سری کتاب سرگردانی یا مسیر به‌سوی خدا

4 مرحله آماده‌سازی امت قبل از جهاد

1- نشر فقه دینی بین مؤمنین

نشر فقه دینی بین مؤمنین بر هر مؤمن، واجب و یک واجب شرعی است؛ زیرا مقدمۀ تمام عبادت‌ها و اصلاح تمام معاملات است؛ [البته] هرکس برحسب توان و قدرتش. آنچه برعهدۀ یک دانش‌آموختۀ دانشگاهی است مانند آنچه برعهدۀ یک شخص عامی است، نمی‌باشد؛ به‌عنوان مثال یک دانش‌آموخته باید دروس فقهی یا برخی از مسائل آن را بیاموزد یا از یک طلبۀ علوم دینی کمک بگیرد -‌‌‌که راهنمایی کردن از سوی روحانیون بر آن‌ها واجب است‌- سپس به نشر فقه بین مؤمنین اقدام نماید.

اما کسی که توان خواندن ندارد، باید در مساجد و یا از دیگر مؤمنین اقدام به یادگیری بعضی مسائل فقهی نماید و سپس به انتشار آن در میان مؤمنین بپردازد. کسی نباید علمش را کوچک بشمارد؛ حتی اگر فقط یک مسئله فقهی را بدانید باید به نشر آن بین مؤمنین اقدام نمایید.

آگاه باشید که امروزه با نشر فقه و بحث بین مؤمنین در خصوص قوانین اسلامی و احوال مسلمانان، چهرۀ طاغوت‌ها و اعوان و انصار آن‌ها که با اسلام ظاهرنمایی می‌کنند، عریان می‌شود و به‌این‌ترتیب مسلمانان متوجه خروج این حاکمان ستمگر از شریعت مقدس و تمسخر مقدسات توسط آن‌ها و جنگی که با اولیای خداوند و مؤمنین و متدینین به راه انداخته‌اند، خواهند شد.

2- امر به معروف و نهی‌ از‌ منکر

دربارۀ این موضوع پیشتر گفته شد که یک وظیفۀ اجتماعی مهم و واجبی از مهم‌ترین واجبات شرعی است که با آن رضای خدا را به دست می‌آوریم و طاغوت‌ها را رسوا می‌سازیم. بر عهده‌ی ماست که زیردستان و فرومایگانی که در خدمت طاغوتیان هستند را اصلاح و آیات قرآن و سخنان انبیا‌ (ع) و جهادی که در مقابل طاغوت انجام دادند را به آن‌ها یادآور شویم. خداوند متعال می‌فرماید: «إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَیوْمَ یقُومُ الْأَشْهَادُ»[1] (ما به‌يقين پيامبران خود و کسانی را که ايمان آورده‌اند، در زندگی دنيا و روزی که گواهان به پا می‌خيزند ياری می‌دهيم).

همچنین می‌فرماید: «کتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِی إِنَّ اللَّهَ قَوِیٌّ عَزِیزٌ * لا تَجِدُ قَوْماً یؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیوْمِ الْآخِرِ یوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ کانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ أُولَئِک کتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْأِیمَانَ وَأَیدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَیدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ أُولَئِک حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»[2] (خداوند چنين مقرر داشته که من و رسولانم پيروز می‌شويم؛ چرا که خداوند قوی و شکست‌ناپذير است * هيچ قومی را که ايمان به خدا و روز رستاخيز دارند نمی‌يابی که با دشمنان خدا و رسولش دوستی کنند، هر‌چند پدران يا فرزندان يا برادران يا خويشاوندانشان باشند؛ آنان کسانی هستند که خدا ايمان را بر صفحۀ دلهايشان نوشته و با روحی از ناحيه خودش آن‌ها را تقويت فرموده و آن‌ها را در باغهایی از بهشت وارد می‌کند که نهرها از زير (درختانش) جاری است و جاودانه در آن می‌مانند؛ خدا از آن‌ها خشنود است و آنان نيز از خدا خشنودند؛ آن‌ها حزب‌الله‌اند؛ بدانيد حزب الله، پيروز و از رستگاران هستند).

