wrapper

آخرین اخبار

مراجعه مسلمانان به علی ابن ابی طالب (ع)

مراجعه مسلمانان به علی ابن ابی طالب (ع):

بسم الله الرحمن الرحیم

مسلمانان و غیر مسلمانان بعد از نبی (ص) در معضلات به علی ابن ابی طالب (ع) مراجعه می‌کردند. زیرا او دربِ شهرِ علم ِپیامبر (ص) است. تا اینکه عمر گفت:

«لولا علی لهلک عمر،[1] اگر علی نبود عمر هلاک می‌گشت.»

و می‌گوید:

«پناه بر خدا از هر معضلی که ابوحسن(ع) نباشد.»[2]

و ایجی -او از متکلمین و فلاسفه اهل سنت بود- در مواقف، بعد این که نظر اکثر مفسرین را در مقصود از قول خدای تعالی:

﴿وَتَعِيَهَا أُذُنٌ وَاعِيَةٌ[3] که او علی ابن ابی طالب (ع) است را نقل می‌کند. می‌گوید: پس عمر گفت: «اگر علی نبود عمر هلاک می‌گشت» و برای سخن علی(ع): «اگر پشتی ای برای من آماده می‌شد پس بر آن می‌نشستم تا بین اهل تورات با تورات‌شان و بین اهل انجیل با انجیل‌شان و بین اهل زبور با زبورشان و بین اهل قرآن با قرآن‌شان حکم می‌کردم. و سوگند به خدا آیه‌ای در خشکی یا دریا یا دره یا کوه یا آسمان یا زمین یا شب یا روز نازل نشد مگر این‌که من دانستم درباره‌ی چه کسی نازل شده و درباره‌ی چه چیزی نازل شده است.» و همانا علی (ع) در خطبه‌هایش از اسرار توحید و عدل و نبوت و قضاء و قدر ذکر می‌کند، چیزی که مثل آن در کلام اصحاب  واقع نشده است.[4]

و علی (ع) همان فاروق (جداکننده) کسی که میان حق و باطل فرق می‌گذارد. ابن عساکر روایت می‌کند که گفت: خبر داد ما را ابوبکر محمد ابن حسین از ابو حسین ابن مهتدی از علی ابن عمر ابن محمد حربی از ابو حبیب عباس ابن محمد ابن احمد ابن محمد بری از ابن بنت سدی یعنی اسماعیل ابن موسی از عمرو ابن سعید بصری از فضیل ابن مرزوق از ابی سخیله از سلمان و ابوذر که گفتند: رسول‌الله(ص) دست علی (ع) را گرفت و فرمود:

«آگاه باشید که او اولین کسی است که به من ایمان آورد. و او اولین کسی است که با من در قیامت مصافحه می‌کند. و او صدیق اکبر است.  و او جداکنند میان حق و باطل در این امت است. و او پیشوای مومنین است و مال پیشوای ظالمین است.»[5]

 فرمود(ص) به علی (ع): «تو برای امتم آنچه را که بعد از من در آن دچار اختلاف می‌گردند تبیین می‌کنی.»[6]

حاکم بعد از آوردن این حدیث بیان می‌کند: « این حدیث براساس شروط شیخین صحیح است و آن دو آن را خارج نکردند.»

و ابن عساکر شماری دیگری از این روایت‌ها را نقل کرده است:[7]

خبر داد ما را ابو علی مقری، از ابو نعیم حافظ، از محمد بن احمد بن علی، از محمد بن عثمان بن ابی شیبه، از ابراهیم ابن میمون، از علی ابن عباس، از حارث بن حصیره، از قاسم بن جندب از انس‏ روايت می‌كند: كه رسول‌الله(ص) فرمود: «يا انس! از چاه براى وضوى من آب‏ بكش. پس ایستاد و دو ركعت نماز گذارد و سپس فرمود: ای انس! اولین كسى كه بر تو درآيد از اين در او اميرالمؤمنين(ع) و آقای مسلمانان و قائد الغر المحجلين و خاتم الوصيين است، انس گفت: گفتم: بار خدايا او را مردی از انصار قرار ده و اين را پنهان مي‌داشتم، ناگاه على (ع) آمد. فرمود: چه كس بود اى انس؟ گفتم: على(ع) بود؛ پس آن حضرت برخاست در حالی که شاد و خرم بود و او را در بغل گرفت بعد از آن صورت خود را بر صورت او ماليد و از عرق صورت‏ علی(ع) بر صورت خود رسانيد، اميرالمؤمنين(ع) فرمود: يا رسول‌الله(ص) ديدم كارى را بجاى آوردى كه پيش از اين آن را نمي كردى، فرمود: چه چیزی مرا منع می‌کند، در حالی که تو حق مرا ادا می‌کنی، و صوت مرا بايشان می‌شنوانی، و آنچه بعد از من در آن اختلاف می‌کنند را برایشان روشن می‌کنی.»

خبر داد ما را ابو قاسم هبه الله ابن عبدالله از ابوبکر خطیب از ابو قاسم عبیدالله ابن محمد ابن عبیدالله نجار از محمد ابن مظفر از اسحاق ابن محمد ابن مروان از ابی از حسن ابن محبوب از ابی حمزه ثمالی از ابی اسحاق از بشیر غفاری از انس ابن مالک نقل می‌کند: رسول‌الله (ص) فرمود: «تو مرا غسل مي‌دهى و در قبر پنهان مي‌سازى و پس از من احكام را بيان مي‌كنى.»

ابو سعد احمد ما را خبر داد به وسیله محمد ابن احمد حافظ و محمد ابن هیثم ابن محمد ابن هیثم ادیب که گفتند: از ابی منصور محمد ابن احمد ابن شکرویه زاد حافظ و ابو بکر محمد ابن احمد ابن علی سمسار و خبر داد ما را ابو وفا عمر ابن فضل ابن احمد ابن ممیز و ابو عبدالله محمد ابن سعید ابن احمد کرجه خرقی در اصفهان گفتند: از ابو اسحاق ابراهیم ابن محمد ابن خرشید گفت: از ابوعبدالله حسین ابن اسماعیل محاملی از عبدالاعلی ابن واصل از ابو نعیم ضرار ابن صرد از معتمر که گفت: شنیدم از پدرم که یاد کرد از حسن از انس که رسول‌الله(ص) به علی فرمود: «تو آنچه بعد از من در آن اختلاف می‌کنند را روشن می‌کنی.»

خبر داد ما را ابو قاسم علی ابن ابراهيم نسيب، از ابو بكر احمد بن علي خطيب اخبرنی ابو فرج طناجيری، از عمر بن احمد واعظ، از محمد بن محمود انباری در بصرة، از محمد بن قاسم بن هاشم، از ابي، از عبد صمد بن سعيد ابو عبد رحمن، از فضل بن موسى، از وكيع، از اعمش، از ابی وائل، از حذيفة، گفت: نبی (ص) به علي(ع): «تو را در آنچه بین من و امتم هست نشانی قرار دادم پس کسی که تو را تبعیت نکند همانا کفر ورزیده است. پایان یافت آنچه در تاریخ ابن عساکر آمده است».

آیا بعد از این هیچ شبهه‌ای پیدا می‌شود در این مورد که رسول خدا (ص) را امت را به ولی امر بعد از خودش که همان علی بن ابی‌طالب(ع) هست ارجاع داده بود.

