• يماني آل محمد (عليه السلام) فرمود : در کلامم تدبر کنيد ، اي کساني که ادعاي طلب و جستجوي حق را مي‌ کنيد . آمده‌ ام تا بر حق شهادت دهم . و حق را روشن کنم . هرگز نيامده ام تا مردم از من تبعيت کنند . هدفم روشن کردن حق ، و جدا کردن باطل است . پس به همين خاطر مي‌ گويم : کسي از من توقع سازش و چاپلوسي نداشته باشد . هيهات که ما حتي مقداري از حق را فروگذاريم ، و قسمتي از باطل را رها سازيم ، براي آن که کسي ما را بخواهد ، يا کسي را راضي کنيم ، که براي ابرار هيچ چيزي بهتر از آنچه نزد خداوند است نمي باشد

تعيين حاکم برگزیده خداوند و نه برگزیده شورا درکلام مسلمان ، مسیحی و یهودی

blissful

New Member
بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین وسلم تسلیما​


در ادیان الهی صراحتا بیان شده که حق تنصیب حاکم منحصرا از آن خداوند متعال است وفقط به پیروی از حاکمی که برگزیده خداوند است ونه برگزیده انتخابات و یا شورا،امر شده است.
در قرآن و احادیث ائمه اطهار علیهم السلام در نزد مسلمانان و نیز در کتاب مقدس در نزد مسیحیان و یهودیان صراحتا به این امر تاکید شده است .
لذا در ابتدا بحث را آغاز مینمائیم با مقدمه ای از کتاب حاکمیت خدا و نه حاکمیت مردم (نوشته سید احمد الحسن علیه السلام) و انشاالله در ادامه میپردازیم به آیات و دلایلی از کتاب مقدس که حاکمیت خداوند در زمین را اثبات میکند.


در زمانه حاضر و لحظات سرنوشت ساز زندگى ، توده هاى مردم به چند گروه تقسيم شدند ، گروهى وارد دره هاى پستى و به ته آن سرازير مى شوند ، گروه ديگر پله هاى ترقى را يكى پس از ديگرى مى پيمايند ، تا به قله هاى رفيع آن قدم نهند ، وگروه سوّم نه به اين سو و نه به آن سو تعلق دارند، اينان حزب بادند .
مست ومبهوت از هر طرفى كه نسيم بوزد به همان سو حركت مى كنند . در اين دوران سرنوشت ساز ، بسيارى از مسلمانان يا كسانى كه دم از اسلام و ديندارى مى زنند يا آنهايى كه به نحوى خود را به اسلام و مسلمين منسوب مى دانند از اين امتحان الهى كه مردم زمين را شامل شده ، سرافكنده بيرون آمده و مردود شدند . با كمال تأسف بايد اعتراف كرد، شمار بسيار از كسانى كه به اين دوزخ سقوط كردند علماى بى عمل بودند، كسانى كه مقوله حاكميت مردم را شعار خود برگزيدند ، مقوله اي كه شعار بسيارى از دشمنان پيامبران ، فرستادگان و أئمه معصومين عليهم السلام است . ليكن اين بار شيطان بزرگ ، به آن شاخ وبرگ داده وآن را به بهترین وجه تزئین نمود ومردم هم آنرا پسندیدند وآنرا به نام دموكراسى ، انتخابات آزاد ويا قالب هايى اين چنين ، تقديم آنها نمود وآنها هم به دلیل اینکه نتوانستند رد صریحی بر علیه آن داشته باشند ، آن را بی چون و چرا پذيرفتند و در برابر صاحبان این مکتب تسليم شدند و این به خاطر اینست که این علمای بی عمل و پيروان شان پوسته ای بيش در دین نيستند و مغز و ثمره اى در آنها وجود ندارد ، دين تنها لقلقه زبان شان شده و هيچ تعلقى به آن ندارند . اين چنين شد كه علماى بى عمل نيزه شيطان بزرگ را به دست گرفتند و در دل أمير مؤمنان عليه السلام فرو بردند ، و زخم كهنه شورا و سقيفه را در دل آن بزرگوار باز كردند . آنجا بود كه خليفه رسول خدا صلى الله عليه وآله فرمودند كه حاكميت مردم ، مورد قبول خدا ، پيامبر و أئمه اطهار عليهم السلام ، نمى باشد. در مقابل اين علماى بى عمل سفارش پيامبران ، فرستادگان ، و أئمه عليهم السلام را ناديده گرفتند و زمينه شهادت مظلومانه امام حسين عليه السلام را فراهم كردند .
چيزى كه مرا آزار مى دهد اينكه هيچ كس از حاكميت خداوند بر زمين دفاع نمى كند ، حتى كسانى كه به اين حاكميت اقرار مى كنند و آن را قبول دارند ، ميان شان اختلاف و نزاع بوجود آمد . زيرا مى دانند اگر آن را اعلام كنند ، بايد بر خلاف جريان تند و بى رحمانه حاضر در جهان حركت كنند واین واقعا باعث تاسف است . تمام اديان الهى بر حاكميت خدا اتفاق نظر دارند ، يهوديان در انتظار إيليا (ع) مسيحيان در انتظار حضرت عيسى (ع) و مسلمانان در انتظار مهدى موعود (ع) هستند ، آيا يهوديان به إيليا (ع) خواهند گفت برگرد كه ما انتخابات و دموكراسى داريم و آن بهتر از آنچه است كه خدا مقرر كرده است؟! و آيا مسيحيان به حضرت عيسى (ع) خواهند گفت : اى الاغ سوار، لباسهايت از جنس پشم است، غذا كم مى خورى ، و أهل زهد و تقوى در دنيا هستى برگرد چون ما حاكمان منتخبى داريم كه در تمام اطراف دنيا از حلال و حرام آن لذت مى برند و آنها بردگان شهوت و هوسرانى خود هستند؟! و آيا مسلمانان وخصوصا شيعيان به امام زمان (ع) خواهند گفت كه : اى پسر فاطمه برگرد كه علما و فقهاى ما انتخابات و دموكراسى را بهترين راه حل قرار دادند؟