همچنین می‌فرماید:‌ «وَلَقَدْ سَبَقَتْ کلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا الْمُرْسَلِینَ * إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ * وَإِنَّ جُنْدَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ»[3] (ما دربارۀ بندگانمان که به رسالت می‌فرستيم از پيش تصميم گرفته‌ايم * که هر‌آينه آنان، خود پيروزند * و لشکر ما، خود غالب‌اند).

کسی که در وجودش اندکی نور الهی وجود داشته باشد، یادآور خواهد شد و به ولایت الهی بازخواهد گشت و دیگر به فرمان طاغوت نخواهد بود و به گروه مؤمنین ملحق می‌گردد؛ اما (بدبخت) کسی است که گمان دارد تسلیم شدن در برابر طاغوت او را نجات خواهد داد و زنده باقی خواهد گذاشت. برای چنین شخصی نباید متأسف شد؛ زیرا فکر می‌کند که زندگی در دست طاغوت است، نه در دست خداوند! وجود او آن‌قدر مالامال از ترس و خوف از طاغوت شده است که شخصیتی دوگانه پیدا کرده است.

یاری‌دهندگان طاغوت کسانی هستند که قلب‌هایشان تاریک و دیدگانشان نابینا گشته است، به حدی که منکر را معروف و معروف را منکر می‌بینند؛ اما این سخن به این معنا نیست که آن‌ها را رها کنیم تا هیزم جهنم شوند، زیرا امکان دارد یکی از آنان اصلاح شود و به‌سوی ولایت خدا بازگردد.

ما به‌عنوان مؤمن باید امام حسین (ع) را الگو قرار دهیم. امام حسین (ع) لشکر یزید‌بن معاویه که لعنت خدا بر او باد را نصیحت و آن‌ها را امر به معروف و نهی از منکر فرمود و نتیجه، بازگشت فرماندهی از فرماندهان سپاه اموی که همان حر‌بن یزید ریاحی بود، حاصل شد. اگر این، تنها نتیجۀ خطبۀ حضرت ابی‌عبدالله (ع) باشد، کافی است.

مؤمنین باید با احتیاط و تدبیر، این گمراهان را پند و نصیحت کنند و باید خویشاوندان مؤمنین یا کسانی که از آسیب آن‌ها در امان هستند، آن‌ها را نصیحت نمایند. مؤمنین نباید از اصلاح جامعۀ اسلامی مأیوس شوند؛ زیرا آن‌ها حزب خدا و سربازان او هستند و خداوند برای آن‌ها پیروزی و سربلندی نوشته است. خداوند سبحان رهبر الهی، مهدی (ع) را ارسال می‌کند؛ که اصلاح کنندۀ بزرگ و منتشر‌کنندۀ شریعت بر روی زمین است و کلمه‌ای است که خداوند برای رسولانش وعده کرده بود و به آن‌ها وعدۀ پیروزی داده بود. از طلوع خورشید بعد از این غیبت طولانی، خسته‌کننده و مرارت‌آور گریزی نیست. شب و روز، آشکار و پنهان تلاش کنید؛ تلاشی درخور مؤمنی که برای آماده‌سازی پایه‌های دولت صاحب الزمان (ع) در این هنگامۀ عظیم تلاش می‌کند!

ابی‌عبدالله (ع) فرمود: (پیامبر خدا (ص) فرمود: خوشا به سعادت کسی که در زمان قائم اهل‌بیت من زندگی می‌کند، درحالی‌که قبل از قیامش به او اقتدا نموده است؛دوست‌دار او را دوست داشته باشد و از دشمن او برائت بجوید و ائمۀ هدایتگر قبل از او را دوست داشته باشد؛ اینها رفیقان من و مورد رحمت و دوستی با من و کریم‌ترین امتم بر من هستند. رفاعه گفت: و کریم‌ترین خلق خدا بر من نیز!).[4]

از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمود: (پیامبر خدا (ص) به اصحابش فرمود: امتی بعد از شما خواهد آمد که اجر یک مرد از آن‌ها برابری می‌کند با پنجاه مرد از شما. گفتند: ای پیامبر خدا، ما در جنگ‌های بدر، احد و حنین با تو همراه بودیم و قرآن در میان ما نازل شد. فرمود: شما تحمل آنچه آن‌ها تحمل می‌کنند را ندارید و بر آنچه آنان صبر می‌کنند، صبر ندارید).[5]

از محمد‌بن عبدالخالق از ابی‌بصیر که گفت: ابی‌عبدالله امام صادق (ع) فرمود: (ای ابا‌محمد! در نزد ما سرّى از اسرار خدا و علمى از علم خدا هست که نه ملک مقرب و نه نبى مرسل و نه مؤمنى که قلبش را خدا براى ايمان آزموده است، تاب آن را ندارد. به خدا قسم کسى را جز ما مکلف به حمل آن نکرده و کسی غیر از ما را با این سرّ، بندۀ خویش ننموده است؛ و در نزد ما سرّى از اسرار خدا و علمى از علم خداست که دستور تبليغ آن را به ما داده است. ما آنچه را که از جانب خدا دستور به تبليغش داشتیم، تبليغ کرديم و محل و موضعى و اهلى و حاملی نيافتیم که آن را حمل کند تا زمانی که خداوند برای آن، از سرشتى که محمد و ذریه‌اش و از نورى که محمد و خاندانش را از آن آفريده است و آن‌ها را آراست -آن‌گونه که با فضل و رحمتش محمد و ذریه‌اش را آراسته نمود- گروهى را بیافریند. آنچه را خدا دستور به تبليغش داده بود، تبلیغ کردیم و آن‌ها پذيرفتند و تحملش کردند (از سوی ما به آن‌ها تبلیغ شد و آن‌ها قبولش کردند و تحملش نمودند) و مقام ما را به ايشان یادآور شدند، دل‌هاى آن‌ها به معرفت و گفتار ما متمايل شد. اگر سرشت آن‌ها چنين نبود اين طور نبودند؛ نه به خدا قسم که تاب و تحمل نمی‌آوردند.)

سپس فرمود: (خداوند گروهى را براى جهنم و آتش آفريد؛ به ما دستور داد آن‌ها را تبليغ کنيم. آن‌ها را تبليغ نموديم ولى از آن ناراحت شدند و قلب‌هایشان نفرت ورزید و آن را به خودمان برگرداندند و تاب نياوردند و تکذيب کردند و گفتند: ساحر و دروغ‌گوست. خدا بر دل‌هاى آن‌ها مُهر زد و آن‌ها را به فراموشى واداشت؛ سپس خداوند زبانشان را بر پاره‌ای از حق باز گذاشت که آن را به زبان می‌آورند ولى در دل منکرند تا به اين وسيله از اولياى خدا و بندگان مطيعش دفع شود؛ اگر چنين نبود، خدا در زمين پرستش نمیشد. ما دستور داريم از آن‌ها دست برداريم و اين مطلب را پوشيده بداريم و شما نیز آنچه خدا به کتمانش فرمان داده است را پوشیده بدارید و از کسانی که خداوند فرمان پوشیده‌داشتن و مخفی‌کردن از او را داده است، مخفی نمایید). در اين موقع امام (ع) دست خود را بلند نمود، گريه کرد و فرمود: «اللهم ان هؤلاء لشرذمة قليلون فاجعل محياهم محيانا و مماتهم مماتنا و لا تسلّط عليهم عدوا لک فتفجعنا بهم فانک ان فجعتنا بهم لم تعبد ابدا فی ارضک وصلى الله على محمد وآله وسلم تسليماً» (خدايا! اینها گروهى اندک‌اند. زندگى آن‌ها را زندگى ما و مرگشان را مرگ ما قرار ده و دشمن خود را بر آن‌ها چيره مکن که گرفتار اندوه و مصيبت آن‌ها شويم. خدايا اگر ما به مصيبت و اندوه آن‌ها مبتلا شويم، در زمين پرستش نخواهى شد؛ درود و سلام خداوند بر محمد و خاندانش).[6]

