• يماني آل محمد (عليه السلام) فرمود : در کلامم تدبر کنيد ، اي کساني که ادعاي طلب و جستجوي حق را مي‌ کنيد . آمده‌ ام تا بر حق شهادت دهم . و حق را روشن کنم . هرگز نيامده ام تا مردم از من تبعيت کنند . هدفم روشن کردن حق ، و جدا کردن باطل است . پس به همين خاطر مي‌ گويم : کسي از من توقع سازش و چاپلوسي نداشته باشد . هيهات که ما حتي مقداري از حق را فروگذاريم ، و قسمتي از باطل را رها سازيم ، براي آن که کسي ما را بخواهد ، يا کسي را راضي کنيم ، که براي ابرار هيچ چيزي بهتر از آنچه نزد خداوند است نمي باشد

آیا سید احمد الحسن (ع) حقوق و اموال شرعی را دریافت می کنند؟ و کجا صرف می شوند؟

  • شروع کننده موضوع يـوسف الأنصار
  • تاریخ شروع

يـوسف الأنصار

Guest

بسم الله الرحمن الرحيم

اللهم صل على محمد وال محمد الائمة والمهديين وسلم تسليما كثيـــــرا


قال الإمام أحمد الحسن (ع) في جواب له عندما سئل عن هل ممكن ان يكون طالب دنيا : ((((....ولكن كيف اطلب الدنيا مثلا؟ :
ولا اظن ان من يطلب الجاه يسلك سبيلا كالذي سلكته فانا قبل الدعوة منعزل والان اكثر انعزالا ومشرد في ارض الله انا وعيالي كما فعل الطواغيت بآبائي الائمة (ع) ولي بهم اسوة حسنة فالحق لا يبقي لصاحبه خليلا غير الله سبحانه.
ومن احب الناس الى قلبي امي التي لم افارقها يوما قبل هذه الدعوة أضطررت ان أفارقها حتى ماتت وانا بعيد عنها ولم أودعها فهل من يطلب الدنيا يذهب الى هكذا طريق صعب موحش ويتجرع الالم والغصص.
ولا اظن ان من يطلب المال يضع بيت مال للمؤمنين في كل بلد ومنظومة حسابات ومواضع صرف معروفة بحيث كل مبلغ يدخل لبيت المال يسجل وكل مبلغ يخرج يسجل والوكلاء المأذونون لقبض الخمس معروفون مثل سيد حسن الحمامي وشيخ صادق المحمدي وهم لا يرسلونه لي ولا هم يأخذونه لأنفسهم بل يسلم لبيت المال وبيت المال يوزعه على الفقراء والمساكين والايتام والارامل وطلبة العلم وغيرهم وحتى من غير المؤمنين بالدعوة،
ولا أملك أي أموال شخصية فائضة عن حاجة المعيشة اليومية واجار السكن الذي استر به عائلتي، نعم كل ما ملكته هو قطعة ارض زراعية صغيرة أشتريتها في اطراف النجف لأسكن فيها وبنيت فيها بيتاً صغيراً جدا مواساة للفقراء وقلت ما دمت انا أعيش في العراق فأعيش كما يعيش الفقراء فيه وربما تدور الأيام وترون هذا البيت في يوم من الأيام والمال الذي اشتريتها به جزء منه اهداه لي اخي الأكبر مني حفظه الله والجزء الثاني اقترضته من احد اصحابي وهو أيضا من المؤمنين بدعوة الحق وهو الشيخ أبو محمد الزيادي حفظه الله وسددته من وارد الأرض بعد زراعتها وعندما سلم لي المال الشيخ أبو محمد بحضور بعض الأنصار كان مختوما على الأوراق المالية كلمة فدك وأهدي لي في نفس اليوم كتاب الغيبة مختوما عليه كلمة فدك فقلت سبحان الله آيات يتبع بعضها بعضا وهذا الامر شهده مجموعة من الأنصار حفظهم الله منهم الشيخ أبو محمد الزيادي وشيخ أبو حسن الزيادي والشيخ أبو حسين حفظهم الله وعلى كل حال هذه الأرض خرجت منها في عام 2007 انا وزوجتي واطفالي قبل ساعات من هجوم قوات عسكرية موالية للمرجعية عليها وبتحريض من المرجعية ولما لم يجدوني استولوا عليها ووضعوا فيها حرسا وبعد فترة تركوها وما أشبهها بفدك وما أشبه فعلتهم القبيحة بما فعله من هجموا على دار امي الزهراء (ع) ولم اعرف عن هذه الأرض شيئا منذ عام 2007 الا قبل أيام حيث سعى احد المؤمنين وهو الشيخ أبو حسن وبعض شيوخ عشائر النجف جزاهم الله خيرا لاسترجاعها والحمد لله الذي جعل لي اسوة بأمي فاطمة الزهراء (ع) وبأبي امير المؤمنين علي (ع): ((بلى؟ كانت فى أيدينا فدك من كلّ ما أظلّته السّماء ، فشحّت عليها نفوس قوم ، وسخت عنها نفوس قوم آخرين . ونعم الحكم اللّه وما أصنع بفدك وغير فدك والنّفس مظانّها فى غد جدث؟ تنقطع فى ظلمته آثارها وتغيب أخبارها ، وحفرة لو زيد في فسحتها ، وأوسعت يدا حافرها لأضغطها الحجر والمدر ، وسدّ فرجها التّراب المتراكم ، وإنّما هي نفسى أروضها بالتّقوى لتأتى آمنة يوم الخوف الأكبر ، وتثبت على جوانب المزلق)).
ربما يطلب بعضهم الدنيا بسد شهوته الجنسية وانا متزوج من زوجة واحدة فقط قبل الدعوة وهي ام اطفالي لم اعرف غيرها في حياتي لا بزواج دائم ولا منقطع فأين طلب الدنيا في هذا؟!.
انا وأعوذ بالله من الانا الى اليوم عندما أكون مع بعض الأنصار ونحتاج الى طهي طعام أقوم بالطهي وعندما نحتاج من يغسل الاواني انا اغسلها بيدي رغم انهم يتمنون ان يخدموني ولكني اتشرف بخدمتهم فهل هكذا يتصرف طالب الدنيا؟!.
وانا واعوذ بالله من الانا:
اشتري حاجات بيتي من السوق بنفسي
ليس لدي حماية مسلحة ولا غير مسلحة والحمد لله الذي آمنني ولم يجعلني مضطرا لها.
لا اقبل ان يقبل يدي احد ولا امد يدي ليقبلها الناس كما يفعل المراجع وبعض وكلائهم
هذه كلها حقائق اطلع عليها الأنصار سابقا والان هناك من الأنصار من هو قريب مني ويطلع عليها أي انها ليست أموراً مخفية بل شوهدت ومشاهدة من عدد من الناس في الماضي والحاضر.
فأين هي الدنيا التي اطلبها؟!
وكيف طلبتها وبأي شيء طلبتها أصلحك الله؟!
في الروايات لا تقبل يد احد الا يد نبي او وصي فهل من المعقول ان هؤلاء الذين لا هم انبياء ولا اوصياء ويقدمون أيديهم ليقبلها الناس يطلبون الاخرة؟! واحمد الحسن الذي رغم كونه وصي يرفض ان يقبل يده احد من الناس يطلب الدنيا ؟! والله لا أقول ما انصفتم احمد الحسن بل ما أنصفتم عقولكم إن كنتم هكذا تفكرون وتحكمون.
أرحموا أنفسكم يرحمكم الله فهؤلاء الذين يفرضون عليكم وجوب التقليد تجار دجاج وعقارات متبعون للشهوات وليسوا طلاب اخرة ولا علاقة لهم بالاخرة وانتم تعلمون هذا ورايتموهم في العراق بانفسكم وانتم في الخارج ترون انهم يرسلون لكم ابناءهم لجمع الخمس والاموال وقضاء فترة من المتعة في الغرب بحجة التبليغ ، ليتكم تسألونهم لماذا لا يرسلون غير أبنائهم من بقية طلبة حوزة النجف الى دول الغرب ، لماذا مكاتبهم يديرها أبناؤهم والأموال يتصرفون بها كيفما يشاءون دون رقيب أو نظام او حسابات ومراقبة؟!
أرحموا أنفسكم يرحمكم الله واستخدموا عقولكم للتمييز ومعرفة الحقيقة فطلاب الدنيا تعرفونهم من تصرفاتهم وسلوكهم وافعالهم)) انتهى



 

کوثر الأنصار

اللهم إلحقنا بالصالحین.
پاسخ : آیا امام احمد الحسن (ع) حقوق و اموال شرعی را دریافت می کنند؟ و کجا صرف می شوند؟


بسم الله الرحمن الرحيم

اللهم صل على محمد وال محمد الائمة والمهديين وسلم تسليما كثيـــــرا



امام احمد الحسن(ع)در پاسخ به سؤال یکی از سؤال کنندگان که ممکن است ایشان طالب دنیا باشد، فرمودند: «و اما اگر از كساني هستي كه در طلب دنيا به ازاي فروختن آخرت هستند، پس تجارتت سودي ندهد و و ياري كننده‌اي نيابي.»آري! راست گفتي اگر من از كساني باشم كه طالب دنيا هستند ولي من چگونه طالب دنيا باشم؟!در حالي كه گمان نمي‌برم، هيچ فرد جاه طلبي بر مسيري برود كه من رفته‌ام. من قبل از دعوت، گوشه‌گير از مردم بودم و اكنون بيشتر از مردم كناره گرفته‌ام و من و خانواده‌ام در زمين خدا آواره‌ايم همان گونه كه طاغوتيان با پدرانم، ائمه (ع) چنين كردند و براي من در منش آنان الگويي است.آري ! حق براي صاحبش، دوستي جز خداي سبحان باقي نمي‌گذارد.و از محبوب‌ترين مردم در قلبم، مادرم بود كه تا قبل از دعوت، روزي هم او را رها نكرده بودم ولي ناچار شدم از او دور شوم تا آن كه از دنيا رفت، در حالي كه من از او دور بودم و با او نتوانستم وداع كنم و آيا آن كس كه در طلب دنيا است، بر اين راه سخت و ترسناك، قدم مي‌نهد و دردها و غصه‌ها را جرعه جرعه مي‌نوشد؟

و گمان نمي‌كنم آن كس كه در طلب مال باشد، بيت المالي را در هر شهري براي مؤمنين بسازد كه گردش حساب‌ها و محل هزينه‌هاي آن مشخص باشد طوري كه هر مبلغي كه به بيت المال وارد شود، ثبت شده و هر مبلغي كه از آن خارج مي‌شود، نيز ثبت گردد.و آنان كه براي دريافت خمس وكيل هستند، شناخته شده مي‌باشند. مانند سيد حسن حمامي و شيخ صادق محمدي و آنان اين مال را به من نمي‌دهند و خودشان هم از آن مصرف نمي‌كنند بلكه اين مال به بيت المال مي‌رود و بيت المال آن را به فقيران و مسكينان و يتيمان و زنان بیوه و بی سرپرست و طلاب علم و غير از آنان حتي از كساني كه مؤمن به دعوت نيستند، مي‌رساند.


و هيچ ملك شخصي‌اي ندارم كه از آن سودي به من برسد، تا با آن معيشت روزانه‌ي خود را بگردانم و منزلي را كه با آن خانواده‌ام را پنهان كرده‌ام، به اجاره گرفته‌ام. آري همه‌ي آن چه مالك آن هستم زمين كوچك زراعي در اطراف نجف است كه آن را خريداري كردم تا در آن زندگي كنم و خانه‌اي بسيار كوچك در آن ساختم تا به داد فقرا برسم و گفتم تا آن هنگام كه در عراق زندگي كنم مانند، فقيران آن خواهم زيست و شايد روزها بگذرد و روزي از روزها، شما اين خانه را ببينيد.

و مالي كه با آن اين خانه را خريدم، قسمتي از آن را برادر بزرگترم، خدا او را نگهدارد، به من بخشيد و قسمت ديگر آن را از يكي از يارانم قرض گرفتم و او از مؤمنين به اين دعوت است و او شيخ ابو محمد الزيادي، خدا نگهدارش باشد، است و قرضش را پس از به دست آوردن محصول كشاورزي به او برگرداندم.


و آن گاه كه شيخ ابومحمد، در حضور بعضي از انصار پول را به من داد، بر ورقه‌هاي اسكناس، كلمه‌ي فدك نقش بسته بود و در همان روز به من كتاب الغيبه را بخشيد كه بر آن كلمه‌ي فدك نقش بسته بود و گفتم سبحان الله اينها نشانه‌هايي هستند كه به دنبال هم مي‌آيند و بر اين امر جمعي از انصار، حفظهم الله، شاهد بودند كه از آنان شيخ ابومحمد الزيادي و شيخ ابوحسن الزيادي و شيخ ابوحسين، حفظهم الله، بودند.

به هر حال من و همسرم و فرزندانم، در سال 2007، ساعاتي پيش از هجوم نيروهاي نظامي تحت امر مرجعيت كه به تحريك مرجعيت آمده بودند، از اين زمين خارج شديم و آنگاه كه مرا در آنجا نيافتند، بر آن تسلط يافتند و بر آن حصار كشيدند و پس از مدتي آن را رها كردند و چه قدر اين زمين شبيه فدك است و چقدر آن چه كردند، شبيه كاري بود كه مهاجمان با خانه مادرم زهرا (ع) كردند.

و از سال 2007 ديگر چيزي از اين زمين ندانستم و چندي قبل يكي از مؤمنين به نام شيخ ابوحسن، و برخي شيوخ عشاير نجف، كه خدا به آنان جزاي خير دهد، سعي كردند تا زمين را بازگردانند. و سپاس شايسته خداست كه براي من الگويي در مادرم فاطمه الزهرا (ع) و پدرم امير المومنين علي (ع) قرار داد.

بلى؟ كانت فى أيدينا فدك من كلّ ما أظلّته السّماء، فشحّت عليها نفوس قوم، وسخت عنها نفوس قوم آخرين. ونعم الحكم اللّه وما أصنع بفدك وغير فدك والنّفس مظانّها فى غد جدث؟ تنقطع فى ظلمته آثارها وتغيب أخباره، وحفرة لو زيد في فسحته، وأوسعت يدا حافرها لأضغطها الحجر والمدر، وسدّ فرجها التّراب المتراكم، وإنّما هي نفسى أروضها بالتّقوى لتأتى آمنة يوم الخوف الأكبر، وتثبت على جوانب المزلق
بله فدك در دست ما بود از همه آن چه اسمان بر آن سايه مي‌افكند. پس افرادي از قوم بر آن حريص شد و افراد ديگري سخاوتمند شد. و بهترين حاكم خداست و با فدك و غير فدك چه كنم؟ در حاليكه خانه آينده نفس، قبر است! آن قبري كه در تاريكي آن، اثار آدمي محو مي‌شود و خبرهايش پنهان مي‌گردد و حفره‌اي كه اگر گشادتر شود و دستان حفر‌كننده آن براي گشاد كردن آن بكوشد، باز با سنگ و رطوبت فشرده مي‌شود و خاك متراكم، آن را مي‌پوشاند و همانا نفسم را با تقوا رياضت مي‌دهم تا آنكه در روز ترس اكبر، ايمن باشد و بر كناره‌هاي لغزشگاه استوار بماند. (از نامه‌ي اميرالمؤمنين به عثمان بن حنيف)و شايد بعضي از آنان براي ارضاي جنسي، در طلب دنيا باشند و من قبل از دعوت، تنها يك همسر گرفتم و او مادر فرزندانم است و نه با ازدواج دائم و نه با ازدواج موقت، كسي جز او را بر نگرفتم. پس اين چگونه دنيا طلبي است؟و من و پناه بر خدا از منيت، تا امروز آن گاه كه با بعضي از انصارم بودم و نياز به تهيه‌ي غذا داشتيم، پس خودم غذا را تهيه مي‌كردم و آن گاه كه لازم بود، ظرف‌ها را بشوييم، با دستان خودم ظرف‌ها را مي‌شستم، در حالي كه آنان آرزو داشتند كه به من خدمت كنند ولي من به خدمت كردن به آنها مشرف و مفتخر مي‌شدم. پس آيا طالب دنيا اين گونه مي‌نمايد؟و من و پناه بر خدا از منيت، حاجات منزلم را خودم از بازار مي‌خرم و محافظي چه با اسلحه چه غيرآن ندارم و سپاس شايسته‌ي خدايي است كه مرا ايمن گرداند و مرا ناچار به محافظي نكرد.نمي‌پذيرم آن گونه كه بعضي از مراجع و وكلاي آنان مي‌كنند، كسي دستان مرا ببوسد و دستم را دراز نمي‌كنم كه مردم آن را ببوسند. اينها همه‌اش حقايقي است كه قبلاً انصار بر آن مطلع بودند و اكنون هم انصار نزديكي دارم كه از آن اگاهند و امري مخفي نيست بلكه ديده شده است و شاهداني از مردم در گذشته و حال بر آن هستند.پس كجاست آن دنيايي كه آن را طلب كنم؟پس چگونه و با چه وسيله‌اي آن را بطلبم؟ خدا تو را اصلاح كند.در روايات آمده است كه دست كسي را جز نبي و وصي، نبوس. پس آيا معقول است اينان كه دستانشان را دراز مي‌كنند تا مردم آن را ببوسند، در حاليكه نه نبي هستند و نه وصي، در طلب آخرت باشند؟ و احمد الحسني كه با وجود وصي بودنش، نمي‌پذيرد كسي دستش را ببوسد، طالب دنيا باشد؟و به خدا سوگند نمي‌گويم كه با احمد الحسن منصف نبوديد، بلكه مي‌گويم اگر اين گونه فكر و حكم كنيد با عقلهايتان منصف نيستيد.بر خود رحم كنيد تا خدا بر شما رحم كند. پس اينان كه وجوب تقليد را بر شما حكم مي‌كنند، تاجران مرغ و املاك و پيروان شهوات هستند و طالبان آخرت نيستند و علاقه‌اي به آخرت ندارند و شما اين را مي‌دانيد و با چشم خود آنان را در عراق ديده‌ايد و در خارج مي‌بينيد كه آنان فرزندانشان را به سوي شما مي‌فرستند تا خمس و ديگر اموال را جمع كنند و در غرب به اسم تبليغ، به توشه‌اندوزي بپردازند.آري! از آنان بپرسيد چرا از ديگر طلاب حوزه‌ي نجف، كسي جز فرزندانشان را براي تبليغ، به غرب نمي‌فرستند و چرا مدارسشان را فقط فرزندانشان مي‌چرخانند و اموال را هرگونه كه بخواهند بدون مراقبت و بدون حساب و كتاب، به تصرف خود درمي‌آورند؟بر خود رحم كنيد تا خدا بر شما رحم كند و عقلهايتان را براي تشخيص ميان حق و باطل و معرفت حق، به كار ببريد.پس طالبان دنيا را با اموال و سلوك و كردارشان خواهيد شناخت.
 
ارسال کننده موضوعات مشابه انجمن پاسخ ها تاریخ ارسال
بایگانی 107

کانال تلگرام

بالا