• يماني آل محمد (عليه السلام) فرمود : در کلامم تدبر کنيد ، اي کساني که ادعاي طلب و جستجوي حق را مي‌ کنيد . آمده‌ ام تا بر حق شهادت دهم . و حق را روشن کنم . هرگز نيامده ام تا مردم از من تبعيت کنند . هدفم روشن کردن حق ، و جدا کردن باطل است . پس به همين خاطر مي‌ گويم : کسي از من توقع سازش و چاپلوسي نداشته باشد . هيهات که ما حتي مقداري از حق را فروگذاريم ، و قسمتي از باطل را رها سازيم ، براي آن که کسي ما را بخواهد ، يا کسي را راضي کنيم ، که براي ابرار هيچ چيزي بهتر از آنچه نزد خداوند است نمي باشد

سؤال از انصار خدا

  • شروع کننده موضوع يـوسف الأنصار
  • تاریخ شروع

يـوسف الأنصار

Guest
بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمدلله رب العالمین

و صلی الله علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما


سؤال از همۀ انصار

همه انصار مشارکت کنند.


سؤالی بسیار ساده و کوتاه و جوابی ساده تر!!!

چه کسی می تواند این سؤال ساده را پاسخ دهد؟؟؟

همگی انصار مشارکت و پاسخ دهند.

شما بعد از اینکه به دعوت مبارک ایمان آوردی، از خدا چه می خواهی؟


پاسخ بنده: من رضای خدا را خواستارم.

شما چطور بعد از ایمان به این دعوت مبارک، از خدا چه چیزی را مسألت داری؟
 

کوثر الأنصار

اللهم إلحقنا بالصالحین.
بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمدلله رب العالمین

و صل الله علی محمد و آل محمد الائمه و المهدیین


از خداوند خواستم، ایمانی راسخ و بی شک و تردید در قلبم قرار دهد​
.




 

Labayk_Ya_Ahmad

اخراجی


بسم الله الرحمن الرحیم
والحمد لله رب العالمین
وصلی الله علی محمد وآل محمد الائمة والمهدیین وسلم تسلیما کثیرا


اول ثابت قدمی در این دعوت مبارک و بعد از خداوند خواهانم بتوانم در این

راه مقدس قدمی بردارم تا بتوانم کمکی به این دعوت مبارک انجام دهم برای

پیشبرد این دعوت الهی و برای همه ای انصار خدا توفیق خادمی برای امام ع

را دارم .

خداوند به همگی انصارش توفیق بدهد.

اللهم آمین یارب العالمین
 

Josef

مدیر بخش
سلام عليكم

من هم بعد از هدايت به اين راه حق، رضاى خدا و حُسن عاقبت را خواستارم.
 

Ya_Abde_Saleh_13

اخراجی
بسم الله الرحمن الرحیم


يا رَبَّ مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّلْ فَرَجَ آلِ مُحَمَّد


سلام علیکم

بعد از شنیدن این عوت مبارک تنها آرزویم نجات امامان از غربت است. بار الهی فرج آقا و مولایم امام زمان علیه السلام و فرزند و وصی ایشان را هر چه زودتر برسان



ربی احفظ سید و مولایمان امام محمد بن الحسن المهدی علیه السلام
ربی احفظ ابائنا احمد الحسن واهله وولده وانصاره وبحق فاطمة عليها السلام
يا الله اشفي صدر الحسين بقيام قائم الحق احمد علیه السلام
يــــــارب أحمد الحسن بـحق أحمد الحسن مكـن لاحـمد الحسـن علیه السلام
يا الله امين رب العالمین
 

khadem_al_Qaeem

New Member
سوال از انصار خدا

بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله رب العالمين
اللهم صل على محمد وآل محمد الأئمة والمهديين وسلم تسليما كثيرا

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

با شکر گزاری و سپاس از خداوند بزرگ از این نعمت عظیم که به این بنده غرق در گناه عنایت فرمود تا

به این دعوت الهی ایمان بیاورم و لبیک گویم از آفریدگار تمام هستی خواستارم که بنده و تمامی

برادران و خواهران را در این دعوت مقدس ثابت قدم دارد و از او خواستارم که بنده را کمک کند از این

باتلاقی که از گناههایم برای خودم ساختم نجاتم دهد و هر روز بیشتر و بیشتر بتوانم از هر نظر جا پای

فرستادههای پاکش بگذارم چه از نظر اخلاقی چه از نظر ایمانی.


ربي احفظ ابائنا احمد الحسن واهله وولده وانصاره وبحق فاطمة عليها السلام
يا الله اشفي صدر الحسين بقيام قائم الحق احمد ص
 

ferdos10313

مدیر بخش
سوال ار انصار خدا

بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله رب العالمين
اللهم صل على محمد وآل محمد الأئمة والمهديين وسلم تسليما كثيرا


بنده حقیر بعد از ایمان آوردنم از خدا خواستم تا ایمان وعقیده ام به این دعوت را تقویت کرده و کاری کند تا بتوانم
خادم قائم (ع) باشم وثابت قدم در این دعوت حق و مبارک باشم ان شاءالله

يا الله یاالله یاالله امين یارب العالمین​
 
آخرین ویرایش:

AnsarAllah313

اخراجی



بسم الله الرحمن الرحیم
والحمد لله رب العالمین
وصلی الله علی محمد وآل محمد الائمة والمهدیین وسلم تسلیما کثیرا




راستش را بخواهید بنده خیلی خجالت می کشیدم که حرف دلم را بزنم ، ولی چون بنده هم به عنوان یک انصار خدا (البته به زبان ، زیرا تا ایمان در دل و عمل به جوارح خیلی فاصله دارم) موظف هستم که جواب بدهم

پس تنها آرزوی قلبی ام را که قبل و بعد از ایمان آوردنم به این دعوت الهی داشته و دارم ، که البته قسمت عظیمش را خداوند به بنده عطا فرموده است ، بیان می کنم

قبل از این دعوت تنها آرزو و هدفم ، فرج محمد وآل محمد (ص) بود

و بعد از درکِ آمدنِ امام احمد الحسن (ع) ، به عنوان کسی که فرج تمام انبیاء و اوصیاء علیهم السلام بوده و هست ، آرزویم تا حد زیادی برآورده شده است . و بعد از آمدن امام احمد (ع) یعنی آمدن فرج الهی ، از خداوند سبحان و متعال خواستارم تا این فرج را کامل بفرماید و دیگر هیچ نمی خواهم


والحمد لله علی بلائه وعظیم نعمائه
وصلی الله علی محمد وآل محمد الائمة والمهدیین وسلم تسلیما کثیرا
والسلام علی انصار الله ورحمة الله وبرکاته


 

mahdi 14 1

مدیر بخش
بسم الله الرحمن الرحیم
لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم
اللهم صلی علی محمد و آل محمد الائمه و المهدیین و سلم تسلیما

با سلام

قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ وَإِن تُطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَا يَلِتْكُم مِّنْ أَعْمَالِكُمْ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ

[برخى از] بادیه نشینان گفتند ايمان آورديم بگو ايمان نياورده‏ايد ليكن بگوييد اسلام آورديم تا اینکه ایمان در دلهایتان داخل شود و اگر خدا و پيامبر او را فرمان بريد از [ارزش] كرده‏هايتان چيزى كم نمى‏كند خدا آمرزنده مهربان است. الحجرات 14

برادر انصار الله خیلی سوالتان زیباست حقیقتش در روزهای اول دعوت هر چند دعوت امام احمد الحسن روحی فداه را قبول کردم ولی مانند اعراب در آیه فوق ایمان راسخ نداشتم و کتابهای دعوت را بدون توجه می خواندم و الحمد لله خداوند بر ما منت نهاد و از خدا می خواهم بنده و همه انصار را در این راه ثابت قدم بنماید و لذا فقط تسلیم کردم مانند دقیقا آیه فوق و ایمان به سید با شک و تردید بود و لیکن حال خداوند متعال را شاکر هستم که برکت وجود سید ما را از هر بت متحرک و سخنگو نجات داد... و لله الحمد و المنه و له الشکر و ارجو الاخلاص فی عمل الانصار و المومنین فی دعوه یمانی آل محمد صلوات ربی علیه و علی آبائه الطاهرین

و السلام علیکم ورحمه الله و برکاته​
 

M3AJNUN

New Member
بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمد ء الله رب العالمین

و اللهم صل علی سیدنا محمد و آل سیدنا محمد الائمه و المهدیین و سلم تسلیما کثیرا

شکر خداوند عزوجل که من به این دعوت هدایت شدم و هر موقعه که با امام علیه السلام در قلب خود تجدید بیعت می کنم از خداوند عزوجل خواستارم که تا هنگام مردنم خداوند من را از انصار خود بداند، گرچه می دانم لیاقتش را ندارم .

