• يماني آل محمد (عليه السلام) فرمود : در کلامم تدبر کنيد ، اي کساني که ادعاي طلب و جستجوي حق را مي‌ کنيد . آمده‌ ام تا بر حق شهادت دهم . و حق را روشن کنم . هرگز نيامده ام تا مردم از من تبعيت کنند . هدفم روشن کردن حق ، و جدا کردن باطل است . پس به همين خاطر مي‌ گويم : کسي از من توقع سازش و چاپلوسي نداشته باشد . هيهات که ما حتي مقداري از حق را فروگذاريم ، و قسمتي از باطل را رها سازيم ، براي آن که کسي ما را بخواهد ، يا کسي را راضي کنيم ، که براي ابرار هيچ چيزي بهتر از آنچه نزد خداوند است نمي باشد

آیا قیام امام احمد الحسن(ع) از -- شروع خواهد شد؟

meysam1986

مدیر بخش
بسم الله الرحمن الرحیم
و صلی علی محمد و آل محمد الائمه و المهدیین و سلم تسلیما

در مورد محل شروع قیام امام احمد الحسن(ع) و همچنین قیام خراسانی بر اساس روایات و فرمایشات امام احمدالحسن(ع) توضیحاتی بدهید...
از تلاش بی وقفه انصار در جهت انتشار دعوت مبارک کمال تشکر را دارم...
در پناه حق
 

يـوسف الأنصار

Guest
بسم الله الرحمن الرحيم

و الحمد لله رب العالمين

و صلی الله علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما


در ابتدا باید به چند مورد اشاره داشت، تا موضوع روشن تر شود.

در آستانۀ خروج، ما سه پرچم اصلی داریم که عبارتند از پرچم
یمانی، خراسانی و سفیانی، و همانطور که روشن است پرچم یمانی پرچم حق و هدایت است، و لازم به ذکر می دانم که به غیر از این پرچم ها، پرچم های زیاد دیگر یاد شدند منتهی شناخت یا نقش آنها چندان مهم نیست که در روایات زیر متوجه آنها می شویم.

روایتی که در مورد سه پرچم اصلی صحبت کرده است به نقل از امام محمد باقر علیه السلام می باشد:

عن أبي بصير، عن أبي جعفر الباقر (ع) قال: (خروج السفياني واليماني والخراساني في سنة واحدة، في شهر واحد، في يوم واحد؛ نظام كنظام الخرز يتبع بعضه بعضاً، فيكون البأس من كل وجه، ويل لمن ناواهم، وليس في الرابات راية أهدى من راية اليماني، هي راية هدى، لأنه يدعو الى صاحبكم. فإذا خرج اليماني حرم بيع السلاح على الناس، وكل مسلم، وإذا خرج اليماني فانهض إليه، فإن رايته راية هدى، ولا يحل لمسلم أن يلتوي عليه، فمن فعل ذلك فهو من أهل النار، لأنه يدعو الى الحق، والى طريق مستقيم). بحار الأنوار ج52

از ابی بصیر، از ابی جعفر محمد باقر(ع) فرمود: خروج سفیانى، یمانى و خراسانى در یک سال، یک ماه و یک روز و ترتیب آنها همچون رشته مهره ها پشت سر هم خواهد بود. سختى از هر سو پدید آید، واى بر کسى که در مقابل آنها بایستد. در میان پرچم ها، هدایت گرتر از پرچم یمانى وجود نیست، چرا که پرچم حق است و شما را بسوى صاحبتان دعوت کند. وقتى یمانى قیام کند، فروش اسلحه به مردم حرام می شود. پس بسوى او بشتابید که پرچم او پرچم هدایت است، و بر هیچ مسلمانى، جایز نیست از او سرپیچى کند و اگر کسى چنین کند از اهل آتش است، زیرا او مردم را به حق و به راه مستقیم دعوت کند. بشارة الاسلام ص 93 به نقل از غیبت نعمانى).



اكنون آنچه مهم است از حدیث فوق بدست آوردیم و آنها: خروج و کشت و کشتار و خونریزی شدید و نهایت ظلم و فساد در نتیجۀ این جنگ خواهد بود، به عبارتی دیگر، سفیانی که صاحب پرچم گمراهی و دشمن خداست در این جنگ شکست می خورد و بعد از آن در سرزمین بیداء همراه با سپاهیانش فرو می رود.

(قبيل قائمنا المهدي يخرج السفياني... و يأتي المدينه جيشه حتي اذا انتهي الى البيداء خسف الله به). ينابيع المودة، سليمان بن ابراهيم قندوزي 427، بصيرتي، قم.

(در آستانه ظهور قائم ما، سفياني خروج مي کند... سپاه وي، به سوي مدينه حرکت مي کند و چون به سرزمين بيداء مي رسند، خداوند آنها را در کام زمين فرو مي برد).


و در این میان نیز سپاهیان خراسانی متوجه می شوند که او یک پرچم شبیه حق است و حق با پرچم یمانی است، لذا به خراسانی پشت کرده و به یمانی روی می آورند، زیرا که می بینند خداوند او را یاری می دهد و هر گام که بر می دارد پیروزی است، که در روایات زیر این امر مشخص می شود.


(و يخرج رجل من اهل بيتي في الحرم فيبلغ السفياني، فيبعث اليه جنداً من جنده فيهزمهم فيسير اليه السفياني بمن معه، حتي اذا جاوزوا ببيداء من الأرض، خسف بهم، فلاينجوا منهم الا المخبر عنهم). تاريخ غيبت کبرى521

(مردي از خاندان من، در سرزمين حرم قيام مي کند، چون خبر ظهور وي به سفياني مي رسد، وي، سپاهي از لشکريان خود را براي جنگ، به سوي او مي فرستد، ولي (سپاه قائم) آنان را شکست مي دهد، آن گاه خود سفياني با لشکريان همراه، به جنگ وي مي روند و چون از سرزمين بيداء مي گذرند، در زمين فرو مي روند و جز يک نفر، که خبر آنان را مي آورد همگي هلاک مي شوند).


ثم يخرج الحسني الفتى الصبيح الذي نحو الديلم يصيح بصوت له فصيح يا آل أحمد أجيبوا الملهوف و المنادي من حول الضريح فتجيبه كنوز الله بالطالقان كنوز و أي كنوز ليست من فضة و لا ذهب بل هي رجال كزبر الحديد على البراذين الشهب بأيديهم الحراب بحارالأنوار ج : 53 ص 15

(سپس حسنی، جوانمرد صبیح که از طرف دیلم است خروج می کند و صدایی از او بلند می شود، ای آل احمد (یعنی انصار احمد) غمگین و دلسوخته و منادی از طرف ضریح را اجابت کنید ، پس گنج هایی در طالقان او را اجابت می کنند، گنج و چه گنجی، گنجی که نه از نقره است و نه طلا بلکه جوانمردانی مانند آهن سوار بر اسب ها و در دستانشان شمشیرهای صیقل است می باشند).


اکنون ببینیم این احمد کیست و از کجا می آید و آیا او همان هاشمی ذکر شده در روایات زیر می باشد، و آن گنج های طالقان کیستند و از کجا آمده به کجا می روند:

عن الباقر (ع) : (إن لله تعالى كنزا بالطالقان ليس بذهب و لا فضة، اثنا عشر ألفا بخراسان شعارهم : ( أحمد أحمد ) يقودهم شاب من بني هاشم على بغلة شهباء ، عليه عصابة حمراء ، كأني أنظر إليه عابر الفرات . فإذا سمعتم بذلك فسارعوا إليه ولو حبوا على الثلج). منتخب الانوار المضيئه ص 343.

امام باقر (ع) فرمود: (براى خداى تعالى گنجى در طالقان است نه طلاست و نه نقره بلکه دوازده هزار نفر در خراسان اند که شعارشان"احمد، احمد" است و رهبر آنها جوانى از بنى هاشم سوار بر قاطرى سپيد رنگ أست و پيشانى بندی قرمز رنگ بر پيشانی بسته است، گويی به او مى نگرم که از رود فرات هم مى گذرد اگر دعوت او را شنيديد بسوى او بشتابيد حتى اگر مجبور باشيد سينه خيز بر روی يخها حرکت کنيد). روایت فوق بسیار مهم است و نیاز به تأمل دارد که به نکات مهم اشاره می کنیم:الف: گنج های طالقان همان آل احمد هستند که حسنی را پناه می دهند.
ب: گنج های طالقان در خراسانند.
ج: مبدأ خروج گنج های طالقان از خراسان می باشد.
د: احمد آن جوان هاشمی که صاحب پرچم های سیاه است، در خراسان (ایران) می باشد، و از ایران به سوی رود فرات می رود، و این بدان معناست که خروج ایشان ع از ایران شروع شده و به طرف عراق و دقیقاً بصره یا در واقع خروج ایشان از شط العرب نزدیکترین محل تلاقی جنوب ایران و جنوب عراق است.

خب بعد از اینکه مبدأ خروج را متوجه شدیم، که از خراسان (ایران) است، اکنون نیاز است منطقه تلاقی که سه پرچم با هم نبرد می کنند را طبق روایات مشخص کنیم.

عن أمير المؤمنين (ع) قال: (إذا خرجت خيل السفياني إلى الكوفة بعث في طلب أهل خراسان و يخرج أهل خراسان في طلب المهدي فيلتقي هو و الهاشمي برايات سود على مقدمته شعيب بن صالح فيلتقي هو و السفياني بباب أصطخر فتكون بينهم ملحمة عظيمة فتظهر الرايات السود و تهرب خيل السفياني فعند ذلك يتمنى الناس المهدي و يطلبونه). المهدي المنتظر الموعود: باب 28 ص192

امير المؤمنين عليه السلام فرمود: (چون لشکريان سفيانى بسوى کوفه خارج شدند، سفيانى آنها را بسوى مردم خراسان گسيل مى دارد و مردم خراسان قيام مى کنند و به جستجوى مهدى عليه السلام مى پردازند. پس سفيانى، و آن مرد هاشمى که صاحب پرچمهاى سياه است و فرمانده سپاه او مردى بنام (شعيب بن صالح) مى باشد، بهم ديگر مى رسند، و سپس سفيانى با شعيب بن صالح در باب اصطخر با هم روبرو مى گردند، و جنگ بسيار بزرگى در بين آن دو نفر واقع مى شود و (صاحب) پرچمهاى سياه پيروز مى گردد و لشکريان سفيانى رو به هزيمت گزارده فرار مى کنند و از معرکه مى گريزند. در آن هنگام مردم آرزوى مهدى عليه السلام مى نمايند و به جستجوى او مى پردازند). چند نکته از روایت فوق:الف: چون لشکريان سفيانى بسوى کوفه خارج شدند، سفيانى آنها را بسوى مردم خراسان گسيل مى دارد و مردم خراسان قيام مى کنند.
بنابراين سفيانی نیز وارد ایران می شود، و نیاز است دو پرچم دیگر هم حضور داشته باشند که در روایت بعدی مشخص خواهد شد، زیرا طبق روایاتی که ذکر کردیم با هم خروج می کنند و مبدأ همه از ایران است، که در نکتۀ (ب) در پایین مشخص می شود.

ب: پس سفيانى، و آن مرد هاشمى که صاحب پرچمهاى سياه است و فرمانده سپاه او مردى بنام (شعيب بن صالح) مى باشد، بهم ديگر مى رسند، و سپس سفيانى با شعيب بن صالح در باب اصطخر با هم روبرو مى گردند، و جنگ بسيار بزرگى در بين آن دو نفر واقع مى شود و (صاحب) پرچمهاى سياه پيروز مى گردد.
در نکتۀ (ب) دو نکتۀ دیگر نهفته است که به آنها اشاره می کنم. اول اینکه آن مرد هاشمی صاحب پرچم های سیاه برای ما شناسائی شد. دوماً: نیاز است (باب اصطخر) را بررسی کنیم که کجاست، زیرا سه پرچم در آنجا نبرد می کنند.

د: و لشکريان سفيانى رو به هزيمت گزارده فرار مى کنند و از معرکه مى گريزند.
در بالا روايت بعد از فرار سفیانی (فرو رفتگی در سرزمین بیداء) ذکر شد.


عن أبي جعفر (ع) قال: يبث السفياني جنوده في الآفاق بعد دخوله الكوفة و بغداد, فيبلغه فرعه من وراء النهر من أهل خراسان فيقبل أهل المشرق عليهم قتلا و يذهب بجيشهم فإذا بلغه ذلك بعث جيشا عظيما إلى اصطخر عليهم رجل من بني أمية, فيكون لهم وقعة بقومس, و وقعة بدولات الري و وقعة بتخوم زريح, فعند ذلك يأمر السفياني بقتل أهل الكوفة و أهل المدينة, ثم بعد ذلك تقبل الرايات السود من خراسان, على جميع الناس شاب من بني هاشم, بكفه اليمنى خال يسهل الله أمره و طريقه, ثم تكون له وقعة بتخوم خراسان, و يسير الهاشمي في طريق الري, فيسرح رجل من بني تميم من الموالي يقال له شعيب بن صالح إلى اصطخر إلى الأموي, فيلتقي هو و المهدي و الهاشمي ببيضاء اصطخر, فتكون بينهما ملحمة عظيمة حتى تطأ الخيل الدماء إلى أرساغها, ثم تأتيه جنود من سجستان عظيمة, عليهم رجل من بني عدي فيظهر الله أنصاره و جنوده, ثم تكون وقعة بالمدائن بعد وقعتي الري, و في عاقرقوفا وقعة صيليمة, يخبر عنها كل ناج, ثم يكون بعدها ذبح عظيم ببابل, و وقعة في أرض من أرض نصيبين, ثم يخرج على الأخوص قوم من سوادهم وهم العصب, عامتهم من الكوفة و البصرة حتى يستنفذوا ما في يديه من سبي كوفان). العرف الوردي ج1 ص 102

حضرت ابى جعفر امام محمد باقر عليه السلام فرمود: سفيانى، بعد از آنکه به کوفه و بغداد وارد مى شود ترس و وحشتى او را از بلاد (ما وراء النهر) از سرزمين خراسان فرا مى گيرد، و او لشکريان خود را به اطراف مى فرستد سرکرده ى آنها مردى از (بنى اميه) مى باشد. در آن هنگام کشتارى در (تونس) و جنگى در (دولاب رى) و جنگى در سرزمين (زرنيخ) روى خواهد داد و آن هنگام است که پرچمهاى سياه از (خراسان) يعنى: از ايران، روى خواهد آورد. و پيشاپيش آنان، جوانى از بنى هاشم قرار خواهد داشت که در کف راست او خال است، و خداوند کارش را سهل و آسان خواهد نمود. سپس جنگى در سرزمين خراسان در مرز، به وقوع مى پيوندد، و آن مرد هاشمى در سر راه خود به سوى (رى) حرکت مى کند، آنگاه مردى از (موالى) از بنى تميم که او را (شعيب بن صالح) مى نامند به طرف (اصطخر) به جنگ با اموى مى رود، و اموى و هاشمى در (بيضاء اصطخر) با هم روبرو مى گردند و در ميان آن دو نفر، جنگ بزرگ و خونينى روى مى دهد به گونه اى که خون در روى زمين تا ساق پاى اسبان مى رسد).


از ذکر باب اصطخر و دیگر روایات مرا معذور بدارید زیرا اسراری هستند که بر ملا ساختن آنها در وقت حاضر مناسب نمی باشد، اما در مورد باب اصطخر کافی ست به تاریخ نگاه کنید آن را خواهید یافت.


اگر نکته ای غیر واضح بود یا نیاز به توضیح بیشتری دارند در خدمت شما هستم.

ملاحظه: در تمامی این وقایع احتمال بداء بسیار زیاد است و این ظاهر روایات را نشان می دهد، اما در مورد واقعیت تاکتیک های رزمی وجود دارد، و بخاطر همین تاکتیک های رزمی پیروزی از آن، آن مرد هاشمی می شود و بسیاری از روایات هستند که به این تاکتیک های عجیب اشاره دارند که خدا و حجت خدا می دانند منظور از آن ها چیست، و بعنوان مثال:

از امیر المؤمنین(ع): ( ... إذا قام القائم بخراسان وغلب على أرض كوفان... إلى أن قال: و قام منا قائم بجیلان... إلى أن قال: ثم یقوم القائم المأمول و الإمام المجهول له الشرف و الفضل و هو من ولدك یا حسین لا إبن مثله...). غیبت نعمانی ص283

از امیر مؤمنان (ع):....... اگر قائم در خراسان قیام کند و بر سرزمین کوفه پیروز شود... تا جایی که فرمودند: و قائمی از ما در گیلان قیام کند.... تا جایی که فرمودند: سپس قائم مأمول و امام مجهول قیام می کند، که برای او شرف و فضل است و او از فرزند توست ای حسین که فرزندی مثل او نیست....).


همچنین که سید ع در مورد موارد مربوط به خروج صحبت نمی کنند.



و الحمد لله وحده


 
کانال تلگرام

بالا