• يماني آل محمد (عليه السلام) فرمود : در کلامم تدبر کنيد ، اي کساني که ادعاي طلب و جستجوي حق را مي‌ کنيد . آمده‌ ام تا بر حق شهادت دهم . و حق را روشن کنم . هرگز نيامده ام تا مردم از من تبعيت کنند . هدفم روشن کردن حق ، و جدا کردن باطل است . پس به همين خاطر مي‌ گويم : کسي از من توقع سازش و چاپلوسي نداشته باشد . هيهات که ما حتي مقداري از حق را فروگذاريم ، و قسمتي از باطل را رها سازيم ، براي آن که کسي ما را بخواهد ، يا کسي را راضي کنيم ، که براي ابرار هيچ چيزي بهتر از آنچه نزد خداوند است نمي باشد

افتتاح صفحه شخصی سید احمد الحسن (ع) در فيس بوك

  • شروع کننده موضوع يـوسف الأنصار
  • تاریخ شروع

يـوسف الأنصار

Guest
تاریخ ارسال: پنجشنبه 28/ 11/ 1391 هجری شمسی ساعت 08:02 به وقت ایران



بر ملت های فرانسه، انگلیس و آمریکا است که بدانند، حکومت هایشان که از قتل و کشتار پشتیبانی می کنند، مسؤولیت جرائم کشت و کشتار که وهابی های خونخوار و قاتل در سوریه انجام می دهند را تحمل می کنند.



متن عربی


على شعوب فرنسا وبريطانيا وامريكا ان تعلم ان حكوماتهم الداعمة للذباحين تتحمل جرائم الذبح التي يرتكبها الوهابيون الذباحون في سوريا
[h=5][/h]
 

يـوسف الأنصار

Guest
تاریخ ارسال: پنجشنبه 28/ 11/ 1391 هجری شمسی ساعت 08:02 به وقت ایران



بر ملت های فرانسه، انگلیس و آمریکا است که بدانند، حکومت هایشان که از قتل و کشتار پشتیبانی می کنند، شریک اصلی در هر نتائج مصیبت باری که در سوریه اتفاق می اُفتند، می باشند.


متن عربی


على شعوب فرنسا وبريطانيا وامريكا ان تعلم ان حكوماتهم الداعمة للذباحين شريكة رئيسية في أي نتائج كارثية تترتب على ما يحصل في سوريا
[h=5][/h]
 

يـوسف الأنصار

Guest
تاریخ ارسال: پنجشنبه 29/ 11/ 1391 هجری شمسی ساعت 18:50 به وقت ایران


انفجارات کویته و بغداد مصیبت بار، تأیید می کنند که وهابی های خونخوار و قاتل دینشان شیطانی است و بر اساس دشمنی آل محمد (ص) و توهین به شهرت اسلام و پیامبرش محمد (ص) پایه گذاری شده است.



متن عربی


تفجيرات كويتا وبغداد المفجعة تؤكد ان الوهابيين الذباحين دينهم شيطاني مبني على عداء ال محمد ص والإساءة لسمعة الإسلام ونبيه محمد ص
[h=5][/h]
 

يـوسف الأنصار

Guest
تاریخ ارسال: پنجشنبه 29/ 11/ 1391 هجری شمسی ساعت 18:51 به وقت ایران


خداوندا، از وهابی های خونخوار و قاتل انتقام بگیر، و سوریه که در آن جهت ویرانی اش جمع شده اند را مقبره ی آنها و دین شیطانی شان که بر اساس تکفیر و قتل پایه گذاری شده، قرار ده.




متن عربی


اللهم أنتقم من الوهابيين الذباحين وأجعل سوريا التي أجتمعوا لتخريبها مقبرتهم ومقبرة دينهم الشيطاني المبني على التكفير والذبح
[h=5][/h]
[h=5][/h]
 

يـوسف الأنصار

Guest
تاریخ ارسال: پنجشنبه 29/ 11/ 1391 هجری شمسی ساعت 18:52 به وقت ایران


دین وهابی ها، دین شیطانی است که در مواجهه با دین اسلام محمدی حقیقی و ناب که آل محمد (ص) نماینده ی آن هستند، ناتوان است، برای این است که راه و روش فرعون در قتل و کشتار را پیش گرفتند.



متن عربی


دين الوهابيين دين شيطاني عاجز عن مواجهة دين الإسلام المحمدي الحقيقي الذي يمثله ال محمد ع لهذا يسلكون طريق فرعون القتل والذبح
[h=5][/h]
 

يـوسف الأنصار

Guest
تاریخ ارسال: پنجشنبه 29/ 11/ 1391 هجری شمسی ساعت 18:53 به وقت ایران



در موقعیتی در اوج بی خردی و تناقض، وهابی های خونخوار و قاتل را می بینیم که در مصر به تظاهرات دوری از خشونت خروج می کنند، در حالی که عکس قاتلِ خونخوار بن لادن لعنه الله را بالا برده اند.


متن عربی


في موقف غاية في السفه والتناقض نجد الوهابيين الذباحين يخرجون في مصر بمظاهرة نبذ العنف رافعين صور السفاح بن لادن لعنه الله
[h=5][/h]
 

يـوسف الأنصار

Guest
تاريخ ارسال: چهارشنبه 09/ 12/ 1391 ساعت 21:22 به وقت ایران

بسم الله الرحمن الرحيم
و الحمد لله
السلام عليكم و رحمة الله و بركاته
استاد ضیاء منصوری خدا حفظش کند و خطایش را مسدد بدارد، را دیدم که در صفحه ام رؤیایی نوشته بود و تفسیر این رؤیا را می خواست، و ان شاء الله رازهای آن را روشن می کنم.
ضیاء منصوری: بسم الله الرحمن الرحیم، السلام علیکم و رحمة الله و برکاته، سید احمد الحسن یمانی خدا شما را ماندگار و حفظ و رعایت کند، پاسخ شما را خواهشمندم و تفسیر این رؤیایم که می بینم این رؤیا بر من تأثیری بسیار قوی دارد و مفسرین در تفسیر آن من را قانع نساختند، و حتی در کتب تفسیر رؤیاها تفسیری برای آن نیافتم، پس به شما بزرگوار روی آوردم و ان شاء الله تفسیر آن را نزد شما به کمک خدا و قدرتش بیابم.
با بسم الله الرحمن االرحیم آغاز می کنم: (خود را بر روی ساحل دریا دیدم، اما وضع دریا در حالت جزر بود، ولی من نشسته به حالت سجود بدون قیام بر روی گِل نماز می خواندم، و در زمین چاله های کوچک و درون آنها آبی جمع شده از دریا بود؛ و در سجده ای از سجده هایم، موی سرم آنقدر بلند نبود اما در هنگام سجده مویم در چاله ای که پر از آب بود افتاد و هنگامی که سرم را بلند کردم دیدم که خرچنگی به مقداری از موی سرم از طرف پیشانی چنگ زده است، ولیکن آن را با یک ضربه از موی سرم جدا کردم، سپس خرچنگ افتاد و اندازه ی آن بسیار کوچک بود؛ سپس سجود را تکرار کردم و هنگامی که سرم را بلند کردم در حالیکه در حالت نشسته باقی مانده ام برفی از آسمان به اندازه ی توپ های کوچک
به شکل پنبه بارید و من آن را کنار می زدم، و بر منطقه ای در پشتم نیز می بارید، و بر روی کل زمین نمی بارید، و وضع اتمسفر بدون آفتاب و نور شبیه به طلوع آفتاب بود). این رؤیای من است از شما بزرگوار خواهشمندم آن را برایم تأویل کنید، خداوند شما را از علمش سیراب کند و از نورش برای شما نور عنایت فرماید، و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته- ضیاء منصوری از بصره.
تفسير:
نهفته های رؤیایی که دیدی را برایت روشن می سازم تا غیر از شما نیز از تفسیر این نمادها و نهفته ها استفاده کند، و معتقدم که شما رؤیایت را، اگر نماد و نهفته های آن را وقتی که معانی شان را بدانی و در ذهنت جمع آوری کنی، را خواهی فهمید.
دریا: اشاره به خلفای خدا و علمشان دارد، و بویژه محمد و آل محمد (ص).
و جزر: اشاره به دوری کامل و مؤقت خلیفه ی خدا بر زمینش و علم ایشان دارد، دقیقاً همانطور که آب در حالت جزر از ساحل و از محل زندگی مردم و آن خشکی است، دور می شود.
و سجود: آن اشاره به اطاعت خدا و ایمان به خلفایش دارد، مانند سجود فرشتگان برای آدم (ع). پس هر کس خود را در حالت سجده در برابر دریا ببیند، این بدان معناست که او به جهت اطاعت از خلیفه ی خدا و بدست آوردن از علمش موفق خواهد شد.
و مو: آن اشاره به افکار انسان و آنچه در سر می پروراند است، پس بلندی مو در مقابل خدا ممکن است که حالت مذمت داشته باشد، و در مواضعی دیگر ممکن است که ستوده و مدح شده باشد زیرا که بمعنای علم انسان و معرفت و افکارش است، همانطور که نوع مو در رؤیا ممکن است که به مرتب بودن این افکار یا آمیحته شدن یا پراکنده شدنشان بر حسب اینکه اگر مرتب و شانه کشیده یا فرفری است اشاره داشته باشد، و در رؤیایی که آن را گفتی، بلندی مو اشاره به افکار نیک انسان و معرفتش دارد.
خرچنگ: در عالم ملکوت اشاره به انسان منحرف از دین خدا دارد و در آن صفت حسد است. پس خرچنگ در آن شباهتی از عقرب است که در عالم ملکوت نماد حسد می باشد، و چنگ های خرچنگ اشاره به این دارند که این شخصِ حسود دارای قدرت مطرح ساختن اشکالات بر افکار و اطلاعاتت دارد، و با این چنگ ها یا اشکالات این خرچنگ یا انسان حسود با سعی و تلاش به مویت یا انتقال افکارت چنگ زد تا شما را از سجود باز دارد همانطور که فرشتگان برای خلیفه ی خدا سجده کردند، پس حتی چنگ زدن به مویت نزدیک موضع سجودت بود.
و دور ساختن این خرچنگ با سرعت از مویت و برگشت به سجود، اشاره به عدم موفقیت و شکست این خرچنگ یا انسان حسود در دور ساختن شما از حق و سجود دارد همانطور که فرشتگان برای آدم به سجده افتادند.



متن عربی

بسم الله الرحمن الرحيم
والحمد لله
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
وجدت الأستاذ ضياء المنصوري حفظه الله وسدد خطاه قد قص رؤيا على صفحتي ويطلب تفسير رؤياه وان شاء الله سأبين رموزها.
ضياء المنصوري: بسم الله الرحمن الرحيم السلام عليكم و رحمة الله و بركاته السيد احمد الحسن اليماني ادامك الله و حفظك و رعاك ارجو اجابتك و تفسير لي رؤياي فأني اجدها رؤية لها تأثير قوي على نفسي و قد عجز المفسرين عن اقناعي بتفسيرها و حتى في الكتب لتفسير الرؤى لم اجد تفسير فتجهت الى سماحتك و ان شاء الله اجد لها تفسير لديك بعون الله و قوته ابدأ بسم الله الرحمن الرحيم ( رأيت كأني جالس على ضفة البحر و لكن كان حال البحر في جزر و لكن انا جالس اصلي سجود من غير قيام اسجد على الطين و كانت الارض فيها حفر صغيرة و فيها ماء باقي من البحر و في سجدة من سجداتي كان شعري متوسط الطول و عندما سجدت نزل شعري في حفرة مليئة بالماء و عندما رفعت رأسي وجدت قد قبض سرطان البحر في احد خصل شعري من جهة جبهتي و لكني قمت بأزالته في ضربة واحدة و ثم سقط السرطان و كان حجمه صغير جدآ و من ثم عاودت السجود و عندما رفعت رأسي و انا باقي بالجلوس رأيت ثلوج تنزل من السماء بحجم كرات صغيرة من القطن ولكنه ثلج و انا انظر و اقول سبحان الله لأول مرة ارى عندنا نزول الثلج و كان موقع نزول الثلج في السماء من جهة المشرق و نزل الثلج على رأسي و انا امسح به و نزل على منطقة خلفي و لم يكن نزول الثلج على كل الارض و كان الجو يخلو من الشمس و الضوء شبيه بطلوع الفجر ) هذه هي رؤياي ارجو من سماحتك ان تفيدني زادك الله بعلمه و انار لك الله بنوره و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته ضياء المنصوري من البصرة
التفسير:
سأبين لك ان شاء الله رموز الرؤيا التي رأيتها لينتفع غيرك من تفسير الرموز واعتقد انك ستفهم رؤياك ان عرفت رموزها بمجرد ان تجمع معانيها في ذهنك.
البحر :إشارة الى خلفاء الله وعلمهم وبالخصوص محمد وال محمد ص
والجزر إشارة الى ابتعاد مؤقت لخليفة الله في ارضه ولعلمه عن الناس تماما كما يبتعد الماء في الجزر عن الساحل وعن مكان معيشة الناس وهي اليابسة.
السجود : وهو إشارة لطاعة الله والايمان بخلفاءه كسجود الملائكة لآدم ع فمن يرى نفسه ساجدا امام بحر فهذا يعني انه سيوفق لطاعة خليفة الله والأخذ من علمه.
الشعر : وهو إشارة الى أفكار الانسان ومايدور في راسه فطول الشعر في مقابل الله يمكن ان يكون مذموما وطول الشعر في مواضع أخرى يمكن ان يكون ممدوحا لانه يمثل علم الانسان ومعرفته وأفكاره كما ان نوع الشعر في الرؤيا أيضا يمكن ان يشير الى انتظام هذه الأفكار أو أرتباكها او تشتتها بحسب كونه منتظما وممشطا او مجعدا وفي الرؤيا التي قصصتها طول الشعر إشارة لحسن أفكار الانسان ومعرفته
السرطان : يمثل أنسان منحرف عن دين الله وفيه صفة الحسد فالسرطان فيه شبه من العقرب الذي يمثل رمز الحسد في الملكوت وكلابات السرطان ترمز لامتلاك هذا الشخص الحاسد قدرة على طرح اشكالات على أفكارك ومعلوماتك وبهذه الكلابات او الإشكالات قبض على شعرك او لنقل افكارك في محاولة من هذا السرطان أو الانسان الحاسد لمنعك من السجود كما سجدت الملائكة لخليفة الله فحتى قبضه على شعرك كان بقرب موضع سجودك.
وابعادك لهذا السرطان بسرعة عن شعرك وعودتك للسجود يشير الى فشل هذا السرطان او الانسان الحاسد في ثنيك عن الحق والسجود كما سجدت الملائكة لآدم.

 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

يـوسف الأنصار

Guest
تاريخ ارسال: یکشنبه 13/ 12/ 1391 هجری شمسی ساعت 19:13 به وقت ايران

بسم الله الرحمن الرحيم
و الحمد لله
السلام عليكم و رحمة الله و بركاته
به این ترتیب انسان از بین می رود.

علت نگاشتن این موضوع این است که امروز و در هنگام دیدارم با یکی از انصار، خداوند او را حفظ بدارد، از خبری مطلع شدم و مضمون آن این است که یکی از اطرافی که نماینده ی مرجعیت است همانطور که آن را می نامند، شعار انتخاباتی در عراق بالا برده است و مضمون آن: "اول استانم" است.
مدتی پیش و در یکی از آزمایشاتی که یک دانشمند ژاپنی در دانشگاه کیوتو به عمل آورد، روشن شد که ممکن است ابزار یا ماشین هوشمند شامپانزه از ابزار هوشمند انسان در بعضی از اطراف مانند حافظه ی کوتاه مدت، بهتر است.

