• يماني آل محمد (عليه السلام) فرمود : در کلامم تدبر کنيد ، اي کساني که ادعاي طلب و جستجوي حق را مي‌ کنيد . آمده‌ ام تا بر حق شهادت دهم . و حق را روشن کنم . هرگز نيامده ام تا مردم از من تبعيت کنند . هدفم روشن کردن حق ، و جدا کردن باطل است . پس به همين خاطر مي‌ گويم : کسي از من توقع سازش و چاپلوسي نداشته باشد . هيهات که ما حتي مقداري از حق را فروگذاريم ، و قسمتي از باطل را رها سازيم ، براي آن که کسي ما را بخواهد ، يا کسي را راضي کنيم ، که براي ابرار هيچ چيزي بهتر از آنچه نزد خداوند است نمي باشد

گواهی خدای سبحان برای احمد الحسن (ع) توسط رؤیا و مکاشفات را اینجا بنویسید

meysam1986

مدیر بخش
بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمدلله رب العالمین

و صلی الله علی محمد و آل محمد الائمه و المهدیین و سلم تسلیماً کثیراً


سلام خدمت تمامی جویندگان راه حق و حقیقت
بنده از سال 83 تا چند روز پیش یعنی شب عید غدیر خم 5 رویا دیدم که به نوعی مسیر زندگی ام را تغییر داد...
در سال 83 در شب شهادت بی بی فاطمه زهرا(س) تا دیر وقت از تلویزیون مراسم عزاداری را تماشا می کردم بعد از پایان برنامه خوابیدم و حضرت زهرا به خوابم اومدند و در حالیکه روی زمین افتاده بودم برگه ای به دستم دادند و رفتند و من گریه می کردم...
تا مدتها ذهنم مشغول این رویا بود اما برای کسی بازگو نکردم.
سال بعد در شب شهادت امام حسن عسکری(ع) در عالم رؤیا دیدم که در مسجدی در حال عزاداری هستم و امام مهدی(ع) در صدر مجلس با اشاراتی به من فهماندند که از رفتارم ناراضی اند! از فردای آن روز تصمیم گرفتم در رفتارم تجدید نظر کنم و تا حد توانم خودم را اصلاح کردم و حتی ارتباطم با تعدادی از دوستانم هم قطع شد...
مدتها ذهنم مشغول این 2 رویا بود و همیشه منتظر بودم که مولایم بار دیگر به خوابم بیایند و باز مرا مورد لطفشون قرار بدن...
تو این مدت در مورد ظهور امام مهدی(ع) مطالعاتی داشتم.
گذشت و من بی خبر از ظهور امام احمد الحسن (ع) هر شب و روز چشم به راه رویای مولایم بودم که در سال 89 رویاهای بعدی را دیدم....
در رویای اول دیدم که در پی دعوت از دوستان و اطرافیانم برای قیام امام مهدی(ع) بودم و در کمال ناباوری از افرادیکه در زندگی روزمره افراد مومنی هستند جواب نه و مخالفت صریح می شنیدم... ناراحت و غمگین به سمت امام مهدی(ع) می رفتم که ایشان را در جریان این موضوع قرار دهم که از خواب بیدار شدم...
چند ماه بعد در رویای دیگری دیدم در کنار ساحل دریا و روی صخره ای پیامبر(ص) در حال نماز بودند و من هم داشتم به ایشان اقتدا می کردم...
گیج شده بودم و نمی دانستم چه کار باید بکنم...
تا اینکه برای یکی از آشنایان که در حوزه علمیه قم تدریس می کردند تعریف کردم و ایشان گفتند اینها نظر لطف خدا به توست و برای کسی بازگو نکن...
در این مدت با اینکه مطالعات و فعالیت هایی داشتم اما همچنان در بی خبری از ظهور امام احمد الحسن(ع) بودم تا اینکه چند ماه پیش با سایت انصار امام مهدی(ع) آشنا شدم و از بی خبری ام در این مدت ناراحت بودم و غمگین از اینکه چه باید بکنم...
شب عید غدیر هنگام خواب وضو گرفتم و گفتم خدایا راهنماییم کن و گفتم اگر احمد الحسن(ع) حقیقتا وصی امام مهدی(ع) هست و بر من ثابت شود, تا پای جان در جهت دعوت ایشان تبلیغ خواهم کرد و به مولایم مهدی(ع) متوسل شدم . همان شب دوستی را در خواب دیدم که نامه ای به دستم داد و گفت امام مهدی پیغام فرستادند و فرمودند:چرا بیکار نشستی و کاری نمی کنی؟و چند لحظه بعد امام مهدی(ع) و امام احمد الحسن(ع) را در کنار هم دیدم که مرا به تبلیغ دعوت فرا خواندند...
این خواب برایم یقین شد که امام احمد الحسن(ع) بر حق است و به ایشان ایمان آوردم...
و تصمیم گرفتم تمام وجودم را وقف مولایم کنم.انشاله که لایق باشم....

