نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: پاسخ به شبهه: وظیفه افراد در عصر غیبت

  1. Top | #1

    http://almahdyoon.co/ir/images/stars/one.gifhttp://almahdyoon.co/ir/images/stars/zero.gif http://http://almahdyoon.co/ir/images/stars/zero.gifhttp://almahdyoon.co/ir/images/stars/zero.gifhttp://almahdyoon.co/ir/images/stars/zero.gif

    عنوان کاربر
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    1-11-16
    شماره عضویت
    8229
    نوشته ها
    48
    تشکر
    0
    تشکر شده 17 بار در 12 ارسال
    Rep Power
    0

    پیش فرض پاسخ به شبهه: وظیفه افراد در عصر غیبت

    Share

    بسم الله الرحمن الرحیم و الحمدلله رب العالمین اللهم صل علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیما کثیرا

    پاسخ به شبهه: وظیفه افراد در عصر غیبت

    برخی از افراد بعد از شنیدن خبر آمدن وصی و فرستاده امام مهدی (ع) پس از دوره غیبت، و نیز شنیدن برخی آموزه های دعوت یمانی، بلافاصله سوالی را مطرح میکنند مبنی بر اینکه:

    در اینصورت وظیفه افراد در دوره غیبت و فترت چه بوده است؟! و اینکه اگر آنها وظیفه ای جز ضجه و بکا برای آمدن امام نداشته اند، پس تکلیف سایر امور چه میشود؟! بی شک جامعه بدون زمامدار دچار هرج و مرج خواهد شد، از آن گذشته، مردم به تکالیف شرعی خود چطور عمل کنند و احکام آن را چگونه بشناسند؟! قطعا در چنین شرایطی، عقل می‌گوید بهترین گزینه تشکیل حکومت دینی و رجوع به علما است ...

    اولا: پیش از آنکه به سوال فوق بپردازیم باید گفت:
    پرسش از افرادی که در عصر غیبت کبری می زیسته اند و وظیفه آن ها؛ سوالی بیجا است که به ما نیز ارتباطی ندارد.
    چرا که افراد مکلف به اطاعت از خلیفه ای که بعد از دوره فترت می آید، موظف به آگاهی از حال انسان هایی که قبلا در دوره فترت زندگی میکرده اند و اینکه وظیفه آنها چه بوده و عاقبتشان چه می‌شود، نیستند؛ چرا که زمان آنها و دوران تکلیفشان گذشته است، بلکه وظیفه افراد در مواجهه با رسولی که پس از دوران غیبت می آید، تحقیق در مورد ادله او و سپس ایمان به اوست نه سوال از گذشتگان.

    بخاطر همین خداوند در پاسخ فرعون که درخصوص حال گذشتگان پرسید:
    "قال فما بال القرون الاولی"
    از زبان موسی می‌گوید:
    "قال علمها عند ربی فی کتاب لایضل بی و لا ینسی".

    بنابراین پرداختن به این سوال فرعونی که "وظیفه افراد در دوره فترت چه بوده"، و همیشه هم برای فرار از ایمان به حجج الهی مطرح می‌شود؛ امریست بیهوده و بی فایده که ما را از وظیفه اصلی مان که همان شناخت و اطاعت حجت است بازمیدارد.

    اما در پاسخ به این سوال مختصرا می‌گوییم:
    برای پاسخ به این سوال ابتدائا باید حکمت و چرایی ازمنه فترات مشخص شود که در اینصورت پاسخ سوال واضح خواهد بود.

    علت به وجود آمدن دوره فترت بین امامت امام مهدی (ع) و رسالت مهدی اول (ع) و نیز بطور کلی همه دوره های فترت، عدم وجود افراد قابل بود و نیز شدت رحمت خداوند که برای مردم حجتی نفرستاد تا در نتیجه انکار او، جهنمی نگردند.
    بنابراین خداوند مردم را درحالیکه امرشان بدست اوست رها می‌کند، یا آن ها را عذاب، و یا با رحمتش با آن ها روبرو خواهد شد.

