• يماني آل محمد (عليه السلام) فرمود : در کلامم تدبر کنيد ، اي کساني که ادعاي طلب و جستجوي حق را مي‌ کنيد . آمده‌ ام تا بر حق شهادت دهم . و حق را روشن کنم . هرگز نيامده ام تا مردم از من تبعيت کنند . هدفم روشن کردن حق ، و جدا کردن باطل است . پس به همين خاطر مي‌ گويم : کسي از من توقع سازش و چاپلوسي نداشته باشد . هيهات که ما حتي مقداري از حق را فروگذاريم ، و قسمتي از باطل را رها سازيم ، براي آن که کسي ما را بخواهد ، يا کسي را راضي کنيم ، که براي ابرار هيچ چيزي بهتر از آنچه نزد خداوند است نمي باشد

بيانيه‌ی یمانى كيست؟

  • شروع کننده موضوع يـوسف الأنصار
  • تاریخ شروع

يـوسف الأنصار

Guest
دانلود فایل پی‌دی‌اف از سایت رسمی




بسم الله الرحمن الرحيم
و الحمدلله رب العالمين
و صلى الله على محمد و آل محمد الأئمة و المهديين و سلم تسليما



[FONT=&amp]سید احمد الحسن یمانی موعود[/FONT]
از[FONT=&amp] سيد احمد الحسن وصى و فرستاده‌ى امام مهدى (ع)[/FONT] سؤال شد: يمانى كيست؟ و آيا حدودى براى اين شخصيت وجود دارد كه با آن شناخته شود؟ آيا او از يمن می‌باشد، و آيا ایشان معصوم می‌باشد به طوری كه مردم را به باطل نکشاند و آن‌ها را از حق خارج نسازد، همان‌طور كه در روايتى از امام باقر (ع)[FONT=&amp] آمده است: (پرچم وى پرچم هدايت است و بر هيچ مسلمانی جايز نيست از او سرپيچى كند، و اگر كسى اين‌ كار را انجام داد از اهل جهنم است، چون وى[/FONT][FONT=&amp] دعوت[/FONT][FONT=&amp] به حق و هدايت [/FONT][FONT=&amp]به [/FONT][FONT=&amp]راه راست مى كند[/FONT][FONT=&amp]).[/FONT]
[FONT=&amp]
[/FONT]

[FONT=&amp]سيد احمد الحسن [/FONT](ع) اين‌گونه پاسخ فرمود:
[FONT=&amp]

[/FONT]
بسم الله الرحمن الرحيم
[FONT=&amp]و الحمد لله

[/FONT]
[FONT=&amp] در آغاز بايد بدانیم كه مكه از تهامه[SUP]([FONT=&amp][1][/FONT]) [/SUP]می‌باشد، و تهامه از يمن است. حضرت محمد (ص)[/FONT] و خاندان ايشان همه يمانى می‌باشند، حضرت محمد (ص) يمانى است، و امام على (ع) يمانى است، و امام مهدى (ع) يمانى می‌باشد، و دوازده مهدى بعد از ايشان نیز يمانى هستند. پس مهدى اول يمانى است؛ و اين را علمای با عمل گذشته رحمت خدا بر آن‌ها باد مى‌دانستند.

[FONT=&amp]﴿فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيّاً﴾.[SUP]([FONT=&amp][2][/FONT])[/SUP][/FONT]
[FONT=&amp](اما پس از آن‌ها فرزندان ناشايسته‌اى جانشین شدند كه نماز را تباه كردند، و از شهوات پيروى نمودند، به زودى مجازات گمراهى خود را خواهند ديد).
[/FONT]
[FONT=&amp]علامه مجلسی ([/FONT]ره[FONT=&amp]) در بحار الأنوار کلام اهل بيت (ع)[/FONT][FONT=&amp] را (حكمت يمانيه) ناميده است.[SUP]([FONT=&amp][3][/FONT]) [/SUP][/FONT]

[FONT=&amp]بلكه از پيامبر خدا (ص)[/FONT][FONT=&amp] نقل شده است، همان‌طور كه عبدالمطلب (ع) [/FONT][FONT=&amp] نيز خانه كعبه را به نام «كعبه يمانيه» ناميده بود[/FONT][FONT=&amp].[SUP]([FONT=&amp][4][/FONT]) [/SUP][/FONT]

[FONT=&amp]اما راجع به حدود شخصيت يمانى باید گفت: [/FONT]
[FONT=&amp]در روايتی از امام باقر (ص) [/FONT][FONT=&amp] اين گونه نقل شده است: (در پرچم‌ها پرچمى هدايت يافته‌تر از پرچم يمانى نيست و آن پرچم هدايت است زيرا كه شما را به سوی صاحب‌تان دعوت می‌کند. اگر يمانى خروج کرد فروختن اسلحه حرام مى‌شود، و اگر يمانى خروج کرد، به پا خيز به سوی او، زيرا که پرچمش پرچم هدايت است، و جايز نيست مسلمانان از او سرپيچى كنند، و اگر كسى اين‌ كار را انجام دهد از اهل جهنم است، زيرا که او دعوت به حق و هدايت به راه راست مى‌كند)[/FONT][FONT=&amp].[SUP]([FONT=&amp][5][/FONT])[/SUP] [/FONT]

