wrapper

آخرین اخبار

اثبات وصیت رسول الله در شب وفاتشان

اثبات وصیت رسول الله

در این قسمت، به اثبات وصیت رسول‌الله (ص) در شب وفاتشان، که در کتاب غیبت شیخ طوسی ذکر شده است، می‌پردازیم. شاید اهل سنت و جماعت، در نگاه اول، گمان کنند که چون این وصیت در کتب شیعه ذکر شده است، برای آنها اعتباری ندارد و نزد آنها فاقد ارزش می‌باشد. اما در این مبحث، ثابت خواهیم کرد که این وصیت بر کل مسلمین، چه شیعیان و چه اهل سنت، کاملاً حجت است.

اولاً این وصیت، تنها وصیت وارده از رسول‌الله (ص) در شب وفاتشان می‌باشد. و در تمام کتب مسلمین، وصیتی غیر از این وصیت، برای زمان فرا رسیدن وفات رسول‌الله (ص) وجود ندارد. در حالی که خداوند متعال امر فرموده است که وصیت را هنگام فرا رسیدن وفات باید انجام داد.

به این دو آیه دقت کنید:

كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِن تَرَكَ خَيْرًا الْوَصِيَّةُ لِلْوَالِدَيْنِ وَالأقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ([1]) (بر شما واجب شده است که زمانی که مرگ هر کدام از شما فرا رسد، اگر خیری بجای گذارد، به صورتی پسندیده برای پدر و مادر و نزدیکان وصیت کند، که این حقی واجب بر متقین است).

يِا أَيُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ شَهَادَةُ بَيْنِكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِینَ الْوَصِيَّةِ اثْنَانِ ذَوَا عَدْلٍ مِّنكُمْ أَوْ آخَرَانِ مِنْ غَيْرِكُمْ([2]) (ای مومنان زمانی که مرگ هر کدام از شما فرا رسد، دو شاهد عادل از خودتان یا از دیگران، در هنگام وصیت فرا خوانید).

پس با توجه به این دو آیه، وصیت کردن در زمان فرا رسیدن مرگ، امری واجب بر گردن متقین است. و همه‌ی ما قبول داریم که رسول‌الله (ص)، سرور متقیان عالم است. حال اگر بخواهیم این وصیت را به دلیل وجود آن در کتب شیعیان انکار کنیم، بایستی پیامبر خدا (ص) را به ترک واجب متهم کنیم. زیرا وصیت دیگری، غیر از آنچه که در کتاب غیبت طوسی (و البته کتب دیگر شیعی به نقل از آن) نقل شده است، برای زمان فرا رسیدن وفات رسول‌الله (ص) وجود ندارد. پس بایستی آن را قبول کنیم. زیرا هم موافق قرآن و سنت است، و همچنین عدم قبول آن، اتهام بستن به سید المتقین (ص) است که ایشان که حتی مستحبات را ترک نمی‌کرد، واجبی که خداوند با این شدت وجوب آن را در قرآن متذکر شده است، ترک نموده است. و حاشاه در روایات وارد شده در صحیح بخاری و صحیح مسلم نیز به این امر اشاره شده است که رسول‌الله (ص)، برای نوشتن این وصیت به شدت اهتمام ورزیدند. و اصحاب و یاران خود را در منزلشان جمع کرده و سپس فرمودند که می‌خواهند برای امتشان وصیتی کنند که بعد از آن و با تمسک به آن، هرگز و تا ابد دچار گمراهی وضلالت نشوند.

عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ أَنَّهُ قَالَ: يَوْمُ الْخَمِيسِ وَمَا يَوْمُ الْخَمِيسِ‏،...، قَالَ رسول‌الله (ص): ائْتُونِي بِالْكَتِفِ وَالدَّوَاةِ - أَوِ اللَّوْحِ وَالدَّوَاةِ - أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَدًا ،‏ فَقَالُوا: إِنَّ رسول‌الله (ص) يَهْجُرُ.

از ابن عباس که گفت: پنج‌شنبه و چه روز پنج‌شنبه‌ای..... رسول‌الله (ص) فرمود: برایم کتف و دوات (یا لوح و دوات) بیاورید تا برایتان کتابی بنویسم که بعد از آن، هرگز تا ابد گمراه نشوید. پس گفتند: همانا رسول‌الله (ص) هذیان می‌گوید.([3])

 این لفظ تکان دهنده، که بعد از این وصیت و با تمسک به آن، امت ایشان از هر گمراهی نجات خواهد یافت، وجوب نوشتن این وصیت را بیشتر می‌کند. آیا ممکن است که رسول خدا (ص)، امت خویش را در گمراهی رها کند و این وصیت را ننویسد؟

همان‌طور که می‌دانیم، سخنان پیامبر (ص) به وحی از جانب خداوند است و شاهد آن در قرآن است:

وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى* إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى([4])(و هرگز از روی هوی و هوس سخن نمی‌گوید* بلکه آن فقط وحی است که نازل می‌شود).

و وقتی می‌فرمایند که این وصیت، شما را از هرگونه گمراهی حفظ می‌کند، یعنی این کلام را از جانب خداوند متعال فرموده اند. پس قطعا نوشتن این وصیت واجب است و بدون نوشتن آن، رسالت رسول‌الله (ص) به طور کامل به پایان نرسیده است و لیکن می‌بینیم، افرادی از اصحاب و یاران رسول‌الله (ص)، این آیه و آیات فراوان دیگری را، که به اطاعت مطلق از رسول خدا (ص) از جانب خداوند سبحان نازل شده است را فراموش کرده و حق پیامبر خدا (ص) را نشناختند و ایشان را به هذیان گویی متهم کردند. و حاشاه.

در حدیث بعدی بهتر روشن می‌شود که از همان زمان در بین امت رسول‌الله (ص) اختلاف ایجاد شد.

عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: لَمَّا اشْتَدَّ بِالنَّبِيِّ (ص) وَجَعُهُ قَالَ: ائْتُونِي بِكِتَابٍ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَا تَضِلُّوا بَعْدَهُ، قَالَ عُمَرُ: إِنَّ النَّبِيَّ (ص) غَلَبَهُ الْوَجَعُ وَعِنْدَنَا كِتَابُ اللَّهِ حَسْبُنَا، فَاخْتَلَفُوا وَكَثُرَ اللَّغَطُ، قَالَ: قُومُوا عَنِّي وَلَا يَنْبَغِي عِنْدِي التَّنَازُعُ.

از ابن عباس که گفت: زمانی که درد بر پیامبر (ص) شدید شد، فرمود: لوحی برایم بیاورید که برایتان کتابی بنویسم، که بعد از آن گمراه نشوید. عمر گفت: همانا درد بر پیامبر (ص) غلبه کرده است و نزد ما کتاب خدا است و برای ما کافی است. پس اختلاف بوجود آمد و سر و صدا زیاد شد. رسول‌الله (ص) فرمود: از نزد من برخیزید و نباید نزد من اختلاف و منازعه باشد.([5])

پس اختلاف در بین امت، قبل از رحلت پیامبر خدا (ص) آغاز شد. و آن، در قبول وصیتی است که رسول‌الله (ص)، طبیعتاً به امر خداوند، یارانشان را جمع کرده و خواستند آنها را بر آن وصیت شاهد بگیرند. وصیتی که بعد از آن و با تمسک به آن، هرگز کسی بعد از ایشان گمراه نمی‌شود و در صراط مستقیم باقی می‌ماند. اما اختلاف بوجود آمد و گروهی خواستار این وصیت شدند و گروهی دیگر به این امر مهم توجه نکرده و مانع نوشتن وصیت، در مقابل دیدگان همه شدند و با پیامبر خدا (ص) مخالفت ورزیدند.

عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: لَمَّا حُضِرَ النَّبِيُّ (ص) وَفِي الْبَيْتِ رِجَالٌ فِيهِمْ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ، قَالَ: هَلُمَّ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ،‏ قَالَ عُمَرُ: إِنَّ النَّبِيَّ (ص) غَلَبَهُ الْوَجَعُ وَعِنْدَكُمُ الْقُرْآنُ، فَحَسْبُنَا كِتَابُ اللَّهِ‏، وَاخْتَلَفَ أَهْلُ الْبَيْتِ وَاخْتَصَمُوا، فَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ: قَرِّبُوا يَكْتُبْ لَكُمْ رسول‌الله (ص) كِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ‏، وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ مَا قَالَ عُمَرُ، فَلَمَّا أَكْثَرُوا اللَّغَطَ وَالاِخْتِلاَفَ عِنْدَ النَّبِيِّ (ص) قَالَ:‏ قُومُوا عَنِّي.

از ابن عباس که گفت: زمانی که وقت وفات پیامبر خدا (ص) فرا رسید، در حالی که در آن خانه مردانی بودند که عمر بن خطاب در بین آنها بود، رسول خدا (ص) فرمود: بدرستی که برای شما کتابی می‌نویسم، که بعد از آن، هرگز گمراه نشوید. پس عمر گفت: درد بر پیامبر (ص) غلبه کرده است و قرآن نزد شما است. پس کتاب خدا برای ما کافی است. پس اهل خانه به اختلاف افتادند و مخاصمه کردند. گروهی از آنها می‌گفتند: بیایید تا رسول‌الله (ص) برایتان کتابی بنویسد، که بعد از آن هرگز گمراه نشوید. و گروهی نیز آنچه عمر گفت را می‌گفتند. پس زمانی که سر و صدا و اختلاف نزد پیامبر (ص) زیاد شد، رسول خدا (ص) فرمود: از نزد من برخیزید.([6])

اما نوشتن این وصیت بسیار مهم است. و اعراض از آن، قطعا برای رسول خدا (ص) ممکن نیست. از طرفی از همان زمان تفرقه آغاز شد و مسلمانان به دو گروه تقسیم شدند. گروه اول که آن عمر و همراهان و طرفدارانش می‌باشند که نیازی به وصیت رسول‌الله (ص)، آن هم با آن اهمیت، احساس نکردند و تسلیم پیامبر (ص) نشدند و بلکه او را به هذیان گویی متهم کردند و حاشاه. و گروه دوم، کسانی هستند که تسلیم امر خدا و رسولش (ص) بوده و خواستار وصیت بودند؛ زیرا به صدق کلام رسول‌الله (ص) که چیزی بجز وحی از طرف خداوند نبود، ایمان داشتند و آن وصیت را برای گمراه نشدن خویش، مهم و ضروری دانستند.

حال که دانستیم پیامبر خدا (ص) بایستی هر طور که شده، این وصیت را بنویسند، و امت ایشان به دو گروه تقسیم شدند، قطعاً این وصیت را برای گروه دوم خواهند نوشت. و دقیقاً این اتفاق نیز افتاد. ابتدا به این دو روایت توجه کنید:

عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ أَنَّهُ قَالَ: يَوْمُ الْخَمِيسِ وَمَا يَوْمُ الْخَمِيسِ، ثُمَّ بَكَى حَتَّى خَضَبَ دَمْعُهُ الْحَصْبَاءَ، فَقَالَ: اشْتَدَّ بِرسول‌الله (ص) وَجَعُهُ يَوْمَ الْخَمِيسِ، فَقَالَ: ائْتُونِي بِكِتَابٍ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَدًا، فَتَنَازَعُوا وَلَا يَنْبَغِي عِنْدَ نَبِيٍّ تَنَازُعٌ، فَقَالُوا: هَجَرَ رسول‌الله (ص)، قَالَ: دَعُونِي، فَالَّذِي أَنَا فِيهِ خَيْرٌ مِمَّا تَدْعُونِي إِلَيْهِ، وَأَوْصَى عِنْدَ مَوْتِهِ بِثَلَاثٍ، أَخْرِجُوا الْمُشْرِكِينَ مِنْ جَزِيرَةِ الْعَرَبِ، وَأَجِيزُوا الْوَفْدَ بِنَحْوِ مَا كُنْتُ أُجِيزُهُمْ، وَنَسِيتُ الثَّالِثَةَ.

از سعید بن جبیر که ابن عباس گفت: پنج‌شنبه و چه روز پنج‌شنبه‌ای. سپس گریست، تا این که اشک‌هایش، شن‌ها را خيس كرد. پس گفت: درد بر رسول‌الله (ص) در روز پنج‌شنبه شدت یافت. پس رسول خدا (ص) فرمود: لوحی برايم بياوريد تا برايتان كتابى بنويسم که بعد از آن، هرگز تا ابد گمراه نشويد. پس به اختلاف و منازعه پرداختند و نباید نزد پیامبر خدا اختلاف و منازعه باشد. پس گفتند: رسول‌الله (ص) هذيان مى گويد. پیامبر خدا (ص) فرمود: مرا تنها بگذارید و از نزد من برخیزید که آنچه من بر آن هستم، بهتر است از آنچه که شما مرا به آن می‌خوانید. و در هنگام مرگ به سه چیز وصیت كرد. مشرکان را از جزیرة العرب بیرون کنید. و از اهل کتاب، همان‌طور که من جزیه می‌گرفتم، جزیه بگیرید. و سومی ‌را فراموش کرده‌ام.([7])

عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ قَالَ: قَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ: يَوْمُ الْخَمِيسِ وَمَا يَوْمُ الْخَمِيسِ، ثُمَّ بَكَى حَتَّى بَلَّ دَمْعُهُ الْحَصَى، فَقُلْتُ: يَا ابْنَ عَبَّاسٍ وَمَا يَوْمُ الْخَمِيسِ؟ قَالَ: اشْتَدَّ بِرسول‌الله (ص) وَجَعُهُ، فَقَالَ:‏ ائْتُونِي أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لاَ تَضِلُّوا بَعْدِي، فَتَنَازَعُوا وَمَا يَنْبَغِي عِنْدَ نَبِيٍّ تَنَازُعٌ‏، وَقَالُوا: مَا شَأْنُهُ أَهَجَرَ اسْتَفْهِمُوهُ؟ قَالَ:‏ دَعُونِي، فَالَّذِي أَنَا فِيهِ خَيْرٌ، أُوصِيكُمْ بِثَلاَثٍ، أَخْرِجُوا الْمُشْرِكِينَ مِنْ جَزِيرَةِ الْعَرَبِ، وَأَجِيزُوا الْوَفْدَ بِنَحْوِ مَا كُنْتُ أُجِيزُهُمْ،‏ قَالَ: وَسَكَتَ عَنِ الثَّالِثَةِ أَوْ قَالَهَا فَأُنْسِيتُهَا.

از سعید بن جبیر که ابن عباس گفت: پنج‌شنبه و چه روز پنج‌شنبه‌ای. سپس گریست تا این که اشک‌هایش، شن‌ها را خيس كرد. گفتم: ای ابن عباس چه شد در روز پنج‌شنبه؟ گفت: درد بر رسول‌الله (ص) شدت یافت. پس رسول خدا (ص) فرمود: لوحی برايم بياوريد تا برايتان كتابى بنويسم، که بعد از من گمراه نشويد. پس به اختلاف و منازعه پرداختند. و نباید نزد پیامبر خدا اختلاف و منازعه باشد. پس گفتند: رسول‌الله (ص) چه می‌گوید؟ آیا هذيان مى‌گويد؟ آیا او را می‌فهمید؟ پیامبر خدا (ص) فرمود: مرا تنها بگذارید و از نزد من برخیزید که آنچه من بر آن هستم، بهتر است. شما را به سه چیز وصیت می‌کنم. مشرکان را از جزیرة العرب بیرون کنید. و از اهل کتاب، همانطور که من جزیه می‌گرفتم، جزیه بگیرید. و سومی ‌را نگفت و یا گفت و من فراموش کرده‌ام.([8])

در این دو روایت نیز می‌بینیم که راوی، سومی‌ را فراموش کرده، یا این که نمی‌خواهد آن را نقل کند؛ زیرا این همان وصیت به اهل بیت علیهم السلام است.

همان‌طور که می‌دانیم، رسول‌الله (ص) قبلا نیز این لفظ که با عمل و تمسک به چیزی هرگز گمراه نمی‌شوید را فرموده بودند. رسول خدا (ص) فرمودند که اگر تمسک به ثقلین کنید، هرگز گمراه نمی‌شوید. و نیز پیامبر (ص) در مورد وصیت فرمودند که اگر به آن تمسک کنید، هرگز گمراه نمی‌شوید. پس وصیت رسول‌الله (ص) در شب وفات، باید مشخص کردن اهل بیت ایشان علیهم السلام باشد. در حدیث ثقلین یا خلیفتین، تمسک به قرآن و اهل بیت علیهم السلام، انسان را از هر گمراهی حفظ می‌کند. و پیامبر خدا (ص) در آن زمان هر آنچه از قرآن بر ایشان نازل شده بود را ابلاغ کرده بودند. پس اصحاب خود را جمع کردند تا، اهل بیت علیهم السلام را یک به یک برای مردم و امتشان معرفی کنند؛ زیرا باید به آنها تمسک جویند. و باید همراه قرآن و با قرآن باشند. پس قطعاً این وصیت و اهل بیت علیهم السلام را که برای هدایت امت ایشان (ص) ضروری می‌باشند، روشن ساخته‌اند و وصیت رسول‌الله (ص) که فرمودند: بعد از آن، هرگز گمراه نمی‌شویم، باید حتماً معرفی اهل بیت علیهم السلام باشد. زیرا قرآن نزد مردم بود و شاهد آن گفتار عمر و کسانی که با او همراه شدند و این وصیت را نپذیرفتند، می‌باشد؛ که گفتند قرآن برای آنها کافی است. و ثقل دوم و خلیفه‌ی دوم را رد کردند.

