wrapper

آخرین اخبار

نحوه ورود اسرائیلیات به اسلام

نحوه ورود اسرائیلیات به اسلام:

بسم الله الرحمن الرحیم

 یکی از عقاید وارد شده از دین یهود به درون اسلام، عقیده تجسیم خداوند متعال (جلّ و علی) می‌باشد. این عقیده توسط قصه‌پردازان و یهودیانی که به ظاهر مسلمان شده بودند ولی در زیر لباس مسلمانی، عقاید انحرافی یهود در مورد خداوند و پیامبرانش را در میان مسلمانان رواج می‌دادند، وارد اسلام شد.

 در میان این راویان یهودی به ظاهر مسلمان، نام چند تن می‌باشد که بسیار خودنمایی می‌کند، از جمله کعب الاحبار که اهل سنت و وهابیت بسیار به وی ارادت دارند. وی از راویان صحیحین بخاری و مسلم بوده و نقش اساسی در وارد کردن اسرائیلیات به اسلام دارد.

ذهبی در "سیر اعلام النبلاء" ج 3 ص 489 شماره 111 ذیل ترجمه " کعب الاحبار" چنین می‌گوید:

" فجالس أصحاب محمد صلى الله عليه وسلم، فكان يحدثهم عن الكتب الاسرائيلية، ويحفظ عجائب."

(کعب الاحبار با اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و سلم) مجالست می‌کرد و برای آنان از کتب یهودیان سخن می‌گفت و عجایب و غرایب را حفظ داشت).

 در کتب اهل سنت بیشتر روایات تجسیم از ابوهریره نقل شده، کسی که عنوان "راویة الاسلام" را به دوش می‌کشد و از همه‌ی اصحاب رسول خدا احادیث بیشتری نقل کرده است. اما این مسئله مربوط می‌شود که به رابطه‌ی نزدیکی که بین وی و کعب برقرار بوده است. احمد حنبل در "مسند" ج 2 ص 275 به سند صحیح نقل می‌کند:

" القاسم بن محمد قال اجتمع أبو هريرة وكعب فجعل أبو هريرة يحدث كعبا عن النبي صلى الله عليه وسلم وكعب يحدث أباهريرة عن الكتب."

 (قاسم بن محمد بن ابی بکر می‌گوید: ابوهریره و کعب با هم می‌نشستند. پس ابوهریره از نبی اکرم برای کعب حدیث می‌گفت، و کعب از کتبش برای وی حدیث می آورد).

 این مجالست‌ها به گونه‌ای بود که ابوهریره عالم‌ترین افراد به تورات شده بود! ذهبی در ترجمه ابوهریره در "سیر اعلام النبلاء" ج 2 ص 600 از قول کعب الاحبار چنین می‌گوید:

" فقال كعب: ما رأيت أحدا لم يقرأ التوراة أعلم بما فيها من أبي هريرة. "

(کسی را ندیدم که تورات را نخوانده باشد ولی همانند ابوهریره به مطالب آن عالم باشد).

اما این نشست و برخاستها یک ضرر عمده داشت، و آن اختلاط احادیث رسول خدا بود و آنچه کعب از کتب یهود برای ابوهریره نقل می‌کرد. ابن كثير در کتاب "البداية والنهاية" ج 8 ص 117 به سند صحیح از طریق مسلم نیشابوری صاحب صحیح و دارمی صاحب سنن نقل می‌کند که:

" قال مسلم بن الحجاج: حدثنا عبد الله بن عبد الرحمن الدارمي، ثنا مروان الدمشقي عن الليث بن سعد، حدثني بكير بن الأشج. قال: قال لنا بسر بن سعيد: اتقوا الله وتحفظوا من الحديث، فوالله لقد رأيتنا نجالس أبا هريرة فيحدث عن رسول الله صلى الله عليه وسلم ويحدثنا عن كعب الأحبار ثم يقوم فأسمع بعض ما كان معنا يجعل حديث رسول الله صلى الله عليه وسلم عن كعب، وحديث كعب عن رسول الله صلى الله عليه وسلم، وفي رواية يجعل ما قاله كعب عن رسول الله، وما قاله رسول الله عن كعب، فاتقوا الله وتحفظوا في الحديث."

 (بسر بن سعید می‌گفت: از خدا بترسید و از حدیث محافظت کنید. به خدا قسم ما با ابوهریره می‌نشستیم، او برای ما از رسول خدا و هم‌چنین از کعب الاحبار حدیث نقل می‌کرد. سپس بر می‌خواست و نزد دیگران حدیث می‌گفت. قسمتی از حدیث رسول خدا را به کعب و قسمتی از حدیث کعب را به رسول خدا نسبت می‌داد!! در روایت کردن، آنچه کعب گفته بود را عن رسول الله قرار می‌داد، و آنچه رسول خدا فرموده بود عن کعب قرار می‌داد!! از خدا بترسید و از حدیث محافظت کنید).

 به همین دلیل است که ابوهریره از سوی شعبه عالم بزرگ اهل سنت متهم به تدلیس شده است! ابن کثیر در "البداية والنهاية" ج 8 ص 117 و 118 در این باره می‌نویسد:

" قال يزيد بن هارون: سمعت شعبة يقول: أبو هريرة كان يدلس -أي يروي ما سمعه من كعب وما سمعه من رسول الله صلى الله عليه وسلم ولا يميز هذا من هذا- ذكره ابن عساكر.

وكان شعبة يشير بهذا إلى حديثه "من أصبح جنبا فلا صيام له" فإنه لما حوقق عليه قال: أخبرنيه مخبر ولم أسمعه من رسول الله صلى الله عليه وسلم. "

 (یزید بن هارون می‌گوید: شنیدم شعبه می‌گفت: ابو هریره تدلیس می‌کرد. یعنی هم آنچه از کعب الاحبار شنیده بود و هم آنچه از رسول خدا شنیده بود، هر دو را روایت می‌کرد. این را ابن عساکر گفته است.

 و شعبه به این حدیث ابوهریره اشاره کرده که: هر کس جنب شد، روزه ندارد! " وقتی از او تحقیق شد گفت: کسی مرا از آن خبر داده و من آن را از رسول خدا نشنیده‌ام).

 ابن کثیر موارد فراوانی را در تفسیرش مشخص کرده که جزء اسرائیلیات امثال کعب است، اما در کتب حدیثی اهل سنت توسط ابوهریره به رسول خدا نسبت داده شده است! از جمله در "تفسیر" ج 3 ص 111 ذیل داستانی از قوم یاجوج و ماجوج می‌نویسد:

" ولعل أبا هريرة تلقاه من كعب فإنه كان كثيرا ما كان يجالسه ويحدثه فحدث به أبو هريرة فتوهم بعض الرواة عنه أنه مرفوع فرفعه."

(شاید ابوهریره این داستان را از کعب الاحبار گرفته باشد، زیرا بسیار با او می‌نشست و برایش حدیث می‌گفت. ابوهریره از او حدیث گرفته و برخی از روات فکر کرده‌اند که آن حدیث رسول خداست).

ابن کثیر در تفسیر خود ج 3 ص 379 در یک نتیجه‌گیری در مورد احادیث اسرائیلی وارد شده در کتب اهل سنت چنین می‌گوید:

" والأقربُ في مثل هذه السياقات أنها متلقَّاةٌ عن أهل الكتاب، مما وُجد في صُحُفهم، كروايات كعب ووَهْب، سامحهما الله فيما نقلاه إلى هذه الأمة من أخبار بني إسرائيل، من الأوابد والغرائب والعجائب، مما كان وما لم يكن، ومما حُرِف وبدِّل ونُسِخَ. وقد أغنانا الله سبحانه عن ذلك بما هو أصحُّ منه وأنفعُ وأوضحُ وأبلغُ. ولله الحمد والمنة "

 (اقرب این‌گونه است که مواردی این‌چنین از اضافات اهل کتاب است که در صحف آنها پیدا می‌شود مانند روایات کعب الاحبار و وهب بن منبه که از اخبار عجیب و غریب بنی اسرائیل برای مسلمانان نقل می‌کردند. که برخی وجود داشته و برخی وجود نداشته و تحریف و تبدیل شده‌اند. و خداوند ما را مستغنی از این مطالب قرار داده است بواسطه آن چیزی که صحیح‌ترین و نافع‌ترین و واضح‌ترین از آنهاست).

بوسیله همین به ظاهر مسلمانان بود که روایات تجسیم و قصه‌های تحریف شده یهود وارد دین اسلام شد.

 از آنجا مجال این نوشتار در مورد تجسیم است و در مورد قصه‌های تحریف شده نیست، به دو روایت از روایات تجسیم که از قول کعب الاحبار و ابوهریره نقل شده اشاره می‌کنیم.

طبری در تفسیر خود ج 25 ص 6 چنین می‌گوید:

" جاء رجل إلى كعب فقال: يا كعب، أين ربنا؟ فقال له الناس: دق الله تعالى، أفتسأل عن هذا؟

 فقال كعب: دعوه فإن يك عالما ازداد وإن يك جاهلا تعلم. سألت: أين ربنا؟ وهو على العرش متكى واضع إحدى رجليه على الاخرى... ومسافة هذه الارض التى أنت عليها خمسمائة سنة ومن الارض إلى الارض مسيرة خمسمائة سنة وكثافتها خمسمائة سنة حتى تم سبع ارضين. ثم من الارض إلى السماء مسيرة خمسمائة سنة وكثافتها خمسمائة سنة، والله على العرش متكى ثم تفطر السماوات.

ثم قال كعب: اقرأو إن شئتم " تكاد السموات يتفطرن من فوقهن الآية... . "

(شخصى نزد كعب الاحبار آمد و پرسيد: خداى ما كجاست؟ مردم به او گفتند: خدا بالاتر از اينهاست، اين چه سئوالى است كه مى‌كنى؟

 كعب گفت: رهايش كنيد، اگر عالم باشد، علمش بيشتر مى‌شود و اگر جاهل باشد، ياد مى‌گيرد. مى‌پرسى خدايمان كجاست؟ خداوند بر روى عرش تكيه داده و يك پايش را روى پاى ديگر انداخته است. زمينى را كه بر روى آن هستى، مقدار آن پانصد سال است و از اين زمين تا زمين ديگر مسير پانصد سال و حجم آن هم پانصد سال، تا آنكه هفت زمين تمام شود و سپس از زمين تا آسمان هم مسير پانصد سال است و حجم آن هم پانصد سال و خداوند هم بر عرش تكيه داده، اين‌ است كه آسمان‌ها از سنگينى‌اش در حال تركيدن است. اگر بخواهيد مى‌توانيد آيه را اين‌گونه بخوانيد " تكاد السموات يتفطرن من فوقهن... " تا آخر آيه... ).

