• يماني آل محمد (عليه السلام) فرمود : در کلامم تدبر کنيد ، اي کساني که ادعاي طلب و جستجوي حق را مي‌ کنيد . آمده‌ ام تا بر حق شهادت دهم . و حق را روشن کنم . هرگز نيامده ام تا مردم از من تبعيت کنند . هدفم روشن کردن حق ، و جدا کردن باطل است . پس به همين خاطر مي‌ گويم : کسي از من توقع سازش و چاپلوسي نداشته باشد . هيهات که ما حتي مقداري از حق را فروگذاريم ، و قسمتي از باطل را رها سازيم ، براي آن که کسي ما را بخواهد ، يا کسي را راضي کنيم ، که براي ابرار هيچ چيزي بهتر از آنچه نزد خداوند است نمي باشد

بیانیه‌ی پرچم حسنی پرچم گمراهی

  • شروع کننده موضوع يـوسف الأنصار
  • تاریخ شروع

يـوسف الأنصار

Guest

دانلود بیانیه از سایت رسمی



بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمد لله على بلائه و عظيم نعمائه



پرچم حسنی پرچم گمراهی است، تا هنگامی‌ که تسلیم امر یمانی نشود.


طبق روايات اهل بيت علیهم السلام

(وَ لَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِيهِنَّ بَلْ أَتَيْنَاهُمْ بِذِكْرِهِمْ فَهُمْ عَنْ ذِكْرِهِمْ مُعْرِضُونَ).[SUP]([1])[/SUP]

(و اگر حق از هوس‌هاى آن‌ها پيروى مى‌كرد قطعاً آسمان‌ها و زمين و هر كه در آن‌هاست تباه مى ‏شد [نه] بلكه يادنامه ‏شان را به آنان داده‌ايم ولى آن‌ها از [پيروى] يادنامه خود روی‌گردانند).

با توجه به این‌که در زمان ظهور مقدس ولی الله الأعظم به سر می‌بریم، این امری مُسَّلَم و حتمی‌ شده است حتی نزد اغلب کسانی که (إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيداً * وَ نَرَاهُ قَرِيباً)، (آن را دور مى‌‏بينند * و [ما] نزديكش مى‌بينيم).[SUP]([2])
[/SUP]

حتی کسانی که این امر را رد می‌کنند، روایات اهل بیت (ع) که محقق شدند آن‌ها را وادار به قبول کرد، و منظور، آن دسته از اهل سنت و شیعیان نیستند که کلام ایشان (ع) را انکار می‌کنند، و هر کس کلام ایشان (ع) را انکار کند به ثقلین کفر ورزیده است، و هیچ بازدارنده‌ای از گمراهی برای وی نخواهد بود... امان از گمراهی، چنگ زدن به ثقلین است.

با توجه به این‌که در زمان ظهور به سر می‌بریم، از اهل بیت (ع) روایاتی نقل شده است، که دوازده پرچم اشتباه‌انگیز (شبیه به حق) بر افراشته خواهند شد، و فقط یکی از آن‌ها حق است، پس بر ما است که این پرچم را تمییز دهیم.

عن المفضل بن عمر عن ابي عبد الله قال (ع): ( فقال لي يا أبا عبد الله اياكم و التنويه و الله ليغيبن سبتاً من الدهر و ليخملن حتى يقال مات أو هلك بأي وادٍ سلك و لتفيضن عليه أعين المؤمنين و ليكفأن كتكفؤ السفينة في أمواج البحر حتى لا ينجو إلا من أخذ الله ميثاقه و كُتب الايمان في قلبه و أيده بروح منه و لترفعن اثنتا عشرة راية مشتبهة لا يعرف اي من اي. قال المفضل: فبكيت. فقال لي: ما يبكيك؟ قلت: جعلت فداك كيف لا أبكي و أنت تقول ترفع اثنتا عشرة راية مشتبهة لا يعرف اي من اي. قال: فنظر إلى كوة في البيت التي تطلع فيها الشمس في مجلسه، فقال: أهذه الشمس مضيئة؟ قلت: نعم. فقال و الله لأمرنا أضوأ منها).[SUP]([3])[/SUP]
مفضل بن عمر‌ گويد: (خدمت امام صادق (ع) بودم و در مجلس او شخص ديگرى نيز با من بود. آن حضرت به ما فرمود: بپرهيزيد از شهرت دادن ـ يعنى نام قائم را ـ و به نظرم مى‌‌رسد كه آن شخص ديگر مورد نظر او بود نه من، پس رو به من كرد و فرمود: مبادا وى را شهرت دهيد. به خدا حتماً روزگارى غايب خواهد شد تا جايی كه گفته شود: او مرده يا هلاک شده و به كدام وادى سلوک كرده است؟ و چشمان مؤمنان بر او بگريد و واژگون شويد همچنان‌كه كشتى در امواج دريا واژگون شود، و تنها كسى نجات يابد كه خداى تعالى از او ميثاق گرفته و در قلبش ايمان نقش كرده و او را به روحى از جانب خود مؤيد كرده باشد؛ و دوازده پرچم شُبهه‌ناک كه هيچ يک از ديگرى باز شناخته نمى‌شود، بر افراشته خواهد شد. مفضل گويد: من گريه كردم. آن حضرت فرمود: چرا گريه می‌كنى؟ عرض كردم: فدايت گردم، چگونه گريه نكنم در حالى كه مى‌‌فرمايى دوازده پرچم بر افراشته خواهد شد كه هيچ كدام از ديگرى باز شناخته نمى‌‌شود! آن حضرت به شكافى كه در ديوار خانه بود و خورشيد از آن ‌جا درون خانه مى‌تابيد نگاه نمود و فرمود: آيا اين خورشيد تابنده است؟ عرض كردم: بله. فرمود: به خدا سوگند امر ما روشن‌‌تر از اين خورشيد است).

پرچم هدایت که اهل بیت (ع) به آن اشاره کرده‌اند، همان پرچم یمانی است و ایشان زمینه‌ساز اصلی و خلیفه و وصی و وزیر امام مهدی (ع) می‌باشد، و همانا که حق یکی است و متعدد نیست: (فَذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ).[SUP]([4])
[/SUP]
(اين است ‏خدا پروردگار حقيقى شما و بعد از حقيقت جز گمراهى چيست پس چگونه [از حق] بازگردانيده مى‌شويد).

عن أبي بصير، عن الباقر (ع) قال: (و ليس في الرایات راية أهدى من راية اليماني، هي راية هدى، لأنه يدعو الى صاحبكم. فإذا خرج اليماني حرم بيع السلاح على الناس، وكل مسلم، وإذا خرج اليماني فانهض إليه، فإن رايته راية هدى، ولا يحل لمسلم أن يلتوي عليه، فمن فعل ذلك فهو من أهل النار، لأنه يدعو الى الحق، و الى طريق مستقيم).[SUP] ([5])[/SUP]
از ابی بصیر، از محمد باقر (ع) فرمود: (در میان پرچم‌ها، هدایت‌گرتر از پرچم یمانى نیست، چرا که پرچم حق است و شما را به سوى صاحب‌تان دعوت می‌کند. اگر یمانى قیام کند، فروش اسلحه به مردم و هر مسلمان حرام می‌شود. و اگر وی قیام کند به سوى او بشتابید که پرچم او پرچم هدایت است، و بر هیچ مسلمانى، جایز نیست از او سرپیچى کند و اگر کسى چنین کرد از اهل آتش است، زیرا او مردم را به حق و به راه مستقیم دعوت کند).

روشن شد که یمانی حجتی از حجت‌های خداوند سبحان است، زیرا که روی‌گردان از ایشان از اهل جهنم خواهد بود، حتی اگر به حجت‌های سابق قبل از یمانی ایمان آورده باشد، پس جهنم را کسی وارد می‌شود که از ولایت خارج شود، آن هم بدون استثناء و صرف نظر از اعمالش، و روی‌گردانی هر فرد از هر حجتی از حجت‌های خدا وی را از ولایت خارج می‌سازد. جهت اطلاعات بیشتر در این باره به بیانیه‌ی یمانی کیست رجوع فرمایید.

از پرچم‌های روی‌گردان از پرچم یمانی که در روایات ذکر شده، پرچم حسنی است، بنا بر این پرچم حسنی تا هنگامی که با یمانی بیعت نکند پرچمی گمراه است.

عن محمد بن يحيى عن احمد بن محمد عن ابن محبوب عن يعقوب السراج قال: قلت لأبي عبد الله (ع): (متى فرج شيعتكم؟ قال: اذا اختلف ولد العباس و وهى سلطانهم و طمع فيهم من لم يكن يطمع فيهم و خلعت العرب أعنتها و رفع كل ذي صيصية صيصيته و ظهر الشامي و أقبل اليماني و تحرك الحسني و خرج صاحب هذا الأمر من المدينه الى مكة بتراث رسول الله (ص). قلت: و ما تراث رسول الله (ص)؟ فقال: سيفه، و درعه، و عمامته، و برده، و رايته، و قضيبه، و فرسه، و لامته، و سرجه).[SUP] ([6])[/SUP]
يعقوب سراج از امام صادق (ع) پرسيد: (گشایش شيعيان شما چه زمانى است؟ حضرت فرمود: وقتى بين بنى‌عباس اختلاف بيفتد و سلطنت آن‌ها سُست شود و در آن‌ها طمع كند كسى كه در این سطح نيست (كه به تسخير حكومت بپردازند) و عرب، از حكومت سرپيچى مى‌كنند و هر صاحب قدرتى وارد ميدان مى‌‌شود. شامى ظهور مى‌‌كند و يمانى رو مى‌‌كند و حسنى حركت مى‌‌كند و صاحب الأمر از مدينه به طرف مكه خروج مى‌‌كند، در حالى كه ميراث رسول خدا (ص) با او است. عرض کردم: ارثیه رسول خدا (ص) چیست؟ فرمود: شمشیر، زره، عمامه، عبای پشمین، پرچم، عصاء، اسب، آلات جنگی، و زین مرکبِ ایشان).

فرموده‌‌ی ایشان، (یمانی رو می‌کند و حسنی حرکت می‌کند)، به این معناست ‌که حسنی صاحب پرچمی ‌مستقل و جدا از پرچم یمانی است و زیر پرچم ایشان قرار نگرفته است، و آن در زمانی قبل از امام مهدی (ع) خواهد بود، در نتیجه و لا اقل در زمان زمینه‌سازی که بر حسب بعضی روایات آمده هفتاد و دو ماه حسنی صاحب پرچم گمراهی و روی‌گردان از یمانی خواهد بود، اما عاقبت امر می‌گویم: «خدای عزّ و جلّ با چيزی مثل بداء مورد پرستش واقع نشد».

یعنی این‌که در ابتدای امر پرچم حسنی پرچمی گمراه، و گمراه‌ کننده است تا زمانی که با امام مهدی (ع) بیعت کند، و یمانی همان مولایی است که متصدی بیعت خواهد بود، و حسنی گمراه است اگر چه با مولایی که ولی بیعت است (یعنی یمانی) عهد و پیمان نبدد، پس هر کس پیرو حسنی باشد و قبل از ملحق شدن به یمانی بمیرد از سرپیچ‌ کنندگان و از جمله اهل جهنم به حساب می‌آید. همان طور که قرینه‌های دیگری دال بر گمراهی پرچم‌های حسنی وجود دارد و تأکید می‌کنند که امر نزد فرزندان حسین (ع) است.

عن أبي جعفر محمد بن علي (ع): (أنه سئل عن الفرج، متى يكون؟ فقال: (إن الله عز و جل يقول: (فَانتَظِرُواْ إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ). ثم قال: يرفع لآل جعفر بن أبي طالب راية ضلال، ثم يرفع آل عباس راية أضل منها و أشر، ثم يرفع لآل الحسن بن علي (ع) رايات و ليست بشئ، ثم يرفع لولد الحسين (ع) راية فيها الأمر).
از امام باقر (ع): (در مورد فرج از ایشان سؤال شد، که چه موقع است؟ فرمود: الله عز و جل می‌فرماید: (منتظر باشید همانا من از منتظران هستم). سپس فرمود: برای فرزندان جعفر بن ابی‌طالب پرچمی برافراشته می‌شود که پرچم گمراهی است. سپس برای فرزندان عباس پرچمی ‌برافراشته می‌شود که گمراه‌تر و شرتر است. سپس برای فرزندان حسن بن علی (ع) پرچم‌هايی برافراشته می‌شوند که هيچ چيزی در آن نيست. سپس برای فرزند حسين (ع) پرچمی ‌برافراشته می‌شود که امر در آن است).[SUP]([7])[/SUP]


عن الإمام الباقر (ع): (… اياك و شذاذ من آل محمد (ع) فان لآل محمد و علي راية و لغيرهم رايات فإلزم الأرض و لا تتبع منهم رجلاً أبداً حتى ترى رجلاً من ولد الحسين، معه عهد نبي الله و رايته و سلاحه، فان عهد نبي الله صار عند علي بن الحسين ثم صار عند محمد بن علي، و يفعل الله ما يشاء. فالزم هؤلاء أبداً، و اياك و من ذكرت لك، فإذا خرج رجل منهم معه ثلاث مائة و بضعة عشر رجلاً، و معه راية رسول الله (ص) عامداً إلى المدينة…).
از امام محمد باقر (ع) فرمود: (... بر حذر باش از کسانی که از آل محمد (ع) سرپیچی می‌کنند، زیرا برای آل محمد و علی پرچمی‌ است و برای دیگران پرچم‌ها، پس سر جای خود بنشین و تکان مخور و از هیچ کس پیروی مکن تا این‌که مردی از فرزندان حسین که عهدنامه‌ی پیامبر و پرچم و اسلحه‌اش همراه اوست بیاید؛ عهدنامه‌ی پیامبر نزد علی بن الحسین بود و سپس نزد محمد بن علی، و خداوند هر چه که بخواهد انجام می‌دهد. همیشه همراه ایشان باش، و بر حذر باش از آن‌هایی که برایت ذکر کردم، پس اگر مردی از آن‌ها خروج کرد که همراهش سیصد و اندی نفر باشند و پرچم پیامبر را در دست داشت و به سوی مدینه حرکت کرد...).[SUP]([8])
[/SUP]

حق طلب باید تأکید آل محمد (ع) را ملاحظه کند که با دقت فراوان حق را در فرزندان حسین معرفی نمودند و نه در فرزندان حسن؛ سپس امام (ع) در فرمایشاتی که فرمود: (بر حذر باش از آن‌هایی که برایت ذکر کردم)، از عدم پیروی هر پرچمی به جز پرچم حسینی با هشدار تأکید می‌کند که صاحب آن عهدنامه‌، پرچم و سلاح پیغمبر را به همراه خود دارد.

عهد نامه همان وصیت است، و پرچم رسول الله (ص) بیعت با خداست (حاکمیت خدا)، و سلاح رسول الله (ص) قرآن است، که با این سه نشانه فقط سید احمد الحسن (ع) آمدند.

یعنی این‌که سید احمد الحسن (ع) دارای وصیتی از رسول الله (ص) است که در آن نامش ذکر شده، اضافه بر آن پس از جد چهارم نسبی نامعلوم دارد، و ایشان تنها فردی است که احتمال می‌رود از نسل امام مهدی (ع) باشد و این احتمال بر صاحبان پرچم‌های شبهه‌انگیزِ موجود وارد نیست.

عن أبي عبد الله (ع) عن آبائه عن أمير المؤمنين (ع) قال: (قال رسول الله (ص) في الليلة التي كانت فيها وفاته لعلي (ع): يا أبا الحسن إحضر صحيفة و دواة فأملى رسول الله (ص) وصيته حتى إنتهى إلى هذا الموضع، فقال: يا علي انه سيكون بعدي اثنا عشر إماماً و من بعدهم اثنا عشر مهدياً. فأنت يا علي أول الأثني عشر إمام، و ساق الحديث إلى أن قال: و ليسلمها الحسن (ع) إلى ابنه محمد المستحفظ من آل محمد (ص) فذلك اثنا عشر إماماً، ثم يكون من بعده اثنا عشر مهدياً. فإذا حضرته الوفاة فليسلمها إلى ابنه أول المهديين له ثلاثة أسامي اسم كإسمي و اسم أبي و هو عبد الله و احمد و الاسم الثالث المهدي و هو أول المؤمنين).
از امام صادق (ع)، از پدرانش (ع)، از امير مؤمنان (ع) فرمود: (پيامبر خدا (ص) در شبى كه وفات او بود به على (ع) فرمود: يا ابا الحسن صحيفه و دواتى حاضر كن. و پيامبر خدا (ص) وصيتش را املاء فرمود تا اين‌كه به اين جا رسيد كه فرمود: يا على پس از من دوازده امام خواهند بود و پس از ایشان دوازده مهدى. تو يا على نخستين دوازده امام مى‌باشى. و حديث به درازا كشيد تا اين‌كه فرمود: يا على تو خليفه و جانشين من بر اُمتم پس از من می‌باشى. پس زمانى كه وفات تو رسيد خلافت را به فرزندم حسن تسليم كن...... و اگر وقت وفات حسن عسكرى رسيد خلافت را به فرزندش م ح م د، مستحفظ از آل محمد (ص) تسليم كند و ايشان دوازده امام مى‌باشند؛ سپس دوازده مهدى بعد از او خواهند بود. پس اگر وفات (حجة ابن الحسن) رسيد خلافت را به فرزندش، نخستين مهديين تسليم كند كه سه نام دارد، نامى مانند نام من و نام پدرم عبدالله و احمد و نام سوّم مهدى است، و او اولين ايمان آورنده است).[SUP]([9])

[/SUP]

و در حدیثی طولانی که وصیت را ذکر می‌کند، فرمودند: (… ثم قال رسول الله (ص):... و أنا أدفعها إليك يا علي، و أنت تدفعها إلى وصيك، و يدفعها وصيك إلى أوصيائك من ولدك واحداً بعد واحد، حتى تدفع إلى خير أهل الأرض بعدك. و لتكفرن بك الأمة، و لتختلفن عليك اختلافاً كثيراً شديدا. الثابت عليك كالمقيم معي، و الشاذ عنك في النار" و النار مثوى الكافرين).[SUP]([10])[/SUP]
(سپس رسول الله (ص) فرمود:... ای علی! من آن را (وصیت) به تو واگذار می‌کنم، و تو آن را به وصی‌ات واگذار خواهی کرد و وصی‌ات آن را به اوصیاء از فرزندانت یکی پس از دیگری واگذار خواهند کرد، تا به بهترین کس بر روی زمین بعد از تو برسد. و امت به تو کفر ورزد، و بر تو اختلافی بزرگ و شدید صورت گیرد، آن کس که بر ولایت تو ثابت باشد گویی که با من مقیم است، و کسی که از تو روی‌گردان باشد در آتش خواهد بود، "و آتش جایگاه کافران است").

پرچم رسول الله (ص) (بیعت با خدا) می‌باشد، و سید احمد الحسن (ع) تنها کسی است که رد و نقض حاکمیت مردم و انتخابات را مطالبه نمود، و حاکمیت خدا و بیعت با امام مهدی (ع) را طلب کرد، و هیچ گزینه‌ای غیر از این را اختیار نمی‌کند.

اما دیگر فقهاء و اصحاب پرچم‌ها، حاکمیت مردم و انتخاب آن‌ها را بدون هیچ واهمه‌ای پذیرفتند، بلکه انتخابات را واجب کردند و بعضی از آن‌ها انتخابات را بر نماز و روزه برتر و واجب‌تر شمردند، پس آن‌ها از پرچم رسول الله (ص) (البیعة لله یا بیعت با خدا) به دوری زمین تا آسمان به دور هستند.

در این‌جا روشن شد تنها شخصی که پرچم (بیعت با خدا) را برافراشته و در این مورد با کسی به حساب دین خدا زد و بند ندارد، سید احمد الحسن (ع) است... می‌گویم فقط ایشان و من نسبت به آن‌چه می‌گویم مسئولم... و آن به این دلیل است که هر کس انتخابات را رد کند فقط بر وجود اشغال‌گر اعتراض نموده، و به جوهر مسأله که آن حاکمیت خدا و بیعت ولی‌‌اش و رد حاکمیت مردم و انتخاب‌شان است، ملتفت نشده است. و هر کس خواهان اطلاعات بیشتر در این مورد است، به کتاب حاکمیت خدا نه حاکمیت مردم نوشته‌ی سید احمد الحسن (ع) مراجعه کند.

و سلاح رسول الله (ص) قرآن است و آن یکی از دلایلی است که سید احمد الحسن (ع) با آن آمد و همه‌ی علماء را به مناظره‌ی کتاب خدا فرا خواند اما به هیچ عنوان کسی پاسخ‌گو نبود، و حتی کسی که در میدان علمی‌ شب و روز در طلب مناظره بود متواری شد...

و رسول الله (ص) هنگامی‌که دیدند بین ایشان و اهل کتاب راهی مورد اتفاق نیست و به دلیل گردن تسلیم نمی‌کردند- همان‌طورکه حال علمای بی‌عمل امروزین با سید احمد الحسن(ع) این گونه است - در آن هنگام رسول الله (ص) آن‌ها را دعوت به مباهله و کلمه‌ای یک‌سان فیما بین و توجه به معبود یگانه کرد، و هم‌چنین سید احمد الحسن (ع) آن‌ها را دعوت به مباهله و مناظره با قرآن نمود، زیرا که قرآن در بین مسلمانان متفقٌ علیه است. و از توهین به کتاب خدا این است که آن بین دستان ما باشد اما به چیز دیگری رجوع کنیم، و لعنت خدا بر کسی که کتاب خدا را سبک شمارد و با کتاب دیگری برای قضاوت و داوری رجوع کند.

همان‌طور که میراث رسول الله (ص) که روایت سابق و غیر آن‌ از روایات آن را وصف می‌کند امری مرموز است، و نه میراثی مادی که توانائی لمس آن را داشته باشیم، همان‌طور که در روایت زیر روشن خواهد شد:

عن يزيد بن سليط الزيدى في حديث طويل الى ان قال ثم لقيت موسى بن جعفر (ع): (… ثم قال: أخبرك يا أبا عماره أني خرجت من منزلي فأوصيت في الظاهر إلى بني فأشركتهم مع ابني علي و افردته بوصيتي في الباطن ولقد رأيت رسول الله في المنام و أمير المؤمنين عليه السلام معه ومعه خاتم وسيف وعصا وكتاب وعمامة فقلت له: ما هذا؟ فقال: أما العمامة فسلطان الله تعالى عز و جل وأما السيف فعزة الله عز وجل وأما الكتاب فنور الله عز وجل وأما العصا فقوة الله عز وجل وأما الخاتم فجامع هذه الأمور ثم قال: قال رسول الله (ص) والأمر يخرج إلى علي ابنك…… ثم قال يا يزيد أني أوخذ في هذه السنة وعلى ابني سمي علي بن أبي طالب (ع) وسمي علي بن الحسين (ع) أعطي فهم الأول وعلمه ونصره وردائه وليس له أن يتكلم بعد هارون بأربع سنين فإذا مضت أربع سنين فاسأله عما شئت يجيبك إن شاء الله تعالى).
از یزید بن سلیط زیدی در حدیثی طولانی، تا جایی که گفت: امام موسی بن جعفر (ع) را دیدم که فرمودند:(... اى ابا عماره! از خانه‏‌ام خارج شدم و در ظاهر به تمام پسرانم از جمله «علىّ» وصيّت و سفارش كردم (و در ظاهر همگى را وصىّ قرار دادم) امّا به او در پنهان و جداى از ديگران، وصيّت نمودم (او را وصىّ خود نمودم) و در خواب رسول الله و امير المؤمنين (ع) را ديدم كه به همراه او، يک انگشتر، يک شمشير، یک عصاء، يک كتاب و يک عمّامه بود. سؤال كردم: اينها چيست؟ فرمود: عمّامه نشانه سلطنت و قدرت خداوند متعال است، شمشير علامت عزّت و غلبه‌ی الهى است، كتاب نشانه نور خداوند -عزّ و جلّ- است. عصاء، علامت قوّت و نيروى خداوند- عزّ و جلّ- و بالأخره انگشترى در برگيرنده همه اين امور است،.... سپس امام كاظم (ع) فرمود: اى يزيد! من در اين سال وفات خواهم كرد و پسرم «علىّ» هم‌نام علىّ بن ابى‌طالب (ع) و هم‌نام علىّ بن الحسين (ع) و داراى فهم، علم و شكوه و هيبت امير المؤمنين (ع) نزد تو است، و تا چهار سال بعد از هارون، اجازه سخن گفتن ندارد ولى وقتى آن چهار سال گذشت، در باره‌ی هر چه مى‌خواهى از او سؤال كن كه به خواست خدا به تو پاسخ خواهد داد).[SUP]([11])

[/SUP]

همان‌طور که پیش‌تر برای ما روشن شد، تنها یک پرچم، پرچمِ حق است که توسط فرزندان حسین برافراشته می‌شود و نه توسط فرزندان حسن، و از پرچم‌های گمراه که در زیر پرچم مهدی (ع) در وقتی دیر و متأخر از زمینه‌سازی قرار می‌گیرد، همان پرچم حسنی است که در ابتدا مدعی امر می‌شود و برای مذاکره می‌آید، و آن هم بعد از این‌که انصار مهدی (ع) زیاد می‌شوند و صاحب قدرت و سپاه عظیمی‌ در عراق می‌گردد، و نمی‌دانم حسنی این همه وقت کجا بوده که بعد از جمع شدن سپاه مهدی (ع) جهت مذاکره می‌آید و چرا از جمله (انصار) نیست، و پاسخ در روایت بعدی روشن می‌شود، الا این‌که ایشان ادعای منیت می‌کند، "من نسبت به این امر بر تو سزاوارترم..." همان‌طور که در این روایت روشن می‌شود:


از امير مؤمنان (ع) در خطبه‌اى طولانى، در ذکر مهدی (ع) فرمودند: (… ويكثر الله جمعه ويشتد ظهره ثم يسير بالجيوش حتى يصير إلى العراق والناس خلفه وأمامه على مقدمته رجل اسمه عقيل وعلى ساقته رجل اسمه الحارث فيلحقه رجل من أولاد الحسن في اثني عشر ألف فارس ويقول: يابن العم أنا أحق منك بهذا الأمر لأني من ولد الحسن وهو أكبر من الحسين فيقول المهدي: إني أنا المهدي. فيقول له: هل عندك آية أو معجزة أو علامة؟ فينظر المهدي إلى طير في الهواء فيومي إليه فيسقط في كفه فينطق بقدرة الله تعالى ويشهد له بالإمامة، ثم يغرس قضيباً يابساً في بقعة من الأرض ليس فيها ماء فيخضر ويورق، ويأخذ جلموداً كان في الأرض من الصخر فيفركه بيده ويعجنه مثل الشمع. فيقول الحسني: الأمر لك فيسلم وتسلم جنوده ويكون على مقدمته رجل اسمه كاسمه ثم يسير حتى يفتح خريسان ثم يرجع إلى مدينة رسول الله (ص) فيسمع بخبره جميع الناس فتطيعه أهل اليمن وأهل الحجاز وتخالفه ثقيف).[SUP]([12])
[/SUP]
(سپس [مهدی ع] با سپاهیان حرکت می‌کند و به عراق می‌‌رسد؛ در حالی که مردم، اطراف آن حضرت هستند. پیشاپیشِ ارتش مردی است به نام عقیل و بر ساقِ لشکر، مردی است به نام حارث. سپس مردی از اولاد امام حسن (ع) همراهِ دوازده هزار سواره به او ملحق می‌‌شوند. و آن مرد می‌‌گوید: ‏ای پسر عمو! من به تصدی این امر، از تو سزاوارترم؛ چون من از فرزندان حسنم و او از حسین بزرگ‌تر بود‏‏‏. مهدی (ع) می‌فرماید: ‏همانا من مهدی هستم.‏ آن مرد می‌‌گوید: ‏آیا نشانه، معجزه یا علامتی نزد تو هست؟ پس مهدی به پرنده‌‌ای در آسمان، نگاه می‌‌کند سپس اشاره‌‌ای به آن پرنده می‌نماید و پرنده روی دست حضرت می‌‌نشیند و به قدرت خدا به تکلم آمده و به امامت حضرت شهادت می‌‌دهد. سپس حضرت چوب خشکی را در زمینی بی‌آب می‌‌کارد و آن شاخه سبز شده و برگ می‌‌دهد. و سنگی از زمین بر می‌دارد و با دست خُرد می‌‌کند و مثل شمع خمیر می‌‌کند. حسنی می‌گوید: ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏این امر، برای تو است‏. آن گاه تسلیم شده و سپاهش را نیز تسلیم می‌‌کند، و پیشاپیشِ او مردی هم‌نام او است، سپس حرکت می‌کند تا خراسان را فتح نماید، سپس به شهر رسول الله (ص) باز می‌گردد و در مورد ایشان خبر به همه‌ی مردم می‌رسد پس اهل یمن و اهل حجاز او را اطاعت می‌کنند و ثقیف با او به مخالفت می‌ایستند).


حسنی به طرف پرچم مهدی که منظور مهدی اول (یمانی) است و نه امام مهدی (ع) روی می‌آورد، که در روایت قبل به این اشاره شد: (یمانی روی می‌آورد و حسنی حرکت می‌کند)، یعنی حسنی قبل از بیعت و ملحق شدن به یمانی در کوفه حرکت می‌کند.