3- گسترش فکری نهضت اسلامی

نهضت اسلامی همان نهضت حضرت محمد‌بن عبدالله (ص) و مؤمنین و مستضعفین علیه طاغوتیان زمان خودشان مانند‌ ابوسفیان، کسری و قیصر و اَعوان و انصارشان است. این نهضت به پایان نمی‌رسد، مگر اینکه همۀ مردم روی زمین کلمۀ (لا اله الا الله، محمد رسول‌الله) را سر بدهند که به دست مهدی این امت (ع) در تمام نقاط جهان گسترش می‌یابد. مسلمان تردید نمی‌کند که نهضت امام حسین (ع) ادامۀ نهضت پیامبر (ص) است، همان‌طور که در حدیث مشهور می‌فرمایند: (حسین از من است).[7]

نهضت امام حسین (ع) همان نهضت حزب خدا و یارانش علیه طاغوت و حزب اوست؛ همچنین خروج امام حسین (ع) همان خروج پیامبر خدا (ص) اما در شخصیت پسرش حسین (ع) است که آقای جوانان بهشت می‌باشد.

خروج امام حسین (ع) با هدف به دست آوردن پیروزی نظامی در میدان جنگ نبود، زیرا فقط هفتاد‌و‌چند نفر با او بودند. حسین (ع) با سفارش و عهدی از جانب جدش رسول خدا (ص) خروج کرد و به‌خوبی آگاه بود که کشته خواهد شد و یارانش و حتی فرزند شیرخوارش نیز به قتل می‌رسند و همچنین زنانش که بین آن‌ها زینب دختر فاطمه دختر رسول خدا (ص) حضور داشت نیز به اسارت خواهند رفت.

قیام حسین (ع) با هدف احیای نهضت اسلامی محمدی صورت گرفت و حقیقتی اصلاح‌گرایانه داشت؛ اما بنی امیّه خواهان تبدیل این هدف به یک شورش نظامی بودند تا به این وسیله یک امپراتوری عربی به اسم اسلام برقرار نمایند. نهضت حسین (ع) آمد تا به مردم در هر مکان و زمان اعلام دارد که اسلام هدف برپایی امپراتوری عربی را در سر ندارد.

  • هدف اسلام این است که همۀ مردم روی زمین (لا اله الا الله) بگویند.
  • هدف اسلام برپاداشتن عدل الهی در زمین است.

نهضت امام حسین (ع) آمد تا برائت خداوند سبحان و رسولش (ص) از حاکمان ظالمی که بر این امت مسلط شده و جانشینان خدا در زمینش که همان اوصیای محمد (ص)، امامان دوازده‌گانه (ع) هستند را از حکومت دور کرده بودند، اعلام دارد.

آنچه در روز دهم محرم سال شصت و یک هجری در کربلا حاصل شد، تأکید می‌کند که امت اسلامی بعد از وفات پیامبر (ص) به عصر جاهلیت برگشتند. مهم‌ترین و بارزترین نمونۀ این بازگشت، کشتن امام حسین (ع) و بالا بردن سر مبارکش بر نیزه و اسیر کردن وصی چهارم از اوصیای پیامبر (ص) علی‌بن الحسین (ع) و کشانیدن ایشان به شام، آن هم با دست‌های زنجیر شده می‌باشد. آنچه این امت بر سر اوصیای پیامبر (ص) آوردند کامل کنندۀ اعمالی بود که بنی‌اسرائیل بر سر پیامبر خود آورده بود؛ البته اگر ننگین‌تر و بدتر از آن نباشد!

ماحصل واقعۀ کربلا لعنت بر آن نسلی از امت اسلامی بود که راضی به قتل حسین (ع) شدند و در همان زمان، ایشان (ع) رحمتی برای نسل‌هایی از این امت بود که بعد از شهادت امام حسین (ع) به وجود آمد؛ به این صورت که فکر انقلاب اسلامی در جان‌های بسیاری ریشه دوانید؛ فکری که خداوند سبحان‌ومتعال خطوط آن را ترسیم نمود و محمد (ص) و پس از او آل محمد (ع) آن را اجرا نمودند.
امروزه ما این حقیقت را درک می‌کنیم؛ زیرا این واقعه در عمل رخ داد و هنگامی‌که روز عاشورا فرا می‌رسد نوحه و عزاداری و گریه از هر گوشۀ زمین که مؤمنی وجود دارد، برمی‌خیزد.

امام حسین (ع) هرآنچه را که داشت در راه خدا قربانی کرد تا از واضح‌ترین علامت‌های سیر به‌سوی خدا و خارج شدن از سرگردانی‌ای که بر این امت واقع شد، باشد؛ تا پایه و اساس محکمی برای هر مسلمانی که شمشیر خود را برای مواجهه با طاغوت‌هایی که بر این امت مسلط شده‌اند تا آن را به دوران جاهلیت بازگردانند، باشد. نهضت حسین (ع)، نهضت محمدی اسلامی اصیل است که هدف آن اصلاح فرزندان این امت و آماده‌سازی نسلی است که توانایی حمل رسالت الهی را دارند. نسلی ربّانی که خداوند را عبادت می‌کنند و هیچ دستوری را جز دستور قرآن قبول ندارند و حاکمی را جز معصومین (ع) که از طرف خداوند تعیین شده و یا کسانی که نایب آن‌ها هستند نمی‌پذیرند.

اگر کشته شدن امام حسین (ع) واقعه‌ای بسیار عظیم است، هدفش نیز به همان اندازه عظیم است که همان بر‌پایی دولت بزرگ (لا اله الا الله) بر روی زمین، دولت عدل الهی به رهبری ابن‌الحسن (ع) امام مهدی منتظر می‌باشد.

4- آماده‌سازی قوا برای جهاد

اگر مسلمانان در دین خود اندیشه کنند و شروع به امر‌به‌معروف و نهی‌از‌منکر نمایند و هدف نهضت اسلامی را که همان «برافراشتن کلمۀ لااله الا الله» بر تمام اهل زمین و اقامۀ عدل الهی بر روی زمین است به خوبی بشناسند، نسلی که آمادۀ جهاد علیه طاغوتیان است، آماده می‌شود. مرحلۀ چهارم آماده‌سازی برای جهاد، آماده‌سازی بدنی و تهیۀ سلاح است؛ حتی اگر چاقویی کوچک یا قطعه فلزی باشد؛ اینها را بی‌اهمیت و ناچیز نشمارید زیرا اصحاب پیامبر خدا (ص) با برگ‌های درخت خرما توانستند بر شمشیرهای مشرکین قریش پیروز شوند.

بدانید خداوند با شماست، پابرجایتان می‌کند و توسط فرشتگانش شما را یاری می‌دهد اگر به‌راستی جزو مخلصین او باشید؛ و همراه لشکر طغیانگر، شیطان است که آن‌ها را راهنمایی می‌کند و آنان نیز به دنبال او حرکت می‌‌کنند تا جایی که دو لشکر با هم مواجه شوند و لشکر طغیانگر فرار کرده و پشت به جنگ کند. خداوند می‌فرماید: «وَقَالَ الشَّیطَانُ لَمَّا قُضِیَ الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَکمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدْتُکمْ فَأَخْلَفْتُکمْ وَمَا کانَ لِیَ عَلَیکمْ مِنْ سُلْطَانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُکمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِی فَلا تَلُومُونِی وَلُومُوا أَنْفُسَکمْ مَا أَنَا بِمُصْرِخِکمْ وَمَا أَنْتُمْ بِمُصْرِخِیَّ إِنِّی کفَرْتُ بِمَا أَشْرَکتُمُونِ مِنْ قَبْلُ إِنَّ الظَّالِمِینَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ»[8]

(چون کار به پايان آيد، شيطان گويد: خدا به شما وعده داد و وعدۀ او حق بود و من نيز به شما وعده دادم ولی در وعدۀ خود خلاف کردم و من بر شما هیچ تسلطی ندارم جز آن که دعوتتان کردم و شما نيز دعوت مرا اجابت کرديد؛ پس مرا ملامت مکنيد، خود را ملامت کنيد؛ نه من فريادرس شما هستم، نه شما فريادرس من. از اينکه مرا پيش از اين شريک خدا قرار داده بوديد بيزارم، زیرا برای ستم‌کاران عذابی است دردآور).

