• يماني آل محمد (عليه السلام) فرمود : در کلامم تدبر کنيد ، اي کساني که ادعاي طلب و جستجوي حق را مي‌ کنيد . آمده‌ ام تا بر حق شهادت دهم . و حق را روشن کنم . هرگز نيامده ام تا مردم از من تبعيت کنند . هدفم روشن کردن حق ، و جدا کردن باطل است . پس به همين خاطر مي‌ گويم : کسي از من توقع سازش و چاپلوسي نداشته باشد . هيهات که ما حتي مقداري از حق را فروگذاريم ، و قسمتي از باطل را رها سازيم ، براي آن که کسي ما را بخواهد ، يا کسي را راضي کنيم ، که براي ابرار هيچ چيزي بهتر از آنچه نزد خداوند است نمي باشد

دستگیری انصارامام مهدی (ع) در تربت حیدریه با ضرب و شتم

No comments have been found at this time

جزئیات

Jul 12, 2019 در 10:17 بعد از ظهر
ارسال توسط مديريت تالار
بسم الله الرحمن الرحیم
و الحمد لله رب العالمین
و صلّی الله علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلّم تسلیما کثیرا
و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم
انا لله و انا الیه راجعون

چند روز قبل، در سالروز شهادت امام جواد (ع) انصار امام مهدی (ع) در شهر تربت حیدریه، در مغازه ای به عزاداران شربت میدادند و به جرم اینکه یمانی هستند و اقدام به عزاداری و پذیرایی از عزاداران کرده اند، به آنها حمله شد. فردای آن روز، صاحب مغازه دستگیر شد. تعدادی از انصار شهر تربت حیدریه به درب سازمان اماکن و اطلاعات رفتند و با اجتماع مسالمت آمیز خود، موجب شدند که برادرشان پس از چند ساعت آزاد شود.
چند روزی گذشت و این بار دو نفر از برادران حاضر در آن اجتماع را به دادگاه انقلاب احضار کردند. تعدادی از انصار الله تربت حیدریه قرار گذاشتند که اگر این دو برادر را آزاد نکردند، مجدداً روبروی دادگاه انقلاب اجتماع کنیم و محترمانه و مسالمت آمیز اعلام نماییم که ما دشمن شما نیستیم و فقط حقوق اولیه خودمان مثل آزادی عقیده و حق حیات و حق احیای عزاداری اهل بیت (ع) را مطالبه میکنیم.
و بالأخره امروز یک شنبه 28/5/1397 مصادف با هفتم ذی الحجه، سالروز شهادت امام محمد باقر (ع)، حدود 60 نفر از برادران و خواهران و کودکان و کهنسالان، به سمت دادگاه انقلاب حرکت کردند و در این اجتماع مسالمت آمیز و آرام با ذکر صلوات و نام اهل بیت (ع)، آزادی دو برادرشان را مطالبه کردند، چون به نظر میرسد عزاداری برای امام جواد (ع) در کشور امام زمان (ع) جرم قابل قبولی نیست و اعتراض به دستگیری آن عزادار نیز اتهام محکمه پسندی نیست!!

صحنه #فاجعه_تاریخی_تاسوعا و #حمله_به_عزاداران_قم تکرار شد...
متأسفانه نیروهای امنیت ملی و گارد ویژه و اطلاعات و نیروی انتظامی، به برادران و حتی خواهران و کودکان و کهنسالان حمله کردند؛ به همان عزیزانی که جز ذکر صلوات و اعلام ایمان به اهل بیت (ع) چیزی نمیگفتند و فقط گفتند: آزادی عقیده حق مسلم ماست.
با باتوم و شوکر و گاز اشک آور به جان انصار الله افتادند و ... ؛ آه یا عباس ابوالغیرة...
جایتان خالی بود؛ نمایش کربلایی و تعزیه کم نظیری بود. یکی از انصار کهنسال که بیماری قلبی داشت را کتک زدند؛ قلبش گرفت و حالش بد شد، اما از دستگیر کردنش منصرف نشدند.
به خواهران ما حمله کردند و در این میان، چادر دختری را کشیدند و ... صلی الله علیک یا زینب عقیلة العرب
بچه ها هم از کتک خوردن بی نصیب نماندند و زیر دست و پا...، صلی الله علیک یا رقیة بنت الحسین
تربت حیدریه اکنون واقعا تربت حیدری است؛ اصلاً شهر دیگری است، چون متبرک شده به خون انصار امام مهدی (ع)، آن هنگام که سر یکی از انصار کهنسال را شکستند و خون از فرق سرش جاری شد، صلی الله علیک یا أمیر المؤمنین
یکی از خواهران را کتک میزدند؛ همسرش برای دفاع از او پیش آمد؛ پس او را هم با مشت و لگد و باتوم و شوکر و ... به باد کتک گرفتند.
اصلاً انگار یمانیون تربت حیدریه در سالروز شهادت امام باقر (ع) قرار بود که تعزیه کودکی امام باقر (ع) را اجرا کنند، چون نیروهای امنیتی یک پسر پنج ساله را در حد مرگ کتک زده بودند و با حال بدی روی زمین افتاده بود. صلی الله علیک یا محمد بن علی الباقر
خلاصه جایتان خالی بود، انگار روزنه ای به سمت کربلا باز شد، مستقیم از تربت حیدریه به تربت حسینی.
الو الو کربلا، ما داریم میاییم

ای صاحب الزمان، حتما شما شاهد همه ماجرا بودید، وقتی یارانتان زیر باتوم و لگدهای سنگین له شدند؛ و وقتی چادر زنها را از سرشان کشیدند و ...
آقا جان، راستی شنیدم دایی حسین سکته کرده؛
بچه های کوچک از اسپری فلفل خفه شدند؛
سر و صورت بچه ها پر از خون بود؛ و ...
پسر فاطمه، فدای یک لحظه از غربت و آوارگی شما و فرزندانت.
راستی حالت خوبه آقا؟ از ما راضی بودید؟
آیا برای قیام دولت عدل الهی آماده شدیم؟ اکنون آیا شایستگی شهادت در راهتان را پیدا کردیم؟
صلی الله علیک یا قائم آل محمد (ص)
0     0     1,015
کانال تلگرام

بالا