• يماني آل محمد (عليه السلام) فرمود : در کلامم تدبر کنيد ، اي کساني که ادعاي طلب و جستجوي حق را مي‌ کنيد . آمده‌ ام تا بر حق شهادت دهم . و حق را روشن کنم . هرگز نيامده ام تا مردم از من تبعيت کنند . هدفم روشن کردن حق ، و جدا کردن باطل است . پس به همين خاطر مي‌ گويم : کسي از من توقع سازش و چاپلوسي نداشته باشد . هيهات که ما حتي مقداري از حق را فروگذاريم ، و قسمتي از باطل را رها سازيم ، براي آن که کسي ما را بخواهد ، يا کسي را راضي کنيم ، که براي ابرار هيچ چيزي بهتر از آنچه نزد خداوند است نمي باشد

جایگاه شعر در کلام اهل‌بیت علیهم‌السلام

اشعار احمدی

مدیر بخش
بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آل محمد الائمه و المهدیین و سلم تسلیما کثیرا




در این مقاله بر آن شدیم چندی از روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام را در مورد اهمیت شعر مدح جمع آوری کنیم تا بیش از پیش با جایگاه شعر و شاعری و اهمیت آن برای اهل‌بیت علیهم السلام آشنا شویم و اندکی از توجه اهل‌بیت علیهم السلام را به شاعرانشان بازگو کنیم.

امید است تا هم قدم با کلام اهل‌بیت علیهم‌السلام در راه اعتلای اشعار مدح ایشان علیهم‌السلام قدمی برداریم.

در خیر و عافیت و ثابت قدم باشید.

تقدیم به

شاعران احمدی

که با همت قلم و طبع شاعرانه‌ شان در راه بیان حق قائم آل محمد علیه السلام تلاش می‌کنند و با اشعار مدحشان حاکمیت الهی را فریاد می‌زنند.

عبداللّه بن فضل هاشمى از امام صادق ع نقل کرده است که فرمودند :

هر کس درباره ما بیت شعرى بگوید خداوند برایش در بهشت خانه‌اى بنا مى‌کند.

عیون اخبار الرضا ج۱ ص۱۰

وسائل الشیعه ج۱۰ ص۴۶۷

بحارالانوار ج۷۹ ص۲۹۱

بشاره المصطفى لشیعه المرتضى ص۱۳۳


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

زراره گوید : در محضر امام باقر ع بودم که کمیت بن زید وارد شد و شعرش را قرائت کرد.

امام باقر ع به او فرمودند :

مادام که درباره ما شعر مى‌گویى به وسیله روح القدس تأیید مى‌گردى.

وسائل الشیعه ج۱۰ ص۴۶۷-۴۶۸


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حسن بن جهم از امام رضا ع نقل کرده است که فرمودند :

هیچ مؤمنى در مدح ما شعرى نمى‌گوید جز اینکه خداوند در بهشت برایش بنایى هفت بار گسترده‌تر از دنیا بنا مى‌کند و او را در آن بناى بهشتى ، هر فرشته مقرّب و هر پیامبر مرسلى زیارت مى‌کند.

عیون اخبارالرضا ج۱ ص۱۰

وسائل الشیعه ج۱۰ ص۴۶۷



ابونواس حسن بن هانى در مدح امام رضا ع شعرى سرود و آن را خواند.

امام رضا ع به او فرمودند :

اى حسن بن هانى ، ابیاتى را گفتى که پیش از این همانند آن را نگفته‌اى (یا پیش از تو کسى مثل آن نسروده است) ، خداوند جزاى خیرت دهد.

سپس به همراه خویش فرمودند : چقدر پول داریم؟

عرض کرد : سیصد دینار

امام ع به او امر کردند : آنها را به ابونواس بده و اسب خویش را هم به او بخشیدند.

بشاره المصطفی لشیعه المرتضى ص۱۳۴

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پس از طرح ولیعهدى امام رضا ع روزى دعبل بن على و ابراهیم بن عبّاس ، که با هم دوست بودند ، خدمت امام رضا ع رسیدند و هر یک قصیده‌اى خواندند. امام رضا ع بیست هزار درهم به این دو بخشیدند.

دعبل ده هزار درهم خود را به قم آورد و اهل قم هر درهم از آن را به ده درهم خریدند و سهم او صدهزار درهم شد.

منتهى الامال ج۲ ص۳۴۲-۳۴۳

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

امام باقر ع پس از شنیدن شعر کمیت رو به کعبه کردند و سه بار فرمودند :

بار خدایا ، بر کمیت رحمت نما و او را بیامرز.

سپس فرمودند : اى کمیت ، این صد هزار درهم است که از اهل بیتم برایت جمع کرده‌ام.