بخاری در صحیح خود ج 6 ص 48 چنین می‌گوید:

"عن أبي هريرة رضي الله عنه قال قال النبي صلى الله عليه و سلم .... فأما النار فلا تمتلئ حتى يضع رجله فتقول قط قط قط فهنالك تمتلئ ويزوى بعضها إلى بعض "

(ابوهریره از قول پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم چنین می‌گوید: و أمّا آتش، پس آن پر نمي‏شود تا آنكه (خداوند) پايش را (در آن) قرار مي‏دهد در اين هنگام است كه (جهنّم) مي‏گويد بس است بس است (و در بعض روايات سه بار آن را مي‏گويد). اينجاست كه جهنّم پر مي‏شود و قسمت‌هاي مختلف آن به هم جمع مي‏شوند).

همین دو روایت نشان از اوج انحرافی است که احادیث ابی هریره و کعب الاحبار وارد دین اسلام نموده است.

البته شارحین بخاری و مسلم و دیگر کتب اهل سنت سعی کرده‌اند که این احادیث را تفسیر به رای کرده و تجسیم را از این احادیث رد کنند، ولی کسی که اندک آشنایی با زبان عربی داشته باشد خواهد فهمید که متن این احادیث چگونه صراحت دارند بر اینکه راویان این احادیث (ابوهریره و به تبع وی بنی‌امیه) چگونه در اعتقاد انحرافی تجسیم، که تحفه یهود به اسلام است، غرق شده‌اند!

پس مشخص شد که وارد کنندگان این عقاید به اسلام چه کسانی بوده‌اند!! و بسیار مشخص است که چه کسانی این وارد کنندگان عقاید انحرافی را قبول داشته و روایات آن را به عنوان صحیح‌ترین روایات دانسته و این وارد کنندگان را با القابی مانند " راویة الاسلام " و غیر آن می‌ستایند!!!

ادامه مطلب...

تطابق اقوال آل محمد (عليهم السلام) مع نظريات وحقائق العلم الحديث


:::تطابق اقوال آل محمد (عليهم السلام) مع نظريات وحقائق العلم الحديث:::

قال الباقر (عليه السلام) ] ....وترى ان الله لم يخلق بشراً غيركم، بلى والله لقد خلق الله الف الف عالم، والف الف آدم انت في آخر تلك العوالم وأولئك الآدميين[ (الصدوق-التوحيد): ص277؛ وذكره ايضاً: (الصدوق-الخصال).

قال الصادق (عليه السلام): ] ان لله عز وجل لثني عشر الف عالم؛ كل عالم منهم اكبر من سبع سماوات وسبع ارضين ما يرى عالم منهم ان لله عز وجل عالماً غيرهم وأنا الحجة عليهم[(الصدوق-الخصال):ص639.

قال الامام علي بن الحسين (عليه السلام) لمنجم: ] هل ادلك على رجل قد مر مذ دخلت علينا في اربع عشر عالماً: كل عالم اكبر من الدنيا ثلاث مرات لم يتحرك من مكانه؟ قال: من هو؟ قال: أنا[ (الصفار-بصائر الدرجات):ص420-421.

قال الامام الصادق (عليه السلام) عن نفسه انه: ] يسير في ساعة من النهار مسيرة شمس سنة حتى يقطع اثنى عشر الف مثل عالمكم هذا ما يعلمون ان الله خلق آدم ولا ابليس، قال: فيعرفونكم؟ قال نعم: ما افترض عليهم إلا ولايتنا والبراءة من عدونا[(الصفار-بصائر الدرجات): ص420-421.

اذن قبل اكثر من الف عام ذكر محمد وآل محمد (صلى الله عليه وآله):
ان هناك حياه عاقلة ومدركة غيرنا موجودة ضمن كوننا الذي نعيش فيه وهذا بحسب المعلومات الكونية الحديثة ممكن جداً خصوصاً بعد رصد كواكب تشبه كوكب الارض الى حد بعيد.

ان هناك حياة عاقلة مدركة ليست في كوننا اصلاً بل ضمن اكوان اخرى غير كوننا الذي نعيش فيه وقد بينا هذا الامر فيما تقدم عند مناقشة ميكانيك الكم والاكوان المتعددة ونظرية هيوافرت في كتاب " وهم الالحاد  " ـ السيد احمد الحسن الذي يمكنك تحميله #مجانا في الموقع التالي

https://almahdyoon.org/arabic/documents/live/wahmilhad/mobile/index.html
بوابة مواقع انصار الامام المهدي ع :
www.almahdyoon.org


:::رد للامام احمد الحسن على رد مقتطع من ردود ياسر الحبيب على نظرية دارون في التطور:::
رد ياسر الحبيب "ليكن التشابه بين الانسان وبين الشامبانزي 99 بالمئة لا 96 فقط، بل ليكن اكثر من ذلك، الا اننا لا يمكننا ان نجزم بأنهما كانا بالاصل من فصيلة واحدة ما دام هناك فارق بينهما ولو كان ضئيلاً، فما دام هناك فارق فإنه لا دليل علميا على انهما كانا من اصل واحد‘ ويبقى زعم هؤلاء مجرد تخمين لوجود التشابه" (موقع القطرة لرؤى وحاضرات الشيخ ياسر الحبيب (ما هو ردكم على نظرية (داروين) في التطور؟).
رد الامام احمد الحسن (ع): معنى كلامه ان وجود فارق في الـ DNA لفردين يمنع الجزم بكون الفردين من اصل واحد، وهذا الكلام غير صحيح فمثلاً الـ DNA لكل واحد من الابناء هو عبارة عن خلطة معينة لـ  DNA الابوين والذين يقدم كل واحد منهما في كل خلية جنسية خلطة من جينات ابويه، اي ان كل واحد من الابناء يمتلك خريطة جينية تختلف عن اخيه (عدا التوأم المتماثل)، ومع هذا الفرق في جينات الاخوين الشقيقين فيمكن الجزم من خلال تحليل الـ DNA انهما اخوان شقيقان، إذن وجود اختلاف في الـ DNA ليس مانعاً بحد ذاته من الجزم بكون الفردين يرجعان لاصل مشترك.
☀️ مع العلم ان الاستدلال بالـ DNA لمعرفة الاصل المشترك بين فصيلتين هو ليس تشابه الـ DNA عموماً، وانما ادلة خاصة في الـ DNA مثل الفيروسات القهقرية الريتافيرس واندماج الكروموسوم الثاني لدى الانسان الذي لا يزال مفصولاً لدى بقية القردة العليا. انتهى.


 حواء خلقت من ضلع آدم...
علمياً معنى أن حواء خلقت من جزء من آدم ، أي أنها تمتلك خريطته الجينية كاملة و هذا يعني أنها ستكون ذكراً أيضاً. ولهذا نحتاج معجزة هنا لتغيير كروموسوم تحديد الجنس (y) إلى (x) ليكون الناتج أنثى (xx) و ليس ذكراً (xy).

ولكن القصة لا تنتهي هنا، فبما أنهم يقولون : إن الذرية محصورة بآدم و حواء فالمفروض أن يكون كل البشر متطابقين في كل شيء والفرق الوحيد بينهم هو فقط الجنس (إناث - ذكور) أي المفروض أن نكون جميعنا نسخة واحدة لا يفرق بيننا سوى تحديد نوع الجنس ، اللهم إلا أن يقروا الطفر الجيني و التطور و يقولوا: إن هناك تطورا أدى إلى تغير الخريطة الجينية، أي بعد آدم وحواء حصل طفر و تحول في صفات الذرية!
والحقيقة، إن اطروحتهم طريقها مسدود وهذا هو منفذهم الوحيد، ولكن هذا يعني أنهم يعترفون بنظرية التطور، وهذا ينقض غزلهم و اطروحتهم أن حواء خلقت من آدم، حيث لا يمكنهم أن يقولوا : إنهم يعترفون فقط بتطور بحدود الجسم الإنساني؛ لأن الانتواع أو التنويع تحصيل حاصل لتراكم الطفر و الإنتخاب مع الزمن، فمن يقر الطفر و تبدل الصفات لا يمكنه إنكار الانتواع كنتيجة حتمية يصل لها مع مرور الزمن، فلا سبيل لقبول ربع أو نصف التطور فإما قبوله كاملاً أو إنكاره جملة وتفصيلاً؛ حيث لا يوجد أي سبب منطقي للقول السفيه إن التطور بحدود النوع الواحد ممكن ولكن لا يمكن أن يؤدي إلى إيجاد نوع جديد، فالذي يقول هذا الكلام يقوله بسبب جهله بعلم الجينات و بعلم الأحياء التطوري.
يبقى أنه ربما يقول بعضهم: إن الجزء الذي أخذ من آدم بدلت كل خريطته الجينية ومن ثم خلقت منه حواء، وهذا يعني أنه لو أخذت المواد الكيميائية التي بنيت منها خريطة حواء الجينية من أي موضع آخر في الأرض فالأمر سواء، فما الداعي و ما الحكمة أن تأخذ من جسم آدم (عليه السلام) ثم تهدم و تبقى من جديد، أما كان الأولى أخذ المواد الأولية من أي مكان في الأرض و تبنى خريطة حواء الجينية دون الحاجة إلى الهدم!

الحقيقة، إنه لا يوجد حل منطقي لهذه المعضلة سوى ما بينته في تفسير الآية وهو أن القضية في السماء في جنة آدم (عليه السلام) و متعلقة بالنفس و ليس الجسد.



 بعض ادلة التطور
تغير لون الفراشات من الابيض الى الاسود نتيجة الثورة الصناعية حيث كانت الفراشات تنتفع من اللون الابيض ليخفيها لحاء الشجر الابيض فلا تراها الطيور، فلما حدثت الثورة الصناعية في اوربا اصبح لحاء الشجر في بعض المناطق الصناعية اسوداَ نتيجة التلوث بالفحم فاصبحت الفراشات البيضاء مكشوفة للطيور بينما الفراشات التي تحمل الطفرة التي تلونها باللون الداكن تمكنت من التخفي والبقاء، وهكذا تغير لون الفراشات وخلال فترة ليست طويلة لان دورة حياة الفراشات قصيرة ولا تحتاج فترة طويلة من ملايين السنين، بل تكفي فترة قصيرة نسبياً لتمر منها مئات والاف الاجيال ويحصل التطور البايولوجي.


 بحث في حمل مريم( عليها السلام) بذكر( عيسى عليه السلام)
وهنا عدة إشكالات يطرحها الملحدون على ولادة عيسى (عليه السلام) من مريم من غير اب، ولعل أهمها:
كيف وجدت بويضة كاملة الكروموسومات(46) كروموسوما، مع أن الطبيعي أن يكون فيها نصف عدد الكروموسومات؟ !!!
كيف تحفزت البويضة الكاملة الكروموسومات للانقسام، مع أننا في المختبر في جنين الاستنساخ فإن البويضة إدا بدلت نواتها بنواة مكتملة الكروموسومات فتحتاج لتحفيز خارجي لتبدأ بالانقسام والنمو؟ !
كيف نتج عنها ذكر مع أنها بيضة من أنثى والطبيعي أن تكون كروموسومات الجنس لأنثى هي (xx) وبالتالي لا يوجد فيها الكروموسوم  (Y) الذي يمكن أن ينتج عنه ذكر، أي ان الأنثى لا يمكن أن تنتج ذكرا، والذي يحدد الذكر هو الذكر؛ لأنه يحمل كروموسومات (xy)
وبالنسبة لولادة عيسى (عليه السلام) من مريم ( عليها السلام) نحن لا نقول: إنها مسألة طبيعية تماما ولكن.....
❖::: تابع القراءة في وهم الالحاد للامام احمد الحسن الذي تستطيع تحميله مجانا عبر الرابط http://www.almahdyoon.org/arabic/documents/live/wahmilhad/


الدين المسيحي الكنسي والتطور!!
الكنيسة الكاثوليكية رفصت نظرية التطور طيلة عقود، ولكنها ربما لم تصدر بيانا رسميا أو على الاقل لم تعطي أي رأي أو موافقة على ما طرحته نظرية التطور رغم مساسها المباشر بأهم قضية يطرحها الدين وهي قضية الخلق، فنظرية التطور مخالفة تماما لقصة الخلق التوراتية.
والموقف نفسه تقريبا تبنته بقية المذاهب الكنيسة، فهم يرفضون نظرية التطور ولكن بعضهم لا يصرحون، ولعل السبب واضح: فالزمن قد تبدل ولم تعد هناك محاكم التفتيش أو إمكانية لقطع لسان داروين كما فعلوا مع جوردانو برونو، أو سجنه واضطهاده كما فعلوا مع جاليلو ولهدا لا ذوا بالصمت، وأخيرا لما وجدوا ان الادلة على التطور قد تراكمت بصورة كبيرة   خصوصا بعد توسع علم الجينات اضطرت الكنيسة الكاثوليكية إلى الاعتراف بنظرية التطور او داروين
.......... ولهدا قلت: إن قبول الكنيسة بنظرية التطور الذي اضطروا إليه دون أن يتمكنوا من رفع هدا التناقض ويثبتوا أن التطور هادف على المدى البعيد هو بمثابة حكم إعدام على الدين المسيحي الكنسي.......  
❖::: تابع القراءة في وهم الالحاد للامام احمد الحسن الذي تستطيع تحميله مجانا عبر الرابط http://www.almahdyoon.org/arabic/documents/live/wahmilhad/
بوابة مواقع السيد أحمد الحسن : www.almahdyoon.org


الـــــــة الذكاء عند الانسان والتطور ما العلاقة؟     
قلت: إن التطور يهدف الوصول إلى آلة ذكاء؛ لأن آلة الذكاء هي آلة البقاء الأفضل على الإطلاق في منافسة البقاء المحتدمة بين الجينات. ومع أن وجود سبعة مليارات إنسان على الأرض اليوم كافٍ لإثبات هذه الحقيقة. و لكن لا بأس في مناقشة هذه الحقيقة باختصار للتوضيح. فنحن حتى لو فرضنا أن الطفر الجيني عشوائي منذ البداية سنقول إنه حتماً لا بد أن يوفر جينة مؤهلة لبناء آلة ذكاء. وليس المقصود بآلة الذكاء هنا الدماغ الحالي للإنسان والحيوانات بل مقصدنا أي شيء يمكن أن نتصوره كبداية للدماغ الحالي للإنسان مثل خلية عصبية واحدة، و أكيد أن من يمتلكون آلات الذكاء هم المفضلون في المنافسة و سيكون نصيبهم من البقاء أكبر ومن ثم لو انتقلت المنافسة بين من يمتلكون آلات الذكاء فستكون الكائنات التي تمتلك آلة ذكاء توفر ذكاءً أكبر هي الفائزة في سباق البقاء للأفضل و هكذا، ففي التطور بداية آلة الذكاء حتمية و تحسين آلة الذكاء مع الزمن أيضاً أمر حتمي، و بهذا يمكننا أن نقول: إن آلة الذكاء هدفٌ حتمي للتطور أي يمكن أن نختصر ونقول التطور يهدف الوصول للذكاء.
و أود التنبيه إلى أني لا أقول: إن أي منافسة تجري بين الأفراد ستكون نتيجتها لصالح الفرد الذكي بل حتى بين الأنواع ، و لكني أقول: إن جينة بناء آلة الذكاء هي المفضلة في المنافسة و هي الفائزة في السباق حتماً.
فالفرد الأذكى أو الذي يمتلك آلة ذكاء أفضل ربما يخسر أمام فرد أقلّ ذكاء أو يمتلك آلة ذكاء أدنى أو حتى لا يمتلك آلة ذكاء نتيجة حيثيات المواجهة و ظروفها.
و لكنّ جينة بناء آلة الذكاء متى ما وجدت و دخلت إلى مجموع الجينات التي تبني الكائنات الحية، فلا يمكن أن تخسر في المنافسة أمام الجينات الأخرى، ولا يمكن أن تخرج من مجموع الجينات العاملة على بناء الكائنات الحية بل ستتقدم و بتسارع ٍ ملحوظ يزداد مع الزمن؛ لأن الفرق بينها و بين الجينات الأخرى في المنافسة على البقاء أو التقدم وإحراز موقع الصدارة كبير.
من كتاب العصر ( وهم الالحاد ) للسيد احمد الحسن الذي تستطيع قراءته عبر الرابط الاتي :
http://almahdyoon.org/arabic/documents/live/wahmilhad/



ضحايا الوقواق        
الوقواق طائر متطفل لا يرقد على بيضه ولا يطعم صغاره بل يقوم بوضع بيضه في أعشاش الطيور الأخرى وهي استراتيجية لنشر الجينات حيث يمكنه نشر جيناته بوضع البيض باستمرار في أعشاش الطيور الأخرى دون تضييع وقت في تربية الصغار وبما أن الطيور التي تقع ضحية له ستكون عرضة للانقراض فأي طفرة جينية تمكنها من التعرف على بيوض الوقواق ورميها من أعشاشها ستثبت في المجموعة الجينية لهذا الطائر من خلال تمكن الطيور التي تحملها من التكاثر ونقل جيناتها للجيل اللاحق دون الأخرى التي لا تحمل الجينة وترد طيور الوقواق بتطوير بيوضها بنفس الطريقة وهكذا مع الزمن تطورت بيوض وصغار الوقواق فبيوضه تشبه بيوض الطير الضحية من جهة اللون والنقش لكي لا يتعرف عليها ويرميها من العش كما أنها تفقس عادة بفترة قصيرة مقارنة ببيوض المضيف ولفراخ الوقواق نقرة في الظهر وحالما يفقس فرخ الوقواق - وحتى قبل أن تفتح عيناه ربما - يقوم بوضع أي شيء في العش سواء كان بيوضاً أو فراخاً في نقرة ظهره ويدفعها لتسقط من العش لينفرد هو بالغذاء الذي يجلبه الطائر الضحية أو مربيه ، إذن فما يفعله طائر الوقواق هو عملية خداع - بنتها الجينات - وبالنتيجة فإن ايثار الضحية لفرخ الوقواق ليس إلا نتيجة وقوعه في عملية نصب واحتيال مررها عليه الوقواق بتغيير شكل البيض وحجمه ووضعه في عشه، فالطائر الضحية يغذي من في عشه على أنه ابنه فهو ضحية مخدوع وليس متبرع بتغذية أفراخ غيره ليقال مثلاً إن هذه عملية ايثارية ولن يتغير الأمر بالنسبة لهذا الطائر بناءً على هذه الحادثة فنحن لا نتوقع اننا سنرى هذا الطائر الضحية يدور على أعشاش الطيور الأخرى ويطعم أفراخها.
أما كونه قانون بنته الجينات وأخطأ هدفه فأيضاً لابد من الالتفات الى ان هناك عملية مراجعة وتصحيح مستمرة من قبل الضحية والمعركة الجينية لا تزال مستمرة بين الوقواق وضحاياه ولم تحسم بعد فكيف ينظر الى ان القانون أخطأ هدفه مرة بسبب خداع ومكر الوقواق ولا ينظر الى الخطوة التصحيحية التي اتخذها الطائر الضحية والتي تعني ان الجينات تحارب وبقوة هذا الخطأ في إصابة الهدف.
كما أنه حتى مسألة ان القانون أخطأ هدفه فهي نسبية ففي مثال فراخ الوقواق فالضحية لديه طريق يميز به البيوض على أنها تحمل مواصفات معينة ويميز الصغار التي يطعمها على أنها صغاره كونها متواجدة في عشه وربما تتصرف كما يتصرف صغاره فهناك بعض الطيور الضحايا ميزت فراخ الوقواق ولهذا طورت الجينات في فراخ الوقواق مع الزمن حركات وأصوات تشبه حركات وأصوات أفراخ تلك الطيور، فالنتيجة ان القانون الذي بنته الجينات في الطائر الضحية ليميز أبناءه ويهتم بهم قد سمح للوقواق ان يوقع الطائر الضحية في هذا الخداع ولو ان الجينات بنت طريقة التمييز بحيث يصعب اختراقها أو ان ما يحدث بعيد عن كونه عملية اختراق للقانون عندها لا يمكن ان نعلل ما يحصل على انه قانون أخطأ هدفه وهذا هو ما يحصل بالنسبة للايثار الحقيقي المحايد لدى البشر فنحن نميز أقاربنا ليس لكونهم قريبين مكاناً منا بل نميزهم بالشكل وبالصفات الدقيقة التي تجعلنا نميزهم بين ملايين البشر غيرهم وهذا يجعل الفكرة التي يطرحها دوكنز: ان القانون أخطأ هدفه عندما أصبح القريب منا مكاناً شخص غريب وليس من أقاربنا فتوجهت له صفات ايثار الأقارب كونهم في الطبيعة كانوا قريبين مكاناً منا فكرة غير مقبولة وغير منطقية ولا يقبلها العقل.

 دين سومر واكاد والأديان الثلاثة : الإسلام ، المسيحية ، اليهودية   
 الحقيقة إن أي مطّلع على التوراة والانجيل والقرآن وعلى ما حوته الرقم الطينية السومرية سيحكم قطعاً بأحد حكمين لا محالة ولا مناص له عن أحدهما:
الحكم الأول: إن الدين أصله من تأليف الإنسان السومري، وما التوراة والانجيل والقرآن إلا عملية اجترار للدين السومري (خلق الإنسان الأول آدم، قصة هابيل وقابيل، قصة الطوفان، الخطيئة، الحياة بعد الموت، الجنة، النار... الخ).
الحكم الثاني: إن الدين السومري هو نفسه دين آدم ودين نوح (عليهما السلام)، ولكنه نقل ثم دوِّن بصورة محرفة وتعبَّد به السومريون أو الاكاديون (البابليون والآشوريون) بصورته المحرفة، وهذا ما أريد بيانه من خلال بيان أن القصص السومرية ما هي إلا اخبارات غيبية جاء بها آدم إلى الأرض، وهي قصص الصالحين من أبنائه (عليهم السلام) وما سيمر بهم، وخصوصاً من يمثّلون علامات مهمة في طريق الدين، مثل دموزي (الابن الصالح)، أو جلجامش.
الشبه كبير جداً بين ما هو مدوّن في التوراة وبين الألواح السومرية انتبه له (د.صموئيل كريمر) ووصل به الأمر أن يضع فصولاً في كتبه يبين فيها الشبه بين الألواح الطينية السومرية والتوراة، وكمثال:
«الفصل السابع عشر (الفردوس) أول أوجه مشابهة مع التوراة».المصدر (كريمر – من ألواح سومر): ص239.
«الزواج المقدس ونشيد الأنشاد لسليمان».المصدر (كريمر – اينانا ودوموزي طقس الجنس المقدس عند السومريين)، Sacred Marriage Rite) ، (Kramer
والسومريون كانوا يعرفون ويعملون بأمور دقيقة في الدين الإلهي، مثل الاعتقاد بالرؤى،وأنها كلام الله والتوسّم والاعتقاد بأن الله ممكن أن يكلم الإنسان في كل شئ يمر به.
ويقول شارل – في أساطير بابل:«عرفنا الان ان البشر خلقوا ليخدموا الالهة وان هؤلاء يعاقبونهم لاتفه الذنوب فعليهم ان يطيعوا رغبات السماء بكل دقة وان يلبوا نزواتهم. كيف يعلمون إذن كي يحافظوا على هذا الوفاق ويتجنبوا غضب الالهة ؟ واذا ما راوا احلاما – ان الآلهة يوحون ما يخطر لهم بواسطة الاحلام – فكيف يفسرونها بصورة ترضيهم ، هذا اذا كان هناك احلام فكيف اذا لم تكن ؟
الجواب: يعمدون الى الارهاصات والدلالات الطبيعية فهي ترشدهم الى الحقيقة ولذا يجب الانتباه الكلي ليس الى تغيرات القمر فحسب بل الى شكل الغيوم ، فكل حركة وكل تنقل من الزاحفة تحت العشب حتى الكواكب السابحة في ميدان النجوم تعطي اشارة لارادة الالهة سواء اكانت حسنة ام سيئة وهنا يظهر الفن او العلم عبقريته فيميز اذا كانت الارادة خيرة ام لا.
وعلى السحرة ان يتدخلوا اما ليعجلوا مجيء الحظ السعيد واما ليدفعوا القوى المعادية التي تهدد الحياة وليس المقصود حياة الافراد او عامة الشعب بل حياة الملك الذي يناط به مصير الامة باسرها.
وهذا الملك الذي أودعته الالهة العلم كان – كما مر- السابع من دولة ماقبل الطوفان. فهو يطابق حسب الترتيب الوراثي الى (أخنوخ) (ادريس) الذي يشغل المرتبة السابعة من سلسلة آدم – سلسلة الانبياء ما قبل الطوفان – ومن الملحوظ أنه لايوجد أي اشتراك بين الاسمين مع ان اعمالهما واحدة تماما. والحق يقال ، ان النص التوراتي المتعلق بسابع الانبياء (اخنوخ) موجز جدا قال : (وسار اخنوخ مع الله ولم يوجد لان الله اخذه ). وقد اصبح اخنوخ بطل حلقة من الاساطير جعلته مخترع الكتابة ومؤلف اول كتاب وموجد علم الكواكب والسيارات : علم الفلك وكل الفلكيات. فهو يبدو وكأنه (فيدورانكي) ونستطيع ان نتقبل بارتياح بان اسطورة اليهود هذه ليست الا نقلا او توسعا للاسطورة الكلدانية التي هي اقدم.
وبين بقية الملوك والانبياء – اسلاف أخنوخ الستة وخلفائهم الثلاثة – صفات مشتركة ولايهمنا الا الشخصية العاشرة التي عايشت الطوفان».المصدر (فيروللو – أساطير بابل وكنعان): ص28.
وقصص السومريين تتكلم بوضوح - كما في بقية الاديان الالهية - عن الحياة بعد الموت وان المحسنين والصالحين يذهبون الى الجنة والطالحين الى الجحيم
«لقد تأكد هؤلاء من انهم يعيشون بعد الموت – ولكن في ظلام دامس وليس لهم اي ثواب ، إلا إذا سلكوا السلوك الحسن في دار الدنيا ، أي بالتقوى كما حدث (لأوم نابيشتي) ( أي نوح عليه السلام ) أو بتطبيق القوانين بين الناس كما فعل حمورابي». المصدر (فيروللو - اساطير بابل وكنعان): ص وكنعان): ص 38.
من كتاب العصر ( وهم الالحاد ) للسيد احمد الحسن الذي تستطيع قراءته عبر الرابط الاتي :
http://almahdyoon.org/arabic/documents/live/wahmilhad/

ادامه مطلب...

آیا نظریه تکامل نمیتواند فسیل های انفجار کامبرین را توضیح دهد؟!

دوره کامبرین

در طی دیداری با سید احمدالحسن درباره الحاد (خدا ناباوری ) سوالاتی مطرح شد که در زیر با هم سوال و جواب پنجم را با هم می خوانیم .

سوال پنجم : با موضوع انفجار کامبرین

دکتر عبد الرزاق دیراوی: از سوی برخی افراد از جمله چالش هایی که تکامل دچار آن است معمای فسیل های کامبری یا دوره کامبرین است که نسبت با آنچه پیش از آن بوده یک انفجار را نشان می‌دهد . به صورتی که حیواناتی در این دوره پدید آمدند که گویی از حیوان دیگری تکامل نیافته اند گویی که ما نظاره گرِ چیزی شبیهِ به وجود آمدن یکباره جانداران پیچیده‌ای هستیم که نیاکان آن ها را کشف نکرده ایم . در این حالت پرسش هایی وجود دارند که نظریه تکامل به آن ها پاسخ نمیدهد .همچنین در مدارک مربوط به فسیل ها کم و کاستی وجود دارد و این باعث میشود که نسبت به آن چه نظریه تکامل مطرح میسازد نامطمئن شویم. بنده دیدگاه افرادی را نقل کردم که نسبت به آنان این یک نقص است. پاسخ شما را میشنویم.
سیداحمد الحسن :
به هیچ وجه این امر یک چالش نیست، اکثر افرادی که قضیه انفجار کامبرین را مطرح می سازند،درمورد فرگشت هیچ اطلاعاتی ندارند و نمی دانند که تکامل چگونه رُخ می‌دهد و شتاب گرفتن و کُندی و ابزارهای آن چگونه پیش می آید.
در مورد دوره‌ی کامبرین باید گفت که این دوره یکی از دوره های زمین شناسی است که پیش از ظهور جانداران بر روی خشکی رخ داده است... بله. آنچه گفتم این است که دوره ی کامبرین عصری به درازای ده ها ملیون سال است . ده ها میلیون سال، برای انقراض هزاران نوع و پر شدن کره‌ی زمین از انواع جدید کفایت می‌کند، این اتفاقی است که در کامبرین رخ داد . حقیقت این است که پیش از وقوع انفجار کامبرین حیات وجود داشته و جانداران دوره کامبرین از موجودات پیش از خود تکامل یافته بودند.درست است که تعداد زیادی فسیل وجود دارد که نشان دهنده‌ی تنوع و پیچیدگی در جانداران دوره‌ی انفجار کامبرین هست که به دلیل شتاب قابل ملاحظه تکامل نسبت به دوره ی کندِ پیش از آن از نظر تنوع و پیچیدگی در جانداران رخ داده است، لکن در دانش زیست شناسی تکاملی نظریاتی وجود دارند که شتاب گرفتن در تاریخ تکامل را به شکلی عام بررسی میکنند، نه فقط در دوره ی کامبرین.
این موضوع را در کتاب توهم الحاد تحت عنوان نقشه ی ژنی و قانون عمل آن، و همچنین در موضوع ثابت نبودن شتاب تکامل مورد بحث قرار دادم و نشان دادم که انتخاب طبیعی به تنهایی برای این تغییر شتاب در تکامل کافی نیست.
به این دلیل قانون مند بودن نقشه ژنی را مورد بحث قرار دادم. برای خواندن مطلب به شکل مفصل به کتاب توهم الحاد مراجعه کنید. در هر حال شتاب تکامل غیر ثابت است و به دوره ی کامبرین مربوط نمی‌شود بلکه دوره هایی بوده که آهنگ تکامل شتاب داشته و دوره هایی نیز وجود داشته که تکامل کُند می شد. همچنین کاهش آهنگ تکامل می تواند از نظر زیست شناسان تکاملی، تفسیری برای نقص‌های موجود در شواهد زمین شناسی یا نمونه های فسیلی باشد. چراکه فزونی یافتن شتاب تکامل با مقیاس های تکامل، مسئله ی یافتن فسیل های انتقالی جانداران را، به دلیل کوتاه بودن دوره‌ی زندگی و وجود این جانداران البته با مقیاس های زمین شناسی را، بسیار مشکل می سازد. البته این امر با موضوع دیگری که آن را نیز در کتاب توهم بی خدایی مطرح کرده ام مرتبط است و آن موضوع قانون مند بودن نقشه‌ی ژنی از نظر داخلی است. این قضیه به ما دلیل روشنی بر قانونمند بودن نقشه ژنی میدهد چرا که تغییر شتاب تکامل قطعاً وابسته به تعداد بیشماری جهش ژنی است و در نتیجه از آنجا که تکامل دارای سرعت متغیری است پس هنگام تکامل سرعت جهش های ژنی نیز متغیر است. در دوره های معینی این سرعت بسیار شدید است، منظورم این است که دقیقاً در دوره های انتقالی میان انواع یا دوره های تنوع. این امر علامت سوال بزرگی باقی می گذارد اما بنده ایده ای منطقی را برای آن ارائه دادم و آن این است که کروموزوم ها دارای قانونی هستند که شتاب جهش آن ها را کنترل می‌کند برای توضیح بیشتر می‌توان گفت: نقشه‌ی ژنی قانون مند است. به این دلیل است که در دوره ای جهش های بیشتری را به سوی هدف معینی ایجاد می کند به گونه ای که بر مسیر کلی تکامل فشار آورده و باعث شتاب گرفتن آن می شود تا آنجا که در مدتی معین برای رسیدن به هدفی معین تکامل بیشتر و بیشتر شتاب می‌گیرد، که آنها را می توان نوع یا انواع جدید نامید . بعد از آن است که سرعت جهش کاهش یافته و به سکون یا سرعت بسیار پایین باز می‌گردد که در این صورت همراه آن تکامل نیز شتاب کمتری خواهد یافت . چرا که تکامل متکی بر جهش است و بدون جهش ژنی تکاملی وجود نخواهد داشت.
در اینجا نمونه افراطی این امر دوره ی کامبرین یا انفجار کامبرین نیست ، بلکه تکامل مغز انسان در چند میلیون سال اخیر نمونه این قضیه است.استدلال منطقی در مورد افزایش جهش ها به سوی افزایش حجم مغز انسان یا هومو طی چند میلیون سال اخیر این گونه است که جهش ژنتیکی ، قانون مند و هدفمند است که بر مبنای قانون داخلی نقشه ی ژنتیکی عمل می کند و به هیچ وجه تصادفی و مبتنی بر دلایل تصادفی مانند خطا در همانند سازی ژنی و پرتو افکنی کیهانی نیست. در هر حال هر کس مایل باشد که مطالب مفصل تری در مورد شتاب تکامل و دیدگاه های دانشمندان تکامل و انچه در کتاب توهم الحاد در این مورد گفته ام را بفهمد می تواند به آنجا رجوع نماید و در کتاب با تفصیل بیشتر این مطلب را خواهد یافت.

جهت مطالعه کتاب اینجا کلیک نمائید.
ادامه مطلب...

آیا همسران پیامبر (ص) جزواهل بیت حساب می شوند؟

آیا همسران پیامبر (ص) جزواهل بیت حساب می شوند؟

اهل تسنن اعتقاد دارند که آیات کریمه‌ای از قرآن وجود دارد که ثابت می‌کند اهل‌بیت شامل زوجه (همسر) هم می‌شود.

بسم الله الرحمن الرحیم: وَأَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ *فَاسْتَجَبْنَا لَهُ فَكَشَفْنَا مَا بِهِ مِن ضُرٍّ وَآتَيْنَاهُ أَهْلَهُ[1].

(...و ايوب را [ياد كن] هنگامى كه پروردگارش را ندا داد كه به من آسيب رسيده است و تويى مهربانترين مهربانان پس [دعاى] او را اجابت نموديم و آسيب وارده بر او را برطرف كرديم و كسان او و نظيرشان را همراه با آنان [مجددا] به وى عطا كرديم [تا] رحمتى از جانب ما و عبرتى براى عبادت‏كنندگان باشد).

 

بسم الله الرحمن الرحیم: الُواْ أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللّهِ رَحْمَتُ اللّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَّجِيدٌ[2].

(گفتند آيا از كار خدا تعجب میكنى رحمت‏ خدا و بركات او بر شما خاندان [رسالت] باد بى‏ گمان او ستوده‏اى بزرگوار است).

 

بسم الله الرحمن الرحیم: فَلَمَّا قَضَى مُوسَى الْأَجَلَ وَسَارَ بِأَهْلِهِ [3]

(چون موسى آن مدت را به پايان رسانيد و همسرش را [همراه] برد آتشى را از دور در كنار طور مشاهده كرد به خانواده خود گفت خدا نمی‌خواهد بر شما تنگ بگيرد).

اما در مورد تطهیر:

بسم الله الرحمن الرحیم: مایرید الله لیجعل علیکم

پاسخ: بسم الله الرحمن الرحیم. اللهم صلی علی محمد وال محمد الائمه والمهدیین وسلم تسلیما.

 اینکه عایشه چون همسر رسول‌الله (ص) است بدین معنی نیست که مقدس بوده، و از گمراهی معصوم و مصون باشد، به این دلیل که قرآن عظیم صریحاً به گمراهی همسران بعضی انبیاءِ علیهم السلام اشاره کرده‌است:


ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِينَ كَفَرُوا اِمْرَأَةَ نُوحٍ وَاِمْرَأَةَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَقِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ[4]

(خدا براى كسانى كه كفر ورزيده ‏اند آن نوح و آن لوط را مثل آورده [كه] هر دو در نكاح دو بنده از بندگان شايسته ما بودند و به آنها خيانت كردند و كارى از دست [شوهران] آنها در برابر خدا ساخته نبود و گفته شد با داخل شوندگان داخل آتش شويد).

 

قَالَ إِنَّ فِيهَا لُوطاً قَالُوا نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَن فِيهَا لَنُنَجِّيَنَّهُ وَأَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ كَانَتْ مِنَ الْغَابِرِينَ[5]

(گفت لوط [نيز] در آنجاست گفتند ما بهتر مى‏دانيم چه كسانى در آنجا هستند او و كسانش را جز زنش كه از باقى‌ماندگان [در خاكستر آتش] است‏ حتما نجات خواهيم داد).

 

وَلَمَّا أَن جَاءتْ رُسُلُنَا لُوطاً سِيءَ بِهِمْ وَضَاقَ بِهِمْ ذَرْعاً وَقَالُوا لَا تَخَفْ وَلَا تَحْزَنْ إِنَّا مُنَجُّوكَ وَأَهْلَكَ إِلَّا امْرَأَتَكَ كَانَتْ مِنَ الْغَابِرِينَ[6]

(و هنگامى كه فرستادگان ما به سوى لوط آمدند به علت [حضور] ايشان ناراحت‏ شد و دستش از[حمايت] آنها كوتاه گرديد گفتند: مترس و غم مدار كه ما تو و خانواده ‏ات را جز زنت كه از باقیماندگان [در خاكستر آتش] است‏ حتما مى‌رهانيم).

 

الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ أُوْلَئِكَ مُبَرَّؤُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ[7]

(زنان پليد براى مردان پليدند و مردان پليد براى زنان پليد و زنان پاك براى مردان پاكند و مردان پاك براى زنان پاك اينان از آنچه درباره ايشان می‌گويند بر كنارند براى آنان آمرزش و روزى نيكو خواهد بود).

که اگر این آیه آنگونه باشد که فهمیده‌ای یعنی اینکه ممکن نیست پیامبر (ص) همسری اختیار کند مگر اینکه از لحاظ ظاهر و باطن نیکو باشد، که بدین ترتیب این تعبیر در مقابل صریح قرآن قرار خواهد گرفت که ثابت می‌کند بعضی همسران پیامبران گمراه بوده و مسیرشان به سوی آتش دوزخ بوده‌است. سپس تفسیری از این آیه از جانب اهل سنت وجود دارد که می‌گوید منظور از بدکار و ناپاک در کلام و گفتار است و نیز پاکیزه و نیکو هم در گفتار و کلام است که ما در اینجا اصل تفسیر را با ذکر مصدر آورده‌ایم.

(جاء في المعجم الكبير للطبراني: ج23 ص157 – 159: عن سلمة بن نبيط عن الضحاك بن مزاحم، في قوله الخبيثون للخبيثات قال: الخبيثات من القول للخبيثين من الناس، و في قوله: الطيبات للطيبين، قال: الطيبات من القول للطيبين من الناس، حدثنا عبد الله بن محمد بن سعيد بن أبي مريم ثنا محمد بن يوسف الفريابي ثنا ورقاء، عن بن أبي نجيح عن مجاهد في قوله الطيبات و الخبيثات، قال: هو القول السيّئ و الحسن فالقول الحسن للمؤمنين و القول السيئ للكافرين). 

(المعجم الکبیر الطبرانی ج 23ص157-159: به نقل از سلمه بن نبیط به نقل از ضحاک بن مزاحم در مورد گفته: (زنان بدکار و ناپاک شایسته مردانی بدین وصفند) می‌گوید: زنان بدگفتار لایق مردم زشتکار و ناپاکند و در مورد گفته: (زنان پاکیزه و نیکو لایق مردانی این چنین هستند) می‌گوید: زنان نیکوگفتار برای نیکو و پاکند عبد الله‌بن‌محمد‌بن‌سعید‌بن‌ابی‌مریم به نقل از محمد‌بن‌یوسف‌فریابی به نقل از ورقاءِ به نقل از ابن‌ابی‌نجیح از مجاهد در مورد (زنان پاکیزه و زنان بدکار و ناپاک) می‌گوید: کلام و گفتار نیک و پاکیزه و کلام و گفتار زشت و پلید است. پس گفتار نیک برای مؤمنین و گفتار زشت و پلید برای کافران است). 

 

(حدثنا أبوخليفة ثنا محمدبن‌عبيدبن‌حساب ثنا محمدبن‌ثور، عن معمر، عن بن‌أبي‌نجيح، عن مجاهد في قوله الخبيثات للخبيثين، قال: الخبيثات من الكلام للخبيثين من الناس و الخبيثون من الناس للخبيثات من الكلام، و الطيبات من الكلام للطيبين من الناس و الطيبون من الناس للطيبات من الكلام).

(به نقل از ابو خلیفه از محمد‌بن‌عبید‌بن‌حساب از محمد‌بن‌ثور به نقل از معمراز‌ابی‌نجیح از مجاهد در مورد: (زنان بدکار و ناپاک برای مردان بدکار و ناپاک هستند) می‌گوید زنان بدکار و ناپاک در کلام و گفتار برای مردمان بدکار و ناپاک هستند، و مردمان بدکار و ناپاک برای زنان بدکار و ناپاک در کلام هستند، و زنان پاک و نیکو در کلام و گفتار برای مردمان پاک و نیکو می‌باشند و مردمان پاک و نیکو برای زنان پاک و نیکو در کلام و گفتار هستند).

 

(حدثنا علي‌بن‌المبارك‌الصنعاني ثنا يزيدبن‌المبارك ثنا محمدبن‌ثور، عن بن‌جريج، عن مجاهد في قوله: الخبيثات للخبيثين و الطيبات للطيبين، قال: القول السوء و القول الحسن للمؤمن الحسن و للكافر السئ).

(به نقل از علی‌بن‌مبارک‌صنعانی از یزید‌بن‌مبارک از محمد‌بن‌ثوربه نقل از ابن‌جریح از مجاهد در گفته‌ی: (زنان بدکار و ناپاک برای مردان ناپاک و زنان پاک و نیکو برای مردان نیکو هستند) می‌گوید: گفتار پلید و گفتار نیک برای مؤمن نیکو و کفار پلید می‌باشد).

 

(حدثنا عبدالرحمن‌بن‌سالم‌الرازي ثنا سهل‌بن‌عثمان ثنا علي‌بن‌مسهر و مروان‌بن‌معاوية، قالا: حدثنا عبدالملك‌بن‌أبي‌سليمان، عن القاسم‌بن‌أبي‌بزة، عن سعيدبن‌جبير، في قوله: الخبيثات للخبيثين و الطيبات للطيبين، قال: الخبيثات من القول للخبيثين من الناس و الطيبات من القول للطيبين من الناس).

(به نقل از عبد الرحمن‌بن‌سالم‌راضی از سهل‌بن‌عثمان از علی‌بن‌مسهر و مروان‌ابن‌معاویه به نقل از عبد‌الملک‌بن‌ابی‌سلیمان از قاسم‌بن‌ابی‌بزه از سعید‌بن‌جبیر در مورد گفته: (زنان بد کار و ناپاک برای مردان ناپاک و زنان پاک و نیکو برای مردان نیکو هستند) می‌گوید: زنان بدکار و ناپاک در گفتار و کلام برای مردمان ناپاک و زنان پاک و نیکو برای مردمان نیکو می‌باشند).

و ممکن است مراد از زنان بدکار و ناپاک و زنان پاک و نیکو زنانی خاص در زمان حضرت رسول (ص) یا اینکه زنانی مشخص و با صفاتی مشخص بوده و کلام بصورت عام نباشد، بنابراین شما چگونه قرآن را برحسب خواسته‌ها و افکار خود تفسیر می‌کنید؟!! به هر حال درک و فهم شما از این آیه مخالف صریح قرآن است که یاد می‌کند بعضی پیامبران با زنانی ازدواج کرده‌اند که از اهل آتش جهنم هستند. اما در مورد اهل‌بیت پیامبر (ص) و اختصاص علی‌بن‌ابی‌طالب و فرزندانشان به آن، امری است که از طریق شیعه و سنی به اثبات رسیده‌است حال بعضی از روایات را که از اهل سنت در این‌باره نقل شده‌است را برای شما ذکر می‌کنم که حجیت را بر شما تمام کنم:

(حدثنا زكريابن‌يحيى‌الساجي ثنا أحمدبن‌إسحاق‌الأهوازي ثنا أبوأحمدالزبيري ثنا حسن‌بن‌صالح، عن عبدالملك‌بن‌أبي‌سليمان، عن القاسم‌بن أبي بزة، عن مجاهد أو سعيدبن‌جبير في قوله الخبيثات للخبيثين، قال: الخبيثات من القول للخبيثين من الناس و الطيبات من القول للطيبين من الناس حدثنا زكريا‌بن‌يحيى‌الساجي ثنا أحمدبن‌إسحاق‌الأهوازي ثنا أبوأحمدالزبيري ثنا حسن‌بن‌صالح، عن عبدالملك‌بن‌أبي‌سليمان، عن القاسم‌بن‌أبي‌بزة، عن مجاهد أو سعيد‌بن‌جبير في قوله الخبيثات للخبيثين، قال: الخبيثات من القول للخبيثين من الناس و الطيبات من القول للطيبين من الناس).

 

(روى أحمد في مسنده: عن علي‌بن‌زيد، عن أنس‌بن‌مالك، أن النبي كان يمر ببيت فاطمة ستة أشهر إذا خرج إلى الفجر فيقول: (الصلاة يا أهل البيت، إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيراً).[8]

(به نقل از علی‌بن‌زید از انس‌بن‌مالک نقل شده‌است که پیامبر اعظم (ص) به مدت شش ماه هنگامی که می‌خواستند برای نماز صبح تشریف ببرند به خانه فاطمه سرزده و می‌فرمود: (وقت نماز است. خدا چنین می‌خواهد هر رجس و آلایش را از شما خانواده‌ی نبوت ببرد و شما را از هر عیب پاک و منزه گرداند).

 

 (وروى أيضاً: عن شدادأبى‌عمار، قال: دخلت على وائلة‌بن‌الأسقع و عنده قوم فذكروا علياً، فلما قاموا قال لي: ألا أخبرك بما رأيت من رسول‌الله؟ قلت: بلى، قال: أتيت فاطمة (رضي الله تعالى) عنها أسألها عن علي، قالت: توجه إلى رسول‌الله، فجلست أنتظره حتى جاء رسول‌الله ومعه علي و حسن و حسين (رضي الله تعالى عنهم) آخذ كل واحد منهما بيده حتى دخل، فأدنى علياً و فاطمة فأجلسهما بين يديه و أجلس حسناً و حسيناً كل واحد منهما على فخذه ثم لف عليهم ثوبه أو قال: كساء، ثم تلا هذه الآية:﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً﴾، و قال: (اللهم هؤلاء أهل بيتي و أهل بيتي أحق)[9]

(به نقل از شداد ‌ابی‌عمار که می‌گوید: به منزل وائله‌بن‌أسقع رفتم و نزد او جماعتی بودند که ذکر علی را به میان آوردند سپس هنگامی که رفتند، وائله به من گفت می‌خواهی از آنچه که از رسول‌الله دیدم تو را باخبر سازم؟ گفتم بله،گفت: به منزل فاطمه (رضی الله عنها) رفتم و از او سراغ علی را گرفتم وگفت نزد رسول‌الله صلی‌الله علیه و سلم رفته است پس در آنجا نشسته و منتظر او شدم تا وقتی که رسول‌الله تشریف آوردن و همراه ایشان علی و حسن و حسین (رضی الله‌عنهما) بودند و در حالی که دست حسن و حسین در دستان رسول‌الله بود وارد شدند سپس همراه ایشان علی و فاطمه را نزدیک خود نشاند و حسن و حسین را روی دو پای خویش نشاند و بعد لباس یا همان عبای خود را دور آنها پیچاند سپس این آیه را تلاوت فرمود: اِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً (همانا خدا چنین می‌خواهد هر رجس و آلایش را از شما خانواده‌ی نبوت ببرد و شما را از هر عیب پاک و منزه گرداند) و فرمود: خداوندا این افراد اهل‌بیت من هستند و اهل‌بیت من محق‌ترند).

 

وروى أيضاً: عن عطاءبن‌أبي‌رباح، قال: (حدثني من سمع أم سلمة تذكر إن النبي كان في بيتها، فاتته فاطمة ببرمة فيها خزيرة فدخلت لها عليه، فقال لها: ادعى زوجك و ابنيك، قالت: فجاء علي و الحسين و الحسن فدخلوا عليه فجلسوا يأكلون من تلك الخزيرة و هو على منامة له على دكان تحته كساء له خيبري، قالت: و أنا أصلي في الحجرة، فأنزل الله عزوجل هذه الآية: ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً﴾ قالت: فأخذ فضل الكساء فغشاهم به ثم أخرج يده فألوى بها إلى السماء، ثم قال: اللهم هؤلاء أهل بيتي و خاصتي، فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيراً، اللهم هؤلاء أهل بيتي و خاصتي فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيراً، قالت: فأدخلت رأسي البيت فقلت و أنا معكم يا رسول‌الله؟ قال: إنك إلى خير إنك إلى خير.[10]

(به نقل از عطاءِ‌بن‌ابی‌رباح که می‌گوید: از شخصی شنیدم که می‌گفت: از ام‌سلمه شنیدم که می‌گوید روزی پیامبر (ص) در منزل ایشان بوده که فاطمه نزد ایشان آمده در حالی که خوراکی از نان و گوشت خردشده برای پیامبر (ص) آورده بود پس وقتی داخل شد پیامبر (ص) به ایشان فرمود: همسر و دو پسرت را بگو به نزد من بیایند، پس علی و حسن و حسین آمدند وارد شده و نشستند و شروع به خوردن از آن غذا کردند پیامبر (ص) در جای خواب خود نشسته بود و عبا یا همان کسای حیبری ایشان زیرشان قرار گرفته بود. ام‌سلمه می‌گوید من در اتاق در حال خواندن نماز بودم پس خدای تبارک و تعالی این آیه را نازل فرمود اِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً (همانا خدا چنین می‌خواهد هر رجس و آلایش را از شما خانواده‌ی نبوت ببرد و شما را از هر عیب پاک و منزه گرداند). سپس پیامبر عبای خود را دور آنها پیچاند و دستان خود را به سوی آسمان بالا برد و فرمود: خداوندا این افراد اهل‌بیت و خواص من هستند پس هر رجس و آلایش را از آنها ببر و آنها را از هر عیب پاک و منزه گردان. ام‌سلمه می‌گوید: من هم سر خود را داخل اتاق کردم وگفتم ای رسول‌الله (ص) آیا من هم با شما هستم؟ فرمود: همانا تو عاقبت به خیر خواهی‌شد).