[FONT=&amp]در حديث فوق چند [/FONT][FONT=&amp]نکته‌ی[/FONT][FONT=&amp] بسيار مهم وجود دارد:[/FONT]
[FONT=&amp]۱[/FONT][FONT=&amp]- «جايز نيست هيچ مسلمانی از او سرپيچى كند، و اگر كسى اين كار را انجام دهد از اهل جهنم می‌باشد».
[/FONT]
[FONT=&amp]بنا بر این نتیجه می‌گیریم كه يمانى صاحب ولايت الهى است، [/FONT][FONT=&amp]و شخصی بر مردم حجت نخواهد بود، [/FONT][FONT=&amp]به طورى كه رو[/FONT][FONT=&amp]ی‌گردانی[/FONT][FONT=&amp] از وى، انسان را وارد جهنم كند حتى اگر نماز بخواند و روزه بگيرد، مگر اين‌ كه از خلفاى خداوند بر زمين باشد، و ایشان اصحاب ولايت من جمله: پيامبران و فرستادگان و امامان و مهديين (ع)[/FONT][FONT=&amp] مى‌باشند.[/FONT]

[FONT=&amp]۲[/FONT][FONT=&amp]- «او دعوت به حق و هدايت به راه راست مى‌كند».
[/FONT]
[FONT=&amp]دعوت به حق و راه راست (صراط مستقيم) بدين معناست كه اين شخص اشتباه نمى‌كند، تا مردم را وارد باطل كند يا اين كه آن‌ها را از حق خارج سازد، و اين بدان معناست که ايشان معصوم و منصوص العصمة[SUP]([/SUP][/FONT][FONT=&amp][FONT=&amp][6][/FONT][/FONT][SUP][FONT=&amp]) [/FONT][/SUP][FONT=&amp]است. بنا بر اين، با اين معنا براى اين قيد و حد، ثمره بزرگی در مشخص کردن شخصيت يمانی ايجاد مى‌شود، اما برداشت هر معناى ديگر از اين جمله (دعوت به حق و هدايت به راه راست مى‌كند)، اين فرموده از ائمه (ع) [/FONT][FONT=&amp] را بى‌فايده قلم‌داد مى‌كند، [/FONT][FONT=&amp]پس نه قید و نه حد برای شخصیت یمانی خواهد بود، و بلا نسبت ایشان (ع) [/FONT][FONT=&amp] از گفتن کلام بی‌معنا که از آن مبرا می‌باشند[/FONT][FONT=&amp].[/FONT]

[FONT=&amp]پس نتيجه آن‌چه بدان در موارد اول و دوم اشاره شد این است كه، يمانى حجتی از حجت‌های خداوند بر زمين، و معصومِ منصوص[/FONT][FONT=&amp] العصمة[/FONT][FONT=&amp] است،[/FONT][FONT=&amp]و در روايات متواتر[/FONT][FONT=&amp]و متن‌هاى قطعى ثابت می‌باشد كه حجت‌های الهی پس از پيامبر اکرم (ص)[/FONT][FONT=&amp]، دوازده امام (ع)[/FONT][FONT=&amp] و دوازده مهدى (ع)[/FONT][FONT=&amp] مى‌باشند. غير از ایشان هيچ حجت معصوم ديگری بر زمين نيست. و ایشان تمام نعمت و كمال دين و ختم [/FONT][FONT=&amp]رسالت‌های [/FONT][FONT=&amp]آسمانی هستند، که يازده امام از ایشان (ع) [/FONT][FONT=&amp]دار دنيا را وداع گفته، و امام مهدى (ع) [/FONT][FONT=&amp] بقیة الله و دوازده مهدى (ع) [/FONT][FONT=&amp] باقى مانده‌اند. و يمانى مردم را به سوی امام مهدى (ع) [/FONT][FONT=&amp] فرا می‌خواند، پس يمانى بايد نخستين مهديين[/FONT][FONT=&amp]باشد، زيرا كه يازده مهدى [/FONT][FONT=&amp]پس از ایشان از فرزندان ایشان می‌باشند.[/FONT]

