• يماني آل محمد (عليه السلام) فرمود : در کلامم تدبر کنيد ، اي کساني که ادعاي طلب و جستجوي حق را مي‌ کنيد . آمده‌ ام تا بر حق شهادت دهم . و حق را روشن کنم . هرگز نيامده ام تا مردم از من تبعيت کنند . هدفم روشن کردن حق ، و جدا کردن باطل است . پس به همين خاطر مي‌ گويم : کسي از من توقع سازش و چاپلوسي نداشته باشد . هيهات که ما حتي مقداري از حق را فروگذاريم ، و قسمتي از باطل را رها سازيم ، براي آن که کسي ما را بخواهد ، يا کسي را راضي کنيم ، که براي ابرار هيچ چيزي بهتر از آنچه نزد خداوند است نمي باشد

زینب(س)از زندگی علی بن الحسین(ع)محافظت کرد

Omidvar10313

«اعدلو هو اقرب بالتقوا»
عضو کادر مدیریت
#اعلام_و_رسانه_مکتب_سیداحمدالحسن_ع
#صبر_زینب_ع

نقشۀ شیطانی در کربلا از قتل حسین(ع) فراتر می‌رود تا وارثان برنامۀ الهی را به پایان برساند و کار آن‌ها را یکسره کند. این نکته‌ای است که از کشتاری که سپاه اموی در حق این خاندان ـ‌حتی شیرخوارشان‌ـ انجام داد واضح و بدیهی است؛ همان خاندانی که آن‌ها، به‌عنوان خاندان حاکمِ تأییدشده با متن صریح شرعی به آن‌ها می‌نگریستند؛ درحالی‌که خودشان به‌رغم اینکه عملاً حاکم و پادشاه بودند از پشتوانۀ چنین متنی برخوردار نبودند؛ به همین دلیل نقش زینب(ع) در کربلا بس بزرگ و اساسی بود

او از زندگی امام علی بن حسین ـ‌وارث طرح و برنامۀ الهی‌ـ محافظت کرد. او در کربلا از امام پرستاری کرد و سپاه اُموی یزیدی نتوانست موفق به کشتن آن حضرت شود و به موضع‌گیری‌هایش در سپر‌کردن خود برای امام زین‌العابدین ادامه داد تا وقتی از اسارت سپاه اموی یزیدی بازگشتند

پیام سید احمدالحسن ع در فیس‌بوک


این برخی از مواضعی است که روشن می‌کند که چگونه زینب(ع) از امام زین‌العابدین(ع) وارث پروژۀ الهی محافظت کرد و سپر او بود:
1 وقتی امام زین‌العابدین(ع) در کاخ «امارت: حکومت» وارد شد. این اتفاق افتاد: ... علی بن حسین(ع) مقابلش آمد. به او عرض کرد: تو چه کسی هستی؟ فرمود: من علی بن حسین هستم. عرض کرد: آیا خداوند، علی بن حسین را نکُشت؟ علی(ع) به او فرمود: برادری داشتم که نامش علی بود و مردم، او را کشتند. ابن‌زیاد به او عرض کرد: بلکه خداوند، او را کشت. علی بن حسین(ع) فرمود: «الله يتوفى الأنفس حين موتها» «خداوند، جان‌ها را هنگام مرگش می‌سِتاند.» ابن‌زیاد خشمگین شد و عرض کرد: آیا در پاسخ به من جرئت داری و دیگر پاسخی برایم داری؟! او را ببرید و گردنش را بزنید. زینب، عمه‌اش به او آویخت و گفت: ای ابن‌زیاد! خون‌های ما برایت بس است. او را در آغوش گرفت و گفت: به خدا سوگند! از او جدا نمی‌شوم. اگر [می‌خواهی] او را بکشی، مرا با او بکش. ابن‌زیاد، لحظه‌ای به زینب و علی بن حسین نگاه کرد. سپس گفت: این رحم‌کردن تعجب‌آور است! به خدا سوگند! گمان می‌کردم که او [زینب] دوست دارد که او را با ایشان [امام سجاد (ع)] بکشم. او را رها کنید. من چیزی را که بر اوست می‌بینم
ارشاد مفید، جلد 2، صفحه 116

2 در روز عاشورا، پس از کشته‌شدن سیدالشهدا(ع) این قوم بر خیمه‌ها حمله‌ور شدند و آن را به آتش کِشیدند و به امام زین‌العابدین(ع) رسیدند. متن می‌گوید: ... این قوم، به علی بن حسین رسیدند و ایشان در بسترش بیمار بود و نمی‌توانست برخیزد. یک نفر گفت: کوچک و بزرگشان را رها نکنید و دیگری گفت: شتاب نکنید تا با امیر، عمر بن سعد مشورت کنیم. شمر، شمشیرش را درآورد تا او را بکشد. حمید بن مسلم، به او گفت: سبحان‌الله! کودکان را می‌کُشی؟ این فرد، فردی بیمار است! گفت: ابن‌زیاد، دستور به کشتن فرزندان حسین داده است. ابن‌سعد در بازداشتن و منع‌کردن او مبالغه کرد؛ مخصوصاً وقتی دید که عقیله، زینب دختر امیرالمؤمنین فرمود: او کشته نمی‌شود تا اینکه به‌خاطرش کشته شوم. از او دست برداشتند
مقتل‌الحسین(ع)، سید مقرم، صفحه 301

سلام بر حسین بن امیر‌المؤمنین؛ سلام بر زینب دختر امیر‌المؤمنین؛ سلام بر علی بن حسین، سلام بر ابوالفضل العباس، سلام بر اصحاب حسین که خونشان را در دفاع از حسین(ع) بخشیدند و رحمت و برکات خدا بر ایشان باد
پایان پیام پیشین، از سید احمدالحسن ع


اعلام و رسانه مکتب سیداحمدالحسن ع
10 سپتامبر 2019 م

https://is.gd/tmGBO8


@zaman_zohour
 

پیوست ها

کانال تلگرام

بالا