• يماني آل محمد (عليه السلام) فرمود : در کلامم تدبر کنيد ، اي کساني که ادعاي طلب و جستجوي حق را مي‌ کنيد . آمده‌ ام تا بر حق شهادت دهم . و حق را روشن کنم . هرگز نيامده ام تا مردم از من تبعيت کنند . هدفم روشن کردن حق ، و جدا کردن باطل است . پس به همين خاطر مي‌ گويم : کسي از من توقع سازش و چاپلوسي نداشته باشد . هيهات که ما حتي مقداري از حق را فروگذاريم ، و قسمتي از باطل را رها سازيم ، براي آن که کسي ما را بخواهد ، يا کسي را راضي کنيم ، که براي ابرار هيچ چيزي بهتر از آنچه نزد خداوند است نمي باشد

داستان ایمان و هدایت بزرگوار«رکن یمانی»به دعوت یمانی

Omidvar10313

«اعدلو هو اقرب بالتقوا»
عضو کادر مدیریت
بسم الله الرحمن الرحيم

والحمدالله رب العالمین
للهم صل علي محمد و آل محمد الائمه و المهديين وسلم تسلیما کثیرا
عرض سلام و ادب و احترام



ان شالله با تحقيق و عمل در راه قائم ال محمد از نصرت دهندگان حجت خدا باشيم


تقريبا 6 ماه قبل از رسيدن خبر دعوت مبارک سيداحمدالحسن ع

#رويا_ديدم

که البته مفهومش را در اون زمان متوجه نشدم

در رويا ديدم امام مهدي ع #ظهور_کرده و همه زمين رو آب فرا گرفته
مردم فرار ميکردن و داد و فرياد ميکشيدن
و افرادي غرق ميشدند

ترس همه وجودم رو فرا گرفته بود و به فکر راه نجاتي بودم که کشتي نجاتي رو از دور ديدم و به سمتش #حرکت کردم!!!!


ودر انتها روياي شخصي رو ديدم که به وضوح گفت اين رويا رو براي شخصي تعريف نکن تا زمانش !!!

بنده شوکه شدم که چرا تعريف نکنم!!!
و همينطور مات و مهبوت بودم!!!

و اين رويا رو تعريف نکردم

بعد از شش ماه...!!!

اين دعوت مبارک يماني ال محمد توسط #برادرم به حقير رسيد،
بنده که زياد اهل دين و مذهب نبودم(ان شالله خداوند از سر تقصير هايم بگذره ) با اين خبر شوکه شده بودم

اطلاعاتي که از اهل بيت و ... داشتم بسيااار #سطحي بودم


برادرم از جرياناتي که قبل از #ظهور امام مهدي مي افتد تعريف ميکرد و من محو حرف هايش شده بودم


تک تک حرفاشو با دقت گوش ميدادم سوالاتم رو ميپرسيد اما بعضي از پاسخ ها اينقد برايم سنگين و دشوار بود که متوجه بعضي از پاسخگويي ها نميشدم ...

اون شب رويايي که چند وقت پيش ديده بودم و از معنا و مفهومش بي خبر بودم رو براي برادرم تعريف کردم

و متوجه شدم که ان رويا براي چه بوده است ...

سبحان الله

بعد از ان روز فکر و ذهنم #درگير اين خبر بود

مني که #عقايد و #علايق دوره جواني خودم رو داشتم ثانيه به ثانيه به فکر اين خبر بودم!!!

مني که از دين #عقايد خوشم نميومد حالا فکر و ذهنم در رابطه با #يماني_ال_محمد بود!!!

شخصي که حتي اسمش را نميدانستم همه ي فکر و خيالم رو درگير و تسخير خودش کرده بود ...

يالله

چند روز گذشت و نتوانستم طاقت بيارم و از برادرم در رابطه با اين دعوت مبارک پرسيدم ...

داشتم سوالات خودم رو ميپرسيد و "غرق" در پاسخ هاي محکم و زيبا روايي ميشدم

و برادرم نام مبارک سيداحمدالحسن ع را بر زبان اوردن و من زير لب زمزمه ميکردم..

در ان شب چندين #سخنراني از برادر غريبم شيخ عباس فتحيه(ان شالله از بند طاغوت نجات پيدا کنند) براي حقير ريختن و چندين فيلم و صوت سيداحمدالحسن ع

و من در حال گوش کردن و نوشتن اون مطالبي بودم که برادر شيخ عباس فتحي ميگفتند

تک تک سخنانشون رو مينوشتم و ده ها مرتبه ميخوندم و از علوم ال محمد لذت ميبردم ...

به سراغ فيلم هايي رفتم در رابطه با دعوت سيدع که مابين انها فيلمي توجه من رو جلب کرد

در حال نگاه کردن فيلم بودم که صداي ملکوتي به گوش رسيد که بسيااار ارامش بخش بودم...!!
صداي #امامم_احمدالحسن_ع
گوش ميکردم و اشک ميريختم و اون لحظه با صداي ملکوتي سيداحمدالحسن ع شهادتين گفتم و همينطور اشک ميريختم


روز ها ميگذشت و من با خواندن #کتب سيداحمدالحسن ع و انصار ايشون لحظه ها رو #سپري ميکردم ...

اولين کتابي که خوندم و بسيااار جذب ان کتاب شدم کتاب شيخ ناظم عقيلي (شکست منتظران ) بود

"چقد اين کتاب رو دوست داشتم و دارم"

به خصوص قسمت شکست کساني که در ياري حجت زمانشون شکست خوردند

و با خودم فکر ميکردم که نکند من هم از همان افرادي باشم که در ياري حجت زمانم #شکست بخورم ..

و اين فکر منو رنج ميداد ..


روز ها ميگذشت و من هر لحظه با #يادگيري علوم ال محمد و نشر اين دعوت مبارک #عشق علاقه ام نسبت به اين دعوت مبارک بيشتر ميشد

فکر و علايقم تغيير کرده بود
اخلاق و رفتارم تغيير کرده بود
من چه بودم و چه شدم

چقد اين دعوت مبارک ميتوانست روي من #تاثر بگذارد

چند ماه گذشت و روز به روز به ايمانم افزوده ميشد...

و يک شب روياي بسيار زيبايي ديدم که همه وجودم رو در بر گرفت

در رويا ، ديدم که در يک سالن مومنان زيادي جمع شدند و همگي در انجا ايستاده اند..

برادران در يک مکان جدا
و خواهران در يک مکان جدا

يکي از خواهران داشت چندين برگه رو پخش ميکرد که توجه من رو جلب کرد
يکي از اون برگه ها رو برداشتم و ديدم نام مبارک سيداحمدالحسن ع با خط بسيااار زيبايي نوشته شده
و در پايين نام سيداحمدالحسن ع
ايه هايي از سوره واقعه و الرحمن نوشته شده بود که نام سيداحمدالحسن ما بين ان آيه ها بود


شبي ديگر نيز رويا ديدم عکس سيداحمدالحسن ع را در اتاقم زده ام و محو تماشاي امامم هستم

و چندين روياي ديگر که به وضوح به خاطر نميارم

تاثیری که ورود به این دعوت مبارک روی زندگی بنده داشت ،

قبل دعوت مبارک سيداحمدالحسن ع
ميتونم بگم همانند بسياري از جوانان و .. که علايق فکر و افکار دوره جواني خودشون رو دارند
خب بنده هم همينطور بودم

به عقايد خانوادم احترام نميگذاشتم
درصورتي که در خانواده ي مذهبي بزرگ شده بودم
اما اصلا به عقايدم پايبند نبودم

اخلاق و رفتار بسيار ناپسندي داشتم

ان شالله خدا از سر خطاهايم بگذره

اما بعد از دعوت

بسياااار تغيير کرده بودم ..

کتب دعوت مبارک رو ميخوندم

و از علوم ال محمد لذت ميبردم

هميشه به فکر خودسازي بودم

قبل از دعوت به هيچ عنوان رويا نميديدم

اما من بعد شاهد بسياري از کرامات و روياها و مکاشفات بودم

محققين عزيز و منصف
ميدونم واقعا سخته و شوکه شديد از اين خبر...
و حق داريد
تک تک ما هم اولين باري که اين خبر بهمون رسيد شوکه شده بوديم
و حتي عزيزاني بودند که تکذيب کردند و من بعد با تحقيق علمي روايي مومن به اين دعوت مبارک شدند
تنها خواسته اي که از شما دارم اينکه تحقيق کنيد
کورکورانه تکذيب نکنيد
اخرت خودتون رو با تکذيب تباه نکنيد عزيزان

ذره اي با خود و خداي خود و وجدان خود منصف باشيد
به احدي تکيه نکنيد
از احدي تقليد نکنيد
دين خودتون رو به دست احدي نسپريد

خودتون با تحقيق ايمان بياريد!!!

والحمدالله وحده وحده وحده


اللهم صل علي محمد و ال مححد الائمه و المهديين و سلم تسليما کثيرا
t.me/dastane_hedayat
 
آخرین ویرایش:

کانال تلگرام

بالا