و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته
 

يـوسف الأنصار

Guest
بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمدلله رب العالمین

و صلی الله علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما





سلامٌ علیکم و رحمة الله و برکاته

ممنون از تمامی عزیزان انصاری که مشارکت نمودند، زیرا با همین گفتمان از همدیگر خیلی از موارد را فرا می گیریم.

هدف بنده از این سؤال صرفاً فقط جهت اطلاع نبوده است، بلکه در نظر داشتم نقطۀ گفتمانی را باز کنم و آن هم با یک سؤال بسیار کوتاه و ساده........
شاید این سؤال به ظاهر بسیار ساده باشد، و پاسخ به آن با چند عبارت کوتاه ساده تر، اما قبل از اینکه وارد این بحث شویم، بد نیست هر کدام ما به پاسخ های خود نگاهی بیاندازیم.....

شاید تاکنون متوجه منظورم نشدید اما مقداری دقت فرمایید.....
.
.
.
.
.
.
.
.
.
من، می خواهم، خواستارم و الخ.......

اکنون بهتر است مقدمه ای داشته باشم تا درک این موضوع بیشتر شود.

از امام صادق علیه السلام روایت است که:
العلم سبعة و عشرون حرفاً فجمیع ما جاءت به الرّسل حرفان، فلم یعرف الناس حتی الیوم غیر الحرفین فاذا قام قائمنا أخرج الخمسة و العشرین حرفاً فیبثّها في النّاس و ضم الیها الحرفین حتی یبثّها سبعة و عشرین حرفاً.
علم بیست و هفت حرف دارد. امّا آنچه تاکنون انبیاء به آن پرداخته فقط دو حرف از آن بوده است و تا امروز مردم بیش از این علم را نشناخته اند. امّا آنگاه که قائم (علیه السلام ) قیام کند بیست و پنج حرف دیگر علم را آشکار کرده میان مردم گسترش می دهد بدینگونه با ضمیمه کردن به آن دو حرف، بیست و هفت حرف علم کامل می شود.

از متن روایت مستفاد می شود که: آنچه تاکنون انبیاء به آن پرداخته فقط دو حرف بوده است و تا امروز مردم بیش از این علم را نشناخته اند... و مقطع دوم روایت:
آنگاه که قائم (علیه السلام ) قیام کند بیست و پنج حرف دیگر علم را آشکار کرده میان مردم گسترش می دهد بدینگونه با ضمیمه کردن به آن دو حرف، بیست و هفت حرف علم کامل می شود.

پس هر آنچه قائم علیه السلام با آن آمد تنها همان دو حرفی است که پیامبران با آن آمدند و در صدد جمع آوری آنها از آدم تا خاتم و بیان آنها می باشد....

السلام علی القائم ارواحنا له الفداء

حال از کتاب با عبد صالح که یک کتاب بسیار گرانبها و عظیم است مطلبی را نقل می کنم تا این مسئله را بیان نماید.



سپس عبد صالح به بیان برخی امور، در مورد سفر موسی(ع) بسویش، ادامه داده فرمود: موسی(ع) متعهد به صبر و بُردباری خویش شد، اما با این وجود همواره شاهد شکست خود بوده و از یک شکست بیرون آمده و در شکست دیگری واقع می شد: (قَالَ لَا تُؤَاخِذْنِي بِمَا نَسِيتُ وَلَا تُرْهِقْنِي مِنْ أَمْرِي عُسْرًا)[SUP](1)[/SUP]، ([موسى] گفت به سبب آنچه فراموش كردم مرا مؤاخذه مكن و در كارم بر من سخت مگير).این نخستین بار بود.
اما بار دوم، بنگر که چگونه موسی در آن شکست خورد:
(قَالَ إِن سَأَلْتُكَ عَن شَيْءٍ بَعْدَهَا فَلَا تُصَاحِبْنِي قَدْ بَلَغْتَ مِن لَّدُنِّي عُذْرًا)[SUP](2)[/SUP]، ([موسى] گفت اگر از اين پس چيزى از تو پرسيدم، ديگر با من همراهى مكن [و] از جانب من قطعاً معذور خواهى بود).
و در سومین بار، شاید ملاحظه کنی که موسی(ع) سکوت را اختیار کرد، یا اینکه سکوت خود، موسی(ع) را انتخاب نمود، موسی تنها شنونده شد و بعد از آن هیچ سخنی نگفت، موسی آموخت و هدف از آمدنش محقق شد.
عبد صالح با این افعال ساده، همه چیز را به موسی گفت، به او فرمود: مبارزه با منیّت و غرور، دارای مراتب و درجاتی است که هرگز پایان نمی پذیرند، و نعمت های الهی قابل شمارش نیستند، و مقاماتی که انسان امکان دستیابی به آنها را دارد، نیز قابل شمارش نمی باشند.

