ادله خداناباورانادله دعوت

آیا مدعیان نمایندگی ادیان در برابر الحاد علمی شکست خورده‌اند؟

در آغاز این هم‌سفری از خداناباوری علمی گفتیم. از اینکه اشکالات موجود به خداباوران دیگر در اشکالات ساده و قابل گذر از میان متون دینی منحصر نیست؛ بلکه از قاعده و منطقی علمی برخوردار است. تا جایی که می‌تواند تصویری ارائه دهد و منشأ پیدایش حیات را چیزی جز خدا معرفی کند و با واقعیت های علمی آن را پوشش دهد. از ضرورت رویاروشدن با این بینش گفتیم و بیان داشتیم که اکنون زمانی است که لازم است دخالتی الهی شکل گیرد تا از اعتقاد به خدا دفاع کرده و در برابر واقعیت‌های علمی قد علم کند، اما نه در جهت انکار آن‌ها، بلکه در کنار و هم‌سو با آنها. آیا این شرایط به معنی شکست‌خوردن مدعیان ادیان در مواجهه با الحاد علمی است؟! در این نوشتار به بیانات احمدالحسن در دیدارش با دکتر عبدالرزاق هاشم دیراوی پیرامون این موضوع می‌پردازیم.

برخورد برخی از شخصیت‌های دینی با الحاد علمی، برخوردی شکست‌خورده وخوارکننده و درحقیقت خجالت‌آور است که سبب الحاد افراد بسیاری نیز شده است.

آیا مدعیان نمایندگی ادیان در برابرالحاد علمی شکست خورده‌اند؟

احمدالحسن می‌گوید:

«… خلاصه می‌توانیم بگوییم علت اصلی الحاد این است که شخصیت‌های دینی دربارۀ مسائل علمی معاصر پیرامون پیدایش هستی یا ظهور زندگانی و تکامل آن تا رسیدن به ظهور انسان روی سیاره زمین، پاسخ‌های صحیح و قانع‌کننده‌ای ندارند. همچنین اینکه آن‌ها معتقدند که دین با برخی از مسائلی که به لحاظ علمی از مبادی اساسی و پایۀ علوم شمرده می‌شود، در تعارض است. درباره برخی از شخصیت‌های دینی باید گفت که ‌ای کاش مشکل فقط پاسخ‌نداشتن بود، برخورد برخی از شخصیت‌های دینی با الحاد علمی، برخوردی شکست‌خورده وخوارکننده و درحقیقت خجالت‌آور است که سبب الحاد افراد بسیاری نیز شده است.

به‌عنوان مثال آنان نظریۀ تکامل را که امروزه با دلایل علمی قطعی در علم ژنتیک ثابت شده است، با اشکالات بی‌ارزش و سفیهانه رد می‌کنند و چنین پاسخ‌هایی موجب می‌شود که یک فرد آگاه به علم زیست‌شناسی تکاملی به هنگام برخورد با این پاسخ‌ها، به حال طرف مقابل و نادانی او ترحم  کند. و چه بسا این مسئله باعث شود که این فرد از دین و ایمان به کلی دور شود. حتی می‌توانیم بگوییم که شخصیت‌های دین، زمانی که می‌گویند: دین با نظریه تکامل تعارض دارد ـ ‌همان طور که پیش‌تر گفتم ـ بزرگ‌ترین هدیه را به صاحب نظرانِ الحاد تقدیم می‌کنند؛ به این خاطر که آنان می‌توانند اثبات کنند که نظریه تکامل صحیح است و امروزه هیچ تردیدی در آن نیست.  و به دنبال آن به این نتیجه می‌رسند که آنچه که با آن تعارض دارد، باطل است، که در بحث ما طبیعتاً دین و وجود خداوند است.»

آیا مدعیان دینی می‌توانند به سؤالات جدی خداناباوران پیرامون منشأ آفرینش و وجود خداوند پاسخ‌گو باشند؟

احمدالحسن خود به‌عنوان یک مدعی دینی به شیوۀ مواجهۀ علمای ادیان با خداناباوری علمی اشکال گرفته، بلکه آنان را به میدانی برای پاسخ‌گویی دعوت می‌کند تا به آن‌ها ثابت کند که آنچه از خود نشان می‌دهند تعصبی کور است که هیچ درک و فهم منطقی و الهی از آن پشتیبانی نمی‌کند. ایشان برای اثبات عجز مدعیان نمایندگی ادیان در برابر الحاد علمی، در صفحۀ شخصی فیس‌بوک خود در تاریخ دوشنبه ۲۷/ آذر ماه/ ۱۳۹۱ هجری شمسی، نوشتند:

«سعی می‌کنم موضوعاتی مرتبط با خلق و اثبات وجود الله یا نبود او را مطرح سازم. این موضوعات علمی بسیار مهم هستند و آنچه در میدان علمی می‌بینم این است که الحاد از لحاظ علمی پیروز است و آن هم با معدل بسیار بالا در برابر کسانی که ادعای نمایندگی ادیان را می‌کنند. این‌ها که خود را «علما» می‌نامند، چه مسلمانان شیعه و سنی و وهابی، یا مسیحیان یا یهودیان به مسائلی که دانشمندان بیولوژی تکاملی و غیر آن‌ها مطرح می‌سازند، بدون هوشیاری پاسخ می‌دهند. آن‌ها مانند کسی هستند که مسئله‌ای را به‌اشتباه شنید و متوجه شد؛ در نتیجه به ‌اشتباه هم پاسخ گفت.

