wrapper

آخرین اخبار

واقعیت سیاسی و رهبری دینی ، استاد شیخ احمدحلی

رهبری دینی

به همه شما خوش‌آمد می گویم ، ما در این برنامه با موضوعات و بحثهای جدیدی که برادران شرکت کننده ارائه می کنند در ارتباط خواهیم بود.

از طرف همه شما به جناب استاد شیخ احمدحلی خوش‌آمد می گویم که قرار است بحثی با موضوع (( واقعیت سیاسی و رهبری دینی)) ارائه کنند. بفرمایید شیخ!

شیخ حلی : سلام عليكم

مجری : علیکم السلام و رحمة الله و بركاته.  خوش آمدید. بفرمایید

شیخ حلی : درود بر شما جناب دکتر . حال شما چطوره؟

مجری : شیخ! شما بیست دقیقه وقت دارید

شیخ حلی : ان شاء الله

مجری : بفرمایید

شیخ حلی : همه‌ی برادران حاضر! السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

خداوند همه‌ی شما بینندگان این برنامه را زنده نگه دارد. در برنامه‌ی این هفته اگر خدا بخواهد، می‌خواهیم بعضی از مباحث مهمی را که دارای اهمیت در زندگی انسان است، بیان کنیم. مباحثی که خلفای الهی یا آسمان، آن‌ها را در حقیقت تکاملی انسان قصد کرده‌اند. هدف از بحث امروز، اگر خدا بخواهد، این است که چگونه اثر مشخصی را برای بعثت خلیفه خدا در زمین و اثر آسمان را بر انسان موجود در زمین مترتب کنیم. در این‌جا یک مسئله و مقدمات و اشکالاتی هست که آن‌ها را اگر خدا بخواهد، مطرح خواهم کرد. برادرانم! در میانه‌ی بحث این مسئله خواهد آمد: جایگاه آسمان در بعثت انبیاء یا تکامل چیست؟ جایگاه آسمان در رهبری سیاسی انسان چیست؟ طبعاً به اعتبار این‌که امروزه زندگی سیاسی بخش قابل توجهی را در زندگی سیاسی انسان به خود اختصاص داده است، اگر خدا بخواهد ابتدا با تعریف سیاست شروع می‌کنیم.

سیاست همان‌طور که گفته می‌شود، عبارت است از مجموعه‌ای از قوانینی که زندگی جامعه را تنظیم می‌کند و انسانی که به عنوان شهروند زندگی می‌کند - در زندگی شهروندی - چاره‌ای ندارد؛ جز این‌که ملتزم به این قوانین باشد. یعنی سیاست، مجموعه قوانینی است که زندگی انسان را تنظیم می‌کند. وقتی این مطلب را بر اساس تعریف‌هایی که برخی از علمای غربی آورده‌اند، فهمیدیم، متوجه می‌شویم که فرد سیاسی، رهبر یا حاکمی که بر مردم مسلط است، نمی‌باشد. این مطلبی است که متخصصین علوم اجتماعی یا سیاسی توضیح می‌دهند. این یک مطلب.

مطلب دومی که باید آن را بشناسیم، این است که دین به چه معنا است؟ چرا که موضوع بحث ما، واقعیت سیاسی و رهبری دینی می‌باشد. ارتباط بین سیاست و دین چیست؟ و وضع فعلی انسان، نسبت به سیاست و دین چیست؟ چرا که موضوع حاکم، برای اکثر مردم دارای اهمیت است. به عنوان مثال: آیا مجلس و قوانین تصویب‌ شده، دارای حقیقت موثری بر زندگی انسان است؛ به گونه‌ای که موجب صالح یا ناصالح شدن انسان شود؟ ما همیشه در مورد این مثال که مردم بر دین پادشاهان خود هستند، سخن می‌گوییم. الان می‌خواهیم مسئله و داستانی ساده و کوتاه را از زندگی رسول خدا (ص) بیان کنیم. آن هنگامی که رسول خدا (ص) از مکه به مدینه منوره منتقل شدند. و این، اولین پایتخت اسلامی است که بر شانه‌های اولین مسلمانان بنا شد. و اما مسئله‌ی سیاسی که جایگاه دیگری را نسبت به موضوع تکفیر و حرکات سیاسی که منجر به قتل و ذبح برای مجبور‌کردن مردم به داخل شدن اسلام می‌شود، ارتباطی به ما ندارد. بلکه فقط جایگاه رسول خدا (ص) چیست؟ بر این نکته تاکید می‌کنم که نقش رسول خدا (ص) در مسئله‌ی رهبری جهان چیست و آیا برای ایشان، امکان رهبری دنیا بود یا خیر یا اختصاص به رسول خدا ندارد. آیا برای انسان به صورت عمومی، امکان رهبری دنیا وجود دارد؟ بگذارید، این‌طور بگوییم: به صورت عام یا به صورت مقطعی یا شناخت عمومی یا این‌که آیا برایش امکان رهبری دنیا وجود دارد؟ یعنی این انسانی که آسمان یا خدا یا خالق مبعوثش کرده است، برایش امکان رهبری در دنیا وجود دارد یا خیر؟

زمانی که رسول خدا (ص) به مدینه‌ی منوره آمدند اولین تشریعی که کردند پنجاه و سه قانون بود. طبعاً این قوانین به گونه‌ای ایجاد شده بود که تمام کسانی که در مدینه‌ی منوره بودند، هم‌چون یهودیان و مسیحیان را در بر می‌گرفت و حق هر صاحب حقی را به او می‌داد و تمام تاریخ‌نگاران به این مسئله معترف هستند که یهود هر آن‌چه که به نفع و ضررشان است و مسیحیان نیز این‌گونه؛ و هم‌چنین مسائل اقتصادی هم‌چون زکات‌ها و خمس‌ها حتی مسئله‌ی جنگ‌ها  و حتی مسئله‌ی فرستادن سپاه نظامی، رسول خدا (ص) برای هر چیزی حقش را تشریع کرد. مثلاً می‌خوانیم: رسول خدا (ص) به سپاهیان مهاجم سفارش کرد که درختان را قطع نکنید و اسیری را نکشید و مجروحان را نکشید.

چه چیزی از این مطلب می‌فهمیم؟ این‌که این قانون‌گذاری یک قانون‌گذاری انسانی محض نیست بلکه یک قانون‌گذاری آسمانی است. وگرنه چگونه انسانی که نبی نیست -یعنی بر اساس نظر علمای غربی که گذشت که گفتند: رسول خدا (ص) پیامبر یا فرستاده نیست؛ هم‌چنان که آن‌ها این‌چنین ادعا می‌کنند- این قانون را تاسیس می‌کند؛ بنابراین باید قانون عمومی وجود داشته باشد که همه‌ی زمین یا همه بشر را در بر گیرد که بتواند بر زندگی انسان حکومت کند. این چه قانون عامی است که بر زندگی بشری حکومت می‌کند. اما خودش مشخصاً بشری نیست؟

باید متوجه باشیم که این قانون یک قانون آسمانی است؛ چگونه؟

الان خواهیم رسید.

الان رسول خدا (ص) به همراه دولتی که خداوند ایجاد کرده است، می‌رود؛ همان‌طور که در تاریخ می‌خوانیم و روش زندگیش آغاز می‌شود و قوانین را همان‌طور که هست، تاسیس می کند.

این مثال اول، آیا رسول خدا (ص) در این امر یعنی تاسیس قوانین و تثبیت دولتش موفق شد؟

بله در تثبیت دولت کوچک به اندازه‌ای معین موفق شد؛ چرا که طبعاً ما نمی‌گوییم که کل دنیا دارای امنیت بود و رسول خدا (ص) طی ده سال بر تمام آن حکومت می‌کرد، خیر این را نمی‌گوییم، به همین مقدار کم رسول خدا طبعاً قانون صحیح را پایه ریزی کرد که همان قرآن کریم و سیره و روش نبوی صحیح و روایات رسول خدا (ص).

بنابراین در آن‌جا قانون تاسیس شده‌ی صحیحی بود. این مسئله‌ای است که باید به آن توجه داشته باشیم که قانون موجود تاسیس شده بود و دولت اسلامی آغاز شد.

بله، کسی که بعد رسول خدا آمد، با قرآن و سنت مخالفت کرد. این مسئله‌ی دیگری است. بنابراین به ذهن خطور نمی‌کند که کسی که بعد از رسول خدا (ص) آمد، آیا مخالفت کرد یا خیر؟ این امر دیگری است، می‌رویم به سوی این مطلب که این قانون صحیح است یا خیر. به این نکته تاکید می‌کنم که آیا اصل قانونی که خلیفه‌ی خدا آورد، صحیح است یا خیر؟

به این مسئله یقین داریم که رسول خدا (ص) فرمود: مریض و اسیر را نکشید. از اسیر و مریض مالیات نگیرید و مثلاً درختان را قطع نکنید یا مثلاً رسول خدا (ص) بر رعایت حقوق حیوانات و حقوق زکات‌ها و خمس‌ها و مسئله‌ی بردگان و پیشرفت تاکید می‌کرد.

در نتیجه به این قانون بر اساس تاریخ و سنت صحیح، اشکالی وارد نیست. طبعاً وقتی نگاه موضوعی به تاریخ داشته باشیم، تاریخ نادرست است و همانند آن‌چه که در زمان رسول خدا (ص) بوده و الان برای ما نقل شده، نمی‌باشد. این مسئله‌ی اول است. بنابراین این قصه به زودی و به سادگی مطرح خواهد شد که آیا بر انبیا و اوصیا واجب است که خلفایی تعیین شده از آسمان باشند.

وقتی می‌گوییم تعیین شده از آسمان باشند، به خاطر این است که اکثر علمای غربی -صاحب نظران لیبرالیسم و سکولاریسم- انبیا و اوصیا را قبول ندارند. اگر انبیا از طرف آسمان تعیین شده باشند، آیا واجب است؟ وظیفه‌شان است که انسان‌ها را رهبری کنند یا خیر؟

طبیعتاً اگر بخواهیم در مورد این مسئله صحبت کنیم، اختلاف بزرگ و آشکاری حتی بین مذاهب اسلامی می‌بینیم که آیا رهبری مردم، وظیفه و تکلیف شرعی رسول خدا (ص) و انبیا و تکلیف سیاسی‌شان بوده است؟

بیشتر مردم حتی فرد مومن ، نگاه یک بعدی دارند و می‌گویند: پیامبر یا وصی نقش سیاسی ندارند. چرا؟ به خاطر قطع ارتباط با مبدا که دین از سیاست جداست.

و اشتباه بودن این نظریه واضح است، حتی انسان متدین فرهنگی نگاهش به سیاست و دین یک نگاه تک بعدی است و آن‌ها را از یکدیگر جدا می‌داند.

چرا؟ به این خاطر که مساله دین -ضمن احترام برای بیشتر صاحب نظران-(نزد آنان) عبارت است از روش نماز خواندن و روزه گرفتن و خمس و زکات و حج فقط، این همان دین در نزد آنان است. اما سیاست خیر، جزء دین نیست (آن‌ها می‌گویند) سیاست مردان خودش را دارد.  سیاست دارای رهبری‌های قدرتمندی است که دست‌هایش بر کشورها حکومت می‌کند. این واقعیت سیاسی امروزه است. بنابراین آیا پیامبر یا رسول یا وصی جانشین خدا هست و برای‌شان حقی در برپایی دولت وجود دارد یا خیر؟

آیا برایشان تشکیل حکومت امکان دارد یا خیر؟ این سوالی است که زیاد مطرح می‌شود و بیشتر دوست‌داران یا پیروان اوصیا و امامان علیهم السلام می‌گویند: او که امام است چرا همانند فرد سیاسی عمل نمی کند؟

او قانون‌گذار است؟ بله قانون‌گذار است. جایگاه سیاسی دارد؟ بله قطعاً جایگاه سیاسی دارد. مشکل ما کجاست؟ این‌که مردم می‌گویند ما نمی‌فهمیم که جایگاه و نقش جانشین خدا چیست.

نقش خلیفه خدا به تکامل رساندن انسان است، تکامل انسان به چه مسئله‌ای؟ به نظام اجتماعی، به نظام پیشرفت به نظام اقتصادی و سیاسی، این جایگاه خلیفه‌ی خدا است.

خلیفه خدا قاصر است  یا خیر؟ این سوال مهمی است که همیشه علمای غربی و اکثر لیبرال‌ها و حتی لیبرال‌های سیاسی که اندیشه‌ی اسلامی و سیاسی دارند، می‌پرسند.

 آن‌ها می‌گویند: خلیفه خدا -منظور خلیفه‌ای که خدا او را انتخاب کرده است- نمی‌تواند رهبری سیاسی بشر را بر عهده بگیرد. بله او می‌تواند نماز  و روزه و حج و امور این چنین را انجام دهد. اما سیاست، خیر. پس سیاست برای خلفای بنی‌امیه و بنی‌عباس و دولت عثمانی می‌باشد، این‌ها سیاسیونی هستند که در کارشان خبره بودند ، هم‌چنان که تاریخ نقل کرده است.

طبعاً این نظریه‌ی اشتباه را به زودی مطرح خواهم کرد که (پیدایش آن ) به سبب دشمنان خلیفه خدا نیست. بلکه به سبب پیروانی است که از خلیفه‌ی خدا پیروی می‌‌کردند.

این نظریه‌ی اشتباه نزد صاحب نظران دینی صحیح است؛ چرا که آن‌ها نمی‌فهمند و شناختی نسبت به حقیقت خلیفه‌ی خدا ندارند. در حال حاضری که ما زندگی می‌کنیم، نقش خلیفه‌ی خدا چیست؟ بنابراین نوبت به این می‌رسد که باید بفهمیم: آیا خلیفه‌ی خدا عملاً نقش خود را انجام می‌دهد؟ بله خلیفه‌ی خدا نقش قانون‌گذاری و سیاسی خود را در رهبری جامعه انجام می‌دهد؛ حتی نقش سیاسی.

برای شما حال بعضی از علما را از باب شاهد، نقل می‌کنم؛ مثلاً در زمان هشام بن عبدالملک.

وقتی به مشکل اقتصادی برخورد و در نتیجه مشکلات سیاسی برایش پیش آمد -منظور جریان ضرب سکه‌های درهم و دینار است، می‌دانید که درهم و دینارها در روم، یونان یا ایتالیا ضرب می‌شد و همانند دلار که امروزه به کشور اسلامی می‌آید، وارد ممالک اسلامی می‌شد- مشکل بین هشام بن عبدالملک و قیصر روم ایجاد شد و پادشاه روم گفت که این اموال را بلوکه می‌کنم، هشام سر در گم شد؛ چرا که دولت و نیروهای نظامی و اقتصاد کامل همگی بر عهده‌ی او بود، هشام چه کار کرد؟

همه‌ی وزرا و سران مملکتی را جمع کرد؛ چرا که به دنبال نظری کاربردی و صحیح برای خروج از بحران اقتصادی می‌گشت، طبعاً به آسانی نمی‌توانست از این مشکل اقتصادی خارج شود؛ چرا که دولت وی بر اساس درهم و دینار رومی سرپا بود. پس به این سرعت و در این چند روز نمی‌توانست موفق شود.

گفت: راه حل این مشکل فقط به دست یک نفر است که می‌تواند ما را از این بحران اقتصادی خارج کند. پس شخصی را سراغ محمد بن علی باقر علیهم السلام فرستاد. نظر امام مبنی بر قضیه ضرب سکه‌های درهم و دینار به صیغه‌ی معین بود تا قیمت بازار را حفظ کند.

خودتان داستان را مطالعه کنید تا ببینید چه شد؛ چرا که نمی‌خواهم مفصل سخن بگویم. الان هشام می‌تواند به صورت طبیعی از این بحران اقتصادی خارج شود. آن هم به خاطر نظر خلیفه‌ی حقیقی تعیین شده از جانب خدا، این یک موضوع اقتصادی بود. بنابراین خلیفه‌ی خدا از اقتصاد بی خبر نیست. خلیفه‌ی خدا می‌تواند که سرزمین‌ها را بر اساس خواست خدا اداره کند؛ نه بر اساس آن چه که معاویه و امثال او می‌خواهند.

مثلاً وقتی این متن صریح دینی را از امیرالمومنین علیهم السلام می‌خوانیم: وقتی که فرمودند: به خدا سوگند معاویه از من زیرک‌تر نیست. بلکه او حقه‌باز است و هر حقه‌بازی، کافر است.

لذا معاویه در حکومت‌داری و رهبری امت از امیرالمومنین علیهم السلام زرنگ‌تر نیست. بلکه نزد او حقه و قتل و خون‌ریزی به ناحق است.

بنابراین در این‌جا توقف می‌کنیم و باید توجه داشته باشیم برادرانم که هدف در نهایت این است که چگونه جهت دینی و واقع سیاسی را که انسان در آن زندگی می‌کند، به هم ربط دهیم. یعنی محور کلام این است که چگونه می‌توانیم بین این دو ارتباط برقرار کنیم و قاعده‌ای را برای خلیفه‌ی خدا دهیم؛ چرا که ما می‌خواهیم به مرحله‌ی جدیدی منتقل شویم و آن، این است که خلیفه‌ی خدا می‌خواهد قاعده‌ای را بنا کند که از خلال آن بر جهان حکومت کند.

چرا که این قاعده و این تجربه برای ما واقعاً جدید است؛ چرا که ما قبلاً تجربه نکرده‌ایم که خلیفه‌ی خدا حکومت کند؛ مگر افرادی که مدت حکومت‌شان بسیار کم و محدود بود؛ مثل حضرت سلیمان یا طالوت همان‌طور که قرآن می‌گوید: یا داوود یا امیرالمومنین علیهم السلام که چهار سال و نیم حکومت کردند و مردم را اداره کردند، آیا در این‌جا مشکلی در اداره مردم از جانب خلیفه‌ی خدا می‌بینید؟ نه، مشکلی وجود ندارد. پس مشکل کجاست؟ مشکل در خود مردم است و ان‌شاءالله به زودی برخی از متن‌های معتبر و صریح را خواهیم خواند (البته اگر وقت داشته باشیم و استاد حسین اجازه دهند).

استاد حسین: برای شما پنج دقیقه در مورد حکومت مردم باقی مانده است.

الان به موضوع دیگری می‌پردازیم، به اعتبار این‌که خلیفه‌ی خدا در دوران فترتی که گذشت غایب بوده آیا شخصی غیر از او می‌تواند بر جهان حکومت کند؟ همانند موسسات دینی امروزه، اصلاً جایگاه موسسات دینی، در زنده کردن نفوس مردم چیست؟ متاسفانه موسسات دینی همیشه در زنده کردن جان‌های مردم کوتاهی می‌کردند و مقصر هستند.

اولاً: وقتی زندگی اروپایی دوره‌ی قرون وسطی را سرزنش می‌کنیم، می‌بینیم که کلیسا همراه با امپراطوری‌ها و حاکمان ظالم  بر فقرا و مردم ضعیف و ناتوان مسلط شده بودند و الان وقتی تاریخ دوره‌ی قرون وسطی را مطالعه می‌کنیم، می‌بینیم که کلیسا از لابه لای همراهی با حکام نقش اصلی را در کشتن دین و تشریع داشته است؛ همانند فرانسه و انگلیس و ... بنابراین موسسه دینی بیرون آمده از کلیسا در رهبری مردم کوتاهی کرده و مقصر است.

حتی در دولت اسلامی نیز این‌گونه است. در نتیجه کوتاهی و تقصیر واضح است و این واقعیت جامعه‌ی اسلامی است که امروزه ما در آن زندگی می کنیم.

الان به سراغ اسلام امروزی می‌رویم، اسلامی که امروز در آن زندگی می‌کنیم، می‌بینیم که از اوج سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و حتی اخلاقی خود تغییر کرده آن هم به سبب ضعف موسسات دینی، چرا؟ به این دلیل که آن‌ها جایگاه یا مسیر صحیح را در رهبری مردم انتخاب نکرده‌اند.

چرا جایگاه و هدف صحیحی به عنوان مثال در ایجاد پندهای صحیح واقعی که انسان می‌تواند به تکامل برسد انتخاب نکرده‌اند؟

اما خلیفه‌ی خدا نه، خلیفه‌ی خدا وقتی بخواهد که زمام امور را به دست بگیرد، می‌تواند این کار را انجام دهد؛ همان‌طور که امیرالمومنین علیهم السلام و طالوت و داوود و یوسف انجام دادند.

همان‌طور که دیده‌ایم و شنیده‌ایم یوسف علیهم السلام جانشین خدا از طریق آشکار کردن منصوب شدنش از جانب خدا بود. او خلیفه‌ی خدا از طریق رویا بود، خودش را از طریق رویا به عنوان خلیفه معرفی کرد. پس عزیز مصر گشت و آن جامعه‌ی بی‌خدا را رهبری کرد. آن جامعه ملحد بود. لکن او توانست که جامعه‌ی بی‌خدای مصر را به جامعه‌ای نسبتاً متکامل تبدیل کند.

ما نمی‌گوییم که بعد از آن انقلاب سیاسی آن جامعه صددرصد متکامل بود و لیکن یوسف علیهم السلام زندگی رفاه‌مندی داشت و همان‌طور که گفته می‌شود: یوسف علیهم السلام به این خاطر که خلیفه‌ی حقیقی خداوند بود، توانست مصر را از بحران اقتصادی به شکل کاملاً موفق و روسفیدانه خارج کند.

بنابراین در این‌جا اموری در مورد مسئله‌ی خلیفة الله است که آیا او می‌تواند عالم را رهبری کند یا خیر؟

بله خلیفه‌ی الهی می‌تواند که عالم و بشر را رهبری کند. بعضی از دلایلی  که در این رابطه است، برای شما به صورت موردی -اگر وقت اجازه دهد- می‌خوانم. مثلاً وقتی این روایت از امیرالمومنین علیهم السلام را می‌خوانیم که می‌فرماید: خداوندا! تو می‌دانی که آنچه از ما انجام شد ، رقابت در جهت سلطنت‌طلبی نبود و دنبال کردن به‌جای مانده‌های متاع بی‌ارزش دنیا نبود بلکه تا معالم ( ارزشهای )دینت را بازگردانیم و صلاح و رشد را در سرزمین‌هایت آشکار می‌کنیم. پس بندگان مظلومت ایمن می‌شوند و احکام تعطیل شده‌ات، برپا می‌شود.

بنابراین خلیفه‌ی خدا هم می‌تواند و هم دارای استعداد رهبری است. حال در این‌جا مشکلی که وجود دارد، این است که آیا وی دارای استعداد هست؟ بله استعداد دارد؛ آن هم به نحو کامل و لیکن آیا این استعداد امکان دارد؛ هم‌چنان که گفته می‌شود، گاهی امکان دارد و گاهی خیر.

خلیفه‌ی خدا دارای امکان و استعداد است؛ به شرطی که شرایط او را کمک کند و با او یار باشد، دیگر مشکلی وجود ندارد حتی امام حسین علیهم السلام نیز طلب حکومت کرد. ما از برخی سخنرانان متعجب می‌شویم وقتی بالای منبر می‌روند می‌گویند حسین علیهم السلام دنبال حکومت نبود؛ خیر حسین علیهم السلام حکومت را طلب کرد تا دنیا را رهبری کند حسین علیهم السلام می‌خواست، دنیا را رهبری کند. بنابراین جامعه چگونه کامل می‌شود؟ آیا با نماز و روزه و حج کامل می‌شود؟ خیر با رهبری صحیح است که کامل می‌شود با رهبری اقتصادی که مقابل رباست. با نهی از منکر و امر به معروف و کارهای خوب و حکم‌رانی معصوم علیهم السلام  است که جامعه به کمال میرسد.

(أَيُّهَا النَّاسُ‏ فَإِنَّكُمْ‏ إِنْ‏ تَتَّقُوا اللَّهَ‏ وَ تَعْرِفُوا الْحَقَّ لِأَهْلِهِ يَكُنْ أَرْضَى لِلَّهِ عَنْكُمْ وَ نَحْنُ أَهْلُ بَيْتِ مُحَمَّدٍ أَوْلَى بِوَلَايَةِ هَذَا الْأَمْرِ عَلَيْكُمْ)

بنابراین اگر سلطه و حکم‌رانی نباشد، چگونه می‌خواهد جهان را رهبری نماید؟ نگاه عمومی فرهنگ اسلامی امروزه به جامعه، یک نگاه غاصبانه نسبت به خلیفه‌ی خداست؛ چرا که آن‌ها نمی‌فهمند که خلیفه‌ی خدا چه می‌خواهد و چگونه تصرف می‌کند. مثلاً وقتی این روایت را از امام حسین علیهم السلام می‌خوانیم که به حر می‌گویند: ای مردم اگر از خدا بترسید و حق را از اهلش بشناسید برایتان نزد خدا خشنودی بیشتری دارد و ما اهل بیت محمد سزاوارتر از دیگران بر ولایت و سرپرستی این امر هستیم.

بنابراین امام حسین علیهم السلام مطالبه حق را می‌کند«ما سزاوارتر به این امر هستیم» چه کسی می‌گوید: امام حسین علیهم السلام حکومت را طلب نکرد؟

او به دنبال خرده ریزه‌های دنیا نیست. همان‌طور که امام علی علیهم السلام فرمودند: بلکه این امر را طلب کرد تا انسان را اصلاح کند تا به کمال برسد خلیفه الله می‌خواهد انسان را به تکامل برساند. پس مشکل کجاست؟

مشکل در خود ماست ما تکامل جامعه‌ی انسانی را نمی‌خواهیم کامل شود برای همین خودش و خلیفه‌ی خدا را از عمل و کار باز می‌دارد این واقعیت امروز است، انسان امروزه نمی‌خواهد خلیفه‌ی خدا را یاری کند تا حدود را بر پا دارد و به حق عمل کند حتی نمی‌تواند تفکر جانشینی خدا و تنصیب الهی را بفهمد او فکر می‌کند که خلیفه‌ی خدایی که شناخته شده نیست، چگونه می‌تواند از طرف خدا تنصیب شود.

این مشکل ما است و تا الان داریم با این مشکل زندگی می‌کنیم چرا که جامعه فهمش نسبت به تنصیب الهی کوتاه و قاصر است و این آرزوی عموم مردم است.

مجری : تشکر جناب شیخ ، بحث امروز شما سیاسی بود و همچنین ارتباطی با دین هم داشت ، لذا چه دوست دارید شما رو صدا کنیم ، شیخ یا استاد ؟

شیخ حلی : هر طور شما راحتید استاد

مجری : ما و سایر برادران به این بحث بسیار زیبا گوش دادیم و کاملا واضح بود درباره‌ی رهبری و کمال بخشیدن رهبری به جامعه که جامعه به آن نیاز دارد . جنابعالی نکاتی را برای ما روشن فرمودید که سوالاتی را برایمان برانگیخت ، اگر اجازه بفرمایید این سوالات را مطرح کنیم .

شیخ حلی : بفرمایید

مجری : اینجا سوالی مطرح شده درباره‌ی قضیه تکامل حاکم و مردم ؛ آیا در طول تاریخ نمونه‌هایی از تکامل حاکم همراه با مردم وجود داشته ؟ بررسی تاریخ به ما نشان داده همیشه فاصله‌ای بین حاکم و مردم بوده ، حتی زمانی که حاکم معصوم بوده ، همانطور که در مورد امام علی ع مطرح کردید . آیا شما مثالی از تکامل بین حاکم و مردم سراغ دارید ؟

شیخ حلی : طبیعتا قضیه تکامل جناب استاد حسین ، هنگامیکه تاریخ سیاسی تمام دولتهای دنیا رو مطالعه کنیم هیچ حاکمی را نمی‌بینیم که به شکل شرعی به حکومت رسیده باشد . همیشه می‌خوانیم که همه حکومت‌ها حتی حکومت‌های اسلامی اموی و عباسی با قتل پدر و برادر شکل گرفته‌ لذا همچنین تجربه‌ای برای مردم نبوده .

مجری : در مورد معصوم چطور ؟ مثل امام علی ع

شیخ حلی : در مورد معصوم ع ( امام علی ع ) توضیح دادم که استعداد و امکانات را داشت ، ولی همچنان رخنه‌ای که در دلهای عده‌ای ماند ، مثلا حب ریاست  . مشکل ما الان با طبقه‌ی ذینفع است . طبقه‌ی ذینفع است که با منازعه با خلیفه‌ی خدا برخواست تا او نتواند خواست الهی را اجرا کند .

مجری : فکر می‌کنم این نکته کاملا روشن نشده و حاضرین هم احتمالا موافق نظر من باشند . در مورد این رخنه و فاصله سوال کردم که آیا آن همیشه همراه حاکمان و مردم بوده ؟ بدون در نظر گرفتن اینکه حاکم معصوم بوده یا خیر ؟ آیا ممکن است که این مسئله خاتمه یابد و دیگر بین حاکم و مردم فاصله‌ای نیفتد ؟

شیخ حلی : بله این امکان وجود دارد ولی اینکه این فاصله وجود دارد یا نه ، بله این فاصله بین حاکمان و مردم حتی حاکم معصوم وجود داشته .

مجری : آیا این مسئله با حکومت عدل الهی پایان می‌یابد ؟

شیخ حلی : ان شاء الله . امیدوارم پایان یابد ، گر چه دلهای بیمار همچنان وجود خواهند داشت . دلهای بیمار باقی خواهند ماند همچنانکه با علی بی ابی طالب ماندند .

مجری : آیا با حکومت عدل الهی و آمدن امام مهدی ع مطابقت وجود دارد ؟ و انتظار ایشان برای عده‌ی موصوف و اینکه این عده‌ی موصوف به عنوان رهبری متکامل در نظر گرفته می‌شود یا اینکه خود آن منتظر رهبر است ؟

شیخ حلی : بین این دو مسئله یقینا نزدیکی وجود دارد . در واقع یک معادله بین آن عده و رهبری آن که انتظارش را دارد وجود دارد . اگر این عده و عدد به شکل صحیح کامل نشود مطمئنا علی بن ابیطالب نمی‌تواند این جامعه را رهبری کند و حتی خود امام مهدی ع نیز نمی‌تواند به تنهایی آن را رهبری کند . اگر ان را با اسباب طبیعی در نظر بگیریم اما اگر اسباب آسمانی و قدرتها قهری باشد ، اینگونه نیست ؛ چرا که آسمان دنبال اعمال قدرت قهری نیست . بر جامعه است که تکامل پیدا کند تا خود وارد ساحت حکومت عدل الهی شود و امام را در تاسیس دولتش یاری دهد .

مجری : پس فهمیدیم که تکامل در نتیجه رهبری معصوم و مردمی که این رهبری را بپذیرد و به اراده‌ی آن گردن نهد . در همین جا مجبوریم این بحث زیبا را خاتمه دهیم گر چه سوالهای زیادی ماندند ولی وقت اجازه نمی‌دهد . تشکر می‌کنیم از شما استاد بزرگوار جناب شیخ احمد و از خدا برای شما خواستار توفیق هستیم . حاضرین گرامی همانطور که می‌دانید ما بعد از هر بحث از حاضرین نظر خواهی ‌می‌کنیم ، استاد غالب اگر ممکن است این کارتها را توزیع کنید ، در پایان این قسمت می‌گویم از همه خواستار در ارتباط بودن را داریم چرا که هر چقدر این ارتباط‌ها بیشتر باشد فائده هم بیشتر خواهد بود . ان شاءالله با بحث‌های جدید در همایش‌های آینده خدمت شما خواهیم بود . در پناه حق باشید .

واقعیت سیاسی و رهبری دینی ، دانشکده دروس عالی دینی و لغوی ،  شیخ احمدحلی

لینک دانلود کلیپ نشست : https://youtu.be/249r8n4XI1k

ادامه مطلب...

آیا امام مهدی (ع) رسول یا زمینه‌سازی ارسال می‌کند یا خیر؟

پاسخ : در مورد این قضیه روایات بسیاری از اهل بیت علیهم السلام تأکید داشتند که عدد آنها زیاد است و امکان ذکر همه آنها نیست و از میان آنها روایت یمانی موعود برای کسی که نور ایمان در قلبش باشد کافی و واضح است که در آن امام باقر علیه السلام فرموده‌اند: (شما را به صاحبتان دعوت می‌کند)(و در پرچـم‌ها پرچـمى هدايت‌کننده‌تر از پرچم يمانى نيست و آن پرچم هدايت است چون كه شما را به سوی صاحبتان دعوت می‌کند، و اگر يمانى خروج کرد فروختن اسلحه حرام مى‌شود. و اگر يمانى خروج کرد؛ بپا خيز بسوی او زيرا که پرچمش پرچم هدايت است، و جايز نيست مسلمانان از آن سرپيچى كنند، و اگر كسى اين‌كار را انجام دهد از اهل جهنم مى‌باشد، زيرا که او دعوت به حق و هدايت به راه راست مى‌كند).([1])

که صاحبتان در این روایت همان امام حجت علیه السلام است. و یمانی شناخته شده و مأموریت وی تمهید برای امام و جمع و آماده‌سازی یاران امام است، همان کسانی که تعداد آنها در روایات ذکر شده و قرار است امام را در قیامش یاری کنند.

 

[1]- الغيبه نعمانی ص 264.

ادامه مطلب...

چرا احمد الحسن در حوزه علیمه درس خوانده است؟

علم احمد الحسن

ورود ایشان به حوزه علمیه‌ی نجف به‌ منظور تحصیل علوم دینی پیش از آگاه شدنشان از رسالتشان، و قبل از شروع دعوتشان و به دستور امام زمان (علیه السلام) در رویا بوده است اما با آگاه شدن از نقص در روش تدریس در حوزه از آن خارج شدند.

سپس بعد از آگاه شدن از جایگاهشان در این دنیا، مجددا وارد حوزه شدند که این‌بار برای انجام ماموریتی  که امام زمان (علیه السلام) در ملاقات با سید احمد الحسن (علیه السلام) به ایشان محول کرده بودند؛ این کار را انجام دادند. این بخشی از کلام ایشان در این رابطه است:

«اسمم احمد است و در شهر بصره در جنوب عراق زندگی می‌کردم. تحصیلات دانشگاهی خود را با مدرک لیسانس مهندسی عمران به پایان رسانیدم. سپس به نجف نقل مکان کردم و در آن‌جا با هدف تحصیل علوم دینی ساکن شدم. پس از شرکت در کلاس‌های درس و اطلاع از روش تدریس در حوزه‌ی نجف، دیدم که تدریس در آن‌جا کم ارزش و بی‌محتوا است (حداقل برای من یا به نظر من). فهمیدم که نقص بزرگی در روش آن‌ها وجود دارد. آن‌ها زبان عربی، منطق و فلسفه، اصول فقه، علم کلام (عقاید) و فقه (احکام شرعی) را تدریس می‌کنند ولی به هیچ عنوان قرآن کريم و همچنین سنّت شریف (احادیث پیامبر خدا حضرت محمد (ص) و ائمه (علیهم السلام)) را مورد مطالعه قرار نمی‌دهند و همین‌طور اخلاق الهی را نیز تدریس نمی‌کنند؛ اخلاقی که هر مؤمنی باید به آن آراسته گردد. بنابراین گوشه‌نشینی در خانه‌ام را برگزیدم و بدون این‌که از کسی کمک بخواهم، علوم آن‌ها را خودم به تنهایی خواندم؛ فقط با آن‌ها در ارتباط بودم و با برخی از آن‌ها مراوده داشتم و برخی از آن‌ها نیز با من رفت و آمد می‌کردند. من در حوزه‌ی علمیه‌ی نجف و در بین علمایشان بودم، همان‌طور که مريم مقدس (علیه السلام) در هیکل و در بین علمای یهود بود. اما علت رفتنم به حوزه‌ی علمیه‌ی نجف این بود که امام مهدی (علیه السلام) را در رویا دیدم و به من دستور داد که به حوزه‌ی علمیه‌ی نجف بروم و در رویا به من خبر داد که چه نتیجه‌ای به دست خواهم آورد و هر آن‌چه در رؤیا به من اطلاع داده شد بود، همه به واقعیت پیوست». (جواب‌های روشن‌گرانه، ج 2، س 100)

«اولین ملاقاتم با امام مهدی (ع) در این زندگی دنیوی در حرم امامین عسکریین (ع) بود و در این ملاقات با امام مهدی (ع) آشنا شدم. این ملاقات چند سال قبل بود (چند سال قبل از نگارش خطبه ملاقات یعنی 1424 برابر با 1382) و پس از این ملاقات، ملاقات‌هایم با ایشان ادامه یافت و ایشان امور زیادی را برایم روشن ساخت لکن مرا امر به تبلیغ آن‌ها نفرمودند بلکه این امور مختص من بود تا مرا بسازد و به سوی اخلاق نیک و خداپسندانه سوق دهد، و به من علم و معرفت را در آن زمان ارزانی داشت و ایشان مرا از انحرافات زیادی که در حوزه‌ی علمیه‌ی نجف وجود داشت آگاه ساخت: اعم از انحرافات علمی یا عملی اجتماعی و یا اقتصادی و سیاسی، یا انحرافات اشخاصی که افراد متشخصی در حوزه‌ی علمیه به حساب می‌آمدند ... به هرحال روزها و ماه‌ها گذشت و خدا خواست که امام (ع) را ملاقات کنم و این‌بار مرا به حوزه‌ی علمیه‌ی نجف اشرف فرستاد تا آن‌چه را که مرا از آن باخبر کرده بود، برای عده‌ای از طلاب حوزه‌ی علمیه مطرح کنم ... در اواخر ماه رمضان به نجف رفتم و شروع کردم به بازگو کردن مسائلی که از امام (ع) تعلیم گرفته بودم و مباحثه میان من و میان طلبه‌ی حوزه‌ی علمیه بالا گرفت و نتیجه‌اش این شد که بعضی از آن‌ها از من دور شدند و بعضی هم مخالفم شدند و عده‌ای هم با حرف‌هایم موافق بودند ولی یاری‌ام نمی‌کردند....». (خطبه‌ی ملاقات)

پس همچنان‌که مشخص شد، سید احمد الحسن (علیه السلام) هرگز و خصوصا پس از آغاز رسالتشان، در حوزه تحصیل نکرده‌اند بلکه برای ابلاغ رسالتشان و به امر امام مهدی به آن‌جا رفتند.

والحمدلله

 

ادامه مطلب...

شبهه‌ی مجهول بودن نسب سید یمانی (علیه السلام)

سوال: عشیره احمد الحسن که از سادات نیستند، پس چطور ایشان سید شده است؟

در پاسخ به این سوال باید گفت که اتفاقا سید یمانی یا همان احمد مذکور در وصیت پیامبر، باید تا پیش از اعلان دعوتش مجهول النسب باشد چراکه در غیر این‌صورت و اگر نسبش مشخص بود:

یا فرزند امام مهدی و از نسل ایشان بوده که در این‌صورت غیبت امام مهدی معنایی نداشته است.

و یا فرزند و از نسل امام مهدی نیست که در این‌صورت سوال پیش می آید که چطور مهدی اول است که با امام مهدی نسبتی ندارد؟!

پس مهدی اول باید خامل الاصل (مجهول النسب) باشد، همچنان‌که در روایات اهل بیت هم بدین نکته اشاره شده است.

در روایتی از امیرالمومنین آمده است:

" ..لا بد من رحى تطحن فإذا قامت على قطبها وثبتت على ساقها بعث الله عليها عبدا عنيفا خاملا أصله، يكون النصر معه أصحابه الطويلة شعورهم، أصحاب السبال، سود ثيابهم، أصحاب رايات سود، ويل لمن ناواهم .." (غیبت نعمانی، باب ۱۴، حدیث ۱۳)

" ...گریزی از چرخش آسیاب نیست و اگر بر پایه‌های خود استوار و ثابت شد، خداوند بنده ای بی‌باک که نسب او نامشخص است، بر آن مبعوث می‌کند پیروزی با او خواهد بود. اصحاب او دارای موهای بلند (شعور بالا) و سبیل‌های پر پشت (در نطق بسیار مستحکم) هستند. لباس‌هایشان سیاه است. آن‌ها صاحبان پرچم‌های سیاه می‌باشند. وای بر حال کسی که با آن‌ها مخالفت کند...".

همچنان‌که عرض شد دلیل مجهول النسب بودن هم این است که اگر مردم  می‌دانستند که امام مهدی (علیه السلام) جد ایشان است، یعنی در واقع امام زمان (علیه السلام) را از سال‌ها قبل می‌شناختند با این تعبیر به غیبت امام مهدی (علیه السلام) خدشه وارد می‌شد! چطور ایشان غایب می‌بودند با وجود این‌که مردم ایشان علیه السلام را می‌شناختند؟ بنابراین طبق روایات مهدی اول یا همان یمانی موعود باید مجهول الاصل باشد، یعنی تا پیش از اعلان دعوتش مردم اصلا نباید می‌دانستند که جد ایشان امام مهدی (علیه السلام) است.

همچنان‌که سید احمد الحسن (ع) همه در عشیره‌اش می‌دانستند که جد چهارم ایشان (امام مهدی) مجهول است یعنی همان‌طور که اهل بیت (علیهم السلام) فرموده بودند نسبش مجهول بود و خود ایشان نیز تا زمان مبعوث شدنشان به‌وسیله‌ی امام زمان (علیه السلام) از نسب خود (جد چهارم به‌قبل) مطلع نبودند.

در روایتی از امام صادق (ع) درباره این آیه "اذا تتلي عليه آياتنا قال اساطير الاوّلين" (مطففین، 13) (چون آيات ما بر او خوانده شود گويد اساطير و داستان پيشينيان است) آمده است: «يعني تکذيبه بالقائم (عليه السلام) اذ يقول له لسنا نعرفک، و لست من ولد فاطمة (عليها السلام)، کما قال المشرکون لمحمّد (صلي الله عليه وآله

یعنی: "تکذیب قائم، زمانی‌که به حضرت قائم (ع) می‌گويند ما تو را نمی‌شناسيم و تو از فرزندان فاطمه (ع) نمی‌باشی، همچنان‌که مشرکین به محمد چنین گفتند". (مجمع احاديث الامام المهدي (عليه السلام)، ج 5، ص 457)

حال و پس از اثبات لزوم مجهول النسب بودن مهدی اول، سوال دیگری پیش می آید و آن این‌که: دراین‌صورت چگونه باید نسب ایشان و انتسابشان به امام مهدی اثبات گردد؟!

مسلما امکان شهادت خود امام عصر وجود ندارد، چرا که سید یمانی از علائم ظهورامام مهدی است که پیش از ظهور امام مهدی و در زمان غیبت ایشان می آید، و چنان‌چه امام مهدی خود بیایند و شهادت بدهند دیگر غائب نخواهند بود.

به‌علاوه در این‌صورت خودِ امام مهدی را چطور خواهیم شناخت و انتسابشان چگونه اثبات خواهد شد؟!

قطعا اگر مهدی اول حجیتش اثبات نشده باشد، نه راهی برای اثبات این است که ایشان فرزند امام مهدی (علیه السلام) هستند چون در زمان غیبت هستیم، و نه راهی برای نفی یا انکار این وجود دارد که او از اولاد امام مهدی (علیه السلام) است. اما زمانی‌که با قانون معرفت حجت (وصیت، علم، دعوت به حاکمیت خداوند) و با شهادت خداوند در ملکوت به حقانیت ایشان، ثابت شد که ایشان (علیه السلام) حجت خداوند است؛ وظیفه‌ی ما تصدیق ایشان (علیه السلام) در هر کلامیست.

بنابراین هیچ راهی باقی نمی‌ماند جز اینکه ابتدا حجیت شخص اثبات شود و سپس کلام او بدون مطالبه‌ی حجت و دلیل پذیرفته شود؛ چرا که او خود، حجت است. اثبات یا نفی نسب سید امکان ندارد مگر از رهگذر اثبات حجیت ایشان. به‌علاوه صرف‌نظر از آن، با اثبات حجیت ایشان و مهدی اول بودنشان، بالتبع و خودبه‌خود انتساب ایشان به امام مهدی هم ثابت خواهدشد.

والحمدلله

ادامه مطلب...

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/html/pagination.php on line 97

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/html/pagination.php on line 103

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/html/pagination.php on line 97

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/html/pagination.php on line 103

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/html/pagination.php on line 97

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/html/pagination.php on line 103

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/html/pagination.php on line 97

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/html/pagination.php on line 103

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/html/pagination.php on line 97

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/html/pagination.php on line 103

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/html/pagination.php on line 97

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/html/pagination.php on line 103

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/html/pagination.php on line 97

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/html/pagination.php on line 103

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/html/pagination.php on line 97

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/html/pagination.php on line 103

امام احمدالحسن (ع) فرمودند:

«ای مردم، علمای گمراه و پیروان‌شان شما را فریب ندهند. بخوانید، جستجو کنید، دقت کـنید و بـیاموزید و خود حقيقت را بـيابـيد و بر كس دیگری توکل نکـنید تا برای آخرت شما تصمیم‌گیری کند زیرا که فردا پشیـمان خواهید شد و فردا پشیمانی را سودی نخواهد داشت». خطبه پنجم محرم ۱۳۸۹ هـ.ش.سايت مهديون , سايت انصار امام مهدي , سايت رسمي فارسي انصار امام مهدي , سايت سيد احمدالحسن , سايت يماني , نقد يماني , يماني کيست , نقد احمدالحسن , ادله احمدالحسن , راه شناخت يماني , راه شناخت يماني چيست , يمن و آخرالزمان , سيد يماني , سيد احمد الحسن يماني , عکس سيد يماني , يماني ظهور کرد , نشانه هاي سيد يماني , سيد احمدالحسن,يماني , يماني موعود , مهدي اول , احمدالحسن , احمد الحسن , طالع مشرقي , خراساني , پرچم هاي خراسان , طالقان , انصار طالقان , علائم ظهور , امام احمدالحسن , احمد, خسف بيداء , خسف بيدا , شبيه عيسي , مصلوب , ملک عبدالله , سفياني , دجال اکبر , شام , يمن , انا يماني , سوريه , ايران , عراق , بصره , دجال بصره , حيدر مشتت , دجله بصره , قائم , امام زمان , مهدي , مهديون , سيد احمد الحسن يماني , سيد يماني کيست , احمد الحسن کيست , سيد يماني در عراق , يماني موعود , کشته شدن نفس زکيه چيست , خروج يماني , ظهور يماني , سايت سيد احمد الحسن يماني , عکس احمد الحسن يماني , فرقه يماني در ايران , فرقه يماني , فرقه يماني چيست , احمد الحسن يماني کيست ؟ , رائفي پور احمد الحسن , عکس احمد الحسن يماني , مسيح , دين مسيح , عيسي مسيح کيست , صليب مسيح , صليب کشيدن , صليب مسيحيت , عکس هاي صليب , صليب نشانه چيست , قوانين دين مسيحيت , احکام دين مسيحيت , مسيحيت در ايران , آشنايي با دين مسيحيت , کتاب مقدس , انجيل , تورات , حواريون , مريم , مريم مقدس , تنخ , نظريه تکامل انسان , نظريه تکامل داروين چيست , نظريه تکامل داروين pdf , رد نظريه تکامل , نظريه تکامل داروين به زبان ساده , نظريه داروين تکامل انسان , نظريه تکامل و انسان , فيلم تکامل , داوکينز , هاوکينگ , خداناباوران مشهور , دلايل خداناباوران , خداناباوران , آتئيست , منکر وجود خدا در جدول ,دانشمندان خدا باور , آتئيست و آگنوستيک , نقد آتئيست , کانال آتئيست ها در تلگرام , آتئيست تلگرام , آتئيست کيست , نماد آتئيست , ستاره شش پر , ستاره پنج پر , ستاره حضرت سليمان , ستاره داوود در اسلام , طلسم ستاره داوود , قانون معرفت حجت , راه شناخت حجت هاي الهي , راه شناخت امام , قيامت , عذاب , آخرالزمان , نشانه هاي آخر الزمان , نشانه هاي آخرالزمان در تهران , آخرالزمان+پيشگويي , اخر الزمان رائفي پور , آخرالزمان و داعش , نشانه هاي آخرالزمان در قرآن , صاحب الزمان , حجت بن الحسن , آيا امام زمان داراي زن و فرزند هستند , فرزندان امام زمان , 12 مهدي , وصيت پيامبر , وصيت پيامبر دوازده مهدي , متن وصيت پيامبر , وصيت پيامبر به امام علي , وصيت نامه پيامبر , وصيت نامه حضرت محمد , شب وفات پيامبر , حديث وصيت , حديث ثقلين , امام احمد , احمدالحسن , دلايل سيد احمد الحسن براي شيعه ,الحاد , ادله دعوت يماني , روياي صادقه , مکتب نجف اشرف , کتاب توهم الحاد , کتاب توهم بي خدايي , کتاب عقائد الاسلام , کتب سيد احمدالحسن , آيه اکمال الدين , تدريس آيه اکمال الدين , پالتاک , فيس بوک امام احمدالحسن , فيسبوک امام احمد الحسن , خطبه هاي امام احمدالحسن , ادله دعوت براي سني ها , دانلود کتب ترجمه احمدالحسن , کتب سيد احمد الحسن , دعوت سيد احمد الحسن , پيام هاي فيس بوک سيد احمد الحسن , منابع رسمي دعوت يماني , دعوت يماني , يماني کيست , نقد الحاد , محمد نبي در عهدين , هفته نامه زمان ظهور , سايت هفته نامه زمان ظهور , موسسه وارثين ملکوت , وبسايت انگليسي انصار امام مهدي , وبسايت فارسي انصار امام مهدي , تالار گفتگو انصار امام مهدي , علماي غير عامل , فقهاي آخرالزمان , گوساله سامري , اهل تسنن , انصار امام مهدي , 10313 , 313 , دوازده مهديين , احمد الحسني , احمد الحسن اليماني , احمد الحسن يماني سايت , احمد الحسن يماني کيست؟ , سيد احمد الحسن يماني ع , سيد حسن حمامي , شيخ ناظم عقيلي , دکتر علاء سالم , دعوت مبارک يماني , راه شناخت يماني , يماني از يمن , يماني از کجا خروج مي کند , انصار الله , انصار امام مهدي , انصار امام احمد اليماني , انصار امام المهدي , سيد يماني , سيد يماني ظهور کرد , سيد يماني کيست , روايات آخرالزمان , روايات خمس , روايات ظهور , روايات يماني , روايات درباره يماني , روايات خروج يماني , روايات قيام يماني , حديث وصيت , مهديون , مهديون شاهد , مهديون چه کساني هستند , حديث 12 مهدي , 12 مهدي , احمديم احمدي , عکس يماني , تصاوير يماني , عکس سيد يماني , عکس احمد الحسن يماني , صاحب پرچم هدايت , جريان مدعي يماني ,تصاوير دروغين منتسب به سيد احمد الحسن يماني ,پسر انسان در کتاب مقدس , پسر انسان در انجيل , پسر انسان کيست, صليب شکسته , يماني , احمد الحسن , کتاب توهم بي خدايي , کتاب توهم الحاد , کتاب عقائد الاسلام , کتاب گوساله , کتاب همگام با بنده صالح , کتاب همگام با عبد صالح , کتاب وصيت مقدس , کتاب وصيت مقدس نوشتار بازدارنده از گمراهي , کتاب توحيد , کتاب وصي در تورات, انجيل و قرآن , کتاب چشم اندازي هاي از قوم سومر و آکد , سومر و آکد , سومر , کتاب تفسير آيه اي از سوره يونس , تفسير سوره يونس , کتاب سرگرداني , کتاب راه به سوي خدا , کتاب شرايع الاسلام , کتاب شرائع الاسلام , کتاب رجعت , کتاب رجعت سومين روز از روزهاي بزرگ خدا , رساله اي در فقه خمس , کتب سيد احمد الحسن , دانلود کتاب هاي سيد احمد الحسن , کتاب سيد احمد الحسن , علم سيد احمد الحسن , علوم سيد احمد الحسن , کتب روايي , سفر حضرت موسي به مجمع البحرين , کتاب روشنگري هايي از دعوت فرستادگان , کتاب روشنگري از دعوت فرستادگان , نامه هدايت , ادله مسيحيان , کتاب پاسخ هاي روشنگرانه , جواب المنير , نصيحتي براي طلبه هاي حوزه هاي علميه , نصيحتي براي طلاب حوزه هاي علميه , کتاب جهاد درب بهشت , جهاد , جهاد اکبر , کتاب متشابهات , دانلود کتاب متشابهات , بيان حق و سداد از طريق علم اعداد , علم اعداد , کتاب سيزدهمين حواري , کتاب حواري سيزده , حواريون , کتاب حاکميت الله نه حاکميت مردم , حاکميت الله , دموکراسي , کتاب گزيده اي از تفسير سوره فاتحه , سوره فاتحه , تفسير سوره فاتحه , پاسخ هاي فقهي , کتاب طهارت , دانلود کتب يماني , دانلود کتب سيد احمد الحسن , کتب انصار امام مهدي , دلايل عام دعوت , علم سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار امام مهدي , سايت انصار امام مهدي , انصار , علاء سالم ,رسالتي در يگانگي شخصيت مهدي اول, قائم و يماني , گفتگوي داستاني درباره‌ي دعوت مبارک يماني , رسالتي آشکار , کتاب دليل ادله , شيخ ناظم عقيلي , وصي در کتاب , کتاب برهان مبين , ابن تمام , يماني کيست , ملاقات با امام مهدي , کتاب وصيت و وصي احمد الحسن عليه السلام ,پژوهشي در شخصيت يماني , کتاب يماني موعود حجت الله , شيخ حيدر زيادي , علامات زمان ظهور , يماني امام مهدي , کتاب ضرورت وجود زمينه ساز , بشار الفيصلي , سفياني به آستانه‌ي درب‌ها رسيده پس يماني کجاست؟ , شيخ عادل سعيدي , اخبار طاهرين در مورد مهدي و مهديين (ع) , روايات مهديين , دلايل اثبات ذريه‎ي امام مهدي , رسالتي در مورد روايت اصبغ بن نُباته  , چهل حديث در مورد مهديين و ذريه قائم , کتاب چهل حديث , کتاب مهديين دوازده‌گانه فرزندان امام مهدي  , کتاب در پيشگاه صيحه , زکي انصاري , خواب , ارکان رويا , کتاب کرامات و غيبيات , انصار سيد احمد الحسن , کتاب رؤيا در مفهوم اهل بيت  , استاد ضياء زيدي , رؤياي صادقه , بازگو کردن رؤيا ,کتاب شيعيان در معرض آزمايش , دکتر عبدالرزاق ديراوي , کتاب خوش آمدي اي فرزند فاطمه  , کتاب شکست منتظران , کتاب مجتمع ما بين تکبر و نفاق , کتاب بلکه هدايت شويد , شيخ ناظم عقيلي , فقهاي آخر الزمان , کتاب فرمان‌روايي امروز از آنِ کيست , کتاب همانا که تأويلش فرا رسيد , متشابهات , حق اين‌گونه شناخته مي‌شود نه با شبهات , شيخ عبد العالي منصوري , احمد الحسن , احمد موعود- پيوند دهنده‌ي رسالت‌هاي آسماني و کشتي نجات برگزيدگان , دکتر علاء سالم , کتاب احمد موعود , شبيه عيسي و مصلوب کيست؟ , شبيه عيسي , شبيه عيسي عليه السلام , روزگار رهائي (روز بزرگ و وحشتناک خدا) , کتاب روزگار رهايي , استاد عادل سعيدي , کتاب مسيح راز خداوند , شيخ صادق محمدي , کتاب يحياي عصر , کتاب مهدي ولي الله , دعوت يماني , يماني , سيد يماني , سيد احمد الحسن , مهديين , دانلود کتاب غيبت طوسي , کتاب الغيبه طوسي , کتاب غيبت نعماني , کتاب اصول کافي , کتاب ملاحم و فتن , کتاب بشارت الاسلام , کتاب کمال الدين , دانلود کتاب مقدس , عهد عتيق , کتاب مقدس , تورات , دانلود کتاب تورات , عهد جديد , انجيل , اناجيل اربعه , دانلود کتاب انجيل , سفر پيدايش , کتاب پيدايش , کتاب خروج , کتاب تثنيه , کتاب اشعيا , کتاب داوود , کتاب مزامير , کتاب ارميا , کتاب دانيال , کتاب حبقوق , انجيل متي , انجيل يوحنا , انجيل مرقس , انجيل لوقا , انجيل برنابا , انجيل يهودا , کتاب روميان , دانلود کتب مسيحيان , دانلود کتب يهوديان , رساله يهودا , يهودا , مکاشفه يوحنا , يوحنا لاهوتي , شمعون , پطرس , نظریه فرگشت , نظریه تکامل , تطور , تکامل , فرگشت ,چارلز داروین , داوکینز , خداناباوران , توهم بی خدایی , کتاب توهم بی خدایی , ادله سید احمدالحسن برای خداناباوران , خدا , دلایل وجود خدا , برهان نظم , اثرات خدا , آتئیست , ادله امام احمد الحسن , یمانی , قیام گر مشرق , مهدی اول , عصمت یمانی , یمانی از یمن , یمن , راه شناخت یمانی چیست , راه شناخت یمانی , قانون شناخت خلفای الهی , قانون معرفت حجت , دعوت به حاکمیت خدا , رویای صادقه , استخاره , سید احمد الحسن یمانی , سید یمانی , وصی سیزدهم , مهدیین , فرزندان امام مهدی , وصیت مقدس رسول الله , مهدیین , مهدیین در قرآن , نام احمد در روایات , صاحب الامر , کتاب عقائد الاسلام , یمانی کیست  , مهدی آخرالزمان , مهدی در قرآن , خلیفة الله مهدی , امام مهدی , علائم قیام , وقت ظهور امام مهدی , حجیت رویا , راههای شناخت خلیفة الله , علم مهدی , بزرگان ادیان الهی , کتاب وصیت مقدس , سیرت سید احمد الحسن , یهودیان , مسیحیان , آیات کتاب مقدس , عیسی مسیح , یحیی , یحیا , فرستادگان الهی , پسر نرینه , پسر انسان , منجی از بصره , تسلی دهنده , غلام امین , یحیی نبی , اشعیا نبی , احمد الحسن , حجت های الهی , نامه هدایت , پاسخ های روشنگرانه , سیزدهمین حواری , حواری سیزده , توهم الحاد , جایگاه معجزه در کتاب مقدس , محمد نبی , بشارت اشعیا , وصی در تورات , سیره دعوت سید احمد الحسن , وصیت شب وفات پیامبر , شجره سید احمد الحسن , نسب سید احمد الحسن , بصره , امام مهدی , صدام طاغوت , طلاب حوزه , صدام ملعون , انصار امام مهدی , یمانی , نسب امام احمد الحسن, نسب سید احمد الحسن , یمانی موعود , سید یمانی , سید احمد الحسن یمانی , وبسایت رسمی مکتب نجف اشرف , وبسایت رسمی انصار امام مهدی , وبسایت رسمی فارسی انصار امام مهدی , وبسایت موسسه وارثین ملکوت , صفحه فیس بوک مکتب نجف