wrapper

آخرین اخبار

چرا احمد الحسن در حوزه علیمه درس خوانده است؟

علم احمد الحسن

چرا احمد الحسن در حوزه علیمه درس خوانده است؟

ورود ایشان به حوزه علمیه‌ی نجف به‌ منظور تحصیل علوم دینی پیش از آگاه شدنشان از رسالتشان، و قبل از شروع دعوتشان و به دستور امام زمان (علیه السلام) در رویا بوده است اما با آگاه شدن از نقص در روش تدریس در حوزه از آن خارج شدند.

سپس بعد از آگاه شدن از جایگاهشان در این دنیا، مجددا وارد حوزه شدند که این‌بار برای انجام ماموریتی  که امام زمان (علیه السلام) در ملاقات با سید احمد الحسن (علیه السلام) به ایشان محول کرده بودند؛ این کار را انجام دادند. این بخشی از کلام ایشان در این رابطه است:

«اسمم احمد است و در شهر بصره در جنوب عراق زندگی می‌کردم. تحصیلات دانشگاهی خود را با مدرک لیسانس مهندسی عمران به پایان رسانیدم. سپس به نجف نقل مکان کردم و در آن‌جا با هدف تحصیل علوم دینی ساکن شدم. پس از شرکت در کلاس‌های درس و اطلاع از روش تدریس در حوزه‌ی نجف، دیدم که تدریس در آن‌جا کم ارزش و بی‌محتوا است (حداقل برای من یا به نظر من). فهمیدم که نقص بزرگی در روش آن‌ها وجود دارد. آن‌ها زبان عربی، منطق و فلسفه، اصول فقه، علم کلام (عقاید) و فقه (احکام شرعی) را تدریس می‌کنند ولی به هیچ عنوان قرآن کريم و همچنین سنّت شریف (احادیث پیامبر خدا حضرت محمد (ص) و ائمه (علیهم السلام)) را مورد مطالعه قرار نمی‌دهند و همین‌طور اخلاق الهی را نیز تدریس نمی‌کنند؛ اخلاقی که هر مؤمنی باید به آن آراسته گردد. بنابراین گوشه‌نشینی در خانه‌ام را برگزیدم و بدون این‌که از کسی کمک بخواهم، علوم آن‌ها را خودم به تنهایی خواندم؛ فقط با آن‌ها در ارتباط بودم و با برخی از آن‌ها مراوده داشتم و برخی از آن‌ها نیز با من رفت و آمد می‌کردند. من در حوزه‌ی علمیه‌ی نجف و در بین علمایشان بودم، همان‌طور که مريم مقدس (علیه السلام) در هیکل و در بین علمای یهود بود. اما علت رفتنم به حوزه‌ی علمیه‌ی نجف این بود که امام مهدی (علیه السلام) را در رویا دیدم و به من دستور داد که به حوزه‌ی علمیه‌ی نجف بروم و در رویا به من خبر داد که چه نتیجه‌ای به دست خواهم آورد و هر آن‌چه در رؤیا به من اطلاع داده شد بود، همه به واقعیت پیوست». (جواب‌های روشن‌گرانه، ج 2، س 100)

 

«اولین ملاقاتم با امام مهدی (ع) در این زندگی دنیوی در حرم امامین عسکریین (ع) بود و در این ملاقات با امام مهدی (ع) آشنا شدم. این ملاقات چند سال قبل بود (چند سال قبل از نگارش خطبه ملاقات یعنی 1424 برابر با 1382) و پس از این ملاقات، ملاقات‌هایم با ایشان ادامه یافت و ایشان امور زیادی را برایم روشن ساخت لکن مرا امر به تبلیغ آن‌ها نفرمودند بلکه این امور مختص من بود تا مرا بسازد و به سوی اخلاق نیک و خداپسندانه سوق دهد، و به من علم و معرفت را در آن زمان ارزانی داشت و ایشان مرا از انحرافات زیادی که در حوزه‌ی علمیه‌ی نجف وجود داشت آگاه ساخت: اعم از انحرافات علمی یا عملی اجتماعی و یا اقتصادی و سیاسی، یا انحرافات اشخاصی که افراد متشخصی در حوزه‌ی علمیه به حساب می‌آمدند ... به هرحال روزها و ماه‌ها گذشت و خدا خواست که امام (ع) را ملاقات کنم و این‌بار مرا به حوزه‌ی علمیه‌ی نجف اشرف فرستاد تا آن‌چه را که مرا از آن باخبر کرده بود، برای عده‌ای از طلاب حوزه‌ی علمیه مطرح کنم ... در اواخر ماه رمضان به نجف رفتم و شروع کردم به بازگو کردن مسائلی که از امام (ع) تعلیم گرفته بودم و مباحثه میان من و میان طلبه‌ی حوزه‌ی علمیه بالا گرفت و نتیجه‌اش این شد که بعضی از آن‌ها از من دور شدند و بعضی هم مخالفم شدند و عده‌ای هم با حرف‌هایم موافق بودند ولی یاری‌ام نمی‌کردند....». (خطبه‌ی ملاقات)

پس همچنان‌که مشخص شد، سید احمد الحسن (علیه السلام) هرگز و خصوصا پس از آغاز رسالتشان، در حوزه تحصیل نکرده‌اند بلکه برای ابلاغ رسالتشان و به امر امام مهدی به آن‌جا رفتند.

والحمدلله

 

ادامه مطلب...

مقایسه صفات ظاهری حضرت مهدی (ع) و مهدی اول (یمانی) طبق روایات

مقایسه صفات ظاهری حضرت مهدی (ع) و مهدی اول (یمانی) طبق روایات

مقایسه صفات ظاهری حضرت مهدی (ع) و مهدی اول (یمانی) طبق روایات:

بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمد لله رب العالمین

اللهم صلِ على محمد و آلِ محمد الأئمة و المهديين و سلم تسليماً كثيراً

بسیاری از محققان و اندیشمندان در هنگام تحقیق در قضیه ی امام مهدی (ع) بسیاری از روایات را می بینند که در هنگام عدم درک و فهم و عدم توانایی تأویل آنها، حکم تناقض، ضعیف و… صادر می کنند، در صورتی که حتی کمترین توجه به این حدیث نمی کنند: ابو بصير گويد: امام صادق عليه السلام مى فرمايد:

(حديثنا صعب مستصعب، لا يؤمن به إلاّ ملك مقرّب أو نبي مرسل أو عبد امتحن اللّه قلبه للإيمان).
(حديث ما سخت و دشوار است، كسى نمى تواند به آن ايمان بياورد جز فرشته ی مقرّب، يا پيامبر مرسل، يا بنده اى كه خداوند دلش را به ايمان آزموده باشد).بصائر الدرجات: ۴۱، حديث ۴. الكافى: ۱ / ۴۰۱ ـ ۴۰۳، باب «فيما جاء أنّ حديثهم صعب مستصعب»، بحار الانوار: ۲ / ۱۸۲ ـ ۱۹۷، باب «إنّ حديثهم عليهم السلام صعب مستصعب وأنّ كلامهم ذو وجوه كثيرة».

سعی و تلاش‌های مکرر در رد و ضعیف کردن احادیث اهل بیت (ع) هنگام متشابه بودن آن بر جاهلش منجر به انکار بسیاری از احادیث شد، غافل از اینکه این روایات به هیچ عنوان در تناقض نمی باشند، منتهی نیاز به عالمی از اهل بیت (ع) دارند تا آنها را تأویل نماید.

یکی از مواردی که دائماً محققان در آن دچار تردید و شک می شوند، مسأله ی صفات ظاهری امام مهدی (ع) است، در برخی روایات آمده است که امام مهدی (ع) قامتی متوسط دارد، و در روایتی دیگر ایشان را قد بلند وصف می کند، در روایتی ایشان را به سفید و در روایتی سیه چرده، و در روایتی با ابروانی پیوسه و دیگری از هم جدا شده…. در این روایات سعی داریم این صفات را بررسی نماییم، و قبل از آن اشاره به یک روایت می کنیم تا منظور اهل بیت (ع) برای همگان آشکار شود:

عن أبي جعفر محمد بن علي الباقر، عن أبيه، عن جده عليهم السلام قال: قال أمير المؤمنين عليه السلام ـ وهو على المنبر: (…له (القائم) اسمان: اسم يخفى واسم يعلن، فأما الذي يخفى فأحمد و أما الذي يعلن فمحمد).
از امام باقر (ع) از پدرش (ع) از جدش (ع) فرمود: امیر المؤمنین (ع) در حالی که بر روی منبر بود فرمود: (قائم دو نام دارد نامى مخفى و نامى آشكار، نام مخفى احمد و نام آشكار محمد است).كمال الدين وتمام النعمة ج ۲ ص ۶۵۳.

روایتی که از امام محمد باقر، از امام علی (ع) نقل شده است، منظور از آن، نام نمی باشد، بلکه مُراد از آن معرفی دو شخصیت یا دو قائم می باشد که بصورت رمزی به آن اشاره کرده است، و اگر در متن روایت تأمل فرمایید امام (ع) می فرماید یکی از نام های ایشان پنهان است در صورتی که آن اسم را صریحاً ذکر می کند و معنایی برای پنهان ماندن باقی نمی ماند بلکه منظور از فرموده ی ایشان (ع) امر یا شخصیت می باشد که بر عموم خلق پنهان است و می ماند، تا زمانی که او بیاید و برای ما این روایات را محکم کرده و بر ما احتجاج کند. در صفات ظاهری نیز به شخصیت پنهان که احمد است اشاره شده است و صفات ظاهری ایشان را کاملاً بیان فرمودند.

در تأویلاتی که از طرف علمای بی عمل صورت گرفته، اینگونه به مردم تلقین کردند که هر حجت از حجت های خدا و خصوصاً ائمه (ع) نقش خاصی دارد و هر کدام مسیر خود را به دور از حجت قبلی طی می کند، غافل از اینکه این مسأله را اهل بیت (ع) به وضوح روشن ساختند، که امر پدر و فرزند و یا حتی فرزندِ فرزند یکی می باشد.

عن أبي عبد الله عليه السلام قال: (إذا قلنا في رجل قولاً، فلم يكن فيه وكان في ولده أو ولد ولده فلا تنكروا ذلك، فإن الله تعالى يفعل ما يشاء).

امام صادق (ع) فرمود: (اگر درباره ی مردى سخنى گویيم و در او نباشد و در فرزند يا فرزندِ فرزند او باشد، آن را انكار نكنيد، زيرا خداى تعالى هر چه خواهد مى كند).الكافي: ج ۱ ص ۵۳۵.

قال الصادق (ع): (أوحى الله إلى عمران أني واهب لك ذكراً سوياً، مباركاً، يبرئ الأكمه والأبرص ويحيي الموتى بإذن الله، وجاعله رسولاً إلى بني إسرائيل، فحدث عمران امرأته حنة بذلك وهي ام مريم، فلما حملت كان حملها بها عند نفسها غلام، (فَلَمَّا وَضَعَتْهَا قَالَتْ رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُهَا أُنثَى وَلَيْسَ الذَّكَرُ كَالأُنثَى).آل عمران:۳۶، أي لا يكون البنت رسولاً. يقول الله عز وجل: (وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا وَضَعَتْ).آل عمران:۳۶، فلما وهب الله تعالى لمريم عيسى كان هو الذي بشر به عمران ووعده إياه، فإذا قلنا في الرجل منا شيئاً وكان في ولده أو ولد ولده فلا تنكروا ذلك).

امام صادق (ع) فرمود: (خداى تعالى به عمران (ع) وحى كرد كه من به تو پسرى مى بخشم، سالم و مبارک كه به اذن خدا كور مادر زاد و پيس را درمان كند و مردگان را به اذن خدا زنده كند. و او را رسولی برای بنی اسرائيل قرار می دهم. عمران اين مطلب را به همسرش حنة كه مادر مريم است خبر داد. چون به مريم حامله گشت، فكر مى كرد كه حملش پسر است. چون او را زائید، گفت: (پروردگارا، من دختر زائیده ام و پسر و دختر همانند نیستند). یعنی دختر که رسول نمی شود. خداى عز و جل (درباره ی او) مى فرمايد: (خدا به آنچه او زائيده داناتر است). سپس چون خداى تعالى عيسى را به مريم بخشيد، او همان پيغمبرى بود كه به عمران بشارت داده شده بود و به او وعده داده بودند. پس اگر ما درباره ی مردى از خاندان خود چيزى گفتيم، و در فرزند يا فرزندِ فرزند او انجام شد آن را انكار نكنيد).الكافي: ج ۱ ص ۵۳۵.

بنابراین طبق روایات روشن و صریح اهل بیت عصمت و طهارت، اگر درباره ی مردی از خاندان خود چیزی گفتند، و در فرزند یا فرزندِ فرزند او انجام شد او را انکار نکنید، زیرا هدف یکی می باشد و همه از جانب پروردگار متعال می باشند و برای خدا مشیتی است. لذا در روایات می بینید در مورد امام مهدی (ع) گاهی وقتها صفات ایشان و گاهی وقتها صفات فرزندشان را ذکر می کنند و گاهی وقتها صفات هر دو (امام مهدى (ع) و فرزندشان) را در یک روایت ذکر می نمایند تا امر ایشان مخفی بماند تا آن زمان که خود ظاهر شود و امر خود را آشکار سازد.

عن مالك الجهني قال: قلت لأبي جعفر عليه السلام: (إنا نصف صاحب هذا الأمر بالصفة التي ليس بها أحد من الناس. فقال: لا والله، لا يكون ذلك أبداً حتى يكون هو الذي يحتج عليكم بذلك ويدعوكم إليه).
مالک جهنی گوید: به امام باقر (ع) عرض کردم: (ما صاحب این امر را با صفتی وصف می کنیم که احدی از مردم چنان نیست. امام باقر (ع) فرمود: نه بخدا که چنین نخواهد بود تا زمانی که خودش بیاید و بر شما بدان احتجاج کند و شما را به خود دعوت کند).غيبت نعمانی: ص ۳۳۷

اهل بیت (ع) به امر بسیاری مهمی اشاره داشتند، که روایت زیر آن را روشن می سازد:

در غيبت شيخ نعمانى/۱۸۸ و ۲۱۱، عن علي بن أبي حمزة. عن أبي عبد الله عليه السلام أنه قال: (لو قد قام القائم لأنكره الناس، لأنه يرجع إليهم شاباً موفقاً، لا يثبت عليه إلا من قد أخذ الله ميثاقه في الذر الأول! وفي غير هذه الرواية أنه قال عليه السلام: وإن أعظم البلية أن يخرج إليهم صاحبهم شاباً وهم يحسبونه شيخاً كبيراً).

حضرت امام صادق (ع) فرمود: (اگر قائم (ع) خروج کند بسيارى از مردم منکرش شوند، چون در قيافه ی جوان موفق مسدد محکم بر مى ‏گردد و در عقيده به او فقط مؤمنى که خدا در عالم ذر از او پيمان گرفته باقى مى ‏ماند).

و در روايتى دیگر:

(از امتحانات بزرگ [خداوندی] است كه صاحبشان به صورت جوانی ظاهر می شود، در حالی كه آنها او را پيری كهنسال تصور می كنند).

و در روایتی دیگر نیز آمده است:

(در صاحب الزمان نشانى از حضرت يونس هست و آن اينكه بعد از غيبتش، به صورت جوانی ظاهر می شود).و عقد الدرر/۴۱، و منتخب الأنوار/۱۸۸ و نحو آن غيبت شيخ طوسى/۲۵۹، و از آن إثبات الهداة:۳/۵۱۲ و۵۳۶ و۵۸۳، و بحار:۵۲/۲۸۷، و۳۸۵.

و هیچ کس تصور نکند که امام مهدی (ع) بصورت جوان بر می گردد، بلکه اهل بیت (ع) منظورشان فرزند امام مهدی (ع) اول ایمان آورندگان و زمینه ساز می باشد که جوانی موفق و در سن سی سالگی ظهور کردند.

عن الإمام الصادق (ع): (و یظهر فی صورة فتی موفق ابن اثني وثلاثین سنة حتی ترجع عنه طائفه من الناس).
از امام صادق (ع) فرمود: (به صورت جوان رشیدی سی و دو ساله آشکار می گردد چندان که گروهی از مردم از او باز می گردند. او زمین را همچنان که از ستمگری و تجاوز پر شده است، لبریز از برابری و دادگری خواهد کرد).غیبت شیخ نعمانی ص ۱۹۸.

عن النبي (ص) قال: (انه رجل من ولدي كأنه من رجال بني إسرائيل يخرج عن جهد من أمتي وبلاء، عربي اللون ابن أربعين سنة كأنه وجه كوكب دري يملأ الأرض عدلاً كما مُلئت ظلماً وجوراً يملك…).
از رسول الله (ص) فرمود: (او مردی از فرزندان من است گویی که از مردان بنی اسرائیل است (هیکل اسرائیلی دارد) بر اثر مشقت و خستگی از امتم و بلاء خروج می کند، رنگ او عربی است فرزند چهل ساله که صورت او مانند ماهی درخشان است دنیا را پر از عدل و داد می کند بعد از اینکه پر از ظلم و ستم شده باشد……).الملاحم والفتن لابن طاووس ص۱۴۱.

و در اینجا دو روایت اشاره به فرزند امام مهدی (ع) دارند، که روایت اول ایشان را در هنگام ظهور وصف می نماید و دیگری ایشان را هنگام خروج یا قیام با شمشیر بیان می دارد، و جزئیات این امر در مقایسه ی صفات ظاهری بیشتر روشن خواهد شد.

