• يماني آل محمد (عليه السلام) فرمود : در کلامم تدبر کنيد ، اي کساني که ادعاي طلب و جستجوي حق را مي‌ کنيد . آمده‌ ام تا بر حق شهادت دهم . و حق را روشن کنم . هرگز نيامده ام تا مردم از من تبعيت کنند . هدفم روشن کردن حق ، و جدا کردن باطل است . پس به همين خاطر مي‌ گويم : کسي از من توقع سازش و چاپلوسي نداشته باشد . هيهات که ما حتي مقداري از حق را فروگذاريم ، و قسمتي از باطل را رها سازيم ، براي آن که کسي ما را بخواهد ، يا کسي را راضي کنيم ، که براي ابرار هيچ چيزي بهتر از آنچه نزد خداوند است نمي باشد

حسین،آیا همه دنیا معادل یک قطره خون ریخته شده ی تو میشود؟

Omidvar10313

«اعدلو هو اقرب بالتقوا»
عضو کادر مدیریت
#دکتر_علاءالسالم
#ذبیح‌الله

ای حسین! ای کاش نبودیم و اتفاقی را که برایت افتاد، نمی‌شنیدیم
ای عزیز محمد! حقیقت اتفاقی که بر تو گذشت، چه بود⁉

آل محمد می‌فرمایند که ایشان ما را از تمام اتفاقی که بر سرت آمد، آگاه نکردند. با اینکه شما با از دست‌دادن فرزند و برادر و خانواده و یارانت، سختی کِشیدی

غریب تنهای تشنه که زخم‌ها، تو را تنومند ساخت. سربریده‌ای که حتی یک قطره آب نچشید. برهنه‌ای که ستوران، روی سینه و پشتش تاختند
تو از به‌آتش‌کِشیده‌شدن خیمه‌ات و غارت کاروانت پس از رفتنت آگاه بودی
آری. تو می‌دانستی که خانواده و کودکانت، به‌روی صورتشان می‌افتند. به همین سبب زینب را مکلف کردی تا آنان را جمع کند
خون وجودت زینب و خواهران و دختران و کودکانت اسیر شدند. این مسئله را به‌خوبی می‌دانستی

حسین یعنی سربریدۀ خداوند (#ذبیح‌الله)، انرژی و عمر بسیاری نداریم تا بر تو گریه کنیم و اندوهگین شویم
تو کسی هستی که هزاران سال برای اتفاقی که بر تو گذشت، کافی نیست؛ از زمانی که سومر بر مصیبت تو گریان شد و تا امروز. آیا همۀ دنیا، معادل #یک_قطره_خون ریخته شدۀ تو می‌شود⁉

این بخشی است که فرزندت مهدی، در روز عاشورا [با این عبارات] تو را زیارت می‌کند:
و قد عجبت من صبرك ملائكة السماوات، و أحدقوا بك من كل الجهات، و أثخنوك بالجراح و حالوا بينك و بين ماء الفرات، و لم يبق لك ناصر، و أنت محتسب صابر، تذب عن نسوانك و أولادك. فهويت إلى الأرض طريحاً، ظمآن جريحاً، تطؤك الخيول بحوافرها، و تعلوك الطغاة ببواترها، قد رشح للموت جبينك، و اختلفت بالانبساط و الانقباض شمالك و يمينك، تدير طرفاً منكسراً إلى رحلك، و قد شغلت بنفسك عن ولدك و أهلك، و أسرع فرسك شارداً، و إلى خيامك قاصداً، محمحماً باكياً. فلما رأين النساء جوادك مخزياً، و أبصرن سرجك ملوياً، برزن من الخدور للشعور ناشرات، و للخدود لاطمات، و للوجوه سافرات، و بالعويل داعيات، و بعد العز مذللات، و إلى مصرعك مبادرات، و شمر جالس على صدرك، مولغ سيفه في نحرك، قابض شيبتك بيده، ذابح لك بمهنده، و قد سكنت حواسك، و خمدت أنفاسك، و ورد على القناة رأسك، و سبي أهلك كالعبيد، و صفدوا في الحديد فوق أقتاب المطيات، تلفح وجوههم حرور الهاجرات، يساقون في الفلوات، أيديهم مغلولة إلى الأعناق، يطاف بهم في الأسواق
آن‌چنان که فرشتگانِ آسمان‌ها از صبر و شکیبایی تو به‌شگفت آمدند؛ پس دشمنان از همه طرف به تو هجوم آوردند و تو را به‌سبب زخم‌ها و جراحت‌ها ناتوان ساختند و راه خلاص و رفتن را بر تو بستند؛ تا آن‌که هیچ یاورى برایت نماند. ولى تو حسابگر [عمل خویش براى خدا] و صبور بودى؛ از زنان و فرزندانت دفاع و حمایت می‌کردی، تا آنکه تو را از اسبِ سوارى‌ات سرنگون کردند. پس با بدن مجروح بر زمین افتادی؛ درحالی‌که اسب‌ها تو را با سُم‌هایشان کوبیدند و سرکشان با شمشیرهاى تیزِشان بالای سرت آمدند، پیشانىِ تو به عرقِ مرگ مرطوب شد و دستانِ چپ و راستت به باز و بسته‌شدن در حرکت بود. پس گوشـه‌نظرى به‌جانب خیمه‌ها و حَرَمَت گرداندى؛ درحالی‌که از زنان و فرزندانت [روگردانده] به خویشتن می‌پرداختی. اسبِ سوارى‌‌ات، با حال نفرت شتافت. شیـهه‌کشان و گریـان، به جانبِ خیمه‌ها رو نمود. پس چون بانوانِ حَرَم اسبِ تیز پاى تو را خوار و زبون دیدند و زینِ تو را بر او واژگونه یافتند، از پسِ پرده‌ها[ىِ خیمه] خارج شدند؛ درحالی‌که گیسوان بر گونه‌ها پراکنده کردند، بر صورت‌ها سیلی مى‌زدند و نقاب ازچهره‌ها افکنده بودند و به صداى بلند شیون می‌کردند و از اوجِ عزت به حضیض ذلت درافتاده بودند و به‌سوی قتلگاه تو مى‌شتافتند. در همان حال شِمرِ ملعون بر سینۀ مبارکت نشست و شمشیر خویش را بر گلویت سیراب می‌کرد [و شمشیر را بر گلویت می‌زد]. با دستی مَحاسنِ شریفت را در مُشت می‌فِشرد [و با دست دیگر] با تیغ آخته‌اش سر از بدنت جدا مى‌کرد. تمامِ اعضا و جوارحت از حرکت ایستاد. نَفَس‌هاىِ مبارکت در سینه پنهان شد و سر مقدّست بر نیزه بالا رفت. اهل‌وعیالت چون بردِگان به اسیرى رفتند و در غُل و زنجیر آهنین، برفراز جهازِ شتران دربند شدند. گرماى [آفتابِ] نیمروز چهره‌هایشان را مى‌سوزاند. در صحراها و بیابان‌ها کِشیده می‌شدند. دستانشان به گَردَن‌ها زنجیر شده بود و در میان بازارها گردانده می‌شدند

سلام بر تو ای اباعبدالله!
سلام بر علی بن حسین!
سلام بر ابوالفضل العباس!
سلام بر عبدالله رضیع و شیرخواره!
سلام بر بنی‌هاشم و خاندان ابوطالب که در خونشان غلتیدند!
سلام بر یاران حسین!
سلام بر #کوه_شکیبایی، زینب، دختری که وظیفه را پس از تو بر دوش کِشید!
سلام بر خانواده‌اش که سختی کِشیدند و اسیر شدند


دکتر علاءالسالم حفظه الله
11 سپتامبر 2019 م

https://gourl.page.link/tF98


@ghalam_ashab_Ahmad_as
 
کانال تلگرام

بالا