کمیت عرض کرد : نه به خدا سوگند ، پول را نمى‌گیرم تا خداى عزّوجل پاداشم را بدهد ، ولى خواهشمندم یکى از پیراهن‌هاى خود را به من هدیه دهید. امام هم پیراهنى به وى دادند.

بحارالانوار ج۴۶ ص۳۳۸ و ص۳۳۳

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

امام موسى بن جعفر ع در روز عید نوروز به امر منصور در جایگاه او نشستند و مردم به دیدن آن حضرت آمدند و هر کس به قدر وسع خود ، هدیه‌اى آورد ، در آخر پیرمرد فقیرى آمد و عرض کرد : من هدیه‌اى ندارم ، جز سه بیت شعر که جدّم در رثاى جدّ شما ، امام حسین ع سروده است ، آن سه بیت شعر را خواند.

امام کاظم ع فرمودند : بنشین ، هدیه‌ات را قبول کردم. آن مرد نشست و امام کسی را نزد منصور فرستادند که بپرسد هدایای مردم را چه باید کرد؟

منصور تمام آنها را به خود امام بخشید. امام هم تمام آنها را به پیرمرد فقیرى که مرثیه خواند ، بخشیدند.

منتهی الامال ج۱ ص۳۴۳ و ج۲ ص۱۲۵

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

زید شحّام مى گوید : امام صادق ع به جعفر بن عفّان طائى فرمودند :

به من خبر رسیده است که تو درباره امام حسین ع شعر مى‌گویى و خوب شعر مى‌سرایى.

جعفر طائى عرض کرد : آرى.

سپس شعرش را خواند و امام صادق ع و کسانى که در اطراف آن حضرت بودند گریستند ، به گونه‌اى که اشک هاى امام بر صورت و محاسن ایشان جارى شد. بعد امام به وى فرمودند : اى جعفر ، به خدا سوگند ، فرشتگان مقرّب خدا در اینجا تو را مشاهده کردند و شعرت را درباره امام حسین ع شنیدند و همانند ما و بیش از آن گریستند و خداوند برایت در همین ساعت بهشت را واجب گرداند و تو را آمرزید.

آن گاه امام ع پرسیدند :
آیا بیشتر برایت بگویم؟

جعفر گفت : آرى، سرور من.

امام صادق ع فرمودند : هیچ کس نیست که درباره امام حسین ع شعرى بگوید و با آن بگرید و بگریاند ، مگر اینکه خداوند بهشت را برایش واجب مى گرداند و او را مى آمرزد.

وسائل الشیعه ج۱۰ ص۴۶۴


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دعبل خزاعى یکى از بهترین منظومه‌ها و زیباترین مدایح را به عنوان «قصیده تائیه» در ستایش اهل بیت : سرود.

خدمت امام رضا ع رسید و آن را نزد ایشان خواند.

چند بیت از آن را که خواند ، امام رضا ع برایش دعا کردند و فرمودند : خداوند تو را در روز فزع اکبر(قیامت) ، از عذاب در امان بدارد.

هنگامى که دعبل در سروده اش به امام موسى بن جعفر ع رسید و بیت آخر را خواند ، امام رضا ع فرمودند : آیا در اینجا دو بیت به قصیده ات بیفزایم تا با آنها قصیده ات کامل گردد؟

عرض کرد : آرى فرزند پیامبر خدا.

سپس دو بیت درباره شهادت و مکان شهادت و مکان دفن خویش سرودند و بدان افزودند.
امام رضا ع با شنیدن اشعار پرمغز و ارزشمند دعبل و گفت وگوى خویش با وى صد دینار به او هدیه دادند.

دعبل عرض کرد : به خدا سوگند ، من براى صله گرفتن نیامده‌ام و این قصیده را به طمع مال و ثروت نسروده‌ام.

صد دینار را برگرداند و جامه‌اى از لباس هاى امام را براى تبرّک جستن و شرافت جویى درخواست نمود. امام جبّه‌اى را که به تن داشتند به وى بخشیدند و صد دینار را هم به وى بازگرداندند و فرمودند : این کیسه زر را بگیر و برنگردان ، زیرا به آن نیاز پیدا خواهى کرد.

عیون اخبارالرضا ج۲ ص۶۴۹ـ۶۵۵

مجمع البیان ص۳۱۷

وسائل الشیعه ج۱۰، ص۴۳۸


امام صادق ع مى‌فرمایند :

هیچ شاعرى جز با تأیید روح القدس درباره ما شعرى نمى‌گوید.

عیون اخبارالرضا ج۱ ص۱۰


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کمیت بن زید اسدى شاعر به محضر امام باقر ع رسید و شعرش در فضیلت اهل بیت را قرائت کرد.