با اجرای مراحلی که بیان شد، سربازان مهدی (ع) که همان سربازان خداوند سبحان و متعال هستند، هم از بُعد نفسانی و هم از بُعد جسمانی برای جهاد آماده می‌شوند. هر مؤمن مجاهد باید در خودش ببیند که همراه با خدای سبحان جبّار آسمان‌ها و زمین است و از طاغوت‌ها و انبوهی سپاهیان و امکاناتشان هیچ ترس و هراسی به دل راه ندهد: «إِنَّ کیدَ الشَّیطَانِ کانَ ضَعِیفاً»[9] ( مکر شيطان ضعیف است).

در این هنگام خداوند سبحان و متعال بر این امت گشایش می‌کند و رهبر ربّانی مهدی (ع) را ارسال می‌کند تا از این سرگردانی خارج شوند و به سرزمین مقدس داخل شوند؛ ان‌شاءالله سبحانه‌و‌تعالی.

حضرت مهدی (ع)، محمد، فرزند حسن، فرزند علی، فرزند محمد، فرزند علی، فرزند موسی، فرزند جعفر، فرزند محمد، فرزند علی، فرزند حسین، فرزند علی‌بن ابی‌طالب (ع) است. او از فرزندان علی (ع) و فاطمه (س) دختر حضرت محمد (ص) پیامبر خداست.

مسلمانان همگی بر اینکه او در آخرالزمان خروج می‌کند، اتفاق‌نظر دارند و در این خصوص احادیث متواتری وجود دارد و همان‌طور که در حدیثی از حضرت محمد (ص) آمده است، منکر او همانند کسی است که به پیامبر (ص) کافر شده باشد.

در سال 255 هـ‌. ق‌. پنج سال قبل از شهادت پدرش امام حسن عسکری (ع) متولد شد و مادرش نوۀ دختری پادشاه روم است که نسب او به یکی از حواریون عیسی (ع) می‌رسد. بسیاری از مؤمنین در زمان حیات پدرش امام عسکری (ع) او را دیدند. زمانی که به مقام امامت رسید فقط چهار نایب خاص در زمان غیبت صغری که بیش از 70 سال طول کشید، او را می‌دیدند؛ سپس خواست خدا بر این بود که غیبت کبری واقع شود و ایشان (ع) تا امروز زنده باقی بماند تا زمین را از عدل و داد پر کند، همان‌گونه که از ظلم و ستم پر شده است.

در تورات و انجیل ذکرش به میان آمده و به دلیل عمر طولانی‌اش (قدیم‌الایام) نامیده شده است. عیسی (ع) در زمان قیام ایشان (ع) از آسمان فرود می‌آید تا وزیر او (ع) و تأیید کنندۀ حق او (ع) باشد.

امام در مکه قیام می‌کند و یارانش که بالغ بر 313 نفر به تعداد اصحاب جنگ بدر و یاران طالوت که توانستند از رودخانه عبور کنند، می‌باشند؛ گرد او جمع می‌گردند و سپس از تمام کشورهای اسلامی مؤمنین مخلص به‌سوی مکه روان می‌شوند که تعداد آن‌ها به ده‌هزار نفر می‌رسد و اینها نخستین لشکر امام (ع) هستند. امام برای جنگ از مکه خارج نمی‌شود تا آن که خداوند لشکر سفیانی را بین راه مکه و مدینه در زمین فرو ببرد و این همان لشکری است که ارسال می‌شود تا جلوی حرکت نهضت مهدی (ع) را بگیرد. بعد از این واقعه، حرکت امام برای پاک‌سازی زمین اسلامی از طاغوتیان و نوکرانی که اطراف آن‌ها جمع شده‌اند آغاز می‌شود. امام به جنگ سفیانی و سربازان نجس او و آزادسازی سرزمین مقدس می‌رود و مردم گروه گروه در دین خدا وارد می‌شوند.

