• يماني آل محمد (عليه السلام) فرمود : در کلامم تدبر کنيد ، اي کساني که ادعاي طلب و جستجوي حق را مي‌ کنيد . آمده‌ ام تا بر حق شهادت دهم . و حق را روشن کنم . هرگز نيامده ام تا مردم از من تبعيت کنند . هدفم روشن کردن حق ، و جدا کردن باطل است . پس به همين خاطر مي‌ گويم : کسي از من توقع سازش و چاپلوسي نداشته باشد . هيهات که ما حتي مقداري از حق را فروگذاريم ، و قسمتي از باطل را رها سازيم ، براي آن که کسي ما را بخواهد ، يا کسي را راضي کنيم ، که براي ابرار هيچ چيزي بهتر از آنچه نزد خداوند است نمي باشد

خروج دابه الارض ودجال و..

کوثر الأنصار

اللهم إلحقنا بالصالحین.


خروج دابه الارض ودجال و..

خروج دابه الارض، دجال، پديداري دود، نزول عيسى وطلوع خورشيد از مغربش. علي بن ابراهيم در تفسير خود از امام محمد باقر عليه السلام روايت مي کند که درباره آيه شريفه: (إِنَّ اللَّهَ قادِرٌ عَلى أَنْ يُنَزِّلَ آيَةً)، فرمود: (وسيريک في آخر الزمان آيات، منها دابة الأرض والدجّال ونزول عيسى ابن مريم وطلوع الشمس من مغربها) ونشانه هائي در آخر الزمان به تو خواهد نماياند که از آن جمله اند: جنبده زمين، دجال، نزول عيسى بن مريم وطلوع خورشيد از مغربش. وهمچنين در باره آيه: (قُلْ هُوَ الْقادِرُ عَلى أَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذاباً مِنْ فَوْقِكُمْ) فرمود: (هو الدجّال والصيحة) آن دجال وصيحه است. و(أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ) فرمود: (وهو الخسف) وآن خسف مي باشد، و(أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعاً) فرمود: (وهو اختلاف في الدين وطعن بعضکم على بعض) وآن اختلاف در دين است وطعن برخي از شما بر برخي ديگر است. و(وَيُذِيقَ بَعْضَكُمْ بَأْسَ بَعْضٍ) فرمود: (وهو أن يقتل بعضکم بعضاً وکلّ هذا في أهل القبلة) وآن اين است که برخي از شما برخي ديگر را مي کشند، واينها همه در ميان اهل قبله (اتفاق مي افتد). شيخ طوسي درکتاب غيبت به سند خود از امير المؤمنين عليه السلام، وايشان از پيامبر اکرم صلى الله عليه وآله نقل مي کند که فرمود: (عشر قبل الساعة لا بدَّ منها: السفياني والدجّال والدخان والدابة وخروج القائم وطلوع الشمس من مغربها ونزول عيسى وخسف بجزيرة العرب ونار تخرج من قعر عدن تسوق الناس إلى المحشر) ده واقعه قبل از قيامت رخ خواهد داد که چاره اي جز وقوع آنها نيست: سفياني، دجال، دود، جنبده، خروج قائم عليه السلام طلوع خورشيد از مغربش، نزول عيسى، فرو رفتن در جزيره العرب وآتشي که در نقطه دور دست از عدن زبانه مي کشد ومردم را به سوي محشر مي کشاند. شيخ صدوق در کمال الدين حديثي از امام محمد باقر عليه السلام روايت مي کند که در آن فرموده اند: (وينزل روح الله عيسى بن مريم فيصلّي خلفه (أي خلف القائم)) روح الله عيسى بن مريم (از آسمان) فرود مي آيد وپشت سر او - يعني قائم عليه السلام - نماز مي گزارد.

همچنين در اين کتاب نقل شده که امير المؤمنين صلوات الله عليه فرمود: (إنَّ علامة خروج الدجّال إذا أمات الناس الصلاة) علامت خروج دجال آن هنگام است که مردم نماز را بميرانند. وحضرتش برخي از منکرات را بر مي شمارد. اصبغ بن نباته بر مي خيزد ومي پرسد: اي امير المؤمنين، دجال کيست؟ امام مي فرمايد: (صائد بن الصيد، يخرج من بلدة بأصفهان من قرية تعرف باليهودية، عينه اليمنى ممسوحة والأخرى في جبهته تضيء کأنَّها کوکب الصبح فيها علقة کأنَّها ممزوجة بالدم، بين عينيه مکتوب: کافر، يقرؤه کلّ کاتب واُمّي، يخوض البحار وتسير معه الشمس، بين يديه حبل من دخان وخلفه جبل أبيض، يرى الناس أنَّه طعام، يخرج في قحط شديد تحته حمار أقمر خطوة حماره ميل تطوى له الأرض منهلاً، لا يمرّ بماء إلاَّ غار إلى يوم القيامة ينادي بأعلى صوته يسمعه ما بين الخافقين من الجنّ والإنس والشياطين. يقول: إليَّ أوليائي، أنا الذي خلق فسوّى وقدَّر فهدى، أنا ربّکم الأعلى. وکذب عدوّ الله إنَّه الأعور يطعم الطعام ويمشي في الأسواق وإنَّ ربکم عزَّ وجلَّ ليس بأعور لا يطعم ولا يمشي ولا يزول. ألا وإنَّ أکثر أشياعه يومئذٍ أولاد الزنا وأصحاب الطيالسة الخضر، يقتله الله عزَّ وجلَّ بالشام على عقبة تعرف بعقبة أفيق لثلاث ساعات من يوم الجمعة على يد من يصلّي المسيح عيسى بن مريم خلفه (يعني المهدي عليه السلام)) صائد بن صيد است. او در يکي از شهرهاي اصفهان خروج مي کند. قريه اي که او از آنجا برميخيزد، معروف به يهوديه است. چشم چپ او نابيناست وچشم ديگري در پيشانيش قرار دارد وآن چنان مي درخشد که گوئي ستاره صبح است. در آن چشم لکه اي خون آلود ديده مي شود. بين چشمانش نوشته شده: (کافر) که هر درس خوانده وناخوانده اي آن را مي خواند. او درياها را در مي نوردد وخورشيد همراهش حرکت مي کند. در برابرش کوهي از دود ودر پشت سرش کوهي سپيد قرار دارد، به حدي که مردم آن را طعام مي بينند وآن در قحط سالي شديدي است. مرکب او الاغي سپيد است که هر گام يک ميل راه مي رود. زمين در زير پايش در نور ديده مي شود. به هيچ آبي نمي گذرد مگر آنکه تا قيامت خشک مي گردد. صدائي بلند دارد که شرق وغرب عالم وجن وانس وشياطين مي شنوند. با آن صدا فرياد مي زند: دوستانم به سوي من بشتابيد منم آنکه خالق وآفريننده شما به بهترين صورت است، منم آنکه تقدير وهدايت شما را به دست دارم، منم پروردگار بزرگ شما. اما او دشمن خداست ودروغ مي گويد. او يک چشم است، غذا ميخورد ودر بازارها راه مي رود، در حالي که پرودگار شما که عزت وبزرگيش حد ندارد، يک چشم نيست وغذا نمي خورد وراه نمي رود وفنا بدو راه ندارد. آگاه باشيد که اکثر پيروان او در آن روزگار، زنا زادگان وپوشندگان جامه هاي سبز رنگ هستند. خداوند صاحب عزت وجلال او را در شام، در گردنه اي مشهور به عقبه افيق در سه ساعت از جمعه (مانده) به قتل مي رساند. قتل او به دست کسي است که عيسى بن مريم پشت سرش نماز مي گذارد، (يعني حضرت مهدي عليه السلام). در بخش چهاردهم خواهد آمد که صاحب الامر عليه السلام به دجال دست مي يابد واو را در مزبله کوفه به دار مي آويزد. بين اين دو روايت را مي توان چنين جمع نمود که حضرت مهدي عليه السلام او را در عقبه افيق به قتل مي رساند وجسدش را در مزبله کوفه به دار مي آويزد. خداوند به حقيقت امر آگاهتر است. امير المؤمنين صلوات الله عليه در ادامه روايت فوق مي فرمايد: (ألا إنَّ بعد ذلک الطامّة الكبرى) آگاه باشيد که بعد از آن، واقعه اي عظيم رخ خواهد داد. گفتند: آن چيست، اي امير المؤمنين؟ فرمود: (خروج دابة من الأرض من عند الصفا معها خاتم سليمان وعصاء موسى تطبع الخاتم على وجه کلّ مؤمن فيطبع فيه: هذا مؤمن حقّا، وتضع على وجه کلّ کافر فتکتب فيه: هذا کافر حقّاً، حتَّى أنَّ المؤمن لينادي: الويل لکلّ يا کافرون، الکافر ينادي: طوبى لک يا مؤمن وددت أنّي اليوم مثلک فأفوز فوزاً. ثمّ ترفع الدابة رأسها فيراها من بين الخافقين بإذن الله عزَّ وجلَّ بعد طلوع الشمس من مغربها فعند ذلک ترفع التوبة فلا توبة تقبل ولا عمل يرفع ولا ينفع نفساً إيمانها لم تکن آمنت من قبل أو کسبت في إيمانها خيراً) خروج جنبنده اي از زمين در صفا که با خود انگشتري سليمان وعصاي موسى را به همراه دارد. انگشتري را به چهره هر مومني که بزند، بر سيمايش نقش مي بندد: اين مومن راستين است. تا آنجا که مومن فرياد بر مي دارد: واي بر تو اي کافر. وکافر فرياد مي زند: خوشا به حال تو اي مومن، دوست داشتم که امروز همانند تو بودم وبه سعادت ورستگاري دست مي يافتم. سپس جنبده سرش را بالا مي برد وهر کس در شرق وغرب عالم است - به اذن الهي - او را مي بيند، وآن بعد از طلوع خورشيد از مغربش است. در آن هنگام درب توبه بسته مي شود ونه توبه اي پذيرفته است ونه عملي بالا مي رود، وايمان کسي که قبلا ايمان نياورده باشد، ويا (از ايمانش) خيري کسب نکرده باشد از ايمان خود سودي نمي برد.
 

کانال تلگرام

بالا