wrapper

آخرین اخبار

آیا فردی که پرچم را به قائم (ع) می‌دهد، از آل‌جعفراست؟!

آیا فردی که پرچم را به قائم (ع) می‌دهد، از آل‌جعفراست؟!

امام صادق (ع) فرمود: " ثُمَّ الْتَفَتَ رسول‌الله ص إِلَى جَعْفَرِ بْنِ أَبِي طَالِبٍ فَقَالَ يَا جَعْفَرُ أَ لَا أُبَشِّرُكَ أَ لَا أُخْبِرُكَ قَالَ بَلَى يَا رسول‌الله فَقَالَ كَانَ جَبْرَئِيلُ عِنْدِي آنِفاً فَأَخْبَرَنِي أَنَّ الَّذِي يَدْفَعُهَا إِلَى‏ الْقَائِمِ‏ هُوَ مِنْ ذُرِّيَّتِكَ أَتَدْرِي مَنْ هُوَ قَالَ لَا قَالَ ذَاكَ الَّذِي وَجْهُهُ كَالدِّينَارِ وَ أَسْنَانُهُ كَالْمِنْشَارِ وَ سَيْفُهُ كَحَرِيقِ النَّارِ يَدْخُلُ الْجُنْدَ ذَلِيلًا وَ يَخْرُجُ مِنْهُ عَزِيزاً يَكْتَنِفُهُ جَبْرَئِيلُ وَ مِيكَائِيلُ"[1]

امام صادق (ع):" سپس رسول خدا (ص) به جعفربن ابى‌طالب رو كرد و فرمود: اى جعفر آيا نمى‏ خواهى تو را بشارت دهم؟ آيا تو را باخبر نسازم؟ عرض كرد: چرا يا رسول‌الله، آن حضرت فرمود: چند لحظه پيش جبرئيل نزد من بود و به من خبر داد كسى كه آن پرچم را به قائم مى‏ سپارد از نسل تو است، آيا مى‏ دانى او كيست؟ عرض كرد: نه، فرمود: او همان كسى است كه صورتش چون دينار است و دندان هايش بسان ارّه و شمشيرش چون شعلۀ آتش است، با خوارى داخل سپاه مى ‏شود و با عزّت از آن بيرون مى‏ آيد، و جبرئيل و ميكائيل او را در ميان مى‏ گيرند"

پاسخ:

1: طبق احادیث متواتر و قطعی مهدی اول (احمد) که همان یمانی است، فردیست که قبل از ظهور امام مهدی (ع) حضور دارد و بنابر حدیث وصیت رسول‌الله (ص) در شب وفات حجیت دارد و هر فردی باید از او تبعیت کند. و هیچ فرد دیگری قبل از ظهور به جز این فرد -و امام مهدی (ع)- حجیت ندارد. ما با دلیل قطعی و یقینی ثابت کردیم که این فرد سید احمدالحسن (ع) است.

2: هر روایتی که با این مسئله مخالفت داشته باشد، متشابه است و باید به محکم رجوع داده شود، لذا این روایت نیز متشابه است و باید به محکم رجوع داده شود. در این زمان که معصوم بین ما حضور دارد، باید براساس آموزش که او داده است، روایت متشابه را به محکم برگردانیم. روایت محکم روایت وصیت رسول‌الله (ص) در شب وفات است و روایات دیگری که اشاره به وجود مهدی برای امام مهدی (ع) می‌کند. لذا این روایت متشابه می‌شود و نمی‌توان به آن استناد نمود.

3: از باب الزام می‌گوییم که در مباحث عقیدتی و اعتقادی نمی‌توان از روایت واحد استفاده کرد و به آن استناد کرد؛ به این خاطر که روایت واحد ما را به ظن و گمان می‌رساند و ما در مباحث عقیدتی به قطع و یقین نیاز داریم. لذا باید تواتر یا مقرون به قرینه بودن روایت اثبات شود.

4: این روایت با روایات دیگر که بیان می‌کند آل‌جعفر پرچم دارند و پرچم آن‌ها پرچم ضلال و گمراهی است، در تعارض است. لذا باید آن را توجیه کرد.

مما جاء عن أبی‌جعفرمحمدبن علی علیه السلام، أنه سئل عن الفرج، متى یکون؟فقال: "إن اللّه عزّ و جلّ یقول: فَانْتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِینَ ثم قال: یرفع لآل جعفر بن أبی طالب رایه ضلال، ثم یرفع آل عباس رایه أضلّ منها و أشر، ثم یرفع لآل الحسن بن علی علیه‌السلام رایات و لیست بشی‏ء، ثم یرفع لولد الحسین علیه‌السلام رایه فیها الأمر."[2]

از امام صادق (ع) در مورد فرج سوال شد که چه زمانی است؟ فرمود: "خداوند عزوجل می‌فرماید: "منتظر باشیم که من نیز از منتظرین هستم" سپس فرمود: برای آل‌جعفربن‌ ابی‌طالب پرچم گمراهی بلند می‌شود و بعد برای آل‌عباس پرچمی بلند می‌شود که گمراه‌تر و بدتر از آنست و بعد برای آل‌حسن‌بن علی (ع) پرچم‌هایی بلند می‌شود و چیزی در آن نیست و بعد برای فرزندان حسین (ع) پرچمی بلند می‌شود که امر در آن است"

و...

5: منظور از روایت اینست که فردی از فرزندان جعفر پرچم را به قائم (ع) می‌دهد و در این روایت امری نسبت به پیوستن به این پرچم نشده است. بلکه اشاره می‌کند که فردی از فرزندان جعفر پرچم را به قائم (ع) می‌دهد. از طرف دیگر روایات متواتری داریم که در آخرالزمان فرد ممهد و زمینه‌سازی است که باید به او بپیوندیم و امر به رفتن به سمت این فرد شدیم و این فرد همان مهدی اول و سید احمدالحسن (ع) است.

 


پی نوشت ها:

1- غیبت نعمانی: ص274.

2- شرح الاخبار: ج3 ص٩٧.

ادامه مطلب...

چرا احمد الحسن قرآن را درست قرائت نمی‌کند؟

قرائت قرآن احمد الحسن

چرا احمد الحسن قرآن را درست قرائت نمی‌کند؟

این سوال زمانی درخور پرسش است که ما قرائت صحیح اهل بیت (علیهم السلام) را بدانیم و بعد ببینیم که آیا سید احمد الحسن (علیه السلام) خلاف آن، قرائت می‌کند یا خیر. در حالی‌که ائمه (علیهم السلام) در روایات متعدد فرموده‌اند که قائم قرآن را طوری که نازل شده است برای شما می‌آورد:

عن اصبغ ابن نباته عن امیرالمومنین علیه السلام قال: كأني بالعجم فساطيطهم في مسجد الكوفة، يعلمون الناس القرآن كما نزل، قلت يا أميرالمؤمنين: أو ليس هو (هذا) كما نزل؟ فقال: لا، محي عنه من قريش بأسمائهم، وأسماء آبائهم، وما ترك أبو لهب إلا إزراء على رسول الله صل الله علیه و آله لأنه عمه. (غيبة النعماني، ص 333 / بحارالأنوار، ج 52، ص 364 / إلزام الناصب، ج 1، ص 421)

اصبغ بن نباته گفت شنیدم که امام علی (علیه السلام) می‌فرماید: (گویی صفوف عجم را در مسجد کوفه می‌بینم، به مردم قرآن را همان‌طور که نازل شده آموزش می‌دهند. گفتم یا امیرالمومنین آیا این نیست همان‌طور که نازل شده؟ آن‌گاه فرمودند: خیر، از آن اسامی قریش و اسامی پدرانشان حذف شده و از میان قریش تنها اسم ابولهب حذف نشد، آن‌هم فقط بخاطر تحقیر و عیب‌جویی از رسول خدا (ص) چراکه ابولهب عموی ایشان بود).

 

قال امیرالمومنین (علیه السلام):( كأني أنظر إلى شيعتنا بمسجد الكوفة قد ضربوا الفساطيط يعلمون الناس القرآن كما أنزل أما أن قائمنا إذا قام كسره وسوى قبلته). (غيبة النعماني، ص 333 / بحارالأنوار، ج 52، ص 364 / معجم أحاديث الإمام المهدي علیه السلام، ج 3، ص 126)

امیرالمومنین (علیه السلام) فرمودند: (گویی شیعیان‌مان را در مسجد کوفه می‌نگرم که خیمه‌ها را برپا کرده و قرآن را همچنان که نازل شده به مردم می‌آموزند، اما آن‌گاه که قائم ما قیام کند آن را ویران نموده و قبله‌اش را در آن‌جا خواهد ساخت).

 

قال ابی جعفر (علیه السلام): (إذا قام قائم آل محمد علیه السلام ضرب فساطيط لمن يعلم القرآن على ما أنزل الله جل جلاله فأصعب ما يكون على من حفظه اليوم لأنه يخالف فيه التأليف) (الإرشاد للمفيد، ج 2، ص 386 /  بحارالأنوار، ج 52، ص 339 / معجم أحاديث الإمام المهدي علیه السلام، ج 3، ص 331).

ابی جعفر (علیه السلام) فرمودند: (هنگامی که قائم آل محمد (علیه السلام) قیام کند، خیمه‌هایی را برپا می‌کند برای کسانی‌که قرآن را همان‌طور که خداوند جل جلاله نازل کرده، آموزش می‌دهند. صفوفی تشکیل می‌کند، آن‌گاه بر کسانی که امروز آن را حفظ کردند بسیار سخت است، زیرا در آن تالیفات جدید خواهد بود).

 

قال الامام الصادق (علیه السلام):(كأني بشيعة علي في أيديهم المثاني يعلمون الناس المستأنف) (غيبة النعماني، ص 333 / بحارالأنوار، ج 52، ص 364)

و از امام صادق (علیه السلام) فرمودند: (مثل اینکه شیعه‌ی علی را می‌بینم که در دست آن‌ها مثانی (حمد) است که به مردم چیزهای جدید آموزش می‌دهند).

 

قال الامام الصادق (علیه السلام): (كيف انتم لو ضرب أصحاب القائم الفساطيط في مسجد كوفان ثم يخرجوا إليهم المثال المستأنف أمر جديد على العرب شديد) (غيبة النعماني، ص 334 / بحارالأنوار، ج 52، ص 365 / معجم أحاديث الإمام المهدي علیه السلام، ج 4، ص 47)

و امام صادق (علیه السلام) فرمودند: (در چه حالی خواهید بود اگر اصحاب قائم خیمه‌ها را در مسجد کوفه برپا کرده، سپس برای آن‌ها امثال تالیفات امر جدیدی که بر عرب شدید است را بیرون می آورد).

و احادیث در باب این‌که اهل بیت هم قرآن را به‌گونه ای دیگر قرائت می‌کردند بسیار است.

اما در باب قواعد نحوی ، این مبنایی برای درست و غلط خواندن قرآن نیست. حتی خود اهل بیت نیز به این موضوع اشاره کرده‌اند:

قال أبو عبدالله (عليه السلام): (من انهمك في طلب النحو سلب الخشوع). (مستدرک الوسائل 4، ص2)

امام صادق (علیه السلام): هر کس که در طلب نحو اصرار و مشغول گردد، خشوع از او سلب می‌شود.

 

عن محمد بن مسلم قال: قرأ أبو عبدالله (عليه السلام) ولقد نادينا، نوحا قلت: نوح! ثم قلت: جعلت فداك لو نظرت في هذا أعني العربية، فقال: (دعني من سهككم). (مستدرک وسائل، ج 4، ص 278)

محمّد بن مسلم می‌گوید: امام صادق (علیه السّلام) آیه‌ی کریمه‌ی (و نوح ما را ندا داده) را به صورت نوحاً قرائت فرمود. گفتم: نوحٌ! سپس گفتم: فدایت شوم، ای کاش در این (علم عربیّة) نگاهی می‌انداختی. حضرت فرمود: مرا از سَهَک خودتان رها کن.

در این‌جا امام صادق (علیه السّلام) نوح را مفتوح قرائت کردند، در حالی‌که این کلمه در این جمله نقش فاعل را دارد و باید مرفوع می‌شد، و وقتی هم‌صحبتشان به ایشان می‌گوید: ای کاش در این (علم عربیّة) نگاهی می‌انداختی، این گونه جوابش را می‌دهند: مرا از سهک خودتان رها کن.

«سَهَک»، در زبان عربی، بوی زننده‌ای است که انسان در بدن کسی که عرق کرده، استشمام می‌کند. هم‌چنین به زنگار زرد رنگی که روی آهن بوجود می‌آید و نیز به بوی تندِ ماهی، «سهک» گفته می‌شود.

عن حويزة بن أسماء قال: قلت لأبي عبد الله (عليه السلام): انك رجل لك فضل، لو نظرت في هذه العربية

فقال: (لا حاجة لي في سهككم هذا. (مستدرک وسائل، ج 4، ص 278)

(روي عنه حویز بن اسماء می‌گوید: به امام صادق (ع) عرض کردم: تو مرد فاضلی هستی. اگر در عربی دقت می‌کردی، خیلی خوب می‌شد. فرمود: من به این سهک شما (بوی بد زیر بغل) نیازی ندارم).

امروزه شیعه و سنی قائل به قرائت‌های چندگانه هستند، با این وجود بر چه اساسی قرائت‌های خود را حق، و قرائت سید احمد الحسن (علیه السلام) را باطل می‌دانند؟

کلام سید احمد الحسن (علیه السلام) در این رابطه:

«آن‌ها می‌گويند که احمد الحسن قائل به قرائت (بکل أمر) است و اين مخالف نسخه مکتوب امروزی است، و هر کس خلاف نسخه‌ی مکتوب امروزی بخواند، باطل است. آيا اين چنين نيست؟

بنا بر اين استدلال از سوی آن‌ها، فقهای شيعه اصوليون همه باطل خواهند بود؛ زيرا آن‌ها به بيش از اين قائل هستند. فقط به کتب فقهی آن‌ها مراجعه کن و نمی‌گويم پژوهش (کن)؛ زيرا آن‌ها مملو از قائل بودن به قرائت‌ها هستند و اين يکی، اين قرائت را ترجيح می‌دهد و ديگری آن يکی قرائت را، بلکه به کتب فتوا در قرائت از کتاب نماز مراجعه کن، خواهی يافت که آنان می‌گويند که سوره‌های قرآن (۱۱۲) تا است و نه (۱۱۴)، و قائل به زيادت دو بسم الله هستند؛ پس آن‌ها خود را باطل می‌کنند؛ زيرا آنان با نسخه‌ی مکتوب مخالفت کردند، اين اولاً.

ثانياً: کتاب کفاية الأصول و نقد و پی‌نوشت مشکينی بر آن را داری؛ زيرا اين نسخه را در حوزه‌ی نجف تدريس می‌کنند و به نقد آن عمل می‌کنند. در کفاية (الأصول) سخن در مورد حجيت ظاهر قرآن وجود دارد، آيا از قبل بر تو گذشته است؟ آيا کلام صاحب کتاب و نقد مشکينی بر آن درباره‌ی مسئله‌ی تحريف قرآن را خوانده‌ای؟ آن را بخوان، خواهی ديد که صاحب کتاب تحريف را ترجيح می‌دهد و مشکينی تحريف را با اعتبار و اخبار تأکيد می‌کند. اخبار که واضح است، و منظورش از اعتبار اشکال در بلاغت و انقطاع (از هم گسيختگی) در کلام و اشکال در نحو ... الی آخر است.

پس اينان علماء و بزرگان فقهای اصوليون قائل به تحريف هستند و آن را صراحتاً بيان می‌کنند، اما ما فقط به آنان گفتيم که قرائت اهل بيت (علیه السلام) را به‌عنوان قرائتی همانند قرائت‌های هفت‌گانه‌ی مقبول نزد خودتان بدانيد، پس مشکل کجاست؟!

به خدا سوگند، روزی به يک وهابی گفتم: قرائت اهل بيت را همانند ديگر قرائت‌های هفت‌گانه‌ای که با آن قرائت می‌کنيد، بدانيد. ساکت شد و جوابی نداد و سخنم را پذيرفت، پس اينان را چه شده؟! با وجود اين که اين وهابی می‌گفت که اهل بيت قائل به تحريف قرآن هستند و احتجاج می‌کرد، ولی اينان را حسد کور کرده، سخن را نمی‌فهمند».

«.... و سبب آن‌ها (قرائت‌های هفت‌گانه)، اين است که: آن‌ها بعد از آن که عثمان مردم را به يک مصحف جمع نمود -يعنی يک رسم الخط- و نه يک قرائت؛ زيرا در آن نه نقطه، و نه حرکات و نه همزه بود و رسم الخط را به صورت‌های متعدد بنا بر تصور هر قاری خواندند و قرائت‌ها زياد شدند؛ و در زمان امويان، حکومت اموی مردم را به قرائت قاريان معتبر نزد مردم و نزد سلطنت وحدت داد، و اين که مصحف -با نقطه و حرکات و همزه‌ها- با قرائت‌های ديگری نوشته و قرائت شود را رد کردند و هفت قرائت را قبول نمودند و ما بقی را رد کردند، و تاريخ قرآن در دست است؛ پس با کتب و آن‌چه که نزد خودشان است و آن‌چه در کتب تاريخ نگاشته شده است، بر آن‌ها احتجاج کنيد.

و همه‌ی قرائت‌های هفت‌گانه در زمان ائمه (علیه السلام) شايع بود و با همه‌ی آن‌ها قرآن را می‌نوشتند و با همه‌ی آن‌ها قرائت می‌کردند، و فرموده سيد (علیه السلام): همان‌طور که مردم می‌خوانند، بخوانيد؛ يعنی: با قرائتی که مردم با آن می‌خوانند و آن هفت قرائت يا بيشتر است و يکی نيست، و تا امروز کسی که شناختی به قرائت‌های هفت‌گانه دارد با تمام آن‌ها قرائت می‌کند، مانند عبد الباسط؛ و او با قرائت‌های هفت‌گانه تلاوت می‌کند و هرگاه به کلمه‌ای که برای آن دو و يا سه قرائت باشد، برسد؛ آن را بيش از يک بار و هر بار با يک قرائت تکرار می‌کند». (پايان فرمايشات سيد احمد الحسن (علیه السلام) / کتاب همگام با بنده‌ی صالح)

پس همچنان‌که مشخص است و در روایات متعدد در منابع شیعی نیز آمده، قرآن تحریف (به نقصان، نه تحریف به زیاده) شده است، و باید از کسانی‌که به قرائت سید احمد الحسن ایراد می‌گیرند پرسید: مگر شما قرائت اهل بیت (یعنی قرائت قرآن همان‌طور که نازل شده است) را می‌دانید که به قرائت ایشان اشکال وارد می‌کنید؟ این‌ها در کنار اینکه اهل بیت فرموده‌اند قائم با قرآن جدید می‌آید، قرآن به همان شکل که نازل شده است.

والحمدلله

ادامه مطلب...

لفظ قائم در روایات

لفظ قائم در روایات

لفظ قائم در روایات:

بسم الله الرحمن الرحيم

و الحمد لله رب العالمین

و صلی الله علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما

مقدمه:

در اینکه ائمه (ع)، هدایت کنندگان خلق و قیام کنندگان به امر خدا هستند شکی در آن نیست، اما بسیاری از مردم متأسفانه لقبقائم” یا “مهدیرا تنها به حجت بن الحسن (ع) اختصاص می دهند، که این مورد و تصور اشتباه را در اینجا روشن می‌سازیم.

 شیخ کلینی باب کاملی در کتاب خود جلد ۲ [متن عربی فارسی] و جلد ۱ [متن عربی] را تحت عنوان “الائمة عليهم السلام كلهم قائمون بأمر الله تعالى هادون اليه” “همه ی امامان عليهم السلام به امر خداى تعالى قائم و بسويش رهبرند” اختصاص داده است.

عـِدَّةٌ مـِنْ أَصـْحـَابـِنـَا عـَنْ أَحـْمـَدَ بـْنِ مـُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ زَيْدٍ أَبِي الْحَسَنِ عَنِ الْحَكَمِ بْنِ أَبِى نُعَيْمٍ قَالَ: (أَتَيْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (ع) وَهُوَ بِالْمَدِينَةِ فَقُلْتُ لَهُ عَلَيَّ نـَذْرٌ بـَيـْنَ الرُّكـْنِ وَالْمـَقَامِ إِنْ أَنَا لَقِيتُكَ أَنْ لَا أَخْرُجَ مِنَ الْمَدِينَةِ حَتَّى أَعْلَمَ أَنَّكَ قَائِمُ آلِ مـُحـَمَّدٍ أَمْ لَا فـَلَمْ يـُجـِبـْنـِى بـِشـَيْءٍ فَأَقَمْتُ ثَلَاثِينَ يَوْماً ثُمَّ اسْتَقْبَلَنِى فِى طَرِيقٍ فـَقـَالَ: يـَا حـَكـَمُ وَإِنَّكَ لَهَاهُنَا بَعْدُ؟ فَقُلْتُ نَعَمْ إِنِّى أَخْبَرْتُكَ بِمَا جَعَلْتُ لِلَّهِ عَلَيَّ فَلَمْ تـَأْمـُرْنـِي وَلَمْ تـَنـْهـَنِي عَنْ شَيْءٍ وَلَمْ تُجِبْنِى بِشَيْءٍ. فَقَالَ: بَكِّرْ عَلَيَّ غُدْوَةً الْمَنْزِلَ. فـَغـَدَوْتُ عـَلَيـْهِ. فـَقـَالَ (ع): سَلْ عَنْ حَاجَتِكَ. فَقُلْتُ: إِنِّى جَعَلْتُ لِلَّهِ عَلَيَّ نَذْراً وَصِيَاماً وَصَدَقَةً بَيْنَ الرُّكْنِ وَالْمَقَامِ إِنْ أَنَا لَقِيتُكَ أَنْ لَا أَخْرُجَ مِنَ الْمَدِينَةِ حَتَّى أَعْلَمَ أَنَّكَ قَائِمُ آلِ مـُحـَمَّدٍ أَمْ لَا فـَإِنْ كـُنـْتَ أَنـْتَ رَابـَطـْتـُكَ وَ إِنْ لَمْ تَكُنْ أَنْتَ سِرْتُ فِى الْأَرْضِ فَطَلَبْتُ الْمـَعـَاشَ. فـَقـَالَ: يـَا حـَكَمُ كُلُّنَا قَائِمٌ بِأَمْرِ اللَّهِ. قُلْتُ: فَأَنْتَ الْمَهْدِيُّ. قَالَ: كُلُّنَا نَهْدِى إِلَى اللَّهِ. قـُلْتُ: فـَأَنـْتَ صـَاحـِبُ السَّيـْفِ. قـَالَ: كُلُّنَا صَاحِبُ السَّيْفِ وَوَارِثُ السَّيْفِ. قُلْتُ: فـَأَنـْتَ الَّذِى تـَقـْتـُلُ أَعْدَاءَ اللَّهِ وَ يَعِزُّ بِكَ أَوْلِيَاءُ اللَّهِ وَيَظْهَرُ بِكَ دِينُ اللَّهِ. فَقَالَ: يَا حـَكـَمُ كـَيـْفَ أَكُونُ أَنَا وَقَدْ بَلَغْتُ خَمْساً وَ أَرْبَعِينَ سَنَةً وَإِنَّ صَاحِبَ هَذَا الْأَمْرِ أَقْرَبُ عَهْداً بِاللَّبَنِ مِنِّى وَ أَخَفُّ عَلَى ظَهْرِ الدَّابَّةِ).
حـكـم بن ابى نعيم گويد: (در مدينه خدمت امام باقر عليه السلام رسيدم و عرض كردم: من بين ركن و مقام نذر كرده و به عهده گرفته ام كه اگر شما را ملاقات كنم، از مـديـنـه بـيـرون نـروم تـا زمـانـى كـه بـدانـم شـمـا قـائم آل محمد هستى يا نه. حضرت هيچ پاسخى به من نفرمود: من سی روز در مدينه بودم، سپس در بـين راهى به من برخورد و فرمود: اى حكم! تو هنوز اين جائى؟ گفتم آرى، من نذرى كه كرده ام به شما عرض ‍ كردم و شما مرا امر و نهى ننموده و پاسخى نفرمودى. فرمود: فردا صبح زود منزل من بيا. فردا خدمتش رفتم، فرمود: مطلبت را بپرس. عـرض كـردم: مـن بـه ايـن ركـن و مـقـام نظر كرده و روزه و صدقه اى براى خدا به عهده گرفته ام كه اگر شما را ملاقات كردم از مدينه بيرون نروم، جز آنكه بدانم شما قائم آل مـحـمـد هـسـتـى يـا نـه؟ اگـر شما هستى ملازم خدمتت باشم و اگر نيستى، در روى زمين بـگـردم و در طـلب مـعاش بر آيم. فرمود: اى حكم! همه ی ما قائم به امر خدا هستيم. عرض كردم: شما مهدى هستى؛ فرمود: همه ی ما به سوى خدا هدايت مى كنيم. عرض كردم: شما صاحب شمشيرى: فرمود همه ی ما صاحب شمشر و وارث شمشيريم. عـرض كـردم: شـما هستى آنكه دشمنان خدا را مى كشى و دوستان خدا به وسيله ی شما عزيز مـى شوند و دين خدا آشكار مى گردد؟ فرمود: اى حكم! چگونه من او باشم، در صورتى كـه به چهل و پنج سالگى رسيده ام؟ و حال آنكه صاحب اين امر (كه تو مى پرسى) از من به دوران شـيـر خوارگى نزديكتر و هنگام سوارى چالاک تر است).اصول کافی جلد ۲ صفحه ۴۸۶ روایت ۱.

 

الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَائِذٍ عَنْ أَبِى خـَدِيـجـَةَ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ (ع): (أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الْقَائِمِ فَقَالَ: كُلُّنَا قَائِمٌ بِأَمْرِ اللَّهِ وَاحِدٌ بَعْدَ وَاحِدٍ حَتَّى يَجِى ءَ صَاحِبُ السَّيْفِ فَإِذَا جَاءَ صَاحِبُ السَّيْفِ جَاءَ بِأَمْرٍ غَيْرِ الَّذِى كَانَ).
(ابـو خديجه از امام صادق عليه السلام راجع به امام قائم عليه السلام پرسيد، فرمود: همه ی ما قائم به امر خدائيم؛ يكى پس از ديگرى تا زمانى كه صاحب شمشير بيايد، چـون صاحب شمشير آمد، امر و دستورى غير از آنچه بوده مى آورد).اصول کافی جلد ۲ صفحه ۴۸۷ روایت ۲.

 

عـَلِيُّ بـْنُ مـُحـَمَّدٍ عـَنْ سـَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُّونٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عـَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ الْبَطَلِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: (قُلْتُ لِأَبِى عَبْدِ اللَّهِ (ع) [يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ]. قَالَ: إِمَامِهِمُ الَّذِى بَيْنَ أَظْهُرِهِمْ وَ هُوَ قَائِمُ أَهْلِ زَمَانِهِ).
عبدالله بن سنان گويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم: (مقصود از اين آيه چيست؟ [روزى كـه هـر مردمى را به امامشان خوانيم] فرمود: مقصود امامى است كه در ميان آنهاست و او قائم اهل زمان خود است).اصول کافی جلد ۲ صفحه ۴۸۷ روایت ۳.

 

عن أمير المؤمنین (ع)، أنه قال: (وإنما الأئمة قوام الله على خلقه، وعرفاؤه على عباده، لا يدخل الجنة إلا من عرفهم وعرفوه، ولا يدخل النار إلا من أنكرهم وأنكروه).

از امیر مؤمنان (ع) فرمود: (جز این نیست که امامان (بر حق) پاسداران (قوام) الهى بر خلق خدا هستند، و آگاهان مراقب از طرف او بر بندگانش، کسى به بهشت نخواهد رفت مگر اینکه آنان را بشناسد، و هیچکس به دوزخ نخواهد رفت جز آنکه پیشوایان (بر حق) را انکار کند، و آنها او را جزو پیروان خود ندانند).نهج البلاغة: ج۲ ص۴۱ –۴۰.

بنابراین طبق روایات اهل بیت نبوت و طهارت (ع)، همه ی ایشان (ع) قائم و هدایت کننده می باشند، و طبق روایت چهارم هر امام،  هدایت کننده و قائم اهل زمان خود می باشد.

بعد از مقدمه، نیاز به زمینه سازی دیگری وجود دارد تا مطلب کاملاً موضوعی باشد، و به بهترین شکل بیان شود.

مطلبی که باید همه ی منتظران بدانند این است که قاعده ای وجود دارد به نام “إثبات الشئ لا ينفي ما عداه” یعنی “اثبات موضوعی، موضوعِ دیگر را نفی نمی نماید”، به عبارتی دیگر در نزد همه معروف است ائمه (ع) قوام و مهدیین می باشند، و امام مهدی (ع) نیز مهدی و قائم می باشد، و اگر بر اساس روایات نیز ثابت شد یمانی فرزند و زمینه ساز امام مهدی (ع) نیز مهدی، قائم و صاحب امر می باشد، این اثبات بدان معنا نیست که این موارد [مهدی، قائم و صاحب الأمر] از امام مهدی (ع) نفی می شوند زیرا برای ایشان (ع) به اثبات رسیده اند و جای بحث و جدل در این باب نیست، اما متأسفانه برخی از روی بی اطلاعی از روایات اهل بیت (ع) یا این مطلب را بی دلیل رد، یا گفته می شود که این اگر این القاب را به شخص دیگری منتسب کنید، بنابراین برای امام مهدی (ع) چه چیزی باقی ماند؟ و لذا بر اساس همان قاعده ای که در بالا به آن اشاره شد و قاعده ی روائی زیر مطلب را آغاز می کنیم.

عن أبي خديجة قال: سمعت أبا عبد الله عليه السلام يقول: (قد يقوم الرجل بعدل أو يجور وينسب إليه ولم يكن قام به، فيكون ذلك ابنه أو ابن ابنه من بعده، فهو هو).
ابی خدیجه گوید: شنیدم امام صادق (ع) مى فرمود: (گاهى شخصی با صفت عدالت يا ستم سنجيده مى شود و به آن نسبتش مى دهند، در صورتى كه خودش آن صفت را دارا نيست، بلكه پسرش يا پسر پسرش بعد از او داراى آن صفت مى باشد، پس او همان است).الكافي: ج ۱ ص ۵۳۵.

به عنوان مثال، روایت زیر ثابت می کند امام مهدی (ع) قائم می باشد.

بن غزوان عن أبي بصير عن أبي جعفر الباقر عليه السلام انّه قال: (يكون منّا بعد الحسين تسعة تاسعهم قائمهم و هو أفضلهم).
امام باقر (ع) فرمود: (از ما نه نفر بعد از حسین بن علی می باشند. نهمین آنها قائم آنها است و او برترین آنها است).إثبات الوصية: ۲۲۷، و نحوه في الكافي ۱: ۴۴۸ / ۱۵، و كمال الدين وتمام النعمة: ۳۵۰ / ۴۵، والخصال: ۴۱۹ / ۱۲، و غيبة النعماني: ۹۴، والارشاد: ۳۴۸، و غيبة الطوسي: ۱۴۰ / النجم الثاقب ج۱. الصفحة ۵۲۱.

قبل از ورود به بحث اصلی لازم به ذکر علامات حتمی است، زیرا با دانستن آنها مطلب ما قابل درک تر و روشن تر می شود.

عن الصادق (ع): قبل قيام القائم (عج) خمس علامات محتومات: (اليماني والسفياني والصيحة وقتل النفس الزكية والخسف بالبيداء).
از امام صادق (ع) فرمود: (قبل از قیام قائم پنج علامت حتمی خواهند بود: یمانی و سفیانی و صیحه و کشتن نفس زکیه و فرو رفتگی در سرزمین بیداء).إلزام الناصب في إثبات الحجة الغائب ج ۲ ص ۱۱۹.

و همانطور که در روایت متوجه شدید این علامات حتمی قبل از ظهور قائم [امام مهدی (ع)] می باشند و نه بعد یا همزمان، و به روایت بالا دقت لازم داشته باشید زیرا اصل روایات زیر بر اساس روایت فوق خواهند بود، لذا تأمل در روایات و صبر و شکیبایی خوانندگان از نکات بسیار مهم رسید به حق و شناخت حقیقت است که حق طلبان را به آن دعوت می کنیم.

و برای اینکه مطلب از ابتدا روان تر و ساده تر و روشن تر شود، لطفاً به روایت زیر توجه فرمایید:

عن جابر، عن أبي عبد الله الصادق عليه السلام قال: (إن الله عز وجل يلقي في قلوب شيعتنا الرعب، فإذا قام قائمنا، وظهر مهدينا كان الرجل أجرى من ليث وأمضى من سنان).

از جابر، از امام صادق (ع): (خداوند متعال در دل شيعيان ما وحشت مى اندازد، پس هنگامی كه قائم ما قيام نمايد، و مهدى ما ظهور كند، يک مرد پر جرأت تر از شير و كارى تر و نافذتر از نيزه خواهد بود).كشف الغمة : ج ۲ ص ۳۴۵. إثبات الهداة : ج ۳ ص ۵۵۷ ب ۳۲ ف ۳۳ ح ۶۰۶. غاية المرام : ص ۶۹۸ ب ۱۴۱ ح ۶۳. البحار : ج ۵۲ ص ۳۷۲ ب ۲۷ ح ۱۶۴. منتخب الأثر : ص ۴۸۶ ف ۸ ب ۲ ح ۲.

بر اساس روایت فوق آن کیست که قیام می کند، و آن مهدی کیست که ظهور می کند؟ آیا می توان آنها را یک شخصیت خواند؟ در واقع این روایت بسیاری از نکات را روشن می سازد که آن قیامگر به شمشیر همان زمینه ساز امام مهدی (ع) است که بعد از زمینه سازی کامل خلافت را به امام (ع) تحویل می دهد، و لازم به ذکر مسئله ای مهم است که زمینه ساز به امر امام مهدی (ع) عمل می کند، و اوامر خود را از ایشان (ع) دریافت می نماید.

 عن أبي عبد الله جعفر بن محمد عليهما السلام قال: أن أمير المؤمنين عليه السلام حدث عن أشياء تكون بعده إلى قيام القائم، فقال الحسين (ع): يا أمير المؤمنين، متى يطهر الله الأرض من ألظالمين؟ فقال أمير المؤمنين: (… ثم قال: إذا قام القائم بخراسان، وغلب علی أرض کوفان وملتان، وجاز جزیرة بنی کاوان، وقام منا قائم بجیلان وأجابته الآبر والدیلم‍ان،… ثم قال: إذا جهزت الألوف، وصفت الصفوف و قتل الکبش الخروف هناک یقوم الآخر، ویثور الثائر، ویهلک الکافر، ثم یقوم القائم المأمول، والامام المجهول، له الشرف والفضل، وهو من ولدک یا حسین، لا ابن مثله یظهر بین الرکنین، فی دریسین بالیین یظهر علی الثقلین، ولا یترک فی الأرض دمین، طوبی لمن أدرک زمانه، ولحق أوانه، وشهد أیامه).
ابراهیم بن عبید الله بن علاء، از پدرش از امام صادق (ع) و آن حضرت از علی (ع) نقل کرده که اخباری در مورد احداث بعد از قیام قائم داد، سپس حسین (ع) فرمود: ای امیر مؤمنان، چه هنگام زمین از ستمگران پاک می شود؟ امیر مؤمنان فرمود: (… سپس فرمود: زمانی که قائمی در خراسان قیام کرده و بر سرزمین، کوفان و ملتان غلبه نمود و از جزیره ی بنی کاوان گذشت، و نیز قائمی دیگر از ما در جیلان قیام کرده، و قبائل، آبر و دیلمان به او بپیوندند… سپس حضرت حکایتی طولانی را ذکر کرد و فرمود:… سپس قائم منتظر و امام نهان و ناشناخته که صاحب فضل و شرف بوده قیام می نماید و او از فرزندان توست ای حسین، در حالی که هیچ فرزندی مانند او نخواهد بود، در بین رکنین (بین رکن و مقام) با دو لباس کهنه قیام کرده و بر جن و انس غلبه می کند و [انتقام از] دو خون را در زمین ترک نخواهد کرد. خوشا به حال کسی که زمان او را درک کرده و شاهد دوران آن حضرت باشد).

در روایات اهل بیت (ع) که سرشار از رازهای نهفته است می بینیم که امام علی (ع) به چند قائم اشاره می کند، زمانی که قائمی در خراسان قیام کند… و نیز قائمی دیگر از ما در جیلان قیام کند… سپس قائم منتظر و امام نهان و ناشناخته که صاحب فضل و شرف بوده قیام می نماید. و شاید تصور شود که قائم منتظر و امام نهان و ناشناخته امام مهدی (ع) باشد، اما اینگونه نیست زیرا ایشان شناخته شده است و جزئیات زندگی ایشان از تولد تا غیبت کبری در کتابها و بر سر همه ی زبانهاست، اما آن قائم و مهدی ناشناخته و مجهول همان کسی است که در آخر الزمان متولد می شود و زمینه ساز ظهور مقدس است.

عن أم هانئ الثقفية قالت: (غدوت على سيدي الباقر (ع) فقلت له يا سيدي آية في كتاب الله عز وجل عرضت بقلبي أقلقتني وأسهرتني. قال: فاسألي يا أم هانئ. قالت: قلت: قول الله عز وجل [فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ * الْجَوارِ الْكُنَّسِ]. قال: نعم المسألة سألتني يا أم هانئ؛ هذا مولود في آخر الزمان هو المهدي من هذه العترة تكون له حيرة وغيبة يضل فيها أقوام و يهتدي فيها أقوام فيا طوبى لك إن أدركته و يا طوبى من أدركه).

از ام هانی ثقفيه گفت: (صبحگاهی به ديدار سيدم امام باقر (ع) رفتم پس به او عرض کردم: ای سيد من آيه ای در كتاب خدا مرا پريشان و شب بيدار نگهداشته است! فرمود: بپرس ای ام هانی. عرض کردم: قول خداوند [نه، سوگند به اختران گردان * كز ديده نهان شوند و از نو آيند]. فرمود: خوب سؤالی كردی ای ام هانی؛ آن مولود در آخر الزمان مهدی است، از اين عترت؛ و برای او حيرت و غيبتی است که در آن گروهایى گمراه و گروهایی هدايت می شوند، پس خوشا به حالت و به حال هر كس كه او را درک كند).الشيخ الصدوق – كمال الدين وتمام النعمة- ص ۳۳۰. بحار الأنوار ج۵۲.

و او همان مهدی ست که رسول الله (ص) ایشان را در وصیت مقدس ذکر نمود، و ایشان همان مهدی ست که در بین رکن و مقام با او بیعت می شود.

عن حذيفة بن اليمان قال: سمعت رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم و ذكر المهدي فقال: (إنه يبايع بين الركن والمقام، اسمه أحمد وعبد الله والمهدي، فهذه أسماؤه ثلاثتها).
حذيفه گويد: شنيدم كه رسول الله (ص) درباره مهدي فرمود: (همانا با او بين ركن و مقام بيعت می كنند و اسمش احمد و عبد الله و مهدی است. اين سه اسم نام های او می باشند).غيبت – طوسی ص ۴۵۴. غيبت – طوسی ص ۴۷۰. بحار الأنوار ج ۵۲، ص ۲۹۱.

 

قال أمير المؤمنين (ع) على منبر الكوفة: (لابد من وجود رحى تطحن فإذا قامت على قطبها وثبتت على ساقها بعث الله عليها عبداً عنيفاً خاملاً أصله يكون النصر معه أصحابه الطويلة شعورهم أصحاب السبال سود ثيابهم أصحاب رايات سود ويل لمن ناواهم …).

امیر المؤمنین علیه السلام بر منبر کوفه فرمود: (باید آسیابی حرکت داده شود پس اگر بر ساق آن استوار گشت خداوند متعال بنده ای سخت دل که اصل و نسبی نا معلوم دارد را مبعوث می کند، که پیروزی با اوست… صاحبان پرچمهای سیاه وای بر کسی که در برابر آنها بایستد…).غيبت شیخ نعمانی ص۲۶۵.

آری ایشان همان شخصی است که در آخر

قال الامام علي (ع): (فيظهر عند ذلك صاحب الراية المحمدية والدولة الأحمدية والقائم بالسيف الحال الصادق في المقال يمهد الارض ويحي السنة والفرض وسيكون ذلك بعد الف ومئة واربع وثمانون سنة من سني الفترة بعد الهجرة).

امام علی (ع) فرمود: (پس ظاهر می شود صاحب پرچم محمدی و دولت احمدی و قائم با شمشير، راستگو در فرموده هایش، زمين را آماده می سازد و سنت را زنده می كند و باشد آن بعد از هزار و صد و هشتاد و چهار از سالهای بعد از هجرت).كتاب بيان الائمة ج ۲ ص ۳۴۷.

طبق روایات صریح اهل بیت (ع) امام مهدی هیچ جنگی ندارد بلکه خلافت بدست ایشان بدون اینکه هیچ قطره ی خونی بریزد خواهد رسید و آن کس که شمشیر بر دوش خود می نهد فرزند ایشان است.

(ان الإمامة تزف الى الامام المهدی (ع) کما تزف العروس الى زوجها).
(خلافت همانگونه که عروس را به داماد تحویل می دهند، به دست امام (ع) می رسد).

و نقل شده است: (تأتیه الخلافة و هو جالس في بیته).

(خلافت در صورتی که در منزل است به ایشان می رسد).البحار ج۵۲ ص ۲۶۹ – عصر الظهور للشیخ الکورانی ص۲۰۸.

 

عن أمير المؤمنين (ع): (… و يخرج قبله – أي الإمام المهدي – رجل من أهل بيته، بأهل المشرق، و يحمل السيف على عاتقه ثمانية أشهر).
از حضرت على عليه السلام فرمود: (مردى از اهل بيت آن حضرت به اهل شرق خروج كرده و مدت هشت ماه شمشير را بر دوش خود حمل مى كند).الملاحم ابن طاووس ص ۶۶ باب ۱۳۳ . الفتن ابن حماد ص ۹۶ . عقد الدرر ص ۱۲۹ . جمع الجوامع ج ۲ ص ۱۰۳ . برهان المتقي ص ۱۰۳ . كنز العمال ج ۱۴ ص ۵۸۹.

 

قال الإمام الصادق (ع): (يقدم القائم عليه السلام حتى يأتي النجف فيخرج إليه من الكوفة جيش السفياني وأصحابه، والناس معه، وذلك يوم الأربعاء فيدعوهم ويناشدهم حقه و يخبرهم أنه مظلوم مقهور ويقول: من حاجني في الله فأنا أولى الناس بالله. فيقولون: ارجع من حيث شئت لا حاجة لنا فيك، قد خبرناكم واختبرناكم).

از حضرت امام صادق عليه السلام فرمود: (قائم عليه السلام مى آيد تا به نجف اشرف مى رسد از کوفه سپاهيان و ياران سفيانى به سوى او روند و مردم با حضرت باشند و اين واقعه در روز چهارشنبه خواهد بود حضرت آنها را دعوت و درباره ي حق خود با آنها گفتگو کند و به آنها خبر دهد که مظلوم و مقهور شده و مى فرمايد: هر کس درباره ى خدا با من احتجاج کند من سزاوارترين مردم به خدا مى باشم. آنها گويند به هر کجا خواهى برو ما حاجتى و نيازى به تو نداريم. ما از حال شما با خبريم و شما را آزموده ايم).بحار الأنوار ج ۵۲.

چگونه ممکن است قائم قبل از سفیانی ظهور کرده باشد در صورتی که سفیانی و دیگر علامت قبل از ایشان شمرده شده اند؟

۱- قائم عليه السلام مى آيد تا به نجف اشرف مى رسد. ۲- از کوفه سپاهيان و ياران سفيانى به سوى او روند.

اکنون به این روایت دقت بفرمایید.
از امام صادق (ع) فرمود: (۱- قبل از قیام قائم پنج علامت حتمی خواهند بود. ۲- یمانی و سفیانی و صیحه و کشتن نفس زکیه و فرو رفتگی در سرزمین بیداء).

در صورتی که روایت فوق اشاره دارد قائم قبل از سفیانی حرکت می کند، و سفیانی هنوز زنده است و این بدان معناست که فرو رفتگی و کشتن نفس زکیه نیز صورت نگرفته است. بنابراین در روایات می بینیم یمانی (ع) را گاهی یمانی، و گاهی مهدی و گاهی قائم و احیاناً صاحب الأمر می نامند و کسی کوچکترین شک و گمان نکند که کلام اهل بیت علیهم السلام در تضاد است و بلا نسب ایشان علیهم السلام از لغو، بلکه اهل بیت (ع) در صدد مخفی نگه داشتن شخصیتی می باشند، تا آن زمان که خود ظهور کند و بر مردم احتجاج کند، که البته این یکی از بزرگترین امتحاناتی که بسیاری از منتظران در آن شکست خورده و به دشمنی با ایشان بر می خیزند، خداوند ما و شما را از سوء عاقبت نجات دهد.

و بإسناده، عن الكابلي، عن علي بن الحسين (عليهما السلام) قال: (يقتل القائم (عليه السلام) من أهل المدينة حتى ينتهي إلى الاجفر ويصيبهم مجاعة شديدة. قال: فيضجون وقد نبتت لهم ثمرة يأكلون منها ويتزودون منها، وهو قوله تعالى شأنه ” وآية لهم الارض الميتة أحييناها وأخرجنا منها حبا فمنه يأكلون ” ثم يسير حتى ينتهي إلى القادسية وقد اجتمع الناس بالكوفة وبايعوا السفياني).
از على بن الحسين (ع): (قائم (ع) مى كشد از اهل مدينه تا اينكه به اجفر برسد و آنها را گرسنگى شديدى در بر مى گيرد، و غسل مى كنند و هر كدام در كنارشان غره اى كاشته مى شود واز آن مى خورند،ى و آن فرموده ى تعالى: ” و زمين مرده برهانى است براى ايشان كه آن را زنده گردانيديم و دانه از آن برآورديم كه از آن مى‏ خورند” سپس به راه مى افتد تا اينكه به قادسيه رسد و در آنجا مردم كوفه جمع شده اند و با سفيانى مبايعه كرده اند).الإمام الثاني عشر ج۲ ص ۴۱۰.

دقت بفرمایید: “قائم (ع) مى كشد از اهل مدينه تا اينكه به اجفر برسد……….. سپس به راه مى افتد تا اينكه به قادسيه رسد و در آنجا مردم كوفه جمع شده اند و با سفيانى مبايعه كرده اند”.

چه چیزی از روایت متوجه می شوید؟ چگونه ممکن است که ایشان همان مهدی (ع) باشد؟ چگونه ممکن است قبل از خروج و فرو رفتگی سرزمین بیداء و … ظهور کرده باشد؟

وباسناده رفعه إلى جابربن يزيد، عن أبي جعفر (عليه السلام) قال: (إذا بلغ السفياني أن القائم قد توجه إليه من ناحية الكوفة، يتجرد بخيله حتى يلقى القائم فيخرج فيقول: أخرجوا إلى ابن عمي، فيخرج عليه السفياني فيكلمه القائم (عليه السلام) فيجئ السفياني فيبايعه ثم ينصرف إلى أصحابه فيقولون له: ما صنعت؟ فيقول: أسلمت وبايعت فيقولون له: قبح الله رأيك بين ما أنت خليفة متبوع فصرت تابعاً فيستقبله فيقاتله، ثم يمسون تلك الليلة، ثم يصبحون للقائم (عليه السلام) بالحرب فيقتتلون يومهم ذلك. ثم إن الله تعالى يمنح القائم وأصحابه أكتافهم فيقتلونهم حتى يفنوهم حتى أن الرجل يختفي في الشجرة والحجرة، فتقول الشجرة والحجرة: يامؤمن هذا رجل كافر فاقتله، فيقتله، قال: فتشبع السباع والطيور من لحومهم، فيقيم بها القائم (عليه السلام) ما شاء. قال: ثم يعقد بها القائم (عليه السلام) ثلاث رايات: لواء إلى القسطنطينية يفتح الله له ولواء إلى الصين فيفتح له، ولواء إلى جبال الديلم فيفتح له).
از امام محمد باقر (ع) فرمود: (هنگامی كه سفيانى متوجه مى شود حضرت قائم عليه السلام از سمت كوفه بسوى او مى آيد، همراه سپاهيانش مى آيد تا حضرت قائم عليه السلام را ملاقات مى نمايد پس می گوید: به طرف عمو زاده ام بروید، پس سفیانی بیرون آمده حضرت با او صحبت كرده و سفيانى با آن حضرت بيعت مى نمايد، وقتى پيش يارانش بر مى گردد به او مى گويند، چه کردی؟ می گوید: تسلیم شدم و بیعت کردم. پس به او می گویند: خداوند تو را سرزنش كند، تو پس از آنكه خليفه و حاكم شدى چرا بيعت كردى و تسليم شدى، از اطاعت او خارج شده و با او مى جنگند و فرداى آن شب به جنگ با حضرت مى پردازند و در طول روز مى جنگند تا آنكه خداوند حضرت قائم و يارانش را قدرت داده و يارى مى نمايد، تا آنكه تمامى دشمنان را مى كشند و نابود مى سازند. تا آنجا كه اگر يكى از آنان پشت سنگ يا درختى پنهان شوند، سنگ و درخت به زبان آمده، و مى گويند، اى مؤمن، كافرى پشت من پنهان شده او را بكش، و او هم مى كشد: تا جائيكه درندگان و پرندگان از گوشت آنان سير مى گردند. و تا وقتى كه خدا بخواهد حضرت حكومت خواهد كرد. سپس حضرت سه گروه را به قسطنطنيه، چين و ديلم مى فرستد و خدا هر سه را براى او فتح مى نمايد).الإمام الثاني عشر ج۲ ص ۴۱۱ المكتبه الشامله.

به روایت دقت بفرمایید: “هنگامی كه سفيانى متوجه مى شود حضرت قائم عليه السلام از سمت كوفه بسوى او مى آيد، همراه سپاهيانش مى آيد تا حضرت قائم عليه السلام را ملاقات مى نمايد”.

و این چگونه ممکن است که قائم قبل از سفیانی است؟

عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (ع)، عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيِّ قَالَ: (دَخَلْتُ عَلَى فَاطِمَةَ (ع) وَ بَيْنَ يَدَيْهَا لَوْحٌ فِيهِ أَسْمَاءُ الْأَوْصِيَاءِ مِنْ وُلْدِهَا فَعَدَدْتُ اثْنَيْ عَشَرَ آخِرُهُمُ الْقَائِمُ (ع) ثَلَاثَةٌ مِنْهُمْ مُحَمَّدٌ وَ ثَلَاثَةٌ مِنْهُمْ عَلِيٌّ).اصول كافى ج ۱ ص ۵۳۲.
جابر بن عبدالله انصاری گوید: (بر حضرت فاطمه (س) داخل شدم در حالیکه لوحی در دست آن حضرت بود که در آن، نام اوصیاء پیامبر (ص) که از فرزندان حضرت فاطمه (س) بودند نوشته شده بود پس من آنها را شمردم دیدم که دوازده نفرند که آخرینشان قائم (ع) بود، سه تن از ایشان محمد و سه تن دیگر علی نام داشتند).

طبق روایت فوق، در آن لوح اوصیای رسول الله (ص) از فرزندان حضرت فاطمه (س) نوشته شده بودند، در حالیکه فرزندان فاطمه از اوصیای رسول الله (ص) یازده وصی می باشند و نه دوازده وصی، و البته توجه داشته باشید که امام علی (ع) در این روایت شمرده نمی شود از آنجائیکه ایشان (ع) فرزند حضرت فاطمه (س) نیستند. و دلالت بر صحت روایت و شمارش جابر این است که بر حسب نام های ائمه (ع) سه تن از ائمه نامشان علی است، پس اين دلالت می كند بر اينكه جابر در شمارش اشتباه نكرده زيرا ائمه ای كه بنام محمد و از فرزندان حضرت فاطمه (س) هستند عبارتند از:
۱- محمد باقر (ع). ۲- محمد جواد (ع). ۳- محمد مهدی (ع).

و ائمه ای كه بنام علی از فرزندان حضرت فاطمه (س) سه تن اند که عبارتند از:
۱- علی بن الحسين سجاد (ع). ۲- علی بن موسى الرضا (ع). ۳- علی بن محمد هادی (ع).

عن أبي جعفر الباقر قال: قال رسول الله (ص): (من ولدي اثنى عشر نقيبا نجباء محدثون مفهمون، آخرهم القائم يملأها عدلاً كما ملئت جورا).
رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: (از فرزندان من دوازده نفرند كه نقيب (شناسنده و سر پرست) و نجيب (اصيل و خوش گوهر) و محدث و مفهم مي باشند، آخرين آنها قائم به حق است، كه زمين را از عدالت پر كند چنان كه از ستم پر شده باشد).شرح أصول الكافي للمازندراني ج۷ ص۳۷۳، من لا يحضره الفقيه ج۴ ص۱۸۰، كشف الغمة ج۳، وسائل الشيعة بسندين ج۱۱ ص۴۹۰ ، ج۱۶ ص۲۴۴.

و از فرزندان پيامبر (ص): ۱- حسن (ع). ۲- حسين (ع). ۳- سجاد (ع). ۴- باقر (ع). ۵- صادق (ع). ۶- كاظم (ع). ۷- رضا (ع). ۸- جواد (ع). ۹- هادی (ع). ۱۰- حسن عسكری (ع). ۱۱- محمد المهدی (ع). ۱۲- او كيست؟؟؟ و جواب ایشان وصی امام مهدی (ع) كه نامش احمد (ع) است. و امام علی (ع) شمرده نمی شود زيرا ایشان (ع) برادر پيامبر به حساب می آید و نه فرزند ایشان! بنابراین ایشان را اهل بیت (ع) در مواضعی قائم نامیدند که ایشان همان راز اهل بیت (ع).

عن أبي جعفر محمد بن علي الباقر، عن أبيه، عن جده عليهم السلام قال: قال أمير المؤمنين عليه السلام ـ وهو على المنبرـ : (…له (القائم) اسمان: اسم يخفى واسم يعلن، فأما الذي يخفى فأحمد و أما الذي يعلن فمحمد).
از امام باقر (ع) از پدرش (ع) از جدش (ع) فرمود: امیر المؤمنین (ع) در حالی که بر روی منبر بود فرمود: (قائم دو نام دارد نامى مخفى و نامى آشكار، نام مخفى احمد و نام آشكار محمد است).كمال الدين وتمام النعمة ج ۲ ص ۶۵۳.

روایتی که از امام محمد باقر از امام علی (ع) نقل شده است، منظور از آن، نام نمی باشد، بلکه مُراد از آن معرفی دو شخصیت یا دو قائم می باشد که بصورت رمزی به آن اشاره کرده است، و اگر در متن روایت تأمل فرمایید امام (ع) می فرماید یکی از نام های ایشان پنهان است در صورتی که آن اسم را صریحاً ذکر می کند و معنایی برای پنهان ماندن باقی نمی ماند بلکه منظور از فرموده ی ایشان (ع) امر یا شخصیت می باشد که بر عموم خلق پنهان است و می ماند، تا زمانی که او بیاید و برای ما این روایات را محکم کرده و بر ما احتجاج کند.

عن الصادق ( عليه السلام ) عن أبيه عن جده الحسين، عن عمه الحسن، عن أمير المؤمنين عن رسول الله (صلى الله عليه وآله) قال: (إذا توالت أربعة أسماء من الأئمة من ولدي فرابعهم القائم المؤمل المنتظر).

از حضرت صادق (ع) از پدرش از جدش حسين (ع) از عمویش حسن (ع) از امير مؤمنان (ع) از حضرت رسول اكرم (ص) فرمود: (هر گاه چهار اسم از ائمه از فرزندانم پشت سر هم بيايند پس چهارم آنها قائم مؤمل منتظراست).معجم احاديث المهدي ج۱ ص۱۵۶.

و نامهايی كه پشت سر هم از فرزندان امام علی (ع) آمدند و اسمهايشان محمد بود:

۱- محمد باقر (ع). ۲- محمد جواد (ع). ۳- محمد مهدی (ع).

و ائمه ای كه بنام علی از فرزندان حضرت فاطمه (س) سه تن اند که عبارتند از:
۱- علی بن الحسين سجاد (ع). ۲- علی بن موسى الرضا (ع). ۳- علی بن محمد هادی (ع).

 پس بايد چهارمین يا همنام امير مؤمنان علی (ع) باشد يا همنام پيامبر (ص) و همانگونه كه می دانيم اسم احمد همنام پيامبر است و آن اسمی است كه در وصيت پيامبر (ص) نام برده شده است، و اگر كسی بگويد كه با نام علی (ع) چهار اسم می شوند! می گوييم: رسول الله (ص) فرمود از فرزندانم، و حضرت علی (ع) فرزند رسول الله (ص) نمی باشد.

و الحمد لله وحده

ادامه مطلب...

لفظ صاحب الأمر در روایات

لفظ صاحب الأمر در روایات:

بسم الله الرحمن الرحيم

و الحمد لله رب العالمین

و صلی الله علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما

مقدمه:

در اینکه ائمه (ع)، هدایت کنندگان خلق و قیام کنندگان به امر خدا هستند شکی در آن نیست، اما بسیاری از مردم متأسفانه لقب “قائم” یا “مهدی” را تنها به حجت بن الحسن (ع) اختصاص می دهند، که این مورد و تصور اشتباه را در اینجا روشن می سازیم.

 شیخ کلینی باب کاملی در کتاب خود جلد ۲ [متن عربی فارسی] و جلد ۱ [متن عربی] را تحت عنوان “الائمة عليهم السلام كلهم قائمون بأمر الله تعالى هادون اليه” “همه ی امامان عليهم السلام به امر خداى تعالى قائم و بسويش رهبرند” اختصاص داده است.

 

عـِدَّةٌ مـِنْ أَصـْحـَابـِنـَا عـَنْ أَحـْمـَدَ بـْنِ مـُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ زَيْدٍ أَبِي الْحَسَنِ عَنِ الْحَكَمِ بْنِ أَبِى نُعَيْمٍ قَالَ: (أَتَيْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (ع) وَهُوَ بِالْمَدِينَةِ فَقُلْتُ لَهُ عَلَيَّ نـَذْرٌ بـَيـْنَ الرُّكـْنِ وَالْمـَقَامِ إِنْ أَنَا لَقِيتُكَ أَنْ لَا أَخْرُجَ مِنَ الْمَدِينَةِ حَتَّى أَعْلَمَ أَنَّكَ قَائِمُ آلِ مـُحـَمَّدٍ أَمْ لَا فـَلَمْ يـُجـِبـْنـِى بـِشـَيْءٍ فَأَقَمْتُ ثَلَاثِينَ يَوْماً ثُمَّ اسْتَقْبَلَنِى فِى طَرِيقٍ فـَقـَالَ: يـَا حـَكـَمُ وَإِنَّكَ لَهَاهُنَا بَعْدُ؟ فَقُلْتُ نَعَمْ إِنِّى أَخْبَرْتُكَ بِمَا جَعَلْتُ لِلَّهِ عَلَيَّ فَلَمْ تـَأْمـُرْنـِي وَلَمْ تـَنـْهـَنِي عَنْ شَيْءٍ وَلَمْ تُجِبْنِى بِشَيْءٍ. فَقَالَ: بَكِّرْ عَلَيَّ غُدْوَةً الْمَنْزِلَ. فـَغـَدَوْتُ عـَلَيـْهِ. فـَقـَالَ (ع): سَلْ عَنْ حَاجَتِكَ. فَقُلْتُ: إِنِّى جَعَلْتُ لِلَّهِ عَلَيَّ نَذْراً وَصِيَاماً وَصَدَقَةً بَيْنَ الرُّكْنِ وَالْمَقَامِ إِنْ أَنَا لَقِيتُكَ أَنْ لَا أَخْرُجَ مِنَ الْمَدِينَةِ حَتَّى أَعْلَمَ أَنَّكَ قَائِمُ آلِ مـُحـَمَّدٍ أَمْ لَا فـَإِنْ كـُنـْتَ أَنـْتَ رَابـَطـْتـُكَ وَ إِنْ لَمْ تَكُنْ أَنْتَ سِرْتُ فِى الْأَرْضِ فَطَلَبْتُ الْمـَعـَاشَ. فـَقـَالَ: يـَا حـَكَمُ كُلُّنَا قَائِمٌ بِأَمْرِ اللَّهِ. قُلْتُ: فَأَنْتَ الْمَهْدِيُّ. قَالَ: كُلُّنَا نَهْدِى إِلَى اللَّهِ. قـُلْتُ: فـَأَنـْتَ صـَاحـِبُ السَّيـْفِ. قـَالَ: كُلُّنَا صَاحِبُ السَّيْفِ وَوَارِثُ السَّيْفِ. قُلْتُ: فـَأَنـْتَ الَّذِى تـَقـْتـُلُ أَعْدَاءَ اللَّهِ وَ يَعِزُّ بِكَ أَوْلِيَاءُ اللَّهِ وَيَظْهَرُ بِكَ دِينُ اللَّهِ. فَقَالَ: يَا حـَكـَمُ كـَيـْفَ أَكُونُ أَنَا وَقَدْ بَلَغْتُ خَمْساً وَ أَرْبَعِينَ سَنَةً وَإِنَّ صَاحِبَ هَذَا الْأَمْرِ أَقْرَبُ عَهْداً بِاللَّبَنِ مِنِّى وَ أَخَفُّ عَلَى ظَهْرِ الدَّابَّةِ).
حـكـم بن ابى نعيم گويد: (در مدينه خدمت امام باقر عليه السلام رسيدم و عرض كردم: من بين ركن و مقام نذر كرده و به عهده گرفته ام كه اگر شما را ملاقات كنم، از مـديـنـه بـيـرون نـروم تـا زمـانـى كـه بـدانـم شـمـا قـائم آل محمد هستى يا نه. حضرت هيچ پاسخى به من نفرمود: من سی روز در مدينه بودم، سپس در بـين راهى به من برخورد و فرمود: اى حكم! تو هنوز اين جائى؟ گفتم آرى، من نذرى كه كرده ام به شما عرض ‍ كردم و شما مرا امر و نهى ننموده و پاسخى نفرمودى. فرمود: فردا صبح زود منزل من بيا. فردا خدمتش رفتم، فرمود: مطلبت را بپرس. عـرض كـردم: مـن بـه ايـن ركـن و مـقـام نظر كرده و روزه و صدقه اى براى خدا به عهده گرفته ام كه اگر شما را ملاقات كردم از مدينه بيرون نروم، جز آنكه بدانم شما قائم آل مـحـمـد هـسـتـى يـا نـه؟ اگـر شما هستى ملازم خدمتت باشم و اگر نيستى، در روى زمين بـگـردم و در طـلب مـعاش بر آيم. فرمود: اى حكم! همه ی ما قائم به امر خدا هستيم. عرض كردم: شما مهدى هستى؛ فرمود: همه ی ما به سوى خدا هدايت مى كنيم. عرض كردم: شما صاحب شمشيرى: فرمود همه ی ما صاحب شمشر و وارث شمشيريم. عـرض كـردم: شـما هستى آنكه دشمنان خدا را مى كشى و دوستان خدا به وسيله ی شما عزيز مـى شوند و دين خدا آشكار مى گردد؟ فرمود: اى حكم! چگونه من او باشم، در صورتى كـه به چهل و پنج سالگى رسيده ام؟ و حال آنكه صاحب اين امر (كه تو مى پرسى) از من به دوران شـيـر خوارگى نزديكتر و هنگام سوارى چالاک تر است).اصول کافی جلد ۲ صفحه ۴۸۶ روایت ۱.

 

الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَائِذٍ عَنْ أَبِى خـَدِيـجـَةَ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ (ع): (أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الْقَائِمِ فَقَالَ: كُلُّنَا قَائِمٌ بِأَمْرِ اللَّهِ وَاحِدٌ بَعْدَ وَاحِدٍ حَتَّى يَجِى ءَ صَاحِبُ السَّيْفِ فَإِذَا جَاءَ صَاحِبُ السَّيْفِ جَاءَ بِأَمْرٍ غَيْرِ الَّذِى كَانَ).
(ابـو خديجه از امام صادق عليه السلام راجع به امام قائم عليه السلام پرسيد، فرمود: همه ی ما قائم به امر خدائيم؛ يكى پس از ديگرى تا زمانى كه صاحب شمشير بيايد، چـون صاحب شمشير آمد، امر و دستورى غير از آنچه بوده مى آورد).اصول کافی جلد ۲ صفحه ۴۸۷ روایت ۲.

 

عـَلِيُّ بـْنُ مـُحـَمَّدٍ عـَنْ سـَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُّونٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عـَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ الْبَطَلِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: (قُلْتُ لِأَبِى عَبْدِ اللَّهِ (ع) [يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ]. قَالَ: إِمَامِهِمُ الَّذِى بَيْنَ أَظْهُرِهِمْ وَ هُوَ قَائِمُ أَهْلِ زَمَانِهِ).
عبدالله بن سنان گويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم: (مقصود از اين آيه چيست؟ [روزى كـه هـر مردمى را به امامشان خوانيم] فرمود: مقصود امامى است كه در ميان آنهاست و او قائم اهل زمان خود است).اصول کافی جلد ۲ صفحه ۴۸۷ روایت ۳.

 

عن أمير المؤمنین (ع)، أنه قال: (وإنما الأئمة قوام الله على خلقه، وعرفاؤه على عباده، لا يدخل الجنة إلا من عرفهم وعرفوه، ولا يدخل النار إلا من أنكرهم وأنكروه).

از امیر مؤمنان (ع) فرمود: (جز این نیست که امامان (بر حق) پاسداران (قوام) الهى بر خلق خدا هستند، و آگاهان مراقب از طرف او بر بندگانش، کسى به بهشت نخواهد رفت مگر اینکه آنان را بشناسد، و هیچکس به دوزخ نخواهد رفت جز آنکه پیشوایان (بر حق) را انکار کند، و آنها او را جزو پیروان خود ندانند).نهج البلاغة: ج۲ ص۴۱ –۴۰.

بنابراین طبق روایات اهل بیت نبوت و طهارت (ع)، همه ی ایشان (ع) قائم و هدایت کننده می باشند، و طبق روایت چهارم هر امام،  هدایت کننده و قائم اهل زمان خود می باشد.

بعد از مقدمه، نیاز به زمینه سازی دیگری وجود دارد تا مطلب کاملاً موضوعی باشد، و به بهترین شکل بیان شود.

مطلبی که باید همه ی منتظران بدانند این است که قاعده ای وجود دارد به نام “إثبات الشئ لا ينفي ما عداه” یعنی “اثبات موضوعی، موضوعِ دیگر را نفی نمی نماید”، به عبارتی دیگر در نزد همه معروف است ائمه (ع) قوام و مهدیین می باشند، و امام مهدی (ع) نیز مهدی و قائم می باشد، و اگر بر اساس روایات نیز ثابت شد یمانی فرزند و زمینه ساز امام مهدی (ع) نیز مهدی، قائم و صاحب امر می باشد، این اثبات بدان معنا نیست که این موارد [مهدی، قائم و صاحب الأمر] از امام مهدی (ع) نفی می شوند زیرا برای ایشان (ع) به اثبات رسیده اند و جای بحث و جدل در این باب نیست، اما متأسفانه برخی از روی بی اطلاعی از روایات اهل بیت (ع) یا این مطلب را بی دلیل رد، یا گفته می شود که این اگر این القاب را به شخص دیگری منتسب کنید، بنابراین برای امام مهدی (ع) چه چیزی باقی ماند؟ و لذا بر اساس همان قاعده ای که در بالا به آن اشاره شد و قاعده ی روائی زیر مطلب را آغاز می کنیم.

عن أبي خديجة قال: سمعت أبا عبد الله عليه السلام يقول: (قد يقوم الرجل بعدل أو يجور وينسب إليه ولم يكن قام به، فيكون ذلك ابنه أو ابن ابنه من بعده، فهو هو).
ابی خدیجه گوید: شنیدم امام صادق (ع) مى فرمود: (گاهى شخصی با صفت عدالت يا ستم سنجيده مى شود و به آن نسبتش مى دهند، در صورتى كه خودش آن صفت را دارا نيست، بلكه پسرش يا پسر پسرش بعد از او داراى آن صفت مى باشد، پس او همان است).الكافي: ج ۱ ص ۵۳۵.

قبل از ورود به بحث اصلی لازم به ذکر علامات حتمی است، زیرا با دانستن آنها مطلب ما قابل درک تر و روشن تر می شود.

عن الصادق (ع): قبل قيام القائم (عج) خمس علامات محتومات: (اليماني والسفياني والصيحة وقتل النفس الزكية والخسف بالبيداء).
از امام صادق (ع) فرمود: (قبل از قیام قائم پنج علامت حتمی خواهند بود: یمانی و سفیانی و صیحه و کشتن نفس زکیه و فرو رفتگی در سرزمین بیداء).إلزام الناصب في إثبات الحجة الغائب ج ۲ ص ۱۱۹.

و همانطور که در روایت متوجه شدید این علامات حتمی قبل از ظهور قائم (امام مهدی ع) می باشند و نه بعد یا همزمان، و به روایت بالا دقت لازم داشته باشید زیرا اصل روایات زیر بر اساس روایت فوق خواهند بود، لذا تأمل در روایات و صبر و شکیبایی خوانندگان از نکات بسیار مهم رسید به حق و شناخت حقیقت است که حق طلبان را به آن دعوت می کنیم.

عن ابي جعفر (ع): (ليس صاحب هذا الأمر من جاز الاربعين…)

از محمد باقر (ع) فرمود: (صاحب اين امر كسى كه از چهل سال تجاوز کند نمی باشد).موسوعة السيد الصدر ج۳ ص۳۵۹.

قبلاً ثابت نمودیم که شخصی قبل از امام مهدی (ع) از خاندان ایشان ظهور می کند، و زمینه ساز ظهور مقدس است که مسلماً فرزند باید کوچکتر از پدر باید باشد و این روایت دقیقاً بر امام احمد الحسن (ع) صدق می کند زیرا در سنی که از چهل سالگی تجاوز نمی کند ظهور کردند.

زمینه ساز ظهور مقدس کیست؟

عن أبي خالد الكابلي قال: (لما مضي علي بن الحسين دخلت على محمد بن علي الباقر عليه السلام فقلت: جعلت فداك، قد عرفت انقطاعي إلى أبيك وانسي به ووحشتي من الناس، قال: صدقت يا ابا خالد تريد ماذا؟ قلت: جعلت فداك قد وصف لي أبوك صاحب هذا الامر بصفة لو رأيته في بعض الطرق لاخذت بيده قال: فتريد ماذا يا با خالد؟ قال: أريد أن تسميه لي حتى أعرفه باسمه، فقال: سألتني والله يا با خالد عن سؤال مجهد ولقد سألتني عن أمر ما لو كنت محدثا به أحدا لحدثتك ولقد سألتني عن أمر لو أن بني فاطمة عرفوه حرصوا على أن يقطعوه بضعة بضعة).

 ابو خالد كابلى مى گويد پس از شهادت امام زين العابدين عليه السلام خدمت امام باقر عليه السلام رسيده و عرض كردم: (فدايت شوم من با پدرت مأنوس شده و از مردن گريزان گشتم، امام باقر عليه السلام فرمود: راست مى گويى اى ابو خالد، چه مى خواهى؟ عرض كردم: فدايت شوم، پدرت صاحب اين امر را چنان براى من توصيف كرده كه اگر او را در راه ببينم شناخته و دستش را مى گيرم حضرت فرمود: چه مى خواهى اى ابو خالد؟ عرض كردم: مى خواهم اسم او را نيز برايم بگوئى تا نامش را هم بدانم، حضرت فرمود: به خدا سوگند سؤال سختى از من كردى چنانچه مى خواستم نام او را براى كسى بگويم برا تو نيز مى گفتم تو چيزى را از من پرسيدى كه اگر، بنى فاطمه، آنرا بدانند و بشناسند دلشان مى خواهد او را قطعه قطعه كنند).بحار الأنوار – العلامة المجلسي – ج ۵۱ – ص ۳۱.

و کسی گمان یا تصور نکند که سؤال ابا خالد در مورد امام مهدی (ع) بود، زیرا آنها به خوبی امام مهدی (ع) را می شناختند و روایات بسیاری نام و نام پدرش، نسب و کنیه و حتی غیبتش را رسول الله (ص) و اهل بیت (ع) به فراوانی در كتب فريقين ذکر نمودند و بعنوان مثال:

قال ابو عبد الله الحسين عليه السلام: (يظهر الله قائمنا فينتقم من الظالمين فقيل له: يابن رسول الله من قائمکم قال: من ولد ابني محمد بن علي، و هو الحجة بن الحسن بن علي بن محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي ابني و هو الذي يغيب مده طويله ثم يظهر و يملا الارض قسطا و عدلا کما ملئت جورا و ظلما).

حضرت امام حسين عليه السلام فرمود: (ظاهر می کند خداوند قائم ما را، پس (بوسيله او) از ظالمين انتقال می کشد پس گفتند او را: اي فرزند رسول خدا قائم شما کيست فرمود: از اولاد پسرم محمد بن علی، و او حجت بن الحسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی است پسرم و او (يعنی حضرت امام مهدی عليه السلام) کسی است که مدت طولانی غايب و سپس ظاهر می شود و زمين را پر از داد و عدل می کند چنان که از ستم و ظلم پر شده باشد).معجم احاديث الامام المهدي عليه السلام ج ۳ ص ۱۸۱.

 

شيخ صدوق در كمال الدين و تمام النعمة از حضرت علی (ع) چنين نقل كرده است: پيامبر (ص) نام امامان را بعد از حضرت علی يكی پس از ديگری برای آن حضرت بر شمرد تا اينكه فرمود: (… مَهْدِيُّ أُمَّتِي مُحَمَّدٌ الَّذِي يَمْلأُ الأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً….)، (مهدی امتم (عج) در ميان ايشان محمد است كه زمين را از عدل و داد آكنده سازد….).

حضرت علی (ع) از پيامبر نقل كرده كه او هنگام نام بردن از ائمه دوازده ‏گانه فرمود: (… فَإِذَا حَضَرَتْهُ (الحسن) الْوَفَاةُ فَلْيُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ مُحَمَّد…)، (پس هنگام رحلت حسن، آن [خلافت] را تسليم به فرزندش محمد می كند…).

همچنين طبرسی در الاحتجاج از رسول اكرم (ص) چنين نقل می كند: از جبرئيل شنيدم: (… ثُمَّ ابْنُهُ الْقَائِمُ بِالْحَقِّ مَهْدِيُّ أُمَّتِي مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ صَاحِبُ الزَّمَانِ…)، (… سپس فرزندش قائم به حق، مهدی امتم، محمد بن حسن صاحب الزمان…).

شيخ صدوق در كمال الدين و تمام النعمة آورده است: حضرت علی (ع) بر فراز منبر درباره حضرت مهدی (ع) چنين فرمود: (… لَهُ اسْمَانِ اسْمٌ يَخْفَى وَ اسْمٌ يُعْلَنُ فَأَمَّا الَّذِي يَخْفَى فَأَحْمَدُ وَأَمَّا الَّذِي يُعْلَنُ فَمُحَمَّدٌ…)، (… برای او دو نام است: يكی نهان و ديگرب آشكار؛ اما نهان احمد و نام آشكار محمد است…).

در بخشی از حديث معروف لوح حضرت زهرا (س) (كه هديه‏ ای از پيامبر به حضرت زهرا (س) بود آمده است: (… وَ أُكْمِلُ ذَلِكَ بِابْنِهِ مُحَمَّدٍ رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ عَلَيْهِ كَمَالُ مُوسَى وَ بَهَاءُ عِيسَى وَصَبْرُ أَيُّوب‏…(… و اوصيا را به وجود فرزندش محمد، رحمت بر جهانيان، تكميل خواهم كرد؛ كسی كه كمال موسی و بهای عيسی و صبر ايوب را داراست…).

و امام باقر (ع) خود نیز در تفسير آيه شريفه: (إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً) يک يک ائمه را نام برد تا اينكه فرمود: (… وَإِلَى ابْنِهِ الْحَسَنِ وَإِلَى ابْنِهِ مُحَمَّدٍ الْهَادِي الْمَهْدِيِّ اثْنَا عَشَرَ إِمَاما…(… و به فرزندش حسن و به فرزندش محمد، هدايت كننده هدايت شده، دوازده امام هستند…).

بنابراین چگونه ممکن است رسول الله (ع) و امام محمد باقر (ع) در حدیثی نام امام مهدی (ع) را آشکار سازد و آن را فاش کند، و در حدیثی دیگر در هنگام سؤال از نام ایشان، از تصریح به نام ایشان (ع) امتناع ورزد؟

حدثنا أبي رضي الله عنه قال: حدثنا محمد بن يحيى العطار قال: حدثنا جعفر بن محمد بن مالك قال: حدثني حمدان بن منصور ، عن سعد بن محمد، عن عيسى الخشاب قال: قلت للحسين بن علي عليهما السلام: أنت صاحب هذا الامر؟ قال: لا ولكن صاحب الأمر الطريد الشريد الموتور بأبيه، المكنی بعمه، يضع سيفه على عاتقه ثمانية أشهر).

عیسی خشاب گوید: (به امام حسین بن علی (ع) گفتم: آیا شما صاحب این امر هستید؟ فرمود: خیر، ولیکن صاحب این امر فراری و بی خانمان است. کسی که خونخواهی پدرش را می کند. و کنیه اش به عمویش است. شمشیرش را هشت ماه بر دوشش حمل می کند).كمال الدين وتمام النعمة – الشيخ الصدوق – ص ۳۱۸- ص۳۰۳ – ص۲۹۸ – الامامة والتبصرة ص ۱۱۵ . کمال الدین ج ۱ ص ۳۱۸ . بحار الانوار ج ۵۱ ص ۱۳۳.

و در روایت فوق چند نکته لازم به یاد آوری می باشند و آنها اینکه صاحب این امر فراری و بی خانمان است در حالی که امام مهدی (ع) را کسی نمی شناسد که بخواهد در تعقیب و گریز قرار بگیرد، و ثانیاً امام مهدی (ع) کنیه اش به عمویش نمی باشد، و در روایات کنیه ی ایشان به ابا صالح و ابا القاسم ذکر شده است و هیچ کنیه ای که نام عمویش باشد برای ایشان ذکر نشده است. و همچنین طبق روایات صریح اهل بیت (ع) امام مهدی هیچ جنگی ندارد بلکه خلافت بدست ایشان بدون اینکه هیچ قطره ی خونی بریزد خواهد رسید و آن کس که شمشیر را به مدت هشت ماه بر دوش خود می نهد فرزند ایشان است.

(ان الإمامة تزف الى الامام المهدی (ع) کما تزف العروس الى زوجها).
(خلافت همانگونه که عروس را به داماد تحویل می دهند، به دست امام (ع) می رسد).

و نقل شده است: (تأتیه الخلافة و هو جالس في بیته).

(خلافت در صورتی که در منزل است به ایشان می رسد).البحار ج۵۲ ص ۲۶۹ – عصر الظهور للشیخ الکورانی ص۲۰۸.

عن أمير المؤمنين (ع): (… و يخرج قبله – أي الإمام المهدي – رجل من أهل بيته، بأهل المشرق، و يحمل السيف على عاتقه ثمانية أشهر).
از حضرت على عليه السلام فرمود: (مردى از اهل بيت آن حضرت به اهل شرق خروج كرده و مدت هشت ماه شمشير را بر دوش خود حمل مى كند).الملاحم ابن طاووس ص ۶۶ باب ۱۳۳ . الفتن ابن حماد ص ۹۶ . عقد الدرر ص ۱۲۹ . جمع الجوامع ج ۲ ص ۱۰۳ . برهان المتقي ص ۱۰۳ . كنز العمال ج ۱۴ ص ۵۸۹.

قال الامام زين العابدين (ع): (كأني بصاحبكم علا فوق نجفكم بظهر كوفان معه انصار ابيه تحت راية رسول الله قد نشرها فلا يهوي بها الى قوم إلا أهلكهم الله عز و جل).
امام سجاد (ع) فرمود: (گویا [می بینم] صاحب شما را که بر نجف تان، در پشت کوفه همراه با او انصار پدرش می باشند زیر پرچم رسول خدا افراشته شده. بر هيچ قومى فرود نمى آيد مگر آنکه خداوند صاحب عزت و جلال، (آن قوم را) نابودشان مى سازد).كتاب بحار الانوار ج ۵۱ ص ۱۳۵ – منتخب الاثرص۳۱۲ بلفظ قريب و مثله في الامام المهدي ص۹۰ كتاب يوم الخلاص ص ۲۴۸.

و در روایت فوق می بینیم که فرمود: (گویا [می بینم] صاحب شما را که بر نجف تان، در پشت کوفه همراه با او انصار پدرش می باشند)، صاحب ما کیست که پرچم رسول الله (ص) بر نجف در پشت کوفه همراه با انصار پدرش را بر افراشته است؟ آری ایشان همان انقلابگر، زمینه ساز و فرزند امام مهدی (ع) که زمین را به امر پدرش از عدل پر می کند و سپس خلافت را بدون اینکه قطره ای خون توسط پدرش بریزد، را تحویل ایشان [امام مهدی (ع)] می دهد.

عن محمد بن يحيى عن احمد بن محمد عن ابن محبوب عن يعقوب السراج قال: قلت لأبي عبدالله عليه السلام: (متى فرج شيعتكم؟ قال: اذا اختلف ولد العباس و وهى سلطانهم و طمع فيهم من لم يكن يطمع فيهم و خلعت العرب اعنتها و رفع كل ذي صيصية صيصيته وظهر الشامي واقبل اليماني وتحرك الحسني و خرج صاحب هذا الأمر من المدينه الى مكة بتراث رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم… و يستأذن الله في ظهوره فيطّلع على ذلك بعض مواليه فيأتي الحسني فيخبره الخبر فيبتدر الحسني الى الخروج فيثب عليه اهل مكة فيقتلونه و يبعثون برأسه الى الشامي فيظهر عند ذلك صاحب الامر فيباىعه الناس و يتبعونه…).
يعقوب سراج از امام صادق عليه السلام پرسيد: (گشاىش شيعيان شما چه زمانى است؟ حضرت فرمود: وقتى بين بنى عباس اختلاف بيفتد و سلطنت آن ‌ها سست شود و در آن ‌ها طمع كند كسى كه در اىن سطح نيست (كه به تسخير حكومت بپردازند) عرب، از حكومت سرپيچى مى كنند و هر صاحب قدرتى وارد ميدان مى ‌شود. شامى ظهور مى ‌كند و يمانى رو مى ‌كند و حسنى حركت مى ‌كند و صاحب الأمر از مدينه به طرف مكه خروج مى ‌كند، در حالى كه ميراث رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم با او است… و از خداوند، اذن ظهور مى ‌خواهد. برخى دوستان حضرت مطلع مى ‌شوند و خبر به حسنى مى ‌رسد و او به خروج مبادرت مى ‌كند كه اهل مكه بر او يورش مى ‌برند و او را مى ‌كشند و سرش را براى شامى مى ‌فرستند. در اىن زمان، صاحب الأمر ظهور مى ‌كند و مردم با اىشان بيعت كرده و همراه مى ‌شوند….).كليني، کافی: ج ۸، ص ۲۲۴، ح۲۸۵ – بحار الانوار ج ۱۳ ص ۱۸۷.

و همانگونه که در ابتدا اشاره کردیم این علامتها و پرچمها و جنگ و اختلافها قبل از قیام امام مهدی (ع) می باشند، بنابراین چگونه می تواند صاحب این امر قبل از این علامت ها ظهور کرده باشد؟

و الحمد لله وحده

ادامه مطلب...

امام احمدالحسن (ع) فرمودند:

«ای مردم، علمای گمراه و پیروان‌شان شما را فریب ندهند. بخوانید، جستجو کنید، دقت کـنید و بـیاموزید و خود ، حقيقت را بـيابـيد و بر كس دیگری توکل نکـنید تا برای آخرت شما تصمیم‌گیری کند زیرا که فردا پشیـمان خواهید شد و فردا پشیمانی را سودی نخواهد داشت». خطبه پنجم محرم ۱۳۸۹ هـ.ش.سايت مهديون , سايت انصار امام مهدي , سايت رسمي فارسي انصار امام مهدي , سايت سيد احمدالحسن , سايت يماني , نقد يماني , يماني کيست , نقد احمدالحسن , ادله احمدالحسن , راه شناخت يماني , راه شناخت يماني چيست , يمن و آخرالزمان , سيد يماني , سيد احمد الحسن يماني , عکس سيد يماني , يماني ظهور کرد , نشانه هاي سيد يماني , سيد احمدالحسن,يماني , يماني موعود , مهدي اول , احمدالحسن , احمد الحسن , طالع مشرقي , خراساني , پرچم هاي خراسان , طالقان , انصار طالقان , علائم ظهور , امام احمدالحسن , احمد, خسف بيداء , خسف بيدا , شبيه عيسي , مصلوب , ملک عبدالله , سفياني , دجال اکبر , شام , يمن , انا يماني , سوريه , ايران , عراق , بصره , دجال بصره , حيدر مشتت , دجله بصره , قائم , امام زمان , مهدي , مهديون , سيد احمد الحسن يماني , سيد يماني کيست , احمد الحسن کيست , سيد يماني در عراق , يماني موعود , کشته شدن نفس زکيه چيست , خروج يماني , ظهور يماني , سايت سيد احمد الحسن يماني , عکس احمد الحسن يماني , فرقه يماني در ايران , فرقه يماني , فرقه يماني چيست , احمد الحسن يماني کيست ؟ , رائفي پور احمد الحسن , عکس احمد الحسن يماني , مسيح , دين مسيح , عيسي مسيح کيست , صليب مسيح , صليب کشيدن , صليب مسيحيت , عکس هاي صليب , صليب نشانه چيست , قوانين دين مسيحيت , احکام دين مسيحيت , مسيحيت در ايران , آشنايي با دين مسيحيت , کتاب مقدس , انجيل , تورات , حواريون , مريم , مريم مقدس , تنخ , نظريه تکامل انسان , نظريه تکامل داروين چيست , نظريه تکامل داروين pdf , رد نظريه تکامل , نظريه تکامل داروين به زبان ساده , نظريه داروين تکامل انسان , نظريه تکامل و انسان , فيلم تکامل , داوکينز , هاوکينگ , خداناباوران مشهور , دلايل خداناباوران , خداناباوران , آتئيست , منکر وجود خدا در جدول ,دانشمندان خدا باور , آتئيست و آگنوستيک , نقد آتئيست , کانال آتئيست ها در تلگرام , آتئيست تلگرام , آتئيست کيست , نماد آتئيست , ستاره شش پر , ستاره پنج پر , ستاره حضرت سليمان , ستاره داوود در اسلام , طلسم ستاره داوود , قانون معرفت حجت , راه شناخت حجت هاي الهي , راه شناخت امام , قيامت , عذاب , آخرالزمان , نشانه هاي آخر الزمان , نشانه هاي آخرالزمان در تهران , آخرالزمان+پيشگويي , اخر الزمان رائفي پور , آخرالزمان و داعش , نشانه هاي آخرالزمان در قرآن , صاحب الزمان , حجت بن الحسن , آيا امام زمان داراي زن و فرزند هستند , فرزندان امام زمان , 12 مهدي , وصيت پيامبر , وصيت پيامبر دوازده مهدي , متن وصيت پيامبر , وصيت پيامبر به امام علي , وصيت نامه پيامبر , وصيت نامه حضرت محمد , شب وفات پيامبر , حديث وصيت , حديث ثقلين , امام احمد , احمدالحسن , دلايل سيد احمد الحسن براي شيعه ,الحاد , ادله دعوت يماني , روياي صادقه , مکتب نجف اشرف , کتاب توهم الحاد , کتاب توهم بي خدايي , کتاب عقائد الاسلام , کتب سيد احمدالحسن , آيه اکمال الدين , تدريس آيه اکمال الدين , پالتاک , فيس بوک امام احمدالحسن , فيسبوک امام احمد الحسن , خطبه هاي امام احمدالحسن , ادله دعوت براي سني ها , دانلود کتب ترجمه احمدالحسن , کتب سيد احمد الحسن , دعوت سيد احمد الحسن , پيام هاي فيس بوک سيد احمد الحسن , منابع رسمي دعوت يماني , دعوت يماني , يماني کيست , نقد الحاد , محمد نبي در عهدين , هفته نامه زمان ظهور , سايت هفته نامه زمان ظهور , موسسه وارثين ملکوت , وبسايت انگليسي انصار امام مهدي , وبسايت فارسي انصار امام مهدي , تالار گفتگو انصار امام مهدي , علماي غير عامل , فقهاي آخرالزمان , گوساله سامري , اهل تسنن , انصار امام مهدي , 10313 , 313 , دوازده مهديين , احمد الحسني , احمد الحسن اليماني , احمد الحسن يماني سايت , احمد الحسن يماني کيست؟ , سيد احمد الحسن يماني ع , سيد حسن حمامي , شيخ ناظم عقيلي , دکتر علاء سالم , دعوت مبارک يماني , راه شناخت يماني , يماني از يمن , يماني از کجا خروج مي کند , انصار الله , انصار امام مهدي , انصار امام احمد اليماني , انصار امام المهدي , سيد يماني , سيد يماني ظهور کرد , سيد يماني کيست , روايات آخرالزمان , روايات خمس , روايات ظهور , روايات يماني , روايات درباره يماني , روايات خروج يماني , روايات قيام يماني , حديث وصيت , مهديون , مهديون شاهد , مهديون چه کساني هستند , حديث 12 مهدي , 12 مهدي , احمديم احمدي , عکس يماني , تصاوير يماني , عکس سيد يماني , عکس احمد الحسن يماني , صاحب پرچم هدايت , جريان مدعي يماني ,تصاوير دروغين منتسب به سيد احمد الحسن يماني ,پسر انسان در کتاب مقدس , پسر انسان در انجيل , پسر انسان کيست, صليب شکسته , يماني , احمد الحسن , کتاب توهم بي خدايي , کتاب توهم الحاد , کتاب عقائد الاسلام , کتاب گوساله , کتاب همگام با بنده صالح , کتاب همگام با عبد صالح , کتاب وصيت مقدس , کتاب وصيت مقدس نوشتار بازدارنده از گمراهي , کتاب توحيد , کتاب وصي در تورات, انجيل و قرآن , کتاب چشم اندازي هاي از قوم سومر و آکد , سومر و آکد , سومر , کتاب تفسير آيه اي از سوره يونس , تفسير سوره يونس , کتاب سرگرداني , کتاب راه به سوي خدا , کتاب شرايع الاسلام , کتاب شرائع الاسلام , کتاب رجعت , کتاب رجعت سومين روز از روزهاي بزرگ خدا , رساله اي در فقه خمس , کتب سيد احمد الحسن , دانلود کتاب هاي سيد احمد الحسن , کتاب سيد احمد الحسن , علم سيد احمد الحسن , علوم سيد احمد الحسن , کتب روايي , سفر حضرت موسي به مجمع البحرين , کتاب روشنگري هايي از دعوت فرستادگان , کتاب روشنگري از دعوت فرستادگان , نامه هدايت , ادله مسيحيان , کتاب پاسخ هاي روشنگرانه , جواب المنير , نصيحتي براي طلبه هاي حوزه هاي علميه , نصيحتي براي طلاب حوزه هاي علميه , کتاب جهاد درب بهشت , جهاد , جهاد اکبر , کتاب متشابهات , دانلود کتاب متشابهات , بيان حق و سداد از طريق علم اعداد , علم اعداد , کتاب سيزدهمين حواري , کتاب حواري سيزده , حواريون , کتاب حاکميت الله نه حاکميت مردم , حاکميت الله , دموکراسي , کتاب گزيده اي از تفسير سوره فاتحه , سوره فاتحه , تفسير سوره فاتحه , پاسخ هاي فقهي , کتاب طهارت , دانلود کتب يماني , دانلود کتب سيد احمد الحسن , کتب انصار امام مهدي , دلايل عام دعوت , علم سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار امام مهدي , سايت انصار امام مهدي , انصار , علاء سالم ,رسالتي در يگانگي شخصيت مهدي اول, قائم و يماني , گفتگوي داستاني درباره‌ي دعوت مبارک يماني , رسالتي آشکار , کتاب دليل ادله , شيخ ناظم عقيلي , وصي در کتاب , کتاب برهان مبين , ابن تمام , يماني کيست , ملاقات با امام مهدي , کتاب وصيت و وصي احمد الحسن عليه السلام ,پژوهشي در شخصيت يماني , کتاب يماني موعود حجت الله , شيخ حيدر زيادي , علامات زمان ظهور , يماني امام مهدي , کتاب ضرورت وجود زمينه ساز , بشار الفيصلي , سفياني به آستانه‌ي درب‌ها رسيده پس يماني کجاست؟ , شيخ عادل سعيدي , اخبار طاهرين در مورد مهدي و مهديين (ع) , روايات مهديين , دلايل اثبات ذريه‎ي امام مهدي , رسالتي در مورد روايت اصبغ بن نُباته  , چهل حديث در مورد مهديين و ذريه قائم , کتاب چهل حديث , کتاب مهديين دوازده‌گانه فرزندان امام مهدي  , کتاب در پيشگاه صيحه , زکي انصاري , خواب , ارکان رويا , کتاب کرامات و غيبيات , انصار سيد احمد الحسن , کتاب رؤيا در مفهوم اهل بيت  , استاد ضياء زيدي , رؤياي صادقه , بازگو کردن رؤيا ,کتاب شيعيان در معرض آزمايش , دکتر عبدالرزاق ديراوي , کتاب خوش آمدي اي فرزند فاطمه  , کتاب شکست منتظران , کتاب مجتمع ما بين تکبر و نفاق , کتاب بلکه هدايت شويد , شيخ ناظم عقيلي , فقهاي آخر الزمان , کتاب فرمان‌روايي امروز از آنِ کيست , کتاب همانا که تأويلش فرا رسيد , متشابهات , حق اين‌گونه شناخته مي‌شود نه با شبهات , شيخ عبد العالي منصوري , احمد الحسن , احمد موعود- پيوند دهنده‌ي رسالت‌هاي آسماني و کشتي نجات برگزيدگان , دکتر علاء سالم , کتاب احمد موعود , شبيه عيسي و مصلوب کيست؟ , شبيه عيسي , شبيه عيسي عليه السلام , روزگار رهائي (روز بزرگ و وحشتناک خدا) , کتاب روزگار رهايي , استاد عادل سعيدي , کتاب مسيح راز خداوند , شيخ صادق محمدي , کتاب يحياي عصر , کتاب مهدي ولي الله , دعوت يماني , يماني , سيد يماني , سيد احمد الحسن , مهديين , دانلود کتاب غيبت طوسي , کتاب الغيبه طوسي , کتاب غيبت نعماني , کتاب اصول کافي , کتاب ملاحم و فتن , کتاب بشارت الاسلام , کتاب کمال الدين , دانلود کتاب مقدس , عهد عتيق , کتاب مقدس , تورات , دانلود کتاب تورات , عهد جديد , انجيل , اناجيل اربعه , دانلود کتاب انجيل , سفر پيدايش , کتاب پيدايش , کتاب خروج , کتاب تثنيه , کتاب اشعيا , کتاب داوود , کتاب مزامير , کتاب ارميا , کتاب دانيال , کتاب حبقوق , انجيل متي , انجيل يوحنا , انجيل مرقس , انجيل لوقا , انجيل برنابا , انجيل يهودا , کتاب روميان , دانلود کتب مسيحيان , دانلود کتب يهوديان , رساله يهودا , يهودا , مکاشفه يوحنا , يوحنا لاهوتي , شمعون , پطرس , نظریه فرگشت , نظریه تکامل , تطور , تکامل , فرگشت ,چارلز داروین , داوکینز , خداناباوران , توهم بی خدایی , کتاب توهم بی خدایی , ادله سید احمدالحسن برای خداناباوران , خدا , دلایل وجود خدا , برهان نظم , اثرات خدا , آتئیست , ادله امام احمد الحسن , یمانی , قیام گر مشرق , مهدی اول , عصمت یمانی , یمانی از یمن , یمن , راه شناخت یمانی چیست , راه شناخت یمانی , قانون شناخت خلفای الهی , قانون معرفت حجت , دعوت به حاکمیت خدا , رویای صادقه , استخاره , سید احمد الحسن یمانی , سید یمانی , وصی سیزدهم , مهدیین , فرزندان امام مهدی , وصیت مقدس رسول الله , مهدیین , مهدیین در قرآن , نام احمد در روایات , صاحب الامر , کتاب عقائد الاسلام , یمانی کیست  , مهدی آخرالزمان , مهدی در قرآن , خلیفة الله مهدی , امام مهدی , علائم قیام , وقت ظهور امام مهدی , حجیت رویا , راههای شناخت خلیفة الله , علم مهدی , بزرگان ادیان الهی , کتاب وصیت مقدس , سیرت سید احمد الحسن , یهودیان , مسیحیان , آیات کتاب مقدس , عیسی مسیح , یحیی , یحیا , فرستادگان الهی , پسر نرینه , پسر انسان , منجی از بصره , تسلی دهنده , غلام امین , یحیی نبی , اشعیا نبی , احمد الحسن , حجت های الهی , نامه هدایت , پاسخ های روشنگرانه , سیزدهمین حواری , حواری سیزده , توهم الحاد , جایگاه معجزه در کتاب مقدس , محمد نبی , بشارت اشعیا , وصی در تورات , سیره دعوت سید احمد الحسن , وصیت شب وفات پیامبر , شجره سید احمد الحسن , نسب سید احمد الحسن , بصره , امام مهدی , صدام طاغوت , طلاب حوزه , صدام ملعون , انصار امام مهدی , یمانی , نسب امام احمد الحسن, نسب سید احمد الحسن , یمانی موعود , سید یمانی , سید احمد الحسن یمانی , وبسایت رسمی مکتب نجف اشرف , وبسایت رسمی انصار امام مهدی , وبسایت رسمی فارسی انصار امام مهدی , وبسایت موسسه وارثین ملکوت , صفحه فیس بوک مکتب نجف