    پس علت وجود ازمنه فترات و غیبت حجت ناطق، عدم وجود افراد قابل است.

    اما خداوند متعال در دوران فترت نیز برای اتمام حجت بر مردم، رسلی را میفرستاد که صامت بوده و عموما نیز از دید مردم پنهان بودند.

    خداوند در دوران فترت هم رسلی را مبعوث میکرد تا:

    اولا حجتی بر مردم باقی نماند.

    ثانیا اگر اندک افرادی که قابل وجود حجت الهی بودند، وجود داشتند؛ به اینها متصل شده و امور مربوط به دینشان را از آن ها بگیرند که این افراد در دوره غیبت کبری، فرستادگانی از جانب امام مهدی بودند.

    پس غیبت کبری بوجود آمد چون مردم قابل نبودند و اصلی ترین و مهمترین وظیفه مردم در ان دوران و بلکه تنها وظیفه آنها، قابل شدن برای آمدن حجت خدا و ایجاد اضطرار قلبی برای وجود او بود؛ همچنانکه امام صادق می‌فرمایند:
    «فلما طال علی بنی اسرائیل العذاب ضجوا و بکوا الی اللّه اربعین صباحا فاوحی اللّه الی موسی و هارون یخلصهم من فرعون فحطّ عنهم سبعین و مأة سنة، قال [الراوی] فقال ابوعبداللّه هکذا انتم لو فعلتم لفرج اللّه عنا، فاما اذ لم تکونوا فان الامر ینتهی الی منتهاه».

    پس در جواب این سوال که "وظیفه مردم در دوران فترت (ایام غیبت کبری) چه بوده؟ باید گفت:

    وظیفه آنها این بوده که مضطر و قابل شوند برای پذیرش وجود امام، و نیز حکومت و قیامی انجام ندهند؛ چراکه بنص صریح روایات اهل بیت، تمامی پرچم های دوره فترت باطل است، زیرا همه آنها لااقل به مقداری باطل آمیخته اند، چون افراد قیام کننده بوظیفه اصلی خود که همان ایجاد قابلیت برای ظهور حجت خداست عمل نکرده اند و اگر چنین میکردند حجت می آمد (همچنانکه امام صادق (ع) فرمود) چرا که او منتظر سیصد و سیزده نفر است؛ و نیز در حقیقت افراد قیام کننده در دوره غیبت با این کار، ساحت حجت مغیب را مقصر می‌دانند و قیام می‌کنند و اگر خود را مقصر میدانستند بجای قیام، مضطر و قابل میشدند برای آمدنش.

    سید احمد الحسن (ع) در کتاب عقائدالاسلام در اینباره میفرمایند:

    "همچنین (باتوجه به بیان چرایی پیدایش ازمنه فترات) معنای روایاتی که می‌گویند هر پرچمی قبل از قائم پرچم طاغوت است، نیز روشن شد؛ چون آنها پرچم هایی در زمان فترت پیش از ظهور هستند و در نتیجه حامل بخشی از باطل هستند، اگرچه بخشی از حق با آنها همراه شده باشد".
    (ترجمه کتاب عقائدالاسلام، ص۶۷)

    پس خداوند برای ایام غیبت کبری هم حاکمیت مردم را در نظر نگرفت، بلکه در آن زمان هم طبیعتا باید حاکمیت الله و خلیفه اش برپا میشد اما مردم قابل نبودند و این اشکالیست که به خود مردم وارد است، نه به خداوند؛ آنها باید آماده و قابل میشدند.
    نشانه این که قابل و مضطر وجود امام و حجت خدا نبودند هم این است که فقهایشان به دائمی بودن غیبت کبری فتوا داده اند، چراکه اگر تا هزار سال دیگر هم امام و حجت خدا نمی آمد بسیاری از مردم به او احساس نیازی نداشتند و همچنان پیرو علما بودند و میگفتند علما زعامت را بدست گرفته اند. پس در عمل و در واقع با حجت خدا کاری نداشتند و مضطر وجود او نبودند.