و عمر به آن شهادت می‌دهد. و غیر او از علماء اهل تسنن و متکلمین‌شان اقرار به علم علی (ع) می‌کنند. بلکه در واقع به آن شهادت می‌دهند. در بیشتر حوادث کسی  که حکم خدا را در آن تبیین کند غیر از علی ابن ابی طالب (ع) توانایی ندارد و تاریخ از مراجعه ابوبکر و عمر و غیر این دو به علی ابن ابی طالب (ع) شواهد بسیاری را نقل می‌کند. به این دلیل  که وجود او برای رسیدن به حکم الله سبحان قادر بود. و او یکی از مقصودین از کلمه اولی الامر در قول خدای تعالی است: وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى ٱلرَّسُولِ وَإِلَى أُوْلِى ٱلأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ ٱلَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُم.

و بدون خواندن حوادثی که صدها مورد از آن رسیده است، که برای علی ابن ابی طالب(ع) سخن مفصلی در آن حوادث داشته است بعد از این که بیشتر صحابه از جواب به آن عاجز شدند پس او محل رجوع در معضلات بود.

و نمونه‌ای از آن برای خواننده بزرگوار:

احمد در مسندش روایت می‌کند: عبدالله به ما گفت: «پدرم به من گفت که عفان و حماد از عطاء ابن سائب از ابی ظبیان جنبی گقتند: «عمر ابن خطاب دستور داد زنی را که مرتکب زنا شده بود، رجم کنند. پس با زن برای سنگسار رفتند، علی آنها را در راه دید پس فرمود: این چیست؟ گفتند: او زنا کرده و عمر حکم به رجمش داده است. پس علی زن را از دست آنها گرفت و آنها را برگرداند. پس آنها به نزد عمر برگشتند. پس گفت: چه کسی شما را برگرداند؟ گفتند: علی ما را برگرداند. عمر گفت: علی کاری انجام نمی‌دهد مگر این که علمش را دارد. و به سوی علی(ع) فرستاد. پس آمد در حالی‌که به نظر غضبناک بود. پس عمر گفت: چرا (برای چه چیزی) آنها را برگرداندی؟ فرمود: آیا نشنیدی از پیامبر (ص) که فرمود: قلم از سه کس برداشته شد: از خوابیده تا بيدار گردد و از کوچک تا بزرگ شود از مجنون تا عقلش بازگردد. گفت: بله. علی از او پرسید: پس همانا او از دیوانگان بنی‌فلان هست پس شاید او را آورده در حالی‌که او با او بوده است؟ پس عمر گفت: نمی‌دانم. فرمود: من هم نمی‌دانم. پس او را سنگسار نکرد.»([8])

و روایت ابو داود در سنن است که:

عثمان ابن ابی شیبه به ما گفت: جریر به ما گفت: از اعمش از ابی ظبیان از ابن عباس گفت: «پیش عمر زن مجنونی را به جرم زنا آوردند و مشورت با مردم کرده پس امر به رجم او کرد. پس با او بر علی ابن ابی طالب گذشت. پس او فرمود: این زن را چه حال است؟ گفتند: مجنون بنی‌فلان زنا کرده است و عمر امر به رجم او نموده است. گفت: پس فرمود: او را بازگرداید. سپس آمد و فرمود: ای امیرالمومنان آیا نمی‌دانی که‏ قلم از سه كس برداشته شده است: از مجنون تا از جنون بری گردد، از خوابیده تا بيدار گردد و از کودک تا عاقل شود. گفت : بله. فرمود: پس این حکم رجم چیست؟ گفت: چیزی نیست. فرمود: او را بازگردان. عمر نیز دستور بازگرداندن او را داد. و سپس شروع به تکبیر گفتن کرد.»[9]

و حاکم روایت می‌کند: ابو عبدالله محمد ابن یعقوب شیبانی به ما خبر داد که محمد ابن عبدالوهب به ما گفت که جعفر ابن عون خبر داد، که اعمش خبرداد، از ابی ظبیان از ابن عباس رضی الله عنهما، گفت: «پیش عمر زن مجنونی را آوردند که مرتکب فجور شده بود پس به رجم او امر کرد . علی ابن ابی طالب در حالی که همراه آن زن دو پسر بودند و او را دنبال می‌کردند- فرمودند: این چیست؟ گفتند: عمر امر به رجم او نموده است. فرمود: او را برگردانید. و با او به سوی عمر (رضی الله عنه)  رفت و فرمود: آیا نمی‌دانی که قلم برداشته شده از مجنون تا عاقل گردد و از مبتلی تا زمانی که توفیق پیدا کند و از خوابیده تا بیدار گردد و از کودک تا رشد کند. این حدیث بر شروط شیخین صحیح هست و آن را خارج نکردند و آن را شعبه از اعمش با افزایش کلام روایت کرده است.»[10]

و ابن عساکر روایت می‌کند: خبر داد ما را ابوبکر محمد ابن عبدالباقی از ابو محمد جوهری املاء از ابو حسن علی ابن عمر ابن احمد حافظ از محمد ابن قاسم ابن زکریا محاربی در کوفه از ابو طاهر محمد ابن تسنیم وراق از جعفر ابن محمد ابن حکیم خثعمی‌ از ابراهیم ابن عبدالحمید از رقبه ابن مصقله از عبدالله ابن ضبیعه عبدری از جدش گفت: «دو مرد به نزد عمر آمدند و از او راجع به طلاق کنیز پرسيدند (مراد انقضاى عده است)، و عمر ایستاد پس با آنها آمد تا به جماعتى در مسجد  كه در بين آنها مردى اصلع (كسى كه در جلو سر مو ندارد) بود، رو نمود و گفت: ای اصلع رأى تو درباره طلاق کنیز چيست؟ پس سرش را به سویش بالا آورد سپس با انگشت اشاره و وسطی به او اشاره کرد. عمر به او گفت: دو عادت. يكى از آن دو به عمر گفت: سبحان الله برای اینکه تو امیرالمومنین هستی ما به نزد تو آمدیم پس تو با ما آمدی تا اینکه بر این مرد توقف کردی پس از او پرسیدی و از او به اینکه با اشاره جواب تو را بدهد راضی شدی!؟ پس عمر به آن دو گفت: از این چیزی می‌دانید؟ گفتند: نه. گفت: این علی بن ابی طالب (ع) است شهادت می‌دهم بر این‌که شنیدم از رسول خدا صلی‌الله علیه وسلم در حالی‌که می‌گفت: قطعا اگر آسمان‌های هفت‌گانه و زمین‌های هفت‌گانه را در کفه‌ی ترازویی قرار دهند سپس ایمان علی را در کفه‌ی ترازو قرار دهند، ایمان علی برتری دارد».[11]

 

[1]- استیعاب : ج3 ص 1103

[2]- تأويل مختلف الحديث - لابن قتيبة: ص152.

[3]- الحاقة: 12.

[4]- المواقف - إيجي: ج3 ص627.

[5]- تاريخ مدينة دمشق: ج42 ص41.

[6]-  المستدرك - حاكم النيشابوري: ج3 ص122.

[7]-  تاريخ مدينة دمشق: ج42 ص386.

[8] - مسند أحمد: ج1 ص154.

[9]- سنن أبي داود: ج2 ص339.

[10]-  المستدرك - للحاكم النيشابوري: ج4 ص388.

[11]- تاريخ مدينة دمشق: ج42 ص341.

ادامه مطلب...

اخبار مهدیین در کتب اهل سنت

مهدیین در کتب اهل سنت

اخبار مهدیین در کتب اهل سنت:

- ابن ابی حاتم الرازی: ۱۴۷۶۹- يحيی بن ابی الخطيب از وليد بن مسلم ثنا صفوان بن عمرو از شريح بن عبيد از عمرو البکالی از کعب الاحبار: (هم اثنا عشر، فإذا كان عند انقضائهم فيجعل مكان اثني عشر اثنا عشر مثلهم وكذلك وعد الله هذه الأمة فقرأ: Pوَعَدَ اللَّه الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وعَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْO وكذلك فعل ببني إسرائيل.

(آنان دوازده تن هستند وقتی دوران آن‌ها تمام شد، به ازای اين دوازده تن، دوازده تن ديگر مشابه آن‌ها می‌آيند و به اين ترتيب خدا به اين اُمت وعده داد و سپس اين آيه را تلاوت کرد: (خدا به آنان که از شما ايمان آوردند و نيکوکار شدند، وعده داد که به طور قطع در زمين جانشين، گذشتگان‌شان کند، همان‌گونه که پيشينيان را جايگزين قبلی‌ها کرد) و همين گونه با بنی‌اسرائيل کرد).([1])

 

 - العينی توضيحی در باره‌ی (اثنا عشر اميرا...= دوازده امير...) می‌دهد و می‌گويد: (وقيل: يحتمل أن يكون اثنا عشر بعد المهدي الذي يخرج في آخر الزمان ... وعن كعب الأحبار: يكون اثنا عشر مهدياً ثم ينزل روح الله فيقتل الدجال).

(احتمال دارد که پس از مهدی آخرالزمان، دوازده تن بيايند... و از کعب الأحبار: دوازده مهدی است سپس روح الله نازل می‌شود و دجال را می‌کشد).([2])                          

و نيز بعضی روايت‌ها هستند که نعيم بن حماد المروزی در کتاب الفتن تحت عنوان (ما يکون بعد المهدي = بعد از مهدی چه خواهد شد) نقل کرده است:

- گويد: بن وهب از ابن انعم از ابی عبد الرحمن الحبلی از عبدالله ابن عمرو گويد: (حدثنا ابن وهب عن ابن أنعم عن أبي عبد الرحمن الحبلي عن عبد الله بن عمرو قال: ثلاثة أمراء يتوالون تفتح الأرضين كلها عليهم كلهم صالح؛ الجابر ثم المفرح ثم ذو العصب يمكثون أربعين سنة ثم لا خير في الدنيا بعدهم).

(بعد از مهدی سه تن می‌آيند که همه زمين‌ها به روی آن‌ها گشوده می‌شود که همه آن‌ها صالح‌اند: جابر و مفرح سپس ذوالعصب که چهل سال حکومت می‌کنند و پس از آن‌ها خيری در اين دنيا نيست).([3])

 و نيز گويد:

(يحيی بن عطار از سليمان ابن عيسی و علامتی در الفتن بود روايت است که: (بلغني أن المهدي يمكث أربعة عشر سنة ببيت المقدس ثم يموت ثم يكون من بعده شريف الذكر من قوم تبع يقال له منصور ببيت المقدس إحدى وعشرين سنة ... وهو الذي يخرج عليه المولى اسمه اسم نبي وكنيته كنية نبي ... ثم يقتل، ثم يملك من بعده هيم المهدي الثاني وهو الذي يقتل الروم ويهزمهم ويفتح القسطنطينة ويقيم فيها ثلاث سنين أربعة أشهر وعشرة أيام ثم ينزل عيسى بن مريم (ع) فيسلم الملك إليه).

(مهدی چهل سال در بیت ‌المقدس ساکن می‌شود سپس می‌ميرد و پس از او مرد شريفی از قوم تبع به نام منصور به مدت بيست و يک سال بر بیت ‌المقدس تسلط می‌يابد... و اوست که بر او پسری وارد می‌شود که هم اسم و هم کنيه پيامبر است... سپس کشته می‌شود و هيم که مهدی دوم است، ساکن می‌شود و اوست که با روم می‌جنگد و آنان را شکست می‌دهد و قسطنطنيه را فتح می‌کند و در آن سه سال و چهار ماه و ده روز می‌ماند سپس عيسی ابن مريم نازل می‌شود و پادشاهی را به عيسی (ع) می‌بخشد).([4])

- و گويد:

رشدين از ابن لهيعه از ابی‌قبيل از عبد الله بن عمرو گويد: (بعد المهدي الذي يُخرج أهل اليمن إلى بلادهم ثم المنصور ثم من بعده المهدي الذي تفتح على يديه مدينة الروم).

(بعد از مهدی، آن کسی است که اهل يمن را از بلادشان بيرون می‌راند، سپس منصور و پس از او مهدی است که به دست او روم فتح می‌شود).([5])

- و گويد:

وليد ابن ابی عبدالله يکی از مواليان بنی‌اميه از محمد ابن حنفيه گويد: (ينزل خليفة من بني هاشم بيت المقدس يملأ الأرض عدلاً يبني بيت المقدس بناءا لم يبن مثله يملك أربعين سنة تكون هدنة الروم على يديه في سبع سنين بقين في خلافته ثم يغدرون به ثم يجتمعون له بالعمق فيموت فيها غماً، ثم يلي بعده رجل من بني هاشم ثم تكون هزيمتهم وفتح القسطنطينية على يديه ثم يسير إلى رومية فيفتحها ويستخرج كنوزها ومائدة سليمان بن داود عليهما السلام ثم يرجع إلى بيت المقدس فينزلها ويخرج الدجال في زمانه وينزل عيسى بن مريم (ع) فيصلي خلفه).

(خليفه‌ای از بنی‌هاشم بر بيت المقدس وارد می‌شود و زمين را پر از عدل می‌کند و در آن‌جا بنایی می‌سازد که مشابه آن ساخته نشده، چهل سال حکومت می‌کند و در هفت سال باقی‌مانده از حکومتش، با روم درگير می‌شود و به او خيانت می‌کنند و علیه او نيرو جمع می‌کنند و با غم در آن‌جا می‌ميرد. پس از او مردی از بنی‌هاشم والی می‌شود و شکست روم به دست اوست و قسطنطنيه را فتح می‌کند و روم و گنج‌های آن و مائده سليمان ابن داوود (ع) را می‌گشايد سپس به بيت المقدس باز می‌گردد و در آن ساکن می‌شود و دجال در زمان او خروج می‌کند و عيسی ابن مريم فرود می‌آيد و پشت او نماز می‌خواند).([6])

- گويد:

بن وهب از ابن لهيعه از حارث بن يزيد از عتبه بن راشد الصدفی از عبدالله بن حجاج از عبد الله ابن عمرو ابن عاص شنيده که می‌گويد: (الجابر ثم المهدي ثم المنصور ثم السلام ثم أمير العصب فمن استطاع أن يموت بعد ذلك فليمت).

(جابر سپس مهدی سپس منصور سپس السلام سپس امير العصب و هر که بتواند بعد از آن بميرد، شايسته است که اين‌گونه کند).

 

- از وهب از عبد الرحمن از زياد از ابی عبد الرحمن الحبلی از عبد الله ابن عمرو گويد: (ثلاثة خلفاء يتوالون كلهم صالح عليهم تفتح الأرضين أولهم جابر والثاني المفرج والثالث ذو العصب يمكثون أربعين سنة لا خير في الدنيا بعدهم ...).

(سه خليفه جانشين می‌شوند که همه‌شان صالح‌اند و زمين‌ها بر آن‌ها گشوده می‌شود اول آن‌ها جابر سپس المفرج و سپس ذو العصب هستند که چهل سال حکومت می‌کنند و در دنيا پس از آن‌ها خيری نيست...).

 

- الحکم بن نافع از جراح از ارطاه گويد: (بلغني أن المهدي يعيش أربعين عاماً ثم يموت على فراشه ثم يخرج رجل من قحطان مثقوب الأذنين على سيرة المهدي بقاؤه عشرين سنة ثم يموت قتلاً بالسفاح، ثم يخرج رجل من أهل بيت النبي صلى الله عليه وسلم مهدي حسن السيرة يفتح مدينة قيصر وهو آخر أمير من أمة محمد صلى الله عليه وسلم ثم يخرج في زمانه الدجال وينزل في زمانه عيسى بن مريم (ع)...).

(مهدی چهل سال حکومت می‌کند و بر تختش می‌ميرد و پس از او مردی از قحطان خارج می‌شود که گوش‌هایش سوراخ است و بر سيره مهدی است و بيست سال حکومت می‌کند و مردن وی با قتل صورت می‌گيرد (السفاح) سپس مردی از اهل ‌بیت نبی J خارج می‌شود که مهدی خوش‌سیرت است و شهر قيصر را می‌گشايد و او آخرين امير از اُمت محمد J است و در زمان او دجال خارج می‌شود و در آن زمان عيسی ابن مريم فرود می‌آيد).([7])

- و گويد:

حکم بن نافع از جراح از ارطاه نقل می‌کند: (بعد المهدي رجل من قحطان مثقوب الأذنين على سيرة المهدي حياته عشرون سنة ثم يموت قتلاً بالسلاح، ثم يخرج رجل من أهل بيت أحمد صلى الله عليه وسلم حسن السيرة يفتح مدينة قيصر وهو آخر ملك أو أمير من أمة أحمد صلى الله عليه وسلم ويخرج في زمانه الدجال وينزل في زمانه عیسی (ع)).

(بعد از مهدی مردی از قحطان است که گوش‌هایش سوراخ می‌باشد، بر سيرت مهدی است و بيست سال حکومت می‌کند و با اسلحه به قتل می‌رسد سپس مردی از اهل‌ بیت احمد J که خوش‌سیرت است شهر قيصر را می‌گشايد و او آخرين پادشاه از اُمت محمد است و در زمان او دجال خارج می‌شود و عيسی (ع) نزول می‌کند).([8])

 


[1]. تفسير القرآن العظيم: ج۸ ص۲۶۲۸.

[2]. عمدة القاري: ج ۲۴ ص ۲۸۲.

[3]. الفتن: ص۲۴۲.

[4]. الفتن: ص۲۴۳.

[5]. الفتن: ص۲۴۴.

[6]. الفتن: ص۲۴۶.

[7]. الفتن: ص۲۴۸-۲۴۷.

[8]. الفتن: ص۲۵۱.

ادامه مطلب...

ریشه‌های وهّابیت در قرون اولیه اسلامی

ریشه‌های وهّابیت در قرون اولیه اسلامی:

اگر امروز می‌بینیم كه یكی از شاخص‌ترین مبانی اعتقادی وهّابیت حرمت زیارت قبر پیامبر گرامی (ص) و ائمه اطهار علیهم السلام می‌باشد، با نگاهی به گذشته در می‌یابیم كه این موضوع یك پدیده جدیدی نیست؛ بلكه این تفكر انحرافی مخالف اسلام اصیل و سیره مسلمانان، در تاریخ سابقه داشته كه به برخی از آنها اشاره می‌كنم:

  1. معاویه بن ابو سفیان متوفی 60:

در ملاقاتی كه مغیرة بن شعبه با معاویه داشت، به وی گفت: بنی‌هاشم دیگر اقتدار خود را از دست داده و از ناحیه آنان خطری حكومت تو را تهدید نمی‌كند، چه بهتر كه نسبت به آنان سختگیری نكنی و آنان را مورد بذل و محبت قرار دهی.

معاویه پاسخ داد:

ابوبكر، عمر و عثمان آمدند و رفتند و از آنان جز نامی‌نمانده است ولی هر روز پنج مرتبه فریاد «أشهد أن محمدا رسول اللّه» به گوش می‌رسد، «فأی عمل یبقی مع هذا لا أم لك!؟ لا واللّه إلا دفنا دفنا»؛

با این وضع دیگر چه چیزی برای ما بنی‌امیه باقی مانده است به خدا سوگند تا نام پیامبر را دفن نكنم و از زبان‌ها نیندازم، آرام نخواهم گرفت.([1])

روزی معاویه همین كه صدای مؤذن را كه شهادت به رسالت پیامبر گرامی‌ (ص) می‌داد شنید، به صورت اعتراض گفت:

للّه أبوك یا ابن عبداللّه ، لقد كنت عالی الهمة، ما رضیت لنفسك إلا أن یقرن إسمك باسم ربّ العالمین؛([2])

ای فرزند عبداللّه، همّت بلندی داشتی، از كمتر از این كه نامت كنار نام خدا بیاید، رضایت ندادی.

از این رو بود كه محمد رشید رضا از علمای بزرگ اهل سنّت، می‌نویسد:

یكی از دانشمندان بزرگ غربی گفته بود كه: «شایسته است كه ما مجسمه معاویه را از طلا بسازیم و در میدان پایتخت كشور قرار دهیم.» از وی علت این سخن را پرسیدند، پاسخ داد:

لأنّه هو الذی حوّل نظام الحكم الإسلامی‌عن قاعدته الدیمقراطیة إلی عصبیة الغلب، ولو لا ذلك لعمّ الإسلام العالم كلّه، ولكنّا نحن الألمان وسائر شعوب أروبة عربا مسلمین؛([3])

زیرا معاویه بود كه سیستم حكومت اسلامی ‌را از نظام دموكراسی به نظام استبدادی تبدیل كرد؛ اگر معاویه این كار را نكرده بود اسلام سراسر جهان را فرا گرفته بود و مردم آلمان و سایر كشورهای اروپایی همه مسلمان عربی بودیم.

  1. مروان بن حكم متوفی 61:

حاكم نیشابوری و احمد بن حنبل نقل می‌كنند:

مروان، در مسجد نبوی، ابو ایوب انصاری، صحابه پیامبر اكرم (ص) را می‌بیند كه روی قبر حضرت نشسته و با ایشان راز دل می‌گوید و اظهار عشق و ارادت می‌كند، گردن او را گرفت و گفت: أتدری ما تصنع؟؛ می‌فهمی ‌داری چه كار می‌كنی؟

ابو ایوب انصاری به او جواب می‌دهد: «جئت رسول‌اللّه صلی الله علیه و سلم ولم آت الحجر، سمعت رسول‌اللّه صلی الله علیه و سلم یقول: لا تبكوا علی الدین إذا ولیه أهله، ولكن ابكوا علیه إذا ولیه غیر أهله؛([4])

اینجا برای زیارت پیامبر اكرم صلی الله علیه و سلم آمده‌ام، برای دیدار خاك و سنگ نیامده‌ام.

از پیامبر گرامی‌صلی الله علیه و سلم شنیدم كه می‌فرمود: زمانی كه انسان‌های شایسته، در مسند حكومت نشستند، غصه ندارد؛ غصه و گریه روزی است كه مثل تو نااهلی در مسند قدرت قرار گرفته باشد.

  1. حجاج بن یوسف متوفی 95:

ابن ابی الحدید معتزلی شافعی([5]) متوفی 655، می‌نویسد:

حجاج بن یوسف ثقفی وقتی به مدینه آمد و مشاهده كرد كه مردم اطراف قبر پیامبر صلی الله علیه و سلم پروانه وار می‌چرخند، گفت: تبّا لهم! إنّما یطوفون بأعواد ورمة بالیة، هَلاّ طافوا بقصر أمیر المؤمنین عبد الملك؟ ألا یعلمون أنّ خلیفة المرء خیر من رسوله؟!([6])

مرگ بر اینها كه بر اطراف استخوان‌های پوسیده پیامبر می‌چرخند -نستجیر باللّه- چرا اینها نمی‌روند اطراف قصر عبدالملك بگردند، مگر نمی‌دانند كه عبدالملك خلیفه خدا هست و بهتر از رسول و فرستاده خداست.

مبرد، از پیشوایان ادبیات عرب متوفی 286، می‌نویسد:

إنّ ذلك ممّا كفّرت به الفقهاء الحجاج ، وأنّه إنّما قال ذلك والناس یطوفون بالقبر؛([7])

از این رو، فقهاء حجاج را كافر می‌دانند، زیرا این سخن را در حالی گفت: كه مردم مشغول طواف قبر پیامبر گرامی‌ صلی الله علیه و سلم بودند.

  1. بَرْبَهاری متوفی 329:

حسن بن علی بَرْبَهاری، عالم معروف حنبلی زیارت قبور، نوحه‌گری و مرثیه‌خوانی بر امام حسین (ع) را برای اولین بار منع كرد و زیارت حضرت را قدغن ساخت و دستور كشتن نوحه‌خوانان را صادر كرد.([8])

  1. ابن بَطَّه متوفی 387:

عبیداللّه بن محمد بن حمدان عكبری، معروف به ابن بَطَّه، از فقهای حنبلی است. بنا به نقل ابن تیمیه، وی زیارت و شفاعت پیغمبر صلی الله علیه و سلم را انكار كرد و معتقد بود كه سفر برای زیارت قبر پیغمبر سفر معصیت می‌باشد و باید نماز را در این سفر تمام خواند.([9])

  1. ابن تیمیه متوفی 728:

تقی الدین احمد بن عبد الحلیم بن تیمیه، نظریه پرداز وهّابیت در قرن هشتم، همین حرف‌ها را با اسلوب جدید مطرح كرد و موجب تفرقه شدید میان امّت اسلامی‌گردید.

  1. محمّد بن عبد الوهاب متوفی 1205:

محمّد بن عبد الوهاب، بنیانگذار و رهبر وهّابیت در قرن دوازدهم هجری با همكاری تنگاتنگ «محمّد بن سعود» جدّ اعلای فهد و با استفاده از مستشاران نظامی ‌انگلیسی در منطقه نجد و دِرعیه عربستان، همان افكار ابن تیمیه یا به تعبیر خیلی رساتر، افكار بنی اُمیه را نشر داد.

 


[1]- موفقیات زبیر بن بكار، ص 576؛ مروج الذهب، ج 3، ص 454، شرح حوادث سال 212؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 5، ص 130 و النصائح الكافیة، ص 124.

[2]- شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 10، ص 101.

[3]- تفسیر المنار، ج 11، ص 260؛ الوحی المحمدی، ص 232، محمود أبو ریة، ص 185 و مع رجال الفكر، ج 1، ص 299.

[4]- مستدرك علی الصحیحین، ج 4، ص 515؛ مسند أحمد، ج 5، ص 22؛ تاریخ مدینه دمشق، ج 57، ص 249، و مجمع الزوائد، ج 5، ص 245.

[5]- جهت آگاهی از مذهب ابن ابی الحدید رجوع شود به كتاب: وفیات الأعیان ابن خلكان، ج 7 ، ص 342 و فوات الوفیات ابن شاكر، ج2، ص 259.

[6]- شرح نهج البلاغه، ج 15، ص 242، النصائح الكافیة، ص 106.

[7]- الكامل فی اللغة والأدب، ج 1، ص 222 چاپ نهضت مصر.

[8]- نشوار المحاضره، ج 2، ص 134.

[9]- الردّ علی الاخنایی ابن تیمیه، ص 27 و شفاء السقام سبكی، ص 263.

ادامه مطلب...

راه شناخت خلفای خدا در قرآن

راه شناخت خلفای خداوند در قرآن

راه شناخت خلفای خداوند از قرآن :

همان‌طور که می‌دانیم، خداوند متعال، شناخت و بیعت و تبعیت از خلفایش در زمین را بر تمام بندگانش واجب فرموده است. و نیز هر کس را که از خلفایش سرپیچی و آنها را تکذیب کند، برای همیشه اهل جهنم خواهد کرد.

حال آیا ممکن است خداوندی که با بندگانش رئوف و رحیم است و حکمتش بر همگان روشن است، این امر را بر بندگانش واجب گرداند، در حالی که راهی برای شناخت خلفایش در زمین، برای آنها قرار نداده باشد؟ بلکه قطعاً خداوند متعال، این راه و قانونی را که برای شناخت خلفایش وضع کرده است، حتی از ابتدا و قبل از آمدن اولین خلیفه‌اش در زمین، برای بندگانش روشن کرده است.

این قانون، قبل از آمدن اولین خلیفه‌ی خدا بر روی زمین، یعنی حضرت آدم (ع)، برای همگان به روشنی بیان شده است. و این قانون در کتاب مبین خداوند سبحان، یعنی قرآن کریم نیز ذکر شده است. داستان به خلافت گماشتن حضرت آدم (ع)، و راهی که خداوند متعال در همان ابتدا، برای شناخت حقانیت آدم (ع) و نیز باقی خلفایش تا به ابد قرار داده است در قرآن موجود است.

نص یا وصیت:

اولین علامت و قانونی که حجج الهی و خلفای خداوند متعال با آن شناخته می‌شوند، نص یا وصیت است.

همان‌گونه که می‌بینیم، خداوند متعال در ابتدا با نص و وصیتی که به حضرت آدم (ع) می‌کند، حقانیت او را در خلال این نصب و وصیت متذکر می‌شود.

وَ إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَليفَةً

(و زمانی که پروردگار تو به فرشتگان گفت من در زمین جانشین قرار می‌دهم).([1])

نص یا وصیت، به عنوان راه و علامتی همیشگی برای شناخت خلفای خداوند است، اما به این شکل که از بعد از حضرت آدم (ع)، خلفایی که البته تا به ابد از جانب خداوند سبحان انتخاب می‌شوند، توسط خلفای قبل از آنها معرفی می‌شوند. یا بهتر است بگوییم که هر خلیفه‌ای، به خلفای بعد از خود نص یا وصیت می‌کند.

احتجاج و دلیل آوردن به نص و وصیت را، حتی در خود پیامبر بزرگوار اسلام حضرت محمد رسول‌الله (ص) می‌بینیم که حتی به این مسئله، در خود قرآن نیز اشاره شده است.

وَ إِذْ قالَ عيسَي ابْنُ مَرْيَمَ يا بَني‏ إِسْرائيلَ إِنِّي رسول‌الله إِلَيْکُمْ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْراةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتي‏ مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جاءَهُمْ بِالْبَيِّناتِ قالُوا هذا سِحْرٌ مُبينٌ

(و زمانی که عیسی بن مریم گفت: ای بنی اسرائیل به درستی که من فرستاده‌ی خداوند به سوی شما هستم که این تورات که در مقابل من است تصدیق می‌کنم و بشارت می‌دهم به فرستاده‌ای که بعد از من می‌آید که نامش احمد است. پس زمانی که با بینات و دلایل روشن به سویشان آمد گفتند که این سحری آشکار است).([2])

همان‌طور که دیدیم، خداوند متعال از دلایل روشن و بیناتی که برای رسولش حضرت محمد (ص) قائل می‌شود، نص و وصیتی است که عیسی بن مریم (ع) به او کرده است.

پس برای ما روشن می‌شود که خلفای خداوند که بعد از رسول‌الله (ص) هستند نیز، با نص و وصیت رسول‌الله (ص) شناخته می‌شوند.

 

علم و حکمت:

دومین راه برای شناخت حجت‌های خداوند و خلفایش، علم و حکمت است. البته علم و حکمتی که خداوند سبحان به آنها داده است. نه علمی‌که اکتسابی باشد، و شخصی با خواندن و مطالعه کردن در کتب دینی و غیره، به دست آورد. همچنین باید بگوییم که این علم، در امور دینی و اخروی می‌باشد و علومی ‌مانند علم توحید و کتب آسمانی و ملکوت آسمان و امثال اینها را شامل می‌شود.

این امر از همان قضیه‌ی اولین خلیفه و حجت خداوند در زمین، یعنی حضرت آدم (ع) روشن می‌شود.

وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَي الْمَلائِکَةِ فَقالَ أَنْبِئُوني‏ بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقينَ

(و همه‌ى نام‌ها را به آدم آموخت، سپس آنها را بر فرشتگان عرضه داشت و گفت اگر راست می‌گویید به من از نام‌های ایشان خبر دهید).([3])

در این آیه به خوبی آنچه که گفتیم روشن شده است. اولاً این خداوند است که علم را به آدم (ع) می‌دهد. در ثانی این علم، در اینجا به عنوان مثال، علم اسماء الله سبحانه و تعالی است.

درباره‌ی دیگر خلفای خداوند نیز در قرآن، به احتجاج آنها به علم و حکمتی که خداوند به آنها داده است اشاره شده است.

يا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جاءَني‏ مِنَ الْعِلْمِ ما لَمْ يَأْتِکَ فَاتَّبِعْني‏ أَهْدِکَ صِراطاً سَوِيًّا

(ای پدر من، بی‌تردید برای من دانشی (از جانب حق) آمده که تو را نیامده، پس از من پیروی کن تا تو را به راهی راست هدایت کنم).([4])  

در این آیه‌ی کریمه دیدیم که حضرت ابراهیم (ع)، به علمی‌که برایش آمده است احتجاج می‌کند و دلیل می‌آورد. آنچه باز هم از این آیه روشن می‌شود، این است که حضرت ابراهیم (ع) می‌گوید که این علم برایش آمده است. یعنی خداوند به او علمی‌داده است که به دیگران نداده است.

وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ اسْتَوي‏ آتَيْناهُ حُکْماً وَ عِلْماً وَ کَذلِکَ نَجْزِي الْمُحْسِنينَ

(و هنگامی‌که (موسی) نیرومند و کامل شد به او حکمت و علم عطا کردیم و این چنین ما نیکوکاران را پاداش می‌دهیم).([5])

درباره‌ی حضرت موسی (ع) نیز می‌بینیم که خداوند متعال، زمانی که می‌خواهد او را مبعوث کند، به او علم و حکمتی از جانب خودش عطا می‌کند و می‌فرماید که ما به او علم و حکمت عطا کردیم.

وَ لَمَّا جاءَ عيسي‏ بِالْبَيِّناتِ قالَ قَدْ جِئْتُکُمْ بِالْحِکْمَةِ وَ لِأُبَيِّنَ لَکُمْ بَعْضَ الَّذي تَخْتَلِفُونَ فيهِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطيعُونِ

(و زمانی که عیسی با بینات و دلایل روشن آمد، گفت: به درستی که با حکمت به سوی شما آمده‌ام تا بعضی از آنچه که در آن اختلاف دارید را برایتان روشن کنم. پس تقوای خداوند را پیشه کنید و از من اطاعت كنيد).([6])

همچنین خداوند متعال وقتی در قرآن می‌فرماید که عیسی (ع) با بینات و دلایل روشن آمد، حکمت و علمی‌ را که عیسی (ع) با آن آمد، از دلایل روشن و بینات معرفی می‌کند.

بنابراین، دلیل دوم بر حقانیت خلفای خداوند که بعد از رسول‌الله (ص) هستند نیز، علم و حکمت است.

حاکمیت خداوند:

سومین راهی که خداوند متعال، برای شناخت خلفایش در زمین قرار داده است، حاکمیت خداوند است. یعنی خلیفه‌ی خداوند کسی است که اقرار و دعوت به حاکمیت الله می‌کند، و حاکمیت‌های دیگر مانند شورا و انتخابات و حاکمیت مردم را رد می‌کند. یعنی حق خودش و دیگر خلفای خداوند را به مردم گوشزد می‌کند. و روشن می‌کند که این خداوند است که حاکم را انتخاب و تنصیب می‌کند. و حاکمانی که خداوند، آنها را برای حکومت بر مردم قرار داده است برای آنها مشخص می‌کند.

در همان ابتدا و در زمان قرار دادن اولین خلیفه در زمین ( یعنی حضرت آدم (ع))، خداوند متعال این راه شناخت و نیز این امر را اثبات می‌گرداند، و تمام بندگانش را امر به سجده به خلیفه‌اش در زمین می‌کند. سجده یعنی خضوع و اطاعت از خلیفة الله. یعنی خلیفه‌ی خداوند، حاکم و امیر بر تمام بندگان خداوند متعال است.

وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْليسَ أَبي‏ وَ اسْتَکْبَرَ وَ کانَ مِنَ الْکافِرينَ

(و (به یاد آر) هنگامی‌که به فرشتگان گفتیم: به آدم سجده کنید و خضوع نمایید. همه سجده کردند جز ابلیس که سرباز زد و تکبّر ورزید و او از کافران بود).([7])

در اثبات این که علم و حکمت از راه‌های شناخت حجج الهی است، درباره حضرت ابراهیم (ع)، به آیه‌ای اشاره کردیم که ایشان (ع) برای اثبات خلافتش، با علمی‌ که از جانب خداوند متعال برایش آمده است احتجاج می‌کند. در همان آیه، احتجاج حضرت ابراهیم (ع) به حاکمیت خدا نیز ذکر شده است. و آن دعوت ابراهیم (ع) به تبعیت از او، به عوان خلیفه‌ی خدا و حاکمی‌که خداوند اطاعتش را بر مردم واجب فرموده است، می‌باشد.

يا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جاءَني‏ مِنَ الْعِلْمِ ما لَمْ يَأْتِکَ فَاتَّبِعْني‏ أَهْدِکَ صِراطاً سَوِيًّا

(ای پدر من، بی‌تردید برای من دانشی (از جانب حق) آمده که تو را نیامده، پس از من پیروی کن تا تو را به راهی راست هدایت کنم).([8])  

همچنین در آیه‌ای که خداوند متعال به دلایل روشن و بینات حضرت عیسی (ع) اشاره می‌کند، حاکمیت خداوند نیز دلیلی بر حقانیت عیسی (ع) می‌باشد. و آن، ذکر حاکمیت خداوند و این که حضرت عیسی (ع) حاکمی ‌است که خداوند انتخاب کرده است و اطاعتش بر مردم واجب است، می‌باشد.

وَ لَمَّا جاءَ عيسي‏ بِالْبَيِّناتِ قالَ قَدْ جِئْتُکُمْ بِالْحِکْمَةِ وَ لِأُبَيِّنَ لَکُمْ بَعْضَ الَّذي تَخْتَلِفُونَ فيهِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطيعُونِ

(و زمانی که عیسی با بینات و دلایل روشن آمد، گفت: به درستی که با حکمت به سوی شما آمده‌ام تا بعضی از آنچه که در آن اختلاف دارید را برایتان روشن کنم. پس تقوای خداوند را پیشه کنید و از من اطاعت کنید).([9])

پس با توجه به آیات قرآن، متوجه شدیم که راه شناخت خلفای خداوند: نص یا وصیت، علم و حکمت، و پرچم البیعة لله یا حاکمیت خداوند و دعوت به آن می‌باشد.

 


[1]- البقرة:30.

[2]- الصف:6.

[3]- البقرة: 31.

[4]- مريم:43.

[5]- القصص:14.

[6]- الزخرف:63.

[7]- البقرة:34.

[8]- مريم:43.

[9]- الزخرف:63.

ادامه مطلب...

امام احمدالحسن (ع) فرمودند:

«ای مردم، علمای گمراه و پیروان‌شان شما را فریب ندهند. بخوانید، جستجو کنید، دقت کـنید و بـیاموزید و خود ، حقيقت را بـيابـيد و بر كس دیگری توکل نکـنید تا برای آخرت شما تصمیم‌گیری کند زیرا که فردا پشیـمان خواهید شد و فردا پشیمانی را سودی نخواهد داشت». خطبه پنجم محرم ۱۳۸۹ هـ.ش.سايت مهديون , سايت انصار امام مهدي , سايت رسمي فارسي انصار امام مهدي , سايت سيد احمدالحسن , سايت يماني , نقد يماني , يماني کيست , نقد احمدالحسن , ادله احمدالحسن , راه شناخت يماني , راه شناخت يماني چيست , يمن و آخرالزمان , سيد يماني , سيد احمد الحسن يماني , عکس سيد يماني , يماني ظهور کرد , نشانه هاي سيد يماني , سيد احمدالحسن,يماني , يماني موعود , مهدي اول , احمدالحسن , احمد الحسن , طالع مشرقي , خراساني , پرچم هاي خراسان , طالقان , انصار طالقان , علائم ظهور , امام احمدالحسن , احمد, خسف بيداء , خسف بيدا , شبيه عيسي , مصلوب , ملک عبدالله , سفياني , دجال اکبر , شام , يمن , انا يماني , سوريه , ايران , عراق , بصره , دجال بصره , حيدر مشتت , دجله بصره , قائم , امام زمان , مهدي , مهديون , سيد احمد الحسن يماني , سيد يماني کيست , احمد الحسن کيست , سيد يماني در عراق , يماني موعود , کشته شدن نفس زکيه چيست , خروج يماني , ظهور يماني , سايت سيد احمد الحسن يماني , عکس احمد الحسن يماني , فرقه يماني در ايران , فرقه يماني , فرقه يماني چيست , احمد الحسن يماني کيست ؟ , رائفي پور احمد الحسن , عکس احمد الحسن يماني , مسيح , دين مسيح , عيسي مسيح کيست , صليب مسيح , صليب کشيدن , صليب مسيحيت , عکس هاي صليب , صليب نشانه چيست , قوانين دين مسيحيت , احکام دين مسيحيت , مسيحيت در ايران , آشنايي با دين مسيحيت , کتاب مقدس , انجيل , تورات , حواريون , مريم , مريم مقدس , تنخ , نظريه تکامل انسان , نظريه تکامل داروين چيست , نظريه تکامل داروين pdf , رد نظريه تکامل , نظريه تکامل داروين به زبان ساده , نظريه داروين تکامل انسان , نظريه تکامل و انسان , فيلم تکامل , داوکينز , هاوکينگ , خداناباوران مشهور , دلايل خداناباوران , خداناباوران , آتئيست , منکر وجود خدا در جدول ,دانشمندان خدا باور , آتئيست و آگنوستيک , نقد آتئيست , کانال آتئيست ها در تلگرام , آتئيست تلگرام , آتئيست کيست , نماد آتئيست , ستاره شش پر , ستاره پنج پر , ستاره حضرت سليمان , ستاره داوود در اسلام , طلسم ستاره داوود , قانون معرفت حجت , راه شناخت حجت هاي الهي , راه شناخت امام , قيامت , عذاب , آخرالزمان , نشانه هاي آخر الزمان , نشانه هاي آخرالزمان در تهران , آخرالزمان+پيشگويي , اخر الزمان رائفي پور , آخرالزمان و داعش , نشانه هاي آخرالزمان در قرآن , صاحب الزمان , حجت بن الحسن , آيا امام زمان داراي زن و فرزند هستند , فرزندان امام زمان , 12 مهدي , وصيت پيامبر , وصيت پيامبر دوازده مهدي , متن وصيت پيامبر , وصيت پيامبر به امام علي , وصيت نامه پيامبر , وصيت نامه حضرت محمد , شب وفات پيامبر , حديث وصيت , حديث ثقلين , امام احمد , احمدالحسن , دلايل سيد احمد الحسن براي شيعه ,الحاد , ادله دعوت يماني , روياي صادقه , مکتب نجف اشرف , کتاب توهم الحاد , کتاب توهم بي خدايي , کتاب عقائد الاسلام , کتب سيد احمدالحسن , آيه اکمال الدين , تدريس آيه اکمال الدين , پالتاک , فيس بوک امام احمدالحسن , فيسبوک امام احمد الحسن , خطبه هاي امام احمدالحسن , ادله دعوت براي سني ها , دانلود کتب ترجمه احمدالحسن , کتب سيد احمد الحسن , دعوت سيد احمد الحسن , پيام هاي فيس بوک سيد احمد الحسن , منابع رسمي دعوت يماني , دعوت يماني , يماني کيست , نقد الحاد , محمد نبي در عهدين , هفته نامه زمان ظهور , سايت هفته نامه زمان ظهور , موسسه وارثين ملکوت , وبسايت انگليسي انصار امام مهدي , وبسايت فارسي انصار امام مهدي , تالار گفتگو انصار امام مهدي , علماي غير عامل , فقهاي آخرالزمان , گوساله سامري , اهل تسنن , انصار امام مهدي , 10313 , 313 , دوازده مهديين , احمد الحسني , احمد الحسن اليماني , احمد الحسن يماني سايت , احمد الحسن يماني کيست؟ , سيد احمد الحسن يماني ع , سيد حسن حمامي , شيخ ناظم عقيلي , دکتر علاء سالم , دعوت مبارک يماني , راه شناخت يماني , يماني از يمن , يماني از کجا خروج مي کند , انصار الله , انصار امام مهدي , انصار امام احمد اليماني , انصار امام المهدي , سيد يماني , سيد يماني ظهور کرد , سيد يماني کيست , روايات آخرالزمان , روايات خمس , روايات ظهور , روايات يماني , روايات درباره يماني , روايات خروج يماني , روايات قيام يماني , حديث وصيت , مهديون , مهديون شاهد , مهديون چه کساني هستند , حديث 12 مهدي , 12 مهدي , احمديم احمدي , عکس يماني , تصاوير يماني , عکس سيد يماني , عکس احمد الحسن يماني , صاحب پرچم هدايت , جريان مدعي يماني ,تصاوير دروغين منتسب به سيد احمد الحسن يماني ,پسر انسان در کتاب مقدس , پسر انسان در انجيل , پسر انسان کيست, صليب شکسته , يماني , احمد الحسن , کتاب توهم بي خدايي , کتاب توهم الحاد , کتاب عقائد الاسلام , کتاب گوساله , کتاب همگام با بنده صالح , کتاب همگام با عبد صالح , کتاب وصيت مقدس , کتاب وصيت مقدس نوشتار بازدارنده از گمراهي , کتاب توحيد , کتاب وصي در تورات, انجيل و قرآن , کتاب چشم اندازي هاي از قوم سومر و آکد , سومر و آکد , سومر , کتاب تفسير آيه اي از سوره يونس , تفسير سوره يونس , کتاب سرگرداني , کتاب راه به سوي خدا , کتاب شرايع الاسلام , کتاب شرائع الاسلام , کتاب رجعت , کتاب رجعت سومين روز از روزهاي بزرگ خدا , رساله اي در فقه خمس , کتب سيد احمد الحسن , دانلود کتاب هاي سيد احمد الحسن , کتاب سيد احمد الحسن , علم سيد احمد الحسن , علوم سيد احمد الحسن , کتب روايي , سفر حضرت موسي به مجمع البحرين , کتاب روشنگري هايي از دعوت فرستادگان , کتاب روشنگري از دعوت فرستادگان , نامه هدايت , ادله مسيحيان , کتاب پاسخ هاي روشنگرانه , جواب المنير , نصيحتي براي طلبه هاي حوزه هاي علميه , نصيحتي براي طلاب حوزه هاي علميه , کتاب جهاد درب بهشت , جهاد , جهاد اکبر , کتاب متشابهات , دانلود کتاب متشابهات , بيان حق و سداد از طريق علم اعداد , علم اعداد , کتاب سيزدهمين حواري , کتاب حواري سيزده , حواريون , کتاب حاکميت الله نه حاکميت مردم , حاکميت الله , دموکراسي , کتاب گزيده اي از تفسير سوره فاتحه , سوره فاتحه , تفسير سوره فاتحه , پاسخ هاي فقهي , کتاب طهارت , دانلود کتب يماني , دانلود کتب سيد احمد الحسن , کتب انصار امام مهدي , دلايل عام دعوت , علم سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار امام مهدي , سايت انصار امام مهدي , انصار , علاء سالم ,رسالتي در يگانگي شخصيت مهدي اول, قائم و يماني , گفتگوي داستاني درباره‌ي دعوت مبارک يماني , رسالتي آشکار , کتاب دليل ادله , شيخ ناظم عقيلي , وصي در کتاب , کتاب برهان مبين , ابن تمام , يماني کيست , ملاقات با امام مهدي , کتاب وصيت و وصي احمد الحسن عليه السلام ,پژوهشي در شخصيت يماني , کتاب يماني موعود حجت الله , شيخ حيدر زيادي , علامات زمان ظهور , يماني امام مهدي , کتاب ضرورت وجود زمينه ساز , بشار الفيصلي , سفياني به آستانه‌ي درب‌ها رسيده پس يماني کجاست؟ , شيخ عادل سعيدي , اخبار طاهرين در مورد مهدي و مهديين (ع) , روايات مهديين , دلايل اثبات ذريه‎ي امام مهدي , رسالتي در مورد روايت اصبغ بن نُباته  , چهل حديث در مورد مهديين و ذريه قائم , کتاب چهل حديث , کتاب مهديين دوازده‌گانه فرزندان امام مهدي  , کتاب در پيشگاه صيحه , زکي انصاري , خواب , ارکان رويا , کتاب کرامات و غيبيات , انصار سيد احمد الحسن , کتاب رؤيا در مفهوم اهل بيت  , استاد ضياء زيدي , رؤياي صادقه , بازگو کردن رؤيا ,کتاب شيعيان در معرض آزمايش , دکتر عبدالرزاق ديراوي , کتاب خوش آمدي اي فرزند فاطمه  , کتاب شکست منتظران , کتاب مجتمع ما بين تکبر و نفاق , کتاب بلکه هدايت شويد , شيخ ناظم عقيلي , فقهاي آخر الزمان , کتاب فرمان‌روايي امروز از آنِ کيست , کتاب همانا که تأويلش فرا رسيد , متشابهات , حق اين‌گونه شناخته مي‌شود نه با شبهات , شيخ عبد العالي منصوري , احمد الحسن , احمد موعود- پيوند دهنده‌ي رسالت‌هاي آسماني و کشتي نجات برگزيدگان , دکتر علاء سالم , کتاب احمد موعود , شبيه عيسي و مصلوب کيست؟ , شبيه عيسي , شبيه عيسي عليه السلام , روزگار رهائي (روز بزرگ و وحشتناک خدا) , کتاب روزگار رهايي , استاد عادل سعيدي , کتاب مسيح راز خداوند , شيخ صادق محمدي , کتاب يحياي عصر , کتاب مهدي ولي الله , دعوت يماني , يماني , سيد يماني , سيد احمد الحسن , مهديين , دانلود کتاب غيبت طوسي , کتاب الغيبه طوسي , کتاب غيبت نعماني , کتاب اصول کافي , کتاب ملاحم و فتن , کتاب بشارت الاسلام , کتاب کمال الدين , دانلود کتاب مقدس , عهد عتيق , کتاب مقدس , تورات , دانلود کتاب تورات , عهد جديد , انجيل , اناجيل اربعه , دانلود کتاب انجيل , سفر پيدايش , کتاب پيدايش , کتاب خروج , کتاب تثنيه , کتاب اشعيا , کتاب داوود , کتاب مزامير , کتاب ارميا , کتاب دانيال , کتاب حبقوق , انجيل متي , انجيل يوحنا , انجيل مرقس , انجيل لوقا , انجيل برنابا , انجيل يهودا , کتاب روميان , دانلود کتب مسيحيان , دانلود کتب يهوديان , رساله يهودا , يهودا , مکاشفه يوحنا , يوحنا لاهوتي , شمعون , پطرس , نظریه فرگشت , نظریه تکامل , تطور , تکامل , فرگشت ,چارلز داروین , داوکینز , خداناباوران , توهم بی خدایی , کتاب توهم بی خدایی , ادله سید احمدالحسن برای خداناباوران , خدا , دلایل وجود خدا , برهان نظم , اثرات خدا , آتئیست , ادله امام احمد الحسن , یمانی , قیام گر مشرق , مهدی اول , عصمت یمانی , یمانی از یمن , یمن , راه شناخت یمانی چیست , راه شناخت یمانی , قانون شناخت خلفای الهی , قانون معرفت حجت , دعوت به حاکمیت خدا , رویای صادقه , استخاره , سید احمد الحسن یمانی , سید یمانی , وصی سیزدهم , مهدیین , فرزندان امام مهدی , وصیت مقدس رسول الله , مهدیین , مهدیین در قرآن , نام احمد در روایات , صاحب الامر , کتاب عقائد الاسلام , یمانی کیست  , مهدی آخرالزمان , مهدی در قرآن , خلیفة الله مهدی , امام مهدی , علائم قیام , وقت ظهور امام مهدی , حجیت رویا , راههای شناخت خلیفة الله , علم مهدی , بزرگان ادیان الهی , کتاب وصیت مقدس , سیرت سید احمد الحسن , یهودیان , مسیحیان , آیات کتاب مقدس , عیسی مسیح , یحیی , یحیا , فرستادگان الهی , پسر نرینه , پسر انسان , منجی از بصره , تسلی دهنده , غلام امین , یحیی نبی , اشعیا نبی , احمد الحسن , حجت های الهی , نامه هدایت , پاسخ های روشنگرانه , سیزدهمین حواری , حواری سیزده , توهم الحاد , جایگاه معجزه در کتاب مقدس , محمد نبی , بشارت اشعیا , وصی در تورات , سیره دعوت سید احمد الحسن , وصیت شب وفات پیامبر , شجره سید احمد الحسن , نسب سید احمد الحسن , بصره , امام مهدی , صدام طاغوت , طلاب حوزه , صدام ملعون , انصار امام مهدی , یمانی , نسب امام احمد الحسن, نسب سید احمد الحسن , یمانی موعود , سید یمانی , سید احمد الحسن یمانی , وبسایت رسمی مکتب نجف اشرف , وبسایت رسمی انصار امام مهدی , وبسایت رسمی فارسی انصار امام مهدی , وبسایت موسسه وارثین ملکوت , صفحه فیس بوک مکتب نجف