• يماني آل محمد (عليه السلام) فرمود : در کلامم تدبر کنيد ، اي کساني که ادعاي طلب و جستجوي حق را مي‌ کنيد . آمده‌ ام تا بر حق شهادت دهم . و حق را روشن کنم . هرگز نيامده ام تا مردم از من تبعيت کنند . هدفم روشن کردن حق ، و جدا کردن باطل است . پس به همين خاطر مي‌ گويم : کسي از من توقع سازش و چاپلوسي نداشته باشد . هيهات که ما حتي مقداري از حق را فروگذاريم ، و قسمتي از باطل را رها سازيم ، براي آن که کسي ما را بخواهد ، يا کسي را راضي کنيم ، که براي ابرار هيچ چيزي بهتر از آنچه نزد خداوند است نمي باشد

افتتاح صفحه شخصی سید احمد الحسن (ع) در فيس بوك

  • شروع کننده موضوع يـوسف الأنصار
  • تاریخ شروع

يـوسف الأنصار

Guest
تاریخ ارسال: سه شنبه 1392/04/19 هجری شمسی، ساعت: 20:45 به وقت ایران

مؤمنان در مصر خداوند شما را حفظ کند و در عمل شما برکت قرار دهد. از خداوند متعال خواستارم که ماه رمضان آغاز و گشایش خیر برای شما و امت کریم مصر باشد.


متن عربی

المؤمنون في مصر حفظكم الله وبارك الله في عملكم أسأل الله ان يكون شهر رمضان فاتحة خير لكم ولشعب مصر الكريم
 

يـوسف الأنصار

Guest
تاریخ ارسال: سه شنبه 1392/04/19 هجری شمسی، ساعت: 20:46 به وقت ایران

این ماه رحمت و مغفرت و عطای واسع است آن را با ذکر خدا ولو با گفتن یا الله احیاء کنید. یتیمان و فقراء را یاد کنید. خود را با اشکهایتان در بین دستان خدا بشوئید، که آن آب حیات است.


متن عربی

هذا شهر الرحمة والمغفرة والعطاء الواسع أحيوه بذكر الله ولو بقول يالله أذكروا الايتام والفقراء أغتسلوا بدموعكم بين يدي الله
 

يـوسف الأنصار

Guest
تاریخ ارسال: جمعه 1392/05/19 هجری شمسی، ساعت: 2 بامداد به وقت ایران


اعمال شما مورد قبول درگاه الهی واقع شود، و از خداوند متعال مسئلت دارم تا شما را بهترین بندگانش قرار دهد و سهم هر خیری در نزد خود که در ماه رمضان نازل کرد و در این سال نازل می کند را نصیب شما گرداند.



متن عربی

تقبل الله اعمالكم وأسأل الله ان يجعلكم من افضل عبيده نصيبا عنده من كل خير انزله في شهر رمضان الكريم وينزله في هذا العام




 

يـوسف الأنصار

Guest
تاریخ ارسال: جمعه 1392/05/19 هجری شمسی، ساعت: 2 بامداد به وقت ایران


  • [h=5]
    هر سال و شما در خیر و عافیت باشید و عید فطر بر شما مبارک باد.​

    [/h]




متن عربی

  • [h=5]كل عام وانتم بخير وعافية ومبارك لكم عيد الفطر المبارك

    [/h]



 

يـوسف الأنصار

Guest
تاریخ ارسال: جمعه 1392/05/19 هجری شمسی، ساعت: 2 بامداد به وقت ایران


  • [h=5]
    از خداوند مسئلت دارم که این سال را برای شما بهترین سال قرار دهد و در آن خیرش را نائل شما گرداند و شرش را از شما باز دارد.​

    [/h]




متن عربی

  • [h=5]
    • أسأل الله ان يجعل هذا العام خير عام نزل بكم وان يرزقكم خيره ويكفيكم شره





    [/h]



 

يـوسف الأنصار

Guest
تاریخ ارسال: شنبه 1392/05/26 هجری شمسی، ساعت: 14:38 به وقت ایران

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

خدا به شما پاداش خیر توسط (خدمت به) محمد و آل محمد درود خدا بر آنها باد، دهد.
شما در نزد خدا بسیارید ان شاء الله و این کار شما در عالم بالا ذکر می شود ان شاء الله، از خداوند مسئلت دارم تا به شما برکت دهد و شما را در دژگاه خود مصون بدارد و شما را به غار غیر قابل نفوذ خود پناه دهد او ولی من است و همو دوستدار شایستگان است.
سؤال برای بزرگواران اهل سنت است خدا به آنها توفیق دهد و نه برای وهابیین دشمنان آل محمد.
چرا از ضریح حسن بن علی درود خدا بر او باد دفاع نمی کنید، چرا به باز سازی بنای آن بعد از اینکه وهابیون تکفیری ها دشمنان آل محمد و دشمنان محمد و دشمنان الله ویران ساختند، را مطالبه نمی کنید؟
مگر در روایات صحیح شما نیامده است که حسن بن علی سرور جوانان اهل بهشت است؟
پس چرا از ایشان دفاع نمی کنید و ماندن ضریح ویران شده را تا این روز منکر می شوید؟
به رسول الله روز قیامت چه خواهید گفت آن هنگام که از شما بپرسد بعد از من چگونه با اهل بیتم رفتار کردید؟
آیا عاقلانه است که برای فقیهی همچون ابی حنیفه ضریحی بزرگ می سازید و در دفاع از فرزند رسول الله و سرور جوانان اهل بهشت حسن بن علی درود خدا بر او باد تردید می کنید، و قبول می کنید که ضریح ایشان ویران شده باقی بماند بعد از اینکه دشمنان الله به آن تجاوز کردند؟







متن عربی

السلام عليكم ورحمة الله وبركاته،
جزاكم الله خيرا عن محمد وال محمد صلوات الله عليهم،
أنتم عند الله كثير ان شاء الله وموقفكم هذا يذكر في الملأ الاعلى ان شاء الله ،أسأل الله ان يبارك بكم وبذريتكم ويحصنكم بحصنه ويلجأكم الى كهفه المنيع هو وليي وهو يتولى الصالحين.
السؤال الى اهل السنة الافاضل وفقهم الله وليس للوهابين المعادين لآل محمد
لماذا لا تدافعون عن ضريح الحسن بن علي صلوات الله عليه لماذا لا تطالبون باعادة بناءه بعد أن هدمه الوهابيون التكفيريون أعداء ال محمد وأعداء محمد وأعداء الله؟
الم يصح عندكم ان الحسن بن علي سيد شباب اهل الجنة؟
فلماذا لا تدافعون عنه وتستنكرون ابقاء ضريحه مهدوما الى يومنا هذا؟
ماذا ستقولون لرسول الله يوم القيامة عندما يسألكم كيف خلفتموني في اهل بيتي؟
هل يعقل انكم تبنون لفقيه كأبي حنيفة ضريحا ضخما وتترددون في الدفاع عن ابن رسول الله وسيد شباب اهل الجنة الحسن بن علي صلوات الله عليه وتقبلون ان يبقى ضريحه مهدوما بعد أن تعدى عليه اعداء الله؟

 

يـوسف الأنصار

Guest
تاریخ ارسال: دوشنبه 1392/05/28 هجری شمسی، ساعت: 13:40 به وقت ایران


بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

در عراق مرکزی است به نام مرکز رسانه‌ها و ارتباطات، که گروه اندکی از بندگان مراجع بر آن تسلط دارند، در حالیکه انصار امام مهدی از مدتها پیش برای درخواست مجوز رسمی افتتاح رادیو اقدام کرده‌اند و تجهیزات لازم را خریداری کرده و دکلهای مربوطه را برای انتشار رادیوئی نصب کرده‌اند، همانگونه که به بنده خبر دادند، اما این مرکز از اعطای مجوز شبکه رادیوئی جلوگیری می‌نماید و دلیلش آن است که، مراجع آنها در مقابل دلایل دعوت مبارک مهدوی از جهت علمی توانائی پاسخ ندارند و برای همین آنان ما را از این حق باز می‌دارند تا شبکه‌های مراجع بتوانند با پخش دروغها و بافته‌ها بر ضد دعوت مبارک مهدوی، با به گردش درآوردن آسیاب هوا و هوس، و فریب ملت بیچاره و مظلوم و بی‌ اطلاع، شیوه انتقام آنان را مداومت بخشند بدون آنکه آنجا هیچ امکان دفاع یا بیان حقی از جهتی که آنان بر ضدشان دروغ منتشر می‌کنند، وجود داشته باشد.

پس آنان از هر رادیو و شبکه ماهواره‌ای یا شبکه تلویزیونی که دلایل دعوت مبارک را پخش می کند و درب گفتگو و مناظره جهت تبیان حق دار از اهل باطل را باز کند در هراس و ترس هستند، زیرا مانند اینگونه رادیو یا کانال نادانی کسانی که با این دعوت مقابله می‌کنند را آشکار خواهد نمود و پوچ بودن عقايد آنان را روشن خواهد نمود، و گر نه اگر آنها توانائی مقابله و استدلال منطقی و علمی با این موضوع را داشتند، از افتتاح شبکه رادیوئی یا ماهواره‌ای انصار امام مهدی (ع) جلوگیری نمی‌نمودند. این را می‌گویم تا در تاریخ ثبت شود که حکومت مرجعیت در عراق تلاش کرد عقیده حقی که ما با آن آمدیم را از بین ببرد با اینکه آنان می‌دانند که مراجع آنها از مواجهه علمی با این دعوت عاجز و ناتوان هستند.

و ما، مسئولیت کامل فرو نشاندن این حرکت فکری و اندیشه‌ای را متوجه شخص آقای نوری مالکی می‌دانیم و گر نه چنانچه ایشان با این موضوع مخالف بود، باید مطابق آنچه قانون نگاشته شده در قوانین آنهاست، عمل می‌نمود.



متن عربی

بسم الله الرحمن الرحيم
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
توجد في العراق ماتسمى هيئة الاعلام والاتصالات يسيطر عليها شرذمة من عبدة المراجع وقد تقدم انصار الامام المهدي لاستحصال موافقة رسمية لفتح اذاعة في العراق منذ مدة طويلة وقاموا بشراء الاجهزة ونصب برج للبث كما أخبروني ولكن هذه الهيئة ترفض اعطاء موافقة لفتح الاذاعة والسبب ان مراجعهم عاجزون علميا امام أدلة الدعوة المهدوية المباركة وغير قادرين على ردها ولهذا فهم يعولون على ان تبقى قنوات مراجعهم تسجل انتصارات على طواحين الهواء ببث الاكاذيب والتلفيقات ضد الدعوة المهدوية المباركة وخداع الشعب المسكين المظلوم المجهل دون ان يكون هناك أي دفاع أو بيان من الجهة التي يبثون الاكاذيب عليها فهم يخافون ويرتعبون من اي اذاعة او فضائية او قناة اعلامية تبث أدلة الدعوة المباركة وتفتح المجال للمناقشة والمناظرة ليتبين المحق من المبطل لان هكذا اذاعة او فضائية ستظهر جهل من يواجهون هذه الدعوة وتبين خوائهم العقائدي وإلا فلو كانوا يمتلكون القدرة على المواجهة والمحاججة الدليل بالدليل والحجة بالحجة لما منعوا انصار الامام المهدي من فتح اذاعة أو فضائية أقول هذا ليسجل التأريخ قمع حكومة المرجعية في العراق للعقيدة الحقة التي اتينا بها والتي يعلمون ان مرجعياتهم عاجزة عن مواجهتها علميا.
ونحن نحمل السيد نوري المالكي المسؤولية كاملة عن هذا القمع الفكري وإلا فلو كان رافضا له فعليه ان يتصرف بما يتوافق مع القانون المسطور في دستورهم.


 

يـوسف الأنصار

Guest
تاریخ ارسال: يكشنبه 1392/06/17 هجری شمسی، ساعت: 20:40 به وقت ایران

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
و درودی ویژه به همه بازدید کنندگان این صفحه مبارک.
دکتر محمد خدا او را حفظ کند نوشت:
د. شیخ محمد عطیه السلام علیکم و رحمة الله و برکاته آقایم و مولایم قائم آل محمد (ع) احمد الحسن، خدا شما را عزیز و گرامی بدارد و به فتح و گشایش آشکار تأیید نماید و انصار و خانواده ات را جمع کند و دشمنانت را به هلاکت رساند، و خدا من را همیشه و ابداً در کنار شما ماندگار کند، و از شما عفو و طلب پوزش بخاطر کوتاهی در حق شما آل البیت (ع) دارم.

ج/ بسم الله الرحمن الرحیم
و الحمد لله
و علیکم السلام و رحمة الله و برکاته
دکتور محمد عطیه خدا تو و خانواده بزرگوار و هر کس که در پناه شما باشد را حفظ بدارد، و از خداوند متعال مسئلت دارم تا به شما برکت دهد و از فضل فرآوانش به شما فضل عنایت فرماید که بی تردید او سرور من است و همو دوستدار شایستگان است.
و خوشا به حال تو برای این سیرت طیب و مبارک، سخنانت و ایستادگی ات در یاری حق همیشه علت رنج و خستگی ات بوده است، و این از فضل خدا بر تو است، پس خدا را به خاطر فضلش شکر گوی، وقتی که چیزی از حق در زمان حکم دیکتاتوری در مصر گفتی زندانی ات کردند و آزار و شکنجه ات دادند و تو را از کشورت مصر راندند و وقتی که حق را در ایران گفتی و به این دعوت مبارک ایمان آوردی و تقلید مراجع را رد کردی، بعضی از مراجع حوزه قم تحمل شنیدن صدایت را نداشتند، پس حکومت ایران را جهت زندانی و تبعید کردنت از ایران را تحریک كردند پس رنج را تحمل نمودی و به یاری حق چنگ جستی و بند و زندان و تبعید تو را رویگردان از حق نساخت، پس خوشا به حال تو. و از خدای متعال مسئلت دارم تا تو را با محمد و آل بیتش درود خدا بر همه آنها باد مبعوث سازد.



متن عربی

السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
وتحية طيبة لجميع مرتادي هذه الصفحة المباركة
كتب الدكتور محمد حفظه الله :
د.الشيخ محمد عطيه السلام عليكم ورحمة الله وبركاته سيدي ومولاي قائم ال محمد ع احمد الحسن واعزك الله وايدك بالفتح المبين وجمع لك انصارك واهلك اعداءك وجعلني معكم دائما وابدا واطلب منك العفو عني والمسامحة على التقصير في حقكم ال البيت ع.

ج/ بسم الله الرحمن الرحيم
والحمد لله
وعليكم السلام ورحمة الله


وبركاته
الدكتور محمد عطية حفظكم الله والعائلة الكريمة وجميع من يلوذ بكم وأسأل الله ان يبارك لكم ويزيدكم من فضله هو وليي وهو يتولى الصالحين
وهنيئا لكم هذه السيرة الطيبة المباركة، كلمتك ووقوفك مع الحق كانت دائما سببا لعناءك وتعبك وهذا من فضل الله عليك فاشكر الله على فضله، عندما تكلمت بشيء من الحق في زمن الحكم الدكتاتوري في مصر سجنوك وآذوك وهجروك من بلدك مصر وعندما قلت الحق في ايران وآمنت بهذه الدعوة المباركة ورفضت تقليد المراجع لم يتحمل بعض مراجع حوزة قم سماع صوتك فحرضوا حكومة ايران على سجنك وتهجيرك من ايران فتحملت العناء وتمسكت بنصرة الحق ولم يثنك السجن والتهجير عن الوقوف مع الحق فهنيئا لك وأسأل الله ان يبعثك مع محمد واله صلوات الله عليهم اجمعين.

 

يـوسف الأنصار

Guest
تاریخ ارسال: شنبه 1392/06/23 هجری شمسی، ساعت: 19:42 به وقت ایران


السلام عليكم و رحمة الله و بركاته
درودی ويژه به بازدید کنندگان این صفحه مبارک.
از خداوند متعال مسئلت دارم که در خیر و عافیت باشید.
استاد Najmat Aljadi نوشت:
السلام علیکم مولایم و رحمة الله و برکاته
از خدای عز و جل مسئلت دارم به شما فرج و گشایشی سریع عنایت فرماید و قلب مادرتان حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها را شاد گرداند که او نزدیک است و همو اجابت کننده دعاها.
آقا و مولایم، هنگامی که با مسیحیان در مورد دعوت سخن می گوییم همیشه می بینیم که به اموری مختص به شخصیت رسول اعظم (ص) منتقل می شوند و من جمله سؤالاتی که می پرسند: چرا رسول الله (ص) با نُه زن ازدواج نمود؟
مولای من به ما لطف کرده و علت را تبیان بفرمایید.

ج/ و علیکم السلام و رحمة الله و برکاته
در هر حال گفتگو با هر مخالفی باید در یک موضوع خاص محدود شود و الا آن گفتگو عمل پرش از موضوعی به موضوع دیگر که بدون محقق شدن فائده ای از گفتگو است، خواهد بود.
اما موضوع ازدواج در زمان رسول الله (ص) و در محیطی که زندگی می کردند به ویژه، حتی قبل از اسلام به دلیل فراوانی زنان نسبت به مردان متعدد بود، و راه حل اخلاقی اجتماعی پذیرفته شده برای این گونه مشکل اجتماعی همان گونه که معلوم است به جز متعدد بودن همسران نبود، و علت این مشکل در آن محیط این بود که در آن محیط جنگ و کارزا مستمر و راهزنی بود و این علت باعث شد که به استمرار تعدادی بسیار از مردم کشته شوند، در حالی که زنان در منازل خود خانه نشین بودند، و معمولاً از منزل خارج نمی شدند و هیچ خطری آنها را تهدید نمی کرد، و حتی در جنگ ها آنها را به اسارت می بردند اما به قتل نمی رساندند و این بر عکس مردان است. و در صد زنان بسیار بود که مشکل اجتماعی در همان محیط را تا درجه ای افزایش می داد جائی که بیشتر زنانی که موفق به ازدواج نمی شدند در آن زمان پرچم هائی را بر می افراشتند و اعلام می کردند که مایل به ارتباط جنسی با مردان می باشند، و زنان صاحب پرچم های قرمز در آن جامعه معروف بودند، و بسیاری از مردان بودند که دختران خود را در حالی که کوچک هستند در پدیده ای مشهور که آن را "زنده به گور کردن دختران" است، می کشتند، و آن هم بدلیل فراوانی زنان در آن جامعه، و عدم دست یابی بسیاری از آنان به همسر، و پناه بردن به ممارست کردن شهوت به شکلی بدون ضابطه و رعایتِ قانونِ اجتماعی مانند ازدواج بود.
و رسول الله (ص) با قانونی برای تنظیم ارتباط جنسی به مانند آن جامعه در قالب ازدواج با قانون و ضابطه آمدند، جائی که نسب ها ضایع نشوند، پس تعدد همسران را با قانون اجتماعی که ضامن حق و کرامت زن در چنین حالت اجتماعی سرگردان است، را تشریع کردند، جائی که زن وسیله ای نباشد که مردان آن را دست به دست کنند مانند زنان صاحب پرچم ها، بلکه همسری محترم برای مردی باشد که دارای حقوقی قانونی است، و برای قانون تعدد همسران که رسول الله محمد (ص) با آن آمد فضل بیشتر در حل آن پدیده اجتماعی سرگردان بود، و در طی چند سال اندک پدیده زنده به گور کردن دختران صاحب پرچم های قرمز به پایان رسید، این در مورد قانون گذاری رسول الله محمد (ص) نسب به پدیده تعدد همسران برای حل این مشکل اجتماعی است و آن فراوانی تعداد زنان در جامعه بصورتی بزرگ بود.
اما در مورد تصرف ایشان درود خدا بر او باد، به ویژه دلیل آن این بود که بیشتر مردان از ازدواج و از تعداد بسیاری از زنان رویگردان بودند، بدلیل دشواری زندگی و سختی تهیه غذا و امثال آنها، پس اقدام رسول الله (ص) بر ازدواج از تعدادی از زنان علی رغم عدم وجود امثال ایشان برای تشویق دیگران بود، و تصرف ایشان خارج از حدود زندگی اجتماعی محیطی که در آن زندگی می کردند نبود که آن محیط بر مردانی که در آن زندگی می کردند فرض می کرد تا با تعدای از زنان برای حل این مشکل بزرگ و آن فراوانی زنان نسبت به مردان که راه حلی اخلاقی باشد و حاجت و نیاز زنان بیولوژی برای جنس را پُر کند و کرامت او را در چند گانگی حفظ نماید، ازدواج کنند.
بعد از این توضیح اعتقاد دارم که از نادانی و بی خردی است که بر مردی که هفت زن را به همسری برگزید و در جامعه ای که در صد زنان نسبت به مردان در آن هفت به یک است اشکال وارد کند، زیرا که در قرن بیست و یکم در جامعه ای زندگی می کنی که در صد زنان نسبت به مردان یک به یک است و اغلب مردان در آن فقط با یک زن ازدواج می کنند، پس ازدواجت از هفت زن در این زمان و جامعه ات اشتباه است، اما همچنین ازدواج آن مرد از یک زن در آن بُرهه از زمان و جامعه ای که در آن زندگی می کرد اشتباه بود و بلکه اشتباهی بزرگ و ناپسند و ویران کننده جامعه بود زیرا که باعث بوجود آمدن پدیده هایی مانند زنده به گور کردن دختران و صاحب پرچم ها می شد.




متن عربی

السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
تحية طيبة الى كل مرتادي هذه الصفحة المباركة
أسأل الله ان تكونوا بخير وعافية
كتب الاستاذ:
Najmat Aljadi
السلام عليكم مولاي ورحمة الله وبركاته
رجائي من الله عزوجل أن يفرج عنك مولاي في القريب العاجل ويسر قلب أمك فاطمة الزهراء عليها السلام إنه قريب مجيب
سيدي ومولاي كثيرا عندما نتحاور مع النصارى حول ادلة الدعوة نراهم ينتقلون الى امور تخص شخصية الرسول الاعظم صل الله عليه وعلى اله وسلم ومنها السؤال " لماذا تزوج الرسول ص وسلم تسع زوجات ؟ مولاي لو تكرمت بتبيان السبب
ج/ وعليكم السلام ورحمة الله وبركاته
عموما الحوار مع اي مخالف لابد ان يحصر في موضوع محدد والا فستكون عملية قفز عشوائي الى مواضيع متعددة بدون تحقيق فائدة من الحوار .
اما موضوع الزواج في زمن الرسول محمد ص وفي بيئته بالخصوص فهو متعدد حتى قبل الاسلام بسبب ارتفاع نسبة النساء الى الرجال ولايوجد حل اخلاقي اجتماعي مقبول لهكذا مشكلة اجتماعية كما هو معلوم غير تعدد الزوجات وسبب هذه المشكلة في تلك البيئة هو انها كانت بيئة حروب ومعارك مستمرة وقطع طريق وهذا تسبب بأن يقتل باستمرار عدد كبير من الرجال بينما النساء كن يجلسن في البيوت وعادة لايخرجن ولايتعرضن للخطر وحتى في المعارك كن يؤخذن كسبايا ولا يقتلن كما هو الحال بالنسبة للرجال وقد كانت نسبة النساء الكبيرة تمثل مشكلة اجتماعية في تلك البيئة الى درجة ان كثيرا من النساء اللواتي لم يكنّ يحصلن على ازواج كنّ يرفعن رايات للإعلان عن كونهنّ يرغبن بممارسة الجنس مع الرجال وصاحبات الرايات الحمر كن مشهورات في ذلك المجتمع وقد كان كثير من الرجال يقتلون بناتهم وهن صغيرات في ظاهرة مشهورة كانت تسمى وئد البنات وذلك بسبب كثرة النساء في ذلك المجتمع وعدم حصول كثير منهن على ازواج ولجوئهن الى ممارسة الشهوة بشكل غير منضبط بقانون اجتماعي كالزواج،
والرسول محمد ص جاء بقانون لتنظيم العلاقة الجنسية في هكذا مجتمع في اطار زواج منضبط بحيث لاتضيع الانساب فشرع تعدد الزوجات بقانون اجتماعي يضمن للمرأة في هكذا حالة اجتماعية متطرفة كرامتها بحيث لاتكون سلعة يتناقلها الرجال كصاحبات الرايات بل زوجة محترمة لرجل لها حقوقها القانونية وقد كان لقانون تعدد الزوجات الذي جاء به الرسول محمد ص الفضل الاكبر في حل تلك الظاهرة الاجتماعية المتطرفة وفي خلال سنين قليلة انتهت ظاهرة وئد البنات وانتهت ظاهرة صاحبات الرايات الحمر، هذا فيما يخص تقنين الرسول محمد ص لظاهرة تعدد الزوجات لحل مشكلة اجتماعية وهي زيادة عدد النساء في المجتمع بشكل كبير،
اما مايخص تصرفه هو صلوات الله عليه بالخصوص فكان سببه ان اكثر الرجال كانوا يعرضون عن الزواج من عدد من النساء بسبب صعوبة الحياة وتوفير الغذاء وماشابه فكان اقدام الرسول على الزواج من عدد من النساء رغم قلة ذات يده تشجيعا لغيره ولم يكن تصرفه خارج حدود الحياة الاجتماعية للبيئة التي كان يعيش فيها والتي كانت تفرض على من كانوا فيها من الرجال الزواج من عدد من النساء لحل معضلة كبر نسبة النساء الى الرجال حلا اخلاقيا يسد حاجة المراة البيولوجية للجنس ويحفظ كرامتها بالزواج المتعدد.
بعد هذا التوضيح اعتقد انه من السفه الاشكال على رجل تزوج سبع نساء وهو يعيش في مجتمع نسبة النساء الى الرجال فيه هي سبعة الى واحد لانك تعيش في القرن الواحد والعشرين في مجتمع نسبة النساء الى الرجال فيه هي واحد الى واحد واغلب الرجال فيه يتزوجون زوجة واحدة، فزواجك من سبع نساء في زمنك ومجتمعك خطأ ولكن ايضا زواج ذلك الرجل من زوجة واحدة في زمنه ومجتمعه خطأ بل وخطأ فاحش ومدمر للمجتمع لانه يتسبب بظواهر مثل وئد البنات وصاحبات الرايات.



 

يـوسف الأنصار

Guest
تاریخ ارسال: دوشنبه 1392/06/25 هجری شمسی، ساعت: 19:47 به وقت ایران


السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
درودی ویژه به بازدید کنندگان این صفحه مبارک.
از خداوند مسئلت دارم که در خیر و عافیت باشید.
آنچه سابقاً گفتم را مجدداً تکرار می کنم:
آنهائی که خود را فقهاء یا مراجع می نامند از تقدیم دلیل شرعی یا عقلی بر عقیده تقلید در نزد خودشان که دین مرجعی خود را بر آن استوار کردند عاجزند، پس آنها نه آیه ای قرآنی محکم الدلاله و نه روایت قطعی الصدور قطعی الدلاله و نه دلیل عقلی تام به عنوان دلیل دارند، پس قاعده وجوب بازگشت به عالم که تقدیم می کنند بر آنها صدق نمی کند زیرا که در بهترین احوالشان گمان های خود را تقدیم می کنند، در نتیجه آنها نیز ظن و گمان می برند، و در حقیقت آنها در بعضی وقتها چیزی جز توهم مانند احکام نماز در مناطق نزدیک به قطب را تقدیم نمی کنند، بلکه بعضی از آنها که خود را مراجع می نامند امثال صادق شیرازی و کمال حیدری نمی فهمند که به آنها چه گفته می شود، در حالی که ما از آنها دلیل بر عقیده شان در وجوب تقلید از غیر معصوم طلب می کنیم، و می بینیم که دلیلشان بر بازگشت به متخصص را ارائه می دهند و این گفته در بهترین احوالش یعنی اجازه و نه وجوب و حتی اجازه در آن گفتگو و نقاش است؛ و معنی تقدیم این گفته بعنوان دلیل عقلی گویای این است که آنان یا نمی فهمند که به آنها چه می گوییم یا اینکه اقرار می کنند که عقیده شان بدعت و باطل و بدون دلیل است و از عقیده وجوب آن هم بعد از اینکه باطل بودنش را از وجوب به عقیده اجازه یا مستحبی بودن آن برایشان روشن ساختیم، و اگر امر این گونه می باشد پس بر آنها است تا اعلام چشم پوشی از عقیده باطل و انتقالشان از وجوب به اجازه بکنند تا گفتگو و نقاش خود را در این باره منتقل کنیم و عقیده جدیدشان را مورد نقد و بررسی قرار دهیم.
منتظر پاسخ و دفاع از عقیده وجوب تقلید از غیر معصوم کسانی هستم که خود را مراجع می نامند یا اینکه به مردم اعلام کنند که آن عقیده ای غیر صحیح است و آن را اشتباه بنا کردند.




متن عربی

السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
تحية طيبة الى كل مرتادي هذه الصفحة المباركة
أسأل الله ان تكونوا بخير وعافية
أكرر ماقلته سابقا:
من يسمون انفسهم فقهاء ومراجع عاجزون عن اعطاء دليل شرعي او عقلي على عقيدة التقليد عندهم والتي يبنون عليها دينهم المرجعي فلا توجد عندهم آية قرآنية محكمة الدلالة ولا رواية قطعية الصدور قطعية الدلالة ولا يوجد عندهم دليل عقلي تام فقاعدة وجوب الرجوع الى العالم التي يقدمونها لا تنطبق عليهم لانهم في احسن احوالهم يقدمون ظنا فهم ظانون والحقيقة انهم في بعض الاحيان لا يقدمون غير اوهام مثل احكام الصلاة في المناطق القريبة من القطب بل ان بعض هؤلاء الذين يسمون انفسهم مراجع أمثال صادق الشيرازي وكمال الحيدري لا يفهمون ما يقال لهم ففي حين اننا نطالبهم بدليل على عقيدتهم في وجوب تقليد غير المعصوم نجدهم يقدمون دليلهم على انه الرجوع الى المتخصص وهذا القول في احسن احواله يعني الجواز وليس الوجوب وحتى الجواز فيه نقاش ومعنى تقديمهم هذا القول كدليل عقلي انهم اما لا يفهمون ما نقول لهم او انهم يقرون بان عقيدتهم بدعة وباطلة وبلا دليل وتنازلوا عن عقيدة الوجوب بعد ان بينا بطلانها لهم الى عقيدة الجواز او الاستحباب وإذا كان الامر كذلك فعليهم ان يعلنوا تنازلهم عن عقيدتهم الباطلة وانتقالهم من الوجوب الى الجواز لكي ننقل نقاشنا معهم الى هذا المقام ونناقش عقيدتهم الجديدة.
انتظر رد من يسمون أنفسهم مراجع ودفاعهم عن عقيدة وجوب تقليد غير المعصوم أو أنهم يعلنون للناس انها عقيدة غير صحيحة وانهم أخطؤوا بتبنيها.


 

يـوسف الأنصار

Guest
تاریخ ارسال: سه شنبه 1392/06/27 هجری شمسی، ساعت: 19:45 به وقت ایران

السلام عليكم و رحمة الله و بركاته

ولادت امام علی ابن موسی الرضا (ع) بر شما مبارک باد، و خدا اعمال شما را مورد قبول قرار دهد.
از علی بن فضال، از پدرش، از ابی الحسن علی بن موسی الرضا (ص)، مردی از اهل خراسان به ابی الحسن علی بن موسی الرضا عليه السلام عرض كرد: (يا بن رسول الله، من در عالم رؤيا رسول خدا صلي الله عليه و آله را ديدم مثل اينكه آن حضرت به من می فرمود: چگونه خواهيد بود هنگامی كه پاره تن من در سرزمين شما دفن شود و عهده دار امانت من باشيد و در خاک شما ستاره من پنهان گردد؟
حضرت رضا عليه السلام فرمود: منم پاره تن پيغمبرتان و منم وديعه و نجم، آگاه باشيد كه هر كس مرا زيارت كند در حالی كه عارف باشد به حق من و طاعت از من كه خداوند واجب فرموده است در روز قيامت، من و پدرانم شفيعان او هستيم و هر كس كه ما شفيع او باشيم اهل نجات است اگر چه گناه جن و انس به گردن او باشد).
و فرمود از پدرم، از جدم، از پدرش، از پدرانش که رسول الله (ص) فرمود: (آن كس كه مرا در خوابش ببيند، در حقيقت مرا ديده، چرا كه شيطان به شكل من در نمى آيد، و همچنين شيطان به صورت يكى از اوصياى من در نمى آيد، و نه به صورت یکی از شیعیانشان، و رؤیای صادقه جزئی از هفتاد جزء نبوت است). من لا يحضره الفقيه: ج2 ص584، عيون أخبار الرضا: ج1 ص287، أمالي الشيخ الصدوق: ص120، بحار الأنوار: ج49 ص283.



متن عربی

السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
مبارك لكم ولادة الامام علي ابن موسى الرضا (ص) وتقبل الله اعمالكم،
عن علي بن فضال، عن أبيه، عن أبي الحسـن علي بن موسى الرضا ص : أنّه قال له رجل من أهل خراسان : يا ابن رسول الله : رأيت رسول الله ص في المنام كأنّه يقول لي: (كيف أنتم إذا دفن في أرضكم بضعتي واستحفظتم وديعتي وغيب في ثراكم نجمي) ؟!
فقال له الرضا ص : (أنا المدفون في أرضكم، وأنا بضعة نبيكم، فأنا الوديعة والنجم، ألا ومن زارني وهو يعرف ما أوجب الله تبارك وتعالى من حقي وطاعتي فأنا وآبائي شفعاؤه يوم القيامة، ومن كنّا شفعاءه نجا ولو كان عليه مثل وزر الثقلين الجن والإنس. ولقد حدثني أبي، عن جدي، عن أبيه، عن آبائه أنّ رسول الله ص قال: من رآني في منامه فقد رآني؛ لأنّ الشيطان لا يتمثل في صورتي ولا في صورة أحد من أوصيائي، ولا في صورة أحد من شيعتهم. وإنّ الرؤيا الصادقة جزء من سبعين جزءاً من النبوّة) من لا يحضره الفقيه: ج2 ص584، عيون أخبار الرضا: ج1 ص287، أمالي الشيخ الصدوق: ص120، بحار الأنوار: ج49 ص283.
 

يـوسف الأنصار

Guest
تاریخ ارسال: جمعه 1392/07/05 هجری شمسی، ساعت: 17:25 به وقت ایران


السلام عليكم و رحمة الله و بركاته
از خداوند متعال مسئلت دارم که در خیر و عافیت باشید.
درودی ویژه به همه باز دید کنندگان این صفحه مبارک.


بر روی این صفحه مبارک شخصی را دیدم که کلامی را نوشت و با اسم صریح و واقعی خود وارد نشده بود، شاید ترس از رسوایی یا مشابه آن داشته باشد. و در اینجا بعضی از آنچه را که نگاشت را نقل قول می کنم که فقط همین را کپی کردم و بقیه گفتار زشت، بعد از اینکه این پاسخ را نوشتم را نیافتم، و به ظاهر بعضی از مؤمنانی که مسؤول حذف این الفاظ زشت هستند، آن ناسزا گوئی ها را حذف کردند خدا به آن ها پاداش خیر دهد.

آنچه که نگاشت:
(Talwar Zani
احمد اسماعیل شما نوشته مرا می بینی...... نظرت در مورد عائشه را می خواهم بدانم!!!
اولین امامی را می بینم که قاتلان جدش را لعن نمی کند. ای الاغ!!! ای دیوث!!! اینها قاتلان رسول الله هستند، خجالت نمی کشی به ناظم العقیلی اجازه می دهی در مورد عائشه بگوید سلام الله تعالی علیها. ای دیوث اگر مرد بودی از کلام عقیلی بیزاری می جستی، اما نمی توانی زیرا که می دانی فروزینه دعوتت حمامی و عقیلی و صادق هستند).


ج/ اين دشنام و ناسزا گفتن به ما عادت و خوى است.
به ظاهر این پاسخ صادق شیرازی بر نقض علمی است که در مورد عقیده وجوب تقلید از غیر معصوم را تقدیم کردم، و در هر صورت ای نگارنده چه خود به شخصه صادق شیرازی بودی یا یکی از نمایندگان وی، یا یکی از جاهلانی که این جاهل موفق به فریب او شد، بر تو سزاوارتر بود که – اگر عاقل بودی – به دلیل علمی که در این صفحه در مورد نقض عقیده وجوب تقلید از غیر معصوم را مطرح ساختم و در آن همچنین جهل و نادانی صادق شیرازی و ضعف درک و کم فهمی او را روشن ساختم را پاسخ دهی، و پاسخ به این نیز بر او و کسانی که بر ناسزا گوئی و بد گوئی و هتاکی فرا خواند که او و برادان و نمایندگانش همیشه از این الفاظ استفاده می کنند که هر فرزند آزاده و پاکدامن از آن دوری می کند، سزاوارتر بود.
الله تعالى فرمود: (
وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِي خَبُثَ لاَ يَخْرُجُ إِلاَّ نَكِداً كَذَلِكَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَشْكُرُونَ).[SUB]الأعراف: 58.[/SUB]
(
و زمين پاک گياهش به اذن پروردگارش بر مى‏آيد و آن [زمينى] كه نا پاک است [گياهش] جز اندک و بى ‏فايده بر نمى‏آيد، اين گونه آيات [خود] را براى گروهى كه شكر مى‏ گزارند گونه ‏گون بيان مى‏كنيم).

ای عزیزان باز دید کننده از این صفحه مبارک، این حکمت و پند الهی قرآنی مبارک را فرا گیرید: آنها را از ثمره هایشان می شناسید.
شاید گفته شود که من آدمی ساده هستم که نمی توانم تشخیص دهم که احمد الحسن حق است و دیگران که با او دشمنی می کنند باطل و پیشوایان گمراهی هستند؛ در واقع قرآن به سادگی و روشنی بیان می سازد که به ثمره نظر کن و همان ثمره است که حقیقت شجره یا آن درخت را برای تو مشخص می کند، و اگر از اهل خبره به شناخت انواع درخت ها توسط شاخ و برگ ها نباشی، پس چه کسی نمی تواند درخت سیب را تشخیص دهد وقتی که سیب ها از شاخه های آن به پایین متمایل شده باشند، و این مثال نیز در مورد درختی است که ثمره مسموم یا تلخ می دهد، پس هنگامی که ثمره اش را می بینی آن را می توانی از ثمره اش تشخیص دهی.

(
كَذَلِكَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَشْكُرُونَ).
(
اين گونه آيات [خود] را براى گروهى كه شكر مى‏ گزارند گونه ‏گون بيان مى‏كنيم).

آنها را از ثمره هایشان می شناسید.

پیشوای نیکو کار علمی نیک و پاک از او خارج می شود و نتیجه پایبند شدن به علمش خارج شدن بندگانی نیکو کار که با حکمت سخن می گویند، خواهد بود. اما پیشوایان آتش که شیطان آنها را سبک سری وا انداخت و پیرو او شدند از آنها سخنانی سفیه و فاسد خارج می شود و در نتیجه پیروانی خارج می شوند که به مانند لغت شیطان سخن می گویند، ناسزا گوئی و بد گوئی و هتاکی و فحاشی و کذب و افتراء.

آنها را از ثمره هایشان می شناسید.

زمين پاک، گیاهی پاک و ثمره ای پاک خارج می سازد، و زمین نا پاک ثمره ای خبیث می دهد.
زمین پاک همان امام است که بر علم و حکمتش انصار و پیروانش پرورش پیدا می کنند، پس امام هدایت را با مطرح ساختن مسائل و علوم و ثمره هایش می شناسی.

(
وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ).
(
و زمين پاک، گياهش به اذن پروردگارش بر مى‏آید).

و پیشوای ظلالت و گمراهی می توانی او را از مطرح ساختن مسائل و ثمره اش بشناسی، خصوصاً اگر با مطرح ساختن مسائلش به روشنی در می یابی که او و مسائل فاسدش سبب این ثمره فاسد هستند، و در این حالت هر عاقل این حق را دارد که تعجب کند وقتی که می بیند مثل این شخص منحرف و هتاک و فحاش یا اینکه کسی که زبان برای بی شرمی و بد زبانی او فرا می خواند، کسانی را می یابد که پیرو او می شوند و سخنانش را قبول می کنند، اما حکمت خدا این گونه است که اگر خواست حق را روشن و عیان ظاهر سازد، خباثت و نا پاکی را بعضی بالای بعضی دیگر برای شما نمایان می سازد تا نا پاکی اش کاملاً ظاهر گردد.
(
وَالَّذِي خَبُثَ لاَ يَخْرُجُ إِلاَّ نَكِداً).
(
و آن [زمينى] كه نا پاک است [گياهش] جز اندک و بى ‏فايده بر نمى‏آيد).

و برای اینکه حجت را بر کسانی که صادق شیرازی و برادرانش آنها را فریب دادند را اتمام کنم، دلیل آنچه که او و برادانش چه به طور مستقیم و چه با فرا خوانی دیگران به هتاکی و ناسزا گوئی و با بدترین الفاظی که نفوس انسانیت پاک از آن نفرت پیدا می کنند، را مورد مناقشه قرار می دهم.
و این ویدیوئی است که در آن صادق شیرازی دلیل آنچه که به طور مستقیم یا از طریق برادران و نمایندگانش از جاری ساختن الفاظ بد و ناپسند که اخلاق انسانیت آن را نمی پذیرد را انجام می دهند را تقدیم می کند.
http://www.facebook.com/l.php?u=http%3A%2F%2Fwww.youtube.com%2Fwatch%3Fv%3DMKWgt0nzjnk&h=7AQFHqaE4&s=1http://www.youtube.com/watch?v=MKWgt0nzjnk

و این ویدیو نیز برای برادرش که به او مجتی شیرازی گفته می شود است، و او نیز همان راه روش منحرف از بد گوئی و ناسزا گوئی با الفاظی که نفوس پاک از آن نفرت و بیزاری می جویند، را پیش گرفته است، چه رسد به اهل اخلاق و متدین. و مصیبت اینجاست که این بد گوئی به دروغ و زور و افتراء را به امیر المؤمنین علی بن ابی طالب پاک فرزند پاک نسبت می دهد که حتی یک کلمه از دهان پاک ایشان که به عائشه بد گویی کند خارج نشده است در حالی که ایشان (ع) در اوج درد و در میدان جنگ و کارزاری بود که زمین آن از خون عزیزانش که بر روی آن، آنها را از دست داد هنوز خشک نشده است، عائشه را نا سزا نگفت در حالی که می بیند عائشه باعث مذبحه ای عظیم شد که بازوی دولت اسلامی را در هم شکست.
ویدیوی مجتبی شیرازی که او نیز راه و روش بد گویی و هتاکی و نا سزا گویی را پیش گرفته است:

http://www.facebook.com/l.php?u=http%3A%2F%2Fwww.youtube.com%2Fwatch%3Fv%3Dsd2vAkR2McI&h=9AQE0Etoo&s=1http://www.youtube.com/watch?v=sd2vAkR2McI
http://www.facebook.com/l.php?u=http%3A%2F%2Fwww.youtube.com%2Fwatch%3Fv%3D48GfC0TvNsE&h=7AQFHqaE4&s=1http://www.youtube.com/watch?v=48GfC0TvNsE


شما را به خدا، آیا اینها صادق و مجتی شیرازی که آنها را در این ویدیوها مشاهده می کنید رسالت یا پیامی دینی یا اخلاقی به مردم می رسانند؟!
شما را به خدا اینها برای تقدیم و رساندن اسلام به میلیاردها بودایی و مسیحی و منکر خدا در سراسر جهان صلاحیت دارند؟!

در ویدیوی فوق صادق شیرازی راه و روش منحرفش را با استفاده از الفاظ زشت و نا پسند و هتاکی و فحاشی که از برادرش در ویدیوی دیگر دیدید را توجیه می کند، و صادق شیرازی خدا را به بد گویی و نا سزا گوئی و استفاده از الفاظ نا پسند در قرآن متهم می سازد، و اتهام خدای منزه به اینها توسط او بر اساس فهم و درکی که از واژه "زنيم" یعنی "زنا زاده" [در مفهوم و تفسیر مدعیان علم] در قرآن بدست آورده است می باشد، پس او با جهلش گمان برد که این واژه دارای معنای محکم و واضحی است، و گمان برد که آن ناسزا گوئی یا لفظی زشت است و سپس به آیه ای محکم دیگر در باب نهی از ناسزا گوئی منتقل شد، که الله تعالی فرمود: (
وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَيَسُبُّواْ اللّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذَلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِم مَّرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ).[SUB]الأنعام: 108.[/SUB]
(
و آنهايى را كه جز خدا مى‏خوانند دشنام مدهيد كه آنان از روى دشمنى [و] به نادانى خدا را دشنام خواهند داد اين گونه براى هر امتى كردارشان را آراستيم آنگاه بازگشت آنان به سوى پروردگارشان خواهد بود و ايشان را از آنچه انجام مى‏دادند آگاه خواهد ساخت).

صادق شیرازی گفت این آیه خاص است و مطلقاً برای نهی از بد گوئی و فحاشی نیست، و این گونه این جاهل این آیه را با مفهوم متشابه از واژه "زنیم" را محدود کرد، در حالی که ظاهر آیه در نهی از بد گویی و عدم استفاده از الفاظ بد و نا پسند روشن است، پس این اخلاق انسانی نیست و ممکن نیست انسان پاک و متین خدا را به ناسزا گوئی و بد گوئی و بد حرفی متهم سازد، و بلا نسبت خدای پاک و منزه که او قدرتمند و توانا و چیره کننده است و نیازی به بد گوئی و ناسزا گوئی نداد و او مصدر اخلاق و اصول و سخن نیک است و او سبحانه فرمود: (
ادْعُ إِلِى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ).[SUB]النحل: 125.[/SUB]
(
با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت كن و با آنان به [شيوه‏اى] كه نيكوتر است مجادله نما. در حقيقت پروردگار تو به [حال] كسى كه از راه او منحرف شده داناتر و او به [حال] راه‏يافتگان [نيز] داناتر است).

این راه و روش قرآنی بطور عام است و در چار چوب آن باید اوامر و دستورات الهی را فهمید.
ای عزیزان، ای شیعیان آل محمد هوشیار باشید خدا به شما توفیق دهد، این [فرمان] محکم است و آن این است که خدا امر می کند دعوت از مخالف باید با حکمت و اندرز نیکو باشد نه با بد گوئی و ناسزا گوئی و الفاظ زشت و نا پسند. (
با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت كن و با آنان به [شيوه‏اى] كه نيكوتر است مجادله نما. در حقيقت پروردگار تو به [حال] كسى كه از راه او منحرف شده داناتر و او به [حال] راه‏ يافتگان [نيز] داناتر است).

ای عزیزان، ای شیعیان آل محمد هوشیار باشید خدا به شما توفیق دهد، این [فرمان] محکم است و آن این است که خدا به عدم ناسزا گوئی و با روشنی و وضوح کامل امر می کند. (
وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَيَسُبُّواْ اللّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذَلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِم مَّرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ).[SUB]الأنعام: 108.[/SUB]
(
و آنهايى را كه جز خدا مى‏خوانند دشنام مدهيد كه آنان از روى دشمنى [و] به نادانى خدا را دشنام خواهند داد اين گونه براى هر امتى كردارشان را آراستيم آنگاه بازگشت آنان به سوى پروردگارشان خواهد بود و ايشان را از آنچه انجام مى‏دادند آگاه خواهد ساخت).

این [فرمان] محکم است ای عزیزان ای شیعیان آل محمد: (و آنهايى را كه جز خدا مى‏خوانند دشنام مدهيد...... با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت كن و با آنان به [شيوه‏اى] كه نيكوتر است مجادله نما).

این [فرمان] محکم است و این چیزی است که عقل و انسانیت آن را می پذیرد، و این همان چیزی است که از اخلاق الهی والا که از محمد (ص) آموختیم را می شناسیم.
اما واژه "زنیم" آن در بهترین احوالش واژه ای با معنای متشابه است، و این معنایِ آن است که از امام صادق درود خدا بر او باد روایت شده است، و همچنین در بعضی از لغت نامه ها ذکر شده است که آن از تفسیر اشتباه صادق شیرازی که آن را گفت به دور است:

فقد روى الشيخ الصدوق في معاني الأخبار فقال عن أبي رحمه الله قال حدثنا سعد بن عبد الله عن أحمد بن محمد بن عيسى عن العباس بن معروف عن صفوان بن يحيى عن ابن مسكان عن محمد بن مسلم قال: قلت لأبي عبد الله (ع): (
(عُتُلٍّ بَعْدَ ذلِكَ زَنِيمٍ)! قال العتل العظيم الكفر و الزنيم المستهتر بكفره).[SUB]معاني الاخبار- الشيخ الصدوق - ص 149.[/SUB]
شیخ صدوق در معانی الأخبار گوید: از پدرم رحمه الله گوید: سعد بن عبد الله از احمد بن محمد بن عیسی از عباس بن معروف از صفوان بن یحیی از ابی مسکان از محمد بن مسلم گوید: به امام صادق (ع) عرض کردم: (عُتُلٍّ بَعْدَ ذلِكَ زَنِيمٍ)! فرمود: «عتلّ» [یعنی ] دارای کفر بزرگ است و «زنیم» [یعنی] در کفر خود دارای ولع است).

و در بعضی از لغت نامه ها:
من الجمال: چيزى كه از گوش بريده و آويزان باشد .
زنم .[ زَ ن ِ ] (ع ص ) شتر که پاره ای از گوش آن بریده معلق گذاشته باشند. مؤنث: زَنِمة. (منتهی الأرب) (آنندراج) (ناظم الأطباء) (از اقرب الموارد). یقال: ناقة زنمة؛ ماده شتری که پاره ای از گوش آن را بریده آویزان گذارند. (ناظم الاطباء).
الی آخر......


ای عزیزان، ای شیعیان آل محمد تقوای الهی پیشه کنید و از این جاهل صادق شیرازی قبول نکنید، همانا که برای شما و با دلیل ثابت شد که او جاهل است و محکم قرآن که در نهی ناسزا گوئی آمده است را به فهم متشابه از یک واژه که برای آن بیش از یک معنا است ارجاع می دهد، و در نتیجه آن در بهترین احوالش متشابه است، و متشابه به محکم ارجاع داده می شود، و با این حال معنای روشن از فرموده الله تعالی (لاَ تَسُبُّواْ، دشنام مدهید) حتمی می شود، به عبارتی دیگر آنچه که امام صادق (ع) فرمود: («زنیم» [یعنی] در کفر خود دارای ولع است).

ای عزیزان، متشابه به محکم ارجاع داده می شود، و آل محمد همان کسانی هستند که متشابهات را به محکمات ارجاع می دهند و نه صادق شیرازی جاهل که امر را کاملاً وارونه و بر عکس کرد، و کلام قرآنی محکم را به فهم نا درستی که خود برداشت کرده را ارجاع داد، پس به اتهام خدا به بد گوئی و ناسزا گوئی روی آورد تا خود و برادران و کمک دستان خود در بد گوئی و فحاشی که انسان پاک آن را قبول نمی کند چه رسد به انسان متدین، را توجیه کند.

اما در مورد بقیه کلامی که نوشتی تو که دارای خلق و خوی زشت صادق شیرازی می باشی، در مورد شیخ بزرگوار و دانشمند گرانقدر ناظم عُقَیلی حفظه الله می گوید: عائشه علیها السلام. همانا بر این مسئله و شیخ ناظم عقیلی حفظه الله مطلع شدم و ایشان در مناظره ای با شیخ وهابی سلفی که محور حدیث اصلی و کلام شیخ ناظم عقیلی حفظه الله در مورد آل محمد و اثبات حقانیتشان در خلافتشان درود خدا بر آنها باد، بود، و شیخ خداوند پاداش خیر به او دهد هر وقت ایشان (ع) را ذکر می کرد به ایشان (ع) سلام می کرد، پس اسم عائشه وسط کلام [از طرف شیخ وهابی] آمد، و زبان شیخ ناظم بدون قصد با علیها السلام سبقت گرفت.

اما نظرم در مورد عائشه، آن را قبلاً در مواضع بسیاری روشن ساختم، و او حالش همانند حال همه کسانی است که با امیر مؤمنان (ع) درود خدا بر او باد به مخالفت پرداختند، و امیر مؤمنان خلیفه ای از خلفای خدا بر روی زمینش است، و او مؤمن بود و بر او اطاعت از امام علی (ع) سرور و امامش واجب بود، و بر او بود که به امرش عمل کند، زیرا که ایشان (ع) امام مؤمنین و مؤمنات تعیین شده از جانب خداست، اما من نه ناسزا گوئی و نه بد گوئی می کنم و به راه و روش قرآنی، راه و روش پدرانم ائمه طاهرین (ع) عمل می کنم که آن را نیز در آیات فوق در صفحه مبارک می یابی، و آن دعوت به حکمت و اخلاق نیک و نه راه و روش ناسزا گوئی و بد گوئی و الفاظ زشت و نا پسند و فحاشی که صادق شیرازی و برادان و پیروانش آن را انجام می دهند، می باشد.

و به مناسبت این وقاحت که این شخص آن را در این صفحه مبارک نوشت، برای آنها دعوتی را توجیه می کنم تا توبه کنند و از این اخلاق نا پسند و الفاظ فاحش اجتناب نمایند.
و همچنین صادق شیرازی را به توبه و ترک فریب مردم در دعوت به عقیده وجوب تقلید از غیر معصوم که از آوردن دلیل بر آن عاجز شد که نه در اثبات آن آیه ای محکم الدلاله و نه روایت قطعی الصدور محکم الدلاله دارد، دعوت می کنم، و فقهای اصولی این آیات و روایات را مورد مناقشه قرار دادند و تبیان ساختند که بعنوان دلیل فاقد صلاحیت می باشند، و برای این است که به دلیل عقلی یا وجوب رجوع جاهل به عالم پناه بردند، که آن را نیز بر آنها که در آن فقط گمان می کنند را نقض کردم، پس عالم در اینجا کسی است که یقین را تقدیم کند و نه ظن و گمان را، و بعضی از آنها گفتند و از میان آنها صادق شیرازی که دلیل عقلی رجوع به متخصص است و بیان ساختم که با این طرح برای این امر به عنوان دلیل جهل و نادانی خود را رسوا ساخت و روشن شد که آنچه را که می گوید را نمی فهمد، پس از جهتی او به وجوب تقلید از غیر معصوم یا فقیه می گوید و از جهتی دیگر دلیلش را که در بهترین احوالش دلالت بر فقط جایز بودن و نه وجوب دارد، پس رجوع به متخصص واجب نیست، و هنوز منتظر جوابی از آنها که هرگز نخواهد آمد از طرف آنها هستم، زیرا که می دانند عقیده شان بعد از نقضهایی که تقدیم کردم و برای آن چیزی باقی نماند به پایان رسید.



متن عربی

السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
أسأل الله ان تكونوا بخير وعافية
تحية طيبة لمرتادي هذه الصفحة المباركة
وجدت على هذه الصفحة المباركة كلاماً كتبه شخص لم يدخل باسمه الصريح ربما خوفاً من الفضيحة أو ما شابه : وأنقل هنا بعض ما كتبه وهو فقط ما نسخته مما كتبه فبقية ما كتبه من ألفاظ بذيئة لم أجدها بعد ان كتبت هذا الرد والظاهر ان بعض المؤمنين ممن يقومون بتنظيف الصفحة من الألفاظ البذيئة قد قام بحذفه جزاه الله خيراً.
وهذا بعض ما كتبه :
(( Talwar Zani
أحمد اسماعيل انت قاعد تشوف كلامي ... أبي رأيك بعائشة!!

ولك أول مرة أشوف امام مايلعن قاتلة جده!! يحمار يا قواد هذي قاتلة رسول الله ما تستحي تخلي ناظم العقيلي يقول عن عايشةسلام الله تعالى عليها!!! يا قوااد لو انك رجال تبرّأ من كلام العقيلي
بس ما تقدر لأنك تعرف أن وقود دعوتك هم الحمامي والعقيلي وصادق ))

ج/ شنشنة أعرفها من أخزم ،
يبدو ان هذا هو رد صادق الشيرازي على النقض العلمي الذي قدمته على عقيدة وجوب تقليد غير المعصوم ، وعموماً أيها الكاتب سواء كنت أنت صادق الشيرازي نفسه أم أحد وكلائه أم كنت أحد الجهلة الذين تمكن هذا الجاهل من خداعكم ، فكان الاولى بك - لو كنت عاقلاً - أن ترد على الدليل العلمي الذي طرحته في هذه الصفحة لنقض عقيدة وجوب تقليد غير المعصوم وبينت أيضاً من خلاله جهل صادق الشيرازي وضعف ادراكه وقلة فهمه وكان هذا أيضاً هو الاولى به وبمن حثهم على الشتم والسب والألفاظ البذيئة التي يمارسها هو واخوته ووكلاؤه والتي يترفع عنها كل ابن حرة نقية الثوب.
قال تعالى (( وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِي خَبُثَ لاَ يَخْرُجُ إِلاَّ نَكِداً كَذَلِكَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَشْكُرُونَ )) الاعراف 58.
أيها الأحبة مرتادي هذه الصفحة المباركة خذوها حكمة إلهية قرآنية مباركة : من ثمارهم تعرفونهم.
ربما تقول انا إنسان بسيط لا استطيع التمييز كيف اعرف ان أحمد الحسن حق وهؤلاء الذين يعادونه باطل وأئمة ضلال فالقرآن يقول لك ببساطة انظر الى الثمر فهو يعرفك بنوع الشجر حتى وان لم تكن من أهل الخبرة بمعرفة أنواع الأشجار من أغصانها أو أوراقها، فمن ذا الذي لا يستطيع معرفة شجرة التفاح عندما يرى التفاح متدلياً من أغصانها، وكذا الأمر بالنسبة للشجرة التي تنتج ثمراً ساماً أو مراً فعندما ترى ثمرها ستعرفها من ثمرها.
(كَذَلِكَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَشْكُرُونَ).
من ثمارهم تعرفونهم.
الإمام الصالح يخرج علماً طيباً مباركاً ويكون نتيجة الالتزام بعلمه تخريج عباد صالحين يتكلمون بالحكمة.
أما أئمة النار الذين استخفهم الشيطان واتبعوه فيخرجون كلاماً سفيهاً وفاسداً وبالنتيجة يخرجون أتباعاً يتكلمون بلغة الشيطان، السب والشتم والكلام البذيء الفاحش والكذب والافتراء.
من ثمارهم تعرفونهم.
البلد الطيب يخرج نباتاً طيباً وثمراً طيباً والبلد الخبيث يخرج ثمراً خبيثاً.
البلد هو الإمام الذي يتربى في علمه وأطروحته أنصاره ومتابعيه فإمام الهدى تعرفه من أطروحته وثماره (وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ).
وإمام الضلالة يمكن أن تعرفه من أطروحته وثماره خصوصاً إذا كان هناك ما يبين بجلاء انه هو وأطروحته الفاسدة سبب هذا الثمر الفاسد وهنا يحق لكل عاقل أن يعجب عندما يجد أن مثل هذا الشخص المنحرف فاسد الاخلاق بذيء اللسان أو الذي يدعو لبذائة اللسان يجد من يتبعه ويقبل كلامه ولكن حكمة الله انه إذا شاء اظهار الحق جلياً يريكم الخبيث بعضه فوق بعض ليظهر خبثه جلياً.
(وَالَّذِي خَبُثَ لاَ يَخْرُجُ إِلاَّ نَكِداً).
ولكي أتم الحجة على من خدعهم صادق الشيرازي واخوته سأناقش لكم دليله على ما يفعله واخوته سواء مباشرة أو بحث الآخرين على الشتم والسب وبأقذر الألفاظ التي تأنفها النفوس الإنسانية السوية.
هذا تسجيل يعلل فيه صادق الشيرازي ما يفعله مباشرة أو من خلال اخوته ووكلائه من التلفظ بألفاظ بذيئة غير لائقة وتأنفها الأخلاق الإنسانية السوية،​
http://www.youtube.com/watch?v=MKWgt0nzjnk
وهذا تسجيل لاخوه المسمى مجتبى الشيرازي وهو يطبق هذا المنهج المنحرف ويسب ويشتم بألفاظ تشمئز منها النفوس السوية فضلاً عن أصحاب الخلق والتدين والمصيبة انه ينسب بعض هذا السب كذباً وزوراً وافتراء لأمير المؤمنين علي بن أبي طالب الطاهر ابن الطاهر الذي لم تخرج من فمه الطاهر كلمة واحدة تسيء لعائشة وهو في قمة الألم وفي أرض معركة لم تجف دماء أحبته الذين فقدهم فيها لم يسب عائشة وهو يرى ان عائشة قد تسببت بمذبحة عظيمة فتت عضد الدولة الإسلامية.
تسجيل لمجتبى الشيرازي وهو يطبق منهج السب والشتم​
http://www.youtube.com/watch?v=sd2vAkR2McI
http://www.youtube.com/watch?v=48GfC0TvNsE
بربكم هل هؤلاء صادق الشيرازي ومجتبى الشيرازي الذين تشاهدونهم في هذه التسجيلات يمثلون أطروحة دينية أو أخلاقية؟!
بربكم هل هؤلاء يصلحون لتقديم الإسلام لمليارات البوذيين والمسيحيين والملحدين حول العالم؟!
في التسجيل أعلاه ليبرر صادق الشيرازي منهجه المنحرف باستعمال الألفاظ البذيئة والسب والشتم الذي سمعتموه من اخيه في التسجيل الآخر قام صادق الشيرازي باتهام الله بأنه يشتم ويسب ويستخدم ألفاظاً بذيئة في القرآن ، واتهامه لله سبحانه بهذا بناءً على فهم قدمه لكلمة زنيم التي جاءت في القرآن فهو بجهله اعتبر هذه الكلمة محكمة المعنى وانها تعني سباً ولفظاً فاحشاً ومن ثم ذهب لآية محكمة في النهي عن السب حيث قال تعالى: ((وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَيَسُبُّواْ اللّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذَلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِم مَّرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ)) فقال صادق الشيرازي إن هذه الآية خاصة وليست تنهى عن السب والفحش مطلقاً وهكذا قيد هذا الجاهل هذه الآية بفهم متشابه لكلمة زنيم ، بينما ظاهر الآية جلي في النهي عن السب واستخدام الألفاظ البذيئة، فهذا ليس خلقاً إنسانياً سوياً ولا يمكن لإنسان سوي متزن أن يتهم الله بالسب والشتم والكلام البذيء حاشاه سبحانه فهو القوي القادر المهيمن ولا حاجة به للسب والشتم وهو مصدر الأخلاق والقيم والكلام الطيب وهو سبحانه الذي يقول ((ادْعُ إِلِى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ)) فهذا هو المنهج القرآني العام والذي يجب أن تفهم في اطاره الأوامر الإلهية.
أيها الأحبة يا شيعة آل محمد انتبهوا وفقكم الله هذا هو المحكم وهو ان الله يأمر أن تكون دعوة المخالف بالحكمة والموعظة الحسنة وليس بالسب والشتم والألفاظ البذيئة (((ادْعُ إِلِى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ))).
أيها الأحبة يا شيعة آل محمد انتبهوا وفقكم الله هذا هو المحكم وهو ان الله يأمر بعدم السب وبكل وضوح وجلاء ((وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَيَسُبُّواْ اللّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذَلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِم مَّرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ)).
هذا هو المحكم أيها الأحبة يا شيعة آل محمد : وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ ... ادْعُ إِلِى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ.
هذا هو المحكم وهذا ما يقوله العقل والإنسانية وهذا ما نعرفه عن الأخلاق الالهية العليا التي تعلمناها من محمد (ص).
أما كلمة زنيم فهي في أحسن أحوالها تكون كلمة متشابهة المعنى واليكم معناها الذي روي عن الإمام الصادق صلوات الله عليه وكذا في بعض كتب اللغة وهو بعيد عن التفسير الخاطئ الذي قاله صادق الشيرازي:
فقد روى الشيخ الصدوق في معاني الأخبار فقال عن : (( أبي رحمه الله قال حدثنا سعد بن عبد الله عن أحمد بن محمد بن عيسى عن العباس بن معروف عن صفوان بن يحيى عن ابن مسكان عن محمد بن مسلم قال قلت لأبي عبد الله (ع) عُتُلٍّ بَعْدَ ذلِكَ زَنِيمٍ قال العتل العظيم الكفر و الزنيم المستهتر بكفره )) معاني الاخبار- الشيخ الصدوق - ص 149.
وفي بعض كتب اللغة:
((زنم: زَنَمَتا الأُذن: هنتان تليان الشحمة، و تقابلان الوَتَرَةَ.
و زَنَمَتا القُوقِ و زُنْمتاه.
و الأَول أَفصح: أَعلاه و حرفاه.
الزَّنَمَتان: زَنَمَتا الفُوق، و هما شَرَجا الفُوق، و هما ما أَشرف من حرفيه.
و المُزَنَّمُ و المُزَلَّمُ: الذي تقطع أُذنه و يترك له زَنَمَةٌ.
و يقال: المُزَلَّم و المُزَنَّمُ الكريم.
و المُزَنَّمُ من الإِبل: المقطوع طرف الأُذن؛ قال أَبو عبيد: و إِنما يفعل ذلك بالكرام منها؛ و التَّزْنيمُ: اسم تلك السِّمَةِ اسم كالتَّنْبيت.
الأَحمر: من السِّمات في قطع الجلد الرَّعْلة، و هو أَن يُشَقَّ من الأُذن شيء ثم يترك معلَّقاً، و منها الزَّنَمةُ، و هو أَن تَبِين تلك القطعة من الأُذن، و المُفْضاة مثلها.
الجوهري: الزَّنَمَةُ شيء يقطع من أُذن البعير فيترك معلقاً، و إِنما يفعل ذلك بالكِرام من الإِبل.
يقال: بعير زَنِمٌ و أَزْنَمُ و مُزَنَّم و ناقة زَنِمَةٌ و زَنْماء و مُزَنَّمَةٌ.
و الزَّنَمُ: لغة في الزَّلَمِ الذي يكون خلف الظِّلْفِ، و في حديث لقمان: الضائنة الزَّنِمَةُ أَي ذات الزَّنَمَةِ، و هي الكريمة، لأَن الضأْن لا زَنَمَةَ لها و إِنما يكون ذلك في المعز؛ قال المُعَلَّى بن حَمّال العبدي:
و جاءت خُلْعَةٌ دُهْس صَفايا، يَصُوعُ عُنُوقَها أَحْوى زَنِيمُ
يُفَرِّقُ بينها صَدْعٌ رَباع، له ظَأْبٌ كما صَخِبَ الغَريمُ
و الخَلْعَةُ: خيار المال.
و الزَّنِيمُ: الذي له زَنَمَتان في حلقه، و قيل: المُزَنَّمُ صغار الإِبل، و يقال: المُزَنَّمُ اسم فحل؛ و قول زهير: فأَصْبَحَ يَجرِي فيهمُ، من تِلادِكُمْ، مَغانم شَتَّى من إِفالٍ مُزَنَّمِ
قال ابن سيده: هو من باب السِّمام المُزْعِف و الحِجال المُسَجَّف لأَن معنى الجماعة و الجمع سواء، فحمل الصفة على الجمع، و رواه أَبو عبيدة: من إِفال المُزَنَّمِ، نسبه إِليه كأَنه من إِضافة الشيء إِلى نفسه.
و قوله تعالى: عُتُلٍّ بعد ذلك زَنِيمٍ؛ قيل: موسوم بالشر لأَن قطع الأُذن وَسْمٌ. )) لسانالعرب ج : 12 ص : 275
أيها الأحبة يا شيعة آل محمد اتقوا الله ولا تقبلوا من هذا الجاهل صادق الشيرازي فقد ثبت لكم وبالدليل انه جاهل يرجع القرآن المحكم الذي جاء في النهي عن السب الى فهم متشابه لكلمة لها أكثر من معنى وبالتالي فهي في أحسن أحوالها متشابهة والمتشابه يرجع الى المحكم وبهذا يتحتم بحقها المعنى الذي لا يخرجها عن قوله تعالى (لا تسبوا) أي المعنى الذي قاله الإمام الصادق ع ((الزنيم المستهتر بكفره)).
أيها الأحبة المتشابه يرجع الى المحكم وآل محمد هم من يرجع المتشابهات الى المحكمات وليس صادق الشيرازي الجاهل الذي قلب لكم الأمر رأساً على عقب وأرجع كلاماً قرآنياً محكماً الى فهم سقيم يتبناه هو فقام باتهام الله بالسب والفحش ليعلل لنفسه ولاخوته وأعوانه السب والتلفظ بالألفاظ الفاحشة التي لا يقبلها أي إنسان سوي فضلاً عن أن يكون متديناً.
أما بقية ما كتبته أيها المتخلق ببذائة صادق الشيرازي حول ان الشيخ الجليل والعالم الفاضل ناظم العقيلي حفظه الله قال: عائشة عليها السلام. فقد اطلعت عليه والشيخ ناظم العقيلي حفظه الله كان يتكلم في مناظرة مع شيخ وهابي سلفي وكان معظم كلام شيخ ناظم العقيلي عن آل محمد صلوات الله عليهم ليثبت حقهم في الخلافة وكان كلما ذكرهم سلم عليهم جزاه الله خيراً فجاء اسم عائشة في وسط الكلام فسبق لسانه دون قصد بالسلام عليها.
أما موقفي من عائشة فقد بينته عموماً في مواضع كثيرة فهي حالها كحال كل من خالفوا أمير المؤمنين صلوات الله عليه وأمير المؤمنين خليفة من خلفاء الله في أرضه فهي إن كانت مؤمنة كان لزاماً عليها طاعة علي (ع) سيدها وإمامها وكان عليها امتثال أمره فهو إمام المؤمنين والمؤمنات المنصب من الله، ولكني لا أسب ولا أشتم وأمتثل المنهج القرآني منهج آبائي الأئمة الطاهرين والذي تجده أيضاً في الآيات في أعلى الصفحة المباركة وهو الدعوة بالحكمة وبالخلق الطيب وليس منهج السب والشتم والألفاظ البذيئة الفاحشة التي يتبناها صادق الشيرازي واخوته وأعوانه.
وبمناسبة البذاءة التي كتبها هذا الشخص في هذه الصفحة المباركة فأنا أوجه لهم دعوة ليتوبوا وليتركوا هذه الأخلاق السيئة والألفاظ الفاحشة.
وأيضاً أدعو صادق الشيرازي الى التوبة ولترك خداع الناس بعقيدة وجوب تقليد غير المعصوم التي عجز عن تقديم دليل عليها فلا توجد عنده آية محكمة الدلالة ولا رواية قطعية الصدور محكمة الدلالة على عقيدة وجوب تقليد غير المعصوم وقد ناقش الفقهاء الاصوليون انفسهم هذه الآيات والروايات وبينوا انها لا تصلح كدليل ولهذا لجأوا الى ما يسمونه بالدليل العقلي أو وجوب رجوع الجاهل الى العالم وقد نقضته عليهم بأنهم ظانون فالعالم هنا هو الذي يقدم يقيناً وليس ظناً وقد قال بعضهم ومنهم صادق الشيرازي بأن دليله العقلي هو الرجوع للمتخصص وقد بينت انه بطرحه لهذا الأمر كدليل قد فضح جهله وتبين أنه لا يفقه ما يقول فهو من جهة يقول بوجوب تقليد غير المعصوم أو الفقيه ومن جهة أخرى يقدم دليله الذي في أحسن أحواله يدل على الجواز فقط وليس الوجوب فالرجوع للمتخصص ليس بواجب وما زلت منتظراً لردهم الذي لن يأتي لأنهم يعلمون ان عقيدتهم انتهت بعد النقوضات التي قدمتها ولم تبقَ لها باقية.​
 

يـوسف الأنصار

Guest
تاریخ ارسال: پنجشنبه 1392/07/18 هجری شمسی، ساعت: 11:00 به وقت ایران

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
از خداوند متعال مسئلت دارم که در خیر و عافیت باشید.
درودی ويژه به بازدید کنندگان این صفحه مبارک.
سلام بر عزیزان در بند بخاطر ایده و عقیده شان در کل شهرهای ایران، خدا به شما بر اذیت در راه خداوند کمک و یاری دهد، ولیکن این از نعمت های خدا بر شماست پس خدا را برای فضلش شکر گزاری کنید، شما ان شاء الله امت وعده داده شده هستید که در آخر الزمان ثمره می دهد، پس صبر کنید و ایستادگی ورزید و آزار و اذیت ها در راه خداوند را تحمل کنید، چند فرد از شما را زندانی خواهند کرد بعد از اینکه خود را عاجز و درمانده در برابرتان از لحاظ فکری و عقائدی دیدند؟! و آیا می توانند وعده محمد بن عبد الله درود خدا بر او و خاندانش باد و وعده خدا را تکذیت نمایند؟ چه نادان هستند، بخدا قسم اگر بر حق بودم و دعوت کننده بسوی حق در این زمان و مهدی اول یاد شده در وصیت رسول الله محمد (ص) باشم نمی توانند نور خدا هر چه که کردند و زندانی نمودند و هر چقدر که مؤمنان به دعوت حق را عذاب دادند را خاموش کنند.
متأسفانه امروزه در ایران مؤمنان به دعوت مهدوی مبارک را فقط بخاطر ایده و عقیده شان زندانی می کنند، و قبل از آنها در عراق همین کار را انجام دادند، من آنها را نصیحت می کنم تا تعقل ورزند، زندانی کردن مؤمنان یا هجوم به ایشان در حالی که در حال اقامت نماز جمعه در یزد یا تبریز یا طهران و دیگر شهرهای ایران نتیجه ای که در فکر آنها هست را در بر نخواهد داشت، آنها ده مؤمن را زندانی می کنند در نتیجه صد نفر دیگر ایمان می آورند، و اگر صد نفر زندانی کنند هزار نفر ایمان می آورند، من به آنها راه حلی می دهم و اگر عاقل باشند آن را از من می پذیرفتند، از آزار و اذیت مؤمنان دست بردارند پس اگر سید احمد الحسن باطل است دعوتش بدون هیچ زحمتی به پایان خواهد رسید، اما اگر احمد الحسن بر حق باشد دعوتش به پایان نخواهد رسید هر چه سعی و تلاش کردند خواهند دید که قوی تر و فروزانتر خواهد شد هر چقدر که سعی کردند با دهان خود آن را خاموش سازند. (يُرِيدُونَ أَن يُطْفِؤُواْ نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللّهُ إِلاَّ أَن يُتِمَّ نُورَهُ). التوبة: 32​
(مى خواهند نور خدا را با سخنان خويش خاموش كنند ولى خداوند نم ىگذارد تا نور خود را كامل كند).​

سلام بر عزیزان مؤمنان [برادران] در ایران، و سلام بر مؤمنان پاک [خواهران] در ایران، خوشا به حال شما و خوشا بر شما که رسول الله (ص) شما را ذکر نمود و فضل شما را بیش از هزار سال پیش ذکر کرد، خوشا به حال شما که در ملأ اعلی ذکر شده اید. من به خوبی می دانم که شما مردمی پاک و استوار هستید، چونان سر سختی و استواری سنگ، و می دانم که شما کوهی استوار هستید که برای طغیانگران سر خم نمی کنید، و شما به سخنی از من نیازمند نمی باشید تا تسلی دهنده یا تشویق کننده شما باشم، اما بخدا قسم کلمه ای است که با آن قاصد وجه خدای سبحان و تعالی در آن می باشم، و اینکه فقط در آنچه که از آزار و اذیت بر شما اتفاق می افتد شریک باشم زیرا که به دعوت مهدویت مبارک ایمان آوردید، خوشا به حال شما ای عزیزان، به راستی که آن بهشت و راه خدای سبحان است که با رنج و سختی ها همراه می باشد، تا خدا بداند چه کسی او و فرستادگانش را بوسیله غیب یاری می دهد هر چند که راه ترسناک و پر از رنج و سختی باشد، خوشا به حالتان و خوش سر انجامی دارید.
(تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ). القصص: 83.​
(آن سراى آخرت را براى كسانى قرار مى دهيم كه در زمين خواستار برترى و فساد نيستند و فرجام [خوش] از آن پرهيزگاران است).​

پیروز خواهید شد و زندانبانان شکست خواهند خورد.
و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
خادم شما
احمد الحسن


متن عربی:

السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
أسأل الله ان تكونوا بخير وعافية
تحية طيبة لمرتادي هذه الصفحة المباركة
تحية طيبة مباركة الى الاحبة المؤمنين في كل مدن ايران
السلام على الاحبة المعتقلين لاجل فكرهم وعقيدتهم في كل مدن ايران، اعانكم الله على الاذى في ذات الله، ولكنها من نعم الله عليكم فاشكروا الله على فضله، انتم ان شاء الله الامة الموعودة ان تثمر في اخر الزمان فاصبروا ورابطوا وتحملوا الاذى والمشقة في ذات الله، كم سيسجنون منكم بعد ان وجدوا انفسهم عاجزين عن مواجهتكم عقائديا وفكريا؟!، وهل يمكنهم أن يُكذبوا وعد محمد بن عبد الله صلوات الله عليه وعلى اله وعد الله سبحانه وتعالى؟!، ما اجهلهم، فوالله لو كنتُ على الحق وكنتُ داعي الحق في هذا الزمان وكنت المهدي الاول المذكور في وصية رسول الله محمد ص فإنهم لن يتمكنوا من اطفاء نور الله مهما فعلوا ومهما سجنوا ومهما عذبوا المؤمنين بدعوة الحق، للأسف في ايران اليوم يسجنون المؤمنين بالدعوة المهدوية المباركة فقط لاجل عقيدتهم وفكرهم وقبلهم فعلوا هذا في العراق، انا انصحهم بالتعقل فاعتقال المؤمنين أو مهاجمة المؤمنين وهم يقيمون صلاة الجمعة في يزد او تبريز أو طهران او غيرها من مدن ايران لن يحقق لهم مايصبون اليه فهم يسجنون عشرة فيؤمن مئة ويسجنون مئة فيؤمن الف، انا اعطيهم حلا ولو كانوا عقلاء لقبلوه مني فليكفوا اذاهم عن المؤمنين فلو كان احمد الحسن مبطلا فستنتهي دعوته دونما عناء أما لو كان احمد الحسن محقا فلن تنتهي دعوته مهما فعلوا وسيجدونها تشتد وتتوهج كلما حاولوا إطفاءها بافواههم (يُرِيدُونَ أَن يُطْفِؤُواْ نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللّهُ إِلاَّ أَن يُتِمَّ نُورَهُ).
السلام على الاحبة المؤمنين في ايران والسلام على المؤمنات الطاهرات في ايران طوبى لكم وهنيئا لكم ان رسول الله محمد ص قد ذكركم وذكر فضلكم قبل اكثر من الف عام هنيئا لكم انكم ذكرتم في الملأ الاعلى، انا اعرف جيدا انكم شعب طاهر وصلب كصلابة الحجر واعرف انكم طود شامخ لايخضع للطغاة وانتم لاتحتاجون كلمة مني لمواساتكم او لتشجيعكم ولكنها والله كلمة اردت بها وجه الله سبحانه وتعالى وأن اشارككم ما تتعرضون له من تنكيل وأذى فقط لأنكم آمنتم بالدعوة المهدوية المباركة، هنيئا لكم ايها الاحبة فإنها والله الجنة وطريق الله سبحانه التي حفت بالمكاره ليعلم الله من ينصره ورسله بالغيب وان كانت الطريق موحشة ومحفوفة بالمكاره طوبى لكم وحسن مآب (تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوّاً فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَاداً وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ)،
ستنتصرون ويخسر السجانون.
والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته،
خادمكم
احمد الحسن​
 

يـوسف الأنصار

Guest
تاریخ ارسال: دوشنبه 1392/08/13 هجری شمسی، ساعت: 18:20 به وقت ایران


بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

از خداوند متعال مسئلت دارم که در خیر و عافیت باشید.
با عرض تسلیت و قبول اعمال
می‌خواستم با این چند بیت شعر در این ایام سوگواری عظیم، ایام ماندگار امام حسین که کودتاها بر پایه انتخابات را توسط تعیین الهی عاری و رسوا ساخت، سهمی داشته باشم.

سلام بر حُر در دو ساحت تو
که سختی و گرفتاری او در میدان جنگ بسیار عظیم بود

سلام بر او به همان اندازه ای که عذاب کشید
و به اندازه‌ی شکستی ها که در بدن داشت

سلامی بر او... و عتابی بر او
عتابی از دل شیفته به عاشقی مجنون

و چگونه بود! آن هنگام که در میان هزار شمشیر گرفتار شدی
و طول عمرت ای حُر گرفتار نشده بودی؟

و چگونه، در برابر هزار شمشیر امتناع کردی؟
و اگر من به تنهایی بودم ایستادگی می کردم

و به آنها فرصت نمی‌دادم تا به دور تو ای خون من، سپاهیانشان گرد آیند

و مرزهای عراق را می گرفتم
حتی اگر مهار و زمام آنها در دهان من باشد

و تاریخ این سرزمین را تغییر می‌دادم
[اگر بودم این گونه می کردم] و دستان فرزندان ملجم به او نمی رسیدند.

شعر: شاعر عراقی استاد عبد الرزاق عبد الواحد



متن عربی:

بسم الله الرحمن الرحيم
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
أسأل الله ان تكونوا بخير وعافية
عظم الله اجوركم وتقبل الله اعمالكم
أردت أن أشارككم بنقل هذه الابيات في هذه الايام العظيمة أيام الحسين الخالدة التي عرّت وفضحت الانقلاب على التنصيب الالهي.
سـلامٌ على الحُرِّ في سـاحَتَيك
ومَـقـحَـمِهِ جَـلَّ من مَقحَـمِ
سـلامٌ عليهِ بـحَجـمِ العَذا ب
وحَجـمِ تَـمَزُّقِـهِ الأشْـهَـمِ
سلامٌ عليهِ..وعَـتْـبٌ علـيـه
عَـتْـبَ الشـَّغوفِ بـهِ المُغرَمِ
فَكيفَ ، وفي ألفِ سَـيفٍ لُجِمتَ
وعُـمرَكَ يا حُـرُّ لـم تـُلجَمِ ؟!
وأحجَمتَ كيف، وفي ألفِ سيف؟
ولو كنـتُ وَحـديَ لـم أُحجـِمِ
ولم أنتظرْهـُم إلى أن تَـد و ر
علـيـكَ دوائـرُهُـم يا دمـي
لَكنـتُ انتَـزَعتُ حدودَ العراق
ولو أنَّ أرسـانـَهُـم في فـَمي
لَغـَيَّرتُ تاريخَ هـذا التـُّراب
فما نـالَ منـهُ بَـنو مـُلـجَمِ !

الابيات للشاعر العراقي : الاستاذ عبد الرزاق عبد الواحد


 

يـوسف الأنصار

Guest
تاریخ ارسال: چهارشنبه 1392/08/22 هجری شمسی، ساعت: 16:00 به وقت ایران



اللَّهُمَّ أَنْتَ مُتَعَالِي الْمَكَانِ، عَظِيمُ الْجَبَرُوتِ، شَدِيدُ الْمِحَالِ غَنِيٌّ عَنِ الْخَلائِقِ، عَرِيضُ الْكِبْرِيَاءِ، قَادِرٌ عَلَى مَا تَشَاءُ، قَرِيبُ الرَّحْمَةِ، صَادِقُ الْوَعْدِ، سَابِغُ النِّعْمَةِ، حَسَنُ الْبَلاءِ، قَرِيبٌ إِذَا دُعِيتَ، مُحِيطٌ بِمَا خَلَقْتَ، قَابِلُ التَّوْبَةِ لِمَنْ تَابَ إِلَيْكَ، قَادِرٌ عَلَى مَا أَرَدْتَ، وَ مُدْرِكٌ مَا طَلَبْتَ وَ شَكُورٌ إِذَا شُكِرْتَ وَذَكُورٌ إِذَا ذُكِرْتَ، أَدْعُوكَ مُحْتَاجا، وَأَرْغَبُ إِلَيْكَ فَقِيرا، وَأَفْزَعُ إِلَيْكَ خَائِفا، وَأَبْكِي إِلَيْكَ مَكْرُوبا، وَأَسْتَعِينُ بِكَ ضَعِيفا، وَأَتَوَكَّلُ عَلَيْكَ كَافِيا، احْكُمْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ قَوْمِنَا [بِالْحَقِ‏] فَإِنَّهُمْ غَرُّونَا، وَخَدَعُونَا وَخَذَلُونَا وَغَدَرُوا بِنَا وَقَتَلُونَا وَنَحْنُ عِتْرَةُ نَبِيِّكَ وَ وَلَدُ حَبِيبِكَ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ، الَّذِي اصْطَفَيْتَهُ بِالرِّسَالَةِ، وَائْتَمَنْتَهُ عَلَى وَحْيِكَ فَاجْعَلْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا فَرَجاً وَ مَخْرَجا بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.

خدايا تو بلند مرتبه و بزرگ جبروتى و در عذاب بس سختگيرى، از آفريدگان بى‏‌نيازى، كبريايى‏‌ات فراگير است، بر هر چه مى‏‌خواهى توانايى،رحمتت به بندگان نزديك است، وعده‌‏ات راست، نعمتت كامل،و آزمونت نيكوست، هنگامى‏‌كه خوانده شوى بسيار نزديكى، به آنچه آفريدى احاطه دارى، براى آن‏كه توبه كند پذيراى توبه‏‌اى، بر هر چه اراده كنى توانايى، و آنچه را بجويى به دست آورى، هر گاه سپاس شوى، سپاس‏پذيرى، و هر گاه‏ ياد شوى ياد كنى، از سر نياز تو را مى‌‏خوانم، و با احتياج به سوى تو ميل مى‏‌كنم، و بيمناك به جانب تو پناه مى‏‌آورم و غمگين به‏ درگاهت گريه مى‏‌كنم، و در كمال ناتوانى از تو كمك مى‏‌خواهم، و براى كفايت امورم بر تو توكّل مى‏‌نمايم، بين ما و بين قوم ما [به‏ حق] داورى كن‏ كه آنان ما را فريفتند، و به ما نيرنگ زدند و از يارى ما دست كشيدند، و با ما بى‏‌وفايى نمودند و ما را كشتند، و حال آن‌كه ما عترت پيامبر تو، و فرزند محبوب تو محمّد بن عبد اللّه هستيم، آن‏كه او را به رسالت برگزيدى، و بر وحى خود امين قرار دادى، در كار ما گشايش و راه رهايى از مشكل قرار ده، به مهرت اى مهربان‏ترين مهربانان.


 

يـوسف الأنصار

Guest
تاریخ ارسال: سه شنبه ۱۳۹۲/۰۹/۱۲ هجری شمسی، ساعت: ۱۳:۲۵ به وقت ایران

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
از خداوند متعال مسئلت دارم که در خیر و عافیت باشید.
درودی ويژه به بازدید کنندگان این صفحه مبارک.
یکی از عزیزان در عراق درباره قیمت کتاب توهم الحاد سخن می گفت و این که قیمت کتاب اضافه بر هزینه چاپ مبلغی بر آن اضافه شده است؛ و با توجه به این که موضوع عام است و به همه‌ی کسانی که قصد خرید کتاب دارند،‌ مربوط می‌شود دوست دارم این توضیح را این جا بگذارم که:‌
مبلغی اضافه شده بر هزینه چاپ کتاب موجود است، و این مبلغ اضافی برای کفالت ایتام در نظر گرفته شده، خصوصاً در بغداد و مناطقی که در آن ها انفجارات مجرمانه که قربانی‌اش پدران است و در آن فرزندان بی سرپرست می‌ماند.
پس اگر بازدید کنندگان این صفحه می‌بینند که این مبلغ غیر قابل قبول است نظرات شان را این جا مطرح کنند و من آن ها را مطالعه و ان شاء‌ الله راه حل مناسبی برای همه در آنجا خواهد بود.


متن عربی:

السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
أسأل الله ان تكونوا بخير وعافية
تحية طيبة لمرتادي هذه الصفحة المباركة
كلمني اليوم احد الاحبة في العراق حول مسألة سعر كتاب وهم الالحاد وان هناك مبلغ مضاف على سعر التكلفة،
ولأن الموضوع عام ويخص كل المهتمين بشراء الكتاب، أحببت ان اضع هذا التوضيح هنا:
هناك مبلغ مضاف على كلفة طباعة الكتاب، وهذا المبلغ المضاف مخصص لكفالة الايتام وخصوصا في بغداد والمناطق التي تحصل فيها تفجيرات اجرامية ويذهب ضحيتها الاباء ويبقى الاطفال بدون كفيل.
فاذا كان مرتادي هذه الصفحة يرون ان اضافة هذا المبلغ غير مقبول فيمكنهم ابداء ارائهم هنا ، وسأطلع عليها وان شاء الله سيكون هناك حلا مناسبا للجميع.


 

يـوسف الأنصار

Guest
تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 05/دی ماه/1392 هجری شمسی، ساعت: 17:00 به وقت ایران

السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
از خداوند متعال مسئلت دارم که در خیر و عافیت باشید.

خدا به شما جزای نیکوکاران عنایت فرماید که به مردم پرچم البیعة لله (بیعت با خدا) رساندید، از خداوند متعال مسئلت داریم که به هر کدام از آن‌ها که قبولش کرد، توفیق دهد.




متن عربی:

السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
أسأل الله ان تكونوا بخير وعافية
جزاكم الله خير جزاء المحسنين انكم اوصلتم للناس راية البيعة لله نسأل الله ان يوفق من شاء منهم لقبولها.














 

يـوسف الأنصار

Guest
تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 05/دی ماه/1392 هجری شمسی، ساعت: 17:05 به وقت ایران


خدا به شما جزای نیکوکاران عنایت فرماید که حق را به مردم می‌رسانید.



متن عربی:

جزاكم الله خير جزاء المحسنين انكم توصلون الحق للناس






 

يـوسف الأنصار

Guest
تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 05/دی ماه/1392 هجری شمسی، ساعت: 17:05 به وقت ایران


خدا به شما جزای نیکوکاران عنایت فرماید که حق را به مردم می‌رسانید.



متن عربی:

جزاكم الله خير جزاء المحسنين انكم توصلون الحق للناس






 

يـوسف الأنصار

Guest
تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 05/دی ماه/1392 هجری شمسی، ساعت: 17:10 به وقت ایران


خدا به شما جزای نیکوکاران عنایت فرماید که حق را به مردم می‌رسانید.



متن عربی:

جزاكم الله خير جزاء المحسنين انكم توصلون الحق للناس





 
کانال تلگرام

بالا