• يماني آل محمد (عليه السلام) فرمود : در کلامم تدبر کنيد ، اي کساني که ادعاي طلب و جستجوي حق را مي‌ کنيد . آمده‌ ام تا بر حق شهادت دهم . و حق را روشن کنم . هرگز نيامده ام تا مردم از من تبعيت کنند . هدفم روشن کردن حق ، و جدا کردن باطل است . پس به همين خاطر مي‌ گويم : کسي از من توقع سازش و چاپلوسي نداشته باشد . هيهات که ما حتي مقداري از حق را فروگذاريم ، و قسمتي از باطل را رها سازيم ، براي آن که کسي ما را بخواهد ، يا کسي را راضي کنيم ، که براي ابرار هيچ چيزي بهتر از آنچه نزد خداوند است نمي باشد

عباراتی که ترجمه آن ها را نیاز دارم

sami.yoosef314

New Member
بسم الله الرحمن الرحیم
و الحمد لله رب العالمین
و صلی الله علی محمد و آل محمد
الائمة و المهدیین و سلم تسلیما کثیرا

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت انصار الله
چند جمله ای است که به معنی آن نیاز فوری دارم، لذا اگر استادان بزرگوارم بر سر من جاهل منت بذارن و ترجمه اونا رو بذارن ممنون میشم.
اما جملات:
1
-(... العموم لا صيغة له عندنا ...) الفصول المختارة الشيخ المفيد: ص 152.

2- (... وكل لفظ أفاد من الجمع ما دون استيعاب الجنس فهو عام في الحقيقة، خاص بالإضافة كقوله عز وجل:
"فتحنا عليهم أبواب كل شيء" ولم يفتح عليهم أبواب الجنان ولا أبواب النار. وقوله: "ثم اجعل على كل جبل
منهن جزءا" وإنما أراد بعض الجبال. وكقول القائل: جاءنا فلان بكل عجيبة، والأمثال في ذلك كثيرة، وهو كله
. عام في اللفظ، خاص بقصوره عن الاستيعاب) التذكرة بأصول الفقه - للشيخ المفيد: ص 34.

3 - (فصل في ذكر الدلالة على أنه ليس للعموم المستغرق لفظ يخصه واشتراك هذه الألفاظ التي يدعى فيها
الاستغراق. الذي يدل على ذلك أن كل لفظة يدعون أنها للاستغراق تستعمل تارة في الخصوص، وأخرى في
العموم، ألا ترى أن القائل إذا قال: من دخل داري أهنته أو أكرمته، لا يراد به إلا الخصوص، وقلما يراد به
العموم، ويقول: لقيت العلماء، وقصدت الشرفاء، وهو يريد العموم تارة، والخصوص أخرى، وهذا معلوم
ضرورة، مما لا يقع في مثله خلاف، والظاهر من استعمال اللفظة في شيئين أنها مشتركة فيهما، وموضوعة
لهما، إلا أن يوافقونا، أو يدلونا بدليل قاطع على أنهم باستعمالها في أحدهما متجوزون، وهذه الجملة تقتضي
اشتراك هذه الألفاظ، واحتمالها العموم والخصوص، وهو الذي اعتمدناه( الذريعة )أصول فقه) - للسيد المرتضى:
ج1 ص202-201.

4-(... أن العموم لا صيغة له على مذهب كثير من أصحابنا ...)الاقتصاد - للشيخ الطوسي: ص 128.
متن فوق از حاشیه کتاب دلائل صدق و نفض غبار الشک نوشته دکتر توفیق مغربی(حفظه الله) ص 67 اقتباس شده است.

5-
در این متن( و سأكتفي بنقل بعض أقوال العلماء الأوائل رحمهم الله من باب الأمانة؛ لأني ذكرتهم لا
من باب الاحتجاج، فقول العالم يحتج له ولا يحتج به عندنا) عبارت (فقول العالم یحتج له و لا یحتج به عندنا) به چه معناست؟

با تشکر


 

يـوسف الأنصار

Guest
با سلام

خواهر کوثر لطفاً ترجمه کنید.



ملاحظه: ترجمه متون کوثر انصاری و سامی یوسف توسط همدیگر، صرفاً برای ارزیابی و سطح ترجمه های طرفین می باشد، لذا در هنگام ترجمه بهترین عبارات و جمله بندی مناسب را انتخاب بفرمایید.


ارزیابی مترجمین بر اساس این جدول خواهد بود.