امام باقر ع به او فرمودند :

به خدا سوگند اى کمیت اگر ثروت و مالى نزد ما بود از آن به تو مى‌‌بخشیدیم ، اما براى توست آنچه رسول خدا به حسّان بن ثابت فرمودند : تا زمانى که از ما اهل‌بیت در شعرت دفاع مى‌کنى ، روح القدس با توست.

الکافی (روضه کافى) ج۸ ص۱۰۲

مروج الذهب و معادن الجوهر ج۳ ص۲۲۹

وسائل الشیعه ج۱۰ ص۴۶۵


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ابوطالب قمى شعرى در فضیلت امام سجّاد ع سرود و آن را براى امام باقر ع نوشت و اجازه خواست درباره آن حضرت نیز شعر بسراید.

امام باقر ع در جاى خالى بالاى همان کاغذ نوشتند :

کار نیکى انجام دادى ، خداوند پاداش خیرت دهد.

وسائل الشیعه ج۱۰ ص۴۶۸



اشجع سلمى شاعر به عیادت امام صادق ع آمد و دو بیت براى امام خواند ، امام به خادم خود فرمودند :

چقدر پول همراه دارى؟ عرض کرد : چهارصد درهم.

امام صادق ع تمام چهارصد درهم را به او صله دادند.

اشجع شکرکنان مى‌رفت ، امام ع او را طلبیدند و انگشترى خود به او عطا کردند که ده هزار درهم قیمت داشت.

بحار الانوار ج۴۷ ص۲۴

منتهى الامال ج۱ ص۳۴۲

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


امام حسین ع به مرد عربى که یک بیت شعر براى ایشان خواند ، چهارهزار درهم عطا نمودند و با این همه عطا از او شرم کردند و فرمودند : اینها را بگیر ، من از تو عذر مى‌خواهم.

منتهی الامال ج۱ ص۳۴۳


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

صاعد مولاى کمیت مى‌گوید :

روزى با کمیت نزد فاطمه دختر امام حسین ع شرفیاب شدیم

فاطمه فرمود : این شاعر ما اهل‌بیت است

قدحى پر از غذا براى کمیت آورد و کمیت از آن استفاده کرد

سپس امر کرد سى دینار و مرکبى به کمیت دادند

کمیت گریست و گفت : به خدا سوگند ، قبول نخواهم کرد ، من با شما براى دنیا دوستى نکرده‌ام.

منتهی الامال ج۱ ص۳۴۳-۳۴۴

هشام بن عبدالملک ، پادشاه اموى ، به حج آمده بود ، در ازدحام مسجدالحرام نتوانست حجرالاسود را استلام کند ، در جایگاهى نشست و اهل شام او را طواف مى‌دادند. در این حال امام سجاد ع وارد مسجدالحرام و مشغول طواف شدند ، او دید که مردم کنار مى‌روند و به امام ع راه مى‌دهند تا ایشان به راحتى حجرالاسود را استلام کند.

مردى شامى از هشام پرسید : ای امیرالمؤمنین این مرد کیست؟

هشام براى اینکه اهل شام به امام ع رغبت پیدا نکنند به دروغ گفت : او را نمى‌شناسم.

ابوفراس فرزدق شاعر حاضر بود و گفت : ولى من او را مى شناسم.

سپس شعر زیبایى در وصف امام سجاد ع سرود و آن را خواند.
هشام خشمگین شد ، جایزه‌اى که به او نداد ، به او هم عتاب کرد و گفت : چرا درباره ما چنین شعرى نمى‌سرایى؟

فرزدق پاسخ داد : تو جدّى همانند جدّ امام سجاد ع و پدرى مثل پدر او و مادرى نظیر مادر او براى خود بیاور تا درباره تو نیز مثل آن را بسرایم.

هشام وى را در «عُسفان» جایى بین مکّه و مدینه زندانى کرد.

خبر به امام سجاد ع رسید ، دوازده هزار درهم برایش فرستادند و فرمودند : اى ابافراس ، عذر ما را بپذیر ، اگر بیش از این داشتیم آن را به تو مى دادیم.

فرزدق پول را برگرداند و عرض کرد : یابن رسول اللّه ، آن اشعار را جز براى خدا و رسولش نگفتم و درصدد پاداش مادى براى آن نبودم.

امام سجاد ع دوباره پول را برایش فرستادند و فرمودند :

به حقى که من بر تو دارم ، آن را بپذیر. خداوند از جایگاهت آگاه است و نیّت تو را مى‌داند.

فرزدق صله امام را پذیرفت و در زندان هشام در شعر خویش ، هشام را هجو مى‌گفت.

بحارالانوار ج۴۶ ص۱۲۴ـ۱۲۷



نوشته جایگاه شعر در کلام اهل‌بیت علیهم‌السلام اولین بار در یمانی موعود سید احمدالحسن (ع). پدیدار شد.

ادامه مطلب...
 

کانال تلگرام

بالا