به همین دلیل کتابی در این باب نوشتم که الان تقریباً کامل است، و در آن مهم‌ترین نظریات علمی تجربی ثابت، یا ریاضی و نظری را مورد مناقشه قرار دادم. ان‌شاءالله هنگامی‌که ببینم اشخاصی از لحاظ شناخت، شایستگی آن را داشته باشند تا آنچه را نوشتم متوجه شوند، آن را منتشر خواهم کرد؛ هنگامی‌که ببینم اشخاصی از لحاظ شناخت، شایستگی آن را داشته باشند تا آنچه را نوشتم متوجه شوند؛ زیرا که نیاز به اطلاع در خصوص علومی مانند زمین‌شناسی تاریخی (یا تاریخ زمین)، و تاریخ قدیم و آرکئولوژی (علم آثار) و علم بیولوژی تکاملی و فیزیک نظری و کیهان‌شناسی و مردم‌شناسی و علم مهندسی ژنتیک و پزشکی و فلسفه و غیر آن‌هاست.

سؤالاتی برای مناقشه:

– رأی و نظرات علمای شیعه، سنی، وهابیت و مسیحیان در خصوص نظریۀ فرگشت داروین چیست؟
– و پاسخ منکر علمی به آن چیست؟
– راه اثبات وجود الله ضمن حدود زندگی زمینی برای کسانی که نظریۀ فرگشت (تکامل) را می‌پذیرند چیست؟
– رأی و نظر آن‌ها در خصوص نظریۀ ژن خودخواه چیست؟
– رأی و نظر آن‌ها در خصوص هیگز یا بوزون هیگز که مسئول پیدایش ذرات ماده در این جهان است که اخیراً با تجربۀ برخورددهندۀ هادرونی بزرگ کشف شده است، چیست؟

– رأی و نظر آن‌ها در خصوص نظریۀ ممبران (غشاء) یا نظریه M و وجود بیش از چهار بُعد در این جهان، و یازده بُعد تا الان، چیست؟
– رأی و نظر آن‌ها دربارۀ آنچه اخیراً پروفسور استیون هاوکینگ در خصوص اصل جهان و آغازش مطرح ساخت و اینکه نظریه‌ M و کوانتوم برای تفسیر پیدایش جهان از عدم کافی هستند، و اینکه آن نیاز به ظهور جهان از عدم به غیر از وجود قانون گرانش موجود از ابتدا بر حسب نظریۀ همه‌چیز یا نظریۀ M ندارد، و اینکه جهان ممکن است بدون نیاز به فرضیۀ وجود خدا ظاهر شود، چیست؟
– رأی و نظر آن‌ها در خصوص آنچه علمای فیزیک می‌گویند که مجموع انرژی مثبت و ماده با انرژی منفی و ماده تاریک (یا ضد ماده) در جهان مادی مساوی با صفر است، چیست؟

– آدم روی این زمین چه موقع شروع به زندگی کرد، و از آن‌ها تاریخ دقیق نمی‌خواهم، بلکه کلی بیان کنند؛ یعنی مثلاً بگویند ده‌ها هزار سال یا صدها هزار یا میلیون‌ها سال پیش.
– طوفان نوحA در کجا واقع شد؟
– طوفان نوحA چه موقع واقع شد و از آن‌ها تاریخ دقیق نمی‌خواهم، بلکه کلی بیان کنند؛ یعنی مثلاً بگویند ده‌ها هزار سال یا صدها هزار یا میلیون‌ها سال پیش.

– طوفان نوح چگونه واقع شد و چگونه امواج مانند کوه‌ها بودند همان ‌گونه که در قرآن ذکر شد؟
– آیا طوفان شامل کل نقاط زمین شد؟
– آیا با طوفان نوح، تمامی جانداران زمین به هلاکت رسیدند؟
– و اگر پاسخ آن‌ها این بود که شامل تمامی زمین و تمامی جانداران یا حداقل حیوانات روی زمین شد، پس تحلیل آن‌ها بر وجود حیوانات در جزیره‌های دوردست مانند حیوانات کیسه‌دار و حیوان فوسا FOSSA در استرالیا و در ماداگاسکار و غیره چیست؟
[فوسا پستانداری گوشت‌خوار است که شبیه گربه است. این جاندار، بومی کشور ماداگاسکار است.]

این سؤالات علمی مرتبط به اثبات یا انکار وجود خداست، به همین دلیل پاسخ های کسانی که مدعی نمایندگی ادیان هستند باید موافق با علم حدیث و نه جواب‌های روایی یا متن‌های دینی ظنی‌الصدور یا دلالت و متعارض با واقع علمی ثابت شده به شکل قطعی، باشند؛ مانند حقایق تاریخی ژئولوژی زمین و محتویات طبقات آن؛ پس مانند این متن‌های دینی یا غیر صحیح هستند یا اینکه تأویل می‌شوند زیرا که با حقایق علمی به اثبات رسیده در تعارض هستند.