    پس وظیفه مردم در طول دوران غیبت امام عصر و بطور کلی در طول همه دورانهای غیبت و فترت حجج الهی این بوده که قابل وجود امام و حجت خدا شوند؛ و این حاصل نمی‌شود مگر با اینکه لسانا و عملا مضطر و قابل وجود حجت خدا شوند.

    اما در خصوص اینکه "اگر کسی در غیاب خلیفه خداوند حکومت را به دست نگیرد، قانون جنگل حاکم میشود و چنین چیزی وحشتناک است، چرا که جامعه به وجود امیری بر یا فاجر احتیاج دارد ..." ؛ نیز باید گفت:

    همانطور که اهل بیت (ع) نیز فرموده اند حکومت و سلطنت همیشه خواهان دارد و بر سر آن نزاع است، و به اصطلاح هیچگاه روی زمین نمی‌ماند و هستند کسانی که آن را تصاحب کنند.

    پس در پاسخ کسانی که می‌گویند "بالاخره باید در دوران غیبت شخصی حاکم شود و حکومتی باشد تا هرج و مرج و قانون جنگل حاکم نشود" ؛ باید گفت:

    اولا وظیفه ما تنها قابل و مضطر شدن است و اهل بیت (ع) بیش از این از ما نخواستند.

    ثانیا هیچگاه جامعه بدون حاکم نمی‌ماند (پس نگران این نباشید که اگر کسی حاکم نشود، بی قانونی و هرج و مرج حاکم خواهد شد) و همیشه شخصی بعنوان حاکم هست، یا حق و یا باطل ... "لابُدَّ لِلنّاسِ مِن أَمِيرٍ بَرٍّ أَو فاجِرٍ" ؛

    و هر کسی (با هر عقیده و روشی) جز حجت خدا حکومت و خلافت را برعهده گیرد، فاجر و ظالم و باطل و فاسد خواهد بود چون به ملک الله سبحانه و تعالی تعدی کرده و حق حجت خدا را غصب نموده است، پس چه بهتر که آن غصب کننده ما نباشیم و برای پذیرش وجود حجت خدا آماده شویم.

    یک نکته در مورد روایت "لابُدَّ لِلنّاسِ مِن أَمِيرٍ بَرٍّ أَو فاجِرٍ" ؛

    برخی این روایت را به اشتباه اینطور ترجمه میکنند:

    "حتما باید برای مردم امیری باشد، درستکار یا ستمگر" ؛
    تا به زعم خود تاییدی باشد بر حکومتشان.

    در حالیکه ترجمه درست روایت این است:

    "حتما و لاجرم برای مردم امیری است؛ درستکار یا ستمگر".

    در واقع اگر امیرمومنان (ع) میفرمود: "ولیکن للناس من امیر بر او فاجر"، در اینصورت ترجمه اینان درست بود؛ در حالی که امیرمومنان (ع) فرموده اند: "لابد للناس من امیر بر او فاجر".

    خلاصه اینکه منظور حضرت (ع) این است که در هر زمان حتما برای مردم امیری است و کسی هست که حکومت را بدست می‌گیرد، حال یا درستکار و بحق، و یا ستمکار و بناحق؛ و منظور حضرت این نیست که "حتما باید شخصی حاکم شود، درستکار یا ستمگر" ؛ تا عده ای گمان کنند امیرمومنان حکومت شخص ستمگر را بنحوی تجویز و تایید کرده است.

    والحمدلله وحده

    موضوعات مشابه:

  2. # ADS
    گردش (جریان) تبلیغات
    تاریخ عضویت
    همیشه
    نوشته ها
    زیاد
    http://almahdyoon.co/ir http://almahdyoon.co/ir http://almahdyoon.co/ir http://almahdyoon.co/ir
     

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما:
مؤمنان به وصیت مقدس رسول الله (ص) .
به دوازده امام و دوازده مهدی معتقدیم.
مؤمنان به حاکمیت خدا و کافر به حاکمیت مردم.