منظور از قلب و رگِ گردن در آیه 19 انفال و 16 ص چیست؟ | سوال 18 متشابهات
پرسش 18: منظور از قلب و رگِ گردن در آیهی 19 سوره انفال و 16 سوره ص چیست؟
خداوند متعال میفرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ»[1]
(ای کسانیکه ايمان آوردهايد، چون خدا و پيامبرش شما را به چيزی فراخوانند که زندگیتان میبخشد، دعوتشان را اجابت کنيد و بدانيد که خدا ميان آدمی و قلبش حايل است و همه به پيشگاه او گرد آورده شويد).
همچنین میفرماید: «وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ»[2]
(ما آدمی را آفريدهايم و از وسوسههای نفس او آگاه هستيم؛ زيرا از رگِ گردن به او نزديکتريم).
در این دو آیه، منظور از قلب و رگِ گردن چیست؟
پاسخ: «مرء» یعنی انسان مؤمن به خدا و به حجت خدا در زمینش، و «دل او» یعنی حجت بر خلق. بنابراین قلب یا دل همان امام معصوم است و معصوم را به قلب تشبیه کرده است؛ زیرا همچون قلب که کارهای بدن انسان را به گردش درمیآورد، کارهای هستی را اداره میکند.
رگِ گردن همان امام معصوم است؛ او ریسمان استوار خداوند است (حبل الله المتین)[3] و او همان دری است که فیض الهی به سوی خلق از آن بیرون میآید. معصوم، نزدیکترین مخلوق به انسان مؤمن است و مؤمن برای برآورده شدن حوایج و نیازهایش توسط خدای سبحان به او متوسّل میشود.
این آیات برای مردم بیان میکند که خداوند از انبیا و فرستادگان و ائمه(ع) به شما نزدیکتر است و اگر شما در برآورده شدن نیازهایتان به آنها روی آورید، خدا بین شما و آنها حایل میشود؛ زیرا شما با اینکار، آنها را به عنوان خدایانی به غیر از الله برگزیدهاید؛ درحالیکه آنها را وسیلهای به سوی خداوند به جهت رفع نیازها و شفاعت نزد خداوند قرار داده است.
آنها شفاعتی نمیکنند و سخنی نمیگویند مگر با اذن و اجازهی خداوند سبحان «بِأمْرِهِ يَعْمَلُونَ»[4] (به فرمان او کار میکنند). چگونه خداوند به آنها اجازهی شفاعت برای بندهای را بدهد که خدا را نمیبیند؟! «عمیت عین لاتراک» (کور شود دیدهای که تو را نبیند).
خداوند متعال میفرماید: «مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ»[5] (چه کسی جز به اذن او در نزد او شفاعت کند؟) و همچنین «لَّا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرحْمَنُ وَقَالَ صَوَابًا»[6] (کسی سخن نمیگويد مگر کسیکه خدای رحمان به او رخصت دهد و او سخن به صواب گوید).
پی نوشت ها:
[1]– انفال: 24.
[2]– ق: 16.
[3]– از عبدالله بن عباس روایت شده است: رسول خدا(ص) برخاست و برایمان خطبهای ایراد فرمود که در انتهایش چنین بود: «خداوند عزّوجل در ما، 10 خصلت گرد آورد که پیش از ما و پس از ما برای احدی چنین نکرده است: در بین ما است حکم، حِلم (صبر)، علم، نبوّت، سماحة (عفو و بخشش)، شجاعت، قصد، صدق، پاکی و عفاف. ما کلمهی تقوی، راه هدایت، مَثَل اعلی، حجّت عظمی، عروة الوثقی (ریسمان محکم) و حبل المتین (ریسمان استوار) هستیم. ما کسانی هستیم که به دوستیمان امر شده است. پس از حق، چیزی جز گمراهی نیست؛ پس به کجا میروید؟!». بحار الانوار: ج 26 ص 244.
[4]– انبیا: 27.
[5]– بقره: 255.
[6]– نبأ: 38.