 

عن مصعب بن‌شيبة، عن صفية بنت‎ شبية، قالت: قالت عائشة: (خرج النبي غداة و عليه مرط مرحل من شعر أسود، فجاء الحسن بن علي فادخله، ثم جاء الحسين فدخل معه، ثم جاءت فاطمة فأدخلها، ثم جاء علي فادخله، ثم قال: إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً[11]

(به نقل از مصعب‌بن‌شیبه از صفیه دختر شیبه که می‌گوید: عایشه می‌گوید روزی پیامبر زود هنگام از خانه بیرون رفت در حالی که عبایی از پشم سیاه بر تن داشت، پس حسن بن علی آمد و پیامبر او را زیر عبای خود وارد کرد بعد حسین بن علی آمد و او را نیز زیر عبای خود وارد کرد سپس فاطمه آمد و پیامبر او را نیز زیر عبای خود وارد کرد و بعد علی آمد و پیامبر او را نیز وارد کرد سپس فرمود: اِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً (همانا خدا چنین می‌خواهد هر رجس و آلایش را از شما خانواده‌ی نبوت ببرد و شما را از هر عیب پاک و منزه گرداند).

 

وروى الحاكم عن إسماعيل‌بن‌عبد الله‌بن‌جعفر‌بن‌أبي‌طالب، عن أبيه، قال: (لما نظر رسول‌الله إلى الرحمة هابطة قال: ادعوا لي ادعوا لي، فقالت صفية: من يا رسول‌الله؟ قال: أهل بيتي علياً و فاطمة و الحسن و الحسين، فجيئ بهم فألقى عليهم النبي كساءه ثم رفع يديه ثم قال: اللهم هؤلاء آلي فصل على محمد و على آل محمد، و أنزل الله عزوجل: إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً[12]

(به نقل از اسماعیل‌بن‌عبد‌الله ‌بن‌جعفر‌ بن‌ابی‌طالب به نقل از پدرشان که می‌فرماید: هنگامی که پیامبر نزول رحمت الهی را مشاهده کرد، فرمود: بگویید نزد من بیایند بگوید نزد من بیایند، صفیه گفت چه کسی را ای رسول‌الله؟ پیامبر فرمود: اهل‌بیتم را علی و فاطمه و حسن و حسین را، سپس وقتی آمدند پیامبر عبای خود را روی آنها انداخت پس دستان خود را به سوی آسمان بلند کرد و فرمود: خداوندا اینها اهل‌بیت من هستند پس درود فرست بر محمد و بر آل محمد پس خدای عزوجل این آیه را نازل فرمود: اِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً (همانا خدا چنین می‌خواهد هر رجس و آلایش را از شما خانواده‌ی نبوت ببرد و شما را از هر عیب پاک و منزه گرداند).

 

 وروى الترمذي عن عطاء، عن عمربن‌أبي‌سلمة ربيب النبي، قال: (نزلت هذه الآية على النبي -إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً- في بيت أم سلمة، فدعا النبي فاطمة و حسناً و حسيناً فجللهم بكساء و علي خلف ظهره فجلله بكساء ثم قال: اللهم هؤلاء أهل بيتي فأذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيراً. قالت أم سلمة: و أنا معهم يا رسول‌الله؟ قال: أنت على مكانك و أنت إلى خير)[13]

 به نقل از عطاءِ از عمر‌بن‌ابی‌سلمه فرزند خوانده‌ی پیامبر که می‌گوید: این آیه: اِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً (همانا خدا چنین می‌خواهد هر رجس و آلایش را از شما خانواده‌ی نبوت ببرد و شما را از هر عیب پاک و منزه گرداند) در خانه‌ی ام‌سلمه بر پیامبر نازل شد پس پیامبر فاطمه و حسن و حسین و علی را خواند و آنها را زیر عبای خود وارد کرد و فرمود: خداوندا اینها اهل‌بیت من هستند پس هر رجس و آلایشی را از آنها ببر و آنها را از هر عیب پاک و منزه گردان، ام‌سلمه گفت: ای رسول‌الله آیا من هم با آنها هستم؟ پیامبر فرمود: تو همان جا بمان و تو عاقبت به خیر می‌شوی). 

و چیزی که در این احادیث و خصوصاٌ حدیث اخیر بسیار واضح است دلالت آنها بر حصر اهل‌بیت در علی و فاطمه و فرزندان آنها می‌باشد طوری که این نیست حتی شامل ام‌سلمه همسر پیامبر (ص) هم نمی‌شود. علاوه‌ بر این دلایل بیشتری نیز وجود دارد: و در آخر از خدای تبارک و تعالی برای شما هدایت و انا به راه حق و حقیقت را مسألت دارم.

و الحمدلله رب العالمین وصلی الله علی محمد وآل محمد الائمه والمهدیین وسلم تسلیما .

انجمن علمی انصار امام مهدی علیهم السلام (خداوند در زمین تمکینش دهد).

شیخ ناظم عقیلی

 منبع: کتاب پاسخ‌های روشن گرانه جلد3.

 


پی نوشت ها:

[1]- انبیا:83و84.

[2]- هود: 73.

[3]- قصص: 29.

[4]- تحریم: 10.

[5]- عنکوبت: 32.

[6]- عنکوبت: 33.

[7]- نور: 26.

[8]- مسند احمد: ج 3 ص 259.

[9]- مسند احمد: ج 4 ص 107 

[10]- مسند احمد: ج 6 ص 292.

[11]- صحیح مسلم: ج 7 ص 130.

[12]- المستدرک للحاکم النیشابوری: ج 3 ص 147-148.

1- سنن ترمذی: ج 5 ص 328 .

ادامه مطلب...

امام احمدالحسن (ع) فرمودند:

«ای مردم، علمای گمراه و پیروان‌شان شما را فریب ندهند. بخوانید، جستجو کنید، دقت کـنید و بـیاموزید و خود ، حقيقت را بـيابـيد و بر كس دیگری توکل نکـنید تا برای آخرت شما تصمیم‌گیری کند زیرا که فردا پشیـمان خواهید شد و فردا پشیمانی را سودی نخواهد داشت». خطبه پنجم محرم ۱۳۸۹ هـ.ش.سايت مهديون , سايت انصار امام مهدي , سايت رسمي فارسي انصار امام مهدي , سايت سيد احمدالحسن , سايت يماني , نقد يماني , يماني کيست , نقد احمدالحسن , ادله احمدالحسن , راه شناخت يماني , راه شناخت يماني چيست , يمن و آخرالزمان , سيد يماني , سيد احمد الحسن يماني , عکس سيد يماني , يماني ظهور کرد , نشانه هاي سيد يماني , سيد احمدالحسن,يماني , يماني موعود , مهدي اول , احمدالحسن , احمد الحسن , طالع مشرقي , خراساني , پرچم هاي خراسان , طالقان , انصار طالقان , علائم ظهور , امام احمدالحسن , احمد, خسف بيداء , خسف بيدا , شبيه عيسي , مصلوب , ملک عبدالله , سفياني , دجال اکبر , شام , يمن , انا يماني , سوريه , ايران , عراق , بصره , دجال بصره , حيدر مشتت , دجله بصره , قائم , امام زمان , مهدي , مهديون , سيد احمد الحسن يماني , سيد يماني کيست , احمد الحسن کيست , سيد يماني در عراق , يماني موعود , کشته شدن نفس زکيه چيست , خروج يماني , ظهور يماني , سايت سيد احمد الحسن يماني , عکس احمد الحسن يماني , فرقه يماني در ايران , فرقه يماني , فرقه يماني چيست , احمد الحسن يماني کيست ؟ , رائفي پور احمد الحسن , عکس احمد الحسن يماني , مسيح , دين مسيح , عيسي مسيح کيست , صليب مسيح , صليب کشيدن , صليب مسيحيت , عکس هاي صليب , صليب نشانه چيست , قوانين دين مسيحيت , احکام دين مسيحيت , مسيحيت در ايران , آشنايي با دين مسيحيت , کتاب مقدس , انجيل , تورات , حواريون , مريم , مريم مقدس , تنخ , نظريه تکامل انسان , نظريه تکامل داروين چيست , نظريه تکامل داروين pdf , رد نظريه تکامل , نظريه تکامل داروين به زبان ساده , نظريه داروين تکامل انسان , نظريه تکامل و انسان , فيلم تکامل , داوکينز , هاوکينگ , خداناباوران مشهور , دلايل خداناباوران , خداناباوران , آتئيست , منکر وجود خدا در جدول ,دانشمندان خدا باور , آتئيست و آگنوستيک , نقد آتئيست , کانال آتئيست ها در تلگرام , آتئيست تلگرام , آتئيست کيست , نماد آتئيست , ستاره شش پر , ستاره پنج پر , ستاره حضرت سليمان , ستاره داوود در اسلام , طلسم ستاره داوود , قانون معرفت حجت , راه شناخت حجت هاي الهي , راه شناخت امام , قيامت , عذاب , آخرالزمان , نشانه هاي آخر الزمان , نشانه هاي آخرالزمان در تهران , آخرالزمان+پيشگويي , اخر الزمان رائفي پور , آخرالزمان و داعش , نشانه هاي آخرالزمان در قرآن , صاحب الزمان , حجت بن الحسن , آيا امام زمان داراي زن و فرزند هستند , فرزندان امام زمان , 12 مهدي , وصيت پيامبر , وصيت پيامبر دوازده مهدي , متن وصيت پيامبر , وصيت پيامبر به امام علي , وصيت نامه پيامبر , وصيت نامه حضرت محمد , شب وفات پيامبر , حديث وصيت , حديث ثقلين , امام احمد , احمدالحسن , دلايل سيد احمد الحسن براي شيعه ,الحاد , ادله دعوت يماني , روياي صادقه , مکتب نجف اشرف , کتاب توهم الحاد , کتاب توهم بي خدايي , کتاب عقائد الاسلام , کتب سيد احمدالحسن , آيه اکمال الدين , تدريس آيه اکمال الدين , پالتاک , فيس بوک امام احمدالحسن , فيسبوک امام احمد الحسن , خطبه هاي امام احمدالحسن , ادله دعوت براي سني ها , دانلود کتب ترجمه احمدالحسن , کتب سيد احمد الحسن , دعوت سيد احمد الحسن , پيام هاي فيس بوک سيد احمد الحسن , منابع رسمي دعوت يماني , دعوت يماني , يماني کيست , نقد الحاد , محمد نبي در عهدين , هفته نامه زمان ظهور , سايت هفته نامه زمان ظهور , موسسه وارثين ملکوت , وبسايت انگليسي انصار امام مهدي , وبسايت فارسي انصار امام مهدي , تالار گفتگو انصار امام مهدي , علماي غير عامل , فقهاي آخرالزمان , گوساله سامري , اهل تسنن , انصار امام مهدي , 10313 , 313 , دوازده مهديين , احمد الحسني , احمد الحسن اليماني , احمد الحسن يماني سايت , احمد الحسن يماني کيست؟ , سيد احمد الحسن يماني ع , سيد حسن حمامي , شيخ ناظم عقيلي , دکتر علاء سالم , دعوت مبارک يماني , راه شناخت يماني , يماني از يمن , يماني از کجا خروج مي کند , انصار الله , انصار امام مهدي , انصار امام احمد اليماني , انصار امام المهدي , سيد يماني , سيد يماني ظهور کرد , سيد يماني کيست , روايات آخرالزمان , روايات خمس , روايات ظهور , روايات يماني , روايات درباره يماني , روايات خروج يماني , روايات قيام يماني , حديث وصيت , مهديون , مهديون شاهد , مهديون چه کساني هستند , حديث 12 مهدي , 12 مهدي , احمديم احمدي , عکس يماني , تصاوير يماني , عکس سيد يماني , عکس احمد الحسن يماني , صاحب پرچم هدايت , جريان مدعي يماني ,تصاوير دروغين منتسب به سيد احمد الحسن يماني ,پسر انسان در کتاب مقدس , پسر انسان در انجيل , پسر انسان کيست, صليب شکسته , يماني , احمد الحسن , کتاب توهم بي خدايي , کتاب توهم الحاد , کتاب عقائد الاسلام , کتاب گوساله , کتاب همگام با بنده صالح , کتاب همگام با عبد صالح , کتاب وصيت مقدس , کتاب وصيت مقدس نوشتار بازدارنده از گمراهي , کتاب توحيد , کتاب وصي در تورات, انجيل و قرآن , کتاب چشم اندازي هاي از قوم سومر و آکد , سومر و آکد , سومر , کتاب تفسير آيه اي از سوره يونس , تفسير سوره يونس , کتاب سرگرداني , کتاب راه به سوي خدا , کتاب شرايع الاسلام , کتاب شرائع الاسلام , کتاب رجعت , کتاب رجعت سومين روز از روزهاي بزرگ خدا , رساله اي در فقه خمس , کتب سيد احمد الحسن , دانلود کتاب هاي سيد احمد الحسن , کتاب سيد احمد الحسن , علم سيد احمد الحسن , علوم سيد احمد الحسن , کتب روايي , سفر حضرت موسي به مجمع البحرين , کتاب روشنگري هايي از دعوت فرستادگان , کتاب روشنگري از دعوت فرستادگان , نامه هدايت , ادله مسيحيان , کتاب پاسخ هاي روشنگرانه , جواب المنير , نصيحتي براي طلبه هاي حوزه هاي علميه , نصيحتي براي طلاب حوزه هاي علميه , کتاب جهاد درب بهشت , جهاد , جهاد اکبر , کتاب متشابهات , دانلود کتاب متشابهات , بيان حق و سداد از طريق علم اعداد , علم اعداد , کتاب سيزدهمين حواري , کتاب حواري سيزده , حواريون , کتاب حاکميت الله نه حاکميت مردم , حاکميت الله , دموکراسي , کتاب گزيده اي از تفسير سوره فاتحه , سوره فاتحه , تفسير سوره فاتحه , پاسخ هاي فقهي , کتاب طهارت , دانلود کتب يماني , دانلود کتب سيد احمد الحسن , کتب انصار امام مهدي , دلايل عام دعوت , علم سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار امام مهدي , سايت انصار امام مهدي , انصار , علاء سالم ,رسالتي در يگانگي شخصيت مهدي اول, قائم و يماني , گفتگوي داستاني درباره‌ي دعوت مبارک يماني , رسالتي آشکار , کتاب دليل ادله , شيخ ناظم عقيلي , وصي در کتاب , کتاب برهان مبين , ابن تمام , يماني کيست , ملاقات با امام مهدي , کتاب وصيت و وصي احمد الحسن عليه السلام ,پژوهشي در شخصيت يماني , کتاب يماني موعود حجت الله , شيخ حيدر زيادي , علامات زمان ظهور , يماني امام مهدي , کتاب ضرورت وجود زمينه ساز , بشار الفيصلي , سفياني به آستانه‌ي درب‌ها رسيده پس يماني کجاست؟ , شيخ عادل سعيدي , اخبار طاهرين در مورد مهدي و مهديين (ع) , روايات مهديين , دلايل اثبات ذريه‎ي امام مهدي , رسالتي در مورد روايت اصبغ بن نُباته  , چهل حديث در مورد مهديين و ذريه قائم , کتاب چهل حديث , کتاب مهديين دوازده‌گانه فرزندان امام مهدي  , کتاب در پيشگاه صيحه , زکي انصاري , خواب , ارکان رويا , کتاب کرامات و غيبيات , انصار سيد احمد الحسن , کتاب رؤيا در مفهوم اهل بيت  , استاد ضياء زيدي , رؤياي صادقه , بازگو کردن رؤيا ,کتاب شيعيان در معرض آزمايش , دکتر عبدالرزاق ديراوي , کتاب خوش آمدي اي فرزند فاطمه  , کتاب شکست منتظران , کتاب مجتمع ما بين تکبر و نفاق , کتاب بلکه هدايت شويد , شيخ ناظم عقيلي , فقهاي آخر الزمان , کتاب فرمان‌روايي امروز از آنِ کيست , کتاب همانا که تأويلش فرا رسيد , متشابهات , حق اين‌گونه شناخته مي‌شود نه با شبهات , شيخ عبد العالي منصوري , احمد الحسن , احمد موعود- پيوند دهنده‌ي رسالت‌هاي آسماني و کشتي نجات برگزيدگان , دکتر علاء سالم , کتاب احمد موعود , شبيه عيسي و مصلوب کيست؟ , شبيه عيسي , شبيه عيسي عليه السلام , روزگار رهائي (روز بزرگ و وحشتناک خدا) , کتاب روزگار رهايي , استاد عادل سعيدي , کتاب مسيح راز خداوند , شيخ صادق محمدي , کتاب يحياي عصر , کتاب مهدي ولي الله , دعوت يماني , يماني , سيد يماني , سيد احمد الحسن , مهديين , دانلود کتاب غيبت طوسي , کتاب الغيبه طوسي , کتاب غيبت نعماني , کتاب اصول کافي , کتاب ملاحم و فتن , کتاب بشارت الاسلام , کتاب کمال الدين , دانلود کتاب مقدس , عهد عتيق , کتاب مقدس , تورات , دانلود کتاب تورات , عهد جديد , انجيل , اناجيل اربعه , دانلود کتاب انجيل , سفر پيدايش , کتاب پيدايش , کتاب خروج , کتاب تثنيه , کتاب اشعيا , کتاب داوود , کتاب مزامير , کتاب ارميا , کتاب دانيال , کتاب حبقوق , انجيل متي , انجيل يوحنا , انجيل مرقس , انجيل لوقا , انجيل برنابا , انجيل يهودا , کتاب روميان , دانلود کتب مسيحيان , دانلود کتب يهوديان , رساله يهودا , يهودا , مکاشفه يوحنا , يوحنا لاهوتي , شمعون , پطرس , نظریه فرگشت , نظریه تکامل , تطور , تکامل , فرگشت ,چارلز داروین , داوکینز , خداناباوران , توهم بی خدایی , کتاب توهم بی خدایی , ادله سید احمدالحسن برای خداناباوران , خدا , دلایل وجود خدا , برهان نظم , اثرات خدا , آتئیست , ادله امام احمد الحسن , یمانی , قیام گر مشرق , مهدی اول , عصمت یمانی , یمانی از یمن , یمن , راه شناخت یمانی چیست , راه شناخت یمانی , قانون شناخت خلفای الهی , قانون معرفت حجت , دعوت به حاکمیت خدا , رویای صادقه , استخاره , سید احمد الحسن یمانی , سید یمانی , وصی سیزدهم , مهدیین , فرزندان امام مهدی , وصیت مقدس رسول الله , مهدیین , مهدیین در قرآن , نام احمد در روایات , صاحب الامر , کتاب عقائد الاسلام , یمانی کیست  , مهدی آخرالزمان , مهدی در قرآن , خلیفة الله مهدی , امام مهدی , علائم قیام , وقت ظهور امام مهدی , حجیت رویا , راههای شناخت خلیفة الله , علم مهدی , بزرگان ادیان الهی , کتاب وصیت مقدس , سیرت سید احمد الحسن , یهودیان , مسیحیان , آیات کتاب مقدس , عیسی مسیح , یحیی , یحیا , فرستادگان الهی , پسر نرینه , پسر انسان , منجی از بصره , تسلی دهنده , غلام امین , یحیی نبی , اشعیا نبی , احمد الحسن , حجت های الهی , نامه هدایت , پاسخ های روشنگرانه , سیزدهمین حواری , حواری سیزده , توهم الحاد , جایگاه معجزه در کتاب مقدس , محمد نبی , بشارت اشعیا , وصی در تورات , سیره دعوت سید احمد الحسن , وصیت شب وفات پیامبر , شجره سید احمد الحسن , نسب سید احمد الحسن , بصره , امام مهدی , صدام طاغوت , طلاب حوزه , صدام ملعون , انصار امام مهدی , یمانی , نسب امام احمد الحسن, نسب سید احمد الحسن , یمانی موعود , سید یمانی , سید احمد الحسن یمانی , وبسایت رسمی مکتب نجف اشرف , وبسایت رسمی انصار امام مهدی , وبسایت رسمی فارسی انصار امام مهدی , وبسایت موسسه وارثین ملکوت , صفحه فیس بوک مکتب نجف