[h=3]جدول ارزیابی مترجمین[/h]
 

کوثر الأنصار

اللهم إلحقنا بالصالحین.
پاسخ : عباراتی که ترجمه آن ها را نیاز دارم



بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آل محمد الائمه و المهدیین و سلم تسلیماً




1- (... (باب)عموم نزد ما صیغه ای یا تطابقی ندارد ) فصل های برگزیده شدۀ شیخ مفید ص152

2- ( ... و هر لفظی در صیغۀ جمع سودمند است بدون در نظر گرفتن جنسیّت و ترکیب آن، در حقیقت دربردارندۀ یک مفهوم عام است. علاوه بر آن، بخصوص همانند فرمودۀ خداوند عز و جل است : " فتحنا علیهم ابواب کل شی " دربهای همه چیز را بر آنان گشودیم ) (دربردارندۀ یک مفهوم عام است اما) هرگز درب های بهشت و درب های دوزخ را بروی آنان نگشوده است . و می فرماید: ثم اجعل علی کل جبل منهن جزءا" (سپس بر هر کوه، قطعه ای از آنان را قرار ده) در حالیکه خداوند به بعضی کوه ها اشاره کرده (و نه تمام کوه های عالم). و مانند گفتۀ کسی که بگوید: ( فلان کس به همراه عجیب و غریبی تمام (با تمام عجایب و غرابت دنیا) بسوی ما آمد . و مَثَل ها در این زمینه، بسیارند و لفظ " کل" در عبارات مذکور، به عنوان لفظ عام بکار می رود و از لحاظ دیگر به سبب ناتوانی در حمل کل محتوا، بصورت خاص بکار می رود .


3- (فصلی در ذکر دلالت و یاد آوری بر اینکه : عموم مستغرق، لفظ خصوصی ندارد و مشترک بودن الفاظی که در آن ادعای استغراق می شود طبق نظر کسانی که آن را اینچنین تلفظ می کنند، ادعا می کنند که آن برای استغراق می باشد که گاهی اوقات در مورد خاص بکار می رود و گاهی در مورد عام . آیا نمی بینید شخصی که می گوید: کسی که به خانۀ من وارد شود، به او اهانت می کنم یا او را گرامی می دارم . مقصودش چیزی جز اشخاص خاص نمی باشد و هرگاه خواهان عمومیّت بخشیدن به آن باشد و بگوید : با علما دیدار کردم و قصد(رفتن) شرفا را کردم . و در حالیکه، گاهی قصد ذکر عموم را دارد و گاهی قصد ذکر خصوص . و این امر، در آنچه که مثلش، خلاف واقع نگردد، بصورت ضرورت آشکار است. و آنچه که در استفادۀ الفاظ در دو چیز آشکار می گردد، وجه مشترک در بینشان و قرار داده شده برای آنهاست، جز اینکه با ما موافقت داشته و یک دلیل قطعی و یقینی به ما بدهد مبنی بر اینکه آنان در استفاده و استعمال یکی از آن دو مجاز هستند و این جمله به اشتراک این الفاظ، خاتمه می دهد . و احتمال آن، جنبۀ عمومی و خصوصی است که بر آن اعتماد کردیم . ذریعه اصول فقه سید مرتضی ج1ص202-201


4- (... (لفظ) عموم، بر مذهب بسیاری از اصحاب ما، تطابقی ندارد ...) اقتصاد – شیخ طوسی :ص 128

5- (و به نقل از گفته های برخی از علمای پیشین(خدایشان بیامرزد) از باب امانتداری، بسنده خواهم کرد؛ زیرا آنان را نه از باب احتجاج ذکر کردم پس می توان با گفتۀ عالم، بر پیروانش احتجاج کرد در حالیکه برای ما حجت، به شمار نمی آید .(به عبارت دیگر الزام حجت، بر تابعانش می باشد نه بر ما ) .
 

sami.yoosef314

New Member
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام
ممنون از شما برادر و خواهر گرامی
ولی برادر، ترجمه ای گذاشته میشه(چه توسط استادم، خواهر کوثر، چه توسط بنده حقیر) رو نفر سومی(که میشه اسمش رو گذاشت داور) باید بررسی بشه؛ البته نه برای اینکه بگه کدام ترجمه بهتر است، بلکه صرفاً بگه ترجمه درست است یا خیر.
مثلا همین ترجمه ای که خواهر کوثر گذاشتن رو بنده حقیر قصد دارم تو کتاب مربوطه قرار بدم، ولی آیا این ترجمه صحیح است؟ این رو چه کسی مشخص می کنه؟

با تشکر

 

يـوسف الأنصار

Guest
برادر گرامی شما شاهد این هستید که مسؤولین مربوطه حضور ندارند، لذا باید همه ی کارها را خودمان انجام بدیم و زمینه را برای انصار در آینده مهیاء سازیم.

متن ترجمه شده توسط شما را خواهر کوثر بررسی می کند و اشتباهات را اعلام می کند، حال چه می خواهد این اشتباهات درک مطلب عربی باشد، جمله بنده، تغییر زمانی، و......

بعد از اینکه اعلام کردند بنده خود داور هستم و سطح و برتری هر کدام از شما در ترجمه را متوجه می شوم.

و متن های ترجمه شده توسط خواهر کوثر را شما نیز بر همان روال چک می کنید.


ترجمه ی متن ها بر چند نوع می باشند:

متن های فقهی
متن های عقائدی
متن های روائی
متفرقه


هر کدام ما در این نوع متن ها یا قوی است یا نقطه ضعف دارد، بر فرض مثال، متن های فقهی برای بنده نسبتاً سخت تر هستند تا متن های دیگر.

ما بر اساس این جدول می توانیم قدرت و نقاط ضعف را متوجه و تقویت دهیم.

یا علی


 

يـوسف الأنصار

Guest
سامی یوسف گرامی

لطفاً ترجمه را همانطور که هست در کتاب قرار بدهید.

کتاب توسط مسؤولین مربوطه ویرایش خواهد شد.


با تشکر از شما
 

sami.yoosef314

New Member
انجام شد.
با تشکر از شما بردار و خواهر گرامی که جور بقیه رو می کشین
امیدوارم این وضعیت هر چه زودتر درست بشه


 
آخرین ویرایش:

يـوسف الأنصار

Guest
یا علی برادر گرامی


ان شاء الله خدا توفیق بده بیشتر خدمت کنیم.
 

کوثر الأنصار

اللهم إلحقنا بالصالحین.
پاسخ : عباراتی که ترجمه آن ها را نیاز دارم



جور نیست!! بلکه نهایت افتخاره .

موفق و مؤید باشید

التماس دعاء
 
پاسخ : عباراتی که ترجمه آن ها را نیاز دارم

1)"شیء عام در نزد ما لفظ خاصی ندارد "
2)هر لفظی که به صورت جمع و عدم شمول(در برنگرفتن همه جنس آن شیء ) جنس آن لفظ به کار رود، در حقیقت عام ودر درجه دوم،خاص می باشد.مانند کلام خداوندعزوجل"فتحنا عليهم أبواب كل شيء" درصورتی که نه درهای بهشت ونه درهای جهنم را برایشان باز نمی کند.ودر"ثم اجعل على كل جبل منهن جزءا" سپس بر روی هر کدام از آن کوهها جزئی را قرار ده" در صورتی که مقصود موردنظر بعضی از کوهها است نه همه آنها .ومانند این که بگوییم: "جاءنا فلان بكل عجيبة " فلانی با هر شیء عجیبی به نزد ما آمد ومثال های فراوانی در این مورد وجود دارد،وهمه آنها عام در لفظ و خاص در هنگام عدم شمول ودر برنگرفتن همه می باشد
3) فصلی(شرح وتفصیلی) برای بیان اثبات اینکه برای عموم(شیء عام) شامل(در برگیرنده همه جنس آن شیء)،لفظ خاصی وجود ندارد واشتراک این الفاظ که درمورد آنها شمول ادعا میشود:آنچیزی که آن را نشان می دهد این است که هر لفظی که آنها ادعای شمول(در برگیرنده همه جنس آن لفظ) آن را دارند در بعضی اوقات به شکل خاص ودر بعضی اوقات به شکل عام به کار می روند.مانند اینکه بگوییم:" من دخل داري أهنته أو أكرمته"هر کس وارد اتاق من شد یا او را خوار می کنم و یا او را گرامی .در اینجا منظور افراد خاص میباشد.وخیلی کم پیش میآید که به صورت عام به کار رود.وگفته:" لقيت العلماء، وقصدت الشرفاء"علما را یافتم ولی قصد زیارت ودیدار شرافتمندان آنها را داشتم ومنظور اودر یک جا عموم ودر جای دیگر افراد خاص می باشد واین بر اساس نیاز به چیزی که در همانند آن اختلاف رخ ندهد، معلوم است.وآنچه در کاربرد یک لفظ در دو شیء(دو مکان،دو اسم) واضح است، این است که لفظ به کار رفته در آن دو شیء مشترک وبه شکل های مختلف در آن ها بکار رفته است.پس یا این که با ما بر سر این استدلال توافق کنند یا اینکه دلیل قاطعی به ما ارائه کنند مبنی براینکه آنها با کاربرد آن لفظ در یکی از آن دو شیء ،مقصودشان معنی مجازی وغیرحقیقی بوده است که این سخن نیاز به اشتراک این الفاظ ووجود دو احتمال عام وخاص می باشد واین همان چیزی است که به آن اعتماد کرده ایم
4)عموم(شیء عام) اصل ونسب(گونه وشکل)خاصی در مذهب بسیاری از اصحاب ما ندارد.
5) قول عالم تنها بر خود او حجت است وبر ما حجت نیست یعنی هر عالمی بر اساس برداشت های خود نوشته است واین نوشته ها تنها برای او دلیل وحجت است وما تنها برای اینکه در سطرهای قبلی کتاب خود آنها را یاد کردیم نظرات آنها را بیان می کنم.برادر شاید در کتاب ها و ز جمله کتاب های انصار دیده باشید اول نظرات علما را در این مورد ذکر می کنند که در مواردی علمای قدیمی اسلام حتی مانند شیخ مفید وکلینی وعلامه حلّی وامثالهم هم ممکن است اشتباه کرده باشند مثلا در قضیه تقلید و تفاوت بین مهدی اول وامام مهدی خیلی ها به اشتباه افتادند بنابراین در کتابهای انصار الله بعضی جاها فهم وبرداشت اشتباه علما را تصحیح می کنند بنابراین اینجا نگفته قول ائمه معصومین بلکه گفته قول علمای غیر معصومین .
 

کانال تلگرام

بالا