• يماني آل محمد (عليه السلام) فرمود : در کلامم تدبر کنيد ، اي کساني که ادعاي طلب و جستجوي حق را مي‌ کنيد . آمده‌ ام تا بر حق شهادت دهم . و حق را روشن کنم . هرگز نيامده ام تا مردم از من تبعيت کنند . هدفم روشن کردن حق ، و جدا کردن باطل است . پس به همين خاطر مي‌ گويم : کسي از من توقع سازش و چاپلوسي نداشته باشد . هيهات که ما حتي مقداري از حق را فروگذاريم ، و قسمتي از باطل را رها سازيم ، براي آن که کسي ما را بخواهد ، يا کسي را راضي کنيم ، که براي ابرار هيچ چيزي بهتر از آنچه نزد خداوند است نمي باشد

پاسخ مختصری به روایت سمری

  • شروع کننده موضوع يـوسف الأنصار
  • تاریخ شروع

يـوسف الأنصار

Guest
بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیکم

لطفاً متن زیر توسط سامی یوسف ترجمه، و توسط خواهر کوثر بررسی و ویرایش شود، و بعد از ویرایش در اینجا تأیید بفرمایید سپس توسط برادر گرامی سامی یوسف ترجمه در این بخش قرار داده شود.

http://mahdyeen.org/forumdisplay.php?f=280

عنوان تاپیک را "پاسخ مختصری به روایت سمری" بگذارید.

با تشکر


أسال هل إن رواية علي بن محمد السمري محكمة أم متشابهة ؟ . فإن قلت محكمة بينة المعنى ، أقول لقد صنف كثير من العلماء معاني كثيرة في فهمها ، منهم السيد مصطفى الكاظمي (رحمه الله) والسيد الصدر (رحمه الله) وغيرهم .

وهذا يدل على عدم وضوح معناها لهم بشكل لا يقبل اللبس فلا تكن محكمة بل متشابهة ، فهل يمكن انك وقعت في فهم خاطئ للرواية ؟ ثم ألا تعلم انه توجد روايات محكمة بينة المعنى دالة على وجود سفير قبل قيام الإمام ، وهي كثيرة جداً وهذا مثال منها ، فقط للذكرى ، عن الباقر (ع) (يكون لصاحب هذا الأمر غيبة في بعض هذه الشعاب – و أوما بيده إلى ناحية ذي طوى حتى إذا كان قبل خروجه أتى المولى الذي كان معه حتى يلقى بعض أصحابه ، فيقول : كم أنتم هاهنا ؟ فيقولون : نحو من أربعين رجلا ، فيقول : كيف أنتم لو رأيتم صاحبكم ؟
فيقولون : والله لو ناوى بنا الجبال لناويناها معه ، ثم يأتيهم من القابلة ويقول : أشيروا إلى رؤسائكم أو خياركم عشرة ، فيشيرون له إليهم ، فينطلق بهم حتى يلقوا صاحبهم ، ويعدهم الليلة التي تليها) النعماني ص187 .وفي قصة الجزيرة الخضراء التي نقلها ثقاة من علماء الشيعة ورواها كبار علماء الشيعة في مصنفاتهم (ومنهم الميرزا النوري في النجم الثاقب ج2 ص 172 ، والسيد نور الله التستري في مجالس المؤمنين ج1 ص78 ، والشيخ علي الحائري في إلزام الناصب ج2 ص85 ، والمقدس الاردبيلي في حديقة الشيعة ص729 ، والفيض الكاشاني في نوادر الأخبار ص 300 والشهيد الأول محمد بن مكي ، والسيد هاشم البحراني في تبصرة الوالي في من رأى القائم المهدي {عليه السلام} .
ومنهم العلامة الميرزا الرضا الاصفهاني في تفسير الأئمة لهداية الأمة ، ومنهم الحر العاملي في إثبات الهداة ج7 ص 371 ، ومنهم المحقق الكركي ، ومنهم مؤسس المدرسة الأصولية الوحيد البهبهاني في بحث صلاة الجمعة ص221 ، والسيد عبد الله شبّر في جلاء العيون ، ومنهم السيد مهدي بحر العلوم صاحب الكرامات والمقامات في الفوائد الرجالية ج3 ص 136) ينقل بيان لرواية علي بن محمد السمري عن الإمام المهدي (ع) هذا نصه :(( فقلت يا سيدي قد روينا عن مشايخنا أنه روي عن صاحب الأمر ع أنه قال لما أمر بالغيبة الكبرى من رآني بعد غيبتي فقد كذب فكيف وفيكم من يراه فقال صدقت إنه ع إنما قال ذلك في ذلك الزمان لكثرة أعدائه من أهل بيته و غيرهم من فراعنة بني العباس حتى إن الشيعة يمنع بعضها بعضا عن التحدث بذكره و في هذا الزمان تطاولت المدة و أيس منه الأعداء و بلادنا نائية عنهم و عن ظلمهم و عنائهم و ببركته ع لا يقدر أحد من الأعداء على الوصول إلينا )) بحار الأنوار ج : 52 ص : 172 وإذا لم تكتفي بهذا أقول من باب ألزموهم بما ألزموا به أنفسهم : إن القاعدة العقلية التي يقرها القوم في المنطق والأصول هي : ( إن القضية المهملة بقوة الجزئية ) ، والقضية الموجودة في رواية السمري وهي (فمن ادعى المشاهدة قبل خروج السفياني و الصيحة فهو كذاب مفتر) قضية مهملة فهي بقوة الجزئية ، أي تكون هكذا : (فبعض من ادعى المشاهدة قبل خروج السفياني و الصيحة فهو كذاب مفتر) ، ولا توجد قرينة خارجية تفيد كليتها بل توجد قرينة خارجية دالة على جزئيتها وهي الروايات الدالة على إرسال الإمام المهدي (ع) من يمثله في فترة ما قبل القيام ومنها الرواية التي مرت ورواية اليماني وغيرها كثير . وليتضح الأمر اكثر وخصوصاً لمن لم يطلع على المنطق والأصول أقول : إن القضية أما تكون مسورة أو مهملة . والمسورة أما كلية أو جزئية ، (فإذا قلت : كل من يدعي المشاهدة … فهو كاذب ، فهذه قضية كلية لأنك بدأتها بكل ) . ( وإذا قلت : بعض من يدعي المشاهدة … فهو كاذب ، فهذه قضية جزئية لأنك بدأتها ببعض ) ، أما إذا أهملت القضية ولم تجعل لها سور كل أو بعض فهي تكون بقوة الجزئية فلا تفيد الكلية إلا إذا كانت هناك قرينة خارجية دالة على كليتها فإذا لم توجد هذه القرينة ووجدت قرينة على جزئيتها أصبحت هذه القضية جزئية ، والقضية أعلاه مهملة ولا توجد قرينة تدل على كليتها بل توجد قرينة تدل على جزئيتها (وهي روايات الأئمة (ع)) فيتحصل إنها جزئية ، وبهذا لا تدل رواية السمري على انقطاع السفارة لا من قريب ولا من بعيد ، والحمد لله وحده فكيف يرجع المحكم إلى المتشابه ؟ !!! ، وكيف يضرب بالمحكم عرض الجدار ؟!!! ، قال تعالى: (فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ)


موضوع مرتبط:

http://mahdyeen.org/showthread.php?t=8758

http://mahdyeen.org/showthread.php?t=15579
 

sami.yoosef314

New Member
پاسخ : پاسخ مختصری به روایت سمری

بسم الله الرحمن الرحیم
باسلام
خدا قوت عزیزان
چندتا سوال برام پیش اومد که اگر اونا رو پاسخ بدین انشاالله ترجمه رو امشب تقدیم می کنم. اما سوالات:
‏1.ناوی یعنی چی؟ فرهنگ لغت رو نگاه کردم، نوشته بود عداوة یا همون دشمنی که به سیاق جمله نمیخوره
‏2.القابله یعنی چی؟ اسم جایی چیزیه؟
‏3.اونجا که میگه ینقل بیان لروایة السمری، کیه که نقل می کنه؟
با تشکر
 

يـوسف الأنصار

Guest
سلام برادر بیشتر موارد در تالار هستند و مطالبی را که پیدا نمی کنید را در گوگل جستجو کنید.


لطفاً سریعتر ترجمه شود، خدا به شما خیر دهد.

خواهر کوثر اگر وقت و بعضی از روایات فوق را در دست دارید لطفاً در اختیار برادر سامی در اینجا بگذارید.

با تشکر
 

sami.yoosef314

New Member
پاسخ : پاسخ مختصری به روایت سمری

بسم الله الرحمن الرحیم
و الحمد لله رب العالمین
و صلی الله علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیما کثیرا
عذر می خوام اگر ترجمه، کمی طول کشید، چون من حقیر تا یک موضوع رو به خوبی درک نکنم، نمی تونم اون رو ترجمه کنم، به هر حال شرمنده، ببخشید.
و اما ترجمه:
سؤال: آیا روایت علی بن محمد سمری محکم است یا متشابه؟ پس اگر گفته شد محکم و معنیش آشکار است، می گویيم بسیاری از علماء معانی بی شماری در فهم آن، بر شمرده اند، از جمله سید مصطفی کاظمی (رحمه الله) و سید صدر (رحمه الله) و غیر آنها.
و این بر عدم واضح بودن معنی آن برای آنان، بصورتی که هیچ ابهامی در آن نباشد، دلالت دارد، بنابراین محکم نمى باشد بلکه متشابه است، پس آیا ممکن است که شما برداشت نادرستی از روایت داشته اید؟ بعلاوه آیا نمی دانید روایات محکم و واضح المعنی دال بر وجود سفیری (فرستاده) قبل از قیام امام، دارند، و این روایات بسیار زیاد هستند، و فقط جهت یاد آوری، مثالی از آن ها می آوريم:

عن الباقر (ع) قال: (يكون لصاحب هذا الأمر غيبة في بعض هذه الشعاب – و أوما بيده إلى ناحية ذي طوى حتى إذا كان قبل خروجه أتى المولى الذي كان معه حتى يلقى بعض أصحابه، فيقول: كم أنتم ها هنا؟ فيقولون: نحو من أربعين رجلاً، فيقول: كيف أنتم لو رأيتم صاحبكم؟ فيقولون: والله لو ناوى بنا الجبال لناويناها معه، ثم يأتيهم من القابلة ويقول: أشيروا إلى رؤسائكم أو خياركم عشرة، فيشيرون له إليهم، فينطلق بهم حتى يلقوا صاحبهم، ويعدهم الليلة التي تليها). از اسماعیل بن جابر، از ابی جعفر محمد بن علی (ع) فرمود: (صاحب اين امر را در يكى از اين درّه ‏ها غيبتى است- و با دست خود به ناحيه ذى طوى اشاره نمود- تا آنكه قبل از خروجش مولائى كه امر او را بدست می گیرد و پيوسته با اوست بيايد تا با پاره ‏اى از اصحاب وى ملاقات كند و گويد: شما در اينجا چند نفريد؟ و آنان مى ‏گويند: حدود چهل مرد، پس گويد: اگر شما صاحب خود را ببينيد چه خواهيد كرد؟ آنان پاسخ دهند: به خدا سوگند اگر ما را دستور فرمايد كه كوه ها را از جا بر كنيم در ركاب او خواهيم كَند. سپس سال بعد نزد آنان آمده گويد: ده تن از سر كردگان و برگزيدگان خود را نشان دهيد، و آنان براى او ده نفر را معيّن مى ‏كنند، پس با ايشان (از آن جمع جدا شده) روانه مى ‏گردد، تا صاحب خويش را ملاقات كنند، و او ايشان را وعده فردا شب مى ‏دهد).[SUB]غیبت نعمانی ص 187[/SUB]

و در داستان جزیره ى خضراء (سبز) که ثقه هایی از علمای شیعه، آن را نقل کردند و آن را بزرگان علمای شیعه در کتب خویش روایت کردند: ( از جمله آنان: میرزا نوری در نجم الثاقب ج2 ص172، و سید نور الله تستری در مجالس المؤمنین ج1 ص78، و شیخ علی حائری در الزام الناصب ج2 ص85، و مقدس اردبیلی در حدیقة الشیعه ص729، فیض کاشانی در نوادر الاخبارص300 و شهید اول، محمد بن مکی و هاشم بحرانی در تبصرة الوالی فی رأی القائم المهدی (ع)، و نیز علامه میرزا رضا اصفهانی در تفسیر الائمة لهدایة الامة، و همچنین حر عاملی در اثبات الهداة ج7 ص371، و همچنین محقق کرکی، و همچنین مؤسس مدرسه اصولیة، وحید بهبهانی در بحث نماز جمعه ص221، و سید عبد الله شبّر در جلاء العیون، و نیز سید مهدی بحر العلوم صاحب کرامات ومقامات، در فوائد الرجالیة ج3 ص136 بیانی از سوی امام مهدی (ع) برای روایت علی بن محمد سمری نقل می شود، و این متن آن است: (فقلت يا سيدي قد روينا عن مشايخنا أنه روي عن صاحب الأمر (ع) أنه قال لما أمر بالغيبة الكبرى من رآني بعد غيبتي فقد كذب فكيف وفيكم من يراه فقال صدقت إنه (ع) إنما قال ذلك في ذلك الزمان لكثرة أعدائه من أهل بيته و غيرهم من فراعنة بني العباس حتى إن الشيعة يمنع بعضها بعضا عن التحدث بذكره و في هذا الزمان تطاولت المدة و أيس منه الأعداء و بلادنا نائية عنهم و عن ظلمهم و عنائهم و ببركته (ع) لا يقدر أحد من الأعداء على الوصول إلينا). (پس گفتم: سرورم، از بزرگانمان به ما روایت رسیده است که از صاحب امر (ع) روایت شده است زمانی که به وی فرمان به غیبت کبری داده شد، گفته اند کسی که مرا پس از غیبتم دید، دروغ گفته است، پس چگونه است در حالی که از شما هستند کسانی که وی را می بینند؟ پس گفت: راست گفتی، ايشان (ع) بدلیل کثرت دشمنانش از اهل بیتش و غیر از آنان، مثل فراعنه ى بنی العباس، آن مطلب را در آن زمان فرمود، تا این حد که شیعه یکدیگر را از سخن گفتن راجع به وی منع می کردند، و در این زمان مدت زیادی گذشته است و دشمنان از وی نا امید گشته اند و بلاد ما از آن ها و ظلمشان و رنجشان بدور است، و به برکت حضرتش (ع) کسی از دشمنان امکان رسیدن به ما را ندارد).[SUB]بحار الانوار ج52 ص:172.[/SUB][SUB]
[/SUB]

و اگر تا این حد شما را کفایت نمى کند، از باب آنچه که خود را به آن پایبند ساخته اند، شما را پایبند مى سازیم، و می گویيم: قاعده و قانون عقلی که آنان در منطق و اصول به آن اقرار دارند این است: (قضیه ى مهمله، در قوه ى قضيه حکم جزئیه دارد)، و قضیه موجود در روایت سمری: (فمن ادعی المشاهده قبل خروج السفیاني و الصیحة فهو کذاب مفتر)، (پس کسی که ادعای مشاهده قبل از خروج سفیانی و صیحه کند، پس وی کذاب مفتر است)، قضیه ای مهمله است پس حکم جزئیه دارد، یعنی اینگونه خواهد بود: (فبعض من ادعی المشاهده قبل خروج السفیاني و الصیحة فهو کذاب مفتر)، (پس بعضی از کسانی که ادعای مشاهده قبل از خروج سفیانی و صیحه کنند، پس آن ها کذاب مفتر هستند)، و قرینه ى خارجی که کلیّت آن را اثبات کند، وجود ندارد، بلکه قرینه خارجی دال بر جزئیت آن وجود دارد و آن روایاتی است که دال بر فرستاده شدن کسی توسط امام مهدی (ع) است، که به مثابه ى وی در زمان ما است. و از جمله آن روایات، روایتی که گذشت و روایت یمانی و بسیاری دیگر.

و برای روشن تر شدن موضوع و خصوصاً برای کسی که به منطق و اصول آگاهی ندارد، می گویيم: قضیه یا مسوره (محصور) است یا مهمله. و مسوره (محصور) یا کلیه است یا جزئیه، پس اگر گفت شد: (کل من یدعی المشاهدة ... فهو کاذب يعنى هر كس ادعاى مشاهده کند... او کذاب است؛ پس این یک قضیه ى کلیه است زیرا آن را با کل آغاز کردی). و اگر گفته شد: (بعض من یدعی المشاهدة... فهو کاذب، يعنى بعضى اگر ادعاى مشاهده کنند... کذاب می باشند، پس این یک قضیه جزئیه است زیرا آن را با بعضى آغاز کردی). اما اگر قضیه را مهمل ساختید و برای آن سور (ادات حصر) کل یا بعض قرار ندادید، پس در حکم جزئیه خواهد بود، و کلیّت را اثبات نمی کند مگر اینکه قرینه ى خارجی وجود داشته باشد که دال بر کلیّت آن باشد، پس اگر این قرینه وجود نداشت و قرینه ای بر جزئیت آن پیدا شود، به قضیه جزئیه تبدیل خواهد شد، و قضیه ى فوق مهمله است و قرینه ای دال بر کلیّت آن وجود ندارد، بلکه قرینه وجود دارد که جزئیت آن را می رساند (و آن روایات ائمه (ع) است) پس نتیجه اين می شود که آن جزئیه است، و از این رو روایت سمری به هیچ وجهی من الوجوه بر انقطاع سفارت دلالت نمی کند، و ستایش تنها مخصوص خدا است. پس چگونه محکم به متشابه ارجاع داده می شود؟! و چگونه محکم به عرض دیوار کوبیده می شود؟! خداوند متعال فرمود: (فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ)، (اما کسانی که در دل های آنان انحراف (از حق) است، برای فتنه جویی و طلب تأویل (یافتن معنی نادرست)، از این کتاب از آنچه متشابه است پیروی می کنند).[SUB]آل عمران 7[/SUB][SUB].[/SUB]

و الحمد لله وحده

 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

يـوسف الأنصار

Guest
احسنت بر شما.

نکته ی بسیار خوبی است، درک مطلب سپس ترجمه. این نشانه های یک مترجم حرفه ای و امانتدار است.

ممنون

خواهر گرامی کوثر لطفاً چک شود.

غلط های املائی و عدم مراعات این علامت ها(.،؛:؟!) را نیز برای برادر گرامی نیز مشخص کنید.

با تشکر
 

يـوسف الأنصار

Guest
با سلام و خسته نباشید


امروز که به یک مطلب نیاز داشتم آن را در سایت رسمی عربی یافتم، آن را کپی کردم و می خواستم ترجمه کنم چون نیاز فوری داشتم، قبل ترجمه گفتم یک نگاهی به بخش ترجمه بیندازم بلکه آن را آنجا پیدا کردم و شکر خدا آن را در این تایپک دیدم.

از برادر سامی یوسف گرامی بسیار سپاسگزارم.

ترجمه ی شما را با متن عربی مقایسه کردم، ترجمه ی شما بسیار عالی هست، فقط دو مسئله هست که حتماً باید به آنها دقت فراوان شود.
آیات و روایات به عربی حتماً باید گذاشته شوند و در زیر آنها ترجمه قرار گیرد.
آیات قرآن به رنگ
سبز و ترجمه ی آنها به رنگ زرشکی رنگی شوند.

بنده در ترجمه ی شما مقداری ویرایش انجام دادم و آن را در بالا بجای متن شما کپی نمودم.

به بایگانی انتقال داده شد.

 
ارسال کننده موضوعات مشابه انجمن پاسخ ها تاریخ ارسال
بایگانی 2

کانال تلگرام

بالا