[FONT=&amp]﴿[/FONT][FONT=&amp]ذرية[/FONT][FONT=&amp] بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ[/FONT][FONT=&amp]﴾[/FONT][FONT=&amp].[SUP]([FONT=&amp][7][/FONT])[/SUP][/FONT]
[FONT=&amp](فرزندانى بعضى از نسل بعضى ديگرند و خداوند شنواى داناست).
[/FONT]
[FONT=&amp]و در زمانی بعد از زمان ظهور امام مهدی (ع)[/FONT][FONT=&amp] خواهند آمد، بلکه ایشان در دولت عدل الهی خواهند بود، [/FONT][FONT=&amp]و آن‌چه ثابت است، مهدی اول در زمان ظهور امام مهدى (ع) [/FONT][FONT=&amp] موجود می‌باشد، و ايشان نخستين ايمان [/FONT][FONT=&amp]آورندگان به امام مهدی (ع) [/FONT][FONT=&amp]در آغاز ظهور و آماده‌ساز زمينه قياممقدس[/FONT][FONT=&amp]می‌باشد[/FONT][FONT=&amp]، همان‌طور كه در وصيت رسول الله (ص) [/FONT][FONT=&amp] ذكر شده است. و از اين‌جا شخص يمانى در شخصیت مهدى اول از دوازده مهدی مذکور در وصیت رسول خدا (ص)[/FONT][FONT=&amp] منحصر می‌شود. [/FONT]

[FONT=&amp]روايات اهل بيت (ع)[/FONT][FONT=&amp] نام و صفات و محل سکونت مهدى اول را با جزئيات بيان نمودند، كه نام ايشان احمد و كُنيه‌اش عبدالله يا اسرائيل [/FONT][FONT=&amp]است.[SUP]([FONT=&amp][8][/FONT])[/SUP] و[/FONT][FONT=&amp] مردم او را اسرائيلى می‌نامند و ناگزيرند او را اسرائيلی بنامند. پيامبر خدا (ص)[/FONT][FONT=&amp] فرمودند: (نامم احمد و من عبدالله هستم. نامم اسرائيل است و هر آن‌چه که او را بدان امر نموده مرا نيز امر كرده است، و هر آن‌چه او را اشاره كرده مرا نيز اشاره كرده است).[SUP]([FONT=&amp][9][/FONT]) [/SUP][/FONT]

[FONT=&amp]مهدى اول نخستين فرد، از سيصد و سيزده نفر یار امام مهدی (ع) [/FONT][FONT=&amp]است، و از بصره می‌باشد و در گو[/FONT][FONT=&amp]نه‌ى[/FONT][FONT=&amp] راستش اثر و شوره در سر دارد، هیکل ایشان همانند موسى بن عمران (ع)[/FONT][FONT=&amp] است، و در كمرش مُهر نبوت و در وصيت پيامبر خدا (ص)[/FONT][FONT=&amp] ذكر شده است، و او عالم‌ترين خلق پس از ائمه [/FONT](ع)[FONT=&amp] به قرآن و تورات و انجيل است، و در آغاز ظهورش جوان می‌باشد، پيامبر خدا (ص)[/FONT][FONT=&amp] فرمود: (... سپس جوانى را یاد كرد و فرمود: اگر وى را ديديد با او بيعت كنيد كه او خليفه مهدى (ع)[/FONT][FONT=&amp][FONT=&amp][/FONT][/FONT][FONT=&amp] است[/FONT][FONT=&amp]).[SUP]([FONT=&amp][10][/FONT]) [/SUP][/FONT]

[FONT=&amp]وصيت رسول الله (ص)[/FONT][FONT=&amp] در شب وفاتش:
[/FONT]

[FONT=&amp]از [/FONT][FONT=&amp]امام صادق (ع)[/FONT][FONT=&amp] [/FONT][FONT=&amp]از پدرانش از امير مؤمنان (ع[/FONT][FONT=&amp])[/FONT][FONT=&amp] نقل شده است که فرمود: (پيامبر خدا [/FONT](ص) [FONT=&amp]در شب وفاتش به على [/FONT][FONT=&amp][FONT=&amp](ع)[/FONT][/FONT][FONT=&amp] فرمود: ای ابا الحسن صحيفه و دواتى حاضر كن. و پيامبر خدا (ص)[/FONT][FONT=&amp] وصيتش را فرمود، تا به این جا رسيد: يا على پس از من دوازده امام، و پس از ایشان دوازده مهدى خواهند بود. يا على، تو نخستين دوازده امام مى‌باشى. تا حديث بدين‌جا رسيد و فرمود: ... [/FONT][FONT=&amp]اگر [/FONT][FONT=&amp]زمان وفات حسن عس[/FONT][FONT=&amp]گ[/FONT][FONT=&amp]ر[/FONT][FONT=&amp]ی (ع)[/FONT][FONT=&amp] رسيد آن را به فرزندش (م ح م د)، مستحفظ از آل محمد [/FONT](ع)[FONT=&amp] تسليم نماید و ایشان دوازده امام مى‌باشند، سپس بعد از ایشان دوازده مهدى خواهند بود، پس اگر زمان مرگ (حجت ابن الحسن) رسید امر (خلافت) را به فرزندش اول مهديين تسليم نماید كه سه نام دارد، نامى مانند نام من و نام پدرم و آن عبدالله و احمد و نام سوّمش مهدى است؛ و او اولين ايمان آورند[/FONT][FONT=&amp]گان [/FONT][FONT=&amp]می‌باشد[/FONT][FONT=&amp]).[SUP]([FONT=&amp][11][/FONT]) [/SUP][/FONT]

