wrapper

آخرین اخبار

روایاتی که دلالت بر نوشته شدن وصیت رسول الله دارند

وصیت رسول الله

به لطف خدا، پیش‌تر، مطالبی در مورد وجوب وصیت، نوشتن، ترک و انواع وصیت را با جزئیات کامل تقدیم نمودیم، و اکنون برای اینکه حق‌طلب اطمینان کافی و کامل حاصل کند، اقوالی از معصومین علیهم السلام  را که فصل خطابند، نقل می‌کنیم؛ مبنی بر اینکه آن وصیتی که رسول‌الله (ص) در شب وفاتشان می‌خواستند بنویسند، نوشته شد.

فرقه نجات یافته:

قال رسول‌الله (ص): (تفرقت اليهود على إحدى وسبعين فرقة، سبعون منها في النار و واحدة في الجنة وهي التي تبعت وصيته موسى. وتفرقت النصارى على اثنتين وسبعين فرقة، واحدة وسبعون في النار و واحدة في الجنة وهي التي تبعت وصيته. وأمتي تفترق على ثلاث وسبعين فرقة، اثنتان وسبعون فرقة في النار وواحدة في الجنة وهي التي تبعت وصيتي. قال: ثم ضرب بيده على منكب علي عليه السلام، ثم قال: ثلاث عشرة فرقة من الثلاث وسبعين كلها تنتحل مودتي وحبي، واحدة منها في الجنة وثنتا عشرة في النار).([1])

رسول خدا (ص) فرمود: (یهودیان بر هفتاد و یک فرقه تقسیم شدند؛ هفتاد فرقه در جهنم و یکی در بهشت می‌باشد، و آن همان فرقه‌ای است که وصیت موسی را تبعیت کرد. و نصاری بر هفتاد و دو فرقه تقسیم شدند، هفتاد و یک فرقه در جهنم و یکی از آنها در بهشت و آن همان فرقه‌ای است که وصیت عیسی را تبعیت کرد. و امتم بر هفتاد و سه فرقه تقسیم می‌شوند هفتاد و دو فرقه در جهنم و یکی از آنها در بهشت و آن همان فرقه‌ای است که از وصیت من تبعیت می‌کند. سپس بر شانه علی (ع) زد و فرمود: سیزده فرقه از هفتاد و سه فرقه همه محبت و مودت مرا دارند، یکی از آنها در بهشت و دوازده فرقه در آتش).

طبق این روایت مبارک، امت اسلام به هفتاد و سه فرقه تقسیم می‌شود، و از میان این فرقه‌ها، سیزده فرقه مودت و محبت اهل‌بیت علیهم السلام را دارند، بدان معنا که شیعه می‌باشند. و در ادامه رسول‌الله (ص) فرمود: یکی از آن سیزده فرقه در بهشت و دوازده فرقه دیگر _که شیعه هستند_ در آتش جهنم می‌باشند.

هر فرقه‌ای امامی‌ را منکر شد، و تنها فرقه سیزدهم باقی می‌ماند که اهل بهشت است و آن همان فرقه‌ای است که در روایت زیر امام علی (ع) آن را به‌این گونه وصف می‌کند:

قال أبان: قال سليم: سمعت علي بن أبي طالب (ع) يقول: (إن الامة ستفترق على ثلاث وسبعين فرقة اثنتان وسبعون فرقة في النار وفرقة في الجنة. وثلاث عشرة فرقة من الثلاث والسبعين تنتحل محبتنا أهل البيت واحدة منها في الجنة واثنتا عشرة في النار. وأما الفرقة الناجية المهدية المؤملة المؤمنة المسلمة الموافقة المرشدة فهي المؤتمنة بي، المسلمة لأمري المطيعة لي المتبرئة من عدوي المحبة لي والمبغضة لعدوي التي قد عرفت حقي وإمامتي وفرض طاعتي من كتاب الله وسنة نبيه فلم ترتد ولم تشك لما قد نور الله في قلبها من معرفة حقنا وعرفها من فضلها وألهمها وأخذها بنواصيها فأدخلها في شيعتنا حتى اطمأنت قلوبها واستيقنت يقينا لا يخالطه شك).([2])

 ابان گفت: سلیم گفت: از علی بن ابی طالب (ع) شنیدم می‌فرماید: (امت بر هفتاد و سه فرقه تقسیم خواهد شد، هفتاد و دو فرقه در آتش و یک فرقه در بهشت می‌باشد. سیزده فرقه از بین هفتاد و سه فرقه محبت و موالات ما اهل‌بیت را دارند، یکی در بهشت و دوازده تای دیگر در جهنم. و اما فرقه‌ی نجات یافته مهدیه، نا مأیوس، مؤمن، تسلیم شده، موافق، مرشد، که آن سپرده به من است، تسلیم شده‌ی امر من است، مطیع من، مبرا از دشمنان، محبان من، مبغض دشمنانم، که حق من و امامتم و فرض اطاعتم از کتاب خدا و سنت رسولش را شناخته و مرتد نشده و لحظه‌ای شک نکرده‌اند به آن نور خدا در قلب‌هایشان که از معرفت حق ما حاصل شد و آنها را به فضیلت ما شناساند و به آنها الهام کرد و آنها را به بلندی برد و آنها را در شیعه‌ی ما داخل ساخت تا زمانی که قلب‌هایشان مطمئن شد و یقین حاصل کردند که با آن شکی وارد نشود).

آری، همان فرقه‌ی منتظر که به وصی امام مهدی (ع) قبل قیامش چنگ جستند. همان امام دهم از فرزند دوم [از امام حسین (ع)]. و اما آنهائی که به‌ ایشان کافر شدند بدبخت و شقی خواهند شد.

عن الاصبغ بن نباتة قال: (سألت علياً أميرالمؤمنين (ع): عن المنتظر من آل محمد (ص) فقال: هو العاشر من ولد الثاني يملا الارض عدلا بعد أن ملئت جوراً، يكون له غيبة طويلة تطول على المنتظرين، قلت: فندركه؟ قال: يدركه من يشأ الله ويرد له الله، من يشأ الله من عباده رجعة محتومة لا يكفر بها الا شقي).كتاب المجدي في انساب الطالبيين ص۱۳۴.

از اصبغ بن نباته گوید: (از امام علی امیرمؤمنان (ع) در مورد منتظر از آل محمد (ص) سؤال کردم: فرمود: او دهم از فرزند دوم است که دنیا را پر از عدل می‌کند بعد از آن که پر از ظلم شد. برای او غیبتی طولانی برای منتظران خواهد بود. عرض کردم: آیا ایشان را درک می‌کنیم؟ فرمود: ایشان را هر کس که خدا بخواهد درک خواهد کرد، هر کس از بندگانش را که خدا بخواهد بازگشتی محتوم است که به آن کفر نمی‌ورزد مگر بدبخت و شقی).

بنا بر این اضافه بر این صفاتی که امام علی (ع) ذکر کرد، این فرقه همان فرقه‌ای است که به وصیت چنگ زد، و برای این است که رسول‌الله (ص) فرمود: “وصیتی را برای شما می‌نویسم که بعد از آن هرگز گمراه نخواهید شد”. و فرقه نجات یافته همان فرقه‌ای است که به‌این وصیت چنگ زد و به وصی امام مهدی (ع) که در وصیت ذکر شده است و اول مؤمنان می‌باشد ایمان آورده و ایشان را تصدیق نمودند و پیرو او شدند.

ورد عن رسول‌الله (ص): (… حتى ترتفع رايات سود من المشرق فيسألون الحق فلا يعطونه، ثم يسألونه فلا يعطونه، ثم يسألونه فلا يعطونه، فيقاتلون فينصرون. فمن أدركه منكم، أو من أعقابكم فليأت إمام أهل بيتي، و لو حبواً على الثلج، فإنها رايات هدى، يدفعونها الى رجل من أهل بيتي يواطئ اسمه اسمي، و اسم أبيه اسم أبي، فيملك الأرض فيملؤها قسطاً و عدلاً كما ملئت جوراً و ظلما).([3])

رسول‌الله (ص) فرمود: (… تا آن كه پرچم‏‌هايى سياه در مشرق سر بلند كنند. حق را طلبند و بديشان ندهند، در برهه‏‌اى ديگر حق را طلب كنند و بديشان ندهند، و باز نيز چنين شود، پس آن گاه نبرد كنند و پيروز شوند. سپس فرمود: هر كه از شما يا فرزندان‏تان چنين روزى را درك كرد نزد امامى كه از خاندانم مى‏‌باشد حاضر شود – اگر چه جامه به خود پيچد و بر برف گام نهد – زيرا اين پرچم‏‌ها، پرچم‏‌هاى هدايتند كه آن‏ها را به مردى از خاندانم تقديم كنند، نام او همانند اسم من است، و اسم پدرش همانند اسم پدر من است، پس زمین را حاکم می‌شود و آن را پر از عدل و داد می‌کند بعد از آنکه از ظلم و ستم پر شود).

بنابراین: هر كه از شما يا فرزندان‏تان چنين روزى را درک كرد نزد امامى كه از خاندانم مى‏‌باشد حاضر شود – اگر چه جامه به خود پيچد و بر برف گام نهد – زيرا اين پرچم‏‌ها، پرچم‏‌هاى هدايتند كه آن‏ها را به مردى از خاندانم تقديم كنند.

۱- نزد امامى كه از خاندانم مى‏ باشد حاضر شود.

۲- زيرا اين پرچم‏‌ها، پرچم‏‌هاى هدايتند كه آن‏ها را به مردى از خاندانم تقديم كنند.

پس خوشا به حال آن فرقه‌ای که به وصیت مقدس رسول‌الله (ص) چنگ جُست و به وصی امام مهدی (ع) اول مؤمنان که نامش احمد است اقتداء کرد و ایشان را اسوه و الگوی خود قرار داد.

طبق اقوال آل محمد علیهم السلام وصیت نوشته شد.

عن الرضا (ع) في حديث: (… إلى أن قال: وان رسول‌الله (ص) لما كان وقت وفاته دعا علياً (ع) وأوصاه ودفع إليه الصحيفة التي كانت فيها الأسماء التي خصّ الله بها الأنبياء والأوصياء…).([4])

 امام رضا (ع) فرمود: (… تا جایی که فرمود: و همانا رسول‌الله (ص) زمانی که وفاتش فرا رسید علی (ع) را فراخواند و به او وصیت کرد و صحیفه را به او تحویل داد که در آن نام‌های کسانی که خداوند آن را تخصیص نمود از انبیاء و اوصیاء ذکر شده است).

عن سلیم بن قیس قال الإمام علي (ع): (سمعت علياً (ع) بعد ما قال ذلك الرجل ما قال و غضب رسول‌الله (ص) و دفع الكتف ألا نسأل رسول‌الله عن الذي كان أراد أن يكتب في الكتف مما لو كتبه لم يضل أحد و لم يختلف اثنان فسكت حتى إذا قام من في البيت وبقي علي وفاطمة و الحسن والحسين علیهم السلام وذهبنا نقوم أنا و صاحبي أبو ذر والمقداد، قال لنا علي (ع) اجلسوا. فأراد أن يسأل رسول‌الله (ص) و نحن نسمع، فابتدأه رسول‌الله (ص) فقال «يا أخي، أما سمعت ما قال عدو الله أتاني جبرئيل قبل فأخبرني أنه سامري هذه الأمة وأن صاحبه عجلها، وأن الله قد قضى الفرقة و الاختلاف على أمتي من بعدي، فأمرني أن أكتب ذلك الكتاب الذي أردت أن أكتبه في الكتف لك، و أشهد هؤلاء الثلاثة عليه، ادع لي بصحيفة. فأتى بها. فأملى عليه أسماء الأئمة الهداة من بعده رجلاً رجلاً وعلي (ع) يخطه بيده...).([5])

سلیم بن قیس گوید، امام علی (ع) فرمود: (... سلمان گوید: بعد از آنکه آن مرد (عمر) آن سخن را گفت و پیامبر غضبناک شدند و کتف را رها کردند از حضرت علی (ع) شنیدم که فرمود: آیا از پیامبر نپرسیم چه مطلبی می‌خواستند در کتف بنویسند که اگر آن را می‌نوشتند احدی گمراه نمی‌شد و دو نفر با هم اختلاف نمی‌کردند؟ من سکوت کردم تا کسانی که در خانه بودند برخاستند و فقط امیر المؤمنین (ع) و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام باقی ماندند. من و دو رفیقم ابوذر و مقداد هم خواستیم برخیزیم که علی (ع) به ما فرمود بنشینید. حضرت می‌خواستند از پیامبر بپرسند و ما هم بشنویم. ولی خود پیامبر ابتدائاً فرمود: برادرم، نشنیدی دشمن خدا چه گفت؟ جبرئیل کمی‌قبل از این نزد من آمد و به من خبر داد که او سامری این امت است و رفیقش (ابوبکر) گوساله‌ی آن است. خداوند تفرقه و اختلاف را بعد از من بر امتم نوشته است (زمینه امتحان امت) لذا جبرئیل به من دستور داد بنویسم آن نوشته‌ای را که می‌خواستم در کتف بنویسم و این سه نفر (سلمان و ابوذر و مقداد) را بر آن شاهد بگیرم؛ برایم ورقه‌ای بیاورید، برای حضرت ورقه‌ای آوردند پیامبر نام امامان بعد از خود را یکی پس از دیگری املاء می‌فرمود و علی (ع) به دست خویش می‌نوشت...).

و در جایی دیگر در کتاب سلیم بن قیس با همان مضمون آمده است: عن سليم بن قيس الهلالي قال الإمام علي (ع) لطلحة: ألست قد شهدت رسول‌الله (ص) حين دعا بالكتف ليكتب فيها ما لا تضل الأمة ولا تختلف، فقال صاحبك ما قال: [إن نبي‌الله يهجر]. فغضب رسول‌الله (ص)...).([6])

و در جایی دیگر طلحه به‌این واقعه اعتراف می‌کند و نوشتن این وصیت مقدس نوشته‌ی بازدارنده از گمراهی به گواهی مولای متقیان (ع) نیز ثابت می‌گردد:

امیرالمؤمنین (ع) به طلحه فرمود: (ای طلحه، مگر تو خود شاهد نبودی که وقتی رسول خدا (ص) از ما کتفی [ورقه] خواست، تا بر آن چیزی بنویسد که پس از او امت او به گمراهی نیفتد و دچار اختلاف نشود، و آن دوست تو چنان سخنی را گفت که: البته رسول خدا هذیان می‌گوید، و پیامبر خدا (ص) خشمگین شد و از نوشتن صرف نظر نمود؟ طلحه گفت: بله من شاهد آن بوده‌ام. امیر المؤمنین (ع) فرمود: پس از اینکه شما بیرون رفتید، رسول خدا (ص) مرا از آنچه که قصد داشت که در آن [ورقه] بنویسید و مردم را بر آن گواه گیرد، با خبر ساخت، و همچنین از اینکه جبرئیل به آن حضرت خبر داده بود، که خدای تعالی می‌داند که امت در آینده‌ای نزدیک دچار اختلاف و تفرقه خواهد شد. پس از آن، رسول خدا (ص) صحیفه‌ای خواست، و آنچه را که قصد داشت در آن بنویسد، به من املاء فرمود و سه نفر را بر آن گواه گرفت: سلمان فارسی و ابوذر و مقداد را).

پس این روایت نقل شده از سلیم بن قیس، متن وصیتی که رسول‌الله (ص) آن را املاء کرد و علی (ع) آن را نگاشت را ذکر نمی‌کند، بلکه به شهادت گرفتن سلمان و ابوذر و مقداد توسط رسول‌الله (ص) به نوشتن وصیت را ثابت می‌کند. به فرموده‌اش: (إني أشهدكم أن أخي ووزيري ووارثي وخليفتي على أمتي علي بن أبي طالب  ثم الحسن ثم الحسين ثم من بعده تسعة من ولد الحسين...)، (شما را گواه می‌دارم که علی بن ابی طالب (ع) برادر و وزیر و وارث، و خلیفه‌ام بر امتم است، سپس حسن و سپس حسین، و سپس نه تن از فرزندان حسین…). سپس رسول‌الله (ص) بعد از به شهادت گرفتن این سه نفر، تعداد ائمه تا نه تن از فرزندان امام حسین (ع) را بر شمرد و قضیه مهمله باقی ماند، یعنی اینکه روشن نساختند که بعد از آنها چه کسانی خواهند بود، بلکه رسول‌الله (ص) حتی اسامی ‌و صفات نه تن از فرزندان حسین (ع) را ذکر ننمودند و فقط به مختصری در مورد وصیت بسنده کردند، اما بدون شک این بدان معنا نیست که در وصیت مقدس اسامی‌آنها و مهدیین ذکر نشده است، بلکه همان گونه که در وصیت آمده است، اسامی ‌و صفات آنها کاملاً ذکر شده است.

بنابراین، این روایت متن وصیتی که رسول‌الله (ص) املاء فرمود و امام علی (ع) نگارنده آن بود را ذکر نمی‌کند، بلکه حادثه‌ای به طور کامل و بدون جزئیات را ذکر می‌کند، پس وصیت رسول‌الله (ص)  و آن اسامی ‌اوصیاء تا روز قیامت که در وصیت را کجا می‌یابیم؟!

عَنْ عِيسَى بْنِ الْمُسْتَفَادِ أَبِي مُوسَى الضَّرِيرِ قَالَ حَدَّثَنِي مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ (ع) قَالَ: (قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ أَلَيْسَ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (ع) كَاتِبَ الْوَصِيَّةِ وَرسول‌الله (ص) الْمُمْلِي عَلَيْهِ وَجَبْرَئِيلُ وَالْمَلَائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ علیهم السلام شُهُودٌ؟ قَالَ: فَأَطْرَقَ طَوِيلًا ثُمَّ قَالَ: يَا أَبَا الْحَسَنِ قَدْ كَانَ مَا قُلْتَ ...).([7])

ابـو مـوسى ضرير (نابينا) گويد: موسى بن جعفر (ع) به من فرمود كه: (بـه امام صادق (ع) عرض کردم: مگر امير المؤمنین (ع) كاتب وصيت و پيغمبر ديـكته گو و جبرئيل و ملائكه مقربون شهود آن نبودند؟! حضرت مدتى سر به زير انداخت و سپس ‍ فرمود: چـنـان بـود كـه گـفـتـى، اى ابـوالحـسـن ...).

فضیل دوست امام صادق (ع) نقل می‌کند که امام صادق (ع) فرمود: (رسول‌الله (ص) برای وصیتش به علی (ع) چهار تن از بزرگان ملائکه را شاهد گرفت. جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و نام چهارم را بیاد نمی‌آورم).([8])

عن محمد بن مسلم قال: قال الباقر (ع): (الوصيّة حقّ و قد أوصى رسول‌الله (ص) فينبغي للمؤمن أن يوصي).([9])

 محمد بن مسلم گوید: امام باقر (ع) فرمود: (وصیت حق است و به درستی که رسول‌الله (ص) وصیت کرد. پس هر مسلمانی باید وصیت کند).

 

و الحمدلله وحده

 

 [1]- كتاب سليم بن قيس الهلالي ص۴۳۳.

[2]- كتاب سليم بن قيس- تحقيق محمد باقر الأنصاري ص۱۶۹.

[3]- معجم أحاديث الإمام المهدي ج۱ ص۳۸۲.

[4]- إثبات الهداة ۱ /۶۱۳-۶۱۴.

[5]- كتاب سلیم بن قیس ص ۲۱۱ . الغیبة النعمانی ص ۸۱.

 

[6]- كتاب سليم بن قيس ۲۱۱.

[7]- الكافي ج ۱ ص ۲۸۱.

[8]- من لایحضره الفقیه ج ۴ ص ۲۳۶.

[9]- الكافي ج۷ ص۳- الوسائل ۱۳/ ۳۵۱ روضة المتقين ۱۱/ ۱۵.

 

ادامه مطلب...

اثبات وصیت رسول الله در شب وفاتشان

اثبات وصیت رسول الله

در این قسمت، به اثبات وصیت رسول‌الله (ص) در شب وفاتشان، که در کتاب غیبت شیخ طوسی ذکر شده است، می‌پردازیم. شاید اهل سنت و جماعت، در نگاه اول، گمان کنند که چون این وصیت در کتب شیعه ذکر شده است، برای آنها اعتباری ندارد و نزد آنها فاقد ارزش می‌باشد. اما در این مبحث، ثابت خواهیم کرد که این وصیت بر کل مسلمین، چه شیعیان و چه اهل سنت، کاملاً حجت است.

اولاً این وصیت، تنها وصیت وارده از رسول‌الله (ص) در شب وفاتشان می‌باشد. و در تمام کتب مسلمین، وصیتی غیر از این وصیت، برای زمان فرا رسیدن وفات رسول‌الله (ص) وجود ندارد. در حالی که خداوند متعال امر فرموده است که وصیت را هنگام فرا رسیدن وفات باید انجام داد.

به این دو آیه دقت کنید:

كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِن تَرَكَ خَيْرًا الْوَصِيَّةُ لِلْوَالِدَيْنِ وَالأقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ([1]) (بر شما واجب شده است که زمانی که مرگ هر کدام از شما فرا رسد، اگر خیری بجای گذارد، به صورتی پسندیده برای پدر و مادر و نزدیکان وصیت کند، که این حقی واجب بر متقین است).

يِا أَيُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ شَهَادَةُ بَيْنِكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِینَ الْوَصِيَّةِ اثْنَانِ ذَوَا عَدْلٍ مِّنكُمْ أَوْ آخَرَانِ مِنْ غَيْرِكُمْ([2]) (ای مومنان زمانی که مرگ هر کدام از شما فرا رسد، دو شاهد عادل از خودتان یا از دیگران، در هنگام وصیت فرا خوانید).

پس با توجه به این دو آیه، وصیت کردن در زمان فرا رسیدن مرگ، امری واجب بر گردن متقین است. و همه‌ی ما قبول داریم که رسول‌الله (ص)، سرور متقیان عالم است. حال اگر بخواهیم این وصیت را به دلیل وجود آن در کتب شیعیان انکار کنیم، بایستی پیامبر خدا (ص) را به ترک واجب متهم کنیم. زیرا وصیت دیگری، غیر از آنچه که در کتاب غیبت طوسی (و البته کتب دیگر شیعی به نقل از آن) نقل شده است، برای زمان فرا رسیدن وفات رسول‌الله (ص) وجود ندارد. پس بایستی آن را قبول کنیم. زیرا هم موافق قرآن و سنت است، و همچنین عدم قبول آن، اتهام بستن به سید المتقین (ص) است که ایشان که حتی مستحبات را ترک نمی‌کرد، واجبی که خداوند با این شدت وجوب آن را در قرآن متذکر شده است، ترک نموده است. و حاشاه در روایات وارد شده در صحیح بخاری و صحیح مسلم نیز به این امر اشاره شده است که رسول‌الله (ص)، برای نوشتن این وصیت به شدت اهتمام ورزیدند. و اصحاب و یاران خود را در منزلشان جمع کرده و سپس فرمودند که می‌خواهند برای امتشان وصیتی کنند که بعد از آن و با تمسک به آن، هرگز و تا ابد دچار گمراهی وضلالت نشوند.

عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ أَنَّهُ قَالَ: يَوْمُ الْخَمِيسِ وَمَا يَوْمُ الْخَمِيسِ‏،...، قَالَ رسول‌الله (ص): ائْتُونِي بِالْكَتِفِ وَالدَّوَاةِ - أَوِ اللَّوْحِ وَالدَّوَاةِ - أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَدًا ،‏ فَقَالُوا: إِنَّ رسول‌الله (ص) يَهْجُرُ.

از ابن عباس که گفت: پنج‌شنبه و چه روز پنج‌شنبه‌ای..... رسول‌الله (ص) فرمود: برایم کتف و دوات (یا لوح و دوات) بیاورید تا برایتان کتابی بنویسم که بعد از آن، هرگز تا ابد گمراه نشوید. پس گفتند: همانا رسول‌الله (ص) هذیان می‌گوید.([3])

 این لفظ تکان دهنده، که بعد از این وصیت و با تمسک به آن، امت ایشان از هر گمراهی نجات خواهد یافت، وجوب نوشتن این وصیت را بیشتر می‌کند. آیا ممکن است که رسول خدا (ص)، امت خویش را در گمراهی رها کند و این وصیت را ننویسد؟

همان‌طور که می‌دانیم، سخنان پیامبر (ص) به وحی از جانب خداوند است و شاهد آن در قرآن است:

وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى* إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى([4])(و هرگز از روی هوی و هوس سخن نمی‌گوید* بلکه آن فقط وحی است که نازل می‌شود).

و وقتی می‌فرمایند که این وصیت، شما را از هرگونه گمراهی حفظ می‌کند، یعنی این کلام را از جانب خداوند متعال فرموده اند. پس قطعا نوشتن این وصیت واجب است و بدون نوشتن آن، رسالت رسول‌الله (ص) به طور کامل به پایان نرسیده است و لیکن می‌بینیم، افرادی از اصحاب و یاران رسول‌الله (ص)، این آیه و آیات فراوان دیگری را، که به اطاعت مطلق از رسول خدا (ص) از جانب خداوند سبحان نازل شده است را فراموش کرده و حق پیامبر خدا (ص) را نشناختند و ایشان را به هذیان گویی متهم کردند. و حاشاه.

در حدیث بعدی بهتر روشن می‌شود که از همان زمان در بین امت رسول‌الله (ص) اختلاف ایجاد شد.

عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: لَمَّا اشْتَدَّ بِالنَّبِيِّ (ص) وَجَعُهُ قَالَ: ائْتُونِي بِكِتَابٍ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَا تَضِلُّوا بَعْدَهُ، قَالَ عُمَرُ: إِنَّ النَّبِيَّ (ص) غَلَبَهُ الْوَجَعُ وَعِنْدَنَا كِتَابُ اللَّهِ حَسْبُنَا، فَاخْتَلَفُوا وَكَثُرَ اللَّغَطُ، قَالَ: قُومُوا عَنِّي وَلَا يَنْبَغِي عِنْدِي التَّنَازُعُ.

از ابن عباس که گفت: زمانی که درد بر پیامبر (ص) شدید شد، فرمود: لوحی برایم بیاورید که برایتان کتابی بنویسم، که بعد از آن گمراه نشوید. عمر گفت: همانا درد بر پیامبر (ص) غلبه کرده است و نزد ما کتاب خدا است و برای ما کافی است. پس اختلاف بوجود آمد و سر و صدا زیاد شد. رسول‌الله (ص) فرمود: از نزد من برخیزید و نباید نزد من اختلاف و منازعه باشد.([5])

پس اختلاف در بین امت، قبل از رحلت پیامبر خدا (ص) آغاز شد. و آن، در قبول وصیتی است که رسول‌الله (ص)، طبیعتاً به امر خداوند، یارانشان را جمع کرده و خواستند آنها را بر آن وصیت شاهد بگیرند. وصیتی که بعد از آن و با تمسک به آن، هرگز کسی بعد از ایشان گمراه نمی‌شود و در صراط مستقیم باقی می‌ماند. اما اختلاف بوجود آمد و گروهی خواستار این وصیت شدند و گروهی دیگر به این امر مهم توجه نکرده و مانع نوشتن وصیت، در مقابل دیدگان همه شدند و با پیامبر خدا (ص) مخالفت ورزیدند.

عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: لَمَّا حُضِرَ النَّبِيُّ (ص) وَفِي الْبَيْتِ رِجَالٌ فِيهِمْ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ، قَالَ: هَلُمَّ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ،‏ قَالَ عُمَرُ: إِنَّ النَّبِيَّ (ص) غَلَبَهُ الْوَجَعُ وَعِنْدَكُمُ الْقُرْآنُ، فَحَسْبُنَا كِتَابُ اللَّهِ‏، وَاخْتَلَفَ أَهْلُ الْبَيْتِ وَاخْتَصَمُوا، فَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ: قَرِّبُوا يَكْتُبْ لَكُمْ رسول‌الله (ص) كِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ‏، وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ مَا قَالَ عُمَرُ، فَلَمَّا أَكْثَرُوا اللَّغَطَ وَالاِخْتِلاَفَ عِنْدَ النَّبِيِّ (ص) قَالَ:‏ قُومُوا عَنِّي.

از ابن عباس که گفت: زمانی که وقت وفات پیامبر خدا (ص) فرا رسید، در حالی که در آن خانه مردانی بودند که عمر بن خطاب در بین آنها بود، رسول خدا (ص) فرمود: بدرستی که برای شما کتابی می‌نویسم، که بعد از آن، هرگز گمراه نشوید. پس عمر گفت: درد بر پیامبر (ص) غلبه کرده است و قرآن نزد شما است. پس کتاب خدا برای ما کافی است. پس اهل خانه به اختلاف افتادند و مخاصمه کردند. گروهی از آنها می‌گفتند: بیایید تا رسول‌الله (ص) برایتان کتابی بنویسد، که بعد از آن هرگز گمراه نشوید. و گروهی نیز آنچه عمر گفت را می‌گفتند. پس زمانی که سر و صدا و اختلاف نزد پیامبر (ص) زیاد شد، رسول خدا (ص) فرمود: از نزد من برخیزید.([6])

اما نوشتن این وصیت بسیار مهم است. و اعراض از آن، قطعا برای رسول خدا (ص) ممکن نیست. از طرفی از همان زمان تفرقه آغاز شد و مسلمانان به دو گروه تقسیم شدند. گروه اول که آن عمر و همراهان و طرفدارانش می‌باشند که نیازی به وصیت رسول‌الله (ص)، آن هم با آن اهمیت، احساس نکردند و تسلیم پیامبر (ص) نشدند و بلکه او را به هذیان گویی متهم کردند و حاشاه. و گروه دوم، کسانی هستند که تسلیم امر خدا و رسولش (ص) بوده و خواستار وصیت بودند؛ زیرا به صدق کلام رسول‌الله (ص) که چیزی بجز وحی از طرف خداوند نبود، ایمان داشتند و آن وصیت را برای گمراه نشدن خویش، مهم و ضروری دانستند.

حال که دانستیم پیامبر خدا (ص) بایستی هر طور که شده، این وصیت را بنویسند، و امت ایشان به دو گروه تقسیم شدند، قطعاً این وصیت را برای گروه دوم خواهند نوشت. و دقیقاً این اتفاق نیز افتاد. ابتدا به این دو روایت توجه کنید:

عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ أَنَّهُ قَالَ: يَوْمُ الْخَمِيسِ وَمَا يَوْمُ الْخَمِيسِ، ثُمَّ بَكَى حَتَّى خَضَبَ دَمْعُهُ الْحَصْبَاءَ، فَقَالَ: اشْتَدَّ بِرسول‌الله (ص) وَجَعُهُ يَوْمَ الْخَمِيسِ، فَقَالَ: ائْتُونِي بِكِتَابٍ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَدًا، فَتَنَازَعُوا وَلَا يَنْبَغِي عِنْدَ نَبِيٍّ تَنَازُعٌ، فَقَالُوا: هَجَرَ رسول‌الله (ص)، قَالَ: دَعُونِي، فَالَّذِي أَنَا فِيهِ خَيْرٌ مِمَّا تَدْعُونِي إِلَيْهِ، وَأَوْصَى عِنْدَ مَوْتِهِ بِثَلَاثٍ، أَخْرِجُوا الْمُشْرِكِينَ مِنْ جَزِيرَةِ الْعَرَبِ، وَأَجِيزُوا الْوَفْدَ بِنَحْوِ مَا كُنْتُ أُجِيزُهُمْ، وَنَسِيتُ الثَّالِثَةَ.

از سعید بن جبیر که ابن عباس گفت: پنج‌شنبه و چه روز پنج‌شنبه‌ای. سپس گریست، تا این که اشک‌هایش، شن‌ها را خيس كرد. پس گفت: درد بر رسول‌الله (ص) در روز پنج‌شنبه شدت یافت. پس رسول خدا (ص) فرمود: لوحی برايم بياوريد تا برايتان كتابى بنويسم که بعد از آن، هرگز تا ابد گمراه نشويد. پس به اختلاف و منازعه پرداختند و نباید نزد پیامبر خدا اختلاف و منازعه باشد. پس گفتند: رسول‌الله (ص) هذيان مى گويد. پیامبر خدا (ص) فرمود: مرا تنها بگذارید و از نزد من برخیزید که آنچه من بر آن هستم، بهتر است از آنچه که شما مرا به آن می‌خوانید. و در هنگام مرگ به سه چیز وصیت كرد. مشرکان را از جزیرة العرب بیرون کنید. و از اهل کتاب، همان‌طور که من جزیه می‌گرفتم، جزیه بگیرید. و سومی ‌را فراموش کرده‌ام.([7])

عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ قَالَ: قَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ: يَوْمُ الْخَمِيسِ وَمَا يَوْمُ الْخَمِيسِ، ثُمَّ بَكَى حَتَّى بَلَّ دَمْعُهُ الْحَصَى، فَقُلْتُ: يَا ابْنَ عَبَّاسٍ وَمَا يَوْمُ الْخَمِيسِ؟ قَالَ: اشْتَدَّ بِرسول‌الله (ص) وَجَعُهُ، فَقَالَ:‏ ائْتُونِي أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لاَ تَضِلُّوا بَعْدِي، فَتَنَازَعُوا وَمَا يَنْبَغِي عِنْدَ نَبِيٍّ تَنَازُعٌ‏، وَقَالُوا: مَا شَأْنُهُ أَهَجَرَ اسْتَفْهِمُوهُ؟ قَالَ:‏ دَعُونِي، فَالَّذِي أَنَا فِيهِ خَيْرٌ، أُوصِيكُمْ بِثَلاَثٍ، أَخْرِجُوا الْمُشْرِكِينَ مِنْ جَزِيرَةِ الْعَرَبِ، وَأَجِيزُوا الْوَفْدَ بِنَحْوِ مَا كُنْتُ أُجِيزُهُمْ،‏ قَالَ: وَسَكَتَ عَنِ الثَّالِثَةِ أَوْ قَالَهَا فَأُنْسِيتُهَا.

از سعید بن جبیر که ابن عباس گفت: پنج‌شنبه و چه روز پنج‌شنبه‌ای. سپس گریست تا این که اشک‌هایش، شن‌ها را خيس كرد. گفتم: ای ابن عباس چه شد در روز پنج‌شنبه؟ گفت: درد بر رسول‌الله (ص) شدت یافت. پس رسول خدا (ص) فرمود: لوحی برايم بياوريد تا برايتان كتابى بنويسم، که بعد از من گمراه نشويد. پس به اختلاف و منازعه پرداختند. و نباید نزد پیامبر خدا اختلاف و منازعه باشد. پس گفتند: رسول‌الله (ص) چه می‌گوید؟ آیا هذيان مى‌گويد؟ آیا او را می‌فهمید؟ پیامبر خدا (ص) فرمود: مرا تنها بگذارید و از نزد من برخیزید که آنچه من بر آن هستم، بهتر است. شما را به سه چیز وصیت می‌کنم. مشرکان را از جزیرة العرب بیرون کنید. و از اهل کتاب، همانطور که من جزیه می‌گرفتم، جزیه بگیرید. و سومی ‌را نگفت و یا گفت و من فراموش کرده‌ام.([8])

در این دو روایت نیز می‌بینیم که راوی، سومی‌ را فراموش کرده، یا این که نمی‌خواهد آن را نقل کند؛ زیرا این همان وصیت به اهل بیت علیهم السلام است.

همان‌طور که می‌دانیم، رسول‌الله (ص) قبلا نیز این لفظ که با عمل و تمسک به چیزی هرگز گمراه نمی‌شوید را فرموده بودند. رسول خدا (ص) فرمودند که اگر تمسک به ثقلین کنید، هرگز گمراه نمی‌شوید. و نیز پیامبر (ص) در مورد وصیت فرمودند که اگر به آن تمسک کنید، هرگز گمراه نمی‌شوید. پس وصیت رسول‌الله (ص) در شب وفات، باید مشخص کردن اهل بیت ایشان علیهم السلام باشد. در حدیث ثقلین یا خلیفتین، تمسک به قرآن و اهل بیت علیهم السلام، انسان را از هر گمراهی حفظ می‌کند. و پیامبر خدا (ص) در آن زمان هر آنچه از قرآن بر ایشان نازل شده بود را ابلاغ کرده بودند. پس اصحاب خود را جمع کردند تا، اهل بیت علیهم السلام را یک به یک برای مردم و امتشان معرفی کنند؛ زیرا باید به آنها تمسک جویند. و باید همراه قرآن و با قرآن باشند. پس قطعاً این وصیت و اهل بیت علیهم السلام را که برای هدایت امت ایشان (ص) ضروری می‌باشند، روشن ساخته‌اند و وصیت رسول‌الله (ص) که فرمودند: بعد از آن، هرگز گمراه نمی‌شویم، باید حتماً معرفی اهل بیت علیهم السلام باشد. زیرا قرآن نزد مردم بود و شاهد آن گفتار عمر و کسانی که با او همراه شدند و این وصیت را نپذیرفتند، می‌باشد؛ که گفتند قرآن برای آنها کافی است. و ثقل دوم و خلیفه‌ی دوم را رد کردند.

به این احادیث توجه کنید که کاملاً واضح و روشن است:

عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: رَأَيْتُ رسول‌الله (ص) فِي حَجَّتِهِ يَوْمَ عَرَفَةَ وَهُوَ عَلَى نَاقَتِهِ الْقَصْوَاءِ يَخْطُبُ فَسَمِعْتُهُ يَقُولُ: يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي قَدْ تَرَكْتُ فِيكُمْ مَا إِنْ أَخَذْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا كِتَابَ اللَّهِ وَعِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي.

جابر بن عبد الله گوید: رسول‌الله (ص) را در حجش در روز عرفه دیدم، در حالی که بر روی شترش قصواء خطبه ایراد می‌فرمود (سخنرانی می‌کرد). پس شنیدم که می‌فرمود: ای مردم، بدرستی که من برای شما چیزی بجای می‌گذارم، که تا زمانی که به آن تمسک کنید، هرگز گمراه نمی‌شوید، کتاب خدا قرآن و عترتم اهل‌بیتم.([9])

حَدَّثَنَا الأَعْمَشُ عَنْ عَطِيَّةَ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ، وَالأَعْمَشُ عَنْ حَبِيبِ بْنِ أَبِي ثَابِتٍ عَنْ زَيْدِ بْنِ أَرْقَمَ، قَالاَ: قَالَ رسول‌الله (ص):‏ إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمْ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِي أَحَدُهُمَا أَعْظَمُ مِنَ الآخَرِ كِتَابُ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الأَرْضِ وَعِتْرَتِي أَهْلُ بَيْتِي وَلَنْ يَتَفَرَّقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَىَّ الْحَوْضَ.

اعمش از عطیة از ابی سعید، و اعمش از حبیب بن ثابت از زید بن ارقم، هر دو گویند: رسول‌الله (ص) فرمود: بدرستی که من برای شما چیزی بجای می‌گذارم که تا زمانی که به آن تمسک کنید، هرگز بعد از من گمراه نمی‌شوید. یکی از آن دو از دیگری عظیم‌تر است. کتاب خدا قرآن که آن ریسمانی است که از آسمان تا به زمین امتداد دارد و عترتم اهل‌بیتم. و آن دو هرگز از یکدیگر جدا نمی‌شوند تا این که در آن حوض به سوی من باز گردند.([10])

قَالَ رسول‌الله (ص): إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمْ خَلِيفَتَيْنِ كِتَابُ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مَا بَيْنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أَوْ مَا بَيْنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ وَعِتْرَتِي أَهْلُ بَيْتِي وَإِنَّهُمَا لَنْ يَتَفَرَّقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ.

رسول‌الله (ص) فرمود: بدرستی که من دو خلیفه و جانشین برای شما بجای می‌گذارم، کتاب خدا قرآن که آن ریسمانی است که از آسمان تا به زمین امتداد دارد و عترتم اهل‌بیتم. و بدرستی که آن دو هرگز از هم جدا نمی‌شوند تا این که در آن حوض به سوی من باز گردند.([11])

قَالَ رسول‌الله (ص): إِنِّي قَدْ تَرَكْتُ فِيكُمُ الْخَلِيفَتَيْنِ (خَلِيفَتَيْنِ) بَعْدِي: كِتَابَ اللَّهِ وَعِتْرَتِي، إِنَّهُمَا لَنْ يَتَفَرَّقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ.

رسول‌الله (ص) فرمود: بدرستی که دو خلیفه در شما بجای می‌گذارم بعد از خودم. کتاب الله قرآن و عترتم. همانا آنها هرگز از هم جدا نشوند تا در آن حوض بر من باز گردند.([12])

قَالَ رسول‌الله (ص): إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمْ خَلِيفَتَيْنِ كِتَابُ اللَّهِ وَأَهْلُ بَيْتِي وَإِنَّهُمَا لَنْ يَتَفَرَّقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ جَمِيعًا‏.

رسول‌الله (ص) فرمود: بدرستی که من دو خلیفه در شما بجای می‌گذارم، کتاب الله قرآن و اهل بیتم را، همانا آنها هرگز از هم جدا نشوند تا در آن حوض بر من باز گردند.([13])

حَدَّثَنِي يَزِيدُ بْنُ حَيَّانَ، قَالَ انْطَلَقْتُ أَنَا وَحُصَيْنُ بْنُ سَبْرَةَ وَعُمَرُ بْنُ مُسْلِمٍ إِلَى زَيْدِ بْنِ أَرْقَمَ فَلَمَّا جَلَسْنَا إِلَيْهِ، قَالَ زَيْدُ: مَا سَمِعْتَ مِنْ رسول‌الله قال:... وَأَنَا تَارِكٌ فِيكُمْ ثَقَلَيْنِ أَوَّلُهُمَا كِتَابُ اللَّهِ فِيهِ الْهُدَى وَالنُّورُ فَخُذُوا بِكِتَابِ اللَّهِ وَاسْتَمْسِكُوا بِهِ وَأَهْلُ بَيْتِي أُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ فِي أَهْلِ بَيْتِي أُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ فِي أَهْلِ بَيْتِي أُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ فِي أَهْلِ بَيْتِي.

یزید بن حیان گوید: من و حصین بن سبرة و عمر بن مسلم نزد زید بن ارقم رفتیم. زمانی که پیش او نشستیم گفت: شنیدم رسول‌الله (ص) فرمود: ... و من دو ثقل را برای شما بجای می‌گذارم، اولین آن دو، کتاب الله قرآن است که در آن هدایت و نور است. پس از کتاب الله بگیرید و به آن تمسک کنید، و اهل‌بیتم، شما را به یاد خدا کردن در مورد اهل‌بیتم، سه بار فرمود: اذکرکم الله فی اهل بیتی.([14])

پس طبق این احادیث، پیامبر خدا (ص) دو چیز سنگین و گرانبها را برای تمسک، و نیز به عنوان خلفای خود، معرفی فرموده‌اند. یکی کتاب الله قرآن است. و دیگری اهل بیت علیهم السلام هستند.

پس رسول خدا (ص) قطعاً وصیت خویش را بجای گذاشتند؛ زیرا اولا وصیت کردن در زمان فرا رسیدن وفات، طبق دو آیه‌ای که در ابتدا ذکر کردیم، اکیداً واجب است. در ثانی طبق احادیثی که از صحیح بخاری و صحیح مسلم ذکر کردیم، با این وصیت و تمسک به آن است که امت، از هر گمراهی در امان می‌ماند. سوم اینکه حتی در دو حدیث، به این که پیامبر (ص) وصیت کردند، اشاره شد. حتی اگر به عمد آن را ذکر نکرده بودند (یعنی عباراتی چون: فراموش کرده‌ام، یا راوی از گفتن آن سکوت کرد). پس حتماً این وصیت نوشته شده است.

همچنین احادیثی نیز هستند که نوشته شدن این وصیت را کاملاً روشن و واضح تایید می‌کنند. به این احادیث توجه کنید:

قَالَ رسول‌الله (ص): يَا عَلِيُّ ادْعُ بِصَحِيفَةٍ وَدَوَاةٍ، فَأَمْلَى رسول‌الله (ص)، وَكَتَبَ عَلِيٌّ، وَشَهِدَ جِبْرِيلُ، ثُمَّ طُوِيَتِ الصَّحِيفَةُ.

رسول‌الله (ص) فرمود: یا علی صحیفه و دواتی بیاور. پس رسول‌الله (ص) املاء کرد و علی آن را نوشت. و جبرئیل شاهد بود. سپس آن صحیفه را پیچید.([15])

عن إبراهيم بن شيبة الانصاري قال: جلست عند الاصبغ بن نباتة قال: ألا اقرئك ما أملاه علي بن أبي طالب؟ فأخرج صحيفة فيها مكتوب: بسم الله الرحمن الرحيم. هذا ما أوصى به محمد صلى الله عليه وآله وسلم أهل بيته وأمته، وأوصى أهل بيته بتقوى الله، ولزوم طاعته، وأوصى أمته بلزوم أهل بيته، وأهل بيته. يأخذون بحجزة نبيهم صلى الله عليه وآله وسلم، وإن شيعتهم يأخذون بحجزهم يوم القيامة، وإنهم لن يدخلوكم باب ضلالة، ولن يخرجوكم من باب هدى.

ابراهیم بن شیبة انصاری گوید: نزد اصبغ بن نباته نشسته بودیم. او گفت: آیا برایت آنچه را که به علی بن ابی طالب املاء شد را بخوانم؟ پس صحیفه‌ای بیرون آورد که در آن مکتوب بود: بسم الله الرحمن الرحیم. این وصیت محمد صلی الله علیه وآله وسلم است برای اهل بیتش و امتش. و وصیت می‌کند با اهل بیتش به تقوای الهی و ملازمت اطاعتش. و وصیت می‌کند به امتش به ملازمت با اهل بیتش. و اهل بیتش از پیامبرشان صلی الله علیه وآله وسلم می‌گیرند، و شیعیان‌شان از آنها می‌گیرند در روز قیامت. و بدرستی که اهل بیتم شما را هرگز وارد گمراهی نمی‌کنند و هرگز از حق خارج نمی‌کنند.([16])

پس این وصیت، که با آن و تمسک به آن، هرگز گمراه نخواهیم شد!!! حتماً و قطعاً و اکیداً، نوشته شده است.

و در اینجا است که، باید تصمیم بگیریم که، یا به وصیت رسول‌الله (ص) عمل کنیم تا هرگز گمراه نشویم. و یا به حرف عُمر عمل کنیم و وصیت را انکار کرده یا سبک بشماریم!!!

 

والحمد لله وحده وحده وحده

وصلی الله علی محمد وآل محمد الائمة والمهدیین وسلم تسلیما کثیرا

والسلام علی

 

[1]- بقره: 180.

[2]- مائده: 160.

[3]- صحيح مسلم - كتاب الوصية - باب تَرْكِ الْوَصِيَّةِ لِمَنْ لَيْسَ لَهُ شَىْءٌ يُوصِي فِيهِ - ح 4321

[4]- النجم:3-4

[5]- صحيح البخاري - كتاب العلم - باب كِتَابَةِ الْعِلْمِ - ح 114.

[6]- صحيح البخاري - كتاب الاعتصام بالكتاب والسنة - باب كَرَاهِيَةِ الْخِلاَفِ - ح 7454. صحيح البخاري - كتاب المرضى - باب قَوْلِ الْمَرِيضِ قُومُوا عَنِّي - ح 5731.صحيح مسلم - كتاب الوصية - باب تَرْكِ الْوَصِيَّةِ لِمَنْ لَيْسَ لَهُ شَىْءٌ يُوصِي فِيهِ - ح 4322.

[7]- صحيح البخاري - كتاب الجهاد والسير - باب هَلْ يُسْتَشْفَعُ إِلَى أَهْلِ الذِّمَّةِ وَمُعَامَلَتِهِمْ - ح 3090.

[8]- صحيح مسلم - كتاب الوصية - باب تَرْكِ الْوَصِيَّةِ لِمَنْ لَيْسَ لَهُ شَىْءٌ يُوصِي فِيهِ - ح 4319 و ح 4320

[9]- سنن الترمذي - كتاب المناقب - باب مَنَاقِبِ أَهْلِ بَيْتِ النَّبِيِّ (ص) - ح 3786. صحيح الترمذي الألباني - ح 3786 - قال الألباني: صحيح.

[10]- سنن الترمذي - كتاب المناقب - باب مَنَاقِبِ أَهْلِ بَيْتِ النَّبِيِّ (ص) - ح 3788. صحيح الترمذي الألباني - ح 3788 - قال الألباني: صحيح.

[11]- مسند احمد - ج 5 - مُسْنَدُ الْأَنْصَارِ - حَدِيثُ زَيْدِ بْنِ ثَابِتٍ - ح 20596. مجمع الزوائد - ج 9 - كتاب المناقب - باب في فضل أهل البيت (ع) - ح 14957 - قال الهيثمي: إسناده جيد. الجامع الصغير - ج 3 - ح 2631 - قال السيوطي: صحيح. صحيح الجامع - ح 2457 - قال الألباني: صحيح. الجامع الصغیر وزيادته - ح 4222 - قال الألباني: صحيح.

[12]- فضائل الصحابة لأحمد بن حنبل - فَضَائِلُ الْحَسَنِ (ع) - ح 1239. المعجم الكبير للطبراني - بَابُ الزَّايِ - مَنِ اسْمُهُ زَيْدٌ - ح 4787. السنة لابن أبي عاصم - بَابٌ فِي فَضَائِلِ أَهْلِ الْبَيْتِ - ح 1328. مسند ابن أبي شيبة - مَا رَوَاهُ زَيْدُ بْنُ ثَابِتٍ - ح 135. مجمع الزوائد - ج 9 - كتاب العلم - باب في العمل بالكتاب والسنة - ح 784 - قال الهيثمي: رواه الطبراني في الكبير ورجاله ثقات‏

[13]- مسند احمد - ج 5 - مُسْنَدُ الْأَنْصَارِ - حَدِيثُ زَيْدِ بْنِ ثَابِتٍ - ح 20667.السنة لابن أبي عاصم - بَابٌ فِي فَضَائِلِ أَهْلِ الْبَيْتِ - ح 1329. مصنف ابن أبي شيبة - كِتَابُ الزَّكَاةِ - أَبْوَابُ إِخْرَاجِ الزَّكَاةِ - ح 30998.

[14]- صحيح مسلم - كتاب فضائل الصحابة - باب مِنْ فَضَائِلِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (ع) - ح 6378. الجامع الصغير السيوطي - ح 1608. صحيح الجامع الألباني - ح 1351. منهاج السنة ابن تيمية - ج 7 ص 318.

[15]- کشف الخفاء العجلوني ج 2 ص 383.

[16]- نظم درر السمطين الزرندي ص 240ينابيع المودة ج 2 ص 365

 

ادامه مطلب...

یمانی، مهدی اول است

بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمد لله رب العالمین

و صلی الله علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما

 

چرا یمانی همان مهدی اول است؟

یمانی حجتی از حجت های خدا بر روی زمین و معصوم است که به ایشان وصیت شده است.

عن الامام الباقر عليه السلام قال: (وليس في الرايات راية أهدى من راية اليماني، هي راية هدى، لأنه يدعو إلى صاحبكم، فإذا خرج اليماني حرم بيع السلاح على الناس وكل مسلم، وإذا خرج اليماني فانهض إليه فإن رايته راية هدى، ولا يحل لمسلم أن يلتوي عليه، فمن فعل ذلك فهو من أهل النار، لأنه يدعو إلى الحق وإلى طريق مستقيم).
از امام باقر (ع) فرمود: (و در میان پرچم ها پرچمی هدایت کننده تر از پرچم یمانی نیست، آن پرچم هدایت است زیرا شما را به سوی صاحبتان دعوت می کند و اگر یمانی خروج کرد فروختن اسلحه بر مردم و بر مسلمانان حرام می شود و اگر یمانی خروج کرد به پا خیز به سوی او زیرا پرچمش پرچم هدایت است و بر هیچ مسلمانی جایز نیست که از او سرپیچی کند و در مقابل او بایستد و هر کس این کار را انجام دهد از اهل جهنم خواهد بود، زیرا او دعوت به حق و هدایت به راه راست می کند).غیبت شیخ محمد بن ابراهيم نعمانی: ص ۲۶۴.

 

و همچنین در روایات متواتر و متن های قطعی الدلاله ثابت شده است که حجت های بعد از رسول الله محمد (ص) آنها:

ائمه ی دوازده گانه (ع) و بعد از آنها مهدیین دوازده گانه هستند. (به وصیت مقدس رسول الله (ص) در شب وفاتشان رجوع شود).

مختصری از وصیت:

 عن أمير المؤمنين قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله في اللّيلة الّتي كانت فيها وفاته لعليّ عليه السّلام: (يا أبا الحسن أحضر صحيفة ودواة فأملى رسول اللّه صلّى اللّه عليه وآله وصيّته حتّى انتهى إلى هذا الموضع فقال: يا عليّ إنّه سيكون بعدي إثنا عشر إماماً، ومن بعدهم إثنا عشر مهديّا… فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه محمّد المستحفظ من آل محمّد عليهم السّلام، فذلك إثنا عشر إماماً، ثمّ يكون من بعده إثنا عشر مهديّاً؛ فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه أوّل المقرّبين له ثلاثة أسامي اسم كاسمي واسم أبي، و هو عبد اللّه وأحمد والاسم الثّالث المهديّ وهو أوّل المؤمنين).

از امير مؤمنان عليه السّلام از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه آن حضرت در همان شبى كه رحلتش واقع شد به على عليه السّلام فرمود: (اى ابا الحسن كاغذ و دواتى بياور و حضرت رسول اكرم (ص) وصيت خود را املاء فرمود و على مى نوشت تا بدين جا رسيد كه فرمود: يا على! بعد از من دوازده امام مى باشند و بعد از آنها دوازده مهدى… و چون وفات او برسد آن (خلافت) را به فرزندش محمد كه مستحفظ از آل محمّد (ص) است، تسليم مى كند، و ايشان دوازده امامند. بعد از آن دوازده مهدى مى باشند. پس وقتى كه وفات او رسید آن (خلافت) را به فرزندش كه نخستین مهديین است مى سپارد، و براى او سه نام است؛ یک نامش مانند نام من، و نام ديگرش نام پدر من است و آنها عبد الله و احمد هستند، و نام سوّمين مهدى است و او اوّلين مؤمنان است).غیبت شیخ طوسی – متن عربی فارسی ص ۳۰۰.

 و حجتی معصوم برای خدا بر روی زمین غیر از آنها وجود ندارد و با آنها تمام نعمت و کمال دین و ختم رسالت های آسمان است.

و از ائمه، یازده امام گذشتند، و امام مهدی (ع) و دوازده مهدی باقی ماندند.

و یمانی به امام مهدی (ع) دعوت می کند [زیرا شما را به سوی صاحبتان دعوت می کند]، بنابراین یمانی باید همان اول مهدیین باشد زیرا یازده مهدی دیگر بعد از ایشان از فرزندانش می باشند: (ذُرِّيَّةً بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ)، (فرزندانى كه بعضى از آنان از [نسل] بعضى ديگرند و خداوند شنواى داناست).آل عمران:۳۴.

و یازده مهدی بعد از ظهور امام مهدی (ع) در مدتی نسبتاً طولانی خواهند آمد، بلکه آنها در دولت عدل الهی حکومت خواهند کرد، و آنچه ثابت است، اول مهدیین در زمان ظهور امام مهدی (ع) موجود است و ایشان اولین مؤمنان به امام مهدی (ع) در ابتدای ظهورشان می باشد، همانطور که در وصیت مقدس رسول الله (ص) بیان شده است.

و از اینجاست که شخص یمانی به مهدی اول از دوازده مهدی منحصر می شود.

 عن أمير المؤمنين (ع): (… و يخرج قبله – أي الإمام المهدي – رجل من أهل بيته، بأهل المشرق، و يحمل السيف على عاتقه ثمانية أشهر).
از حضرت على عليه السلام فرمود: (مردى از اهل بيت آن حضرت به اهل شرق خروج كرده و مدت هشت ماه شمشير را بر دوش خود حمل مى كند).الملاحم ابن طاووس ص ۶۶ باب ۱۳۳ . الفتن ابن حماد ص ۹۶ . عقد الدرر ص ۱۲۹ . جمع الجوامع ج ۲ ص ۱۰۳ . برهان المتقي ص ۱۰۳ . كنز العمال ج ۱۴ ص ۵۸۹.

 عن أبي جعفر (ع) قال: (إذا اختلف كلمتهم و طلع القرن ذو الشفا لم يلبثوا إلا يسيراً حتى يظهر الأبقع بمصر يقتلون الناس حتى يبلغوا أرم ثم يثور المشوه عليه فتكون بينهما ملحمة عظيمة ثم يظهر السفياني الملعون فيظهر بهما جميعاً ويرفع قبل ذلك اثنتي عشرة راية بالكوفة معروفة ويقبل بالكوفة رجل من ولد الحسين يدعوا إلى أبيه ثم يبث السفياني جيوشه).
از محمد باقر (ع) فرمود: (…..در کوفه مردی می آید از فرزندان حسین علیه السلام که به پدرش دعوت می کند، سپس سفیانی لشکرش را ارسال می کند).في بعض ما ورد في السفياني في سنة الظهور / مركز المصطفى / عن كتاب الفتن لابي نعيم / ج۱ ص۲۸.

 عن النبي (ص): (… وسيخرج من هذا – أي علي (ع) – فتى يملأ الأرض قسطاً وعدلاً فإذا رأيتم ذلك فعليكم بالفتى اليمني، فإنه يُقبل من المشرق، وهو صاحب راية المهدي).
از رسول خدا (ص): (… و از این – امام علی (ع) – جوانی خارج می شود که زمین را پر از عدل و داد می کند پس اگر آن جوان یمنی را دیدید به سوی او بروید پس او از مشرق می آید و او صاحب پرچم امام مهدی (ع) می باشد).المهدي المنتظر الموعود/ ب۴: ۱۰۷.

 و در روایات فوق می بینیم، آن مردی که در مشرق خروج می کند از اهل بیت آن حضرت است، یعنی مهدی اول و اولین ایمان آورندگان طبق وصیت مقدس، و این بدان معناست که مهدی اول نیز در زمان ظهور مقدس حاضر است و اول مؤمنان به امام مهدی (ع) در ابتدای ظهور و قبل قیامشان می باشند. در حالیکه در روایت یمانی، خود یمانی زمینه ساز ظهور مقدس است، و از سیصد و سیزده یار امام (ع) که پرچم را بدست امام مهدی (ع) تسلیم می کند.

نکته های مشترک و مشابهی که دیده می شوند:

۱- خروج آنها از مشرق می باشد.

۲- در روایت اول و دوم آن قیامگر مشرق از اهل بیت امام مهدی (ع) معرفی می شود.

۳- در روایت سوم قیامگر مشرق به جوانی یمنی [یمانی] معرفی می شود.

حال این دو عبارت از روایاتی که به آنها اشاره شد، را با همدیگر مطابقت دهیم:

(يدعوا إلى أبيه)، (به پدرش دعوت می کند).

(يدعوا إلى صاحبكم)، (به سوی صاحبتان دعوت می کند).

بنابراین: باید یکی بر دیگری حجت باشد، از این باب که یکی از آنها حامل پرچم اهل بیت (ع) باید باشد. در واقع اینجا وجه تشابه به حد اقصی می رسد و بیان روشن تر می گردد و یقین حاصل می شود که آنها یک شخصیت می باشند.

قال الامام الباقر (ع): (… واياك والشذاذ من آل محمد عليهم السلام، فان لآل محمد و علي رايه ولغيرهم رايات، فالزم الارض ولا تتبع منهم رجلاً ابداً حتى ترى رجلاً من ولد الحسين….).

امام باقر (ع) فرمود: (بر حذر باشید از کسانی که خود را به دروغ به آل محمد نسبت می‌ دهند. که همانا برای آل محمد و علی (ع) پرچمی (یک پرچم) است و برای دیگران پرچم ها. پس در جای خودت ثابت باش و از هیچ‌ کس ابداً تبعیت نکن تا مردی را از فرزندان حسین (ع) ببینی…).تفسير العياشي ج ۱ ص ۶۴ . بحار الأنوار ج ۵۲ ص ۲۲۲ . إلزام الناصب ج ۲ ص ۹۶.

 بنابراین، با توجه به اینکه ائمه و مهدیین حجت های خدا بر جمیع خلق هستند و مهدی اول از آنهاست، لذا ایشان حجت بر یمانی می باشد اگر چه یک شخصیت نباشند.

و در نتیجه مهدی اول رهبر قیام زمینه سازی خواهد بود، بنابراین نقش یمانی ثانوی خواهد شد بلکه کمک دست رهبر، و این غیر صحیح است زیرا که یمانی زمینه ساز اصلی و رهبر حرکت ظهور مقدس می باشد.

بنابراین نتیجه حتمی می شود که مهدی اول همان یمانی است و یمانی همان مهدی اول.

و با این حال یمانی طبق روایات اینگونه خواهد بود:

(نامش احمد است، و از بصره و در گونه ی راستش اثر است، و در ابتدای ظهورش جوان خواهد بود و در سرش شوره است، و از همه ی مردم به قرآن و تورات و انجیل بعد از ائمه اعلمتر می باشد، و نسبی نامعلوم دارد، و به مهدی ملقب است، و ایشان امامی واجب الاطاعت از جانب خدا است، و جایز نیست مسلمانی از ایشان سرپیچی کند و هر کس این کار را انجام دهد از اهل جهنم خواهد بود زیرا به حق و راه مستقیم و امام مهدی (ع) دعوت می کند و… و… و هر آنچه از این ویژگی ها در مورد مهدی اول در روایات محمد و آل محمد (ع) آمده است).

به روایات در کتاب غیبت شیخ نعمانی و غیبت شیخ طوسی و اکمال الدین و بحار الأنوار ج۵۲ و ج۵۳، و دیگر کتب احادیث مراجعه شود.

و الحمد لله رب العالمین

 

ادامه مطلب...

امام احمدالحسن (ع) فرمودند:

«ای مردم، علمای گمراه و پیروان‌شان شما را فریب ندهند. بخوانید، جستجو کنید، دقت کـنید و بـیاموزید و خود حقيقت را بـيابـيد و بر كس دیگری توکل نکـنید تا برای آخرت شما تصمیم‌گیری کند زیرا که فردا پشیـمان خواهید شد و فردا پشیمانی را سودی نخواهد داشت». خطبه پنجم محرم ۱۳۸۹ هـ.ش.سايت مهديون , سايت انصار امام مهدي , سايت رسمي فارسي انصار امام مهدي , سايت سيد احمدالحسن , سايت يماني , نقد يماني , يماني کيست , نقد احمدالحسن , ادله احمدالحسن , راه شناخت يماني , راه شناخت يماني چيست , يمن و آخرالزمان , سيد يماني , سيد احمد الحسن يماني , عکس سيد يماني , يماني ظهور کرد , نشانه هاي سيد يماني , سيد احمدالحسن,يماني , يماني موعود , مهدي اول , احمدالحسن , احمد الحسن , طالع مشرقي , خراساني , پرچم هاي خراسان , طالقان , انصار طالقان , علائم ظهور , امام احمدالحسن , احمد, خسف بيداء , خسف بيدا , شبيه عيسي , مصلوب , ملک عبدالله , سفياني , دجال اکبر , شام , يمن , انا يماني , سوريه , ايران , عراق , بصره , دجال بصره , حيدر مشتت , دجله بصره , قائم , امام زمان , مهدي , مهديون , سيد احمد الحسن يماني , سيد يماني کيست , احمد الحسن کيست , سيد يماني در عراق , يماني موعود , کشته شدن نفس زکيه چيست , خروج يماني , ظهور يماني , سايت سيد احمد الحسن يماني , عکس احمد الحسن يماني , فرقه يماني در ايران , فرقه يماني , فرقه يماني چيست , احمد الحسن يماني کيست ؟ , رائفي پور احمد الحسن , عکس احمد الحسن يماني , مسيح , دين مسيح , عيسي مسيح کيست , صليب مسيح , صليب کشيدن , صليب مسيحيت , عکس هاي صليب , صليب نشانه چيست , قوانين دين مسيحيت , احکام دين مسيحيت , مسيحيت در ايران , آشنايي با دين مسيحيت , کتاب مقدس , انجيل , تورات , حواريون , مريم , مريم مقدس , تنخ , نظريه تکامل انسان , نظريه تکامل داروين چيست , نظريه تکامل داروين pdf , رد نظريه تکامل , نظريه تکامل داروين به زبان ساده , نظريه داروين تکامل انسان , نظريه تکامل و انسان , فيلم تکامل , داوکينز , هاوکينگ , خداناباوران مشهور , دلايل خداناباوران , خداناباوران , آتئيست , منکر وجود خدا در جدول ,دانشمندان خدا باور , آتئيست و آگنوستيک , نقد آتئيست , کانال آتئيست ها در تلگرام , آتئيست تلگرام , آتئيست کيست , نماد آتئيست , ستاره شش پر , ستاره پنج پر , ستاره حضرت سليمان , ستاره داوود در اسلام , طلسم ستاره داوود , قانون معرفت حجت , راه شناخت حجت هاي الهي , راه شناخت امام , قيامت , عذاب , آخرالزمان , نشانه هاي آخر الزمان , نشانه هاي آخرالزمان در تهران , آخرالزمان+پيشگويي , اخر الزمان رائفي پور , آخرالزمان و داعش , نشانه هاي آخرالزمان در قرآن , صاحب الزمان , حجت بن الحسن , آيا امام زمان داراي زن و فرزند هستند , فرزندان امام زمان , 12 مهدي , وصيت پيامبر , وصيت پيامبر دوازده مهدي , متن وصيت پيامبر , وصيت پيامبر به امام علي , وصيت نامه پيامبر , وصيت نامه حضرت محمد , شب وفات پيامبر , حديث وصيت , حديث ثقلين , امام احمد , احمدالحسن , دلايل سيد احمد الحسن براي شيعه ,الحاد , ادله دعوت يماني , روياي صادقه , مکتب نجف اشرف , کتاب توهم الحاد , کتاب توهم بي خدايي , کتاب عقائد الاسلام , کتب سيد احمدالحسن , آيه اکمال الدين , تدريس آيه اکمال الدين , پالتاک , فيس بوک امام احمدالحسن , فيسبوک امام احمد الحسن , خطبه هاي امام احمدالحسن , ادله دعوت براي سني ها , دانلود کتب ترجمه احمدالحسن , کتب سيد احمد الحسن , دعوت سيد احمد الحسن , پيام هاي فيس بوک سيد احمد الحسن , منابع رسمي دعوت يماني , دعوت يماني , يماني کيست , نقد الحاد , محمد نبي در عهدين , هفته نامه زمان ظهور , سايت هفته نامه زمان ظهور , موسسه وارثين ملکوت , وبسايت انگليسي انصار امام مهدي , وبسايت فارسي انصار امام مهدي , تالار گفتگو انصار امام مهدي , علماي غير عامل , فقهاي آخرالزمان , گوساله سامري , اهل تسنن , انصار امام مهدي , 10313 , 313 , دوازده مهديين , احمد الحسني , احمد الحسن اليماني , احمد الحسن يماني سايت , احمد الحسن يماني کيست؟ , سيد احمد الحسن يماني ع , سيد حسن حمامي , شيخ ناظم عقيلي , دکتر علاء سالم , دعوت مبارک يماني , راه شناخت يماني , يماني از يمن , يماني از کجا خروج مي کند , انصار الله , انصار امام مهدي , انصار امام احمد اليماني , انصار امام المهدي , سيد يماني , سيد يماني ظهور کرد , سيد يماني کيست , روايات آخرالزمان , روايات خمس , روايات ظهور , روايات يماني , روايات درباره يماني , روايات خروج يماني , روايات قيام يماني , حديث وصيت , مهديون , مهديون شاهد , مهديون چه کساني هستند , حديث 12 مهدي , 12 مهدي , احمديم احمدي , عکس يماني , تصاوير يماني , عکس سيد يماني , عکس احمد الحسن يماني , صاحب پرچم هدايت , جريان مدعي يماني ,تصاوير دروغين منتسب به سيد احمد الحسن يماني ,پسر انسان در کتاب مقدس , پسر انسان در انجيل , پسر انسان کيست, صليب شکسته , يماني , احمد الحسن , کتاب توهم بي خدايي , کتاب توهم الحاد , کتاب عقائد الاسلام , کتاب گوساله , کتاب همگام با بنده صالح , کتاب همگام با عبد صالح , کتاب وصيت مقدس , کتاب وصيت مقدس نوشتار بازدارنده از گمراهي , کتاب توحيد , کتاب وصي در تورات, انجيل و قرآن , کتاب چشم اندازي هاي از قوم سومر و آکد , سومر و آکد , سومر , کتاب تفسير آيه اي از سوره يونس , تفسير سوره يونس , کتاب سرگرداني , کتاب راه به سوي خدا , کتاب شرايع الاسلام , کتاب شرائع الاسلام , کتاب رجعت , کتاب رجعت سومين روز از روزهاي بزرگ خدا , رساله اي در فقه خمس , کتب سيد احمد الحسن , دانلود کتاب هاي سيد احمد الحسن , کتاب سيد احمد الحسن , علم سيد احمد الحسن , علوم سيد احمد الحسن , کتب روايي , سفر حضرت موسي به مجمع البحرين , کتاب روشنگري هايي از دعوت فرستادگان , کتاب روشنگري از دعوت فرستادگان , نامه هدايت , ادله مسيحيان , کتاب پاسخ هاي روشنگرانه , جواب المنير , نصيحتي براي طلبه هاي حوزه هاي علميه , نصيحتي براي طلاب حوزه هاي علميه , کتاب جهاد درب بهشت , جهاد , جهاد اکبر , کتاب متشابهات , دانلود کتاب متشابهات , بيان حق و سداد از طريق علم اعداد , علم اعداد , کتاب سيزدهمين حواري , کتاب حواري سيزده , حواريون , کتاب حاکميت الله نه حاکميت مردم , حاکميت الله , دموکراسي , کتاب گزيده اي از تفسير سوره فاتحه , سوره فاتحه , تفسير سوره فاتحه , پاسخ هاي فقهي , کتاب طهارت , دانلود کتب يماني , دانلود کتب سيد احمد الحسن , کتب انصار امام مهدي , دلايل عام دعوت , علم سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار امام مهدي , سايت انصار امام مهدي , انصار , علاء سالم ,رسالتي در يگانگي شخصيت مهدي اول, قائم و يماني , گفتگوي داستاني درباره‌ي دعوت مبارک يماني , رسالتي آشکار , کتاب دليل ادله , شيخ ناظم عقيلي , وصي در کتاب , کتاب برهان مبين , ابن تمام , يماني کيست , ملاقات با امام مهدي , کتاب وصيت و وصي احمد الحسن عليه السلام ,پژوهشي در شخصيت يماني , کتاب يماني موعود حجت الله , شيخ حيدر زيادي , علامات زمان ظهور , يماني امام مهدي , کتاب ضرورت وجود زمينه ساز , بشار الفيصلي , سفياني به آستانه‌ي درب‌ها رسيده پس يماني کجاست؟ , شيخ عادل سعيدي , اخبار طاهرين در مورد مهدي و مهديين (ع) , روايات مهديين , دلايل اثبات ذريه‎ي امام مهدي , رسالتي در مورد روايت اصبغ بن نُباته  , چهل حديث در مورد مهديين و ذريه قائم , کتاب چهل حديث , کتاب مهديين دوازده‌گانه فرزندان امام مهدي  , کتاب در پيشگاه صيحه , زکي انصاري , خواب , ارکان رويا , کتاب کرامات و غيبيات , انصار سيد احمد الحسن , کتاب رؤيا در مفهوم اهل بيت  , استاد ضياء زيدي , رؤياي صادقه , بازگو کردن رؤيا ,کتاب شيعيان در معرض آزمايش , دکتر عبدالرزاق ديراوي , کتاب خوش آمدي اي فرزند فاطمه  , کتاب شکست منتظران , کتاب مجتمع ما بين تکبر و نفاق , کتاب بلکه هدايت شويد , شيخ ناظم عقيلي , فقهاي آخر الزمان , کتاب فرمان‌روايي امروز از آنِ کيست , کتاب همانا که تأويلش فرا رسيد , متشابهات , حق اين‌گونه شناخته مي‌شود نه با شبهات , شيخ عبد العالي منصوري , احمد الحسن , احمد موعود- پيوند دهنده‌ي رسالت‌هاي آسماني و کشتي نجات برگزيدگان , دکتر علاء سالم , کتاب احمد موعود , شبيه عيسي و مصلوب کيست؟ , شبيه عيسي , شبيه عيسي عليه السلام , روزگار رهائي (روز بزرگ و وحشتناک خدا) , کتاب روزگار رهايي , استاد عادل سعيدي , کتاب مسيح راز خداوند , شيخ صادق محمدي , کتاب يحياي عصر , کتاب مهدي ولي الله , دعوت يماني , يماني , سيد يماني , سيد احمد الحسن , مهديين , دانلود کتاب غيبت طوسي , کتاب الغيبه طوسي , کتاب غيبت نعماني , کتاب اصول کافي , کتاب ملاحم و فتن , کتاب بشارت الاسلام , کتاب کمال الدين , دانلود کتاب مقدس , عهد عتيق , کتاب مقدس , تورات , دانلود کتاب تورات , عهد جديد , انجيل , اناجيل اربعه , دانلود کتاب انجيل , سفر پيدايش , کتاب پيدايش , کتاب خروج , کتاب تثنيه , کتاب اشعيا , کتاب داوود , کتاب مزامير , کتاب ارميا , کتاب دانيال , کتاب حبقوق , انجيل متي , انجيل يوحنا , انجيل مرقس , انجيل لوقا , انجيل برنابا , انجيل يهودا , کتاب روميان , دانلود کتب مسيحيان , دانلود کتب يهوديان , رساله يهودا , يهودا , مکاشفه يوحنا , يوحنا لاهوتي , شمعون , پطرس , نظریه فرگشت , نظریه تکامل , تطور , تکامل , فرگشت ,چارلز داروین , داوکینز , خداناباوران , توهم بی خدایی , کتاب توهم بی خدایی , ادله سید احمدالحسن برای خداناباوران , خدا , دلایل وجود خدا , برهان نظم , اثرات خدا , آتئیست , ادله امام احمد الحسن , یمانی , قیام گر مشرق , مهدی اول , عصمت یمانی , یمانی از یمن , یمن , راه شناخت یمانی چیست , راه شناخت یمانی , قانون شناخت خلفای الهی , قانون معرفت حجت , دعوت به حاکمیت خدا , رویای صادقه , استخاره , سید احمد الحسن یمانی , سید یمانی , وصی سیزدهم , مهدیین , فرزندان امام مهدی , وصیت مقدس رسول الله , مهدیین , مهدیین در قرآن , نام احمد در روایات , صاحب الامر , کتاب عقائد الاسلام , یمانی کیست  , مهدی آخرالزمان , مهدی در قرآن , خلیفة الله مهدی , امام مهدی , علائم قیام , وقت ظهور امام مهدی , حجیت رویا , راههای شناخت خلیفة الله , علم مهدی , بزرگان ادیان الهی , کتاب وصیت مقدس , سیرت سید احمد الحسن , یهودیان , مسیحیان , آیات کتاب مقدس , عیسی مسیح , یحیی , یحیا , فرستادگان الهی , پسر نرینه , پسر انسان , منجی از بصره , تسلی دهنده , غلام امین , یحیی نبی , اشعیا نبی , احمد الحسن , حجت های الهی , نامه هدایت , پاسخ های روشنگرانه , سیزدهمین حواری , حواری سیزده , توهم الحاد , جایگاه معجزه در کتاب مقدس , محمد نبی , بشارت اشعیا , وصی در تورات , سیره دعوت سید احمد الحسن , وصیت شب وفات پیامبر , شجره سید احمد الحسن , نسب سید احمد الحسن , بصره , امام مهدی , صدام طاغوت , طلاب حوزه , صدام ملعون , انصار امام مهدی , یمانی , نسب امام احمد الحسن, نسب سید احمد الحسن , یمانی موعود , سید یمانی , سید احمد الحسن یمانی , وبسایت رسمی مکتب نجف اشرف , وبسایت رسمی انصار امام مهدی , وبسایت رسمی فارسی انصار امام مهدی , وبسایت موسسه وارثین ملکوت , صفحه فیس بوک مکتب نجف

هفته نامه زمان ظهور