میثم
شیعه
ایران
 

Labayk_Ya_Ahmad

اخراجی
بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمدلله رب العالمین

و صلی الله علی محمد و آل محمد الائمه و المهدیین و سلم تسلیماً کثیراً



السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

البته این بنده به شکر خدا چندین رویا دیدم ولی متاسفانه همگی این رویاها را کامل به یاد ندارم ولی یکی از رویاها که

خیلی برایم زیبا بود را برایتان تعریف می کنم .

یک شب در رویا دیدم که دارم حدیثی را میخوانم وزمانی که داشتم این حدیث را که از امام محمد باقر ع است که در

آخر خود حدیث را میزنم . میخواندم امام احمد الحسن ع را را میدیدم که بصورت نوری از جلوی چشمنانم میگذرد

و این زمانی بود که نام یمانی ع را بنده به زبان می آوردم و امام ع روی این حدیث خیلی تاکید میکردند و سبحان الله

هر زمان نام یمانی ع را که میخواندم امام سید احمد الحسن ع را می دیدم با صورتی که فقط نور بود . و حدیث این بود


امام باقر(ع) فرمود : خروج سه نفر خراسانی و سفیانی و یمانی در یک سال و ماه و روز واحد است ... و در پرچـمها پرچـمى هدايت یافته تر از پرچم يمانى نيست و آن پرچم هدايت است . چون كه شما را به صاحبتان دعوت می کند ، و اگر يمانى خروج کرد فروختن اسلحه حرام مى شود . و اگر يمانى خروج کرد , بپا خيز بسوی او . که همانا پرچمش پرچم هدايت است . و جايز نيست مسلمانان از او سرپيچى كنند ، و اگر كسى اينكار را انجام دهد از اهل جهنم مى باشد . زيرا که او دعوت به حق و هدايت به راه راست مى كند . الغيبة - محمد بن ابراهيم النعماني ص 264 . بحار الأنوار ج 52 ص 232



ربي احفظ ابائنا احمد الحسن واهله وولده وانصاره وبحق فاطمة عليها السلام
يا الله اشفي صدر الحسين بقيام قائم الحق احمد ص
يــــــارب أحمد الحسن بـحق أحمد الحسن مكـن لاحـمد الحسـن ع
يا الله امين رب العالمین
 

کوثر الأنصار

اللهم إلحقنا بالصالحین.
پاسخ : گواهی خدای سبحان برای احمد الحسن (ع) توسط رؤیا و مکاشفات را اینجا بنویسید




بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمدلله رب العالمین

و صلی الله علی محمد و آل محمد الائمه و المهدیین و سلم تسلیماً کثیراً



السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

تقدیم به جویندگان راه حق

هنگامی که بااین دعوت مبارک آشنا شدم واقعاا در آغاز خیلی برایم جالب بود و دوست داشتم همه را از این بشارت آگاه سازم در آن زمان من مشغول تحصیل در یک مقطع خاص بودم پس موضوع دعوت را با دبیر فلسفۀ خود در میان گذاشتم، از او و شخصیتش بیشتر از اینها انتظار داشتم اما متأسفانه این دعوت را به استهزاء می گرفت و آن را به وهابیون وووو نسبت می داد در حالیکه بارها به او جزوه داده بودم تا مطالعه کند اما برایش سودی نداشت و در آخرین ملاقاتی که با او داشتم یه سری صحبت هایی با من کرد که حقیقتاً از حرفهایش هراسان شدم و در دلم گفتم این نه تنها هدایت نمی شود بلکه مرا نیز تحت تأثیر حرفهای خود قرار می دهد و باعث تزلزل در ایمانم به این دعوت می شود پس او را به حال خود رها کردم،گویا فلسفه و منطق گیچ کننده ای که می خواندند کلاً عقل سالمی برایشان باقی نگذارده بود .
بعد از کلاس به خانه بازگشتم و شب همان روز که تقریباً نزدیک سحر شده بود در عالم رویا دیدم که بر یک تپه ای ایستاده بودم بطوری که فقط آسمان نیمه روشن را می دیدم ناگهان از میان آسمان صدایی رعد آسا مرا مورد خطاب قرار داد و فرمود: إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ** إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ** می فرمود : ما نعمت هدایت را بر تو ارزانی داشتیم و اجازه نخواهیم داد کسی تو را از راه حق منحرف سازد .
آنقدر صدایش گوش خراش بود که من از شدت صوت از جای خود برخاستم و گمان کردم وقت نماز صبح رسیده و این صدا از مسجد می آید اما هنگامی که ساعت را دیدم ساعت سه صبح بود .
بعد از آن بر یقینم افزوده شد که خداوند همواره حامی و نگهبان کسانی است که حقیقتاً به این دعوت مبارک ایمان می آورند



و الحمدلله وحده وحده​


کوثر انصاری

شیعه

ایران


 
آخرین ویرایش:

Ya_Abde_Saleh_13

اخراجی





بسم الله الرّحمن الرّحیم


يا رَبَّ مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّلْ فَرَجَ آلِ مُحَمَّد


السلام علیکم یا محمد بن الحسن علیه السلام ، السلام علیکم یا صاحب عصر و زمان

السلام على المهدی احمد
السلام على وصی حجة الله ,,, السلام على رسول بقية الله ,,, السلام على اول المؤمنين وزينة الاولين والاخرين ,,, السلام على صاد ونهر بالجنة ,,, السلام على اليمانی الموعود ,,, السلام عليك يا سيدی ومولای احمد الحسن ورحمة الله وبركاته



