wrapper

آخرین اخبار

نظریات بزرگان دین درباره ی نظریه ی تکامل

احمد الحسن می نویسند :
" متأسفانه بیشتر فقهای ادیان سه گانه ی ابراهیمی (یهودیت، مسیحیت و اسلام) با نظریه ی داروین همان برخوردی را داشتند که با سلف وی، گالیله داشتند.
با گذشت زمان، صحت نظریه ی گردش زمین گالیله ثابت شد و فرجامی دردناک برای آن دسته از فقهای دینی که با آن جنگیدند و خون دانشمندان را بر زمین ریختند، رقم خورد. دلایل انبوهی برای چرخش زمین اقامه شد، تا اینکه سرانجام تصاویری از فضا که چرخش زمین را نشان میداد موضوع را فیصله داد.
در حال حاضر و با گذشت زمان، دلایل علمی تکامل - نظیر دلایل ژنتیکی - به حدی زیاد شده است که انکار تئوری تکامل کاری نابخردانه و لجاجتی نفرت انگیز به شمار میرود، ولی تا کنون متأسفانه بسیاری از فقهای دین که پیروان و شنوندگان خود را به جهل سوق می دهند سر خود را به علامت انکار بالا می برند و به تکامل، شواهد ژنتیکی، شواهد کالبدشناسی تطبیقی، دلایلی که از حیوانات کشف شده و نتایجی که از بررسیهای صورت گرفته بر آنها به دست آمده است، «نه» میگویند. بالاتر از همه ی اینها زنجیره ی سنگواره هایی هستند، که سرانجام ما را به موجوداتی می رسانند که در طول میلیون ها سال، راست قامت بوده و فقط بر روی دو پای خود راه می رفته اند.
تمامی این دلایل برای زیست شناسان برای اثبات نظریه ی تکامل بیشتر از کافی هستند. اکنون این نظریه یک واقعیت علمی است که در مدارس و دانشگاه ها تدریس می شود. در حال حاضر زیست شناسان به دنبال دلایل اثبات تکامل نیستند؛ بلکه در جستوجوی سازوکارها و پیشینه ی تاریخی آن می باشند. با این حال هنوز که هنوز است، بسیاری از فقهای دین بدون هیچ دلیل یا مدرک علمی، تکامل را رد می کنند؛ و ای کاش به این کار بسنده می کردند؛ چرا که برخی از آنها، معتقدان به تکامل را کافر و مهدورالدم به شمار میآورند!
به طور کلی، ما موضوع تکامل و دلایل آن را به اختصار بیان خواهیم کرد؛ ولی ای کاش کسی که خود را عالم دینی می نامد، وقتی تکامل را رد میکند، یک نظریه ی جایگزین ارایه نماید که با حقایق علمی ثابت شده در ژنتیک، کالبدشناسی تطبیقی و فسیل شناسی همخوانی داشته باشد. و ای کاش این افراد نگاهی به ماهی های ششدار و ماهیهای دو زیست بیندازند و به ما بگویند: آیا این ماهی ها از ماهی های آبزی تکامل یافته اند یا خیر؛ و دلیل آنها بر گفته شان چیست؟ همچنین آنها باید مدت زمان زندگانی بشر از زمان خلق آدم علیه السلام تا کنون را مشخص سازند چرا که این موضوعی بسیار مهم است و البته تاریخی که اعلام می کنند باید با نظریه های آنها در رد تکامل و نیز واقعیت های علمی کشف شده از تاریخ انسان های اولیه ی روی زمین (تاریخ هومو) سازگار باشد. امروزه از نظر علمی ثابت شده است که بی هیچ تردیدی انسانهای امروزی همان هوموساپینس[1] ها می باشند. مبداء و خاستگاه هوموساپینس ها و تاریخ مهاجرتشان به خارج از آفریقا و مسیر مهاجرتشان نیز کاملا مشخص است.
بنابراین منکران تکامل باید حداقل تاریخی تقریبی از زمان خلقت آدم به ما ارایه کنند و نیز مکان زندگی اولیه ی او را مشخص نمایند؛ حتی اگر این مکان، تقریبی باشد، اشکالی ندارد. البته تاریخ های ارایه شده ی آنان باید مستند باشد به آن دسته از متون دینی که مدعی اند بر خلاف تکامل است. در این هنگام خواهند دید که خودشان هر چه بافته بودند رشته کرده اند و متوجه می گردند که هیچ دلیل و برهانی ندارند؛ مگر برانگیختن احساسات و خشم و نفرت انسان با گفته هایی چون «نظریه ی تکامل میگوید جد انسان میمون است»."
احمد الحسن ، کتاب توهم بی خدایی ، ص 34 - 37
 
پی نوشت :

[1] Homo sapiens

ادامه مطلب...

آیا احمد الحسن از شکاف های علمی برای اثبات خداوند استفاده می کند؟

شکاف های علمی

پاسخ : قبل از پاسخ به این شبهه در ابتدا کمی در مورد این روش اثبات خداوند توضیح می دهیم.
واژه خدای حفره‌ها را نخستین بار هنری درومند مطرح نمود؛ اما ریشه‌های این ایده را می‌توان در اندیشه‌های فیلسوفانی چون دیوید هیوم نیز یافت. چنین نگرشی سپس توسط فلاسفه تحصلی گسترش یافت.[1]
به خلاء های علمی و آنچه که دانشمندان در زمان حال نمی دانند (جهل فعلی) ، شکاف علمی گفته می شود مثلا در روزگاری چشم را خلقتی دارای پیچیدگی فرونکاستنی میدانستند اما امروز با پیشرفت علم متوجه سیر تکامل آن شده ایم و سیر تطور وتکامل چشم دیگر جزو شکاف های علمی محسوب نمیشود (هر چند روزگاری بود) در مباحثات و مناظراتی که بین برخی خداباوران و خداناباوران انجام می شود بعضا فرد خداباور از این جهل های علمی زمان خودش به عنوان دلیلی برای وجود خدا استفاده می کند وبه عبارتی این شکاف ها و چاله ها را با طرح هوشمند یا خدا پر می کند که به این کار استفاده از شکاف های علمی گفته می شود زیرا استوار بر پایه ی جهل فعلی است که از این رو خداناباوران ، خداباوران را به پرستش شکاف های علمی متهم می کنند واین در حالیست که ، سید احمد الحسن در بحث های علمی خود در موضوع اثبات خدا از شکاف ها استفاده نمی کند.
عبارت خدای حفره‌ها دلالت به این ایده دارد که خدا برای پر کردن خلأ علمی بشر ساخته شده‌است. [2]
اما بر خلاف آنچه که برخی ملحدین ادعا می کنند که سید احمد الحسن و انصار امام مهدی ، همچون "مقلدین و اتباع مدعیان در دین" و "برخی از طرفداران نظریه طراحی هوشمند" از شکاف های علمی برای اثبات خداوند استفاده می کنند ، ادعایی گزاف و غیر منصفانه است که به فرستاده خداوند احمد الحسن نسبت می دهند.
و ایشان از این شکاف های علمی به عنوان دلیل اصلی برای اثبات وجود خداوند استفاده نکرده اند زیرا از دو طریق زیر خدا را اثبات نموده اند :
  • صفت اثر دلالت بر صفت موثر دارد
  • عدم بوجود آورنده نیست
در مورد شکاف های علمی همانطور که ذکر شد ، سید احمد الحسن برای اثبات وجود خداوند استفاده نکردند که در زیر بخشی از ترجمه متن دیدار سید احمد الحسن با دکتر عبدالرزاق دیراوی در مورد شکاف های علمی ارائه می شود :
دکتر عبدالرزاق دیراوی: آقای ما، خداوند به شما بهترین پاداش را بدهد. آقای ما سوال دیگر من، این است: برخی افراد وجود دارند که می‌گویند: اثبات وجود خداوند از خلال اثبات ناتوانیِ دانشمندانِ زیست‌شناسی، در موردِ بیان‌کردنِ تفسیری از پیدایشِ حیات می‌باشد؛ و این به منزله اثباتِ وجود خداوند است و کمبودهایی که علم آن را جبران نکرده است و به جایی رسیده است که خداوند (مسائل) مرتبط با آن را پنهان کرده است. آیا عبور از خلال تفکر ایثار حقیقی که از جهت مادی ثابت نشده است، برای اثبات وجودی که غیرمادی است، از همین موارد است؛ اینکه از جمله اثبات‌کردن خداوند فضاهای خالی است؟ آقای ما، پاسخ را از شما می‌شنویم. بفرمایید.
سیداحمدالحسن : درود خداوند برشما. درمورد فرضیه‌های پیدایش، باید گفت: زمانی که در مورد فرضیه‌های پیدایش مطرح‌شده به صورت تفصیلی مناقشه کردم -هدف بنده در کتاب توهم الحاد- رد‌نمودن امکان‌داشتن پیدایش -پیدایش حیات- نیست؛ بلکه نهایت هدفی که از مناقشه فرضیه‌های پیدایش داشتم، بیان این بود که (فرضیه‌ای صحیح) وجود ندارد... همچنین پاسخی  بود به طرح پروفسور ریچارد داوکنیز که در کتابش «ساعت سازنابینا» -درمورد احتمال ریاضی پیدایش- مطرح کرده است، و بیان کردم که اتفاق‌افتادن این مسئله به حسب فرضیاتی که الان مطرح می‌شود، دور (از ذهن) است. به وضوح در کتاب «توهم الحاد» درست بعد از مناقشه در مورد فرضیه‌های پیدایش ذکر نمودم که هدف من از مناقشه، رد‌نمودن امکان پیدایش حیات -درصورتی که موارد و شرایط و زمان آماده باشد- نیست. همچنین به شخصه ناتوانی دانشمندان زیست‌شناسی تکاملی یا غیر آنان را -نسبت به بیان‌کردن نظریه کامل‌تری برای پیدایش - دلیلی بر وجود خداوند نمی‌دانم. این مطلب را اصلاً نگفتم. بلکه نهایت مطلبی که در این مورد بیان کردم، ناتوانی آنان نسبت به بیان نظریه پیدایشِ کامل‌تری است و این فرصت را باقی می‌گذارد؛ یعنی برای ما یا غیر ما -برای هرشخصی-  مجال را باز می‌گذارد. برای فرض‌کردن ورود غیب یا دخالت خداوند تا به وجودآمدن پیدایش را در کنار این فرض‌هایِ سخت قرار دهد. فرض‌هایی که به وجودآمدنشان سخت است. این تمام مطلبی بود که بیان کردم.
اگر فردی سخنم را بخواند و از آن این مطلب را بفهمد که این دلیلِ من برای وجود خداوند در کتاب توهم الحاد است، این فرد اشتباه کرده است. اگر فردی می‌خواهد از دلیلی که برای اثبات خداوند -در کتاب توهم الحاد- در حدود زندگی زمینی آوردم، آگاه شود، این دلیل آن است که تکامل هدفمند است. این دلیل را در کتاب توهم الحاد توضیح دادم و بیان کردم که چگونه هدف از تکامل، به وجود‌آوردن ابزار هوشمندی برتر است؛ به این خاطر که هوشمندی، برترین ابزار بقاء می‌باشد و نسبت به همه سلاح‌ها -سلاح های بقاء بیولوژی  و دیگر وسایل- برتری دارد به خاطر اینکه سخن را طولانی نکنم، خلاصه مسئله این است: هر زمانی که نزد ما جهش ژنی همیشگی و در دوره‌ای از تاریخ تکامل -تکامل حیات- وجود دارد، باید سلول‌هایی به وجود بیاید که حس می‌کند و محیط (اطراف) را حس می‌کند. یعنی مثلاً سلولی به وجود می‌آید که نور را تشخیص می‌دهد و (سلول) دیگری که صدا را تشخیص می‌دهد و (سلول) دیگری که موقع لمس اجسام، آن را تشخیص دهد...الخ. این مسئله حتمی است. یعنی تکامل باید به اینجا برسد، تا زمانی که وقت کافی باشد؛ تا جهش مناسب در شرایط مناسب به وجود بیاید. برای تثبیت این صفات در مجموعه ژنی. همچنین تازمانی که نزد ما وقت کافی باشد، جهش ژنی ابزاری را به وجود می‌آورد که کار این حس‌گرها را -برخی با برخی دیگر- تنظیم کند. این ابزار همان ابزار هوشمندی است. تازمانی که وقتِ کافی باشد، تکامل ادامه می‌یابد.... و متوقف نمی‌شود... در نوعی به نوع دوم... به کتاب مراجعه کنید و از تفصیل مطلب درآنجا مطلع شوید.
در مورد ایثار حقیقی، آن را به طور مُفصل در کتاب توهم الحاد مورد مناقشه قرار دادم و همچنین هدف من از این مناقشه و بیان اشتباه در نظرات پروفسور ریچارد داوکینز، اثبات این نیست که خداوندی وجود دارد؛ به این خاطر که ایثار حقیقی را نمی‌توان از جهت بیولوژی یا حتی فرهنگی در طبیعت تفسیر نمود. اصلاً این هدف بنده نیست. هدف من این است که همه‌ی طرح‌ها در تفسیر آن صحیح نیست؛ از جمله طرح میم‌ها که در کتابش مطرح نموده است. برای بنده، همین مقدار کافی است؛ یعنی ایثار حقیقی از تفسیر ناتوان است، چه از نظر بیولوژی تکاملی یا بیولوژی اجتماعی. به همین خاطر فرصت برای فرض ورود چیز دیگری در معادله ایجاد شده است که از حدود ماده بیرون است. یعنی فرصت برای فرض غیبی به وجود آمده است و به شکل خلاصه، فرض ورود نفس آدمی. این فرض حق ماست؛ چون ما محال‌بودن تفسیر مادی برای ایثار حقیقی را ثابت کردیم. بنده به در دسترس‌بودن فرض اکتفاء نکردم، بلکه بعد از آن مطالبی را ذکر کردم که این فرض مطرح شده توسط ما را تایید می‌کند و ترجیح می‌دهد که این فرض، مسئله ایثار حقیقی را تفسیر می‌کند و این مسئله با مورد بحث قرار‌دادن فرهنگ انسان در آغاز آن انجام شده است. مخصوصاً فرهنگ سومری‌ها. این فرهنگی است که دین بخش وسیعی از آن را فرا می‌گیرد. الواح گلینِ سومری این مطلب را می‌گوید که علتِ فرهنگ آنان و تکامل آن و رفتار اخلاقی ایثاری آنان، ورود خداوند و دین می‌باشد. بنابراین نزد ما مطالبی است که سومری‌ها در الواح گلین خود می‌گویند؛ در مورد منبع فرهنگ آنان و جهش شهروندی و فرهنگیِ غیرمنتظره آنان. طبعاً فردی که می‌خواهد این نظر را در مورد نوشته‌های سومری‌ها داشته باشد که این نوشته‌ها از ارزش واقعی خالی است و حقیقی نیست و فقط تخیلات و اوهامی است، این شأن و نظر اوست. ولی ما نمی‌توانیم قبول کنیم که مردمی که به انسان‌ها، نوشتن و مبادی تمدن و تکنولوژی و ریاضیات آموختند، نگاهِ ساده و پر از تکبر و برتری‌طلبی بنماییم.

 


[1]See Thomas Dixon "Science and Religion: A Very Short Introduction" p. 45

[2] Teleological Arguments for God's Existence (Stanford Encyclopedia of Philosophy)

ادامه مطلب...

پاسخ به تعدادی سوال در مورد شهات حضرت زهرا سلام الله علیها

شهادت حضرت زهرا

پاسخ به تعدادی سوال در مورد شهات حضرت زهرا سلام الله علیها

شبهه : اگر خلیفه دوم عمر حضرت فاطمه سلام الله علیها را به شهادت رسانده است چند سؤال مطرح می‌شود :

۱) چرا علی (ع) از ناموس خود دفاع نکرد؟

۲) چرا علی (ع) برای انتقام شمشیر نکشید؟

۳) چرا اهل مدینه برای دفاع از دخت پیامبر قیام نکردند؟

۴) چرا علی (ع) سال‌ها بعد دخترش را عروس عمر قاتل فاطمه (ع) کرد؟

۵) اگر علی (ع) برای حفظ وحدت مسلمین از قاتل دخت پیامبر انتقام نگرفت پس چرا در سه جنگ جمل، صفین و نهروان با مسلمین جنگید؟

 

پاسخ : در ابتدا، باید این واقعه‌ی تاریخی که در کتب فریقین که به فراوانی نقل‌شده را ذکر کنیم، سپس دلایل مربوط به سؤالات شما را شرح خواهیم داد ان‌شاء‌الله.

این‌که عمر‌بن الخطاب به حضرت زهرا سلام الله علیها جسارت كرده است، از قطعيات تاريخ است، و جای شکی در آن نیست.

رواياتى كه در رابطه با هجوم به خانه حضرت صديقه طاهره در كتب اهل سنت آمده به چند دسته می‌شود، تقسيم كرد.

  1. تهديد به سوزاندن خانه:

ذكر الطبرى: باسناده عن زياد بن كليب قال: (أتى عمر بن الخطاب منزل علىّ و فيه طلحة و الزبير و رجال من المهاجرين فقال: و اللّه لأحرقنّ عليكم أو لتخرجنّ إلى البيعة، فخرج عليه الزبير مصلتاً بالسيف فعثر فسقط السيف من بده فوثبوا عليه فأخذوه).([1])

(عمر به خانه‌ی علی آمد در آن خانه طلحه و زبیر و چند نفر از مردان مهاجرین حضور داشتند. سپس عمر گفت: یا برای بیعت خارج می‌شوید یا خانه را همراه شما (و آنانی که در خانه هستند) به آتش می‌کشم).

 

و ابن أبي الحديد: عن سلمة بن عبد الرحمان قال: (فجاء عمر اليهم فقال: و الذى نفسى بيده لتخرجنّ إلى البيعة أو لأحرقنّ البيت عليكم).([2])

(پس عمر به‌سوی ایشان (متحصنین) رفت و گفت: قسم به کسی که جانم در دست اوست یا برای بیعت از این خانه خارجتان می‌کنم یا خانه را بر سرتان به آتش می‌کشانم).

  1. آوردن وسایل آتش‌سوزی و بی‌توجهی خليفه دوم بر اعتراض مردم:

و ابن قتيبة: قال: ... و قال عمر: (و الذى نفس عمر بيده لتخرجنّ أو لأحرقنّها على من فيها! فقيل له: يا أبا حفص إنّ فيها فاطمة! فقال: و إن).([3])

(قسم به كسى كه جان عمر در دست اوست يا بايد بيرون بياييد يا خانه را بر ساكنانش آتش می‌زنم. به او گفتند: ای ابا حفص در آن فاطمه است! گفت: حتی اگر باشد).

  1. آوردن وسایل آتش‌سوزی و درگيرى لفظى ميان حضرت صديقه و خليفه دوم:

البلاذرى: باسناده عن سليمان التيمى و عن ابن عون: (إنّ أبابكر أرسل إلى على  يريد البيعة فلم يبايع، فجاء عمر و معه فتيلة فتلقّته فاطمة على الباب، فقالت فاطمة: يا بن الخطاب! أتراك محرقاً عليّ بابى؟ قال نعم: و ذلك أقوى فيما جاء به أبوك).([4])

(ابوبكر به دنبال على  فرستاد تا بيعت كند، ولى على از بيعت با او امتناع ورزيد. سپس عمر همراه با فتيله (آتش‌زا) حركت كرد و با فاطمه در مقابل در خانه روبه‌رو شد. فاطمه گفت: اى فرزند خطاب! آيا در صدد سوزاندن خانه من هستى؟ عمر گفت! بلى، اين كار كمك به چيزى است كه پدرت براى آن مبعوث شده است).

 

أبو الفداء: قال: (... فأقبل عمر بشيء من نار على أن يضرم الدار، فلقيته فاطمة رضى اللّه عنها و قالت: إلى أين يابن الخطاب؟ أجئت لتحرق دارنا؟ قال: نعم).([5])

(... سپس عمر همراه با فتيله (آتش‌زا) حركت كرد، و با فاطمه در مقابل باب خانه روبرو شد، فاطمه گفت: اى فرزند خطاب، مى‌بينم درصدد سوزاندن خانه من هستى؟! عمر گفت: بلى).

 

و ابن عبد ربّه: (الذين تخلّفوا عن بيعة أبي بكر: علىّ و العباس، و الزبير، و سعد بن عبادة، فأمّا على و العباس و الزبير فقعدوا فى بيت فاطمة حتّى بعث اليهم ابوبکر عمر بن الخطاب ليخرجوا من بيت فاطمة و قال له: إن أبوا فقاتلهم. فأقبل عمر بقبس من نار على أن يضرم عليهم الدار فلقيته فاطمة فقالت: يابن الخطاب! أجئت لتحرق دارنا؟ قال: نعم).([6])

(... سپس عمر همراه با فتيله (آتش‌زا) حركت كرد، و با فاطمه در مقابل باب خانه روبرو شد، فاطمه گفت: اى فرزند خطاب، مى‌بينم درصدد سوزاندن خانه من هستى؟! عمر گفت: بلى).

ابن عبد ربه در عقد الفرید جلد ۲ صفحه ۷۳ می‌نویسد:

(فأقبل (عمر) بقَبس من نار على أن یُضرم علیهم الدار، فلقیته فاطمةُ، فقالت: یا بن الخطاب، أجئت لتُحرق دارنا؟ قال: نعم، أو تدخلوا فیما دخلتْ فیه الأمة).

(سپس عمر مقداری آتش آورد و آن‌ها را پیش (نزدیکی) درب (خانه حضرت زهرا سلام الله علیها) گذاشت. پس فاطمه آمد و گفت: ای پسر خطاب آیا می‌خواهی خانه‌ی ما را به آتش بکشی؟ عمر گفت: بله؛ بلکه آنانی نیز که در خانه هستند (را به آتش خواهم کشید)).

 

(قال عمر بن الخطاب: أحرقوا دارها بمن فیها؛ و ما کان فی الدار غیر علی و فاطمة و الحسن و الحسین).

(عمر بن خطاب گفت: خانه را با آنانی که در آن هستند به آتش بکشید؛ در خانه کسی جز علی و فاطمه و حسن و حسین نبود).

  1. حمله خليفه دوم به حضرت صديقه طاهره سلام الله علیها

الشهرستانى: عن الجاحظ: (إنّ عمر ضرب بطن فاطمة سلام الله علیها يوم البيعة حتّى ألقت الجنين من بطنها و كان عمر يصيح: إحرقوا دارها بمن فيها، و ما كان فى الدار غير علىّ و فاطمة و الحسن و الحسين و زينب (ع)).([7])

(عمر به شکم فاطمه روز بیعت گرفتن ضربه زد تا جنینش سقط شد و عمر فریاد می‌زد، منزل و هر آنچه دارد را به آتش بکشید، و در منزل کسی به‌غیراز علی و فاطمه و حسن و حسین و زینب نبود).

 

قال المسعودى: (فهجموا عليه و أحرقوا بابه، و استخرجواه منه كرهاً، و ضغطوا سيّدة النساء بالباب حتّى أسقطت محسناً).([8])

(پس به آن حمله‌ور شدند و دربش را سوزاندند، و او را ازآن‌جا با اکراه بیرون کردند، و درب را چنان فشار دادند که فاطمه بين در و دیوار قرار گرفت، تا جنينش سقط شد).

 

قال ابن حجر العسقلانى: (إنّ عمر رفس فاطمة حتّى أسقطت بمحسن).([9])

(عمر فاطمه را لگد زد تا محسن جنینش سقط شد).

 

قال الصفدى: (إنّ عمر ضرب بطن فاطمة يوم البيعة حتّى ألقت المحسن من بطنها).([10])

(عمر به شکم فاطمه روز بیعت ضربه زد تا محسن را از شکمش سقط نمود).

پاسخ سؤال اول و دوم: حضرت علی (ع) از ناموس خود دفاع کردند.

(... قال امیرالمؤمنین (ع): يا خالد ما الذي أمرك به؟ قال امرني بضرب عنقك، قال و كنت تفعل؟ قال إي و الله لو لا أنه قال لي لا تفعل لقتلتك بعد التسليم، قال فأخذه علي (ع) فضرب به الأرض و اجتمع الناس عليه فقال عمر يقتله و رب الكعبة فقال الناس يا أبا الحسن الله الله بحق صاحب هذا القبر فخلى عنه، قال فالتفت إلى عمر و أخذ بتلابيبه و قال يا بن الصهاك لو لا عهد من رسول الله (ص) و كتاب من الله سبق لعلمت أينا أضعف ناصراً و أقل عدداً، ثم دخل منزله).([11])

(پس امير مؤمنان به خالد فرمودند: ای خالد؛ تو را به چه چيزی امر کرده بود؟ گفت: به من دستور داده بود که گردن تو را بزنم؛ حضرت فرمودند: و آيا چنين کاری را می‌کردی؟ پاسخ داد: آری قسم به خدا که اگر به من نگفته بود چنين نکن، تو را بعد از سلام به قتل می‌رساندم؛ پس حضرت او را گرفته و به زمين زدند؛ مردم نيز دور او جمع شدند؛ عمر گفت: قسم به پروردگار کعبه که او را می‌کشد!!! مردم گفتند: اي ابا الحسن، تو را به خدا، تو را به خدا، به‌حق صاحب اين قبر؛ پس حضرت او را رها کردند؛ پس حضرت رو به عمر کرده و يقه او را گرفته و فرمودند: اي فرزند صهاک؛ اگر نبود پيمانی که رسول خدا (ص) از من گرفتند، و نيز اگر نبود دستورات خداوند که از قبل آمده است، می‌دانستی که کدام‌یک از ما ياوران ناتوان‌تری دارد و نيروی کمتری دارد؛ و سپس به منزل خود وارد شدند).

 

(فَوَثَبَ عَلِيٌّ (ع)، فَأَخَذَ بِتَلابِيبِهِ ثُمَّ نَتَرَهُ فَصَرَعَهُ وَ وَجَأَ أَنْفَهُ وَ رَقَبَتَهُ وَ هَمَّ بِقَتْلِهِ فَذَكَرَ قَوْلَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) وَ مَا أَوْصَاهُ بِهِ فَقَالَ وَ الَّذِي كَرَّمَ مُحَمَّداً بِالنُّبُوَّةِ يَا ابْنَ صُهَاكَ لَوْ لا كِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ وَ عَهْدٌ عَهِدَهُ إِلَيَّ رَسُولُ اللَّهِ (ص) لَعَلِمْتَ أَنَّكَ لا تَدْخُلُ بَيْتِي).([12])

(عمر آتش طلبيد و آن را بر در خانه شعله‌ور ساخت و سپس در را فشار داد و باز كرد و داخل شد! حضرت زهرا سلام الله علیها به‌طرف عمر آمد و فرياد زد: يا ابتاه، يا رسول اللَّه! عمر شمشير را درحالی‌که در غلافش بود بلند كرد و بر پهلوى فاطمه سلام الله علیها زد. آن حضرت ناله كرد: يا ابتاه! عمر تازيانه را بلند كرد و بر بازوى حضرت زد. آن حضرت صدا زد: يا رسول اللَّه، ابوبکر و عمر با بازماندگانت چه بدرفتار مى‌كنند! علی (ع) ناگهان از جا برخاست و گريبان عمر را گرفت و او را به‌شدت كشيد و بر زمين زد و بر بينى و گردنش كوبيد و خواست او را بكشد؛ ولى به ياد سخن پيامبر (ص) و وصيتى كه به او كرده بود افتاد، فرمود: اى پسر صُهاك! قسم به آنكه محمّد را به پيامبرى مبعوث نمود، اگر مقدرات الهى و عهدى كه پيامبر با من بسته است، نبود، می‌دانستی كه تو نمی‌توانی به خانه من داخل شوى).

ابوبکر باری دیگر امر به آتش کشاندن منزل فاطمه سلام الله علیها می‌کند:

(فأرسل عمر يستغيث، فأقبل الناس حتى دخلوا الدار و ثار علي (ع) إلى سيفه. فرجع قنفذ إلى أبي بكر و هو يتخوف أن يخرج علي (ع) إليه بسيفه، لما قد عرف من بأسه و شدته. فقال ابوبکر لقنفذ: ( إرجع، فإن خرج و إلا فاقتحم عليه بيته، فإن امتنع فاضرم عليهم بيتهم النار). فانطلق قنفذ الملعون فاقتحم هو و أصحابه بغير إذن، و ثار علي (ع) إلى سيفه فسبقوه إليه و كاثروه و هم كثيرون، فتناول بعضهم سيوفهم فكاثروه و ضبطوه فألقوا في عنقه حبلاً و حالت بينهم و بينه فاطمة سلام الله علیها عند باب البيت، فضربها قنفذ الملعون بالسوط فماتت حين ماتت و إن في عضدها كمثل الدملج من ضربته، لعنه‌الله و لعن من بعث به).([13])

(عمر فرستاد و کمک خواست. مردم همه آمدند، تا داخل خانه شدند، و امیرالمؤمنین (ع) هم سراغ شمشيرش رفت. قنفذ نزد ابوبکر برگشت درحالی‌که می‌ترسید علی (ع) با شمشير سراغش بيايد چرا که از شجاعت و شدت عمل آن حضرت اطلاع داشت. ابوبکر به قنفذ گفت: برگرد، اگر علی از خانه بيرون آمد (دست نگه‌دار) و گرنه در خانه‌اش به او هجوم بياور، و اگر مانع شد خانه را بر سرشان به آتش بکشيد! قنفذ ملعون آمد و با اصحابش بدون اجازه به خانه هجوم آوردند. علی (ع) سراغ شمشيرش رفت، ولی آن‌ها زودتر به‌طرف شمشير آن حضرت رفتند، و با عده زيادشان بر سر او ريختند. عده‌ای شمشيرها را به دست گرفتند و بر آن حضرت حمله‌ور شدند و ايشان را گرفتند و بر گردنش طنابی انداختند).

 

پاسخ سؤال سوم:

بعد از وفات رسول الله (ص) حسد و کینه و حقیقت کسانی که خود را یاران رسول خدا (ص) جای زده بودند و بین مردم به یاران معروف بودند از آن روزی شروع شد که رسول خدا اشاراتی به قوم خود داد که ای مردم بدانید که علی (ع) بعد از من جانشین و خلیفه‌ام می‌باشد. وصیت رسول اکرم به علی (ع) در مواضع زیادی مشاهده شد که آن‌ها هم در کتب اهل تسنن تدوین ‌شده‌اند. در واقع یکی از مهم‌ترین این وصیت‌ها گرفتن بیعت از مردم برای امام علی (ع) روز غدیر خُم بود که برای صحابه آن روز ثابت شد که علی زمام امور را به دست خواهد گرفت و ما بی‌نصیب خواهیم ماند، لذا تصمیم خود را گرفتند تا اینکه از ملک این دنیای فانی بی‌ نصیب نشوند و فتنه و آشوبی به پا کنند.

حدیث غدیر و غیره در کتب اهل تسنن ذکرشده که به بعضی از روایت‌ها و منابع آن‌ها اشاره خواهیم کرد.

قال لي عبيد بن يونس: حدثنا: يونس، سمع إسماعيل، عن جميل بن عامر، أن سالماً حدثه: سمع من سمع، النبي (ص):

(يقول يوم غدير خم: من كنت مولاه فعلي مولاه).([14])

(...هر کس را که من مولای اویم علی مولای اوست).

حدثنا: ‏ ‏إبن نمير ‏، حدثنا: ‏ ‏عبدالملک، عن ‏‏أبي عبد الرحيم الكندي‏، عن ‏ ‏زاذان أبي عمر ‏ ‏قال: سمعت ‏ ‏علياً ‏ ‏في ‏ ‏الرحبة ‏ ‏و هو ‏ ‏ينشد ‏الناس من شهد رسول الله ‏(ص)‏ ‏يوم ‏ ‏غدير خم ‏ ‏و هو يقول: ما قال: فقام ثلاثة عشر رجلاً فشهدوا أنهم سمعوا رسول الله ‏(ص) ‏ ‏و هو يقول: ‏من كنت ‏مولاه ‏ ‏فعلي ‏مولاه.([15])

و عن سعيد بن جبير، عن ابن عباس (رضي الله عنهما) قال: كنا عند النبي (ص) إذ جاء أعرابي فقال: (يا رسول الله سمعتك تقول ( و اعتصموا بحبل الله) فما حبل الله الذي نعتصم به؟ فضرب النبي (ص) يده في يد علي و قال: تمسكوا بهذا، هو حبل الله المتين).([16])

(از سعید بن جبیر از ابن عباس (رضی الله عنهما) گفت: نزد پیامبر خدا (ص) بودیم وقتی‌که اعرابی بر ایشان وارد شد و عرض کرد: ای رسول خدا شنیدم که شما می‌فرمایید: (به ریسمان خدا چنگ زنید) این ریسمان چیست تا به او چنگ زنیم؟ رسول اکرم (ص) دست خود را در دست علی (ع) گذاشت و فرمود: به این چنگ زنید او همان ریسمان محکم الهی می‌باشد).

آنچه پس از رحلت رسول اكرم (ص) در مدينه به وقوع پيوست اين پرسش ‏را در ذهن تداعى می‌کند كه آيا رسول خدا (ص) از حوادث پس از حيات خود اطلاع نداشت؟ در آن صورت براى پيشگيرى از آن رخدادهاى تأسف‌آور چه تدابيرى‏ انديشيده و مردم را تا چه حد آگاه ساخته بود؟

از مهم‌ترین تدابیر و اندیشه‌های رسول الله (ص) می‌توان به دو مورد زیر اشاره نمود:

الف: بیعت گرفتن از مردم برای امام علی (ع)

ب: اعزام لشگر اسامه به مرزهای روم جهت عدم اجرای نقشه‌های کشیده شده توسط صحابه

و بعد از وفات رسول الله (ص) موج بیدادگری و طغیان به بالاترین حد رسید، و مسلمانان نه‌تنها بیعت را شکستند، بلکه به امام علی (ع) پشت کردند، و به دنیا و زیورآلات و دنیاپرستانی که به فکر مُلک و خلافت دنیوی بودند روی آوردند؛ و درنتیجه پشت کردن به امام علی (ع) و روی آوردن مردم به ابوبکر و عمر و ... به آرزوی حکومت‌داری بسیاری از مواضع اسلام را تکان داد، و در این حال بود که این دنیاپرستان جهت تکمیل آن افکاری که در سر می‌پروراندند، به منزل وحی یورش برده و آن را به آتش کشیدند و حضرت فاطمه سلام الله علیها را به شهادت رساندند، اما از مردمی که از خلیفه‌ی وقت خود روی‌گردان شدند و به دنیایی که زوال پیدا می‌کند روی آوردند، آیا می‌توان توقع یاری داشت؟ مردمانی که در هنگام وفات رسول الله (ص) مشغول تقسیم حکومت در سقیفه‌ی بنی ساعده بودند درصورتی‌که بنی‌هاشم مشغول غسل و کفن پیامبر اسلام هستند، آیا توقع یاری از این‌ها می‌توان داشت؟

شاید دلیل نقل حکومت و زمامداری از مدینه به کوفه توسط امام علی (ع) را الآن متوجه شدید، و آن به این دلیل است که تمامی مردم به او پشت کردند و لهذا نزدیک به بیست‌وپنج سال خانه‌نشین شدند؛ آیا توقع یاری از چنین اشخاصی می‌توان داشت؟

 

پاسخ سؤال چهارم:

يكى از شبهاتى كه اهل سنت؛ به‌ویژه در سال‌های اخير به‌صورت گسترده مطرح كرده‌اند، ازدواج خليفه دوم با امّ‌ كلثوم دختر امير مؤمنان و فاطمه زهرا سلام الله علیها است.

روایت‌هایی که در این مورد نقل‌شده‌اند، به اعتراف علمای اهل سنت کل راویان یا جاعل، یا دروغ‌گو یا ضعیف می‌باشند و در نزد علمای شیعیان به دشمنی و طعنه به اهل‌بیت (ع) مشهور می‌باشند، و ضمن اینکه طبق همین روایت‌ها نیز ازدواج دروغین تألیف شده هم صورت نگرفت، و روایت‌ها دارای تناقض زیادی می‌باشند، و جهت اطلاع می‌توانید به کتب آن‌ها مانند: (تاریخ بغداد 182/6- الاصابة ابن حجر 321/4 – الاستیعاب 1954/4 و دیگر کتاب‌ها) مراجعه کنید.

و در این باب سؤالی که به امام احمدالحسن (ع) مطرح‌شده را برای شما نقل می‌کنم:

سؤال 219 از کتاب جواب‌های روشن‌کننده از راه امواج- ج 3

سؤال: اهل سنت ادعا می‌کنند که ام‌کلثوم سلام الله علیها با ملعون دوم ازدواج‌کرده است، و ما یقین داریم که این‌یک دروغ محض است، روایت‌شده است که عمر به آذینه گوید: به ابی‌عبدالله امام جعفر صادق (ع) عرض شد:

(إِنَّ النَّاسَ یَحْتَجُّونَ عَلَیْنَا وَ یَقُولُونَ إِنَّ امیرالمؤمنین زَوَّجَ فُلَاناً ابْنَتَهُ أُمَّ كُلْثُوم‏ وَ كَانَ مُتَّكِئاً فَجَلَسَ وَ قَالَ وَ تَقْبَلُونَ أَنَّ عَلِیّاً أَنْكَحَ فُلَاناً بِنْتَهُ أَنَّ قَوْماً یَزْعُمُونَ ذَلِكَ لَا یَهْتَدُونَ إِلَى سَوَاءِ السَّبِیلِ وَ لَا الرَّشَادِ فَصَفَقَ بِیَدِهِ وَ قَالَ سُبْحَانَ اللَّهِ أَ مَا كَانَ امیرالمؤمنین ع یَقْدِرُ أَنْ یَحُولَ بَیْنَهُ وَ بَیْنَهَا فَیُنْقِذَهَا كَذَبُوا لَمْ یَكُنْ مَا قَالُوا...).([17])

(بدرستیکه مردم برعلیه ما احتجاج می‌کنند و می‌گویند امیرالمؤمنین علی (ع) دخترش ام‌کلثوم را به ازدواج عمر درآورد. در این حال که حضرت تکیه داده بود نشست و فرمود: آیا شما قبول می‌کنید که حضرت علی (ع) چنین کاری کرده باشد قومی که چنین گمان می‌کنند به راه راست و سعادت هدایت نمی‌شوند پس حضرت (به نشانه تأسف) دستش را بر دست دیگر زد و فرمود: خدا پاک و منزه است، آیا امیرالمؤمنین قادر نبود بین عمر و ام‌کلثوم حائل شود تا دخترش را نجات دهد؟ دروغ گفته‌اند، آن‌گونه که ایشان گفته‌اند نیست).

پس آن‌ها این شبهه را مطرح می‌سازند و می‌گویند اگر ملعون دوم همسر ام‌کلثوم نباشد بنابراین با چه کسی ازدواج کرد؟

پاسخ: همسر ام‌کلثوم محمد بن جعفر بن ابی‌طالب می‌باشد، ولیکن خداوند به شما رحمت کند چرا اجازه می‌دهید که شمارا به این مسائل بکشند، و ارتباط این با حق و باطل در چیست، آیا همسر فرعون از نوادگان پیامبران نبود که ایشان را رسول از بهترین زنان عالم یادکردند،([18]) آیا همسر نوح و همسر لوط کافر نبودند،([19]) و اگر به آن‌ها گفتید که همسر او فلان است آیا به این گفته بسنده و قبول می‌کنند و دروغ را کنار می‌گذارند؟ اگر خواهان ظهور بر اهل خلاف و اتمام‌حجت بر آن‌ها باشید، با قانون شناخت حجت بر آن‌ها احتجاج کنید.

 

پاسخ سؤال پنجم:

دوران حکومت کوتاه امام علی (ع) شاهد شکل‌گیری سه جنگ معروف جمل، صفین و نهروان میان مسلمانان بوده است؛ جنگ‌هایی که در عصر نبوی و نیز خلفای غاصب پیشین اثری از آن‌ها دیده نمی‌شود. بر اساس شواهد تاریخی عدالت­ محوری حکومت علوی، پیروی از هواهای نفسانی برخی چهره‌های سرشناس از صحابه و نیز عدم درک درست از موقعیت مهم‌ترین علل جنگ مخالفان امام علی (ع) با ایشان بوده است.

پیش‌تر علت سکوت امام علی (ع) که عهد و پیمانی از جانب خدا و رسول الله (ص) بود را از لحاظ روایی بیان کردیم، اکنون اگر به علل جنگ‌ها نگاهی بیندازید متوجه می‌شوید که تمامی این مشارکت در جنگ‌ها برای حفظ دین ناب محمدی می‌باشد، به اعتبار اینکه حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب (ع) خلیفه‌ی تعیین‌شده از جانب خدا و رسولش (ص) می‌باشد، و هر آنچه خلیفه انجام دهد حق است.

جنگ جمل : جنگ با پیمان‌شکنان

عثمان بن عفان خلیفه‌ی به‌ ناحق سوم مسلمانان روشی متفاوت از دو خلیفه‌ی پیش از خود را پیشه ساخته بود؛ بدین معنا که خویشاوندان خود و نیز بنی‌امیه را در مناصب دولتی بسیار به‌کارگماشته که در پیِ آن ثروت‌اندوزی کلانی به‌وسیله‌ی ایشان صورت گرفت. سرانجام خود او در آتشی که افروخته بود سوخت و مهاجمان مسلمان او را به هلاکت رسانده و بر عمر و خلافت وی پایان دادند.

جنگ صفین :

جنگی بود که میان ارتش امام علی (ع) و ارتش معاویه ـ که عمدتاً شامی بودند ـ درگرفت. مخالفان امام علی (ع) در این جنگ را قاسطین می‌نامند.برخی از چهره‌های شاخص و سرشناس حزب قاسطین عبارت بودند از: معاویه بن ابوسفیان (رهبر حزب قاسطین)، عمر‌وعاص، عبیدالله بن عمر، عبدالرحمن بن خالد بن ولید (پرچم‌دار شامیان در جنگ صفین)، عبدالله بن عمر و بن عاص، مروان بن حکم، معاویه بن حدیج، ضحاک بن قیس، بسر بن ارطاة، ابو الامور سلمی، حبیب بن مسلمه و شرجیل بن سمط کندی.

جنگ نهروان :

نهروان نام محلی است بین بغداد و حلوان که جنگ معروف خوارج در سال 37 هـ در آن واقع شد.سبب جنگ نهروان این بود که چون در جنگ صفین با بر نیزه شدن قرآن و دعوت فریبکارانه معاویه به حکمت کتاب خدا، درحالی‌که امام در اندیشه‌ی خیانت عده‌ای و ساده‌اندیشی جمعی از سپاهیان عراق و آینده نظام اسلامی بود، شبکه‌های تبلیغاتی نفاق بدون اجازه‌ی او شایع کردند که به حکمیت قرآن رضایت داده است.

و الحمدالله رب‌العالمین

 


[1].تاريخ الطبرى: 4432

[2].شرح نهج‌البلاغه: 1/164 (2/45)

[3]. الامامة و السياسة: 1/12، أعلام النساء لعمر رضا كحالة: 4/114

[4]. انساب الاشراف: 1/586

[5]. تاريخ أبي الفداء: 1/164

[6]. العقد الفريد: 5/12، طبعة مكتبة الرياض الحديثة

[7]. الملل و النحل: 1/57 طبعة بيروت، دار المعرفة

[8]. اثبات الوصية: 143

[9]. لسان الميزان: 1/268

[10]. الوافى بالوفيات: 5/347

[11]. الطبرسی- الإحتجاج- ج 1 ص 127

[12].کتاب سلیم بن قیس- تحقیق محمد باقر انصاری- ص 151-150

[13]. کتاب سلیم بن قیس- تحقیق محمد باقر انصاری- ص 151-150

[14]. البخاري - التاريخ الكبير - جزء 1 - شماره صفحه 375

[15]. مسند أحمد - مسند العشرة المبشرين بالجنة – و من مسند علي بن أبي طالب (ر) - شماره حدیث: 606

[16]. ينابيع المودة لذوي القربى: ج 1/ص 356.

[17]. الخرائج و الجرائح ج 2 ص 826، بحار الانوار ج 42 ص 88 و اللمعة البیضاء ص 281

[18]. شیخ صدوق در کتاب الخصال نقل می کند، رسول الله (ص) فرمودند: برترين زنان بهشت چهار تن هستند خديجه فرزند خويلد، فاطمه دختر محمد، و مريم فرزند عمران، و آسيه دختر مزاحم همسر فرعون). خصال صدوق باب الربعه حديث 22 صفحه 206

[19]. الله تعالی فرمود: Pضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِينَ كَفَرُوا اِمْرَأَةَ نُوحٍ وَ اِمْرَأَةَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَ قِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَO، (خدا براى كسانى كه كفر ورزيده‌اند آن نوح و آن لوط را مثل آورده [كه] هر دو در نكاح دو بنده از بندگان شايسته ما بودند و به آ‌ن‌ها خيانت كردند و كارى از دست [شوهران] آن‌ها در برابر خدا ساخته نبود و گفته شد با داخل شوندگان داخل آتش شويد). التحریم: 10

ادامه مطلب...

آیا امام مهدی (ع) رسول یا زمینه‌سازی ارسال می‌کند یا خیر؟

آیا امام مهدی (ع) رسول یا زمینه‌سازی ارسال می‌کند یا خیر؟

پاسخ : در مورد این قضیه روایات بسیاری از اهل بیت علیهم السلام تأکید داشتند که عدد آنها زیاد است و امکان ذکر همه آنها نیست و از میان آنها روایت یمانی موعود برای کسی که نور ایمان در قلبش باشد کافی و واضح است که در آن امام باقر علیه السلام فرموده‌اند:

(شما را به صاحبتان دعوت می‌کند)(و در پرچـم‌ها پرچـمى هدايت‌کننده‌تر از پرچم يمانى نيست و آن پرچم هدايت است چون كه شما را به سوی صاحبتان دعوت می‌کند، و اگر يمانى خروج کرد فروختن اسلحه حرام مى‌شود. و اگر يمانى خروج کرد؛ بپا خيز بسوی او زيرا که پرچمش پرچم هدايت است، و جايز نيست مسلمانان از آن سرپيچى كنند، و اگر كسى اين‌كار را انجام دهد از اهل جهنم مى‌باشد، زيرا که او دعوت به حق و هدايت به راه راست مى‌كند).([1])

که صاحبتان در این روایت همان امام حجت علیه السلام است. و یمانی شناخته شده و مأموریت وی تمهید برای امام و جمع و آماده‌سازی یاران امام است، همان کسانی که تعداد آنها در روایات ذکر شده و قرار است امام را در قیامش یاری کنند.

 


[1]- الغيبه نعمانی ص 264.

ادامه مطلب...

امام احمدالحسن (ع) فرمودند:

«ای مردم، علمای گمراه و پیروان‌شان شما را فریب ندهند. بخوانید، جستجو کنید، دقت کـنید و بـیاموزید و خود ، حقيقت را بـيابـيد و بر كس دیگری توکل نکـنید تا برای آخرت شما تصمیم‌گیری کند زیرا که فردا پشیـمان خواهید شد و فردا پشیمانی را سودی نخواهد داشت». خطبه پنجم محرم ۱۳۸۹ هـ.ش.سايت مهديون , سايت انصار امام مهدي , سايت رسمي فارسي انصار امام مهدي , سايت سيد احمدالحسن , سايت يماني , نقد يماني , يماني کيست , نقد احمدالحسن , ادله احمدالحسن , راه شناخت يماني , راه شناخت يماني چيست , يمن و آخرالزمان , سيد يماني , سيد احمد الحسن يماني , عکس سيد يماني , يماني ظهور کرد , نشانه هاي سيد يماني , سيد احمدالحسن,يماني , يماني موعود , مهدي اول , احمدالحسن , احمد الحسن , طالع مشرقي , خراساني , پرچم هاي خراسان , طالقان , انصار طالقان , علائم ظهور , امام احمدالحسن , احمد, خسف بيداء , خسف بيدا , شبيه عيسي , مصلوب , ملک عبدالله , سفياني , دجال اکبر , شام , يمن , انا يماني , سوريه , ايران , عراق , بصره , دجال بصره , حيدر مشتت , دجله بصره , قائم , امام زمان , مهدي , مهديون , سيد احمد الحسن يماني , سيد يماني کيست , احمد الحسن کيست , سيد يماني در عراق , يماني موعود , کشته شدن نفس زکيه چيست , خروج يماني , ظهور يماني , سايت سيد احمد الحسن يماني , عکس احمد الحسن يماني , فرقه يماني در ايران , فرقه يماني , فرقه يماني چيست , احمد الحسن يماني کيست ؟ , رائفي پور احمد الحسن , عکس احمد الحسن يماني , مسيح , دين مسيح , عيسي مسيح کيست , صليب مسيح , صليب کشيدن , صليب مسيحيت , عکس هاي صليب , صليب نشانه چيست , قوانين دين مسيحيت , احکام دين مسيحيت , مسيحيت در ايران , آشنايي با دين مسيحيت , کتاب مقدس , انجيل , تورات , حواريون , مريم , مريم مقدس , تنخ , نظريه تکامل انسان , نظريه تکامل داروين چيست , نظريه تکامل داروين pdf , رد نظريه تکامل , نظريه تکامل داروين به زبان ساده , نظريه داروين تکامل انسان , نظريه تکامل و انسان , فيلم تکامل , داوکينز , هاوکينگ , خداناباوران مشهور , دلايل خداناباوران , خداناباوران , آتئيست , منکر وجود خدا در جدول ,دانشمندان خدا باور , آتئيست و آگنوستيک , نقد آتئيست , کانال آتئيست ها در تلگرام , آتئيست تلگرام , آتئيست کيست , نماد آتئيست , ستاره شش پر , ستاره پنج پر , ستاره حضرت سليمان , ستاره داوود در اسلام , طلسم ستاره داوود , قانون معرفت حجت , راه شناخت حجت هاي الهي , راه شناخت امام , قيامت , عذاب , آخرالزمان , نشانه هاي آخر الزمان , نشانه هاي آخرالزمان در تهران , آخرالزمان+پيشگويي , اخر الزمان رائفي پور , آخرالزمان و داعش , نشانه هاي آخرالزمان در قرآن , صاحب الزمان , حجت بن الحسن , آيا امام زمان داراي زن و فرزند هستند , فرزندان امام زمان , 12 مهدي , وصيت پيامبر , وصيت پيامبر دوازده مهدي , متن وصيت پيامبر , وصيت پيامبر به امام علي , وصيت نامه پيامبر , وصيت نامه حضرت محمد , شب وفات پيامبر , حديث وصيت , حديث ثقلين , امام احمد , احمدالحسن , دلايل سيد احمد الحسن براي شيعه ,الحاد , ادله دعوت يماني , روياي صادقه , مکتب نجف اشرف , کتاب توهم الحاد , کتاب توهم بي خدايي , کتاب عقائد الاسلام , کتب سيد احمدالحسن , آيه اکمال الدين , تدريس آيه اکمال الدين , پالتاک , فيس بوک امام احمدالحسن , فيسبوک امام احمد الحسن , خطبه هاي امام احمدالحسن , ادله دعوت براي سني ها , دانلود کتب ترجمه احمدالحسن , کتب سيد احمد الحسن , دعوت سيد احمد الحسن , پيام هاي فيس بوک سيد احمد الحسن , منابع رسمي دعوت يماني , دعوت يماني , يماني کيست , نقد الحاد , محمد نبي در عهدين , هفته نامه زمان ظهور , سايت هفته نامه زمان ظهور , موسسه وارثين ملکوت , وبسايت انگليسي انصار امام مهدي , وبسايت فارسي انصار امام مهدي , تالار گفتگو انصار امام مهدي , علماي غير عامل , فقهاي آخرالزمان , گوساله سامري , اهل تسنن , انصار امام مهدي , 10313 , 313 , دوازده مهديين , احمد الحسني , احمد الحسن اليماني , احمد الحسن يماني سايت , احمد الحسن يماني کيست؟ , سيد احمد الحسن يماني ع , سيد حسن حمامي , شيخ ناظم عقيلي , دکتر علاء سالم , دعوت مبارک يماني , راه شناخت يماني , يماني از يمن , يماني از کجا خروج مي کند , انصار الله , انصار امام مهدي , انصار امام احمد اليماني , انصار امام المهدي , سيد يماني , سيد يماني ظهور کرد , سيد يماني کيست , روايات آخرالزمان , روايات خمس , روايات ظهور , روايات يماني , روايات درباره يماني , روايات خروج يماني , روايات قيام يماني , حديث وصيت , مهديون , مهديون شاهد , مهديون چه کساني هستند , حديث 12 مهدي , 12 مهدي , احمديم احمدي , عکس يماني , تصاوير يماني , عکس سيد يماني , عکس احمد الحسن يماني , صاحب پرچم هدايت , جريان مدعي يماني ,تصاوير دروغين منتسب به سيد احمد الحسن يماني ,پسر انسان در کتاب مقدس , پسر انسان در انجيل , پسر انسان کيست, صليب شکسته , يماني , احمد الحسن , کتاب توهم بي خدايي , کتاب توهم الحاد , کتاب عقائد الاسلام , کتاب گوساله , کتاب همگام با بنده صالح , کتاب همگام با عبد صالح , کتاب وصيت مقدس , کتاب وصيت مقدس نوشتار بازدارنده از گمراهي , کتاب توحيد , کتاب وصي در تورات, انجيل و قرآن , کتاب چشم اندازي هاي از قوم سومر و آکد , سومر و آکد , سومر , کتاب تفسير آيه اي از سوره يونس , تفسير سوره يونس , کتاب سرگرداني , کتاب راه به سوي خدا , کتاب شرايع الاسلام , کتاب شرائع الاسلام , کتاب رجعت , کتاب رجعت سومين روز از روزهاي بزرگ خدا , رساله اي در فقه خمس , کتب سيد احمد الحسن , دانلود کتاب هاي سيد احمد الحسن , کتاب سيد احمد الحسن , علم سيد احمد الحسن , علوم سيد احمد الحسن , کتب روايي , سفر حضرت موسي به مجمع البحرين , کتاب روشنگري هايي از دعوت فرستادگان , کتاب روشنگري از دعوت فرستادگان , نامه هدايت , ادله مسيحيان , کتاب پاسخ هاي روشنگرانه , جواب المنير , نصيحتي براي طلبه هاي حوزه هاي علميه , نصيحتي براي طلاب حوزه هاي علميه , کتاب جهاد درب بهشت , جهاد , جهاد اکبر , کتاب متشابهات , دانلود کتاب متشابهات , بيان حق و سداد از طريق علم اعداد , علم اعداد , کتاب سيزدهمين حواري , کتاب حواري سيزده , حواريون , کتاب حاکميت الله نه حاکميت مردم , حاکميت الله , دموکراسي , کتاب گزيده اي از تفسير سوره فاتحه , سوره فاتحه , تفسير سوره فاتحه , پاسخ هاي فقهي , کتاب طهارت , دانلود کتب يماني , دانلود کتب سيد احمد الحسن , کتب انصار امام مهدي , دلايل عام دعوت , علم سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار امام مهدي , سايت انصار امام مهدي , انصار , علاء سالم ,رسالتي در يگانگي شخصيت مهدي اول, قائم و يماني , گفتگوي داستاني درباره‌ي دعوت مبارک يماني , رسالتي آشکار , کتاب دليل ادله , شيخ ناظم عقيلي , وصي در کتاب , کتاب برهان مبين , ابن تمام , يماني کيست , ملاقات با امام مهدي , کتاب وصيت و وصي احمد الحسن عليه السلام ,پژوهشي در شخصيت يماني , کتاب يماني موعود حجت الله , شيخ حيدر زيادي , علامات زمان ظهور , يماني امام مهدي , کتاب ضرورت وجود زمينه ساز , بشار الفيصلي , سفياني به آستانه‌ي درب‌ها رسيده پس يماني کجاست؟ , شيخ عادل سعيدي , اخبار طاهرين در مورد مهدي و مهديين (ع) , روايات مهديين , دلايل اثبات ذريه‎ي امام مهدي , رسالتي در مورد روايت اصبغ بن نُباته  , چهل حديث در مورد مهديين و ذريه قائم , کتاب چهل حديث , کتاب مهديين دوازده‌گانه فرزندان امام مهدي  , کتاب در پيشگاه صيحه , زکي انصاري , خواب , ارکان رويا , کتاب کرامات و غيبيات , انصار سيد احمد الحسن , کتاب رؤيا در مفهوم اهل بيت  , استاد ضياء زيدي , رؤياي صادقه , بازگو کردن رؤيا ,کتاب شيعيان در معرض آزمايش , دکتر عبدالرزاق ديراوي , کتاب خوش آمدي اي فرزند فاطمه  , کتاب شکست منتظران , کتاب مجتمع ما بين تکبر و نفاق , کتاب بلکه هدايت شويد , شيخ ناظم عقيلي , فقهاي آخر الزمان , کتاب فرمان‌روايي امروز از آنِ کيست , کتاب همانا که تأويلش فرا رسيد , متشابهات , حق اين‌گونه شناخته مي‌شود نه با شبهات , شيخ عبد العالي منصوري , احمد الحسن , احمد موعود- پيوند دهنده‌ي رسالت‌هاي آسماني و کشتي نجات برگزيدگان , دکتر علاء سالم , کتاب احمد موعود , شبيه عيسي و مصلوب کيست؟ , شبيه عيسي , شبيه عيسي عليه السلام , روزگار رهائي (روز بزرگ و وحشتناک خدا) , کتاب روزگار رهايي , استاد عادل سعيدي , کتاب مسيح راز خداوند , شيخ صادق محمدي , کتاب يحياي عصر , کتاب مهدي ولي الله , دعوت يماني , يماني , سيد يماني , سيد احمد الحسن , مهديين , دانلود کتاب غيبت طوسي , کتاب الغيبه طوسي , کتاب غيبت نعماني , کتاب اصول کافي , کتاب ملاحم و فتن , کتاب بشارت الاسلام , کتاب کمال الدين , دانلود کتاب مقدس , عهد عتيق , کتاب مقدس , تورات , دانلود کتاب تورات , عهد جديد , انجيل , اناجيل اربعه , دانلود کتاب انجيل , سفر پيدايش , کتاب پيدايش , کتاب خروج , کتاب تثنيه , کتاب اشعيا , کتاب داوود , کتاب مزامير , کتاب ارميا , کتاب دانيال , کتاب حبقوق , انجيل متي , انجيل يوحنا , انجيل مرقس , انجيل لوقا , انجيل برنابا , انجيل يهودا , کتاب روميان , دانلود کتب مسيحيان , دانلود کتب يهوديان , رساله يهودا , يهودا , مکاشفه يوحنا , يوحنا لاهوتي , شمعون , پطرس , نظریه فرگشت , نظریه تکامل , تطور , تکامل , فرگشت ,چارلز داروین , داوکینز , خداناباوران , توهم بی خدایی , کتاب توهم بی خدایی , ادله سید احمدالحسن برای خداناباوران , خدا , دلایل وجود خدا , برهان نظم , اثرات خدا , آتئیست , ادله امام احمد الحسن , یمانی , قیام گر مشرق , مهدی اول , عصمت یمانی , یمانی از یمن , یمن , راه شناخت یمانی چیست , راه شناخت یمانی , قانون شناخت خلفای الهی , قانون معرفت حجت , دعوت به حاکمیت خدا , رویای صادقه , استخاره , سید احمد الحسن یمانی , سید یمانی , وصی سیزدهم , مهدیین , فرزندان امام مهدی , وصیت مقدس رسول الله , مهدیین , مهدیین در قرآن , نام احمد در روایات , صاحب الامر , کتاب عقائد الاسلام , یمانی کیست  , مهدی آخرالزمان , مهدی در قرآن , خلیفة الله مهدی , امام مهدی , علائم قیام , وقت ظهور امام مهدی , حجیت رویا , راههای شناخت خلیفة الله , علم مهدی , بزرگان ادیان الهی , کتاب وصیت مقدس , سیرت سید احمد الحسن , یهودیان , مسیحیان , آیات کتاب مقدس , عیسی مسیح , یحیی , یحیا , فرستادگان الهی , پسر نرینه , پسر انسان , منجی از بصره , تسلی دهنده , غلام امین , یحیی نبی , اشعیا نبی , احمد الحسن , حجت های الهی , نامه هدایت , پاسخ های روشنگرانه , سیزدهمین حواری , حواری سیزده , توهم الحاد , جایگاه معجزه در کتاب مقدس , محمد نبی , بشارت اشعیا , وصی در تورات , سیره دعوت سید احمد الحسن , وصیت شب وفات پیامبر , شجره سید احمد الحسن , نسب سید احمد الحسن , بصره , امام مهدی , صدام طاغوت , طلاب حوزه , صدام ملعون , انصار امام مهدی , یمانی , نسب امام احمد الحسن, نسب سید احمد الحسن , یمانی موعود , سید یمانی , سید احمد الحسن یمانی , وبسایت رسمی مکتب نجف اشرف , وبسایت رسمی انصار امام مهدی , وبسایت رسمی فارسی انصار امام مهدی , وبسایت موسسه وارثین ملکوت , صفحه فیس بوک مکتب نجف