عبد صالح،
گام به گام مراتب توحید برای موسی(ع) را ترسیم نمود، اول "من" و دوم "ما" و سوم "او"، و با وجود اینکه آن به امر خدا بود، ولیکن بر اساس متوالی بودنش، به کفر در مرتبه ای اشاره می کند، (من نه او)، و شرک در مرتبه ای دیگر (من و او) و توحید (فقط او) می باشد.

(.....أَمَّا السَّفِينَةُ فَكَانَتْ لِمَسَاكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ فَأَرَدتُّ ..... * وَ أَمَّا الْغُلَامُ فَكَانَ أَبَوَاهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشِينَا أَن يُرْهِقَهُمَا طُغْيَانًا وَكُفْرًا * فَأَرَدْنَا.......* وَأَمَّا الْجِدَارُ فَكَانَ لِغُلَامَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِي الْمَدِينَةِ وَكَانَ تَحْتَهُ كَنزٌ لَّهُمَا وَكَانَ أَبُوهُمَا صَالِحًا فَأَرَادَ رَبُّكَ ........ وَ مَا فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِي ذَلِكَ تَأْوِيلُ مَا لَمْ تَسْطِع عَّلَيْهِ صَبْرًا).[SUP](3)[/SUP]
(......اما كشتى از آن بينوايانى بود كه در دريا كار مى‏كردند، خواستم...... * و اما نوجوان پدر و مادرش [هر دو] مؤمن بودند پس ترسيديم [مبادا] آن دو را به طغيان و كفر بكشد * پس خواستيم.......... * و اما ديوار از آن دو پسر [بچه] يتيم در آن شهر بود و زير آن گنجى متعلق به آن دو بود و پدرشان [مردى] نيكوكار بود، پس پروردگار تو خواست......... و اين [كارها] را من خود سرانه انجام ندادم........).
عرض کردم: (لن/ هرگز) نفی کامل است، که عبد صالح آن را به موسی (ع) گفت:
(إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا) [SUP](4)[/SUP]، (تو هرگز نمى‏توانى همپاى من صبر كنى).

الان اگر درب بسوی خداوند تا بی نهایت گشوده نبود، و کسی غیر از موسی(ع) خواست از اهل بیت عبد صالح، یعنی از آنها اهل بیت شود، چگونه می تواند به این مقام برسد، در حالیکه موسی (ع) هرگز در همراهی با عبد صالح صبر و شکیبایی پیشه نکرد، پس چگونه کسی غیر از او می تواند؟

عبد صالح علیه السلام فرمود:
یعنی منظورت این است که، آیا کسی غیر از موسی(ع) می تواند صبر پیشه کند، و آیا تو دانستی که صبر و شکیبایی بر چه امری بود؟ در آنچه که ذکر شد، برایت بیان کردم با اینکه صبر و بردباری دقیقاً را برایت به یک چیز بخصوص مشخص نکردم؛ آیا می توانی به من بگویی که صبر مربوط به چه امری بود؟؟
عرض کردم: نمی دانم، و از گفتن آنچه که به ذهنم خطور می کند، شرمسارم.

فرمود (ع):
آن را بگو.
عرض کردم:
آنچه را که یونس در اول امر طاقت تحملش را نداشت– و الله اعلم است – و پوزش می طلبم.
فرمود (ع):
توجه کن، هنگامی که موسی(ع) به دیدار عبد صالح آمد، در حالی آمد که گمان می کرد با نفسش مبارزه کرده و منیّت و غرور موجود در نفسش را کشته است، اکنون امتحان و آزمایش در این امر بوده، یعنی عبد صالح(بطور غیر مستقیم) به موسی(ع) می فرمود که: تو با من همراه خواهی شد و می دانی من بر تو حجت هستم و خداوند تو را به اطاعت از من امر کرده است، اما آنگونه که خداوند به تو امر کرده نخواهی شد و به آنچه که عهد کردی پایبند نخواهی ماند، بلکه منیّت و غرور از اعماق وجودت به جوشش خواهد آمد، و علی رغم اینکه من بر تو حجت هستم و تو به صبر و بردباری در همراهی با من متعهد شدی، بر من اعتراض خواهی کرد. به عبارت دیگر به او می فرمود: اکنون تو را مورد آزمایش و امتحان قرار خواهم داد و آن منیّت موجود در وجودت را آشکار می سازم. اما عبد صالح این مفهوم را در قالب این کلام به موسی (ع) فرمود: "تو هرگز نمى‏توانى همپاى من صبر كنى"، آیا اکنون دانستی؟
عرض کردم:
بلی.
سپس فرمود:
اکنون به سؤالت پاسخ می دهم: بدان که مبارزه با منیّت و غرور، دارای مراتبی است. پس هر کس در مرتبه ای با نفس خود محاربه کند، مطمئناً اگر در امتحان با کسی که یک مرتبه از او بالاتر باشد مورد آزمایش قرار گیرد، شکست می خورد.
اگر پرنده ای که در ارتفاع هزار متری پرواز کند، و پرنده ای که در ارتفاع صد متری به پرواز در می آید را مورد امتحان قرار گیرد، اکیداً در پرواز و همراهی با آن شکست می خورد. و همچنین اگر پرنده ای که در ارتفاع دویست متری به پرواز در می آید را مورد امتحان قرار دهد با شکست مواجه می شود،... الخ.
پس هر آنچه کمتر از آنند، همه با آن شکست خواهند خورد، این همان پاسخ است.

عرض کردم:
معنای "از ما" که رسول الله (ص) آن را در مورد سلمان فرمودند؛ چقدر سلمان، منیت و غرور خود را از بین برد و زیر پا گذاشت، یا حال موسی(ع) بعد از امتحان، آیا با از بین بردن منیّتش به شکل وسیع تر، به عبد صالح نزدیک شد؟
فرمود:
جایگاه و مقام و حال موسی(ع) به او نشان داده شد، تا هلاک نشود، و سلمان (ع) هر چند با منیّت و غرور محاربه داشت، اما بدان معنا نیست که به نزدیکی آنان(ع) رسید.
عرض کردم:
مولای من، از شما پوزش می طلبم، نمی دانم چه بگویم، بنده را اشتیاق در بر می گیرد تا با سرورانش باشد و در زمرۀ آنان(ع) قرار گیرد نه اینکه یکی از آنان باشد و العیاذ بالله، و آنان قومی هستند که هیچ کس با آنان قابل مقایسه نیست، از جهتی به خواندن آنچه که از حجت هایش روایت شده، به خدا امیدوار می گردد؛ و از جهتی دیگر هنگامی که به نفس خود می نگرد، محزون می شود. آیا راهی هست؟ هنگامی که در عبارت (هرگز) تأمل کردم، آن هنگام که عبد صالح آن را به موسی(ع) فرمود، محزون شدم نه اینکه بخاطر فضل و بخشش خدا به حجت هایش _ العیاذ بالله _ بلکه بخاطر دشواری همراهی با آنان!! به خدا سوگند نمی دانم چه می گویم، و پوزش می طلبم.
فرمود: آنان وجود و بقای خود در مقابل خدای سبحان را نوعی گناه و تقصیر می بینند، که کلمات در وصف این احساس به تنگ می آیند و از تعبیرش بیش از این معذورم، اما آن هنگام که در پیشگاه خدایشان قرار می گیرند، از روی حزن و اندوه اشکهایشان جاری می گردد؛ زیرا در مقابل او قرار گرفته اند.

*************************

اکنون آیا متوجه کلام عبد صالح شدید یا خیر؟

به زبانی دیگر، قصه ای که یکی از اشخاصی که با امام احمد الحسن علیه السلام دیدار می کرد را که شخصاً خود برای بنده نقل فرمود را برای شما نقل می کنم تا سود و منفعتی باشد و مورد بالا بهتر واضح گردد.

..... می گوید: یک روز که در حضور امام احمد الحسن علیه السلام مشرف بودم، ایشان رو به من کردند سؤال پرسیدند: ... بعد از ایمان به این دعوت و بعد از اینکه خود را یکی از انصار امام مهدی علیه السلام یافتی، از خداوند متعال چه می خواهی؟ در پاسخ عرض کرد: مولایم فقط یاری و نصرت شما. فرمودند: سؤالی ساده پرسیدم جوابی مانند سؤال من کوتاه و مختصر مفید بده، تو از خداوند چه می خواهی؟ در پاسخ به ایشان عرض کرد:
من رضای خداوند را خواستارم. ایشان علیه السلام فرمودند: ..... حتی در مواردی که مربوط به او سبحانه است، خود را دخالت و شریک می دانید و این حق را به خود می دهید تا خود را شریک خود قرار دهید.

پس آنچه که در متن بالا از کتاب با عبد صالح آمده است
:

عبد صالح، گام به گام مراتب توحید برای موسی(ع) را ترسیم نمود، اول "من" و دوم "ما" و سوم "او"، و با وجود اینکه آن به امر خدا بود، ولیکن بر اساس متوالی بودنش، به کفر در مرتبه ای اشاره می کند، (من نه او)، و شرک در مرتبه ای دیگر (من و او) و توحید (فقط او) می باشد.

پس هرآنچه که امام علیه السلام فرمودند ما هم می گوییم: (ما یریده هو) یعنی آنچه که، فقط او سبحانه بخواهد نه من و نه ما... تنها او.

اکنون بعد از بیان کافی و واضح امام احمد الحسن علیه السلام، اگر این سؤال مجدداً تکرار شود، در پاسخ چه می گوییم؟؟؟


خواهشمندم تمامی انصار مشارکت نمایند و علوم یمانی آل محمد و عظمت ایشان و علومشان را بازگو کنند، بلکه کسی توسط این بازگوهای مبارک شما حق را شناخته به امام مظلوم لبیک گوید!!!



خدا به داد ما برسد

السلام علی الحق احمد
*************************************************************

  1. الکهف: 73
  2. الکهف: 76
  3. الکهف: 82-79
  4. الکهف: 67
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

کوثر الأنصار

اللهم إلحقنا بالصالحین.
پاسخ : سؤال از انصار خدا

بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمدلله رب العالمین

و صلی الله علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین



بله برادر گرامی واقعاً همینطور است .

( ما یریده الله )

سبحان الله عما یصفون



 
آخرین ویرایش:

M3AJNUN

New Member
بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمد ء الله رب العالمین

و اللهم صل علی سیدنا محمد و آل سیدنا محمد الائمه و المهدیین و سلم تسلیما کثیرا

ممنون برادر گرامی از این درس زیبایی که در موضوع مطرح کردید برای بنده حقیر که بسیار آموزنده بود .

و السلام علیکم و الرحمه الله و برکاته
 

mahdi 14 1

مدیر بخش
پاسخ : سؤال از انصار خدا

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صلی علی محمد و آل محمد الائمه و المهدیین و سلم تسلیما

سلام علیکم و رحمه الله

هر چیزی که خداوند متعال بخواهد همان است را قبول می کنیم همانگونه که شخص امام احمد الحسن علیه السلام می فرماید ( شکر خداوند را بر بلاهایش و بزرگیِ نعمتهایش ) و می گوییم ( ما یریده الله نقبل به و نعترف به و هو المسیع العلیم )​
 

يـوسف الأنصار

Guest
بسم الله الرحمن الرحيم

و الحمدلله رب العالمين


بله
ما يريده هو يا آنچه او سبحانه و تعالی بخواهد و شناخت یا عدم شناخت این مورد، شرک یا عدم شرک را به همراه دارد، همانطور که در کتاب با عبد صالح آمده است و جزئیات کامل آن در کتاب سفر حضرت موسی به مجمع البحرین نیز آمده است.

پس امام احمد الحسن علیه السلام خواستار دور کردن ما از شرک مخفی می باشد، و ان شاء الله تعالی پاسخ امام علیه السلام به شرک مخفی و آشکار را برای شما قرار خواهم داد.

و الحمدلله وحده
 

khadem_al_Qaeem

New Member
بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صلی علی محمد و آل محمد الائمه و المهدیین و سلم تسلیما

سلام علیکم و رحمه الله


خداوندا هر آنچه امر تو و رضای تو در آن هست


یارب محمد بحق محمد اشفی صدر محمد بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه و ابنائه المهدیین و سلم تسلیما کثیرا


و الحمدلله وحده
 
آخرین ویرایش:

Labayk_Ya_Ahmad

اخراجی


بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صلی علی محمد و آل محمد الائمه و المهدیین و سلم تسلیما

