• يماني آل محمد (عليه السلام) فرمود : در کلامم تدبر کنيد ، اي کساني که ادعاي طلب و جستجوي حق را مي‌ کنيد . آمده‌ ام تا بر حق شهادت دهم . و حق را روشن کنم . هرگز نيامده ام تا مردم از من تبعيت کنند . هدفم روشن کردن حق ، و جدا کردن باطل است . پس به همين خاطر مي‌ گويم : کسي از من توقع سازش و چاپلوسي نداشته باشد . هيهات که ما حتي مقداري از حق را فروگذاريم ، و قسمتي از باطل را رها سازيم ، براي آن که کسي ما را بخواهد ، يا کسي را راضي کنيم ، که براي ابرار هيچ چيزي بهتر از آنچه نزد خداوند است نمي باشد

رنج فراوان کشید و رفت

اشعار احمدی

مدیر بخش
شاعر به سوی شهر غم و غصه می‌رود
شهری پر از فریب و ریا ، شهر سامرا
گویا دوباره ماتم شاهی دگر شده
پر از صدای شیون و زاری شده چرا؟

آری کنون شهادت خورشید دیگری‌ست
او از تبار حیدر کرار و یک ولی‌ست
از لطف اوست هرچه که داریم ما همه
آری امام هست و راهش ره علی‌ست

مظلوم بود رنج فراوان کشید و رفت
از جور و ظلم حاکم طاغوت آن زمان
عباسیان چه ظلم به هادی نموده‌اند
عباسیان که پست‌‌ترین‌اند در جهان

باید مسیر شعر دوباره عوض شود
باید بگویم از تو ، دلم خوش به انتقام
آری تو آمدی که جهان را عوض کنی
آری بگیر احمدالحسن انتقام شام

تو آمدی که حق و حقیقت بنا کنی
پایان دهی به فصل زمستان این‌جهان
با تو بـهـار می‌شود آقا تمام عمر
تو قـائـمـی ز آل عـلـی ، ای بهارِ جان

باید مسیر شعر دوباره عوض شود... باید بگویم از تو ، دلم خوش به انتقام ...آری تو آمدی که جهان را عوض کنی ....آری بگیر احمدالحسن انتقام شام

مسموم کرده‌اند امام غریب را


تبعید گشته روشنیِ اهلِ آسمان
خورشید پشت ابرِ جهانی و کهکشان

او که برای اهل‌جهان باب رحمت است
او که برای مردم دنیاست ارمغان

او که وصیِ و حاکم از سوی باری‌ست
او که زمین ز لطف قدم‌هاش در امان

او که تمام خیرِ جهان در مجاورش
برپا نموده خیمه‌ی عشقی به هر زمان

هرجا که پا گذاشته او جای سجده است
او حجِ واقعیِ خدا هست در جهان

آری ، به نام پاک و الهیِ حضرتش
جبریل با ندای قشنگی دهد اذان

کشتی دین از کرمش در شتاب و سیر
در کشتی هدایت دنیاست بادبان

هادیِ اهلِ عشق به سویِ خدا بُوَد
از اوصیای نصِ نبی هست و جاودان

در خانه‌اش اسیر ستم‌های ظالمان
در سامرا رسیده به او ظلم بی‌کران

مسموم کرده‌اند امام غریب را
برپا شده کنون همه جا ناله و فغان

عباسیان چه ظلم و جنایت نموده‌اند
در حق این امام ، نرفته ز یادمان

با سیل درد سوی خدا پرکشید و رفت
یک عمر بوده بر در او عشق پاسبان

در واژه‌ها نبوده توان وصف رنج او
جانی نمانده بهر مسیحا کند بیان



مطالب بیشتر را در اینجا بخوانید

نوشته رنج فراوان کشید و رفت اولین بار در یمانی موعود سید احمدالحسن (ع). پدیدار شد.

ادامه مطلب...
 
ارسال کننده موضوعات مشابه انجمن پاسخ ها تاریخ ارسال
اشعار احمدی اشعار احمدی 0

کانال تلگرام

بالا