بقیه ی حیوانات در انواع ایثار دیگر با ما مشترک هستند، مانند ایثاری که رد و بدل می شود و در آن خفاش های خون آشام با ما مشترک اند، یا ایثار خانواده و فرزندان و نزدیکانی که ژن ها آن را در بدن ها به وجود می آورند که حتی موش هایی که در سوراخ هایشان هستند با ما مساهت و در آن مشترک هستیم.

آنچه که ما بنی آدم را از بقیه ی حیوانات موجود بر روی زمین بطور واقعی متمایز می سازد، ایثار حقیقی بی طرف (خنثی) است، و جهت اطلاع: ایثار حقیقی خنثی نافرمان بر تفسیر علمی منطقی است، و آنچه در نزد آن قابل قبول است هر دو زیست شناسی تکاملی یا زیست شناسی اجتماعی اند، و برای این است که ایثار حقیقی خنثی همان مانع ایستاده ی با شکوه در برابر تکامل نظریه ی الحادی، از لحاظ علمی است.

آنچه ما بشر را متمایز می سازد، این است که در بعضی حالات- بر خلاف بقیه ی حیوانات- بر ژن های فردی خود خواه و ساختن تنومند آن در بدن های ما نا فرمانی می کنیم، تا کنون در مدت این صدها میلیون سال به ساخت اجسام پرداخته است، تا بطور خود خواهانه رفتار کند و برای ژن ها فایده و منفعتهائی که در ماندگاری و انتقال از طریق نسل ها متصور است، بدست آورد.

ژن ها ممکن است، در اجسام مکانیزم یا طرز کار –مانند غده ها- و فرآورده ها –مانند آنزیمها- بسازند، که جسم را به ایثار کاذب و غیر حقیقی مجبور می سازند، ایثاری که برای آن سودمندی و منفعت جلب کند، مانند ایثار خانواده برای فرزندان. اما ژن ها ممکن نیست ضد مصلحت خود خواهی فردی خود عمل کنند و در بدن ها ایثار حقیقی خنثی بسازند یا حتی به آن بعنوان فرهنگ اجازه به گذشتن بصورت هموار دهند، زیرا این-در طبیعت- یعنی منقرض شدن آن اجسام و فناء شدن و نا پدید گشتن آن مجموعه ی ژنتیکی و عدم انتقالش به نسل های دیگر است.

هویت ما بشر که ما را از بقیه ی حیوانات متمایز می سازد، ایثار حقیقی بی طرف یا خنثی است، که بدون انتظار برای آینده می باشد بر عکس خفاش های خون آشام هنگامی که مقداری خون برای همسایگانشان می مکند انتظاری برای آینده دارند، و بدون غریزه، ژن ها آن را در ما ساخت تا ما را به ایثارِ مثلاً فرزندان وا دارد، زیرا که آن ها وسیله اش برای انتقال به نسل آینده و ماندگاری هستند.

ایثار حقیقی خنثی شریف ترین و برترین هویتی ست که ممکن است موجود زنده نه تنها بر روی زمین بلکه بر روی کل سطح عالم مادی جسمانی آن را حمل کند، و تأسف بار است که بیشتر مردم آن را رها کرده اند، و آنها نمی دانند با رها ساختن آن، حالت بوزينه ها كه به آنها تسلط می یابد را می گزینند، و مانند هر نوع دیگر از بوزينه ها، شامپانزه یا گوریلا یا اورانگوتان می شوند، الله تعالی فرمود:
(وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَواْ مِنكُمْ فِي السَّبْتِ فَقُلْنَا لَهُمْ كُونُواْ قِرَدَةً خَاسِئِينَ).(و كسانى از شما را كه در روز شنبه [از فرمان خدا] تجاوز كردند نيک شناختيد پس ايشان را گفتيم بوزينگانى طرد شده باشيد). البقرة: 65
و الله تعالى فرمود:
(قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُم بِشَرٍّ مِّن ذَلِكَ مَثُوبَةً عِندَ اللّهِ مَن لَّعَنَهُ اللّهُ وَغَضِبَ عَلَيْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ أُوْلَـئِكَ شَرٌّ مَّكَاناً وَأَضَلُّ عَن سَوَاء السَّبِيلِ). (بگو آيا شما را به بدتر از [صاحبان] اين كيفر در پيشگاه خدا خبر دهم همانان كه خدا لعنتشان كرده و بر آنان خشم گرفته و از آنان بوزينگان و خوكان پديد آورده و آنانكه طاغوت را پرستش كرده‏ اند اينانند كه از نظر منزلت بدتر و از راه راست گمراه ‏ترند). المائدة: 60
و الله تعالى فرمود:
(فَلَمَّا عَتَوْاْ عَن مَّا نُهُواْ عَنْهُ قُلْنَا لَهُمْ كُونُواْ قِرَدَةً خَاسِئِينَ). (و چون از آنچه از آن نهى شده بودند سرپيچى كردند به آنان گفتيم بوزينگانى رانده ‏شده باشيد). الأعراف: 166

یعنی اینکه آنها کلیدها را از دست خود انداختند و روح انسانیتی که خدا در پدرشان آدم (ع) قرار داد و آنها را به آن تشویق کرد را از دست دادند، و برای آنها چیزی باقی نماند مگر روح حیوانیت، پس به اصول خود، حیوانات و بدنهایی که خود خواهی ژن ها را خدمت می کنند لا غیر، بازگشتند.

بخاطر همین مسئله، در برابر کسانی که شما را با اول "من"، یا برادر قبل عمو زاده، یا عمو زاده قبل از بیگانه، یا استانم یا کشورم اولاً، شما را به شعار "انسانیتم" اولاً دعوت می کنم.
و انسانیت شما رهن تمایزتان از بقیه ی حیوانات است، و آنچه که شما را تمایز حقیقی می بخشد، فقط مغز نیست زیرا که آن نتیجه ی ترقی می باشد که بقیه ی حیوانات حتی اگر چه با سطح پایین تر را نیز دارا می باشند. آنچه که شما را متمایز می سازد، ایثار حقیقی خنثی ست که ممکن است با آن به خود جلوه ی زیبایی دهید، و با آن بشر به حساب آیید.

شرف و انسانیتت را می یابی..... هنگامی که نیازمندی را که هیچ ارتباطی با او نداری و علی رغم نیازی که به مال داری او را تحت تکفل قرار دهی، هنگامی که انفاق می کنی بدون اینکه در آینده انتظار مقابل داشته باشی.

شما را به پرورش انسان در باطن خود، و به پا گذاشتن و کشتن منیت،
و به شعار همسایه ام قبل از خودم، و شهر مجاور قبل از شهرم دعوت می کنم، همانطور که رسول الله مجمد (ص) و ائمه (ص) و پیامبران (ص) وصیت نمودند: اول همسایه، اول یتیم، اول بیوه.
و شما را به دوری از آنچه که اینها شما را به آن سوق می دهند، دعوت می کنم، و متأسفانه آنها شما را به پیروی از شیطان اولین گوینده ی "من" و امور مرتبط به آن مانند اول شهرم، و اول استانم دعوت می کنند. اینها شما را به اینها دعوت می کنند تا مصداق فرموده ی الله تعالی باشید:
(فَلَمَّا عَتَوْاْ عَن مَّا نُهُواْ عَنْهُ قُلْنَا لَهُمْ كُونُواْ قِرَدَةً خَاسِئِينَ).(و چون از آنچه از آن نهى شده بودند سرپيچى كردند به آنان گفتيم بوزينگانى رانده ‏شده باشيد).

اینها با جهل و شعارهای خودشان انسان را ویران می سازند و از بین می برند، و اگر انسان از بین رفت ممکن نیست که عنصری سودمند و مؤثر در زندگی اجتماعی پاک باشد، بلکه بمبی با شمارش معکوس خواهد بود که منتظر فرصت مناسب خواهد ماند تا سموم خود را به دیگران منتقل و سرایت دهد.
و این واقعیتی است که انسان امروز در آن زندگی می کند، و متأسفانه بسیاری از دزدان و کارکنان فاسد قربانی اینها و شعارشان و پیشوایان بد کردار می باشند.

عاقل باید درک کند که حتی رفاه جامعه ی دنیوی ممکن نیست از طریق اینها بدست آید، با توجه به از دست دادن آخرت با پیروی از آنها.



متن عربی

بسم الله الرحمن الرحيم
والحمد لله
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
هكذا يُهدَم الانسان
سبب كتابتي لهذا الموضوع هو اني اليوم واثناء زيارتي أحد الأنصار حفظه الله أطلعت على خبر مفاده ان احدى الجهات التي تمثل المرجعية كما يسمونها قد رفعت شعارا انتخابيا في العراق مفاده : (محافظتي أولا)
مؤخرا وفي اختبارات اجراها عالم ياباني من جامعة كيوتو تبين انه قد تكون آلة ذكاء الشمبانزي أفضل من آلة ذكاء الانسان في بعض الجوانب كالذاكرة قصيرة المدى.
بقية الحيونات تشاركنا حتى في أنواع الايثار الأخرى كالايثار المتبادل الذي تشاركنا فيه الخفافيش مصاصة الدماء او ايثار الأهل والابناء والاقارب الذي تبنيه الجينات في الاجسام والذي تشاركنا فيه حتى الفئران في جحورها.
ما يميزنا نحن البشر تمييزا حقيقيا عن بقية الحيونات المنتشرة على الأرض هو الايثار الحقيقي المحايد وللعلم فان الايثار الحقيقي المحايد عصي على التفسير العلمي المنطقي والمقبول له سواء من علم الاحياء التطوري او علم الاحياء الاجتماعي ولهذا فالايثار الحقيقي المحايد هو العقبة الواقفة بشموخ امام تكامل النظرية الالحادية علميا
ما يميزنا نحن البشر هو اننا في حالات - وبخلاف كل بقية الحيونات - نتمرد على انانية الجينات الفردية وبناءها العتيد في اجسامنا، فقد قامت وعلى مدى مئات ملايين السنين ببناء الاجسام لتتصرف بصورة انانية تجلب للجينات المنفعة التي تتمثل بالبقاء والانتقال عبر الأجيال.
الجينات يمكن ان تبني في الأجسام آليات – كالغدد - ومنتجات – كالانزيمات - تجبر الجسم على إيثار كاذب وغير حقيقي، ايثار يجلب لها المنفعة، كايثار الاهل لأبناءهم ولكن الجينات لايمكن ان تعمل بالضد من مصلحتها الانانية الفردية وتبني في الاجسام الايثار الحقيقي المحايد أو حتى ان تسمح له كثقافة ان يمر بسلاسة لان هذا - في الطبيعة - يعني إنقراض تلك الأجسام وفناء واندثار تلك المجموعة الجينية وعدم انتقالها عبر الأجيال.
هويتنا نحن البشر التي تميزنا عن بقية الحيونات هي الايثار الحقيقي المحايد والذي يكون بدون توقع مقابل مستقبلي كما تتوقعه الخفافيش مصاصة الدماء عندما تجتر بعض الدم لجيرانها، وبدون غريزة بنتها فينا الجينات لتجبرنا على ايثار الأبناء مثلا لأنهم وسيلتها للانتقال الى الجيل اللاحق والبقاء.
الايثار الحقيقي المحايد هو أشرف هوية يمكن ان يحملها كائن حي ليس في الأرض فقط بل على مستوى الكون المادي الجسماني ككل ومن المؤسف ان يتخلى عنها أكثر الناس وهم لا يعلمون انهم بتخليهم عنها يختارون ان تهيمن عليهم الحالة القردية ويكونون كأي نوع آخر من بقية القردة العليا الشمبانزي أو أو الغوريلا أو الاورونجوتان قال تعالى : ((وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَواْ مِنكُمْ فِي السَّبْتِ فَقُلْنَا لَهُمْ كُونُواْ قِرَدَةً خَاسِئِينَ [البقرة : 65]))
وقال تعالى : ((قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُم بِشَرٍّ مِّن ذَلِكَ مَثُوبَةً عِندَ اللّهِ مَن لَّعَنَهُ اللّهُ وَغَضِبَ عَلَيْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ أُوْلَـئِكَ شَرٌّ مَّكَاناً وَأَضَلُّ عَن سَوَاء السَّبِيلِ [المائدة : 60] ))
وقال تعالى : (فَلَمَّا عَتَوْاْ عَن مَّا نُهُواْ عَنْهُ قُلْنَا لَهُمْ كُونُواْ قِرَدَةً خَاسِئِينَ [الأعراف : 166])) : أي انهم القوا المفاتيح من ايديهم وخسروا الروح الانسانية التي بثها الله في ابيهم آدم ع وحثهم على تحصيلها ولم تبقى لهم الا الروح الحيوانية فعادوا الى اصولهم حيوانات وبهائم وأجساد تخدم انانية الجينات لا غير
لهذا ففي مقابل من يدعونكم بأنا أولا أو اخي قبل ابن عمي أو ابن عمي قبل الغريب او مدينتي او محافظتي او بلدي أولا
أدعوكم لشعار انسانيتي أولا
وانسانيتكم رهن تميزكم عن بقية الحيونات ومايميزكم تمييزا حقيقيا ليس هو الدماغ فقط لأنه نتاج تطوري يمتلكه بقية الحيونات وإن بمستوى ادنى، مايميزكم هو الايثار الحقيقي المحايد الذي يمكن ان تتحلون به، وبه تُعدون بشرا،
شرفك وانسانيتك تجدها ،
عندما تتكفل فقيرا ويتيما لا تربطك بهما صلة قرابة ورغم حاجتك للمال،
عندما تعطي دون ان تنتظر مقابلا مستقبليا ،
أدعوكم لبناء الانسان في بواطنكم أدعوكم لقتل الانا، ولشعار جاري قبل نفسي والمدينة المجاورة قبل مدينتي كما أوصى رسول الله محمد ص والائمة ص والانبياء ص : الجار أولا، والفقير أولا، واليتيم أولا، والارملة أولا، وأدعوكم لنبذ ما يدعوكم له هؤلاء فإنهم يدعونكم وللأسف للاقتداء بالشيطان القائل أنا أولا وملحقاتها وتوابعها مثل مدينتي أولا ومحافظتي أولا هؤلاء يدعونكم لتكونوا مصداقا لقوله تعالى : (فَلَمَّا عَتَوْاْ عَن مَّا نُهُواْ عَنْهُ قُلْنَا لَهُمْ كُونُواْ قِرَدَةً خَاسِئِينَ)
هؤلاء بجهلهم وبشعاراتهم يهدمون الانسان وإذا هدم الانسان فلا يمكن ان يكون منتجا وعنصرا نافعا وفاعلا في الحياة الاجتماعية السليمة بل سيكون قنبلة موقوتة تنتظر وقتها أو الفرصة المناسبة لتنفذ سمومها في الآخرين،
وهذا هو الواقع الذي يعيشه الناس اليوم فللأسف ان كثيرا من اللصوص والموظفين الفاسدين هم ضحية هؤلاء وشعاراتهم وقدوتهم الطالحة.
لابد ان يدرك العاقل انه حتى رفاه المجتمع الدنيوي لا يمكن تحصيله عن طريق هؤلاء فضلا عن خسارة الآخرة باتباعهم.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

يـوسف الأنصار

Guest
تاريخ ارسال: شنبه 19/ 12/ 1391 هجری شمسی ساعت 20:00 به وقت ایران

بسم الله الرحمن الرحيم
والحمد لله
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته

کمر درد:
در بسیار از اوقات طب در تشخیص علت کمر درد شکست می خورد، لذا دیدم که در این باب بیان مختصر علتها را بنویسم که ممکن است خود آنها را معالجه کنی.

علت بیولوژی (زیستی):
ما بشر، بدنهایی که از آنها برای امتحان در این دنیا استفاده می کنیم در میلیونها سال پیش در ساوانا، آفریقای نرم ساخته و پیشرفت کردند، و در نتیجه مفصل های بدن هایمان بر این اساس ساخته شده اند، یعنی حرکت بر روی زمین نرم؛ و برای این است که مفصل های ما در برابر مقاومت با صدمه هایی که با حرکت بر روی زمین سخت و از زمانی که با ساختن خانه ها و شهرها و راه های پوشش دار با مصالح ساختمانی سخت آغاز شد واجد شرایط و سازگاری و تحمل ندارند، و این مشکل ممکن است با پوشیدن نعل که از زیر نرم است و واجد شرایط انعطاف پذیری در برابر صدمه ها و کم کردن ضرر بر روی عمود فقری و مفصل ها ست، حل شود.

علت روحى (معنوى):
جن و حسد و امثال آنها:
معاینه: با خواندن سوره ی الفلق سه بار، سپس سوره ی الناس سه بار، سپس آیة الکرسی هفت بار، آغاز کن.
اگر در این هنگام خمیازه کشیدی، یعنی نیاز به علاج داری.
علاج: در طی مدت سه روز این اعمال را انجام می دهی:
سوره ی نور را می خوانی، و هنگامی که به آیه ی نور می رسی آن را هفتاد بار تکرار می کنی.
خدا را با این ذکر به یاد می آوری: سبحانه هو الله الواحد القهار، ده هزار بار.
بر روی ورقه ای سفید با گلاب و زعفران، سوره های الفاتحه، المعوذتین (الفلق و الناس) و آیة الکرسی را می نویسی، سپس آن را در آب به مقدار (5-3 لیتر) تحلیل می کنی، سپس با آن آب غسل کرده و اجازه نده که آب به مکانی نجس برود، بلکه آن را جمع آوری کرده و در مکانی پاک بینداز (در باغچه مثلاً).
بعد از اینکه این اعمال را به مدت سه روز انجام می دهی، شبی را ترک نگوی مگر اینکه قبل از خوابیدن این را بخوانی:
آیة الکرسی:
(اللّهُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَمَا تَحْتَ الثَّرَى عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ يَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ). البقرة: 255
(خداست كه معبودى جز او نيست زنده و برپادارنده است نه خوابى سبک او را فرو مى ‏گيرد و نه خوابى گران، آنچه در آسمانها و آنچه در زمين و آنچه ميان آن دو و آنچه زير خاک است از آن اوست. كيست آن كس كه جز به اذن او در پيشگاهش شفاعت كند آنچه در پيش روى آنان و آنچه در پشت ‏سرشان است مى ‏داند و به چيزى از علم او جز به آنچه بخواهد احاطه نمى ‏يابند، كرسى او آسمانها و زمين را در بر گرفته و نگهدارى آنها بر او دشوار نيست و اوست والاى بزرگ).

و آية السخرة:
(إِنَّ رَبَّكُمُ اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثاً وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالأَمْرُ تَبَارَكَ اللّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ * ادْعُواْ رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَخُفْيَةً إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ * وَلاَ تُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا وَادْعُوهُ خَوْفاً وَطَمَعاً إِنَّ رَحْمَتَ اللّهِ قَرِيبٌ مِّنَ الْمُحْسِنِينَ). الأعراف: 56-54
(در حقيقت پروردگار شما آن خدايى است كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد سپس بر عرش [جهاندارى] استيلاء يافت روز را به شب كه شتابان آن را مى طلبد مى ‏پوشاند و [نيز] خورشيد و ماه و ستارگان را كه به فرمان او رام شده ‏اند [پديد آورد] آگاه باش كه [عالم] خلق و امر از آن اوست، فرخنده خدايى است پروردگار جهانيان * پروردگار خود را به زارى و نهانى بخوانيد كه او از حد گذرندگان را دوست نمى ‏دارد * و در زمين پس از اصلاح آن فساد مكنيد و با بيم و اميد او را بخوانيد كه رحمت ‏خدا به نيكوكاران نزديک است).

و آية الملک:
(قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَن تَشَاء وَتَنزِعُ الْمُلْكَ مِمَّن تَشَاء وَتُعِزُّ مَن تَشَاء وَتُذِلُّ مَن تَشَاء بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ * تُولِجُ اللَّيْلَ فِي الْنَّهَارِ وَتُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَتُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَتُخْرِجُ الَمَيَّتَ مِنَ الْحَيِّ وَتَرْزُقُ مَن تَشَاء بِغَيْرِ حِسَابٍ). آل عمران: 27-26
(بگو بار خدايا تويى كه فرمانفرمايى هر آن كس را كه خواهى فرمانروايى بخشى و از هر كه خواهى فرمانروايى را باز ستانى و هر كه را خواهى عزت بخشى و هر كه را خواهى خوار گردانى همه خوبيها به دست توست و تو بر هر چيز توانايى * شب را به روز در مى ‏آورى و روز را به شب در مى ‏آورى و زنده را از مرده بيرون مى آورى و مرده را از زنده خارج مى ‏سازى و هر كه را خواهى بى ‏حساب روزى مى ‏دهى).
و از خداوند متعال سلامت و عافيت براى همه را خواستارم.


متن عربی

بسم الله الرحمن الرحيم
والحمد لله
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
اوجاع الظهر:
في كثير من الأحيان يفشل الطب الحديث في تشخيص سبب الم الظهر، لذا ارتأيت ان أكتب بيانا مختصرا لأسباب يمكن ان تعالجها بنفسك.
سبب بيولوجي:
نحن البشر تشكلت وتطورت الاجسام التي نستعملها للأمتحان في هذه الدنيا في الملايين الأخيرة من السنين في سافانا أفريقيا الرخوة وبالتالي فمفاصل اجسامنا بنيت على هذا الأساس اي السير على ارض رخوة ولهذا فمفاصلنا غير مؤهلة لمقاومة الصدمات التي يسببها لها السير على الأرض الصلبة التي اصبحنا نسير عليها بعد ان قمنا ببناء البيوت والمدن والطرق المكسوة بمواد البناء الصلبة وهذه المشكلة يمكن ان تعالج بلبس حذاء قاعدته مرنة ومؤهلة لأمتصاص الصدمات وتخفيف وقعها على العمود الفقري والمفاصل
سبب روحي:
الجن او الحسد وما شابه:
الفحص: ابدأ بقراءة سورة الفلق ثلاث مرات ثم سورة الناس ثلاث مرات ثم اية الكرسي سبع مرات،
إذا تثاءبت في الاثناء فهذا يعني أنك تحتاج لعلاج
العلاج: خلال ثلاثة أيام تقوم بهذه الاعمال
تقرأ سورة النور وعندما تصل الى آية النور تكررها سبعين مرة
تذكر الله بهذا الذكر : سبحانه هو الله الواحد القهار عشرة الاف مرة
تكتب في ورقة بيضاء بماء الورد والزعفران الفاتحة والمعوذتين وآية الكرسي ثم تحل الكتابة بماء (3-5 لتر) ثم تغتسل بالماء ولاتسمح ان يذهب ماء الغسل لمكان نجس بل قم بجمعه والقه في مكان طاهر (الحديقة مثلا)
بعد ان تكمل هذه الاعمال في ثلاثة أيام لا تترك كل ليلة وقبل ان تنام قراءة
اية الكرسي: ((اللّهُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَمَا تَحْتَ الثَّرَى عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ يَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ )) البقرة 255
واية السخرة: (( إِنَّ رَبَّكُمُ اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثاً وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالأَمْرُ تَبَارَكَ اللّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ * ادْعُواْ رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَخُفْيَةً إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ * وَلاَ تُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا وَادْعُوهُ خَوْفاً وَطَمَعاً إِنَّ رَحْمَتَ اللّهِ قَرِيبٌ مِّنَ الْمُحْسِنِينَ )) الأعراف 54-56
واية الملك: ((قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَن تَشَاء وَتَنزِعُ الْمُلْكَ مِمَّن تَشَاء وَتُعِزُّ مَن تَشَاء وَتُذِلُّ مَن تَشَاء بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ * تُولِجُ اللَّيْلَ فِي الْنَّهَارِ وَتُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَتُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَتُخْرِجُ الَمَيَّتَ مِنَ الْحَيِّ وَتَرْزُقُ مَن تَشَاء بِغَيْرِ حِسَابٍ )) ال عمران 26-27
وأسأل الله السلامة والعافية للجميع
 

يـوسف الأنصار

Guest
تاريخ ارسال: شنبه 19/ 12/ 1391 هجری شمسی ساعت 20:00 به وقت ایران

نصیحتی به مادران:
تلاش کن، کودکت را از شر انسان و جن، و هر جنبنده ای با قرآن و دعاء مصون و ایمن بداری، پس هنگامی که، هر شب فرزندنت می خواهد بخوابد او را با معوذتین (الفلق و الناس) و آیة کرسی ایمن نما، و سعی کن او نیز با شما همخوانی کند و با گذشت زمان او نیز آنها را حفظ خواهد کرد.
هنگامی که فرزندنت از منزل به مدرسه می رود، بعنوان مثال؛ ذکر خدا را به او بیاموز تا ذکر گفتن برای او عادت شود و بر آن رشد و نمو کند، و هنگامی که از منزل خارج می شود ذکر خدا کند، و ممکن است تنها به گفتن یا الله بسنده شود هر وقت که از منزل خارج گردد.
ذكر خدا فقط آخرتش را اصلاح نمى كند، بلكه سلامتى و حفظ از شر جن و انس و پلیدی ها را برای او به ارمغان می آورد، و همه ى شما آرزوى آنرا براى فرزندانتان داريد و گمان مى كنم هر كدام شما قادر به تقديم اين مقدار است.



متن عربی

نصيحة الى الأمهات:
أحرصي على تحصين طفلك من شرور الانس والجن ومن كل دابة بالقرآن والدعاء فعندما يذهب للنوم كل ليلة حصنيه بالمعوذتين واية الكرسي وحاولي ان تجعليه يقرأها معك ومع مرور الأيام سيحفظها
عندما يخرج الطفل من البيت الى المدرسة مثلا علميه ان ينطق بذكر الله لتكون له عادة يكبر عليها كلما خرج من البيت يذكر الله ويمكن ان تكتفي بأن يقول يالله كلما خرج
ذكر الله ليس فقط يصلح آخرة طفلك بل ان ذكر الله يحفظ لك طفلك دنيويا من شر الانس والجن ومن كل سوء وكلكم تتمنون سلامة ابناءكم وأظن ان هذا الثمن مقدور لكل واحد منكم
 

يـوسف الأنصار

Guest
تاريخ ارسال: دوشنبه 21/ 12/ 1391 هجری شمسی ساعت 21:30 به وقت ایران
Nazar Nazar نوشت:
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
من ابو احمد از بصره هستم، سخنانم را به سید احمد الحسن متوجه می سازم. آقایم، من دلایل شما را مطالعه کردم و راستش را بگویم در آنها دچار حیرت شدم. و من به خدا می خواهم به شما ایمان آورم، اما در حیرت به سر می برم و نمی دانم چه کنم.
شما به استخاره توصیه کردید، و من استخاره کردم پس بد بود. و به رؤیا نیز توصیه فرمودید، پس رؤیای صادقه دیدم و رؤیایی غیر صادقه. دری را نگذاشتم مگر اینکه آن را کوبیدم تا حجتی بر من نباشد. و از اهل علم سؤال کردم گفتند که این مرد دجال است، پس به آنچه گفتند بی توجه و سهل انگاری کردم، اما من نمی خواهم با آنها به مخالفت بپردازم تا پشیمان نشوم.مولایم می گویید می توانم معجزه هائی را ظاهر سازم- مانند زنده کردن مردگان- زیرا که این امر متعلق به غیب است، منظورم دعوت شما؛ پس اگر معجزه ای برای من ظاهر ساختید که بر دعوت شما دلالت کند، پس به خدا سربازی از سربازان شما خواهم بود که مایل است به خاطر شما، دین و مذهب جان فشانی کند، و الا دعوت شما از خانه ی عنکبوت سست تر است.

--------

بسم الله الرحمن الرحيم
و الحمد لله
السلام عليكم و رحمة الله و بركاته

ابو احمد! خدا به تو توفیق دهد و خطایت را ببخشد و از هر پلیدی تو را حفظ بدارد.

آز آن جایی که سخنانت را با آن خاتمه دادی آغاز می کنم: (سست تر از خانه ی عنکبوت).

بر حسب آنچه از کلامت پیداست، ادله ی احمد الحسن که مانند ادله ی جدش، محمد (ص) است، فقط تو را به حیرت افکنده، و تو را به نتیجه ی قطعی که احمد الحسن حق است، نرسانده است. و با توجه به اینکه، تو مانند دیگر شیعیان، معتقد به واجب بودن تقلید فقهاء
همانطور که آنها به شما خبر دادند هستی، بدون هیچ دلیل شرعی یا حتی عقلی، در سخن آنها حیران نشدید و پرس و جو نکردید و از آنان در مورد دلیل قطعی نپرسیدید، بلکه با کمال تأسف، چشم بسته از آنان پیروی کردید. و به هر حال من آنچه را که مطرح ساختند را مورد مناقشه قرار می دهم و برایت روشن می سازم که چه دروغ و جهلی را به شما عرضه می دارند، و امیدوارم که از امروز به بعد بر فریب شما استمرار نورزند و ان شاء الله دیر یا زود امیدم تحقق خواهد یافت زیرا مطمئنم که عقل و علم و نور بر جهل و تاریکی و تلاش برای فریب و گمراه کردن مردم غلبه خواهد یافت.

اکنون ببینیم آنان که از آنها سؤال کردی و آنها را اهل علم خواندی، آیا به راستی اهل علم هستند یا اهل جهل و دروغ؛ و داور بین ما دلیل و برهان است و نه بدگویی ها همانگونه که آنها انجام می دهند.

دین مرجعیت که آنها شیعیان آل محمد (ع) را با آن فریفتند و می خواهند این فریبکاری را ادامه دهند بر عقیده ی وجوب تقلید از غیر معصوم، استوار است، و نزد آنان هیچ دلیل نقلی برای اثبات آن وجود ندارد، و فقهای آنان بر این امر اقرار
دارند؛ پس در نزد آنها، آیه ای که دلیل محکمی باشد و یا روایتی که سندش قطعی باشد، وجود ندارد، و می توانی به سخنان سید خوئی و یا سید خمینی خداوند آنها را رحمت کند، و غیر از آنها از فقهاء در این خصوص، مراجعه نمایی. و به این دلیل آنها امروز به دلیل عقلی روی آورده اند و آن واجب بودن مراجعه ی جاهل به عالِم است، و من دلیل آنها را به طور کامل نقض نمودم و روشن کردم که سخن آنها مانند آن چیزی است که تو گفتی. (سست تر از خانه ی عنکبوت). زیرا که آنان گمان می کنند و بر اساس گمان اجتهاد می ورزند و آنان به این مطلب اقرار دارند، و هیچ کدام از آنها یافت نمی شود که بگوید، آنچه فتوا داده است، قطعی است. و در نتیجه، این دلیل بر آنها منطبق نمی شود، زیرا علمایی نیستند که بر اساس یقین حکمی را تقدیم کنند تا مراجعه ی جاهل به آنها واجب شود.
بنابراین! علمایی که یقین را تقدیم می کنند و عقل به وجوب مراجعه به آنها حکم می کند فقط خلفای خدا هستند و این چیزی است که ما می گوییم، که تقلید فقط از معصوم می باشد.


و آنان وقتی فهمیدند، آنچه در سابق گفته شد در اثبات عقیده شان سودی به آنها نمی رساند، سعی می کنند تا عامه ی مردم را فریب دهند که دلیل بر عقیده شان در وجوب تقلید از غیر معصوم یا فقهاء، همان رجوع غیر متخصص به متخصص است و این چیزی را که مطرح می سازند، عقیده شان را از جاییکه اطلاع ندارند، ویران می سازد:
(وَظَنُّوا أَنَّهُم مَّانِعَتُهُمْ حُصُونُهُم مِّنَ اللَّهِ فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُم بِأَيْدِيهِمْ وَأَيْدِي الْمُؤْمِنِينَ فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ).

(و گمان کردند که حصارهایشان در برابر خدا از آنان محافظت می کند پس خدا از آنجا که ندانستند بر آنان آمد و در دلهایشان ترس افکند، آنان خانه هایشان را به دست خودشان و دست مؤمنین خراب می کنند. پس ای بینایان! عبرت بگیرید). الحشر: 2


آری! نهایت آن چیزی که می توان درباره ی رجوع غیر متخصص به متخصص گفت، آن است که این کار جایز است و نه واجب. و این یعنی اینکه آنها با مطرح ساختن این گفته برای استدلال بر عقیده شان، از عقیده ی باطلِ خود که مطرح می کردند و آن وجوب تقلید از غیر معصوم و فقهاست، چشم پوشی و دست کشیدند.

آنان برای شما مثال مراجعه ی بیمار به پزشک را می زنند تا بر عقیده شان که وجوب تقلید از غیر معصوم یا فقهاء است، دلالت کنند. و این در حالی است که ارجاع بیمار به پزشک و عمل به آنچه او می گوید، واجب نیست، بلکه جایز است.

آیا وقتی بیمار می شوی واجب است که به پزشک مراجعه کنی و آیا واجب است که به گمان او عمل نمایی؟ زیرا خود پزشک، احکامش ظنی است نه قطعی. و اگر خود پزشک وقتی که احکامش گمانی باشد می گوید که در صد درمان موفق این قدر است و در صد شکست درمان این قدر می باشد، و انتخاب با تو خواهد بود، و او به تو نمی گوید که باید به آنچه گفتم عمل کنی، یا آن درمانی که توصیه کردم را حتماً باید بپذیری، یا عمل جراحی که گمان می کنم باعث بهبودی تو شود را باید انجام دهی.

بنابراین، چه بسیار بیمارانی که زیر دست پزشکان در اتاق عمل یا بر اثر تعیین اشتباه نوع درمان به وسیله ی پزشک یا مقدار شربت مورد نیاز که خوردند، فوت شدند؛ و بعضی از بیماران با درد به نزد پزشک آمدند و به دلیل خطای پزشک جراحی که پایان نامه ی دکترا به همراه دارد در تشخیص حجم پلاتین مورد نیاز که برای تثبیت استخوان به کار می رود، با فلج و ناتوانی در ایستادن بازگشتند. و به این ترتیب گمان نمی کنم عاقلی باشد که بگوید، رجوع بیمار به پزشک و عمل به آنچه او می گوید، واجب است.

اکنون؛ آیا در اینهایی که خود را "مراجع" می نامند کسی صاحب شرف و شجاعت هست تا در جمع اعتراف کند که آنان در برابر امام احمد الحسن شکست خورده اند؟ و عقیده ی آنان که بر اساس دین مرجعیت فقهاء بنا شده بود، ساقط شده است و به پایان رسیده است؟

آنکه صاحب شجاعت و شرف اقرار به حق باشد، واجب است که اقرار و اعتراف کند که احمد الحسن، عقیده ی آنان را منهدم ساخت و آن عقیده به زباله دان تاریخ بدون بازگشت سپرده شد.
آری! این عقیده همچنان بعنوان وسیله ای برای نادانی و به نادانی بردن و فریب شیعیان اهل بیت (ع)، باقی است، ولی دیگر به پایان رسید و هیچ مصداق علمی در نزد کسانی که طالب معرفت حق و حقیقتند، ندارد. و دیر یا زود، روزی خواهد آمد و شیعیان اهل بیت (ع) آگاه می شوند و می فهمند که دجال آن کسی است که از آنان اعتقاد به وجوب تقلید از غیر معصوم یا فقهاء را می خواهد؛ زیرا آنان را به عقیده ای باطل که دلیل نقلی یا عقلی بر آن نیست فرا می خواند.

و عبارت "وجوب" را تکرار می کنم تا شما ای شیعیان خدا توفیقتان دهد، آگاه شوید و چشمانتان را باز کنید و به روشنی ببینید، و اینان که خودشان را فقهاء می نامند که تقلید از غیر معصوم یا فقهاء را واجب می دانند، نیز بیدار شوند. بنابراین باید بعد از آنکه دلایل نقض، و آشکار شد که دلایلشان، مانند وصفی است که تو نقل کردی (سست تر از خانه ی عنکبوت)، این وجوب را برای ما اثبات کنند و اینان شما را با انتقال بحث به مناقشه ی اجتهاد یا جواز تقلید یا حجیت عمل به گمان، نفریبند، زیرا همه ی این امور، خارج از عقیده ی باطل آنهاست که شایسته است آن را اثبات کنند. عقیده شان وجوب تقلید از غیر معصوم است پس باید آن را اثبات کنند، یا آنکه به بطلانش اقرار نمایند، و اقرار کنند که احمد الحسن آن را منهدم ساخت و عقیده ی باطل آنها را از اساس نابود کرد و از آن چیزی نماند.

اما ادله ی دعوت، پس آنها تمامی ادله ی تشخیص خلیفه ی خدا هستند که با همه ی آنها آمده ام و برای تو به اختصار که سزاوار این مقام است تبیین خواهم کرد که چه هستند:
نص (متن یا وصیت) تشخیصی: و آن متنی است که خلیفه ی خدا را مشخص می کند و از آن:
نص از جانب خدا: مانند نص خدا بر آدم در محضر فرشتگان، و مثال آن رؤیاهای مکرر و متواتر است که به واسطه ی رؤیت آن می توان مطمئن شد که مدعی دروغ نمی گوید و واجب است که رؤیا منطبق با نص تشخیصی باشد.
نص از خلیفه ی خدا: و آن بر دو نوع است:

نص مستقیم: و آن وصیت خلیفه ی خدا بر وصی بطور مستقیم است، مانند وصیت رسول الله (ص) به علی (ع). و در مورد امام مهدی (ع) رفع داده شده و غایب است، و راه های ارتباط با کسانی که به ایشان ایمان دارند، مکاشفه و رؤیا و ملاقات است، و بدین وسیله برای عده ی زیادی که ممکن نیست انکار شوند شهادت دادند که احمد الحسن، فرزند و وصی ایشان و از آل محمد (ع) است.
غیر مستقیم: و آن وصیت خلیفه ی خدا بر وصی او به صورت غیر مستقیم است، مانند وصیت رسول الله (ص) بر علی ابن موسی الرضا (ع). و این نص برای اینکه نصی تشخیصی باشد، لازم است تضمینی الهی وجود داشته باشد که افراد باطل مدعی آن نشوند، و به این ترتیب هر کس ادعای آن را بکند، صاحب این وصیت است و مثال آن وصیت رسول الله محمد (ص) است که خدا بر زبان پیامبرش محمد (ص) آن را اینگونه توصیف کرد که نوشته ای باز دارنده از گمراهی برای آن کس که به آن چنگ بزند، می باشد.
و کیفیت احتجاج به آن را در بیش از یک جواب تفصیل کرده ام که آن نصی است که مشخص می کند مدعیش خلیفه ی خداست، و تبیین کردم که چگونه ادعای من به این وصیت به تنهایی مشخص می کند که من از خلفای خدا هستم. زیرا خدا آن وصیت را اینگونه توصیف کرد که خود این وصیت به تنهایی، برای آن کس که به آن چنگ بزند، باز دارنده از گمراهی است. پس باید آن معبود سبحان، که عالم و قادر و صادق و حکیم مطلق است، نصی را که به باز دارنده از گمراهی برای آن کس که به آن چنگ زد را از ادعای باطلان محفوظ بدارد تا آن هنگام که صاحبش آن را ادعاء کند، و غرض از آن تحقق یابد، و اگر جز این باشد، خدا، جاهل یا ناتوان یا دروغگو یا فریبکار و فریب دهنده ی کسانی که به سخن او تمسک جستند، ولیکن از باطل پیروی کردند خواهد بود؛ و محال است که او نادان یا عاجز باشد زیرا او عالم و قادر مطلق است و محال است که از حق سبحان و متعال دروغ صادر شود، زیرا او صادق و حکیم است و ممکن نیست که به دروغ توصیف شود، و اگر جز این باشد بر چیزی از سخنش نمی توان اطمینان کرد و دین نقض می شد.
و جوابها را شیخ علاء السالم خدا حفظش کند، در کتاب وصیت مقدس، جمع نموده است و از فقهاء خواسته ام تا برای مناظره با من، و رد آن چیزی که گفتم، پیشقدم شوند. ولی آنان عاجز ماندند و حق ما ثابت شد و سپاس و ستایش شایسته ی خداست.

اما معجزه:

نشانه ها و معجزاتی در این دعوت رخ داده اند که از جمله ی آنها به هلاکت رسیدن خطیب علی شُکرْی است؛ و این شخص پس از آنکه احمد الحسن را بر سر منبر سب کرد و در مورد او ستم نمود، خدا بر سخن و کردارش در پیشاپیش هزاران نفر گواهی و شهادت داد و خدا خواست که مهلتش ندهد و او را طی چند روز بسیار اندک، به هلاکت رساند و نشانه ای برای جهانیان شود. پس آنکه از این نشانه عبرت نگیرد، نشانه ی دیگری سودمند نیست.

پس فرق بین به هلاکت رسیدن این ظالم و آن کس که طلب عذاب کرد و رسول الله (ص) را تحدی کرد، و فرق بین هلاک شدن این ظالم و بین هلاک شدن آنکه امام حسین (ع) را سب کرد و ایشان را تحدی کرد که عاقبتش در عاشوراء رفتن به جهنم خواهد بود، پس خدا به او مهلت نداد و او را آیتی قرار داد و عاقبتش روانه شدن به آتش بود، چیست؟

گمان می کنم همه ی اینها نشانه هایی هستند که روشن می سازند، خدا از اولیائش دفاع می کند تا بگوید که اینها اولیای من هستند و من خدای واحد احد برای آنان شهادت می دهم و سپاس و ستایش از آن خداست. همانا شیخ علی شُکرْی که مراجعتان برای به هلاکت رسیدن او ابراز تأسف و همدردی کردند گواهی خدا را طلبید، و خدا از بالای منبر گواهی داد و مهلتش نداد، و خدا برای من با معجزه ای روشن و آشکار علی رغم عدم قبول منافقین گواهی و شهادت داد.
و آن چیزی که برای جدم رسول الله و جدم حسین درود خدا بر آنها باد حاصل شد برای من نیز حاصل گردید، و گواهی خدا بین من و آنها کافی است، و این نشانه ای ثبت شده و به تصویر کشیده شده است، و می توانی آن را مشاهده کنی.

پس اگر منافقی بگوید چرا خدا همه ی آنهایی که به تو بد گویی می کنند و بر تو تعرض می دارند، را به هلاکت نمی رساند؟

می گویم: زیرا حکمت از معجزه، اثبات اتصال من به خداست، و این حکمت با هلاکت یکی تحقق یافت. پس خدا همه ی آنهایی را که با حسین (ع) در کربلاء در روز عاشوراء جنگیدند را با معجزه ها به هلاکت نرساند، بلکه عده ای را به هلاکت رساند تا نشانه و آیتی باشند. بلکه خدا شمر و حرمله را هلاک نکرد علی رغم اینکه آنچه با حسین درود خدا بر او باد، انجام دادند بدتر از سب او یا اتهام او، مبنی بر اینکه از اهل آتش است، بود.

اما درخواستت مبنی بر اینکه نشانه ای خاص برای تو آورده شود، بدان، خدا به تو توفیق دهد و خطایت را اصلاح کند و تو را به زینت عقل مزین سازد؛ خلفای خدا، دلقک یا بازیگرانی در سیرک و یا پهلوانانی که در خیابانها و راه ها در اطراف مردم دور می زنند، نمی باشند تا برای مردم حرکاتی انجام دهند و آنها را شکفت زده کنند، بلکه آنچه باید دانست این است که معجزه نشانه ای از جانب خدا است که اثبات می کند برای آن شخصی که حاصل می شود ولی از اولیای خدا است و خدا از او دفاع کرده و او را تأیید می کند، و این امر در این دعوت حق در بسیاری از جاها و از جمله با شیخ علی شُکرْی که او شخص معروف در حوزه ی نجف و قم است و بعضی از فقهاء برای او بعد از به هلاکت رسیدنش ابراز تأسف و همدردی کردند، تحقق یافت.

خدا به تو توفیق دهد و خطایت را اصلاح کند، توجه داشته باش که خدا در قران تصریح کرده است که ایمان به غیب را می خواهد و به همین دلیل آنگاه که معجزه ای بیاورد، جایی برای ایمان به غیب را در آن باقی نمی گذارد، و آن را معجزه های قهری که فرصتی برای ایمان به غیب نگذارد، قرار نمی دهد، و اگر او نشانه ای قهری و بدون فرصتی برای ایمان به غیب، انجام دهد، ایمان آن کس که به سبب آن، ایمان آورد، را نمی پذیرد؛ و قصه ی فرعون در قرآن معروف است و علتی برای عدم قبول ایمان فرعون به جز آنکه معجزه اتفاق افتاد و فرصتی برای ایمان به غیب نگذاشت، وجود ندارد و این امر را به تفصیل در تفسیر آیه ای از سوره ی یونس تبیین کردم پس به آن مراجعه نما.

و اگر خدا ایمان مردم با معجزات فردی ناتوان کننده ی قاهره، بدون آنکه مجالی برای ایمان به غیب بگذارد، را می پذیرفت، رسولش محمد (ص) را وادار می کرد فرستادگانی را با معجزات فردی به سوی حکومتداران آن زمان بفرستد، و مثلاً هر فرستاده، جلوی حاکم بایستد و اسب او را تبدیل به قطعه ای از طلا یا آهن کند و از حاکم بخواهد که این معجزه را در نزد خود نگه دارد، و اگر او چنین می کرد به او ایمان می آوردند و بقیه ی مردم در ایران یا اروپا هم به یکباره ایمان می آوردند و امر به پایان می رسید. یا حداقل نامه های خود را به زبانشان می فرستاد و آنها را به زبان عربی ارسال نمی کرد. یا خدا، قران را با همه ی زبانهای عالم یا حداقل با صد زبان می فرستاد. آیا این کار برای حجت آوردن بر مردم، قویتر نمی باشد؟ و اگر این کار را می کرد، این به عنوان نشانه و معجزه ای آشکار برای حضرت محمد (ص) بود که او متصل به خداست. یا حداقل اگر او [محمد (ص)] به ترجمه ی قران به همه ی زبانها اقدام می کرد، بدون آنکه قرآن را اینگونه برای اجتهادهای شخصی رها کند، که امروز در نزد ما چندین ترجمه ی انگلیسی موجود است که آنها با هم متفاوت و متضادند.

خصوصاً بعضی از این دروغگویان بر منبرها می گویند، محمد (ص) و ائمه (ع) به همه ی زبانها صحبت می کردند. پس چرا رسول الله (ص) و ائمه (ع) قران را ترجمه نکردند؟! آیا مثلاً محمد (ص) و ائمه (ع) بخیل بودند و بلا نسبت ایشان که چنین باشند؟! و یا اینکه ترجمه ی قرآن که مردم غیر عرب احتیاج مبرم به آن داشتند، با حکمت موافق نبود؟ یا اینکه حدود دویست و پنجاه سال برای پیامبر و ائمه کافی نبود تا آن را ترجمه کنند؟ آیا اینکه تسلط شخصی بر صدها زبان معجزه ای آشکار و حجت تام و استوار در طول زمان نیست؟


به تو تأکید می کنم که بسیاری از ملحدین در سخنشان کاملاً راستگو هستند، آنگاه که می گویند، خدا اگر موجود است، چرا برای ما معجزه ای کوچک نمی آورد تا وجودش را به ما ثابت کند، و به او ایمان آوریم؟
و من در اینجا طلب پروفسور ریچارد داوکینز را به نیابت از طرف او مطرح می کنم. او می گوید چرا خدا دست قطع شده ی فرد مؤمن را، آنگاه که قسمتهایی از آن بریده شود، مانند دو زیستان دوباره از نو نمی رویاند، تا وجودش را تصدیق کنیم؟ آیا می توانی با آن اعتبار که مؤمن به وجود خدایی برای او تبیین کنی چرا خدا طلبش را اجابت نمی کند؟ پس با این حساب، طلب او در پیش همه ی مؤمنان موجه است و خصوصاً آنهایی که به معجزات مجانی و آنچه به چپ و راست انداخته می شوند، ایمان دارند، به محض اینکه مردم ایمان آورند حتی اگر این ایمان خالی از هر گونه مجال و فرصتی برای غیب باشد.

آنان که می گویند، بر احمد الحسن است که هر گاه تقاضا کردند معجزه بیاورد و اگر نیاورد بر حق نیست، بر آنها لازم است که برای پروفسور ریچارد داوکینز، معجزه ای از پروردگارشان که به او ایمان دارند، بیاورند؛ و معتقدم که پروردگار تواناتر از بنده است و اگر معجزه نیاوردند، به حسب قانونشان، پروفسور ریچارد داوکینز صد در صد حق دارد و الحادش بنا بر قاعده ای که به آن اقرار دارند، صحیح است.

آیا آنان این نتیجه را می پذیرند یا این قانون شیطانی آنها فقط در مواجهه با احمد الحسن است؟





متن عربی


كتب :Nazar Nazar
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته / اني ابو احمد من البصره اوجه كلامي الى السيد احمد الحسن /سيدنا المفدى اني اطلعت على ادلتكم فهيه محيره اقول لكم الصدق --وانا والله اريد ان امن بكم ولكن انا في حيره من امري ولا اعرف ماذا افعل --انتم تقولون بالخيره ففعلتفكانت ميره وتقولون بالرأيا --- فرايت رؤيا حسنه ورؤيا غير حسنه -ماتركت بابا الا وطرقته حتى لاتكون علي حجه وسالت اهل العلم قالو لي هذا الرجل دجال فلم اكترث لقولهم ولكني لااريد ان اخالفهم فاندم - سيدي تقولون انكم تستطيعون اطهار المعاجز --كاحياء الموتى الى اخره-- لان هذا الامر متعلق بالغيب اقصد دعوتكم---فان ظهرتم معجزة لي تدل على دعوتكم فوالله اكن جندي من جندكم وارغب بالشهاده من اجلكم ومن اجل الدين والمذهب ----والا فان دعوتكم اوهن من بيت العنكبوت.

ج/ بسم الله الرحمن الرحيم
والحمد لله
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
أبو أحمد وفقك الله وسدد خطاك وحفظك من كل سوء
سأبدأ من حيث انتهيت انت :
اوهن من بيت العنكبوت
حسب ما يتضح من كلامك أن أدلة دعوة أحمد الحسن التي هي كأدلة جده محمد ص فقط أدخلتك في حيرة ولكنها لم توصلك الى القطع بأن أحمد الحسن محق ومع العلم انت كغيرك من الشيعة تعتقدون بوجوب تقليد الفقهاء كما اخبروكم هم بدون أي دليل شرعي او حتى عقلي ولم تحتاروا ولم تبحثوا ولم تسألوهم عن الدليل القطعي بل اتبعتموهم مغمضي العيون للأسف وعموما سأناقش لك طرحهم وأبين لك أي كذب وجهل يقدمون لكم وأرجو ان لايستمروا بخداعكم بعد اليوم وان شاء الله سيتحقق رجائي عاجلا أم آجلا لاني واثق ان العقل والعلم والنور سيغلب الجهل والظلام ومحاولة خداع الناس وتضليلهم.
لنرى من سألتهم وتسميهم أهل العلم، هل هم فعلا أهل علم أم أهل جهل وأكاذيب والحكم بيننا وبينهم الدليل وليس الشتائم كما يفعلون هم:
دينهم المرجعي الذي خدعوا شيعة ال محمد ويريدون الاستمرار بخداعهم به مبني على عقيدة وجوب تقليد غير المعصوم وليس لديهم أي دليل نقلي لاثباته وفقهاؤهم يقرون بهذا الامر فلا توجد عندهم آية محكمة الدلالة ولا رواية قطعية السند قطعية الدلالة ويمكنك مراجعة اقوال السيد الخوئي والسيد الخميني رحمهما الله وغيرهم من الفقهاء بهذا الخصوص وبالتالي ينتقل هؤلاء اليوم الى الدليل العقلي وهو وجوب رجوع الجاهل الى العالم وقد نقضت عليهم دليلهم هذا بنقض تام وبينت انه كما قلت انت (أوهن من بيت العنكبوت) حيث انهم ظانون ويقدمون ظنونا اجتهادية وهم يقرون بهذا ولايوجد منهم من يقول انه يقدم يقينا ،
وبالتالي فالدليل لاينطبق عليهم لانهم ليسوا علماءا يقدمون يقينا ليجب رجوع الجاهل اليهم فالعلماء الذين يقدمون يقينا ويحكم العقل بوجوب الرجوع اليهم هم فقط خلفاء الله وهذا مانقوله نحن ان الواجب فقط تقليد المعصوم.
وهم لما وجدوا ان ما تقدم لم ينفعهم في اثبات عقيدتهم يحاولون خداع عامة الناس بأن الدليل على عقيدتهم في وجوب تقليد غير المعصوم أو الفقهاء هو رجوع غير المتخصص للمتخصص وهذا الذي يطرحونه قد هدم عقيدتهم الباطلة من حيث لايعلمون ((وَظَنُّوا أَنَّهُم مَّانِعَتُهُمْ حُصُونُهُم مِّنَ اللَّهِ فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُم بِأَيْدِيهِمْ وَأَيْدِي الْمُؤْمِنِينَ فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ))،
فغاية ما يمكن ان يقال في رجوع غير المتخصص للمتخصص هو الجواز وليس الوجوب وهذا يعني انهم بطرحهم هذه المقالة للاستدلال على عقيدتهم قد تنازلوا عن عقيدتهم الباطلة التي يطرحونها وهي وجوب تقليد غير المعصوم أو الفقهاء.
هم يضربون لكم مثل رجوع المريض للطبيب ليستدلوا على عقيدتهم وهي وجوب تقليد غير المعصوم او الفقهاء في حين ان رجوع المريض للطبيب والعمل بما يقوله ليس بواجب بل هو جائز فهل اذا تمرضت يجب عليك الذهاب الى الطبيب وهل يجب عليك العمل بظن الطبيب ؟! إذا كان هو الطبيب نفسه عندما تكون أحكامه ظنية يقول لك هذه نسبة النجاح وهذه نسبة الفشل وانت مخير ولا يقول لك يجب عليك العمل بما أقول أو يجب عليك تعاطي العلاج الذي أحدده أو يجب عليك إجراء العملية الجراحية التي أظن انها تسبب لك الشفاء فكثير من المرضى توفوا تحت ايدي الأطباء في غرف العمليات او نتيجة خطأ الطبيب في تحديد نوع العلاج او الجرعة اللازمة وبعض المرضى جاؤوا للطبيب بألم ليخرجوا بشلل وعجز عن الوقوف نتيجة خطأ الطبيب الجراح الذي يحمل شهادة الدكتوراه في تشخيص قياس قطعة البلاتين اللازمة لتثبيت العظام وبالنتيجة لا أظن ان هناك عاقل يقول بأن رجوع المريض للطبيب وعمله بما يقوله له واجب.
فالان هل في هؤلاء الذين يسمون انفسهم "مراجع" من يمتلك الشرف والشجاعة للاعتراف على الملأ بأنهم هزموا امام احمد الحسن وان عقيدتهم التي يبنى عليها الدين المرجعي للفقهاء قد اسقطت وانتهى امرها؟.
من يمتلك الشجاعة وشرف الإقرار بالحق المفروض انه يقر ويعترف بان أحمد الحسن قد هدم عقيدتهم وانتهت الى مزبلة التأريخ من غير رجعة نعم هي باقية الان كوسيلة جهل وتجهيل وخداع لشيعة اهل البيت ولكنها انتهت ولم تعد تحمل أي مصداقية علمية عند من يطلبون معرفة الحق والحقيقة وسيأتي يوم عاجلا أم آجلا وينتبه شيعة أهل البيت ويعرفون أن الدجال هو من يطلب منهم الاعتقاد بوجوب تقليد غير المعصوم أو الفقهاء لانه يأمرهم بعقيدة باطلة لادليل عليها من النقل أو العقل.
وأكرر (وجوب) لتنتبهوا وفقكم الله وتفتحوا اعينكم وتروا جيدا أيها الشيعة وينتبه هؤلاء الذي يسمون انفسهم "فقهاء" الى انهم يقولون وجوب تقليد غير المعصوم أو الفقهاء إذن فليثبتوا لنا هذا الوجوب بعد ان نقضت ادلتهم وتبين انها كالوصف الذي نقلته انت (اوهن من بيت العنكبوت) ولايخدعنكم هؤلاء بالانتقال الى مناقشة الاجتهاد أو جواز التقليد او حجية العمل بالظن فهذه أمور كلها خارجة عن عقيدتهم الباطلة المطلوب منهم اثباتها فعقيدتهم هي وجوب تقليد غير المعصوم فليثبتوها أو ليقروا ببطلانها ويقروا ان احمد الحسن هدمها وسحق على هامة عقيدتهم الباطلة وقضى عليها ولم يبقي لها باقية.
أما أدلة الدعوة فهي كل الأدلة على تشخيص خليفة الله مجتمعة وقد جئت بها جميعا وسأبين لك ماهي وكيف باختصار يليق بهذا المقام:
النص التشخيصي : وهو النص الذي يشخص خليفة الله ومنه
النص من الله: كنص الله على آدم عند الملائكة ومثله الرؤى المتواترة والتي يحصل أطمئنان بأمتناع تواطئ مدعي رؤيتها على الكذب ولابد ان تكون الرؤى مطابقة للنص التشخيصي.
النص من خليفة الله : وهو على نوعين
المباشر : وهو نص خليفة الله على وصيه المباشر كما هو نص رسول الله ص على علي وبالنسبة للأمام المهدي ع مرفوع وغائب وسبل تواصله مع من يؤمنون به الكشف والرؤى واللقاء وبها قد شهد لعدد يمتنع تواطئهم على الكذب بأن احمد الحسن أبنه ووصيه ومن ال محمد ع ،
غير المباشر: وهو نص خليفة الله على وصيه غير المباشر كما هو نص رسول الله ص على علي ابن موسى الرضا ع وهكذا نص ليكون نصا تشخيصيا لابد ان يكون هناك ضمانا الهيا بأنه محفوظ من ان يدعيه المبطلون وبالتالي فمن يدعيه فهو صاحبه ومثاله وصية رسول الله محمد ص التي وصفها الله على لسان نبيه محمد ص بانها كتاب عاصم من الضلال لمن تمسك به وقد فصلت كيفية الاحتجاج بها وانها نص يشخص مدعيه على انه خليفة الله في أكثر من جواب وبينت كيف ان مجرد ادعائي لها يشخص كوني من خلفاء الله لان الله قد وصفها بانها لوحدها عاصمة لمن تمسك بها من الضلال فلابد ان يحفظ سبحانه وهو العالم القادر الصادق الحكيم المطلق النص الذي وصفه بانه عاصم من الضلال لمن تمسك به من ادعاء المبطلين له حتى يدعيه صاحبه ويتحقق الغرض منه وإلا لكان جاهلا أو عاجزا أوكاذبا مخادعا ومغريا للمتمسكين بقوله باتباع الباطل. ومحال ان يكون جاهلا أو عاجزا لانه عالم وقادر مطلق ويستحيل ان يصدر من الحق سبحانه وتعالى الكذب لانه صادق وحكيم ولايمكن وصفه بالكذب والا لما امكن الركون الى قوله في شيء ولإنتقض الدين وقد جمع الاجوبة الشيخ علاء السالم حفظه الله في كتاب الوصية المقدسة وقد طلبت من الفقهاء ان يتقدموا لمناظرتي والرد على ما قلته ولكنهم عجزوا وثبت حقنا والحمد لله
أما المعجزة:
فقد حصلت آيات ومعاجز في هذه الدعوة منها هلاك الخطيب علي الشكري وهذا الشخص بعد ان سب وتجاوز على احمد الحسن أشهد الله على قوله وفعله من على المنبر أمام الاف الناس فشاء الله ان لايمهله وأهلكه خلال أيام قليلة جدا وجعله آية للعالمين فمن لا يتعظ به لن تنفعه معجزة أخرى فما الفرق بين اهلاك هذا الظالم وبين اهلاك من سأل العذاب وتحدى رسول الله ص ومالفرق بين اهلاك هذا الظالم وبين اهلاك من سب الحسين ع وتحداه بأن مصيره للنار في يوم عاشوراء فشاء الله ان لا يمهله ويجعله اية وكانت عاقبته ان سقط في النار واحترق أظن كلها ايات تبين ان الله يدافع عن اولياءه ليقول بتلك الايات ان هؤلاء اوليائي وانا الله الواحد الاحد اشهد لهم والحمد لله فقد طلب الشيخ علي الشكري الذي نعاه مراجعكم شهادة الله وأشهد الله من على المنبر فلم يمهله الله وقد شهد الله لي بآية معجزة بينة ظاهرة رغم أنوف المنافقين وحصل معي كما حصل مع جدي رسول الله ومع جدي الحسين صلوات الله عليهم وكفى بالله شهيدا بيني وبينكم وهذه الاية موثقة ومصورة ويمكنك الاطلاع عليها ،
فإن قال منافق فلما لايهلك الله كل من يسبونك ويتعرضون لك؟
أقول : لان الحكمة من المعجزة هي اثبات اتصالي بالله وقد تحققت بهلاك واحد فالله لم يهلك كل من قاتلوا الحسين في كربلاء في يوم عاشوراء بالمعاجز بل اهلك من اهلك ليكون آية بل الله لم يهلك الشمر او حرملة رغم ان وقع مافعلوه كان أعظم على الحسين صلوات الله عليه من سبه واتهامه بانه من اهل النار.
أما طلبك آية خاصة بك انت فأعلم وفقك الله وسدد خطاك وزينك بزينة العقل ان خلفاء الله ليسوا مهرجين ولاممثلين في سيرك ولابهلوانيين يدورون على الناس في الشوارع والطرقات ليعملوا لهم حركات واعمال تبهرهم بل غاية مافي المعجزة انها آية من الله تثبت ان من تحصل له ولي من أولياء الله وان الله يدافع عنه ويؤيده وقد تحقق هذا الامر في هذه الدعوة الحقة في اكثر من موضع ومنها ما حصل لشيخ علي الشكري وهو شخص معروف لدى حوزتي النجف وقم وقد نعاه بعض الفقهاء لما اهلكه الله.
وفقك الله وسدد خطاك انتبه ان الله صرح في القرآن انه يريد الايمان بالغيب ولهذا حتى عندما يقيم معاجز يترك مساحة فيها للايمان بالغيب ولايجعلها معاجز قهرية لاتترك مساحة للغيب ولو انه فعل اية قاهرة لاتترك مساحة للغيب فإنه لايقبل ايمان من يؤمن بسببها، وقصة فرعون في القرآن معروفة ولايوجد سبب لعدم قبول الله ايمان فرعون غير كون الاية قاهرة ولم تترك مساحة للغيب وهذا امر بينته بالتفصيل في تفسير اية من سورة يونس فراجعه.
ولو كان الله يريد ايمان الناس بمعجزات فردية قاهرة لاتترك للايمان بالغيب مساحة لجعل رسوله محمدا ص يرسل رسله الى الحكام في زمانه بمعجزات فردية، فمثلا كل رسول يقف بين يدي الحاكم ويتحول حصانه الى قطعة ذهب أو حديد ويطلب من الحاكم الاحتفاظ بهذه المعجزة عنده ولو انه فعل هذا لآمنوا به وآمن بقية الناس في ايران أو اوربا دفعة واحدة وانتهى الامر او على الأقل كان ارسل رسائله لهم بلغاتهم ولم يرسلها بالعربية أو كان الله أنزل القرآن بكل اللغات العالمية أو مئة لغة على الأقل اليس هذا أقوم للحجة على الناس ولو انه فعلها لكانت هذه اية معجزة ظاهرة لمحمد ص وانه متصل بالله او على الأقل لو انه ص قام بترجمة القرآن لكل اللغات بدل ان يتركه هكذا للاجتهادات الشخصية فتكون لدينا عدة ترجمات إنجليزية للقرآن وهي ترجمات مختلفة ومتضاربة، وخصوصا ان بعض هؤلاء الكذابين يقولون لكم على المنابر ان محمدا والائمة كانوا يتكلمون كل اللغات فلماذا لم يترجم الرسول والائمة ص القرآن، هل ان محمدا والائمة ص بخلاء مثلا وحاشاهم؟!، أم ان ترجمة القرآن التي كان غير العرب بأمس الحاجة لها لاتوافق الحكمة؟!، أم ان مايقارب مئتين وخمسين عاما لم تكفي الرسول والائمة للترجمة؟!، ام ان إتقان شخص لمئات اللغات ليست معجزة ظاهرة وحجة تامة وقائمة مدى الزمان؟!!!
أنا أؤكد لك ان كثيرا من الملحدين صادقين في قولهم تماما عندما يقولون لماذا لايعمل لنا الله ان كان موجودا معجزة صغيرة يثبت بها وجوده كي نؤمن به وانا هنا أقدم لك طلبا من البروفسور ريتشارد دوكنز للمعجزة نيابة عنه فهو يقول لماذا لايجعل الله يد انسان متدين مقطوعة تنمو من جديد كالبرمائيات عندما تقطع بعض أطرافها لكي نصدق بوجوده؟! هل يمكنك ان تبين له لماذا لايستجيب الله لطلبه باعتبارك مؤمنا بوجود الله فطلبه موجه لجميع المؤمنين وخصوصا الذين يؤمنون بالمعجزات المجانية والتي تترامى يمينا وشمالا لمجرد أن يؤمن الناس حتى وان كان إيمانا خاليا من أي مساحة غيبية.
من يقولون ان على احمد الحسن ان ياتيهم بمعجزة عند الطلب والا فهو ليس على حق ملزمون بأن يأتوا بروفسور دوكنز بمعجزة من ربهم الذي يؤمنون به واعتقد ان الرب أقدر من العبد وإذا لم ياتوه بالمعجزة فبحسب قانونهم سيكون دوكنز محقا مئة بالمئة ويكون الالحاد صحيحا بناءا على قاعدتهم التي اقروها بأنفسهم فهل يقبلون بهذه النتيجة ام ان قانونهم الشيطاني هذا يعمل فقط في مواجهة أحمد الحسن.


 

يـوسف الأنصار

Guest
تاريخ ارسال: سه شنبه 22/ 12/ 1391 هجری شمسی ساعت 22:00 به وقت ایران

Suad Al Hende نوشت:
پدرم؛ تکلیف شرعی ما اینجا در بحرین در قبال آنچه در کشورمان حاصل می شود چیست و چه کار کنیم؟ انجمن های سیاسی خواستار سلطه ی حاکم ظالم است و جوانان با اسلحه ی شکاری مواجه می شوند. آیا با این جوانان در تظاهرات خارج شویم یا در خانه بمانیم؟ من به نیابت از همسرم صحبت می کنم. و ما زنان در این موقعیت ها چه وظایفی داریم. آیا از خانه بیرون بیاییم چون این قوم سخن را درک نمی کنند و بین جوان و زن و پیر فرقی نمی گذارند و بیشتر آنها حتی بلد نیستند عربی صحبت کنند. منظورم از زنان، زنانی هستند که شاید در معرض هتک حرمت یا امثال آن قرار گیرند.


ج/ بسم الله الرحمن الرحيم
و الحمد لله
السلام عليكم و رحمة الله و بركاته
از خداوند خواستارم که شما را از هر شری محفوظ بدارد و خطاهای شما را جهت رضایی خویش بپوشاند.
خداوند شما را توفیق دهد.

وضع کنونی در بحرین ارتباط مستقیم با آمریکا و آل سعود دارد و آنها به هیچ عنوان حاضر نیستند از بحرین جهت مصلحت های مردم آن، که اغلب شیعه هستند، بگذرند، حتی اگر خیابانهای بحرین را با خون آنها آغشته سازند. و متأسفانه این شرایط منجر به آزار و اذیت و سر نگونی اهل بحرین می شود. و کسانی که مراجع خوانده می شوند و مردم بحرین از آنها پیروی می کنند از آنها دور شده و شانه خالی کرده و به شکل مؤثر حرکت نمی کنند تا آنها را یاری یا از آنها دفاع کنند و دشمن به آنها چنگ انداخته است.
و به همین سبب مردم بحرین اگر خواستار تغییر وضع کنونی هستند قبل از هر چیزی نیازمند یک رهبر الهی هستند که به دور او گرد آیند و برای دفاع از خود و سخن گفتن به اسمشان زمینه سازی کنند و ما آنها را به این امر دعوت می کنیم. گرد آمدن دور پرچم حضرت مهدی (ع) که آن را بر افراشته ایم، شاید که خداوند آنها رحم کند و آنها را از قوم ظالم نجات بخشد.
و موضوع دیگر تغییر وضع منطقه ای و جهانی است که وضع منطقه ای و جهانی جدید به نفع اهل بحرین خداوند آن را حفظ کند، می باشد؛ و این امر ان شاء الله در روزهای آینده واقع خواهد شد و رحمت خداوند به نیکوکاران نزدیک است. و ان شاء الله وضع بحرین تغییر کرده و خداوند گشایشی برای آنها مقدر نماید و ظالمین از بحرین فرار کنند.
اما آنچه مربوط به رفتن به تظاهرات جهت مصلحت های احزاب و تعدادی از نفوذی های ذیصلاح و وکلای مراجع و یا بر اساس موضع گیری های حساب نشده می باشد، می گویم: بیرون نروید و خود را در معرض مرگ و هتک حرمت قرار ندهید. خداوند شما را موفق بدارد و خطاهای شما را اصلاح کند. و خون خود را جهت سِمَت های حکومت که این افراد شبیه آل زبیر خواهان آنها هستند و می خواهند با خون شما تجارت کنند، را نریزید. به نظیر آنها در عراق بنگرید که چقدر با خون مردم بینوا و مظلوم از شیعیان اهل بیت تجارت کردند و چقدر در انقلاب شعبانیه و غیره، قربانی دادند و در آخر می بینند که دستهایشان خالی است بجز رحمت خدا که بهتر از هر چیزی که جمع می کنند، می باشد. ولی آیا حقوقی ندارند، که می بایست به آنها و داغ دیدگان اعطاء می شد. آیا از حق آنها نبود کسانی که مراجع خوانده می شوند به دنبال احقاق حق آنان می رفتند و از سال 2003 و حتی قبل از اینکه آنها حقوقشان را مطالبه می کردند، حد اقل کمکهای مالی را مطالبه می کردند، بلکه واجب بود کسانی که مراجع خوانده می شوند و همچنین کسانی که امروز در عراق بر سریر حکومت تکیه زده اند دست این مردم را قبل از اعطای حقوقشان، می بوسیدند؛ چرا که خون و فداکاری های آنها بهای به کُرسی رسیدن کسانی که به نام مرجعیت امروز حکم می کنند بود، و خونهای این مسکینان بهای امر و نهی مراجع بعد از سال 2003 در عراق شد، پس ببینید که مراجع و کسانی که حکومت می کنند چگونه از آنها قدردانی کردند. و این مسکینان بعد از ده ها سال به دنبال ساده ترین حقوق خود هستند و گویی که از اصحاب فضل گدایی می کنند.
بر حذر باشید که از همان مار و همان سوراخ گَزیده نشوید، و بدانید- خداوند توفیقتان دهد- آنچه را که به شما گفتم را تحقق بخشید و مردم را با حق آشنا کنید و آنها را به سوی حق دعوت کنید و ان شاء الله فرج و گشایش را خواهید دید.
و اگر خواهان تعجیل فرج برای خود و بحرین و مردم آن هستید از هر فرصتی و وقت فراغت برای عبادت خدا و اخلاص برای او بکوشید. و برای مردم حق را بگویید و به درگاه او سبحانه دعاء و توسل کنید تا شما را در هر خیری وارد و از هر شری خارج نماید. و بر شما خیر آخرت و دنیا منت بنهد. و شما انصار الله - غیر از دیگر مردم- محل نظر خدا هستید پس در عبادت و دعاء و تبلیغ تلاش کنید که در آن فرج شما و فرج مردم به فضل شما و به فضل طاعتتان و عملتان، می باشد.




متن عربی

كتبت:Suad Al Hende
أبتاه نحن هنا من البحرين ماهو تكلفنا الشرعي إزاء ماي حصل في البلد ماذا نفعل الجمعيات السياسية تريد الحكام الظلمه والشباب رحه يواجه أسلحة الشوزن من العدو هل نخرج مع الشباب في المظاهرات أم نجلس في البيت أنا أتحدث نائبه عن زوجي ايضا ونحن النساء ماذا لنا وعلينا في ظل هذه الظروف نخرج أم نبقى في البيوت لان هؤلاء القوم لا يكادون يفقهون حديث ولا يميزون بين شاب أو امرأه أو طاعن في السن فمعظمهم حتى لا يتحدث العربيه
Suad Al Hende ااقصد أن النساء قد تتعرض لهتك العرض أو ما شابه
ج/ بسم الله الرحمن الرحيم
والحمد لله
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
أسأل الله ان يحفظكم من كل سوء ويسدد خطاكم لما يرضيه سبحانه
وفقكم الله،
الوضع الحالي في البحرين مرتبط بامريكا وبآل سعود وهم غير مستعدين للتخلي عن البحرين لصالح أهلها الذين اغلبهم من الشيعة إطلاقا حتى وان صبغوا شوارع البحرين بالدماء وللأسف فإن الظروف مواتية لإضطهاد أهل البحرين فما يسمى بالمراجع الذين يتبعهم اهل البحرين متخلين عنهم ولا يتحركون بشكل فاعل لنصرتهم او الدفاع عنهم وعدوهم مستكلب عليهم،
ولهذا فأهل البحرين إذا كانوا يريدون تغيير وضعهم الحالي يحتاجون قبل كل شيء قيادة إلهية يلتفون حولها ويمكنونها من الدفاع عنهم والتحدث باسمهم وهذا ما ندعوهم له،
الالتفاف حول راية المهدي التي نرفعها لعل الله يرحمهم وينجيهم من القوم الظالمين،
والامر الاخر هو تغير الوضع الإقليمي والعالمي بحيث يكون الوضع الإقليمي والعالمي الجديد لصالح أهل البحرين حفظهم الله وهذا الامر إن شاء الله سيأتي في قادم الايام ورحمة الله قريب من المحسنين وإن شاء الله سيتغير وضع البحرين ويفرج الله عنكم وسيفر الظالمون من البحرين ويولون الدبر.
اما ما يخص الخروج في مظاهرات لأجل مصالح الأحزاب ومجموعة من المتنفذين المنتفعين ووكلاء المراجع أو بناءا على مواقف ارتجالية غير محسوبة فلا تخرجوا فيها ولا تعرضوا أنفسكم للقتل والهتك وفقكم الله وسدد خطاكم، ولاتدفعوا دماءكم ثمنا لكراسي يطلبها هؤلاء أشباه ال الزبير الذين يتاجرون بدمائكم فأنظروا الى أقرانهم في العراق كم تاجروا بدماء المساكين المظلومين من شيعة اهل البيت وكم قدم شيعة العراق من ضحايا في الانتفاضة الشعبانية وغيرها ليجدوا انفسهم في النهاية صفر اليدين إلا من رحمة الله وهي خير مما يجمعون ، ولكن اليس لهم حقوق كان المفروض ان تعطى لهم ولذوي الضحايا ، اليس من حقهم ان يطالب لهم مايسمى بالمراجع الذين يتبعونهم بحقوقهم ومنذ عام 2003 وحتى قبل ان يطالبوا هم بحقوقهم، على الأقل يطلبون لهم تعويضات مالية بل المفروض ان يُقبل مايسمى بالمراجع ومن يحكمون اليوم في العراق ايدي هؤلاء قبل ان يعطوهم حقوقهم لان دماء هؤلاء وتضحياتهم هي ثمن الكراسي التي يجلس عليها من يحكمون باسم المرجعية اليوم، ودماء هؤلاء المساكين كانت الثمن ليكون لما يسمى بالمراجع بعد 2003 أمر ونهي في العراق، فانظروا كيف كافئهم من يسمون بالمراجع ومن يحكمون ، فهاهم المساكين بعد اكثر من عشر سنوات يطالبون بأبسط حقوقهم وكانهم يستعطون من هم أصحاب الفضل عليهم.
أحذروا وفقكم الله ان تلدغكم نفس الافعى ومن نفس الجحر وأعملوا وفقكم الله على تحقيق ما قلته لكم وعرفوا الناس بالحق وأدعوهم الى الحق وان شاء الله ستشهدون الفرج،
وإذا كنتم تريدون تعجيل فرجكم وفرج البحرين وأهلها فعليكم بإشغال كل فرصة ووقت فراغ بعبادة الله والإخلاص له سبحانه وتعالى وبيان الحق للناس والدعاء والتوسل له سبحانه ليدخلكم في كل خير ويخرجكم من كل شر ويمن عليكم بخير الاخرة والدنيا فانتم يا انصار الله - دون سواكم من الناس - موضع نظر الله فأجتهدوا في العبادة والدعاء والتبليغ ففيها فرجكم وفرج الناس بفضلكم وبفضل طاعتكم وعملكم.


 

يـوسف الأنصار

Guest
تاريخ ارسال: سه شنبه 22/ 12/ 1391 هجری شمسی ساعت 22:00 به وقت ایران

Sun Rise نوشت:
درود بر شما مولایم، به سخن گفتن بسیار ضروری با شما نیاز دارم، اما نمی توانم در برابر همه بنویسم و با شما سخن گویم، و از جنابعالی بیش از یک بار درخواست کردم و پاسخی نبود، خدا به شما توفیق دهد و خطای شما را تسدید نماید، امیدوارم پاسخی دهید.
ج/ بسم الله الرحمن الرحیمو الحمد للهالسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
خدا شما را توفیق بدارد، می توانی سؤال یا پیامت که مایل به نشر آن در برابر همه نداری را به دخترم د. ابتسام احمد برسانی.



متن عربی

كتبت : Sun Rise
السلام عليكم سيدي كم انا محتاجه التحدث معكم ضروري جدآ ولكن لا استطيع التحدث بالعام وطلبت من حضرتكم اكثرمن مره ولم تستجيبو لي وفقكم الله وسدد خطاكم اتمنى منكم الرد
ج/ بسم الله الرحمن الرحيم
والحمد لله
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
وفقك الله يمكنك إيصال سؤالك أو رسالتك التي لا ترغبين بنشرها على العام الى ابنتي د. ابتسام احمد.



 

يـوسف الأنصار

Guest
تاريخ ارسال: دوشنبه 28/ 12/ 1391 هجری شمسی ساعت 21:05 به وقت ایران

بسم الله الرحمن الرحيم و الحمدلله


السلام علیکم و رحمة الله و برکاته


نیمه ی ماه جمادی الأول مصادف با سالگرد شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) است؛ که متأثر از جراحاتی است که بر اثر هجوم به منزل رسول خدا (ص) توسط عمر و همراهان وی انجام گرفت.
از خداوند می خواهم که به مؤمنان توفیق دهد که مجالس عزاء داری را در سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم این ماه برگزار کرده و بیان کنند که حادثه چگونه رخ داد، و چگونه عمر به خانه ی رسول خدا هجوم برد و همه ی کسانی که در خانه و آنها امام علی (ع) و فاطمه (س) و فرزندان ایشان (ع) بودند را تهدید به آتش زدن کرد.
از بزرگان و مشایخ طلبه ی حوزه ی مهدویت که خداوند حافظشان باشد و از دیگر مؤمنان که خداوند حفظشان کند می خواهم حقیقت واقعه ی هجوم به منزل حضرت فاطمه (س) را همانگونه که رخ داد و همانگونه که بود، با دلایل و اثبات تاریخی از طریق کتب مخالفین آن هم بدون دشنام و لعن مهاجمین، بیان کنند.
و بگذاریم که مسلمانان شریف با انصاف میان حضرت فاطمه دُخت حضرت محمد سرور بانوان جهان و کسانی که به منزل وی هجوم بردند و سبب اذیت و آزار و در نهایت شهادت ایشان شدند، قضاوت کنند.
و عللی که منجر به هجوم شد را جستجو کنند زیرا که محور آنها وصیت رسول خدا (ص) است که از آن به بازدارنده امت از گمراهی یاد می کرد؛ آن هنگام که پیامبر (ص) خواست آن را روز پنجشنبه -هنگام بیماری- بنویسد و عمر و جماعتش اعتراض کردند و پیامبر را به هذیان گفتن متهم ساخت که همان مصیبت پنجشنبه است.
و پیامبر هنگامی که اعتراض آنها را دید از نوشتن آن کتاب بازدارنده از گمراهی امتناع ورزید؛ و آن را در شب وفاتش برای کسانی که پذیرفته بودند نوشت.
و سپاس خدای را که حضرت امام علی (ع) -نویسنده ی وصیت- و ائمه ا آن را حفظ کرده و برای امت خارج ساختند تا به شیخ طوسی رحمه الله رسید و آن را در کتاب غیبت نقل کرد؛ و راویان وصیت را از خواص شیعیان مؤمن وصف می کند و بدین وسیله صدق آنها را ثابت می نماید جائیکه هیچ طعن و قدحی به آنها نیز وارد نشده است. بدین شکل وصیت، برای کسانی که خواهان سند آن هستند همانگونه که قرائن زیادی دارد و متواتر است، صحیح السند می باشد. و بدین شکل صحت صدور آن نیز ثابت می شود و از آنجایی که وصیت کافی است تا امت را از گمراهی باز دارد، غیر از صاحبش کسی آن را ادعا نمی کند؛ مگر کسانی که در آن نامهایشان ذکر شده باشد، زیرا اگر برای غیر از آنها امکان ادعایش وجود داشته باشد در این صورت خداوند که آن را برای باز نگه داشتن از گمراهی کافی می داند، یا به دروغ متهم می شود؛ چون فرموده است که باز دارنده از انحراف است و وصیت این گونه نیست، یا او را متهم به ندانستن غیب یا ناتوانی از حفظ آن از مدعیان دروغین می کنیم تا اینکه صاحبش آن را ادعا کند. و خداوند از آنچه اصحاب باطل می گویند منزه است. خوشا به حال کسانی که به وصیت رسول خدا (ص) چنگ جستند، و وای به حال کسانی که به جنگ با وصیت رسول خدا (ص) در اول الزمان برخاستند و تلاش کردند که مانع آن شوند که پیامبر آن را بنویسد و گفتند که وی هذیان می گوید چون در آن اسم علی (ع) اول اوصیاء نوشته شده است، و وای به حال کسانی که امروز دنباله روی آنان در جنگ با وصیت هستند و دست به هر اقدام مذبوحانه که ضمیر نا پاکشان به ارمغان می آورد، می زنند تا به وصیت رسول خدا (ص) ضربه بزنند چون اسم احمــــــــــــد، اول مهدیین در آن ذکر شده است.




متن عربی

بسم الله الرحمن الرحيم
والحمد لله
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
تصادف منتصف شهر جمادى الأولى ذكرى شهادة فاطمة الزهراء صلوات الله عليها متأثرة بالجراح التي أصيبت بها اثر تعرض دار رسول الله محمد ص لهجوم عمر وجماعة معه،
أرجو من الله ان يوفق المؤمنين لإقامة مجالس عزاء في الثالث عشر والرابع عشر والخامس عشر من جمادى الأولى وبيان ما حصل وكيف هجم عمر على بيت رسول الله ص وهدد بإحراقه بمن فيه وهم علي وفاطمة واطفالهم صلوات الله عليهم،
أرجو من السادة والمشايخ من طلبة الحوزة المهدوية حفظهم الله ومن بقية المؤمنين والمؤمنات حفظهم الله ان يبينوا حقيقة واقعة الهجوم على بيت فاطمة ص كما هي وكما حصلت وبالادلة والاثبات التاريخي من كتب المخالفين دون التعرض بالسب أو الشتم او اللعن للمهاجمين.
ونترك للشرفاء من المسلمين أن ينصفوا انفسهم وان يحكموا بالعدل بين فاطمة بنت محمد ص سيدة نساء العالمين وبين من هجموا على دارها وتسببوا بأذيتها وبشهادتها.
وأن يبحثوا عن الأسباب التي أدت لهذا الهجوم والتي كان قطبها ومدار رحاها وصية رسول الله محمد ص، التي وصفها بأنها الكتاب العاصم للأمة من الضلال حيث أراد رسول الله ص كتابتها لعامة الناس في الخميس – وهو في مرض الموت – فاعترض عمر وجماعته واتهم رسول الله ص بأنه يهجر ( أي يخرف) فكانت رزية الخميس المشهورة وأعرض رسول الله ص عن كتابة الكتاب العاصم لمن رفضوه في الخميس ، وكتبه بعد ذلك لمن قبلوه في ليلة وفاته، والحمد لله حفظ هذا الكتاب علي ع ـ كاتبه ـ وولده الائمة ص واخرجوه للأمة ووصل للشيخ الطوسي رحمه الله ونقله في كتاب الغيبة ووصف رواته بأنهم خاصة أي شيعة مؤمنين وبهذا يثبت صدقهم حيث لم يثبت أي قدح فيهم وبهذا فالوصية صحيحة السند لمن يحتج بالسند كما انها مقرونة ومتواترة معنى وبهذا يثبت صحة صدورها وبما انها موصوفة بانها كافية - وحدها - لتعصم الأمة من الضلال فيمتنع ان يدعيها غير أصحابها المذكورين فيها لانه لو امكن ان يدعيها غير أصحابها فسيكون الله سبحانه وتعالى الذي وصفها بانها كافية – لوحدها - لتعصم من الضلال متهم إما بالكذب حيث اخبر بانها عاصمة من الضلال وهي ليست كذلك او الجهل بالغيب او العجز عن حفظها من ادعاء المبطلين حتى يدعيها صاحبها وحاشاه سبحانه عما يقول المبطلون.
طوبى لمن تمسكوا بوصية الرسول محمد ص،
والويل لمن حاربوا وصية رسول الله محمد ص في أول الزمان وحاولوا منعه من كتابتها وقالوا انه يهجر لان فيها اسم علي ص أول الوصيين،
والويل لمن يقتفون اثرهم اليوم في محاربة الوصية وهم يتوسلون أي محاولة بائسة يجلبها نحسهم للطعن بوصية رسول الله محمد ص لان فيها إسم أحمد أول المهديين.
 

يـوسف الأنصار

Guest
تاريخ ارسال: جمعه 2/ 1/ 1391 هجری شمسی ساعت 17:05 به وقت ایران

بسم الله الرحمن الرحیم


و الحمدلله
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته


قبلاً متذکر شدم و امروز نیز تکرار می کنم، کسانی که برای تخریب و ویرانی سوریه و به قتل رساندن مردم، به آن حمله ور شده اند؛ جماعتی وهابی مجرم و قاتلی هستند که نمی توان آنها را از نوع بشر قلمداد کرد، بلکه مسخ شدگانی شیطانی هستند که سگها و گُرازها در مقایسه با آنها ستایش می شوند. همانگونه که پیامبر اکرم (ص) فرمود: (در روز قیامت گروهی از امتم به گونه ای محشور می شوند که سگها و گُرازها در مقایسه با آنها ستایش می شوند). و امروز با ترور شیخ البوطی برای هر انسانی، بلکه برای هر وهابی فریب خورده ای که کمترین ارزشهای انسانی را داشته باشد ثابت کردند که مسخ شده هستند و دین وهابی آنها مسخ شیطانی است. هر وهابی فریب خورده ای به خود بیاید و از پیروی این دین شیطانی که دعوت به عبادت هُبَل در آسمان و سر بریدن هر کس که از عبادت آن سرباز زند، می کنند دست بکشد. بتی که در حقیقت دارای دو دست و انگشتان و دو چشم است یعنی بتی مانند هُـبـَـل می باشد، فقط امروز در عقیده ی وهابیون در آسمان است!
ترور شیخ البوطی بیانگر علامتی واضح در تشخیص جرم این جماعت وهابی است که برای ویرانی سوریه و هتک حرمتهای بیشتر مردم چنگال تیز کرده اند. همانگونه که جرم ترور شیخ البوطی بعنوان نشانه ی واضحی در تشخیص جرم هر کس که از این وهابیون قاتل بی غیرت و بی شرف که بویی از انسانیت نبرده اند دفاع و حمایت می کند، را آشکار می کند. خداوندا؛ وهابی های قاتل را که برای تخریب و ویرانی سوریه و قتل عام مردم دور هم جمع شده اند را خوار و رسوا ساز! خدایا؛ سوریه را مقبره ی آنها و مقبره ی دین شیطانی آنها قرار ده!



متن عربی

بسم الله الرحمن الرحيم
والحمد لله
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
قلت سابقا وأكرر اليوم ان هؤلاء الذين تكالبوا على تخريب سوريا وقتل شعبها هم جماعات وهابية إجرامية وذباحون لا يمكن عدهم ضمن النوع الانساني بل هم عبارة عن مسوخ شيطانية تحمد عندهم الكلاب والخنازير كما قال رسول الله ص يبعث فوج ممن ينتسبون لأمتي يوم القيامة على خلقة تحمد عندها الخنازير، واليوم باغتيالهم للشيخ البوطي أكدوا ليس فقط للإنسانية بل لكل وهابي مخدوع يمتلك أدنى قيم الإنسانية انهم عبارة عن مسوخ وان دينهم الوهابي عبارة عن مسخ شيطاني وان عليه ان يراجع نفسه ويترك اتباع هذا الدين الوهابي الشيطاني الذي يدعو لعبادة هبل في السماء وذبح كل من يرفض عبادة هذا الصنم الذي يمتلك يدين واصابع وعينين كلها على الحقيقة أي انه صنم كهبل والفرق فقط انه الآن امسى في عقيدة الوهابيين في السماء،
إن اغتيال الشيخ البوطي يمثل علامة واضحة في تشخيص اجرام هذه الجماعات الوهابية التي تكالبت على تخريب سوريا وانتهاك حرمات غالبية شعبها كما ان جريمة اغتيال الشيخ البوطي تمثل علامة واضحة في تشخيص اجرام كل من يدعم هؤلاء الوهابيين الذباحين منزوعي الغيرة والشرف والإنسانية.
اللهم اخزي الوهابيين الذباحين الذين تكالبوا على تخريب سوريا وقتل شعبها اللهم اجعل سوريا مقبرتهم ومقبرة دينهم الشيطاني.

 

يـوسف الأنصار

Guest
تاریخ ارسال: جمعه 1392/03/24 هجری شمسی، ساعت: 18:14 به وقت ایران.


ارسال تصویری از دعاء توسط امام احمد الحسن علیه السلام






(اللَّهُمَّ أَنْتَ مُتَعَالِي الْمَكَانِ عَظِيمُ الْجَبَرُوتِ شَدِيدُ الْمِحَالِ غَنِيٌّ عَنِ الْخَلائِقِ عَرِيضُ الْكِبْرِيَاءِ قَادِرٌ عَلَى مَا تَشَاءُ قَرِيبُ الرَّحْمَةِ صَادِقُ الْوَعْدِ سَابِغُ النِّعْمَةِ حَسَنُ الْبَلاءِ قَرِيبٌ إِذَا دُعِيتَ مُحِيطٌ بِمَا خَلَقْتَ قَابِلُ التَّوْبَةِ لِمَنْ تَابَ إِلَيْكَ قَادِرٌ عَلَى مَا أَرَدْتَ وَ مُدْرِكٌ مَا طَلَبْتَ وَ شَكُورٌ إِذَا شُكِرْتَ وَ ذَكُورٌ إِذَا ذُكِرْتَ أَدْعُوكَ مُحْتَاجا وَ أَرْغَبُ إِلَيْكَ فَقِيرا وَ أَفْزَعُ إِلَيْكَ خَائِفا وَ أَبْكِي إِلَيْكَ مَكْرُوبا وَ أَسْتَعِينُ بِكَ ضَعِيفا وَ أَتَوَكَّلُ عَلَيْكَ كَافِيا احْكُمْ بَيْنَنَا وَ بَيْنَ قَوْمِنَا [بِالْحَقِ‏] فَإِنَّهُمْ غَرُّونَا وَ خَدَعُونَا وَ خَذَلُونَا وَ غَدَرُوا بِنَا وَ قَتَلُونَا وَ نَحْنُ عِتْرَةُ نَبِيِّكَ وَ وَلَدُ [وُلْدُ] حَبِيبِكَ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الَّذِي اصْطَفَيْتَهُ بِالرِّسَالَةِ وَ ائْتَمَنْتَهُ عَلَى وَحْيِكَ فَاجْعَلْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا فَرَجا وَ مَخْرَجا بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ).
(خدايا تو بلند مرتبه و بزرگ جبروتى و در عذاب بس يختگيرى، از آفريدگان بى‏نيازى، كبريايى ‏ات فراگير است، بر هر چه مى‏ خواهى توانايى، رحمتت به بندگان نزديك است، وعده‏ ات راست، نعمتت كامل، و آزمونت نيكوست، هنگامى‏ كه خوانده شوى بسيار نزديكى، به آنچه آفريدى احاطه دارى، براى آن‏كه توبه كند پذيراى توبه‏ اى، بر هر چه اراده كنى توانايى، و آنچه را بجويى به دست آورى، هر گاه سپاس شوى، سپاس‏پذيرى، و هر گاه‏ ياد شوى ياد كنى، از سر نياز تو را مى ‏خوانم، و با احتياج به سوى تو ميل مى‏ كنم، و بيمناک به جانب تو پناه مى ‏آورم و غمگين به‏ درگاهت گريه مى‏ كنم، و در كمال ناتوانى از تو كمک مى‏ خواهم، و براى كفايت امورم بر تو توكّل مى‏ نمايم، بين ما و بين قوم ما [به‏ حق] داورى كن‏ كه آنان ما را فريفتند، و به ما نيرنگ زدند و از يارى ما دست كشيدند، و با ما بى ‏وفايى نمودند و ما را كشتند، و حال آنكه ما عترت پيامبر تو، و فرزند محبوب تو محمّد بن عبد اللّه هستيم، آن‏كه او را به رسالت برگزيدى، و بر وحى خود امين قرار دادى، در كار ما گشايش و راه رهايى از مشكل قرار ده، به مهرت اى مهربان‏ترين مهربانان). [SUB]اعمال روز سوم شعبان.[/SUB]


 

يـوسف الأنصار

Guest
تاریخ ارسال: جمعه 1392/03/24 هجری شمسی، ساعت: 18:14 به وقت ایران


السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
فرا رسیدن این ایام فرخنده كه با حسين و آل حسین درود خداوند بر تمامی آنها باد آغاز شد را تبریک و تهنیت می گویم.

سلام بر حسین و بر على بن الحسین و بر فرزندان حسین و بر اصحاب و یاران حسین که با حسین درود خدا بر او باد به شهادت رسیدند، و لعنت خدا بر یزید و پیروانش تا روز قیامت.
در مصباح كفعمی دعای وارد شده از امام حسن عسكری (ع): امام حسين (ع) روز پنجشنبه سوم شعبان متولد شد پس روزه بگير آن را و اين دعا را بخوان:
خدايا از تو مى‏ خواهم به حق مولود در اين روز، كه به شهادتش وعده داده شد پيش از برخاستن صدايش و قبل از ولادتش، آسمان و هر كه در آن است، زمين و هر كه بر آن است بر او گريست در حالى‏ كه هنوز قدم در جهان نگذاشته بود، كشته اش;، سرور خاندان، مدد يافته به يارى، روز بازگشت، پاداش شهادتش اينكه امامان از نسل اويند، و شفا در كام اوست، و پيروزى با اوست درگاه بازگشتش، و جانشينان از خاندانش پس از قيام‏ كننده‏ شان و غيبت‏ او، تا انتقام گيرند و خون‏خواهى نمايند، و حضرت جبّار را خشنود سازند و بهترين ياران دين حق شوند، درود خدا بر ايشان همگام با رفت‏ و آمد شب و روز. خدايا! به حق آنان به تو توسّل مى‏ جويم و از تو درخواست مى‏ كنم‏ درخواست گنهكار معترف به گناه و بد كرده به خود با امورى كه در امروز ديروزش كوتاهى نموده، از تو تا هنگام رفتن در گورش پناه مى‏ خواهد.
خدايا! بر محمّد و خاندانش درود فرست، و ما را در جمع او محشور كن، و همراه وى در بهشت‏ و جايگاه ابدى جاى ده. خدايا! همچنان‏كه ما را به شناسايى‏ اش گرامى داشتى پس ما را به تقرّب به آن حضرت گرامى دار، و رفاقت و سابقه محبّت با او را روزى‏ ما فرما، و ما را از كسانى قرار ده كه فرمانش را تسليم مى ‏شوند، و به هنگام بردن نامش صلوات زياد بر او مى ‏فرستند، و هم بر همه جانشينان و خاندان‏ برگزيده ‏اش، آن يارى‏ شدگان از سوى تو به عدد دوازده، آن ستارگان درخشانند، و حجّتهاى الهى بر تمام بشر. خدايا! ببخش بر ما در اين روز بهترين بخشش را، و برآور براى ما هر خواسته‏ اى را، چنان‏كه حسين‏ را به محمّد بخشيدى، و فطرس به گهواره‏ اش پناهنده شد، و ما پناهنده به مزار اوييم پس از شهادتش، بر تربتش حاضر مى‏ شويم‏ و بازگشتش را انتظار مى‏ كشيم، آمين اى پروردگار جهانيان).
[SUB]اعمال سوم شعبان.[/SUB]


متن عربی

السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
مبارك لكم حلول هذه الأيام الكريمة التي جادت علينا بالحسين وبآل الحسين صلوات الله عليهم اجمعين.
السلام على الحسين وعلى أبناء الحسين وعلى أصحاب الحسين الذين استشهدوا مع الحسين صلوات الله عليه ولعنة الله على يزيد وعلى اتباعه الى يوم القيامة ،
ورد في المصباح انه : خرج الى أبي القاسم بن علاء الهمداني وكيل الامام العسكري انّ مولانا الحسين (عليه السلام) ولد يوم الخميس لثلا
ث خلون من شعبان فصُمه وادع فيه بهذا الدّعاء:
(اَللّـهُمَّ اِنّي اَساَلُكَ بِحَقِّ الْمَوْلُودِ في هذَا الْيَوْمِ، الْمَوْعُودِ بِشَهادَتِهِ قَبْلَ اْستِهْلالِهِ وَوِلادَتِهِ. بَكَتْهُ السَّماءُ وَمَنْ فيها، وَالأرْضُ وَمَنْ عَلَيْها، وَلَمّا يَطَأْ لابَتَيْها قَتيل الْعَبْرَةِ، وَسَيِّدِ الأُسْرَةِ، الْمَمْدُودِ بِالنُّصْرَةِ يَوْمَ الْكَرَّةِ، الْمُعَوَّضِ مِنْ قَتْلِهِ اَنَّ الأئِمَّةَ مِنْ نَسْلِهِ، وَالشِّفاءَ في تُرْبَتِهِ، والْفَوْزَ مَعَهُ في اَوْبَتِهِ، والأوصِياءِ مِنْ عِتْرَتِهِ بَعْدَ قائِمِهِمْ وَغَيْبَتِهِ حَتّى يُدْرِكُوا الأوْتارَ، وَيَثْأَرُوا الثّارَ، وَيُرْضُوا الْجَبّارَ، وَيَكُونُوا خَيْرَ اَنْصار، صَلَّى اللهُ عَلَيْهِمْ مَعَ اْختِلافِ اللَّيلِ وَالنَّهارِ، اَللّـهُمَّ فَبِحَقِّهِمْ اِلَيْكَ اَتَوَسَّلُ وَاَسْأَلُ سُؤالَ مُقْتَرف مُعْتَرف مُسيئ اِلى نَفْسِهِ، مِمَّا فَرَّطَ في يَوْمِهِ وَاَمْسِهِ يَسْأَلُكَ الْعِصْمَةَ اِلى مَحَلِّ رَمْسِهِ، اَللّـهُمَّ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّد وَعِتْرَتِهِ، وَاحْشُرْنا في زُمْرَتِهِ، وَبَوِّئْنا مَعَهُ دارَ الْكَرامَةِ، وَمَحَلَّ الاِقامَةِ، اَللّـهُمَّ وَكَما اَكْرَمْتَنا بِمَعْرِفَتِهِ فَاَكْرِمْنا بِزُلْفَتِهِ، وَارْزُقْنا مُرافَقَتَهُ وَسابِقَتَهُ، وَاجْعَلْنا مِمَّنْ يُسَلِّمُ لأمْرِهِ وَيُكْثِرُ الصَّلاةَ عَلَيْهِ عِنْدَ ذِكْرِهِ، وَعَلى جَميعِ اَوْصِيائِهِ وَاَهْلِ اَصْفِيائِهِ الْمَمْدُوديِنَ مِنْكَ بِالْعَدَدِ، الأثْنَىْ عَشَرَ، النّجُومِ الزُّهرِ، وَالْحُجَجِ عَلى جَميعِ الْبَشَرِ، اَللّـهُمَّ وَهَبْ لَنا في هذَا الْيَوْمِ خَيْرَ مَوْهِبَة، وَاَنْجِحْ لَنا فيهِ كُلَّ طَلِبَته كَما وَهَبْتَ الْحُسَيْنِ لِمحَمَّد جَدِّهِ وَعاذَ فُطْرُسُ بِمَهْدِهِ، فَنَحْنُ عائِذُونَ بِقَبْرِهِ مِنْ بَعْدِهِ، نَشْهَدُ تُرْبَتَهُ، وَننْظُر اَوْبَتَهُ، آمينَ رَبَّ الْعالَمينَ).
 

يـوسف الأنصار

Guest
تاریخ ارسال: جمعه 1392/03/24 هجری شمسی، ساعت: 19:08 به وقت ایران


السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
از خداوند متعال خواستارم که در خیر و عافیت باشید، و خدا به شما برکت دهد، و اشتباهات شما را در این روزهای مبارک از ماه شعبان جبران ساازد، و ما را توفیق احیا کردن این روزهای مبارک در هر سال با ذکر خدا و اطاعت از او را دهد.
سپاس خدای را که به ما حسین (ع) را شناساند، از خداوند متعال خواستاریم ما را توفیق دهد و اشتباهات ما را جبران سازد تا سیرت ایشان (ع) را الگوی خود قرار دهیم.
در روزهای گذشته از نوشتن پرهیز کردم و شاید کوتاهی از من باشد، اما از عناوین ولو هر چند گاهی و برای مدت کوتاه که مؤمنان در بعضی از صفحه های اجتماعی می نویسند مطلع هستم و آنها را دنبال می کنم، و در این روزها نوشته هایی در مورد ستاره شش پَر و ارتباط آن با صهیونیستها را ملاحظه کردم، به این دلیل که حکومت یهودی که در فلسطین برپا شده است در پرچم خود از این نماد استفاده می کند.
و به ظاهر تعدادی از مشایخ وهابیت و مشایخ شیعه مراجع و از نادانان پیرو آنان که با آنها دست و شیپور می زنند هنوز اصرار می ورزند بر اینکه ستاره شش پَر شعار صهیونیستها، و فقط مختص آنها [صهیونیستها] و یهود می باشد، علی رغم اینکه ما:
از بیش از هشت سال پیش سعی می کردیم که به آنها تفهیم کنیم که، ارتباط و پیوند بین ستاره شش پَر و بین صهیونیستها وجود ندارد، و اینکه اینها که فلسطین را به اشغال در آورده اند فقط از آن طی این چند سال استفاده می کنند.
خواهان تفهیم آنها با حقائقی ملموس مانند وجود ستاره بر صندق حضرت فاطمه (س) در ترکیه و در موزه امام حسین (ع) در کربلاء هستیم، و حضرت فاطمه (س) دُخت پیامبر اسلام محمد (ص) می باشد، پس آیا ایشان را به صهیونیسم متهم می سازند؟
خواهان تفهیم آنها هستیم که ستاره شش پَر در آثار باستانی و قدیمی ترین تمدن بر روی کره زمین در عراق نوح و ابراهیم و سومر و اکَد که قبل از وجود هر یهودی بر روی زمین بودند، موجود است.
خواهان تفهیم آنها هستیم که ستاره بر روی ارز کشورهای اسلامی حک شده بود و در بعضی از پرچم های کشورهای اسلامی نیز بعنوان نماد استفاده می شد. و سعی می کنیم و سعی می کنیم...
و هنوز درک و فهم برای برخی نادانان که در جلوی آنها بعضی رجال دین نادان قرار گرفته اند، سخت و دشوار است.
آیا عاقلانه است که درک عدم وجود هیچ گونه ارتباط و پیوند بین ستاره شش پَر و صهیونیستها تا این حد سخت و دشوار باشد؟
هشتاد و اندی سال است و هنوز این مسئله ساده را از ما نفهمیدند؟
ای وای، و گویی که بین گروهی خطبه می گویم...... که هیچ حرفی از آنچه می گویم را درک نمی کنند!
وا حسرتا بر تو ای حسین که در بین گروهی مانند اینها ایستاده ای و آنها را مورد خطاب قرار می دهی.
وا حسرتا بر تو ای علی که در بین گروهی مانند اینها ایستاده ای و آنها را مورد خطاب قرار می دهی.
وا حسرتا بر تو ای محمد که در بین گروهی مانند اینها ایستاده ای و آنها را مورد خطاب قرار می دهی
.

خداوندا! تو بر حقیقت آنها دانایی:
(أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا).[SUB]الفرقا:44.[/SUB]
(يا گمان دارى كه بيشترشان مى‏ شنوند يا مى ‏انديشند آنان جز مانند چهارپایان نيستند بلكه گمراه ‏ترند).

آیا با این حالی که دارند، دلیلی بر صحت نظریه تکامل نیاز داریم؟



متن عربی

السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
أسأل الله ان تكونوا بخير وعافية، وان يبارك الله لكم، ويوفقكم، ويسدد خطاكم في هذه الأيام المباركة من شهر شعبان، وان يرزقنا الله واياكم احياء هذه الأيام المباركة من كل عام بذكر الله وطاعته سبحانه ،
الحمد لله الذي عرفنا بالحسين، نسأل الله ان يوفقنا ويسدد خطانا للاقتداء بسيرته.
انقطعت عن الكتابة في الأيام الماضية ربما لتقصير مني ولكني لم أنقطع عن الاطلاع ولو لفترات قصيرة على بعض عناوين مايكتبه المؤمنون في بعض صفحات التواصل الاجتماعي ولاحظت هذه الأيام كتابات حول النجمة السداسية وعلاقتها بالصهيونية كون الدولة اليهودية المقامة في فلسطين تضع النجمة السداسية في علمها ،
والظاهر ان حشدا من مشايخ الوهابية ومشايخ شيعة المراجع ومن الجهلة التابعين لهم والذين يصفقون معهم لا زالوا يصرون على ان النجمة السداسية شعار صهيوني ويخص الصهيونية واليهود لاغير رغم اننا:
منذ مايزيد على ثمان سنين نحاول افهامهم أنه لاملازمة دائمة بين النجمة السداسية وبين الصهيونية وان هؤلاء الذين يحتلون فلسطين مجرد عدد من مستخدميها على مر العصور،
نحاول افهامهم حقائق موجودة وملموسة كوجود النجمة على صندوق فاطمة في تركيا وفي متحف الامام الحسين ع في كربلاء وفاطمة بنت محمد نبي الإسلام فهل يتهمونها بالصهيونية؟!،
نحاول افهامهم ان النجمة السداسية عُثر عليها في اثار اقدم الحضارات على وجه الأرض في عراق نوح وإبراهيم وسومر واكاد التي كانت موجودة قبل ان يكون هناك أي يهودي على وجه هذه الأرض،
نحاول افهامهم انها كانت في العملة الإسلامية وكانت في علم بعض الدول الإسلامية ونحاول ونحاول،
ولايزال الفهم عصيا على شرذمة الجهال الذين يتقدمهم بعض رجال الدين الجهلة،
هل من المعقول ان ادراك عدم وجود ملازمة دائمة بين النجمة السداسية والصهيونية امر عصي على الفهم الى هذه الدرجة ؟!.
نيف وثمان سنين ولم يفهموا منا هذه المسألة البسيطة؟!
وي، وكأني قمت خطيبا في حشد ...... لايدركون حرفا مما أقول!
لهفي عليك يا حسين وانت قائم تخطب في حشود كهذه ،
لهفي عليك ياعلي وانت قائم تخطب في حشود كهذه ،
لهفي عليك يامحمد وانت قائم تخطب في حشود كهذه ،
اللهم انت اعلم بحقائقهم : ((أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلاً))
أوَ بعد حالهم هذا نحتاج دليلا على صحة نظرية التطور؟!
 

يـوسف الأنصار

Guest
تاریخ ارسال: جمعه 1392/03/24 هجری شمسی، ساعت: 19:15 به وقت ایران


السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

معتقدم ملت عراق در برابر ملت سوری که امروزه به کمک نیازمند است
واجبی اخلاقی دارد، و انفاق کردن چند میلیون دولار از واردات نفط هر ماه برای غذا و دواء برای امت سوری مبلغ بزرگی نیست.


متن عربی

السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
اعتقد ان على الشعب العراقي واجب أخلاقي تجاه الشعب السوري الذي يحتاج اليوم لأي مساعدة ، وبضعة ملايين من الدولارات من واردات النفط تنفق شهريا على الغذاء والدواء للشعب السوري ليست بمبلغ كبير.
 

يـوسف الأنصار

Guest
تاریخ ارسال: سه شنبه 1392/04/19 هجری شمسی، ساعت: 20:45 به وقت ایران

چهارشنبه، اولین روز از ماه رمضان است. هر سال و شما در خیر و عافیت باشید. از خداوند خواستارم که توفیق روزه و طاعات در این ماه کریم را به شما عنایت فرماید.



متن عربی

الاربعاء أول ايام شهر رمضان كل عام وانتم بخير وعافية أسأل الله ان يرزقكم صيام وقيام هذا الشهر الكريم
 
کانال تلگرام

بالا