سری کتاب سرگردانی یا مسیر به‌سوی خدا

راه برون‌رفت از سرگردانی (روزه، صبر، تقیه و جهاد)

روزه

روزه عبادتی برای تزکیه نفس است و علاوه بر تقوای الهی، توجه و اهتمام به امور فقرای مسلمین می‌باشد. بر روزه‌دار است که تمام روزش را به افطار و نوع غذایی که قرار است تناول کند فکر نکند. زمانی که در حال روزه‌داری احساس گرسنگی کردی به یاد مسلمانانی که بیشتر ایام سال را گرسنه می‌مانند باش، نه از کسانی که خداوند می‌فرماید:‌ «وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقَکمُ اللَّهُ قَالَ الَّذِینَ کفَرُوا لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنُطْعِمُ مَنْ لَوْ یشَاءُ اللَّهُ أَطْعَمَهُ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا فِی ضَلالٍ مُبِینٍ»[1] (و چون به آن‌ها گفته شود که از آنچه خدا روزی‌تان کرده است انفاق کنيد، کافران به مؤمنان گويند: آيا کسانی را طعام دهيم که اگر خدا می‌خواست، خودش آن‌ها را طعام می‌داد؟ به‌راستی که شما در گمراهی آشکاری هستيد).

سعی و تلاش شما صرفاً در حد اطعام بعضی از فقرا نباشد، بلکه بر همۀ ما واجب است کاری انجام دهیم تا فقر از تمام مسلمانان برداشته شود؛ زیرا بیشتر مسلمانان در فقر به سر می‌برند، درحالی‌که سرزمین‌های اسلامی از نظر داشتن ثروت‌های زمین مانند معادن، کشاوزی و نفت غنی هستند. اگر به درستی و طبق قوانین اسلام این منابع برای مسلمانان خرج شود، امروزه مسلمانان از ثروتمندترین مردم جهان خواهند بود. ولی متأسفانه امروزه طاغوتیان بر سرزمین اسلام مسلط شده‌اند؛ آنانی که هیچ دل‌‌مشغولی‌ای جز چپاول ثروت‌ها، ساختن قصرها، فسق و فجور و مِی‌گساری ندارند.

اگر یکی از طاغوتیان قصد سفر به یکی از کشورهای غربی را داشته باشد، هفت هواپیمای بزرگ که حامل صدها تن مواد غذایی، وسایل راحتی و تجملاتی و غیر آن به اضافۀ مستخدمین او را همراهی می‌کنند، به‌طوری‌که برای اطعام شهری از شهرهای اسلامی که اهالی آن در گرسنگی به‌سر می‌برند، کافی است. مقدار هزینه‌ای که یکی از این‌ها در تبلیغاتش خرج می‌کند به حدی است که می‌توان با آن یک ملت گرسنۀ مسلمان را که با ریختن خون‌ها به آن مسلط شده‌اند، از گرسنگی نجات داد. تمامی این اعمال برای آن است که روی سیاهش و دهانی که از آن خون مسلمانان می‌چکد را مخفی کند تا بر مسلمانان حاکم بماند، حتی اگر برای یک روز بیشتر باشد؛ در آن روز تا جایی که می‌تواند چپاول می‌کند و از انواع خوردنی‌ها می‌خورد؛ خداوند شکمش را سیر نکند!

عزیزان! در روزه، حکمت تدبّر و تفکر در احوال مسلمین است. در روزه، جهاد با نفس، شیطان، هوی‌ و‌ هوس و زینت دنیاست. در روزه، دوستی در راه خدا و دشمنی در راه خدا وجود دارد. در قلب مؤمن، رحمت برای مؤمنین و شدت و غلظت بر کافرین و منافقین وجود دارد. از اینکه بهرۀ روزۀ شما صرفاً گرسنگی و تشنگی باشد، پرهیز کنید.

