• يماني آل محمد (عليه السلام) فرمود : در کلامم تدبر کنيد ، اي کساني که ادعاي طلب و جستجوي حق را مي‌ کنيد . آمده‌ ام تا بر حق شهادت دهم . و حق را روشن کنم . هرگز نيامده ام تا مردم از من تبعيت کنند . هدفم روشن کردن حق ، و جدا کردن باطل است . پس به همين خاطر مي‌ گويم : کسي از من توقع سازش و چاپلوسي نداشته باشد . هيهات که ما حتي مقداري از حق را فروگذاريم ، و قسمتي از باطل را رها سازيم ، براي آن که کسي ما را بخواهد ، يا کسي را راضي کنيم ، که براي ابرار هيچ چيزي بهتر از آنچه نزد خداوند است نمي باشد

قبله حاجت ها

اشعار احمدی

مدیر بخش
کعبه به خودش بالید
مردی ز دلش جوشید
این نور علی باشد
یا نور سما خورشید

شد قبله حاجت‌ها
جایی که علی رویید
شاهنشه مردان است
مردی ز علی جویید

او هست وصی دین
یاری ز علی خواهید
از عشق علی گویید
گر نوکر درگاهید

گفته است نبی روزی
مولا به علی گویید
در وصف نشاید گفت
در مدح علی پویید

از عشق علی گویید

مولود کعبه


کعبه در خلسه‌ی عجیبی بود
خیره بر سایه‌ی زنی لرزان
زیر لب پیش خود چنین می‌گفت
سایه‌ی فاطمه است گَشته روان

زن خمیده به کعبه تکیه نمود
درد هر دم به تَنش می‌تازید
زیر لب ذکر یا خدا می‌گفت
آسمان را سیاه رُخ می‌دید

آن طرف‌تر در آسمانِ نخست
جنب و جوشی عجیب اما بود
جمع افلاکیان نشسته به شوق
جشن میلاد عشق برپا بود

مکه در خواب و غافل از هر چیز
کعبه اما پر از امید و شعف
شاد از اینکه خوب می‌داند
می‌شود زادگاهِ مردِ شرف

لحظه‌ای بعدِ لحظه‌ای بگذشت
ساعتی بعدِ ساعتی دیگر
فاطمه پر ز درد و گریه‌کنان
بر تنَش نیست طاقتی دیگر

دست بر کعبه زد پر از اندوه
با غم و آه گفته او یا ربّ
سخت لرزید بنتِ آل اسد
شمع شد سوخت در شراره‌ی تب

ناگهان خانه‌ی خدا بگشود
رو به او دربِ سینه‌ی خود را
بی‌زبان گفت ، فاطمه باز آی
که همین جاست جایِ رکن خدا

دسته دسته فرشتگانِ سَما
به طواف آمدند سوی زمین
تا به اذن خدا دوباره کنند
سجده بر قامت خلیفه‌ی دین

کعبه چون روز روشن از انوار
گویی آماده‌ ، منجلی می‌شد
ماه در حال آمدن به جهان
فاطمه مادر «علی » می‌شد

یا علی گفت ، تا علی آمد
کودکی از تبارِ نور خدا
رحمتی نازل از سپهر الاه
دومین معجزه ز آل عبا

کودکی هم گِل رسول خدا
منجیِ انبیاء و یاور حق
آنکه نورش شکفته قبل وجود
بهر‌ پیغمبران شده سرمشق

آری او شاه هر جهان و علی‌ست
آنکه حق هم به اوی می‌نازد
روزی از شرح و وصف قصه‌ی او
شعر و شاعر به خویش می‌بالد

این علی است آنکه شاه جهان
مردِ دوران و عصر نامردی
در چنین عصرِ و دوره‌ی ظلمت
اوست تنها کمک و یارِ نبی

کعبه با خَلق می‌زند فریاد
از کف و سوت دورِ من بِرَهید
کعبه‌ی حق علی‌ست ای مردم
به طوافم چگونه آمده‌اید؟

کعبه در خلسه‌ی عجیبی ماند
بعد از آن اتفاق بی‌مانند
تا کنون زمزم و صفا و حجر
زیر لب ذکر یا علی خوانند

کعبه چون روز روشن از انوار

برای آمدنت کعبه باز شد


وقـتـی بـرای آمــدنــت کـعـبـه بـاز شد
وقتی میان کعبه و تو هیچ پرده نیست
وقتی‌که نقطه‌ای تو به باء فیض و رحمتی
یعنی به‌غیر روی تو من‌را چه حاجتی‌ست؟

وقتی فـدای راه نـبـی ، جانِ او شـدی
وقتی سه‌بار پشت هم از جا به پا شدی
وقتی محمد از تو بخواند ، تو از نبی
یعنی علی فقط تو به مولا سزا شدی

وقتی زره به مهریه‌اش باز می‌کنی
وقتی‌که نیست در دل او کس به جای تو
وقتی که بعد رفتن او ، چاه ماند وتو
یعنی تو بَهرِ فاطمه ، زهـرا بـرای تو

وقتی میان معرکه سمتی تو بودی و
وقتی عدو ز ترس تو رویش کبود و زرد
وقتی درست عین همین صحنه ، کربلا
یعنی تو یاد داده‌ای عـبـاس را نـبـرد

وقتی من از سیاهی خود شرم می‌کنم
وقتی قلم ز وصف تو آزرده خاطر است
وقتی شـبـیـه تـو حالا مــیـان ماست
یعنی یـمـانـی از تو بگوید سزاتر است

آسمان شد ریسه باران


ملائک گرد کعبه حلقه بستند
دو بال خویش بر راهش گسستند
که آمد شاه دین ، شاه ولایت
سر سجاده‌ی عشقش نشستند

برایش آسمان شد ریسه باران
تـجـلـی کرده گویا کل قـرآن
ملائک صف به صف در سجده‌ی عشق
از این مولود در شکرند و حیران

ز کعبه نور و انواری پدیدست
که عرش و فرش بر رویش ندیدست
یقینا نور حیدر نور والاست
همان که عشق او در دل شدیدست

برایش آسمان شد ریسه باران


مطالب بیشتر را در اینجا بخوانید…

نوشته قبله حاجت ها اولین بار در یمانی موعود سید احمدالحسن (ع). پدیدار شد.

ادامه مطلب...
 

کانال تلگرام

بالا