به این احادیث توجه کنید که کاملاً واضح و روشن است:

عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: رَأَيْتُ رسول‌الله (ص) فِي حَجَّتِهِ يَوْمَ عَرَفَةَ وَهُوَ عَلَى نَاقَتِهِ الْقَصْوَاءِ يَخْطُبُ فَسَمِعْتُهُ يَقُولُ: يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي قَدْ تَرَكْتُ فِيكُمْ مَا إِنْ أَخَذْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا كِتَابَ اللَّهِ وَعِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي.

جابر بن عبد الله گوید: رسول‌الله (ص) را در حجش در روز عرفه دیدم، در حالی که بر روی شترش قصواء خطبه ایراد می‌فرمود (سخنرانی می‌کرد). پس شنیدم که می‌فرمود: ای مردم، بدرستی که من برای شما چیزی بجای می‌گذارم، که تا زمانی که به آن تمسک کنید، هرگز گمراه نمی‌شوید، کتاب خدا قرآن و عترتم اهل‌بیتم.([9])

حَدَّثَنَا الأَعْمَشُ عَنْ عَطِيَّةَ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ، وَالأَعْمَشُ عَنْ حَبِيبِ بْنِ أَبِي ثَابِتٍ عَنْ زَيْدِ بْنِ أَرْقَمَ، قَالاَ: قَالَ رسول‌الله (ص):‏ إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمْ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِي أَحَدُهُمَا أَعْظَمُ مِنَ الآخَرِ كِتَابُ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الأَرْضِ وَعِتْرَتِي أَهْلُ بَيْتِي وَلَنْ يَتَفَرَّقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَىَّ الْحَوْضَ.

اعمش از عطیة از ابی سعید، و اعمش از حبیب بن ثابت از زید بن ارقم، هر دو گویند: رسول‌الله (ص) فرمود: بدرستی که من برای شما چیزی بجای می‌گذارم که تا زمانی که به آن تمسک کنید، هرگز بعد از من گمراه نمی‌شوید. یکی از آن دو از دیگری عظیم‌تر است. کتاب خدا قرآن که آن ریسمانی است که از آسمان تا به زمین امتداد دارد و عترتم اهل‌بیتم. و آن دو هرگز از یکدیگر جدا نمی‌شوند تا این که در آن حوض به سوی من باز گردند.([10])

قَالَ رسول‌الله (ص): إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمْ خَلِيفَتَيْنِ كِتَابُ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مَا بَيْنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أَوْ مَا بَيْنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ وَعِتْرَتِي أَهْلُ بَيْتِي وَإِنَّهُمَا لَنْ يَتَفَرَّقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ.

رسول‌الله (ص) فرمود: بدرستی که من دو خلیفه و جانشین برای شما بجای می‌گذارم، کتاب خدا قرآن که آن ریسمانی است که از آسمان تا به زمین امتداد دارد و عترتم اهل‌بیتم. و بدرستی که آن دو هرگز از هم جدا نمی‌شوند تا این که در آن حوض به سوی من باز گردند.([11])

قَالَ رسول‌الله (ص): إِنِّي قَدْ تَرَكْتُ فِيكُمُ الْخَلِيفَتَيْنِ (خَلِيفَتَيْنِ) بَعْدِي: كِتَابَ اللَّهِ وَعِتْرَتِي، إِنَّهُمَا لَنْ يَتَفَرَّقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ.

رسول‌الله (ص) فرمود: بدرستی که دو خلیفه در شما بجای می‌گذارم بعد از خودم. کتاب الله قرآن و عترتم. همانا آنها هرگز از هم جدا نشوند تا در آن حوض بر من باز گردند.([12])

قَالَ رسول‌الله (ص): إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمْ خَلِيفَتَيْنِ كِتَابُ اللَّهِ وَأَهْلُ بَيْتِي وَإِنَّهُمَا لَنْ يَتَفَرَّقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ جَمِيعًا‏.

رسول‌الله (ص) فرمود: بدرستی که من دو خلیفه در شما بجای می‌گذارم، کتاب الله قرآن و اهل بیتم را، همانا آنها هرگز از هم جدا نشوند تا در آن حوض بر من باز گردند.([13])

حَدَّثَنِي يَزِيدُ بْنُ حَيَّانَ، قَالَ انْطَلَقْتُ أَنَا وَحُصَيْنُ بْنُ سَبْرَةَ وَعُمَرُ بْنُ مُسْلِمٍ إِلَى زَيْدِ بْنِ أَرْقَمَ فَلَمَّا جَلَسْنَا إِلَيْهِ، قَالَ زَيْدُ: مَا سَمِعْتَ مِنْ رسول‌الله قال:... وَأَنَا تَارِكٌ فِيكُمْ ثَقَلَيْنِ أَوَّلُهُمَا كِتَابُ اللَّهِ فِيهِ الْهُدَى وَالنُّورُ فَخُذُوا بِكِتَابِ اللَّهِ وَاسْتَمْسِكُوا بِهِ وَأَهْلُ بَيْتِي أُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ فِي أَهْلِ بَيْتِي أُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ فِي أَهْلِ بَيْتِي أُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ فِي أَهْلِ بَيْتِي.

یزید بن حیان گوید: من و حصین بن سبرة و عمر بن مسلم نزد زید بن ارقم رفتیم. زمانی که پیش او نشستیم گفت: شنیدم رسول‌الله (ص) فرمود: ... و من دو ثقل را برای شما بجای می‌گذارم، اولین آن دو، کتاب الله قرآن است که در آن هدایت و نور است. پس از کتاب الله بگیرید و به آن تمسک کنید، و اهل‌بیتم، شما را به یاد خدا کردن در مورد اهل‌بیتم، سه بار فرمود: اذکرکم الله فی اهل بیتی.([14])

پس طبق این احادیث، پیامبر خدا (ص) دو چیز سنگین و گرانبها را برای تمسک، و نیز به عنوان خلفای خود، معرفی فرموده‌اند. یکی کتاب الله قرآن است. و دیگری اهل بیت علیهم السلام هستند.

پس رسول خدا (ص) قطعاً وصیت خویش را بجای گذاشتند؛ زیرا اولا وصیت کردن در زمان فرا رسیدن وفات، طبق دو آیه‌ای که در ابتدا ذکر کردیم، اکیداً واجب است. در ثانی طبق احادیثی که از صحیح بخاری و صحیح مسلم ذکر کردیم، با این وصیت و تمسک به آن است که امت، از هر گمراهی در امان می‌ماند. سوم اینکه حتی در دو حدیث، به این که پیامبر (ص) وصیت کردند، اشاره شد. حتی اگر به عمد آن را ذکر نکرده بودند (یعنی عباراتی چون: فراموش کرده‌ام، یا راوی از گفتن آن سکوت کرد). پس حتماً این وصیت نوشته شده است.

همچنین احادیثی نیز هستند که نوشته شدن این وصیت را کاملاً روشن و واضح تایید می‌کنند. به این احادیث توجه کنید:

قَالَ رسول‌الله (ص): يَا عَلِيُّ ادْعُ بِصَحِيفَةٍ وَدَوَاةٍ، فَأَمْلَى رسول‌الله (ص)، وَكَتَبَ عَلِيٌّ، وَشَهِدَ جِبْرِيلُ، ثُمَّ طُوِيَتِ الصَّحِيفَةُ.

رسول‌الله (ص) فرمود: یا علی صحیفه و دواتی بیاور. پس رسول‌الله (ص) املاء کرد و علی آن را نوشت. و جبرئیل شاهد بود. سپس آن صحیفه را پیچید.([15])

عن إبراهيم بن شيبة الانصاري قال: جلست عند الاصبغ بن نباتة قال: ألا اقرئك ما أملاه علي بن أبي طالب؟ فأخرج صحيفة فيها مكتوب: بسم الله الرحمن الرحيم. هذا ما أوصى به محمد صلى الله عليه وآله وسلم أهل بيته وأمته، وأوصى أهل بيته بتقوى الله، ولزوم طاعته، وأوصى أمته بلزوم أهل بيته، وأهل بيته. يأخذون بحجزة نبيهم صلى الله عليه وآله وسلم، وإن شيعتهم يأخذون بحجزهم يوم القيامة، وإنهم لن يدخلوكم باب ضلالة، ولن يخرجوكم من باب هدى.

ابراهیم بن شیبة انصاری گوید: نزد اصبغ بن نباته نشسته بودیم. او گفت: آیا برایت آنچه را که به علی بن ابی طالب املاء شد را بخوانم؟ پس صحیفه‌ای بیرون آورد که در آن مکتوب بود: بسم الله الرحمن الرحیم. این وصیت محمد صلی الله علیه وآله وسلم است برای اهل بیتش و امتش. و وصیت می‌کند با اهل بیتش به تقوای الهی و ملازمت اطاعتش. و وصیت می‌کند به امتش به ملازمت با اهل بیتش. و اهل بیتش از پیامبرشان صلی الله علیه وآله وسلم می‌گیرند، و شیعیان‌شان از آنها می‌گیرند در روز قیامت. و بدرستی که اهل بیتم شما را هرگز وارد گمراهی نمی‌کنند و هرگز از حق خارج نمی‌کنند.([16])

پس این وصیت، که با آن و تمسک به آن، هرگز گمراه نخواهیم شد!!! حتماً و قطعاً و اکیداً، نوشته شده است.

و در اینجا است که، باید تصمیم بگیریم که، یا به وصیت رسول‌الله (ص) عمل کنیم تا هرگز گمراه نشویم. و یا به حرف عُمر عمل کنیم و وصیت را انکار کرده یا سبک بشماریم!!!

 

والحمد لله وحده وحده وحده

وصلی الله علی محمد وآل محمد الائمة والمهدیین وسلم تسلیما کثیرا

والسلام علی

 

[1]- بقره: 180.

[2]- مائده: 160.

[3]- صحيح مسلم - كتاب الوصية - باب تَرْكِ الْوَصِيَّةِ لِمَنْ لَيْسَ لَهُ شَىْءٌ يُوصِي فِيهِ - ح 4321

[4]- النجم:3-4

[5]- صحيح البخاري - كتاب العلم - باب كِتَابَةِ الْعِلْمِ - ح 114.

[6]- صحيح البخاري - كتاب الاعتصام بالكتاب والسنة - باب كَرَاهِيَةِ الْخِلاَفِ - ح 7454. صحيح البخاري - كتاب المرضى - باب قَوْلِ الْمَرِيضِ قُومُوا عَنِّي - ح 5731.صحيح مسلم - كتاب الوصية - باب تَرْكِ الْوَصِيَّةِ لِمَنْ لَيْسَ لَهُ شَىْءٌ يُوصِي فِيهِ - ح 4322.

[7]- صحيح البخاري - كتاب الجهاد والسير - باب هَلْ يُسْتَشْفَعُ إِلَى أَهْلِ الذِّمَّةِ وَمُعَامَلَتِهِمْ - ح 3090.

[8]- صحيح مسلم - كتاب الوصية - باب تَرْكِ الْوَصِيَّةِ لِمَنْ لَيْسَ لَهُ شَىْءٌ يُوصِي فِيهِ - ح 4319 و ح 4320

[9]- سنن الترمذي - كتاب المناقب - باب مَنَاقِبِ أَهْلِ بَيْتِ النَّبِيِّ (ص) - ح 3786. صحيح الترمذي الألباني - ح 3786 - قال الألباني: صحيح.

[10]- سنن الترمذي - كتاب المناقب - باب مَنَاقِبِ أَهْلِ بَيْتِ النَّبِيِّ (ص) - ح 3788. صحيح الترمذي الألباني - ح 3788 - قال الألباني: صحيح.

[11]- مسند احمد - ج 5 - مُسْنَدُ الْأَنْصَارِ - حَدِيثُ زَيْدِ بْنِ ثَابِتٍ - ح 20596. مجمع الزوائد - ج 9 - كتاب المناقب - باب في فضل أهل البيت (ع) - ح 14957 - قال الهيثمي: إسناده جيد. الجامع الصغير - ج 3 - ح 2631 - قال السيوطي: صحيح. صحيح الجامع - ح 2457 - قال الألباني: صحيح. الجامع الصغیر وزيادته - ح 4222 - قال الألباني: صحيح.

[12]- فضائل الصحابة لأحمد بن حنبل - فَضَائِلُ الْحَسَنِ (ع) - ح 1239. المعجم الكبير للطبراني - بَابُ الزَّايِ - مَنِ اسْمُهُ زَيْدٌ - ح 4787. السنة لابن أبي عاصم - بَابٌ فِي فَضَائِلِ أَهْلِ الْبَيْتِ - ح 1328. مسند ابن أبي شيبة - مَا رَوَاهُ زَيْدُ بْنُ ثَابِتٍ - ح 135. مجمع الزوائد - ج 9 - كتاب العلم - باب في العمل بالكتاب والسنة - ح 784 - قال الهيثمي: رواه الطبراني في الكبير ورجاله ثقات‏

[13]- مسند احمد - ج 5 - مُسْنَدُ الْأَنْصَارِ - حَدِيثُ زَيْدِ بْنِ ثَابِتٍ - ح 20667.السنة لابن أبي عاصم - بَابٌ فِي فَضَائِلِ أَهْلِ الْبَيْتِ - ح 1329. مصنف ابن أبي شيبة - كِتَابُ الزَّكَاةِ - أَبْوَابُ إِخْرَاجِ الزَّكَاةِ - ح 30998.

[14]- صحيح مسلم - كتاب فضائل الصحابة - باب مِنْ فَضَائِلِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (ع) - ح 6378. الجامع الصغير السيوطي - ح 1608. صحيح الجامع الألباني - ح 1351. منهاج السنة ابن تيمية - ج 7 ص 318.

[15]- کشف الخفاء العجلوني ج 2 ص 383.

[16]- نظم درر السمطين الزرندي ص 240ينابيع المودة ج 2 ص 365

 

ادامه مطلب...

یمانی، مهدی اول است

بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمد لله رب العالمین

و صلی الله علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما

 

چرا یمانی همان مهدی اول است؟

یمانی حجتی از حجت های خدا بر روی زمین و معصوم است که به ایشان وصیت شده است.

عن الامام الباقر عليه السلام قال: (وليس في الرايات راية أهدى من راية اليماني، هي راية هدى، لأنه يدعو إلى صاحبكم، فإذا خرج اليماني حرم بيع السلاح على الناس وكل مسلم، وإذا خرج اليماني فانهض إليه فإن رايته راية هدى، ولا يحل لمسلم أن يلتوي عليه، فمن فعل ذلك فهو من أهل النار، لأنه يدعو إلى الحق وإلى طريق مستقيم).
از امام باقر (ع) فرمود: (و در میان پرچم ها پرچمی هدایت کننده تر از پرچم یمانی نیست، آن پرچم هدایت است زیرا شما را به سوی صاحبتان دعوت می کند و اگر یمانی خروج کرد فروختن اسلحه بر مردم و بر مسلمانان حرام می شود و اگر یمانی خروج کرد به پا خیز به سوی او زیرا پرچمش پرچم هدایت است و بر هیچ مسلمانی جایز نیست که از او سرپیچی کند و در مقابل او بایستد و هر کس این کار را انجام دهد از اهل جهنم خواهد بود، زیرا او دعوت به حق و هدایت به راه راست می کند).غیبت شیخ محمد بن ابراهيم نعمانی: ص ۲۶۴.

 

و همچنین در روایات متواتر و متن های قطعی الدلاله ثابت شده است که حجت های بعد از رسول الله محمد (ص) آنها:

ائمه ی دوازده گانه (ع) و بعد از آنها مهدیین دوازده گانه هستند. (به وصیت مقدس رسول الله (ص) در شب وفاتشان رجوع شود).

مختصری از وصیت:

 عن أمير المؤمنين قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله في اللّيلة الّتي كانت فيها وفاته لعليّ عليه السّلام: (يا أبا الحسن أحضر صحيفة ودواة فأملى رسول اللّه صلّى اللّه عليه وآله وصيّته حتّى انتهى إلى هذا الموضع فقال: يا عليّ إنّه سيكون بعدي إثنا عشر إماماً، ومن بعدهم إثنا عشر مهديّا… فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه محمّد المستحفظ من آل محمّد عليهم السّلام، فذلك إثنا عشر إماماً، ثمّ يكون من بعده إثنا عشر مهديّاً؛ فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه أوّل المقرّبين له ثلاثة أسامي اسم كاسمي واسم أبي، و هو عبد اللّه وأحمد والاسم الثّالث المهديّ وهو أوّل المؤمنين).

از امير مؤمنان عليه السّلام از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه آن حضرت در همان شبى كه رحلتش واقع شد به على عليه السّلام فرمود: (اى ابا الحسن كاغذ و دواتى بياور و حضرت رسول اكرم (ص) وصيت خود را املاء فرمود و على مى نوشت تا بدين جا رسيد كه فرمود: يا على! بعد از من دوازده امام مى باشند و بعد از آنها دوازده مهدى… و چون وفات او برسد آن (خلافت) را به فرزندش محمد كه مستحفظ از آل محمّد (ص) است، تسليم مى كند، و ايشان دوازده امامند. بعد از آن دوازده مهدى مى باشند. پس وقتى كه وفات او رسید آن (خلافت) را به فرزندش كه نخستین مهديین است مى سپارد، و براى او سه نام است؛ یک نامش مانند نام من، و نام ديگرش نام پدر من است و آنها عبد الله و احمد هستند، و نام سوّمين مهدى است و او اوّلين مؤمنان است).غیبت شیخ طوسی – متن عربی فارسی ص ۳۰۰.

 و حجتی معصوم برای خدا بر روی زمین غیر از آنها وجود ندارد و با آنها تمام نعمت و کمال دین و ختم رسالت های آسمان است.

و از ائمه، یازده امام گذشتند، و امام مهدی (ع) و دوازده مهدی باقی ماندند.

و یمانی به امام مهدی (ع) دعوت می کند [زیرا شما را به سوی صاحبتان دعوت می کند]، بنابراین یمانی باید همان اول مهدیین باشد زیرا یازده مهدی دیگر بعد از ایشان از فرزندانش می باشند: (ذُرِّيَّةً بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ)، (فرزندانى كه بعضى از آنان از [نسل] بعضى ديگرند و خداوند شنواى داناست).آل عمران:۳۴.

و یازده مهدی بعد از ظهور امام مهدی (ع) در مدتی نسبتاً طولانی خواهند آمد، بلکه آنها در دولت عدل الهی حکومت خواهند کرد، و آنچه ثابت است، اول مهدیین در زمان ظهور امام مهدی (ع) موجود است و ایشان اولین مؤمنان به امام مهدی (ع) در ابتدای ظهورشان می باشد، همانطور که در وصیت مقدس رسول الله (ص) بیان شده است.

و از اینجاست که شخص یمانی به مهدی اول از دوازده مهدی منحصر می شود.

 عن أمير المؤمنين (ع): (… و يخرج قبله – أي الإمام المهدي – رجل من أهل بيته، بأهل المشرق، و يحمل السيف على عاتقه ثمانية أشهر).
از حضرت على عليه السلام فرمود: (مردى از اهل بيت آن حضرت به اهل شرق خروج كرده و مدت هشت ماه شمشير را بر دوش خود حمل مى كند).الملاحم ابن طاووس ص ۶۶ باب ۱۳۳ . الفتن ابن حماد ص ۹۶ . عقد الدرر ص ۱۲۹ . جمع الجوامع ج ۲ ص ۱۰۳ . برهان المتقي ص ۱۰۳ . كنز العمال ج ۱۴ ص ۵۸۹.

 عن أبي جعفر (ع) قال: (إذا اختلف كلمتهم و طلع القرن ذو الشفا لم يلبثوا إلا يسيراً حتى يظهر الأبقع بمصر يقتلون الناس حتى يبلغوا أرم ثم يثور المشوه عليه فتكون بينهما ملحمة عظيمة ثم يظهر السفياني الملعون فيظهر بهما جميعاً ويرفع قبل ذلك اثنتي عشرة راية بالكوفة معروفة ويقبل بالكوفة رجل من ولد الحسين يدعوا إلى أبيه ثم يبث السفياني جيوشه).
از محمد باقر (ع) فرمود: (…..در کوفه مردی می آید از فرزندان حسین علیه السلام که به پدرش دعوت می کند، سپس سفیانی لشکرش را ارسال می کند).في بعض ما ورد في السفياني في سنة الظهور / مركز المصطفى / عن كتاب الفتن لابي نعيم / ج۱ ص۲۸.

 عن النبي (ص): (… وسيخرج من هذا – أي علي (ع) – فتى يملأ الأرض قسطاً وعدلاً فإذا رأيتم ذلك فعليكم بالفتى اليمني، فإنه يُقبل من المشرق، وهو صاحب راية المهدي).
از رسول خدا (ص): (… و از این – امام علی (ع) – جوانی خارج می شود که زمین را پر از عدل و داد می کند پس اگر آن جوان یمنی را دیدید به سوی او بروید پس او از مشرق می آید و او صاحب پرچم امام مهدی (ع) می باشد).المهدي المنتظر الموعود/ ب۴: ۱۰۷.

 و در روایات فوق می بینیم، آن مردی که در مشرق خروج می کند از اهل بیت آن حضرت است، یعنی مهدی اول و اولین ایمان آورندگان طبق وصیت مقدس، و این بدان معناست که مهدی اول نیز در زمان ظهور مقدس حاضر است و اول مؤمنان به امام مهدی (ع) در ابتدای ظهور و قبل قیامشان می باشند. در حالیکه در روایت یمانی، خود یمانی زمینه ساز ظهور مقدس است، و از سیصد و سیزده یار امام (ع) که پرچم را بدست امام مهدی (ع) تسلیم می کند.

نکته های مشترک و مشابهی که دیده می شوند:

۱- خروج آنها از مشرق می باشد.

۲- در روایت اول و دوم آن قیامگر مشرق از اهل بیت امام مهدی (ع) معرفی می شود.

۳- در روایت سوم قیامگر مشرق به جوانی یمنی [یمانی] معرفی می شود.

حال این دو عبارت از روایاتی که به آنها اشاره شد، را با همدیگر مطابقت دهیم:

(يدعوا إلى أبيه)، (به پدرش دعوت می کند).

(يدعوا إلى صاحبكم)، (به سوی صاحبتان دعوت می کند).

بنابراین: باید یکی بر دیگری حجت باشد، از این باب که یکی از آنها حامل پرچم اهل بیت (ع) باید باشد. در واقع اینجا وجه تشابه به حد اقصی می رسد و بیان روشن تر می گردد و یقین حاصل می شود که آنها یک شخصیت می باشند.

قال الامام الباقر (ع): (… واياك والشذاذ من آل محمد عليهم السلام، فان لآل محمد و علي رايه ولغيرهم رايات، فالزم الارض ولا تتبع منهم رجلاً ابداً حتى ترى رجلاً من ولد الحسين….).

امام باقر (ع) فرمود: (بر حذر باشید از کسانی که خود را به دروغ به آل محمد نسبت می‌ دهند. که همانا برای آل محمد و علی (ع) پرچمی (یک پرچم) است و برای دیگران پرچم ها. پس در جای خودت ثابت باش و از هیچ‌ کس ابداً تبعیت نکن تا مردی را از فرزندان حسین (ع) ببینی…).تفسير العياشي ج ۱ ص ۶۴ . بحار الأنوار ج ۵۲ ص ۲۲۲ . إلزام الناصب ج ۲ ص ۹۶.

 بنابراین، با توجه به اینکه ائمه و مهدیین حجت های خدا بر جمیع خلق هستند و مهدی اول از آنهاست، لذا ایشان حجت بر یمانی می باشد اگر چه یک شخصیت نباشند.

و در نتیجه مهدی اول رهبر قیام زمینه سازی خواهد بود، بنابراین نقش یمانی ثانوی خواهد شد بلکه کمک دست رهبر، و این غیر صحیح است زیرا که یمانی زمینه ساز اصلی و رهبر حرکت ظهور مقدس می باشد.

بنابراین نتیجه حتمی می شود که مهدی اول همان یمانی است و یمانی همان مهدی اول.

و با این حال یمانی طبق روایات اینگونه خواهد بود:

(نامش احمد است، و از بصره و در گونه ی راستش اثر است، و در ابتدای ظهورش جوان خواهد بود و در سرش شوره است، و از همه ی مردم به قرآن و تورات و انجیل بعد از ائمه اعلمتر می باشد، و نسبی نامعلوم دارد، و به مهدی ملقب است، و ایشان امامی واجب الاطاعت از جانب خدا است، و جایز نیست مسلمانی از ایشان سرپیچی کند و هر کس این کار را انجام دهد از اهل جهنم خواهد بود زیرا به حق و راه مستقیم و امام مهدی (ع) دعوت می کند و… و… و هر آنچه از این ویژگی ها در مورد مهدی اول در روایات محمد و آل محمد (ع) آمده است).

به روایات در کتاب غیبت شیخ نعمانی و غیبت شیخ طوسی و اکمال الدین و بحار الأنوار ج۵۲ و ج۵۳، و دیگر کتب احادیث مراجعه شود.

و الحمد لله رب العالمین

 

ادامه مطلب...

زمینه‌ساز ظهور مقدس کیست؟

بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمد لله رب العالمین

و صلی الله علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما

بسیاری از پژوهشگران متأسفانه بر اساس تأویل های شخصی و باطل، و به دور از روایات اهل بیت (ع)، شخص دیگری که نه اهل بیت (ع) ما را به آن امر فرمودند و نه یکی از پرچم های هدایت است دعوت به عمل آورده و او را زمینه ساز، و مرتبط با امام مهدی (ع) و شخصی که پرچم را بدست امام مهدی (ع) تحویل می دهد، معرفی می نمایند؛ که در این مطلب ان شاء الله زمینه ساز اصلی ظهور مقدس را بر اساس روایات روشن می‌سازیم.

در ابتدا لازم به ذکر دو روایت است تا بر اساس این دو روایت اصلی دیگر روایت ها را مورد بررسی قرار دهیم.

- روایت وصیت مقدس رسول الله (ص) در شب وفات‌شان
- روایت یمانی (ع)

۱- عن أمير المؤمنين قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله في اللّيلة الّتي كانت فيها وفاته لعليّ عليه السّلام: (يا أبا الحسن أحضر صحيفة ودواة فأملى رسول اللّه صلّى اللّه عليه وآله وصيّته حتّى انتهى إلى هذا الموضع فقال: يا عليّ إنّه سيكون بعدي إثنا عشر إماماً، ومن بعدهم إثنا عشر مهديّا… فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه محمّد المستحفظ من آل محمّد عليهم السّلام، فذلك إثنا عشر إماماً، ثمّ يكون من بعده إثنا عشر مهديّاً؛ فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه أوّل المقرّبين له ثلاثة أسامي اسم كاسمي واسم أبي، و هو عبد اللّه وأحمد والاسم الثّالث المهديّ وهو أوّل المؤمنين).

از امير مؤمنان عليه السّلام از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه آن حضرت در همان شبى كه رحلتش واقع شد به على عليه السّلام فرمود: (اى ابا الحسن كاغذ و دواتى بياور و حضرت رسول اكرم (ص) وصيت خود را املاء فرمود و على مى نوشت تا بدين جا رسيد كه فرمود: يا على! بعد از من دوازده امام مى باشند و بعد از آنها دوازده مهدى… و چون وفات او برسد آن (خلافت) را به فرزندش محمد كه مستحفظ از آل محمّد (ص) است، تسليم مى كند، و ايشان دوازده امامند. بعد از آن دوازده مهدى مى باشند. پس وقتى كه وفات او رسید آن (خلافت) را به فرزندش كه نخستین مهديین است مى سپارد، و براى او سه نام است؛ یک نامش مانند نام من، و نام ديگرش نام پدر من است و آنها عبد الله و احمد هستند، و نام سوّمين مهدى است و او اوّلين مؤمنان است).غیبت شیخ طوسی – متن عربی فارسی ص ۳۰۰.

۲- عن الامام الباقر عليه السلام قال: (وليس في الرايات راية أهدى من راية اليماني، هي راية هدى، لأنه يدعو إلى صاحبكم، فإذا خرج اليماني حرم بيع السلاح على الناس وكل مسلم، وإذا خرج اليماني فانهض إليه فإن رايته راية هدى، ولا يحل لمسلم أن يلتوي عليه، فمن فعل ذلك فهو من أهل النار، لأنه يدعو إلى الحق وإلى طريق مستقيم).
از امام باقر (ع) فرمود: (و در میان پرچم ها پرچمی هدایت کننده تر از پرچم یمانی نیست، آن پرچم هدایت است زیرا شما را به سوی صاحبتان دعوت می کند و اگر یمانی خروج کرد فروختن اسلحه بر مردم و بر مسلمانان حرام می شود و اگر یمانی خروج کرد به پا خیز به سوی او زیرا پرچمش پرچم هدایت است و بر هیچ مسلمانی جایز نیست که از او سرپیچی کند و در مقابل او بایستد و هر کس این کار را انجام دهد از اهل جهنم خواهد بود، زیرا او دعوت به حق و هدایت به راه راست می کند).غیبت شیخ محمد بن ابراهيم نعمانی: ص ۲۶۴.

و مهدی اول همان یمانی است، و یمانی همان مهدی اول، و این را پیش از این بر اساس روایات اهل بیت (ع) ثابت نمودیم. [لطفاً مطلب زیر را در ابتدا مطالعه، سپس ادامه ی این مطلب را مطالعه فرمایید].

یمانی، همان مهدی اول ذکر شده در وصیت مقدس رسول الله (ص) می باشد

اکنون با توجه به مطالب فوق که ثابت شد مهدی اول همان یمانی است، و یمانی همان مهدی اول. نکته ی دوم که باید دانست این است که زمینه سازان و تمامی وقایع و جنگها رخ خواهند داد، سپس آخرین علاماتی که حاصل می شوند فرو رفتگی سرزمین بیداء و کشتن نفس زکیه است، سپس بعد از آن امام مهدی (ع) [طبق روایات متواتر] ظهور کرده خلافت را از فرزندش مهدی اول احمد یا یمانی تحویل می گیرد بدون اینکه توسط ایشان (ع) قطره ای خون ریخته شود، همانگونه که در روایات تعبیر شده است. بنابراین روایات زمینه ساز اصلی را به خوبی به تصویر کشیده اند و جای هیچ شک و شبهه ای باقی نگذاشته اند و حق مانند نور در سینه ی خورشید نمایان و واضح است.

عن الصادق (ع): قبل قيام القائم (عج) خمس علامات محتومات: (اليماني والسفياني والصيحة وقتل النفس الزكية والخسف بالبيداء).
از امام صادق (ع) فرمود: (قبل از قیام قائم پنج علامت حتمی خواهند بود: یمانی و سفیانی و صیحه و کشتن نفس زکیه و فرو رفتگی در سرزمین بیداء).إلزام الناصب في إثبات الحجة الغائب ج ۲ ص ۱۱۹.

و همانطور که در روایت متوجه شدید این علامات حتمی قبل از قیام قائم (امام مهدی ع) می باشند و نه بعد یا همزمان، و به روایت بالا دقت لازم داشته باشید زیرا اصل روایات زیر بر اساس روایت فوق خواهند بود.

صد البته باید دانست که امام (ع) طبق امیال ما میسر نمی باشد، بلکه از طریق آن کس که با ایشان در ارتباط است صورت می گیرد، لذا تأمل در روایات و صبر و شکیبایی خوانندگان از نکات بسیار مهم رسید به حق و شناخت حقیقت است که حق طلبان را به آن دعوت می کنیم.

الحسين بن محمد، عن المعلى، عن محمد بن جمهور، عن ابن محبوب عن أبي حمزة قال: سألت أبا جعفر (عليه السلام) عن قوله ” وأنى لهم التناوش من مكان بعيد” قال: إنهم طلبوا المهدي (عليه السلام) من حيث لا ينال، وقد كان لهم مبذولا من حيث ينال.بيان: قوله ” من حيث لا ينال ” أي بعد سقوط التكليف وظهور آثار القيامة، أو بعد الموت أو عند الخسف).
از ابى حمزه گوید: از محمد باقر (ع) در مورد “و چگونه از جايى دور دست ‏يافتن براى آنان ميسر است” پرسیدم. فرمود: آنها امام مهدی (ع) را از جایی که رسیدن به ایشان میسر نبود طلب کردند، در حالی که از جایی که قابل دست یافتن است میسر بود. و بیان فرموده اش: “از جایی که دست یافتن به او میسر نمی باشد” یعنی بعد از سقوط تکلیف و ظهور آثار قیامت است، یا بعد از مرگ یا در هنگام فرو رفتگی زمین).مجمع البيان ج ۸ ص ۳۹۷ و ۳۹۸.

و بدانیم که دست یافتن به امام مهدی (ع) تنها با شناختن مهدی اول احمد یا همان یمانی (ع) میسر است بنابراین از جایی که رسیدن به ایشان ناممکن نیست ایشان را طلب نکنیم، و نیز بدانیم که بعد از سقوط تکلیف و ظهور آثار قیامت [یعنی ظهور امام مهدی (ع)] دست یافتن به ایشان میسر نخواهد بود، بنابراین دعوت کننده ی به خدا و امام مهدی (ع)، که همان یمانی موعود احمد است را لبیک گویید قبل از اینکه فرصت را از دست دهید، همانا که فرصت ها مانند ابر گذرا هستند.

با توجه به اینکه، این مورد بسیار مهم می باشد و سعی در تبیان مبدأ زمینه ساز می کند، بنابراین در ابتدا لازم است مبدأ زمینه ساز را دانسته سپس موارد دیگر که از اهمیت برخوردارند را بررسی نماییم.

از یمانی موعود (ع) در روایات احیاناً مهدی نام برده شده است
از یمانی موعود (ع) در روایات احیاناً قائم نام برده شده است
از یمانی موعود (ع) در روایات احیاناً صاحب الأمر نام برده شده است

 مبدأ زمینه ساز :
عن الإمام الباقر (ع) انه قال: (تنـزل الرايات السود التي تقبل من خراسان الكوفة فإذا ظهر المهدي بمكة بعث بالبيعة إلى المهدي).
از امام باقر (ع) فرمود: (پرچمهاى سياهى که از خراسان خارج مى شوند به کوفه وارد خواهند شد، چون مهدى (ع) در مکه ظاهر شد، جهت گرفتن بیعت به مهدی می فرستد).عقد الدرر ص ۱۲۹.

روایت فوق تصریح می کند که پرچم های سیاه از طرف خراسان [با رهبری مهدی اول یمانی (ع)] به طرف کوفه رهسپار می شوند، پس اگر مهدی در مکه ظاهر شود جهت گرفتن بیعت به مهدی می فرستد، و این روایت بسیار عجیب است اگر دقت فرمایید که مهدی برای مهدی جهت بیعت گرفتن می فرستد، بنابراین چند مهدی داریم؟ و با این حال روایت آشکار می سازد که صاحب پرچمهای سیاه همان مهدی اول وارد کوفه که می شود، حضرت امام مهدی محمد بن الحسن (ع) به جهت بیعت می فرستند تا امور کامل را از مهدی اول بدست گیرد.
و همانطور که قبلاً گفته شد زمینه ساز ظهور و صاحب پرچمهای سیاه و انقلابگر و متصدی بیعت احمد مهدی اول است.

عن عبد الرحمان الأقرع القيرواني المغربي سأل الامام الكاظم (ع): (إنا قد روينا أن المهدي منكم، فمتى يكون قيامه، و أين يقوم فقال (ع): (إن مثل من سألت عنه مثل عمود سقط من السماء رأسه من المغرب و أصله في المشرق، فمن أين ترى العمود يقوم إذا أقيم؟ قلت: من قبل رأسه. قال: فحسبك من المغرب يقوم و أصله من المشرق و هناك يستوي قيامه و يتم أمره؛ و كذلك كان المهدي عليه السلام و نشأته بالمشرق ثم هاجر إلى المغرب، فقام من جهته. و بالمشرق يتم أمره، و يقوم من ذريته من يتم الله به ذلك فيما هناك، و يورثه الأرض كما قال عز و جل في كتابه المبين: [وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ] وكله ينسب إلى المهدي عليه السلام لأنه مفتاحه وبدعوته امتد أمره، وكل قائم من ولده من بعده مهدي قد هداهم الله عز وجل ذكره، و هدى بهم عباده إليه سبحانه، فهم الأئمة المهديون و العباد الصالحون الذين ذكرهم الله في كتابه أنه يورثهم الأرض و هو لا يخلف الميعاد).
از عبد الرحمان اقرع قيرواني مغربی گوید: از امام كاظم (ع) سوال كردم: (ما روايت كرديم كه مهدى از شماست، پس چه وقت قيام می كند؟ و كجا؟ فرمود: آنچه سؤال كردی همانند عمودی است كه از آسمان بيافتد سرش از مغرب است و اصلش در مشرق باشد، پس از كجا اين عمود می ايستد؟ گفتم: از سرش. فرمود: از مغرب بلند می شود و اصلش از مشرق و آنجا استوار می شود و امرش به اتمام می رسد. همچنین مهدی (ع) اینگونه بود سر منشأ ایشان مشرق بود سپس به مغرب مهاجرت نمود، پس از آن جهتش برپا می شود و در مشرق امرش صورت می پذیرد، و کسی از نوادگانش به این امر قیام می کند و در آنجا خداوند بوسیله ی او این امر را اتمام می کند، و او را وارث زمین می گرداند همانطور که خدای عز و جل در کتاب آشکارش فرمود: [بدرستی که ما در زبور بعد از ذكر (صحف قبل از زبور) مقرر داشتیم كه بندگان صالح من وارث زمين خواهند شد]. و تمام آن به مهدی نسبت داده می شود. زیرا او گشایشگر آن است و با دعوت او امرش امتداد می یابد. و هر قائمی از فرزندانش که بعد از او می باشد، مهدی است. همانا خداوند عز و جل آنها را هدایت کرده است. و توسط آنها بندگانش به سوی خداوند سبحان هدایت می شوند. پس آنها امامان مهدیین هستند و آن بندگان صالحی که خداوند آنها را در کتابش ذکر فرموده است که آنها را وارث زمین مى گرداند و خداوند خلف وعده نمی کند).شرح الأخبار للقاضي النعمان المغربي ج۳ ص۳۶۴.

تصور نمی شود حق طلب از این روایت به این روشنی چشم پوشی کند. این روایت چنان واضح است که نیاز به تأویل و تفسیر ندارد، و امر زمینه ساز و مهدیین (ع) را به روشنی بیان می دارد.

“پس از آن جهتش برپا می شود و در مشرق امرش صورت می پذیرد”، از جهتش برپا می شود یعنی از طرف مغرب اوامر از امام (ع) صادر می شود و به این دلیل است امام کاظم (ع) فرمود: “و تمام آن به مهدی نسبت داده می شود” یعنی هر آنچه فرزندشان که مبدأ ظهورشان از مشرق است انجام می دهد به امر و راهنمائی امام مهدی (ع) است و لهذا تمامی اینها به ایشان منتسب می شوند.

و عن أبي قبيل عن عبداللّه بن عمر قال: (يخرج رجل من ولد الحسين من قبل المشرق لو استقبلته الجبال لهدمها و اتخذ فيها طرقاً).
از ابی قبیل از عبد الله بن عمر گوید: (مردی از فرزندان حسین (ع) از جهت مشرق خروج می کند اگر کوه ها در جلوی او باشند آنها را ویران و در آنها راه ها پیش گیرد).قال الكنجي الشافعي في البيان ص ۵۱۳: رواه الطبراني و أبو نعيم. (الإمام المهدي المنتظر، ج۱ ص۴۳).

عن الإمام الباقر (ع): (كأني بقوم قد خرجوا بالمشرق يطلبون الحق فلا يعطونه، ثم يطلبونه فلا يعطونه، فإذا رأوا ذلك وضعوا سيوفهم على عواتقهم فيعطون ما سألوه فلا يقبلونه حتى يقوموا، ولا يدفعونها إلا الى صاحبكم، قتلاهم شهداء، أما إني لو أدركت صاحب ذلك لاستبقيت نفسي لصاحب هذا الأمر).
ابو خالد كابلى، از امام محمد باقر (ع) روايت كرده است كه فرمود: (گويى مردمى را كه از مشرق قيام كرده‌ اند مى ‌بينيم، آنان حق را طلب مى ‌كنند و به آنها داده نمى ‌شود، باز آن را طلب مى ‌كنند و به آنان داده نمى ‌شود. هنگامى كه وضع را چنين مى ‌بينند، شمشيرهايشان را بر گردن (دشمنان)‌ شان مى گذارند، پس آنچه مى ‌خواهند به آنان داده مى ‌شود، ولى مقصود خود را هنوز بر آورده نمى ‌بينند و به قيام خود ادامه داده و شمشيرها و سلاح خود را زمين نمى ‌گذارند، تا آنجا كه همه آنها را در اختيار صاحب شما [يعنی مهدي موعود (ع)] و در ياری او قرار دهند. كشته شدگانشان شهيدند. آگاه باشيد اگر من آن زمان را درك كنم، خود را براي صاحب اين امر نگاه می دارم).غيبة النعماني: ۲۸۱.

در كتاب يوم الخلاص از امام صادق (ع): (إذا رأيتم الرايات السود تخرج من خراسان فأتوها و لو حبواً على الثلج فإن حملتها يطلبون الحق فلا يعطونه فيقاتلون و ينتصرون فيعطون ما سألوا فلا يقبلون كأني بهم قد وضعوا سيوفهم على عواتقهم حتى يدفعوا راياتهم إلى القائم المهدي إلا أنهم أنصار المهدي يوطئون له سلطانه قلوبهم كزبر الحديد فإذا رأيتم الرايات السود تجيء من قبل المشرق فأكرموا الفرس فإن دولتنا فيهم).
امام صادق (ع) فرمود: (اگر دیدید که پرچم های سیاه از خراسان خروج کردند خودتان را به آنها برسانید حتی اگر سینه خیز بر روی یخها باشد. زیرا حاملان آن حق را طلب می کنند ولی به آنها داده نمی شود. پس می جنگند و پیروز می شوند . پس به آنها آنچه را که طلب کرده بودند داده می شود اما قبول نمی کنند . گویی آنها را می بینم که شمشیرهایشان را بر دوش خود قرار داده اند تا آن که پرچمهایشان را به قائم مهدی برسانند. بدانید که آنها انصار مهدی هستند که حکومت او را برایش مهیاء می کنند. قلب های آنان مانند پاره های آهن است. پس اگر دیدید که پرچم های سیاه از طرف مشرق می آیند پارسیان را گرامی بدارید زیرا که دولت ما در آنها است).از كنز العمال ج ۷ ص ۲۶۱ و غير آن.

آیا امری به یاری این زمینه ساز شده است؟

أمير المؤمنين (ع): (يا عامر إذا سمعت الرايات السود مقبلة، فاكسر ذلك القفل و ذلك الصندوق، حتى تقتل تحتها، فإن لم تسطع فتدحرج حتى تقتل تحتها).
امیر مؤمنان علی (ع) فرمود: (هـنـگـامى كه شنيدى پرچمهاى سياه روى آورده و تـو در صـنـدوقـى در بـسـتـه قـرار داشتى، به هر صورت ممكن، آن را بگشا تا تحت آن پـرچـمـهـا قرار گيرى و اگر نتوانستى در صندوق را بگشايى و روى پاى خود بروى، همانگونه خود را بغلطان تا به هدف برسى).معجم أحاديث الإمام المهدي (ع) – الشيخ علي الكوراني العاملي – ج ۳ – ص ۷۹.

چرا امر به یاری این زمینه ساز شده ایم؟

عن خلاد، قال سأل رجل جعفر بن محمد عليهما السلام فقال: (يا أبا عبد الله إذا خرج السفياني فما حالنا؟ قال: إذا كان ذلك فإلينا).
از خلاد گوید: مردى به حضرت صادق (ع) عرض کرد: (وقتی که سفيانى خارج شود حال ما چگونه خواهد بود؟ فرمود: چون او بيرون آيد پس به سوى ما روى آوريد).الأمالي ‏للطوسي ص: ۶۸۰ – الغيبة للطوسي ص: ۶۹ – بحار الأنورا ج ۵۲ ص ۲۴۹.

و همه می دانند که سفیانی یکی از علامات ظهور امام مهدی (ع) است، و آن کس که در زمان خروجش با سفیانی خواهد بود مهدی اول یمانی است، و جنگ بین آنها خواهد بود، و بخاطر این است می بینیم که آل محمد (ع) خبر می دهند که اگر سفیانی خروج کرد به طرف ما بیایید، یعنی به طرف حامل پرچم ما بیایید، صاحب هدایتگرترین پرچم ها.

عَنْ سَدِيرٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع): (يَا سَدِيرُ الْزَمْ بَيْتَكَ وَ كُنْ حِلْساً مِنْ أَحْلَاسِهِ وَ اسْكُنْ مَا سَكَنَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ فَإِذَا بَلَغَكَ أَنَّ السُّفْيَانِيَّ قَدْ خَرَجَ فَارْحَلْ إِلَيْنَا وَ لَوْ عَلَى رِجْلِكَ).
از سدیر گوید: امام جعفر صادق (ع) فرمود: ( ای سدیر مادامی که شب و روز ساکن است، و شب و روزی در جريان است، تو هم ساکن باش، وقتى که شنيدى سفيانى خروج کرده بيا به طرف ما ولو پياده باشى).الكافي ص:۲۶۴ ج :۸ حديث القباب ص: ۲۳۱.

به طرف ما بيا: و چه کسی امروز غیر از مهدی اول یمانی صاحب پرچم اهل بیت علیهم السلام بین ما می باشد، و اهل بیت علیهم السلام به خوبی روشن می سازند که در این زمان چه کنیم.

ورد عن رسول الله (ص): (… حتى ترتفع رايات سود من المشرق فيسألون الحق فلا يعطونه، ثم يسألونه فلا يعطونه، ثم يسألونه فلا يعطونه، فيقاتلون فينصرون. فمن أدركه منكم، أو من أعقابكم فليأت إمام أهل بيتي، و لو حبواً على الثلج، فإنها رايات هدى، يدفعونها الى رجل من أهل بيتي يواطئ اسمه اسمي، و اسم أبيه اسم أبي، فيملك الأرض فيملؤها قسطاً و عدلاً كما ملئت جوراً و ظلما).
از رسول الله (ص) فرمود: (…تا آن كه پرچم‏ هايى سياه در مشرق سر بلند كنند. حق را طلبند و بديشان ندهند، در برهه‏ اى ديگر حق را طلب كنند و بديشان ندهند، و باز نيز چنين شود، پس آن گاه نبرد كنند و پيروز شوند. سپس فرمود: هر كه از شما يا فرزندان‏تان چنين روزى را درك كرد نزد امامى كه از خاندانم مى‏ باشد حاضر شود – اگر چه جامه به خود پيچد و بر برف گام نهد – زيرا اين پرچم‏ ها پرچم‏ هاى هدايتند كه آن‏ها را به مردى از خاندانم تقديم كنند، نام او همانند اسم من است، و اسم پدرش همانند اسم پدر من است، پس زمین را حاکم می شود و آن را پر از عدل و داد می کند بعد از آنکه از ظلم و ستم پر شود).معجم أحاديث الإمام المهدي ج۱ ص۳۸۲.

و در این روایت رسول الله (ص) رهبر پرچم های سیاه را به (امامی از اهل بیتم) می نامد، و همانگونه که واضح است رهبر پرچم های سیاه امام مهدی محمد بن الحسن (ع) نیست، و در همین روایت آشکار است که اصحاب پرچم های سیاه آن را به امام مهدی (ع) که زمین را پر از عدل و داد می کند می سپارند، و این روایت ولو از طریق اهل سنت است الا اینکه از طریق علمای ما شیعیان با اختلاف کوچک در بعضی از مضامین ایراد شده است، اما مضمون عام آنها یکی است. بنابراین روایت بسیار واضح و آشکار است که دلیل امر به یاری این پرچم این است که ایشان “مردی از اهل بیت” می باشد، پس آیا می توان نسبت به این پرچم بی تفاوت ماند؟ برای این است اهل بیت (ع) فرمودند: برای ما پرچمی است که هر کس آن را یاری دهد، خدا او را یاری دهد، و هر کس خذلان کند خدا او را مخذول می سازد.

 و عن النبي (ص): (يلقي أهل بيتي بلاء حتى يبعث الله راية من المشرق سوادء من نصرها نصره الله و من خذلها خذله الله حتى يأتوا رجلاً اسمه كأسمي فيولونه أمرهم فيؤيده الله بنصره).
رسول الله (ص) فرمود: (اهل بیت من دچار بلاهایی می شوند تا آن که خداوند پرچمی را از طرف مشرق مبعوث می کند که سیاه است. هر کس آن را یاری کند، خداوند او را یاری می کند. و هر کس آن را خذلان کند (یاری نکند)، خداوند او را خذلان می کند. تا به مردی که اسم او مانند اسم من است می رسند و امرشان را به او می سپارند. پس خداوند او را با پیروزیش تأیید می کند).مئتان و خمسون علامة ج۱ ص ۱۰۳.

و عن مسعدة بن صدقة، قال: (سمعت أبا عبد اللّه جعفر بن محمّد ـ عليهما السلام – يقول: (خطب الناس أمير الموَمنين (عليه السلام) ـ بالكوفة ـ فحمد اللّه و أثنى عليه. .. إلى قوله: و اعلموا أنَّكم إن أطعتم طالع المشرق سلك بكم منهاج رسول اللّه صلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم، فتداويتم من الصّمم، و استشفيتم من البكم، و كفيتم موَنة التعسّف و الطلب، و نبذتم الثقل الفادح عن الاَعناق. فلا يبعد اللّه إلاّ مَنْ أبى الرحمة، و فارق العصمة، “و سيعلم الّذينَ ظلموا أيَّ منقلب ينقلبون).
از مسعده گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که فرمود: امیر مؤمنان خطبه ای در کوفه گفت و فرمود: (….بدانيد اگر شما از انقلاب‌ گر مشرق پيروی كنيد، او شما را به راه و روش پيامبر راهنمايی می ‌كند و از بيماری كری و كوری و گنگی رهايی می ‌بخشد، تا از رنج طلب و ظلم آسوده شوید و بار سنگین را از شانه‏ هایتان بر زمین نهید، خداوند از درگاه خود نراند جز آن كس را كه تسليم حق نباشد و ظلم و ستم پيشه كند و آنچه را كه حق او نيست برگيرد.”و کسانی که ظلم کردند بزودی خواهند دانست که به کدام بازگشتگاه خواهند برگشت”).البحار:ج۵۱/۱۱۱ـ ۱۱۲. و عقيدة المسلمين في المهدي ج۱ ص۳۰۴ و روضة الكافي ح۲۲.

انقلاب گر مشرق یا صاحب پرچم های سیاه مشرقی راه و روش پیامبر (ص) را می گزیند، بنابراین باید حجتی از حجت های خدا که علم کتاب به او به ارث رسیده است باشد، و مضامین دیگر مؤید این معناست، پس او شفای بيماری كری و كوری و گنگی است، و با او از رنج طلب و ظلم آسوده می شوید و بار سنگین را از شانه‏ هایتان بر زمین می نهید و…. و آیا دلیلی روشن تر از این وجود دارد با این همه ویژگی های منحصر به فرد؟

و عن أمير المؤمنين عليه السلام: في خبر طويل قال: (… و تقبل رايات من شرقي الأرض غير معلمة، ليست بقطن و لا كتان و لا حرير، مختوم في رأس القنا بخاتم السيد الأكبر، يسوقها رجل من آل محمد (ص) تظهر بالمشرق و توجد ريحها بالمغرب كالمسك الأزفر يسير الرعب أمامها بشهر).
از علی (ع) فرمود: (پرچمهايى از مشرق زمين رو مى آورند كه علامت ندارند، جنس اين پرچمها نه از پنبه است و نه كتان و نه از حرير، بر روى پوشه‌ ى آنها نوشته شده است. و اين نوشته، نقش نگين پيغمبر صلی الله عليه و آله است. رهبر و فرمانروايشان مردى از خاندان پيغمبر است، اين پرچمها در مشرق زمين پديد مى ‌آيد و بوى آن مانند مشكي معطر (كه در فضا پراكنده شود) به مغرب زمين مى ‌رسد (يعني سراسر دنيا از قيام آنها باخبر مى ‌شوند) ترس و رعب به اندازه‌ ى مسير يك ماه در پيشاپيش آنان، يا پيش از آمدنشان همه جا در دلها قرار مى ‌گيرد…).إلزام الناصب في إثبات الحجة الغائب ج۲ ص ۱۰۳. مصباح البلاغة (مستدرك نهج البلاغة) – المير جهاني – ج ۲ – ص ۱۵۸.

و این پرچم را مردی از آل محمد (ع) رهبری می کند، و از این پرچم کسی که جلو زد بیعت شکنی کرده است، و هر کس از آن عقب ماند نابود می شود.

عن عبيد بن كرب قال: سمعت أمير المؤمنين (ع) يقول: (إن لنا أهل البيت راية من تقدمها مرق، و من تأخر عنها زهق، و من تبعها لحق).
از عبيد بن كرب گوید: از امیر مؤمنان (ع) شنیدم که فرمود: (بدرستی که برای ما اهل بیت پرچمی است، که هر کس از آن جلو بزند، بیعت شکنی کرده است، و هر کس است از آن عقب بماند، نابود می‌ شود، و هر کس که همراه آن باشد، (به ما) مُلحق (وصل) شده است).بشارة الإسلام: ۲۰۲.

 

زمینه ساز ظهور مقدس کیست؟

(… فيخرج الله على السفياني من أهل المشرق وزير المهدي، فيهزم السفياني الى الشام).
(…. و خداوند وزير مهدى را از سمت مشرق مى فرستد و سفياني شام را شكست مى دهد).شرح إحقاق الحق ج۲۹ ص۶۲۰.

و عن السيد ابن طاووس في ملاحمه: (إذا رأيتم الرايات السود خرجت من قبل خراسان فأتوها و لو حبواً على الثلج، فإن فيها خليفة المهدي).
از سيد ابن طاووس در كتاب ملاحم: (موقعى كه ديديد پرچمهای سياه از طرف خراسان خارج شدند خود را به آنها برسانيد حتی اگر با دست و سينه از روى برف برويد، چون كه در آن خليفه مهدى است).الملاحم و الفتن: ۵۲.

و مانند اين حديث از رسول الله (ص) ايراد شده است كه فرمود: (يقتل عند كنزكم ثلاثة كلهم ابن خليفة، ثم لا تصير الى واحد منهم ثم تطلع الرايات السود من قبل المشرق فيقاتلونهم قتالاً لا يقاتله قوم، ثم ذكر شاباً فقال: إذا رأيتموه فبايعوه فإنه خليفة المهدي).
(سه تن در كنار گنجينه شما كه همگى شان خليفه ‏زاده‏ اند با يكديگر نبرد مى‏كنند و سر انجام هم هيچ يك از آنها از آن گنجينه بهره‏ اى نمى‏برد. پس از آن پرچمهاى سياهى از سوى مشرق ظاهر مى‏ شوند و با شما نبرد مى‏كنند به گونه ‏اى كه تا آن هنگام چنان نبردى اتفاق نيفتاده است. پس از آن جوانی را یاد کرد و آنگاه فرمود: هرگاه او را ديديد با وى بيعت نمائيد كه او خليفه ى مهدى است).بشارة الإسلام: ۳۰.

و در روایت دیگری، مانند همین روایت، (همانا او خلیفه ی خدا مهدی ست).

عن ثوبان قال: قال رسول الله (صلى الله عليه و سلم) : (يقتتل عند كنزكم ثلاثة, كلهم ابن خليفة, ثم لا يصير إلى واحد منهم, ثم تطلع الرايات السود من قبل المشرق, فيقتلونكم قتلاً لم يقتله قوم, (ثم يجيء خليفة الله المهدي, فإذا سمعتم به فأتوه فبايعوه, و لو حبواً على الثلج, فإنه خليفة الله المهدي).
ثوبان گوید رسول الله (ص) فرمود: (سه فرزند خلیفه کشته می شوند و هیچ کدام به خلافت نمی رسند. سپس پرچم های سیاه از طرف مشرق می آیند. پس جنگ سختی خواهد بود که مانند آن نبوده است. (سپس خلیفه ی خدا مهدی می آید، پس اگر امر او را شنيدید با او بیعت کنید حتی اگر سینه خیز بر روی یخ ها باشد. زیرا که او خلیفه ى خدا مهدی است).العرف الوردي في اخبار المهدي ج۱ ص۶۴.

از سيد ابن طاووس در كتاب ملاحم: (موقعى كه ديديد پرچمهای سياه از طرف خراسان خارج شدند خود را به آنها برسانيد حتی اگر با دست و سينه از روى برف برويد، چون كه در آن خليفه مهدى است).الملاحم و الفتن: ۵۲.

وزیر، خلیفه و جانشین امام مهدی (ع) که مبدأ ظهور و قیامش از مشرق است آیا نسبتی با ایشان دارد؟ آیا از خاندان اوست؟

عن أمير المؤمنين (ع): (… و يخرج قبله – أي الإمام المهدي – رجل من أهل بيته، بأهل المشرق، و يحمل السيف على عاتقه ثمانية أشهر).
از حضرت على عليه السلام فرمود: (مردى از اهل بيت آن حضرت به اهل شرق خروج كرده و مدت هشت ماه شمشير را بر دوش خود حمل مى كند).الملاحم ابن طاووس ص ۶۶ باب ۱۳۳ . الفتن ابن حماد ص ۹۶ . عقد الدرر ص ۱۲۹ . جمع الجوامع ج ۲ ص ۱۰۳ . برهان المتقي ص ۱۰۳ . كنز العمال ج ۱۴ ص ۵۸۹.

و از اين روایت متوجه می شویم که وزیر امام مهدی (ع) مردی از اهل بیتش می باشد، و این اشاره ای روشن به فرزندش احمد است.

قال الامام الصادق (ع): (و يقبض أموال القائم و يمشي خلفه أصحاب الكهف، و هو الوزير الأيمن للقائم و حاجبه و نائبه و يبسط في المشرق والمغرب الأمن كرامة الحجة بن الحسن عليه السلام).
امام صادق (ع) فرمود: (و اموال قائم را دریافت می کند و پشت سر او اصحاب كهف به راه می افتند و او وزير راست قائم، و وزیر و نائبش است و در مشرق و مغرب امن را گسترش می دهد به بركت حجت ابن الحسن (ع)).إلزام الناصب ج۲ ص۱۵۸.

پس وزیر قائم (ع) کیست و چگونه در مشرق و مغرب زمین، امن را به برکت حجت (ع) گسترش می دهد؟ آری، زیرا او صاحب پرچمش است و اوست که انصارش را جمع می کند و متصدی بیعت برای پدرش می شود، و برای این است که امام رضا (ع) این را بیان می کند که پرچم هائی که از مصر می آیند به فرزند امام (ع) داده می شوند.

عن الإمام الرضا (ع) قال: (كأني برايات، من مصر مقبلات، خضر مصبغات، حتى تأتي الشامات، فتؤدى الى ابن صاحب الوصيات).

از امام رضا (ع) فرمود: (گویا پرچمهايی كه سبز رنگ هستند و از مصر رو می آورند را می بینم، تا اينكه به شام می رسد و به فرزند صاحب وصيتها داده شود).المعجم الموضوعي: ص۴۵۱.

و صاحب وصيتها امام محمد ابن الحسن مهدی (ع) است و او همچنان كه در وصيت پيامبر نام برده شده مستحفظ (باقی مانده) از آل محمد است، و فرزندش احمد می باشد كه در وصيت اسمش آمده است، و او است فرزند صاحب وصيتها.

از مكان او كسى از فرزند و غير فرزند آگاه نمى شود، جز مولائى كه امر آن حضرت را بعد او بدست می گیرد.

عن المفضل بن عمر، قال: سمعت أبا عبدالله عليه السلام يقول: (إن لصاحب هذا الأمر غيبتين، إحداهما تطول حتى يقول بعضهم: مات. و بعضهم يقول: قتل. و بعضهم يقول: ذهب. فلا يبقى على أمره من أصحابه إلا نفر يسير لا يطلع على موضعه أحد من ولده و لا غيره، إلا المولى الذي يلي أمره).
از مفضل بن عمر گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که می فرماید: (براى صاحب اين امر، دو غيبت است كه يكى از آن دو به قدرى طولانى مى شود كه بعضى مى گويند: او وفات كرده است، و بعضى مى گويند: كشته شده است، و بعضى مى گويند: رفته است; به طورى كه كسى از اصحاب او بر اعتقاد به امامت وى باقى نماند، مگر افراد اندكى، و از مكان او كسى از فرزند و غير فرزند آگاه نمى شود، جز مولائى كه امر آن حضرت را بعد او بدست می گیرد).الغيبه الكبرى ج۱ ص ۵۵. غيبة الطوسي ص۱۶۲.

و آن مولا که ایشان را مردی از اهل بیت (ع) نامیدند و از مکان و موضع امام مهدی (ع) اطلاع دارد، قبل از ایشان می آید و طبق راهنمائی های امام مهدی (ع) دستور تقوى می دهد و به هدايت رفتار می كند و در صدور حكمش رشوه نمی گيرد، همانگونه که در روایات سابق اشاره شد به اینکه [او شما را به راه و روش پيامبر راهنمايی می ‌كند و از بيماری كری و كوری و گنگی رهايی می ‌بخشد، تا از رنج طلب و ظلم آسوده شوید و بار سنگین را از شانه‏ هایتان بر زمین نهید]، سپس بعد از آن امام مهدی (ع) ظهور می کند، همانگونه که در ابتدا اشاره شد: (پرچمهاى سياهى که از خراسان خارج مى شوند به کوفه وارد خواهند شد، چون مهدى (ع) در مکه ظاهر شد، جهت گرفتن بیعت به مهدی می فرستد).
عن أبي بصير عن أبي عبد الله عليه السلام قال: (الله أجل و أكرم و أعظم من أن يترك الأرض بلا إمام عادل قال: قلت له: جعلت فداك فاخبرني بما أستريح إليه قال: يا أبا محمد ليس ترى امة محمد فرجاً أبداً مادام لولد بني فلان ملك حتى ينقرض ملكهم فإذا انقرض ملكهم أتاح الله لأمة محمد برجل منا أهل البيت يسير بالتقى و يعمل بالهدى و لا يأخذ في حكمه الرشا. و الله إني لأعرفه باسمه و اسم أبيه ثم يأتينا الغليظ القصرة ذو الخال و الشامتين القائد العادل الحافظ لما استودع يملأها عدلاً و قسطاً كما ملأها الفجار جوراً و ظلماً).
از ابو بصير از امام صادق (ع) روايت كرده كه فرمود: (خداوند بزرگتر و مكرم ‏تر و اعظم از آن است كه زمين را بدون امام عادل بگذارد، ابو بصير گفت: قربانت گردم! چيزى به ما اطلاع دهيد كه موجب آرامش خاطر ما باشد، فرمود: اى ابو محمد! مادام كه بنى عباس بر تخت سلطنت تكيه زده ‏اند، امت محمد صلّى اللَّه عليه و آله فرج و راحتى ندارند. وقتى كه دولت آنها منقرض گرديد، خداوند مردى را كه از اهل بيت ماست و براى امت محمد صلّى اللَّه عليه و آله نگاه داشته ظاهر گرداند تا دستور تقوى دهد و به هدايت رفتار كند و در صدور حكمش رشوه نگيرد. بخدا قسم من او را به اسم خود و پدرش ميشناسم. سپس مردى كه گردنى قوى دارد و داراى دو خال سياه است به سوى ما خواهد آمد او قائم عادل و حافظ امانت الهى است، او زمين را پر از عدل و داد مى كند چنان كه فاجران آن را پر از ظلم و ستم كرده باشند).بحار الأنوار ج ۲۵ ص ۲۶۹.

عن إسماعيل بن جابر عن أبي جعفر محمد بن علي (ع) أنه قال: (يكون لصاحب هذا الأمر غيبة في بعض هذه الشعاب، و أومى بيده إلى ناحية ذي طوى حتى إذا كان قبل خروجه أتى المولى الذي معه حتى يلقى بعض أصحابه فيقول: كم أنتم ها هنا؟ فيقولون: نحو من أربعين رجلاً، فيقول: كيف أنتم إذا رأيتم صاحبكم؟ فيقولون: والله لو ناوى بنا الجبال لناويناها معه، ثم يأتيهم من القابلة فيقول: أشيروا إلى رؤسائكم أو خياركم عشرة، فيشيرون إليهم فينطلق بهم حتى يلقوا صاحبهم، و يعدهم الليلة التي تليها).
از اسماعیل بن جابر، از ابی جعفر محمد بن علی (ع) فرمود: (صاحب اين امر را در يكى از اين درّه ‏ها غيبتى است- و با دست خود به ناحيه ذى طوى اشاره نمود- تا آنكه قبل از خروجش مولائى كه امر او را بدست می گیرد و پيوسته با اوست بيايد تا با پاره ‏اى از اصحاب وى ملاقات كند و گويد: شما در اينجا چند نفريد؟ و آنان مى ‏گويند: حدود چهل مرد، پس گويد: اگر شما صاحب خود را ببينيد چه خواهيد كرد؟ آنان پاسخ دهند: به خدا سوگند اگر ما را دستور فرمايد كه كوه ها را از جا بر كنيم در ركاب او خواهيم كَند. سپس سال بعد نزد آنان آمده گويد: ده تن از سر كردگان و برگزيدگان خود را نشان دهيد، و آنان براى او ده نفر را تعیيّن مى ‏كنند، پس با ايشان (از آن جمع جدا شده) روانه مى ‏گردد، تا صاحب خويش را ملاقات كنند، و او ايشان را وعده فردا شب مى ‏دهد).كتاب الغيبة للنعماني ص۱۸۲. غاية المرام و حجة الخصام ص۲۱۱.

صاحب اين امر را در يكى از اين درّه ‏ها غيبتى است- و با دست خود به ناحيه ذى طوى اشاره نمود- تا آنكه قبل از خروجش مولائى كه امر او را بدست می گیرد و پيوسته با اوست بيايد تا با پاره ‏اى از اصحاب وى ملاقات كند.

صاحب غیبت امام مهدی (ع) می باشد، و روایت اشاره به وقتی دارد که قبل قیامش است، پس چه چیزی قبل قیامش خواهد بود که آن مولا که با او می باشد می آید، و آن مولا که با اوست همان مولائی است که امر (خلافت) او را بعد ایشان (ع) بدست می گیرد. و در این روایت این مولا چه چیزی انجام می دهد که می گوید شما در اینجا چند نفرید؟ و آنان مى‏ گويند: حدود چهل مرد، پس گويد: اگر شما صاحب خود را ببينيد چه خواهيد كرد؟ آنان پاسخ دهند: به خدا سوگند اگر ما را دستور فرمايد كه كوه ها را از جا بر كنيم در ركاب او خواهيم كَند. سپس سال بعد نزد آنان آمده گويد: ده تن از سر كردگان و برگزيدگان خود را نشان دهيد، و آنان براى او ده نفر را معيّن مى ‏كنند، پس با ايشان (از آن جمع جدا شده) روانه مى ‏گردد، تا صاحب خويش را ملاقات كنند، و او ايشان را وعده فردا شب مى ‏دهد.

پس به آنها می گوید شما در اینجا چند نفرید؟ اگر شما صاحب خود را ببينيد چه خواهيد كرد؟ و با این روایت روشن می شود که او صاحب دعوت و دعوت کننده ی به سوی امام مهدی (ع) می باشد که آنها را می برد تا با امام مهدی (ع) ملاقات کنند.

عن ابي عبد الله عليه السلام قال: قال رسول الله صلى الله عليه و آله: (طوبى لمن ادرك قائم اهل بيتي و هو مقتد به قبل قيامه يتولى وليه و يتبرأ من عدوه و يتولى الائمه الهادية من قبله اولئك رفاقي و ذي ودي و مودتي و اكرم امتي عَلَيَ). (قال رفاعة: واكرم خلق الله علي).
از امام صادق (ع) فرمود: (خوشا به حال كسى كه به حضور قائم برسد و حال آنكه پيش از قيام او نيز پيرو او باشد، آنكه با مولای او دوست و با دشمن او دشمن و مخالف است و با رهبران و پيشوايان هدايتگر پيش از او نيز دوست است، اينان همنشين و دوستان من و گرامى‏ ترين امت در نزد من هستند).غيبة الطوسي ص ۲۷۵.
خوشا به حال كسى كه به حضور قائم برسد و حال آنكه پيش از قيام او نيز پيرو او باشد، آنكه با مولای او دوست باشد، و آن همان مولائی است که امر امام مهدی (ع) به دست او می رسد، و او همان شخصی است که بر جای و مکان او مطلع است و اولین ایمان آورند گان است.

قال الامام زين العابدين (ع): (كأني بصاحبكم علا فوق نجفكم بظهر كوفان معه انصار ابيه تحت راية رسول الله قد نشرها فلا يهوي بها الى قوم إلا أهلكهم الله عز وجل).
امام سجاد (ع) فرمود: (گویا [می بینم] صاحب شما را که بر نجف تان، در پشت کوفه همراه با او انصار پدرش می باشند زیر پرچم رسول خدا افراشته شده. بر هيچ قومى فرود نمى آيد مگر آنکه خداوند صاحب عزت و جلال، (آن قوم را) نابودشان مى سازد).كتاب بحار الانوار ج ۵۱ ص ۱۳۵ – منتخب الاثرص۳۱۲ بلفظ قريب و مثله في الامام المهدي ص۹۰ كتاب يوم الخلاص ص ۲۴۸.

عن عبد الأعلى الحلبي، عن أبي جعفر (عليه السلام) – في حديث – قال: (حتى إذا بلغ إلى الثعلبية قام إليه رجل من صلب أبيه، و هو من أشد الناس ببدنه، و أشجعهم بقلبه ما خلا صاحب هذا الأمر، فيقول: يا هذا ما تصنع؟ فو الله إنك لتجفل الناس إجفال النعم، أفبعهد من رسول الله (صلى الله عليه و آله) أم بماذا؟ فيقول المولى الذي ولي البيعة: و الله لتسكتن أو لأضربن الذي فيه عيناك. فيقول له القائم: اسكت يا فلان، إي و الله إن معي عهداً من رسول الله، هات لي يا فلان العيبة – أو الزنفيلجة – فيأتيه بها فيقرؤه العهد من رسول الله (ص) فيقول: جعلني الله فداك ، أعطني رأسك أقبله فيعطيه رأسه، فيقبل بين عينيه، ثم يقول: جعلني الله فداك، جدد لنا بيعة، فيجدد لهم بيعة).
از امام باقر (ع) در خبری طولانی در ذكر خبر واحوال و مسیر قائم فرمود: (… پس اگر به ثعلبيه برسد مردی از صلب پدرش به طرف او به پا می خیزد، و او شديدترين مردم در بدنش و شجاعترين آنها به قلبش به جز از صاحب اين امر مى باشد….).المهدي المنتظر (ع) ج ۲ – الحاج حسين الشاكري ص ۴۳۶. بشارة الاسلام ص ۲۲۹-۲۲۷.

عن أبي جعفر (ع) قال: (إذا اختلف كلمتهم و طلع القرن ذو الشفا لم يلبثوا إلا يسيراً حتى يظهر الأبقع بمصر يقتلون الناس حتى يبلغوا أرم ثم يثور المشوه عليه فتكون بينهما ملحمة عظيمة ثم يظهر السفياني الملعون فيظهر بهما جميعاً و يرفع قبل ذلك اثنتي عشرة راية بالكوفة معروفة و يقبل بالكوفة رجل من ولد الحسين يدعوا إلى أبيه ثم يبث السفياني جيوشه).
از محمد باقر (ع) فرمود: (…..در کوفه مردی می آید از فرزندان حسین علیه السلام که برای پدرش دعوت می کند، سپس سفیانی لشکرش را ارسال می کند).في بعض ما ورد في السفياني في سنة الظهور / مركز المصطفى / عن كتاب الفتن لابي نعيم / ج۱ ص۲۸

نام زمینه ساز چیست؟

علي بن أحمد، عن عبيد الله بن موسى، عن عبدالله بن محمد، عن محمد بن خالد، عن الحسن بن المبارك، عن أبي إسحاق الهمداني، عن الحارث عن علي (عليه السلام) أنه قال: (المهدي أقبل، جعد، بخده خال، يكون مبدأه من قبل المشرق، و إذا كان ذلك خرج السفياني فيملك قدر حمل امرأة تسعة أشهر يخرج بالشام فينقاد له أهل الشام إلا طوائف من المقيمين على الحق، يعصمهم الله من الخروج معه، و يأتي المدينة بجيش جرار، حتى إذا انتهى إلى بيداء المدينة خسف الله به و ذلك قول الله عز وجل في كتابه: [وَ لَوْ تَرَى إِذْ فَزِعُوا فَلَا فَوْتَ وَ أُخِذُوا مِن مَّكَانٍ قَرِيبٍ]).
از علی (ع) فرمود: (مهدی مخمور العین، پیچیده موی است و در گونه آن حضرت خالی است و مبداء ظهور مبارکش از طرف شرق است. و اگر آنچنان شد سفيانى خروج خواهد نمود و سلطنت او به مدت باردارى يك زن يعنى نه ماه مى باشد. از شام قيام مى كند و اهالى آنجا همگى به او مى پيوندند مگر گروهى كه بر حق استوارند و خداوند ايشان را از خروج با سفيانى حفظ مى كند، آنگاه سفيانى با لشگرى بسيار عظيم به سوى مدينه حركت مى كند تا اينكه به دشت و صحرا اطراف مدينه مى رسد در اين موقع زمين به دستور خدا با ايجاد شكاف بزرگى لشكر او را مى بلعد، و آن فرموده ی خدای تعالی در قرآن است: “و اى كاش مى ‏ديدى هنگامى را كه [كافران] وحشت ‏زده ‏اند [آنجا كه راه] گريزى نمانده است و از جايى نزديك گرفتار آمده ‏اند”).تاريخ الامام الثاني عشر ج ۲ ص۲۶۳. غيبة النعماني: ۳۰۴، البحار: ۵۲|۲۵۲ ـ از غيبة النعماني، منتخب الاَثر: ۴۵۴ـ عن المحجة و ينابيع المودة، البرهان: ۳|۳۵۴.

ملاحظه: اولاً، امام مهدی محمد بن الحسن (ع) مبدأ ظهور وی از مکه می باشد و روایت فوق سمت مشرق را بیان می کند. دوماً، سفیانی از علامتهاى ظهور امام مهدی (عج) می باشد، پس چگونه سفیانی بعد از امام مهدی (ع) می آید؟ بنابراین در بسیاری از روایات اهل بیت (ع)، مهدی اول را مهدی نامیده اند که پیش تر این مورد با جزئیات کامل توضیح داده شد.

اکنون از روایت زیر متوجه می شویم آن شخص که از طرف مشرق می آید و زمینه ساز ظهور مقدس و انقلابگر است و نام ایشان را مهدی [مهدی اول احمد] یا مردی از اهل بیت ذکر کردند، چیست.

عن الباقر (ع): (إن لله تعالى كنزاً بالطالقان ليس بذهب و لا فضة، اثنا عشر ألفا بخراسان شعارهم” أحمد أحمد” يقودهم شاب من بني هاشم على بغلة شهباء، عليه عصابة حمراء، كأني أنظر إليه عابر الفرات. فإذا سمعتم بذلك فسارعوا إليه و لو حبواً على الثلج).
امام باقر(ع) فرمود: (براى خداى تعالى گنجى در طالقان است نه طلاست و نه نقره بلکه دوازده هزار نفر در خراسان اند که شعارشان “احمد احمد” است و رهبر آنها جوانى از بنى هاشم سوار بر قاطرى سپيد رنگ است و پيشانى بندی قرمز رنگ بر سر بسته است، گويی به او مى نگرم که از رود فرات هم مى گذرد اگر دعوت او را شنيديد بسوى او بشتابيد حتى اگر مجبور باشيد سينه خيز بر روی يخها حرکت کنيد).منتخب الأنوار المضيئه ص ۳۴۳.

عن حذيفة بن اليمان قال: سمعت رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم و ذكر المهدي فقال: (إنه يبايع بين الركن والمقام، اسمه أحمد وعبد الله والمهدي، فهذه أسماؤه ثلاثتها).
حذيفه گويد: شنيدم كه رسول الله (ص) درباره مهدي فرمود: (همانا با او بين ركن و مقام بيعت می كنند و اسمش احمد و عبد الله و مهدی است. اين سه اسم نام های او می باشند).غيبت – طوسی ص ۴۵۴. غيبت – طوسی ص ۴۷۰. بحار الأنوار ج ۵۲، ص ۲۹۱.

صاحب پرچم سیاه، و گنج طالقانی که در خراسانند احمد است، و به این دلیل است که ما را امر به یاری ایشان کردند [اگر دعوت او را شنيديد بسوى او بشتابيد حتى اگر مجبور باشيد سينه خيز بر روی يخها حرکت کنيد]، و ایشان همان شخصی است که در بین رکن و مقام با ایشان بیعت می کنند. به روایت زیر دقت فرمایید که ایشان (ع) صاحب کدام پرچم است:

و عن الصادق (ع): (له كنز بالطالقان، ما هو بذهب و لا فضة، و راية لم تنشر مذ طويت).
از امام صادق (ع): (براى او گنجی است در طالقان كه (از جنس) طلا و نقره نيست. و پرچمی است كه از هنگام فرو پيچيده شدن، گشوده نشده است).المعجم الموضوعي: ۶۰۱.

آری، ایشان صاحب همان پرچم اهل بیت (ع) است، و این پرچم، پرچمِ رسول الله (ص) است که در روز جمل امیر مؤمنان آن را بر افراشت، سپس آن را فرو پیچید، و برای قائم (ع) بجا گذاشت، و ایشان همان قائمی است که حامل همان پرچم اهل بیت (ع) است. آری، آن پرچم که امیر مؤمنان آن را پیچید و در بصره قرار داد، برای قائم مشرقی که از بصره است گذاشته بود، تا وقت آن برسد و آن بر افرازد.

عن أبي بصير، قال: قال أبو عبدالله (ع): (لما التقى أمير المؤمنين (ع) و أهل البصرة نشر الراية، راية رسول الله (ص) فزلزلت أقدامهم… الى أن قال: فقال للحسن: يا بني إن للقوم مدة يبلغونها، و إن هذه راية لا ينشرها بعدي إلا القائم صلوات الله عليه).
از ابی بصیر گوید: اما صادق (ع) فرمود: (هنگامی که امیر مؤمنان (ع) با اهل بصره رو در رو شد پرچم را بر افراشت، پرچمِ رسول الله (ص)، پس قدم آنها را در هم شکشت…. تا جائی که گفت: پس به امام حسن (ع) فرمود: ای فرزندم برای قوم دوره ای است که می گذرانند، و اینکه این پرچم بعد از من کسی آن را بر نمی افرازد مگر قائم درود خدا بر او باد).غيبة النعماني: ۳۱۹.

زمینه ساز، به امر چه کسی زمینه سازی می کند؟

بی تردید امام مهدی (ع) طبق روایات صحیح و متواتر، از پدرانش به جز اصحاب کساء برتر است، همانگونه که امام مهدی (ع) و ائمه (ع) از مهدیین (ع) برتر و مقامشان والاتر است. در روایات زیر به این مسئله پی  خواهید برد، که مهدی اول (ع) توسط امام مهدی (ع) هدایت شده است، و توسط همین هدایت، امر زمینه سازی را انجام می دهند.
از اخبار پیامبر (ص) در مود مهدى عليه السلام در حاليكه با سلمان سخن می گوید، فرمود: (ثم ضرب بيده على الحسين عليه السلام فقال: يا سلمان، مهدي أمتي الذي يملأ الأرض قسطاً و عدلاً كما ملئت جوراً و ظلماً من ولد هذا. إمام ابن إمام، عالم ابن عالم، وصي ابن وصي، أبوه الذي يليه إمام وصي عالم. قال: قلت: يا نبي الله، المهدي أفضل أم أبوه؟ قال: أبوه أفضل منه. للأول مثل أجورهم كلهم لأن الله هداهم به. أيما داع دعا إلى هدى فله أجره و مثل أجور من تبعه لا ينقص ذلك من أجورهم شيئاً، و أيما داع دعى إلى ضلالة فعليه وزره و مثل أوزار من تبعه لا ينقص ذلك من أوزارهم شيئ).
از اخبار پیامبر (ص) در مود مهدى عليه السلام در حاليكه با سلمان سخن می گوید، فرمود: (سپس ایشان با دستش به حسین (ع) زد و فرمود: یا سلمان، مهدی امتم که دنیا را پر از عدل و داد می کند در حالی که پر از ظلم و ستم شده است از فرزندان این است. امام فرزند امام، عالم فرزند عالم، و وصی فرزند وصی است. پدرش که بعد از او می آید امام، وصی و عالم است. سلمان گوید: گفتم: ای پیامبر خدا، مهدی برتر است یا پدرش؟ فرمود: پدرش از او برتر است .اوّلى آنان مثل اجر همه آنان را دارد چرا كه خداوند بوسيله ى او آنان را هدايت كرده است. هر كس به هدايتى دعوت كند اجر خود و مثل اجر كسانى كه تابع او شده ‏اند را خواهد داشت، بدون آنكه از اجر آنان كم شود. و هر كس به گمراهى دعوت كند گناه خود و مثل گناه كسانى كه تابع او شده ‏اند را خواهد داشت بدون آنكه اين مطلب از گناه آنان كم كند).سليم بن قيس الهلالي الصفحة ۴۳۱-۴۳۰.

و در اینجا رسول الله (ص) به مهدی اول از ذریه ی امام محمد بن الحسن (ع) اشاره می کند بدلیل اینکه پیامبر (ص) فرمود: او امام فرزند امام است و همه می دانند که امام محمد بن الحسن عسگری برای کل مردم معروف و شناخته شده است، پس آیا از سلمان مخفی می باشد که امام محمد بن الحسن امام فرزند امام است؟
و همچنین قرینه ی دیگر فرموده ی رسول الله (ص) است: پدرش که بعد از او می آید امام، وصی و عالم است. و در اینجا سؤالی مطرح می شود: آیا از ائمه کسی است که قبل از پدرش آمد؟ یا اینکه محمد بن الحسن عسگری (ع) قبل پدرش آمد؟ و رسول الله (ص) می فرماید: پدرش که بعد از او می آید امام، وصی و عالم است؟
و قرینه ی سوم سؤال سلمان از رسول الله (ص) است: سلمان گوید: گفتم: ای پیامبر خدا، مهدی برتر است یا پدرش؟ فرمود: پدرش از او برتر است. و همه می دانند که امام مهدی (ع) بعد از اصحاب کساء، از دیگر ائمه (ع) برتر است. و رسول الله (ص) به سلمان می گوید: پدرش از او برتر است. پس این کیست که پدرش از او برتر است غیر از مهدی اول احمد (ع)؟
و قرینه ی چهارم: فرموده ی رسول الله (ص): اوّلى آنان مثل اجر همه آنان را دارد چرا كه خداوند بوسيله ى او آنان را هدايت كرده است. پس اینها چه کسانی هستند که رسول الله (ع) در مورد آنها سخن می گوید؟ و آیا کسانی از ائمه داریم که در زمان امام مهدی (ع) زندگی می کرد یا اینکه ائمه (ع) توسط امام مهدی (ع) هدایت شده اند؟ یا اینکه سخن در مورد ذریه ی امام مهدی (ع) است که همان مهدیین از ذریه اش می باشند؟ و بخاطر همین است که رسول الله (ص) فرمود: آنان مثل اجر همه آنان را دارد چرا كه خداوند بوسيله ى او آنان را هدايت كرده است.

و في خبر طويل قالت فاطمة عليها السلام: (يا رسول الله، فأي هؤلاء الذين سميت أفضل؟ فقال رسول الله صلى الله عليه و آله: أخي علي أفضل أمتي، و حمزة و جعفر هذان أفضل أمتي بعد علي و بعدك و بعد ابني و سبطي الحسن و الحسين و بعد الأوصياء من ولد ابني هذا و أشار رسول الله صلى الله عليه و آله بيده إلى الحسين عليه السلام منهم المهدي. و الذي قبله أفضل منه الأول خير من الآخر لأنه إمامه و الآخر وصي الأول. إنا أهل بيت اختار الله لنا الآخرة على الدنيا).
حضرت زهرا عليها السّلام عرض كرد: (يا رسول اللَّه، كداميك از اينان كه نام بردى افضل‏ اند؟ پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود: برادرم على افضل امّتم است. حمزه و جعفر، اين دو افضل امت من بعد از على و تو و دو پسر و نوه ‏ام حسن و حسين و جانشينان از فرزندان اين پسرم هستند- و پيامبر صلى اللَّه عليه و آله با دست اشاره به امام حسين عليه السّلام فرمودند- و مهدى از ايشان است. آنكه قبل از (مهدى) است از او افضل است. اوّلى كه مقدم است افضل از مؤخّر است، زيرا امام او است و اين وصىّ آن است. ما اهل بيتى هستيم كه خداوند براى ما آخرت را بر دنيا ترجيح داده است).سليم بن قيس الهلالي ص۸.

و در این حدیث نیز رسول الله (ص) روشن می سازد شخصی که در موردش سخن می گوید امام محمد بن الحسن عسگری (ع) نمی باشد، زیرا که ایشان (ص) فرمود: و مهدى از ايشان است، آنكه قبل از (مهدى) است از او افضل است پس آیا امام حسن عسگری (ع) از امام مهدی (ع) برتر است، در حالیکه اهل بیت (ع) روشن ساختند که نهمین وصی از آنها برتر است و او قائم می باشد؟

بن غزوان عن أبي بصير عن أبي جعفر الباقر عليه السلام انّه قال: (يكون منّا بعد الحسين تسعة تاسعهم قائمهم و هو أفضلهم).
امام باقر (ع) فرمود: (از ما نه نفر بعد از حسین بن علی می باشند. نهمین آنها قائم آنها است و او برترین آنها است).إثبات الوصية: ۲۲۷، و نحوه في الكافي ۱: ۴۴۸ / ۱۵، و كمال الدين وتمام النعمة: ۳۵۰ / ۴۵، والخصال: ۴۱۹ / ۱۲، و غيبة النعماني: ۹۴، والارشاد: ۳۴۸، و غيبة الطوسي: ۱۴۰ / النجم الثاقب ج۱. الصفحة ۵۲۱.

عن عبد الرحمان الأقرع القيرواني المغربي سأل الامام الكاظم (ع): (… و يقوم من ذريته من يتم الله به ذلك فيما هناك، و يورثه الأرض كما قال عز وجل في كتابه المبين: [وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ] وكله ينسب إلى المهدي عليه السلام لأنه مفتاحه وبدعوته امتد أمره، وكل قائم من ولده من بعده مهدي قد هداهم الله عز وجل ذكره، وهدى بهم عباده إليه سبحانه، فهم الأئمة المهديون و العباد الصالحون الذين ذكرهم الله في كتابه أنه يورثهم الأرض و هو لا يخلف الميعاد).
از عبد الرحمان اقرع قيرواني مغربی گوید: از امام كاظم (ع) سوال كردم: (… و کسی از نوادگانش به این امر قیام می کند و در آنجا خداوند بوسیله ی او این امر را اتمام می کند، و او را وارث زمین می گرداند همانطور که خدای عز و جل در کتاب آشکارش فرمود: [بدرستی که ما در زبور بعد از ذكر (صحف قبل از زبور) مقرر داشتیم كه بندگان صالح من وارث زمين خواهند شد]. و تمام آن به مهدی نسبت داده می شود. زیرا او گشایشگر آن است و با دعوت او امرش امتداد می یابد. و هر قائمی از فرزندانش که بعد از او می باشد، مهدی است. همانا خداوند عز و جل آنها را هدایت کرده است. و توسط آنها بندگانش به سوی خداوند سبحان هدایت می شوند. پس آنها امامان مهدیین هستند و آن بندگان صالحی که خداوند آنها را در کتابش ذکر فرموده است که آنها را وارث زمین مى گرداند و خداوند خلف وعده نمی کند).شرح الأخبار للقاضي النعمان المغربي ج۳ ص۳۶۴.

 و در نتیجه طبق روایات فوق، و قبل آنها، وزیر، خلیفه، ولی بیعت، و… نمی تواند باشد مگر اینکه با امام مهدی (ع) مرتبط باشد، و بر اساس این ارتباط ایشان مردم را هدایت می کند، و تمامی این فضل و برتری به امام مهدی (ع) نسبت داده می شود، همانگونه که در روایت فوق آمده است.

و الحمد لله وحده وحده وحده

 

ادامه مطلب...

وصیت مقدس رسول الله (ص) و دلایل ایمان و قبول آن و اقرار به مهدیین (ع)

بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمد لله رب العالمین

و صلی الله علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما

 

وصيت رسول اكرم صلی الله علیه و آله در شب وفات‌شان :

 عن جماعة عن أبي عبد اللّه الحسين بن عليّ بن سفيان البزوفريّ عن عليّ بن سنان الموصليّ العدل عن عليّ بن الحسين عن أحمد بن محمّد بن الخليل عن جعفر بن أحمد المصريّ عن عمّه الحسن بن عليّ عن أبيه عن أبي عبد اللّه جعفر بن محمّد عن أبيه الباقر عن أبيه ذي الثّفنات سيّد العابدين عن أبيه الحسين الزّكيّ الشّهيد عن أبيه أمير المؤمنين قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله في اللّيلة الّتي كانت فيها وفاته لعليّ عليه السّلام: (يا أبا الحسن أحضر صحيفة ودواة فأملى رسول اللّه صلّى اللّه عليه وآله وصيّته حتّى انتهى إلى هذا الموضع فقال: يا عليّ إنّه سيكون بعدي إثنا عشر إماماً، ومن بعدهم إثنا عشر مهديّا و أنت يا عليّ أوّل الإثني عشر الإمام؛ سمّاك في سمائه عليّاً المرتضى وأمير المؤمنين والصّدّيق الأكبر والفاروق الأعظم والمأمون المهديّ، فلا تصلح هذه الأسماء لأحد غيرك. يا عليّ أنت وصيّي على أهل بيتي حيّهم وميّتهم وعلى نسائي؛ فمن ثبّتّها لقيتني غداً، ومن طلّقتها فأنا منها بري‏ء لم ترني ولم أرها في عرصة يوم القيامة، وأنت خليفتي على أمّتي من بعدي. فإذا حضرتك الوفاة فسلّمها إلى ابني الحسن البرّ الوصول، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابني الحسين الزّكيّ الشّهيد المقتول، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه سيّد العابدين ذي الثّفنات عليّ، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه محمّد باقر العلم، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه جعفر الصّادق، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه موسى بن جعفر الكاظم، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه عليّ الرّضا، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه محمّد التّقيّ، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه عليّ النّاصح، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه الحسن الفاضل، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه محمّد المستحفظ من آل محمّد عليهم السّلام، فذلك إثنا عشر إماماً، ثمّ يكون من بعده إثنا عشر مهديّاً؛ فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه أوّل المقرّبين له ثلاثة أسامي اسم كاسمي واسم أبي، و هو عبد اللّه وأحمد والاسم الثّالث المهديّ وهو أوّل المؤمنين).

از جماعتی از ابی عبدالله الحسین بن علی بن سفیان بزوفری از علی بن سنان موصلی عدل از علی بن الحسین از احمد بن محمد بن خلیل از جعفر بن احمد مصری از عمویش حسن بن علی از پدرش از ابی عبدالله جعفر بن محمد از پدرش باقر از پدرش زین العابدین از پدرش سيد الشهداء از پدرش امير مؤمنان عليه السّلام از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه آن حضرت در همان شبى كه رحلتش واقع شد به على عليه السّلام فرمود: (اى ابا الحسن كاغذ و دواتى بياور و حضرت رسول اكرم (ص) وصيت خود را املاء فرمود و على مى نوشت تا بدين جا رسيد كه فرمود: يا على! بعد از من دوازده امام مى باشند و بعد از آنها دوازده مهدى. پس تو يا على اوّلين دوازده امام مى باشى. خداى تعالى تو را در آسمان على مرتضى، و امير مؤمنان، صديق اكبر، و فاروق اعظم، و مأمون و مهدى ناميده است، و اين نامها براى غير تو شايسته نيست. اى على تو وصىّ من بر خاندانم زنده و مرده شان هستى، و نيز وصى بر زنانم هستى، هر یک را كه تو به همسرى من باقى گذارى فرداى قيامت مرا ديدار كند و هر یک را تو طلاق دادى من از وى بيزارم و مرا نخواهد ديد و من نيز او را در صحراى محشر نخواهم ديد، و تو پس از من خليفه و جانشين من بر امتم هستى، هر گاه وفاتت رسيد (خلافت) را به فرزندم حسن واگذار كن، كه او برّ وصول است (برّ به معنى نيكوكار، و وصول، به معنى بسيار پيوند كننده بين خويشان). چون او وفاتش رسيد آن (خلافت) را به فرزندم حسين زكىّ شهيد مقتول بسپارد، چون هنگام وفات‏ حسين رسيد آن (خلافت) را به فرزندش سيد العابدين ذى الثّفنات علىّ بسپارد، چون هنگام وفات او رسد آن (خلافت) را به فرزندش محمد باقر العلم بسپارد، و چون وفات او رسد آن (خلافت) را به فرزندش جعفر صادق واگذار كند، و چون وفات او فرا رسد آن (خلافت) را به فرزندش موسى بن جعفر كاظم بسپارد، و چون وفات او فرا رسد آن (خلافت) را به فرزندش على بسپارد، و چون وفات او فرا رسد آن (خلافت) را به فرزندش محمد تقى واگذارد، و چون هنگام وفات او رسد آن (خلافت) را به فرزندش على ناصح بسپارد، و چون وفات او رسد آن (خلافت) را به فرزندش حسن فاضل واگذارد، و چون وفات او برسد آن (خلافت) را به فرزندش محمد كه مستحفظ از آل محمّد (ص) است، تسليم مى كند، و ايشان دوازده امامند. بعد از آن دوازده مهدى مى باشند. پس وقتى كه وفات او رسید آن (خلافت) را به فرزندش كه نخستین مهديین است مى سپارد، و براى او سه نام است؛ یک نامش مانند نام من، و نام ديگرش نام پدر من است و آنها عبد الله و احمد هستند، و نام سوّمين مهدى است و او اوّلين مؤمنان است).

 از باب “الناکر لأخرنا، ناکرٌ لأولنا” و حدیث فرقه ی نجات یافته، به چند نکته اشاره می کنیم.

۱- در نزد ما شیعیان اصل دین حجت الهی می باشد، و زمین از حجت الهی تا روز قیامت خالی نمی شود، و اساس عقیده ی ما شیعیان، بر تعیین خلیفه ی الهی استوار می باشد، و در وصیت مقدس رسول الله (ص) در شب وفاتشان و روایات و ادعیه ی اهل بیت (ع) مهدیین را نیز ذکر کرده اند.

- مهدیین در قرآن
- مهدیین (ع) در روایات و دعاهای اهل بیت علیهم السلام
- مهدیین (ع) از فررندان امام مهدی (ع) – (اثبات ذریه)
- مهدیین (ع) خلفای رسول الله (ص) و ائمه نیز می باشند

۲- در نزد ما شیعیان، حجت خدا در ابتدا با وصیت شناخته می شود، و حجیت خلیفه به وصیت است، مانند وصیت خدا به آدم (ع) در محضر فرشتگان، (وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً)، و وصیت رسول الله (ص) به امام علی (ع) در روز غدیر خم.

۳- رسول الله (ص) در هنگام درخواست صحیفه و دوات، این نوشته را به کتاب بازدارنده از گمراهی وصف کردند، بدان معنا که، هر کس به این وصیت چنگ زند از گمراهی نجات می یابد.

۴- با توجه به اینکه به غیر از این وصیت مقدس، وصیت دیگری وجود ندارد، و همچنین وصیتی به مانند این وصیت نیست که به این شکل وصف شده  باشد که اگر کسی به آن چنگ زد از گمراهی در امان می ماند، لذا چنگ به آن از بدیهیات هدایت است.

۵- وصیت مقدس تنها وصیتی است که خلفای رسول الله (ص) تا روز قیامت را مشخص نموده است.

۶- مهدیین نیز خلفای خدا تا روز قیامت هستند، همانطور که اشاره شده خلیفه با وصیت شناخته می شود و این قانون اول شناخت حجت الهی ست، همچنین که مهدیین در قرآن، روایات، ادعیه و … ذکر شده اند، که در بالا لینک ها ارائه داده شدند.

۷- بعد از شهادت امام مهدی (ع) زمین نیز از حجت خالی نمی شود و باید حجتی بعد از ایشان باشد. در روایات ثابت شده است که رجعت بعد از مهدی دوازدهم صورت می گیرد. (به بخش شبهات مراجعه فرمایید).

۸- طبق حدیث فرقه ی نجات یافته و بهشتی، فرقه ای نجات می یابد که به وصیت مقدس، نوشته ی بازدارنده از گمراهی چنگ زده باشد.

از ابن محبوب از ابی ایوب خزاز از محمد بن مسلم از ابی جعفر (ع) گوید: به ایشان (ع) عرض کردم: (حال کسی که امامی از شما را انکار کند چگونه است؟ فرمود: هر کس امامی از سوی خدا را انکار کند و از او و دینش بیزاری جوید به حقیقت او کافر، مرتد از اسلام است زیرا امام از سوی خداوند تعیین شده و دینش دین خداوند است و هر کس از دین الهی بیزاری جوید خونش در آن حال مباح و حلال است جز اینکه توبه کند و از گفته ی خود بسوی خداوند بازگردد).كتاب غيبت – محمد بن ابراهيم نعمانی ص۱۲۸.

و الحمد لله وحده

 

منابع وصیت:

اصل وصيت در كتاب غيبة الطوسي چاپ سوم ۱۳۸۳ ، صفحه ۱۵۰ و ۱۵۱ و چاپهای جدید صفحه ۳۰۰. فصل روايات الخاصة في أنّ الائمة عليهم السلام اثنا عشر، النجم الثاقب ج۲ ص۴۱، الشیخ الحر العاملی در إثبات الهداة ج۱ ص۵۴۹ ح ۳۷۶ ، الشیخ الحر العاملی کتاب الايقاظ من الهجعة ص۳۹۳، الشیخ حسن بن سليمان الحلي در کتابه مختصر البصائر ص ۱۵۹، العلامه المجلسي در بحار الانوار ج ۵۳ ص ۱۴۷- بحار انوار ج۱۳ باب سى و پنجم به اختصار و در ج ۳۶ ص ۲۶۰ کاملاً ذکر شده است، الشيخ عبدالله البحراني در کتاب العوالم ج ۳ ص ۲۳۶، غاية المرام ج ۲ ص ۲۴۱، سید هاشم بحرانی در کتاب غاية المرام ج ۱ ص ۳۷۰ ، الانصاف ص ۲۲۲ سید هاشم بحراني، نوادر الأخبار فیض کاشانی ص ۲۹۴، كتاب مكاتيب الرسول شيخ ميانجی ج۲ ص۹۶، مختصر معجم احاديث الامام المهدی شيخ علی کورانی صفحه ۳۰۱.

شیخ میرزا النوری در کتاب النجم الثاقب ج ۲ ص ۷۱ ۱ و اشاره بدین کرد که وصیت دارای سندی معتبر است، و این متنی است که آن را شیخ میرزا النوری ذکر نمود: (روى الشيخ الطوسي بسندٍ معتبر عن الامام الصادق (ع) خبراً ذكرت فيه بعض وصايا رسول الله (ص) لأمير المؤمنين (ع) في الليلة التي كانت فيها وفاته). (شیخ طوسی با سندی معتبر از امام صادق (ع) خبر برخی از وصیت های رسول الله (ص) به علی (ع) در شب وفاتشان را ذکر نمود).

سید محمد محمد صادق الصدر نیز صحت سند وصیت را جستجو و آن را در کتاب تاريخ ما بعد الظهور ص۶۴۱ ذکر نمود.
مصدر فارسى دیگر: ترجمه ی حديث از كتاب مهدى موعود ج ۱۳ صفحه ۵۵۱ و ۵۵۲ باب سى و چهارم: ذكر خلفاء حضرت مهدى (ع) و اولاد او و احوالى كه بعد از آن حضرت واقع مى شود.

 

ادامه مطلب...

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/html/pagination.php on line 97

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/html/pagination.php on line 103

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/html/pagination.php on line 97

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/html/pagination.php on line 103

امام احمدالحسن (ع) فرمودند:

«ای مردم، علمای گمراه و پیروان‌شان شما را فریب ندهند. بخوانید، جستجو کنید، دقت کـنید و بـیاموزید و خود حقيقت را بـيابـيد و بر كس دیگری توکل نکـنید تا برای آخرت شما تصمیم‌گیری کند زیرا که فردا پشیـمان خواهید شد و فردا پشیمانی را سودی نخواهد داشت». خطبه پنجم محرم ۱۳۸۹ هـ.ش.سايت مهديون , سايت انصار امام مهدي , سايت رسمي فارسي انصار امام مهدي , سايت سيد احمدالحسن , سايت يماني , نقد يماني , يماني کيست , نقد احمدالحسن , ادله احمدالحسن , راه شناخت يماني , راه شناخت يماني چيست , يمن و آخرالزمان , سيد يماني , سيد احمد الحسن يماني , عکس سيد يماني , يماني ظهور کرد , نشانه هاي سيد يماني , سيد احمدالحسن,يماني , يماني موعود , مهدي اول , احمدالحسن , احمد الحسن , طالع مشرقي , خراساني , پرچم هاي خراسان , طالقان , انصار طالقان , علائم ظهور , امام احمدالحسن , احمد, خسف بيداء , خسف بيدا , شبيه عيسي , مصلوب , ملک عبدالله , سفياني , دجال اکبر , شام , يمن , انا يماني , سوريه , ايران , عراق , بصره , دجال بصره , حيدر مشتت , دجله بصره , قائم , امام زمان , مهدي , مهديون , سيد احمد الحسن يماني , سيد يماني کيست , احمد الحسن کيست , سيد يماني در عراق , يماني موعود , کشته شدن نفس زکيه چيست , خروج يماني , ظهور يماني , سايت سيد احمد الحسن يماني , عکس احمد الحسن يماني , فرقه يماني در ايران , فرقه يماني , فرقه يماني چيست , احمد الحسن يماني کيست ؟ , رائفي پور احمد الحسن , عکس احمد الحسن يماني , مسيح , دين مسيح , عيسي مسيح کيست , صليب مسيح , صليب کشيدن , صليب مسيحيت , عکس هاي صليب , صليب نشانه چيست , قوانين دين مسيحيت , احکام دين مسيحيت , مسيحيت در ايران , آشنايي با دين مسيحيت , کتاب مقدس , انجيل , تورات , حواريون , مريم , مريم مقدس , تنخ , نظريه تکامل انسان , نظريه تکامل داروين چيست , نظريه تکامل داروين pdf , رد نظريه تکامل , نظريه تکامل داروين به زبان ساده , نظريه داروين تکامل انسان , نظريه تکامل و انسان , فيلم تکامل , داوکينز , هاوکينگ , خداناباوران مشهور , دلايل خداناباوران , خداناباوران , آتئيست , منکر وجود خدا در جدول ,دانشمندان خدا باور , آتئيست و آگنوستيک , نقد آتئيست , کانال آتئيست ها در تلگرام , آتئيست تلگرام , آتئيست کيست , نماد آتئيست , ستاره شش پر , ستاره پنج پر , ستاره حضرت سليمان , ستاره داوود در اسلام , طلسم ستاره داوود , قانون معرفت حجت , راه شناخت حجت هاي الهي , راه شناخت امام , قيامت , عذاب , آخرالزمان , نشانه هاي آخر الزمان , نشانه هاي آخرالزمان در تهران , آخرالزمان+پيشگويي , اخر الزمان رائفي پور , آخرالزمان و داعش , نشانه هاي آخرالزمان در قرآن , صاحب الزمان , حجت بن الحسن , آيا امام زمان داراي زن و فرزند هستند , فرزندان امام زمان , 12 مهدي , وصيت پيامبر , وصيت پيامبر دوازده مهدي , متن وصيت پيامبر , وصيت پيامبر به امام علي , وصيت نامه پيامبر , وصيت نامه حضرت محمد , شب وفات پيامبر , حديث وصيت , حديث ثقلين , امام احمد , احمدالحسن , دلايل سيد احمد الحسن براي شيعه ,الحاد , ادله دعوت يماني , روياي صادقه , مکتب نجف اشرف , کتاب توهم الحاد , کتاب توهم بي خدايي , کتاب عقائد الاسلام , کتب سيد احمدالحسن , آيه اکمال الدين , تدريس آيه اکمال الدين , پالتاک , فيس بوک امام احمدالحسن , فيسبوک امام احمد الحسن , خطبه هاي امام احمدالحسن , ادله دعوت براي سني ها , دانلود کتب ترجمه احمدالحسن , کتب سيد احمد الحسن , دعوت سيد احمد الحسن , پيام هاي فيس بوک سيد احمد الحسن , منابع رسمي دعوت يماني , دعوت يماني , يماني کيست , نقد الحاد , محمد نبي در عهدين , هفته نامه زمان ظهور , سايت هفته نامه زمان ظهور , موسسه وارثين ملکوت , وبسايت انگليسي انصار امام مهدي , وبسايت فارسي انصار امام مهدي , تالار گفتگو انصار امام مهدي , علماي غير عامل , فقهاي آخرالزمان , گوساله سامري , اهل تسنن , انصار امام مهدي , 10313 , 313 , دوازده مهديين , احمد الحسني , احمد الحسن اليماني , احمد الحسن يماني سايت , احمد الحسن يماني کيست؟ , سيد احمد الحسن يماني ع , سيد حسن حمامي , شيخ ناظم عقيلي , دکتر علاء سالم , دعوت مبارک يماني , راه شناخت يماني , يماني از يمن , يماني از کجا خروج مي کند , انصار الله , انصار امام مهدي , انصار امام احمد اليماني , انصار امام المهدي , سيد يماني , سيد يماني ظهور کرد , سيد يماني کيست , روايات آخرالزمان , روايات خمس , روايات ظهور , روايات يماني , روايات درباره يماني , روايات خروج يماني , روايات قيام يماني , حديث وصيت , مهديون , مهديون شاهد , مهديون چه کساني هستند , حديث 12 مهدي , 12 مهدي , احمديم احمدي , عکس يماني , تصاوير يماني , عکس سيد يماني , عکس احمد الحسن يماني , صاحب پرچم هدايت , جريان مدعي يماني ,تصاوير دروغين منتسب به سيد احمد الحسن يماني ,پسر انسان در کتاب مقدس , پسر انسان در انجيل , پسر انسان کيست, صليب شکسته , يماني , احمد الحسن , کتاب توهم بي خدايي , کتاب توهم الحاد , کتاب عقائد الاسلام , کتاب گوساله , کتاب همگام با بنده صالح , کتاب همگام با عبد صالح , کتاب وصيت مقدس , کتاب وصيت مقدس نوشتار بازدارنده از گمراهي , کتاب توحيد , کتاب وصي در تورات, انجيل و قرآن , کتاب چشم اندازي هاي از قوم سومر و آکد , سومر و آکد , سومر , کتاب تفسير آيه اي از سوره يونس , تفسير سوره يونس , کتاب سرگرداني , کتاب راه به سوي خدا , کتاب شرايع الاسلام , کتاب شرائع الاسلام , کتاب رجعت , کتاب رجعت سومين روز از روزهاي بزرگ خدا , رساله اي در فقه خمس , کتب سيد احمد الحسن , دانلود کتاب هاي سيد احمد الحسن , کتاب سيد احمد الحسن , علم سيد احمد الحسن , علوم سيد احمد الحسن , کتب روايي , سفر حضرت موسي به مجمع البحرين , کتاب روشنگري هايي از دعوت فرستادگان , کتاب روشنگري از دعوت فرستادگان , نامه هدايت , ادله مسيحيان , کتاب پاسخ هاي روشنگرانه , جواب المنير , نصيحتي براي طلبه هاي حوزه هاي علميه , نصيحتي براي طلاب حوزه هاي علميه , کتاب جهاد درب بهشت , جهاد , جهاد اکبر , کتاب متشابهات , دانلود کتاب متشابهات , بيان حق و سداد از طريق علم اعداد , علم اعداد , کتاب سيزدهمين حواري , کتاب حواري سيزده , حواريون , کتاب حاکميت الله نه حاکميت مردم , حاکميت الله , دموکراسي , کتاب گزيده اي از تفسير سوره فاتحه , سوره فاتحه , تفسير سوره فاتحه , پاسخ هاي فقهي , کتاب طهارت , دانلود کتب يماني , دانلود کتب سيد احمد الحسن , کتب انصار امام مهدي , دلايل عام دعوت , علم سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار امام مهدي , سايت انصار امام مهدي , انصار , علاء سالم ,رسالتي در يگانگي شخصيت مهدي اول, قائم و يماني , گفتگوي داستاني درباره‌ي دعوت مبارک يماني , رسالتي آشکار , کتاب دليل ادله , شيخ ناظم عقيلي , وصي در کتاب , کتاب برهان مبين , ابن تمام , يماني کيست , ملاقات با امام مهدي , کتاب وصيت و وصي احمد الحسن عليه السلام ,پژوهشي در شخصيت يماني , کتاب يماني موعود حجت الله , شيخ حيدر زيادي , علامات زمان ظهور , يماني امام مهدي , کتاب ضرورت وجود زمينه ساز , بشار الفيصلي , سفياني به آستانه‌ي درب‌ها رسيده پس يماني کجاست؟ , شيخ عادل سعيدي , اخبار طاهرين در مورد مهدي و مهديين (ع) , روايات مهديين , دلايل اثبات ذريه‎ي امام مهدي , رسالتي در مورد روايت اصبغ بن نُباته  , چهل حديث در مورد مهديين و ذريه قائم , کتاب چهل حديث , کتاب مهديين دوازده‌گانه فرزندان امام مهدي  , کتاب در پيشگاه صيحه , زکي انصاري , خواب , ارکان رويا , کتاب کرامات و غيبيات , انصار سيد احمد الحسن , کتاب رؤيا در مفهوم اهل بيت  , استاد ضياء زيدي , رؤياي صادقه , بازگو کردن رؤيا ,کتاب شيعيان در معرض آزمايش , دکتر عبدالرزاق ديراوي , کتاب خوش آمدي اي فرزند فاطمه  , کتاب شکست منتظران , کتاب مجتمع ما بين تکبر و نفاق , کتاب بلکه هدايت شويد , شيخ ناظم عقيلي , فقهاي آخر الزمان , کتاب فرمان‌روايي امروز از آنِ کيست , کتاب همانا که تأويلش فرا رسيد , متشابهات , حق اين‌گونه شناخته مي‌شود نه با شبهات , شيخ عبد العالي منصوري , احمد الحسن , احمد موعود- پيوند دهنده‌ي رسالت‌هاي آسماني و کشتي نجات برگزيدگان , دکتر علاء سالم , کتاب احمد موعود , شبيه عيسي و مصلوب کيست؟ , شبيه عيسي , شبيه عيسي عليه السلام , روزگار رهائي (روز بزرگ و وحشتناک خدا) , کتاب روزگار رهايي , استاد عادل سعيدي , کتاب مسيح راز خداوند , شيخ صادق محمدي , کتاب يحياي عصر , کتاب مهدي ولي الله , دعوت يماني , يماني , سيد يماني , سيد احمد الحسن , مهديين , دانلود کتاب غيبت طوسي , کتاب الغيبه طوسي , کتاب غيبت نعماني , کتاب اصول کافي , کتاب ملاحم و فتن , کتاب بشارت الاسلام , کتاب کمال الدين , دانلود کتاب مقدس , عهد عتيق , کتاب مقدس , تورات , دانلود کتاب تورات , عهد جديد , انجيل , اناجيل اربعه , دانلود کتاب انجيل , سفر پيدايش , کتاب پيدايش , کتاب خروج , کتاب تثنيه , کتاب اشعيا , کتاب داوود , کتاب مزامير , کتاب ارميا , کتاب دانيال , کتاب حبقوق , انجيل متي , انجيل يوحنا , انجيل مرقس , انجيل لوقا , انجيل برنابا , انجيل يهودا , کتاب روميان , دانلود کتب مسيحيان , دانلود کتب يهوديان , رساله يهودا , يهودا , مکاشفه يوحنا , يوحنا لاهوتي , شمعون , پطرس , نظریه فرگشت , نظریه تکامل , تطور , تکامل , فرگشت ,چارلز داروین , داوکینز , خداناباوران , توهم بی خدایی , کتاب توهم بی خدایی , ادله سید احمدالحسن برای خداناباوران , خدا , دلایل وجود خدا , برهان نظم , اثرات خدا , آتئیست , ادله امام احمد الحسن , یمانی , قیام گر مشرق , مهدی اول , عصمت یمانی , یمانی از یمن , یمن , راه شناخت یمانی چیست , راه شناخت یمانی , قانون شناخت خلفای الهی , قانون معرفت حجت , دعوت به حاکمیت خدا , رویای صادقه , استخاره , سید احمد الحسن یمانی , سید یمانی , وصی سیزدهم , مهدیین , فرزندان امام مهدی , وصیت مقدس رسول الله , مهدیین , مهدیین در قرآن , نام احمد در روایات , صاحب الامر , کتاب عقائد الاسلام , یمانی کیست  , مهدی آخرالزمان , مهدی در قرآن , خلیفة الله مهدی , امام مهدی , علائم قیام , وقت ظهور امام مهدی , حجیت رویا , راههای شناخت خلیفة الله , علم مهدی , بزرگان ادیان الهی , کتاب وصیت مقدس , سیرت سید احمد الحسن , یهودیان , مسیحیان , آیات کتاب مقدس , عیسی مسیح , یحیی , یحیا , فرستادگان الهی , پسر نرینه , پسر انسان , منجی از بصره , تسلی دهنده , غلام امین , یحیی نبی , اشعیا نبی , احمد الحسن , حجت های الهی , نامه هدایت , پاسخ های روشنگرانه , سیزدهمین حواری , حواری سیزده , توهم الحاد , جایگاه معجزه در کتاب مقدس , محمد نبی , بشارت اشعیا , وصی در تورات , سیره دعوت سید احمد الحسن , وصیت شب وفات پیامبر , شجره سید احمد الحسن , نسب سید احمد الحسن , بصره , امام مهدی , صدام طاغوت , طلاب حوزه , صدام ملعون , انصار امام مهدی , یمانی , نسب امام احمد الحسن, نسب سید احمد الحسن , یمانی موعود , سید یمانی , سید احمد الحسن یمانی , وبسایت رسمی مکتب نجف اشرف , وبسایت رسمی انصار امام مهدی , وبسایت رسمی فارسی انصار امام مهدی , وبسایت موسسه وارثین ملکوت , صفحه فیس بوک مکتب نجف

هفته نامه زمان ظهور