  • از پیامبر خدا (ص) روایت شده است که فرمود: (چه کم هستند روزه‌داران و چه بسیارند گرسنگان).[2]
  • امیرالمؤمنین علی (ع) فرمود: (چه بسیار روزه‌دارانی که از روزه نصیبی جز گرسنگی ندارند و چه بسیار قیام‌کنندگانی (نماز) که نصیبی جز خستگی ندارند. خواب و افطار دانایان چه نیکوست).[3]
  • روایت شده است که پیامبر (ص) به جابر‌بن عبدالله انصاری فرمود: (ای جابر، این ماه رمضان است. هر‌کس روزش را روزه بگیرد و شبش را عبادت کند و شکم و فرج و زبانش را حفظ کند، با خارج شدن از این ماه، از گناهانش خارج می‌شود). جابر گفت: این سخن چقدر نیکوست. پیامبر (ص) فرمود: (ای جابر و چه سخت است شرایط آن!).[4]
  • از مهم‌ترین عبادت‌های این ماه تلاوت قرآن، تفکر و عمل به آن و تدریس قرآن است تا به شیوۀ سعادتمندان زندگی کنید و به روش شهدا بمیرید. رسول خدا (ص) فرمود: (زمانی بر امت می‌آید که از قرآن چیزی جز خط آن باقی نمی‌ماند).[5]
راه برون‌رفت از سرگردانی (روزه، صبر، تقیه و جهاد)

امروزه چه بسیار قرآن‌هایی که به چاپ رسیده‌اند و الحمد‌لله چه بسیارند قاریانی که قرآن می‌خوانند، ولی آیا در قرآن تدبر می‌کنیم؟ آیا خود را به اخلاق قرآنی آراسته نموده‌ایم؟ آیا به آیات آن می‌اندیشیم؟ آیا همان‌طور که قرآن به ما فرمان داده است، ما از کافران به طاغوت هستیم؟ آیا ما از یقین‌داران هستیم؟

خداوند متعال می‌فرماید: «وَلَوْ أَنَّ قُرْآناً سُیرَتْ بِهِ الْجِبَالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ أَوْ کلِّمَ بِهِ الْمَوْتَى بَلْ لِلَّهِ الْأَمْرُ جَمِیعاً»[6] (و اگر با قرآن کوه‌ها به جنبش درآيند يا زمين پاره‌پاره شود يا مردگان به سخن درآیند (باز ایمان نمی‌آوردند)، بلکه همۀ کارها از آن خداست).

سبحان الله! تمام اینها در قرآن است و ما از آن غافلیم!! همه از خداییم و به‌سوی او بازمی‌گردیم. شاید پیش خود گمان برده‌ایم که در قرآن تفکر و تدبر کرده‌ایم ولی با کم‌ترین ناراحتی، سخت پریشان می‌شویم! درحالی‌که در قرآن و در سورۀ شعرا حکایت‌های بی‌شماری در صبر و توکل بر خداوند آمده است:

  • «فَلَمَّا تَرَاءَى الْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَابُ مُوسَى إِنَّا لَمُدْرَکونَ * قَالَ کلَّا إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیهْدِینِ»[7] (چون آن دو گروه يکديگر را ديدند، ياران موسی گفتند: گرفتار آمديم * گفت: چنين نيست! يقيناً پروردگارم با من است، به‌زودی مرا هدايت خواهد کرد).
    آیا در معنی این آیه اندیشیده‌ایم؟ اصحاب موسی (ع) تأکید می‌کنند که به دست فرعون و سربازانش خواهند افتاد، درحالی‌که موسی (ع) تأکید می‌کند که خداوند او را هدایت می‌کند و از فرعون و سربازانش رهایی می‌بخشد: «قَالَ کلَّا إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیهْدِینِ».
  • آیا شما هم همانند موسی (ع) از این آیه به‌عنوان سلاحی برای پیروزی بر دشمنانتان استفاده کرده‌اید؟

صبـر

  • «یا بُنَیَّ أَقِمِ الصَّلاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنْکرِ وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَک إِنَّ ذَلِک مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ * وَلا تُصَعِّرْ خَدَّک لِلنَّاسِ وَلا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّ اللَّهَ لا یحِبُّ کلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ * وَاقْصِدْ فِی مَشْیک وَاغْضُضْ مِنْ صَوْتِک إِنَّ أَنْکرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِیرِ»[8] (ای پسرک من، نماز بگزار و امر‌به‌معروف کن و نهی‌از‌منکر نما و بر هر‌چه به تو رسد صبر کن که اين از مهم‌ترین کارهاست * با تکبّر از مردم روی مگردان و به خودپسندی بر زمين راه مرو؛ زيرا خداوند هيچ نازخرامندۀ فخرفروشی را دوست ندارد * در رفتارت راه ميانه را برگزين و آوازت را فرود آر، زيرا ناخوش‌ترين بانگ‌ها، بانگ خران است).
  • از ابی‌عبدالله (ع) نقل شده است که پیامبر خدا (ص) فرمود: (خداوند هیچ حاجتی به کسی که مال و بدنش نفعی به دیگری نمی‌رساند ندارد).[9]
  • از پیامبر خدا (ص) پرسیده شد: گرفتارترین مردم در دنیا چه کسانی هستند؟ فرمود: (ابتدا پیامبران، سپس جانشینان و جانشینان آن‌ها و سپس مؤمن به اندازۀ درجۀ ایمان و حُسن عملش؛ هر‌چه ایمانش بیشتر و عملش نیکوتر باشد، گرفتاری‌اش بیشتر و هرچه ایمانش ضعیف‌تر و عملش کمتر باشد، گرفتاری‌اش کمتر است).[10]
  • امیرالمؤمنین (ع) فرمود: (اگر کوه مرا دوست می‌داشت، منهدم می‌شد).[11]
  • و همچنین فرمود: (دوستداران اهل‌بیت برای گرفتاری، لباسی آماده کنند).[12]

مؤمن همیشه گرفتار است و باید از صبر به‌عنوان سلاحی قوی در مقابل مصیبت‌ها و گرفتاری‌ها استفاده کند. صبر در راه خداوند از عظیم‌ترین عبادت‌هاست و شکل‌های مختلفی دارد؛ صبر در انجام عبادت‌ها، صبر در مقابل معصیت، صبر در هنگام مصیبت و از مهم‌ترین و عظیم‌ترین مصادیق صبر، تحمل مشقت‌ها و مصیبت‌هایی است که هر انسان مؤمن برای اطاعت خالصانۀ خدا – هنگامی‌که با باطل و آنچه از طاغوتیان و ثروتمندان و جاهلان در آن هستند مواجه می‌شود – تحمل می‌کند.

ای برادران و خواهران مؤمن، بر آزار و اذیتی که از طرف طاغوتیان و بندگانشان از ثروتمندان و نادانان می‌آید، صبور و شکیبا باشید و با چنگ و دندان از دین خود محافظت کنید. بر تنگدستی زندگی صبور باشید و خود را در معرض هلاکت نیندازید، زیرا زندگی، ساعتی بیش نیست و با رسیدن مرگ، انسان آن را جز ساعتی نمی‌بیند که در آن درنگی کرده و فقط مردم را در آن شناخته است.

بدانید در دنیایی که از محمد‌بن عبدالله (ص) منع شد خیری نیست؛ پس سعی در اصلاح دین خود داشته باشید تا دنیا و آخرت شما اصلاح شود. پیامبر خدا (ص) فرمود: (زمانی بر مردم فراخواهد رسید که هیچ دینی سالم نمی‌ماند و دین‌داران همانند روباهان که فرزندان خود را به دندان می‌گیرند، دین خود را گرفته از کوهی به کوهی و از سنگی به سنگی فرار می‌کنند. گفتند: ای پیامبر خدا، این زمان کی فرا می‌رسد؟ فرمود: زمانی که معیشت، فقط با معصیت خدا به دست می‌آید و بعد از آن ازدواجی صورت نمی‌گیرد. گفتند: ای پیامبر خدا، تو ما را به ازدواج امر کردی! فرمود: بله! ولی آن زمان که فرا رسد مرد به دست والدینش، اگر والدینی نداشت به دست همسر و فرزندش، و اگر این‌ها را نداشت به دست اقوام و همسایگانش به هلاکت می‌رسد. گفتند: ای پیامبر خدا، چگونه این چنین می‌شود؟ فرمود: او را به‌خاطر تنگدستی در امرار معیشت تحقیر و بیشتر از حد توانش از او مطالبه می‌کنند، به‌حدی که زمینۀ هلاکت او را مهیا می‌سازند).[13]

ای عزیزان، سختی را تحمل کنید و به روزی حلال هر‌چند کم باشد، قانع باشید و به دنیا کمتر اهمیت دهید و با طاغوتیان و پیروان آن‌ها معاشرت نکنید. ان‌شاءالله فرج آل محمد (ع) و فرج شما نزدیک است. «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا * فإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا»؛ (بعد از هر سختی، آسانی است * پس بعد از هر سختی، آسانی است). پیامبر خدا (ص) فرمود: (جزو کسانی نباشید که سرای زودگذر آن‌ها را فریب داده و دار آرزوها آن‌ها را مغرور ساخته است. فریب، زودگذر است و به‌سوی دار عقبی رهسپار خواهی شد. نابودی‌اش سریع و انتقال نزدیک است. از دنیا چیزی باقی نمانده است، مگر به اندازۀ سوار شدن بر شتری! به چه اعتماد می‌کنید و منتظر چه هستید؟
به خدا سوگند! گویی آنچه از دنیا در آن بوده‌اید، اصلاً وجود نداشته است و آنچه در مسیر آخرت انجام داده‌اید، پیوسته خواهد بود. پیوسته آمادۀ انتقال از آن [دنیا] باشید و برای سفر توشه برگیرید و بدانید هرکسی هر آنچه را فرستاده است در پیش رو خواهد دید و از آنچه پشت سر گذاشته است [و کوتاهی نموده است] پشیمان خواهد شد).[14]

اگر بیش از هزار‌و‌چهارصد سال پیش به انتهای دنیا چیزی بیش از سوار شدن بر پشت شتری باقی نمانده بود اکنون چیزی از آن که قابل ذکر باشد، باقی نمانده است. چه‌بسا که امام مهدی (ع) امسال یا سال دیگر ظهور کند. آیا باز هم باید غافل و خواب در طلب دنیا بمانیم؟ غافل از آنچه از ما خواسته شده است؟ (الناس نیام، اذا ماتوا انتبهوا)[15] (مردم در خواب هستند، چون بمیرند بیدار شوند!).

  • از ابوذر (رض) سؤال شد: چرا ما مرگ را دوست نداریم؟ فرمود: زیرا شما دنیای خود را ساخته‌اید و آخرت را خراب کرده‌اید و کسی دوست ندارد از جای آباد به جای خراب منتقل شود.[16]
  • خدا ما را برای عبادت خلق کرد؛ پس باید که از عابدین باشیم و هر‌چه وقت اضافه آمد به روزی و عمل اختصاص دهیم، نه برعکس آن! پیامبر (ص) فرمود: (ای مردم، روزی تقسیم شده است و هیچ‌کس بیشتر از قسمت خود روزی ندارد؛ پس خواستۀ خود را در مطالبۀ روزی کم کنید؛ زیرا عمر محدود است و برای هر‌کس بیشتر از آنچه مقدر شده است، ادامه پیدا نمی‌کند…).[17]
  • پیامبر خدا (ص) هنگامی‌که از جنگ احد بازمی‌گشت فرمود: (ای مردم، آنچه برای اصلاح آخرت شما تکلیف شده است را انجام دهید و از آنچه دنیا بر شما تحمیل می‌کند، روی برگردانید…).[18]
  • علی (ع) فرمود: (آنچه برای تو قسمت شده است، به تو می‌رسد؛ پس از خواسته‌هایت کم کن؛ و آنچه برای تو قسمت نشده است به دست تو نمی‌رسد؛ پس به آنچه بدست آوردی قانع باش).[19]
  • و نیز ایشان (ع) فرمود: (مرگ سراغت خواهد آمد، پس از خواسته‌هایت صرف‌نظر کن؛ و به تو آنچه مقدّر شده است خواهد رسید، پس در روزی قانع باش).[20]
  • همچنین ایشان (ع) فرمود: (در عجبم از کسی که می‌داند خداوند ضامن روزی‌هاست و آن‌ها را مقدّر نموده است و تلاش او، روزی‌اش را از آنچه مقدّر شده است بیشتر نمی‌کند، با این همه همواره در طلب روزی حریص است!).[21]

بدانید این احادیث و روایات هیچ تعارضی با سعی و تلاش برای طلب روزی و تلاش در این دنیا ندارد، بلکه با طلب روزی به گونه‌ای که باعث شود از عبادت کناره بگیری یا در آن کوتاهی کنی یا نماز را به تأخیر بیندازی و یا بدنت را در طلب روزی به هلاکت افکنی، در تعارض می‌باشد؛ چراکه بدن تو حقی بر تو دارد.

بدانید کسی که جسمش را خسته کند قدرت عبادت ندارد؛ پس باید برای عبادت‌های واجب و مستحب، وقتی در نظر گرفته شود و اسبابش را مهیا نمود، به‌خصوص نماز شب که در هیچ حالتی نباید آن را ترک کرد.

امام حسن (ع) فرمود: (ای فلانی، بیشترین تلاشت را برای طلب روزی مکن و مانند کسی که تسلیم شده است، بر تقدیر تکیه مزن که طلب روزی و رحمت، از سنّت و کم کردن طلب روزی از عفّت است. عفّت، روزی را دفع نمی‌کند و حرص و طمع، چیزی اضافه نمی‌نماید؛ چراکه روزی، تقسیم شده است و مرگ، وقت معینی دارد و حرص ورزیدن، گناه به بار می‌آورد).[22]

تقیـه

همه به نوعی در زندگی روزانه تقیه می‌کنیم، زیرا انسان به‌طور فطری از ضرر مادی دوری می‌کند؛ حتی حیوانات بی‌زبان نیز چنین‌اند؛ اما لازم است که این ویژگی فطری را طبق احکام و موازین شرع اسلام به کار گیریم. در اسلام، تقیه از مهم‌ترین عبادت‌ها محسوب می‌شود و مؤمنین باید آن را به‌طور دقیق و کامل به جای آورند و ترک آن در مواردی که باید انجام شود حرام است؛ همان‌طور که عمل به تقیه در سایر مواردی که مجاز نیست، باعث هلاکت مؤمن می‌شود.

بسیاری از مؤمنین در تقیه زیاده‌روی و اندکی از مؤمنان در آن کوتاهی می‌کنند. نقل شده است که ائمۀ اطهار (ع) از افراط و تفریط در تقیه نهی کرده‌اند. از امام صادق (ع) روایتی نقل شده است که چنین معنایی را می‌رساند: (تقیه دین من و دین اجداد من است).[23]

همچنین از امام صادق (ع) نقل شده است: (کسی که تقیه نمی‌کند دین ندارد).[24] همچنین حدیث دیگری از ایشان (ع) نقل شده است که معنایش چنین می‌باشد: (اگر برای یاری ما دعوت شوید، شما تقیه را بیشتر از پدرانتان دوست می‌دارید).[25]

همان‌گونه که امام (ع) بر عمل به تقیه در موارد خودش تأکید می‌کند، بیان می‌دارد که بعضی‌ها با تقیه، عذرتراشی می‌کنند و از یاری آل محمد (ع) شانه خالی می‌نمایند، علی‌الخصوص در زمان ظهور امام مهدی (ع).

بنابراین، تقیه به معنی ترک جهاد و عمل در راه خدا نیست، بلکه به معنی انجام کار با احتیاط می‌باشد. به‌عنوان مثال اگر شما بخواهید یک مار سمی را بکشید باید به آرامی به آن نزدیک شوید و سرش را بزنید؛ اما اگر با سر‌و‌صدا به آن نزدیک بشوید، توجه او به شما جلب می‌شود و احتمال دارد حالت تهاجمی به خود بگیرد.

از ابو‌جعفر (ع) در صحیح حذاء نقل شده است: (به خدا سوگند، دوست‌دارترین اصحاب من، پرهیزگارترین، فقیه‌ترین و کتمان‌کننده‌ترینشان در حدیث ماست…).[26] [منظور] کتمان کردن احادیث اهل‌بیت (ع) از دست نااهلان و آنان که به امامت آل محمد (ع) ایمان ندارند و دشمنان آن‌ها و خارج شدگان از ولایت ایشان می‌باشد.

جهـاد

خداوند متعال می‌فرماید: «أُذِنَ لِلَّذِینَ یقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ * الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ بِغَیرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ یقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِیعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ یذْکرُ فِیهَا اسْمُ اللَّهِ کثِیراً وَلَینْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ ینْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ»[27] (به کسانی که جنگ بر آنان تحميل گرديده، اجازه جهاد داده شده است؛ چرا که مورد ستم قرار گرفته‌اند؛ و خدا بر ياری آن‌ها تواناست * همان‌ها که از خانه و شهر خود به ناحق رانده شدند، جز اينکه می‌گفتند: «پروردگار ما، خدای یکتاست!» و اگر خداوند بعضی از مردم را به‌وسيله بعضی ديگر دفع نکند، ديرها و صومعه‌ها و معابد يهود و نصارا و مساجدی که نام خدا در آن بسيار برده می‌شود، ويران می‌گردد! و خداوند کسانی را که او را ياری کنند [و از آيينش دفاع نمايند] ياری می‌کند؛ خداوند قوی و شکست ناپذير است).

ای برادران و خواهران مؤمن، این حاکمان ظالم با زور بر مسلمانان مسلط شده‌اند، خون‌هایی که خدا حرام نموده است را حلال کرده‌اند و با مکر و حیله و به خدمت گرفتن افراد پست، با هر انسان آزاده‌ای که خود را مقید به دوری از اطاعت از هر شخص دیگری غیر از خدا می‌بیند و از قوانین آن‌ها پیروی نمی‌کند، به جنگ برمی‌خیزند. آن‌ها خود را بالاتر از بشر می‌بینند، پس به زعمشان آن‌ها باید بگویند و انجام بدهند و مردم نیز باید این گفته‌ها و اعمال را تأیید نمایند. آن‌ها مستکبرانی هستند که تحمل شنیدن کلمۀ طیبه را ندارند؛ تنها چیزی که می‌فهمند، زور است؛ زور و قدرت تنها چیزی است که مشکلات ما را با این مستکبرین ظالم حل می‌کند و این تقدیر ماست؛ خداوند سبحان با جهاد، مؤمنین را مورد آزمایش قرار می‌دهد تا مؤمنی که در ایمانش صادق است را از کسانی که به دروغ ادعای ایمان دارند، بازشناسد.

خداوند متعال می‌فرماید: «الم * أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یتْرَکوا أَنْ یقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يفْتَنُونَ * وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَیعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَلَیعْلَمَنَّ الْکاذِبِینَ * أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ یعْمَلُونَ السَّیئَاتِ أَنْ یسْبِقُونَا سَاءَ مَا یحْکمُونَ * مَنْ کانَ یرْجُو لِقَاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ وَهُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ * وَمَنْ جَاهَدَ فَإِنَّمَا یجَاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ»[28] (الف، لام، ميم * آيا مردم پنداشته‌اند که چون بگويند: ايمان آورديم، رها می‌شوند و ديگر مورد آزمایش قرار نمی‌گیرند؟ * هر آينه مردمی را که پيش از آن‌ها بودند آزموديم تا خدا کسانی را که راست گفته‌اند معلوم دارد و دروغ‌گويان را بشناسد * آيا آنان که مرتکب گناه می‌شوند پنداشته‌اند که از ما می‌گريزند؟ چه بد داوری می‌کنند * هر‌کس که به ديدار خدا اميد دارد بداند که وعدۀ خدا آمدنی است و او شنوا و داناست * کسی که جهاد و تلاش کند، برای خود جهاد می‌کند؛ چرا که خداوند از همه جهانيان بی‌نياز است).

این طاغوتیان همان‌طور که امام حسین (ع) می‌فرماید، بین دو انتخاب قرار دارند: کشته شدن و یا قبول ذلت و خواری.[29] خداوند، پیامبر و مؤمنین هرگز برای ما ذلت و خواری نمی‌پسندند. از جهاد با این طاغوت‌ها و گماشتگانشان که خون مسلمانان را می‌ریزند، ناگزیریم؛ قبل از آنکه روزی بیاید و ببینیم تبدیل به جسدهایی بدون خون و مردگان متحرک در روی زمین شده‌ایم. برای هیچ مسلمانی شایسته نیست که بگوید ما با سیاست کاری نداریم؛ زیرا هر مسلمانی که خود را ملزم به اسلامش می‌داند، می‌داند که دینش، یک دین سیاسی است.

اگر به کتاب‌های فقه اسلامی نگاهی بیندازیم، خواهیم دید احکام معاملات اقتصادی، اجتماعی، قضایی و سیاسی بیشتر از احکام عبادی است؛ به‌علاوه مگر قرآن دستور زندگی ما و ترسیم کنندۀ صراط مستقیمی نیست که طی طریق در آن بر ما واجب است؟ اگر در قرآن تدبّر کنیم، نهضت پیامبران (ع) و مستضعفین در رویارویی با طاغوتیان مستکبر را خواهیم یافت. کافی است در این حدیث پیامبر (ص) تدبّر کنیم، خواهیم یافت که چه می‌گوید: (بهترین جهاد، گفتن کلمۀ حق در مقابل حاکم ظالم است).[30]

آنچه از این حدیث بر می‌آید، برتری جهاد در مقابل حاکم ستمگر می‌باشد؛ ازاین‌رو که او به حکم جاهلیت، حکم می‌دهد، از هوای نفس خویش متابعت می‌کند، خون‌ها و اموال و نوامیس مردم را مباح می‌شمرد و چیزی از اسلام باقی نمی‌گذارد، مگر هوای نفس خودش؛ علمای خود فروخته را مزدور خود می‌کند تا قرآن را طبق هوای نفس خودش تفسیر کنند و او را مصداق اولو‌الامر در آیۀ زیر قرار دهند:
«یاأَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکمْ»[31] (ای کسانی که ايمان آورده‌ايد، از خدا اطاعت کنيد و از رسول و اولوالامر خويش فرمان بريد).

آن‌ها حاکمان ستمگرند، نه امامان دوازده‌گانۀ معصوم (ع). موسی، علی و حسین (ع) علیه ائمۀ (گمراهی) زمان خودشان یعنی فرعون، معاویه و یزید که لعنت خدا بر آن‌ها باد خروج کردند؛ و به‌این‌ترتیب مردم به زمان جاهلیت بازمی‌گردند و از قرآن جز خطش و از اسلام جز اسمش باقی نمی‌ماند.

ازاین‌رو می‌فهمیم که جهاد در مقابل حاکم ستمگر، جهاد دفاعی از اسلام است و هر مسلمان ناگزیر است از مبارزه با طاغوت‌هایی که بر سرزمین‌های اسلامی مسلط شده‌اند، از بین بردن گماشتگان آن‌ها، اقامۀ حکومت الهی آسمانی اسلامی و به تبع آن به جریان انداختن آنچه قرآن تشریع نموده و آنچه بر زبان پیامبر اعظم (ص) جاری شده است و آنچه امامان دوازده‌گانۀ معصوم (ع) از رسول خدا (ص) با خود آورده‌اند، در بین سرزمین‌ها و بندگان خدا و انتشار عدل و مبارزه با فساد.

از جهاد مسلحانه گریزی نیست، اما برای آماده نمودن این امت، باید چند مرحله سپری شود:

1- نشر فقه دینی بین مؤمنین
2- امر به معروف و نهی‌ از‌ منکر
3- گسترش فکری نهضت اسلامی
4- آماده‌سازی قوا برای جهاد


پی‌نوشت‌ها
[1]– یس: 47
[2]– بحار‌الانوار: ج 93، ص 293
[3]– نهج‌البلاغه به شرح محمد عبده: ج 4، ص 35
[4]– کافی: ج 4، ص 87؛ تهذیب‌الاحکام: ج 4، ص 196
[5]– کافی: ج 8، ص 308؛ ثواب‌الاعمال: ص 253
[6]– رعد: 31
[7]– شعراء: 61-62
[8]– لقمان: 17-19
[9]– الكافی: ج2، ص256؛ بحار الأنوار: ج64، ص215
[10]– الكافی: ج2، ص252؛ وسائل الشيعة (آل البيت): ج3، ص261
[11]– نهج‌البلاغه با شرح محمد عبده: ج 4، ص 26؛ بحار‌الانوار: ج 34، ص 284
[12]– نهج‌البلاغه با شرح محمد عبده: ج 4، ص 26
[13]– مستدرک‌الوسائل: ج 11، ص 388؛ شرح ابن ابی‌الحدید: ج 10، ص 37
[14]– بحار‌الانوار: ج 74، ص 183؛ نهج‌السعاده: ج 7، ص 61
[15]– خصایص‌الائمه: ص 112؛ و حدیث از امام علی (ع) می‌باشد.
[16]– شخصی به ابوذر (رض) گفت: چرا ما از مرگ کراهت داریم؟ جواب داد: «زیرا شما دنیای خود را آباد و آخرتتان را خراب کرده‌اید؛ پس منتقل شدن از جای آباد به جای خراب را خوش ندارید». اعتقادات فی دین امامیة: ص 57.
[17]– مستدرک‌الوسائل: ج 13، ص 29؛ بحار‌الانوار: ج 74، ص 179
[18]– بحار الانوار: ج 74، ص 182؛ نهج‌السعادة: ج 7، ص 329
[19]– مستدرک الوسائل: ج 13، ص 33؛ نهج‌السعادة: ج 7، ص 330
[20]– مستدرک الوسائل: ج 13، ص 32؛ نهج‌السعادة: ج 7، ص 330
[21]– مستدرک الوسائل: ج 13، ص 33؛ نهج‌السعادة: ج 7، ص 330
[22]– حکایات مفید: ص 95
[23]– محاسن: ج 1، ص 255؛ دعائم‌الاسلام: ج 1، ص 110
[24]– عوالی‌اللئالی: ج 1، ص 432؛ اوایل‌المقالات: ص 216
[25]– از ابو‌حمزۀ ثمالی: ابو‌عبدالله امام صادق (ع) می‌فرماید: (روزی از زمین باقی نمی‌ماند، مگر این‌که در آن عالِمی باشد که حق را از باطل بشناسد. همچنین فرمود: ما فقط برای جلوگیری از به هدر رفتن خون تقیه می‌کنیم و اگر تقیه باعث ریختن خون شود، دیگر نباید تقیه نمود. سوگند به خدا اگر برای یاری ما دعوت شوید، می‌گویید انجام نمی‌دهیم و ما فقط تقیه می‌کنیم؛ برای شما تقیه از پدران و مادرانتان دوست‌داشتنی‌تر است و اگر قائم (ع) قیام کند به پرسیدن از شما نیازی ندارد و برای بسیاری از منافقین شما حدّ الهی را جاری می‌سازد). تهذیب الاحکام: ج 2، ص 223
[26]– کافی: ج 2، ص 223
[27]– حج: 39-40
[28]– عنکبوت: 1-6
[29]– ایشان (ع) به این سخن جدش امام حسین (ع) اشاره می‌فرماید: «أَلا إِنَّ الدَّعِىَّ ابْنَ الدَّعی قَدْ رَکزَنی بَینَ اثْنَتَینِ، بَینَ السَّلَةِ وَ الذِّلَّةِ، وَ هَیهاتَ له ذلکَ منّی. أَبَى اللّهُ ذلِک لنا وَ رَسُولُهُ و المُؤمنُون، وَ حُجُورٌ طَهُرَتْ، وَ جُدُودٌ طابَتْ، أن تُؤْثِرَ طاعَةَ اللِّئامِ عَلى مَصارِعِ الْکرامِ، أَلا و إِنِّی زاحِفٌ بِهذِهِ الاْسْرَةِ عَلى قِلَّةِ العددِ، کثرة العدوّ وَ خَذَلَةِ النّاصِر. ثم تمثل و قال شعرا:
فَاِنْ نَهْزِمْ فَهَزّامُونَ قِدْماً / وَ إِنْ نُهْزَمْ فَغَیرُ مُهَزَّمینا
وَ ما إِنْ طِبُّنا جُبْنٌ وَ لکنْ / مَنایانا وَ دَوْلَةُ آخِرینا
فلو خلد الملوک اذا خلدنا / ولو بقی الکرام اذا بقینا
فقل للشامتین بنا افیقوا / سیلقی الشامتون کما لقینا»
(بدانید! که این ناپاک‌زاده، فرزند ناپاک‌زاده مرا میان دو انتخاب قرار داده است: کشته شدن یا قبول ذلّت؛ و چقدر دور است که من تن به ذلّت دهم. خداوند، پیامبر و مؤمنین او هرگز براى ما ذلّت و زبونى نمى‌پسندند و نیاکان پاک سرشت و دامن‌هاى پاکى که ما را پرورانده اند این را از ما نمى‌پذیرند. هرگز! ما هیچ‌گاه فرمان‌بردارى فرومایگان را بر مرگ شرافتمندانه ترجیح نخواهیم داد. بدانید من با شما اتمام حجت کردم و شما را از عاقبت کارتان بیم دادم. به هوش باشید! من با همین خاندانم و آمادگى کم و یاران اندک، با شما پیکار مى‌کنم و آمادۀ شهادتم. آن‌گاه این اشعار را خواند:
اگر ما در جنگ دشمن را درهم بشکنیم، این شیوۀ دیرین ماست و اگر [به ظاهر] شکست بخوریم، باز هم ما شکست نخورده‌ایم. ترس زیبندۀ ما نیست ولى اینک دولت و حکومت دیگران جز با کشتن ما میسر نیست. اگر بنا بود پادشاهان جاودان باشند، ما نیز جاودان می‌ماندیم و اگر بزرگواران باقی می‌ماندند، ما نیز باقی می‌ماندیم. به سرزنش‌کنندگان ما بگو بیدار باشید؛ به زودی سرزنش‌کنندگان ما خواهند دید آنچه را که ما دیدیم). احتجاج طبرسی: ج 2، ص 24
[30]– مسند احمد: ج 3، ص 19؛ سنن نسایی: ج 7، ص 161
[31]– نساء: 59

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا