کسی است که او نسبت به من به منزل هارون از موسی ( باشد . وعلی (ع) فرمود: خداوند بعد از کلام رسول الله (ص) یان ایه ها را نازل نمود ( عم یتسائلون عن النبأ العظیم الذی فیه مختلفون ) که گروهی ولایت علی (ع) را تصدیق می کنند وگروهی تکذیب سپس فرمود (کلا) : هرگز ؛که در باره آنها نازل شد ( سیعلمون) خواهند فهمید که بعد از تو ای رسول الله که خلافت او حق است ( ثم کلا سیعلمون ) پس هرگز ، خواهند فهمید و می گوید: حق ولایت وخلافت او را می دانند در حالی که در گور خود از آنها در مورد خلافت و ولایت او سؤال می شود وهیچ مرده ای چه در شرقوغرب زمین وبیابان ودریا مگر اینکه دو فرشته منکر ونکیر از او در مورد ولایت امیرالمؤمنان خواهند پرسید از مرده می پرسند خدای تو کیست دین تو چه دینی است پیغمبر تو کیست و امام و ولی توکیست. ( مناقب ال ابی طالب لابن شهر آشوب : ج 2 ص 276
واز سدیر صیر فی از ابی عبد الله (ع) در مورد قول خدا پرسیدم (بَلْ هُوَ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ) وقوله تعالی ( قل هو نبأ العظیم ) فرمود: آنان که علم به آنها داده شد ائمه وخبر عظیم امامت است ( بحار الاتور ج 32 ص 203
از عبد الله بن گثیر از ابی عبد الله (ع ) در قول تعالی (عمَّ يَتَسَاءَلُونَ ﴿١﴾ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ ﴿٢) فرمود : النبأ العظیم ولاست است واز او پرسیدم عن قوله ( هنالک الولایه لله حق ) فرمود ولایت امبر المؤمنین (ع) است . ( بحار الانوار ج 42 ص 352
واز ابی الحسن الرضا (ع) در مورد قول تعالی ( عمَّ يَتَسَاءَلُونَ ﴿١﴾ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ ﴿٢﴾ الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ ) فرمود : امیر المؤمنین (ع) فرمود : هیچ خبری عظیم تر از من نزد خدا نیست و آیه ای بزرگتر از من وجود ندارد وخداوند متعال فضل مرا بر امت های گذشته عرضه نمود وبا اختلاف زبانها آنها اقرار به فضل من نکردند . ( مستدرک سفینئ البحار شیخ نمازی ج 9 ص 5092-
2- از امام صادق (ع) فرمود: (ابلیس به سجود برای آدم امر شد. گفت : خداوندا به عزت تو قسمت می دهم که را از این امر مستعفی کن واگر نمودی تو را به گونه ای عبادت کنم که هیچ مخلوقی تو را عبادت نخواهد کرد خداوند به او گفت من آنگونه که بخواهم دوست دارم عبادت شوم . ( بحار الانوار : ج 2 ص 262
3-از جمیل بن دراج از ابی عبد الله (ع) گفت : از او پرسیدم : ابلیس ا ز ملائکه بود؟ واز امر و اخبار آسمان چیزی می داند؟ فرمود : ار فرشتگان ( ملائکه ) نبود وازامر و اخبار آسمان چیزی نمی داند . از اجنه بود(جن) و همراه فرشتگان بود وفرشتگان او را از خود می دیدند وخداوند می داند که ابلیس از فرشتگان نیست وقتی امر به سجود شد وآنچه از داستان شنیدیم . ( بحار الانوار : ج 11 ص 119
 

معلم موسی

مدیر بخش
پاسخ : خطبه جمعه 2/26/ 93

خطبه دوم (متشابهات ج 4)
بسم الله الرحمن الرحیم صلوات ودرود برسروران خلق محمد وآل محمد،کشتی های نجات در امواج خروشان که هرکس در آنها سوار شود درامان بوده وهرکس آنها را ترک گوید غرق وهلاک خواهد شد وهرکه از آنها پیش گیرد از حق دور شده وآنکه ازرکاب آنها جا بماند هلاک شده وتنها کسی که ملازم آنها باشد به سر منزل مقصود خواهد رسید

مقصود از فرموده امام علی (ع) نسبت به دنیا چیست؟ ا دنيا غرّي غيري إليَّ تعرضت أم إليَّ تشوفت هيهات هيهات قد بنتك ثلاثاً لا رجعة فيها) (ای دنیا خودت را برای کسی غیر از من زینت کن و به نمایش بگذار هیهات هیهات که من تو را سه بار طلاق دادم که در آن هیچ رجعتی نیست)(ارشاد القلوب) آیا امیر المومنین(ع) دنیا را طلاق عادی داده و آن را ترک کرده و سپس به آن باز گشته و اینچنین سه با تکرار گشته است؟
بسم الله الرحمن الرحیم
حمد و سپاس خداوند عالمیان و درود و صلوات بر محمد(ص) و خاندان پاک او ائمه و مهدیین(ع)

سخنان تو این مفهوم را میرساند که حضرت بعد از ترک دنیا نسبت به آن میل و رقبت نشان داده است و این سخن صحیح نیست. زیرا حضرت علی(ع) در دوران کودکی و جوانی و بزرگسالی آن را ترک کرده بود و خداوند میفرماید: ﴿اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرّاً ثُمَّ يَكُونُ حُطَاماً وَفِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ﴾ (بدانيد كه زندگى دنيا در حقيقت بازى و سرگرمى و آرايش و فخرفروشى شما به يكديگر و فزون‏جويى در اموال و فرزندان است چون مثل بارانى است كه كشاورزان را رستنى آن به شگفتى اندازد سپس خشك شود و آن را زرد بينى آنگاه خاشاك شود و در آخرت عذابى سخت است و از جانب خدا آمرزش و خشنودى است و زندگانى دنيا جز كالاى فريبنده نيست)(حدید:20)
و علی (ع) در آغاز دوران کودکی وارد دین اسلام شد و بازی برای او معنایی نداشت بلکه در دوران کودکی خود، تلاش و کوشش در دفاع از محمد(ص) را طریقه ی زندگی خود قرار داد. سپس دوران جوانی خود را در حال ریختن عرق و خون در راه خدا گذراند و از جنگی به جنگ دیگر وارد می شد و هرگز به جراحات خود اعتنایی نمی کرد سپس در بزرگسالی به هیچ عنوان به امور دنیا اهتمام نورزید. علی(ع) در دوران کودکی هرگز به سرگرمی و بازی توجهی نمی کرد و در دوران جوانی هرگز زینتتوجه نکرد و اهتمام به ظواهر و دنیا نکردو در بزرگسالی هیچ مالی از مال دنیا برای خود باقی نگذاشت و جمع نکرد و اینگونه (دنیا را سه بار طلاق داد) علاوه بر آن با تمام وجود مَلَکی جسمانی و ملکوتی خود در آسمانهای ششگانه و عقلی و در آسمان هفتم نیز آن را سه بار طلاق داد.
 

کانال تلگرام

بالا