[FONT=&amp]امام صادق (ع)[/FONT][FONT=&amp][FONT=&amp][/FONT][/FONT][FONT=&amp] فرمود:[/FONT][FONT=&amp]) [/FONT][FONT=&amp]از نسل ما بعد از قائم (ع)[/FONT][FONT=&amp][FONT=&amp][/FONT][/FONT][FONT=&amp] دوازده مهدى از فرزندان حسين (ع) [/FONT][FONT=&amp]می‌باشند[/FONT][FONT=&amp]).[SUP]([FONT=&amp][12][/FONT])
[/SUP][/FONT]
[FONT=&amp]و نیز امام صادق [/FONT][FONT=&amp][FONT=&amp](ع)[/FONT][/FONT][FONT=&amp] فرمود: (از نسل ما بعد از قائم [/FONT][FONT=&amp][FONT=&amp](ع)[/FONT][/FONT][FONT=&amp] يازده مهدى از فرزندان حسين [/FONT][FONT=&amp][FONT=&amp](ع)[/FONT][/FONT][FONT=&amp] مى‌باشند[/FONT][FONT=&amp]).[SUP]([FONT=&amp][13][/FONT])
[/SUP][/FONT]
[FONT=&amp]و در اين روايت «قائم» همان «مهدى اوّل» می‌باشد، نه امام مهدى [/FONT][FONT=&amp]][/FONT][FONT=&amp]محمد ابن الحسن العسکری [/FONT][FONT=&amp][[/FONT]g[FONT=&amp]زيرا كه پس از امام مهدی [/FONT][FONT=&amp][FONT=&amp](ع)[/FONT][/FONT][FONT=&amp] دوازده مهدى مى‌باشند.[/FONT]

[FONT=&amp]امام باقر (ع)[/FONT][FONT=&amp] در مشخصات مهدى اول فرمود: (... ر[/FONT][FONT=&amp]نگ پوست او به سرخی می‌گراید[/FONT][FONT=&amp]، چشمانش به گودی نشسته، ابروهايش برجسته، و شانه‌هایش عريض و [/FONT][FONT=&amp]پهن بوده و سر و موهایش مجعد [/FONT][FONT=&amp]است، و در صورتش اثر و نشانه‌اى است، خداوند موسى را رحمت كند[/FONT][FONT=&amp]).[SUP]([/SUP][/FONT][FONT=&amp][FONT=&amp][14][/FONT][/FONT][SUP][FONT=&amp])
[/FONT]
[/SUP]
[FONT=&amp]و از امير مؤمنان (ع)[/FONT][FONT=&amp][FONT=&amp][/FONT][/FONT][FONT=&amp] در خبرى طولانى در ذكر اصحاب قائم [/FONT][FONT=&amp][FONT=&amp](ع)[/FONT][/FONT][FONT=&amp] فرمود: (... اول آن‌ها از بصره و آخر آن‌ها از ابدال می‌باشد...).[SUP]([FONT=&amp][15][/FONT])
[/SUP][/FONT]
[FONT=&amp]و از امام صادق [/FONT][FONT=&amp][FONT=&amp](ع)[/FONT][/FONT][FONT=&amp] در روايتى طولانى که نام ياران قائم (ع)[/FONT][FONT=&amp][FONT=&amp][/FONT][/FONT][FONT=&amp] را ذکر می‌کند آمده است: (... و از بصره... احمد...).[SUP]([FONT=&amp][16][/FONT]) [/SUP][/FONT]

[FONT=&amp]و از امام باقر(ع)[/FONT][FONT=&amp][FONT=&amp][/FONT][/FONT][FONT=&amp] نقل است كه فرمود: (قائم دو نام دارد نامى مخفى و نامى آشكار، نام مخفى احمد و نام آشكار محمد است).[SUP]([FONT=&amp][17][/FONT])
[/SUP][/FONT]
[FONT=&amp]و احمد نام مهدى اول و محمد اسم امام مهدى (ع)[/FONT][FONT=&amp][FONT=&amp][/FONT][/FONT][FONT=&amp] است همان‌طور كه در وصيت رسول الله _(ص)[/FONT][FONT=&amp] بيان شد.
[/FONT]
[FONT=&amp] امام باقر (ع)[/FONT][FONT=&amp][FONT=&amp][/FONT][/FONT][FONT=&amp] فرمود: (براى خداى تعالى گنجى در طالقان است که نه از طلاست و نه نقره، بلکه دوازده هزار نفر در خراسان‌اند که شعارشان «احمد، احمد» است. رهبر آن‌ها جوانى از بنى‌هاشم سوار بر قاطرى [/FONT][FONT=&amp]س[/FONT][FONT=&amp]پ[/FONT][FONT=&amp]يد رنگ می‌باشد[/FONT][FONT=&amp] و پيشانى بندی قرمز رنگ به سر بسته است، گويی به او مى‌نگرم که از رود فرات هم مى‌گذرد، اگر دعوت او را شنيديد به سوى او بشتابيد حتى اگر مجبور شويد سينه‌خيز بر روی يخ‌ها حرکت کنيد[/FONT][FONT=&amp]).[SUP]([FONT=&amp][18][/FONT])
[/SUP][/FONT]
[FONT=&amp]و احمد نام مهدى اول است. و در كتاب الملاحم و الفتن (فتنه [/FONT][FONT=&amp]و آشوب‌ها)[/FONT][FONT=&amp]، سيد بن طاووس حسنى صفحه [/FONT][FONT=&amp]۲۷[/FONT][FONT=&amp] آمده است:[/FONT]

