• يماني آل محمد (عليه السلام) فرمود : در کلامم تدبر کنيد ، اي کساني که ادعاي طلب و جستجوي حق را مي‌ کنيد . آمده‌ ام تا بر حق شهادت دهم . و حق را روشن کنم . هرگز نيامده ام تا مردم از من تبعيت کنند . هدفم روشن کردن حق ، و جدا کردن باطل است . پس به همين خاطر مي‌ گويم : کسي از من توقع سازش و چاپلوسي نداشته باشد . هيهات که ما حتي مقداري از حق را فروگذاريم ، و قسمتي از باطل را رها سازيم ، براي آن که کسي ما را بخواهد ، يا کسي را راضي کنيم ، که براي ابرار هيچ چيزي بهتر از آنچه نزد خداوند است نمي باشد

افتتاح صفحه شخصی سید احمد الحسن (ع) در فيس بوك

  • شروع کننده موضوع يـوسف الأنصار
  • تاریخ شروع

يـوسف الأنصار

Guest
پاسخ : افتتاح صفحه شخصی سید احمد الحسن (ع) در فيس بوك

تاریخ ارسال: شنبه 24/ اسفنده ماه/ 1392 هجری شمسی، ساعت: 13:51 به وقت ایران

بسم الله الرحمن الرحيم
و الحمد لله رب العالمين
سلام عليكم و رحمة الله و بركاته
از خدا می‌خواهم که در خیر و عافیت باشید.
خدا پاداشتان را در شهادت برادرتان عباس رحمه الله زیاد گرداند و از خدا می‌خواهم که او را، به شکلی نیکو بپذیرد و خدا مهربان‌ترین مهربان‌هاست.
در این روزهای دردناک، که مصادف با ایام شهادت فاطمه دختر پیامبر صلوات الله علیها است، آن‌چه را که قبلاً در این صفحه مبارک منتشر کرده بودم، منتشر می‌کنم.
و خدا پاداشتان را فزون کند و اعمالتان را بپذیرد.
بسم الله الرحمن الرحيم
و الحمد لله
سلام عليكم و رحمة الله و بركاته

نیمه‌ی ماه جمادی اول، مصادف با سالگرد شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) است؛ که متأثر از جراحاتی است که بر اثر هجوم به منزل رسول خدا (ص) توسط عمر و همراهان وی انجام گرفت.

از خداوند می‌خواهم که به مؤمنان توفیق دهد تا مجالس عزاء داری را در سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم این ماه برگزار کرده و بیان کنند که حادثه چگونه رخ داد، و چگونه عمر به خانه‌ی رسول خدا هجوم برد و همه‌ی کسانی که در خانه و آنان، امام علی (ع) و فاطمه (س) و فرزندان ایشان (ع) بودند را تهدید به آتش زدن کرد.
از بزرگان و مشایخ طلبه‌ی حوزه‌ی مهدویت که خداوند حافظشان باشد و از دیگر مؤمنان که خداوند حفظشان کند می‌خواهم حقیقت واقعه‌ی هجوم به منزل حضرت فاطمه (س) را همان‌گونه که رخ داد و همان‌گونه که بود، با دلایل و اثبات تاریخی از طریق کتب مخالفین آن هم بدون دشنام و لعن مهاجمین، بیان کنند.
و بگذاریم که مسلمانان شریف با انصاف میان حضرت فاطمه دُخت حضرت محمد سرور بانوان جهان و کسانی که به منزل وی هجوم بردند و سبب اذیت و آزار و در نهایت شهادت ایشان شدند، قضاوت کنند.
و عللی که منجر به هجوم شد را جستجو کنند زیرا که محور آن‌ها وصیت رسول خدا (ص) است که از آن به بازدارنده امت از گمراهی یاد می‌کرد؛ آن هنگام که پیامبر (ص) خواست آن را روز پنجشنبه -هنگام بیماری- بنویسد و عمر و جماعتش اعتراض کردند و پیامبر را به هذیان گفتن متهم ساخت که همان مصیبت پنجشنبه است.
و پیامبر هنگامی که اعتراض آنان را دید از نوشتن آن کتاب بازدارنده از گمراهی امتناع ورزید؛ و آن را در شب وفاتش برای کسانی که پذیرفته بودند نوشت.
و سپاس خدای را که حضرت امام علی (ع) -نویسنده ی وصیت- و ائمه ا آن را حفظ کرده و برای امت خارج ساختند تا به شیخ طوسی رحمه الله رسید و آن را در کتاب غیبت نقل کرد؛ و راویان وصیت را از خواص شیعیان مؤمن وصف می‌کند و بدین وسیله صدق آن‌ها را ثابت می‌نماید، جائی که هیچ طعن و قدحی به آن‌ها نیز وارد نشده است. بدین شکل وصیت، برای کسانی که خواهان سند آن هستند همان‌گونه که قرائن زیادی دارد و متواتر است، صحیح السند می‌باشد. و بدین شکل صحت صدور آن نیز ثابت می‌شود و از آنجائی که وصیت کافی است تا امت را از گمراهی باز دارد، غیر از صاحبش کسی آن را ادعاء نمی‌کند؛ مگر کسانی که در آن نام‌هایشان ذکر شده باشد، زیرا اگر برای غیر از آن‌ها امکان ادعایش وجود داشته باشد در این صورت خداوند که آن را برای باز نگه داشتن از گمراهی کافی می‌داند، یا به دروغ متهم می‌شود؛ چون فرموده است که باز دارنده از انحراف است و وصیت این گونه نیست، یا او را متهم به ندانستن غیب یا ناتوانی از حفظ آن از مدعیان دروغین می‌کنیم تا این‌که صاحبش آن را ادعاء کند. و خداوند از آن‌چه اصحاب باطل می‌گویند منزه است. خوشا به حال کسانی که به وصیت رسول خدا (ص) چنگ جستند، و وای به حال کسانی که به جنگ با وصیت رسول خدا (ص) در اول الزمان برخاستند و تلاش کردند که مانع آن شوند که پیامبر آن را بنویسد و گفتند که وی هذیان می‌گوید چون در آن اسم علی (ع) اول اوصیاء نوشته شده است، و وای به حال کسانی که امروز دنباله روی آنان در جنگ با وصیت هستند و دست به هر اقدام مذبوحانه که ضمیر نا پاکشان به ارمغان می‌آورد، می‌زنند تا به وصیت رسول خدا (ص) ضربه بزنند چون اسم احمــــــــــــد، اول مهدیین در آن ذکر شده است.


متن عربی:

بسم الله الرحمن الرحيم
والحمد لله رب العالمين
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
أسأل الله ان تكونوا بخير وعافية
عظم الله اجوركم بشهادة اخيكم عباس رحمه الله وأسأل الله ان يتقبله بقبول حسن وهو ارحم الراحمين.
وفي هذه الايام الاليمة التي تصادف ايام شهادة فاطمة بنت محمد صلوات الله عليها اعيد نشر مانشرته سابقا على هذه الصفحة المباركة.
وعظم الله أجوركم وتقبل الله أعمالكم.
بسم الله الرحمن الرحيم
والحمد لله
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
تصادف منتصف شهر جمادى الأولى ذكرى شهادة فاطمة الزهراء صلوات الله عليها متأثرة بالجراح التي أصيبت بها اثر تعرض دار رسول الله محمد ص لهجوم عمر وجماعة معه،
أرجو من الله ان يوفق المؤمنين لإقامة مجالس عزاء في الثالث عشر والرابع عشر والخامس عشر من جمادى الأولى وبيان ما حصل وكيف هجم عمر على بيت رسول الله ص وهدد بإحراقه بمن فيه وهم علي وفاطمة واطفالهم صلوات الله عليهم،
أرجو من السادة والمشايخ من طلبة الحوزة المهدوية حفظهم الله ومن بقية المؤمنين والمؤمنات حفظهم الله ان يبينوا حقيقة واقعة الهجوم على بيت فاطمة ص كما هي وكما حصلت وبالادلة والاثبات التاريخي من كتب المخالفين دون التعرض بالسب أو الشتم او اللعن للمهاجمين.
ونترك للشرفاء من المسلمين أن ينصفوا انفسهم وان يحكموا بالعدل بين فاطمة بنت محمد ص سيدة نساء العالمين وبين من هجموا على دارها وتسببوا بأذيتها وبشهادتها.
وأن يبحثوا عن الأسباب التي أدت لهذا الهجوم والتي كان قطبها ومدار رحاها وصية رسول الله محمد ص، التي وصفها بأنها الكتاب العاصم للأمة من الضلال حيث أراد رسول الله ص كتابتها لعامة الناس في الخميس – وهو في مرض الموت – فاعترض عمر وجماعته واتهم رسول الله ص بأنه يهجر ( أي يخرف) فكانت رزية الخميس المشهورة وأعرض رسول الله ص عن كتابة الكتاب العاصم لمن رفضوه في الخميس ، وكتبه بعد ذلك لمن قبلوه في ليلة وفاته، والحمد لله حفظ هذا الكتاب علي ع ـ كاتبه ـ وولده الائمة ص واخرجوه للأمة ووصل للشيخ الطوسي رحمه الله ونقله في كتاب الغيبة ووصف رواته بأنهم خاصة أي شيعة مؤمنين وبهذا يثبت صدقهم حيث لم يثبت أي قدح فيهم وبهذا فالوصية صحيحة السند لمن يحتج بالسند كما انها مقرونة ومتواترة معنى وبهذا يثبت صحة صدورها وبما انها موصوفة بانها كافية - وحدها - لتعصم الأمة من الضلال فيمتنع ان يدعيها غير أصحابها المذكورين فيها لانه لو امكن ان يدعيها غير أصحابها فسيكون الله سبحانه وتعالى الذي وصفها بانها كافية – لوحدها - لتعصم من الضلال متهم إما بالكذب حيث اخبر بانها عاصمة من الضلال وهي ليست كذلك او الجهل بالغيب او العجز عن حفظها من ادعاء المبطلين حتى يدعيها صاحبها وحاشاه سبحانه عما يقول المبطلون.
طوبى لمن تمسكوا بوصية الرسول محمد ص،
والويل لمن حاربوا وصية رسول الله محمد ص في أول الزمان وحاولوا منعه من كتابتها وقالوا انه يهجر لان فيها اسم علي ص أول الوصيين،
والويل لمن يقتفون اثرهم اليوم في محاربة الوصية وهم يتوسلون أي محاولة بائسة يجلبها نحسهم للطعن بوصية رسول الله محمد ص لان فيها إسم أحمد أول المهديين.
 

يـوسف الأنصار

Guest
پاسخ : افتتاح صفحه شخصی سید احمد الحسن (ع) در فيس بوك

تاریخ ارسال: چهارشنبه 28/ اسفنده ماه/ 1392 هجری شمسی، ساعت: 13:51 به وقت ایران


سلام عليكم و رحمة الله و بركاته
از خداوند می‌خواهم که در خیر و عافیت باشید.
Ahmad Alyamanyنوشت:
سلام عليكم سيدم و مولایم احمد الحسن
امروز پدرم حاج حبیب یوسف حبیب چراغ از انصار کویت، به رحمت خدا پیوست. از خداوند می‌خواهم که از انصار شما در دنیا و آخرت باشد، و از شما پدر التماس دعاء برای پدرم دارم. عفو و مغفرت به خاطر تقصیر و کوتاهی‌مان. و الحمد لله وحده.
به خدا قسم دشواری‌های بسیاری را تحمل کرد و بر نصرت حق، احمد (ع) ثابت قدم ماند و آن علی‌رغم هر آن‌چه [از سختی و دشواری و اهانت] با آن رو به رو شد.

ج/
و عليكم السلام و رحمة الله و بركاته
خدا اجر شما را عظیم گرداند و اعمال‌تان را مورد قبول قرار دهد.
خداوند پدر بزرگوار شما را رحمت کند، و از خداوند می‌خواهم تا قدر و منزلت او را والا گرداند و با محمد و آل محمد مبعوث کند، و او را شفاعت کننده و شفاعت شده قرار دهد که همانا او حق را نصرت داد و بر آن در زمانی که یار و یاور اندک است ثابت قدم ماند، خدا بوسیله محمد و آل محمد به او جزای نیکوکاران عنایت فرماید.


متن عربی:

السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
أسأل الله ان تكونوا بخير وعافية
كتب : Ahmad Alyamany
السلام عليكم سيدي و مولاي احمد الحسن
انتقل الى رحمة الله تعالي اليوم. والدي من انصار الكويت. الحاج حبيب يوسف حبيب جراغ. اسأل الله ان يكون من انصارك في الدنيا و الآخره. و اسالك الدعاء لوالدي يا والدي. العفو و المغفره على تقصيرنا. و الحمدلله وحده
فوالله انه تحمل كثيرا و ثبت على نصرة الحق احمد ع رغم كل ما واجهه
ج/
وعليكم السلام ورحمة الله وبركاته
عظم الله أجوركم وتقبل الله اعمالكم
رحمة الله على والدكم الطيب وأسأل الله أن يرفع قدره ويبعثه مع محمد وال محمد وان يجعله الله شافعا مشفعا فقد نصر الحق وثبت عليه في زمن عز فيه الناصر جزاه الله عن محمد وال محمد خير جزاء المحسنين.
 

يـوسف الأنصار

Guest
پاسخ : افتتاح صفحه شخصی سید احمد الحسن (ع) در فيس بوك

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 08/ فروردین ماه/ 1393 هجری شمسی، ساعت: 14:02 به وقت ایران

سلام عليكم و رحمة الله و بركاته
از خدا می‌خواهم که در خیر و عافیت باشید.
به غیر از بدهنی پاسخ دیگری بر بحث‌های علمی دقیق و منصفانه خود در آن‌چه مرجع قبلی، شی
رازی نوشته بود، نیافتم و شما به عنوان خواننده و علاقه مندان این صفحه مبارک می‌توانید حکم کنید که پاسخ به طرح علمی دقیق، با بد دهانی به چه معناست:
http://www.youtube.com/watch?v=YUQMKfBKDJg

پس از آن‌که تبیین کردم که نظریه فرگشت (تکامل) از نظر علمی ثابت شده است، به بحث با نادانی‌های رد کننده‌های این نظریه پرداختم تا بیان شود آیا پاسخ‌های آن‌ها کوچک‌ترین ارزش علمی دارد یا آن‌ها بینی خود را در مسئله علمی‌ای فرو برده‌اند که از فهم آن عاجزند؛ چه برسد به این‌که در بحث و یا پاسخ به آن توانا باشند، و در این صفحه قبلاً در مورد آن‌چه محمد شیرازی در کتابش به نام (اسلام و داروین) آورده بود به بحث پرداختم و با دلایل علمی دقیق غیر قابل رد تبیین کردم که این کتاب عبارت است از جهل چند طبقه و نه بیشتر، هر چند نویسنده وفات یافته آن، مرجع شیرازی اول به حساب می‌آید و و او را امام خود می‌شناسند و آن‌ها که پس از او آمدند، آن‌چه تقدیم کرد را قابل‌دار و با ارزش می‌دانند.
این چیزی است که در صفحه رسمی آن‌ها برای معرفی او آمده است:

http://www.alshirazi.com/autobiography/shirazi/shirazi.htm

و این صفحه تألیفات اوست و در آن آمده است که کتاب بین اسلام و داروین از تألیفات او می‌باشد:
http://www.alshirazi.com/compilations/nirai/nirai.htm

و انتظار داشتم آن کسانی که او را امام می‌خوانند و آن‌چه او مطرح کرد را علمی می‌دانند، بر آن‌چه تبیین کردم که بیشتر کتاب او نادانی و نه چیز بیشتری است، پاسخی می‌آوردند ولی جز بد دهانی از آن‌ها ندیدم با آن‌که آن را عملی نیکو می‌شمارند و اندیشه مرجع فعلی آن‌ها، صادق شیرازی و وکیلان او نیز بر آن منطبق است، و او کسی است که آن‌ها را به آن می‌خواند و آن‌ها او را اجابت می‌کنند. این ویدیوئی است که بعضی از مؤمنین خدا حفظشان کند از کلام صادق شیرازی جمع کردند و او به وکیلانش دستور می‌دهد که بد دهانی کنند و نیز اجابت برادران و وکیلانش را به آن‌چه به آن‌ها فرمان داده بود، نشان می‌دهد و نیز تلفظ عبارت‌های زشت از طرف آن‌ها را حتی عبارت‌های زننده‌ای که الفاظ آن‌ها به دقت توصیف نمی‌کند، نشان می‌دهد.


[video=youtube;YUQMKfBKDJg]http://www.youtube.com/watch?v=YUQMKfBKDJg [/video]



و اکنون به بحث در مورد آن‌چه او و غیر او مطرح کرد خواهیم پرداخت و منتظر می‌مانیم (هر چند انتظاری بیهوده است) که صادق شیرازی و حتی وکیلانش از آن‌چه امامشان محمد شیرازی در کتاب بین اسلام و داروین، از نادانی‌ها، مطرح کرده است، دفاع نمایند.



متن عربی

السلام عليكم ورحمة الله وبركاته

أسأل الله ان تكونوا بخير وعافية

لم أجد سوى بذائة اللسان ردا على مناقشتي العلمية الدقيقة والمنصفة لماكتبه المرجع السابق الشيرازي ولكم ان تحكموا كقراء ومرتادين لهذه الصفحة المباركة ماذا يعني الرد ببذاءة اللسان على طرح علمي دقيق:

http://www.youtube.com/watch?v=YUQMKfBKDJg

بعد ان بينت ان نظرية التطور مثبتة علميا انتقلت الى مناقشة جهالات الرافضين لها لبيان هل ان ردودهم لها ادنى قيمة علمية ام ان هؤلاء حشروا انوفهم في مسألة علمية هم عاجزون عن فهمها فضلا عن ان يكونوا قادرين على مناقشتها او الرد عليها وقد ناقشت فيما سبق على هذه الصفحة ماكتبه محمد الشيرازي في كتابه بين الاسلام ودارون وبينت وبأدلة علمية دقيقة غير قابلة للرد ان هذا الكتاب عبارة عن جهل مطبق لا اكثر رغم ان كاتبه المتوفي يعتبر المرجع الشيرازي الاول ويعتبرونه امامهم ومن أتوا من بعده هم مقتاتين على ماقدمه

وهذا ماورد من تعريف به في صفحتهم الرسمية :
http://www.alshirazi.com/autobiography/shirazi/shirazi.htm

وهذه صفحة مؤلفاته وفيها ورد كتاب بين الاسلام ودارون على انه احد مؤلفاته:

http://www.alshirazi.com/compilations/nirai/nirai.htm

وقد انتظرت ان يتقدم من يسمونه بالامام ويعتبرون ما طرحه علميا بالرد على مابينته من ان جل كتابه عبارة عن جهل لااكثر ولكني لم اجد سوى بذائة لسان يجيدونها وقد أطبق رأي مرجعهم الحالي صادق الشيرازي ووكلاءه عليها وهاهو يدعوهم لها وهم يستجيبون وهذا فديو جمع به بعض المؤمنين حفظهم الله كلاما لصادق الشيرازي وهو يأمر وكلاءه ببذائة اللسان وايضا استجابة اخوته ووكلاءه لما امرهم به وتلفظهم بالفاظ بذيئة وربما حتى كلمة بذيئة لاتصف الفاظهم بدقة.
http://www.youtube.com/watch?v=YUQMKfBKDJg

والان سننتقل الى مناقشة ماطرحه او تبناه غيره ونبقى ننتظر (وان كان انتظار اليائس) ان يدافع صادق الشيرازي او وكلاءه حتى عن ماطرحه إمامهم محمد الشيرازي من جهل في كتاب بين الاسلام ودارون.

 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

يـوسف الأنصار

Guest
پاسخ : افتتاح صفحه شخصی سید احمد الحسن (ع) در فيس بوك

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 08/ فروردین ماه/ 1393 هجری شمسی، ساعت: 14:06 به وقت ایران

سلام عليكم و رحمة الله و بركاته
مناقشه آن‌چه سید علی سیستانی در خصوص نظریه داروین، مطرح کرد:
سید علی سیستانی:
سایت مرکز تحقیقات عقیدتی پیرو سیستانی: نمادی از رابط عقیدتی تحت نظر مرجع سیستانی است؛ تا آن‌جا که در صفحه تعریف مرکز در سایت این مرکز می‌نویسد:
(1)
«و با این حال، مرجعیت مقام آیت الله العظمی سیستانی "مد ظله" را با برنامه‌ها و روش‌های آن می‌یابیم که نمونه‌ای برتر در این خصوص برای دفاع از مذهب تشیع و نشر معارف اهل بیت (علیهم السلام) در اقصی نقاط عالم است.
و "مرکز تحقیقات عقیدتی" یکی از این پروژه‌های مبارک است که با اشراف و رهبری مقام حجت الاسلام و المسلمین سید جواد شهرستانی بر پا شد، و افتتاح رسمی آن نزدیک به روز ولادت امام رضا (ع) در یازدهم ماه ذی القعده سال 1419 انجام شد، تا متصدی دفاع و حمايت از عقیده و رشد مفاهیم استوار و یاری مذهب اهل بیت علیهم السلام با فعالیت‌ها متنوع... شود.
و در پاسخ به دستورات صادر شده از مقام مرجعیت اعلی، آیت الله العظمی سید علی سیستانی که "سایه بلند ایشان پُر دوام باد" به ضرورت تصدی افکار سکولاریست‌ها و رد شبهات آن‌ها، مرکز ما اقدام به آن مطلب مهمی که به آن اشاره شده بود کرد».
(2)

و نیز در سایت نوشته است:
«آرای وارد شده در سایت مرکز تحقیقات عقیدتی ضرورتاً اندیشه مقام سید سیتانی نیست».
(3)
یعنی ممکن است که اندیشه او باشد و ممکن است که نباشد، و عموماً در این مسئله مهم، این چیزی است که در سایت عقیدتی تابع سیستانی یافتم، پس اگر نمادی از اندیشه او نیست می‌تواند انکار کند و اندیشه خود را تبیین نماید، و الا اندیشه خود اوست و این پاسخ ملازم اوست.

در مرکز عقائدی سیستانی که مرکز تحقیقات عقیدتی نامیده می‌شود آمده است:

سؤال: بطلان نظريه فرگشت (تکامل).
سلام عليكم و رحمة الله و بركاته
می‌خواهم از شما درباره نظریه علمی داروین درباره فرگشت و ارتقاء بپرسم که می‌گوید موجودات زنده از موجودات ساده‌تر از آن حاصل شده است مانند حیوانات در گذر زمان دچار پرش‌هائی شده‌اند و به موجوداتی پیچیده‌تر بدل شده‌اند، دیدگاه شما در مورد این نظریه چیست؟ آیا مخالف اسلام است و آیا بر انسان هم منطبق می‌شود؟
با تشکر از شما. از مولا می‌خواهم که شما را حفظ کند و به ما توفیق دهد تا دائماً بهره‌ای از شما ببریم. مصطفی از آمریکا.
جواب:
برادر محترم مصطفی!
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته
بطلان این نظریه به صورت علمی ثابت شده است، و شاید ساده‌ترین استدلالی که آن نظریه را رد می‌کند، دگرگونی سلولی ساده به سلول پیچیده دیگری است، و این دگرگونی بر اساس حساب احتمالات، نیاز به میلیون‌ها سال دارد، و این فقط در مورد یک سلول است پس تحول یک حیوان به حیوان دیگر چگونه خواهد بود؟! آن نیاز به میلیاردها سال دارد، و این چیزی است که بطلان آن واضح است. این یکی از صورت‌هائی است که با آن این نظریه رد می‌شود و وجوه دیگری نیز هست که همه آن‌ها نظریه فرگشت را در برابر نقد علمی رد می‌کند.
با این‌که ما درعقیده اسلامی خود، اندیشه‌ای واضح درباره کیفیت آغاز خلقت انسان داریم، و قرآن کریم بر این مطلب صراحت دارد خدای متعال می‌فرماید: (
الَّذي أَحسَنَ كلَّ شَيء خَلَقَه وَبَدَأَ خَلقَ الأنسَان من طين)، السجدة: 7 (او آن کسی است که آفرینش هر چیزی را نیکو قرار داد و آفرینش انسان را از گل آغاز کرد). آغاز آفرینش انسان، گِل بود و آن‌گونه که طرف‌داران نظریه فرگشت می‌گویند که انسان از حیوان دیگری بوده است نمی‌باشد، خدای متعال می‌فرماید: (خَلَقَ الأنسَانَ من صَلصَال كَالَفخَّار)، الرحمن: 14 (انسان را از برگزیده گِلی مانند کوزه‌ای آفرید). و نیز می‌فرماید: (وَلَقَد خَلَقنَاكم ثمَّ صَوَّرنَاكم ثمَّ قلنَا للمَلائكَة اسجدوا لآدَمَ فسَجَدوا إلَّا إبليسَ لَم يَكن منَ السَّاجدينَ(، الأعراف: 11 (و شما را آفریده‌ایم سپس برای شما صورت قرار دادیم سپس به فرشتگان گفتیم برای آدم سجده کنید پس همه به جز ابلیس سجده کردند و او از سجده کنندگان نبود). و خدای متعال می‌فرماید: (إنَّا خَلَقنَاهم من طين لازب)، الصافات: 11(ما شما را از گِلی چسبنده آفریدیم). و خدای متعال می‌فرماید: (إذ قَالَ رَبّكَ للمَلائكَة إنّي خَالقٌ بَشَراً من طين)، (آن‌گاه که پروردگارت به فرشتگان گفت من بشری را از گِل می‌آفرینم).(فإذَا سَوَّيته وَنَفَخت فيه من روحي فقَعوا لَه سَاجدينَ)، الحجر: 29 (پس آن‌گاه که او را درست کردم و از روح خود در او دمیدم به حالت سجده در برابر او بر زمین بیفتید). و نیز اخباری از انبیاء و اوصیاء وارد شده است که کیفیت آفرینش آدمی را که پدر بشریت بوده است توضیح می‌دهد. و آن‌چه نظریه فرگشت آورده است، منسجم نیست.
در امان خدا باشید.
ابو حسین
(تعلیق بر جواب: خدا به شما توفیق خیر دهد، امیدواریم که جواب بیشتری بدهید و از شما تشکر فراوان دارم).
جواب:
برادر محترم ابا الحسین
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته
در کتاب ثمار الأفکار نوشته شیخ علی کورانی عاملی ص 357-354 آمده است:
نظریه فرگشت (تکامل) با همه علوم جدید در تناقض است این مطلب آن را در موقعیتی نامطلوب قرار می‌دهد.
یکی از این تناقضات، تناقض آن با حقائق فیزیکی است، و این تناقض برای تو ارائه می‌شود: خورشید و ستارگان دیگر می‌سوزند و مقادیر فراوانی از انرژی حرارتی و تابشی و نوری به اعماق جهان ارسال می‌کنند، ولی نمی‌توان انتظار برگشت این انرژی‌های فراوان را به خورشید و دیگر ستارگان با حرکات خود به خودی را داشت، اگر هر چیزی را به مدت معینی رها کنی، به سرعت به سوی نابودی می‌رود...
اگر یک قطعه آهن یا مقداری از میوه یا غذا را رها کنی، می‌بینی که پس از مدت معینی فاسد می‌شود و ناچاری به تدابیر معینی اقدام کنی تا آن را از فساد حفظ کنی (مثلاً آن را در یخچال قرار دهی) و حتی این تدبیر مدت معینی سود نمی‌رساند، و اگر خانه یا قصری را رها کنی، بعد از سال‌ها رو به فرسودگی خواهد رفت و به این ترتیب... هر چیز در یک مسیر رو به فرسودگی و تجزیه و فاسد شدن حرکت می‌کند.
آنتروپی، و دانشمندان برای آن‌که بتوانند شرحی از مفهوم نظم یا بی‌نظمی در جهان یا در هر منظومه (System) از اصطلاخ آنتروپی(Entropy)) استفاده کردند. آنتروپی اشاره به مقدار بی‌نظمی یا مقدار انرژی که نمی‌توان از آن استفاده و بهره برد می‌کند، و به این ترتیب قانون دوم ترمودینامیک به عنوان قانون افزایش آنتروپی مطرح می‌شود.
پروفوسور (ف. بوش) می‌گوید: (همه تغییرات خودکار ایجاد می‌شوند جائی که بی‌نظمی در جهان را زیاد کند، و این به سادگی همان اصل قانون دوم منطبق بر جهان به عنوان یک کل می‌باشد). دانشمند آمریکایی به نام اسحاق آسیموف Isaac Asimov می‌گوید: (بر حسب معلومات ما، تغییرات و تحولات همه‌شان به سوی افزایش "آنتروپی"، و به سوی افزایش بی‌نظمی و زیاد شدن هرج و مرج، و به سوی ویرانی و انهدام هستند). و خود موضوع را در همان مقاله به شکل مفصل‌تر توضیح می‌دهد و می‌گوید: (روش دیگری برای شرح قانون دوم وجود دارد، و این روش این می‌باشد که جهان با مداومت و توانی ثابت به سوی افزایش آنتروپی می‌رود، و ما در اطراف خود تأثیر قانون دوم را در همه چیز می‌بینیم. ما با همه توان خود می‌کوشیم تا اتاقی بسازیم و آن را بیارائیم، اما هنگامی که آن را به حال خود رها می‌کنیم تا آن که از نو و به سرعت و به آسانی، پراکندگی و بی‌نظمی به آن راه بیابد، حتی اگر به آن داخل نشویم، تا آن‌جا که غبار و عفونت از آن بالا خواهد رفت، و آن گاه که برای محافظت از خانه‌ها و ماشین آلات و نگهبانی از بدن‌هایمان اقدام کنیم تا در بهترین حالت باقی بمانند چه بسیار دچار گرفتاری‌ها می‌شویم، ولی برعکس چه قدر رها کردن آن برای نابود شدن و کهنه شدن آسان است، و در واقع آن چیزی که انجامش برای ما تعیین می‌شود عدم انجام هیچ کاری است، همه چیز به صورت ذاتی به سوی نابودی و پوسیدگی، متلاشی شدن، ساییدگی و پارگی می‌رود، و این همان چیزی است که قانون دوم به آن مربوط می‌شود.
می‌توانیم قانون اول و دوم را به این شکل خلاصه کنیم: دانشمند فرگشت به نام جرمی ریفکین Jeremy Rifkin درباره قانون دوم می گوید: (آلبرت اینشتن گفته است: "این قانون، یعنی این قانون اساسی برای همه علوم، و "آرتور ادینگتون" به سیر به سوی آن اشاره می‌کند که به عنوان قانون متافیزیکی برای همه جهان است). بنا بر این، این قانون شامل تأکید می‌کند که همه تغییرات و تبدیل‌های ایجاد شده و جاری در حال حاضر در جهان به سوی فراوان شدن "آنتروپی" است، یعنی حرکت به سوی زیاد شدن هرج و مرج و بی نظمی و تجزیه و فروپاشی...

یعنی این‌که جهان به سوی مرگ در حال حرکت است، و فیزیک دان‌ها می‌گویند: "جهان به سوی مرگ حرارتی در حال حرکت است". و آن به این علت می‌باشد که انتقال حرارت از اجسام داغ (از ستارگان) به سوی اجسام سرد (سیارات و مثلاً گرد و غبار کیهانی)، روزی آن‌گاه که حرارت همه اجرام اجسام در هستی برابر شود، متوقف خواهد شد.
در این حالت انتقال حرارت بین اجسام متوقف می‌شود، یعنی تمام واکنش‌ها تمام می‌شود...
و این معنایش مرگ جهان است.
می‌توانیم دو نظریه فرگشت و علم فیزیک را در یک بیان واحد با هم جمع کنیم: بنا بر این تناقضی تام بین دو نظریه می‌یابیم: فرضیه فرگشت می‌گوید تغییرات و تبدیل‌های حاصل در دنیای ما و در جهان به پیچیده‌تر شدن و زیاد شدن نظم می‌انجامد، یعنی فرگشتی پلکانی به سوی بالاتر و با نیروهایی مستمر وجود دارد.
اما علم فیزیک می‌گوید همه تغییرات و تبدیل‌های جاری در جهان (و در دنیای ما) منجر به زیاد شدن آنتروپی یعنی زیاد شدن هرج و مرج و بی نظمی و تجزیه و فروپاشی می‌گردد.
یعنی جهان به سوی برتر و نیکوتر پیش نمی‌رود، بلکه به سوی بدتر شدن و پایین‌تر رفتن سیر می‌کند، یعنی به سوی مرگ در حال پیش رفتن است، و هیچ فرایند خودکاری که به بیشتر شدن نظم و پیچیده‌تر شدن و ترکیب وجود ندارد.
و از این‌جا روشن می‌شود که زمان عامل نابودی و نه عامل بنا است، با این‌که همه فرگشت‌گرایان برای تفسیر همه اعتراضات و دشواری‌هایی که با فرضیه فرگشت مواجه است، به زمان پناه می‌برند، و آن‌گاه که تصادف و وقایع کور که این همه نظم و پیچیدگی و زیبائی که جهان به آن آراسته است را بسیار بعید بدانی به تو می‌گویند: "این امر طی میلیون سال ایجاد نشده است، بلکه طی صدها و حتی هزاران میلیون سال ایجاد شده است"! گویا آن‌ها آن‌گاه که فیلمی طولانی از زمان را یاد می‌کنند به گمان‌شان همه دشواری‌ها را حل می‌کنند و حلی برای همه معجزاتی که جهان گرد هم آورده است می‌یابند.
و این جهل است، بلکه جهلی مرکب است، و ما آن‌ها را دعوت می‌کنیم که بعضی کتاب‌های فیزیک را مطالعه کنند تا بدانند زمانی که آن را عامل بنا و ساخت و فرگشت به حساب می‌آوردند، چیزی جز عامل تجزیه و ویرانی نیست. پس در کنار کدام نظریه بایستیم؟! آیا در کنار فرضیه (یا در بهترین احوال نظریه) ای بمانیم که صحت آن تا امروز اثبات نشده است، و بسیاری از دانشمندان با آن به مخالفت بر می‌خیزند؟! یا در کنار قانون علمی‌ای بمانیم که با هزاران تجربه علمی در آزمایشگاه به اثبات رسیده است (هر ابزار مورد استفاده شاهدی بر درستی این قانون است) که همه دانشمندان بدون استثناء آن را می‌پذیرند؟
بنا بر این فرضیه فرگشت به صورت ریشه‌ای در برخورد با علم قرار می‌گیرد.
بنا بر این ایجاد هر فرگشتی به سوی برتر شدن در عالمی که همه واکنش‌ها و حرکات و تبادلات آن به سوی جدایی و انحلال می‌رود، امکان‌پذیر نیست (
بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ وَلَكُمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُونَ)، الأنبياء: 18 (بلکه با حق بر باطل می‌زنیم و آن را نابود می‌کند و آن‌گاه باطل نابود می‌شود و وای بر شما از آن‌چه توصیف می‌کنید).
و دائماً در حمایت خدا باشید.
(4)

پاسخ: آن‌چه گذشت نمادی از اندیشه سیستانی در مورد فرگشت و پاسخ او بر آن است یا حداقل پاسخی است که مورد رضایت سیستانی می‌باشد و چون این‌گونه می‌باشد، به ناچار باید همان جواب و در همان سطح را به آن داد.
1- می‌گوید: « بطلان این نظریه به صورت علمی ثابت شده است، و شاید ساده‌ترین استدلالی که آن نظریه را رد می‌کند، دگرگونی سلولی ساده به سلول پیچیده دیگری است، و این دگرگونی بر اساس حساب احتمالات، نیاز به میلیون‌ها سال دارد، و این فقط در مورد یک سلول است پس تحول یک حیوان به حیوان دیگر چگونه خواهد بود؟! آن نیاز به میلیاردها سال دارد، و این چیزی است که بطلان آن واضح است».
می‌گوید که به صورت علمی بطلان نظریه فرگشت اثبات گردید، و خدایا! نمی‌دانم این اثبات علمی کجاست؟! جز در توهم‌های آن‌ها! در واقع، صحت نظریه فرگشت و خصوصاً پس از ظهور علم ژنتیک و پیشرفت آن به اثبات رسیده است و اکنون در مدارس کشورهای پیشرفته و در همه دانشگاه‌های اصیل در همه جای جهان تدریس می‌شود، بلکه بسیاری از لقاح‌ها و معالجات طبی بر اساس نظریه فرگشت، ایجاد می‌شود و پیشرفت می‌کند.
و باز او اثبات علمی‌اش را برای ما آورده است در حالی‌که اثبات او کلامی بسیار سطحی است و از نادانی نویسنده‌اش به نظریه فرگشت منشأ می‌گیرد. نظریه فرگشت قائل به جهش از نوعی به نوع دیگر و از حیوانی به حیوان دیگر نیست و حتی قائل به ایجاد اعضای مرکب به صورت ناگهانی نیست، یا مثلاً قائل به این نیست که حیوانی بدون چشم به صورت ناگهانی به حیوانی با چشم بدل می‌شود... تا اشکال احتمالات ریاضی از این نظر بر این نظریه مطرح شود.
بلکه فرگشت با قدم‌هایی آرام و بسیار متنوع ایجاد می‌شود، و با آن‌که گام‌هایی تراکمی است، هیچ اشکال ریاضی در احتمال وقوع هر گام منفرد از گام‌های فرگشت وجود ندارد، بلکه احتمال وقوع هر کدام از این گام‌ها پس از فرایندی که قبل از آن بوده است به علت وجود تمایز و تکاثر و انتخاب طبیعی در طول خط احتمالی بسیار زیاد است، و هر گاه که این سه مورد یافت شود، به طور حتم فرگشت رخ می‌دهد، پس این مسئله‌ای علمی است که جز نادانان نسبت به تمایز و تکاثر و انتخاب و هر چه به آن‌ها مرتبط می‌شود منکرش نمی‌شوند، پس به سید سیستانی و مرکز او توصیه می‌کنم، پیش از آن‌که این سطرهایی را که بیان کننده نادانی آن‌ها به نظریه فرگشت و فرایندهای آن است بنگارند، آن‌چه دانشمندان فرگشت نوشته‌اند بخوانند شاید نظریه فرگشت را بفهمند.

2- ایرادشان آیات قرآنی متشابه برای رد نظریه علمی -که با دلایل علمی اثبات شده است- نزد علمای زیست شناسی و حتی دینی هیچ ارزش علمی ندارد، این آیات همه‌شان به صورت قطعی در تضاد با نظریه فرگشت نیستند تا مثلاً گفته شود: دین با نظریه فرگشت جمع نمی‌شود، برای نمونه سخن آن‌ها که: "ابتدای خلقت انسان از گِل بوده است"، و بیان آیات قرآنی در این مورد می‌توان به سادگی این‌گونه به آن پاسخ داد که این آفرینش از گِل در خلق نفس بوده است؛ تا آن‌جا که آفرینش گِلی همان‌گونه که در خود آیات قرآنی است که داستان خلق را بیان می‌کند در بهشت بوده است، و نیز این مورد در روایات ذکر شده است، و بهشت عالم نفس‌ها است و عالم جسمانی مادی مانند این عالم نیست، و این مسئله‌ای است که ان شاء الله تبیین خواهیم کرد. به همین ترتیب می‌توان به آن این گونه پاسخ داد که آفرینش انسان از آن وقتی آغاز شد که خدا نخستین نقشه ژنی یا نخستین پروتئین که قابلیت نسخه برداری داشت را آفرید؛ جائی‌که این نقشه ژنی یا پروتئین از مواد شیمیایی که در این زمین یا در خاک آن یا از ذرات صلصال (گِل برگزیده) فراهم است خلق شد، و به این تریب که خدا انسان را از گِل و خاک و از صلصال و از زمین آفریده است صدق می‌کند؛ زیرا انسان هدف از خلق است که مُراد رسیدن به آن است، پس آیاتی که در مورد آفرینش انسان از گِل و خاک سخن می‌گوید را می‌توان به صورتی کاملاً موافق با فرگشت فهمید، و در همان وقت، آیات دیگری که به وضوح نظریه فرگشت را تأیید می‌کند می‌یابیم، خدای متعال فرمود: ﴿
وَقَدْ خَلَقَكُمْ أَطْوَاراً * أَلَمْ تَرَوْا كَيْفَ خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقاً * وَجَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُوراً وَجَعَلَ الشَّمْسَ سِرَاجاً * وَاللَّهُ أَنبَتَكُم مِّنَ الْأَرْضِ نَبَاتاً﴾،(5) (و شما را به مرحله به مرحله آفرید * آیا ندیدی خدا آسمان را در هفت طبقه آفرید * و ماه را نوری در این آسمان‌ها و خورشید را چراغی در آن‌ها قرار داد * و خدا شما را مانند گیاهی از زمین رویاند) و آیات واضح است: ﴿وَقَدْ خَلَقَكُمْ أَطْوَاراً...... وَاللَّهُ أَنبَتَكُم مِّنَ الْأَرْضِ نَبَاتاً)، (و شما را مرحله به مرحله آفرید...... و خدا شما را مانند گیاهی از زمین رویاند)، و تفصیل معنی این آیات خواهد آمد.


3- اما سخنی که از کتاب کورانی نقل کردند و خلاصه آن این است: آنتروپی مسیر نظم مرکب را به سوی نابودی می‌برد، و این‌که کل هستی به سوی نابودی می‌رود و زمین و آن‌چه در آن است هم همین‌طور است، و این به گمان آن‌ها یعنی این‌که سرنگون و به عقب برگشتن وجود دارد و فرگشتی موجود نیست، و خلاصه‌ای که به با آن کلام قبلی را خاتمه دادند:
«بنا بر این فرضیه فرگشت به صورت ریشه‌ای در برخورد با علم قرار می‌گیرد.

بنا بر این ایجاد هر فرگشتی به سوی برتر شدن در عالمی که همه واکنش‌ها و حرکات و تبادلات آن به سوی پوسیدگی و متلاشی و تجزیه می‌رود، امکان‌پذیر نیست.
پس فرگشت از لحاظ علمی غیر ممکن است: (
بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ وَلَكُمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُونَ)، الأنبياء: 18 (بلكه حق را بر باطل فرو مى‏افكنيم پس آن را در هم مى‏شكند و به ناگاه آن نابود مى‏گردد واى بر شما از آنچه وصف مى‌‏كنيد)، و همیشه در پناه خدا باشید».
و در حقیقت این اشکال را اولین بار د. هنری موريس
(6) مطرح کرد و گفت: (قانون ترمودینامیک دوم می‌گوید همه چیز به سوی بی‌نظمی و هرج و مرج حرکت می‌کند به طوری که فرگشت را غیر ممکن می‌سازد).

“The second law of thermodynamics says that everything tends toward disorder, making evolutionary development impossible”
(7)

و مسیحیون دین‌دار در آمریکا و اروپا از آن برای رد نظریه فرگشت استفاده کردند و بعضی از اعراب پس از ترجمه این عبارات به آن روی آوردند، و رفیق کورانی این اشکال را نقل می‌کند و ای کاش! همان‌گونه که بود آن را به حال خود رها می‌کرد بلکه کلماتی بر آن افزود که از جهل بر هم نهاده شده منشأ می‌گیرد، و به این تریتب کورانی آن را به سرعت گرفت و آن را در کتابش قرار داد و مرکز عقائد مربوط به سیستانی آن را از کورانی ‌ستاند و آن را به عنوان حقیقت و دلیلی که نظریه فرگشت را رد می‌کند، فرض نمود.
و به هر حال، این اشکالی بیهوده و غیر کامل است و از نظر علمی درست نمی‌باشد، و با آن‌که آن‌چه نتایج مشاهدات به آن رسیده است و اکنون از نظر علمی و به شکل گسترده مقبول است که جهان مسطح و گشاده و به سرعت توسعه می‌یابد، ولی برای آن‌ها کوتاه آمده فرض کنیم که هستی جسمانی سیستمی بسته است و قانون ترمودینامیک دوم بر آن انطباق دارد، تا آن‌جا که در سیستم بسته امکان ندارد آنتروپی کم شود، و فرض کنیم که آنرتوپی در هستی در حال زیاد شدن است، ولی این به آن معنی نمی‌باشد که هر قسمت‌ در هستی به این سو یعنی زیاد شدن آنتروپی می‌رود؛ تا آن‌جا که مانعی نیست تا اجزایی در هستی باشند (سیستم بسته بر حسب فرضمان) مانند زمین -در یک زمانی- که به سویی روند تا منظم‌تر شوند تا وقتی که اجزای دیگر در معادله خود به سوی زیاد شدن آنتروپی می‌روند، مهم آن است که سیستم به عنوان یک واحد کامل باشد و قانون ترمودینامیک دوم را نشکند، و به این ترتیب روشن می‌شود که اشکال بر زمینی سست و فهمی سطحی از قانون ترمودینامیک دوم استوار است.
با دانستن این موضوع که زمین خودش سیستمی بسته نیست، بلکه بیشتر از یک سیستم برای تبادل انرژی در زمین، و با زمین وجود دارد. پس خورشید به زمین حرارت و نور می‌دهد، و اجزای زمین در شب و روز به صورت متوالی در گذر است و این، آن را به چند سیستم‌ تقسیم می‌کند و آن را این‌گونه قرار می‌دهد که با فرایند متغیر و مستمر تبادل حرارتی حرکت کند به اعتبار این که چند سیستم‌ است و نه یک سیستم. و درون زمین گرم است و آن عبارت از مواد گداخته است، و فرایندهای تبادل نیرو به صورتی غیر منظم بین باطن زمین و سطح آن و لایه جوی وجود دارد.
و فضای احاطه کننده زمین نیز سیستم است و تبادل حرارتی بین آن و زمین رخ می‌دهد.
و ماه هم به همین صورت با جاذبه بر زمین تأثیر می‌گذارد بلکه اثر آن بر حسب زمان متغیر است زیرا به طور مستمر در حال دور شدن است.
(8)
بنا بر این بر حسب حالت زمینی ما که بیان شد، قانون ترمودینامیک در مورد دو سیستم این‌گونه می‌شود: (آنتروپی کلی برای دو سیستم هنگام ایجاد تبادل حرارتی بین دو سیستم کم نمی‌شود)، و این به آن معنی می‌باشد که زیاد شدن نظم در زمین امکان‌پذیر است، زیرا آن انرژی با جهان احاطه کننده آن تبادل می‌کند، و زیاد شدن نظم و در قسمت‌هایی از زمین نیز ممکن است؛ زیرا نظم چند منظوره است که انرژی را میان هم‌دیگر تبادل می‌کنند، و مهم آن است که آنتروپی کلی در هر دو سیستم کم نمی‌شود و نه آنتروپی یکی از سیستم‌ها.
پس زمین خودش سیستمی بسته یا واحد نیست بلکه چند سیستم دارد، و مانعی نیست که آنتروپی در جایی از آن زیاد و در جایی دیگر کم شود، و مانعی نیست که عقب ماندگی یا ویرانی و سیل و طغیان حیات در قسمتی از زمین رخ دهد در حالی که در همان وقت، در قسمتی دیگر از زمین ساخت و نمو و عمران به وجود آید، و این چیزی است که هر روز شاهد آن هستیم و قانون ترمودینامیک دوم را باطل نمی‌کند.
با دانستن این که مسئله جهان و جایگاه آن در گذشته یا اکنون رو به نابودی نیست حل شده و روشن است، و به واسطه بررسی‌های دقیق یکی از درخشنده‌های بزرگ‌تر (ابر نواخترها) و تابش پس زمینه کیهانی و قانون داپلر از نظر علمی ثابت شده است که جهان مسطح است و به سرعت گسترش می‌یابد و در زمانی طولانی در آینده به این صورت به طور مداوم ادامه خواهد یافت، و مناقشه در این مورد هنگام پرداختن به انرژی تاریک خواهد آمد.
معتقدم آن‌چه در مورد آنتروپی و قانون ترمو دینامیک دوم تبیین کردم، برای آن‌که اشکال سطحی قبلی را بشکنیم کافی باشد، ولی برای توضیح بیشتر آنتروپی را رها می‌کنیم و به نتیجه‌ای که به آن رسیده‌اند و بر آن اعتماد کرده‌اند، می‌پردازیم؛ و نتیجه‌ای که به آن دست پیدا کردند ادعای آن‌ها مبنی بر آن است که جهان اکنون و در گذشته رو به تجزیه و فروپاشی و نابودی می‌رود، و این درست نیست بلکه امر بر حسب مشاهدات و جستجوی فلکی دقیق و نتائج به دست آمده کاملاً بر عکس است، و بر حسب قانون داپلر و تابش پس زمینه رادیویی و بررسی ابر نواخترها (درخشنده‌های بزرگ‌تر) اثبات شده است این است که کهکشان‌ها به سرعت در حال دور شدن هستند، و جهان مادی که در آن زندگی می‌کنیم در گذشته و حال به طور مداوم در حال بزرگ شدن و فزونی و زیاد شدن است، و حتی کهکشان ما که در آن زندگی می‌کنیم و کهکشان راه شیری نام دارد به طور مداوم در آن ابرهای گازی و غبار وجود دارد و به این دلیل است که در آن ستارگانی جدید ایجاد می‌شود و متولد می‌گردد و به وجود آمدن ستارگان تا زمانی طولانی در آینده ادامه خواهد یافت، و این حقیقت علمی ثابت شده که شکی را نمی‌پذیرد برای نقض آن‌چه کورانی در کتابش نوشته است کافی می‌باشد.
بر این مطلب این را اضافه می‌کنم که جهان بر حسب نمونه‌های مقایسه‌ای -یا نظریه انفجار عظیم- که از نظر علمی و با دلایل علمی مانند دور شدن کهکشان‌ها و سرد شدن جهان در طول زمان اثبات شده است به صورت مرکب و پیچیده شروع نشد، بلکه -جهان از نقطه‌ای منحصر به فرد - یا رویدادهای کوانتومی- آغاز شد و سپس انفجار به وجود آمد و ماده آغاز شد و شیئی پس از شیء دیگر ایجاد گردید، و جهان هنوز در سن جوانی است و به طور مداوم به سوی افزایش وسعت می‌باشد و بر حسب حساب‌های علمی دقیق که بر جستجوهای دقیق استوار است در حال حاضر یا در گذشته به سوی نابودی نرفته است، بلکه اکنون زیاد می‌شود و توسعه می‌یابد.
و حتی اگر فرض کنیم که جهان مسطح نیست بلکه قوس مثبت دارد یعنی مانند سطح یک کره است و در نهایت به سوی تخریب و نابودی می‌رود، این مطلب هرگز علمی نخواهد بود تا جهان به دورترین نقطه در وسعت خود برسد و سپس وقتی که انرژی جهان در برابر مقاومت جاذبیت ماده ناتوان شود که آن را به سوی وسعت یا انرژی مثبت می‌برد، به سوی کاهش و نابودی رود، و جهان تا الان به دورترین وسعت ممکن نرسیده است، بلکه هنوز در حال زیاد شدن وسعت است.
بنا بر این، سخن آن‌ها که بر اساس قانون ترمودینامیک دوم، جهان اکنون و در گذشته رو به نابودی است، سخنی است که از نظر علمی دقیق نیست و با واقعیتی که جستجوهای فلکی دقیق و محاسبات علمی ریاضی به آن رسیده است و بر حسب قانون داپلر و تابش پس زمینه کیهانی انطباق ندارد. پس جهان الان به سوی نابودی پیش نمی‌رود، و جهان پیچیده و مرکب آغاز نشد که از آن‌جا به سوی کاهش و نابودی برود بلکه قضیه برعکس است و آن به صورت ساده آغاز شد و از آن‌جا به سوی زیاد شدن و ترکیب و استواری و پیچیدگی رفت و آن هنوز در این مسیر پیش می‌رود.

و اگر ما آن‌چه در همه جهان به عنوان حاصل شده و در حال حاصل شدن – یعنی شروع از صفر و زیاد شدن پس از آن– را بر زمین و موجودات زنده‌ای که در آن هستند به اجرا در آوریم همان‌گونه که کورانی و رفیق او و سیستانی و مرکزش کرده‌اند، نتیجه آن می‌شود که فرگشت بر زمین و پیش رفتن آن به سوی تکثر حیات یا موجودات زنده و زیاد شدن ترکیب آن‌ها و پیچیدگی‌شان اشکالی در آن نیست، و با سیر عمومی جهان در وسعت و زیاد شدن در گذشته و حال کاملاً توافق دارد.
و با این‌که بر اساس آن‌چه گذشت پاسخ دادم و خطای آن‌چه کورانی در کتابش نوشته بود و سید سیستانی در سات عقیدتی خود به آن پرداخت را روشن کردم و تبیین کردم که جهان در گذشته و اکنون به طور مداوم رو بهزیاد شدن وسعت است و تا مدت‌هائی بسیار طولانی به این صورت خواهد ماند.
باز برای پاسخ به آن‌ها این مطلب کفایت می‌کند که رشد و افزایش و تکثر، و حرکت از سادگی به سوی پیچیدگی و تکثر و به سوی برتر و نیکو شدن آن را هر روز در زندگی زمینی می‌بینیم، و اگر فرگشت قانون دوم ترمودینامیک را نقض کند، رشد گیاهان و زیاد شدن آن‌ها به این ترتیب باز این قانون را نقض می‌کرد، و اگر فرگشت به این دلیل غیر ممکن باشد، رشد گیاهان و زیاد شدن آن‌ها غیر ممکن بود، پس گیاهان از دانه شروع می‌شوند و این بذر یا دانه، نقشه ژنتیکی می‌باشد سپس رشد می‌کند و همراه با زمان زیاد می‌شود و رشد جنین و بچه حیوان نیز به همین ترتیب است، و فرقی بین رشد جنینی و رشد گیاهان و رشد کودک و فرگشت نیست، و همه آن‌ها عبارت از تکثر و زیاد شدن و حرکت از ساده به سوی پیچیدگی به همراه زمان می‌باشد. پس این‌که فرگشت، قانون ترمودینامیک دوم را نقض کند همان‌گونه که آن‌ها ادعاء می‌کنند بیشتر از نقض رشد جنین و گیاهان و اطفال برای آن نیست، و با این همه ما به طور مداوم جنین‌ها و گیاهان و اطفال را می‌بینیم که رشد می‌کنند و زیاد می‌شوند.
توجه: نمی‌دانم چگونه کورانی و مرکز عقائدی سیستانی و سیستانی خود -که سخن قبلی را آوردند- علم فیزیک را یکی از محورهای گراف قرار خواهند داد و این امر حقیقتاً اولین بار است که می‌شنوم که علم فیزیک با همه بزرگ و کوچکش محوری در چنین گرافی قرار می‌گیرد، و امیدوارم که این تیز هوشی‌شان را از مردم دریغ ندارند و این گراف را برای دانشگاه‌های اصیل در سر تا سر عالم بفرستند تا این دانشگاه‌ها بدانند علم فیزیک چگونه محوری در این‌گونه گراف است و از آن بهره ببرند. و اگر نمی‌دانند علم فیزیک چیست به ناچار باید آن را با تعریفی ساده به آن‌ها بشناسانم.
علم فیزیک: علمی است که درباره سلوک ماده و انرژی و ابعاد (مانند ابعاد سه‌گانه مکانی و بُعد زمان) و واکنش‌های آن‌ها و وابستگی‌های قانونی که آن‌ها را به هم ربط می‌دهد. بحث می‌کند.
و در این‌جا در صدد استهزاء این‌ها و آن‌چه از نادانی‌ها نگاشتند، نیستم که آن‌چه به ما رسیده است ما را دور از تمسخر احدی قرار می‌دهد، و فقط دوست داشتم شیعیان مظلوم و فریب خورده اهل بیت به این‌ها آگاه شوند که تا چه حد این‌ها کار بلد هستند، و چگونه این‌ها از سخن راندن بر زبان بدون علم حرجی ندارند، و برای این است که بر هر مؤمنی به محمد و آل محمد (درود خدا بر آن‌ها باد) –بر دین و آخرتش بترسد- بر مانند این‌ها توکل و اعتماد نکند تا امر آخرتش را تعیین کنند).

[HR][/HR][1]. سایت مرکز تحقیقات عقیدتی (1433 هـ.ق). تعریفی از مرکز تحقیقات، به آدرس: http://www.aqaed.com/about
[2]. سایت مرکز تحقیقات عقیدتی (1433 هـ.ق). تعریفی از مرکز تحقیقات.
[3]. سایت مرکز تحقیقات عقیدتی تابع سیستانی. http://www.aqaed.com/
[4]. سایت مرکز تحقیقات عقیدتی (1433 هـ.ق). تعریفی از مرکز تحقیقات. سؤالات و پاسخ‌گوئی، الخلق و الخلیقة، بطلان نظریة التطور. به آدرس: http://www.aqaed.com/faq/2666
[5]. قرآن كريم ـ سوره نوح ـ آيات: 17- 14.
[6]. هنری موريس (2006- 1918 م) پرفسور مهندسی عمران است، آمریکائی و مسیحی متدین می‌باشد که رئیس مطالعات آفرینش (Institute of Creation Research) بود و تعدادی تألیفات علمی و دینی نیز دارد.
[7]. منبع: (Morris, Scientific Creationism): ص46 ـ 38.
[8]. ماه هر سال با مسافت 3.8 سم از زمین دور می‌شود. (سایت ناسا): http://eclipse.gsfc.nasa.gov/SEhelp/ApolloLaser.html


متن عربی

السلام عليكم ورحمة الله وبركاته

مناقشة ماتبناه السيد علي السيستاني بخصوص نظرية دارون:

((- السيد علي السيستاني:

موقع مركز الأبحاث العقائدية التابع للسيستاني: وهو يمثل الواجهة العقائدية لمرجعية السيستاني الذي يرعاه؛ حيث كتب في صفحة التعريف بالمركز في موقع هذا المركز([1]):

«هذا، ونجد مرجعية سماحة آية الله العظمى السيّد علي الحسيني السيستاني "مدّ ظلّه" ببرامجها ومشاريعها، هي النموذج الأمثل في هذا المضمار، للدفاع عن مذهب التشيّع ونشر معارف أهل البيت (عليهم السلام) في شتى أنحاء العالم.

و"مركز الأبحاث العقائدية" هو واحد من هذه المشاريع المباركة، حيث أُسس بإشراف ودعم سماحة حجّة الإسلام والمسلمين السيد جواد الشهرستاني، وقد تمّت الافتتاحية الرسميّة اقتراناً مع ذكرى مولد الإمام الرضا (عليه السلام) في الحادي عشر من شهر ذي القعدة عام 1419 هـ، ليتصدّى للذبّ عن حمى العقيدة وتنمية المفاهيم الرصينة ونصرة مذهب أهل البيت (عليه السلام) بشتى نشاطاته المتنوعة................

وتلبية للتوجيهات الصادرة من سماحة المرجع الديني الأعلى آية الله العظمى السيّد علي الحسيني السيستاني "دام ظلـّه الوارف" بضرورة التصدّي لأفكار العلمانية وردّ شبهاتها قرّر مركزنا أن يضطلع بالمهمة المشار إليه»([2]).

وفي الموقع كتب أيضاً:

«الاراء الواردة في موقع مركز الابحاث العقائدية لا تمثل بالضرورة رأي سماحة السيد السيستاني»([3]).

أي أنها يمكن أن تمثل رأيه ويمكن أن لا تمثل، وعموماً في هذه المسألة المهمة هذا ما وجدته في الموقع العقائدي التابع للسيستاني، فإذا كان لا يمثل رأيه فيمكنه أن ينكره ويبين رأيه، وإلا فهو رأيه وهذا الرد يلزمه.

ورد في مركز السيستاني العقائدي المسمى مركز الأبحاث العقائدية:

«سؤال: بطلان نظرية التطور

السلام عليكم و رحمة الله وبركاته

أود بأن أسأل سماحتكم عن نظرية دارون العلمية في التطور والارتقاء والتي تقول أن الكائنات الحية قد نشأت من كائنات أبسط منها, كالحيوانات مثلا قد تعرضت للطفرات عبر العصور وتحولت الى كائنات أكثر تعقيدا, فما رأيكم بهذه النظرية هل تخالف الاسلام وهل هي تنطبق على الانسان؟

وشكرا لكم سائلين المولى بأن يحفظكم ويوفقنا لأخذ المفيد منكم على الدوام مصطفى - امريكا

الجواب:

الاخ مصطفى المحترم

السلام عليكم ورحمة الله وبركاته

لقد ثبت علمياً بطلان هذه النظرية، ولعل أبسط ما يفند به تلك النظرية ان تحول خليه بسيطه الى اخرى أكثر تعقيداً منها وبحساب الاحتمالات يحتاج الى ملايين السنين، هذا هو حال خليه واحدة فكيف حال تحول حيوان الى آخر؟!! فانه يحتاج الى مليارات السنين، وهو ما ثبت بطلانه. هذا أحد الوجوه التي ترد بها هذه النظرية وهناك وجوه اخرى كلها لا تجعل نظرية التطور تصمد أمام النقد العلمي.

على اننا في عقيدتنا الإسلامية لدينا رأي واضح عن كيفيه بدأ خلق الإنسان، وهذا هو القرآن الكريم يصرح بذلك يقول تعالى: (الَّذي أَحسَنَ كلَّ شَيء خَلَقَه وَبَدَأَ خَلقَ الأنسَان من طين) (السجدة: 7) فبداية خلق الإنسان كانت هي الطين وليس كما يقول أصحاب نظرية التطور من أن الانسان عن حيوان اخر، يقول تعالى: (خَلَقَ الأنسَانَ من صَلصَال كَالَفخَّار) (الرحمن: 14) ويقول ايضاً: (وَلَقَد خَلَقنَاكم ثمَّ صَوَّرنَاكم ثمَّ قلنَا للمَلائكَة اسجدوا لآدَمَ فسَجَدوا إلَّا إبليسَ لَم يَكن منَ السَّاجدينَ) (الأعراف: 11) ويقول تعالى: (إنَّا خَلَقنَاهم من طين لازب) (الصافات: 11) ويقول تعالى: (إذ قَالَ رَبّكَ للمَلائكَة إنّي خَالقٌ بَشَراً من طين) (فإذَا سَوَّيته وَنَفَخت فيه من روحي فقَعوا لَه سَاجدينَ ((الحجر: 29). وهناك من الاخبار عن الانبياء والاوصياء (عليهم السلام) توضح كيفية خلق آدم الذي هو أبو البشر.

فما جاءت به نظرية التطور لا ينسجم

ودمتم في رعاية الله.



ابو حسين

تعليق على الجواب )وفقكم الله لكل خير، نرجو التوسع بالجواب ولكم جزيل الشكر)



الجواب:

الأخ ابا حسين المحترم

السلام عليكم ورحمة الله وبركاته

في كتاب ثمار الأفكار - للشيخ علي الكوراني العاملي: ص 354 - 357

نظرية التطور تتناقض مع جملة من العلوم الحديثة . . هذا يضعها في موقف لا تحسد عليه.

أحد هذه التناقضات هي تناقضها مع الحقائق الفيزيائية . . وإليك هذا التناقض: الشمس والنجوم الأخرى تحترق وتبعث بكميات هائلة من الطاقة الحرارية والاشعاعية والضوئية إلى أغوار الكون، ولكن لا يمكن توقع رجوع هذه الطاقات الهائلة إلى الشمس وإلى النجوم الأخرى بحركة تلقائية. إن تركت أي شئ مدة معينة أسرع إليه التلف . . لو تركت قطعة لحم أو كمية من الفاكهة أو الطعام تراه يفسد بعد مدة معينة، وتضطر إلى اتخاذ تدابير معينة للحفاظ عليه من الفساد (كأن تضعه في ثلاجة)، وحتى هذا التدبير لا ينفع إلا مدة معلومة فقط، وإن تركت بيتا أو قصرا أسرع إليه البلى بعد سنوات . . وهكذا . . فكل شئ يسير في اتجاه واحد نحو البلى والتحلل والفساد. الإنتروبيا، ولكي يستطيع العلماء شرح مفهوم النظام أو الفوضى في الكون أو في أي منظومة (System) فقد استعانوا بمصطلح (الإنتروبيا (Entropy)). فالإنتروبيا تشير إلى مقدار الفوضى، أي مقدار الطاقة التي لا يمكن الاستفادة منها، لذا يعرف القانون الثاني للديناميكا الحرارية بأنه قانون زيادة الإنتروبيا. يقول البروفسور (ف . بوش): (تحدث جميع التغيرات التلقائية بحيث تزداد الفوضى في الكون، وهذه ببساطة هي صيغة القانون الثاني مطبقة على الكون ككل). يقول العالم الأمريكي الأمريكي "إسحاق أزيموف Isaac Asimov" حسب معلوماتنا فإن التغيرات والتحولات بأجمعها هي باتجاه زيادة "الإنتروبيا"، وباتجاه زيادة عدم النظام وزيادة الفوضى، ونحو الانهدام والتقوض). ويتناول الموضوع نفسه في المقالة نفسها بشكل أكثر تفصيلا فيقول: (هناك طريقة أخرى لشرح القانون الثاني، وهي أن الكون يسير بوتيرة ثابتة نحو زيادة الإنتروبيا، ونحن نرى تأثير القانون الثاني حوالينا في كل شيء، فنحن نعمل بكل جد لكي نرتب غرفة وننسقها، ولكن ما أن نتركها لشأنها حتى تنتشر فيها الفوضى من جديد بسرعة وبكل سهولة، حتى وإن لم ندخلها، إذ سيعلوها الغبار والعفن، وكم نلاقي من الصعوبات عندما نقوم بأعمال صيانة البيوت والمكائن وصيانة أجسادنا ونجعلها في أفضل وضع، ولكن كم يكون سهلا تركها للتلف وللبلى، والحقيقة هي أن ما يتعين علينا عمله هنا هو لا شئ، فكل شئ يسير ذاتيا نحو التلف ونحو الانهدام ونحو التفكك والانحلال والبلى، وهذا هو ما يعنيه القانون الثاني.

نستطيع تلخيص القانون الأول والقانون الثاني في الشكل التالي: يقول العالم التطوري " جيرمي رفكن " Jeremy Rifkin عن القانون الثاني: (لقد قال " البرت آنشتاين": إنه أي هذا القانون القانون الأساسي للعلم بأجمعه، وأشار السير " آرثر أدنجتون " إليه باعتباره القانون الميتافيزيقي للكون بأجمعه). إذن فإن هذا القانون الشامل يؤكد أن جميع التغيرات والتبدلات الحادثة والجارية في الكون تسير نحو زيادة " الإنتروبيا" . . أي نحو زيادة الفوضى، ونحو زيادة التحلل والتفكك . .

أي أن الكون يسير نحو الموت، والفيزيائيون يقولون: "إن الكون يسير نحو الموت الحراري". ذلك لأن انتقال الحرارة من الأجسام الحارة (من النجوم) إلى الأجسام الباردة (الكواكب والغبار الكوني مثلا) سيتوقف يوما ما عندما تتساوى حرارة جميع الأجرام والأجسام في الكون . .

في هذه الحالة يتوقف انتقال الحرارة بين الأجسام، أي تتوقف الفعاليات بأجمعها . .

وهذا معناه موت الكون.

نستطيع أن نجمع معا نظريتي فرضية التطور وعلم الفيزياء، في شكل بياني واحد: إذن فهناك تناقض تام بين النظرتين: تقول فرضية التطور إن التغيرات والتبدلات الحاصلة في دنيانا وفي الكون تؤدي إلى زيادة التعقيد وإلى زيادة النظام، أي هناك تطور متصاعد إلى أعلى بوتائر مستمرة .

أما علم الفيزياء فيقول إن جميع التغيرات والتبدلات الجارية في الكون (وفي دنيانا) تؤدي إلى زيادة (الإنتروبيا)، أي إلى زيادة الفوضى والتحلل والتفكك.

أي أن الكون لا يسير نحو الأفضل ونحو الأحسن، بل يسير نحو الأسوأ ونحو الأسفل، أي يسير إلى الموت، وأنه لا توجد أي عملية تلقائية تؤدي إلى زيادة النظام، وإلى زيادة التعقيد والتركيب.

ويتبين من هذا أن الزمن عامل هدم وليس عامل بناء، مع أن جميع التطوريين يلجؤون إلى الزمن لتفسير جميع الاعتراضات والمصاعب التي تواجه فرضية التطور، فعندما تستبعد قيام الصدف العمياء بإنتاج كل هذا النظام والتعقيد والجمال الذي يحفل به الكون يقولون لك: "ولكن هذا الأمر لم يحصل خلال مليون سنة، بل خلال مئات بل آلاف الملايين من السنوات"! كأنهم عندما يذكرون شريطا طويلا من الزمن يحسبون أنهم يحلون بذلك جميع المصاعب ويقدمون حلا لجميع المعجزات التي يحفل بها الكون!

وهذا جهل، بل جهل مركب، ونحن ندعو هؤلاء إلى تصفح بعض كتب الفيزياء لكي يعلموا أن الزمن الذي حسبوه عامل بناء وتطوير، ليس في الحقيقة إلا عامل هدم وتحلل وتفكك! فإلى جانب أي نظرة نقف؟! أنقف بجانب فرضية (أو نظرية في أحسن الأحوال) لم تثبت صحتها حتى الآن، والتي يعارضها العديد من العلماء؟! أم نقف بجانب قانون علمي ثابت بآلاف التجارب المختبرية (كل جهاز مستعمل شاهد على صحة هذا القانون) والذي يقبله جميع العلماء دون أي استثناء؟

إذن ففرضية التطور تصادم العلم في صميمه.

إذن لا يمكن حدوث أي تطور نحو الأفضل في عالم يسير في جميع فعالياته وحركاته وتبدلاته نحو التفكك والانحلال . إذن فالتطور مستحيل من الناحية العلمية. (بل نقذف بالحق على الباطل فيدمغه فإذا هو زاهق ولكم الويل مما تصفون) (الأنبياء:18).

ودمتم في رعاية الله»([4]).

رد: ما تقدم يمثل رأي السيستاني في نظرية التطور ورده عليها أو على الأقل هو رد مرضي عند السيستاني وبما أنه كذلك فلا بأس من بيان قدر الجواب ومستواه.

1- قال: «لقد ثبت علمياً بطلان هذه النظرية، ولعل أبسط ما يفند به تلك النظرية ان تحول خليه بسيطه الى اخرى أكثر تعقيداً منها وبحساب الاحتمالات يحتاج الى ملايين السنين، هذا هو حال خليه واحدة فكيف حال تحول حيوان الى آخر؟!! فانه يحتاج الى مليارات السنين، وهو ما ثبت بطلانه».

يقول: لقد ثبت علمياً بطلان نظرية التطور، ولا أدري أين ثبت علمياً؟!! اللهم إلا في أوهامهم، وإلا ففي الواقع ثبتت صحة نظرية التطور علمياً وخصوصاً بعد ظهور علم الجينات وتقدمه والآن هي التي تدرس في مدارس الدول المتقدمة وفي كل الجامعات العريقة حول العالم، بل كثير من اللقاحات والعلاجات الطبية تنتج وتطور على أساس نظرية التطور.

ومن ثم جاءنا بإثباته العلمي وهو عبارة عن كلام سطحي جداً وينم عن جهل كاتبه بنظرية التطور، فنظرية التطور لا تقول بالطفر من نوع إلى نوع ومن حيوان إلى حيوان ولا بنشوء الأعضاء المركبة فجأة، أي من حيوان ليس له عين إلى حيوان له عين.... الخ لكي تكون هنا إشكالية احتمالات رياضية من هذا الجانب في طريق نظرية التطور.

بل التطور يحصل بخطوات بطيئة وكثيرة جداً، وبما أنها خطوات تراكمية فلا يوجد أي إشكال رياضي في احتمالية وقوع كل خطوة من خطوات التطور منفردة، بل إنّ احتمالية وقوع كل خطوة بعد التي سبقتها هي احتمالية عالية جداً؛ لوجود التمايز والتكاثر والانتخاب الطبيعي على طول الخط، وإذا وجدت هذه الثلاثة وجد التطور لا محالة، فهذه مسألة علمية لا ينكرها إلا من يجهلون التمايز والتكاثر والانتخاب وما تعنيه، فأنصح السيد السيستاني ومركز الدراسات بقراءة ما كتبه علماء التطور لعلهم يفهمون نظرية التطور قبل أن يسطروا هذا الكلام الذي يحكي جهلهم بنظرية التطور وآلياتها.

2- ايرادهم الآيات القرآنية المتشابهة لرد نظرية علمية - مثبتة بأدلة علمية - لا قيمة علمية له عند علماء الأحياء ولا حتى دينياً، فهذه الآيات كلها لا تعارض نظرية التطور بشكل قطعي ليقال مثلاً: إن الدين لا يجتمع مع نظرية التطور، فمثلاً قولهم: "إن بداية خلق الإنسان من طين" وايرادهم الآيات القرآنية في ذلك يمكن أن يرد عليه ببساطة إنها في خلق نفسه؛ حيث إن الخلق الطيني كان في الجنة كما في الآيات القرآنية نفسها التي تذكر قصة الخلق، وأيضاً ذكر هذا في الروايات، والجنة عالم أنفس وليس عالماً جسمانياً مادياً كهذا العالم، وهذه مسألة سنبينها إن شاء الله. كذلك يمكن أن يرد بأن خلق الإنسان بدأ منذ خلق الله الخريطة الجينية الأولى أو البروتين الأول القابل للنسخ؛ حيث إنه خلق من المواد الكيميائية المتوفرة في هذه الأرض أو في ترابها أو من جزيئات الصلصال، وبهذا يصدق أن الله خلق الإنسان من طين ومن تراب ومن صلصال ومن الأرض؛ لأن الإنسان هو هدف الخلق المراد الوصول إليه، فالآيات التي تتكلم عن خلق آدم من طين وتراب يمكن أن تفهم بوجه موافق للتطور تماماً، وفي نفس الوقت فنحن نجد آيات أخرى واضحة في تأييد نظرية التطور، قال تعالى: ﴿وَقَدْ خَلَقَكُمْ أَطْوَاراً * أَلَمْ تَرَوْا كَيْفَ خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقاً * وَجَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُوراً وَجَعَلَ الشَّمْسَ سِرَاجاً * وَاللَّهُ أَنبَتَكُم مِّنَ الْأَرْضِ نَبَاتاً﴾([5])، فالآيات واضحة ﴿وَقَدْ خَلَقَكُمْ أَطْوَاراً.... وَاللَّهُ أَنبَتَكُم مِّنَ الْأَرْضِ نَبَاتاً﴾، وسيأتي تفصيل معنى الآيات.

3- أما الكلام الذي نقلوه عن كتاب الكوراني وملخصه: أن الانتروبيا تحتم سير النظم المركبة نحو الانهيار، وأن الكون ككل يسير نحو الانهيار والأرض كذلك وما فيها كذلك، وهذا يعني بحسبهم أن هناك انتكاساً وتراجعاً وليس تطوراً، والخلاصة التي أنهوا بها كلامهم المتقدم:

«إذن ففرضية التطور تصادم العلم في صميمه.

إذن لا يمكن حدوث أي تطور نحو الأفضل في عالم يسير في جميع فعالياته وحركاته وتبدلاته نحو التفكك والانحلال. إذن فالتطور مستحيل من الناحية العلمية "بل نقذف بالحق على الباطل فيدمغه فإذا هو زاهق ولكم الويل مما تصفون " "الأنبياء: 18" ودمتم في رعاية الله».

وفي الحقيقة إن هذا الإشكال أول من طرحه د. هنري موريس([6])، حيث قال:

«ان قانون الثرمودينمك الثاني يقول أن كل شيء يميل الى الفوضى مما يجعل من عملية التطور مستحيلة».

“The second law of thermodynamics says that everything tends toward disorder, making evolutionary development impossible”)[7](.

وقد تلاقفه منه المسيحيون المتدينون في أمريكا وأوربا لرد نظرية التطور واجتر هذا الإشكال بعض العرب بعد ترجمته، وصاحب الكوراني قام بنقل الإشكال وليته تركه على حاله بل أضاف له كلاماً ينم عن جهل مطبق، وبالنتيجة تلقّفه الكوراني ووضعه في كتابه وأخذه منه الموقع العقائدي التابع للسيستاني وتبنّوه على أنه حقيقة ودليل ينقض نظرية التطور.

وعموماً، فهو إشكال تافه وغير تام ولا صحيح علمياً، ومع أنه سيأتي أن ما انتهت إليه نتائج المشاهدات والمقبول علمياً وبشكل واسع الآن هو أن الكون مسطح ومفتوح ويتوسع بتسارع، ولكن تنزلاً معهم هنا فلنفرض أن الكون الجسماني نظام مغلق وينطبق عليه قانون الثرموداينمك الثاني، حيث إنه في نظام مغلق لا يمكن للانتروبي أن يقل، ولنفرض أن الانتروبي في الكون في ازدياد، ولكن هذا لا يعني أن كل جزء في الكون يسير بهذا الاتجاه أي زيادة الانتروبي؛ حيث لا مانع أن تكون هناك أجزاء في الكون (النظام المغلق بحسب الفرض) كالأرض تتجه - في زمن ما - لتكون أكثر تنظيماً طالما أن الأجزاء الأخرى تتجه لمعادلتها بزيادة الانتروبي، فالمهم أن يكون النظام كوحدة كاملة لا يخرق قانون الثرموداينمك الثاني، وهكذا تبين أن الإشكال مبني على أرض هشة وفهم سطحي لقانون الثرموداينمك الثاني.

هذا مع العلم أن الأرض نفسها ليست نظاماً مغلقاً، بل هناك أكثر من نظام تبادل للطاقة في الأرض، ومع الأرض، فالشمس تعطي الأرض حرارة وضوءاً، وأجزاء الأرض تمر بليل ونهار بالتوالي وهذا يقسمها إلى عدة أنظمة ويجعلها تمر بعملية تبادل حراري متغيرة ومستمرة باعتبارها عدة أنظمة وليس نظاماً واحداً. وباطن الأرض ساخن وهو عبارة عن صهارة وهناك عمليات تبادل طاقة بصورة غير منتظمة بين باطن الأرض وقشرتها والغلاف الجوي.

والفضاء المحيط بالأرض أيضاً نظام ويحصل تبادل حراري بينه وبين الأرض.

والقمر كذلك يؤثر بجاذبيته على الأرض بل إن أثره متغير مع الزمن لأنه يبتعد باستمرار([8]).

إذن، بحسب حالتنا الأرضية المتقدمة سيكون قانون الثرموداينمك بالنسبة لنظامين هو: (أن الانتروبي الكلي لنظامين لا ينقص عند حدوث تبادل حراري بين النظامين)، وهذا يعني أن زيادة النظام في الأرض ممكن؛ لأنها تتبادل الطاقة مع الكون المحيط بها، وزيادة النظام في بعض الأرض ممكن أيضاً؛ لأنها عدة أنظمة تتبادل الطاقة فيما بينها، والمهم هو أن الانتروبي الكلي للنظامين لا ينقص وليس الانتروبي لأحد النظامين.

فالأرض نفسها ليست نظاماً مغلقاً ولا نظاماً واحداً بل هي أنظمة متعددة، ولا مانع أن يزيد الانتروبي في موضع منها ويقل في آخر، ولا مانع أن يحصل تدهور للحياة أو هدم وزلازل وفيضان في موضع من الأرض وبناء ونمو وازدهار حياة في آخر في نفس الوقت، وهذا نراه كل يوم ولا يخرق قانون الثرمو داينمك الثاني.

هذا مع العلم أن مسألة الكون وكونه لا يتجه في السابق أو الآن نحو الانهيار محسومة، فقد ثبت علمياً بواسطة مراقبة أحد أنواع المستعرات العظمى واشعاع الخلفية الكوني وظاهرة دوبلر أن الكون مسطح ويتمدد بتسارع وسيستمر كذلك لزمن طويل بعد، وسيأتي نقاش هذه المسألة عند التعرض للطاقة المظلمة.

أعتقد أن ما بيّنته فيما يخص الانتروبي وقانون الثرمو داينمك الثاني يكفي لنسف الإشكال الساذج المتقدم، ولكن لزيادة التبسيط لنترك الانتروبي وننتقل إلى النتيجة التي توصلوا لها واعتمدوا عليها وهي ادعائهم أن الكون يسير الآن وقبل الآن نحو التفكك والانحلال والانهيار، فاستنتاجهم هذا غير صحيح بل إن الأمر معكوس تماماً بحسب المشاهدات والرصد الفلكي الدقيق والذي أثبتت نتائجه، وبحسب ظاهرة دوبلر واشعاع الخلفية الراديوي ومراقبة المستعرات العظمى أن المجرات تتباعد وبتسارع، والكون المادي الذي نعيش فيه كان ولا زال يتسع ويتكثر ويزداد، وحتى مجرتنا التي نعيش فيها وهي مجرة درب اللبانة لا تزال فيها سحب غاز وغبار ولهذا تتكون وتولد فيها نجوم جديدة وستستمر فيها ولادة النجوم لزمن طويل بعد، وهذه الحقيقة العلمية المثبتة بما لا يقبل الشك كافية لنقض ما سطّره الكوراني في كتابه.

أضف إلى ذلك أن الكون لم يبدأ مركباً معقداً بحسب النموذج القياسي - أو نظرية الانفجار العظيم - المثبت علمياً وبأدلة علمية مثل تباعد المجرات وبرودة الكون مع الزمن، فالكون بدأ من نقطة تفرد - أو حدث كمومي - ومن ثم حصل الانفجار وبدأت المادة تتكون شيئاً فشيئاً، ولا زال الكون في عمر الشباب وهو في اتساع وزيادة ولا يتجه حالياً أو في الماضي نحو الانهيار بحسب حسابات علمية دقيقة تعتمد على مراقبات دقيقة، بل هو الآن يزداد ويتسع.

وحتى لو فرضنا أن الكون ليس مسطحاً بل موجب التقوس أي كسطح الكرة وأنه سيتجه في النهاية نحو الانكماش والانهيار فهذا لن يكون علمياً حتى يصل الكون إلى أقصى مداه في الاتساع ثم بعدها يتجه نحو النقصان والانهيار عندما تصبح الطاقة التي تدفعه للتوسع أو الطاقة الموجبة الكونية عاجزة عن مقاومة جاذبية المادة.

والكون إلى الآن لم يصل إلى أقصى اتساع ممكن، بل هو لا زال يتسع بتسارع.

إذن، فقولهم إن الكون متجه الآن ومن قبل نحو الانهيار بناءً على قانون الثرموديناميك الثاني قول غير دقيق علمياً ولا يطابق الواقع الذي وفره الرصد الفلكي الدقيق والحسابات العلمية الرياضية وبحسب ظاهرة دوبلر واشعاع الخلفية الكوني، فالكون الآن غير متجه نحو الانهيار، والكون لم يبدأ معقداً مركباً ومن ثم اتجه نحو النقصان والانهيار بل العكس فهو بدأ بسيطاً ومن ثم اتجه نحو الازدياد والتركيب والتعقيد ولا يزال هذا هو اتجاهه إلى الآن.

ولو أننا أجرينا ما حصل ويحصل في الكون ككل - حيث بدأ من الصفر ثم ازداد - على الأرض وما فيها من أحياء كما أراد الكوراني وصاحبه والسيستاني ومركزه فستكون النتيجة أن التطور على الأرض والاتجاه نحو تكثر الحياة أو الكائنات الحية وزيادة تركيبها وتعقيدها لا إشكال فيه ويتوافق مع مسيرة الكون العامة في الاتساع والتكثر من قبل وإلى الآن تماماً.

ومع أني رددت بما تقدم وبينت خطأ ما سطره الكوراني في كتابه والسيد السيستاني في موقعه العقائدي وبينت أن الكون كان ولا يزال في ازدياد واتساع وسيبقى هكذا إلى مدى بعيد جداً،

ولكن أيضاً يكفي للرد عليهم في أن النمو والزيادة والتكثر، والاتجاه من البساطة إلى التعقيد والتكثر ونحو الأفضل والتحسين نراه كل يوم في الحياة الأرضية، فلو كان التطور يخرق قانون الثرموداينمك الثاني لكان نمو النباتات وتكثرها كذلك يخرقه، ولو كان يستحيل التطور لهذا السبب لاستحال نمو النباتات وتكثرها، فالنباتات تبدأ من بذرة وهي عبارة عن خريطة جينية ثم تنمو وتزداد مع الزمن ونمو الجنين والصغير الحيواني كذلك، ولا فرق بين النمو الجنيني ونمو النبات ونمو الطفل وبين التطور، فجميعها عبارة عن تكثر وزيادة واتجاه من البساطة إلى التعقيد مع الزمن. فخرق التطور لقانون الثرموداينمك الثاني كما يدعون ليس بأكثر من خرق نمو الجنين والنباتات والأطفال له، ومع هذا فلا زلنا نرى الأجنة والنباتات والأطفال تنمو وتزداد وتتكثر.

ملاحظة: لا أعرف كيف سيجعل الكوراني ومركز السيستاني العقائدي والسيستاني - الذين تبنوا الكلام المتقدم - علم الفيزياء أحد محاور الرسم البياني، فهذا الأمر حقيقة أول مرة أسمع به أن يكون علم الفيزياء بقضه وقضيضه محوراً في هكذا رسم بياني، وأرجو أن لا يبخلوا بعبقريتهم على الناس ويقوموا بإرسال هذا الرسم البياني للجامعات العريقة حول العالم لكي تعلم هذه الجامعات كيف يكون علم الفيزياء محوراً في هكذا رسم بياني وتعم الفائدة. وإذا كانوا لا يعرفون ما هو علم الفيزياء فلا بأس أن أعرفه لهم تعريفاً بسيطاً، فعلم الفيزياء: هو علم يبحث في سلوك المادة والطاقة والأبعاد (كالأبعاد المكانية الثلاثة وبعد الزمن) وتفاعلاتها والعلاقات القانونية التي تربطها.

ولست هنا مستهزئاً بهؤلاء وما سطروه من جهل فما أصابنا يجعلنا في شغل عن السخرية من أحد، وإنما فقط وددت لفت انتباه شيعة أهل البيت المظلومين المخدوعين بهؤلاء إلى قدر ما يحسن هؤلاء، وكيف أنهم لا يتحرجون من الكلام بغير علم، ولهذا فعلى كل مؤمن بمحمد وآل محمد (صلوات الله عليهم) - يخاف على دينه وآخرته - أن لا يتكل على مثل هؤلاء ليقرروا له أمر آخرته. ))

[1]. موقع مركز الأبحاث العقائدية (1433 هـ. ق). التعريف بمركز الأبحاث العقائدية. متاح على:
http://www.aqaed.com/about

[2]. موقع مركز الأبحاث العقائدية (1433 هـ.ق). التعريف بمركز الأبحاث العقائدية.

[3]. موقع مركز الأبحاث العقائدية التابع للسيستاني: http://www.aqaed.com/

[4]. موقع مركز الابحاث العقائدية التابع للسيستاني (1433 هـ.ق). الاسئلة والأجوبة، الخلق والخليقة، بطلان نظرية التطور. متاح على: http://www.aqaed.com/faq/2666.

[5]. القرآن الكريم ـ سورة نوح ـ آيات: 14- 17.

[6]. هنري موريس (1918- 2006 م) بروفسور بالهندسة المدنية وهو امريكي ومسيحي متدين وشغل منصب رئيس معهد دراسات الخلق (Institute of Creation Research) ولديه عدة مؤلفات علمية ودينية.

[7]. المصدر (Morris, Scientific Creationism): ص38 ـ 46.

[8]. القمر يبتعد عن الأرض بمسافة 3.8 سم بالسنة (موقع وكالة الفضاء الامريكية ناسا):

http://eclipse.gsfc.nasa.gov/SEhelp/ApolloLaser.html
 

يـوسف الأنصار

Guest
پاسخ : افتتاح صفحه شخصی سید احمد الحسن (ع) در فيس بوك

تاریخ ارسال: جمعه 19/ اردیبهشت ماه/ 1393 هجری شمسی، ساعت: 18:40 به وقت ایران

بسم الله الرحمن الرحیم
و الحمد لله
[video=youtube;f3yO20hnu3A]http://www.youtube.com/watch?v=f3yO20hnu3A[/video]

آیا پس از دیدن این ویدیو، کلمه سگ را دشنام و فحش می‌دانید؟!
اما در مورد حال کودک بیچاره: معتقدم که گذر تو بر بیمارستانی که در آن کودکان سرطانی حضور دارند (همان‌گونه که امروز در عراق وجود دارد) بدون آن‌که کوششی برای بخشیدن چیزی انجام دهی، با آن‌چه این درماندگان با این کودک می‌کنند، خیلی فرقی ندارد. از مدتی پیش از دفتر (مکتب) در نجف اشرف خواسته‌ام تا برای نگه‌داری از ایتام و حمایت از کودکان مبتلاء به سرطان و ساختن مرکزی برای جمع‌آوری کمک‌ها اقدام کنند پس هر که توان یاری یا عمل خیری دارد، می‌تواند آن را به دفتر نجف اشرف برساند.

توجه: به خاطر آن‌که ویدیو انگلیسی است، عذرخواهی می‌کنم. این ویدیو به طور عام، حالت سگی را بیان می‌کند که می‌خواهد سگ مجروح دیگری را از خطر نجات دهد تا سگ مجروح معالجه و نجات یابد؛ و نیز حالت کودکی دو ساله را بیان می‌دارد که ماشینی به او صدمه می‌زند و متأسفانه تعداد زیادی از مردم از او می‌گذرند بدون آن‌که هیچ دست مساعدتی به سوی او دراز کنند تا آن‌که می‌میرد .



متن عربی

بسم الله الرحمن الرحيم

والحمد لله


http://www.youtube.com/watch?v=f3yO20hnu3A

هل ستعتبرون كلمة كلب شتيمة بعد هذا الفديو؟!.

اما بالنسبة لحال الطفلة المسكينة فاعتقد ان مرورك بجنب مستشفى فيه اطفال مصابين بالسرطان (كما هو الحال اليوم في العراق) دون ان تحاول تقديم أي شيء لايختلف كثيرا عما فعله هؤلاء البائسين مع هذه الطفلة، بالنسبة لي طلبت منذ مدة من الزمن من المكتب في النجف الاشرف ان يقوموا بانشاء جمعية لرعاية الايتام ودعم الاطفال المصابين بالسرطان فمن لديه القدرة على المساعدة او العمل الخيري يمكنه التواصل مع المكتب.

ملاحظة: اعتذر لكم لان الفديو بالانجليزية وعموما هو ينقل حالة كلب قام بانقاذ كلب اخر مجروح ليتم بعد ذلك معالجة الكلب المجروح وينجو وايضا ينقل حال طفلة عمرها سنتين صدمتها سيارة وللاسف مر عليها عدد من الناس دون ان يقدموا لها يد المساعدة الى ان ماتت.

 

يـوسف الأنصار

Guest
پاسخ : افتتاح صفحه شخصی سید احمد الحسن (ع) در فيس بوك

تاریخ ارسال: یک‌شنبه 21/ اردیبهشت ماه/ 1393 هجری شمسی، ساعت: 14:45 به وقت ایران

بسم الله الرحمن الرحيم
و الحمد لله
حصحص الحق نوشت:
بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم صل على محمد و آل محمد الأئمة و المهديين و سلم تسليما كثيرا
سلام عليكم و رحمة الله و بركاته
آقای من! پدرم! این سؤالی در مورد صلاحیت‌های دفتر (مکتب) نجف اشرف و غیر آن در دیدگاه جدید است. سید و پدرم! سؤال را به صورت صوتی و تصویری ساخته‌ایم تا به شکل بهتری به شما برسد، و عنوان ویدیو در یوتیوب "پانورامای دعوت یمانی ق 1، پیام صوتی برای سید احمد الحسن" است.

[video=youtube;dGlIK3TyU8I]https://www.youtube.com/watch?v=dGlIK3TyU8I[/video]

علی الغريفی
علياء شريف
از سوئد


ج: سلام عليكم و رحمة الله و بركاته
وظایف مهمی که دفتر نجف انجام می‌دهد متعدد است و از جمله آن‌ها تعیین ائمه نماز جمعه، تعیین وکیلان برای دفتر در نقاط مختلف عالم، انتشار بیانات در قضایای مختلف که نیاز به بیان اندیشه احمد الحسن در آن‌هاست، جواب به سؤالات شرعی، استقبال و ارتباط با مردم و همکاری برای حل برخی مشکلات مردم و یاری کسانی که نیاز به مساعدت دارند؛ چه این مساعدت مادی و چه غیر مادی باشد و امکان اشراف بر برخی مؤسسات مربوط به دعوت را فراهم می‌آورد، می‌باشد و می‌توانید از مسئولین دفتر در مورد وظایف مهم دفاتر دیگر و جزئیات عمل آن‌ها و صلاحیت‌های آن‌ها، سؤال کنید و معتقد نیستم که آن‌ها در جواب دادن به شما تأخیر کنند ان شاء الله.
و در مورد بیانات و توجیهاتی که از اداره مکتب (دفتر)، صادر می‌شود همان گونه که روشن ساختم باید حتماً مستند به نص شرعی باشد و اگر خلاف این اتفاق افتاد، معترض می‌تواند سؤالی برای من بنویسد و از مکتب بخواهد که به من برسانند.

و به صورت عام نصیحتم برای هر انسان عاقل و متین، این است که به صورت فردی نیندیشد و تصمیمات خود را به صورت فردی نگیرد. خدا در قرآن، حاکم الهی معصوم و نصب شده از طرف خدا را به مشورت، قبل از تصمیم‌گیری فرا خوانده است پس در مورد غیر او چگونه باشد؟ خدای متعال فرمود: (
فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظّاً غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ)، (به واسطه رحمت خدا با آن‌ها مهربان شدی و اگر خشمگین و سنگ‌دل بودی آن‌ها از اطرافت پراکنده می‌شدند. پس از آن‌ها درگذر و برای آن‌ها طلب مغفرت کن و در امور با آن‌ها مشورت نما و آن‌گاه که تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن. همانا خدا توکل کنندگان را دوست دارد). و رسول الله محمد (ص) در امور بسیاری که مربوط به اداره زندگی اجتماعی و دفاع از آن بود، با مسلمانان مشورت می‌کرد و داستان مشورت سلمان فارسی در مورد حفر خندق برای دفاع از مدینه روایت شده است، و نیز می‌توانید به آن‌چه خلفای قبلی خدا صلوات الله علیهم در تشویق مردم بر مشورت بیان کردند، مراجعه نمایید.
آن‌گاه که می‌خواهی تصمیمی بگیری به آن‌چه دیگران در مورد روش یا قضیه طرح شده نظر می‌دهند، گوش بده و شنونده‌ای دقیق باش که تا بالاترین حد ممکن از آن‌چه می‌شنود بهره می‌برد و مبادا به نفس خود فریفته شوی زیرا مثلاً اگر تو در مسائل آکادمیک بسیار با هوش و دقیق باشی، اما صاحب هوش عملی نیستی، و اگر پایان‌نامه دکترای هندسه را گذرانده باشی و استاد دانشگاه هم باشی شاید در ایجاد راه حل عملی برای مشکلی در مسئله‌ای معین موفق نباشی و این در حالی است که شاید مهندس سطح پایین از دانشکده فنی ومهندسی بتواند با موفقیت و برتری راه حلی عملی برای آن بیابد.

اما در مورد کار در دعوت اولاً و قبل از هر چیز، قابل قبول نیست که انسان با این دلیل که برای دعوت کار می‌کند، یا مثلاً برای دعوت تبلیغ می‌کند در کار اجتماعی‌اش کوتاهی کند مثلاً در مورد دکتر علیا شریف و دکتر علی غریفی خدا حفظشان کند، قابل قبول نیست که کوتاهی‌ای مثلاً در عرصه پزشکی یا کوتاهی‌ای در زیاد کردن معلومات پزشکی یا علاج بیماران نشان دهند و بعد دلیل بیاورند که عمل به دعوت یا تبلیغ آن می‌کنند و ان شاء الله آن‌ها بزرگ‌تر و حکیم‌تر از آن هستند که به این صورت عمل کنند. آری! دعوت، فراخوانی به حق و شناساندن حق به مردم است که هر شخصی می‌تواند جزئی از وقت خود و زندگی‌اش را به آن اختصاص دهد ولی در زیاد کردن قدرت دانش و شناخت و فرهنگ و توشه‌اندوزی و قرائت و اطلاع بر مطالبی که جدید می‌شوند، تا حد امکان کوتاهی نکند و در عمل اجتماعی‌اش کوتاهی ننماید و در رابطه با خانواده‌اش (همسر یا شوهر و فرزندان) کوتاهی نکند، حتی از ناحیه رفاه کودکانش یا بردن آن‌ها به مکان‌های علمی یا طبیعی برای بالا بردن افق فکر و معرفت‌شان کوتاهی ننماید.
به همین ترتیب عمل برای دعوت، قید و بندی ندارد و برای هر انسانی ممکن است به هر چه می‌خواهد و آن را مناسب می‌داند یا عمل به آن، برای او آسان است، عمل نماید، و حتی اگر احمد الحسن، آن روش را مناسب نمی‌داند، به آن معنی نیست که آن شخص معصیت کرده است یا آن شخص هیچ حسنه‌ای دریافت نمی‌کند، آری! اعمال به نیت‌ها است و خدا در پس همه قصد و نیت‌هاست. آری! اگر او را به صورت شخصی نهی نمودم، باید از آن کار دست بردارد، ولی به صورت عام و در هر عمل و به عنوان نصیحتی از خادم‌تان احمد، دائماً بکوشید که همه نظرات را بشنوید و نیز باید طریقه طرح آراء و نظرات در میان شما و در جلسه‌هایتان (حتی در عرصه عمل) به صورت متوازی و نه متعارض باشد، تا به خود و برادران‌تان بر شنیدن رأی و نظر مخالف، کمک کنید. مثلاً به جای آن‌که بنشینیم و مجادله کنیم، و یکی از ما بگوید این روش شکست می‌خورد، چون این‌گونه است و دیگری بگوید این روش پیروزی را به همراه دارد چون این‌گونه است، بهتر است همه با هم بنشینیم و موارد مثبت این روش را بیان کنیم و همه با هم موارد مثبت را بگوییم و هر کدام از ما مثلاً بر اساس تصورش، موارد مثبتی را برای این روش بیان کند، سپس بگوییم که موارد منفی چیست و همه با هم موارد منفی را مطرح کنیم و نیز بکوشیم در نهایت معضلات مطرح شده را حل کنیم و اصلاحات ممکن را به عمل آوریم... الخ. و همین کار را تا آخر انجام دهیم، و در نتیجه، این اجتماع و مباحثه، در تصمیم‌گیری درست و پُر ثمر به ما کمک می‌کند و واجب است که هر کدام از ما بیندیشد و آن‌گاه که سخن در مورد موارد مثبت است، موارد مثبت را مطرح نماید، و آن‌گاه که سخن در مورد موارد منفی است، به موارد منفی بیندیشد و آن‌ها را مطرح کند و به این ترتیب در مورد بقیه موارد مطرح شده هم می‌باشد. و فرد نباید به یک جنبه اکتفاء نماید، و به این ترتیب می‌‌توانیم به نتیجه‌ای خوب برسیم و عملی نیکو را تحقق بخشیم اما این‌که فرد جامد و بی‌تحرک و بسته، بر روش فکر واحدی بماند و از یک سو، بر امور بنگرد، متأسفانه این روش او را به تصمیماتی می‌رساند که در بیشتر موارد، اشتباه است و در نتیجه حتی اگر در عملش پیروز شود، می‌توانم تأکید کنم اگر از دیگران کمک گرفته بود، و از اندیشه‌‌های آن‌ها و نظر و روش تفکرشان استفاده کرده بود، پیروزی بیشتری به دست می‌آورد و بیشتر از آن‌چه که محقق کرد را می‌توانست محقق سازد.

و در مورد دکتر علی و دکتر علیا، اگر برنامه‌ای در مورد موضوع الحاد (بی‌خدایی) دارید یا برنامه‌ای دارید که در مورد کتاب توهم الحاد یا کتاب‌های دیگر صحبت می‌کند، باید یکی از اهداف‌تان آن باشد که در شبکه‌های اطلاع رسانی عام که در دسترس هستند مانند شبکه ماهواره‌ای پخش شود، و معتقدم که می‌توانید با شنیدن نقد موجه بر برنامه‌تان، آن را برنامه‌ای مفید و موفق برای همه قرار دهید مثل برنامه‌های آماده شده تا این لحظه که پیش خودتان هست را بر دیگران مثلاً برادران‌تان در شبکه ماهواره‌ای یا حوزه علمیه یا مکتب و غیر آن‌ها عرضه کنید و از آن‌ها بخواهید هر نقد ممکنی را بر برنامه شما چه علمی یا فنی وارد آورند. و نیز بر اساس اندیشه‌شان، موارد مثبت موجود در برنامه را مشخص کنند و نیز روش‌های حل موضوع که مطرح می‌نمایند را بیان کنند و سعی کنید از نو آغاز کنید اگر شروع کار شما دارای ایرادهائی باشد که قابل اصلاح نیست، حتی اگر عیب فنی‌ای باشد که به غیر شما بر می‌گردد مثلاً مربوط به مونتاژ یا کارگردانی باشد، و نیز ضروری نیست که به همه نظرات یا برخی از آن‌ها عمل کنید زیرا ممکن است اندیشه‌ها یا برخی نظرات آن‌ها اشتباه باشد، ولی نقدی که بر شما و عمل‌تان می‌شود را با گوش شنوا و قلبی گشوده و عقلی گشاده بر نظرات مخالف بشنوید، و بکوشید که در هر عمل که اداء می‌‌کنید، خود را به حد کمال برسانید.
و در آخر امیدوارم که نقص در عمل، شما را از ادای وظیفه باز ندارد و به صورت عام (بیان می‌کنم): اگر عمل کنم حتی اگر در آن بعضی نقص‌ها باشد، بهتر از آن است که در نهایت از عمل باز ایستم.
امیدوارم که نصیحتم به فضل خدای سبحان مفید واقع شده باشد، که فضل او بر من فراوان است.
و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته
گناهکار مقصر
احمد الحسن
11 / رجب الرحمة والمغفرة / 1435 هـ.ق
21/ اردیبهشت/ 1393 هـ.ش



متن عربی

بسم الله الرحمن الرحيم

والحمد لله

كتب : حصحص الحق
بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم صل على محمد وال محمد الائمة والمهديين وسلم تسليما كثيرا
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته

سيدي الوالد هذا سؤال حول مدى صلاحيات مكتب النجف الاشرف وغيرها في اطار النظام الجدبد. سيدي الوالد لقد عملنا السؤال بشكل صوتي ومرئي لزيادة فرص وصوله اليكم.
والرابط على اليوتيوب اسمه بانوراما الدعوة اليمانية ح ١ , رسالة صوتية للسيد احمد الحسن ع.

https://www.youtube.com/watch?v=dGlIK3TyU8I
علي الغريفي
علياء شريف
السويد

ج: السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
المهام التي يؤديها المكتب في النجف متعددة ومنها تعيين أئمة صلاة الجمعة تعيين وكلاء للمكتب في مختلف المناطق حول العالم، اصدار بيانات في مختلف القضايا التي تحتاج بيان رأي احمد الحسن فيها، اجابة الاسئلة الشرعية استقبال الناس والتواصل معهم والمساعدة في حل بعض مشاكل الناس وإعانة من يحتاجون المعونة سواء المادية أم غيرها ما امكن ذلك الاشراف على بعض المؤسسات التابعة للدعوة ويمكنكم سؤال المسؤلين عن ادارة المكتب عن مهام المكتب الاخرى وتفاصيل عملهم وصلاحياتهم ولااعتقد أنهم سيتاخرون باجابتكم ان شاء الله.
وبالنسبة للبيانات أو التوجيهات التي تصدر عن ادارة المكتب فهي كما بينت لابد ان تكون مستندة الى نص شرعي فإن حصل خلاف حول ذلك معهم يمكن للمعترض كتابة سؤال لي ويطلب من المكتب ايصاله.
وعموما نصيحتي لكل انسان عاقل متزن أن لايفكر منفردا ولايتخذ قراره منفردا وقد دعا الله في القرآن الحاكم الالهي المعصوم المنصب من الله للمشورة قبل اتخاذ القرار فما بالك بغيره قال تعالى : ((فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظّاً غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ)) والرسول محمد ص شاور المؤمنين في امور كثيرة تخص ادارة حياة المجتمع والدفاع عنه وقد رويت قصة مشورة سلمان الفارسي بحفر الخندق للدفاع عن المدينة، وايضا يمكنكم الرجوع لماقاله خلفاء الله السابقين صلوات الله عليهم في الحث على المشورة.
عندما تحتاج اتخاذ قرار اسمع ما يقوله الاخرون عن المشروع أو القضية المطروحة وكن مستمعا جيدا يستفيد مما يسمع الى ابعد حد ممكن وإياك والاغترار بنفسك فأنت مثلا قد تكون ذكيا جدا بالحدود الاكاديمية ولكنك لاتمتلك الذكاء العملي فقد تكون حاملا لشهادة الدكتوراه في الهندسة وأستاذا جامعيا ولكنك قد لاتنجح في إيجاد الحل العملي لمشكلة في مشروع معين في حين ان مهندسا تخرج بدرجات متدنية من كلية الهندسة ينجح وبتفوق بإيجاد الحل العملي.
اما بالنسبة للعمل في الدعوة فأولا وقبل كل شيء من غير المقبول ان يقصر انسان بعمله المجتمعي بحجة انه يعمل للدعوة او يقوم بالتبليغ فمثلا بالنسبة للدكتورة علياء شريف والدكتور علي الغريفي حفظهم الله من غير المقبول ان يصدر منهم تقصير في مجال الطب وزيادة المعلومات الطبية او علاج مريض مثلا ويتعللون بالعمل للدعوة او التبليغ وان شاء الله هم أكبر وأكثر حكمة واتزانا من ان يتصرفوا بهذه الصورة العبثية فالدعوة للحق وتعريف الناس بالحق يمكن لأي انسان ان يعطيها جزءا من وقته وحياته ولكن لايقصر في زيادة قدرته المعرفية والثقافية والاستزادة والقراءة والاطلاع على جل مايستجد ان امكن ولايقصر في عمله المجتمعي ولايقصر مع عائلته (الزوج أو الزوجة والاطفال) حتى من ناحية ترفيه اطفاله أو اخذهم الى أماكن علمية أو طبيعية لزيادة افق تفكيرهم ومعرفتهم.
كما ان العمل للدعوة لاتوجد عليه قيود ويمكن لأي انسان ان يعمل مايشاء ومايراه هو مناسبا أو يسهل عليه القيام به، وحتى ان كان احمد الحسن لايراه مناسبا فهذا لايعني ان هذا الشخص قد ارتكب معصية او أنه لن يحصل على حسنات ، فإنما الاعمال بالنيات والله من وراء القصد ، نعم ان نهيته شخصيا فعليه ان ينتهي، ولكن عموما وفي أي عمل وكنصيحة من خادمكم احمد حاولوا دائما ان تستمعوا لكل الاراء وايضا فلتكن طريقة طرح الاراء بينكم وفي اجتماعاتكم (حتى في مجال عملكم) بصورة متوازية وليس متعارضة ،كي تعينوا انفسكم واخوتكم على سماع الرأي المخالف فمثلا بدل ان نجلس ونتجادل ويقول احدنا هذا المشروع فاشل لانه كذا والاخر يقول هذا المشروع ناجح لانه كذا فلنجلس جميعا ونقول ماهي الايجابيات لهذا المشروع ونقوم جميعا بطرح الايجابيات ،كل فرد منا مثلا يطرح شيئا ايجابيا للمشروع وفق تصوره هو ثم نقول ماهي السلبيات ونقوم جميعا بطرح السلبيات وايضا نذهب للحلول المقترحه والتعديلات الممكنة .... الخ ونفعل نفس الشيء، وبالنتيجة سيكون هذا الاجتماع والمباحثة عونا لنا في اتخاذ القرار الصحيح والمنتج، ويجب ان يتعلم كل فرد منا أن يفكر ويطرح الايجابيات عندما يكون الكلام عن الايجابيات وان يفكر ويطرح السلبيات عندما يكون الكلام عن السلبيات وهكذا بالنسبة لبقية الجوانب المطروحة ولايكتفي الفرد بجانب واحد، وبهذه الطريقة يمكننا ان نصل لنتيجة جيدة ونحقق عملا جيدا اما ان يبقى الفرد جامدا ومنغلقا على طريقة تفكير واحدة والنظر للامور من جانب واحد فهذا للأسف يوصله الى قرارات كثير منها خاطئ وبالنتيجة حتى وان نجح في عمله فأنا أستطيع ان أؤكد لكم بانه كان سيكون أكثر نجاحا ويحقق اكثر مما تحقق بالفعل بكثير لو انه استمع للآخرين وانتفع من أراءهم ووجهات نظرهم وطريقة تفكيرهم.
وبالنسبة لدكتور علي ودكتورة علياء اذا كان لديكم برنامج حول موضوع الالحاد او يتناول كتاب وهم الالحاد ام غيره من الكتب فليكن من أهدافكم ان يعرض بالقنوات الاعلامية المتاحة لكم كالقناة الفضائية واعتقد بإمكانكم ان تجعلوه برنامجا مفيدا للجميع وناجحا باستماع النقد الموجه لبرنامجكم فمثلا اعرضوا الحلقات المتاحة لديكم حتى الان على اخرين كاخوتكم في القناة الفضائية أو الحوزة العلمية أو المكتب أو غيرهم واطلبوا منهم ان يوجهوا كل النقد الممكن للبرنامج سواء علميا ام فنيا وايضا ان يبينوا بحسب اراءهم الايجابيات المتوفرة في البرنامج وايضا ماهي الحلول التي يقترحونها وحاولوا أن تبدأوا من جديد إن كانت بدايتكم فيها عيوب لايمكن اصلاحها حتى وان كانت عيوبا فنية مثلا تعود لغيركم كالمونتاج او الاخراج وايضا ليس ضروريا ان تاخذوا باراءهم أو بكل اراءهم فقد تكون اراءهم خاطئة او بعضها خاطئ ولكن استمعوا النقد الموجه لكم ولعملكم دائما بأذان صاغية وبقلوب مفتوحة وعقول منفتحة على الرأي المخالف وحاولوا ان تصلوا للكمال في كل عمل تتوجهون لاداءه.
واخيرا أرجو ان لايكن النقص في العمل حاجزا يمنعكم من اداء العمل فبصورة عامة ان اعمل حتى وان كان عملي فيه بعض النقص افضل من ان اتوقف عن العمل نهائيا.
ارجو ان تكون نصيحتي نافعة بفضل الله سبحانه ان فضله عليَّ عظيم.
والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته
المذنب المقصر
أحمد الحسن
11 / رجب الرحمة والمغفرة / 1435 ه ق


 

يـوسف الأنصار

Guest
پاسخ : افتتاح صفحه شخصی سید احمد الحسن (ع) در فيس بوك

تاریخ ارسال: چهارشنبه 31/ اردیبهشت ماه/ 1393 هجری شمسی


بسم الله الرحمن الرحيم
و الحمد لله
سلام بر تو به اندازه درد و ستمی که چشیدی.
سلام بر تو ای آن‌‍که در سلول‌های تاریک زندانی شدی تا آن‌جا که به مرگت صفت فرج و گشایش دادند.
سلام بر تو به اندازه صبری که داشتی که هنوز زندان ‌بان‌هایت را تازیانه (عذاب) می‌زند.
سلام بر تو در روز عروسی آسمانی‌ات در حالی‌که شادمان بودی که بعد از این همه سال‌‌ها سپری در پلیدی‌های این دنیا، از آن با جامه‌ای سپید و خالص که لیاقت شخصی مانند تو را دارد خارج شدی.
سلام بر تو ای موسی ابن جعفر و رحمت و برکات خدا بر تو باد!
در مصيبت‌ِ مرگ تو گريه می‌كنم اگر گريه به سوزش درون ‌سوخته من تسكين بدهد -(ولی تسكين نمی‌دهد).
به ياد تو سخن می‌گويم اگر گفتن سخن از تو درد مرا التيام ببخشد -(امّا نمی‌بخشد).
برای تسلّی دل خود به صبر جميل‌ پناه می‌برم اگر صبر جميل تسلّی ‌بخش دل من باشد.
آن‌گونه می‌گریم که اشک‌هایم فراوان شود و بار دیگر (پس از آن گریستن) به نیکو کاری و شرم و حیای خود باز می‌گردم.
چه بسیار با اشکی که بر نوک انگشتانم نشست، گریستم و از روی خویشتن‌داری (و برای آن‌که مردم نفهمند)، آن اشک‌ها را با لباس خود پوشاندم.
در برابر تازیانه‌های دشمن صبوری پیشه می‌کنم هر چند برای من کمین کند، و اگر از آه و اندوه من را با خبر می‌شد خوشحال می‌شد و شفاء می‌یافت.


متن عربی

بسم الله الرحمن الرحيم

والحمد لله

السلام عليك بقدر الالم والظلم الذي تجرعته.

السلام عليك يامن سجنت في مطامير مظلمة حتى نعت موتك بالفرج.

السلام عليك بقدر صبرك الذي لازال يجلد سجانيك.

السلام عليك في يوم عرسك السماوي وانت فرح مستبشر انك بعد كل السنين التي قضيتها بين قذارات هذه الدنيا خرجت بثياب بيضاء ناصعة تليق بمثلك.

السلام عليك ياموسى بن جعفر ورحمة الله وبركاته

أبكيك لَو نَقَعَ الغَليلَ بُكائي وَأقُولُ لَوْ ذَهَبَ المَقالُ بِداءِ

وَأعُوذُ بالصبرِ الجَميلِ تَعَزّياً لَوْ كَانَ بالصّبْرِ الجَميلِ عَزائي

طَوراً تكاثرني الدُموعُ وتارةً آوي إلى أكرومَتي وَحَيائي

كَم عَبَرةٍ مَوَّهتُها باناملي وَسَتَرتُها مُتَجَمِّلاً بردائي

أُبدي التَجَلُّدَ للعَدوُّ وَلَو دَرى بتَمَلْمُلي لَقَدِ اشتَفَى أعدائي



[HR][/HR]منبع: صفحه شخصی سید احمد الحسن (ع) در فیس‌بوک
ترجمه: صفحه رسمی ترجمه پیام‌های سید احمد الحسن (ع)



 

يـوسف الأنصار

Guest
پاسخ : افتتاح صفحه شخصی سید احمد الحسن (ع) در فيس بوك

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 01/ خرداد ماه/ 1393 هجری شمسی

بسم الله الرحمن الرحيم
و الحمد لله
Hani Shaker AlYamani نوشت:
سید و مولایم احمد الحسن! شما امام مایی و ما رعیت شما هستیم و بر شما واجب است که در برخی امور مهم دخالت کنی زیرا بلاها و مصیبت‌های بزرگی وجود دارد که بر عمق دعوت ضربه وارد می‌کند و این آخرین باری است که در این صفحه می‌نویسم زیرا من بسیار بسیار نوشتم و هیچ جوابی نیافتم، شاید کسی کلام را به شما نرسانده باشد زیرا آن‌ها جرأت ندارند یا می‌کوشند بسیاری امور را بر شما بپوشانند. سیدم آیا می‌پذیری برخی کسانی که خود را مسئول می‌نامند، جاسوس‌هایی را داخل حسینیه‌ها و مکتب‌ها قرار دهند؟ آیا ما تشکیلات سیاسی هستیم یا حزب سیاسی؟ این دعوت خداست این دعوت قائم آل محمد است، دعوت وعده داده شده که انبیاء و اولیاء از هزاران سال قبل در انتظارش بودند. چگونه این امر ممکن است؟ چگونه این امر در دعوت آل محمد وجود دارد؟ آقایم من به شما با کمال صراحت می‌گویم، به دلیل این دخالت‌های غیر مسئولانه خطر بزرگی در انتظار این دعوت است، سیدم در این امر دخالت کن و ما را از آن آتش جهنمی که ما را در دنیا پیش از آخرت می‌سوزاند، نجات بده و مطمئنم که شما هرگز راضی به این نیستی و راضی نیستی که ما را رها کنی تا بعضی از ما بر بعضی دیگر غضب کند و بعضی بر بعضی دیگر ستم نماید. بر دین خدا عزاء خواهم گرفت و سیاه می‌پوشم تا آن‌که جواب شما به من برسد و درود و سلام و برکات خدا بر شما باد.

ج/ بسم الله الرحمن الرحيم
و الحمد لله
سلام عليكم و رحمة الله و بركاته
دعوت، دعوت خدای سبحان و متعال است و این مسیر که ما را به خدای سبحان و متعال وصل می‌کند، ما را دور هم می‌آورد و جز به واسطه تقوا فردی بر دیگری برتری ندارد و اگر بر اساس نظر یکی از شما، احمد الحسن، روزی از روزها عدالت به خرج نداد یا به صورتی نا درست دخل و تصرفی کرد، رو به روی من بایست و هر چه می‌خواهی بگو و خیری در احمد الحسن نیست اگر به سخن مؤمنان گوش ندهد. در نجف زندگی‌ می‌کردم و درب منزلم برای مؤمنین و مخالفین باز بود و بسیاری از مخالفین فقط برای جدل کردن و بیهوده‌گویی و نه چیز دیگری می‌آمدند. و با این همه درب منزل من برای آن‌ها گشوده ماند و من با آن‌ها مانند میهمانانی گرامی برخورد می‌کردم و به آن‌ها گوش می‌دادم و جوابشان می‌دادم پس کسی از شما گمان نکند که سینه‌ام از شنیدن شکایت‌ها یا نقد یا هر کلامی از هر انسانی چه مؤمن باشد و چه مخالف، تنگ می‌شود.
اما آن‌چه در نامه کریمت با شکایت مطرح نمودی، اکیداً پذیرفته نیست که احدی بر احوال مردم تجسس کند و همه در دعوت الهی یکسانند و اگر یکی از وکیلان مکتب اشتباهی کرد، مجازات می‌شود و هیچ فردی مسئولیت ندارد که در مورد باطن مردم جستجو کند بلکه امر شدیم که بر حسب ظاهر و ادعای خودشان معامله و رفتار کنیم، و از تو می‌خواهم که با مکتب نجف اشرف ارتباط برقرار کنی، و از اداره مکتب در نجف اشرف می‌خواهم که در مورد این امر تحقیق کند و نتیجه تحقیق را به من برساند خدا به همه شما جزای خیر دهد و از خدا توفیق و درست کاری را برای همه شما آرزو دارم.

اما به خاطر این‌که در این صفحه مطلبی نوشتی و من پاسخ ندادم و از همه کسانی که می‌نویسند ولی پاسخی دریافت نمی‌کنند، عذرخواهی می‌کنم و عذرخواهی نزد مردمان بزرگ مقبول است ولی امیدوارم همه‌تان بدانید من نیز مانند شما کارهایی دارم که به آن‌ها می‌پردازم و به این دلیل تقریباً روزانه برای مدتی نسبتاً کوتاه به صفحه فیس‌بوک خود سر می‌زنم به طوری که به من اجازه نمی‌دهد همه آن‌چه از تعلیقات (کامنت‌ها) نوشته شده است، بخوانم.



متن عربی

بسم الله الرحمن الرحيم

والحمد لله

كتب : Hani Shaker AlYamani


سيدي مولاي احمد الحسن انت امامنا ونحنو رعيتك وواجب عليك ان ان تتدخل في بعض الامور المهمة لان هناك كارثة ومصيبة ضربت اعماق الدعوه ستكون هذه اخر مره اكتب فيها على هذه الصفحة لاني كتبت كثيرأ كثيرأ ولم اجد اي جواب ربما لم يوصل لك احد هذا الكلام من قبل لانهم لا يملكون الجرئ او او يحاولن اخفاء كثير من الامور عليك سيدي هل تقبل ان يضع بعض من الذين يسمون انفسهم مسؤلين جواسيس داخل الحسينيات ومكاتب هل نحنوا منظمة حزبية ام نحنوا حزب سياسي هذه دعوة الله هذه دعوة قائم ال محمد الموعود الذي انتظره الانبياء والاولياء منذ الاف السنين كيف ذالك كيف كيف يكون هذا الامر في دعوة ال محمد سيدي انا اقول لك بكل صراحة سيدي هناك خطر كبير على الدعوة بسبب هذه التصرفات الغير مسؤلة تدخل سيدي بهذا الامر ونقذنا من نار جهنم التي ستحرقنا بدنيا قبل الاخره ولا اعتقد انك ترضى بهذا ابداً وتتركنا نبغض بعضنا بعضا ونعادي بعضنا بعضا سيدي سقيم الحداد على دين الله وسألبس السواد حتى يأتيني الجواب منك وسلام عليك ورحمة الله بركاته

ج/ بسم الله الرحمن الرحيم

والحمد لله

السلام عليكم ورحمة الله وبركاته

الدعوة هي دعوة الله سبحانه وتعالى ونحن يجمعنا هذا الطريق الموصل الى الله سبحانه وليس لأحد فضل على أحد إلا بالتقوى وإن كان بحسب نظر أحدكم أن احمد الحسن في يوم من الايام لم يعدل او تصرف بصورة غير صحيحة فقف أمامي وقل ماتريد ولاخير في أحمد الحسن ان لم يسمع من المؤمنين فكنت في النجف اجلس وبابي مفتوح للمؤمنين والمخالفين وكان كثير من المخالفين ياتون للجدال واللغو لااكثر ومع هذا بقي بابي مفتوحا لهم وكنت أعاملهم كضيوف مكرمين واسمعهم واجيبهم فلايظن أحدكم اني يضيق صدري بسماع شكوى أو نقد أو أي كلام من اي انسان سواء كان مؤمنا ام مخالفا.

أما ما تفضلت به في رسالتك الكريمة من شكوى، فأكيد غير مقبول أن يتجسس أحد على الناس والدعوة الالهية الكل فيها سواء ووكلاء المكتب ان اخطأ أحدهم يحاسب فلم يكلف احد بالبحث عن بواطن الناس وانما أمرنا ان نعاملهم بحسب ظاهرهم ومايدعونه لانفسهم فأرجو منك التواصل مع المكتب في النجف الاشرف وارجو من ادارة المكتب في النجف الاشرف فتح تحقيق بالامر وان يتم ارسال نتيجة التحقيق لي جزاكم الله خيرا جميعا وأسأل الله التوفيق والسداد لكم جميعا.

أما كونك قد كتبت في الصفحة ولم أجبك فانا اعتذر لك ولكل الذين يكتبون ولاتتم اجابتهم والعذر عند كرام الناس مقبول ولكن ارجو منكم جميعا تفهم ان لدي اعمال اقوم بها ايضا كما ان لديكم اعمال تقومون بها ولهذا فأنا أطلع على صفحتي في الفيس بوك يوميا تقريبا ولكن لفترة قصيرة نسبيا لاتسمح لي بقراءة كل ما يكتب من تعليقات.
 
کانال تلگرام

بالا