صفات ظاهری امام مهدی (ع) در روایات:

عن أبي جعفر محمد بن علي الباقر، عن أبيه، عن جده عليهم السلام قال: قال أمير المؤمنين (ع) – وهو على المنبر -: (يخرج رجل من ولدي في آخر الزمان أبيض اللون، مشرب بالحمرة، مبدح البطن عريض الفخذين، عظيم مشاش المنكبين بظهره شامتان: شامة على لون جلده وشامة على شبه شامة النبي صلى الله عليه وآله، له اسمان: اسم يخفى واسم يعلن، فأما الذي يخفى فأحمد وأما الذي يعلن فمحمد إذا هز رايته أضاء لها ما بين المشرق والمغرب، ووضع يده على رؤوس العباد فلا يبقى مؤمن إلا صار قلبه أشد من زبر الحديد، وأعطاه الله تعالى قوة أربعين رجلاً، ولا يبقى ميت إلا دخلت عليه تلك الفرحة (في قلبه) و هو في قبره، وهم يتزاورون في قبورهم، ويتباشرون بقيام القائم صلوات الله عليه).
ابى الجارود زياد بن منذر، از امام باقر، از جدش نقل كرده كه فرمود: علی عليه السلام فرمودند: (در آخر الزمان مردى از فرزندان من قيام خواهد كرد كه رنگ پوست او سفيد بوده و به سرخى می گرايد، و داراى شكم و رانهايى عريض و پهن و شانه هايى بزرگ می باشد. در پشت او دو خال يكى به رنگ پوست و ديگرى شبيه خال پيامبر صلى الله عليه و آله بوده و دو نام دارد يكى پنهان و ديگرى آشكار، اما آنكه پنهان بوده، احمد، و آنكه آشكار بوده، محمد، می باشد زمانيكه پرچم خود را به اهتزاز در آورد تمام آنچه كه ميان مشرق و مغرب است برايش روشن و آشكار می شود و دستش را بر سر بندگان خدا می گذارد و مؤمنى باقى نمی ماند جز آنكه قلبش از آهن محكم تر گرديده و قدرت چهل مرد را خداوند به او می دهد و اموات در قبرهاى خود به قيام حضرت مسرور گشته و يكديگر را زيارت كرده و مژده قيام آن حضرت را به يكديگر می دهند).كمال الدين وتمام النعمة- الشيخ الصدوق ج ۲ ص ۶۵۳ ، إعلام الورى: ص ۴۳۴ ب ۴ ف ۴ ، الخرائج: ج ۳ ص ۱۱۴۹ – ۱۱۵۰ ح ۵۸ ، إثبات الهداة: ج ۳ ص ۴۹۰ – ۴۹۱ ب ۳۲ ف ۵ ح ۲۳۰ ، حلية الأبرار: ج ۲ ص ۵۸۲ ب ۲۰ و في : ص ۵۸۵ – ۵۸۶ و در: ص ۶۱۷ – ۶۱۸، البحار: ج ۵۱ ص ۳۵ ب ۴ ح ۴ ، منتخب الأثر: ص ۱۸۶ ف ۲ ب ۴ ح ۲.

 

أَخْبَرَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ قَالَ حَدَّثَنَا عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ مُوسَى الْعَلَوِيُّ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ الْحَكَمِ بْنِ ظُهَيْرٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عَيَّاشٍ عَنِ الْأَعْمَشِ عَنْ أَبِي وَائِلٍ قَالَ نَظَرَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيٌّ (ع) إِلَى الْحُسَيْنِ (ع) فَقَالَ: (إِنَّ ابْنِي هَذَا سَيِّدٌ كَمَا سَمَّاهُ رَسُولُ اللَّهِ (ص) سَيِّداً، وَ سَيُخْرِجُ اللَّهُ مِنْ صُلْبِهِ رَجُلًا بِاسْمِ نَبِيِّكُمْ يُشْبِهُهُ فِي الْخَلْقِ وَالْخُلُقِ يَخْرُجُ عَلَى حِينِ غَفْلَةٍ مِنَ النَّاسِ وَ إِمَاتَةٍ لِلْحَقِّ وَ إِظْهَارٍ لِلْجَوْرِ وَاللَّهِ لَوْ لَمْ يَخْرُجْ لَضُرِبَتْ عُنُقُهُ يَفْرَحُ بِخُرُوجِهِ أَهْلُ السَّمَاوَاتِ وَسُكَّانُهَا وَهُوَ رَجُلٌ أَجْلَى الْجَبِينِ أَقْنَى الْأَنْفِ ضَخْمُ الْبَطْنِ أَزْيَلُ الْفَخِذَيْنِ بِفَخِذِهِ الْيُمْنَى شَأْمَةٌ أَفْلَجُ الثَّنَايَا وَ يَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْرا).
از على بن احمد از عبيد الله بن موسى العلوى از بعضى از مردان از ابراهيم بن حكم بن ظهير از اسماعيل بن عياش از اعمش از ابی وائل روايت شده كه گفت: امير المؤمنين علىّ عليه السّلام به امام حسين عليه السّلام نگاه كرده فرمود: اين فرزندم آقا است همان گونه كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله او را آقا ناميده است، در آينده ای نه چندان دور خداوند مردى از صلب او به در خواهد آورد كه با پيامبرتان همنام است، و از حيث آفرينش و سيرت و اخلاق همانند او خواهد بود، و به هنگامى كه مردم در غفلت و بى‏ خبرى به سر مى‏ برند و نيز فرو كشتن حقّ و آشكار كردن ستمكارى خروج خواهد كرد، به خدا سوگند اگر خروج نكند گردن او زده خواهد شد، اهل آسمانها و ساكنين آن با خروج او شادمان خواهند شد. او مردى است بلند پيشانى، داراى بينى باريكى كه ميانش اندكى بر آمدگى دارد، بر آمده شكم، داراى رانهائى درشت و پهن، خالى بر ران راست اوست، ميان دو دندان پيشين او گشاده است و او زمين را همان گونه كه از ستم و جور پر شده است از دادگرى لبريز خواهد كرد. غيبت شیخ نعمانی ص ۲۱۵.

 

قال الصادق (ع) «في المهدي»: (ليس بالطويل الشامخ، ولا بالقصير اللازق )اللاصق) بل مربوع القامة، مدور الهامة، واسع الصدر، صلت الجبين (بارزه) مقرون (ازج) الحاجبين، على خده الأيمن خال کأنه فتات المسک على رضراخته العنبر).

حضرت امام صادق (ع) درباره ى حضرت مهدى (عج) فرمود: (نه بسيار بلند قد و نه کوتاه اندام است بلکه چهارشانه و جمجمه اش گرد و سينه اش وسيع و گشاده و پيشانی بلند و ابروان (كشيده و باریک) پيوسته دارد و بر گونه ى مبارک راستش خالى است گويى خرده مشک بر خرده عنبر پاشيده).يوم الخلاص: ص ۷۷

 

قال: نعيم بن حماد عن علي رضي الله عنه قال: (… كث اللحية أكحل العينين براق الثنايا في وجهه خال أقنى أجلى في كتفه علامة النبي صلى الله عليه وسلم… يبعث وهو ما بين الثلاثين إلى الأربعين).

هيثم بن عبدالرحمان از كسى كه براى او نقل كرده، از على عليه السلام روايت نموده كه فرمود: (… محاسن او پر پشت و چشمانش سياه و دندانهايش سفيد و براق است و در صورتش خال درشت و نمايانى بوده و در كتف او علامت پيامبر صلى الله عليه و آله مى باشد… سن آن حضرت هنگام قيام بين سى تا چهل سال خواهد بود).شرح إحقاق الحق – السيد المرعشي – ج ۱۹ – ص ۶۵۴ حديث سوم و مانند آن نيز در الملاحم والفتن – السيد بن طاووس الحسني ص ۷۳.

 

از قصه ى ديدار على بن مهزيار با امام مهدى (ع) گوید: (… و إذا هو كغصن بان و أو قضيب ريحان، سمح سخي تقي نقي، ليس بالطويل الشامخ و لا بالقصير اللازق، بل مربوع القامة، مدور الهامة، صلت الجبين، أزج الحاجبين، أقنى الأنف، سهل الخدين،على خده الأيمن خال كأنه فتات مسك على رضراضة عنبر).

(… امام ‌عليه السلام مثل شاخه سرو و ساقه ى ريحان بود، حضرت آقا و بخشنده و متقى بود، قدش نه خيلي بلند بود نه كوتاه، بلكه قامت مبارک حضرت متوسط بود، سر مبارک حضرت گرد بود، پيشانی ‌اش بلند بود، ابروهايش كمانی بود و به هم پيوسته، بينی مبارک نازک و بلند بود، سمت راست صورت، خالی داشت كه گويا پاره مشک روی صفحه عنبر چكيده باشد).غيبت شيخ طوسى ص ۲۶۵.

 

الحرث بن عبد الله الجارثي الهمداني، والحرث بن شرب كل حدثنا: (انهم كانوا عند علي بن أبي طالب عليه السلام فكان إذا قبل ابنه الحسن عليه السلام يقول: (مرحباً يا بن رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم، وإذا اقبل الحسين يقول: بأبى أنت وأمي يا أبا ابن خيرة الإماء فقيل له: يا أمير المؤمنين ما بالك تقول هذا للحسن وتقول هذا للحسين؟ ومن ابن خيرة الإماء؟ فقال: ذلك الفقيد الطريد الشريد: محمد بن الحسن بن علي بن محمد بن علي بن موسى بن جعفر بن محمد بن علي بن الحسين عليهم السلام هذا ووضع يده على رأس الحسين عليه السلام).

ابن عياش در كتاب مقتضب مى‏ گويد: شيخ ابو الحسين بن عبدالصمد بن على از نوح بن دراج و چند نفر ديگر نقل كرد: (آن ‏ها در حضور اميرالمؤمنين‏ عليه السلام بودند، وقتی که امام حسن (ع) وارد می شد، فرمود: مرحبا ای پسر رسول الله (ص). و وقتى امام حسين‏ عليه السلام وارد شد حضرت به ايشان فرمود: پدرم به قربان پدر فرزند بهترين كنيزها! به آن حضرت گفته شد: يا امير المؤمنين علّت چيست كه براى امام حسين ‏عليه السلام اين تعابير را به كار مى ‏بريد؟ فرزند بهترين كنيزها كيست؟ حضرت على ‏عليه السلام در جواب فرمود: او گمشده ‏اى است كه از نزديكان و خويشاوندان و وطن خود دور است، نام او م-ح-م-د فرزند حسن بن على بن محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسين است؛ در اين هنگام دست خود را بر سر مبارک امام حسين ‏عليه السلام نهاده فرمودند: همين حسين ‏عليه السلام).

در روایات فوق صفات و ویژگی های ظاهری حضرت مهدی (ع) ذکر شده اند: رنگ پوست او سفيد بوده و به سرخى می گرايد، و داراى شكم و رانهايى عريض و پهن و شانه هايى بزرگ می باشد. در پشت او دو خال يكى به رنگ پوست و ديگرى شبيه خال پيامبر صلى الله عليه و آله بوده – بلند پيشانى، داراى بينى باريكى كه ميانش اندكى بر آمدگى دارد، بر آمده شكم، داراى رانهائى درشت و پهن، خالى بر ران راست اوست، ميان دو دندان پيشين او گشاده است – نه بسيار بلند قد و نه کوتاه اندام است بلکه چهارشانه و جمجمه اش گرد و سينه اش وسيع و گشاده و پيشانی بلندی دارد.

اکنون به روایات زیر دقت فرمایید که صفات مهم جهت مقایسه با صفات فوق را در اینجا ذکر می کنم: شخصی است سرخ و سفید دارای چشمانی گود و فرو رفته و ابروانی پُر پشت و برجسته و شانه ای پهن و بر سرش حزاز (پوسته ای که از سر فرو می ریزد) و بر صورتش اثری است خداوند موسی را رحمت کند – شكمش فراخ، و ابروانش پيوسته، ساقهاى پايش باريک، فاصله ما بين دو شانه ‏اش دور، و رنگ چهره ‏اش سياه، و با وجود رنگ گندمى – قائم را دو نشانه است در سر او خالی وجود دارد و به سرش شوره دارد یا یک خال در میان دو کتف اوست – فرزند شش می باشد و مادرش بهترين كنيزه است – شکم پهن است و به علاوه بر سرش حزاز دارد از تبار خوش سیمایان است خداوند فلانی (حضرت موسی) را رحمت کند – او جوانى است متوسط اندام، خوش رو، و خوش مو، كه موهايش بر دو شانه او ريخته و نور رويش سياهى موى ريش و سرش را فرا گرفته پدرم به فداى فرزند بهترين كنيزان – وى فرزند كنيزى سياه است – پدرم فدای فرزند برگزیده ی کنیزان- یعنی قائم از فرزندانش (ع) – پدرم فدای فرزند برگزیده کنیز باد، آیا او همان فاطمه (س) است؟ حضرت فرمود: همانا فاطمه (س) برگزیده زنان آزاده است، مقصود آن حضرت آن کسی است که شکمش عریض و رنگش سرخ و سفید است خداوند فلانی را رحمت کند.

حدثنا أبو سليمان أحمد بن هوذة قال حدثنا إبراهيم بن إسحاق النهاوندي قال حدثنا عبد الله بن حماد الأنصاري قال حدثنا عبد الله بن بكير عن حمران بن أعين قال: (قلت لأبي جعفر الباقر (ع) جعلت فداك إني قد دخلت المدينة و في حقوي هميان فيه ألف دينار و قد أعطيت الله عهداً أنني أنفقها ببابك ديناراً دينارا أو تجيبني فيما أسألك عنه. فقال: يا حمران سل تجب ولا تنفقن دنانيرك فقلت سألتك بقرابتك من رسول الله (ص) أنت صاحب هذا الأمر والقائم به؟ قال: لا. قلت: فمن هو بأبي أنت وأمي؟ فقال: ذاك المشرب حمرة الغائر العينين المشرف الحاجبين العريض ما بين المنكبين برأسه حزاز و بوجهه أثر رحم الله موسى).
حمران بن اعین گوید: (به امام باقر (ع) عرض کردم فدایت گردم من در حالی که کیسه چرمینی به کمر داشتم که هزار دینار در آن بود وارد مدینه شدم و با خدا عهد کردم که آن را بر در خانه شما یک دینار یک دینار انفاق کنم تا اینکه در آنچه از شما راجع به آن سوال می کنم به من پاسخ دهی. پس آن حضرت فرمود: ای حمران بپرس که پاسخ شنوی و دینارهای خود را نیز انفاق مکن. پس عرض کردم: شما را به خویشاوندی و بستگی که با رسول خدا (ص) دارید از شما می پرسم آیا شما صاحب این امر و قائم بدان هستی؟ فرمود: نه. عرض کردم: پدر و مادرم فدای تو پس او هر چه کسی است؟ فرمود: او شخصی است سرخ و سفید دارای چشمانی گود و فرو رفته و ابروانی پُر پشت و برجسته و شانه ای پهن و بر سرش حزاز (پوسته ای که از سر فرو می ریزد) و بر صورتش اثری است خداوند موسی را رحمت کند).غيبت شیخ نعمانی ص : ۲۱۵.

 

قال الباقر (ع): (مشرف الحاجبين، غائر العينين من سهر الليالي، بوجهه اثر).

حضرت امام باقر (ع) فرمود: ( «مهدي (عج)» داراى ابروان پيوسته و چشم ها بر اثر بيداري شبها به گودى فرو رفته در چهره ى مبارکش اثر نمودار است).يوم الخلاص ص ۷۹

 

عن حذيقة قال: قال رسول الله (ص): (المهدي (عج) رجل من ولدي لونه لون عربي و جسمه جسم اسرائيلي، على خده الأيمن خال، کأنه کوکب دري، يملأ الأرض عدلاً کما ملئت جورا، يرضى في خلافته اهل الأرض و اهل السماء الطير في الجو).

به نقل از حذيفه (ره) گفت: رسول الله (ص) فرمود: مهدى (عج) مردى از فرزندان من است رنگ او رنگ عربى و بدنش بدن اسرائيلى و بر گونه ى راستش خالى رسته همچون ستاره ى درخشان زمين را پس از آنکه لبريز از ظلم شده باشد پر از عدل کند اهل زمين و آسمان و پرندگان هوا در خلافتش راضى باشند).بحار ج ۵۱ ص ۹۵ و کشف الغمة ج ۲ ص ۴۶۹

 

عن يحيى بن الفضل النوفلي قال: (دخلت على أبي الحسن موسى ابن جعفر (ع) ببغداد حين فرغ من صلاة العصر، فرفع يديه إلى السماء وسمعته يقول: أنت الله لا إله إلا أنت الأول والآخر والظاهر والباطن، …، أسئلك أن تصلي على محمد وآل محمد، وأن تعجل فرج المنتقم لك من أعدائك ، وأنجز له ما وعدته يا ذا الجلال والإكرام. قال: قلت: من المدعو له؟ قال: ذاك المهدي من آل محمد صلى الله عليه وآله. ثم قال: بأبي المنتدح البطن، المقرون الحاجبين، أحمش الساقين، بعيد مابين المنكبين، أسمر اللون، يعتوره مع سمرته صفرة من سهر الليل، بأبي من ليله يرعى النجوم ساجداً وراكعاً…).
يحيى بن فضل نوفلى گويد: (در بغداد، بعد از اتمام حضرت ابى الحسن موسى بن جعفر عليه السّلام از نماز عصر، به خدمت آن بزرگوار وارد شدم، و ديدم كه دستهاى خويش را به سوى آسمان بلند نموده است، و شنيدم كه مى‏ فرمود: تويى خداوندى كه معبودى جز تو نيست كه آغاز و پايان و آشكار و نهان مى ‏باشى‏… درخواست مى ‏كنم كه بر محمّد و آل محمّد درود فرستى، و در فرج انتقام‏ گيرنده از دشمنانت تعجيل، و به وعده ی او وفا نمايى. اى صاحب بزرگى و بزرگوارى. وى ‏گويد عرض كردم: براى چه كسى دعاء فرموديد؟ فرمود: براى مهدى آل محمّد صلّى اللَّه عليه و آله. سپس افزود: پدرم فداى كسى كه شكمش فراخ، و ابروانش پيوسته، ساقهاى پايش باريک، فاصله ما بين دو شانه ‏اش دور، و رنگ چهره ‏اش سياه، و با وجود رنگ گندمى، زردى‏ به واسطه ی بيدارى شب پيوسته بر او نمايان است. پدرم فداى كسى كه شبها در حالى كه در سجده و ركوع است).بحار الأنوار – علامه مجلسی ج ۸۳ ص ۸۱ – فلاح السائل و نجاح المسائل ص ۲۰۰ ، سليم بن قيس هلالى ص ۷۰۶.

 

عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (ع) أَوْ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع) الشَّكُّ مِنِ ابْنِ عِصَامٍ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ بِالْقَائِمِ عَلَامَتَانِ شَأْمَةٌ فِي رَأْسِهِ وَدَاءُ الْحَزَازِ بِرَأْسِهِ وَ شَأْمَةٌ بَيْنَ كَتِفَيْهِ مِنْ جَانِبِهِ الْأَيْسَرِ تَحْتَ كَتِفِهِ الْأَيْسَرِ وَرَقَةٌ مِثْلُ وَرَقَةِ الْآس‏.
ابو بصیر گوید: امام باقر یا امام صادق (ع) – شک از محمد بن عصام (یکی از راویان این حدیث) است – فرمود: (ای ابا محمد، قائم را دو نشانه است در سر او خالی وجود دارد و به سرش شوره دارد یا یک خال در میان دو کتف اوست از طرف چپ او زیر کتفش ورقه ای همانند ورقه آس قرار دارد).غيبت شیخ نعمانی ص۲۱۶.

 

عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (ع) أَوْ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع) الشَّكُّ مِنِ ابْنِ عِصَامٍ‏ يَا بَا مُحَمَّدٍ بِالْقَائِمِ عَلَامَتَانِ شَامَةٌ فِي رَأْسِهِ وَ دَاءُ الْحَزَازِ بِرَأْسِهِ وَ شَامَةٌ بَيْنَ كَتِفَيْهِ مِنْ جَانِبِهِ الْأَيْسَرِ تَحْتَ كَتِفَيْهِ وَرَقَةٌ مِثْلُ وَرَقَةِ الْآسِ ابْنُ سِتَّةٍ وَ ابْنُ خِيَرَةِ الْإِمَاء.
ابو بصير از امام محمد باقر يا امام جعفر صادق روايت نموده كه فرمود: (قائم دو علامت دارد: يكى خال در سر و ديگرى موى سر در سمت چپ شانه‏ هاى او خالى است و هم در زير شانه ‏هايش نشانه‏ايست چون برگ درخت آس . فرزند شش می باشد و مادرش بهترين كنيزه است‏).بحار الانوار ج ۵۱ ص ۴۱.

 

عَنْ حُمْرَانَ بْنِ أَعْيَنَ قَالَ‏ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (ع) فَقُلْتُ: أَنْتَ الْقَائِمُ؟ قَالَ: قَدْ وَلَدَنِي رَسُولُ اللَّهِ (ص) وَ أَنَّى لِلطَّالِبِ بِالدَّمِ وَ يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ. ثُمَّ أَعَدْتُ عَلَيْهِ. فَقَالَ: قَدْ عَرَفْتُ حَيْثُ تَذْهَبُ صَاحِبُكَ الْمُدَبِّحُ الْبَطْنِ ثُمَّ الْحَزَازُ بِرَأْسِهِ ابْنُ الْأَرْوَاع‏ رَحِمَ اللَّهُ فُلَانا.
حمران بن اعین گوید: از امام باقر (ع) سؤال کرده به او عرض کردم: آیا قائم شما هستی؟ پس آن حضرت فرمود: زاده و تربیت یافته بیت رسولم و یا خونخواهی کننده ام یا از من خونخواهی کنند و آنچه خدا بخواهد انجام می دهد. سپس من سؤال خود را برای آن حضرت تکرار کردم آن حضرت فرمود: فهمیدم فکر تو متوجه کجا است صاحب (موعود) تو شکم پهن است و به علاوه بر سرش حزاز دارد از تبار خوش سیمایان است خداوند فلانی را رحمت کند).غيبت شیخ نعمانی ص۲۱۶ ، بحار الأنوار ج ۵۱ ص ۴۱.

 

عَنْ جَابِرٍ الْجُعْفِيِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (ع) يَقُولُ سَأَلَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ (ع) فَقَالَ أَخْبِرْنِي عَنِ الْمَهْدِيِّ مَا اسْمُهُ فَقَالَ أَمَّا اسْمُهُ فَإِنَّ حَبِيبِي (ع) عَهِدَ إِلَيَّ أَلَّا أُحَدِّثَ بِهِ حَتَّى يَبْعَثَهُ اللَّهُ قَالَ فَأَخْبِرْنِي عَنْ صِفَتِهِ. قَالَ: هُوَ شَابٌّ مَرْبُوعٌ حَسَنُ الْوَجْهِ حَسَنُ الشَّعْرِ يَسِيلُ شَعْرُهُ عَلَى مَنْكِبَيْهِ وَ يَعْلُو نُورُ وَجْهِهِ سَوَادَ شَعْرِ لِحْيَتِهِ وَ رَأْسِهِ بِأَبِي ابْنُ خِيَرَةِ الْإِمَاء.
جابر جعفى گويد: از امام باقر عليه السّلام شنيدم كه می فرمود: (عمر بن خطاب از امير المؤمنين عليه السّلام پرسيده گفت: مرا آگاه كن از اينكه نام مهدى چيست؟ فرمود: اما نام او را پس حبيب من رسول خدا به من سفارش كرده كه براى كسى بازگو نكنم تا آنگاه كه خدا او را برانگيزد. گفت: پس از وصف او مرا آگاه فرما، حضرت امير عليه السّلام فرمود: او جوانى است متوسط اندام، خوش رو، و خوش مو، كه موهايش بر دو شانه او ريخته و نور رويش سياهى موى ريش و سرش را فرا گرفته پدرم به فداى فرزند بهترين كنيزان).غيبت شيخ طوسي ص ۴۷۰، الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ج ۲ ص ۳۸۲، إعلام الورى بأعلام الهدى ص ۴۶۵، روضة الواعظين و بصيرة المتعظين، ج‏ ۲ ص ۲۶۶ ، كشف الغمة في معرفة الأئمة ج ‏۲ ص ۴۶۴.‏

 

وعن أبي جعفر الباقر (ع) يقول: (إن صاحب هذا الأمر فيه شبه من يوسف ابن أمة سوداء يصلح الله له أمره في ليلة).
ضريس كناسى روايت نموده كه گفت: شنيدم حضرت ابا جعفر باقر (ع) می فرمود: (صاحب الأمر سنتى از يوسف دارد، وى فرزند كنيزى سياه است‏ خداوند امر او را در يک شب اصلاح گرداند).غيبت نعمانی ص۱۶۳.

 

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّامٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ جُمْهُورٍ جَمِيعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ جُمْهُورٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي الْجَارُودِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ الْوَلِيدِ الْهَمْدَانِيِّ عَنِ الْحَارِثِ الْأَعْوَرِ الْهَمْدَانِيِّ قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (ع) بِأَبِي ابْنُ خِيَرَةِ الْإِمَاءِ يَعْنِي الْقَائِمَ مِنْ وُلْدِهِ (ع) يَسُومُهُمْ خَسْفاً وَيَسْقِيهِمْ بِكَأْسٍ مُصَبَّرَةٍ وَلَا يُعْطِيهِمْ إِلَّا السَّيْفَ هَرْجاً فَعِنْدَ ذَلِكَ تَتَمَنَّى فَجَرَةُ قُرَيْشٍ لَوْ أَنَّ لَهَا مُفَادَاةً مِنَ الدُّنْيَا وَمَا فِيهَا لِيُغْفَرَ لَهَا لَا نَكُفُّ عَنْهُمْ حَتَّى يَرْضَى اللَّه‏).
حديث كرد ما را محمّد بن همّام و محمّد بن حسن بن جمهور هر دو از حسن بن محمّد بن جمهور و او از پدرش و او از سليمان بن سماعه و او از ابى الجارود و او از قاسم بن وليد همدانى و او از حارث بن عبدالله اعور همدانی گوید: امیر المؤمنین (ع) فرمود: (پدرم فدای فرزند برگزیده ی کنیزان- یعنی قائم از فرزندانش (ع) – که آنان را خوار می سازد و جام شر به ایشان می نوشاند و به آنان جز شمشیر خونریز مرگ آفرین نخواهد داد، پس در این هنگام زشتکاران قریش آرزو می کنند که ای کاش دنیا و هر آنچه در آن ا ست از آن ایشان بود و آن را فدا می دادند تا گناهانشان بخشوده شود ولی دست از ایشان بر نخواهیم داشت تا آنکه خداوند راضی شود).غيبت نعمانی ص۲۲۹.

و برای همه معروف است که امام مهدی (ع) نمی جنگد، بلکه همانطور که نقل شده است:

(ان الامامة تزف الى الامام المهدی (ع) کما تزف العروس الى زوجها).
و نقل شده است: (تأتیه الخلافة و هو جالس في بیته).
خلافت همانگونه که عروس را به داماد تحویل می دهند، به دست امام (ع) می رسد). (خلافت در صورتی که در منزل است به ایشان می رسد).البحار ج۵۲ ص ۲۶۹ – عصر الظهور للشیخ الکورانی ص۲۰۸.

و آن کس که زمینه ساز ظهور مقدس است، و می جنگد مهدی اول و یمانی موعود است که هشت ماه شمشیر را به دوش می گیرد:

حدثنا أبي رضي الله عنه قال: حدثنا محمد بن يحيى العطار قال: حدثنا جعفر بن محمد بن مالك قال: حدثني حمدان بن منصور ، عن سعد بن محمد، عن عيسى الخشاب قال: (قلت للحسين بن علي عليهما السلام: أنت صاحب هذا الامر؟ قال: لا ولكن صاحب الامر الطريد الشريد الموتور بأبيه، المكني بعمه، يضع سيفه على عاتقه ثمانية أشهر).

عیسی خشاب گوید: (به امام حسین بن علی (ع) گفتم: آیا شما صاحب این امر هستید؟ فرمود: خیر، ولیکن صاحب این امر فراری و بی خانمان است. کسی که خونخواهی پدرش را می کند. و کنیه اش به عمویش است. شمشیرش را هشت ماه بر دوشش حمل می کند).كمال الدين وتمام النعمة – الشيخ الصدوق – ص ۳۱۸- ص۳۰۳ – ص۲۹۸ – الامامة والتبصرة ص ۱۱۵ . کمال الدین ج ۱ ص ۳۱۸ . بحار الانوار ج ۵۱ ص ۱۳۳.

و در روایت فوق مطالبی را باید تأمل نمود، صاحب این امر فراری و بی خانمان است و این بر امام مهدی (ع) صدق نمی کند زیرا نه کسی او را می شناسد و نه در تعقیب است که بگریزد، و همچنین کنیه اش ابا صالح می باشد و ایشان (ع) عمویی ندارند که صالح نام داشته باشد و در واقع کنیه ی یمانی (ع) به عمویش می باشد، و روایت دیگری جهت تأکید بر اینکه آن کس که هشت ماه شمشیر به دوش می گیرد از خاندان حضرت است می گوییم:

عن الإمام علي (ع) قال: (…يخرج قبل المهدي رجل من أهل بيته في المشرق يحمل السيف على عاتقه ثمانية أشهر…).
از على عليه السّلام فرمود: (مردى از اهل بيت آن حضرت در مشرق خروج كرده در مدت هشت ماه شمشير را بر دوش خود می گیرد…).الملاحم والفتن للسيد ابن طاووس (رحم) وكتاب الممهدون للكوراني ص۱۱۰ ، بشارة الاسلام ، ما بعد الظهور للسيد الصدرص۴۸۰

توضیحی در مورد بهتر کنیزان بر اساس روایت:

أَخْبَرَنَا عَبْدُ الْوَاحِدِ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ يُونُسَ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ رَبَاحٍ الزُّهْرِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ عَلِيٍّ الْحِمْيَرِيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا الْحَكَمُ أَخُو مُشْمَعِلٍّ الْأَسَدِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي عَبْدُ الرَّحِيمِ الْقَصِيرُ قَالَ: (قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ (ع) قَوْلُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (ع) بِأَبِي ابْنُ خِيَرَةِ الْإِمَاءِ أَ هِيَ فَاطِمَةُ (ع)؟ فَقَالَ: إِنَ‏ فَاطِمَةَ (ع) خِيَرَةُ الْحَرَائِرِ ذَاكَ الْمُبْدَحُ بَطْنُهُ الْمُشْرَبُ حُمْرَةً رَحِمَ اللَّهُ فُلَانا).
عبدالرحیم قصیر گوید: به امام باقر (ع) عرض کردم: (گفتار امیر المؤمنین (ع) که می فرماید: (پدرم فدای فرزند برگزیده کنیز باد، آیا او همان فاطمه (س) است؟ حضرت فرمود: همانا فاطمه (س) برگزیده ی زنان آزاده است، مقصود آن حضرت آن کسی است که شکمش عریض و رنگش سرخ و سفید است خداوند فلانی را رحمت کند).غيبت نعمانی ص۲۲۸.

استدلال: ممكن است خواننده ی عزيز تصور كند كه حديث در مورد امام مهدى (ع) از ناحيه ى مادر اينكه دختر قيصر روم است، ولى حقيقت اين است كه وقتى حديثى خاص امام مهدى باشد و در مورد مادرش صحبت بشود منظور مادر حقيقى ايشان حضرت فاطمه (س) دخت رسول الله (ص) بهترين آزادگان مى باشد. (کتاب مهدی و مهدیین در قرآن و سنت را مطالعه کنید).

جدول مقایسه ی صفات ظاهری امام مهدی (ع) و فرزندشان مهدی اول بر اساس روایات فوق

 

صفات ظاهری امام مهدی (ع)

صفات ظاهری مهدی اول (یمانی)

1

نه قد بلند و نه کوتاه

قد بلند و هیکل [مانند حضرت موسی (ع)

2

سفید

رنگ عربی – گندمگون

3

فرزند بهترین آزادگان ، حضرت زهراء (س)

فرزند بهترین کنیزان

4

خالی در صورت دارد

اثری (علامت) در صورت دارد

5

ابروانی از هم جدا و باریک دارد

ابروانی پیوسته دارد

6

کهنسال می باشد

بین ۳۰ و ۴۰ ساله می باشد

7

----

بر سرش شوره دارد

8

شانه هایی بزرگ

شانه هایی از هم دور (چهار شانه)

آری ایشان همان مهدی است که در آخر الزمان متولد می شود، همان یمانی موعود و صاحب پرچم هدایت که امام رضا (ع) ایشان را اینگونه ذکر می نماید:

عن ام هانئ الثقفية قال: (غدوت على سيدي محمد بن علي الباقر عليه السلام فقلت له: يا سيدي آية في كتاب الله عز وجل عرضت بقلبي أقلقتني وأسهرتني قال: فاسئلي يا ام هانئ؟ قالت قلت: قول الله عز وجل [فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ * الْجَوَارِ الْكُنَّسِ] قال: نعم المسألة سألتني يا ام هانئ هذا مولود في آخر الزمان هو المهدي من هذه العترة تكون له حيرة وغيبة يضل فيها أقوام ويهتدي فيها أقوام).
ام هانی گوید: (صبحگاهی خدمت سرورم محمد بن علی باقر (ع) رسیدم. پس به ایشان عرض کردم: سرورم آیه‌ ای در کتاب خداست که مرا پریشان کرده و خواب را از من ربوده است. امام باقر (ع) فرمود: بپرس ای ام هانی. ام هانی گوید: به ایشان عرض کردم: قول خدای عز و جل : [چنین نیست قسم به ستارگانی که باز می‌ گردند * به گردش در می آیند و پنهان می‌ شوند]التکویر:۱۵-۱۶. امام باقر (ع) فرمود: خوب سؤالی از من کردی ای ام هانی. این کسی است که در آخر الزمان متولد می‌ شود. او مهدی این عترت است. برای او حیرت و غیبت است؛ که گروهی در آن زمان هدایت و گروهی دیگر گمراه می‌ شوند).کمال الدین وتمام النعمة ص ۳۳۰ باب ۳۲ ح ۱۴ . اثبات الهداة ج ۳ ص ۴۶۹ باب ۳۲ فصل ۵ ح ۱۳۶ . بحار الانوار ج ۵۱ ص ۱۳۷ باب ۵ ح ۴.

آری ایشان همان کسی است که تا امرش ظاهر نشود نباید به کنیه و نام خوانده شود، و این بارزترین مصداق بر شخصی غیر از امام مهدی (ع) می باشد، زیرا امام مهدی (ع) قبل از هر کس رسول الله (ص) و اهل بیت (ع) آشکارا نام و صفت و کنیه و لقبهای ایشان را به روشنی بیان فرمودند، و ایشان کسی نمی تواند باشد مگر سِرِ فاطمه (س) که همان مهدی اول و یمانی موعود از فرزندان محمد بن الحسن عسکری (ع) است.

وعن أبي جعفر (ع) أنه قال: (وأشهد على رجل من ولد الحسين لا يسمى ولا يكنى حتى يظهر أمره فيملأها عدلاً كما ملئت جوراً…).

از محمد باقر (ع) در حدیثی طولانی فرمود: (…و گواهى دهم كه مردى از فرزندان حسن است كه نبايد به كنيه و نام خوانده شود، تا امرش ظاهر شود و زمين را از عدالت پر كند چنان كه از ستم پر شده باشد). وسائل‏ الشيعة ج: ۱۶ ص: ۲۴۲.

و الحمد لله رب العالمین

 

ادامه مطلب...

مهدیین (ع) از فررندان امام مهدی (ع) – (اثبات ذریه)

مهدیین (ع) از فررندان امام مهدی (ع) – (اثبات ذریه)

مهدیین (ع) از فررندان امام مهدی (ع) – (اثبات ذریه):

بسم الله الرحمن الرحیم
و الحمد لله رب العالمین
و صلی الله علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما
 
 
با توجه به اینکه در مباحث قبلی به وصیت مقدس رسول الله (ص) اشاره داشتیم و آن برای حق طلب برای اثبات مهدیین و حجیتشان و ذریه ی امام مهدی (ع) کفایت می کند، اما با این حال به چند مورد بسیار مهم اشاره خواهیم کرد.
مسئله ی مهدیین (ع) و حجیت آنها کاملاً به اثبات رسیده و حتمی می باشد، و اینکه ایشان (ع) از ذریه ی امام مهدی (ع) هستند شکی نیست، به این دلیل که اولاً خلافت بعد از امام حسن (ع) و حسین (ع) جمع نمی شود. و ثانیاً خلافت در فرزندان و فرزندانِ فرزندان خواهد بود به دلیل فرموده ی الله تعالی:

(ذُرِّيَّةً بَعْضُهَا مِن بَعْضٍ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ(فرزندانى كه بعضى از آنان از نسل بعضى ديگرند و خداوند شنواى داناست).آل عمران: ۳۴.

عن حماد بن عيسى الجهني قال: قال أبو عبد الله عليه السلام: (لا تجتمع الإمامة في أخوين بعد الحسن والحسين عليهما السلام ، إنما هي في الأعقاب وأعقاب الأعقاب).
از حماد بن عیسی جهنی گفت: امام جعفر الصادق (ع) فرمود: (امامت در دو برادر بعد از حسن و حسین علیهما السلام جمع نمی شود، بلکه آن در اعقاب و اعقابِ اعقاب [در فرزندان و فرزندانِ فرزندان] خواهد بود).غیبت شیخ طوسی – ص ۲۲۶.

عن أبي عبد الله عليه السلام قال: (لا تعود الإمامة في أخوين بعد الحسن والحسين عليهما السلام أبداً، إنها جرت من علي بن الحسين عليهما السلام كما قال عز وجل: [وَأُوْلُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ] فلا تكون بعد علي بن الحسين عليهما السلام إلا في الأعقاب وأعقاب الأعقاب).
از ابی عبدالله امام جعفر الصادق (ع) فرمود: (امامت در دو برادر بعد از حسن و حسین علیهما السلام ابداً نخواهد شد، آن از علی بن الحسین علیهما السلام جاری شد همانطور که الله عز و جل فرمود: [و خويشاوندان طبق كتاب خدا بعضى نسبت به بعضى اولويت دارند و بر مؤمنان و مهاجران مقدمند] پس بعد از علی بن الحسن نخواهد بود الا در اعقاب و اعقاب اعقاب (در فرزندان و فرزندانِ فرزندان).غیبت شیخ طوسی ص ۲۲۶.

و اعقاب: اولاد هستند. و اعقاب الأعقاب: یعنی اولادِِ اولاد یا فرزندانِ فرزندان.
 
و این دلایل برای حق طلب کفایت می کنند. اما در خصوص ازدواج امام مهدی (ع) بسیاری از مردم از بی اطلاعی این امر را بصورت عجیبی رد می کنند و گویی که امام مهدی (ع) حق ازدواج یا اینکه نستجیر بالله برای به تعطیلی کشاندن سنت رسول الله (ص) مبعوث شده اند. (النکاح سنتی فمن رغب عن سنتی فلیس منی)، (ازدواج آیین پیغمبر اسلام است کسی که از سنت او اعتراض کند با پیغمبر بستگی ندارد).
 
در کتاب صحیفة الأبرار جلد پنجم، باب معجزات امام همام، ولی المتولی بقیة الله، حجة بن الحسن علیه السلام، حدیث ۹۳ آمده است:
پدرم از شیخ متأهلین، شیخ احمد بن زین الدین احسانی (قدس روحه) از پدر گرامیش زین الدین بن ابراهیم از کسی که روایت کرده، نقل می کند: (همانا حجت بن الحسن (ع) بسوی مرد جامه دوزی آمد پس نزدیک او، بر تنه ی درختی نشست و به او فرمود: دخترت را به همسری من در آور. مرد جامه دوز گفت: من شما را نمی شناسم، از کدام طایفه هستی، براستی که هستی؟ فرمود: از نسبم سؤال مکن. اگر دوست داری به من همسر دهی، پس این کار را بکن (دخترت را به همسری من در آور). مرد گفت: باید با مادرش مشورت کنم. پس از جای خود برخاست و به خانه رفت تا به همسرش در این مورد مشورت کند. اما هنگامی که از خانه خارج شد، هرگز آن شخص را ندید. و به آن جامه ای که می دوخت خیره شد و دید که دوخت و دوز آن تمام شده و آماده است و به تنه ی درختی که امام بر روی آن نشسته بود، نگاه کرد و دید که آن سبز گشته و برگ داده و بر تنه اش این ابیات حک شده اند:

أنا العلوي الهاشمي الذي ارتمى
به الخوف والأيام بالمرء ترتمي
 

وضاقت بی الأرض والفضا برحبها
و لم أستطع نيل السماء بسلم

وبين لي الأرض التي أنا كاتب
عليها بخطي فأقر ما شئت وافهم
 
ثلاث عصي صففت بعد خاتم
على رأسها مثل السنان المقوم

وميم طميس أبتر ثم سلم
كهيأة سلام وليس بسلم
 
وأربع مثل الأنامل صففت
قشير إلى الخيرات من كل مغنم
 
وهاء شقيق ثم واو منكس
كأنبوب حجام وليس بمحجم
 
خطوط على الأعراف لاح رسومها
عليها براهين من النور فاعلم
 
فعدتها من بعد عشر ثلاثة
فلا تك في إحصائها ذا توهم

عليها من النور الإلهي جلالة
إلى كل إنسي فصيح وأعجمي

فمن أحرف التوراة فيهن أربع
وأربع من إنجيل عيسى بن مريم

وخمس من القرآن وهي تمامها
فاضع إلى الاسم العظيم المعظم

فيا حامل الاسم الذي جل قدره
توق به كل المكاره تسلم

فلا حية تدنو ولا عقرباً ترى
ولا أسد يأتي إليك يهمهم

ولا تخش من رمح ولا ضرب خنجر
ولا تخشى دبوساً ولا رمي أسهم

هم الطور والشورى هم الحج والنساء
هم الشجر الطوبى لدى المتفهم

وصل على المختار من آل هاشم
وعترته يا ذي الجلال وسلم

و اینگونه امام مهدی ارواحنا له الفداء حال و وضع خود در این دنیا را بیان می فرماید:

من هستم علویّ هاشمیّ آن کسیکه ترس او را از میان مردم خارج نموده و روزگار کارش این چنین است که مردمان شایسته ی الهی را از میان مردم خارج می کند. و زمین و فضا با همه این فراخیش بر من تنگ گردیده و نمی توانم با نردبانی هم به آسمان بالا روم. و این زمینی که من روی آن این اشعار را  نوشتم به خط خودم  از مِلک من بدان و اگر خواهی به آن اقرار کن و بفهم. بر سر هر سه چون سنان مدّی بکشد آن چنان که نبود خم. بعد از آن میم بی دمی باشد که بود کور و چشم او بر هم. پس بود نردبان سه پایه که نباشد از آن زیاد و نه کم. بعد از آن چار الف بود همسر چون انامل ستاده پهلوی هم. هست آنگاه‌ ها و پس واو که بود کج به هیأت محجم….

شیخ (خداوند روحش را پاک گرداند) گفت: (پدرم به رحمت الهی پیوسته: و نقل می کند هنگامی که مرد جامه دوز بازگشت و به مغازه ی خود نگاه کرد، دید که آن مغازه دو نصف شده؛ زیرا امام (ع) در آن فرو رفته و غایب گشتند و آن مغازه همان سرداب موجود در سرّ من رأی می باشد که تا به امروز، تبدیل به زیارتگاهی شده که امام را در آن زیارت می کنند).
 
 
نظر به اینکه دلایل مهم را در ابتدا ذکر نمودیم و در مباحث قبلی نیز همه چیز را شرح دادیم، و نظر به اینکه تنها قرآن و فرموده های معصومین (ع) بر ما حجت است، اما جهت پایبند ساختن و اطمینان از ادای حق مطلب، این مطلب را با اقوال برخی از علماء خاتمه می دهیم.

۱- گفته های علماء در مورد ذریه ی امام مهدی علیه السلام

۲- گزاره های علماء در مورد روایاتی که بر حکومتداری مستقیم مهدیین (ع) بعد از امام مهدی حجت بن الحسن (ع) دلالت می کنند:

السيد المرتضى (رحمه الله ) قال تعليقاً على رواية: (… القائم والقوام من بعده …). قال: (إنا لانقطع بزوال التكليف عند موت المهدي (ع) بل يجوز أن يبقى بعده أئمة يقومون بحفظ الدين ومصالح أهله ولايخرجنا ذلك عن التسمية بالإثني عشري لأنا كلفنا أن نعلم إمامتهم وقد بيّنا ذلك بياناً شافياً فانفردنا بذلك عن غيرنا).
سید مرتضی (ره) در توضیح و تعلیق روایت: (… قائم و قوام بعد از او …) می گوید: (تکلیف با وفات امام مهدی(ع) منقطع و زوال نمی یابد بلکه جایز است ائمه ای بعد از او حضور یابند تا به حفظ دین و مصالح اهل آن، حکومتداری کنند و این امر ما را از تسمیه ی اثنی عشری خارج نمی سازد بلکه ما مکلف به شناخت امامت ایشان هستیم و آن را با تبیانی شافی بیان کردیم پس به همین سبب از غیرمان منفرد گشتیم).بحار الأنوار ۱۴۸/۵۳.

و سید مرتضی از بزرگان علمای معاصر ما می باشد و در حشمت او همین کفایت می کند که شاگرد و تربیت یافته ی دامان شیخ مفید (ره) بوده و شیعه بر علم و فضلیّت او شاهد و گواه است.

الشيخ الكفعمي في المصباح حسب ما نقله عنه الميرزا النوري والعلامة المجلسي واليك ما نقله الميرزا النوري قال: ( قال الشيخ الكفعمي في مصباحه: [روى يونس بن عبد الرحمن عن الرضا (ع) انه كان يأمر بالدعاء لصاحب الأمر (ع) بهذا الدعاء: اللهم ادفع عن وليك… الى آخره] وانه ذكر في آخره: [اللهم صلِ على ولاة عهده والأئمة من بعده…] الى آخر ما تقدم قريب منه. وقال (الكفعمي) في الحاشية: [أي صل عليه أولاً، ثم صل عليهم ثانياً من بعد أن تصلي عليه ويريد بالائمة من بعده أولاده لأنهم علماء أشراف والعالم إمام من اقتدى به ويدل عليه قوله: [والأئمة من ولده] في الدعاء المروي عن المهدي عليه السلام).
شیخ کفعمی در مصباح بر حسب آنچه که میرزا نوری و علامه مجلسی نقل کرده اند، این متن آنچه که میرزا نوری نقل کرده است: شیخ کفعمی در مصباح خود می گوید: یونس بن عبد الرحمن از امام رضا (ع) روایت کرده که امام (ع) همواره در باب دعاء برای صاحب امر بر اثر این دعا سفارش و تأکید می کرد: [بار الهی دفع کن از ولّی خویش…] و در مقطع دیگر فرمود: [بار الهی بر والیان عهد او و ائمه ی بعد از او درود فرست…] تا آخر. و کفعمی در حاشیه می گوید: یعنی: [ابتدا بر او درود فرست [یعنی امام مهدی (ع)] سپس بر ائمه ی بعد از او. و مقصود ایشان، ائمه از فرزندان حضرتش (ع) می باشند؛ زیرا آنان علماء و اشراف می باشند؛ و عالم امام کسی است که به او اقتداء می کند و این فرموده ی حضرت بر این امر دلالت می کند که در دعای روایت شده، فرمود: [و ائمه از فرزندانش]).النجم الثاقب ۲/۷۲/بحار۹۹/۱۲۵.

 

 السيد علي بن طاووس (رحمه الله) في جمال الأسبوع قال معلقاً على ذكر الصلاة على ذرية الإمام المهدي (ع) في بعض الأدعية: (وقد تضمن هذا الدعاء قوله عليه السلام: [اللهم صل على ولاة عهده والأئمة من بعده] ولعل المراد بذلك أن الصلوة على الأئمة يرتبهم في أيامه للصلوة بالعباد في البلاد والأئمة في الأحكام في تلك الأيام وان الصلوة عليهم تكون بعد ذكر الصلوة عليه صلوات الله عليه بدليل قوله: [ولاة عهده] لأن ولاة العهود يكونون في الحيوة فكأن المراد: [اللهم صل (بعد الصلوة عليه) على ولاة عهده والأئمة من بعده]. وقد تقدم في الرواية عن مولانا الرضا عليه السلام: [والأئمة من ولده] ولعل هذه قد كانت: [صل على ولاة عهده والأئمة من ولده] فقد وجدت ذلك كما ذكرناه في نسخة غير ما رويناه وقد روى إنهم من أبرار العباد في حياته ووجدت رواية متصلة الإسناد بأن للمهدي صلوات الله عليه أولاد جماعة ولاة في أطراف بلاد البحار على غاية عظيمة من صفات الأبرار…).
سید بن طاووس (ره) در جمال الاسبوع در ذکر صلوات بر ذریه ی امام مهدی (ع) در برخی ادعیه، می گوید: (و این فرموده ی حضرت (ع) این دعا را شامل شده: (خداوندا درود فرست بر والیان عهد او و ائمه ی بعد از او) و شاید [درود بر ائمه] مراد از آن این باشد که در ایام ظهور آنها را برای بر پا کردن نماز به امامتشان ذکر می کند و [ذکر] ائمه در احکام در آن روزها باشد، و اینکه درود بر آنان بعد از درود بر خود حضرت (ع) صورت می پذیرد که بدلیل فرموده اش: (والیان عهد او) است؛ زیرا والیان عهدها در حیات زندگی می باشند، پس گویی مقصود: [خداوندا (بعد از دورد بر او) بر والیان عهد او و ائمه ی بعد از او درود فرست]. و در روایت از مولایمان امام رضا (ع) که قبلاً تقدیم شد، فرمود: (و ائمه از فرزندانش) و شاید در حقیقت اینگونه باشد: (خداوندا بر والیان عهد او و ائمه از فرزندانش، درود فرست) که این امر را در نسخه ای غیر از این که در آن روایت شده، یافتم، و روایت شده که آنان (والیان عهد) از بندگان نیک سرشت در حیات حضرت می باشند؛ و روایتی داری سند متصل به آن و معتبر یافتم مبنی بر اینکه امام مهدی (ع) صاحب اولاد و تعدادی از فرزندان در اطراف کشورها و سرزمین های دریایی می باشند که در غایت صفات نیکان و صاحبان کمال هستند…).جمال الاسبوع ص ۳۱۰.

میرزا نوری صاحب مستدرک الوسائل در نجم الثاقب، نیز دوازده دلیل بر اثبات ذریه ی امام مهدی (ع) ارائه داده است و از جمله ی آنها روایت وصیت و در مورد آن گفته که آن صاحب معتبرترین سند می باشد و کلام در این باب طولانی است و در کتاب [پاسخ قطعی به منکران فرزندان امام مهدی (ع)] با جزئیات کامل به آن پرداختیم.

وقد استدل الشهيد الصدر (رحمه الله) على مباشرة المهديين للحكم بعد الإمام المهدي (ع) بقوله: (وأوضح ما يرد على هذا الوجه هو ان روايات الأولياء صريحة بمباشرتهم للحكم على أعلى مستوى بحيث يكون التنازل عن هذه الدلالة تأويلاً باطلاً. كقوله: (ليملكن منا أهل البيت رجل) وقوله: (فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها يعني الإمامة أو الخلافة إلى إبنه أول المهديين) وقوله (اللهم صل على ولاة عهده والأئمة من بعده ) ونحوه في الدعاء الآخر).

و شهید صدر (ره) بر حکومتداری مهدیین بعد از امام مهدی (ع) با این گفته ی خود، استدلال می کند: (و واضحترین امر در پاسخگویی به این وجه، این است که روایات اولیاء در مورد حکومتداری آنها بسیار واضح و روشن است بطوری که تنازل بر این دلالت، تأویل باطلی خواهد بود. همچون فرموده اش: (مردی از ما اهل بیت مالک (حکومتداری) می شود). و فرموده ی ایشان: (پس هنگامی که وفات او فرا رسد امامت یا خلافت را به فرزندش اول مهدیین تسلیم کند) و فرموده اش: (خداوندا بر والیان عهد او و ائمه ی بعد از او درود فرست) و مانند آن در دعایی دیگر).تاریخ ما بعد ظهور ص۶۴۲.

 

الشهيد السيد محمد باقر الصدر (رحمه الله) فقد نقل عنه في كتاب (المجتمع الفرعوني)، والذي هو عبارة عن تقرير محاضرات ألقاها الشهيد الصدر قال: (… فالمهدي (ع) سوف يدمر كل أسباب الفساد والانحراف وعلى رأسها الظلم والجور ويؤسس مجتمع القسط والعدل ويرسم له مناهجه في جميع مجالات الحياة الإنسانية ثم يأتي بعده أثني عشر خليفة يسيرون في الناس وفق تلك المناهج التي وضعت تحت اشراف الحجة المهدي (ع) وخلال فترة ولاية الأثني عشر خليفة يكون المجتمع في سير حثيث نحو التكامل والرقي ويكون الإنسان بمستوى من العلم والأخلاق ما لا يحتاج إلى رقيب غير الله تعالى وعند ذلك يتحقق البلاغ بوراثة الصالحين الأرض. قال تعالى: [وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ * إِنَّ فِي هَذَا لَبَلَاغاً لِّقَوْمٍ عَابِدِينَ]).
شهید سید محمد باقر صدر (ره) در کتاب (مجتمع فرعونی) که عبارت از سخنرانی ها و کنفرانس های شهید صدر بوده، ذکر می کند: (مهدی به زودی تمام اسباب فساد و انحراف که در رأس آن ظلم و ستم بوده را ریشه کَن خواهد کرد و جامعه ای بر پایه مساوات و عدالت بر پا می کند و در تمام مجال های زندگی انسانی، راه و روش های خود را پایه گذاری خواهد کرد سپس بعد از او دوازده خلیفه می آیند که مردم را طبق آن راه و روش ها که تحت سر پرستی امام حجت بن الحسن (ع) بنیانگذاری شده اند، سیر می کنند و در طی حکومتداری این دوازده خلیفه، جامعه ی انسانی به سوی رشد و کمال ارتقاء می یابد و انسان به حد اعلایی از علم و معرفت و اخلاق و بینش دست می یابد و به هیچ مراقبتی به جز مراقب خداو نیازی ندارد و در آن مرحله است که ابلاغ وراثت زمین توسط بندگان شایسته و نیکوکار تحقق می یابد. خداوند فرمود: [و در حقيقت در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد * به راستى در اين [امور] براى مردم عبادت ‏پيشه ابلاغى [حقيقى] است]).المجتمع الفرعوني ص۱۷۵ الباب الرابع الفصل الثالث.

 شهید سید محمد محمد صادق صدر (در تاریخ ما بعد ظهور) بر اثبات حکم ذریه ی امام مهدی (ع) بعد از ایشان (ع) استدلال کرد و روایات حکمومتداری مهدیین از ذریه ی امام مهدی (ع) را بر روایات رجعت ترجیح داد، و ما از عدم تعارض بین این دو دسته از روایات سخن می گوییم؛ زیرا مانعی بین حکم مهدیین (ع) بعد از پدرشان (ع) و آغاز رجعت بعد از حکومتداری آخرین مهدی، دیده نمی شود.

وقد ذكر السيد الصدر (ره) كلاماً طويلاً في هذا الموضوع ننقل جزءاً منه للاختصار قال: (… ومن هنا سيقوم الإمام المهدي (ع) بتعيين ولي عهده أو خليفته خلال حياته وربما في العام الأخير، ليكون هو الرئيس الأعلى للدولة العالمية العادلة بعده والحاكم الأول لفترة حكم الأولياء الصالحين. وبالرغم من أن هذا الحاكم الأول قد يكون هو أفضل من الأحد عشر الآتين بعده بإعتبار انه نتيجة تربية الإمام المهدي (ع) شخصياً والمعاصر لأقواله وأفعاله وأساليبه بخلاف من يأتي بعده من الحاكمين. بالرغم من ذلك فإنه سيفرق فرقاً كبيراً عن المهدي (ع) نفسه إلى حد يصدق (إنه لا خير في الحياة بعده) … إلى أن يقول: … نعم لاشك أن الإمام المهدي (ع) قبل وفاته قد أكد وشدد بإعلانات عالمية متكررة على ضرورة إطاعة خليفته وعلى ترسيخ (حكم الإولياء الصالحين) في الأذهان ترسيخاً عميقاً إلا أن البشرية حيث لا تكون بالغة درجة الكمال المطلوب فإنها ستكون مظنة العصيان والتمرد في أكثر من مجال…).

شهید صدر در مورد مهدی اول [فرزند امام مهدی (ع)] و مهدیین یازده گانه بعد از ایشان کلامی طولانی عرضه می کند که جزئی از آن را برای اختصار نقل می کنیم: (… و از اینجاست که امام مهدی (ع) به تعیین ولی امر یا خلیفه ای در زمان عمر خویش چه بسا در سال اخیر، اقدام خواهد کرد که او رئیس و حاکم دولت عدل الهی بعد از ایشان و اولین حاکم در حکومتداری اولیاء و صالحان می باشد؛ و علاوه بر آن، این حاکم اول افضل تر و برتر از یازده حاکم بعد از خود، می باشد به اعتبار اینکه او دست پرورده و پرورش یافته در دامان امام مهدی (ع)  و برگرفته از خُلق و خوی و منش و اقوال و افعال و اسلوب تربیتی حضرتش می باشد، بر خلاف حاکمانی که بعد از او می آیند. علی رغم آن، او تفاوت چشم گیری با مهدی (ع) خواهد داشت به حدی که مصداق این کلام می شود (خیری در زندگانی بعد از او نخواهد بود…). تا آنجا که شهید صدر می گوید: [… آری شکی نیست که امام مهدی (ع) قبل از وفات خویش بر ضرورت اعلان جهانی بر وجوب اطاعت از خلیفه ی خویش و ترسیخ حکم اولیای صالحین در اذهان عموم، تأکید و سفارش خواهند کرد. جز اینکه بشریّت به حدی از کمال و بینش نرسیده باشد پس چنین جامعه ای در معرض عصیان و عدم اطاعت و در بیشتر موارد سرپیچی از دستورات را خواهد داشت …).تاریخ ما بعد ظهور ص۶۴۶.

 

 الشيخ علي النمازي صاحب كتاب مستدرك سفينة البحار قال معلقاً على أحد الروايات التي تنص على ذرية الإمام المهدي (ع): (هذا مبيّن للمراد من رواية أبي حمزة ورواية منتخب البصائر ولا إشكال فيه وغيرها مما دل على ان بعد الإمام القائم (ع) إثني عشر مهدياً وإنهم المهديون من أوصياء القائم والقوام بأمره كي لا يخلو الزمان من حجة).
شیخ علی نمازی صاحب کتاب مستدرک سفینة البحار، در گزاره ی یکی از روایاتی که بر ذریه ی امام مهدی (ع) دلالت می کند، می گوید: (این بیانگر مقصود از روایت ابی حمزه و روایت منتخب البصائر می باشد و هیچ اشکالی در آن و غیر آنچه که بر وجود دوازده مهدی بعد از حضرت قائم (ع) که اوصیای ایشان و قائم به امر ایشان هستند، دیده نمی شود، تا زمین و زمان خالی از حجت خدا نباشد).مستدرك سفينة البحار ۱۰ /۵۱۷.

 

 الشيخ علي الكوراني قال في كتابه عصر الظهور: (والاعتقاد بالرجعة وأن لم يكن من ضروريات الإسلام ولا من ضروريات مذهب التشيع بمعنى إن عدم الاعتقاد بها لا يخرج الإنسان من مذهب أهل البيت (ع) ولا عن الإسلام. ولكن أحاديثها تبلغ من الكثرة الوثاقة ما يوجب الأعتقاد بها ويذكر بعضها ان الرجعة تبدأ بعد حكم المهدي (ع) وحكم أحد عشر مهدياً بعده ففي غيبة الطوسي ص۲۹۹ عن الإمام الصادق (ع) قال: (إن منّا بعد القائم أحد عشر مهدياً من ولد الحسين (ع) …).
شیخ علی کورانی در کتاب خود «عصر ظهور» می گوید: (و اعتقاد به رجعت، با این که از ضروریات اسلام و مذهب تشیع نمی باشد به این معنا که عدم اعتقاد به آن انسان را از مذهب اهل بیت (ع) و اسلام، خارج نمی سازد، اما احادیث در این باب به حد وثاقت و وفور دیده می شوند و مستلزم اعتقاد به آن می باشد، و برخی از این روایات ذکر می کنند که رجعت بعد از حکم مهدی (ع) و حکومتداری یازده مهدی بعد از او آغاز می گردد؛ در غیبت شیخ طوسی ص۲۹۹ از امام صادق (ع) روایت شده که فرمود: (همانا از ما بعد از قائم یازده مهدی از فرزندان حسین (ع) خواهند بود).عصر ظهور ص ۳۳۲.

 

وعن سعد بن عبد الله، عن أبي عبد الله محمد بن أبي عبد الله الرازي الجاموراني، عن الحسين بن سيف بن عميرة، عن أبيه سيف، عن أبي بكر الحضرمي عن أبي جعفر (ع)، قال: قلت له: (أي بقاع الأرض افضل بعد حرم الله عز وجل وحرم رسوله (صلى الله عليه وآله). فقال: الكوفة يا ابا بكر هي الزكية الطاهرة، فيها قبور النبيين المرسلين وغير المرسلين والأوصياء الصادقين، وفيها مسجد سهيل الذي لم يبعث الله نبيا إلا وقد صلى فيه، ومنها يظهر عدل الله، وفيها يكون قائمه والقوام من بعده، وهي منازل النبيين والأوصياء والصالحين).
و از سعد بن عبدالله از ابی عبدالله محمد بن ابی عبدالله رازی جامورانی از حسین بن سیف بن عمیره از پدرش سیف از ابی بکر حضرمی از ابی جعفر (ع) نقل می کند: عرض کردم: (کدامین بقعه از زمین بعد از حرم خدای عزوجل و حرم رسولش (ص) برتر است؟ فرمود: کوفه ای ابابکر آن مکان زکی و طاهر است. در آن قبور انبیاء و مرسلین و غیر مرسلین و اوصیای صادق می باشد، در آن مسجد سهله است که خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نکرد مگر اینکه در آن نماز گزارد و از آن عدل الهی ظهور می کند و در آن قائم و قوام بعد از او حضور می یابند و آن منازل انبیاء و اوصیای صالح می باشد).کامل زیارات ص۷۶.

و شریف مرتضی بر روایت فوق، بر جمله ی موجود در آن (قوام بعد از او) و بر روایات مهدیین که بعد از امام مهدی (ع) خلافت و حکومتداری می کنند، نوشت:

(قال الشريف المرتضى (رحمه الله) في المجموعة الثالثة من رسائله ۱۴۵: (أن قلنا بوجود إمام بعده خرجنا من القول بالاثني عشرية، وان لم نقل بوجود إمام بعده أبطلنا الأصل الذي هو عماد المذهب، وهو قبح خلو الزمان من الإمام… يجوز أن يبقى العالم بعده زماناً كثيراً، ولايجوز خلو الزمان بعده من الأئمة ويجوز أن يكون بعده عدة أئمة يقومون بحفظ الدين ومصالح أهله، وليس يضرنا ذلك فيما سلكناه من طرق الإمامة لأن الذي كلفنا إياه وتعبدنا منه أن نعلم إمامة هؤلاء الإثنى عشر، ونبينه بياناً شافياً … ولا يخرجنا هذا القول عن التسمي بالإثني عشرية لأن هذا الاسم عندنا يطلق على من يثبت إمامة اثني عشر إماماً، وقد أثبتنا نحن ولا موافق لنا في هذا المذهب، فانفردنا نحن بهذا الاسم دون غيرنا). انتهى.
شریف مرتضی (ره) در مجموعه ی سوم از رسایل ۱۴۵ خود می گوید: (اگر از وجود امام و خلیفه بعد از حضرت حجت (ع) سخن گوییم، از قول اثنا عشری خارج شدیم و اگر وجود امام بعد از حضرت را نفی کنیم، اصل دین که ستون مذهب است را باطل کردیم و آن قُبح خالی بودن زمان از امام می باشد… جایز است که عالم بعد از ایشان زمان بسیار طولانی امتداد یابد، و خالی بودن زمین و زمان از ائمه بعد از ایشان جایز نیست بلکه باید عده ای از ائمه در این برهه از زمان حضور یابند تا به حفظ دین و مصالح اهل آن بپردازند و این امر در مسلک و طریق امامت، به ما ضرری نمی رساند؛ زیرا آن کس که ما را مکلف ساخت و او را پرستیدیم شناخت امامت دوازده امام را بر ما ملزم ساخت، و آن را با بیان روشن، بیان می کنیم … و این گفته ما را از نامگذاری اثنا عشری خارج نمی سازد؛ زیرا این اسم نزد ما بر کسی اطلاق می شود که امامت دوازده امام را ثابت کند و ما ثابت کردیم و کسی در این راه هم مسیر ما نیست، پس با این نام از دیگران جدا گشتیم).پایان.حاشیه ی کتاب رجعت- محمد مؤمن آستر آبادی ۹۹.

و بسیاری از راویات دیگر که بر حکومتداری مهدیین بعد از امام مهدی (ع) دلالت می کنند و هیج روایتی یافت نمی شود که بر آغاز مستقیم رجعت بعد از وفات امام حجت بن الحسن (ع) دلالت کند، پس هیچ راه گریزی از تقدیم حکم مهدیین بر رجعت وجود ندارد و در این صورت است که از تعارض ها خلاص شده و هرگز در رد روایات اهل بیت (ع) چه روایات مهدیین و چه رجعت دچار سر در گمی نمی شویم.

در باب رد و انکار و متشابه بودن روایات مهدیین و رجعت لازم به ذکر این مطلب می بینیم: شهید صدر کلام در باب این موضوع را به افزونگی کشانده و حکومتداری ذریه ی امام مهدی (ع) بعد از پدرشان را ثابت کرده و در جایی دیگر به نفی رجعت پرداخته و در تنگنا قرار گرفته و آن نفی امر عقیدتی ثابت همچون رجعت می باشد و طبیعتاً پوشیده بودن امر در مقابل سید صدر (ره) تقصیر او نیست بلکه اقتضاء، مشیت و حکمت پروردگار این چنین بوده که امر نه تنها بر او بلکه بر همگان پوشیده بماند و کسی جز صاحبش آن را نشناسد.

و الحمد لله رب العالمین

 

ادامه مطلب...

مهدیین (ع) خلفای رسول الله (ص) و ائمه نیز می‌باشند

مهدیین (ع) خلفای رسول الله (ص) و ائمه نیز می‌باشند

مهدیین (ع) خلفای رسول الله (ص) و ائمه نیز می‌باشند:

بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمد لله رب العالمین

و صلی الله علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما

 

با توجه به اعتقاد ما شیعیان که معتقدیم، حجت خدا با وصیت شناخته می شود، و شخصی تا زمانی که بر او وصیتی نباشد حجت نمی شود. و به این دلیل است ما شیعیان از هزار و چهارصد سال تا به امروز مبدأ شورا را رد می کنیم، زیرا اعتقاد ما این است که زمین از حجت الهی خالی نمی ماند و حجت الهی باید از طرف خدا و رسول خدا (ص) تعیین شده باشد.

عن أبي عبد الله (ع) قال: (أترون الموصي منّا يوصي إلى من يريد؟! لا والله ولكن عهد من الله ورسوله (صلى الله عليه وآله وسلم) لرجل فرجل حتى ينتهي الأمر إلى صاحبه).           

از ابی عبدالله علیه السلام فرمود: (آیا می پندارید که کسی از ما بر شخصی که بخواهد وصیت می کند؟ خیر بخدا قسم ولی آن عهدی از خداوند متعال و رسولش صلی الله علیه و آله است برای مردی تا مردی دیگر تا اینکه امر با صاحبش برسد).الكافي ج۱ ص۳۰۷.         

بسیاری از مردم به مهدیین اعتراف می کنند، اما به اینکه آنها نیز ائمه هستند اقرار نمی کنند، و ما می گوییم مهدیین که از نسل امام مهدی علیه السلام هستند، پیشوایانی هستند که مردم را به امر خدا هدایت می کنند و حجیت آنها یکی است مانند ائمه علیهم السلام.

و اما از لحاظ منزلت در نزد خدا، مقام و منزلت مهدیین کمتر از ائمه علیهم السلام می باشد. پس بر هر منصف نسبت به آل محمد (ع) است که نسبت به آل الله انصاف پیشه کند، اگر چه واقعاً شیعه و پیرو آنهاست، زیرا که امام رضا (ع) فرمود:

(شِيعَتُنا الْمُسَلِّمُونَ لِأمْرِنا الْآخِذُونَ بِقَولِنا، الْمُخالِفُونَ لِأعْدائِنا فَمَنْ لَمْ يَکنْ کذالِک فَلَيْسَ مِنّا).                                    

یعنی: (شيعيان ما کسانى هستند که در برابر امر ما تسليم اند به قول ما گردن مى نهند و با دشمنان ما مخالف هستند، پس کسى که اين چنين نباشد، او از ما نيست).وسائل الشيعة ج ۱۸ ص ۸۳.

در ابتدا، ان شاء الله مسئله ی اینکه مهدیین، خلفای خدا و رسولش، و ائمه نیز می باشند را از آیات و تفاسیر اهل بیت، سپس ادعیه و سپس روایات اهل بیت (ع) بیان می کنیم.

(وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ).
(خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده اند وعده داده است که آنها را حتماً در زمین خلیفه کند، همانگونه که کسانی که قبل از آنها بودند را خلیفه کرده است. و دینشان را که برایشان پسندیده است را تمکین بخشد. و ترس آنان را به امنیت تبدیل کند. مرا بپرستند و هیچ چیز را شریک من قرار ندهند. و هر کس بعد از آن کفر ورزد فاسق است).النور: ۵۵

 

 عن أمير المؤمنين علیه السلام قال: (… كل ذلك لتتم النظرة التي أوحاها الله تعالى لعدوه إبليس، إلى أن يبلغ الكتاب أجله، ويحق القول على الكافرين ويقترب الوعد الحق، الذي بينه في كتابه بقوله: [وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ]، وذلك إذا لم يبق من الاسلام إلا اسمه، ومن القرآن إلا رسمه، وغاب صاحب الأمر بإيضاح الغدر له في ذلك، لاشتمال الفتنة على القلوب، حتى يكون أقرب الناس إليه أشدهم عداوة له. وعند ذلك يؤيده الله بجنود لم تروها، ويظهر دين نبيه صلى الله عليه وآله على يديه عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ).
امیر المومنین (ع) فرمود: (… تمام آن بخاطر آن مهلتی است که خداوند متعال آن را به دشمنش ابلیس وحی فرمود، تا این که آن دوران به پایان خود برسد. و آن کلام بر کافران محقق شود، و وعده ی حق نزدیک شود. آن وعده ای که خداوند آن را در کتابش با این کلام روشن نمود: [خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده اند وعده داده است که آنها را حتماً در زمین خلیفه کند، همانگونه که کسانی که قبل از آنها بودند را خلیفه کرده است]. و آن در زمانی است که از اسلام جز اسمش باقی نمی ماند، و از قرآن جز رسمش (نوشته هایش) باقی نمی ماند. و صاحب الأمر غایب شود، بخاطر خیانت آشکاری که به او در آن می شود. بخاطر چیره شدن فتنه ها بر قلب ها، تا این که نزدیک ترین مردم به او، از بزرگترین دشمنان برای او شود. در آن زمان خداوند او را با سربازانی که آنها را نمی بینید یاری می کند، و دین پیامبرش (ص) را به دست او بر تمام ادیان چیره و پیروز می سازد حتی اگر مورد پسند مشرکان نباشد).الإحتجاج ج ۱ ص ۲۵۶.

خداوند متعال وعده داده است که افرادی را خلیفه ی خود قرار دهد، بعد از آنکه عده ای دیگر را خلیفه قرار داده بود. و طبق این حدیث از امیر المؤمنین (ع) این اتفاق در آخر الزمان می افتد. یعنی خداوند متعال مهدیین (ع) را خلیفه ی خود قرار می دهد، بعد از آن که امامان (ع) را خلیفه ی خود قرار داد، و طبعاً خلیفه از جانب خدا و رسولش تعیین شده است، مانند فرموده ی حق تعالی:

(وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً…(و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت من در و زمين جانشينى خواهم گماشت…).البقرة:۳۰.

و فرموده ی الله تعالی: (يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ…(اى داوود ما تو را در زمين خليفه [و جانشين] گردانيديم).ص:۲۶.

همچنین در روایت بعدی این امر روشن تر می شود. روایتی از کعب الأحبار که با توجه به متن آن، نمی تواند از خود او و تفاسیر شخصی اش باشد. بلکه باید این حدیث از رسول الله (ص) به وی رسیده باشد و او ناقل حدیثی از پیامبر (ص) باشد، حتی اگر نامی از ایشان ذکر نکرده است.

عن کعب الأحبار قال: (هم اثنا عشر فاذا کان عند انقضائهم فیجعل مکان اثنا عشر، اثنا عشر مثلهم، وکذلک وعد الله هذه الامة فقرا: [وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ]).
کعب الأحبار گفت: (آنها دوازده نفر هستند. پس زمانی که آنها به انتها رسیدند، بجای آن دوازده نفر، دوازده نفر دیگر مانند آنها را قرار می دهد. و این چنین خداوند به این امت وعده داده است و این آیه را خواند: [خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده اند وعده داده است که آنها را حتما در زمین خلیفه کند ، همانگونه که کسانی که قبل از آنها بودند را خلیفه کرده است]).تفسیر ابن ابی حاتم ج ۸ ص ۲۶۲۸ ح ۱۴۷۶۹ . الخصال ص ۴۷۴ . عیون اخبار الرضا (ع) ج ۲ ص ۵۵.

پس خلفایی که خداوند وعده ی خلافت آن ها را داده است همان دوازده مهدی (ع) هستند که در آخر الزمان جایگزین دوازده امام (ع) می شوند، و تا روز قیامت حکومتداری می کنند، و دولت آنها را دولت عدل الهی نامیده اند. بنابراین آنها (ع) حلفای خداوند متعال هستند که ظلم و ستم را ریشه کن کرده و عدل و داد بر دست آنها جاری می شود.

(وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا * وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا * وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا).
(قسم به خورشید و تابندگی اش * و ماه در آن هنگام که بعد از او در آید * و روز در آن زمان که روشنش سازد).الشمس: ۳-۱.

 

عن ابي عبد الله علیه السلام قال: ([وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا] يعني رسول الله صلى الله عليه وآله، [وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا] يعني أمير المؤمنين علي بن أبي طالب، [وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا] يعني الائمة منا أهل البيت، يملكون الأرض في آخر الزمان، فيملؤونها قسطاً وعدلاً. المعين لهم كمعين موسى على فرعون، والمعين عليهم كمعين فرعون على موسى).
امام صادق (ع) فرمود: ([قسم به خورشید و تابندگی اش] یعنی رسول الله (ص). [و ماه در آن هنگام که بعد از او در آید] یعنی امیر المؤمنین علی بن ابی طالب (ع). [و روز در آن زمان که روشنش سازد] یعنی امامان از ما اهل بیت، که در آخر الزمان مالک زمین خواهند شد و زمین را پر از عدل و داد خواهند کرد. یاری کننده ی آنها مانند کسی است که موسی را در برابر فرعون یاری کند. و یاری کننده ی بر علیه آنان، مانند کسی است که فرعون را در برابر موسی یاری سازد).تفسير فرات ص ۲۱۲ . بحار الانوار ج ۲۴ ص ۸۰ . بحار الانوار ج ۵۳ ص ۱۱۸.

[و روز آن زمان که روشنش سازد]، اشاره به افرادی دارد که در آخر الزمان مالک زمین می شوند و آن را پر از عدل و داد می کنند. نکته ی قابل توجه این است که امام صادق (ع) این افراد را با صیغه ی جمع، یعنی امامانی از اهل بیت (ع) معرفی می فرماید. اگر امام صادق (ع) می فرمود امامی از ما اهل بیت، در آن زمان مربوط به یک شخص واحد یعنی قائم (ع) می بود. اما زمانی که امام صادق (ع) می فرماید امامانی از ما اهل بیت یعنی آنها چندین نفر هستند.
ممکن است برای برخی این شبهه به وجود آید که منظور از این آیه در زمان رجعت است. در جواب می گوییم: اولاً که امام صادق (ع) فرمود در آخر الزمان و آخر الزمان غیر از زمان رجعت است. در ثانی استعمال فعل مالک می شوند، نشان از آن دارد که امام صادق (ع) خود را جزء این افراد بحساب نیاورده اند. یعنی نفرمودند مالک می شویم. همچنین صفت دنیا را پر از عدل و داد می کنند، مربوط به عالم دنیا می باشد و نه زمان رجعت.
پس این آیه مربوط به امامانی (ع) است که در آخر الزمان دنیا را پر از عدل و داد می کنند که آنها امام مهدی (ع) و امامان (ع) از فرزندان ایشان (ع) می باشند.

(النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ وَأُوْلُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ إِلَّا أَن تَفْعَلُوا إِلَى أَوْلِيَائِكُم مَّعْرُوفًا كَانَ ذَلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُورًا).
(پیامبر به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسرانش مادران ایشان هستند و بعضی از خویشاوندان در کتاب خدا نسبت به بعضی دیگر سزاوارتر هستند و نیز از مؤمنان و مهاجرین مقدم هستند. مگر آن که بخواهید به دوستان خود احسان کنید و این در کتاب خدا نگاشته شده است).الأحزاب: ۶.

 

عن أبي عبد الله عليه السلام قال: (لا تعود الامامة في أخوين بعد الحسن والحسين عليهما السلام أبداً، إنها جرت من علي بن الحسين عليهما السلام كما قال عز وجل: [وَأُوْلُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ]. فلا تكون بعد علي بن الحسين عليهما السلام إلا في الأعقاب وأعقاب الأعقاب).
امام صادق (ع) فرمود: (پس از حسن و حسین (ع) امامت هرگز به دو برادر بر نمی گردد. بلکه از علی بن الحسین (ع) آن گونه جریان پیدا کرد که خداوند تبارک و تعالی فرموده است: [و بعضی از خویشاوندان در کتاب خدا نسبت به بعضی دیگر سزاوارتر هستند و نیز از مؤمنان و مهاجرین مقدم هستند]. پس بعد از علی بن الحسین (ع) نخواهد بود مگر در اعقاب، یعنی نسل ها و اعقاب اعقاب، یعنی نسل های نسل ها).الكافي ج ۱ ص ۲۸۵ ح ۱. الغیبة الطوسی ص ۲۲۶ ح ۱۹۲. كمال الدين ص ۴۱۴ ح ۱. إثبات الهداة ج ۱ ص ۸۵ ح ۴۸. بحار الأنوار ج ۲۵ ص ۲۵۲ ح ۸.

در این آیه و حدیث نیز می بینیم که خویشاوندان رسول الله (ص) که بر مؤمنان و مهاجرین، از خودشان نسبت به خودشان، سزاوارترند، بعد از امام حسن (ع) و امام حسین (ع) در امام زین العابدین (ع) است و دیگر به برادر منتقل نخواهد شد. و اگر خوب دقت کنیم امام صادق (ع) می فرماید: در اعقاب و اعقابِ اعقاب. اگر منظور امام صادق (ع) فقط به امامان (ع) از فرزندان امام حسین (ع) می بود ، کلمه ی اعقاب یعنی نسل ها کفایت می کرد. اما بکار بردند اعقابِ اعقاب یعنی نسل های نسل ها نشان دهنده ی افرادی جز امامان می باشد که آنها همان مهدیین (ع) هستند.

همچنین اگر دقت فرمایید در ابتدای حدیث آمده است [پس از حسن و حسین (ع) امامت هرگز به دو برادر بر نمی گردد… پس بعد از علی بن الحسین (ع) نخواهد بود مگر در اعقاب، یعنی نسل ها و اعقاب اعقاب، یعنی نسل های نسل ها]، به عبارتی دیگر، امامت بعد از ائمه به مهدیین منتقل می شود که آنها اعقاب اعقاب، یعنی نسل های نسل ها، و امام (ع) و خلفای خدا بر زمین هستند.

(بَلْ كَذَّبُوا بِالسَّاعَةِ وَ أَعْتَدْنا لِمَنْ كَذَّبَ بِالسَّاعَةِ سَعِيراً).

(بلكه رستاخيز را دروغ خواندند و براى هر كس كه رستاخيز را دروغ خواند آتش سوزان آماده كرده ‏ايم).الفرقان: ۱۱.

 

عن المفضل بن عمر قال: قلت لأبي عبد الله (ع): (ما معنى قول الله عز وجل [بَلْ كَذَّبُوا بِالسَّاعَةِ وَ أَعْتَدْنا لِمَنْ كَذَّبَ بِالسَّاعَةِ سَعِيراً]. قال لي: إن الله خلق السنة اثني عشر شهراً وجعل الليل اثنتي عشرة ساعة وجعل النهار اثنتي عشرة ساعة و منا اثني عشر محدثاً وكان أمير المؤمنين (ع) من تلك الساعات).

از مفضل فرزند عمر گفت از حضرت ابا عبد الله (ع) پرسيدم: (معنی كلام خداوند متعال: (بلكه رستاخيز را دروغ خواندند و براى هر كس كه رستاخيز را دروغ خواند آتش سوزان آماده كرده ‏ايم) فرمود: خداوند سال را دوازده ماه آفريد، و شب را دوازده ساعت قرار داد، و روز را دوازده ساعت، و از ما دوازده محدث است و امير مؤمنان (ع) از آن ساعات است).

 

قال أبو عبد الله جعفر بن محمد (ع): الليل اثنتا عشرة ساعة و النهار اثنتا عشرة ساعة والشهور اثنا عشر شهرا و الأئمة اثنا عشر إماماً و النقباء اثنا عشر نقيباً و إن عليا ساعة من اثنتي عشرة ساعة وهو قول الله عز وجل: [بَلْ كَذَّبُوا بِالسَّاعَةِ وَ أَعْتَدْنا لِمَنْ كَذَّبَ بِالسَّاعَةِ سَعِيراً].

از ابا عبدالله جعفر بن محمد (ع) روايت شده: (شب دوازده ساعت است و روز دوازده ساعت و ماه ها دوازده اند و امامان دوازده تا و نقبا دوازده، و علی (ع) يک ساعتی از دوازده ساعت است و آن فرموده ی خداوند متعال است: (بلكه رستاخيز را دروغ خواندند و براى هر كس كه رستاخيز را دروغ خواند آتش سوزان آماده كرده ‏ايم).غيبت شیخ نعمانى ص۸۵.

و در این روایت بسیار آشکار می باشد که روز بیست و چهار ساعت است، و حضرت امیر مؤمنان (ع) یکی از آن ساعتهاست، و ائمه (ع) دوازده ساعت شب هستند بدین معنا که ایشان (ع) در دولت طغیانگران زندگی می کردند که حق آنها (ع) غصب و به آنها (ع) ظلم شدیدی شد؛ و مهدیین دوازده ساعت روز می باشند که ظلم را ریشه کن خواهند ساخت و اثری از حکومت های طغیانگران نخواهد ماند و آن همان دولت عدل الهی است، و تفسیر آیه ی زیر از امام محمد باقر (ع) آن را روشن تر می سازد که مهدیین باطل را می میرانند و دولت عدل الهی را پایه گذاری می کنند.

(الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ).

(همان كسانى كه چون در زمين به آنان توانايى دهيم نماز برپا مى ‏دارند و زكات مى‏ دهند و به كارهاى پسنديده وا مى‏ دارند و از كارهاى ناپسند باز مى‏ دارند و فرجام همه ی كارها از آن خداست).الحج:۴۱.

 

عن أبي جعفر الباقر (ع) قال: ([الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ]. هذه لآل محمد المهدي (ع) وأصحابه يملكهم الله مشارق الأرض ومغاربها ويظهر الدين ويميت الله عز وجل به وأصحابه البدع والباطل كما أمات السفهة الحق حتى لا يرى أثر من الظلم، ويأمرون بالمعروف وينهون عن المنكر ولله عاقبة الأمور).

از امام محمد باقر (ع) فرمود: ([همان كسانى كه چون در زمين به آنان توانايى دهيم نماز برپا مى ‏دارند و زكات مى‏ دهند و به كارهاى پسنديده وا مى‏ دارند و از كارهاى ناپسند باز مى‏ دارند و فرجام همه ی كارها از آن خداست]. اين آيه برای آل محمد المهدی (ع) و يارانش است كه خداوند آنها را بر مشرق و مغرب زمين تمكين می دهد و دين را ظاهر می كند و خداوند به دست آنان بدعتها و باطل را می ميراند همچنان كه بی خردان حق را بميرانند تا اينكه اثری از ظلم نماند، و امر به معروف و نهی از منكر می كنند و فرجام همه ی کارها از آن خداست).إلزام الناصب، شيخ اليزدي ج۱ ص۷۱.

در ادعیه

در دعائی از اهل بيت (ع) درباره ی حضرت مهدی (ع) روايت شده. بعد از صلوات بر ایشان (ع). (اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى وُلاةِ عَهْدِهِ وَالاَْئِمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ وَبَلِّغْهُمْ آمآلَهُمْ وَزِدْ فى آجآلِهِمْ وَاَعِزَّ نَصْرَهُمْ وَتَمِّمْ لَهُمْ ما اَسْنَدْتَ اِلَيْهِمْ مِنْ اَمْرِكَ لَهُمْ وَثَبِّتْ دَعآئِمَهُمْ وَاجْعَلْنا لَهُمْ اَعْواناً وَعَلى دينِكَ اَنْصاراً فَاِنَّهُمْ مَعادِنُ كَلِماتِكَ وَخُزّانُ عِلْمِكَ وَاَرْكانُ تَوْحيدِكَ وَدَعآئِمُ دينِكَ وَوُلاةُ اَمْرِكَ وَخالِصَتُكَ مِنْ عِبادِكَ وَصَفْوَتُكَ مِنْ خَلْقِكَ وَاَوْلِيآؤُكَ وَسَلاَّئِلُ اَوْلِيآئِكَ وَصَفْوَةُ اَوْلادِ نَبِيِّكَ وَالسَّلامُ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمْ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ).

(خدايا درود فرست بر پيمانداران و پيشوايان [ائمه] پس از او [یعنی پس از امام مهدی (ع)] و آنان را به آرزوهاشان برسان و عمرشان را طولانى گردان و شوكتمند كن پيروزيشان را، و كامل كن براى آنها آنچه از دستورات خود را كه به آنها مستند كردى و پايه هاى (حكومت) آنان را پا بر جا كن و ما را از اعوان آنها و از ياران دين و آئينت قرار ده، زيرا كه آنها معادن كلمات (و فرامين) تو و خزينه دارهاى دانش تواند، و آنهايند اركان يگانه پرستيت و استوانه هاى دينت و سرپرستان دستورت و زبده هاى از بندگانت و برگزيدگان از آفريدگانت و بندگان مقربت و نژاد دوستانت و چكيده فرزندان پيامبرت و سلام بر او و بر ايشان و رحمت خدا و بركاتش).مكيال المكارم ج ۲ – ميرزا محمد تقي الأصفهاني ص ۷۳.

 

(اللَّهُمَّ أَعْطِهِ فِي نَفْسِهِ وَذُرِّيَّتِهِ وَشِيعَتِهِ وَرَعِيَّتِهِ وَخَاصَّتِهِ وَعَامَّتِهِ وَعَدُوِّهِ وَجَمِيعِ أَهْلِ الدُّنْيَا مَا تُقِرُّ بِهِ عَيْنَهُ وَتَسُرُّ بِهِ نَفْسَهُ وَبَلِّغْهُ أَفْضَلَ مَا أَمَّلَهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ). تا آنجا که ایشان (ع) می فرماید: (وَ صَلِّ عَلَى وَلِيِّكَ وَوُلاةِ عَهْدِكَ وَالْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِهِ وَمُدَّ فِي أَعْمَارِهِمْ وَزِدْ فِي آجَالِهِمْ وَبَلِّغْهُمْ أَقْصَى آمَالِهِمْ دِيناً وَدُنْيَا وَآخِرَةً إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ).

در دعائی از اهل بيت (ع) در حق حضرت مهدی (ع) این چنین آمده است: (بار خدايا! به او عطا كن [یعنی به امام مهدی (ع)] براى خودش و فرزندانش، و پيروانش و رعيتش و خاصانش و همه ی آنان‏كه فرمانش برند و دشمنانش‏ و همه ی اهل دنيا آنچه كه ديدگانش را به آن روشن كنى و دلش را به آن شاد نمايى و او را د ردنيا و آخرت به برترين آرزوهايش‏ برسان، به يقين تو بر هر چيز توانايى). تا آنجا که ایشان (ع) می فرماید: (و بر وليّت [امام مهدی (ع)] و زمامداران پای‏بند به عهدت كه امامان‏ از فرزندانش هستند درود فرست، و بر عمرشان بيفزا و به طول حياتشان فزونى بخش، و به نهايت آرزوهاى دينى و دنيوى‏ و اُخرويشان برسان كه به يقين تو بر هر چيز توانايى).مصباح المتهجد شيخ طوسي ص ۴۰۵.

 

در دعائيكه از اهل بيت (ع) نقل شده است:

(اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْقائمِ بأمركَ، مُحَمَد بْنِ الْحَسَنِ ألْمَهدي عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ أفْضلَ ألصَلاةِوَالسَلام في هذِهِ السّاعَةِ وَفي کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَمؤيداً، حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَولاً وَعَرضاً، وَتَجْعَلَهَ وَذُرِيَتَهُ مِنَ اَلأئمَة َاَلْوَارِثين).

(خداوندا! براى دوستت، بپاخواسته ى به فرمانت، محمد بنِ الحسن آن هدايت کننده، كه به او و به پدرانش برترين درود و سلام باد، در اين ساعت و در هر ساعتى، دوست و نگهبان و پيشوا و ياور و راهنما و ياور باش. تا اين كه زمين را به اطاعت او درآورى، و او را در طول و عرض آن امتداد بخشى. او و نسلش را از پيشوايان [امامان] و وارثين قرار دهى).بحار الأنوار ج ۴۹: ص ۳۴۹.

 

(إني أتوجه إليك، وأتوسل إليك… وأستشفع إليك بنبيك نبي الرحمة محمد صلى الله عليه وآله تسليما). سپس ائمه (ع) را می شمارد تا اينكه به امام مهدی (ع) می رسد: (… يا محمد يا أبا القاسم، بأبي أنت وأمي، إلى الله أتشفع بك، و بالأئمة من ولدك).

در يكی از دعاهایی از امام سجاد (ع) فرمود: (خداوندا به تو روی می آورم و به تو التماس می كنم… و شفاعت می جويم به پيامبرت، پيامبر رحمت محمد صلی الله علیه و آله تسلیما). سپس ائمه را می شمارد تا اينكه به امام مهدی (ع) می رسد: (… ای محمد ای ابو القاسم پدر و مادرم به فدايت، بوسیله ی خدا از تو شفاعت می جویم، و به ائمه از فرزندانت).صحيفه ی سجاديه – امام سجاد (ع) ص۹۰.

 

از امام حسن عسكری (ع) فرمود: امام حسین (ع) روز پنجشنبه سوم شعبان متولد شد پس روزه بگير آن روز را و اين دعاء را بخوان: (اَللّـهُمَّ اِنّي اَساَلُكَ بِحَقِّ الْمَوْلُودِ في هذَا الْيَوْمِ، الْمَوْعُودِ بِشَهادَتِهِ قَبْلَ اْستِهْلالِهِ وَوِلادَتِهِ. …الْمُعَوَّضِ مِنْ قَتْلِهِ اَنَّ الاْئِمَّةَ مِنْ نَسْلِهِ، وَالشِّفاءَ في تُرْبَتِهِ، والْفَوْزَ مَعَهُ في اَوْبَتِهِ، والاْوصِياءِ مِنْ عِتْرَتِهِ بَعْدَ قائِمِهِمْ وَغَيْبَتِهِ حَتّى يُدْرِكُوا الاْوْتارَ، وَيَثْأَرُوا الثّارَ، وَيُرْضُوا الْجَبّارَ، وَيَكُونُوا خَيْرَ اَنْصار، صَلَّى اللهُ عَلَيْهِمْ مَعَ اْختِلافِ اللَّيلِ وَالنَّهارِ، اَللّـهُمَّ فَبِحَقِّهِمْ اِلَيْكَ اَتَوَسَّلُ وَاَسْأَلُ سُؤالَ مُقْتَرف مُعْتَرف مُسيئ اِلى نَفْسِهِ، مِمَّا فَرَّطَ في يَوْمِهِ وَاَمْسِهِ يَسْأَلُكَ الْعِصْمَةَ اِلى مَحَلِّ رَمْسِهِ).

(خدايا از تو مى‏ خواهم به حق مولود در اين روز، كه به شهادتش وعده داده شد پيش از برخاستن صدايش و قبل از ولادتش… مدد يافته به يارى، روز بازگشت، پاداش شهادتش اينكه امامان از نسل اويند، و شفا در كام اوست، و پيروزى با اوست در گاه بازگشتش، و جانشينان از خاندانش پس از قيام ‏كننده‏ شان و غيبت ‏او، تا انتقام گيرند و خون‏خواهى نمايند، و حضرت جبّار را خشنود سازند و بهترين ياران دين حق شوند، درود خدا بر ايشان همگام با رفت‏ و آمد شب و روز. خدايا! به حق آنان به تو توسّل مى‏ جويم و از تو درخواست مى‏ كنم‏ درخواست گنهكار معترف به گناه و بد كرده به خود با امورى كه در امروز ديروزش كوتاهى نموده، از تو تا هنگام رفتن در گورش پناه مى‏ خواهد…).مفاتيح الجنان ص۲۲۲، ضياء الصالحين ص ۳۱، مصباح الكفعمي.

 جانشینان نمی توانند باشند مگر حجت، و حجت حجیت ندارد مگر با وصیت، و مهدیین (ع) در وصیت رسول الله (ص) ذکر شده اند، و این ادعیه و روایات بسیار روشن می باشند.

از حضرت صَّادِقِ (ع) فرمود: هر روز با اين زيارتشان بايد كرد و خصوصاً در روز عرفه: (السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ الْحَسَنِ صَاحِبَ الزَّمَانِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ وَعَلَى عِتْرَتِكَ الطَّاهِرَةِ الطَّيِّبَةِ يَا مَوَالِيَّ كُونُوا شُفَعَائِي فِي حَطِّ وِزْرِي وَخَطَايَ آمَنْتُ بِاللَّهِ وَبِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ وَ أَتَوَالَى آخِرَكُمْ بِمَا أَتَوَالَى أَوَّلَكُمْ وَبَرِئْتُ مِنَ الْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَاللَّاتِ وَالْعُزَّى. يَا مَوَالِيَّ أَنَا سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ وَعَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاكُمْ وَوَلِيٌّ لِمَنْ وَالَاكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَلَعَنَ اللَّهُ ظَالِمِيكُمْ وَغَاصِبِيكُمْ وَلَعَنَ اللَّهُ أَشْيَاعَهُمْ وَأَتْبَاعَهُمْ وَأَهْلَ مَذْهَبِهِمْ وَ أَبْرَأُ إِلَى اللَّهِ وَإِلَيْكُمْ مِنْهُمْ).

(…سلام بر تو اى مولايم اى ابا محمد حسن‏ بن على، سلام بر تو اى مولايم اى ابا القاسم، محمد بن حسن صاحب زمان، درود خدا بر تو و بر عترت پاک و پاكيزه‏ ات، اى سرپرستان من، شما در ريختن بار گناه و خطاهايم شفيعان‏ من باشيد، من به خدا و آنچه به شما نازل شده، ايمان آوردم، و دوست دارم آخرين شما را همانگونه كه دوست دارم اولين شما را، و از جبت و طاغوت و لات و عزّى بيزار شدم، اى سرپرستانم من در صلحم، با آنكه با شما صلح كرد، و در جنگم با آن‏كه با شما جنگيد و دشمنم با كسى ‏كه با شما دشمنى ورزيد، و دوستم با كسى‏ كه با شما دوستى كرد، تا روز قيامت، خدا ستم‏ كنندگان بر شما و غاصبان حق شما را لعنت كند و خدا شيعيان و پيروان اهل مذهب آنان را لعنت نمايد، من به پيشگاه خدا و شما، از آنان بيزارى مى ‏جويم….).اقبال، سید علی بن طاووس در زیارت جامع.

و در این دعاء روشن می شود که مهدیین از عترت خاص امام مهدی (ع) هستند و برگزیدگان الهی، از آنجائیکه امام (ع) فرزندان بسیاری دارد اما تنها یکی از آنها جانشین و خلیفه خواهد بود _مانند فرزندان حضرت یعقوب (ع)_  آن شخصی که در وصیت ذکر شده و نامش احمد می باشد، که در نتیجه ائمه ی یازده گانه از فرزندان مهدی اول (ع) خواهند بود.

(اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفى وَعَلِي الْمُرْتَضى وَفاطِمَةَ الزَّهْراَّءِ وَالْحَسَنِ الرِّضا وَالْحُسَيْنِ الْمُصَفَّى وَجَميعِ الاْوْصِياَّءِ مَصابيحِ الدُّجى وَاَعْلامِ الْهُدى وَمَنارِ التُّقى وَالْعُرْوَةِ الْوُثْقى وَالْحَبْلِ الْمَتينِ وَالصِّراطِ الْمُسْتَقيمِ. وَصَلِّ عَلى وَلِيِّكَ وَوُلاةِ عَهْدِكَ وَالاْئِمَّةِ مِنْ وُلْدِهِ وَمُدَّ في اَعْمارِهِمْ وَزِدْ في اجالِهِمْ وَبَلِّغْهُمْ اَقْصى آمالِهِمْ ديناً وَدُنْيا وَآخِرَةً اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَى ءٍ قَديرٌ).

(خدايا درود فرست بر محمد مصطفى و على مرتضى و فاطمه زهرا و بر حسن  رضا و بر حسين مصفى و تمامى اوصياء كه چراغهاى تاريكى و نشانه هاى هدايت و مشعلهاى پرهيزكارى و دست آويزهاى محكم و رشته هاى استوار و راه راست اند. و درود فرست بر ولى خود و سرپرستان عهد و پيمانت و امامان از نسل او [یعنی از نسل امام مهدی (ع)] و عمرشان را دراز گردان و مدت زندگانيشان را زياد كن و به منتهاى آرزوهاشان در دين و دنيا و آخرت برسان كه تو بر هر چيزى قادر و توانايى).مفاتيح الجنان ص ۸۵. بحارالأنوار ج: ۹۹ ص: ۱۱۴.

در روایات

عن أمير المؤمنين قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله في اللّيلة الّتي كانت فيها وفاته لعليّ عليه السّلام: (يا أبا الحسن أحضر صحيفة ودواة فأملى رسول اللّه صلّى اللّه عليه وآله وصيّته حتّى انتهى إلى هذا الموضع فقال: يا عليّ إنّه سيكون بعدي إثنا عشر إماماً، ومن بعدهم إثنا عشر مهديّا… فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه محمّد المستحفظ من آل محمّد عليهم السّلام، فذلك إثنا عشر إماماً، ثمّ يكون من بعده إثنا عشر مهديّاً؛ فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه أوّل المقرّبين له ثلاثة أسامي اسم كاسمي واسم أبي، و هو عبد اللّه وأحمد والاسم الثّالث المهديّ وهو أوّل المؤمنين).
از امير مؤمنان عليه السّلام از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه آن حضرت در همان شبى كه رحلتش واقع شد به على عليه السّلام فرمود: (اى ابا الحسن كاغذ و دواتى بياور و حضرت رسول اكرم (ص) وصيت خود را املاء فرمود و على مى نوشت تا بدين جا رسيد كه فرمود: يا على! بعد از من دوازده امام مى باشند و بعد از آنها دوازده مهدى… و چون وفات او برسد آن (خلافت) را به فرزندش محمد كه مستحفظ از آل محمّد (ص) است، تسليم مى كند، و ايشان دوازده امامند. بعد از آن دوازده مهدى مى باشند. پس وقتى كه وفات او رسید آن (خلافت) را به فرزندش كه نخستین مهديین است مى سپارد، و براى او سه نام است؛ یک نامش مانند نام من، و نام ديگرش نام پدر من است و آنها عبد الله و احمد هستند، و نام سوّمين مهدى است و او اوّلين مؤمنان است).غیبت شیخ طوسی – متن عربی فارسی ص ۳۰۰.

 

قال أمير المؤمنين (ع): (… وليُبنينّ بالحيرة مسجد له خمسمائة باب يصلي فيه خليفة القائم عجل الله تعالى فرجه لأن مسجد الكوفة ليضيق عنهم، وليصلين فيه إثنا عشر إماماً عدلاً).

از امير المؤمنيين (ع) روايت است فرمود: (… پس بسازد در حيره مسجدی كه پانصد درب داشته باشد. در آن نماز گذارد خليفه [جانشين] قائم (ع)، زيرا كه مسجد كوفه كوچكشان باشد؛ و در آن نماز گذارند دوازده امام عادل).تهذيب الأحكام شیخ طوسي ج۳ ص۲۵۳.

 

بلال بن فروة عن النبي (ص) أنه قال: (لن تهلك هذه الأمة حتى يليها اثنا عشر خليفة كلهم من أهل النبي، كلهم يعمل بالحق، ودين الهدى، منهم رجلان، يملك أحدهما أربعين سنة، والآخر ثلاثين سنة).

بلال بن فروه از رسول خدا (ص): اين امت به هلاكت نمی رسد مگر آن وقت كه دوازده خليفه همه از اهل پيامبر بیایند، همه ی آنها عمل به حق كنند و دين هدايت، دو مرد از آنهاست که يكی چهل سال و ديگری سی سال حكم كند).شرح الأخبار ج ۳ ص ۴۰۰.

و در روایت فوق آنها را “خلیفه” یاد کردند، همانطور که قبلاً توضیح داده شد که خلیفه تنها با وصیت شناخته می شود، مانند وصیت خدا بر آدم (ع)، داوود (ع) و طالوت (ع).

گفته های برخی از علمای پیشین

السيد المرتضى (رحمه الله) قال تعليقاً على رواية: (… القائم والقوام من بعده …). قال: (إنا لانقطع بزوال التكليف عند موت المهدي (ع) بل يجوز أن يبقى بعده أئمة يقومون بحفظ الدين ومصالح أهله ولايخرجنا ذلك عن التسمية بالإثني عشري لأنا كلفنا أن نعلم إمامتهم وقد بيّنا ذلك بياناً شافياً فانفردنا بذلك عن غيرنا).
سید مرتضی (ره) در توضیح و تعلیق روایت: (… قائم و قوام بعد از او …) می گوید: (تکلیف با وفات امام مهدی (ع) منقطع و زوال نمی یابد بلکه جایز است ائمه ای بعد از او حضور یابند تا به حفظ دین و مصالح اهل آن، حکومتداری کنند و این امر ما را از تسمیه ی اثنی عشری خارج نمی سازد بلکه ما مکلف به شناخت امامت ایشان هستیم و آن را با تبیانی روشن بیان کردیم پس به همین سبب در این مسیر از غیر منفرد گشتیم).بحار الأنوار ۱۴۸/۵۳.

و سید مرتضی از بزرگان علمای معاصر ما می باشد و در حشمت او همین کفایت می کند که شاگرد و تربیت یافته ی دامان شیخ مفید (ره) بوده و شیعه بر علم و فضلیّت او شاهد و گواه است.

الشيخ الكفعمي في المصباح حسب ما نقله عنه الميرزا النوري والعلامة المجلسي واليك ما نقله الميرزا النوري قال: ( قال الشيخ الكفعمي في مصباحه: [روى يونس بن عبد الرحمن عن الرضا (ع) انه كان يأمر بالدعاء لصاحب الأمر (ع) بهذا الدعاء: اللهم ادفع عن وليك… الى آخره] وانه ذكر في آخره: [اللهم صلِ على ولاة عهده والأئمة من بعده…] الى آخر ما تقدم قريب منه. وقال (الكفعمي) في الحاشية: [أي صل عليه أولاً، ثم صل عليهم ثانياً من بعد أن تصلي عليه ويريد بالائمة من بعده أولاده لأنهم علماء أشراف والعالم إمام من اقتدى به ويدل عليه قوله: [والأئمة من ولده] في الدعاء المروي عن المهدي عليه السلام).
شیخ کفعمی در مصباح بر حسب آنچه که میرزا نوری و علامه مجلسی نقل کرده اند، این متن آنچه که میرزا نوری نقل کرده است: شیخ کفعمی در مصباح خود می گوید: یونس بن عبد الرحمن از امام رضا (ع) روایت کرده که امام (ع) همواره در باب دعاء برای صاحب امر بر اثر این دعا سفارش و تأکید می کرد: ([بار الهی دفع کن از ولّی خویش…] و در مقطع دیگر فرمود: [بار الهی بر والیان عهد او و ائمه ی بعد از او درود فرست…] تا آخر. و کفعمی در حاشیه می گوید: یعنی: [ابتدا بر او درود فرست [یعنی امام مهدی (ع)] سپس بر ائمه ی بعد از او. و مقصود ایشان، ائمه از فرزندان حضرتش (ع) می باشند؛ زیرا آنان علماء و اشراف می باشند؛ و عالم امام کسی است که به او اقتداء می کنند و این فرموده ی حضرت بر این امر دلالت می کند که در دعای روایت شده، فرمود: [و ائمه از فرزندانش]).النجم الثاقب ۲/۷۲/بحار۹۹/۱۲۵.

 

السيد علي بن طاووس (رحمه الله) في جمال الأسبوع قال معلقاً على ذكر الصلاة على ذرية الإمام المهدي (ع) في بعض الأدعية: (وقد تضمن هذا الدعاء قوله عليه السلام: [اللهم صل على ولاة عهده والأئمة من بعده] ولعل المراد بذلك أن الصلوة على الأئمة يرتبهم في أيامه للصلوة بالعباد في البلاد والأئمة في الأحكام في تلك الأيام وان الصلوة عليهم تكون بعد ذكر الصلوة عليه صلوات الله عليه بدليل قوله: [ولاة عهده] لأن ولاة العهود يكونون في الحيوة فكأن المراد: [اللهم صل (بعد الصلوة عليه) على ولاة عهده والأئمة من بعده]. وقد تقدم في الرواية عن مولانا الرضا عليه السلام: [والأئمة من ولده] ولعل هذه قد كانت: [صل على ولاة عهده والأئمة من ولده] فقد وجدت ذلك كما ذكرناه في نسخة غير ما رويناه وقد روى إنهم من أبرار العباد في حياته ووجدت رواية متصلة الإسناد بأن للمهدي صلوات الله عليه أولاد جماعة ولاة في أطراف بلاد البحار على غاية عظيمة من صفات الأبرار…).
سید بن طاووس (ره) در جمال الاسبوع در ذکر صلوات بر ذریه ی امام مهدی (ع) در برخی ادعیه، می گوید: (و این فرموده ی حضرت (ع) این دعا را شامل شده: (خداوندا درود فرست بر والیان عهد او و ائمه ی بعد از او) و شاید [درود بر ائمه] مراد از آن این باشد که در ایام ظهور آنها را برای بر پا کردن نماز به امامتشان ذکر می کند و [ذکر] ائمه در احکام در آن روزها باشد، و اینکه درود بر آنان بعد از درود بر خود حضرت (ع) صورت می پذیرد که بدلیل فرموده اش: (والیان عهد او) است؛ زیرا والیان عهدها در حیات زندگی می باشند، پس گویی مقصود: [خداوندا (بعد از دورد بر او) بر والیان عهد او و ائمه ی بعد از او درود فرست]. و در روایت از مولایمان امام رضا (ع) که قبلاً تقدیم شد، فرمود: (و ائمه از فرزندانش) و شاید در حقیقت اینگونه باشد: (خداوندا بر والیان عهد او و ائمه از فرزندانش، درود فرست) که این امر را در نسخه ای غیر از این که در آن روایت شده، یافتم، و روایت شده که آنان (والیان عهد) از بندگان نیک سرشت در حیات حضرت می باشند؛ و روایتی داری سند متصل به آن و معتبر یافتم مبنی بر اینکه امام مهدی (ع) صاحب اولاد و تعدادی از فرزندان در اطراف کشورها و سرزمین های دریایی می باشند که در غایت صفات نیکان و صاحبان کمال هستند…).جمال الاسبوع ص ۳۱۰.

 

الشهيد السيد محمد باقر الصدر (رحمه الله) فقد نقل عنه في كتاب (المجتمع الفرعوني)، والذي هو عبارة عن تقرير محاضرات ألقاها الشهيد الصدر قال: (… فالمهدي (ع) سوف يدمر كل أسباب الفساد والانحراف وعلى رأسها الظلم والجور ويؤسس مجتمع القسط والعدل ويرسم له مناهجه في جميع مجالات الحياة الإنسانية ثم يأتي بعده أثني عشر خليفة يسيرون في الناس وفق تلك المناهج التي وضعت تحت اشراف الحجة المهدي (ع) وخلال فترة ولاية الأثني عشر خليفة يكون المجتمع في سير حثيث نحو التكامل والرقي ويكون الإنسان بمستوى من العلم والأخلاق ما لا يحتاج إلى رقيب غير الله تعالى وعند ذلك يتحقق البلاغ بوراثة الصالحين الأرض. قال تعالى: [وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ * إِنَّ فِي هَذَا لَبَلَاغاً لِّقَوْمٍ عَابِدِينَ]).
شهید سید محمد باقر صدر (ره) در کتاب (مجتمع فرعونی) که عبارت از سخنرانی ها و کنفرانس های شهید صدر بوده، ذکر می کند: (مهدی به زودی تمام اسباب فساد و انحراف که در رأس آن ظلم و ستم بوده را ریشه کَن خواهد کرد و جامعه ای بر پایه ی مساوات و عدالت بر پا می کند و در تمام مجال های زندگی انسانی، راه و روش های خود را پایه گذاری خواهد کرد سپس بعد از او دوازده خلیفه می آیند که مردم را طبق آن راه و روش ها که تحت سر پرستی امام حجت بن الحسن (ع) بنیانگذاری شده اند، سیر می کنند و در طی حکومتداری این دوازده خلیفه، جامعه ی انسانی به سوی رشد و کمال ارتقاء می یابد و انسان به حد اعلایی از علم و معرفت و اخلاق و بینش دست می یابد و به هیچ مراقبتی به جز مراقب خداو نیازی ندارد و در آن مرحله است که ابلاغ وراثت زمین توسط بندگان شایسته و نیکوکار تحقق می یابد. خداوند فرمود: [و در حقيقت در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد * به راستى در اين [امور] براى مردم عبادت ‏پيشه ابلاغى [حقيقى] است]).المجتمع الفرعوني ص۱۷۵ الباب الرابع الفصل الثالث.

 

وقد ذكر السيد الصدر (ره) كلاماً طويلاً في هذا الموضوع ننقل جزءاً منه للاختصار قال: (… ومن هنا سيقوم الإمام المهدي (ع) بتعيين ولي عهده أو خليفته خلال حياته وربما في العام الأخير، ليكون هو الرئيس الأعلى للدولة العالمية العادلة بعده والحاكم الأول لفترة حكم الأولياء الصالحين. وبالرغم من أن هذا الحاكم الأول قد يكون هو أفضل من الأحد عشر الآتين بعده بإعتبار انه نتيجة تربية الإمام المهدي (ع) شخصياً والمعاصر لأقواله وأفعاله وأساليبه بخلاف من يأتي بعده من الحاكمين. بالرغم من ذلك فإنه سيفرق فرقاً كبيراً عن المهدي (ع) نفسه إلى حد يصدق (إنه لا خير في الحياة بعده) … إلى أن يقول: … نعم لاشك أن الإمام المهدي (ع) قبل وفاته قد أكد وشدد بإعلانات عالمية متكررة على ضرورة إطاعة خليفته وعلى ترسيخ (حكم الإولياء الصالحين) في الأذهان ترسيخاً عميقاً إلا أن البشرية حيث لا تكون بالغة درجة الكمال المطلوب فإنها ستكون مظنة العصيان والتمرد في أكثر من مجال…).

شهید صدر در مورد مهدی اول [فرزند امام مهدی (ع)] و مهدیین یازده گانه بعد از ایشان کلامی طولانی عرضه می کند که جزئی از آن را برای اختصار نقل می کنیم: (… و از اینجاست که امام مهدی (ع) به تعیین ولی امر یا خلیفه ای در زمان عمر خویش چه بسا در سال اخیر، اقدام خواهد کرد که او رئیس و حاکم دولت عدل الهی بعد از ایشان و اولین حاکم در حکومتداری اولیاء و صالحان می باشد؛ و علاوه بر آن، این حاکم اول افضل تر و برتر از یازده حاکم بعد از خود، می باشد به اعتبار اینکه او دست پرورده و پرورش یافته در دامان امام مهدی (ع)  و برگرفته از خُلق و خوی و منش و اقوال و افعال و اسلوب تربیتی حضرتش می باشد، بر خلاف حاکمانی که بعد از او می آیند. علی رغم آن، او تفاوت چشم گیری با مهدی (ع) خواهد داشت به حدی که مصداق این کلام می شود (خیری در زندگانی بعد از او نخواهد بود…). تا آنجا که شهید صدر می گوید: [… آری شکی نیست که امام مهدی (ع) قبل از وفات خویش بر ضرورت اعلان جهانی بر وجوب اطاعت از خلیفه ی خویش و ترسیخ حکم اولیای صالحین در اذهان عموم، تأکید و سفارش خواهند کرد. جز اینکه بشریّت به حدی از کمال و بینش نرسیده باشد پس چنین جامعه ای در معرض عصیان و عدم اطاعت و در بیشتر موارد سرپیچی از دستورات را خواهد داشت …).تاریخ ما بعد ظهور ص۶۴۶.

 

الشيخ علي النمازي صاحب كتاب مستدرك سفينة البحار قال معلقاً على أحد الروايات التي تنص على ذرية الإمام المهدي (ع): (هذا مبيّن للمراد من رواية أبي حمزة ورواية منتخب البصائر ولا إشكال فيه وغيرها مما دل على ان بعد الإمام القائم (ع) إثني عشر مهدياً وإنهم المهديون من أوصياء القائم والقوام بأمره كي لا يخلو الزمان من حجة).
شیخ علی نمازی صاحب کتاب مستدرک سفینة البحار، در گزاره ی یکی از روایاتی که بر ذریه ی امام مهدی (ع) دلالت می کند، می گوید: (این بیانگر مقصود از روایت ابی حمزه و روایت منتخب البصائر می باشد و هیچ اشکالی در آن و غیر آنچه که بر وجود دوازده مهدی بعد از حضرت قائم (ع) که اوصیای ایشان و قائم به امر ایشان هستند، دیده نمی شود، تا زمین و زمان خالی از حجت خدا نباشد).مستدرك سفينة البحار ۱۰ /۵۱۷.

و شریف مرتضی بر روایت فوق، بر جمله ی موجود در آن (قوام بعد از او) و بر روایات مهدیین که بعد از امام مهدی (ع) خلافت و حکومتداری می کنند، نوشت:

(قال الشريف المرتضى (رحمه الله) في المجموعة الثالثة من رسائله ۱۴۵: (أن قلنا بوجود إمام بعده خرجنا من القول بالاثني عشرية، وان لم نقل بوجود إمام بعده أبطلنا الأصل الذي هو عماد المذهب، وهو قبح خلو الزمان من الإمام… يجوز أن يبقى العالم بعده زماناً كثيراً، ولايجوز خلو الزمان بعده من الأئمة ويجوز أن يكون بعده عدة أئمة يقومون بحفظ الدين ومصالح أهله، وليس يضرنا ذلك فيما سلكناه من طرق الإمامة لأن الذي كلفنا إياه وتعبدنا منه أن نعلم إمامة هؤلاء الإثنى عشر، ونبينه بياناً شافياً … ولا يخرجنا هذا القول عن التسمي بالإثني عشرية لأن هذا الاسم عندنا يطلق على من يثبت إمامة اثني عشر إماماً، وقد أثبتنا نحن ولا موافق لنا في هذا المذهب، فانفردنا نحن بهذا الاسم دون غيرنا). انتهى.
شریف مرتضی (ره) در مجموعه ی سوم از رسایل ۱۴۵ خود می گوید: (اگر از وجود امام و خلیفه بعد از حضرت حجت (ع) سخن گوییم، از قول اثنا عشری خارج شدیم و اگر وجود امام بعد از حضرت را نفی کنیم، اصل دین که ستون مذهب است را باطل کردیم و آن قُبح خالی بودن زمان از امام می باشد… جایز است که عالم بعد از ایشان زمان بسیار طولانی امتداد یابد، و خالی بودن زمین و زمان از ائمه بعد از ایشان جایز نیست بلکه باید عده ای از ائمه در این برهه از زمان حضور یابند تا به حفظ دین و مصالح اهل آن بپردازند و این امر در مسلک و طریق امامت، به ما ضرری نمی رساند؛ زیرا آن کس که ما را مکلف ساخت و او را پرستیدیم شناخت امامت دوازده امام را بر ما ملزم ساخت، و آن را با بیان روشن، بیان می کنیم … و این گفته ما را از نامگذاری اثنا عشری خارج نمی سازد؛ زیرا این اسم نزد ما بر کسی اطلاق می شود که امامت دوازده امام را ثابت کند و ما ثابت کردیم و کسی در این راه هم مسیر ما نیست، پس با این نام از دیگران جدا گشتیم).پایان.حاشیه ی کتاب رجعت- محمد مؤمن آستر آبادی ۹۹.

 بنابراین حتی علمای سابق به این اشاره نمودند، که آنها خلیفه، حجت، امام، قائم و… هستند زیرا زمین از حجت خدا خالی نمی شود، و این بدان معناست که مهدیین (ع) امام و اطاعت از ایشان واجب است و این مورد را با آیات و روایات و ادعیه به اثبات رساندیم، همچنین که برخی از علمای معاصر نیز به حجیت مهدیین (ع) نیز اعتراف نمودند.

 

و الحمد لله رب العالمین

 

ادامه مطلب...

امام احمدالحسن (ع) فرمودند:

«ای مردم، علمای گمراه و پیروان‌شان شما را فریب ندهند. بخوانید، جستجو کنید، دقت کـنید و بـیاموزید و خود ، حقيقت را بـيابـيد و بر كس دیگری توکل نکـنید تا برای آخرت شما تصمیم‌گیری کند زیرا که فردا پشیـمان خواهید شد و فردا پشیمانی را سودی نخواهد داشت». خطبه پنجم محرم ۱۳۸۹ هـ.ش.سايت مهديون , سايت انصار امام مهدي , سايت رسمي فارسي انصار امام مهدي , سايت سيد احمدالحسن , سايت يماني , نقد يماني , يماني کيست , نقد احمدالحسن , ادله احمدالحسن , راه شناخت يماني , راه شناخت يماني چيست , يمن و آخرالزمان , سيد يماني , سيد احمد الحسن يماني , عکس سيد يماني , يماني ظهور کرد , نشانه هاي سيد يماني , سيد احمدالحسن,يماني , يماني موعود , مهدي اول , احمدالحسن , احمد الحسن , طالع مشرقي , خراساني , پرچم هاي خراسان , طالقان , انصار طالقان , علائم ظهور , امام احمدالحسن , احمد, خسف بيداء , خسف بيدا , شبيه عيسي , مصلوب , ملک عبدالله , سفياني , دجال اکبر , شام , يمن , انا يماني , سوريه , ايران , عراق , بصره , دجال بصره , حيدر مشتت , دجله بصره , قائم , امام زمان , مهدي , مهديون , سيد احمد الحسن يماني , سيد يماني کيست , احمد الحسن کيست , سيد يماني در عراق , يماني موعود , کشته شدن نفس زکيه چيست , خروج يماني , ظهور يماني , سايت سيد احمد الحسن يماني , عکس احمد الحسن يماني , فرقه يماني در ايران , فرقه يماني , فرقه يماني چيست , احمد الحسن يماني کيست ؟ , رائفي پور احمد الحسن , عکس احمد الحسن يماني , مسيح , دين مسيح , عيسي مسيح کيست , صليب مسيح , صليب کشيدن , صليب مسيحيت , عکس هاي صليب , صليب نشانه چيست , قوانين دين مسيحيت , احکام دين مسيحيت , مسيحيت در ايران , آشنايي با دين مسيحيت , کتاب مقدس , انجيل , تورات , حواريون , مريم , مريم مقدس , تنخ , نظريه تکامل انسان , نظريه تکامل داروين چيست , نظريه تکامل داروين pdf , رد نظريه تکامل , نظريه تکامل داروين به زبان ساده , نظريه داروين تکامل انسان , نظريه تکامل و انسان , فيلم تکامل , داوکينز , هاوکينگ , خداناباوران مشهور , دلايل خداناباوران , خداناباوران , آتئيست , منکر وجود خدا در جدول ,دانشمندان خدا باور , آتئيست و آگنوستيک , نقد آتئيست , کانال آتئيست ها در تلگرام , آتئيست تلگرام , آتئيست کيست , نماد آتئيست , ستاره شش پر , ستاره پنج پر , ستاره حضرت سليمان , ستاره داوود در اسلام , طلسم ستاره داوود , قانون معرفت حجت , راه شناخت حجت هاي الهي , راه شناخت امام , قيامت , عذاب , آخرالزمان , نشانه هاي آخر الزمان , نشانه هاي آخرالزمان در تهران , آخرالزمان+پيشگويي , اخر الزمان رائفي پور , آخرالزمان و داعش , نشانه هاي آخرالزمان در قرآن , صاحب الزمان , حجت بن الحسن , آيا امام زمان داراي زن و فرزند هستند , فرزندان امام زمان , 12 مهدي , وصيت پيامبر , وصيت پيامبر دوازده مهدي , متن وصيت پيامبر , وصيت پيامبر به امام علي , وصيت نامه پيامبر , وصيت نامه حضرت محمد , شب وفات پيامبر , حديث وصيت , حديث ثقلين , امام احمد , احمدالحسن , دلايل سيد احمد الحسن براي شيعه ,الحاد , ادله دعوت يماني , روياي صادقه , مکتب نجف اشرف , کتاب توهم الحاد , کتاب توهم بي خدايي , کتاب عقائد الاسلام , کتب سيد احمدالحسن , آيه اکمال الدين , تدريس آيه اکمال الدين , پالتاک , فيس بوک امام احمدالحسن , فيسبوک امام احمد الحسن , خطبه هاي امام احمدالحسن , ادله دعوت براي سني ها , دانلود کتب ترجمه احمدالحسن , کتب سيد احمد الحسن , دعوت سيد احمد الحسن , پيام هاي فيس بوک سيد احمد الحسن , منابع رسمي دعوت يماني , دعوت يماني , يماني کيست , نقد الحاد , محمد نبي در عهدين , هفته نامه زمان ظهور , سايت هفته نامه زمان ظهور , موسسه وارثين ملکوت , وبسايت انگليسي انصار امام مهدي , وبسايت فارسي انصار امام مهدي , تالار گفتگو انصار امام مهدي , علماي غير عامل , فقهاي آخرالزمان , گوساله سامري , اهل تسنن , انصار امام مهدي , 10313 , 313 , دوازده مهديين , احمد الحسني , احمد الحسن اليماني , احمد الحسن يماني سايت , احمد الحسن يماني کيست؟ , سيد احمد الحسن يماني ع , سيد حسن حمامي , شيخ ناظم عقيلي , دکتر علاء سالم , دعوت مبارک يماني , راه شناخت يماني , يماني از يمن , يماني از کجا خروج مي کند , انصار الله , انصار امام مهدي , انصار امام احمد اليماني , انصار امام المهدي , سيد يماني , سيد يماني ظهور کرد , سيد يماني کيست , روايات آخرالزمان , روايات خمس , روايات ظهور , روايات يماني , روايات درباره يماني , روايات خروج يماني , روايات قيام يماني , حديث وصيت , مهديون , مهديون شاهد , مهديون چه کساني هستند , حديث 12 مهدي , 12 مهدي , احمديم احمدي , عکس يماني , تصاوير يماني , عکس سيد يماني , عکس احمد الحسن يماني , صاحب پرچم هدايت , جريان مدعي يماني ,تصاوير دروغين منتسب به سيد احمد الحسن يماني ,پسر انسان در کتاب مقدس , پسر انسان در انجيل , پسر انسان کيست, صليب شکسته , يماني , احمد الحسن , کتاب توهم بي خدايي , کتاب توهم الحاد , کتاب عقائد الاسلام , کتاب گوساله , کتاب همگام با بنده صالح , کتاب همگام با عبد صالح , کتاب وصيت مقدس , کتاب وصيت مقدس نوشتار بازدارنده از گمراهي , کتاب توحيد , کتاب وصي در تورات, انجيل و قرآن , کتاب چشم اندازي هاي از قوم سومر و آکد , سومر و آکد , سومر , کتاب تفسير آيه اي از سوره يونس , تفسير سوره يونس , کتاب سرگرداني , کتاب راه به سوي خدا , کتاب شرايع الاسلام , کتاب شرائع الاسلام , کتاب رجعت , کتاب رجعت سومين روز از روزهاي بزرگ خدا , رساله اي در فقه خمس , کتب سيد احمد الحسن , دانلود کتاب هاي سيد احمد الحسن , کتاب سيد احمد الحسن , علم سيد احمد الحسن , علوم سيد احمد الحسن , کتب روايي , سفر حضرت موسي به مجمع البحرين , کتاب روشنگري هايي از دعوت فرستادگان , کتاب روشنگري از دعوت فرستادگان , نامه هدايت , ادله مسيحيان , کتاب پاسخ هاي روشنگرانه , جواب المنير , نصيحتي براي طلبه هاي حوزه هاي علميه , نصيحتي براي طلاب حوزه هاي علميه , کتاب جهاد درب بهشت , جهاد , جهاد اکبر , کتاب متشابهات , دانلود کتاب متشابهات , بيان حق و سداد از طريق علم اعداد , علم اعداد , کتاب سيزدهمين حواري , کتاب حواري سيزده , حواريون , کتاب حاکميت الله نه حاکميت مردم , حاکميت الله , دموکراسي , کتاب گزيده اي از تفسير سوره فاتحه , سوره فاتحه , تفسير سوره فاتحه , پاسخ هاي فقهي , کتاب طهارت , دانلود کتب يماني , دانلود کتب سيد احمد الحسن , کتب انصار امام مهدي , دلايل عام دعوت , علم سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار امام مهدي , سايت انصار امام مهدي , انصار , علاء سالم ,رسالتي در يگانگي شخصيت مهدي اول, قائم و يماني , گفتگوي داستاني درباره‌ي دعوت مبارک يماني , رسالتي آشکار , کتاب دليل ادله , شيخ ناظم عقيلي , وصي در کتاب , کتاب برهان مبين , ابن تمام , يماني کيست , ملاقات با امام مهدي , کتاب وصيت و وصي احمد الحسن عليه السلام ,پژوهشي در شخصيت يماني , کتاب يماني موعود حجت الله , شيخ حيدر زيادي , علامات زمان ظهور , يماني امام مهدي , کتاب ضرورت وجود زمينه ساز , بشار الفيصلي , سفياني به آستانه‌ي درب‌ها رسيده پس يماني کجاست؟ , شيخ عادل سعيدي , اخبار طاهرين در مورد مهدي و مهديين (ع) , روايات مهديين , دلايل اثبات ذريه‎ي امام مهدي , رسالتي در مورد روايت اصبغ بن نُباته  , چهل حديث در مورد مهديين و ذريه قائم , کتاب چهل حديث , کتاب مهديين دوازده‌گانه فرزندان امام مهدي  , کتاب در پيشگاه صيحه , زکي انصاري , خواب , ارکان رويا , کتاب کرامات و غيبيات , انصار سيد احمد الحسن , کتاب رؤيا در مفهوم اهل بيت  , استاد ضياء زيدي , رؤياي صادقه , بازگو کردن رؤيا ,کتاب شيعيان در معرض آزمايش , دکتر عبدالرزاق ديراوي , کتاب خوش آمدي اي فرزند فاطمه  , کتاب شکست منتظران , کتاب مجتمع ما بين تکبر و نفاق , کتاب بلکه هدايت شويد , شيخ ناظم عقيلي , فقهاي آخر الزمان , کتاب فرمان‌روايي امروز از آنِ کيست , کتاب همانا که تأويلش فرا رسيد , متشابهات , حق اين‌گونه شناخته مي‌شود نه با شبهات , شيخ عبد العالي منصوري , احمد الحسن , احمد موعود- پيوند دهنده‌ي رسالت‌هاي آسماني و کشتي نجات برگزيدگان , دکتر علاء سالم , کتاب احمد موعود , شبيه عيسي و مصلوب کيست؟ , شبيه عيسي , شبيه عيسي عليه السلام , روزگار رهائي (روز بزرگ و وحشتناک خدا) , کتاب روزگار رهايي , استاد عادل سعيدي , کتاب مسيح راز خداوند , شيخ صادق محمدي , کتاب يحياي عصر , کتاب مهدي ولي الله , دعوت يماني , يماني , سيد يماني , سيد احمد الحسن , مهديين , دانلود کتاب غيبت طوسي , کتاب الغيبه طوسي , کتاب غيبت نعماني , کتاب اصول کافي , کتاب ملاحم و فتن , کتاب بشارت الاسلام , کتاب کمال الدين , دانلود کتاب مقدس , عهد عتيق , کتاب مقدس , تورات , دانلود کتاب تورات , عهد جديد , انجيل , اناجيل اربعه , دانلود کتاب انجيل , سفر پيدايش , کتاب پيدايش , کتاب خروج , کتاب تثنيه , کتاب اشعيا , کتاب داوود , کتاب مزامير , کتاب ارميا , کتاب دانيال , کتاب حبقوق , انجيل متي , انجيل يوحنا , انجيل مرقس , انجيل لوقا , انجيل برنابا , انجيل يهودا , کتاب روميان , دانلود کتب مسيحيان , دانلود کتب يهوديان , رساله يهودا , يهودا , مکاشفه يوحنا , يوحنا لاهوتي , شمعون , پطرس , نظریه فرگشت , نظریه تکامل , تطور , تکامل , فرگشت ,چارلز داروین , داوکینز , خداناباوران , توهم بی خدایی , کتاب توهم بی خدایی , ادله سید احمدالحسن برای خداناباوران , خدا , دلایل وجود خدا , برهان نظم , اثرات خدا , آتئیست , ادله امام احمد الحسن , یمانی , قیام گر مشرق , مهدی اول , عصمت یمانی , یمانی از یمن , یمن , راه شناخت یمانی چیست , راه شناخت یمانی , قانون شناخت خلفای الهی , قانون معرفت حجت , دعوت به حاکمیت خدا , رویای صادقه , استخاره , سید احمد الحسن یمانی , سید یمانی , وصی سیزدهم , مهدیین , فرزندان امام مهدی , وصیت مقدس رسول الله , مهدیین , مهدیین در قرآن , نام احمد در روایات , صاحب الامر , کتاب عقائد الاسلام , یمانی کیست  , مهدی آخرالزمان , مهدی در قرآن , خلیفة الله مهدی , امام مهدی , علائم قیام , وقت ظهور امام مهدی , حجیت رویا , راههای شناخت خلیفة الله , علم مهدی , بزرگان ادیان الهی , کتاب وصیت مقدس , سیرت سید احمد الحسن , یهودیان , مسیحیان , آیات کتاب مقدس , عیسی مسیح , یحیی , یحیا , فرستادگان الهی , پسر نرینه , پسر انسان , منجی از بصره , تسلی دهنده , غلام امین , یحیی نبی , اشعیا نبی , احمد الحسن , حجت های الهی , نامه هدایت , پاسخ های روشنگرانه , سیزدهمین حواری , حواری سیزده , توهم الحاد , جایگاه معجزه در کتاب مقدس , محمد نبی , بشارت اشعیا , وصی در تورات , سیره دعوت سید احمد الحسن , وصیت شب وفات پیامبر , شجره سید احمد الحسن , نسب سید احمد الحسن , بصره , امام مهدی , صدام طاغوت , طلاب حوزه , صدام ملعون , انصار امام مهدی , یمانی , نسب امام احمد الحسن, نسب سید احمد الحسن , یمانی موعود , سید یمانی , سید احمد الحسن یمانی , وبسایت رسمی مکتب نجف اشرف , وبسایت رسمی انصار امام مهدی , وبسایت رسمی فارسی انصار امام مهدی , وبسایت موسسه وارثین ملکوت , صفحه فیس بوک مکتب نجف