برادران انصار برای نشر دعوت به شهر شمال می رفتند. در راه چند ماشین را می بینند که با هم کورس گذاشته بودند، یکباره دو ماشین در جلوی ماشین انصار ترمز می کنند و با ماشین انصار تصادف می کنند. وقتی پیاده می شوند می بینند شش دختر که اهل تهران بودند و خیلی شیک پوش از ماشین پیاده شدند. برادر انصار گفتند تا آمدن پلیس یک ساعت طول کشید، این تصادف چیزی نبود جز حکمت خداوند، استخاره کردیم برای گفتن این دعوت مبارک. و شروع کردیم به گفتن دعوت. یکی از دختر خانمها که دانشجو بود گفت: شش ماه پیش در رویا دیدم قیامت شروع شده و مردم در حال فرار هستند یک دفعه خورشید و ماه بهم رسیدند و به زمین پایین آمدند و مردم در حال فرار می گفتند قد قامت القیامه، این دختر خانم اصلا عربی بلد نبود ولی این کلمات به وضوح در ذهنشان بود. بعد گفت فقط کسانی از این قیامت در امان خواهند بود که دست راستشان بالا باشد. و دختر خانم گفت من هم دست خود را بالا بردم، و الحمدلله به این دعوت مبارک ایمان آوردند.



ربی احفظ سید و مولایمان امام محمد بن الحسن المهدی علیه السلام
ربي احفظ ابائنا احمد الحسن واهله وولده وانصاره وبحق فاطمة عليها السلام
يا الله اشفی صدر الحسين بقيام قائم الحق احمد علیه السلام
يــــــارب أحمد الحسن بـحق أحمد الحسن مكـن لاحـمد الحسـن علیه السلام
يا الله امين رب العالمین
 

Ya_Abde_Saleh_13

اخراجی




بسم الله الرّحمن الرّحیم


يا رَبَّ مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّلْ فَرَجَ آلِ مُحَمَّد


السلام علیکم یا محمد بن الحسن علیه السلام ، السلام علیکم یا صاحب عصر و زمان

السلام على المهدی احمد
السلام على وصی حجة الله ,,, السلام على رسول بقية الله ,,, السلام على اول المؤمنين وزينة الاولين والاخرين ,,, السلام على صاد ونهر بالجنة ,,, السلام على اليمانی الموعود ,,, السلام عليك يا سيدی ومولای احمد الحسن ورحمة الله وبركاته




بعد از رویای صادقه ای که در بخش چگونه به این دعوت مبارک ایمان آوردم که امام زمان ع در میان جمعیت فراوان وصی بودن امام احمدالحسن ع را اعلام کردن(غدیر خم در آخر زمان).
در رویا دیدم به همراه عده ای از خانواده درجه یک خود راهی خراسان شدیم ، در راه مقداری سختی کشیدیم، تا به خراسان رسیدیم در صحن حرم امام رضا ع ایستاده بودیم و مردم زیادی در آنجا بودند. شخصی که از مدیران آستان قدس رضوی بود در بلندی بر ضد امام احمدالحسن ع صحبت می کرد که صیحه کشیده شد به حقانیت امام احمدالحسن ع که وصی امام زمان ع هستند، واین صدا را تمام مردم شنیدند و تا حقانیت امام ع از آسمان آمد مردی که روی بلندی صحبت می کرد حرف خود را عوض کرد و شروع به تایید امام احمدالحسن ع کرد. در پایین بنده خیلی عصبانی شدم و گفتم تا بحال داشت ضد امام ع صحبت می کرد حالا دارد امام ع را تایید می کند برادری که در کنار بنده بود گفت حرص نخورید امام ع از همه چیز آگاه است. بعد از آن بنده و چند نفر به جایی که آن مرد صحبت میکرد در بلندی رفتیم و بعد جانم بقربانش امام احمدالحسن ع آمدند، وقتی روی بلندی آمدند با پشت دست به صورت آن مرد زدند و اوبه کناری پرت شده . بنده و انصاری که به همراه امام ع بالای آن بلندی بودیم به همراه امام ع بصورت پرواز از روی بلندی به پایین صحن آمدیم، بنده می ترسیدم برادر انصاری گفتند نترس مگر نمی بینید چه کسی همراه ماست. بعد از خواب بیدار شدم و این خواب در خواب دیگری بود و داشتم رویایی که دیده بودم برای خانواده خود تعریف می کردم که زنگ خانه به صدا در آمد یکی از برادران انصاری بود با لباسی شبیه لباس خلبانها و گفت بلند شوید و آماده رفتن شوید، زمان رسیده است.



ربی احفظ سید و مولایمان امام محمد بن الحسن المهدی علیه السلام
ربي احفظ ابائنا احمد الحسن واهله وولده وانصاره وبحق فاطمة عليها السلام
يا الله اشفی صدر الحسين بقيام قائم الحق احمد علیه السلام
يــــــارب أحمد الحسن بـحق أحمد الحسن مكـن لاحـمد الحسـن علیه السلام
يا الله امين رب العالمین
 

ضامن هو

Moderator
عضو کادر مدیریت

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام به انصار الله

بنده حدود 4 ماهی میشه که به این دعوت حقه ایمان آوردم. بچه شیعه بودم و به نظر معتقد اما ....

در طول این مدت چندین خواب دیدم که بهتر دونستم با شما عزیزان در میان بگذارم.

اولین رویایی که دیدم در همون شبهای تحقیق و بهتره بگم تردید بود. در رویا دیدم دو خورشید در آسمون ظاهر شدن ویکی کوچکتر از دیگری بود و توی خواب بهم الهام شد در مورد احمد الحسن ع.

خواب دومم جالب بود بازم دو خورشید رو دیدم و بعد شب شد و ستاره هایی رو در آسمون دیدم و یکی از ستاره ها که مرتب جاش رو عوض می کرد و در آخر به سمت بالا رفت و در انتهای خوابم خورشید عالم تاب ظاهر شد.

خواب دیگری هم دیدم که در رویا اسم احمد در آسمان برایم آشکار گردید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد الائمه ئ المهدیین و سلم تسلیماً کثیرا

التماس دعای فراوان

اسراء
ایران
 
آخرین ویرایش:

یا مهدی

New Member
پاسخ : گواهی خدای سبحان برای احمد الحسن (ع) توسط رؤیا و مکاشفات را اینجا بنویسید

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صلی علی محمد وآل محمد الائمه والمهدیین وسلم تسلیما


روئیای یکی از برادران انصار بعد از اینکه این دعوت مبارک را شنیده اند می گویند :در روئیا دیدم که چند سرباز به من گفتند به آن سمت نگاه کن وقتی نگاه کردم در جای بلندی امام علی (ع)را دیدم ایشان به من گفتند :(احمد احمد جیش محمد التحق بهم)(احمد احمد لشکر محمد به آنها ملحق شو).

والحمدلله رب العالمین
 

کوثر الأنصار

اللهم إلحقنا بالصالحین.
پاسخ : گواهی خدای سبحان برای احمد الحسن (ع) توسط رؤیا و مکاشفات را اینجا بنویسید

[BLUE]

بسم الله الرحمن الرحیم
[/BLUE]
اللهم صلی علی محمد و آل محمد الائمه و المهدیین و سلم تسلیما​

امروز جمعه است . یکی از خواهران امروز صبح در عالم رؤیا با جوانی ملاقات داشته و برای ایشان از شفای خود بدست امام امد الحسن(ع) تعریف می کردند . آن جوان از عفونت شدید داخلی رنج می برده و اطباء نیز علاجی برای او نداشتند؛ زیرا این عفونت بعد از انجام هر عملی باز رشد کرده و او را بیمار می کرد .آن جوان یک شناگر بوده و طی چند حرکت وزرشی که گویا به توصیۀ امام(ع) بوده، توانست بطور معجزه آسا، آن عفونت را ریشه کن کند و در طی این حرکات، ترشحاتي صورت گرفته بود که نوید رهایی از این بیماری را بدو می داد . می گفت: بعد از آن به دکترانم مراجعه کردم. آنان با انجام آزمایش های مکرر هیچ اثری از آن عفونت نیافتند و شفای مرا یک معجزه قلمداد کردند .


و الحمدلله رب العالمین​
 

M3AJNUN

New Member
حدودا دو سال پیش با این رویا به دعوت ایمان آوردم

بسم الله الرحمن الرحیم
و الحمدءلله رب العالمین
و اللهم صل علی سیدنا محمد و آل سیدنا محمد الائمه و المهدیین و سلم تسلیما کثیرا
در سال هزارو چهار صدو سی دو در شب استشهاد امام موسی کاظم سلام الله علیه در هنگامی که به خواب رفتم با صدای یکی از انصار در خواب از خواب بیدار شدم که آن انصاری داشت جواب سوالی را برای من در خواب می گفت و این صدای آن انصاری بود الف لام میم , میم محمد لام علی الف فاطمه
با صدای آن انصاری در عالم خواب از خواب بیدار شدم و به سمت تخت خودم برگشتم و دیدم جزوه ای تایپ شده حروف مقطعه قرآن کریم نوشته شده است آن جزوه را برداشتم و به سمت حمام خانه ی دانشجویی خود در عالم خواب رفتم
جلوی در حمام خانه ام مردی روبروی قبله ایستاده بود که اول چشم من به ساق های پایش افتاد که حالت رنگی طلایی داشت و لباس سفید بلند عربی بر تن داشت موهایش مجعد و کوتاه و شانه های بسیار عریض و قوی هیکل بود به طوری که در خواب او را دیدم از هیبت سنگین ایشان ترسیدم
پوست صورت آن مرد سبزه سبزه بود و هیبت عجیبی داشت اما وقتی مدتی گذشت دیگر از ایشان نترسیدم اول در ابتدا ایشان را نشناختم خیلی در عالم رویا دوست داشتم رسول ص را ببنیم ولی بعد از مدتی متوجه شدم که ایشان رسول ص نیستند و بعد از مدتی در خواب با لکنت زبان به آن مرد خیره شدم و به ایشان گفتم شما احمد ابن اسماعیل هستی دیدم لبخندی بسیار زیبا زد و دندان های بسیاز سفید که در آن پوست سبزه آرایش زیبایی داشت لبخندی که چهره ی نورانیش را چندیدن برابر زیبا تر می کرد از او دو سول پرسیدم که در جواب سوال اول سیزده عدد تخم مرغ سفید رنگ و در جواب سوال دوم روغن زیبتونی به من داده اند که در روغن زیتون نوشته شده بود صادره از اقصی
 

کوثر الأنصار

اللهم إلحقنا بالصالحین.
پاسخ : گواهی خدای سبحان برای احمد الحسن (ع) توسط رؤیا و مکاشفات را اینجا بنویسید

اللهم صلی علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماً کثیرا
 
پاسخ : گواهی خدای سبحان برای احمد الحسن (ع) توسط رؤیا و مکاشفات را اینجا بنویسید


« اللهم صلی علی محمد و آل محمد الائمه و المهدیین و سلم تسلیماً"
توی خواب دیدم توی یک شهر شلوغ با زیر گذر پاین گذر فراوانی بودن من همسرم (تااین زمان ازدواج نکردم ) ایستاده به این راه های متدد نگاه میکنیم افراد با سواری های متعدد این راها می رفتن طوری که حسادت دیگران می خواستن بینگیزند روی به اسمان نگاه کردم وبا خود گفتم احمد حسن ااونجاست خلاف همه به سوی او میروم تا بپرسم یمانی موعود ایشانند به مسیر خود ادامه دادم یک دفعه دیمد از شهر خارج شده ودر یک بیابان هستم بعد به خدا توکل کردم ادامه مسیر دادم باز هم یک دفعه دیدم توی یک ساختمان بلند هستم پشت در یک اتاق بزرگ ایستاده بودم احساس کردم فرد بزرگی توی اون اتاق هست یک نفر از اون اتاق بیرون امود ازش پرسیدم که احمد حسن توی کدوم اتاقه به اتاقی اشاره کرد و خودش انگار حوای پیامی بود رفت و در بسته شد در زدم رفتم توی اتاق دیدم سه نفر توی اتاقند کنار هم نشته (یکی از این سه نفر همون شخص حاوی پیام بود) تا گفتم سید احمد حسن فهمیدم وسطی یه گفتم سید احمد حسن یمانی معود شماید ایشان با آرامی به نشانه بله پلکاشون روی هم گذاشتند بعد نفر سمت چپی شروع به سوال کردن کردن :تا این جا که اومدی اسمت بگو بنویسم "و من گفتم "گفت نماز می خوانی؟ "گفتم نه "گفت بخوان "قران می خوانی ؟"یکمی می خوانم "قران هم بخون "سوالت دیگر هم پرسید ولی یادم نمی یاد بعد از خواب بیدار شدم
 

يـوسف الأنصار

Guest
الحمد لله رب العالمین

رسیدن به مقصد آن هم به سلامتی و امن و امان مهم‌تر از همه چیز است، البته منظور از سلامتی، سلامتی دین است.

همواره ثابت قدم در پناه خدا و ولی خدا باشید.
 

ضامن هو

Moderator
عضو کادر مدیریت
بسم الله الرحمن الرحیم

دیشب در عالم رویا دیدم در آسمان این سوره قرآن ظاهر شده:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ ﴿1﴾ حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ ﴿2﴾ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ ﴿3﴾ ثُمَّ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ ﴿4﴾ كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ ﴿5﴾ لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ ﴿6﴾ ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيْنَ الْيَقِينِ ﴿7﴾ ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ ﴿8﴾

و دقیقاً زیر آیات وحی این جمله نوشته شده بود:
الدعوة الیمانیه دعوة الحق.
و خدا رو بر این رویا شاهد می گیرم.

به آیه آخر سوره توجه کنید:
ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ ﴿8﴾
سپس در همان روز است كه از نعمت [روى زمين] پرسيده خواهيد شد (8)

یا الله


لبیک یا احمد الحسن (ع)، یمانی موعود

 
آخرین ویرایش:
پاسخ : گواهی خدای سبحان برای احمد الحسن (ع) توسط رؤیا و مکاشفات را اینجا بنویسید

بسم الله الرحمن الرحیم ولا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم اللهم صل علی محمد وآل محمد الائمة والمهدیین وسلم تسلیما کثیرا


خواب شاه جهان


سلام و درود خداوند یکتا بر همه برادران و خواهران انصارم، این بنده حقیر حدود یک سال است که به لطف خدا به این دعوت مبارک لبیک گفته ام، و خداوند با نشان دادن رویاهای صادقه ای مرا هدایت فرمودو حقانیت دعوت امام احمد الحسن(ع) را برایم ثابت کرد، به پروردگار یکتا و پیامبرش و اهل بیت پیامبرش قسم می خورم جز آنچه را در رویا دیدم نگویم. امیدوارم خداوند به همه شما اجر خیر عنایت فرماید.
اولین رویای صادقه ای که دیدم مربوط به شش ماه قبل از اینکه دعوت به من برسد بود.در عالم رویا مسجد بزرگ ساده که دیوارهای آن گِلی بود دیدم وارد آن شدم و در سمت چپ و راستم افرادی نشسته بودند و به دیوار مسجد تکیه داده بودند و در رأس و وسط آنها مرد تنومند اندامی دارای صورت گرد و سرخ و سفید که هیکل درشت و رانهای قطوری داشت، به سرش دستار سبز رنگی بسته بود و لباس عربی به رنگ خاک در تن داشت نشسته بود به سمت آن رفتم و در سمت چپش نشستم او چهار زانو نسشته بود و من دوزانو .و هیبت و عظمت خاصی داشت و مطمئن بودم که یکی از اولیای خداست از او پرسیدم شما چه کسی هستید؟ گفت من شاه جهانم. و حقیر هم با گفتن این جمله عنان از کف داده و سر و دستانم را بر روی زانوی او گذاشتم و با شدت گریه می کردم او کمی دست به سر و پشتم کشید و بعد سرم را بالا آوردم و گفت چرا گریه می کنی؟ و من گفتم عاشق امام زمان (عج) هستم ایشان به من گفت به آسمان نگاه کن ظهور نزدیک است و مسجد انگار سقف نداشت فقط قسمتهایی از آن با برگهای خرما پوشیده شده بود من به آسمان نگاه کردم، پر از ستاره بود ناگهان ستاره ها شروع به درخشیدن کرد و هرکدام از خود نوری زیبا پخش می کرد و از خواب بیدار شدم. و بعد از چند ماه که به دعوت امام احمد الحسن(ع) ایمان آوردم امام مهدی(ع) را در خواب دیدم ، که شاه جهان همان امام مهدی(ع) بود.

اللهم صل علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیما کثیرا
 
پاسخ : گواهی خدای سبحان برای احمد الحسن (ع) توسط رؤیا و مکاشفات را اینجا بنویسید

بسم الله الرحمن الرحیم و لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم اللهم صل علی محمد و ال محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیما کثیرا
رویای حضرت محمد(ص)

سلام علیکم بر همه برادران و خواهران انصارقائم آل محمد(ع)​


. خواهرم قبل از اینکه دعوت مبارک به ما برسد حدود یک ماه قبل از آن در عالم رویا دیده بود که در یک مکان تاریک و خیلی ترسناک قرار دارد و به دنبال راهی می گشت تا از این مکان بیرون بیاید اما هیچ راهی پیدا نکرد. تا اینکه مشاهده کرد که حضرت محمد(ص) مانند نور بسیار درخشانی به سوی او آمد و بعد به حضرت محمد(ص) سجده کرد و گفت: السلام علیک یا رسول الله و دلش آرامش یافت و خدا را شکر کرده که واقعا چه کسی برای نجات او آمده! و بعد حضرت رسول(ص) به سمت بالا رفت ولی نور او آنجا را روشن نگه داشته بود و پشت سر حضرت درب بزرگ چوبی قرار داشت که متوجه آن شد و به سمت آن رفت و وقتی که درب را باز کرده وارد یک باغ سرسبز روشن و پر از گل و گیاه شد و از ان تاریکی نجات یافت. و یک ماه بعد از آن دعوت امام احمد الحسن(ع) به ما رسید و ایمان آوردیم.
الحمد الله رب العالمین. اللهم صل علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیما کثیرا
 

کوثر الأنصار

اللهم إلحقنا بالصالحین.
پاسخ : گواهی خدای سبحان برای احمد الحسن (ع) توسط رؤیا و مکاشفات را اینجا بنویسید

سبحان الله

اللهم صلی علی محمد وآل محمد الأئمة والمهدیین وسلم تسلیماً کثیرا

الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لو لا هدانا الله.

برادر بزرگوار برای شما آرزوی سعادتمندی در آخرت و دنیا را از خداوند منّان خواستارم.

التماس دعاء
 
پاسخ : گواهی خدای سبحان برای احمد الحسن (ع) توسط رؤیا و مکاشفات را اینجا بنویسید

بسم الله الرحمن الرحیم و لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم اللهم صل علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیما کثیرا

رویای دخان یا دود

حدود دو ماه بعد از ایمان آوردن به امام احمد الحسن(ع) شروع کردم به رساندن دعوت مبارک به مردم در کوچه و خیابانها اما تعدادی از مردم شهر و محله مان مرا مسخره می کردند که گمراه شده ام، یا می گفتند: این شخص را علما باید تایید کنند، عده ای می گفتند ما نه سر پیازیم و نه ته پیاز و به خوشگذرانی خودشان مشغول بودند و عده از مردم هم می گفتند ما معجزه می خواهیم امام معصوم باید معجزه داشته باشد. این جریان گذشت تا در شبی در عالم رویا دیدم که در کوچه و خیابان ها راه می روم و به مردم می گویم سید احمد الحسن(ع) وصی و رسول امام مهدی(ع) آمده است، یقه پیراهن آنها را گرفته و به شدت تکان می دادم ولی گویی آنها مرده ای بیش نیستند و تعداد زیادی هم می گفتند: معجزه، ما معجزه می خواهیم!!!! سبحان الله عین حرفهایشان در بیداری بعد از مدتی که در عالم رویا مردم را به این صورت دعوت می کردم دیدم کوههای پشت شهرمان به لرزه در آمد و آتشفشان بزرگی رخ داد که خا کستر هایش بر روی زمین ریخت و مردم سرشان را پایین انداخته و مشغول بازی با انها شدند و از دهانه کوه دود قرمز رنگ بزرگی به آسمان رفت و کل شهر را پوشاند و خیلی بزرگ نوشته شده بود احمد و من هرچه به مردم می گفتم این هم معجزه! سرهایتان را بالا بیاورید تا آن را ببینید ولی افسوس که آنها سرهایشان را پایین انداخته و سرگرم بازی با خاکستر های آتشفشان بودند! گویی که خداوند بر قلبها هایشان مهر خموشی زده است.

تا اینکه امر ما فرا رسد و تنور فوران کند... هود آیه 40 در تفسیر این آیه در کتاب البرهان امام علی(ع) می فرمایند: به خدا قسم تنور نان نیست و با دست خویش به آفتاب اشاره کرد و فرمود: همان گونه که فوران تنور برای حضرت نوح(ع) نزدیکی عذاب برای کافرین بود برای امام زمان(ع) نزدیکی عذاب برای منکران و جاهدان به حق اوست و امام(ع) فرمودند: از آسمان علامتی آشکار و مانند آن در زمین خواهد بود.

الحمد الله رب العالمین اللهم صل علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیما کثیرا
 

يـوسف الأنصار

Guest
پاسخ : گواهی خدای سبحان برای احمد الحسن (ع) توسط رؤیا و مکاشفات را اینجا بنویسید

بسم الله الرحمن الرحیم

سبحان الله.

خدای به شما جزای خیر دهد.

برای این‌که همه متوجه شوند که قرآن نزد مسلمانان فقط یک قصه تاریخی تمام شده است، دقت بفرمایید:

«حدود دو ماه بعد از ایمان آوردن به امام احمد الحسن(ع) شروع کردم به رساندن دعوت مبارک به مردم در کوچه و خیابانها اما تعدادی از مردم شهر و محله مان مرا مسخره می کردند که گمراه شده ام».

تکرار سنت پیشینیان و اتهام گمراهی و جهل به پیامبران پیشین و پیامبر (ص) از سوی مشرکان که خدا در پاسخ به آن‌ها فرمود:
(
مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى). النجم: 2.
(
يار شما نه گمراه شده و نه در نادانى مانده).

(
وَمَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلاَّ كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ). الحجر: 11.
(
و هيچ پيامبرى برايشان نيامد جز آن‌كه او را به مسخره مى‌‏گرفتند).
اتهام به گمراهی و ریشخند کردن و استهزاء روشن است کار کیست. بنا بر این حال آن‌ها یکی است و فرقی نکرده، یعنی این‌ها نوادگان قوم استهزاء کنندگان هستند.


«یا می گفتند: این شخص را علما باید تایید کنند»،

آن‌هائی که پیش‌تر گفتند علماء ما را رهبری کنند و خود برای ما حق و باطل تشخیص دهند، نتیجه چه بود؟ قرآن آن را بیان کرده است.
(
وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا). الأحزاب: 67.
(
و مى‌‏گويند پروردگارا ما رؤسا و بزرگتران خويش را اطاعت كرديم و ما را از راه به در كردند).

ِ(
يَحْمِلُواْ أَوْزَارَهُمْ كَامِلَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَمِنْ أَوْزَارِ الَّذِينَ يُضِلُّونَهُم بِغَيْرِ عِلْمٍ أَلاَ سَاء مَا يَزِرُونَ). النحل: 25.
(
تا روز قيامت بار گناهان خود را تمام بردارند و [نيز] بخشى از بار گناهان كسانى را كه ندانسته آنان را گمراه مى‌‏كنند آگاه باشيد چه بد بارى را مى‏‌كشند).

و روز قیامت:
(
إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُواْ مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُواْ وَرَأَوُاْ الْعَذَابَ وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الأَسْبَابُ). البقرة: 166.
(
آن‌گاه كه پيشوايان از پيروان بيزارى جويند و عذاب را مشاهده كنند و ميانشان پيوندها بريده گردد).


«عده ای می گفتند ما نه سر پیازیم و نه ته پیاز و به خوشگذرانی خودشان مشغول بودند»

(
اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مَّعْرِضُونَ * مَا يَأْتِيهِم مِّن ذِكْرٍ مَّن رَّبِّهِم مُّحْدَثٍ إِلَّا اسْتَمَعُوهُ وَهُمْ يَلْعَبُونَ * لَاهِيَةً قُلُوبُهُمْ وَأَسَرُّواْ النَّجْوَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ هَلْ هَذَا إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ أَفَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَأَنتُمْ تُبْصِرُونَ). الأنبیاء: 3-1.
(
براى مردم [وقت] حسابشان نزديک شده است و آنان در بى‌‏خبرى روی‌گردانند * هيچ پند تازه‌‏اى از پروردگارشان نيامد مگر اينكه بازى ‏كنان آن را شنيدند * در حالى كه دل‌هايشان مشغول است و آنان‌كه ستم كردند پنهانى به نجوا برخاستند كه آيا اين [مرد] جز بشرى مانند شماست آيا ديده و دانسته به سوى سحر مى‏‌رويد).

(وَلَوْ يُعَجِّلُ اللّهُ لِلنَّاسِ الشَّرَّ اسْتِعْجَالَهُم بِالْخَيْرِ لَقُضِيَ إِلَيْهِمْ أَجَلُهُمْ فَنَذَرُ الَّذِينَ لاَ يَرْجُونَ لِقَاءنَا فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ). يونس: 11.
(
و اگر خدا براى مردم به همان شتاب كه آنان در كار خير مى‌‏طلبند در رساندن بلا به آنها شتاب مى‌‏نمود قطعاً اجلشان فرا مى‌‏رسيد پس كسانى را كه به ديدار ما اميد ندارند در طغيانشان رها مى‌‏كنيم تا سرگردان بمانند).


«و عده از مردم هم می گفتند ما معجزه می خواهیم امام معصوم باید معجزه داشته باشد».

(
وَقَالُوا لَوْلَا يَأْتِينَا بِآيَةٍ مِّن رَّبِّهِ أَوَلَمْ تَأْتِهِم بَيِّنَةُ مَا فِي الصُّحُفِ الْأُولَى). طه: 133.
(
و گفتند چرا از جانب پروردگارش معجزه‌‏اى براى ما نمى‌‏آورد آيا دليل روشن آنچه در صحيفه‏‌هاى پيشين است براى آنان نيامده است).


(
الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ عَهِدَ إِلَيْنَا أَلاَّ نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتَّىَ يَأْتِيَنَا بِقُرْبَانٍ تَأْكُلُهُ النَّارُ قُلْ قَدْ جَاءكُمْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِي بِالْبَيِّنَاتِ وَبِالَّذِي قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ). آل عمران: 183.
(
همانان كه گفتند خدا با ما پيمان بسته كه به هيچ پيامبرى ايمان نياوريم تا براى ما قربانيى بياورد كه آتش [آسمانى] آن را [به نشانه قبول] بسوزاند بگو قطعاً پيش از من پيامبرانى بودند كه دلايل آشكار را با آن‌چه گفتيد براى شما آوردند اگر راست مى گوييد پس چرا آنان را كشتيد).


الناس نیام اذا ماتوا انتبهوا.
مرد خوابند، هنگامی که بمیرند هوشیار می‌شوند.
 
پاسخ : گواهی خدای سبحان برای احمد الحسن (ع) توسط رؤیا و مکاشفات را اینجا بنویسید

بسم الله الرحمن الرحیم ولا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم اللهم صلی علی محمد وآل محمد الائمة و المهدیین وسلم تیلیما کثیرا

خواب شهادتین پدرم

در شب جمعه ای که با چند نفر از برادران انصار صحبت می کردم که آیا دعوت یمانی آل محمد(ص) را به اموات و مرده گان هم برسانیم یا نه در همان شب رویایی می بینم که بر سر قبر پدرم رفته ام با این تفاوت که جنازه اش از قبر بیرون و رو به قبله است و فقط صورتش دیده می شود و دستان و بدنش در برد و کفنش قرار دارد به پایین پایش رفتم و شروع کردم به گفتن شهادتین...

اشهد أن لا اله الا الله
اشهد أن محمد رسول الله
اشهد أن علیا و الائمة من ولده حجج الله
اشهد أن المهدی و المهدیین من ولده حجج الله

...
با صدای بلند می گفتم و همین که به کلمه المهدیین رسیدم ناگهان پدرم زنده شد و چشمانش را باز کرد و دستانش را از بُرد و کفنش بیرون آورد و نزدیک گوشهایش برد تا تکبیر بگوید و با صدای بسیار بلند فریاد می زد... الله اکبر... الله اکبر... الله اکبر ... چندین مرتبه تکرار کرد و من از ترس عقب پریدم و مات و مبهوت مانده بودم بعد از تکبیر گفتن پدرم ، به بالای سر او رفته و سلام کردم و او را بوسیدم و به او گفتم: چی شده بابا جان!؟ نکنه شما هم از جریان سید احمد الحسن(ع) خبر داری!؟ او با صدای بلند فریاد می زد آره بابا حق... حقیقته... اصلا وقتی ما رو تو قبر می گذارند امام مهدی(ع) می آید و به ما خبر می دهد !! و باز با صدای بلند گفت: حقه... حقیقته!!! ... و بعد مرا نصیحت کرد و گفت: حالا که انصار شده ای دست از دنیا بکش دل از مادیات بکن!!! الان این طرف همش سخن از شماها است و خوابم تمام شد.
و از آن روز با خودم میگویم سبحان الله. مرده هایی که زنده اند و صدای حق را شنیده اند و زنده گانی که گویی مرده اند و صدای حق را نمی شنوند و اگر هم بشنوند نه تنها اجابت نمی کنند بلکه قصد جان و ریختن خونش را دارند!!!
 

کانال تلگرام

بالا