سلام علیکم و رحمه الله

به نام خداوند بخشنده و مهربان که هر چه در زمین و آسمان است از آن اوست و تسلیم هستیم به امر او تا شاید مورد عفو و بخشش او قرار گیریم . اللهم آمین یارب العالمین

ما یریده الله نقبل به و نعترف به و هو المسیع العلیم
 

Ya_Abde_Saleh_13

اخراجی
بسم الله الرّحمن الرّحیم


يا رَبَّ مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّلْ فَرَجَ آلِ مُحَمَّد


السلام علیکم یا محمد بن الحسن علیه السلام ، السلام علیکم یا صاحب عصر و زمان

السلام على المهدی احمد
السلام على وصي حجة الله ,,, السلام على رسول بقية الله ,,, السلام على اول المؤمنين وزينة الاولين والاخرين ,,, السلام على صاد ونهر بالجنة ,,, السلام على اليمانی الموعود ,,, السلام عليك يا سيدی ومولای احمد الحسن ورحمة الله وبركاته



بر گرفته از کلام سید احمدالحسن علیه السلام

امیرالمومنین علیه السلام ازرسول خداصلی الله علیه و آله روایت کند که فرمود: چون مرگ يوسف رسيد شيعيان و خاندان خود را جمع كرد و حمد و ثناى الهى گفت و سپس آنها را از سختى آينده آنان خبر داد و گفت در اين سختى مردان را بكشند و شكم زنان آبستن را بدرند و كودكان را سر ببرند تا خدا حق را در قائم از فرزندان لاوى بن يعقوب ظاهر كند و او مردى گندم گون و بلند قامت است و صفات او را برشمرد و سفارش كرد كه باين وصيت من متمسك باشيد، دوره غيبت و سختى بنى اسرائيل فرا رسيد و مدت چهار صد سال در انتظار قيام قائم بسر بردند تا آنگاه كه مژده تولد او را دريافتند و نشانه‏هاى ظهورش را ديدند و گرفتارى سخت‏تر شد و با سنگ بآنها حمله شد و دانشمندى كه با احاديث او آرامش ميگرفتند تحت تعقيب قرار گرفت و پنهان شد و آنها را واگذاشت باو گفتند مادر هنگام سختى بگفته‏هاى تو دلخوش بوديم آنها را در يك بيابانى برد و نشست و حديث قائم و اوصاف و مژده نزديك بودن ظهور او را بآنها ميگفت شب‏
مهتابى بود و در همين ميان موسى عليه السلام بر آنها وارد شد، در اين وقت تازه جوانى بود و از خانه فرعون بيرون آمده و گردش ميكرد از ميان موكب خود كناره گرفته و سوار بر استر بود و طيلسان خزى بدوش داشت و نزد آنها آمد، چون آن دانشمند او را ديد از صفات او ويرا شناخت، برخاست و خود را بپاى او انداخت و بوسه زد و گفت حمد خدا را كه نمردم تا تو را ديدم چون پيروانش چنين ديدند دانستند كه او ناجى آنها است همه بشكرانه خداى عز و جل بر زمين افتادند موسى جز اين كلمه نگفت كه اميدوارم خداى عز و جل فرج شما را زود برساند سپس غائب شد و رفت به شهر مدين و نزد شعيب مدتها ماند، اين غيبت دوم براى آنها سخت‏تر از اولى بود و پنجاه و چند سال طول كشيد و گرفتارى آنها سخت شد و دانشمند هم پنهان شد، فرستادند خدمت او كه ما بر پنهانى تو صبر نتوانيم رفت بيك بيابانى و آنها را خواست و با گفته‏هاى خود خوشدل ساخت و بآنها اعلام كرد كه خداى عز و جل باو وحى كرده است كه بعد از چهل سال فرج بدهد همه گفتند الحمد للَّه خدا باو وحى كرد بگو بآنها كه آن را به سى سال تخفيف دادم كه الحمد لله گفتند، گفتند هر نعمتى از خداست خدا باو وحى كرد بآنها بگو آن را تا بيست سال تخفيف دادم، گفتند كسى خبر نياورد جز خدا، خدا باو وحى كرد كه آن را تا ده سال كم كردم، گفتند جلو بدى را نگيرد جز خدا، باو خطاب رسيد كه بآنان بگو از جاى خود حركت نكنيد اكنون اجازه فرج شما را دادم در اين ميانه موسى عليه السلام نمودار شد سوار بر الاغى بود و دانشمند خواست وظائف شيعه را نسبت باو شرح دهد، موسى آمد تا نزد آنها توقف كرد و بر آنها سلام داد دانشمند باو گفت چه نام دارى؟ گفت موسى گفت نام پدرت چيست؟ گفت عمران، پدر او كيست فاهت بن لاوى بن يعقوب؟ براى چه آمدى؟

برسالت از طرف خداى عز و جل، دانشمند برخاست و دست او را بوسيد سپس با آنها نشست و آنها را خوشدل كرد و دستورات خود را به آنها داد و آنها را متفرق ساخت و از اين وقت تا غرق فرعون و فرج آنها چهل سال طول كشيد .
كمال الدين-، ج‏1، باب غیبت موسی ع -مستدرک الوسائل
كمال الدين-، ج‏1، ص: 250


از فضل بن قره از ابی عبدالله علیه السلام فرمود: خداوند به ابراهیم علیه السلام وحی کرد که برای تو فرزندی بدنیا خواهد آمد پس به سارا فرمود سپس او گفت: زایمان میکنم در حالی که من پیر زن هستم پس خداوند به او وحی کرد که او زایمان می کند و بخاطر برگرداند کلام به من، فرزندان او چهار صد سال عذاب می کشند پس از اینکه عذاببر بنی اسرائیل طولانی شد به ستوه آمدند و در درگاه خداوند چهل روز گریه کردند پس خداوند به موسی و هارون وحی کرد تا آنها را از فرعون خلاص و رهایی بخشد و بعد از آنها صد و هفتاد سال عذاب از آنها گذشت. گفت: پس ابو عبدالله علیه السلام فرمود: همین طور شما هستید اگر برای فرج خدا در مورد ما به این صورت عمل کنید و اما اگر اینطور نباشید پس امر به پایان و سرانجام خود خواهد رسید.
تفسیرالعیاشی ج 2 ص 154 - بحارالانوار ج 4 ص 118 - مستدرک الوسائل ج 5 ص 239


دعا و عمل برای فرج

ربی احفظ سید و مولایمان امام محمد بن الحسن المهدی علیه السلام
ربي احفظ ابائنا احمد الحسن واهله وولده وانصاره وبحق فاطمة عليها السلام
يا الله اشفي صدر الحسين بقيام قائم الحق احمد علیه السلام
يــــــارب أحمد الحسن بـحق أحمد الحسن مكـن لاحـمد الحسـن علیه السلام
يا الله امين رب العالمین
 

lll_montazer_lll

مدیر بخش
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله رب العالمين
اللهم صل على محمد وآل محمد الأئمة والمهديين وسلم تسليما كثيرا​



سلام علیکم انصار الله جمیعا،

این بنده سراپا تقصیر، بعد از ایمان به این دعوت مبارک که آن را عنایتی از پروردگار و رحمتی از او میدانم، خود را در مقامی نمیبینم که آرزوی دیگری جر رضای او داشته، و
تنها به دعایی که از صاحبمان آموخته ام بسنده میکنم...


پروردگارا! بر محمد(ص) و آل او درود فرست و نظر رحمتت را از من نگردان و فضل و بخشش خود را از من دریغ مکن. به من توفیق دوستی با دوستانت و دشمنی با دشمنانت را عطا فرما و ترس از خود، و رغبت به سویت، و تسلیم در برابر اوامرت، و تصدیق کتابت، و پیروی از سنت پیامبرت(ص) را، روزی من قرار بده.
خداوندا! حرکت کردن مرا سراسر عبرت گرفتن، سکوتم را اندیشه، کلامم را ذکر گفتن قرار ده و گناه بزرگم را بر من ببخش و مرا به بندگان صالحت ملحق کن...




والحمد لله وحده وحده وحده
وصلی الله علی محمد وآل محمد الائمة والمهدیین وسلم تسلیما کثیرا
والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته
 

ferdos10313

مدیر بخش


بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله رب العالمين
اللهم صل على محمد وآل محمد الأئمة والمهديين وسلم تسليما كثيرا

((وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ))
توکل بر خدا نوریست در تاریکی دنیا

*کسی که بر خدا توکل کند از غیر او بی نیاز می شود*



کاش آنگونه که باید باشیم
کاش آنگونه که الله بخواهد باشیم

بله برادر باید گفت هر چه خدا بخواهد و رضایت او سعادت ماست
اما دریغاااااااا

و الحمد لله وحده وحده وحده
 
کانال تلگرام

بالا