امتحانات الهی در زمان ظهور حضرت بسیارند؛ از جملۀ آن‌ها دجال و لشکر غرب است؛ اما خداوند ولیّ خود، مهدی (ع) و سربازانش که همراه او هستند را یاری و بر دشمنان پیروز می‌کند تا دین الهی بر تمام ادیان پیروز شود، حتی اگر مشرکین را خوش نیاید؛ همان‌گونه که خداوند در قرآن کریم وعده فرموده است.[10]

از علامت‌های نزدیک شدن ظهور ایشان (ع) آن است که آسمان بارانش را منع می‌کند؛ همچنین گرمای شدید، اختلاف بین شیعه، مرگ فقها که بسیاری از آن‌ها در نجف به قتل می‌رسند، محاصرۀ اقتصادی عراق، همان‌گونه که در روایت‌ها آمده است حتی درهمی با عراق داد‌و‌ستد نمی‌شود.[11] اهل عراق از زیارت خانۀ خدا منع می‌شوند و کسی که آن‌ها را منع می‌کند، روم (غرب امروزی) می‌باشد، همان‌طور که از امام صادق هنگامی‌که اهل عراق را مخاطب قرار داده بود، روایت شده است که فرمود: (… آن هنگام از حج منع می‌شوید، محصولات کم می‌شود و خشک‌سالی سرزمین‌ها را دربرمی‌گیرد، به تورم و گرانی قیمت‌ها و همچنین به ظلم حاکم مبتلا می‌شوید و در بین شما ظلم و تعدی به همراه بلایا و وبا (بیماری) و گرسنگی ظاهر می‌شود و فتنه‌ها بر شما سایه می‌افکنند…).[12]

مساجد تزیین می‌شوند و قرآن‌ها آراسته می‌گردند و در مسجد غذا خورده می‌شود. سال مانند ماه و ماه مانند هفته و هفته مانند روز و روز مانند یک ساعت می‌گذرد. چهار هزار مسلمان روز جمعه در مسجد کوفه به دست حاکمان عراق کشته می‌شوند. دیوار مسجد کوفه فرو می‌ریزد. بین حاکمان عراق اختلاف پیش می‌آید و این اختلاف، نخستین علامتِ از بین رفتن حکومتشان است و مردم به این حکومت طمع می‌کنند.‌ ستارۀ دنباله‌دار که روشنایی‌اش مانند نور ماه است، پیدا می‌شود و سپس خم می‌شود، به‌طوری‌که سرستاره به دنبالۀ آن می‌رسد. دیگر علامات عبارت‌اند از: ندای آسمانی در روز 23 ماه رمضان، ظهور سفیانی در شام و اردن و اشغال سوریه و بخشی از فلسطین توسط او؛ و قبل از ظهور سفیانی در شام، اختلاف بر سر حکومت در شام، داخل شدن سفیانی به عراق و کشتن حاکم آن، وقوع ماه‌گرفتگی در 5 روز مانده به آخر ماه و خورشیدگرفتگی در نیمۀ رمضان که این دو علامت در یک ماه رخ می‌دهند.

در سال قیام ایشان (ع) سیل کوفه را می‌گیرد. در سال قیام از آسمان 24 باران می‌بارد و آثار و برکاتش در زمین دیده می‌شود، خرما در نخل‌ها فاسد می‌شود و در بعضی از روایات آمده است که میوه‌ها در درختان فاسد می‌شوند.[13] ظاهر شدن آتش در حجاز و ظاهر شدن آتش در آسمان و همچنین ظاهر شدن سرخی در آسمان، متوقف شدن خورشید هنگام زوال (ظهر)، خراب شدن بغداد با جنگ‌ها و فتنه‌ها، خراب شدن بصره، ظاهر شدن ذکر ایشان (ع) بر سر زبان‌ها، خروج ایشان در سالی فرد، کشته شدن نفس زکیه در کعبه بین رکن و مقام؛ و پس از این علامت‌ها قائم بعد از پانزده روز یا کمتر قیام می‌کند.

بعد از قیامش چند علامت دیگر رخ می‌دهد که دال بر ظهور ایشان (ع) است از جمله به زمین رفتن لشکر سفیانی در بیداء بین مکه و مدینه؛ و چه‌بسا احتمال دارد که ندای آسمانی بعد از ظهور و قیام امام (ع) واقع شود تا دلالتی بر حقانیت امام باشد به‌خصوص که منادی، جبرئیل در آسمان می‌باشد.

این علامت‌ها برخی از چیزهایی است که در احادیث از ائمه (ع) نقل شده است، ‌و خداوند داناتر است؛ به ما جز اندکی از علم داده نشده است که از خداوند سبحان تقاضای زیاد شدن آن را داریم!

