wrapper

آخرین اخبار

پاسخ به شبهات خداناباوران

پاسخ به شبهات خداناباوران (17)

آیا نظریه تکامل نمیتواند فسیل های انفجار کامبرین را توضیح دهد؟!

دوره کامبرین

در طی دیداری با سید احمدالحسن درباره الحاد (خدا ناباوری ) سوالاتی مطرح شد که در زیر با هم سوال و جواب پنجم را با هم می خوانیم .

سوال پنجم : با موضوع انفجار کامبرین

دکتر عبد الرزاق دیراوی: از سوی برخی افراد از جمله چالش هایی که تکامل دچار آن است معمای فسیل های کامبری یا دوره کامبرین است که نسبت با آنچه پیش از آن بوده یک انفجار را نشان می‌دهد . به صورتی که حیواناتی در این دوره پدید آمدند که گویی از حیوان دیگری تکامل نیافته اند گویی که ما نظاره گرِ چیزی شبیهِ به وجود آمدن یکباره جانداران پیچیده‌ای هستیم که نیاکان آن ها را کشف نکرده ایم . در این حالت پرسش هایی وجود دارند که نظریه تکامل به آن ها پاسخ نمیدهد .همچنین در مدارک مربوط به فسیل ها کم و کاستی وجود دارد و این باعث میشود که نسبت به آن چه نظریه تکامل مطرح میسازد نامطمئن شویم. بنده دیدگاه افرادی را نقل کردم که نسبت به آنان این یک نقص است. پاسخ شما را میشنویم.
سیداحمد الحسن :
به هیچ وجه این امر یک چالش نیست، اکثر افرادی که قضیه انفجار کامبرین را مطرح می سازند،درمورد فرگشت هیچ اطلاعاتی ندارند و نمی دانند که تکامل چگونه رُخ می‌دهد و شتاب گرفتن و کُندی و ابزارهای آن چگونه پیش می آید.
در مورد دوره‌ی کامبرین باید گفت که این دوره یکی از دوره های زمین شناسی است که پیش از ظهور جانداران بر روی خشکی رخ داده است... بله. آنچه گفتم این است که دوره ی کامبرین عصری به درازای ده ها ملیون سال است . ده ها میلیون سال، برای انقراض هزاران نوع و پر شدن کره‌ی زمین از انواع جدید کفایت می‌کند، این اتفاقی است که در کامبرین رخ داد . حقیقت این است که پیش از وقوع انفجار کامبرین حیات وجود داشته و جانداران دوره کامبرین از موجودات پیش از خود تکامل یافته بودند.درست است که تعداد زیادی فسیل وجود دارد که نشان دهنده‌ی تنوع و پیچیدگی در جانداران دوره‌ی انفجار کامبرین هست که به دلیل شتاب قابل ملاحظه تکامل نسبت به دوره ی کندِ پیش از آن از نظر تنوع و پیچیدگی در جانداران رخ داده است، لکن در دانش زیست شناسی تکاملی نظریاتی وجود دارند که شتاب گرفتن در تاریخ تکامل را به شکلی عام بررسی میکنند، نه فقط در دوره ی کامبرین.
این موضوع را در کتاب توهم الحاد تحت عنوان نقشه ی ژنی و قانون عمل آن، و همچنین در موضوع ثابت نبودن شتاب تکامل مورد بحث قرار دادم و نشان دادم که انتخاب طبیعی به تنهایی برای این تغییر شتاب در تکامل کافی نیست.
به این دلیل قانون مند بودن نقشه ژنی را مورد بحث قرار دادم. برای خواندن مطلب به شکل مفصل به کتاب توهم الحاد مراجعه کنید. در هر حال شتاب تکامل غیر ثابت است و به دوره ی کامبرین مربوط نمی‌شود بلکه دوره هایی بوده که آهنگ تکامل شتاب داشته و دوره هایی نیز وجود داشته که تکامل کُند می شد. همچنین کاهش آهنگ تکامل می تواند از نظر زیست شناسان تکاملی، تفسیری برای نقص‌های موجود در شواهد زمین شناسی یا نمونه های فسیلی باشد. چراکه فزونی یافتن شتاب تکامل با مقیاس های تکامل، مسئله ی یافتن فسیل های انتقالی جانداران را، به دلیل کوتاه بودن دوره‌ی زندگی و وجود این جانداران البته با مقیاس های زمین شناسی را، بسیار مشکل می سازد. البته این امر با موضوع دیگری که آن را نیز در کتاب توهم بی خدایی مطرح کرده ام مرتبط است و آن موضوع قانون مند بودن نقشه‌ی ژنی از نظر داخلی است. این قضیه به ما دلیل روشنی بر قانونمند بودن نقشه ژنی میدهد چرا که تغییر شتاب تکامل قطعاً وابسته به تعداد بیشماری جهش ژنی است و در نتیجه از آنجا که تکامل دارای سرعت متغیری است پس هنگام تکامل سرعت جهش های ژنی نیز متغیر است. در دوره های معینی این سرعت بسیار شدید است، منظورم این است که دقیقاً در دوره های انتقالی میان انواع یا دوره های تنوع. این امر علامت سوال بزرگی باقی می گذارد اما بنده ایده ای منطقی را برای آن ارائه دادم و آن این است که کروموزوم ها دارای قانونی هستند که شتاب جهش آن ها را کنترل می‌کند برای توضیح بیشتر می‌توان گفت: نقشه‌ی ژنی قانون مند است. به این دلیل است که در دوره ای جهش های بیشتری را به سوی هدف معینی ایجاد می کند به گونه ای که بر مسیر کلی تکامل فشار آورده و باعث شتاب گرفتن آن می شود تا آنجا که در مدتی معین برای رسیدن به هدفی معین تکامل بیشتر و بیشتر شتاب می‌گیرد، که آنها را می توان نوع یا انواع جدید نامید . بعد از آن است که سرعت جهش کاهش یافته و به سکون یا سرعت بسیار پایین باز می‌گردد که در این صورت همراه آن تکامل نیز شتاب کمتری خواهد یافت . چرا که تکامل متکی بر جهش است و بدون جهش ژنی تکاملی وجود نخواهد داشت.
در اینجا نمونه افراطی این امر دوره ی کامبرین یا انفجار کامبرین نیست ، بلکه تکامل مغز انسان در چند میلیون سال اخیر نمونه این قضیه است.استدلال منطقی در مورد افزایش جهش ها به سوی افزایش حجم مغز انسان یا هومو طی چند میلیون سال اخیر این گونه است که جهش ژنتیکی ، قانون مند و هدفمند است که بر مبنای قانون داخلی نقشه ی ژنتیکی عمل می کند و به هیچ وجه تصادفی و مبتنی بر دلایل تصادفی مانند خطا در همانند سازی ژنی و پرتو افکنی کیهانی نیست. در هر حال هر کس مایل باشد که مطالب مفصل تری در مورد شتاب تکامل و دیدگاه های دانشمندان تکامل و انچه در کتاب توهم الحاد در این مورد گفته ام را بفهمد می تواند به آنجا رجوع نماید و در کتاب با تفصیل بیشتر این مطلب را خواهد یافت.

جهت مطالعه کتاب اینجا کلیک نمائید.
ادامه مطلب...

حضرت نوح چگونه توانست تمام حیوانات را جمع کند؟

طوفان نوح

سوال : حضرت نوح (ع) چگونه توانسته انواع مختلف از حیوانات را گرد هم آورد؟
پاسخ : این برداشت که حضرت نوح ع تمام حیوانات را از سرتاسر کره زمین جمع نمود و داخل کشتی بزرگی که ساخته بود قرار داد ناشی از اعتقاد به داستان های عامیانه ای است که نشات گرفته از تحریفات موجود در سِفر پیدایش از مجموعه کتب عهد عتیق می باشد نه آیات کتاب قرآن و داده های باستانی و اگر داستان طوفان را از منظر کتاب قران و لوح های سومری و بابلی بررسی کنیم متوجه خواهیم شد که طوفان در منطقه محدود خلیج فعلی در جنوب عراق اتفاق افتاده است و نیز حضرت نوح صرفا تعداد خاصی از حیوانات را با خود به داخل کشتی آورد.
که سید احمد الحسن می نویسند :
" حیوانات جزیره‌ها و خشکی‌های جدا افتاده، چگونه به سوی نوح رفتند و چگونه دوباره به همان جزیره‌های جدا افتاده بازگشتند بدون اینکه در مسیر بازگشت آثاری از خود برجای بگذارند؟ ساده‌ترین مثال، کیسه‌داران استرالیا و فوسا[1] در ماداگاسکار می‌باشد. این حیوانات فقط در همین مناطق وجود دارند و در هیچ جای دیگر، نشانه‌ای از آنها ثبت نشده است."
که چنین امری محال است که نوح تمامی حیوانات را در کشتی جمع کرده باشد.و نوح نبی صرفا تعدادی از حیوانات خاص را با خود وارد کشتی نمود .
سید احمد الحسن در این مورد در کتاب توهم بی خدایی بعد از ذکر داستان طوفان از منظر سومریان و بابلیان می نویسد :
" مأموریت زیوسودرا (نوح) ساختن یک کشتی بود که از نسل خاصی از بشر و نیز گیاهان و حیوانات خاصی محافظت به عمل آورد. شاید عبارت «گیاه را حفظ کرد» در متن سومری، اشاره‌ی واضحی به همین موضوع تلقی شود. قطعاً منظور، گیاه به خصوصی بوده است وگرنه سیل روی زمین هر چند که عظیم باشد و فراگیر، برای محافظت از گیاهان به کشتی نیاز نیست. حداقل این است که بذر گیاهان باقی می‌ماند و پس از سیل، بدون احتیاج به کمک خود به خود می‌رویند و رشد می‌کنند. بنابراین روشن است که منظور، آن دسته از گیاهان زراعی است که انسان از آنها تغذیه می‌کند و شاید منظور این بوده است که زیوسودرا مقداری کافی از بذر این گیاهان را با خود برداشته تا فرآیند کشاورزی را بدون اینکه بخواهد کار را از صفر آغاز کند، ادامه دهد. آن هم در جایی که خبری از دانه‌های گندم و محصولات کشاورزی موجود در دسترس انسان (فرزند آدم) نیست. بنابراین ممکن است مقصود از این متن، این باشد که انتقال یافتگان به کشتی گروهی از مؤمنان بودند که به دستور نوح عمل کردند و همچنین در مورد بذر گیاهان زراعی که از نظر اقتصادی نیز برای انسان حایز اهمیت است، باشد. بر این اساس می‌توانیم نتیجه بگیریم که حیوانات وارد شده به کشتی نیز حیوانات اهلی مفید برای انسان بوده است."
و در جایی دیگر احمد الحسن به ذکر روایتی در مورد تعداد حیوانات می پردازند :
" روایاتی وجود دارد که برخی حوادث طوفان نوح را به طور صحیح و به گونه‌ای که معارض با علم نمی‌باشد، بیان کرده‌اند،[2] به عنوان مثال در روایت زیر آمده که منظور از حیواناتی که نوح به کشتی آورد، حیوانات اهلی مورد تغذیه‌ی انسان بوده است:
اسماعیل بن جابر از امام صادق(ع) روایت کرده است که فرمود: «در سی سال کشتی را ساخت، سپس مأمور شد که از هر یک از هشت حیوانی که آدم(ع) از بهشت خارج کرده بود، یک نر و یک ماده در کشتی بنشاند؛ تا معیشتی برای بازماندگان نوح(ع) بر روی زمین باشد، همان طور که وسیله‌ی زندگی نسل آدم(ع) بود زیرا زمین با آنچه در آن بود، غرق آب شد، مگر آنچه با او در کشتی قرار گرفته بود»[3]. "
و به طور کل اشاره به این موضوع که تعداد کل حیوانات زمین در کشتی نوح جمع شدند فقط در کتاب تورات و برخی روایات ذکر شده است که حاصل تحریف و بی دقتی علمای ادیان می باشد که برای مطالعه نقد داستان طوفان در تورات به لینک های زیر مراجعه نمائید :
http://almahdyoon.co/index.php/1/item/554-2017-07-31-07-36-44
http://almahdyoon.co/index.php/1/item/569-2017-08-01-10-27-01
پی نوشت ها :

[1]- فوسا یک حیوان بومی ماداگاسکار است. (مترجم)

[2]- پیشتر بیان داشتم که این فرضیه که کشتی نوح تمام انواع حیوانات را در بر گرفته باطل است و توضیح دادم که این فرضیه با امور ثابت‌شده‌ی علمی ناسازگار است و به هیچ وجه نمی‌توان آن را به کرسی اثبات نشاند.

[3]- راوندی، قصص الأنبیا، ص ۸۲.

ادامه مطلب...

برخی اشکالات وارد بر داستان عامیانه طوفان نوح

پاسخ : طوفان نوح طبق آنچه سید احمد الحسن در کتاب توهم بی خدایی ذکر نمودند صرفا در دره حاصلخیز که همان خلیج فعلی در جنوب عراق بوده و حدود 8 الی 12 هزار سال اتفاق افتاده است و در نتیجه کل کره زمین را آب فرا نگرفته است و نیز لنگرگاه کشتی حضرت نوح (ع) جنوب عراق بوده است و برای کسب توضیحات بیشتر به فصل 5 کتاب توهم بی خدایی مراجعه نمائید.
در زیر برخی اشکالاتی که سید احمد الحسن به باورها و داستان عامیانه طوفان نوح وارد کرده اند را مطرح می کنیم.
سید احمد الحسن در کتاب توهم بی خدایی می نویسند :
" طوفان نوح موضوعی است که در ادیان ذکر شده ولی از آنجا که برخی فقها یا برخی کتب آسمانیِ تحریف‌شده، آن را به صورت غیرواقعی و دستکاری شده ارایه کرده‌اند، دین الهی به واسطه‌ی آن در معرض طعنه و عیب‌جویی قرار گرفته و طوفان نوح صرفاً افسانه‌سرایی قلمداد شده است؛ زیرا وقوع طوفانی به این وسعت و در تاریخی که تصویر غیرواقعی دینی ارائه می‌کند، با استانداردهای علمی امکان‌پذیر نیست و هیچ اثر و نشانه‌ای که بر وقوع آن دلالت کند، وجود ندارد، بلکه عکس این قضیه کاملاً صحیح می‌باشد؛ امکان ندارد چنین طوفانی رخ داده باشد، ولی پس از فرو رفتن آب، ده‌ها اثر از آن باقی نمانده و علم امروزی هیچ نشانه‌ای از این آثار نیافته باشد!
پیش از آنکه سراغ داستان طوفان و تحلیل آن برویم، برخی اشکالات علمی را که بر این داستان دینی گرفته می‌شود، ارائه می‌کنیم، زیرا ملحدان این اشکالات را دستمایه‌ای برای رد دین الهی قرار داده و بر این اساس، دین را صرفاً بازخوانی غلیظ و شدید افسانه‌های کهن، نظیر طوفان سومریان به شمار می‌آورند. با ارایه‌ی داستان طوفان که در قرآن آمده و درک صحیح آن، پاسخ این اشکالات را خواهیم یافت و نیز درمی‌یابیم که این طوفان نه با واقعیت‌های علمی ناسازگار است و نه با واقعیت‌های باستانی و زمین‌شناسی.
برخی اشکالات علمی بر داستان عامیانه‌ی دینی طوفان
اشکال اول: تمام حجم آب موجود بر سطح و درون زمین برای پوشاندن کل سطح زمین تا قله‌ی بلندترین کوه‌ها یعنی ارتفاع چند کیلومتری ناکافی است. همه‌ی این مقدار آب حتی برای پوشاندن ارتفاعی بسیار کمتر از این نیز کفایت نمی‌کند.
اشکال دوم: حیوانات جزیره‌ها و خشکی‌های جدا افتاده، چگونه به سوی نوح رفتند و چگونه دوباره به همان جزیره‌های جدا افتاده بازگشتند بدون اینکه در مسیر بازگشت آثاری از خود برجای بگذارند؟ ساده‌ترین مثال، کیسه‌داران استرالیا و فوسا[1] در ماداگاسکار می‌باشد. این حیوانات فقط در همین مناطق وجود دارند و در هیچ جای دیگر، نشانه‌ای از آنها ثبت نشده است.
اشکال سوم: طبق چهارچوب‌های زمانی مورد اشاره در داستان عامیانه‌ی سیل، هیچ آثاری از این تنداب که همه جای زمین را در نوردیده باشد، وجود ندارد.
خلاصه‌ی برخی اشکالات ملحدان بر داستان عامیانه‌ی دینی طوفان نوح
در این قسمت به خلاصه‌ی برخی ایرادهایی که کریستوفر هیچنز[2] نویسنده‌ی شهیر، بر داستان دینی طوفان آن گونه که در تورات یا عهد قدیم وارد شده است، اشاره می‌گردد:
" از نوح خواسته شد با خودش در کشتی یک جفت از هر نوع حیوان را بردارد. برخی جانورشناسان حدود ده میلیون نوع حشره را تخمین می‌زنند. آیا آن کشتی می‌توانسته است همه‌ی اینها را دربرگیرد؟ درست، اینها زیاد جا نمی‌گیرند، پس ما هم فقط به سراغ حیوانات بزرگ می‌رویم؛ خزندگان: 5000 نوع، پرندگان: 9000 نوع و 4500 نوع پستاندار ... و بسیاری حیوانات دیگر ... جمع کل به 45 هزار نوع می‌رسد. ... کدام کشتی گنجایش 45 هزار نوع حیوان را دارد؟ یک جفت از هر کدام یعنی 90 هزار حیوان، از فیل گرفته تا افعی، از پرندگان گرفته تا اسب، از اسب آبی گرفته تا کرگدن ... نوح چگونه توانست اینها را به سرعت جمع کند؟ چه مدت منتظر شد تا حیوان تنبل[3] از آمازون سر برسد؟ کانگورو چگونه از استرالیا که یک جزیره است خارج شد؟ خرس قطبی از کجا دانست نوح را کجا پیدا کند؟ ... نتیجه‌ای که می‌گیریم، این است که یا این داستان فقط یک افسانه است، یا ما باید به سراغ پاسخ‌های ضعیفی برویم از این قبیل: برای پروردگار هر چیزی امکان‌پذیر است. ... در این حالت پرسشی که پیش می‌آید این است که چرا پروردگار این فرآیند پیچیده را که زمانی دراز به طول انجامید، حداقل برای نوح، پیاده نمود؟ چرا برای نجات نوح و دیگر افراد شایسته، به جای پرداختن به کاری که انجامش زمان‌بر است، از یک معجزه‌ی سریع استفاده ننمود؟"
مطالب زیر نیز خلاصه‌ای است از برخی ایرادهای دکتر داوکینز زیست‌شناس به داستان عامیانه‌ی طوفان و کشتی نوح:
"تصور کنید اگر همه‌ی حیوانات از کشتی نوح توزیع شده باشند، توزیع جغرافیایی آنها چگونه می‌تواند باشد؟!
آیا نباید هنگامی که ما در حال دور شدن از مرکز واقعه‌ی به گل نشستن کشتی پس از طوفان هستیم (شاید کوه آرارات) قانون و قاعده‌ای برای کاستن از فراوانی گونه‌ها وجود داشته باشد؟
نیازی نیست به شما بگویم این چیزی نیست که ما می‌بینیم.
به عنوان مثال، به سراغ کیسه‌داران استرالیا می‌رویم. چرا همه‌ی این کیسه‌داران از کوه آرارات به استرالیا مهاجرت کردند ولی حیوانات جفت‌دار چنین نکردند؟
برای رسیدن به استرالیا چه راهی پیموده‌اند؟
چرا گروه کوچکی از گله‌ی کیسه‌داران مهاجر به سمت استرالیا، در طول مسیر در مکانی مثل هند یا چین یا جاده‌ی ابریشم رحل اقامت نیفکنده‌اند؟"[4]
اگر یک مرد دینی -چه یهودی باشد، چه مسیحی و چه مسلمان- داستان نوح را به همان شیوه‌ی مرسوم و متداول عرضه دارد، به این معنا که پس از طوفان، کیسه‌داران، همانند دیگر حیوانات، در منطقه‌ای در عراق یا اطراف آن از کشتی نوح پیاده شدند، باعث می‌شود نگاه زیست‌شناسان و حتی افرادی با درک متوسط به این قصه چنین شود که آن را افسانه‌ای صد در صد دروغین به شمار آورند و بگویند کسی که چنین ماجرایی را باور دارد، به لحاظ فکری شدیداً عقب‌مانده است. میلیون‌ها سال است که کیسه‌داران فقط در استرالیا و نه در هیچ جای دیگر دنیا زندگی می‌کنند؛ زیرا آنها در این جزیره‌ی جدا‌ افتاده تکامل یافته‌اند."
 
جهت مطالعه کامل به کتاب توهم بی خدایی مراجعه نمائید : http://almahdyoon.co/doa.html
 
پی نوشت ها :

[1]- فوسا یک حیوان بومی ماداگاسکار است. (مترجم)

[2]- کریستوفر هیچنز (Christopher Hitchens) (۱۹۴۹ تا ۲۰۱۱) نویسنده، منتقد و روزنامه نگار انگلیسی-آمریکایی است. وی در تعداد زیادی مجله ستون‌نگار بوده است. او همچنین تألیفاتی در نقد ادبی دارد. هیچنز به بی‌خدایی و نقد ادیان شهره است. وی در کتاب خود به نام «خدا بزرگ نیست» ادیان ابراهیمی را به نقد کشیده است.

[3]- جانور تنبل (Sloth) جانور پستاندار متوسطی است که در آمریکای مرکزی و جنوبی به دو گونه‌ی دو انگشتی و سه انگشتی تقسیم‌بندی می‌شود. این جانوران در مناطق گرمسیری زندگی می‌کنند و یکی از کُندترین جانوران روی زمین به شمار می‌روند. حداکثر سرعت آنها ۴ متر در ساعت است و به قدری کند هستند که روی آنها خزه رشد می‌کند. (مترجم)

[4]- سخنان پروفسور داوکینز در خانه‌ی اپرای سیدنی، استرالیا.

The Sydney Morning Herald (March 8 2010). Dawkins celebrates the miracle of life with or without God. (Reviewed by Garry Maddox)

قابل دسترس در نشانی:

http://www.smh.com.au/national/dawkins-celebrates-the-miracle-of-life-x2013-with-or-without-god-20100308-pqs1.html

ویدیوی سخنرانی داوکینز: شبکه‌ی ویدیویی کتاب وهم الحاد، ریچارد داوکینز، داستان طوفان در کتاب مقدس، قابل دسترس در نشانی:

http://www.youtube.com/watch?v=1mZSnQ7_gCY

ادامه مطلب...

لنگرگاه کشتی حضرت نوح (ع) کجا بود ؟

در پاسخ به این سوال سید احمد الحسن در کتاب توهم بی خدایی می نویسند :
" نوح، قوم او و نسل‌هایی که پس از وی آمدند، بعد از طوفان در سرزمین بین‌النهرین رحل اقامت افکندند که این خود مکان لنگر انداختن کشتی را معین می‌کند. این چیزی است که فقط افراد ستیزه‌جو می‌توانند منکرش شوند.
اصل و اساس داستان طوفان از سومر است، یعنی ناقلان آن، ملت ساکن در بین‌النهرین بوده‌اند و آن را میراث پدران و نیاکان خود می‌دانسته‌اند. به اعتقاد من، تلاش‌هایی که استقرار نوح و قومش پس از طوفان را به منطقه‌ای خارج از بین‌النهرین نسبت می‌دهند، تلاش‌هایی بی‌محتوا هستند که پیامدهای زیادی که نمی‌توان آنها را ندیده گرفت، به دنبال دارند.
پیشتر اشاره کردم که ویژگی‌های دلمون سومری مشابه ویژگی‌های دولت مهدی است که در عراق برپا می‌شود و عراق پایتخت آن خواهد بود.
روشن شد این نظریه که لنگرگاه کشتی نوح بر روی برخی کوه‌های ترکیه یا ارمنستان بوده، با اصول ثابت‌شده‌ی علمی بسیاری، ناسازگار است. خاستگاه این اعتقاد، تفسیر برخی یهودیان از تورات است که در آن از کوهی به نام آرارات یا آراراط سخن به میان آمده است.
در جاهای دیگر نیز دانستیم که روایت تورات از طوفان نوح مانند اشاره به اینکه آب تمام کوهستان‌های زمین را پوشاند، با اصول علمی، کاملاً سر ناسازگاری دارد. بنابراین نمی‌توان چنین تصور کرد که کشتی نوح بر کوهی به ارتفاع چندین کیلومتر از سطح دریا لنگر انداخته باشد، آن هم بر اثر سیلاب و بالا رفتن سطح آب. پیشتر گفتیم که زمین فاقد چنین حجم انبوهی از آب می‌باشد، حتی اگر گفته شود که این سیل به دلیل لبریز شدن دریای سیاه از آب رخ داده باشد، که البته این مدعا همان طور که گفته شد، در برابر نقد تاب نمی‌آورد. امکان ندارد جهش هیدرولیکی برای آب‌هایی به بلندای چند کیلومتر رخ دهد، سپس این آب‌ها با چنین ارتفاعی، هزاران کیلومتر به صورت افقی حرکت کنند تا به کوه‌های آرارات بین ترکیه و ارمنستان برسند. در حقیقت این فرضیه بیشتر به خیال‌پردازی شبیه است و از نظر علمی، وقوع آن امکان‌پذیر نمی‌باشد.
بنابراین از آنجا که این تفسیر توراتی از یک سو با علم و از سوی دیگر در جاهای مختلف با متن سومری ناسازگار است، نمی‌توان به آن اعتماد نمود.
اما نام «جودی» که در قرآن به آن اشاره شده، مکان لنگر انداختن کشتی است و درباره‌ی این اسم، چیزی که با آن بتوان مکان مزبور را جایی غیر از عراق دانست، وجود ندارد.
فرضیه‌ی مفسران قرآن، این است که این منطقه یکی از کوه‌های ترکیه است و حال آنکه این کلام در واقع، پیروی از تفسیر احبار یهود از متن توراتی است که بدون بررسی و تفحص ارایه شده است."
احمد الحسن ، کتاب توهم بی خدایی ، ص413
ادامه مطلب...

آیا احمد الحسن زمان وقوع طوفان نوح را می داند؟

زمان طوفان نوح

سید احمد الحسن در کتاب توهم بی خدایی می نویسند :
" بنا بر روایت تاریخی تورات، طوفان نوح تقریباً چهار هزار سال پیش از میلاد رخ داده است. برخی مفسران قرآن نیز این تاریخ را تأیید کرده‌اند. در آن زمان، دره‌ی حاصلخیز یعنی خلیج کنونی، سرریز از آب‌های شور بود و این به آن معنا است که مکان وقوع طوفان، سرزمین بین‌النهرین بوده است. با توجه به هموار بودن این منطقه، مقادیر انبوه آب که بتواند طوفانی در حجم و اندازه‌ی طوفان نوح به راه بیاندازد، حتماً باید از یک منبع بزرگ آب سرچشمه گرفته باشد. به همین دلیل توصیف تورات از طوفان این گونه است که با ارتفاع بلند خود تمام کره زمین را پوشانده است. پیشتر اشاره شد که این فرض ذکر شده در تورات با حقایق علمی، باستانی و زمین‌شناسی ناسازگار است.
احتمال دیگری باقی می‌ماند؛ اینکه نوح و قوم او یعنی کسانی که می‌توانیم آنها را نیاکان سومریان یا سومری‌های باستان بنامیم، در دره‌ی حاصلخیز (خلیج کنونی) زندگی می‌کرده‌اند و طوفان نیز در همین منطقه روی داده است. اگر چنین باشد، زمان وقوع طوفان برابر است با تاریخ لبریز شدن دره از آب و وقوع جهش هیدرولیک در آب‌های شور، که چه بسا مناطق وسیعی از جنوب عراق کنونی را رُفته و دره را با آب پر کرده است. این تاریخ تقریباً 15 تا ۸ هزار سال پیش از میلاد مسیح تخمین زده می‌شود.
پیامد آنچه رخ داد، وقوع طوفان در دره می‌باشد که دلیل آن نیز مقادیر عظیم آب ناشی از ذوب شدن یخ‌ها در پایان عصر یخبندان بوده است. این آب‌ها باعث پیدایش چشمه‌هایی شد که به دریاها می‌ریخت. آب این چشمه‌ها به آب دریاها اضافه شد که به بالا رفتن سطح دریا، شکسته شدن سد طبیعی و ورود آب دریا به دره منجر گردید. شاید بارش باران و بالا رفتن آب رودخانه‌هایی که به دره می‌ریختند، نیز مزید بر علت شده باشد. به این ترتیب آب‌ها در دره به هم رسیدند و سیل و جهش هیدرولیک پدیدار شد، آن هم به گونه‌ای که مناطق جنوبی عراق به زیر آب رفت. سپس یک بار دیگر آب به سمت دره (یا خلیج کنونی) فروکش کرد و کشتی لنگر انداخت تا به این ترتیب نخستین سفر انسانیّت در جنوب عراق که به صورت مدوّن و مکتوب به دست ما رسیده است، آغاز گردد.
«فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ السَّمَاء بِمَاء مُّنْهَمِرٍ * وَفَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُوناً فَالْتَقَى الْمَاء عَلَى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ»[1] (و ما نیز درهای آسمان را به روی آبی که به شدت می‌ریخت، گشودیم * و از زمین چشمه‌ها شکافتیم تا آب به آن مقدار که مقدر شده بود، گرد آمد).
 
پی نوشت :

[1]- قرآن کریم، سوره‌ی قمر، آیه‌های ۱۱ و ۱۲.

ادامه مطلب...

آیا طوفان نوح تمام کره زمین را فراگرفت؟ مکان آن کجا بود؟

طوفان نوح

سید احمد الحسن در کتاب توهم بی خدایی با دلایل علمی و قراین داده های باستانی و متون دینی اثبات می کنند که طوفان در کل سطح زمین رخ نداده بلکه طوفان نوح در دره حاصلخیز (خلیج کنونی) اتفاق افتاد که بخشی از کتاب توهم بی خدایی در زیر برای شما نقل می کنیم.
سید احمد الحسن می نویسند :
" مکان طوفان نوح : طبق تاریخ باستان، نوح در بین‌النهرین یا در جنوب آن یعنی دره‌ی حاصلخیز (خلیج کنونی) زندگی می‌کرده است. تاریخ دینی نیز مؤید این مدعا می‌باشد. کشتی او در همین منطقه یا اطراف آن ساخته شده، و تورات و لوح گِلینی که داستان طوفان را نقل کرده، بر این موضوع تأکید ورزیده است. اما اینکه محدوده‌ی طوفان چقدر بوده، از روایت تورات چنین برمی‌آید که طوفان سراسر زمین حتی قله‌ی کوه‌ها را درنوردید و پانزده ذراع، از قله‌ها نیز بالاتر رفته است:
19 آب بسیار بر زمین فزونی گرفت و روی هر کوه بلندی را که زیر چتر آسمان بود، فراگرفت. 20 آب به اندازه‌ی پانزده ذراع از کوه‌ها بالاتر رفت.
این روایت که در تورات متداول امروزی نقل شده است، در برابر نقد و بررسی علمی تاب هیچ مقاومتی ندارد؛ چرا که بر روی زمین و درون آن، مقدار آبی که بتواند قله‌ی تمام کوه‌ها را بپوشاند، وجود ندارد. از سوی دیگر، میلیون‌ها سال است که جانداران روی زمین هیچ مرگ دسته‌جمعی بزرگی را تجربه نکرده‌اند و آخرین دوره‌ای که در آن مرگ و میر گروهی اتفاق افتاد، عصر کرتاسه یعنی تقریباً 65 میلیون سال پیش بوده است، و حال آنکه انسان امروزی (هوموساپینس) فقط از 200 هزار سال پیش به وجود آمده است و حتی تکامل آن به وضعیت امروزی حدود 100 هزار سال تخمین زده می‌شود، در حالی که طبق نقل خود تورات، از طوفان نوح چند هزار سال بیشتر نمی‌گذرد!
به این موارد، اِشکال حیوانات جزیره‌ها و خشکی‌های جدا‌ افتاده را نیز اضافه کنید.
بنابراین این روایت تورات که اکثر فقهای مسلمان نیز آن را تأیید می‌کنند، در برابر نقد علمی رنگ می‌بازد و به هیچ وجه نمی‌توان توجیه علمی برای آن ارایه نمود: یا باید علم را رد کنیم و به جهل راضی شویم، و یا اینکه بگوییم طوفان نوح محدود بوده و منطقه‌ی مشخصی از زمین را در بر گرفته است.
اکنون برخی احتمالات مربوط به طوفان نوح را که با داده‌های باستانی و علمی همخوانی دارد، مرور می‌کنیم:
این فرضیه که طوفان در جنوب عراق و به دلیل بارش باران و سیل روی داده است، با شرایط منطقه‌ی مزبور کاملاً مطابقت دارد؛ زیرا جنوب عراق بین دو رودخانه و در پایین مناطق کوهستانی که در شمال آن واقع شده، قرار گرفته است؛ ولی چنین سیلابی محدود خواهد بود. از سوی دیگر تصور اینکه سیل رودخانه‌ها یا بارش باران در یک منطقه بتواند تمام جانداران آنجا را نیست و نابود کند، دشوار است؛ زیرا حداقل برخی جاندارانی که در اطراف منطقه‌ی سیل زندگی می‌کنند، فرصت فرار می‌یابند. همچنین سیلاب‌هایی اینچنینی به تدریج و آرام آرام شکل می‌گیرد؛ بر خلاف شکسته شدن سدها یا سونامی که به طور ناگهانی به وقوع می‌پیوندد. به علاوه مطابق متن قرآنی، چنین سیلی قادر به ایجاد موج‌هایی به اندازه‌ی کوه نخواهد بود.
شاید یکی از دلایل وقوع سیل که در برخی تحقیقات به آن اشاره شده است، این فرضیه باشد که چندهزار سال پیش دریای سیاه لبریز از آب شده و احتمالاً یک جهش هیدرولیک به وجود آورده که به نوبه‌ی خود باعث به جریان افتادن مقادیر انبوه آب بر سطح زمین و سپس وقوع سیل شده و همین رخداد موجب هلاکت جاندارانی که سیل از آنجا می‌گذشته، شده است. اشکال وارد بر این فرضیه آن است که در مسیر عبور چنین سیلی که تا بین‌النهرین پیش رفته باشد، هیچ آثار و نشانه‌ای یافت نمی‌شود. علاوه بر این وجود موانع طبیعی متعدد، می‌توانسته مانع از رسیدن مقادیر زیاد آب به بین‌النهرین باشد. این را هم اضافه کنید که چنین سیلابی کشتی نوح را به سمت جنوب و خلیج خواهد برد و نه طبق آنچه در افسانه‌ی سومریان آمده است، به سمت سرچشمه‌ی رودخانه‌ها! و بنابراین جهت آن از سوی شمال خواهد بود نه آن گونه که در متون سومری آمده است، از سمت جنوب عراق یا خلیج کنونی!
فرضیه های مکان طوفان نوح
مکان طوفان طبق فرض اشتباه مذکور در بالا
فرض دیگر آن است که طوفان در دره‌ی واقع در جنوب عراق  یعنی همان خلیج فعلی، پیش از آنکه از آب پر شود، به وقوع پیوسته است، آن هم به دلیل بالا رفتن سطح آب دریاها در پایان آخرین عصر یخبندان[1] و شکسته شدن سد طبیعی تنگه‌ی هرمز.
متن قرآنی، بر سیلابی که هزاران سال پیش در این دره واقع شده است کاملاً تطبیق دارد. مقادیر آبی که به دلیل شکسته شدن سد طبیعی تنگه‌ی هرمز، از دریا به دره سرریز شد بسیار زیاد بوده و می‌توانیم بگوییم امواجی کوه‌آسا پدید آورده است؛ همان طور که در قرآن به آن اشاره شده است.
در ضمن جزیره‌های فعلی موجود در خلیج کنونی، در واقع همان قله‌ی ارتفاعاتی هستند که پیش از شکسته شدن سد و لبریز شدن آن از آب‌های شور، بلندی داشته است. به این ترتیب، حقیقت آن متن دینی که می‌گوید پسر نوح می‌خواست به کوه پناه ببرد تا از آب در امان بماند، تأیید می‌شود؛ زیرا وی چنین باور داشت که این سیل، همانند سیل‌های عادی است که به دلیل بالا رفتن سطح آب رودخانه‌هایی نظیر دجله و فرات که به دره می‌ریزند، اتفاق افتاده و با پناه بردن به مناطق مرتفعی همچون کوه‌های موجود در دره‌ی حاصلخیز، می‌توان از زیان چنین سیلاب‌هایی در امان ماند. البته هیچ گاه به ذهن آنها خطور نکرد که این دفعه قضیه فرق می‌کند و سیلی که نوح (اوتناپیشتیم-زیوسودرا) نسبت به آن هشدار می‌دهد، ویرانگر خواهد بود و کوه‌ها را می‌پوشاند و سراسر این دره را، که مساحتش قابل مقایسه با مساحت کشوری چون عراق است، دربرمی‌گیرد.
 مکان طوفان نوح
 تصویر ماهواره ای مکانی که طوفان نوح در آن اتفاق افتاد. (دره حاصلخیز (خلیج کنونی))
منبع : احمد الحسن ، کتاب توهم بی خدایی ، ص 410 - 412
 
تصاویر مکان طوفان نوح در قبل و بعد از طوفان :
طوفان نوح
طوفان نوح
 
پی نوشت :

[1]- آخرین عصر یخبندان از حدود ۱۱۰ هزار سال پیش آغاز شد و در حدود ۱۰ هزار سال پیش به پایان رسید. (مترجم)

ادامه مطلب...

نقد داستان طوفان نوح نقل شده در تورات

طوفان نوح در تورات

سید احمد الحسن در کتاب توهم بی خدایی می نویسند :
در تورات مواردی وجود دارد که به وضوح باطل می‌باشد؛ زیرا با حقایق ثابت‌شده‌ی علمی در تناقض است؛ از جمله:
 * کشتی نوح از هر حیوانی که بر روی زمین زندگی می‌کرد، یک زوج برداشته است:
14- همگی و انواع حیوانات، یعنی همه‌ی چهارپایان و خزندگان زمین و همه‌ی مرغان و همه‌ی پرندگان بالدار. 15- هر موجود زنده‌ای دو به دو با نوح وارد کشتی شدند. 16- از هر موجود زنده نر و ماده همان طور که خدا امر فرموده بود، وارد شدند و خداوند در را برایشان بست.
* سراسر زمین با آب پوشانده شد و آب به اندازه‌ای بالا آمد که پانزده ذراع، از قله‌ی بلندترین کوه‌های زمین نیز بالاتر رفته بود:
19- آب بسیار بر زمین فزونی گرفت و روی هر کوه بلندی را که زیر چتر آسمان بود، فراگرفت. 20- آب به اندازه‌ی پانزده ذراع از کوه‌ها بالاتر رفت. 21- هر جنبده‌ی زنده‌ای که در روی زمین حرکت می‌کرد، یعنی تمام پرندگان، چهارپایان و خزندگان و تمام مردم همه مردند. 22- هر جانداری که بر روی زمین خشک زندگی می‌کرد، مرد. 23- خدا هر موجودی را که در روی زمین بود، یعنی انسان، چهارپایان و خزندگان و پرندگان آسمان، همه را نابود کرد. فقط نوح با هر چه در کشتی با او بود باقی ماند.
* نوح با این خِیل انبوه حیوانات و غذاهایی که نیاز داشتند، بیش از یک سال در کشتی ماند:
6- وقتی طوفان آمد، نوح ششصد ساله بود. 7- او با زن، پسرها و عروس‌هایش به داخل کشتی رفتند، تا از طوفان رهایی یابند. ... 11- در ششصدمین سال زندگی نوح، در روز هفدهم ماه دوم، تمام چشمه‌های عظیم در زیر زمین باز و همه‌ی روزنه‌های آسمان گشوده شد. ....[1]
14- در روز بیست‌و‌هفتم ماه دوم زمین کاملاً خشک بود. 15- خدا به نوح فرمود: 16- تو و زن، پسرها و عروس‌هایت از کشتی بیرون بیایید.[2]
بطلان این موارد بدیهی است. آنها هیچ تفسیر علمی برای این آب‌های انبوه که تمام کوه‌های زمین را پوشاند، ارائه نکرده‌اند؛ چرا که اصولاً این مقدار آب در زمین وجود ندارد.
در ضمن هیچ توجیهی برای چگونگی باقی ماندن این همه حیوان زنده بر روی کشتی آن هم به مدت بیش از یک سال وجود ندارد. طبق این داستان تورات، نوح چگونه آن مقدار غذا که برای بیش از یک سال کافی باشد را در کشتی جای داده است؟ نوح از کجا گوشت کافی برای درندگانی که طبق این داستان، آنها را بیش از یک سال بر کشتی سوار کرده بود، فراهم کرد؟
11- در ششصدمین سال زندگی نوح، در روز هفدهم ماه دوم، تمام چشمه‌های عظیم در زیر زمین باز شد و همه روزنه‌های آسمان گشوده گشت. 12- و مدت چهل شبانه‌روز باران می‌بارید. 13- در همان روز، همان طور که خداوند فرمود بود، نوح و پسرانش سام، حام و یافث و همسر نوح و سه عروسش به کشتی وارد شدند. ...13- در روز اول ماه اول، نوح ششصد و یک ساله شد و در این وقت بود که آب روی زمین خشک شد. پس نوح دریچه‌ی کشتی را باز کرد و دید زمین در حال خشک شدن است. 14- در روز بیست و هفتم ماه دوم زمین کاملاً خشک بود. 15- خدا به نوح فرمود: 16- تو و زن، پسرها و عروس‌هایت از کشتی بیرون بیایید. 17- تمام حیواناتی که همراه تو هستند، یعنی تمام پرندگان و چهارپایان و خزندگان را هم بیرون بیاور تا در روی زمین پراکنده شوند و به فراوانی بارور و زیاد گردند. 18- پس نوح، پسرها و عروس‌هایش از کشتی بیرون رفتند. 19- تمام چهارپایان و پرندگان و خزندگان هم با جفت‌های خود از کشتی خارج شدند.
در ضمن نشانه‌ها و آثار این آب‌های فراوان کجا است؟ حال آنکه آثار رویدادهای زمین‌شناختی که تاریخشان به میلیاردها سال پیش بازمی‌گردد، موجود است و می‌توان آنها را مطالعه نمود؛ حال چگونه آثار و علایم رویدادی که بیشتر از چند هزار سال از آن نگذشته، کاملاً محو و نابود شده است؟!
شاید بگویند: با معجزه پنهان و محو شده است!
البته در این صورت، ماجرا یک قصه‌پردازی تخیلی خواهد بود. هر جا که موضوع بغرنج و گیج‌کننده می‌شود و مشخص می‌گردد که قضیه با حقایق اثبات‌شده‌ی علمی ناسازگار و فاقد شواهد تاریخی است، دلیل آن را معجزه می‌دانند و حال آنکه ارائه‌ی معجزه از سوی خداوند باید از روی حکمت و دلیل حکیمانه داشته باشد؛ و نه کاری عبث یا برای گمراه کردن انسان و پوشیده ساختن وقایع و رویدادهایی همچون طوفان نوح(ع).
باید به این نکته‌ی مهم نیز توجه داشت که ماجرای طوفان، یک داستان تاریخی است و از همین رو موضوعات مربوط به آن را می‌توان به لحاظ علمی بررسی و تأیید کرد. بر این اساس امروزه به واسطه‌ی علم می‌توان هر چیز نادرست در این داستان را به آسانی کشف و شناسایی کرد. به این ترتیب فقط داستان درست و واقعی بر جای می‌ماند؛ داستانی که با حقایق علمی که زمین‌شناسی تاریخی و نتایج کاوش‌های دقیق علمی به دست می‌دهد، تناقضی ندارد.
واقعیت آن است که داستان طوفان تورات را به هیچ وجه نمی‌شود اصلاح کرد، زیرا نادرستی آن کاملاً هویدا است. حتی اگر بگویند این طوفان محلی بوده و در بخش خاص و محدودی از زمین روی داده است، باز هم در داستان منقول تورات مواردی باقی می‌ماند که نمی‌توان آن را با علم و واقعیت‌ها یک جا جمع نمود؛ مانند ماجرای باقی ماندن احشام و درندگان زنده با نوح(ع) در کشتی با اندازه‌ی مذکور، آن هم برای بیش از یک سال. نوح(ع) این همه آب و غذا را که در این مدت طولانی برای این حیوانات کافی باشد، از کجا آورده بود؟ و اگر چنین آب و غذاهای فراوانی فراهم کرده باشد، چگونه یک کشتی در این اندازه توانسته است آنها را حمل کند؟
این حقیقت دلیل قاطعی بر یکی از این دو نتیجه می‌باشد:
* یا تورات تحریف شده است، و این خود مستلزم آن است که دین فعلی یهود، از دین خداوند سبحان انحراف یافته باشد. همین حکم درباره‌ی دین مسیحیت نیز جاری است، زیرا این دین مؤید مطالب کتاب عهد قدیم یا تورات می‌باشد.
* یا دین یهودیت و مسیحیت باطل بوده و از گردآورده‌های انسان تشکیل یافته‌اند و تورات نیز صرفاً تألیف بشر می‌باشد.
ما این نتیجه را برمی‌گزینیم که تورات تحریف شده و دین مسیحیت نیز که مؤید مطالب تورات است، باطل و تحریف‌شده می‌باشد.
 
پی نوشت ها :

[1] - کتاب مقدس، عهد عتیق، سِفر پیدایش، اصحاح 7.

[2] - کتاب مقدس، عهد عتیق، سِفر پیدایش، اصحاح 8.

ادامه مطلب...

مسیحیت کلیسا و نظریه تکامل !!!

کلیسای کاتولیک ونظریه تکامل

احمد الحسن در فصل اول کتاب توهم بی خدایی می نویسد :
کلیسای کاتولیک به مدت چندین دهه نظریه ی تکامل را رد کرده بود؛ ولی احتمالأ نه هیچ بیانیه ی رسمی در این خصوص صادر نموده، و نه هیچ اظهار نظری در تأیید مفاد نظریه ی تکامل ابراز داشته است. این در حالی است که نظریه ی تکامل با یکی از مهمترین دغدغه های دینی که ماجرای آفرینش است، ارتباط بسیار تنگاتنگی دارد؛ چرا که نظریه ی تکامل با داستان آفرینش در تورات کاملا ناسازگار می باشد.
تقریباً همین موضع گیری را از دیگر مذاهب کلیسایی نیز پیش گرفتند؛ یعنی آنها نیز نظریه ی تکامل را رد می کنند ولی به صراحت اعلام نمی کنند. شاید علت آن واضح باشد: اکنون زمانه عوض شده، دادگاه های تفتیش عقاید برچیده شده و امکان بریدن زبان داروین -همان طور که با جوردانو برونو چنین کردند- یا به زندان انداختن و شکنجه نمودن - آن گونه که با گالیله کردند- وجود ندارد؛ بنابراین سکوت اختیار کرده اند.
اخیراً هنگامی که دریافتند شواهد نظریه ی تکامل به ویژه پس از پیشرفت علم ژنتیک بسیار متعدد و فراوان شده است، کلیسای کاتولیک سرانجام چاره ای جز پذیرش این نظریه ندید و کشیشان کلیسای کاتولیک نیز مدعی شدند که آنها هیچ گاه ضد نظریه ی تکامل یا داروین موضع گیری نکرده اند.
در حقیقت آنها زبان داروین را قطع نکرده و او را زنده نسوزانده اند؛ دلیل آن نیز بسیار ساده است: اینکه دوران تسلط آنها بر اروپا پایان یافته بود. امروزه آنها مجبور شده اند موافقت خود را با نظریه ی تکامل ابراز دارند؛ زیرا دلایلی که در این خصوص ارایه شده، جای هیج بحث و جدلی باقی نگذاشته است، مگر برای برخی افراد نادان که از درک تکامل و چگونگی آن عاجزند؛ با اینکه موافقت آنها با نظریه ی تکامل مانند صدور حکم اعدام برای دین مسیحیت کلیسایی می باشد؛ چرا که نظریه ی تکامل به همان صورت که توسط داروین مطرح شد، دست نخورده باقی نمانده است و چه بسا از آنچه داروین مطرح کرده، فقط یک ایده ی کلی بر جای مانده باشد و امروزه با پیشرفت علم و پژوهش، تفصیل این نظریه، شیوه ی پردازش آن و دلایل و شیوه های اثباتش، لباسی کاملا نو بر تن کرده است. امروزه هواداران تکامل میگویند این نظریه رساله ی کاملی است که داستان آفرینش را به شیوه ای علمی توضیح میدهد و در این خصوص، به وجود هیچ قدرت فوق العاده ای که برای به پایان رساندن و یا حتی شروع این کار دخالت داشته باشد، نیاز نیست.
از این رو امروزه از نظریه ی تکامل به عنوان نظریه ای یاد می شود که دین و وجود خدا را نقض می کند.
بنابراین کسی نمی تواند بگوید هم نظریه ی تکامل و هم دین را قبول دارد، بدون اینکه تناقض ناشی از به بار آمدن پذیرش این دو گفته را برطرف سازد؛ تناقضی که وی را ملزم به پذیرش یکی از این دو گفته می نماید! نظریه ی تکامل آن گونه که امروزه مطرح می شود و آن گونه که زیست شناسان تکاملی آن را درک می کنند و بیان میدارند، میگوید: تکامل هیچ هدف بلندمدتی ندارد و به همین دلیل با دین قابل جمع شدن نیست.
بنابراین کسی نمی تواند بگوید: بله، من هر آنچه را نظریه ی تکامل بیان می دارد و نیز نتایج ناشی از آن -از جمله اینکه تکامل در بلندمدت هدفمند نیست- را صد در صد می پذیرم و در عین حال دین را هم قبول دارم! این سخن دارای تضاد و تعارض بسیار آشکاری است و هیچ دانشمند عاقلی به چنین چیزی معتقد نیست، مگر اینکه با رفع تناقض مزبور، سخنش درست، مقبول و منطقی گردد.
به همین دلیل من گفته ام: اینکه کلیسا مجبور به پذیرش نظریه ی تکامل شد، در حالی که از برطرف نمودن این تضاد و تناقض ناتوان بود و نتوانست ثابت کند که تکامل در بلندمدت هدفمند است، به مثابه صدور حکم اعدام برای مسیحیت کلیسا به شمار میرود. البته آنها این موضوع را درک نمی کنند؛ چرا که متأسفانه بسیاری از علمای دین اصولاً نمیدانند تکامل چیست و اکنون این نظریه چگونه مطرح می شود! "
احمد الحسن ، کتاب توهم بی خدایی ، ص 35 - 36
ادامه مطلب...

نظریات بزرگان دین درباره ی نظریه ی تکامل

احمد الحسن می نویسند :
" متأسفانه بیشتر فقهای ادیان سه گانه ی ابراهیمی (یهودیت، مسیحیت و اسلام) با نظریه ی داروین همان برخوردی را داشتند که با سلف وی، گالیله داشتند.
با گذشت زمان، صحت نظریه ی گردش زمین گالیله ثابت شد و فرجامی دردناک برای آن دسته از فقهای دینی که با آن جنگیدند و خون دانشمندان را بر زمین ریختند، رقم خورد. دلایل انبوهی برای چرخش زمین اقامه شد، تا اینکه سرانجام تصاویری از فضا که چرخش زمین را نشان میداد موضوع را فیصله داد.
در حال حاضر و با گذشت زمان، دلایل علمی تکامل - نظیر دلایل ژنتیکی - به حدی زیاد شده است که انکار تئوری تکامل کاری نابخردانه و لجاجتی نفرت انگیز به شمار میرود، ولی تا کنون متأسفانه بسیاری از فقهای دین که پیروان و شنوندگان خود را به جهل سوق می دهند سر خود را به علامت انکار بالا می برند و به تکامل، شواهد ژنتیکی، شواهد کالبدشناسی تطبیقی، دلایلی که از حیوانات کشف شده و نتایجی که از بررسیهای صورت گرفته بر آنها به دست آمده است، «نه» میگویند. بالاتر از همه ی اینها زنجیره ی سنگواره هایی هستند، که سرانجام ما را به موجوداتی می رسانند که در طول میلیون ها سال، راست قامت بوده و فقط بر روی دو پای خود راه می رفته اند.
تمامی این دلایل برای زیست شناسان برای اثبات نظریه ی تکامل بیشتر از کافی هستند. اکنون این نظریه یک واقعیت علمی است که در مدارس و دانشگاه ها تدریس می شود. در حال حاضر زیست شناسان به دنبال دلایل اثبات تکامل نیستند؛ بلکه در جستوجوی سازوکارها و پیشینه ی تاریخی آن می باشند. با این حال هنوز که هنوز است، بسیاری از فقهای دین بدون هیچ دلیل یا مدرک علمی، تکامل را رد می کنند؛ و ای کاش به این کار بسنده می کردند؛ چرا که برخی از آنها، معتقدان به تکامل را کافر و مهدورالدم به شمار میآورند!
به طور کلی، ما موضوع تکامل و دلایل آن را به اختصار بیان خواهیم کرد؛ ولی ای کاش کسی که خود را عالم دینی می نامد، وقتی تکامل را رد میکند، یک نظریه ی جایگزین ارایه نماید که با حقایق علمی ثابت شده در ژنتیک، کالبدشناسی تطبیقی و فسیل شناسی همخوانی داشته باشد. و ای کاش این افراد نگاهی به ماهی های ششدار و ماهیهای دو زیست بیندازند و به ما بگویند: آیا این ماهی ها از ماهی های آبزی تکامل یافته اند یا خیر؛ و دلیل آنها بر گفته شان چیست؟ همچنین آنها باید مدت زمان زندگانی بشر از زمان خلق آدم علیه السلام تا کنون را مشخص سازند چرا که این موضوعی بسیار مهم است و البته تاریخی که اعلام می کنند باید با نظریه های آنها در رد تکامل و نیز واقعیت های علمی کشف شده از تاریخ انسان های اولیه ی روی زمین (تاریخ هومو) سازگار باشد. امروزه از نظر علمی ثابت شده است که بی هیچ تردیدی انسانهای امروزی همان هوموساپینس[1] ها می باشند. مبداء و خاستگاه هوموساپینس ها و تاریخ مهاجرتشان به خارج از آفریقا و مسیر مهاجرتشان نیز کاملا مشخص است.
بنابراین منکران تکامل باید حداقل تاریخی تقریبی از زمان خلقت آدم به ما ارایه کنند و نیز مکان زندگی اولیه ی او را مشخص نمایند؛ حتی اگر این مکان، تقریبی باشد، اشکالی ندارد. البته تاریخ های ارایه شده ی آنان باید مستند باشد به آن دسته از متون دینی که مدعی اند بر خلاف تکامل است. در این هنگام خواهند دید که خودشان هر چه بافته بودند رشته کرده اند و متوجه می گردند که هیچ دلیل و برهانی ندارند؛ مگر برانگیختن احساسات و خشم و نفرت انسان با گفته هایی چون «نظریه ی تکامل میگوید جد انسان میمون است»."
احمد الحسن ، کتاب توهم بی خدایی ، ص 34 - 37
 
پی نوشت :

[1] Homo sapiens

ادامه مطلب...

آیا جهان به سمت بی نظمی و فروپاشی پیش می رود؟

آیا جهان به سمت بی نظمی و فروپاشی حرکت می کند؟!

پاسخ : یکی دیگر از مطالبی که برخی ملحدین زیاد بر آن اصرار دارند این است که در جهان نظمی وجود ندارد!! و جهان در مسیر بی نظمی و فروپاشی در حال پیشروی است! و می گویند :
- نیرویی که جهان را به سمت نظم سوق دهد وجود ندارد و جهان هر دقیقه دارد به سمت بی‌نظمی بیشتر پیش می‌رود.!!
- بر خلاف چیزی که از کودکی آموخته‌ایم و به ما یاد داده شده که جهان منظم است، برعکس جهان هر دقیقه دارد به سمت بی‌نظمی پیش می‌رود.
- طبق قانون دوم ترمودینامیک حرکت جهان به سمت زوال و فروپاشی است و چنین نیرویی که جهان را به سمت نظم سوق دهد وجود ندارد و جهان هر دقیقه دارد به سمت بی‌نظمی بیشتر پیش می‌رود.!!
و این مطلب را برگرفته از قانون دوم ترمودینامیک که اشاره به افزایش آنتروپی (بی نظمی) در یک سیستم بسته دارد ، می دانند.
قبل از ارائه پاسخ سید احمد الحسن کمی مفهوم بی نظمی مورد نظر در آنتروپی و قانون دوم ترمودینامیک را بررسی می کنیم.
قانون دوم ترمودینامیک یا قانون آنتروپی چیست؟
آنتروپی (S) کمیتی ترمودینامیکی است که اندازه‌ای برای درجهٔ بی‌نظمی در هر سیستم[1] است. هر چه درجهٔ بی‌نظمی بالاتر باشد، آنتروپی بیشتر است؛ آنتروپی یک سیستم بسته با گذشت زمان افزایش پیدا می کند و تنها در شرایطی خاص ثابت می ماند و نیز آنتروپی معیاری از تعداد حالت های داخلی (تعداد راههای پخش ذرات) است که یک سامانه می تواند داشته باشد.
یک خاصیت کلی سیستم های بسته این است که، تمایل دارند تا به سمت افزایش آنتروپی یا به عبارت دیگر بی نظمی بیشتر، هدایت شوند. این تمایل به آن دلیل رخ می دهد که برای بخش های یک سیستم تعداد چیدمان های نامنظم بسیار بیشتر از تعداد چیدمان های منظم است. به طور مثال هنگامی که یک جعبه ی پر از سکه ی به صورت ردیفی مرتب شده تکان داده می شود، سکه ها با الگوی نامنظمی قرار خواهند گرفت زیرا که تعداد خیلی زیادی موقعیت قرارگیری تصادفی برای سکه ها وجود دارد.
اما چند نکته مهم را باید در مورد افزایش آنتروپی در نظر بگیریم :
  • آنتروپی (بی نظمی) در چه سیستم هایی افزایش می یابد؟
  • مفهوم نظم در آنتروپی چیست؟
  • آیا جهان به صورت مطلق به سمت بی نظمی حرکت می کند ؟!
باید توجه داشت که در تعریفی ساده، طبق قانون دوم ترمودینامیک «آنتروپی در سیستم‌های بسته همواره با گذر زمان تمایل به زیاد شدن دارد» نکته‌ای که به آن توجه نمی‌کنند اینست که این قانون تنها در سیستم‌های بسته صادق است و این در حالی است که جهان و کره زمین دارای سیستم های باز می باشند نه بسته.
که سید احمد الحسن می نویسند :
" نتیجه ی مشاهدات و بررسی ها که علم نیز آن را پذیرفته و به ویژه اکنون تأیید کرده است، آن است که جهان مسطح و باز بوده و به سرعت در حال گسترش است؛ ولی کوتاه می آییم و همراه این افراد، فرض می کنیم عالم جسمانی سیستمی بسته باشد و قانون دوم ترمودینامیک بر آن صدق می کند. از آنجا که در یک سیستم بسته، آنتروپی نمی تواند رو به کاهش باشد، و با فرض اینکه آنتروپی در هستی در حال افزایش است، این به آن معنا نیست که تمام اجزای موجود در هستی در این مسیر یعنی افزایش آنتروپی حرکت می کنند؛ چرا که هیچ مانعی وجود ندارد که بخش هایی از هستی (سیستم بسته، طبق فرض) مانند زمین، روزی روزگاری به سمت ساخت یافتگی و نظم بیشتر حرکت کند؛ هرچند که بخش های دیگر آن به سمت افزایش آنتروپی گام بر می دارد. مهم این است که سیستم به عنوان یک مجموعه ی کامل، قانون دوم ترمودینامیک را نقض نمی کند. از اینجا معلوم میشود اشکالی که بر زمین گرفته شده، منطقی نبوده است و از درک سطحی قانون دوم ترمودینامیک سرچشمه می گیرد." [2]
پس این قانون وقتی بر جهان ما اعمال می شود که جهان ما بسته باشد و هیچ برهم کنشی با جهان های موازی نداشته باشد که در اینجا به این موضوع که جهان ما یک سیستم باز یا بسته است نمی پردازیم و محققین بزرگوار می توانند به فصل 6 کتاب توهم بی خدایی مراجعه کنند و ما در این بحث با فرض ملحدین یعنی بسته بودن جهان و جاری بودن قانون دوم ترمودینامیک در آن ، کنار آمده و با همین فرض به شبهات آنان پاسخ می دهیم.
همانطور که سید احمد الحسن فرمودند هیچ الزامی وجود ندارد که تمام اجزای یک سیستم بسته به سمت افزایش آنتروپی حرکت کنند (بلکه کل سیستم به این سمت می رود) و ممکن است بخش هایی در مواقعی به سمت کاهش آنتروپی حرکت کنند.
پس تا کنون فهمیدیم که هیچ جبری وجود ندارد که تمام پدیده های جهان را به سمت بی نظمی براند و ممکن است در بخش هایی با کاهش آنتروپی مواجه باشیم.
آیا جهان به سمت بی نظمی و فروپاشی حرکت می کند؟!
اما آیا واقعا نظمی در جهان وجود ندارد؟ و جهان از ابتدای مهبانگ تا کنون به سمت بی نظمی پیش می رود و این همه منظومه ها و کهکشان ها و تولد ستارگان و بوجود آمدن سیاره زمین و در نهایت پیدایش شگفت انگیز حیات بر روی آن و سیر پیچیده تکامل حیات در طول 3/5 میلیارد سال اخیر ، حرکت به سمت بی نظمی محسوب می شود؟!
قبل از پاسخ بدین سوال کمی واژه نظم را بررسی می کنیم.
نکته مهمی که برخی ملحدین به عمد یا به وسیله جهلشان از آن چشم پوشی می کنند این است که مفهوم علمی بی نظمی در تغییر آنتروپی سیستم با بی نظمی بصری و متداول که مد نظر ما هست متفاوت است زیرا بی نظمی بصری مانند هرج و مرج و شلوغی ، تصادفی بودن ، برخورد ذرات یا مخلوط شدن در میان هم تعریف می شود یعنی حاکم نبودن قاعده و قانون بر یک سیستم مثلا ما با مشاهده تعدادی آجر که به ترتیب کنار هم قرار گرفتند پی می بریم که نظم دارند و مشاهده تعدادی آجر بدون ترتیب و غیر مرتب را مصداق بی نظمی می دانیم و این در حالیست که مفهوم بی نظمی در آنتروپی معیاری از تعداد حالت های داخلی (تعداد راههای پخش ذرات)است که یک سامانه می تواند داشته باشد و آنتروپی به این دلیل در سیستم بسته افزایش می یابد که برای بخش های یک سیستم تعداد چیدمان های نامنظم بسیار بیشتر از تعداد چیدمان های منظم است پس افزایش آنتروپی در سیستم بسته یا ایزوله یعنی تغییر حالت سیستم از یک حالت کم احتمال به حالت پر احتمال.
برای مثال شما 20 گوی را در نظر بگیرید 10 گوی را به ترتیب بر روی میزی در 5 ستون و دو ردیف با فاصله مشخصی از هم قرار دهید و آن 10 گوی دیگر را بدون ترتیبی خاص در گوشه ای از میز قرار دهید حال این سوال را می پرسیم که چیدمان کدام یک منظم تر است؟
از دید بصری و نظم متعارف 10 گوی اول نظم بیشتری دارند زیرا ترتیب دارند ولی از نظر ترمودینامیک نظم در 10 گوی دوم فشرده شده در گوشه میز بیشتر است.
که در بیان ملحدان مفهوم علمی بی نظمی در تغییر آنتروپی سیستم با کاربردی در قالب شلوغی و هرج و مرج تبدیل شده است. در حالی که معنای بهتر آنتروپی احتمال یافتن هر ذره در مکان های مختلف سیستم یا توزیع انرژی در بین انواع حرکت های مولکولی و شیوه آرایش ذره ها در سامانه می باشد.
و باید بدانند که بی نظمی بصری و آنتروپی یکی نیستند.
برای فهم بهتر این بی نظمی مثال های دیگری می زنیم.
برای یک ماده به طور کلی آنتروپی گازها بیشتر از آنتروپی مایعات و آنتروپی مایعات بیشتر از آنتروپی جامدات هست.
آنتروپی جامد آنتروپی مایع < آنتروپی گاز
زیرا جامدات با پیوندهای مولکولی در کنار یکدیگر قرار گرفته  و تعداد حالات ممکن تصادفی برای آن ها کم تر است و به همین نسبت نظم در مایعات بیشتر از گازها می باشد زیرا گازها فضای بیشتری برای حرکت و قرار گیری دارند.
و در بین گازها هر چه حجم سیستم کم تر می شود آنتروپی کاهش می یابد مثلا 200 مولکول اکسیژن در فضای 10 متر مکعب نظم بیشتری نسبت به 200 مولکول اکسیژن در فصای 40 متر مکعب دارند.
یا در مثال دیگر آب شور در یک لیوان نظم بیشتری نسبت به آب شیرین در همان لیوان دارد زیرا غلظت آن بیشتر است زیرا آب شور تعداد مولکول ها و یون های بیشتری دارد و احتمال قرار گیری در مکان های مختلف کم تر است .
یا مثال جالب تر اینکه اگر آب داخل یک لیوان بر روی زمین ریخته شود آنتروپی آن افزایش می یابد یعنی همان حجم آب وقتی در لیوان است آنتروپیش کم تر از هنگامی است که بر روی زمین پخش شده است زیرا آب پخش شده احتمال بی نظمی و قرار گیری در مکان های بیشتری را دارد این در حالیست که آب داخل لیوان محصور شده است .
و نکته دیگر نقش دما در آنتروپی (بی نظمی) هست که باید بدان توجه شود هنگامی که ماده ای گرم می شود، آنتروپی آن افزایش می یابد چون حرکت مولکول های آن افزایش یافته و حالت تصادفی بیش تری پیدا می کند.
گرما به صورت طبیعی از جسم گرم تر به جسم سرد تر جاری می شود چون گرم شدن جسم سرد تر آنتروپی کلی سیستم را افزایش می دهد. در اینجا آنتروپی جسم گرم تر کاهش یافت و جسم سرد تر افزایش یافت اگر چه آنتروپی یک سیستم، می تواند کاهش یابد، اما این کار تنها با افزایش آنتروپی یک سیستم مرتبط، به همان اندازه یا مقداری بیشتر ممکن است.
یا مثلاً هنگامی که یک یخچال هوای درون خودش را سرد می کند، آنتروپی (بی نظمی) هوای داخل کاهش می یابد، اما گرمایی که توسط یخچال آزاد شده است، آنتروپی هوای بیرون را به میزان بیش تری(نسبت به آنتروپی کاهش یافته هوای درون یخچال) افزایش می دهد.
 پس نتیجه می گیریم که مفهوم نظم بصری با نظم آنتروپی متفاوت است.
نظم در مفهوم آنتروپی به دما ، حجم (در مورد گازها) ، حالت یک ماده یا سامانه ، و نوع و مقدار ماده بستگی دارد. و این عوامل تعیین کننده وجود نظم و میل آن به نظم یا بی نظمی می باشند مثلا نظم مایعات از جامدات کم تر است و ... که مثال هایش در بالا آمد.
در حالیکه نظم بصری عبارتست از وجود قانون ، ساختار، عملکرد و یا ارتباط درونی دقیقی بین اجزای سیستم مانند وجود نظم در اجزای ساعت یا اعضای بدن جانداران زنده و ... .
پس این سخن که چون در یک سیستم بسته به سمت افزایش آنتروپی (بی نظمی) می رویم پس جهان (که طبق فرضشان بسته در نظر می گیرند) به سمت بی نظمی می رود انکار کننده وجود دو حالت زیر در سیستم نمی باشد :
1- هر چند که کل سیستم به سمت بی نظمی می رود ولی بخش هایی از آن ممکن است به سمت نظم و کاهش آنتروپی برود.
2- این گرایش به افزایش آنتروپی (بی نظمی) معارض وجود نظم بصری و ساختاری که ما در جهان و حیات زمینی می بینیم نیست.
زیرا برخی از ملحدین با خَلط کردن معنای نظم بصری (آنچه که در برهان نظم و ... استفاده می شود) و مفهوم نظم در آنتروپی سعی دارند به خیال خود برهان نظم را زیر سوال ببرن و نظم و قوانین حاکم بر طبیعت را نادیده بگیرن!!! که این حاصل فهم نادرست ایشان از آنتروپی می باشد.
پس قانون دوم ترمودینامیک با برهان نظم و وجود نظم ساختاریافته و هدفمند در جهان در تعارض نیست و وجود قوانین و نظم حاکم بر جهان دلالت بر ناظم و قانونگذار دارند و نظامی که در جهان و در حیات زمینی می بینیم ابطال کننده این جمله پوچ و بی اساس ملحدین می باشد که می گویند :
"طبق قانون دوم ترمودینامیک حرکت جهان به سمت زوال و فروپاشی است، مگر نیروی بیرونی مانع آن شود(که نشده). پس یا خدا وجود ندارد یا بدون هیچ دخالتی ناظر فروپاشی جهان نشسته."
و این در حالیست که جهان مطلقا به سمت فروپاشی نمی رود و نیروی بیرونی سبب پیدایش حیات و کهکشان ها شده است.
آیا جهان به سمت بی نظمی و فروپاشی پیش می رود؟
که در این مورد سید احمد الحسن می نویسند :
"ما میدانیم که هستی نه در گذشته و نه در حال حاضر به سمت فروپاشی کامل حرکت نمی کند. ضمناً از طریق رصد یکی از انواع ابرنواخترها، تابش پس زمینه ی کیهانی و اثر دوپلر به لحاظ علمی ثابت شده که جهان مسطح است و به سرعت در حال انبساط بوده و تا مدتهای مدیدی نیز این وضعیت ادامه خواهد داشت. هنگام پرداختن به انرژی تاریک[3] به این موضوع خواهیم پرداخت.
فکر می کنم آنچه در خصوص آنتروپی و قانون دوم ترمودینامیک بیان داشتیم، برای برطرف ساختن اشکال ساده ی پیشین کافی باشد. اکنون برای ساده سازی مطلب، آنتروپی را رها می کنیم و به نتیجه ای که به آن رسیده اند و به آن نیز سخت معتقد شده اند می پردازیم؛ اینکه آنها می گویند هستی در گذشته و حال به سمت زوال و نابودی و فروپاشی حرکت می کند. این نتیجه گیری آنها نه تنها درست نیست بلکه طبق مشاهدات و رصد دقیق کیهان که صحت یافته های آن نیز به اثبات رسیده است موضوع کاملا برعکس میباشد. با توجه به اثر دوپلر، تابش پس زمینه ی کیهانی و رصد ابرنواخترها جملگی حاکی از آن است که کهکشان ها به سرعت در حال دور شدن از یکدیگر هستند و جهان مادی که ما در آن زندگی می کنیم، در گذشته و حال رو به رشد، انبساط و ازدیاد بوده است. حتی کهکشانی که در آن زندگی می کنیم یعنی کهکشان راه شیری نیز همچون گذشته دارای ابرهای گازی و غبار می باشد و به همین دلیل ستارگان جدیدی در آن متولد می شود و تا آینده های بسیار دور نیز تولد ستارگان ادامه خواهد یافت. این یک واقعیت علمی ثابت شده و غیر قابل تردید است که برای نقض آنچه کورانی در کتاب خود آورده، کفایت می کند.
این مطلب را نیز اضافه می کنم که جهان بر اساس مدل استاندارد یا تئوری انفجار بزرگ، در آغاز دور شدن کهکشان ها از یکدیگر و سرد شدن هستی در طول زمان، هستی از یک تکینگی یا یک رویداد کوانتومی آغاز شده است. سپس انفجاری رخ داد و ماده آرام آرام شکل گرفت. اکنون هستی در حال انبساط و افزایش است و مرحله ی جوانی خود را می گذراند و بر اساس محاسبات متقن علمی که از رصدهای دقیق سرچشمه گرفته است، نه در گذشته و نه در حال به سمت نابودی و فروپاشی حرکت نمی کرده و نمی کند؛ بلکه با سرعت در حال گسترش است.
حتی اگر فرض کنیم که جهان مسطح نیست بلکه مانند سطح یک توپ دارای انحنا باشد و در پایان نیز به انقباض و فروپاشی برسد، این مطلب از نظر علمی تا زمانی که هستی به حداکثر انبساط نرسیده باشد و سپس به سمت انقباض و متلاشی شدن روی نیاورد، صحیح نخواهد بود؛ یعنی تا هنگامی که انرژی که جهان را به سمت انبساط سوق می دهد یا همان انرژی مثبت جهان، دیگر نتواند در برابر جاذبه ی ماده مقاومت کند.
جهان تا کنون به حداکثر انبساط ممکن نرسیده است، بلکه هم چنان به سرعت در حال گسترش می باشد.
بنابراین سخن آنها مبنی بر اینکه با توجه به قانون دوم ترمودینامیک، هستی در گذشته و حال به سمت زوال و فروپاشی پیش میرود از لحاظ علمی فاقد دقت و اعتبار میباشد و با واقعیتهای ناشی از مشاهدات نجومی و محاسبات علمی ریاضی همخوانی ندارد. اثر دوپلر و تابش پس زمینه ای نشان می دهند که در حال حاضر جهان به سمت نابودی حرکت نمی کند و نیز هستی در ابتدا پیچیده و مرکب نبوده که بعداً به نقصان و زوال دچار شود، بلکه برعکس، جهان در ابتدا بسیط (ساده) بوده و سپس به سمت افزایش و ترکیب و پیچیدگی حرکت کرده و تا کنون نیز مسیر آن همین بوده است." [4]
 بنابراین جهان در حال انبساط و گستردگی می باشد نه زوال و نابودی.
آیا جهان به سمت بی نظمی و فروپاشی حرکت می کند؟!
پس از آشکار شدن تفاوت مفهوم نظم در ادامه به این موضوع می پردازیم که آیا آنتروپی به صورت مطلق در کل جهان رو به افزایش است یا نه؟
این جمله ملحدین که جهان در مسیر بی نظمی پیش می رود و نظمی وجود ندارد که دلالت بر ناظم داشته باشد فریبی بزرگ می باشد زیرا حتی طبق تعریف نظم در آنتروپی و مفهوم آنتروپی ، نیز ما شاهد کاهش آنتروپی در بخش هایی از جهان می باشیم که متاسفانه برخی ملحدین یا منکرین نظریه تکامل چشم خود را به این حقایق می بندند و به فریب عوام می پردازند.
اما حقیقتی که در اطراف خودمان می بینیم پیچیدگی گیج کننده ایست و معمای بزرگ اینست که دنیایی که از قانون دوم ترمودینامیک تبعیت میکند (بر فرض بسته بودن جهان) چگونه ممکن است این پیچیدگی ها را خلق کند؟
که در زیر مثال هایی از این پیچیدگی ها و کاهش آنتروپی ارائه می شود:
رشد یک گیاه از بذر : که در آن بذر به مرور رشد کرده و تکثیر و پیچیده می شود و مواد مختلف پراکنده در خاک ، آب و هوا (آنتروپی بالا) را در خود جذب کرده و یک گیاه را تشکیل می دهد نمونه ای از کاهش آنتروپی می باشد زیرا تجمع انرژی (وجود پیوندهای مولکولی و یونی) خودش نظم محسوب میشود که طی واکنش های گرماده این نظم کاهش می یابد زیرا انرژی پیوند بین مولکول ها به صورت گرما آزاد می شود و مولکول ها از هم جدا می شوند در نتیجه آنتروپی افزایش می یابد و آنتالپی کاهش می یابد و بر عکس در واکنش های گرماگیر با دریافت انرژی از خورشید و ... مواد با هم واکنش داده و تشکیل پیونده می دهند و آنتروپی خود را کاهش می دهند و به عبارت دیگر گیاه با تغذیه از مواد اطرافش رشد می کند یعنی تکثیر سلول ها که ما در بعد ماکروسکوپی به صورت رشد گیاه می بینیم حاصل جمع شدن مولکول ها و مواد از فضای باز اطراف در ساختار گیاه می باشند و بدین ترتیب آنتروپی (بی نظمی) در گیاه در حال رشد رو به کاهش است.
کاهش آنتروپی
رشد جنین : در رشد جنین نیز ما شاهد کاهش آنتروپی هستیم زیرا یاخته تخم یا زیگوت از حالتی ساده شروع به تکثیر و پیچیده تر شدن می کند و پس از اتصال به دیواره رحم شروع به رشد می کند و رشد یعنی کاهش آنتروپی(بی نظمی).
سیر تکامل : که در آن حیات از سادگی به پیچیدگی و تنوع گونه های امروزی، فرگشت یافته است و حیات امروزی از ساده ترین شکل که یک مولکول همانند ساز بود به تنوع گونه های پیچیده ی امروزی رسیده است که این نیز خود نشان دهنده کاهش آنتروپی می باشد.
پیدایش حیات : در پیدایش حیات از مواد بی جان نیز ما شاهد کاهش شگرف و خارق العاده و معجزه وار آنتروپی (بی نظمی) می باشیم که به عقیده دانشمندان این کاهش آنتروپی برای پیدایش حیات فقط یکبار اتفاق افتاده و وقوع آن نیز غیر محتمل می باشد و معجزه ای است که حدود 3/5 میلیارد سال پیش وقوع یافته است زیرا تشکیل مولکول آلی همانند ساز اولیه نشان دهنده کاهش آنتروپی است .
و مثال های دیگر در حیات زمینی.
که در این مورد سید احمد الحسن می نویسند :
"عالم هستی پیوسته در حال انبساط و ازدیاد است و تا آینده های بسیار دور نیز همین گونه خواهد بود؛ ولی برای پاسخ دادن به اینها کافی است بگوییم رشد و افزایش و ازدیاد، و حرکت از سادگی به سمت پیچیدگی و فراوانی و بهینه شدن، چیزی است که هر روز آن را در حیات زمینی مشاهده می کنیم. اگر تکامل ناقض قانون دوم ترمودینامیک باشد، باید نتیجه گرفت که رشد و ازدیاد گیاهان نیز ناقض آن است و اگر به این دلیل تکامل را غیرممکن میدانند پس رشد و ازدیاد گیاهان نیز باید غیرممکن تلقی شود. زندگی گیاهان از بذری که در واقع نقشه ی ژنتیکی آن می باشد شروع می شود و سپس گیاه با گذشت زمان رشد می کند و انبوه می گردد. رشد جنین و بچه های حیوانات نیز بر همین منوال است. هیچ فرقی بین رشد جنین، رشد گیاهان و رشد نوزاد و تکامل وجود ندارد؛ چرا که اینها همگی عبارت است از زیاد شدن و حرکت از سادگی به سوی پیچیدگی در طول زمان. " [5]
 ما در کره زمین خود نیز در غیر از موجودات زنده حتی در مراحل نزول باران شاهد کاهش آنتروپی می باشیم زیرا در ابتدا آب دریا ها بخار می شود (افزایش آنتروپی زیرا از حالت مایع به گاز تغیر فاز دادن) و سپس بخار آب تبدیل به قطرات باران می شوند که با کاهش آنتروپی مواجه هستیم. و یا تشکیل کره زمین خود نمونه کاهش آنتروپی می باشد زیرا زمین و سایر اجسام منظومه شمسی از یک توده بزرگ ابر دوار به نام ابر خورشیدی تکوین یافته اند که این توده سحابی غالبا از هیدروژن و هلیم و درصد پایینی از عناصر سنگین تر ترکیب یافته بود. و حدود  5 میلیارد سال پیش، این توده بزرگ ابر از گاز و ذرات ریز بر اساس جاذبه شروع به کشیده شدن به سمت همدیگر کردند. و سیارات و ... تشکیل شدند و زمین نیز از گاز و گردوغباری که از تشکیل خورشید باقی‌مانده بود بوجود آمد که نمونه دیگری بر کاهش آنتروپی می باشد و ...
و ما در طبیعت اطراف خود شاهد کاهش ها و افزایش های آنتروپی هستیم که طبق قوانین حاکم بر طبیعت رخ می دهند بخار آب طبق قوانین طبیعت در مرحله ای خاص تبدیل به باران می شود یا گیاهان در محده زمانی خاص رشد می کنند (کاهش آنتروپی و افزایش نظم) و بعد از مدتی فرسوده و پوسیده می شوند تا در انتها تبدیل به کود و سپس خاک و مواد معدنی تشکیل دهنده شان می شوند (افزایش آنتروپی) و در دوره زوال ، آب موجود در آن بخار شده و در هوا پخش می شود و مواد معدنی آن در زمین پخش می شوند یعنی افزایش آنتروپی که همه این ها تابع قوانین ژنی هستند که عمر موجودات زنده را محدود می کند.
پس در طبعیت اطراف ما نظم بصری و کاهش آنتروپی وجود دارد و نیز قوانینی بر آنها حاکم می باشند.
آیا جهان به سمت بی نظمی و فروپاشی پیش می رود؟
آری ما با مشاده جهان اطراف خود به وضوح شاهد نظمی حیرت انگیز می باشیم که عامل پیدایش کهکشان ها ، ستاره ها ، منظومه ها ، سیارت و حیات زمینی می باشد و چگونه می توان این ساختار منظم را دید و منکر آن شد.
در مطالب بالا اثبات کردیم که نظم در دو مفهوم خود هم در بعد بصری و نیز مفهوم آنتروپی آن در جهان وجود دارد و نیز آنتروپی جهان به صورت مطلق در حال افزایش نیست.
و خداناباوران جویای حقیقت می توانند برای کسب اطلاعات بیشتر به کتاب توهم بی خدایی نوشته فرستاده خداوند سید احمد الحسن مراجعه کنند که سید احمد الحسن در این کتاب با دلایلی نظیر تکامل هدفمند است (فصل4) و عدم بوجود آورنده نیست (فصل6) خدا را اثبات می کند.

 

[1] گروهی از عناصر وابسته که به منظور خاصی سازمان یافته است. برای شناختن هر سیستمی لازم است که حدود آن مشخص شود. سیستم ها ممکن است چند زیر سیستم یا زیر زیر سیستم قابل تشخیص داشته باشند.

[2] سید احمد الحسن ، کتاب توهم بی خدایی ، ص55

[3] جهت مطالعه می توانید به فصل 6 کتاب توهم بی خدایی مراجعه نمائید

[4] سید احمد الحسن ، کتاب توهم بی خدایی ، ص 56 - 58

[5] سید احمد الحسن ، کتاب توهم بی خدایی ، ص 59

ادامه مطلب...

امام احمدالحسن (ع) فرمودند:

«ای مردم، علمای گمراه و پیروان‌شان شما را فریب ندهند. بخوانید، جستجو کنید، دقت کـنید و بـیاموزید و خود ، حقيقت را بـيابـيد و بر كس دیگری توکل نکـنید تا برای آخرت شما تصمیم‌گیری کند زیرا که فردا پشیـمان خواهید شد و فردا پشیمانی را سودی نخواهد داشت». خطبه پنجم محرم ۱۳۸۹ هـ.ش.سايت مهديون , سايت انصار امام مهدي , سايت رسمي فارسي انصار امام مهدي , سايت سيد احمدالحسن , سايت يماني , نقد يماني , يماني کيست , نقد احمدالحسن , ادله احمدالحسن , راه شناخت يماني , راه شناخت يماني چيست , يمن و آخرالزمان , سيد يماني , سيد احمد الحسن يماني , عکس سيد يماني , يماني ظهور کرد , نشانه هاي سيد يماني , سيد احمدالحسن,يماني , يماني موعود , مهدي اول , احمدالحسن , احمد الحسن , طالع مشرقي , خراساني , پرچم هاي خراسان , طالقان , انصار طالقان , علائم ظهور , امام احمدالحسن , احمد, خسف بيداء , خسف بيدا , شبيه عيسي , مصلوب , ملک عبدالله , سفياني , دجال اکبر , شام , يمن , انا يماني , سوريه , ايران , عراق , بصره , دجال بصره , حيدر مشتت , دجله بصره , قائم , امام زمان , مهدي , مهديون , سيد احمد الحسن يماني , سيد يماني کيست , احمد الحسن کيست , سيد يماني در عراق , يماني موعود , کشته شدن نفس زکيه چيست , خروج يماني , ظهور يماني , سايت سيد احمد الحسن يماني , عکس احمد الحسن يماني , فرقه يماني در ايران , فرقه يماني , فرقه يماني چيست , احمد الحسن يماني کيست ؟ , رائفي پور احمد الحسن , عکس احمد الحسن يماني , مسيح , دين مسيح , عيسي مسيح کيست , صليب مسيح , صليب کشيدن , صليب مسيحيت , عکس هاي صليب , صليب نشانه چيست , قوانين دين مسيحيت , احکام دين مسيحيت , مسيحيت در ايران , آشنايي با دين مسيحيت , کتاب مقدس , انجيل , تورات , حواريون , مريم , مريم مقدس , تنخ , نظريه تکامل انسان , نظريه تکامل داروين چيست , نظريه تکامل داروين pdf , رد نظريه تکامل , نظريه تکامل داروين به زبان ساده , نظريه داروين تکامل انسان , نظريه تکامل و انسان , فيلم تکامل , داوکينز , هاوکينگ , خداناباوران مشهور , دلايل خداناباوران , خداناباوران , آتئيست , منکر وجود خدا در جدول ,دانشمندان خدا باور , آتئيست و آگنوستيک , نقد آتئيست , کانال آتئيست ها در تلگرام , آتئيست تلگرام , آتئيست کيست , نماد آتئيست , ستاره شش پر , ستاره پنج پر , ستاره حضرت سليمان , ستاره داوود در اسلام , طلسم ستاره داوود , قانون معرفت حجت , راه شناخت حجت هاي الهي , راه شناخت امام , قيامت , عذاب , آخرالزمان , نشانه هاي آخر الزمان , نشانه هاي آخرالزمان در تهران , آخرالزمان+پيشگويي , اخر الزمان رائفي پور , آخرالزمان و داعش , نشانه هاي آخرالزمان در قرآن , صاحب الزمان , حجت بن الحسن , آيا امام زمان داراي زن و فرزند هستند , فرزندان امام زمان , 12 مهدي , وصيت پيامبر , وصيت پيامبر دوازده مهدي , متن وصيت پيامبر , وصيت پيامبر به امام علي , وصيت نامه پيامبر , وصيت نامه حضرت محمد , شب وفات پيامبر , حديث وصيت , حديث ثقلين , امام احمد , احمدالحسن , دلايل سيد احمد الحسن براي شيعه ,الحاد , ادله دعوت يماني , روياي صادقه , مکتب نجف اشرف , کتاب توهم الحاد , کتاب توهم بي خدايي , کتاب عقائد الاسلام , کتب سيد احمدالحسن , آيه اکمال الدين , تدريس آيه اکمال الدين , پالتاک , فيس بوک امام احمدالحسن , فيسبوک امام احمد الحسن , خطبه هاي امام احمدالحسن , ادله دعوت براي سني ها , دانلود کتب ترجمه احمدالحسن , کتب سيد احمد الحسن , دعوت سيد احمد الحسن , پيام هاي فيس بوک سيد احمد الحسن , منابع رسمي دعوت يماني , دعوت يماني , يماني کيست , نقد الحاد , محمد نبي در عهدين , هفته نامه زمان ظهور , سايت هفته نامه زمان ظهور , موسسه وارثين ملکوت , وبسايت انگليسي انصار امام مهدي , وبسايت فارسي انصار امام مهدي , تالار گفتگو انصار امام مهدي , علماي غير عامل , فقهاي آخرالزمان , گوساله سامري , اهل تسنن , انصار امام مهدي , 10313 , 313 , دوازده مهديين , احمد الحسني , احمد الحسن اليماني , احمد الحسن يماني سايت , احمد الحسن يماني کيست؟ , سيد احمد الحسن يماني ع , سيد حسن حمامي , شيخ ناظم عقيلي , دکتر علاء سالم , دعوت مبارک يماني , راه شناخت يماني , يماني از يمن , يماني از کجا خروج مي کند , انصار الله , انصار امام مهدي , انصار امام احمد اليماني , انصار امام المهدي , سيد يماني , سيد يماني ظهور کرد , سيد يماني کيست , روايات آخرالزمان , روايات خمس , روايات ظهور , روايات يماني , روايات درباره يماني , روايات خروج يماني , روايات قيام يماني , حديث وصيت , مهديون , مهديون شاهد , مهديون چه کساني هستند , حديث 12 مهدي , 12 مهدي , احمديم احمدي , عکس يماني , تصاوير يماني , عکس سيد يماني , عکس احمد الحسن يماني , صاحب پرچم هدايت , جريان مدعي يماني ,تصاوير دروغين منتسب به سيد احمد الحسن يماني ,پسر انسان در کتاب مقدس , پسر انسان در انجيل , پسر انسان کيست, صليب شکسته , يماني , احمد الحسن , کتاب توهم بي خدايي , کتاب توهم الحاد , کتاب عقائد الاسلام , کتاب گوساله , کتاب همگام با بنده صالح , کتاب همگام با عبد صالح , کتاب وصيت مقدس , کتاب وصيت مقدس نوشتار بازدارنده از گمراهي , کتاب توحيد , کتاب وصي در تورات, انجيل و قرآن , کتاب چشم اندازي هاي از قوم سومر و آکد , سومر و آکد , سومر , کتاب تفسير آيه اي از سوره يونس , تفسير سوره يونس , کتاب سرگرداني , کتاب راه به سوي خدا , کتاب شرايع الاسلام , کتاب شرائع الاسلام , کتاب رجعت , کتاب رجعت سومين روز از روزهاي بزرگ خدا , رساله اي در فقه خمس , کتب سيد احمد الحسن , دانلود کتاب هاي سيد احمد الحسن , کتاب سيد احمد الحسن , علم سيد احمد الحسن , علوم سيد احمد الحسن , کتب روايي , سفر حضرت موسي به مجمع البحرين , کتاب روشنگري هايي از دعوت فرستادگان , کتاب روشنگري از دعوت فرستادگان , نامه هدايت , ادله مسيحيان , کتاب پاسخ هاي روشنگرانه , جواب المنير , نصيحتي براي طلبه هاي حوزه هاي علميه , نصيحتي براي طلاب حوزه هاي علميه , کتاب جهاد درب بهشت , جهاد , جهاد اکبر , کتاب متشابهات , دانلود کتاب متشابهات , بيان حق و سداد از طريق علم اعداد , علم اعداد , کتاب سيزدهمين حواري , کتاب حواري سيزده , حواريون , کتاب حاکميت الله نه حاکميت مردم , حاکميت الله , دموکراسي , کتاب گزيده اي از تفسير سوره فاتحه , سوره فاتحه , تفسير سوره فاتحه , پاسخ هاي فقهي , کتاب طهارت , دانلود کتب يماني , دانلود کتب سيد احمد الحسن , کتب انصار امام مهدي , دلايل عام دعوت , علم سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار امام مهدي , سايت انصار امام مهدي , انصار , علاء سالم ,رسالتي در يگانگي شخصيت مهدي اول, قائم و يماني , گفتگوي داستاني درباره‌ي دعوت مبارک يماني , رسالتي آشکار , کتاب دليل ادله , شيخ ناظم عقيلي , وصي در کتاب , کتاب برهان مبين , ابن تمام , يماني کيست , ملاقات با امام مهدي , کتاب وصيت و وصي احمد الحسن عليه السلام ,پژوهشي در شخصيت يماني , کتاب يماني موعود حجت الله , شيخ حيدر زيادي , علامات زمان ظهور , يماني امام مهدي , کتاب ضرورت وجود زمينه ساز , بشار الفيصلي , سفياني به آستانه‌ي درب‌ها رسيده پس يماني کجاست؟ , شيخ عادل سعيدي , اخبار طاهرين در مورد مهدي و مهديين (ع) , روايات مهديين , دلايل اثبات ذريه‎ي امام مهدي , رسالتي در مورد روايت اصبغ بن نُباته  , چهل حديث در مورد مهديين و ذريه قائم , کتاب چهل حديث , کتاب مهديين دوازده‌گانه فرزندان امام مهدي  , کتاب در پيشگاه صيحه , زکي انصاري , خواب , ارکان رويا , کتاب کرامات و غيبيات , انصار سيد احمد الحسن , کتاب رؤيا در مفهوم اهل بيت  , استاد ضياء زيدي , رؤياي صادقه , بازگو کردن رؤيا ,کتاب شيعيان در معرض آزمايش , دکتر عبدالرزاق ديراوي , کتاب خوش آمدي اي فرزند فاطمه  , کتاب شکست منتظران , کتاب مجتمع ما بين تکبر و نفاق , کتاب بلکه هدايت شويد , شيخ ناظم عقيلي , فقهاي آخر الزمان , کتاب فرمان‌روايي امروز از آنِ کيست , کتاب همانا که تأويلش فرا رسيد , متشابهات , حق اين‌گونه شناخته مي‌شود نه با شبهات , شيخ عبد العالي منصوري , احمد الحسن , احمد موعود- پيوند دهنده‌ي رسالت‌هاي آسماني و کشتي نجات برگزيدگان , دکتر علاء سالم , کتاب احمد موعود , شبيه عيسي و مصلوب کيست؟ , شبيه عيسي , شبيه عيسي عليه السلام , روزگار رهائي (روز بزرگ و وحشتناک خدا) , کتاب روزگار رهايي , استاد عادل سعيدي , کتاب مسيح راز خداوند , شيخ صادق محمدي , کتاب يحياي عصر , کتاب مهدي ولي الله , دعوت يماني , يماني , سيد يماني , سيد احمد الحسن , مهديين , دانلود کتاب غيبت طوسي , کتاب الغيبه طوسي , کتاب غيبت نعماني , کتاب اصول کافي , کتاب ملاحم و فتن , کتاب بشارت الاسلام , کتاب کمال الدين , دانلود کتاب مقدس , عهد عتيق , کتاب مقدس , تورات , دانلود کتاب تورات , عهد جديد , انجيل , اناجيل اربعه , دانلود کتاب انجيل , سفر پيدايش , کتاب پيدايش , کتاب خروج , کتاب تثنيه , کتاب اشعيا , کتاب داوود , کتاب مزامير , کتاب ارميا , کتاب دانيال , کتاب حبقوق , انجيل متي , انجيل يوحنا , انجيل مرقس , انجيل لوقا , انجيل برنابا , انجيل يهودا , کتاب روميان , دانلود کتب مسيحيان , دانلود کتب يهوديان , رساله يهودا , يهودا , مکاشفه يوحنا , يوحنا لاهوتي , شمعون , پطرس , نظریه فرگشت , نظریه تکامل , تطور , تکامل , فرگشت ,چارلز داروین , داوکینز , خداناباوران , توهم بی خدایی , کتاب توهم بی خدایی , ادله سید احمدالحسن برای خداناباوران , خدا , دلایل وجود خدا , برهان نظم , اثرات خدا , آتئیست , ادله امام احمد الحسن , یمانی , قیام گر مشرق , مهدی اول , عصمت یمانی , یمانی از یمن , یمن , راه شناخت یمانی چیست , راه شناخت یمانی , قانون شناخت خلفای الهی , قانون معرفت حجت , دعوت به حاکمیت خدا , رویای صادقه , استخاره , سید احمد الحسن یمانی , سید یمانی , وصی سیزدهم , مهدیین , فرزندان امام مهدی , وصیت مقدس رسول الله , مهدیین , مهدیین در قرآن , نام احمد در روایات , صاحب الامر , کتاب عقائد الاسلام , یمانی کیست  , مهدی آخرالزمان , مهدی در قرآن , خلیفة الله مهدی , امام مهدی , علائم قیام , وقت ظهور امام مهدی , حجیت رویا , راههای شناخت خلیفة الله , علم مهدی , بزرگان ادیان الهی , کتاب وصیت مقدس , سیرت سید احمد الحسن , یهودیان , مسیحیان , آیات کتاب مقدس , عیسی مسیح , یحیی , یحیا , فرستادگان الهی , پسر نرینه , پسر انسان , منجی از بصره , تسلی دهنده , غلام امین , یحیی نبی , اشعیا نبی , احمد الحسن , حجت های الهی , نامه هدایت , پاسخ های روشنگرانه , سیزدهمین حواری , حواری سیزده , توهم الحاد , جایگاه معجزه در کتاب مقدس , محمد نبی , بشارت اشعیا , وصی در تورات , سیره دعوت سید احمد الحسن , وصیت شب وفات پیامبر , شجره سید احمد الحسن , نسب سید احمد الحسن , بصره , امام مهدی , صدام طاغوت , طلاب حوزه , صدام ملعون , انصار امام مهدی , یمانی , نسب امام احمد الحسن, نسب سید احمد الحسن , یمانی موعود , سید یمانی , سید احمد الحسن یمانی , وبسایت رسمی مکتب نجف اشرف , وبسایت رسمی انصار امام مهدی , وبسایت رسمی فارسی انصار امام مهدی , وبسایت موسسه وارثین ملکوت , صفحه فیس بوک مکتب نجف