[FONT=&amp](امير غضب نه از اين و نه از آن است بلکه آن‌ها صدائى مى‌شنوند که هیچ انسان و جنی آن‌ را نگفته: كه با فلانی بيعت كنيد، و او را به نامش می‌خوان[/FONT][FONT=&amp]د،[/FONT][FONT=&amp] نه از اين است نه از آن، بلکه او خليفه‌اى يمانى است[/FONT][FONT=&amp])[/FONT][FONT=&amp].
[/FONT]
[FONT=&amp]و در همين كتاب شريف صفحه [/FONT][FONT=&amp]۸۰[/FONT][FONT=&amp] آمده است: (نه از اين و نه از آن، [/FONT][FONT=&amp]بلکه [/FONT][FONT=&amp]او خليفه‌اى يمانى است[/FONT][FONT=&amp]).
[/FONT]
[FONT=&amp]و شيخ على كورانى در كتاب معجم احاديث امام مهدى (ع)[/FONT][FONT=&amp][FONT=&amp][/FONT][/FONT][FONT=&amp]، ج [/FONT][FONT=&amp]۱[/FONT][FONT=&amp]، ص [/FONT][FONT=&amp]۲۹۹[/FONT][FONT=&amp] نقل نموده است[/FONT][FONT=&amp]: (مهدى نيست جز از قريش، و خلافت نيست جز در آن‌ها، و او اصل و نسبى در يمن دارد).
[/FONT]
[FONT=&amp]با توجه به اين‌كه مهدى اول از نسل امام مهدى [/FONT][FONT=&amp][FONT=&amp](ع)[/FONT][/FONT][FONT=&amp] است، بنا بر اين بايد دارای اصل و نسبى نامعلوم باشد، زيرا كه نسل امام مهدى [/FONT][FONT=&amp][FONT=&amp](ع)[/FONT][/FONT][FONT=&amp] مجهول و ناشناخته است،[SUP]([FONT=&amp][19][/FONT])[/SUP] و اين مشخصاتِ يمانى منصور[SUP]([FONT=&amp][20][/FONT]) [/SUP]و مطابق با مهدى اول است، زيرا که [/FONT][FONT=&amp]یک[/FONT][FONT=&amp] شخصيت می‌باشند. همان‌طور كه واضح و آشكار شد.
[/FONT]
[FONT=&amp]جهت اطلاع بیشتر، می‌گویم که: یمانی زمینه‌ساز ظهور مقدس می‌باشد، و از سیصد و سیزده تن است و پرچم را به امام مهدی [/FONT][FONT=&amp][FONT=&amp](ع)[/FONT][/FONT][FONT=&amp] تسلیم می‌کند، و مهدی اول هم‌چنین در زمان ظهور مقدس موجود است، و اولین مؤمنان به امام مهدی [/FONT][FONT=&amp][FONT=&amp](ع)[/FONT][/FONT][FONT=&amp] در ابتدای ظهور و قبل از قیامش خواهد بود، بنا بر این باید یکی بر دیگری حجت باشد، و با توجه به این‌که ائمه و مهدیین حجت‌های خدا بر همه‌ی خلق می‌باشند و مهدی اول جز ایشان است، پس او حجت بر یمانی است، چنان‌چه یک شخصیت نباشند، و در نتیجه مهدی اول همان رهبر انقلاب زمینه‌سازی خواهد بود، پس نقش یمانی ثانوی خواهد شد، بلکه یاری‌دهنده‌ی رهبر خواهد بود و این غیر صحیح است، زیرا که یمانی زمینه‌ساز اصلی و رهبر حرکت ظهور مقدس است، بنا بر این، این‌که مهدی اول همان یمانی است و یمانی همان مهدی اول حتمی می‌شود. و با این حال یمانی: (نامش احمد، از بصره، در گونه‌ی راستش علامت، و در ابتدای ظهورش جوان، و بر سرش شوره، و عالم‌ترین مردم به قرآن و تورات و انجیل بعد از ائمه می‌باشد، و دارای نسبی نامعلوم و ملقب به مهدی و امامی واجب اطاعت از خداست، و جایز نیست هیچ مسلمانی از او سرپیچی نماید و هر کس این کار را انجام دهد از اهل جهنم خواهد بود، و دعوت به حق و راه مستقیم و امام مهدی [/FONT][FONT=&amp][FONT=&amp](ع) [/FONT][/FONT][FONT=&amp]می‌کند و... و...[/FONT][FONT=&amp]).[/FONT] [FONT=&amp]
[/FONT]
[FONT=&amp]و هر آن‌چه در مورد مشخصات مهدی اول در روایات محمد و آل محمد [/FONT](ع)[FONT=&amp] آمده است را می‌توانید در کتاب‌‌های غیبت شیخ نعمانی، غیبت شیخ طوسی، اکمال الدین و بحار ج۵۲ و ج۵۳، و غیر این کتاب‌ها مطالعه فرمایید.[/FONT]

[FONT=&amp]آن‌چه باقی[/FONT][FONT=&amp] مى‌ماند اين است كه پيروان يمانى سيصد و سيزده نفر اصحاب امام [/FONT][FONT=&amp][FONT=&amp](ع)[/FONT][/FONT][FONT=&amp]، [/FONT][FONT=&amp]همه[/FONT][FONT=&amp] نيز يمانى مى‌باشند به اعتبار اين‌كه آن‌ها به رهبرشان يمانی نسبت داده مى‌شوند، و از جمله آن‌ها يمانى صنعاء و يمانى عراق است.

[/FONT]
[FONT=&amp]﴿كَلَّا وَالْقَمَرِ * وَاللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ * وَالصُّبْحِ إِذَا أَسْفَرَ * آن‌ها لَإِحْدَى الْكُبَرِ * نَذِيرًا لِّلْبَشَرِ * لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ * كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ * إِلَّا أَصْحَابَ الْيَمِينِ * فِي جَنَّاتٍ يَتَسَاءلُونَ * عَنِ الْمُجْرِمِينَ * مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ * قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ * وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ * وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ * وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِينَ * وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ * حَتَّى أَتَانَا الْيَقِينُ * فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِينَ * فَمَا لَهُمْ عَنِ التَّذْكِرَةِ مُعْرِضِينَ * كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُّسْتَنفِرَةٌ * فَرَّتْ مِن قَسْوَرَةٍ * بَلْ يُرِيدُ كُلُّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ أَن يُؤْتَى صُحُفًا مُّنَشَّرَةً * كَلَّا بَل لَا يَخَافُونَ الْآخِرَةَ * كَلَّا إِنَّهُ تَذْكِرَةٌ * فَمَن شَاء ذَكَرَهُ * وَمَا يَذْكُرُونَ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ هُوَ أَهْلُ التَّقْوَى وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ[/FONT][FONT=&amp][/FONT][FONT=&amp].[SUP]([FONT=&amp][21][/FONT]) [/SUP][/FONT]
[FONT=&amp](نه چنين است [كه مى‏ پندارند] سوگند به ماه * و سوگند به شام‌گاه چون پشت كند * و سوگند به بامداد چون آشكار شود * كه آيات [قرآن] از پديده‏‌هاى بزرگ است * بشر را هشدار دهنده است * هر كه از شما را كه بخواهد پيشى جويد يا باز ايستد * هر كسى در گرو دست‌آورد خويش است * به جز ياران دست راست * در ميان باغ‌ها از يک‌ديگر مى‏‌پرسند * درباره مجرمان * چه چيز شما را در آتش [سقر] در آورد * گويند از نماز گزاران نبوديم * و بينوايان را غذا نمى‏‌داديم * با هرزه‏ درايان هرزه ‏درايى مى‌‏كرديم * و روز جزا را دروغ مى‌‏شمرديم * تا مرگ ما در رسيد * از اين رو شفاعتِ ‏شفاعت‏ كنندگان به حال آن‌ها سودى نمى‌بخشد * چرا آن‌ها از تذكر روى گردانند * گويى گورخرانى رميده‌‏اند * كه از مقابل شيرى فرار كرده‌‏اند * بلكه هر كدام از آن‌ها انتظار دارد نامه جداگانه‌‏اى از سوى خدا براى او فرستاده شود * چنين نيست كه آنان مى‌‏گويند بلكه آن‌ها از آخرت نمى‌ترسند * چنين نيست كه آن‌ها مى‌‏گويند آن قرآن يک تذكر و يادآورى است * هر كس بخواهد از آن پند مى‌‏گيرد * و هيچ كس پند نمى‌‏گيرد مگر اين‌كه خدا بخواهد او اهل تقوا و اهل آمرزش است).
[/FONT]
[FONT=&amp]و ماه وصى امام، و شب دولت ظالمان است، و صبح، طلوع امام مهدى (ع) [/FONT][FONT=&amp] می‌باشد، و آغاز ظهورش به وصی‌اش است مانند طلوع خورشيد، زيرا كه ايشان خورشيد و وصى‌اش شعاع خورشيد است. (كه آيات [قرآن] از پديده‏‌هاى بزرگ است) يعنی قيامت صغری. و وقايع بزرگ الهى سه‌تا هستند: قيامت صغری، رجعت، و قيامت کبری.
[/FONT]
[FONT=&amp] (بشر را هشدار دهنده است) هشدار دهنده و انذار دهنده، همان وصى و مهدى اول (يمانى) است، و ایشان فرستا[/FONT][FONT=&amp]ده‌ی[/FONT][FONT=&amp] امام مهدى [/FONT][FONT=&amp][FONT=&amp](ع)[/FONT][/FONT][FONT=&amp] است.
امام مهدى ایشان را بشارت دهنده و بيم دهنده در بين دستان عذابى دردناک مى‌فرستد كه هر كس خواهد از ركاب امام مهدى [/FONT][FONT=&amp][FONT=&amp](ع) [/FONT][/FONT][FONT=&amp]پیشی جوید[/FONT][FONT=&amp] يا باز ايستد. (هر كسى در گرو دست‌آورد خويش است) و اين آشكار است، هر انسانى براى اعمالش حساب پس مى‌دهد[/FONT][FONT=&amp]؛[/FONT][FONT=&amp](به جز ياران دست راست) و اينان از حساب مستثناء مى‌باشند و آن‌ها نزديكان هستند، و آنان از اصحاب يمانى و سيصد و سيزده نفر از ياران امام مهدى (ع)[/FONT][FONT=&amp][FONT=&amp][/FONT][/FONT][FONT=&amp] مى‌باشند، بدون حساب وارد بهشت مى‌شوند، خداوند متعال فرمود:[/FONT]

[FONT=&amp]﴿فَأَمَّا إِنْ كَانَ مِنَ الْمقَرَّبِينَ * فرَوْحٌ وَرَيْحَانٌ وَجَنَّتُ نَعِيمٍ[/FONT][FONT=&amp][/FONT][FONT=&amp].[SUP]([FONT=&amp][22][/FONT]) [/SUP][/FONT]
[FONT=&amp](و اما اگر او از مقربان باشد * در آسايش و راحت بهشت و پر نعمت خواهد بود).
[/FONT]
[FONT=&amp](در ميان باغ‌ها از يک‌ديگر مى‌پرسند * درباره مجرمان * چه چيز شما را در آتش [سقر] در آورد * گويند از نماز گزاران نبوديم).
[/FONT]
[FONT=&amp]يعنى از پيروان ولى خدا و خليفه‌اش و وصى امام مهدى [/FONT][FONT=&amp][FONT=&amp](ع)[/FONT][/FONT][FONT=&amp] و مهدى اول ( يمانى موعود) نبوديم، بنا بر اين (جايز نيست کسی از يمانی سرپيچى كند و اگر كسى اين‌ كار را كرد از اهل جهنم خواهد بود). خدا مرا بس و بهترين تکيه‌گاه است.[/FONT]

[FONT=&amp]امير مؤمنان على [/FONT][FONT=&amp][FONT=&amp](ع)[/FONT][/FONT][FONT=&amp] گرفتار معاويه بن هند (لع) و قومى كه فرق بين شتر نر و ماده را تشخيص نمى‌دادند شد، و امروز من نيز گرفتار گشتم همان‌طور كه پدرم على بن ابى‌طالب [/FONT][FONT=&amp][FONT=&amp](ع)[/FONT][/FONT][FONT=&amp] گرفتار گشت، اما گرفتار هفتاد معاويه (لع) شدم، و پیروان آن‌ها قومى هستند که فرق بين شتر نر و ماده را نمى‌دانند، و بر آن‌چه توصیف می‌کنند خدا یاری ده است.

[/FONT]
[FONT=&amp]به خدا قسم [/FONT][FONT=&amp]چیزی که مختص من است نمانده است مگر این‌که [/FONT][FONT=&amp]پيامبر خدا [/FONT](ص)[FONT=&amp] و پدرانم ائمه معصومين [/FONT](ع)[FONT=&amp] آن را بیان نمودند، مرا به دقت وصف كردند، و نام و محل سکونتم را بيان فرمودند، پس بعد از اين بيانيه هيچ امرى در من[/FONT][FONT=&amp] پوشیده[/FONT][FONT=&amp] و [/FONT][FONT=&amp]هیچ[/FONT][FONT=&amp] شُبهه‌اى در من باقى نمى‌ماند، و امر من روشن‌تر از خورشيد در روشنايى روز است، و من نخستين مهديين و يمانى موعود هستم[/FONT][FONT=&amp].[/FONT] [FONT=&amp]



[/FONT]
[FONT=&amp]احمد الحسن (ع)[/FONT]

[FONT=&amp]وصى و فرستاد[/FONT][FONT=&amp]ه‌ی امام مهدی (ع)[/FONT]

[FONT=&amp]۲۱/ ربیع الثاني/ ۱۴۲۶ هـ.ق[/FONT]

[FONT=&amp]۰۹/ خرداد ماه/ ۱۳۸۴ هـ.ش


[/FONT]
[HR][/HR] [FONT=&amp][FONT=&amp][1][/FONT] -[/FONT][FONT=&amp]تهامه: منطقه بسيار وسيعی از يمن می‌باشد که تا مکه امتداد دارد.[/FONT]
[FONT=&amp][FONT=&amp][2][/FONT]-[/FONT][FONT=&amp]مریم: ۵۹.[/FONT]
[FONT=&amp][FONT=&amp][3][/FONT] -[/FONT][FONT=&amp] مقدمه بحار جلد۱ صفحه۱.[/FONT]
[FONT=&amp][FONT=&amp][4][/FONT] -[/FONT][FONT=&amp] بحار الأنوار ج ۲۲، ص ۵۱ ح ۷۵.[/FONT]
[FONT=&amp]۵ -[/FONT][FONT=&amp]غيبت نعمانى ص۲۶۴.[/FONT]
[FONT=&amp]۶-[/FONT][FONT=&amp] از امام علی ابن الحسین (ع) نقل شده: (... عصمت در ظاهر خلقت نیست که با آن شناخته شود و معصوم نخواهد بود مگر به او وصیت شده – پس به ایشان عرض شد: ای فرزند رسول خدا معنی معصوم چیست؟ فرمود: یعنی این که به ریسمان خداوند چنگ زده است و ریسمان خداوند همان قرآن است که تا روز قیامت جدا نمی‌شوند و امام به سوی قرآن هدایت می‌کند و قرآن به سوی امام هدایت می‌کند و آن گفتار خداوند تعالی: {إنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يِهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ}. معانی الأخبار ص۱۳۲.[/FONT]
[FONT=&amp][FONT=&amp][7][/FONT] -[/FONT][FONT=&amp] آل عمران:۳۴.[/FONT]
[FONT=&amp][FONT=&amp][8][/FONT]-[/FONT][FONT=&amp]به نقل از حذیفه یمانی: پیامبر (ص) نام مهدی را برای بیعت گرفتن از مردم یاد می‌کند و می‌فرماید: (مهدی که در بین رکن و مقام با او بیعت می شود سه نام دارد: احمد، عبدالله و مهدی، و این سه نام اوست).[/FONT]
[FONT=&amp][FONT=&amp][9][/FONT] -[/FONT][FONT=&amp] تفسير عياشى، ج ۱، ص ۴۴- برهان، ج ۱، ص ۹۵- بحار، ج ۷، ص ۱۷۸.[/FONT]
[FONT=&amp][FONT=&amp][10][/FONT] -[/FONT][FONT=&amp] بشارة الإسلام ص ۳۰ .[/FONT]
[FONT=&amp][FONT=&amp][11][/FONT] -[/FONT][FONT=&amp] بحار الأنوار، ج ۵۳، ص ۱۴۷ – کتاب غيبت شيخ طوسى (فارسى) ص ۳۰۰ – کتاب غاية المرام، ج ۲، ص ۲۴۱.[/FONT]
[FONT=&amp][FONT=&amp][12][/FONT] -[/FONT][FONT=&amp] بحار الأنوار، ج ۵۳، ص ۱۴۸، برهان ج ۳، ص ۳۱۰، غيبت شيخ طوسى ص۳۸۵.[/FONT]
[FONT=&amp][FONT=&amp][13][/FONT] -[/FONT][FONT=&amp] بحار الأنوار، ج ۵۳، ص ۱۴۵.[/FONT]
[FONT=&amp][FONT=&amp][14][/FONT] -[/FONT][FONT=&amp] غيبت شيخ نعمانى، ص ۲۱۵- (خداوند موسى را رحمت كند) يعنى شبيه به حضرت موسى می‌باشد. [/FONT]
[FONT=&amp]۱۵-[/FONT][FONT=&amp] بشارة الإسلام ص ۱۴۸.[/FONT]
[FONT=&amp][FONT=&amp][16][/FONT] -[/FONT][FONT=&amp] بشارة الإسلام، ص ۱۸۱.[/FONT]
[FONT=&amp][FONT=&amp][17][/FONT] -[/FONT][FONT=&amp] كمال الدين، ج ۲، ص۵۶۳، ب ۵۷.[/FONT]
[FONT=&amp][FONT=&amp][18][/FONT] -[/FONT][FONT=&amp] منتخب الأنوار المضيئه، ص ۳۴۳.[/FONT]
[FONT=&amp][FONT=&amp][19][/FONT] -[/FONT][FONT=&amp]امیر مؤمنان (ع) فرمودند: (...پس در آن زمان خداوند متعال، بنده‌ای بی‌گذشت و سنگ‌دل (نسبت به کفار) و دارای نسل نا معلوم را مبعوث خواهد کرد که پیروزی از آن اوست، و اصحابش سیاه جامه‌هایند و پرچم‌های سیاه به دست دارند). غیبت شیخ نعمانی.[/FONT]
[FONT=&amp][FONT=&amp][20][/FONT] -[/FONT][FONT=&amp]در روايات اهل بيت (ع) خليفه حضرت مهدی (ع) را «منصور یا پیروز» ناميده‌اند و خليفه حضرت مهدی همان يمانی موعود است.[/FONT]
[FONT=&amp][FONT=&amp][21][/FONT] -[/FONT][FONT=&amp] المدثر: ۵۶-۳۲.[/FONT]
[FONT=&amp][FONT=&amp][22][/FONT] -[/FONT][FONT=&amp]الواقعة: ۸۹-۸۸.[/FONT]
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
کانال تلگرام

بالا