حسنی همان سید خراسانی از گنج‌های طالقان است که لشگر دوازده هزار نفری را رهبری می‌کند، و از کوه‌های دیلم (ایران) خارج می‌شود و قبل از این، به چند مکان روی می‌آورد، سپس از امر یمانی-مهدی اول- یقین حاصل کرده، از ایشان طلب بیعت می‌کند و در اطراف ضریح امیر مؤمنان (ع) (کوفه) نداء می‌دهد. حسنی به طرف کوفه روی می‌آورد در حالی‌که مردم را به یاری مهدی اول با کلامی ‌واضح و صریح به نامش "احمد" دعوت می‌کند، پس می‌گوید ای آل احمد یعنی "ای انصار احمد" به داد گرفتار برسيد، به داد كسى برسيد كه از اطراف ضريح ندا مى‌‌دهد، که گنج‌‌هاى دوازده هزار نفرى خداوند از طالقان به اضافه هزاران نفر دیگر از کشورهای مختلف او را اجابت می‌کنند، و حسنی خراسانى قبلاً از مهدی اطلاع دارد، اما ضامن عدم ارتداد آن افرادی که همراه او برای جنگ با سفیانی آمده‌اند نیست، و در واقع تعدادی از آن‌ها در آخر مرتد خواهند شد، که در روایت به زیدیه وصف شده‌اند، با توجه به این ‌که زیدیه قیام‌گر هستند اما از حجت خدا در زمان‌شان روی گردان‌اند علی‌رغم اقرارشان به حجت‌هایی که پیش از ایشان آمده‌اند.

از امام باقر (ع) فرمود: (إن لله تعالى كنزا بالطالقان ليس بذهب ولا فضة، اثنا عشر ألفاً بخراسان شعارهم "أحمد أحمد". يقودهم شاب من بني هاشم على بغلة شهباء، عليه عصابة حمراء، كأني أنظر إليه عابر الفرات. فإذا سمعتم بذلك فسارعوا إليه ولو حبواً على الثلج).[SUP]([13])
[/SUP]
(براى خداى تعالى گنجى در طالقان است نه طلاست و نه نقره بلکه دوازده هزار نفر در خراسان‌اند که شعارشان "احمد احمد" است و رهبر آن‌ها جوانى از بنى‌هاشم سوار بر قاطرى سپيد رنگ است و پيشانى بندی قرمز رنگ به پيشانی بسته است، گويی به او مى‌نگرم که از رود فرات هم مى‌گذرد اگر دعوت او را شنيديد به سوى او بشتابيد حتى اگر مجبور باشيد سينه خيز بر روی يخ‌ها حرکت کنيد).


شعار "احمد احمد" ندائی است به اسم مهدی اول (یمانی)، و آن بعد از توبه‌ی آن‌ها و ورود در بیعت است؛ و جوان از بنی‌هاشم همان سید حسنی خراسانی رهبر گنج‌های طالقان است.مفضل بن عمر درباره‌ی امام مهدی (ع) و اوضاع آینده از امام صادق (ع) سؤال مى‌‌كند و امام در بخشی از پاسخ می‌فرماید: (ثم يخرج الحسني، الفتى الصبيح الذي نحو الديلم يصيح بصوت له فصيح يا آل احمد أجيبوا الملهوف و المنادي من حول الضريح. فتجيبه كنوز الله بالطالقان كنوز و‌ أي كنوز ليست من فضة و لا ذهب بل هي رجال كزبر الحديد على البر‌اذين الشهب بأيديهم الحراب. و لم يزل يقتل الظلمة حتى يرد الكوفة و قد صفا أكثر الأرض فيجعلها له معقلاً فيتصل به و بأصحابه خبر المهدي (ع) و يقولون يابن رسول الله من هذا الذي قد نزل بساحتنا؟ فيقول اخرجوا بنا اليه حتى ننظر من هو و ما يريد؟ و هو و الله يعلم انه المهدي و انه ليعرفه و لم يرد بذلك الأمر إلا ليعرف اصحابه من هو. فيخرج الحسني فيقول ان كنت مهدي آل محمد فأین هراوة جدك رسول الله و خاتمه و بردته و درعه الفاضل و عمامته السحاب و فرسه اليربوع و ناقته العضباء و بغلته الدلدل و حماره اليعفور و نجيبه البراق و مصحف امير المؤمنين؟ فيخرج له ذلك. ثم يأخذ الهراوة فيغرسها في الحجر الصلد و تورق و لم يرد ذلك إلا ان يرى أصحابه فضل المهدي (ع) حتى يبايعوه. فيقول الحسني الله أكبر مد يدك يابن رسول الله حتى نبايعك. فيمد يده فيبايعه و يبايعه سائر العسكر الذي مع الحسني إلّا أربعين ألفاً أصحاب المصاحف المعروفون بالزيديه. فإنهم يقولون ما هذا إلّا سحرٌ عظيم. فيختلط العسكران فيقبل المهدي (ع) على الطائفة المنحرفة فيعظهم و يدعوهم ثلاثة أيام. فلا يزدادون إلا طغياناً و كفراً فيأمر بقتلهم فيقتلون جميعاً ثم يقول لأصحابه: لا تأخذوا المصاحف و دعوها و تكون عليهم حسرة كما بدلوها و غيّروها و حرّفوها و لم يعملوا بما فيها. قال المفضل: يا مولاي ثم ماذا يصنع المهدي؟ قال: يثور سرايا على السفياني إلى دمشق، فيأخذونه ويذبحونه على الصخرة).
(سپس حسنى كه جوانى خوش چهره است، در اطراف ديلم خروج مى‌‌كند و با صداى رسا مى‌‌گويد: ‏‏‏‏‏اى آل احمد! به داد گرفتار برسيد؛ به داد كسى برسيد كه از اطراف ضريح ندا مى‌دهد. گنج‌هاى خداوند از طالقان او را اجابت می‌کنند؛ ‌و چه گنج‌‌هایی كه از نقره و طلا نيستند، بلكه مردانى هستند همانند پاره‌هاى آهن سوار بر اسب‌‌هاى سفيد، در دست‌شان اسلحه است. ظالمان را می‌كشند، تا این كه وارد كوفه مى‌‌شوند و بيشتر سرزمين‌ها فتح می‌شود و آن سرزمين‌‌ها را براى فتوحات ديگر، دژ محكم قرار مى‌‌دهد. سپس خبر مهدی (ع) به او و يارانش می‌رسد. می‌گويند: ای پسر رسول خدا! اين شخص كيست كه به قلمرو ما وارد شده است؟ حسنی می‌گويد: برويم ببينيم او كيست و چه می‌خواهد؟ به خدا قسم! اين در حالی است كه او می‌داند اين شخص، مهدی است و او را می‌شناسد، ولی با اين كارش می‌خواهد او را به اصحابش بشناساند. حسنی خارج می‌شود و می‌گويد: اگر تو مهدی آل محمد هستی، كجا است چوب‌دستی جدت رسول خدا و انگشترش و لباسش و زره‌اش كه فاضل نام داشت و عمامه‌اش به نام سحاب و اسبش به نام يربوع و شترش به نام عضباء و قاطرش به نام دلدل والاغش به نام يعفور و اسب اصيلش به نام براق، و كجا است مصحف امير المؤمنين؟ سپس (مهدی) آن‌ها را برای او می‌آورد و آن چوب‌دستی را در سنگ فرو می‌كند و فوراً به درختی سبز تبديل می‌شود. حسنی با اين كارها می‌خواهد فضيلت و برتری مهدی (ع) را به اصحابش نشان دهد تا با او بيعت كنند. حسنی می‌گويد: الله اكبر! ای پسر رسول خدا! دستت را دراز كن، تا با تو بيعت كنيم. پس دستش را دراز می‌كند و حسنی و لشكرش با او بيعت می‌كنند، مگر چهل هزار نفر از اصحاب مصاحف كه معروف به زيديه هستند و می‌گويند اين كارها سحری عظيم است. دو لشكر (مهدی و حسنی) متحد می‌شوند و مهدی (ع) رو به گروه منحرف (زيديه) می‌كند و آن‌ها را موعظه می‌كند و سه روز آن‌ها را (به حق) دعوت می‌كند، اما جز اين كه طغيان و كفر آن‌ها زياد می‌شود، نتيجه ديگری ندارد؛ لذا ایشان (ع) به قتل آن‌ها دستور می‌دهد و همه‌ی آن‌ها كشته می‌شوند. سپس به اصحاب خود می‌فرمايد: قرآن‌ها را از گردن آن‌ها نگيريد و رهای‌شان كنيد، تا حسرتی باشد برای آن‌ها، هم‌چنان كه آن را تغيير دادند و تحريف كردند و به آن عمل نكردند. مفضل عرض کرد: مولای من، مهدی چه می‌کند؟ فرمود: برای سفیانی چندین لشگر به طرف دمشق می‌فرستد، و سپس او را بر روی سنگی سر می‌برند).

درخواست‌های حسنی در روایت، اموری رمز آلود هستند همان‌طور که قبلاً توضیح دادیم، و عاقلانه نیست که چوب‌دستی، انگشتر، زره و قاطر و امثال این‌ها طلب کند و از این طریق با ایشان آشنا شود و در عین حال دلیلی برای اصحابش نیز باشد، این امر به هیچ عنوان عاقلانه نیست، و آیا او یا یکی از یارانش با رسول الله (ص) معاصر بودند که این‌ها را بشناسند؟! بنا بر این منظور میراث‌های مربوط به پیامبران (ع) است، که آن‌ها را طلب می‌کند. و اگر کسی بگوید که چوب‌دستی معجزه است، می‌گویم: پس فائده‌ی امور دیگر چیست و دلیل بر آن‌ها کدام است؟

از امير مؤمنان (ع) در خبرى طولانى فرمودند: ( وتقبل رايات من شرقي الأرض غير معلمة، ليست بقطن ولا كتان ولا حرير، مختوم في رأس القنا بخاتم السيد الأكبر، يسوقها رجل من آل محمد (ع) تظهر بالمشرق وتوجد ريحها بالمغرب كالمسك الأزفر يسير الرعب أمامها بشهر حتى ينزلوا الكوفة طالبين بدماء آبائهم، فبينما هم على ذلك إذ أقبلت خيل اليماني والخراساني تستبقان كأنهما فرسي رهان، شعث غبر جرد أصلاب نواطي وأقداح، إذا نظرت أخذهم برجله باطنه فيقول: لا خير في مجلسنا بعد يومنا هذا، اللهم فإنا التائبون، وهم الأبدال الذين وصفهم الله في كتابه العزيز (إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ)).[SUP]([14])[/SUP]
(... پرچم‌هائى از دو ناحيه مشرق زمين آشکار مى‌شوند، پرچم‌هائى بى‌علامت که از پنبه و کتان و حرير نبوده و نيزه‌هائى هستند که بر بالاى آن‌ها مهر السيد الأکبر خورده است. اينان را مردى از آل محمد رهبرى مى‌نمايد که در مشرق ظاهر شده و بويش بسان مشک خوش‌بو از مغرب به مشام مى‌رسد. در مقابلش وحشت به مسافت يک ماه راه مى‌پيمايد. اينان از شرق حرکت مى‌کنند و براى مطالبه خون پدران خود، خويش را به کوفه مى‌رسانند. در اين هنگام ناگاه سپاه يمانى و خراسانى به سان دو اسب مسابقه با شتاب به آن‌جا وارد می‌شوند، و چنان با هيبت و پر صلابتند که زمين زير گام‌هايشان و پاهاى مرکب‌هايشان مى‌لرزد. مى‌گويند: بعد از اين خيرى براى ما در زندگى دنيا نيست، بار خدايا ما به سوى تو رو آورديم و از تو اطاعت می‌کنيم و تنها براى تو رکوع و سجود می‌نمائيم. و آنان همان ابدال و مردم کم نظيرى هستند که خداى عز و جل آن‌ها را توصيف نموده كه: [خداوند توبه کنندگان و کسانى که خود را پاکيزه کرده‌اند دوست مى‌دارد]).

در این روایت خراسانى همان سید حسنی است، رهبر دوازده هزار نفر خراسانی، اما اسب‌های یمانی همان انصار یمانی هستند که خبر دعوتش به آنان رسیده است و زیر پرچم خراسانی نبودند، به این دلیل است که حسنیِ خراسانی آن‌ها را آل احمد یعنی انصار احمد یا انصار یمانی می‌خواند، یعنی ای انصار یمانی من به سوی صاحب‌تان روی می‌آورم که او را یاری دهم، و این بعد از توبه و بیعتش با یمانی قبل از این‌که او را ببیند، می‌باشد و برای همین است که در روایت آمده است، "او می‌داند که ایشان مهدی است...".

و فرموده‌ی ایشان (ع): آنان ابدال هستند: یعنی همان ابدالی که خداوند آن‌ها را در کتاب خود ذکر نمود: (وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ ثُمَّ لا يَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ)، (و اگر روى برتابيد [خدا] جاى شما را به مردمى غير از شما خواهد داد كه مانند شما نخواهند بود).[SUP]([15])

[/SUP]

از نبی اکرم (ص)، وقتی که این آیه نازل شد: (وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ ثُمَّ لا يَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ)، ضرب بيده على ظهر سلمان، فقال: هم قوم هذا يعني عجم الفرس).
(و اگر روى برتابيد [خدا] جاى شما را به مردمى غير از شما خواهد داد كه مانند شما نخواهند بود)، بر پشت سلمان زد و فرمود: آن‌ها از قوم این می‌باشند یعنی پارسیان).[SUP]([16])

[/SUP]


نتیجه‌ای که از روایات اهل بیت (ع) به دست می‌آوریم:

۱- در زمان ظهور پرچم‌هائی شبهه‌انگیز وجود دارند، اما پرچم‌هائی باطل هستند.

۲- تنها یک پرچم حق در زمان ظهور موجود است.

۳- پرچم حق و هدایت پرچم یمانی است و ایشان مهدی اول از مهدیین دوازده‌گانه از ذریه‌ی امام مهدی (ع) می‌باشد.

۴- يمانى حسینی مهدوی است، یعنی بر وجه خصوص از ذریه‌ی امام مهدی (ع) می‌باشد.

۵- یمانی رهبر قیام حسینی می‌باشد، بنا بر این ایشان (ع) حسین عصر ظهور می‌باشد.

۶- یمانی از شخصیت خود کشف هویت می‌کند و به طور علنی بیعت از مردم می‌گیرد، زیرا مردم به ولایت ایشان مبتلا خواهند شد و بیعت با ایشان بر آن‌ها واجب می‌گردد. پس ایشان به صاحب‌تان دعوت می‌کند: یعنی به طور مستقیم، و بدون هیچ واسطه‌ای مانند مرجعیت یا حزب و... به امام مهدی (ع) دعوت می‌کند، به عبارتی دیگر باید کشف هویت کند و بگوید که من یمانی هستم که مردم به واسطه‌ی ایشان در زمان ظهور مبتلا شوند و دلایلی را برای اثبات حقانیت از روایات اهل بیت (ع) تقدیم کند، تا این مسئله به مردم ابلاغ گردد و با این حال اگر ایمان آوردند فبها و اگر کسی سرپیچی و روی‌گردان شود از اهل جهنم خواهد بود، نه آن‌گونه که بعضی‌ها گمان می‌کنند که یمانی ساکت و بدون فراخوانیِ مردم ظهور می‌کند... می‌گویم: آیا راضی می‌شوید ساکت نیز وارد جهنم شوید؟ در حقیقت این بهانه را تراشیدند، زیرا که ترس دارند وقتی مردم ندای حق را بشنوند و امر تنهاترین پرچم هدایت برای آنان روشن گردد از آن‌ها دوری نمایند، و قطعاً کسی از آن‌ها دور نمی‌شود مگر کسی که برای از دست دادن دینش واهمه داشته باشد؛ اما بت‌پرستان در واقع بر پرستش بت‌های‌شان باقی خواهند ماند؛ (قَالُوا لَن نَّبْرَحَ عَلَيْهِ عَاكِفِينَ حَتَّى يَرْجِعَ إِلَيْنَا مُوسَى)، (گفتند ما هرگز از پرستش آن دست بر نخواهيم داشت تا موسى به سوى ما بازگردد).[SUP]([17])
[/SUP]

۷- پرچم حسنی پرچم گمراهی است تا زمانی که با یمانی بیعت نکند.

۸- حسنى که با یمانی (مهدی اول) بیعت می‌کند از قوم سلمان است و او از گنج‌های طالقان می‌باشد که شعارشان "احمد احمد" است و او به (یا آل احمد) ندا می‌دهد.

۹- پرچم حق برای کسی که حدیث اهل بیت (ع) را شناخت و به ثقلین به عنوان منبع اصلی مانند منبع امان از گمراهی و هدایت به راه مستقیم چنگ زد و پایبند شد از نور خورشید روشن‌تر است. پس ایشان (ع) نام یمانی و صفات و علم و آیات و محل سکونت و علامتش را ذکر نمودند، بنا بر این امری که بر حق‌طلب پوشیده باشد، باقی نمی‌ماند.



و الحمدلله رب العالمین



انصار امام مهدی علیه السلام


[HR][/HR][1]- المؤمنون:۷۱.
[2]- المعارج: ۷-۶.
[3]- الغيبة للنعماني ص ۱۵۲.
[4]- يونس: ۳۲.
[5]- بشارة الإسلام ص ۹۳ به نقل از غیبت نعمانى.
[6]- كليني، کافی: ج ۸، ص ۲۲۴، ح۲۸۵ - بحار الانوار ج ۱۳ ص ۱۸۷.
[7]- شرح الأخبار - القاضي النعمان المغربي ج ۳ ص ۳۵۶.
[8]- بحار الأنوار ج ۵۲ ص ۲۲۳.
[9]- بحار الأنوار ج ۵۳ ص ۱۴۷- الغيبة للطوسي ص۱۵۰ - غاية المرام ج ۲ ص ۲۴۱.
[10]- الإمامة و التبصرة - ابن بابويه القمي ص ۲۳.
[11]- عيون أخبار الرضا (ع) - الشيخ الصدوق ج ۲ ص ۳۳.
[12]- إلزام الناصب في إثبات الحجة الغائب ج ۲ - الشيخ علي اليزدي الحائري ص ۱۷۸.
[13]- منتخب الأنوار المضيئة ص ۳۴۳.
[14]- إلزام الناصب في إثبات الحجة الغائب ج ۲ - الشيخ علي اليزدي الحائري ص ۱۰۳.
[15]- محمد: ۳۸.
[16]- جامع البيان - الطبري ج ۵ ص ۴۳۱.
[17]- طه: ۹۱.
 

کانال تلگرام

بالا