واین در حالی است که خداوند متعال در قرآن فرموده:
( قُلِ اللّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ ) ( آل عمران – 26 )
( بگو اى پيغمبر (ص) بار خدايا پادشاه ملك هستى، تو هر كه را خواهى عزت ملك و سلطنت بخشى و از هر كه خواهى بگيرى و بهر كه خواهى عزت و اقتدار بخشى وهر كه را خواهى خوار گردانى هر خير و نيكوئى بدست توست و تنها تو بر هر چيز توانائى )

ونیز در کتاب مقدس اول تواریخ باب بیست ونهم وارد شده :

10 وداوود به حضور تمامی جماعت خداوند را متبارک خواند و داوود گفت: ای یهوه خدای پدر ما اسرائیل،تو از ازل تا به ابد متبارک هستی
11 ای خداوند عظمت و جبروت و جلال و قوت و کبریا از آن توست زیرا هر چه در آسمان و زمین است از آن تو میباشد وای خداوند سلطنت از آن تو است و تو برتر و بالاتراز همه هستی.
12 ودولت و جلال از تو میاید و تو بر همه حاکم هستی و کبریا و جبروت به دست توست و عظمت دادن و قوت بخشیدن به هر کس در دست توست.
خداوند متعال در قرآن مى فرماید :
( أَمْ يَحْسُدُونَ النّاسَ عَلى‏ ما آتاهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكًا عَظيمًا ) ( النساء – 54 )
( آيا حسد مى ورزند با مردم چون آنها را خدا بفضل خود برخوردار نمود كه البته ما بر آل ابراهيم كتاب و حكمت فرستاديم و به آنها ملك و سلطنتى برزگ عطا كرديم ) .
خداوند حاكميت الهى را مخصوصِ خاندان حضرت ابراهيم (ع) قرار داده است اما غاصبان زمان آنها را مستضعف نگه داشتند و از دست اندازى به حكومت دور كردند پس نظام به چنگال ستمگران وغاصبان افتاد ، حالا وظيفه مردم زمينه سازى براى دستيابى خليفه خدا به نظام و رهبرى امت است در غير اين صورت فرصت رستگارى را از دست داده اند و خشم خدا را خريده اند .

و در اعداد باب شانزدهم آمده است:
1 یک روز قورح پسر یصهار نوه قهات از قبیله لاوی با داتان و ابیرام پسران الیاب و اون پسر فالت که هر سه از قبیله رئوبین بودند با هم توطئه کردند که علیه موسی شورش کنند.
2 با بعضی از بنی اسرائیل یعنی دویست و پنجاه نفر از سروران جماعت که برگزیدگان شورا و مردم معروف بودند به حضور موسی برخاستند.
3 به مقابل موسی و هارون جمع شدند و به ایشان گفتند:شما از خود تجاوز مینمایید زیرا تمامی جماعت ،هر یک از ایشان مقدسند و خداوند در میان ایشان است پس چرا شما خویشتن را بر جماعت خداوند بر می افرازید؟
4 وچون موسی این را شنید به روی خود در افتاد
5 وبه قورح و تمامی جمعیت او گفت: بامدادان خداوند نشان خواهد داد که چه کسی از آن وی و چه کسی مقدس است واو را نزد خود خواهد آورد وهر که را برای خود برگزیده اورا نزد خود خواهد آورد.
6 این را بکنید که مجمرها برای خود بگیرید «ای قورح و تمامی جمعیت تو
7 وآتش در آنها گذارده فردا به حضور خداوند بخور در آنها بریزید و آنکس که خداوند برگزیده است مقدس خواهد شد.ای پسران لاوی این شما هستید که از حد خود تجاوز مینمایید.
اندیشه الهی حکومت را از آن خداوند میداند وحاکم را خدا تعیین میکند.

خداوند متعال در قرآن فرمود:
( إِنّي جاعِلٌ فِي اْلأَرْضِ خَليفَةً ) ( البقرة – 30 )
( من در زمين خليفه اى خواهم گماشت )

ودر اعداد باب بیست و هفتم آمده است:
15 وموسی به خداوند عرض کرده گفت:
16 ملتمس اینکه یهوه خدای تمامی ارواح بشر،کسی را بر این جماعت بگمارد
17 که پیش روی ایشان بیرون رود وپیش روی ایشان داخل شود وایشان را بیرون برد وایشان را در آورد تا جماعت خداوند مثل گوسفندان بی شبان نباشند.
18 وخداوند به موسی گفت: یوشع بن نون را که مردی صاحب روح است گرفته،دست خود را بر او بگذار
19 واو را به حضور العازار کاهن وبه حضور تمامی جماعت بر پا داشته ودر نظر ایشان به وی وصیت نما
20 واز عزت خود بر او بگذار تا تمامی جماعت بنی اسرائیل او را اطاعت نمایند
در اینجا موسی علیه السلام از خداوند خواست که شخصی را به رهبری قوم تعیین نماید.

و درتثنیه باب هفدهم وارد شده:

14 چون به زمینی که یهوه خدایت به تو میدهد داخل شوی و در آن تصرف نموده،ساکن شوی وبگویی مثل جمیع امت هایی که به اطراف من هستند پادشاهی بر خود نصب نمایم
15 البته پادشاهی را که یهوه خدایت برگزیند بر خود نصب نما.یکی از برادرانت را بر خود پادشاه بساز و مردی بیگانه ای را که از برادرانت نباشد نمیتوانی بر خود مسلط نمایی.
از این آیات پی میبریم که در تمام ادیان الهی هيچ كس به غير از خداوند متعال صلاحيت انتخاب و گماردن حاكم ويا فرمانروايى ندارد و خداوند صاحب اختياراست، اين حاكميت را به هركس كه بخواهد واگذارمى كند.
بنابراين افرادى كه همچنان اصرار دارند كه خليفه را مردم انتخاب میكنند و قانون اساسى توسط مردم نوشته میشود، پس آنها هيچ ارتباطى با دين الهى ندارند و این افراد تمامى اديان و حاكميت خدا بر زمين را كافر شده اند.

خداوند متعال در سوره مریم میفرماید:
يَا يَحْيَى خُذِ الْكِتَابَ بِقُوَّةٍ وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا
اى يحيى كتاب [خدا] را به جد و جهد بگير و از كودكى به او نبوت داديم (۱۲)

اول سموئیل باب شانزدهم:
1وخداوند به سموئیل گفت:تا به کی تو برای شائول ماتم میگیری چونکه من او را از سلطنت نمودن بر اسرائیل بر کنار نمودم.پس حقه خود را از روغن پر کرده بیا تا تو را نزد یسی بیت لحمی بفرستم زیرا که از پسرانش پادشاهی برای خود تعیین نموده ام.

اول تواریخ باب بیست و هشتم :
4 لیکن یهوه خدای اسرائیل مرا از تمامی خاندان پدرم برگزیده است که بر اسرائیل تا به ابد پادشاه شوم زیرا که یهودا را برای ریاست اختیار کرد و از خاندان یهودا خاندان پدر مرا و از فرزندان پدرم مرا پسند کرد تا مرا بر تمامی اسرائیل به پادشاهی نصب نماید.
5 واز جمیع پسران من پسرم سلیمان را برگزیده است تا بر کرسی سلطنت خداوند بر اسرائیل بنشیند.


خدا وند متعال در سوره ص آیه 26 میفرماید:
يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُم بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَيُضِلَّكَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا نَسُوا يَوْمَ الْحِسَابِ
اى داوود ما تو را در زمين خليفه [و جانشين] گردانيديم پس ميان مردم به حق داورى كن و زنهار از هوس پيروى مكن كه تو را از راه خدا به در كند در حقيقت كسانى كه از راه خدا به در مى‏روند به [سزاى] آنكه روز حساب را فراموش كرده‏اند عذابى سخت‏خواهند داشت (26)

ودر یوشع باب یکم آمده است:
1 و واقع شد بعد از وفات موسی بنده خداوند که خداوند یوشع بن نون خادم موسی را خطاب کرده گفت
2 موسی بنده من وفات یافته است پس الان برخیز و از این اردن عبور کن تو و تمامی این قوم به زمینی که من به ایشان یعنی به بنی اسرائیل میدهم
7 فقط قوی وبسیار دلیر باش تا بر حسب تمامی شریعتی که بنده من موسی تو را امر کرده است متوجه شده و عمل نمایی .زنهاراز آن به طرف راست یا چپ تجاوز منما تا هر جایی که روی کامیاب شوی.

در تثنیه باب سی و یکم وارد شده:
1وموسی رفته این سخنان را به تمامی اسرائیل بیان کرد
2وبه ایشان گفت: من امروز صدو بیست ساله هستم و دیگر طاقت خروج و دخول ندارم و خداوند به من گفته است که دیگر از این اردن عبور نخواهی کرد.
3یهوه خدای تو خود به حضور تو عبور خواهد کرد واو این امتها را از حضور تو هلاک خواهد ساخت تا آنها را به تصرف در آوری ویوشع نیز پیش روی تو عبور خواهد نمود چنانچه خداوند گفته است
4وخداوند چنانکه به سیحون و عوج ،دو پادشاه اموریان ، که هلاک ساخت وبه ایشان عمل نمود به اینها نیز رفتار خواهد کرد.
5 پس چون خداوند ایشان را به دست شما تسلیم کند شما با ایشان موافق تمامی حکمی که به شما امر فرمودم رفتار نمایید.
6 قوی ودلیر باشید و از ایشان ترسان و هراسان مباشید زیرا یهوه خدایت ،خود با تو میرود وتو را وا نخواهد گذاشت وترک نخواهد کرد.
7 وموسی یوشع را خوانده در نظر تمامی اسرائیل به او گفت: قوی و دلیر باش زیرا که تو با این قوم به سرزمینی که خداوند برای پداران ایشان قسم خورد که به ایشان بدهد داخل خواهی شد و تو آن را برای ایشان تقسیم خواهی نمود.
8 وخداوند خود پیش روی تو میرود وبا تو خواهد بود وتو را وا نخواهد گذاشت وترک نخواهد کرد پس ترسان و هراسان مباش.


داوران باب سوم آمده است:
9 واسرائیل چون نزد خداوند فریاد کردند خداوند برای بنی اسرائیل نجات دهنده ای یعنی عتنی ئیل بن قناز برادر کوچک کالیب را برپا داشت و او ایشان را نجات داد.
10 و روح خداوند بر عتنی ئیل نازل شده و او اسرائیل را رهبری کرد وبرای جنگ بیرون رفت و خداوند کوشان رشعتایم ،پادشاه ارام را به دست او تسلیم کرد ودستش بر کوشان رشعتایم مستولی گشت
15 و چون بنی اسرائیل نزد خداوند فریاد بر آوردند خداوند برای ایشان نجات دهنده ای یعنی ایهود بن جیرای بنیامینی را که مرد چپ دستی بود بر پا داشت وبنی اسرائیل به دست او برای عجلون پادشاه موآب ارمغانی فرستادند.

داوران باب ششم:
6 وچون اسرائیل به سبب مدیان بسیار ذلیل شدند بنی اسراییل نزد خداوند فریاد بر آوردند.
7 و واقع شد چون بنی اسرائیل از دست مدیان نزد خداوند استغاثه نمودند
8 که خداوند نبی ای برای بنی اسرائیل فرستاد و او به ايشان گفت: یهوه خدای اسرائل چنین میگوید: من شما را از مصر برآوردم وشما را از خانه بندگی بیرون آوردم

اول سموئیل باب نه:
15 ویک روز قبل از آمدن شائول خداوند بر سموئیل کشف نموده و گفت:
16 فردا مثل این وقت شخصی را از زمین بنیامین نزد تو میفرستم او را مسح نما تا بر قوم من اسراییل رئیس باشد و قوم مرا از دست فلسطینیان رهایی دهد. زیرا که بر قوم خود نظر کردم چونکه تضرع ایشان نزد من رسید.
17 وچون سموئیل شائول را دید خداوند او را گفت:اینک این است شخصی که در موردش به تو گفتم که بر قوم من حکومت خواهد نمود.

اول پادشاهان باب سوم:
7 والان ای یهوه خدای من،تو بنده خود را به جای پدرم داوود،پادشاه ساختی...
البته چنین نیست که حاکم الهی همیشه بر تخت سلطنت نشسته است چه بسیار اتفاق افتاده که با زور حقش را پایمال کرده اند و او را از جایگاهش دور ساخته اند،تاریخ بشریت شاهد بسیاری از این اتفاقات است وگواه خوبی بر این مدعاست که حاکمان ستمکار و علمای بی عمل در مقابل حضرت ابراهیم علیه السلام و موسی علیه السلام و عیسی علیهم السلام و امام حسین علیه السلام ایستادند و به حاکمیت چنگ انداختند(لعنت خدا بر آنها)

امام صادق علیه السلام فرمود: آيا نشنيديد كه خداوند مى فرمايد:« شما حق کاشتن درخت آنرا ندارید « امام ع فرمودند: شما حق اينكه امامى را از طرف خود انتخاب كنيد و او را به دلخواه و اراده خود صاحب حق بناميد را نداريد و سپس امام صادق ( ع ) فرمود : سه گروه هستند که خداوند در روز قيامت با آنها صحبت نمى كند و براى آنها عذاب دردناكى خواهد بود ، كسى كه درختى را بكارد كه خدا نكاشته است يعنى امامى را منصوب كند كه از طرف خدا منصوب نشده است. تحف العقول ص 325

و در متی باب پانزدهم آیه 13 امده است:
که عیسی علیه السلام فرمود: هر نهالی که پدرآسمانی من آنرا نکاشته باشد بر کنده خواهد شد.


حاكميت از دو امر مستثنى نيست يا ولى وجانشين خدا بر بندگان است كه خليفه از جانب خداوند تعيين مى شود و يا فردى غيراز اين كه ممكن است ديكتاتورى باشد كه با زور و ستمگرى بر زمام امور تسلط يافته است و يا اينكه از كانال انتخابات دموكراسى آزاد به قدرت رسيده است، فرمانروايى كه از جانب خداوند منصوب مى شود ، كلامى جز كلام خدا به زبان نمى آورد و جز به دستور خدا عمل نمى كند و هيچ چيز جابجا نمى كند مگر به فرمان خداوند ، رسول خدا صلى الله عليه وآله مى فرمايند :
( هرگاه شنونده اى به سخنرانى گوش دهد بنده او مى شود، پس هرگاه گوينده از خداوند سخن بگويد او خدا را بنده شده است و هرگاه گوينده از شيطان سخن بگويد او شيطان را بنده شده )

پس سخن سوّمى وجود ندارد و تمام سخن ها به دو دسته تقسيم مى شود يا پيرامون خداوند يا درمورد شيطان است ، پس هر حاكمى كه ولى و حجت خدا نباشد، دست نشانده و سخن گوى شيطان است به هر ترتيبى كه باشد.
وعیسی علیه السلام میفرمایند در انجیل یوحنا باب هفتم:
16تعلیم من نه از من است بلکه از اوست که مرا گسیل داشته است 17اگر کس بخواهد اراده او را به جا آورد خواهد دانست که تعلیم من از خداست یا از خود سخن میگویم18 آن کس که از خود سخن میگوید در پی مجد خویشتن است لیک آن کس که در پی مجد گسیل کننده خویش است راستگو است و در او ناراستی نیست
و آيا با این دلایل از کتب الهی باز هم بر كسى پوشيده است كه تمامى اديان الهى اقرار به حاكميت خدا داشته و حاكميت مردم را رد مى كنند ؟پس ای پیروان ادیان الهی شما را چه شده است چگونه حکم میکنید؟
در ادامه، جهت آگاهی بیشتردر این مهم حاکمیت خدا، شما عزیزان را دعوت به مطالعه کامل کتاب حاکمیت الله و نه حاکمیت مردم ،از امام احمد الحسن علیه السلام مینمایم باشد که انشاالله از یاری دهندگان خلیفه خداوند در این زمان و همه زمانها باشیم.

والحمدلله رب العالمین​
 

Ya_Abde_Saleh_13

اخراجی
بسم الله الرّحمن الرّحیم


يا رَبَّ مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّلْ فَرَجَ آلِ مُحَمَّد

السلام عليكم ورحمه الله وبركاته

خیلی زیبا بود ممنون از شما، اجرتان با خداوند رحمان
 
ارسال کننده موضوعات مشابه انجمن پاسخ ها تاریخ ارسال
يهود و مسيحيان 0
موضوعات مشابه
حاکمیت خدا در کتب عهدین

کانال تلگرام

بالا