والسلام على حجة الله فی أرضه و رحمة اللـــه و برکاته.
و سلام بر حجت خدا بر زمینش و رحمت خدا و برکاتش بر او باد.
والسلام على المؤمنین و المؤمنات و رحمة الله و برکاته.
و سلام بر مردان و زنان مؤمن و رحمت خدا و برکاتش بر ایشان باد.

«رَبَّنَا آمَنَّا بِمَا أَنْزَلْتَ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاکتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِین» [14]
(ای پروردگار ما، به آنچه نازل کرده‌ای ايمان آورديم و از رسول پيروی نمودیم؛ پس ما را در شمار گواهی‌دهندگان بنويس).

«رَبَّنَا لا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْک رَحْمَةً إِنَّک أَنْتَ الْوَهَّابُ» [15]
 (ای پروردگار ما، پس از آن که ما را هدايت کردی، دل‌های ما را به باطل متمايل مساز و رحمت خود را بر ما ارزانی دار که تو بسیار بخشاينده‌ای).

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ
«إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ یقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیقْتُلُونَ وَیقْتَلُونَ وَعْداً عَلَیهِ حَقّاً فِی التَّوْرَاﺓ وَالْأِنْجِیلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیعِکمُ الَّذِی بَایعْتُمْ بِهِ وَذَلِک هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ * التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاکعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنْکرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ» [16]

بسم الله الرحمن الرحیم
(خدا از مؤمنان جان‌ها و مال‌هايشان را خريد تا بهشت برای آنان باشد. در راه خدا جنگ می‌کنند، چه بکُشند يا کشته شوند، وعده‌ای که خدا در تورات و انجيل و قرآن داده است به حق بر عهدۀ اوست و چه کسی بهتر از خدا به عهد خود وفا خواهد کرد؟ به اين خريد و فروشی که کرده‌ايد شاد باشيد که کاميابی بزرگی است؛ توبه‌کنندگان، پرستندگان، ستايندگان، روزه‌داران، رکوع‌کنندگان، سجده‌کنندگان، امر‌کنندگان به معروف و نهی‌کنندگان از منکر و حافظان حدود خداوند و مؤمنان را بشارت ده).

گناه‌کار تقصیرکار
احمـدالحسن
1420 هـ‌. ق.
[17]

پی‌نوشت‌ها
[1]– غافر: 51
[2]– مجادله: 21-22
[3]– صافات: 171-173
[4]– غیبت طوسی: ص 457
[5]– غیبت طوسی: ص 457
[6]– اصول کافی: ج 1، ص 405
[7]– مسند احمد: ج 4، ص 172؛ سنن ابن‌ماجه: ج 1، ص 51
[8]– ابراهیم: 22
[9]– نساء: 76
[10]– ایشان (ع) به این سخن خداوند متعال اشاره می‌فرماید: «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِینِ الْحَقِّ لِیظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کلِّهِ وَلَوْ کرِهَ الْمُشْرِکونَ»؛ (او کسی است که فرستادۀ خود را با هدایت و دینی بر حق فرستاد تا آن را بر همۀ دین‌ها پیروز گرداند، هر‌چند مشرکان را خوش نیاید). توبه: 33
[11]– از ابی‌نضره نقل شده است که گفت: نزد جابر‌بن عبدالله بودیم، گفت: (بر اهل عراق زمانی خواهد رسید که درهمی با آن‌ها داد‌و‌ستد نمی‌شود…). عمده ابن‌البطریق: ص 424؛ بحار‌الانوار: ج 51،‌ ص 91؛ صحیح مسلم: ج 8، ص 184
[12]– امالی مفید: ص 64؛ بحار‌الانوار: ج 47، ص 122
[13]– از ابی‌عبدالله (ع) که فرمود: (در سال قیام قائم (ع) میوه‌ها و خرما بر درختان فاسد می‌شود و از آن شکایت نکنید). ارشاد: ج 2، ص 377
[14]– آل عمران: 53
[15]– آل عمران: 8
[16]– توبه: 111- 112
[17]– 1378 هجری شمسی (مترجم)

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا