wrapper

آخرین اخبار

راه شناخت خلفای خدا در قرآن

راه شناخت خلفای خداوند در قرآن

راه شناخت خلفای خداوند از قرآن :

همان‌طور که می‌دانیم، خداوند متعال، شناخت و بیعت و تبعیت از خلفایش در زمین را بر تمام بندگانش واجب فرموده است. و نیز هر کس را که از خلفایش سرپیچی و آنها را تکذیب کند، برای همیشه اهل جهنم خواهد کرد.

حال آیا ممکن است خداوندی که با بندگانش رئوف و رحیم است و حکمتش بر همگان روشن است، این امر را بر بندگانش واجب گرداند، در حالی که راهی برای شناخت خلفایش در زمین، برای آنها قرار نداده باشد؟ بلکه قطعاً خداوند متعال، این راه و قانونی را که برای شناخت خلفایش وضع کرده است، حتی از ابتدا و قبل از آمدن اولین خلیفه‌اش در زمین، برای بندگانش روشن کرده است.

این قانون، قبل از آمدن اولین خلیفه‌ی خدا بر روی زمین، یعنی حضرت آدم (ع)، برای همگان به روشنی بیان شده است. و این قانون در کتاب مبین خداوند سبحان، یعنی قرآن کریم نیز ذکر شده است. داستان به خلافت گماشتن حضرت آدم (ع)، و راهی که خداوند متعال در همان ابتدا، برای شناخت حقانیت آدم (ع) و نیز باقی خلفایش تا به ابد قرار داده است در قرآن موجود است.

 

نص یا وصیت:

اولین علامت و قانونی که حجج الهی و خلفای خداوند متعال با آن شناخته می‌شوند، نص یا وصیت است.

همان‌گونه که می‌بینیم، خداوند متعال در ابتدا با نص و وصیتی که به حضرت آدم (ع) می‌کند، حقانیت او را در خلال این نصب و وصیت متذکر می‌شود.

وَ إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَليفَةً (و زمانی که پروردگار تو به فرشتگان گفت من در زمین جانشین قرار می‌دهم).([1])

نص یا وصیت، به عنوان راه و علامتی همیشگی برای شناخت خلفای خداوند است، اما به این شکل که از بعد از حضرت آدم (ع)، خلفایی که البته تا به ابد از جانب خداوند سبحان انتخاب می‌شوند، توسط خلفای قبل از آنها معرفی می‌شوند. یا بهتر است بگوییم که هر خلیفه‌ای، به خلفای بعد از خود نص یا وصیت می‌کند.

احتجاج و دلیل آوردن به نص و وصیت را، حتی در خود پیامبر بزرگوار اسلام حضرت محمد رسول‌الله (ص) می‌بینیم که حتی به این مسئله، در خود قرآن نیز اشاره شده است.

وَ إِذْ قالَ عيسَي ابْنُ مَرْيَمَ يا بَني‏ إِسْرائيلَ إِنِّي رسول‌الله إِلَيْکُمْ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْراةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتي‏ مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جاءَهُمْ بِالْبَيِّناتِ قالُوا هذا سِحْرٌ مُبينٌ

(و زمانی که عیسی بن مریم گفت: ای بنی اسرائیل به درستی که من فرستاده‌ی خداوند به سوی شما هستم که این تورات که در مقابل من است تصدیق می‌کنم و بشارت می‌دهم به فرستاده‌ای که بعد از من می‌آید که نامش احمد است. پس زمانی که با بینات و دلایل روشن به سویشان آمد گفتند که این سحری آشکار است).([2])

همان‌طور که دیدیم، خداوند متعال از دلایل روشن و بیناتی که برای رسولش حضرت محمد (ص) قائل می‌شود، نص و وصیتی است که عیسی بن مریم (ع) به او کرده است.

پس برای ما روشن می‌شود که خلفای خداوند که بعد از رسول‌الله (ص) هستند نیز، با نص و وصیت رسول‌الله (ص) شناخته می‌شوند.

 

علم و حکمت:

دومین راه برای شناخت حجت‌های خداوند و خلفایش، علم و حکمت است. البته علم و حکمتی که خداوند سبحان به آنها داده است. نه علمی‌که اکتسابی باشد، و شخصی با خواندن و مطالعه کردن در کتب دینی و غیره، به دست آورد. همچنین باید بگوییم که این علم، در امور دینی و اخروی می‌باشد و علومی ‌مانند علم توحید و کتب آسمانی و ملکوت آسمان و امثال اینها را شامل می‌شود.

این امر از همان قضیه‌ی اولین خلیفه و حجت خداوند در زمین، یعنی حضرت آدم (ع) روشن می‌شود.

وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَي الْمَلائِکَةِ فَقالَ أَنْبِئُوني‏ بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقينَ

(و همه‌ى نام‌ها را به آدم آموخت، سپس آنها را بر فرشتگان عرضه داشت و گفت اگر راست می‌گویید به من از نام‌های ایشان خبر دهید).([3])

در این آیه به خوبی آنچه که گفتیم روشن شده است. اولاً این خداوند است که علم را به آدم (ع) می‌دهد. در ثانی این علم، در اینجا به عنوان مثال، علم اسماء الله سبحانه و تعالی است.

درباره‌ی دیگر خلفای خداوند نیز در قرآن، به احتجاج آنها به علم و حکمتی که خداوند به آنها داده است اشاره شده است.

يا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جاءَني‏ مِنَ الْعِلْمِ ما لَمْ يَأْتِکَ فَاتَّبِعْني‏ أَهْدِکَ صِراطاً سَوِيًّا

(ای پدر من، بی‌تردید برای من دانشی (از جانب حق) آمده که تو را نیامده، پس از من پیروی کن تا تو را به راهی راست هدایت کنم).([4])  

در این آیه‌ی کریمه دیدیم که حضرت ابراهیم (ع)، به علمی‌که برایش آمده است احتجاج می‌کند و دلیل می‌آورد. آنچه باز هم از این آیه روشن می‌شود، این است که حضرت ابراهیم (ع) می‌گوید که این علم برایش آمده است. یعنی خداوند به او علمی‌داده است که به دیگران نداده است.

وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ اسْتَوي‏ آتَيْناهُ حُکْماً وَ عِلْماً وَ کَذلِکَ نَجْزِي الْمُحْسِنينَ

(و هنگامی‌که (موسی) نیرومند و کامل شد به او حکمت و علم عطا کردیم و این چنین ما نیکوکاران را پاداش می‌دهیم).([5])

درباره‌ی حضرت موسی (ع) نیز می‌بینیم که خداوند متعال، زمانی که می‌خواهد او را مبعوث کند، به او علم و حکمتی از جانب خودش عطا می‌کند و می‌فرماید که ما به او علم و حکمت عطا کردیم.

وَ لَمَّا جاءَ عيسي‏ بِالْبَيِّناتِ قالَ قَدْ جِئْتُکُمْ بِالْحِکْمَةِ وَ لِأُبَيِّنَ لَکُمْ بَعْضَ الَّذي تَخْتَلِفُونَ فيهِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطيعُونِ

(و زمانی که عیسی با بینات و دلایل روشن آمد، گفت: به درستی که با حکمت به سوی شما آمده‌ام تا بعضی از آنچه که در آن اختلاف دارید را برایتان روشن کنم. پس تقوای خداوند را پیشه کنید و از من اطاعت كنيد).([6])

همچنین خداوند متعال وقتی در قرآن می‌فرماید که عیسی (ع) با بینات و دلایل روشن آمد، حکمت و علمی‌ را که عیسی (ع) با آن آمد، از دلایل روشن و بینات معرفی می‌کند.

بنابراین، دلیل دوم بر حقانیت خلفای خداوند که بعد از رسول‌الله (ص) هستند نیز، علم و حکمت است.

 

حاکمیت خداوند:

سومین راهی که خداوند متعال، برای شناخت خلفایش در زمین قرار داده است، حاکمیت خداوند است. یعنی خلیفه‌ی خداوند کسی است که اقرار و دعوت به حاکمیت الله می‌کند، و حاکمیت‌های دیگر مانند شورا و انتخابات و حاکمیت مردم را رد می‌کند. یعنی حق خودش و دیگر خلفای خداوند را به مردم گوشزد می‌کند. و روشن می‌کند که این خداوند است که حاکم را انتخاب و تنصیب می‌کند. و حاکمانی که خداوند، آنها را برای حکومت بر مردم قرار داده است برای آنها مشخص می‌کند.

در همان ابتدا و در زمان قرار دادن اولین خلیفه در زمین ( یعنی حضرت آدم (ع))، خداوند متعال این راه شناخت و نیز این امر را اثبات می‌گرداند، و تمام بندگانش را امر به سجده به خلیفه‌اش در زمین می‌کند. سجده یعنی خضوع و اطاعت از خلیفة الله. یعنی خلیفه‌ی خداوند، حاکم و امیر بر تمام بندگان خداوند متعال است.

وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْليسَ أَبي‏ وَ اسْتَکْبَرَ وَ کانَ مِنَ الْکافِرينَ

(و (به یاد آر) هنگامی‌که به فرشتگان گفتیم: به آدم سجده کنید و خضوع نمایید. همه سجده کردند جز ابلیس که سرباز زد و تکبّر ورزید و او از کافران بود).([7])

در اثبات این که علم و حکمت از راه‌های شناخت حجج الهی است، درباره حضرت ابراهیم (ع)، به آیه‌ای اشاره کردیم که ایشان (ع) برای اثبات خلافتش، با علمی‌ که از جانب خداوند متعال برایش آمده است احتجاج می‌کند. در همان آیه، احتجاج حضرت ابراهیم (ع) به حاکمیت خدا نیز ذکر شده است. و آن دعوت ابراهیم (ع) به تبعیت از او، به عوان خلیفه‌ی خدا و حاکمی‌که خداوند اطاعتش را بر مردم واجب فرموده است، می‌باشد.

يا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جاءَني‏ مِنَ الْعِلْمِ ما لَمْ يَأْتِکَ فَاتَّبِعْني‏ أَهْدِکَ صِراطاً سَوِيًّا

(ای پدر من، بی‌تردید برای من دانشی (از جانب حق) آمده که تو را نیامده، پس از من پیروی کن تا تو را به راهی راست هدایت کنم).([8])  

همچنین در آیه‌ای که خداوند متعال به دلایل روشن و بینات حضرت عیسی (ع) اشاره می‌کند، حاکمیت خداوند نیز دلیلی بر حقانیت عیسی (ع) می‌باشد. و آن، ذکر حاکمیت خداوند و این که حضرت عیسی (ع) حاکمی ‌است که خداوند انتخاب کرده است و اطاعتش بر مردم واجب است، می‌باشد.

وَ لَمَّا جاءَ عيسي‏ بِالْبَيِّناتِ قالَ قَدْ جِئْتُکُمْ بِالْحِکْمَةِ وَ لِأُبَيِّنَ لَکُمْ بَعْضَ الَّذي تَخْتَلِفُونَ فيهِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطيعُونِ

(و زمانی که عیسی با بینات و دلایل روشن آمد، گفت: به درستی که با حکمت به سوی شما آمده‌ام تا بعضی از آنچه که در آن اختلاف دارید را برایتان روشن کنم. پس تقوای خداوند را پیشه کنید و از من اطاعت کنید).([9])

پس با توجه به آیات قرآن، متوجه شدیم که راه شناخت خلفای خداوند: نص یا وصیت، علم و حکمت، و پرچم البیعة لله یا حاکمیت خداوند و دعوت به آن می‌باشد.

 

[1]- البقرة:30.

[2]- الصف:6.

[3]- البقرة: 31.

[4]- مريم:43.

[5]- القصص:14.

[6]- الزخرف:63.

[7]- البقرة:34.

[8]- مريم:43.

[9]- الزخرف:63.

ادامه مطلب...

روایاتی که دلالت بر نوشته شدن وصیت رسول الله دارند

وصیت رسول الله

به لطف خدا، پیش‌تر، مطالبی در مورد وجوب وصیت، نوشتن، ترک و انواع وصیت را با جزئیات کامل تقدیم نمودیم، و اکنون برای اینکه حق‌طلب اطمینان کافی و کامل حاصل کند، اقوالی از معصومین علیهم السلام  را که فصل خطابند، نقل می‌کنیم؛ مبنی بر اینکه آن وصیتی که رسول‌الله (ص) در شب وفاتشان می‌خواستند بنویسند، نوشته شد.

فرقه نجات یافته:

قال رسول‌الله (ص): (تفرقت اليهود على إحدى وسبعين فرقة، سبعون منها في النار و واحدة في الجنة وهي التي تبعت وصيته موسى. وتفرقت النصارى على اثنتين وسبعين فرقة، واحدة وسبعون في النار و واحدة في الجنة وهي التي تبعت وصيته. وأمتي تفترق على ثلاث وسبعين فرقة، اثنتان وسبعون فرقة في النار وواحدة في الجنة وهي التي تبعت وصيتي. قال: ثم ضرب بيده على منكب علي عليه السلام، ثم قال: ثلاث عشرة فرقة من الثلاث وسبعين كلها تنتحل مودتي وحبي، واحدة منها في الجنة وثنتا عشرة في النار).([1])

رسول خدا (ص) فرمود: (یهودیان بر هفتاد و یک فرقه تقسیم شدند؛ هفتاد فرقه در جهنم و یکی در بهشت می‌باشد، و آن همان فرقه‌ای است که وصیت موسی را تبعیت کرد. و نصاری بر هفتاد و دو فرقه تقسیم شدند، هفتاد و یک فرقه در جهنم و یکی از آنها در بهشت و آن همان فرقه‌ای است که وصیت عیسی را تبعیت کرد. و امتم بر هفتاد و سه فرقه تقسیم می‌شوند هفتاد و دو فرقه در جهنم و یکی از آنها در بهشت و آن همان فرقه‌ای است که از وصیت من تبعیت می‌کند. سپس بر شانه علی (ع) زد و فرمود: سیزده فرقه از هفتاد و سه فرقه همه محبت و مودت مرا دارند، یکی از آنها در بهشت و دوازده فرقه در آتش).

طبق این روایت مبارک، امت اسلام به هفتاد و سه فرقه تقسیم می‌شود، و از میان این فرقه‌ها، سیزده فرقه مودت و محبت اهل‌بیت علیهم السلام را دارند، بدان معنا که شیعه می‌باشند. و در ادامه رسول‌الله (ص) فرمود: یکی از آن سیزده فرقه در بهشت و دوازده فرقه دیگر _که شیعه هستند_ در آتش جهنم می‌باشند.

هر فرقه‌ای امامی‌ را منکر شد، و تنها فرقه سیزدهم باقی می‌ماند که اهل بهشت است و آن همان فرقه‌ای است که در روایت زیر امام علی (ع) آن را به‌این گونه وصف می‌کند:

قال أبان: قال سليم: سمعت علي بن أبي طالب (ع) يقول: (إن الامة ستفترق على ثلاث وسبعين فرقة اثنتان وسبعون فرقة في النار وفرقة في الجنة. وثلاث عشرة فرقة من الثلاث والسبعين تنتحل محبتنا أهل البيت واحدة منها في الجنة واثنتا عشرة في النار. وأما الفرقة الناجية المهدية المؤملة المؤمنة المسلمة الموافقة المرشدة فهي المؤتمنة بي، المسلمة لأمري المطيعة لي المتبرئة من عدوي المحبة لي والمبغضة لعدوي التي قد عرفت حقي وإمامتي وفرض طاعتي من كتاب الله وسنة نبيه فلم ترتد ولم تشك لما قد نور الله في قلبها من معرفة حقنا وعرفها من فضلها وألهمها وأخذها بنواصيها فأدخلها في شيعتنا حتى اطمأنت قلوبها واستيقنت يقينا لا يخالطه شك).([2])

 ابان گفت: سلیم گفت: از علی بن ابی طالب (ع) شنیدم می‌فرماید: (امت بر هفتاد و سه فرقه تقسیم خواهد شد، هفتاد و دو فرقه در آتش و یک فرقه در بهشت می‌باشد. سیزده فرقه از بین هفتاد و سه فرقه محبت و موالات ما اهل‌بیت را دارند، یکی در بهشت و دوازده تای دیگر در جهنم. و اما فرقه‌ی نجات یافته مهدیه، نا مأیوس، مؤمن، تسلیم شده، موافق، مرشد، که آن سپرده به من است، تسلیم شده‌ی امر من است، مطیع من، مبرا از دشمنان، محبان من، مبغض دشمنانم، که حق من و امامتم و فرض اطاعتم از کتاب خدا و سنت رسولش را شناخته و مرتد نشده و لحظه‌ای شک نکرده‌اند به آن نور خدا در قلب‌هایشان که از معرفت حق ما حاصل شد و آنها را به فضیلت ما شناساند و به آنها الهام کرد و آنها را به بلندی برد و آنها را در شیعه‌ی ما داخل ساخت تا زمانی که قلب‌هایشان مطمئن شد و یقین حاصل کردند که با آن شکی وارد نشود).

آری، همان فرقه‌ی منتظر که به وصی امام مهدی (ع) قبل قیامش چنگ جستند. همان امام دهم از فرزند دوم [از امام حسین (ع)]. و اما آنهائی که به‌ ایشان کافر شدند بدبخت و شقی خواهند شد.

عن الاصبغ بن نباتة قال: (سألت علياً أميرالمؤمنين (ع): عن المنتظر من آل محمد (ص) فقال: هو العاشر من ولد الثاني يملا الارض عدلا بعد أن ملئت جوراً، يكون له غيبة طويلة تطول على المنتظرين، قلت: فندركه؟ قال: يدركه من يشأ الله ويرد له الله، من يشأ الله من عباده رجعة محتومة لا يكفر بها الا شقي).كتاب المجدي في انساب الطالبيين ص۱۳۴.

از اصبغ بن نباته گوید: (از امام علی امیرمؤمنان (ع) در مورد منتظر از آل محمد (ص) سؤال کردم: فرمود: او دهم از فرزند دوم است که دنیا را پر از عدل می‌کند بعد از آن که پر از ظلم شد. برای او غیبتی طولانی برای منتظران خواهد بود. عرض کردم: آیا ایشان را درک می‌کنیم؟ فرمود: ایشان را هر کس که خدا بخواهد درک خواهد کرد، هر کس از بندگانش را که خدا بخواهد بازگشتی محتوم است که به آن کفر نمی‌ورزد مگر بدبخت و شقی).

بنا بر این اضافه بر این صفاتی که امام علی (ع) ذکر کرد، این فرقه همان فرقه‌ای است که به وصیت چنگ زد، و برای این است که رسول‌الله (ص) فرمود: “وصیتی را برای شما می‌نویسم که بعد از آن هرگز گمراه نخواهید شد”. و فرقه نجات یافته همان فرقه‌ای است که به‌این وصیت چنگ زد و به وصی امام مهدی (ع) که در وصیت ذکر شده است و اول مؤمنان می‌باشد ایمان آورده و ایشان را تصدیق نمودند و پیرو او شدند.

ورد عن رسول‌الله (ص): (… حتى ترتفع رايات سود من المشرق فيسألون الحق فلا يعطونه، ثم يسألونه فلا يعطونه، ثم يسألونه فلا يعطونه، فيقاتلون فينصرون. فمن أدركه منكم، أو من أعقابكم فليأت إمام أهل بيتي، و لو حبواً على الثلج، فإنها رايات هدى، يدفعونها الى رجل من أهل بيتي يواطئ اسمه اسمي، و اسم أبيه اسم أبي، فيملك الأرض فيملؤها قسطاً و عدلاً كما ملئت جوراً و ظلما).([3])

رسول‌الله (ص) فرمود: (… تا آن كه پرچم‏‌هايى سياه در مشرق سر بلند كنند. حق را طلبند و بديشان ندهند، در برهه‏‌اى ديگر حق را طلب كنند و بديشان ندهند، و باز نيز چنين شود، پس آن گاه نبرد كنند و پيروز شوند. سپس فرمود: هر كه از شما يا فرزندان‏تان چنين روزى را درك كرد نزد امامى كه از خاندانم مى‏‌باشد حاضر شود – اگر چه جامه به خود پيچد و بر برف گام نهد – زيرا اين پرچم‏‌ها، پرچم‏‌هاى هدايتند كه آن‏ها را به مردى از خاندانم تقديم كنند، نام او همانند اسم من است، و اسم پدرش همانند اسم پدر من است، پس زمین را حاکم می‌شود و آن را پر از عدل و داد می‌کند بعد از آنکه از ظلم و ستم پر شود).

بنابراین: هر كه از شما يا فرزندان‏تان چنين روزى را درک كرد نزد امامى كه از خاندانم مى‏‌باشد حاضر شود – اگر چه جامه به خود پيچد و بر برف گام نهد – زيرا اين پرچم‏‌ها، پرچم‏‌هاى هدايتند كه آن‏ها را به مردى از خاندانم تقديم كنند.

۱- نزد امامى كه از خاندانم مى‏ باشد حاضر شود.

۲- زيرا اين پرچم‏‌ها، پرچم‏‌هاى هدايتند كه آن‏ها را به مردى از خاندانم تقديم كنند.

پس خوشا به حال آن فرقه‌ای که به وصیت مقدس رسول‌الله (ص) چنگ جُست و به وصی امام مهدی (ع) اول مؤمنان که نامش احمد است اقتداء کرد و ایشان را اسوه و الگوی خود قرار داد.

طبق اقوال آل محمد علیهم السلام وصیت نوشته شد.

عن الرضا (ع) في حديث: (… إلى أن قال: وان رسول‌الله (ص) لما كان وقت وفاته دعا علياً (ع) وأوصاه ودفع إليه الصحيفة التي كانت فيها الأسماء التي خصّ الله بها الأنبياء والأوصياء…).([4])

 امام رضا (ع) فرمود: (… تا جایی که فرمود: و همانا رسول‌الله (ص) زمانی که وفاتش فرا رسید علی (ع) را فراخواند و به او وصیت کرد و صحیفه را به او تحویل داد که در آن نام‌های کسانی که خداوند آن را تخصیص نمود از انبیاء و اوصیاء ذکر شده است).

عن سلیم بن قیس قال الإمام علي (ع): (سمعت علياً (ع) بعد ما قال ذلك الرجل ما قال و غضب رسول‌الله (ص) و دفع الكتف ألا نسأل رسول‌الله عن الذي كان أراد أن يكتب في الكتف مما لو كتبه لم يضل أحد و لم يختلف اثنان فسكت حتى إذا قام من في البيت وبقي علي وفاطمة و الحسن والحسين علیهم السلام وذهبنا نقوم أنا و صاحبي أبو ذر والمقداد، قال لنا علي (ع) اجلسوا. فأراد أن يسأل رسول‌الله (ص) و نحن نسمع، فابتدأه رسول‌الله (ص) فقال «يا أخي، أما سمعت ما قال عدو الله أتاني جبرئيل قبل فأخبرني أنه سامري هذه الأمة وأن صاحبه عجلها، وأن الله قد قضى الفرقة و الاختلاف على أمتي من بعدي، فأمرني أن أكتب ذلك الكتاب الذي أردت أن أكتبه في الكتف لك، و أشهد هؤلاء الثلاثة عليه، ادع لي بصحيفة. فأتى بها. فأملى عليه أسماء الأئمة الهداة من بعده رجلاً رجلاً وعلي (ع) يخطه بيده...).([5])

سلیم بن قیس گوید، امام علی (ع) فرمود: (... سلمان گوید: بعد از آنکه آن مرد (عمر) آن سخن را گفت و پیامبر غضبناک شدند و کتف را رها کردند از حضرت علی (ع) شنیدم که فرمود: آیا از پیامبر نپرسیم چه مطلبی می‌خواستند در کتف بنویسند که اگر آن را می‌نوشتند احدی گمراه نمی‌شد و دو نفر با هم اختلاف نمی‌کردند؟ من سکوت کردم تا کسانی که در خانه بودند برخاستند و فقط امیر المؤمنین (ع) و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام باقی ماندند. من و دو رفیقم ابوذر و مقداد هم خواستیم برخیزیم که علی (ع) به ما فرمود بنشینید. حضرت می‌خواستند از پیامبر بپرسند و ما هم بشنویم. ولی خود پیامبر ابتدائاً فرمود: برادرم، نشنیدی دشمن خدا چه گفت؟ جبرئیل کمی‌قبل از این نزد من آمد و به من خبر داد که او سامری این امت است و رفیقش (ابوبکر) گوساله‌ی آن است. خداوند تفرقه و اختلاف را بعد از من بر امتم نوشته است (زمینه امتحان امت) لذا جبرئیل به من دستور داد بنویسم آن نوشته‌ای را که می‌خواستم در کتف بنویسم و این سه نفر (سلمان و ابوذر و مقداد) را بر آن شاهد بگیرم؛ برایم ورقه‌ای بیاورید، برای حضرت ورقه‌ای آوردند پیامبر نام امامان بعد از خود را یکی پس از دیگری املاء می‌فرمود و علی (ع) به دست خویش می‌نوشت...).

و در جایی دیگر در کتاب سلیم بن قیس با همان مضمون آمده است: عن سليم بن قيس الهلالي قال الإمام علي (ع) لطلحة: ألست قد شهدت رسول‌الله (ص) حين دعا بالكتف ليكتب فيها ما لا تضل الأمة ولا تختلف، فقال صاحبك ما قال: [إن نبي‌الله يهجر]. فغضب رسول‌الله (ص)...).([6])

و در جایی دیگر طلحه به‌این واقعه اعتراف می‌کند و نوشتن این وصیت مقدس نوشته‌ی بازدارنده از گمراهی به گواهی مولای متقیان (ع) نیز ثابت می‌گردد:

امیرالمؤمنین (ع) به طلحه فرمود: (ای طلحه، مگر تو خود شاهد نبودی که وقتی رسول خدا (ص) از ما کتفی [ورقه] خواست، تا بر آن چیزی بنویسد که پس از او امت او به گمراهی نیفتد و دچار اختلاف نشود، و آن دوست تو چنان سخنی را گفت که: البته رسول خدا هذیان می‌گوید، و پیامبر خدا (ص) خشمگین شد و از نوشتن صرف نظر نمود؟ طلحه گفت: بله من شاهد آن بوده‌ام. امیر المؤمنین (ع) فرمود: پس از اینکه شما بیرون رفتید، رسول خدا (ص) مرا از آنچه که قصد داشت که در آن [ورقه] بنویسید و مردم را بر آن گواه گیرد، با خبر ساخت، و همچنین از اینکه جبرئیل به آن حضرت خبر داده بود، که خدای تعالی می‌داند که امت در آینده‌ای نزدیک دچار اختلاف و تفرقه خواهد شد. پس از آن، رسول خدا (ص) صحیفه‌ای خواست، و آنچه را که قصد داشت در آن بنویسد، به من املاء فرمود و سه نفر را بر آن گواه گرفت: سلمان فارسی و ابوذر و مقداد را).

پس این روایت نقل شده از سلیم بن قیس، متن وصیتی که رسول‌الله (ص) آن را املاء کرد و علی (ع) آن را نگاشت را ذکر نمی‌کند، بلکه به شهادت گرفتن سلمان و ابوذر و مقداد توسط رسول‌الله (ص) به نوشتن وصیت را ثابت می‌کند. به فرموده‌اش: (إني أشهدكم أن أخي ووزيري ووارثي وخليفتي على أمتي علي بن أبي طالب  ثم الحسن ثم الحسين ثم من بعده تسعة من ولد الحسين...)، (شما را گواه می‌دارم که علی بن ابی طالب (ع) برادر و وزیر و وارث، و خلیفه‌ام بر امتم است، سپس حسن و سپس حسین، و سپس نه تن از فرزندان حسین…). سپس رسول‌الله (ص) بعد از به شهادت گرفتن این سه نفر، تعداد ائمه تا نه تن از فرزندان امام حسین (ع) را بر شمرد و قضیه مهمله باقی ماند، یعنی اینکه روشن نساختند که بعد از آنها چه کسانی خواهند بود، بلکه رسول‌الله (ص) حتی اسامی ‌و صفات نه تن از فرزندان حسین (ع) را ذکر ننمودند و فقط به مختصری در مورد وصیت بسنده کردند، اما بدون شک این بدان معنا نیست که در وصیت مقدس اسامی‌آنها و مهدیین ذکر نشده است، بلکه همان گونه که در وصیت آمده است، اسامی ‌و صفات آنها کاملاً ذکر شده است.

بنابراین، این روایت متن وصیتی که رسول‌الله (ص) املاء فرمود و امام علی (ع) نگارنده آن بود را ذکر نمی‌کند، بلکه حادثه‌ای به طور کامل و بدون جزئیات را ذکر می‌کند، پس وصیت رسول‌الله (ص)  و آن اسامی ‌اوصیاء تا روز قیامت که در وصیت را کجا می‌یابیم؟!

عَنْ عِيسَى بْنِ الْمُسْتَفَادِ أَبِي مُوسَى الضَّرِيرِ قَالَ حَدَّثَنِي مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ (ع) قَالَ: (قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ أَلَيْسَ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (ع) كَاتِبَ الْوَصِيَّةِ وَرسول‌الله (ص) الْمُمْلِي عَلَيْهِ وَجَبْرَئِيلُ وَالْمَلَائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ علیهم السلام شُهُودٌ؟ قَالَ: فَأَطْرَقَ طَوِيلًا ثُمَّ قَالَ: يَا أَبَا الْحَسَنِ قَدْ كَانَ مَا قُلْتَ ...).([7])

ابـو مـوسى ضرير (نابينا) گويد: موسى بن جعفر (ع) به من فرمود كه: (بـه امام صادق (ع) عرض کردم: مگر امير المؤمنین (ع) كاتب وصيت و پيغمبر ديـكته گو و جبرئيل و ملائكه مقربون شهود آن نبودند؟! حضرت مدتى سر به زير انداخت و سپس ‍ فرمود: چـنـان بـود كـه گـفـتـى، اى ابـوالحـسـن ...).

فضیل دوست امام صادق (ع) نقل می‌کند که امام صادق (ع) فرمود: (رسول‌الله (ص) برای وصیتش به علی (ع) چهار تن از بزرگان ملائکه را شاهد گرفت. جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و نام چهارم را بیاد نمی‌آورم).([8])

عن محمد بن مسلم قال: قال الباقر (ع): (الوصيّة حقّ و قد أوصى رسول‌الله (ص) فينبغي للمؤمن أن يوصي).([9])

 محمد بن مسلم گوید: امام باقر (ع) فرمود: (وصیت حق است و به درستی که رسول‌الله (ص) وصیت کرد. پس هر مسلمانی باید وصیت کند).

 

و الحمدلله وحده

 

 [1]- كتاب سليم بن قيس الهلالي ص۴۳۳.

[2]- كتاب سليم بن قيس- تحقيق محمد باقر الأنصاري ص۱۶۹.

[3]- معجم أحاديث الإمام المهدي ج۱ ص۳۸۲.

[4]- إثبات الهداة ۱ /۶۱۳-۶۱۴.

[5]- كتاب سلیم بن قیس ص ۲۱۱ . الغیبة النعمانی ص ۸۱.

 

[6]- كتاب سليم بن قيس ۲۱۱.

[7]- الكافي ج ۱ ص ۲۸۱.

[8]- من لایحضره الفقیه ج ۴ ص ۲۳۶.

[9]- الكافي ج۷ ص۳- الوسائل ۱۳/ ۳۵۱ روضة المتقين ۱۱/ ۱۵.

 

ادامه مطلب...

شبهه تعداد فرزندان وپدران سید احمد الحسن در بیانیه13رجب

بعضی از معاندین دعوت بر فرموده‌ی سید احمدالحسن (ع) در بیانیه ۱۳ رجب یا بیانیه‌ی برائت اشکال وارد می‌کنند که متن آن این گونه است: (لقد بشركم بي جدي رسول‌الله (ص) وذكرني في وصيته باسمي وصفتي، ووصلت لكم هذه الوصية بسند صحيح وذكرها علماء الشيعة في كتبهم، وبما وصى رسول‌الله (ص) وهو على فراش الموت، أو ليس بأهم شي! فلقد أوصاكم بآبائي الأئمة الاثنى عشر علیهم السلام وبي وبأبنائي الاثنى عشر….)، یعنی (جدم رسول‌الله (ص) به من بشارت داد و مرا در وصیت با نام و صفت ذکر کرد، و این وصیت‌نامه با سند صحیح به دست شما رسید و وصیت و آن‌چه که رسول‌الله (ص) در هنگام وفات، بدان توصیه کرد را علمای شیعه در کتب‌شان نقل کردند، آیا این مهم‌ترین مورد نیست؟ ایشان به پدران دوازده‌ گانه‌ام، به من و به فرزندانم [دوازده مهدی] وصیت نمود).

اشکال وارده این است که ائمه دوازده امام و مهدیین دوازده مهدی‌اند که مجموع ایشان ۲۴ نفر خواهد بود، در حالی که سید احمدالحسن (ع) می‌گوید که رسول‌الله (ص) به پدران دوازده‌ گانه‌ام، به من و به فرزندان دوازده‌گانه‌ام وصیت نموده است که مجموع ایشان ۲۵ نفر خواهد بود و نه ۲۴؟!

پاسخ:

این اشکال از طرف افرادی مطرح می‌شود که به گفتار و ادبیات زبان عربی آشنائی ندارند تا با این اشکال پوچ و تهی مفتضح گردند.

فرموده سید احمدالحسن (ع): [فلقد أوصاكم بآبائي الأئمة الاثنى عشر علیهم السلام وبي وبأبنائي الاثنى عشر]، یعنی [رسول‌الله (ص) به پدران دوازده‌ گانه‌ام، به من و به فرزندانم [دوازده مهدی] وصیت نمود].

[الـ] که در [الاثني عشر] به کار رفته است “لام عهد” است، و عهد یا ذکری هست یا ذهنی، و در اینجا “لام” عهد ذکری است، زیرا که عهد شناخته شده به آن‌چه که مانند و قبل آن آمده بر می‌گردد حال چه فرد باشد یا تعداد، پس لفظ ]الاثني عشر] در مجموع نه فقط به فرزندان، بلکه به سید احمدالحسن (ع) و فرزندان ایشان باز می‌گردد، و آن کلامی مستقیم است زیرا که ایشان و فرزندان‌شان در واقع دوازده نفر هستند.

ارجاع “لام عهد” فقط به فرزندان، گفتاری بدون دلیل است، و حتی اگر اشتباهی در خواندن آن جمله توسط خواننده رخ دهد ممکن نیست با ارجاع آن فقط به فرزندان جزم کرد، زیرا که در اشتباه طرز جمله‌بندی به قرائن باز می‌گردد چه حالیه باشد یا مقالیه یا خارجیه. همه قرائن دلالت بر این دارد که منظور سید احمدالحسن (ع) در فرموده [الاثني عشر] ایشان و فرزندان‎شان مهدیین یازده‎‌گانه هستند، و تمامی کتب و بیانات ایشان بیان‌گر این مسئله‎اند و هیچ اشاره‌ای به این نشده که مهدیین سیزده نفرند، بلکه کلیه‌ی کتب و بیانات که در مورد مهدیین صحبت کردند بیان می‌کنند که عدد ایشان فقط دوازده نفر است. بلکه حتی به قرائن نباید رجوع کرد مگر بعد از عدم قادر بودن به مطرح کردن سؤال از صاحب آن سخنان تا مراد از سخنش را بیان کند، اما اگر سخن‌گو موجود است و ممکن است به ایشان بر گردیم، پس باید به ایشان مراجعه کرده و از ایشان منظورش را جویا شویم زیرا که در آن شبهه‌ای واقع شد تا وی مُراد را بیان کند، زیرا که سخن‌‌گو به تفسیر سخنانش سزاوارتر است تا مراد از آن را بگوید و شک را به یقین تبدیل نماید. مثلاً هنگامی که اصحاب امام صادق (ع) در حدیثی از ایشان (ع) دچار اشتباه شوند، جایز نیست طبق برداشت شخصی به تفسیر و تأویل بپردازند و یا این که به قرائن غیر قطعی باز گردند، بلکه بر آنان واجب است به امام صادق (ع) باز گردند تا معنای آن سخنان را بیان سازد.

اگر چه اشکال دیگری مطرح شود مبنی بر این که امامت امام صادق (ع) برای ما ثابت شده است و احتمال اشتباه ایشان در سخن را جایز نمی‌دانیم و باید برای آن تأویلی باشد، اما امامت احمدالحسن نزد ما ثابت نشده است:

می‌گویم:

۱- این ابتدای سخنان است و آن مصادره‌ای روشن است، و بر آن مبنا به ناچار بحث در ابتدا در مورد امامت احمدالحسن باشد که ایشان امام است یا خیر، و آیا ایشان صاحب دعوت الهی است یا خیر؟ لذا اگر امامت ایشان ثابت گردد حال ایشان مانند حال امام صادق و بقیه‌ی خلفای الهی علیهم السلام خواهد بود.

2- همانا معانی لفظ‌ها و به ویژه سخن در مورد عهدها اموری قلبی هستند که به مراد سخن‌گو در مورد آن‌‌ها باز می‌گردد، اگر چه قرینه مقالیه یا حالیه واضح در تأیید آن ارائه نمود ممکن است به آن اعتماد شود، و اگر چه قرینه‌ای ارائه نشد مبهم و متشابه خواهد ماند، و مبهم یا این که همان‌طور باقی می‌ماند و یا این که به سخن‌گویش ارجاع داده می‌شود تا آن را تفسیر نماید و مُراد آن را بیان سازد، و این امر برای هر سخن‌گو یک‌سان است حال چه معصوم باشد یا غیر معصوم.

موقعی اشکال کامل و صحیح خواهد بود که سید احمدالحسن (ع) فرموده باشند:

(فلقد أوصاكم بآبائي الأئمة وبأبنائي الاثني عشر وبي، ایشان به پدرانم ائمه، و به فرزندان دوازده‌گانه‌ام و به من وصیت نمود).

و اگر فرموده باشند:

(فلقد أوصاكم بآبائي الأئمة الاثني عشر وبي وأوصاكم بأبنائي الاثني عشر، همانا به پدرانم ائمه دوازده‌گانه و به من وصیت نمود و به فرزندان دوازده‌گانه‌ام وصیت کرد).

در اینجا لفظ [الاثني عشر] به فرزندان احمدالحسن (ع) باز می‌گردد در نتیجه مجموع مهدیین سیزده مهدی خواهد شد، و نه دوازده مهدی.

برای توضیح بیشتر مثالی ذکر می‌کنم:

وقتی می‌گویی: أحب الأنبياء والمرسلين والأئمة الطاهرين

پیامبران و فرستادگان و ائمه اطهار را دوست دارم.

در اینجا صفت [الطاهرين]، به پیامبران، فرستادگان و ائمه باز می‌گردد، نه فقط ائمه علیهم السلام، مگر این که قرینه‌ای لفظیه یا حالیه وجود داشته باشد که ائمه را به این صفت مختص کرده باشد.

اما اگر بگویی:

أحب الانبياء والمرسلين وأحب الائمة الطاهرين

پیامبران و فرستادگان را دوست دارم، و ائمه اطهار را دوست دارم.

در اینجا صفت [الطاهرين] فقط به ائمه باز می‌گردد، زیرا که فعل “أحب یا دوست داشتن” قبل از “ائمه” تکرار شد و جمله‌ از هم جدا گردید، به عبارتی دیگر آن سخن به دو جمله تقسیم شد و نه یک جمله است.

[أحب الأنبياء والمرسلين] و [أحب الأئمة الطاهرين]، یعنی [پیامبران و فرستادگان را دوست دارم] و [ائمه اطهار را دوست دارم].

پس با این توضیح اشکال آنان حل می‌شود، و هر کس در نظر دارد چنین اشکالی وارد کند بهتر است که صاحب درایت در باب کلام باشد تا دچار افتضاح علمی نشود.

اضافه بر آن اشکالاتی که مطرح می‌شوند به معنی باطل بودن حق نیست، زیرا که اشکالات تمام شدنی نیستند مادامی که جهل و شیطان و هوی و هوس و تعصب موجود است و تا این روز مسیحیان هم بر قرآن و رسول‌الله محمد (ص) اشکال وارد می‌کنند، هم‌چنین اهل سنت و وهابی‌ها بر امامت اهل بیت علیهم السلام تا این روز اشکال وارد می‌کنند، اما آیا این به معنی باطل بودن امامت ائمه نستجیر بالله است؟

پس اشکال مردود است، و اگر صاحب اشکال با دلیل و شواهد قانع نشد بی‌تردید او اهل جدل و معاند است که حال وی با این پاسخ بهبود نمی‌یابد، و فقط دو راه پیش روی وی است که یا ساکت شود و از طرح اشکالات اجتناب کند یا دلیل قطعی ثابت بر صحت اشکال و باطل کردن دعوت بیاورد.

در حقیقت صاحب این اشکال به امری چنگ جُست که اهل عقل از آن بی‌نیازند، و گفته ما او را کفایت می‌کند که مراد سید احمدالحسن (ع) در این جمله آن گونه که صاحب شبهه فهمید نیست بلکه منظور، خود ایشان و فرزندان‌شان یازده مهدی است که مجموع‌شان دوازده مهدی خواهد بود.

و الحمدلله رب العالمین

ادامه مطلب...

سؤالاتی علمی برای مناقشه از مدعیان علم در مورد نظریه فرگشت

سید احمد الحسن (ع) در صفحه شخصی خود به تاریخ دوشنبه ۲۷ / آذر ماه/ ۱۳۹۱هجری شمسی، نوشتند:

سعی می‌کنم که موضوعاتی مرتبط با خلق و اثبات وجود الله یا عدم او را مطرح سازم.
این موضوعات علمی بسیار مهم می‌باشند و آن‌چه در میدان علمی می‌بینم این است که الحاد از لحاظ علمی پیروز است و آن هم با معدل بسیار بالا در برابر کسانی که ادعای نمایندگی ادیان را می‌کنند. این‌ها که خود را علماء می‌نامند چه مسلمانان شیعه و سنی و وهابیت یا مسیحیان و یا یهود به مسائل علمای بیولوژی تکاملی و غیر آن‌ها که مطرح می‌سازند اصلاً بدون هوشیاری پاسخ می‌دهند، آن‌ها مانند کسی هستند که مسئله‌ای را به اشتباه شنید و متوجه شد در نتیجه به اشتباه پاسخ گفت، و لهذا کتابی در این باب نوشتم که الان تقریباً کامل است، و در آن مهم‌ترین نظریات علمی تجربی ثابت و یا ریاضی و نظری را مورد مناقشه قرار دادم، و ان شاء الله آن را منتشر خواهم کرد هنگامی که ببینم اشخاصی از لحاظ شناخت شایستگی آن را داشته باشند تا آن‌چه را نوشتم متوجه شوند، زیرا که نیاز به اطلاع در مورد علومی مانند زمین شناسی تاریخی (یا تاریخ زمین)، و تاریخ قدیم و آرکئولوژی (علم آثار) و علم بیولوژی تکاملی و فیزیک نظری و کیهان شناسی (علم حیات) و مردم شناسی و علم مهندسی ژنتیک و پزشکی و فلسفه و غیر آن‌ها است.سؤالاتی برای مناقشه:

- رأی و نظرات علمای شیعه، سنی، وهابیت و مسیحیان در مورد نظریه‌ی فرگشت داروین چیست؟
- و پاسخ منکر علمی به آن چیست؟
- راه اثبات وجود الله ضمن حدود زندگی زمینی برای کسانی که نظریه‌ی فرگشت (تکامل) را می‌پذیرند چیست؟
- رأی و نظر آن‌ها در مورد نظریه‌ی ژن خودخواه چیست؟
- رأی و نظر آن‌ها در مورد هیگز یا بوزون هیگز که مسئول پیدایش ذرات ماده در این جهان است که اخیراً با تجربه‌ی برخورد دهنده‌ی هادرونی بزرگ کشف شده است، چیست؟
- رأی و نظر آن‌ها در مورد نظریه‌ی ممبران (غشاء) یا ام تئوری و وجود بیش از چهار بُعد در این جهان، و یازده بُعد تا الان، چیست؟
- رأی و نظر آن‌ها در مورد آن‌چه اخیراً پروفسور استیون هاوکینگ در مورد اصل جهان و آغازش مطرح ساخت و این‌که ام و کوانتوم تئوری برای تفسیر ظهور جهان از عدم کافی هستند، و این‌که آن نیاز به ظهور جهان از عدم به غیر از وجود قانون جاذبیت موجود از ابتدا بر حسب نظریه‌ی همه چیز یا نظریه‌ی ام ندارد، و این‌که جهان ممکن است بدون نیاز به فرضیه‌ی وجود خدا ظاهر گردد، چیست؟
- رأی و نظر آن‌ها در مورد آن‌چه علمای فیزیک می‌گویند که مجموع انرژی مثبت و ماده با انرژی منفی و ماده تاریک (یا ضد ماده) در جهان مادی مساوی با صفر است، چیست؟
- آدم بر روی این زمین چه موقع شروع به زندگی کرد، و از آن‌ها تاریخ دقیق نمی‌خواهم بلکه کلی بیان کنند، یعنی مثلاً بگویند ده‌ها هزار سال یا صدها هزار یا میلیون‌ها سال پیش.
- طوفان نوح (ع) در کجا واقع شد؟
- طوفان نوح (ع) چه موقع واقع شد و از آن‌ها تاریخ دقیق نمی‌خواهم بلکه کلی بیان کنند، یعنی مثلاً بگویند ده‌ها هزار سال یا صدها هزار یا میلیون‌ها سال پیش.
- طوفان نوح چگونه واقع شد و چگونه امواج مانند کوه‌ها بودند همان‌گونه که در قرآن ذکر شد؟
- آیا طوفان شامل کل نقاط زمین شد؟
- آیا با طوفان نوح، تمامی جان‌داران زمین به هلاکت رسیدند؟
- و اگر پاسخ آن‌ها این بود که شامل تمامی زمین و تمامی جان‌داران یا حداقل حیوانات بر روی زمین شد، پس تحلیل آن‌ها بر وجود حیوانات در جزیره‌های دور دست مانند حیوانات کیسه‌دار و حیوان فوسا FOSSA در استرالیا و در ماداگاسکار و غیره چیست؟

این سؤالات علمی مرتبط به اثبات یا انکار وجود خداست، و لهذا بر کسانی که مدعی نمایندگی ادیان هستند آن‌ها را با جواب‌هایی که موافق با علم حدیث و نه جواب‌های روائی یا متن‌های دینی گمانی الصدور یا دلالت و متعارض با واقع علمی ثابت شده به شکل قطعی، پاسخ دهند؛ مانند حقائق تاریخی ژئولوژی زمین و محتویات طبقات آن، پس مانند این متن‌های دینی یا غیر صحیح می‌باشند یا این‌که تأویل می‌شوند زیرا که با حقائق علمی به اثبات رسیده در تعارض هستند.

بنا بر این آن‌چه از فقهای ادیان خواهانیم پاسخ‌های علمی بر سؤالات بالا می‌باشند، و گمان می‌کنم که آن‌ها کاملاً از پاسخ‌گوئی به آن‌ها به صورت علمی معتبر عاجزند، بلکه به هر آن‌چه نوشته شد مطلع شدم و دیدم که فهم و درک اشتباه از مسائل علمی است و پاسخ‌گوئی بر اساس فهم و درک اشتباه خودشان، یعنی این‌که مثلاً نظریه‌ی فرگشت (تکامل) را بر اساس فهم و درکشان به گونه‌ای می‌پندارند سپس بر اساس همان فهم و درک اشتباه از مسئله، پاسخ اشتباه می‌دهند، و گمان می‌کنند که بر نظریه‌ی فرگشت پاسخ دادند در حالی‌که آن‌ها به قول و فهم اشتباهشان از نظریه‌ی فرگشت پاسخ می‌دهند و نه پاسخ به آن‌چه در حقیقت نظریه‌ی فرگشت داروین می‌گوید.آن‌چه معتقدم این است که در این مرحله‌ای که امروز در آن زندگی می‌کنیم و آن‌چه در این موضوعات علمی مرتبط به طور مستقیم با دین و اثبات وجود الله سبحانه است بسیار بزرگ‌تر از آن‌هایی که مدعی هستند علمای ادیانند، می‌باشد. و کتاب‌ها و سخنان فقهای شیعه و سنی و مسیحیانی که آن‌ها را مطالعه کردم کتاب‌ها و سخنان ساده که فقط برای عرضه در بازار محلی ارزش دارند و برای فریب‌کاری برخی پیروان بی‌هوش و راضی به جهل نه بیشتر نوشته شده‌اند، و ممکن نیست پاسخ‌های آن‌ها شخصی را که اطلاعات بسیار خوبی از علم زیست شناسی تکاملی و علم ژنتیک و فیزیک مثلاً داشته باشد را قانع و متقاعد سازد، بلکه به آن‌ها بر اساس این‌که آن‌ها ساده لوح و نادان و دروغ‌گو و نه بیشتر، هستند، نظر می‌کند.و ان شاء الله با شما بعضی از سخنان و نوشته‌های آن‌ها در این صفحه را مورد مناقشه قرار می‌دهم تا شما به شخصه سطح علمی آن‌ها و آن‌چه در نزد خود دارند را ببینید، و خواهید دانست چرا آن‌ها راه علمی جهت مواجهه با احمد الحسن را ندارند لذا به کذب و افتراء یا کمک و یاری از نیروهای مسلحی که دست در دست هم دادند پناه می‌برند تا به دفتر احمد الحسن در نجف یا به منزل احمد الحسن با نیروهای مسلح بزرگ هجوم می‌کنند، پس علت آن الان برای شما به وضوح نمایان می‌شود و آن این‌که وجود احمد الحسن به طور علنی بین مردم آن‌ها را رسوا می‌کند و جهل‌شان را آشکار می‌سازد.
و به شما ان شاء الله تهی و خالی بودن علمی و فکری آن‌ها را در این صفحه نشان خواهم داد.و آن‌چه از فرهیختگان آرزو دارم این است که همراه با من به خود مقداری زحمت دهند و یاد بگیرند و مطالعه کنند، و به والله قسم وقوع آن‌ها در دست حیله‌گری که از جهل و نادانی‌شان در مسأله‌ای علمی یا دینی معین سوء استفاده می‌کند و آن‌ها را از حق دور می‌سازد همان‌گونه که امروز اتفاق می‌افتد وقتی که فقهای گمراهی آن‌ها را با دروغ وجوب تقلید غیر معصوم گمراه ساخت، ما را رنج و آزار می‌دهد.و هر کس رأی و نظری از رأی و نظرات آن‌ها دارد بیاید و این‌جا مطرح سازد، و ان شاء الله آن را مطالعه کرده و به آن پاسخ خواهم داد.اما در مورد خودم، بنده به این سؤالات و بیشتر از آن‌ها را در کتاب (توهم الحاد) پاسخ دادم، و ان شاء الله به زودی آن را منتشر خواهم کرد، و هم‌چنین آن حاوی آن‌چه که ممکن است مناظره‌ی علمی با پروفسور ریچارد داوکنز که از برجسته‌ترین علمای معاصر زیست شناسی تکاملی شمرده می‌شود، و پروفسور استیون هاوکینگ که او از برجسته‌ترین علمای فیزیک نظری و ریاضیات تطبیقی و متخصص در علم حیات است و برای ایشان نظریه‌ی ثابت شده در اشعاع سیاه چاله‌ها است، نامیده شود، می‌باشد.منتظر پاسخ مراجع به تمامی این سؤالات می‌باشم تا مناظره بین من و آن‌ها آغاز شود، چنان‌چه موضوعات قبلی را که مطرح کردم را رد می‌کنند. و پیشنهاد می‌دهم که از اساتید دانشگاه‌ها جهت فهم و درک این موضوعات و اصطلاحات کمک و یاری گیرند تا مرا در مناظره خسته نکنند.

ادامه مطلب...

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/html/pagination.php on line 97

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/html/pagination.php on line 103

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/html/pagination.php on line 97

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/html/pagination.php on line 103

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/html/pagination.php on line 97

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/html/pagination.php on line 103

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/html/pagination.php on line 97

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/html/pagination.php on line 103

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/html/pagination.php on line 97

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/html/pagination.php on line 103

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/html/pagination.php on line 97

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/html/pagination.php on line 103

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/html/pagination.php on line 97

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/html/pagination.php on line 103

امام احمدالحسن (ع) فرمودند:

«ای مردم، علمای گمراه و پیروان‌شان شما را فریب ندهند. بخوانید، جستجو کنید، دقت کـنید و بـیاموزید و خود حقيقت را بـيابـيد و بر كس دیگری توکل نکـنید تا برای آخرت شما تصمیم‌گیری کند زیرا که فردا پشیـمان خواهید شد و فردا پشیمانی را سودی نخواهد داشت». خطبه پنجم محرم ۱۳۸۹ هـ.ش.سايت مهديون , سايت انصار امام مهدي , سايت رسمي فارسي انصار امام مهدي , سايت سيد احمدالحسن , سايت يماني , نقد يماني , يماني کيست , نقد احمدالحسن , ادله احمدالحسن , راه شناخت يماني , راه شناخت يماني چيست , يمن و آخرالزمان , سيد يماني , سيد احمد الحسن يماني , عکس سيد يماني , يماني ظهور کرد , نشانه هاي سيد يماني , سيد احمدالحسن,يماني , يماني موعود , مهدي اول , احمدالحسن , احمد الحسن , طالع مشرقي , خراساني , پرچم هاي خراسان , طالقان , انصار طالقان , علائم ظهور , امام احمدالحسن , احمد, خسف بيداء , خسف بيدا , شبيه عيسي , مصلوب , ملک عبدالله , سفياني , دجال اکبر , شام , يمن , انا يماني , سوريه , ايران , عراق , بصره , دجال بصره , حيدر مشتت , دجله بصره , قائم , امام زمان , مهدي , مهديون , سيد احمد الحسن يماني , سيد يماني کيست , احمد الحسن کيست , سيد يماني در عراق , يماني موعود , کشته شدن نفس زکيه چيست , خروج يماني , ظهور يماني , سايت سيد احمد الحسن يماني , عکس احمد الحسن يماني , فرقه يماني در ايران , فرقه يماني , فرقه يماني چيست , احمد الحسن يماني کيست ؟ , رائفي پور احمد الحسن , عکس احمد الحسن يماني , مسيح , دين مسيح , عيسي مسيح کيست , صليب مسيح , صليب کشيدن , صليب مسيحيت , عکس هاي صليب , صليب نشانه چيست , قوانين دين مسيحيت , احکام دين مسيحيت , مسيحيت در ايران , آشنايي با دين مسيحيت , کتاب مقدس , انجيل , تورات , حواريون , مريم , مريم مقدس , تنخ , نظريه تکامل انسان , نظريه تکامل داروين چيست , نظريه تکامل داروين pdf , رد نظريه تکامل , نظريه تکامل داروين به زبان ساده , نظريه داروين تکامل انسان , نظريه تکامل و انسان , فيلم تکامل , داوکينز , هاوکينگ , خداناباوران مشهور , دلايل خداناباوران , خداناباوران , آتئيست , منکر وجود خدا در جدول ,دانشمندان خدا باور , آتئيست و آگنوستيک , نقد آتئيست , کانال آتئيست ها در تلگرام , آتئيست تلگرام , آتئيست کيست , نماد آتئيست , ستاره شش پر , ستاره پنج پر , ستاره حضرت سليمان , ستاره داوود در اسلام , طلسم ستاره داوود , قانون معرفت حجت , راه شناخت حجت هاي الهي , راه شناخت امام , قيامت , عذاب , آخرالزمان , نشانه هاي آخر الزمان , نشانه هاي آخرالزمان در تهران , آخرالزمان+پيشگويي , اخر الزمان رائفي پور , آخرالزمان و داعش , نشانه هاي آخرالزمان در قرآن , صاحب الزمان , حجت بن الحسن , آيا امام زمان داراي زن و فرزند هستند , فرزندان امام زمان , 12 مهدي , وصيت پيامبر , وصيت پيامبر دوازده مهدي , متن وصيت پيامبر , وصيت پيامبر به امام علي , وصيت نامه پيامبر , وصيت نامه حضرت محمد , شب وفات پيامبر , حديث وصيت , حديث ثقلين , امام احمد , احمدالحسن , دلايل سيد احمد الحسن براي شيعه ,الحاد , ادله دعوت يماني , روياي صادقه , مکتب نجف اشرف , کتاب توهم الحاد , کتاب توهم بي خدايي , کتاب عقائد الاسلام , کتب سيد احمدالحسن , آيه اکمال الدين , تدريس آيه اکمال الدين , پالتاک , فيس بوک امام احمدالحسن , فيسبوک امام احمد الحسن , خطبه هاي امام احمدالحسن , ادله دعوت براي سني ها , دانلود کتب ترجمه احمدالحسن , کتب سيد احمد الحسن , دعوت سيد احمد الحسن , پيام هاي فيس بوک سيد احمد الحسن , منابع رسمي دعوت يماني , دعوت يماني , يماني کيست , نقد الحاد , محمد نبي در عهدين , هفته نامه زمان ظهور , سايت هفته نامه زمان ظهور , موسسه وارثين ملکوت , وبسايت انگليسي انصار امام مهدي , وبسايت فارسي انصار امام مهدي , تالار گفتگو انصار امام مهدي , علماي غير عامل , فقهاي آخرالزمان , گوساله سامري , اهل تسنن , انصار امام مهدي , 10313 , 313 , دوازده مهديين , احمد الحسني , احمد الحسن اليماني , احمد الحسن يماني سايت , احمد الحسن يماني کيست؟ , سيد احمد الحسن يماني ع , سيد حسن حمامي , شيخ ناظم عقيلي , دکتر علاء سالم , دعوت مبارک يماني , راه شناخت يماني , يماني از يمن , يماني از کجا خروج مي کند , انصار الله , انصار امام مهدي , انصار امام احمد اليماني , انصار امام المهدي , سيد يماني , سيد يماني ظهور کرد , سيد يماني کيست , روايات آخرالزمان , روايات خمس , روايات ظهور , روايات يماني , روايات درباره يماني , روايات خروج يماني , روايات قيام يماني , حديث وصيت , مهديون , مهديون شاهد , مهديون چه کساني هستند , حديث 12 مهدي , 12 مهدي , احمديم احمدي , عکس يماني , تصاوير يماني , عکس سيد يماني , عکس احمد الحسن يماني , صاحب پرچم هدايت , جريان مدعي يماني ,تصاوير دروغين منتسب به سيد احمد الحسن يماني ,پسر انسان در کتاب مقدس , پسر انسان در انجيل , پسر انسان کيست, صليب شکسته , يماني , احمد الحسن , کتاب توهم بي خدايي , کتاب توهم الحاد , کتاب عقائد الاسلام , کتاب گوساله , کتاب همگام با بنده صالح , کتاب همگام با عبد صالح , کتاب وصيت مقدس , کتاب وصيت مقدس نوشتار بازدارنده از گمراهي , کتاب توحيد , کتاب وصي در تورات, انجيل و قرآن , کتاب چشم اندازي هاي از قوم سومر و آکد , سومر و آکد , سومر , کتاب تفسير آيه اي از سوره يونس , تفسير سوره يونس , کتاب سرگرداني , کتاب راه به سوي خدا , کتاب شرايع الاسلام , کتاب شرائع الاسلام , کتاب رجعت , کتاب رجعت سومين روز از روزهاي بزرگ خدا , رساله اي در فقه خمس , کتب سيد احمد الحسن , دانلود کتاب هاي سيد احمد الحسن , کتاب سيد احمد الحسن , علم سيد احمد الحسن , علوم سيد احمد الحسن , کتب روايي , سفر حضرت موسي به مجمع البحرين , کتاب روشنگري هايي از دعوت فرستادگان , کتاب روشنگري از دعوت فرستادگان , نامه هدايت , ادله مسيحيان , کتاب پاسخ هاي روشنگرانه , جواب المنير , نصيحتي براي طلبه هاي حوزه هاي علميه , نصيحتي براي طلاب حوزه هاي علميه , کتاب جهاد درب بهشت , جهاد , جهاد اکبر , کتاب متشابهات , دانلود کتاب متشابهات , بيان حق و سداد از طريق علم اعداد , علم اعداد , کتاب سيزدهمين حواري , کتاب حواري سيزده , حواريون , کتاب حاکميت الله نه حاکميت مردم , حاکميت الله , دموکراسي , کتاب گزيده اي از تفسير سوره فاتحه , سوره فاتحه , تفسير سوره فاتحه , پاسخ هاي فقهي , کتاب طهارت , دانلود کتب يماني , دانلود کتب سيد احمد الحسن , کتب انصار امام مهدي , دلايل عام دعوت , علم سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار امام مهدي , سايت انصار امام مهدي , انصار , علاء سالم ,رسالتي در يگانگي شخصيت مهدي اول, قائم و يماني , گفتگوي داستاني درباره‌ي دعوت مبارک يماني , رسالتي آشکار , کتاب دليل ادله , شيخ ناظم عقيلي , وصي در کتاب , کتاب برهان مبين , ابن تمام , يماني کيست , ملاقات با امام مهدي , کتاب وصيت و وصي احمد الحسن عليه السلام ,پژوهشي در شخصيت يماني , کتاب يماني موعود حجت الله , شيخ حيدر زيادي , علامات زمان ظهور , يماني امام مهدي , کتاب ضرورت وجود زمينه ساز , بشار الفيصلي , سفياني به آستانه‌ي درب‌ها رسيده پس يماني کجاست؟ , شيخ عادل سعيدي , اخبار طاهرين در مورد مهدي و مهديين (ع) , روايات مهديين , دلايل اثبات ذريه‎ي امام مهدي , رسالتي در مورد روايت اصبغ بن نُباته  , چهل حديث در مورد مهديين و ذريه قائم , کتاب چهل حديث , کتاب مهديين دوازده‌گانه فرزندان امام مهدي  , کتاب در پيشگاه صيحه , زکي انصاري , خواب , ارکان رويا , کتاب کرامات و غيبيات , انصار سيد احمد الحسن , کتاب رؤيا در مفهوم اهل بيت  , استاد ضياء زيدي , رؤياي صادقه , بازگو کردن رؤيا ,کتاب شيعيان در معرض آزمايش , دکتر عبدالرزاق ديراوي , کتاب خوش آمدي اي فرزند فاطمه  , کتاب شکست منتظران , کتاب مجتمع ما بين تکبر و نفاق , کتاب بلکه هدايت شويد , شيخ ناظم عقيلي , فقهاي آخر الزمان , کتاب فرمان‌روايي امروز از آنِ کيست , کتاب همانا که تأويلش فرا رسيد , متشابهات , حق اين‌گونه شناخته مي‌شود نه با شبهات , شيخ عبد العالي منصوري , احمد الحسن , احمد موعود- پيوند دهنده‌ي رسالت‌هاي آسماني و کشتي نجات برگزيدگان , دکتر علاء سالم , کتاب احمد موعود , شبيه عيسي و مصلوب کيست؟ , شبيه عيسي , شبيه عيسي عليه السلام , روزگار رهائي (روز بزرگ و وحشتناک خدا) , کتاب روزگار رهايي , استاد عادل سعيدي , کتاب مسيح راز خداوند , شيخ صادق محمدي , کتاب يحياي عصر , کتاب مهدي ولي الله , دعوت يماني , يماني , سيد يماني , سيد احمد الحسن , مهديين , دانلود کتاب غيبت طوسي , کتاب الغيبه طوسي , کتاب غيبت نعماني , کتاب اصول کافي , کتاب ملاحم و فتن , کتاب بشارت الاسلام , کتاب کمال الدين , دانلود کتاب مقدس , عهد عتيق , کتاب مقدس , تورات , دانلود کتاب تورات , عهد جديد , انجيل , اناجيل اربعه , دانلود کتاب انجيل , سفر پيدايش , کتاب پيدايش , کتاب خروج , کتاب تثنيه , کتاب اشعيا , کتاب داوود , کتاب مزامير , کتاب ارميا , کتاب دانيال , کتاب حبقوق , انجيل متي , انجيل يوحنا , انجيل مرقس , انجيل لوقا , انجيل برنابا , انجيل يهودا , کتاب روميان , دانلود کتب مسيحيان , دانلود کتب يهوديان , رساله يهودا , يهودا , مکاشفه يوحنا , يوحنا لاهوتي , شمعون , پطرس , نظریه فرگشت , نظریه تکامل , تطور , تکامل , فرگشت ,چارلز داروین , داوکینز , خداناباوران , توهم بی خدایی , کتاب توهم بی خدایی , ادله سید احمدالحسن برای خداناباوران , خدا , دلایل وجود خدا , برهان نظم , اثرات خدا , آتئیست , ادله امام احمد الحسن , یمانی , قیام گر مشرق , مهدی اول , عصمت یمانی , یمانی از یمن , یمن , راه شناخت یمانی چیست , راه شناخت یمانی , قانون شناخت خلفای الهی , قانون معرفت حجت , دعوت به حاکمیت خدا , رویای صادقه , استخاره , سید احمد الحسن یمانی , سید یمانی , وصی سیزدهم , مهدیین , فرزندان امام مهدی , وصیت مقدس رسول الله , مهدیین , مهدیین در قرآن , نام احمد در روایات , صاحب الامر , کتاب عقائد الاسلام , یمانی کیست  , مهدی آخرالزمان , مهدی در قرآن , خلیفة الله مهدی , امام مهدی , علائم قیام , وقت ظهور امام مهدی , حجیت رویا , راههای شناخت خلیفة الله , علم مهدی , بزرگان ادیان الهی , کتاب وصیت مقدس , سیرت سید احمد الحسن , یهودیان , مسیحیان , آیات کتاب مقدس , عیسی مسیح , یحیی , یحیا , فرستادگان الهی , پسر نرینه , پسر انسان , منجی از بصره , تسلی دهنده , غلام امین , یحیی نبی , اشعیا نبی , احمد الحسن , حجت های الهی , نامه هدایت , پاسخ های روشنگرانه , سیزدهمین حواری , حواری سیزده , توهم الحاد , جایگاه معجزه در کتاب مقدس , محمد نبی , بشارت اشعیا , وصی در تورات , سیره دعوت سید احمد الحسن , وصیت شب وفات پیامبر , شجره سید احمد الحسن , نسب سید احمد الحسن , بصره , امام مهدی , صدام طاغوت , طلاب حوزه , صدام ملعون , انصار امام مهدی , یمانی , نسب امام احمد الحسن, نسب سید احمد الحسن , یمانی موعود , سید یمانی , سید احمد الحسن یمانی , وبسایت رسمی مکتب نجف اشرف , وبسایت رسمی انصار امام مهدی , وبسایت رسمی فارسی انصار امام مهدی , وبسایت موسسه وارثین ملکوت , صفحه فیس بوک مکتب نجف

هفته نامه زمان ظهور