بنابراین آنچه از فقهای ادیان خواهانیم پاسخ‌های علمی بر سؤالات بالا هستند، و گمان می‌کنم که آن‌ها کاملاً از پاسخ‌گویی به آن‌ها به‌صورت علمیِ معتبر عاجزند، بلکه به هر آنچه نوشته شد مطلع شدم و دیدم که فهم و درک اشتباه از مسائل علمی است و پاسخ‌گویی بر اساس فهم و درک اشتباه خودشان، یعنی اینکه مثلاً نظریۀ فرگشت (تکامل) را بر اساس فهم و درکشان به‌گونه‌ای می‌پندارند، سپس بر اساس همان فهم و درک اشتباه از مسئله، پاسخ اشتباه می‌دهند، و گمان می‌کنند که بر نظریۀ فرگشت پاسخ دادند در حالی ‌که آن‌ها به قول و فهم اشتباهشان از نظریۀ فرگشت پاسخ می‌دهند و نه پاسخ به آنچه در حقیقت نظریۀ فرگشت داروین می‌گوید.

آنچه معتقدم این است که در این مرحله‌ای که امروز در آن زندگی می‌کنیم و آنچه در این موضوعات علمی مرتبط به‌طور مستقیم با دین و اثبات وجود الله سبحانه است، بسیار بزرگ‌تر از آن‌هایی است که مدعی هستند علمای ادیان‌اند؛ …

ان‌شاءالله با شما بعضی از سخنان و نوشته‌های آن‌ها را در این صفحه مورد مناقشه قرار می‌دهم تا شما به‌شخصه سطح علمی آن‌ها و آنچه را در نزد خود دارند ببینید، و خواهید دانست چرا آن‌ها راه علمی جهت مواجهه با احمدالحسن را ندارند…

 آنچه از فرهیختگان تمنا دارم این است که همراه با من به خود مقداری زحمت دهند و یاد بگیرند و مطالعه کنند …

و هرکس رأی و نظری از رأی و نظرات آن‌ها دارد بیاید و اینجا مطرح سازد، و ان‌شاءالله آن را مطالعه کرده و به آن پاسخ خواهم داد؛ اما دربارۀ خودم، بنده به این سؤالات و بیشتر از آن‌ها را در کتاب (توهم بی‌خدایی) پاسخ دادم، و ان‌شاءالله به‌زودی آن را منتشر خواهم کرد؛ همچنین آن حاوی آنچه ممکن است مناظرۀ علمی نامیده شود با پروفسور ریچارد داوکینز که از برجسته‌ترین علمای معاصر زیست‌شناسی تکاملی شمرده می‌شود، و پروفسور استیون هاوکینگ که از برجسته‌ترین علمای فیزیک نظری و ریاضیات تطبیقی و متخصص در علم حیات است و برای ایشان نظریۀ ثابت‌شده در تابش سیاه‌چاله‌هاست.

منتظر پاسخ مراجع به‌تمامی این سؤالات هستم تا مناظره بین من و آن‌ها آغاز شود، چنانچه موضوعات قبلی را که مطرح کردم رد می‌کنند؛ و پیشنهاد می‌دهم که از اساتید دانشگاه‌ها جهت فهم و درک این موضوعات و اصطلاحات کمک و یاری بگیرند تا مرا در مناظره خسته نکنند.»

خلاصه اینکه؛

 آنچه در میدان علمی می‌بینم این است که الحاد از لحاظ علمی پیروز است و آن هم با معدل بسیار بالا در برابر کسانی که ادعای نمایندگی ادیان را می‌کنند. کتاب‌ها و سخنان فقهای شیعه و سنی و مسیحیانی، کتاب‌ها و سخنان ساده‌ای هستند که ممکن نیست پاسخ‌های آن‌ها شخصی را که به‌طور مثال اطلاعات بسیار خوبی از علم زیست‌شناسی تکاملی و علم ژنتیک و فیزیک داشته باشد، قانع و متقاعد سازد.

آیا مدعیان دین قادر به پاسخ‌دادن به سؤالات حساسی هستند که در رویارویی با الحاد علمی مطرح می‌شود؟!

آنچه مرور کردیم، تصویری از وضعیت موجود میان علمای ادیان و الحاد علمی بود.

علمای ادیان برخلاف تلاششان جهت مقابله با الحاد علمی، در حال امتیازدادن به آن هستند.  عملکرد آن‌ها به گونه ایست که دانشمندان معتقد به خداناباوری علمی و پیروانشان را ترغیب به پافشاری بیشتر بر عقیده‌شان می‌کنند. زیرا تهی‌بودن از علم و منطق در این تلاش‌ها واضح است. به همین دلیل ما شاهد شکست بزرگان مدعی دین و پیروزی الحاد علمی در سطح گسترده در این برهه از زمان هستیم. از شما دعوت می‌کنیم تا در ادامه هم با ما همراه باشید.


  

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا