ادله خداناباورانادله دعوت

آیا هدفمندی تکامل دلیلی بر اثبات وجود خداوند است؟

در مطلب پیشین راجع به مواجهۀ احمدالحسن نسبت به نظریات علمی برای اثبات وجود خدا پرداختیم و بیان داشتیم که ایشان درصدد اثبات وجود خدا از خلال شکاف‌های علمی موجود نیست؛ بلکه هدف ایشان از بیان آن‌ها صرفاً فرض‌گرفتن حالتی است که دخالتی غیبی و غیرمادی را متصور می‌شود؛ چراکه احمدالحسن در کتاب خود “توهم بی‌خدایی” به دلایل مستقلی بدون نیاز به کمک شکاف‌های علمی استناد کرده و وجود خداوند را ثابت می‌کند. از جملۀ این دلایل، دلیل هدفمندی تکامل است که در این نوشتار به آن می‌پردازیم.

تکامل با قانون بقای ژن برتر، همواره به دنبال رسیدن به موجود هوشمند بوده است. وجود این اثر یعنی هدفمندی در تکامل به وجود مؤثرِ آن دلالت دارد.

احمدالحسن هدفمندی تکامل را چگونه توضیح می‌دهد؟

 «ژن‌ها، جهش ژنتیکی و قانون بقای ژن برتر یا همان موجود برتر را در اختیار داریم. تفاوت میان ژن و جاندار همچون تفاوت میان نقشۀ ساختمان و خود ساختمان است. قانون بقای ژن برتر، این ژن‌ها را جلا و صیقل می‌دهد. اکنون با کمال اطمینان می‌دانیم که آلت بقای موجود شایسته‌تر در زندگی زمینی، به‌طور کلی همان ابزار هوشمندی یا مغز وی است. با وجود اینکه هزینۀ اقتصادی ابزار هوشمندی یا مغز برای موجود زنده بالاست تا جایی که به غذای بیشتر نیاز دارد، ولی تکامل مجبور است در مسیر این رویکرد یعنی پیشرفت‌دادن ابزار هوشمندی گام بردارد.

از آنجایی‌ که جهش ژنی از همان آغاز وجود داشته است؛ بنابراین باید ژن‌های ساخت ابزار هوشمندی (برای مثال مغز) دیر یا زود به وجود آیند؛ هرچند جهش ژنی کاملاً بی‌هدف تلقی شود.

از آنجا که در روند تکامل، قانون بقای ژن‌های برتر یا بقای موجود برتر([1]) حاکم است، می‌توانیم قاطعانه بگوییم که سمت‌‌وسوی حرکت تکامل از آغاز مشخص بوده و هدف آن نیز تولید ژن‌های ابزار هوشمند، یا موجود باهوش بوده است؛ بنابراین تکامل هدفمند است. به نظر من این استدلال تام و تمام، برای رد نظریۀ الحادی دکتر داوکینز (آنجا که می‌گوید زندگی زمینی بر پایه تکامل، در درازمدت بی‌هدف است) کافی است.

در حقیقت اگر بخواهیم حکم پیشین را گسترده‌تر کنیم و به همه نوع حیات فرضی تعمیم دهیم، می‌توانیم بر اساس قانون تکامل که بر جهش همانندسازها، یا ابزار نسخه‌برداری و انتخاب برترینِ آن‌ها استوار است، قاطعانه نظر خود را چنین بیان کنیم:

 هر نوع زندگی، خواه زندگی زمینی ما باشد (که بر آب، کربن، نیتروژن و دیگر مواد شیمیایی استوار است)، خواه زندگی در سیاره یا جهانی دیگر (که به‌جای آب بر آمونیاک یا به‌‌جای کربن بر سیلیکون متکی باشد؛ چراکه می‌تواند زنجیره‌های طولانی همچون کربن را به وجود آورد) نتیجۀ حتمی آن، ایجاد ابزار هوشمندی خواهد بود و بر اساس قانونی که اکنون می‌شناسیم، این همان هدف حتمی تکامل است و هیچ حیات یا همانندسازی یا ابزار نسخه‌برداری و تکامل نمی‌تواند دیر یا زود از رسیدن به آن برکنار بماند.

می‌دانیم که انتظار می‌رود هر نوع حیات در جهان ما باید بر آب و کربن استوار باشد، زیرا آب مایعی بسیار مناسب برای میزبانی زندگی است؛ چراکه هنگام انجماد جرم حجمی‌اش کم می‌شود و یخ روی سطح آب می‌آید و به ‌این ‌ترتیب یخ این اجازه را می‌دهد که زندگی در آب جاری در زیرش همچنان ادامه یابد. این عناصر چهارگانه هیدروژن، اکسیژن، نیتروژن و کربن، به میزان بیشتری در جهان یافت می‌شوند. کربن به‌تنهایی قادر است زنجیره‌های ضعیفی را به وجود آورد که برخلاف زنجیره‌های سیلیکونی به‌راحتی شکسته می‌شود و برای متابولیسم و زندگی مناسب است.

به ‌این‌ ترتیب، بر اساس نظریۀ تکامل به سخن نهایی و حل اختلاف در خصوص امکان اثبات وجود پروردگار یا خدا می‌رسیم. ثابت کردیم که زندگی هدف دارد و هدفمند است و تکامل نیز به همین صورت هدفمند است. به این خاطر که صفت و ویژگی اثر، بر صفت مؤثر دلالت دارد؛ در نتیجه برای مؤثر، این صفت ثابت می شود که هدفمند، عاقل و داناست؛ و با این مسئله وجود مؤثری هدفمند، عاقل و دانا را ثابت نمودیم. در نتیجه وجود پروردگار یا خدا اثبات می‌شود، خواه به‌طور مستقیم، مؤثر باشد یا یکی از آثارش بر این صفت دلالت کند؛ یعنی هدفمندی باشد. این موضوع به‌‌خودی‌خود برای رد نظریۀ الحادی جدید، مبنی بر اینکه تکامل فاقد هدفی درازمدت است کفایت می‌کند.

به این دلیل که صفت و ویژگی اثر، بر صفت مؤثِر دلالت دارد؛ در نتیجه برای مؤثِر این صفت ثابت می‌شود که هدفمند و عاقل و داناست. و با این مسئله وجود مؤثری هدفمند و عاقل و دانا را ثابت کردیم.»

سخن پایانی

طبیعتاً تفسیرها و توضیحات بیشتری نسبت به دلیل هدفمندی تکامل را در کتاب “توهم بی‌خدایی” احمدالحسن می توان خواند و در آن‌ها تأمل کرد. اما آنچه به‌صورت اجمالی در این نوشتار به آن پرداختیم، مشاهدۀ سیر حرکت تکامل از دیرباز تا به امروز است. اینکه تکامل با قانونمندی بی‌شائبۀ خود یعنی قانون بقای ژن برتر همواره در خدمت تعالی ابزار هوشمندی یا رسیدن به موجود هوشمند بوده است و وجود این قانون و هدفمندی در تکامل به وجود این صفات در مؤثرِ آن دلالت دارد. این مؤثر در ادبیات دینی، خدا، اله، رب و… نام‌گذاری شده است.

منبع: احمدالحسن، کتاب توهم بی‌خدایی، ترجمۀ فارسی، صفحات 204 و 205.


[1]. رابطه ژن‌ها با جاندار، مانند رابطه نقشه ساختمان و خود ساختمان است. ژن‌ها نقشه هستند و جاندار دستاورد اجرای نقشه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا